7 شهریور، مجمع عمومی انجمن کوه‌نوردان ایران
ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ روز ٧ شهریور ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

مجمع عمومی نوبت دوم انجمن کوه‌نوردان ایران، برای انتخاب هیات مدیره و بازرس جدید، از ساعت 5 بعد از ظهر یکشنبه 7 شهریور در محل دفتر انجمن (تهران- خیابان انقلاب، جنب لاله‌زار، شماره‌ی 590، طبقه‌ی چهارم) برگزار خواهد شد.

لطفا با در دست داشتن کارت عضویت حضور یابید.


 
گرامی‌داشت و مجلس ترحیم پیام بنی‌هاشمی
ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز ۳ شهریور ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

پیام بنی‌هاشمی کوه‌نورد، راهنمای طبیعت‌پیمایی، راهنما و مربی «رفتینگ» (قایق‌رانی در آب‌های خروشان)، و امدادگری پرکار بود. او همچنین دوستی خوش‌برخورد بود که خاطره‌های خوب بسیاری از خویش به جا گذاشته است.

در روز جمعه 29 مرداد، در حالی که به عنوان یکی از راهنمایان رفتینگ همراه گروهی حرفه‌ای و مسافران آن گروه بود، در رودخانه‌ی هراز بر اثر پیشامدی نامنتظر، نتوانست قایق خود را به سمت بی‌خطر رودخانه هدایت کند و وارد یک بخش صخره‌ای شد. سپس در وضعیت خطرناکی گرفتار و به زیر قایق کشیده شد. او مدت بسیار کوتاهی زیر آب ماند، اما متاسفانه بیرون کشیده شدن و انجام عملیات احیا و انتقال به بیمارستان، موثر واقع نشد و جان خود را از دست داد.

پیام از اعضای قدیمی انجمن کوه‌نوردان ایران هم بود. درگذشت او را به خانواده و دوستانش تسلیت می‌گوییم.

مجلس ترحیم او در روز چهارشنبه سوم شهریور از ساعت 16 تا 17:30، در تهران- خیابان سهروردی، خیابان خرمشهر، خیابان شهید عشقباز، میدان نیلوفر، مسجد الرضا برگزار می‌شود.



 
آب در ایران، گران‌تر از آمریکا است!
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

در «کنفرانس ملی اقتصاد آّب» که در روز پنجم مرداد 95 توسط وزارت نیرو برگزار شد و گزارشی از آن در روزنامه‌ی ایران ششم مرداد 95 آمده، مدیران آب کشور و کارشناسان مدعو ایشان، علاوه بر تکرار نکته‌های بدیهی مانند این که ایران روی کمربند خشک جهان قرار دارد و میانگین بارندگی‌های آن یک سوم جهانی است، یک نکته‌ی دیگر را هم چندین بار بازگو کردند. و آن این که آب و برق ارزان است و تا گران نشود، مصرف آن پایین نمی‌آید. در این کنفرانس، که به سبک همیشگی آب‌نیرویی‌ها با زرق و برق و هزینه‌ی بسیار برگزار گردید، به سوء‌مدیریت مزمن در بخش آب کشور تقریبا اشاره‌ای نشد.

 

اما آب نباید گران شود، به چند دلیل ساده:

 1- برخورداری از آب، مانند حق تنفس جزو حقوق اولیه‌ی انسان‌ها است؛ در جایی که قانون اساسی ما رفع «محرومیت در زمینه‌های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و...» را جزو وظیفه‌های دولت در قبال ملت قرار داده (اصل سوم) و رودخانه‌ها و دیگر آب‌های عمومی را جزو «ثروت‌های عمومی» تلقی کرده (اصل چهل و پنجم)، بدیهی است که آب باید با کم‌ترین تبعیض و با حفظ حقوق نسل‌های آینده، در اختیار همگان باشد. در واقع، دولت باید سازوکارهایی را فراهم کند که آب، متناسب با نیاز بخش‌های گوناگون، به دست همه برسد و آن کسانی که آب را به شکل غیراصولی مصرف می‌کنند، جریمه شوند. گران کردن آب و خصوصی کردن آن اما، جریمه کردن همگان است.

2- آن‌چه که به عنوان مقایسه‌ی قیمت آب در ایران با قیمت آب در کشورهای دیگر ذکر می‌شود (مثلا در خبرآنلاین 13/5/1395 ) و حتی آن را «راه نجات از خشکسالی» می‌داند(!) بسیار جای بحث دارد؛ نخست این که قیمت آّب را در ایران، بدون توجه به سطح درآمد ایرانیان،در نظر می‌گیرد. اگر مطلق درآمد ایرانیان را با مطلق درآمد سرانه‌ی آمریکاییان مقایسه کنیم، درآمد ما حدود یک دهم آمریکاییان است، در صورتی که متوسط قیمت آب آشامیدنی در ایران (هر مترمکعب حدود 400 تومان، معادل 13 سنت برپایه‌ی نرخ رسمی هر دلار 3000 تومان) تقریبا یک سوم قیمت آب در آمریکا است. به عبارت دیگر، آب در ایران، سه برابر گران‌تر از آمریکا است! چنان که گوشت و مرغ و برنج و گندم هم در ایران گران‌تر از آمریکا است. بگذریم که برای حدود سی درصد خانوارهای ایرانی که به گفته‌ی سازمان آب، بیش از الگوی مصرف، آب مصرف می‌کنند، این ماده‌ی حیاتی (با احتساب مالیات و حق انشعاب فاضلاب، و...) مترمکعبی هزار تومان و بیشتر درمی‌آید.  دوم این که نمی‌گویند که در آمریکا یا آلمان، به دلیل بالا بودن سطح دستمزدها و خدمات و به دلیل گران بودن حامل‌های انرژِی، پولی که بابت آب گرفته می‌شود، به طور عمده هزینه‌ی رساندن آب به دست مصرف‌کننده است. از آن‌جا که دستمزد در ایران پایین است، باید قیمت آب هم پایین باشد. سوم این که نمی‌گویند در کشورهایی که خدمات اجتماعی بالا است، مانند سوئد و نروژ که مردم‌شان هم جزو بالاترین گروه‌های درآمدی جهان هستند، آب آشامیدنی لوله‌کشی و باکیفیت، تقریبا مجانی است، و فقط برای خانه‌های ویلایی است که آّ‌ب‌بهای جداگانه دریافت می‌شود.

 3- در کشورهای آمریکای شمالی و اروپا و استرالیا، دولت‌ها یارانه‌های سنگینی به بخش کشاورزی می‌دهند، در صورتی که در ایران یارانه‌ی این بخش حیاتی بسیار ناچیز است و اگر آب کشاورزی گران‌تر شود (که هم‌اکنون هم بنا بر آن‌چه که در یادداشت «آب را گران نکنید» گفتم، ارزان نیست) فشار بیشتری بر کشاورزان و عموم مردم که مصرف‌کننده‌ی محصولات کشاورزی هستند، وارد خواهد شد.

4- اگر قرار بود که گران شدن آب، مصرف را کاهش دهد، می‌بایست در چند دهه‌ی گذشته که قیمت آب صدها برابر شده، مصرف هم کاهش یابد که نه تنها چنین نشده، بلکه مصرف به شکل بی‌رویه‌ای افزایش یافته است. در واقع، گران شدن آب مانند هر گرانی دیگر، اثر خود را به بخش‌های دیگر منتقل خواهد کرد و سبب افزایش تورم خواهد شد.

 5- در شرایطی که هنوز امکان صرفه‌جویی در آب به علت در دسترس نبودن امکانات فنی و مالی فراهم نشده، و از سوی دیگر کنترل برداشت‌کنندگان غیرمجاز به علت گستردگی کار و فساد اداری همچنان ناممکن به نظر می‌رسد، گران شدن آب قطعا به برداشت‌های غیرقانونی دامن خواهد زد، چرا که کالای گران ارزش بیشتری برای دزدیدن دارد! به عبارت دیگر، شهروندان ساده و تسلیم در برابر قانون، بار گرانی را بر دوش خواهند کشید و شرایط برای آنان که کار غیرقانونی می‌کنند، بهتر خواهد شد (شبیه سخت‌گیری در گمرک‌ها که واردکنندگان مجاز را درفشار می‌گذارد، و به همین علت کار خلافکاران داخل گمرک و قاچاقچیان رونق می‌گیرد).

 6- در چند دهه‌ی گذشته، چند صد میلیارد دلار صرف طرح‌های آبی شده و نتیجه‌ی آن، تشدید مشکل آب بوده است؛ رسیدن پول بیشتر به دستگاهی که این همه سال متولی آب بوده و اصلا کارنامه‌ی قابل قبولی ندارد، نتیجه را باز هم بدتر خواهد کرد. تا هنگامی که دایره‌ی وسیعی از مردم (نمایندگان کشاورزان، مشترکان خانگی، مصرف‌کنندگان صنعتی، سازمان‌های مردم‌نهاد) و نمایندگان سازمان‌های دولتی مسوول محیط زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، و مجلس در مدیریت آب مشارکت نداشته باشند، و سرنوشت آب فقط در دست شماری مهندس سازه‌های آبی باشد، وضع روز به روز بدتر خواهد شد.

طرح‌هایی مانند ایجاد «بازار آب» که از دل وزارت نیرو بیرون می‌آید و قرار است که برنامه‌ریزی و مدیریت آن‌ها را باز هم همین دستگاه ناکارآمد برعهده بگیرد، فقط به نفع گروه بسیار کوچک رانت‌خواران و سرمایه‌داران بزرگ خواهد بود تا  آب یا حق استفاده از آب را نیز مانند زمین‌های ملی تبدیل به کالای تجاری کنند و به مالکیت خود درآورند.


 
تعادل اکولوژیک کوه صفه در معرض خطر
ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱ شهریور ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

مصاحبه با «دکتر سید احمد خاتون­ آبادی» – استاد محیط ­زیست و منابع طبیعی

روزنامه «اصفهان امروز» - شنبه 1395/05/30

 

دکتر «سید احمد خاتون­ آبادی» می­گوید وضعیت محیط­‌زیست صفه رو به وخامت می‌رود. از دیدگاه تخصصی وی، انواع ساخت­وسازها، تردد تاکسی­ها در محیط کوهستانی، احداث و توسعه تله‌­کابین، ورود بی حد و حساب جمعیت به محیط فرسایشی آنجا، انتقال آب در روزگار خشکسالی برای مصارف گوناگون بیش از نیاز فضای سبز و در مجموع این حجم بارگذاری عمرانی در منطقه، برهم زننده‌ی تعادل اکوسیستم بوده و در پی آن، مصرف مقدار زیاد انرژی، بیشتر از ظرفیت پالایش و هضم طبیعت است.

تقریبا تمامی اهالی محیط­‌زیست حتی بسیاری از شهروندان عادی که اخبار و مقالات مربوط به زاینده‌­رود، آلودگی هوا و یا آسیب­های ساخت سدهای بزرگ برای محیط‌­زیست را دنبال میکنند، این استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان را می­شناسند. اظهارنظرها و نقدهای بی‌­تعارف و علمی وی، به‌دور از جانبداری و محافظه­‌کاری‌­هایی است که گاهی برخی از بزرگان محیط‌­زیست را از مصاحبه و گفتگو باز می­دارد یا از صراحت کلامشان می‌­کاهد.

او سال­ها در ایران و یا در دانشگاه‌های خارج از کشور از جمله «وسترن سیدنی» در استرالیا، «بریتیش کلمبیا» و «گلف» در کانادا و دانشگاه ایالتی «میشیگان» امریکا، به پژوهش پیرامون توسعه پایدار شهری، محیط زیست و کشاورزی پایدار، فضای‌­سبز و منابع طبیعی پرداخته و از سال 1374، عضو هیئت مدیره جمعیت "پیام سبز" می­باشد.

به گفتگویی کوتاه با دکتر خاتون‌آبادی پیرامون حال و روز طبیعت کوهستانی صفه پرداختیم که مشروح آن را در ادامه می­خوانید:

 

- نظر شما پیرامون فعالیت­های عمرانی در کوه صفه بمنظور جذب گردشگر و ارائه خدمات بیشتر چیست؟

بطور کلی در اکوسیستم­های کوهستانی، حتما باید تعاملی بین آب، گیاه، جانوران و انسان داشته باشیم. در منطقه صفه، تله ­کابین یکی از مواردی است که این تعادل را بهم می­زند. در مناطقی شبیه شمال ایران یا بعضی کشورها، شاید پتانسیل احداث تله­ کابین وجود دارد، زیرا وقتی به قسمتهای بالاتر می­رسند تازه شروع یک سلسله جبال است و به نوعی برای خودش یک آغاز است. ولی اینجا یک انتهاست، چرا که صفه یک کوه نیست، یک بلندی است که برای تعادل اکولوژیک در دشت فرودست اصفهان مفید است. بویژه اینکه جنبه ای تاریخی هم دارد. وقتی بوسیله انرژی، یک بارگذاری جدید تحمیل کنیم، اینکار برهم زننده­ ی تعادل است و من فکر می­کنم نصب اینتله ­کابین، شروعی است که معلوم نیست به کجا ختم می­شود. بحث اساسی ما در منطقه صفه، عبارتست از برهم خوردن تعادل.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه به رییس جمهور در اعتراض به طرح انتقال آب از خزر
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

در چند ماه گذشته، این نامه‌ی سرگشاده (و مضمون‌های مشابه) از سوی چندین انجمن، شبکه‌ها‌ی سازمان‌های مردم‌نهاد، و هزاران فرد، امضا یا در شبکه‌های اجتماعی تایید شده است. سازمان‌های مردم‌نهاد مدافع محیط زیست در استان‌های مازندران و سمنان هم مخالفت خود را با طرح انتقال آب از حوزه‌ی خزر به استان سمنان اعلام کرده اند.

 

جناب آقای روحانی، رییس جمهور گرامی

با سلام و احترام؛

  جای کمال خوشوقتی است که دولت جنابعالی، مطابق برنامه‌ها و سیاست‌های اعلام‌شده، توجه ویژه‌ای به موضوع حیاتی محیط زیست و مساله‌ی آب دارد که نمونه‌ی برجسته‌ی آن، اهتمام به احیای دریاچه‌ی ارومیه بوده است. با این حال، به نظر می‌رسد که پاره‌ای محافل تصمیم‌ساز همچنان در موضوع مدیریت منابع آب، بر دست‌کاری شدید در سامانه‌های طبیعی، سدسازی، انتقال بین‌حوزه‌ای، عرضه‌ی هرچه بیشتر آب و بی‌اعتنایی به تجربه‌های بومی مناطق در استفاده از آب اصرار دارند. بی آن که بخواهیم در این‌ نامه وارد نقد این سیاست شویم، فقط اشاره می‌کنیم که نتیجه‌ی شیوه‌های مدیریت آب در چند دهه‌ی گذشته، این بوده است که پهنه‌های سطحی آب شیرین کشور به‌کلی خشک یا به شدت محدود شده، بخش‌های بزرگی از رودخانه‌های کشور خروش خود را از دست داده، و عمق چاه‌های آب‌ به چند صد متر رسیده، که این‌ها در مجموع سرزمین ما را در شیوه‌ی مصرف آب، در پایین‌ترین رده‌‌های جهانی قرار داده است.

با توجه به این موردها، ضرورت دارد که در موضوع مدیریت منابع آب، بازنگری اساسی صورت گیرد، و دست‌کم برای مدتی از اجرای پروژه‌هایی شبیه به آن‌چه که در چند دهه‌ی گذشته اجرا شده و سرنوشتی تلخ را برای آب کشور رقم زده، خودداری شود. متوقف ساختن طرح‌های سدسازی و انتقال آب، همراه با فراهم ساختن فضای نقد و مناظره‌ی  رو در رو با مدیران آب، قطعا کمک خواهد کرد که در شرایط سختی که از نظر تغییر اقلیم و افزایش جمعیت در پیش رو داریم، به راهکارهای مناسب‌تری دست یابیم.

طرح انتقال آب از دریای خزر به استان سمنان، از همین‌گونه طرح‌ها است که به جای اصلاح شیوه‌های مصرف آب و مدیریت تقاضا، بر پایه‌ی عرضه‌ی آب و تشویق به مصرف بیشتر قرار دارد. این طرح، با هزینه‌ای بسیار بالا، اولا فشار زیادی به منابع مالی محدود کشور وارد خواهد کرد و در ثانی سبب بروز مشکلات پرشماری خواهد شد که در زیر به چند مورد آن اشاره می‌شود:

  • تخریب اندک بخش‌هایی از ساحل خزر که کم و بیش دست‌نخورده باقی مانده است.
  • برهم زدن تعادل نمک دریا در محدوده‌ی ساحل که موجب آسیب‌دیدگی زیست‌بوم و کاهش ذخیره‌ی ماهیان خواهد شد.
  • تخریب جلگه و کوهستان و مرتع و جنگل در مسیر طولانی خط انتقال که موجب چندپاره شدن زیست‌بوم‌ها و زمین‌های کشاورزی خواهد شد.
  • افزایش تقاضا برای انرژی به منظور تلمبه کردن آب در یک مسیر پر فراز و نشیب از ارتفاع پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد تا ارتفاع بیش از دو هزار متر.
  • دامن زدن به تقاضای بیشتر آب، به جای چاره‌اندیشی برای مصرف درست این ماده‌ی حیاتی و کمیاب.
  • برهم زدن وضعیت خاک در استان سمنان و بیشتر کردن شوری آن به دلیل آبیاری نامتناسب با اقلیم.
  • ایجاد اختلاف‌های اجتماعی بین استانی و بین منطقه‌ای.

توجه جنابعالی را به این نکته جلب می‌کنیم که مدافعان طرح، اثرات منفی آن را بیش از حد کوچک جلوه می‌دهند و برای مثال اشاره می‌کنند که فقط چند هکتار جنگل نابود می‌شود، یا نمک‌های حاصل از شیرین‌سازی آب دریا را می‌توان به جای دیگر حمل کرد، و یا آب انتقالی فقط برای آشامیدن و مصرف صنعتی خواهد بود. اما تجربه نشان داده که تاثیر مخرب این‌گونه طرح‌ها همیشه بیشتر از آنی است که در ابتدا گفته می‌شود.

با توجه به موارد بالا، و با توجه به این که با سرمایه‌ای به مراتب کم‌تر از اعتبار لازم برای شیرین‌سازی و انتقال آب از مازندران به سمنان، امکان ارتقای بهره‌وری آب وجود دارد، درخواست داریم دستور فرمایید تا طرح انتقال آب از حوزه‌ی دریای خزر به استان سمنان (و هرجای دیگر) متوقف گردد و اجازه داده شود که کارشناسان مستقل، نمایندگان همه‌ی ذینفعان، و کنشگران محیط زیست، در فرصت کافی راه‌های جایگزین را برای حل مشکل آب و یا تطبیق با شرایط اقلیمی جدید ارایه دهند.


 
ثبت نام نامزدان هیات مدیره‌ی انجمن کوه‌نوردان ایران
ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

به آگاهی می‌رساند که مجمع عمومی عادی نوبت دوم انجمن کوه‌نوردان ایران در روز هفتم شهریور از ساعت  17 تا 20 در محل  خیابان انقلاب، جنب لاله زار، شماره 590، طبقه 4 واحد 12 برگزار خواهد شد. با توجه به این که نام داوطلبان عضویت در هیات مدیره باید در فرم‌های امضاشده، پیش از برگزاری مجمع به وزارت کشور فرستاده شود، لذا از داوطلبان محترم درخواست می‌شود در روز شنبه 30 مرداد بین ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر برای دریافت و امضای فرم به دفتر انجمن مراجعه کنند.


 
اسکندر فیروز؛ چهره‌ا‌ی ملی و ذخیره‌ای ارجمند
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت کوشان مهران و من را با این عنوان، می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
گرامی‌داشت چهلمین سال نخستین هشت‌هزار متری ایرانیان
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

فدراسیون کوه‌نوردی

٢٠  مهرماه ۱۳۵۵ برابر با ۱۲ اکتبر ۱۹۷۶ نخستین صعود موفق ایرانیان بر روی یک قله ۸۰۰۰ متری با صعود مشترک تیمهای ایران و ژاپن محقق گردید.

این مهم با صعود محمدجعفر اسدی به همراه کاگیاما از ژاپن و شرپای نپالی همراهشان پاسانگ شرپا (تاکسیندو) به هشتمین کوه مرتفع دنیا ماناسلو ۸۱۶۳ متر به ثبت رسید.
اینک و در آستانه چهلمین سالروز صعود مذکور و باحضور اعضای حاضر آن تیم، و همچنین کلیه ایرانیان فاتح ماناسلو، یاد آن صعود را گرامی خواهیم داشت.
شایان ذکر است؛ در این مراسم ۵ عضو ژاپنی و ۵ عضو ایرانی (تیمسار محمدخاکبیز ، محمد جعفر اسدی، یوسف هندی، قاسم دادفرمای، محمد بهزادی) و همچنین خانواده های مرحوم مهدیزاده، مرحوم محمد پور و مرحوم رابوکی حضور خواهند داشت.
یادآور می شود؛ در این مراسم از ۱۵ ایرانی نیز که تاکنون موفق به صعود قله ماناسلو شده اند تجلیل به عمل خواهد آمد.


زمان: ۱۷ مرداد ماه ۹۵ از ساعت ۱۷ الی ۲۰
مکان: سالن شهید قندی وزارت ارتباطات

 


 
عکسی از قدرت رجایی
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱٦ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

قدرت‌الله رجایی، از آن شخصیت‌های دوست داشتنی بود که هم‌نشینی با ایشان، به انسان آرامش می‌دهد. هر بار که در آمل یا کوه‌های منطقه دیدمش، باوجود ناراحتی ریه و بیماری مزمنی که داشت، او را لبخند بر لب و مشغول به کارهای هیات کوه‌نوردی یا انجمن یا برنامه یافتم. یادش گرامی... .

 این عکس، مربوط به همایش روز جهانی کوهستان سال 1390 است که مانند دیگر کارهایی که دوستان آملی برعهده می‌گیرند، عالی برگزار شد.


 
درگذشت قدرت‌الله رجایی، کوه‌نورد باسابقه‌ی آملی
ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

قدرت‌الله رجایی که از کوه‌نوردان فعال و خوش‌برخورد و مردم‌دار آمل بود و چند سالی هم ریاست هیات کوه‌نوردی شهرستان آمل را برعهده داشت، درگذشت. او همچنین عضو انجمن کوه‌نوردان ایران و یکی از حامیان معنوی انجمن در مازندران بود. ایشان از سال‌ها پیش، گویا به علت استنشاق شدید گاز گوگرد هنگام گرفتار شدن در هوای بد بر روی قله‌ی تفتان، دچار ناراحتی ریه بود.

از خداوند برای این پیش‌کسوت فقید طلب رحمت داریم و برای خانواده‌ی او آرزوی صبر می‌کنیم.


 
آب را گران نکنید؛ وضع بدتر می‌شود!
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی - همشهری

چیت‌چیان، وزیر نیرو، در «کنفرانس ملی اقتصاد آب» که در پنجم مرداد برگزار شد، گفت: «قیمت‌های پایین فروش آب موجب شده تا مردم برای مصارف خود حدی قایل نباشند». لزوم گران کردن آب، موضوعی است که در دولت یازدهم پیوسته توسط وزارت نیرو، شرکت‌های تابع آن، و اقتصاددان‌های مدافع «بازار آزاد» تبلیغ می‌شود. اما به نظر می‌رسدکه در پس این شعار ظاهرا درست، این نیت نهفته است که مدیریت ناکارآمد و پراشتباه منابع آب که علت اصلی به وجود آمدن مشکلات مربوط به آب است، لاپوشانی شود.

واقعیت این است که آب در ایران ارزان نیست. در بخش کشاورزی که به گفته‌ی خود وزارت نیرو بیش از نود درصد آب در دسترس کشور را صرف می‌کند (و البته این رقم، مورد مناقشه است)، حفر یک چاه عمیق در حدود نود میلیون تومان هزینه دارد. قیمت اجاره‌ی یک ساعت آب چاه‌های عمیق شش اینچی با آبدهی متوسط، در گردش‌های پانزده روزه برای یک سال، در روستاهای حاشیه‌ی کویر در حدود پانصد هزار تومان است. با توجه به این نکته که یک هکتار باغ یا کشتزار (به صورت خیلی تقریبی) دست‌کم به ده دوازده ساعت آب در گردش پانزده روزه نیاز دارد، و با توجه به هزینه‌ی خواب سرمایه‌ی حفر چاه، پول برق مصرفی، تعمیر موتور، دستمزد نگهبان، و دیگر هزینه‌ها، می‌توان گفت که هزینه‌ی آب برای یک هکتار کشاورزی، 8- 7 یا حتی ده میلیون تومان در سال می‌شود. سود خالص (پس از کسر هزینه‌های دستمزد و کود و سم و بیمه و...) در یک هکتار کشاورزی در بیشتر سال‌ها زیر ده میلیون تومان است. از این‌رو، با قاطعیت باید گفت که آب کشاورزی اصلا ارزان نیست. ممکن است سوال شود که پس سود کشاورز کجا است؟! واقعیت تلخ این است که بیشتر کشاورزان، در واقع دستمزد خود و خانواده‌شان را جزو هزینه‌ها حساب نمی‌کنند، چنان که هزینه‌ی خواب سرمایه‌ی اصلی یا همان زمین خود را نیز حساب نمی‌کنند، و «سود»شان بخشی از دستمزد خودشان است!

گران شدن آب، از قضا وضع آب را خراب‌تر خواهد کرد، چرا که در آن صورت حفر چاه‌های غیرمجاز، و  برداشت غیرقانونی از رودخانه‌ها و تالاب‌ها و دریاچه‌های پشت سدها به صرفه‌تر و بیشتر خواهد شد. در نتیجه، منابع آب بیشتر به تحلیل خواهد رفت، و از سوی دیگر مواد غذایی هم گران‌تر خواهد شد.

در مورد آب آشامیدنی نیز دولت به جای گران‌تر کردن آن، ابتدا باید امکان کنترل آب مصرفی هر واحد آپارتمانی و امکان نصب وسایل کاهنده‌ی مصرف را فراهم کند تا هر خانواده بتواند مسوولیت کنترل مصرف خود را برعهده بگیرد.


 
9 مرداد، روز تولد بزرگ‌مرد محیط زیست ایران
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

اسکندر فیروز، پایه‌گذار سازمان حفاظت محیط زیست، در نهم مرداد 1305 در شیراز چشم به جهان گشود. می‌توان او را تا این تاریخ، موثرترین فرد ایرانی در کنش‌های محیط زیستی کشور دانست. و البته، چندان هم جای شگفتی نیست که او نیز مانند بسیاری از دیگر شخصیت‌های ملی مثبت و تاریخ‌ساز ایران، در میهن ناملایمت‌های بسیاری دیده است...! نکته‌ی امیدوارکننده این که فیروز با وجود مشکلاتی که داشته، چنان که شایسته‌ی شخصیتی ملی است، با عشق به ایران در همین سرزمین زندگی می‌کند.

خوشبختانه، در چند سال گذشته، طبیعت‌دوستان غیردولتی ایران کم و بیش توانسته اند فیروز را دیگر بار در جامعه معرفی کنند، کوشش‌هایش را ارج نهند، گفتگوهایی با او ترتیب دهند و آن‌ها را منتشر سازند، و کتاب خاطراتش را که در آمریکا چاپ شده بود، در ایران هم به چاپ برسانند(1). در فضای اینترنت هم می‌توان اشاره‌های به زندگی و کارهای فیروز را یافت؛ از جمله در ویکی‌پدیای فارسی. در جمعه اول مرداد 95 که جشن مردمی تیرگان در رینه برگزار شد، در حضور چند هزار تن از طبیعت‌دوستان کشور، به خدمات این مرد بزرگ اشاره شد و حاضران، با شور فراوان او را تشویق کردند. در لوحی که برگزارکنندگان آن جشن (انجمن دوستداران دماوندکوه و انجمن کوه‌نوردان ایران) به اسکندر فیروز تقدیم کرده اند، آمده است:

 

«جناب آقای اسکندر فیروز

نقش شما در تاریخ حفاظت محیط زیست ایران، یگانه و ماندگار است. ایرانیان برای همیشه به یاد خواهند داشت که تاسیس سازمان حفاظت محیط زیست، تدوین قانون حفاظت و به‌سازی محیط زیست، ثبت منطقه‌های حفاظت‌شده، و تالیف مقاله‌ها و کتاب‌های محیط زیستی، از کارهای ارزنده‌ای بوده که با همت بلند شما در ایران پا گرفت. همچنین جایگاه برجسته‌ی شما در اقدام‌های جهانی برای حفظ محیط زیست، مانند پیمان‌نامه‌ی رامسر، کنفرانس استکهلم، و کنوانسیون حفاظت از دریای خزر، در خاطره‌ی ایرانیان و کنشگران محیط زیست جهان، پایدار خواهد ماند.

در جشن بزرگ تیرگان و روز ملی دماوند، به نمایندگی از سوی هزاران طبیعت‌دوست حاضر در همایش و دیگر ایرانیان دوستدار این آب و خاک، سپاس خود را از تلاش‌های ارزشمندتان، تقدیم حضورتان می‌کنیم.»

***

خواندن خاطرات اسکندر فیروز، نه‌‌تنها برای طرفداران حفظ محیط زیست، بلکه برای جامعه‌شناسان هم ضروری است تا از لابلای سطرهای آن دریابند (و شاید دقیق‌تر بپردازند به این که) شخصیت‌های ملی ما غالبا چگونه ناچار بوده اند که در فضای بیم و امید، راهی بس دشوار و پرمخاطره را برای خدمت به این آب و خاک بپیمایند. در این‌جا با توجه به خاطرات فیروز، به اختصار فقط یک نکته را (که پیش این هم چند بار به آن اشاره داشته ام(2)) یادآور می‌شوم و آن این که امر محیط زیست در همه‌جا و به‌ویژه در ایران، بیش از هر چیز، یک امر اجتماعی و سیاسی (و به همین دلیل، امری خطیر) است.

فیروز با آن که تا سال‌های 1355 و 56 پشتیبان‌های توانمندی در مجموعه‌ی حکومت داشت و با آن که در دوره‌ی ریاستش بر سازمان حفاظت محیط زیست، جمعیت کشور کم‌تر از نیمی از جمعیت امروز بود و به همین دلیل هنوز بخش‌های زیادی از خاک کشور کم و بیش دست‌نخورده و سالم بود، اما با تعارض‌هایی از همان جنس که امروزه شاهد آنیم، روبرو بود. برای مثال: کمبود بودجه برای سازمان حفاظت محیط زیست(3)؛ هزینه‌های زیاد حکومت برای هر کاری، اما تخصیص ندادن بودجه‌ی کافی برای ارتقای سامانه‌ی حمل و نقل همگانی شهری(4)، مخالفت بعضی نمایندگان مجلس با حفاظت از حیوانات وحشی(5)، ورود نظامیان و دیگر افراد بانفوذ به منطقه‌های حفاظت‌شده به بهانه‌های گوناگون و از جمله برای شکار(6)، کوته‌نگری شرکت نفت در موضوع توسعه‌ی پالایشگاه‌ها(7)، و تمایل شرکت‌های ساخت و ساز به تصرف زمین‌هایی که برای پارک پردیسان در نظر گرفته شده بود(8). هیچ یک از این معضل‌ها، مساله‌هایی از جنس مرتبط با علم اکولوژی نیستند، بلکه به مسایل اجتماعی ربط دارند.

در واقع، ریشه‌ی این چالش‌ها به پیش از تاسیس سازمان حفاظت محیط زیست (و بلکه به تاریخ و اوضاع جهان) برمی‌گردد؛ فیروز در جایی اشاره می‌کند که شماری از نمایندگان مجلس و شخصیت‌های بانفوذ اهل همدان در نیمه‌های دهه‌ی سی، برخلاف نظر کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، اصرار داشتند که در ورکانه‌ی همدان سدّی بسازند و آخر هم این کار را کردند(9). مجریان آمریکایی «اصل چهار» هم برای پیشرفت کشور فقط نسخه‌های ساخت و ساز (سدسازی، راه‌سازی، و...) نوشتند(10). فیروز  همچنین می‌نویسد که باوجود علاقه‌اش به علوم طبیعی، پدرش (که از نظامیان رده‌بالای کشور بود) به اوگفت: «ایران، مهندس لازم دارد و درس‌های دیگر چندان سودی ندارد»(11) و او [ناچار] در آمریکا به تحصیل در رشته‌ی ساختمان‌ پرداخت. این همان مشکل اجتماعی کشور ما است که از زمان ورود شیوه‌های نوین آموزش به کشور (از زمان تاسیس دارالفنون) گریبان سامانه‌ی آموزش را گرفته، چنان که شیفته‌ی «فنّ» شده ایم و آن ارزشی را که باید برای علوم زیستی و علوم انسانی قایل شویم، دست کم گرفته ایم.

نمونه‌ی شاخص دخالت بی‌ملاحظه‌ی مردان سیاسی در امر محیط زیست، ناسازگاری شاهپور عبدالرضا با برنامه‌های فیروز بود که سوگیری کامل در جهت حفظ محیط زیست (و نه فقط حفظ شکارگاه‌ها) را پیش گرفته بود. این اختلاف، سبب شد که فیروز در شرایطی که ریاست اتحادیه‌ی جهانی حفاظت طبیعت (IUCN) هم به او پیشنهاد  شده بود، در سال 1356 از ریاست سازمانی که در زمان تاسیس جزو سازمان‌های پیشگام جهان در حفاظت از محیط زیست بود، کناره بگیرد(12)

 

پی‌نوشت


 
برنامه‌هایی به خاطر دو مناسبت مهم در علم‌کوه
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ٤ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

باشگاه کوه‌نوردی و اسکی دماوند و انجمن کوه‌نوردان ایران از ۶ تا ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ مجموعه برنامه‌هایی را به مناسبت هشتادمین سال گشایش مسیر «گُرده‌ی آلمانی‌ها» و پنجاهمین سال گشایش «مسیر فرانسوی‌ها» روی دیواره‌ی شمالی علم‌کوه برگزار می‌کنند. در این برنامه‌ها تلاش خواهد شد که تمامی اصول حفظ محیط کوهستان، از جمله مدیریت پسماند و فضولات، رعایت شود که گزارشی از آن پس از اجرا به آگاهی جامعه‌ی کوه‌نوردی خواهد رسید.

این دو مسیر، از مسیرهای شاخص و کلاسیک علم‌کوه به شمار می‌روند که صعود از آن‌ها به نوعی نشانگر درجه‌هایی از سطح کار فنی کوه‌نوردان ایران است.


 
گرامیداشت پنجاهمین سالگرد گشایش مسیر فرانسوی‌ها؛ دیواره علم کوه
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

در تابستان ۱۳۴۵تیمی ۴ نفره از کوه‌نوردان فرانسوی موفق شدند مسیری را بر روی دیواره علم کوه گشایش کنند.

اینک پس از گذشت ۵۰ سال، دو نفر از اعضای آن تیم برای حضور در مراسم نکوداشت آن صعود و ارائه گزارشی از تلاش خود میهمان کشورمان خواهند بود.

دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵ از ساعت ۱۷ تا ۲۰ در سالن اجتماعات شهید قندی (خیابان شریعتی، بعد از چهارراه قصر، ورودی یک وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات)

انجمن کوه‌نوردان ایران همه‌ی اعضا و دوستان و علاقمندان را به حضور در این مراسم دعوت می‌کند.


 
دوازدهمین جشن تیرگان؛ موضوع ثبت جهانی دماوند، و انتقال آب
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢ امرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

همایش بزرگ «روز ملی دماوند» در روز جمعه اول مرداد در شهر رینه (در پای رخ جنوبی کوه دماوند) با حضور چند هزار تن از کوه‌نوردان و دیگر طبیعت‌دوستان برگزار شد. در تابستان سال 1383 گروه‌های مردمی دوستدار کوهستان تصمیم گرفتند که روزی را به نام روز ملی دماوند نام‌گذاری کنند (پیشنهاد اولیه‌ی این موضوع را حسین عبیری گلپایگانی، فعال محیط زیست داده بود). از سال 1384 روز سیزدهم تیر که در تقویم کهن ایرانی به عنوان روز تیرگان خوانده شده، به دلیل این که با اسطوره‌های مربوط به کوه و آب پیوند دارد با پیشنهاد انجمن کوه‌نوردان ایران، روز ملی دماوند نامیده شد و یک همایش و جشن مردمی در نزدیک‌ترین جمعه به سیزدهم تیر در شهر رینه برگزار گردید. این رسم همه ساله تاکنون برقرار بوده است.

امسال به دلیل مقارن شدن تیرماه با ماه رمضان، این مراسم در اول مرداد برگزار شد. در این مراسم که از حدود 9 صبح تا 6 بعد از ظهر به طول انجامید، چند برنامه به موازات هم اجرا گردید. در غرفه‌هایی که در محوطه‌ی دانشگاه پیام نور برقرار شده بود، شماری از تولیدکنندگان محصولات فرهنگی و فرآورده‌های محلی مازندران، و تعدادی از سازمان‌های مردم‌نهاد به معرفی خود پرداختند. همچنین، گروه‌های محلی، به اجرا موسیقی میدانی پرداختند.

در یک نشست محیط‌زیستی با حضور چند تن از استادان و کنشگران محیط زیست (دکتر حسین آخانی استاد دانشگاه تهران، مهندس درویش مدیرکل آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست، دکتر اسماعیل کهرم مشاور رییس سازمان حفاظت محیط زیست، کمیل سوهانی کارگردان فیلم مادرکشی، رضا کیانیان و میترا حجار بازیگران سینما، عباس محمدی مدیر گروه دیده‌بان کوهستان، دکتر شارع‌پور جامعه‌شناس، مهندس عبادی کارشناس منابع طبیعی، مسعود مولانا دبیر شبکه‌ی سمن‌های مازندارن، مهدی مسچی از انجمن دوستداران دماوند،...)  و جمع بزرگی از مدافعان طبیعت، حاضران از مسوولان سازمان میراث فرهنگی خواستند که در آماده‌سازی پرونده‌ی ثبت دماوند به عنوان میراث جهانی، تسریع کنند. این پرونده، از چند سال پیش، با پیشنهاد و پیگیری سازمان‌های مردم‌نهاد تا حدودی آماده شده است. موضوع دیگری که در این نشست، مورد بحث قرار گرفت، طرح انتقال آب از حوزه‌ی خزر به استان سمنان بود که به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. کارشناسان محیط زیست، جنگل‌داری، کشاورزی و مدیران سمن‌های حاضر در همایش، همچنین مسوولان شبکه‌های محیط زیستی استان‌های سمنان و مازندران، همگی مخالفت خود را با این طرح پرهزینه که اثرات شدیدی بر محیط زیست دو استان خواهد داشت، اعلام کردند. پیشنهاد این اشخاص، به جای انتقال آب، کمک به کشاورزان برای ارتقای روش‌های آبیاری، جلوگیری از هدررفت آب در شبکه‌‌های آب‌رسانی، و اصلاح الگوهای مصرف بود.

در بعد از ظهر، سالن ورزش دانشگاه با حضور چند هزار تن، شاهد اجرای موسیقی‌های محلی و سنتی، سخنرانی چند چهره‌ی برجسته‌ی محیط زیست، و خواندن بیانیه‌ی همایش بود. همچنین به رسم چند سال گذشته، لوح تقدیر از «شخصیت برجسته‌ی محیط زیست» در سال گذشته، اهدا شد. امسال، این لوح به «گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم» که یک نهاد نیکوکاری محیط زیستی است و در سال گذشته نقش موثری در آزادسازی دو محیط‌بان از زندان داشت، داده شد.

مهمان ویژه‌ی جشن تیرگان امسال، اسکندر فیروز، بنیان‌گذار سازمان حفاظت محیط زیست بود که مورد تشویق پرشور حاضران قرار گرفت و لوح سپاسی به خاطر نقش تاریخی ایشان در محیط زیست ایران و جهان، به او اهدا شد. حاضران همچنین نودمین سالگرد تولد او (9 مرداد 1305) را به وی شادباش گفتند.

این جشن و همایش مردمی، از سوی انجمن دوستداران دماوندکوه، و با همکاری انجمن کوه‌نوردان ایران، دانشگاه پیام نور رینه، بخشداری لاریجان، و شهرداری و شورای شهر رینه برگزار گردید.


 
بازی خطرناک انتقال آب در کوه‌های کرمان
ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با عنوان «انتقال آب هلیل‌رود؟!» را می‌توانید در خبرآنلاین یا همشهری بخوانید.


 
جمعه؛ جشن بزرگ تیرگان و روز ملی دماوند
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

همایش زیست‌محیطی و جشن بزرگ روز ملی دماوند، در روز جمعه اول مرداد در دانشگاه پیام نور رینه برگزار خواهد شد.

دفترهای نمایندگی انجمن کوه‌نوردان ایران، گروه‌ها و باشگاه‌های کوه‌نوردی، و دیگر کوه‌نوردان و طبیعت‌دوستان را به حضور در این رویداد دعوت می‌کنیم.

این جشن فرصتی است برای دیدار دوباره، و طرح مهم‌ترین خواسته‌های زیست‌محیطی؛ با حضور خود و فرستادن عکس و گزارش همایش برای رسانه‌های گوناگون، صدایمان را به گوش مسوولان و دیگر مردم برسانیم!


 
دعوت به حضور در جشن تیرگان
ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ٢٦ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

جشن تیرگان و مجموعه برنامه‌های روز ملی دماوند، به یکی از بزرگ‌ترین همایش‌های محیط زیستی و مردمی بدل شده، و در عین حال نمایشی است از تعامل سازنده‌ی مسوولان دولتی و مقام‌های محلی با کنشگران غیردولتی.

جشن تیرگانی که در نزدیک‌ترین جمعه به سیزدهم تیر در شهر رینه، در پای دماوند باشکوه برگزار می‌شود، چند هزار تن را به شکل مستقیم و شاید صدها هزار تن را از طریق رسانه‌ها با پاره‌ای  مسایل محیط زیستی کوهستان‌‌ها آشنا می‌کند.

امسال به خاطر همزمان شدن تیرماه با ماه رمضان، جشن بزرگ تیرگان در روز جمعه اول مرداد برگزار خواهد شد. حضور در این جشن برای همگان آزاد است.

کوه‌نوردان، تلاشگران عرصه‌ی حفاظت از محیط زیست، و دوستداران فرهنگ ایرانی را به برگزاری جشن تیرگان در نقاط گوناگون کشور و یا اجرای صعودهایی با هدف جلب توجه همگان به اهمیت حفاظت از کوه‌ها دعوت می‌کنیم.


 
دو هفته صعود با یاد گشایندگان مسیر ایران
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢٦ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه‌نامه

در حدود ساعت 7:30 بامداد پنج شنبه 27 تیر 1392 آیدین بزرگی از جایی در نزدیکی‌های قله‌ی 8047 متری برودپیک با تهران تماس گرفت و گفت که او و دو همراهش، پویا کیوان و مجتبی جراهی، دیگر نمی‌توانند حرکت کنند و نیاز به کمک دارند؛ کمکی که ممکن نشد.

دو روز پیش از آن، خبر رسیده بود که تیم جوان سه نفره، با به پایان رساندن «مسیر ایران» بر رخ جنوب غربی برودپیک، به قله رسیده ‌است. هزاران نفر منتظر بودند که این گروه کوچکِ مصمم به پایین برسد تا در شیرینی نخستین گشایش مسیر ایرانیان روی یک قله‌ی بلند سهیم شوند. اما، تا غروب شنبه که آخرین پیام‌های آیدین با تلفن ماهواره‌ای به تهران رسید، و تا سه روز پس از آن (1 مرداد) که آخرین تلاش‌های جستجو به پایان رسید، حتی محل دقیق آن سه کوه‌نورد، شناخته یا دیده نشد.

در سومین سالگرد این رویداد تکان‌دهنده، باشگاه کوه‌نوردان آرش اعضای خود و همچنین دیگر کوه‌نوردان را به اجرای برنامه‌هایی با یاد و بزرگداشت سه پیشگام ایرانی گشایش مسیر در هیمالیا دعوت می‌کند. پیشنهاد می‌کنیم برنامه‌های کوه‌نوردی خود را در هفته‌ی پیش و پس از 27 تیر، با عکس‌هایی از آیدین، پویا، و مجتبی یا پارچه‌نوشت‌هایی که بازتاب‌دهنده‌ی یاد آنان باشد، اجرا کنید.

خاطره‌ی لبخندهای آن سه آذرخش، همچنان گرمابخش وجود ما است... .


 
تلاش نو برای فعال‌سازی گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم

شاید کار سنگین جمع‌آوری کمک مالی در زمستان 94، و یا سرخوشی حاصل از آزاد شدن محیط‌بانان دنا(!) بود که سبب شد در بیش از سه ماه نخست سال 95 در این فضا (تارنمای گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم) کاری صورت ندهیم، و گفتگوها و تبادل اطلاعات‌مان فقط در گروه تلگرامی «پویش حیات» انجام شود. البته، در هیات امنای گنجه و همچنین در حلقه‌ی دوستان نزدیک‌تر، گفتگوهای بسیار صورت گرفته و چند جلسه هم برگزار شده که موضوع آن تقویت این «نهاد نیکوکاری محیط زیستی» بوده است.

اینک در نظر داریم نشستی دوستانه را در حدود دو هفته‌ی دیگر برگزار کنیم و در آن ضمن ارایه‌ی گزارشی از فعالیت‌های محیط زیستی که با حمایت گنجه صورت گرفته، نظر دوستان را برای طرح‌های پیشِ رو دریافت و به جمع‌آوری کمک مالی (یا گرفتن قول آن) برای اجرای طرح‌ها اقدام کنیم.

لطفا خود و دوستان‌تان را برای حضور در آن نشست آماده کنید!


 
← صفحه بعد