روز جهانی محیط زیست؛ یادآور سرشت طبیعی ما
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

با طبیعت باشیم!

15 خرداد (5 جون) روز جهانی محیط زیست است. تشکیلات مسوول برگزاری این روز (وابسته به سازمان ملل) هدف از تعیین این شعار را تشویق مردم به برگزاری برنامه‌های طبیعت‌پیمایی برای دیدن و لمس کوه و دشت یا برقرار ساختن ارتباط با طبیعت، اگرچه کوچک در خانه و شهر، اعلام کرده است.

موضوع یا شعار امسال برای این روز، «وصل با طبیعت» است. در چند دهه‌ی اخیر، پیشرفت‌های علمی در کنار آسیب‌هایی مانند تغییر اقلیم که بر زمین وارد شده، کمک کرده است که دریابیم چگونه طبیعت به شیوه‌های بی‌شمار در زندگی و آسایش ما مؤثر است. برای مثال، اقیانوس‌ها و جنگل‌ها و خاک در عین این که منبع غذایی همه‌ی زیستمندان است، حجم عظیمی از گازهای گلخانه‌ای مانند دی‌اکسید کربن و متان را در خود نگهداشته که این سبب حفظ تعادل گرمایی زمین است است. اگر چنین نبود، زیستنِ ما بر زمین ممکن نبود؛ چنان‌که آسیب‌رسانی انسان به این پهنه‌های طبیعی، و در نتیجه آزاد شدن بخشی از گازهای گلخانه‌ای، موجب تغییر اقلیم و گرم‌تر شدن زمین و بروز انبوهی از مشکلات پیچیده شده است.

هوایی که هر لحظه فرو می‌دهیم، همه‌ی خوراکی که می‌خوریم، و نزدیک به نیمی از داروهایی که مصرف می‌کنیم، از طبیعت برداشت می‌شود. همچنین بیشترین تفریح‌ها در پهنه‌های طبیعی انجام می‌شود و آرامش روانی و سلامت جسمی ما وابسته به طبیعت است. با این وصف، چگونه می‌توان بر خدماتی که طبیعت به ما می‌دهد، قیمت گذاشت؟!

بیاییم به مناسبت روز جهانی محیط زیست (در ایران: هفته‌ی محیط زیست) در تعطیلی‌های این هفته و هفته‌ی آینده، با چند کار ساده به خودمان و به زمین خدمتی بکنیم:

* اگر به کوه و صحرا، کنار دریا، به منطقه‌های حفاظت شده، یا هر نقطه‌ی طبیعی دیگر می‌رویم، شکرگزار باشیم که از چنین پدیده‌های باشکوهی بهره می‌بریم؛ نفس عمیقی بکشیم و با خود عهد کنیم که بر این سفره‌ی رنگین و بابرکت چنان گام بگذاریم که در پشت سرمان ردّی باقی نماند.

* در طبیعت، هرجا که بساطی گستردیم، اطراف خود را به شعاع دست‌کم پنج متر پاک‌سازی کنیم.

* بچه‌ها را به باغ و در ببریم و بگذاریم که خاک‌بازی کنند؛ خودمان هم کفش‌ها را درآوریم و با پاها و دستهایمان زمین را لمس کنیم.

* نگاه دقیق‌تری به درختان، به آسمان، به خاک، به رودخانه... بیاندازیم و ببینیم که چه زندگی رنگارنگ و پرتنوعی در آن‌ها جاری است!

* اگر به سفر نمی‌رویم و در شهر یا روستا می‌مانیم، برنامه‌ای برای رسیدگی به فضای سبز محیط خود ترتیب دهیم، یا با کمک دوستان و همسایگان خود به پاک‌سازی محله‌ از زباله بپردازیم.

* به یک سازمان غیردولتی مدافع محیط زیست بپیوندیم یا به آن‌هایی که مشغول نیکوکاری‌های محیط زیستی هستند، کمک مالی کنیم.

* عکس‌هایی از فعالیت خود بگیریم و در شبکه‌های مجازی، به اشتراک بگذاریم.


 
29 اردیبهشت؛ روز رودخانه‌ها، روز کوه، و روز انتخابات!
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱ خرداد ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

سه رویداد و مناسبت در 29 اردیبهشت امسال

 چه روزی بود این 29 اردیبهشت! استثنایی و به‌یادماندنی؛ من هیچ‌گاه به مدت پنج ساعت در صف نایستاده بودم، و شگفت آن  که از این موضوع نه گله داشتم و نه کسل شدم! با همشهریان بسیاری گفتگو کردم، چندین صفحه مجله خواندم، و حس کردم که به دست ما کاری بزرگ در حال انجام است!

زنان و مردانی در سن‌های مختلف، با عقیده‌هایی رنگارنگ، و با تیپ‌های متفاوت، در کنار هم جریان بزرگِ آشتی‌جویی و آگاهی اجتماعی را شکل می‌دادند. در عمر شش دهه‌ای خودم فقط سه چهار بار شاهد چنین شوری در ایران بوده‌ام، و فقط این بار (در ده پانزده روزِ پیش از انتخابات) بود که می‌دیدم افراد، نه به دعوا و مرافعه، بلکه با بحث‌هایی که تقریباً همیشه بی‌درگیری پیش می‌رفت، عقیده‌های متضاد و پرمناقشه را در خیابان طرح می‌کنند.

امیدوارم که نه فقط حسن روحانی، بلکه مجموعه‌ی حاکمیت، پیامِ ضمنی این حضور و این‌گونه رأی دادن را دریافته باشد تا در شرایط بسیار سخت اقتصادی و اجتماعی و محیط زیستی که در آن قرار داریم (و سخت‌تر هم خواهد شد)، در آرامش و تفاهم ملی، کم‌کم راه‌هایی برای حل این همه مشکل بیابیم.

انتخاباتی که پشت سر گذاشتیم، از این نظر نیز که نامزدان ریاست جمهوری و بسیاری از نامزدان شوراهای شهر و روستا، در آن به کم‌وزیاد به مسأله‌ی حیاتی محیط زیست و به‌ویژه به موضوع آب پرداختند، استثنایی بود. جریان آرام و پیگیرانه‌ای که در زیر پوست جامعه، در حدود سه دهه به ترویج امر محیط زیست پرداخته، اکنون می‌تواند میوه‌ی تلاش‌های خود را ببیند که چگونه سیاستمردان هم در این مورد به حرکت آمده‌اند.

اینک، ادامه دادن به طرح مطالبه‌های محیط زیستی، کمک بزرگی به دولت خواهد بود در برابر مطالبه‌های منفی (یا طلبکاری‌های) کسانی که قصد دارند سودجویی‌های آزمندانه‌ی خود را با عنوان‌هایی مانند اشتغال‌زایی، توسعه‌، محرومیت‌زدایی، و... به مدیریت کشور تحمیل کنند. این «طلبکاران» در همه‌ی دوره‌ها با طرح‌هایی مانند سدسازی و انتقال آب، و با نفوذ در هزارتوی دستگاه‌های دولتی، بخش عظیمی از بودجه‌ی ملی را به سوی شرکت‌ها و نهادهای خود کشیده و در ازای آن، تخریب سرزمین و ناپایداری در تأمین آب و تنش‌های منطقه‌ای بر سر آب را افزایش داده‌اند.

29 اردیبهشت، از ده سال پیش، از سوی سازمان‌های مردم‌نهاد با عنوان «روز ملی حمایت از رودخانه‌ها» معرفی شده است. امسال هم به این مناسبت، کنشگران محیط زیست ایران به کار رسانه‌ای و برگزاری همایش پرداختند، و می‌توان گفت که تقارن این روز را با انتخاباتی که در آن برای نخستین بار بحث‌های جدی در زمینه‌ی آب درگرفت، باید به فال نیک گرفت.

کارنامه‌ی دولت روحانی (و پاره‌ای دستگاه‌های دیگر) در موضوع آب، در مقایسه با دولت‌های چهار دهه‌ی گذشته، کارنامه‌ی قابل قبولی بوده است؛ جلوگیری از خشک شدن کامل دریاچه‌ی اورمیه، آبگیری تالاب هورالعظیم، متوقف ساختن تونل انتقال آب بهشت‌آباد، توجه به مخالفت کارشناسان و کنشگران محیط زیست با طرح‌ انتقال آب از دریای خزر به سمنان، جلوگیری از ساخت سدهایی مانند سد سیمینه‌رود و ...، چندتایی از اقدام‌های مثبت این دوره بوده است. اما طرح‌های بسیار مخرب و تنش‌زای دیگری مانند سد صفارود در استان کرمان و تونل انتقال آب هلیل‌رود به شمال این استان، همچنان در حال اجرا است. انتظار می‌رود که دولت دوم روحانی، این طرح را متوقف سازد.

 

***

در روز 29 اردیبهشت امسال، یک رخداد ملی و در خور اعتنای دیگر هم داشتیم: صعود عظیم قیچی‌ساز کوه‌نورد تبریزی به قله‌ی لوتسه در هیمالیا. عظیم با این کار، نام کشورمان را در میان معدود کشورهایی قرار داد که رکورد صعود به هر چهارده قله‌ی بالای هشت هزار متر جهان را دارند. مهم این که او همه‌ی این قله‌ها را بدون کپسول اکسیژن صعود کرده؛ رکوردی که فقط پانزده کوه‌نورد جهان تا کنون به آن دست یافته‌اند!

اردیبهشت خوبی بود! به امید فرداهای باز هم بهتر... .



 
29 اردیبهشت، روز ملی حمایت از رودخانه‌ها
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

به مناسبت 29 اردیبهشت روز ملی حمایت از رودخانه‌ها، انجمن ارزیابی محیط زیست برگزار می‌کند: 


 
انتخابات و امر محیط زیست
ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

مطرح شدن موضوع‌های محیط زیستی در مناظره‌ها و بحث‌های انتخاباتی، پدیده‌ی نو و امیدوارکننده‌ای در سپهر سیاسی ایران است. پس از چند دهه کوشش و کنش در فضایی که گاه بسیار دلسردکننده بود، اکنون کنشگران محیط زیست می‌توانند اثرگذاری مشخص خود بر ذهن و گفتار سیاستمردان کشور را ببینند.

کامبیز بهرام‌سلطانی، پژوهشگر و کنشگر برجسته‌ی محیط زیست در کتاب مبانی اندیشه‌ی حفاظت محیط زیست پس از آن که در دو فصل به تاریخچه‌ی حفاظت از طبیعت در اروپا و آمریکا، و به سیر شکل‌گیری این اندیشه‌ می‌پردازد، نتیجه می‌گیرد: «مردان سیاست – آن زمان بانوان اهل سیاست کم‌تر به‌طور علنی وارد میدان سیاست می‌شدند – در مقایسه با جامعه، با بی‌میلی و کُندی بسیار وارد عرصه‌ی حفاظت از طبیعت شدند و آن را به عنوان بخشی از وظایف خود در قبال جامعه پذیرفتند»(1). بهرام‌سلطانی، در ادامه باز هم نشان می‌دهد که شکل‌گیری مطالبه‌ها و نهادهای مردمی در زمینه‌ی محیط زیست، مقدم بر اقدام‌های ملی و بین‌المللی رسمی بوده است.

در ایرانِ امروزین هم جنبش‌های مردمی طرفداری از محیط زیست، پیشرانِ سیاستمردان در طرح این موضوع بوده‌ و به‌گونه‌ای بر آنان تأثیر داشته که خوشبختانه به نظر می‌آید دیگر کسی از این گروه، مانند دهه‌های شصت و هفتاد، امر محیط زیست را «لوکس» یا سرگرمی «مشتی بی‌درد» نمی‌داند. حتی (دست‌کم در این بحبوحه‌ی انتخابات شوراها و ریاست جمهوری) کم‌تر کسی از سیاستمردانِ ایران موضوع حفاظت از محیط زیست را مغایر توسعه‌ی اقتصادی، و آن‌گونه که عادت‌شان بود، «محیط ایست» می‌خواند. این که در مناظره‌های نامزدان ریاست جمهوری و در ستادهای انتخاباتی ایشان و نامزدان شوراها، در زمینه‌ی آلودگی هوا، انتقال بین‌حوزه‌ای آب، لزوم گفتگو با کشورهای همسایه بر سر رودخانه‌های مرزی، پسماند و زباله، و دیگر موضوع‌های محیط زیستی بحث می‌شود، بیانگر پیروزی نسبی کنشگران محیط زیستِ کشور است؛ اینان توانسته‌اند پس از ایجاد موج اجتماعی در دفاع از بستر حیات، اهالی سیاست را هم وادار به کنش و واکنش در این زمینه کنند. 

گام بعدی سازمان‌های مردمی حوزه‌ی محیط زیست، نشان دادن راه‌های عملیِ جلوگیری از تباه شدن آب و خاک و هوای کشور، و پیگیری خواسته‌های مشخص در این زمینه است. نباید گذاشت که شعارهای محیط زیستیِ نامزدان انتخابات در حد شعار باقی بماند و به وسیله‌ای فقط برای جلب آرا بدل شود. در عین حال کنشگران محیط زیست باید توجه داشته باشند که تلقی بیشتر کاندیداها از موضوع محیط زیست، بسیار سطحی است؛ در موضوع احیای دریاچه‌ها و تالاب‌ها دیده‌ایم که بحث‌ها همچنان حول انتقال آب (و نه جلوگیری از سدسازی‌ها و دیگر دستکاری‌های مخرب) می‌چرخد. در بعضی شهرها می‌بینیم که نامزدان شوراها در پی صحبت از طبیعت زیبا و جاذبه‌های گردشگری منطقه، از لزوم احداث تله‌کابین و ساخت هتل و پیست اسکی و دیگر انواع ساخت‌وساز (که خود تخریبگر طبیعت هستند) برای کمک به اقتصاد منطقه سخن می‌گویند. نکته‌ی دیگر این که در بحث‌های نامزدان ریاست جمهوری و شوراها، سیاست‌های مشخص و برنامه‌های دقیقی برای حفظ منابع آب، جلوگیری از فرسایش خاک، مقابله با آلودگی هوا، و دفع زباله به چشم نمی‌خورد.

گو این که همگانی شدن بحث محیط زیست و وارد شدن این کلمه به ادبیات اشخاص سیاسی، خوب است، اما باید مراقب هم بود که این امر حیاتی با شعارزدگی لوث نشود.

 

پی‌نوشت

1)      بهرام‌سلطانی، کامبیز. مبانی اندیشه‌ی حفاظت از محیط زیست، انتشارات فنی ایران، 1394، ص 68

 

 


 
از کوه شاهوار تا جنگل ابر
ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

 

گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران برگزار میکند

کوه‌نوردی و روستاگردی در استان سمنان با رویکرد طبیعت‌گرا

12 تا 15 خرداد 1396 – 4 روزه

صعود کوه شاهوار، بازدید از جنگل ابر، روستاگردی و بازدید از کشاورزی و باغداری در روستای ده‌ملا، بازدید از خرقان و بسطام و جاذبه‌های شاهرود

سرپرست: آزاد بهادری

راهنما و آموزشگر: عباس محمدی

  • حرکت از تهران: ساعت 8 صبح 12/03/1396
  • رسیدن به تهران:  ساعت 7 عصر 15/03/1395

برنامه‌ی سفر:

  • روز اول: حرکت با قطار تهران_شاهرود، بازدید از شاهرود، خرقان و بسطام و اقامت در روستای ده ملا
  • روز دوم: صعود کوه شاهوار، اقامت در روستای ده ملا
  • روز سوم: بازدید جنگل ابر، اقامت در روستای ده ملا
  • روز چهارم: بازدید از روستای ده ملا و برگشت با قطار شاهرود_تهران

 برنامه و خدمات: برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر، آشنایی با موضوع روستاگردی و ارزش‌های آن، اقامت در خانه‌ی روستایی، آموزش میدانی محیط‌زیست، آموزش طبیعت‌گردی و کوه‌پیمایی، هزینه‌ی بلیت‌‌های قطار، حمل و نقل توریستی با توجه به ظرفیت، بیمه‌ی حوادث، سه وعده صبحانه، دو وعده نهار و سه وعده شام.

هزینه:  420 هزار تومان     

ثبت‌نام: لطفا برای ثبت‌نام با شماره 09123197379 تماس بگیرید.

شرایط سفر

خانه‌ی محل اقامت




ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامزدان انتخابات و موضوع انتقال آب
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

مدیران آب کشور چه هنگام خواهند پذیرفت که در هیچ‌کجای ایران، آب اضافه‌ای برای انتقال وجود ندارد؟ آیا آنان خواهند پذیرفت که ما در کشوری کم‌آب زندگی می‌کنیم و ضرورت دارد که نیازهای آبی‌ خود و محیط زیست‌مان را در هر منطقه، با موجودی آب‌ همان‌جا هماهنگ کنیم؟

این شیوه که هر گروه سیاسی یا اجتماعی که قدرت دارد، بتواند آب را از یک منطقه به سوی منطقه‌ی مورد نظر خویش بکشاند، و این روش مدیریتی که عده‌ای فن‌سالار، با تفاخر به مدرک‌های تحصیلی که در محیطی بیگانه با واقعیت‌های جامعه‌شناختی، و بی‌اعتنا به دانش بومی و نیازهای محلی فراچنگ آمده، برای این ماده‌ی‌ تصمیم بگیرند، چه هنگام کنار گذشته خواهد شد؟!

 طرحی با عنوان طرح انتقال آب صفارود، با ساخت یک سد (سد شهیدان امیرتیموری) و تونل انتقال آب 36 کیلومتری در استان کرمان در دست اجرا است که در صورت تکمیل، آخرین نفس‌های منابع آب جنوب استان کرمان (شهرستان‌های جیرفت، عنبرآباد، فاریاب، کهنوج، رودبار، قلعه گنج و منوجان) و تالاب جازموریان را خواهد گرفت.

استاندار کرمان در سال 94 گفته که برای ساخت این تونل هزار و پانصد میلیارد تومان لازم است؛ معاون اول رییس جمهور در روز دوم فروردین 96 برای بازدید از تونل یادشده که قرار است طولانی‌ترین تونل انتقال آب خاورمیانه و سومین تونل طولانی از این نوع در جهان بشود، بازدید کرد که این را می‌توان نوعی بی‌اعتنایی به اعتراض‌های مردم منطقه دانست؛ و مدیرعامل آب منطقه‌ای استان کرمان گفته است که تاثیر سد صفارود بر تالاب جازموریان (نقطه‌ی انتهایی هلیل‌رود) فقط سه درصد است. این‌ سه رویداد و اظهار نشانگر این واقعیت‌اند که در موضوع منابع آب، در همچنان بر پاشنه‌ی بودجه‌خواری گزاف، مدیریت سازه‌ای، و انکار اثرات مخربِ دستکاری‌های سنگین می‌چرخد و در این زمینه از سه چهار دهه‌ی پیش تا کنون، در میان مدیران کشور تغییر نگرش چشمگیری پدید نیامده است. گو این که نمی‌توان منکر شد که در چهار سال گذشته، انتقاد به شیوه‌های رایج مدیریت آب، فضای بیشتری برای طرح یافته است.

در مورد سه عبارت بالا (بودجه‌خواری، مدیریت سازه‌ای، انکار اثرات) یک مقایسه و توضیح بد نیست: هزار و پانصد میلیارد تومان، مقدار پولی است که اگر در یک نظام اداری غیرفاسد به درستی هزینه شود، با آن می‌توان تقریباً یکصد و پنجاه هزار هکتار زمین کشاورزی را به یکی از روش‌های آبیاریِ تحت فشار تجهیز کرد و مصرف آب را به یک‌سوم یا حتی کم‌تر کاهش داد. این مقدار کاهش، به معنای یک صرفه‌جوییِ حدوداً یک میلیارد مترمکعبی (معادل دو و نیم برابر حجم سد جیرفت) است. ممکن است پرسیده شود که پس چرا این‌قدر برای ساخت سد و تونل و کانال هزینه می‌شود، اما برای اصلاح روش‌های کشاورزی نه؟ پاسخ را باید در این جُست که مدیران شرکت‌های سازه و دلالان لابی‌گر آن‌ها به راحتی به محافل قدرت دسترسی دارند، اما هزاران کشاورز خرده‌مالک یا متوسط هیچ دسترسی‌ای به نهادهای تصمیم‌گیرنده یا تقسیم‌کنندگان بودجه ندارند. مقام‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند که با چند «یقه‌سفید» قدرتمند طرف گفتگو شوند تا با انبوهی کشاورز آفتاب‌سوخته که دست‌های پینه‌بسته‌شان خالی است... . «انکار» نیز بخش پایانی یا مکمل پروژه است؛ ساخت‌وسازگرایان با امکانات رسانه‌ای و تبلیغی فراوانی که دارند، خشکیدگی پهنه‌های آبی درون کشور را فقط نتیجه‌ی عمل کشاورزان و دیگر مصرف‌کنندگان، یا خشکسالی، و یا تخصیص نیافتن بودجه‌ی کافی(!) اعلام می‌کنند و نه حاصل سد بستن بر رودهایی که در شرایط طبیعی، سرزندگی را در مسیر و در تالاب‌های انتهایی خود جاری می‌سازند.

فراموش نکنیم که همه‌ی طرح‌های بزرگ انتقال آب در جهان، در عمل بدل به پروژه‌های خشکاندن دریاچه‌ها و تالاب‌های پربرکت، یا به برنامه‌هایی برای نابودی اقتصادهای محلی بدل شده، و سبب مرگبار شدن محیط‌های پیشتر آباد شده‌اند؛ این قصه‌های غم‌انگیز را می‌توان از رودخانه و مجموعه تالاب‌های هادجیا نگورو (Hadejia-Nguru) در نیجریه تا کناره‌های رودخانه‌ی زرد در چین، و از رودخانه‌ی کلرادو در آمریکا تا دریاچه‌ی آرال در آسیای مرکزی، و بسیاری نقاط دیگر دید(1). درآمد حاصل از تالاب‌ها که با ماهیگیری، دامداری، پرورش زنبور عسل، تهیه‌ی حصیر، زراعت، و... به دست می‌آید، بسیار بیشتر از درآمدی است که با آب گرانبهای سدها خاصل می‌شود(2). تاییدی بر این ادعا این که پیش از ساخت سد گران‌قیمت جیرفت، که حداکثر چند دهه دوام خواهد داشت، هامون جازموریان معیشت انبوه خانوارهای ساکن در اطراف خود را در طول تاریخ تأمین کرده بود. هم امسال که به برکت بارش‌های فوق‌العاده در ابتدای فروردین، هلیل‌رود به جازموریان رسید، چند ده هزار هکتار مرتع بی هیچ هزینه‌ای احیا شد و اقتصاد منطقه رونقی دوباره یافت.

امروزه کشور ما در بدترین شرایط آبی تاریخ خود به سر می‌برد؛ و از آن‌جا که آب ضامن حفظ حیات، عامل اولیه برای تأمین خوراک و امنیت کشور، و یک عنصر اصلی در توسعه‌ی اقتصادی است، ضرورت دارد که نمایندگان مردم در شوراها، رییس جمهور و هیات دولت کنونی، و همچنین نامزدان شوراها و ریاست جمهوری بعدی، برنامه‌های خود را برای اصلاح اساسی شیوه‌های مدیریت منابع آب اعلام کنند. در این میان، متوقف ساختن طرح‌های خطرناکی مانند طرح سد صفارود و تونل انتقال آب از هلیل‌رود به شمال استان کرمان، بسیار ضروری است.

البته، موضوع آب به‌طور کلی و موضوع انتقال آب، فقط یک موضوع داخلی نیست؛ امروزه یکی از بزرگ‌ترین معضل‌های محیط زیستی ایران پدیده‌ی ریزگردها است که مرتبط با سدسازی‌های ترکیه بر بالادست دجله و فرات است. این سدسازی‌ها و برداشت غیرمسوولانه‌ی آب دو رودخانه‌ی یادشده، سبب کم‌آب شدن و خشکی بخش‌های بزرگی از تالاب‌های جنوب عراق و جنوب غربی ایران و در نتیجه موجب برخاستن ریزگردهایی شده که گاه تا نیمی از کشور ما را در برمی‌گیرد. یک وظیفه‌ی دولت آینده، فعال‌سازی «دیپلماسی آب» و گفتگو با دولت ترکیه بر سر رعایت حقابه‌ی تاریخی سوریه و عراق و تالاب‌های هورالعظیم است.

پی‌نوشت:

1) برای آگاهی درباره‌ی اثرات سدسازی و طرح‌های انتقال آبی که در این‌جا به آن‌ها اشاره شده، نگاه کنید به: پی‌یرس، فرد. وقتی رودخانه‌ها می‌خشکند، ترجمه: بهشید دلیلی، انتشارات بهجت، 1393، صص 84 و 138 و 134 و 196 و... .
2) همان، ص 88



 
زمین شد شش و آسمان گشت هشت!
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان درباره‌ی روز زمین می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
28 فروردین؛ روز چهارمحال‌ بختیاری
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
به مناسبت روز زمین، به زمین بیاندیشیم!
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۳۱ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

نخستین بار، در 22 آوریل 1970 (دوم اردیبهشت 1349) « روز زمین» با راه‌پیمایی‌های بیست میلیون آمریکایی شکل گرفت. آن رویداد، سبب راه افتادن جنبش نوین محیط زیستی در جهان شد و در پی آن، قانون‌های هوای پاک، آب پاک، گونه‌های در خطر، و بسیاری قانون‌های برجسته‌ی دیگر در ایالات متحده  تصویب شد. پس از نخستین روز جهانی زمین، "شبکه‌ی روز زمین" (EDN: Earth Day Network) شکل گرفت که امروزه با بیش از 50000 مشارکت‌کننده در 192 کشور، با هدف گسترده ساختن، تنوع بخشیدن، و بسیج جنبش محیط زیستی فعالیت دارد. با نگاهی به تارنمای این شبکه (www.earthday.org)می‌بینیم که تا کنون بیش از یک میلیارد و صد میلیون تن همبستگی خود را با این شبکه اعلام کرده و به این ترتیب بزرگ‌ترین (یا یکی از بزرگ‌ترین) دغدغه‌مندی‌های اجتماعی را شکل داده اند.

هدفِ فعالیت‌های شبکه (مانند راه‌اندازی مدرسه‌های سبز، یا ترویج شیوه‌های اقتصاد سبز در خانه و بیرون، یا پویش شهرهای سبز) آگا‌ه‌سازی و به جنبش آوردن جامعه‌های انسانی به منظور تضمین آینده‌ی سالم برای خود و فرزندان‌شان است. در 45 سال گذشته، شبکه‌ی روز زمین پویش‌هایی را برای رویارویی با تغییرات اقلیمی، تامین آب سالم، نجات نهنگ‌ها، و... راه انداخته که به موفقیت‌های نسبی نیز دست یافته است. این شبکه، از پیشروان برجسته در ایجاد برنامه‌های خلاقانه‌ی مدنی با مشارکت اشخاصِ بیرون از جنبش محیط زیستی، به شمار می‌رود.

 

 چه می‌توانیم کرد؟

مجموعه‌ای از کارهای ساده تا پیچیده هست که هر کس با توجه به علاقه و توانایی خود می‌تواند با انجام آن‌ها، در جنبش جهانی زمین مشارکت کند:

 *اجرای برنامه‌های پاک‌سازی در: محله، بوستان شهری، کوهستان، روستا، و...

 *دادن راه حل به مقام‌های مسوول، و به مردم عادی برای از میان بردن معضل زباله

 *تفکیک زباله‌های تر و خشک در خانه و محل کار

* سخن گفتن از مشکلاتی که زمین با آن روبرو است، و آموزش چهره به چهره در خانه و محل کار و مسیرهای کوه‌پیمایی و گردشگاه‌ها

* دادن یادداشت و مقاله با موضوع حفاظت محیط زیست به رسانه‌ها

* برگزاری همایش و سخنرانی

* تهیه‌ی گزارش و عکس از وضع محیط‌های طبیعی و انسانی منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم یا به آن سر زده ایم

 *مشارکت در برنامه‌هایی که شهرداری‌ها و سازمان‌های دولتی و دیگران به مناسبت روز زمین برگزار می‌کنند

*طرح مطالبه‌های زیست‌محیطی، و پویش‌های اجتماعی (مانند درخواست مبارزه با فساد اقتصادی که منشا آسیب‌های بی‌شمار به محیط زیست است، و درخواست بازنگری در طرح‌های انتقال آب و سدسازی)

* پایش و ارزیابی طرح‌های اجراشده‌ی پیشین (مثلا: سرکشی به نهال‌های کاشته‌شده در برنامه‌های درخت‌کاری، انجام رسیدگی‌های لازم، و تهیه‌ی گزارش)

* کم کردن مصرف (آب، برق، بنزین، گوشت، پوشاک، لوازم خانگی،...)

 *مشارکت در آن دسته از پویش‌ها (campaigns) که به شکلی هدفمند در پی دستیابی به یک خواسته‌ی محیط زیستی هستند؛ با رای دادن در شبکه‌های مجازی، امضا کردن تومار، حمایت از دعواهای حقوقی مرتبط با حفاظت زمین، و... 

 


 
با هلیل‌رود چه خواهند کرد؟
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

کارنامه‌ی‌ مدیران آب ایران، به هیچ‌روی قابل دفاع‌ نیست؛ دامن زدن به مصرف آب به میزانی بس بیشتر از آبی که بر روی زمین و زیرِ زمین‌های کشور ذخیره می‌شود، خشک کردن تقریبا تمامی تالاب‌های کشور، بی‌خانمان ساختن ده‌ها هزار هم‌میهن در طرح‌های سدسازی، فرونشاندن زمین‌های کشور به علت مصرف افراطی آب‌های زیرزمینی، خشکاندن نخلستان‌ها، شور کردن خاک دشت‌هایی مانند خوزستان و کرمان به علت آبیاری بیش از حد، غرق ساختن میراث‌های فرهنگی و طبیعی بی‌شمار، و زیاد کردن تنش‌های بین‌ منطقه‌ای و بین استانی بر سر آب، بخشی از «دستاورد»های مدیریت آب کشور است که در دولت‌های گوناگون بیشترین بودجه‌ها را دریافت کرده و بالاترین حقوق‌ها و مزایا را برای گروه خود فراهم ساخته است.

فروغی بسطامی می‌گوید: کار جنون ما به تماشا کشیده است / یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی؛ حالا حکایت مدیریت آب است و رفتار با رودخانه‌ها که دیگر تماشایی شده است... .

به نظر می‌رسد که پیمانکاران ساخت سد و کانال انتقال آب، از آسمان به کوه و رودهای این سرزمین نگاه می‌کنند تا دریابند که آب کجا را به کجا می‌توان کشاند و سپس تصمیم می‌گیرند که در نشستی «صمیمانه» با مدیران آب، طرح‌های صدها و هزارها میلیارد تومانی خود را کلید بزنند. در این میانه، آنان به تنها چیزی که توجه ندارند، اختلال ماندگاری است که بر چرخه‌ی زیست وارد می‌شود. گویا آنان را با زمین و مردمان و دیگر زیستمندانش کاری نیست، و گرنه چگونه ممکن است که با مایه‌ی حیات کشور و با کوه و دشت‌های آن چنین رفتاری داشته باشند؟!

مدیران آب، پس از ساختن ده‌ها سد بر روی رودخانه‌های بزرگ کشور مانند کارون و کرخه و دز، و ایجاد مشکلات مربوط به آب در پر آب‌ترین استان‌ها (خوزستان، و چهار محال بختیاری)، روی به رودهای کوچک آورده اند. اینک، ایشان در یکی از استان‌هایی که در تنش شدید آبی به سر می‌برد، یعنی استان کرمان، بازی خطرناک انتقال آب از هلیل‌رود را آغاز کرده‌اند. قرار است که با ساخت سد صفارود و یک تونل 38 کیلومتری که به گفته‌ی مسوولان استان، بزرگ‌ترین تونل خاورمیانه و سومین تونل بزرگ جهان(!) خواهد شد، هفتصد میلیون مترمکعب آب [در سال؟] به شهرهای کرمان و رابر در شمال استان منتقل شود که هزینه‌ی این طرح هم دو هزار میلیارد تومان برآورد شده است(1).

به این طرح، چند اشکال اساسی وارد است:

1- هلیل‌رود که از کوه‌های شمال استان کرمان (بهرآسمان و...) سرچشمه می‌گیرد، امروزه نه تنها آب اضافه‌ای برای انتقال ندارد، بلکه به علت ساختن حدود بیست سد و بند در بالاتر از سد جیرفت (و به خاطر همین سد)، به دلیل برداشت‌های غیرمتعارف ( باغ‌سازی غیراصولی، ویلاسازی، و...) در کوه‌پایه‌ها، و به علت تغییر اقلیم کاهش یافته، به‌گونه‌ای که در سال‌های اخیر در چند نوبت، حجم آب سد جیرفت چنان کم شده که توربین‌های تولید برق آن از کار افتاده است. بهبود نیافتن شیوه‌های آبیاری و افزایش جمعیت و تقاضا نیز بر بحران دامن زده و در مجموع کار به جایی رسیده که هلیل‌رود نه می‌تواند سفره‌های آب زیرزمینی منطقه را تغذیه کند و نه به تالاب جازموریان برسد. نتیجه این که این تالاب مهم جنوب شرق کشور خشک و بدل به یک کانون بزرگ ریزگرد شده و زندگی مردم و تولید کشاورزی و حیات وحش سخت به خطر افتاده است. در این شرایط که هلیل‌رود نمی‌تواند نقش طبیعی و تاریخی خود را برای دشت‌های جیرفت و کهنوج و تالاب جازموریان بازی کند، چگونه می‌تواند برای شمال استان آب تامین کند؟

دشت جیرفت به خاطر خاک عالی و هوای گرم و وجود رود زندگانی‌بخش هلیل، از دیرباز در برگیرنده‌ی پهنه‌هایی از بهترین مراتع و جنگل‌های کناررودخانه‌ای و تالابی بوده است(2). از نظر تولید کشاورزی و باغی هم به خاطر همین شرایط، تا سه برداشت در طول سال در آن انجام می‌شود. اما در چند سال اخیر، کمبود آب بر تولید کشاورزی و دامی منطقه اثر منفی شدید گذاشته است.

2- نکته‌ای که در گفته‌های استاندار و مدیرعامل آب منطقه‌ای استان کرمان در این زمینه مبهم به نظر می‌رسد، این است که می‌گویند این انتقال آب برای «نیازهای آشامیدنی» مردم کرمان و رابر است(3)، در حالی که چنین تونل و چنین حجمی از آب، بسیار بزرگ‌تر و بیشتر از آن است که بخواهد حتی آب آشامیدنی کل استان را تأمین کند. به احتمال زیاد، از آن‌جا که در دولت یازدهم، سازمان حفاظت محیط زیست گفته که با انتقال بین‌حوزه‌ای آب، جز برای مصرف آشامیدنی مخالف است، مدافعان این طرح، چنین وانمود می‌کنند که طرح سد و تونل صفارود فقط برای آب آشامیدنی است.

3- در این طرح، اثرات اجتماعی انتقال آب اساساً دیده نشده است؛ صدها هزار تن که در شهرستان‌های جیرفت، عنبرآباد، فاریاب، کهنوج، رودبار، قلعه گنج و منوجان زندگی می‌کنند و زندگی‌شان وابسته به سرزنده بودن هلیل‌رود و هامون جازموریان است، به‌شدت نگران کم‌آب شدن هلیل‌رود هستند و در دو سه سال اخیر به آستانه‌ی تنش سخت با اهالی شمال استان رسیده‌اند. نامه‌نگاری‌های پرشمار به استاندار و مدیران آب و رییس جمهور و رییس قوه‌ی قضاییه، چندین تجمع اعتراضی، اقدام به شکایت، و نوشتن هزاران یادداشت و مقاله در مطبوعات و فضای مجازی، بخشی از این نارضایتی را نشان می‌دهد. اما در کمال ناباوری، طرح سد در دست اجرا است و حتی معاون اول رییس جمهور در روز دوم فروردین 1396 به بازدید از تونل انتقال آب می‌پردازد!


نوشتار زیر در انتقاد از سد صفارود، به‌سادگی قانون طبیعت را که چند دهه است از سوی مدیران منابع آب نادیده گرفته می‌شود، بیان می‌کند:

 «جناب رییس جمهور... روزی که خداوند کوه‌ها را خلق می‌کرد، تقدیر این شد که پدران و اجداد ما پایین‌دست کوه‌های بلند بافت و بهرآسمان زندگی کنیم. خداوند مهربانی که حوضه‌ی آبریز این کوه‌های بلند را به سمت جازموریان چرخاند حتما بهتر از حکمرانان محلی ما و وزیر نیروی دولت شما می‌دانست و می‌داند که جویبارهای زلال این کوه‌ها به کدام سمت باید جاری بشوند. (4)

 

پی‌نوشت


1)  نگاه کنید به تارنمای شبکه‌ی خبر 24/9/1394 و پورتال وزارت کشور 30/6/1394

2)  فیروز میرزا فرمانفرما، حاکم ایالت کرمان، در سفر خود به منطقه‌ی هلیل و جازموریان که در حدود 1260 خورشیدی انجام شده، چند بار از «جنگل‌های بزرگ و انبوه» و «صحراهای سبز» و فراوانی انواع «شکار» می‌گوید.؛ از جمله این که: «منزل یازدهم، کهنوج [بود] که قصبه و ضابط‌نشین رودبار است [...] از بیژن‌آباد تا لب رودخانه دو فرسخ است [و] در این دو فرسخ همه‌جا نهرها از رودخانه‌ی جیرفت که مشهور به هلیل‌رود است، برای زراعت آورده‌اند و در حقیقت این صحرا از قوّتی که دارد، محصول را چهل‌روزه می‌رساند [...] از رودخانه تا منزل کهنوج همه‌جا جنگل بزرگ و کوچک و صحراها سبز بود». فیروز میرزا فرمانفرما، سفرنامهی‌ کرمان و بلوچستان، به کوشش منصوره اتحادیه و سُعاد پیرا، نشر تاریخ ایران، 1380، صص 116 و 117
3)  بختیاری مدیرعامل آب منطقه‌ای استان کرمان گفته که با احداث این تونل نزدیک به 700 میلیون مترمکعب آب به شمال استان کرمان منتقل خواهد شد و مشکل آب شرب شهرهای کرمان و رابر برطرف می‌شود. ایرنا، 9/4/1394
4)  پایگاه خبری تحلیلی هلیل 25/4/1395

 


 
فریاد مردمان هلیل را بشنوید!
ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در همشهری چاپ شده است.

هزاران تن از اهالی جنوب استان کرمان، مردمان سختکوشی که وارث یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری هستند و از هزاران سال پیش در کنار رودخانه‌ هلیل‌رود و تالاب پربرکت جازموریان به تولید کشاورزی و دامپروری مشغول‌ بوده‌اند، قصد دادخواهی دارند.

 این دادخواهی، به قصد دفاع از حقابه‌ طبیعی و تاریخی مردم و محیط‌زیست شهرستان‌های جیرفت، عنبرآباد، فاریاب، کهنوج، رودبار، قلعه‌گنج ومنوجان صورت می‌گیرد که با ساخت سد و تونل صفارود به‌شدت کاهش خواهد یافت.

حقابه‌داران هلیل‌رود و ساکنان اطراف تالاب جازموریان خواستار آن هستند که مقام‌ قضایی مانع آن شود که با اجرای طرح پرهزینه‌ انتقال آب از سرشاخه‌های هلیل‌رود به شمال استان، محیط‌زیست و اقتصاد «قطب کشاورزی کشور» بیش از این تخریب شود. تا به امروز، سد جیرفت و چندین بند دیگر در بالادست، موجب کاهش چشمگیر آورد هلیل‌رود به جنوبی‌ترین بخش‌های استان شده که این امر، پایین رفتن سفره‌های آب زیرزمینی منطقه را در پی داشته و موجب خشکیدگی‌های پیاپی تالاب جازموریان و تبدیل آن به یک کانون تولید ریزگرد شده است.

اهالی شهرستان‌های یادشده، در یک نامه‌ سرگشاده به رئیس قوه‌ قضاییه، به ایشان یادآور شده‌اند که طرح سد و تونل صفارود که با هدف توسعه‌ کشاورزی و ساخت‌وساز در «دشت هفت باغ» و احداث صنایع فولاد در اطراف کرمان اجرا می‌شود مصداق یک توسعه‌ ناپایدار است. آنان این طرح را سبب افزایش شدید فقر و آوارگی یک میلیون نفر دانسته و از آن به‌عنوان نوعی «نسل‌کشی» یاد کرده‌اند. همچنین ده‌ها تن از حقابه‌داران منطقه به طرح دعوای قانونی در دادگاه عنبرآباد اقدام کرده‌اند.

اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی، هرگونه فعالیت اقتصادی و غیر آن را که با آلودگی یا تخریب غیرقابل جبران محیط‌زیست همراه باشد، ممنوع کرده و مقابله با اینگونه فعالیت‌ها را وظیفه‌ همگان اعلام داشته است. اصل سی‌وچهارم قانون اساسی نیز دادخواهی را حق مسلم هر فرد ایرانی دانسته است. با توجه به این اصول و با عنایت به اینکه طرح‌های مدیریت آب در چند دهه‌ گذشته، نوعا به اخلال شدید در سامانه رودخانه‌ها و تالاب‌ها و مصب‌ها و همچنین به افت فاجعه‌آمیز سطح آب‌های زیرزمینی انجامیده، جا دارد که دولت جلوی طرح پرهزینه و مخرب انتقال آب از سرشاخه‌های هلیل‌رود را بگیرد. در غیراین صورت، با توجه به نارضایتی شدید مردم منطقه، لازم است که قوه‌ قضاییه وارد موضوع شود.

سخن شماری از کنشگران محیط‌زیست و ساکنان شهرستان‌های حوضه‌ هلیل در خور تامل است که اگر هم‌میهنان ما اعتراض دارند که چرا حکومت ترکیه با سدسازی بی‌رویه در بالادست دجله و فرات، حق تاریخی مردم عراق و سوریه و ایران و حقابه‌ محیط‌زیستی تالاب‌های میانرودان (بین‌النهرین) را نادیده می‌گیرد، باید پرسان هم باشند که چرا عده‌ای در سرشاخه‌های رودهای داخلی خودمان، آب را انتقال می‌دهند و ستمی بی‌حد بر ساکنان پایین‌دست روا می‌دارند؟!



 
در روز سیزده‌بدر، ردّی بر طبیعت نگذاریم
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

با چهارشنبه‌سوری و شادمانی‌های آن، به پیشواز بهار می‌رویم و با رفتن به در و دشت در سیزده‌بدر، به نوروز خدانگهدار می‌گوییم و خویشتن را سرشار از نیروی جان‌بخش طبیعت می‌سازیم. چنین است که اعتدال بهاری را پاس می‌داریم و برای یک سال پرتلاشِ دیگر آماده می‌شویم.
اما به یاد داشته باشیم که طبیعت، برای ما که جمعیت‌مان بس فزونی یافته و به قدرتی عظیم برای تغییر و نابودی زمین دست یافته‌ایم، کوچک شده است. از این‌رو، باید با احتیاط بر زمین گام نهیم و اثر تخریبی خویش را به کمینه برسانیم. برای سیزده‌بدر، پیش از هرچیز بهتر است که نه به تفرجگاه‌های دور، بلکه به نزدیک‌ترین فضاهای باز منطقه‌مان برویم تا به سهم خویش از بیشتر شدن شدآمد (تراقیک) جلوگیری کنیم. همچنین باید:

 

• کیسه‌ای همراه داشته باشیم و همه‌ی پسماندهای خود را (تا حد امکان به شکل تفکیک‌شده) به شهر و به مخزن‌های زباله برسانیم.

• از انداختن سبزه‌های هفت‌سین در جاده‌ها و جویبارها و رودخانه‌ها، و رها کردن ماهیان هفت‌سین در پهنه‌ها‌ی آبی طبیعی خودداری کنیم.

• در هر جا که بساط خود را گستردیم، تا شعاع چندمتری، زباله‌های رهاشده را جمع‌آوری کنیم تا هم چشم‌انداز خودمان بهتر شود و هم کمکی کرده باشیم به پاک‌سازی محیط زیست‌مان.

• از دفع ادرار و مدفوع، و استفاده از مواد شوینده‌ یا صابون در داخل یا حریم رودها و جویبارها (فاصله‌ی حدود 70 متر از کنار آب) خودداری کنیم.

• از انداختن ته‌سیگار که در بردارنده‌ی ده‌ها ماده‌ی سمی است، در کوی و خیابان و طبیعت خودداری کنیم.

• از لگدکوب کردن و چیدن گیاهان، و آسیب‌رسانی به جانوران خودداری کنیم. به مکان‌هایی که ممکن است آشیان پرندگان و دیگر جانوران باشد، نزدیک نشویم.

• در محیط‌های طبیعی از راه‌های پاکوب گذر کنیم، و میان‌بُر نزنیم تا خاک فرسوده نشود.

• از ورود با خودرو به پهنه‌های طبیعی، و از شستن خودرو و تعویض روغن در کنار رودها و در دیگر نقاط طبیعت خودداری کنیم.

• صدای آهنگ‌هایی که گوش می‌کنیم، و سروصداهای دیگرمان، آن اندازه باشد که آرامش دیگران را برهم نزند.

• به یاد داشته باشیم که روشن کردن آتش در طبیعت، سبب لکه‌دار شدن زمین، مرگ موجودات زنده‌ی خاک، آلودگی هوا، و افزایش شدید خطر آتش‌سوزی می‌شود. تا حد امکان از این کار خودداری کنیم، و برای گرم کردن یا درست کردن خوراک، از اجاق‌های مسافرتی یا منقل استفاده کنیم. در صورت درست کردن آتش، دقت کنیم که باد جرقه‌های آن را به سوی گیاهان خشک نبرد. هنگام ترک محل، روی بقایای آتش، آب و خاک بریزیم.

• در واقع، به گونه‌ای وارد طبیعت شویم و ار آن بیرون رویم که ردّی از ما باقی نماند!

• با کسانی که اصول بالا را رعایت نمی‌کنند، گفتگو کنیم و به آرامی از ایشان بخواهیم که در حفظ محیط زیست بکوشند.

• محیط زیست و منابع طبیعی، ثروت‌های ملی ما و متعلق به همگان هستند؛ موردهای تجاوز به آن‌ها را به مسوولان گزارش کنیم و پیگیر حقوق خود باشیم.


 
مسئله‌ آب، و کنش‌های اجتماعی مربوط به آن
ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز ٦ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

نقد برنامه‌های مدیریت آب، دیگر همچون ده سال پیش محدود به محفل‌های کوچک نیست؛ امروزه، جریان‌های بزرگ اجتماعی شامل سازمان‌های مردم‌نهاد (غیردولتی)، روزنامه‌نگاران، شماری از نمایندگان مجلس و شوراها، چند تن از امامان جمعه و جماعت، کارشناسان علوم اجتماعی و اقتصادی، هنرمندان، گروه‌های مردمی در شبکه‌های اجتماعی مجازی، و جز آن، پیگیر خواست‌هایی در زمینه‌ اصلاح شیوه‌های مدیریت منابع آب هستند. برای نمونه، می‌توان به چند مورد زیر اشاره کرد:

 * رشد جریان‌های اجتماعی که خواستار جلوگیری از خشک شدن دریاچه‌ اورمیه بودند، اگرچه در ابتدا با برخورد سخت و حتی یک موج دستگیری همراه شد، اما به این نتیجه رسید که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 نجات این دریاچه جزو شعارهای انتخاباتی آقای روحانی قرار گیرد. پس از پیروزی در انتخابات هم از نخستین کارهای آقای روحانی، تشکیل «ستاد احیای دریاچه‌ ارومیه» بود. تقریباً همه‌ کارگروه‌های این ستاد، بدمدیریتی منابع آب، شامل سدسازی‌های بی‌رویه، بهره‌برداری افراطی از آب‌های زیرزمینی، و ساختن پل غیراصولی روی دریاچه را عامل‌ اصلی رو به خشکی رفتن این پهنه‌ آبی مهم کشور اعلام کرده‌اند.

* جریان مخالفت با سد داریان و پویش برای نجات «کانی‌بل» (چشمه بل) در کردستان و کرمانشاه، اگرچه نتوانست به پیروزی کامل برسد، اما توانست تابوی ترس از این‌گونه مخالفت‌ها را در آن منطقه‌ حساس بشکند و دروغی را که مدیران منابع آب تحت عنوان «امنیتی بودن» مسئله‌ مهار آب‌های مرزی عَلَم کرده بودند، بی‌اثر سازد. همچنین توانست «پروژه‌ نجات‌بخشی چشمه‌بل» را که عبارت بوده از بتون کردن دهانه‌ چشمه و انتقال آب آن به بالادست دریاچه‌ سد، به مجری تحمیل کند (گو این که درست بودن این پروژه محل تردید جدی است).

* سازمان‌های مردم‌نهاد خوزستان، چند تن از نمایندگان این استان در مجلس، و پویش‌هایی مانند «ما کارون را نجات می‌دهیم» توانسته‌اند موضوع انتقال آب از سرشاخه‌های رودهای خوزستان را به چالش بکشند. گروه‌های اجتماعی بسیاری هم برای نجات تالاب‌های هورالعظیم و شادگان و دیگر تالاب‌های استان فعال هستند.

* در جنوب استان کرمان، ایستادگی در برابر طرح سد صفارود که برای انتقال آب از هلیل‌رود به شمال استان در دست ساخت است، موجب شد که در پاییز 1395 رییس شعبه‌ی اول دادگاه عمومی عنبرآباد، دستور توقف عملیات ساخت سد یادشده را صادر کند.؛ اگرچه به نظر می‌رسد که دست اندرکاران ساخت سد و تونل انتقال آب، به این دستور قضایی بی‌اعتنا بوده‌اند! در فضای «تلگرام» یک گروه به نام «آوای هلیل» با بیش از پنج‌هزار عضو، پیگیر احیای هلیل‌رود و تالاب جازموریان هستند. امام جمعه‌ی جیرفت، حجة الاسلام کرمی‌پور هم حامی مخالفان این طرح انتقال آب است.

* در پی مخالفت شدید سازمان‌های مردمی مانند شبکه‌ی تشکل‌های محیط زیستی استان مازندران و شمار زیادی از کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست، در تاریخ 7/10/1395 مجلس شورای اسلامی، مصوبه‌ی کمیسیون تلفیق در مورد انتقال آب از دریای خزر به منطقه‌های کویری را رد کرد.

* حرکت‌های زیادی در اصفهان برای باززنده‌سازی زاینده‌رود و تالاب گاوخونی صورت گرفته و در جریان است است. البته به نظر می‌رسد که یک جریان نیرومند طرفدار انتقال آب از سرچشمه‌های کارون به سوی زاینده‌رود در این جنبش وجود دارد؛ جریانی که با روح زنده‌سازی اکولوژیک این رود و تالاب منافات دارد.

* طبیعت‌دوستان ایران، با جنبش‌های جهانی حفاظت از رودخانه‌ها در ارتباط هستند؛ برای مثال، در «روز جهانی حفاظت از رودها» (14مارچ / 24 اسفند) در سال 2017 (1395) گروه‌های مردمی مانند طرفداران زاینده‌رود، کوه‌نوردان قائم‌شهر، و گروه دیده‌بان کوهستان، برنامه‌های ویژه‌ای به این مناسبت اجرا کردند.

اگر این کنش‌ها ادامه یابد و عمیق‌تر گردد، می‌توان امیدوار بود که معضل آب کشور که در درجه‌ی نخست مشکلی مدیریتی است، کم‌کم رو به حل شدن بگذارد.



 
چند پیشنهاد نوروزی
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

با زمین مهربان باشیم

فرارسیدن نوروز و فصل شاداب شدن چهره‌ی طبیعت، بر همگان خجسته باد.

دیدوبازدیدها و رفت‌وآمدهای نوروزی، مهربانی‌ها را فزونی می‌بخشد و از این رهگذر زمینه‌ی افزایش «سرمایه‌ی اجتماعی» را فراهم می‌سازد. تعطیل بودن بیشتر کسب‌وکارها نیز فرصتی است برای دور شدن از فضایی که ذهن‌ها را فقط معطوف به پول درآوردن می‌سازد. حال، بیاییم...

 

* در فرصت نوروز، کمی بیشتر درباره‌ی مسوولیت خود نسبت به محیط زیست بیاندیشیم و در این‌باره بیشتر بخوانیم.

 * در میان خانواده و با دوستان و آشنایان، از زمین و زیبایی‌های بی‌مانند آن بگوییم و راهکارهای حفاظت از آن را طرح کنیم.

*  اگر قصد سفر رفتن داریم، تا حد امکان منطقه‌های نزدیک به محل زندگی خود را انتخاب کنیم تا به سهم خویش، از افزودن بر بار ترافیک جاده‌ها جلوگیری کنیم.

* اگر به دامان طبیعت پا گذاشتیم، به یاد داشته باشیم که زمینِ نرم و باران‌خورده آماده‌ی زادآوری است؛ فقط در راه‌های پاکوب حرکت ‌کنیم تا موجب لگدمال شدن بستر رویش نشویم.

* به‌جای رفتن به سفرهای دور و دراز، بکوشیم که منطقه‌ی خودمان را بهتر بشناسیم.

* در همه‌جا با رفتار خود، و هرجا که امکان آن باشد با گفتگو، پیام دوستی با زمین و زیستمندان آن را به دیگران برسانیم: زباله‌های خود و بخشی از زباله‌های رهاشده را جمع ‌کنیم و به سطل‌های زباله‌ی شهری برسانیم؛ هیچ گل و گیاهی را نچینیم و به هیچ درختی آسیب نرسانیم؛ مزاحم حیات وحش نشویم؛ به مقررات منطقه‌های حفاظت‌شده و میراث‌های فرهنگی احترام ‌بگذاریم؛ کم‌تر از خودروی شخصی استفاده کنیم؛ با خودروی شخصی فقط در جاده‌ها ‌برانیم و وارد پهنه‌های طبیعی نشویم؛ و آرام رانندگی ‌کنیم تا موجب بروز تصادف نشویم، سوخت کم‌تری مصرف کنیم، و به حیات وحش آسیب نرسانیم.


 
فراخوان کمک به یک مدافع طبیعت
ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

فراخوان کمک به یکی از مدافعان طبیعت که شلیک شکارچی زندگی‌‌اش را عوض کرد:

 

* کسی که از منطقه‌ی حفاظت‌شده و «ذخیره‌گاه زیسکره‌ی دنا» محافظت می‌کرد و مسلح نیز نبود، حدود شش ماه پیش از فاصله‌ی سه متری با شلیک تفنگ ساچمه‌ایِ یک شکارچی غیرمجاز سراپا زخمی شد.

 

* زخمی که التیام نمی‌یابد، درد ناشی از وجود حدود یکصد ساچمه در پا، و هزینه‌های سنگین جراحی‌های متعدد و پانسمان‌هایی که سه بار در روز عوض می‌شوند، امان او را بریده و مشکلات بسیاری برای خانواده‌اش فراهم ساخته است. او تاکنون در حدود یکصد میلیون تومان هزینه‌ی درمان پرداخته و این خرج‌ها همچنان ادامه دارد.

 

* ما، به حکم وظیفه‌ی انسانی و فارغ از هرگونه بحث در زمینه‌ی چرایی این ماجرا، قصد کمک مالی به این طبیعت‌یارِ آسیب‌دیده را داریم.

 

* لطفا این پیام را به دوستان و آشنایان برسانید؛ با انجمن‌های نیکوکاری تماس بگیرید و موضوع را در میان بگذارید؛ هنرمندان و دیگر گروه‌های اجتماعی تاثیرگذار را به کمک فراخوانید؛ ... و البته در همه‌حال، لطف کنید و از ورود به بحث‌های حاشیه‌ای خودداری کنید.

دوستانی که فکر می‌کنند نیاز به توضیح بیشتری هست، می‌توانند با ما تماس بگیرند تا به صورت خصوصی مطالب دیگری در اختیارشان قرار گیرد. اگر از دیدن عکس‌های دلخراش، خیلی افسرده نمی‌شوید، می‌توانید وضعیت پای این طبیعت‌یار را در «ادامه‌ی مطلب» ببینید.

 

گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم؛ نهاد نیکوکاری محیط زیستی

www.edfi.ir

هیات امنا و دیگر دست اندرکاران گنجه، هیچ‌گونه وجهی بابت دستمزد خود، هزینه‌های مکالمه، سفر، و غیره دریافت نمی‌کنند.

 

حساب بانکی:

 شماره‌ی حساب: 7- 2092253- 800 ، بانک پارسیان، شعبه‌ی بیمارستان پارسیان (تهران- کد: 1070)

 

به نام محمدحسین ایزدی، عباس محمدی، عباس ثابتیان

 

کارت عابر بانک: 2269 – 0482 – 0611 - 6221

 

شماره‌ی شبا: 07 – 2530 – 2092 – 8000- - 1070 – 0540 – IR-33

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دماوند نیاز به تنفس دارد
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

اثر منفی کوه‌نوردی بر طبیعت

کوه‌نوردان به طور معمول در گروه دوستداران طبیعت، و به این اعتبار، حافظ محیط زیست قلمداد می‌شوند؛ شاید هم خود چنین می‌پندارند! روشن است که انگیزه‌ی نخستِ بیشتر کسانی که روی به کوه‌پیمایی می‌آورند، طبیعت‌دوستی و کشش ذاتی انسان به «مادر زمین» است. اما، دوست داشتنِ چیزی کافی نیست تا بتوان آن را خوب نگاه داشت.

در بسیاری از منابع معتبر مربوط به محیط‌های کوهستانی، از ورود کوه‌نوردان و گروه‌های گردشگر به پهنه‌های طبیعی، به عنوان یک تهدید یاد شده است. مهاراج موتو پژوهشگر هندی می‌گوید در ایالت اوتارانچال هندوستان، در سی سال منتهی به 1998 «در نتیجه‌ی فشار جمعیت کوه‌نوردان در این کوهستان‌ها [که بخشی از کوه‌های هیمالیا هستند] بسیاری از چشمه‌های دایمی آب شیرین خشک شده است»(1). او همچنین می‌نویسد که زیست‌بوم متنوع کلیمانجارو که دربرگیرنده‌ی ناحیه‌های ارتفاعی متمایز است «در اثر اعمال کوه‌نوردانِ بی‌توجه، بهره‌برداری‌های بی‌رویه، و [...] تهدید می‌شود»(2). لاورنس س. هامیلتون نیز می‌نویسد: «شکنندگی و ظرافت پوشش گیاهان آلپی [پوشش رستنی کوه‌های بلند و جوان] و آهنگ کند ترمیم این‌گونه رویش‌های کوهسری سبب می‌شود که مناطق کوهستانی به‌خصوص در برابر لگدکوب شدن آسیب‌پذیر باشند»(3).‌ هانسپتر لینی‌گرو و رالف وینگاردنر در مقاله‌ای با عنوان «کوه‌ها و تامین آب شیرین» از گردشگری، در کنار پاک‌تراشی جنگل‌ها و کشاورزی، به عنوان یک عامل فشار بر مناطق کوهستانی یاد می‌کنند(4). یک پژوهشگر لهستانی به نام میشال آپولو از دانشگاه کراکو، با بررسی موردی سه تا از بلندترین قله‌های هر قارّه: دنالی (آمریکای شمالی)، آکونکاگوا (آمریکای جنوبی)، و کلیمانجارو (آفریقا) کوه‌نوردی پرشمار را یک «عامل ایجاد اختلال در زیست‌بوم کوهستان» خوانده که موجب تخریب پوشش گیاهی، مختل شدن زندگی جانوران، ورود گونه‌های جدید [مهاجم]، آلودگی کوهستان به زباله و مدفوع، و آسیب‌دیدگی چشم‌انداز طبیعی... است(5).

 واقعیت این است که ما چه دوستدار طبیعت باشیم و چه نه، در چند دهه‌ای که کوه‌نوردیِ جدی به شکل ورزش و در قالب گروه‌ها و باشگاه‌ها کم و بیش در ایران فراگیر شده، اثر یا ردّپای سنگینی بر کوه‌ها به جا گذاشته ایم. این ردّ را به صورت انبوه زباله‌های رهاشده در مسیرها و اطراف پناهگاه‌ها، به شکل خودِ پناهگاه که بدل به کانون ریخت‌و‌پاش شده، به شکل راه‌های پاکوب که روز به روز پهن‌تر و بیشتر می‌شوند، به صورت جاده‌های ماشین‌رویی که به منظور دسترسی ساده‌تر به قله‌ها یا ساختگاه پناهگاه‌ها ساخته ایم، به شکل فضولات انسانی و مدفوع قاطر، به صورت شیب‌های فرسایش‌یافته بر اثر شن‌اسکی کردن، و به شکل‌های متفاوت دیگر... می‌توان دید. در یک کلام، جامعه‌ی کوه‌نوردی دوشادوش دیگر قشرهای جامعه، به سهم خود در استفاده‌ی بهره‌کشانه و ناپایدار از طبیعت کشور کم نگذاشته است!

 

اثر منفی کوه‌نوردی بر دماوند

در این‌جا، قصد داریم فقط (با تاکید می‌گویم که «فقط») درباره‌ی اثر منفی کوه‌نوردی بر دماوند بگوییم و در مورد چگونگی رفع این اثر چاره‌اندیشی کنیم. همه‌ی ما مشکلات بزرگ دماوند، از معدن‌کاوی، تا راه‌سازی، ساختمان‌سازی، چرای بی‌رویه و جز آن را می‌شناسیم، اما در این‌جا قصد داریم به تاثیر منفی‌ای که کوه‌نوردی و کوه‌گَردی بر دماوند دارد، بپردازیم. اگر جامعه‌ی کوه‌نوردی به‌راستی دلسوز طبیعت است، باید در رفتار خود این را نشان دهد تا آن‌گاه بتواند مروج اندیشه‌های محیط زیستی باشد، چرا که سخن «واعظ غیر متعظ» راه به جایی نمی برد. از سوی دیگر، به نظر نمی‌آید که اثر منفی کوه‌نوردی و کوه‌گردی بر طبیعت کوهستانی کشور کم باشد؛ بیاییم با بررسیِ موردیِ دماوند، این اثرات را ارزیابی کنیم:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درخت نکارید؛ آن‌چه را که داریم، نگهدارید!
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

ابراز علاقه به محیط زیست، بدل به مُد شده است! اگرچه حتی حرف زدنِ صِرف درباره‌ی طبیعت و لزوم حفظ این خانه‌ی مشترک (زمین) خوب است و شاید بتواند حساسیت همگانی را برانگیزد، اما با نمایش،کار این سرزمین بسامان نمی‌شود. هفته‌ی منابع طبیعی، برای مقام‌های مسوول فرصت مناسبی است که آن چیزهایی را تکرار کنند که صدبار بهترش را منتقدان غیردولتی می‌زنند: درخت خوب است، فضای سبز قشنگ است، آیندگان از این زمین سهم دارند، و امسال فلان تعداد نهال (معمولا با رقم‌هایی نجومی) کاشته خواهد شد.

 اما، آن‌چه که در واقعیت می‌بینیم، جنگل‌ها و مراتع و باغ‌های شهری است که با سرعت و شدتی باورنکردنی رو به نابودی می‌روند. بدتر از همه این که خاک کشور، این بستر حیات ما، بیش از هرجای دیگر جهان فرسایش می‌یابد. فقط به عنوان یک شاهد مثال، یادآور می‌شوم که هفته‌ی گذشته، پس از سی سال به کوهستان‌های تالش در غرب گیلان رفتم. این منطقه، پرباران‌ترین نقطه‌ی ایران است و انبوه‌ترین جنگل‌های هیرکانی (خزری) را داشت. سی سال پیش، با آن که باز هم این جنگل‌ها آن چیزی نبود که مادرِ طبیعت در دهه‌های پیش از آن در برابر چشمان ما می‌گذاشت، اما باز هم بسیار انبوه و خیال‌انگیز بود. هفته‌ی پیش اما، دیدم که تا مرتفع‌ترین ییلاق‌های بالادست ماسال جاده کشیده‌اند و باوجود هوا و زمان نامناسب، هر دقیقه یک خودرو در این جاده‌ها رفت‌وآمد می‌کند.

ده‌ها خانه و ویلا و مهمان‌پذیر (بناهایی اسراف‌گر و غیرتولیدی و مخرب) در کنار جاده‌هایی که به هرگوشه و کناری رفته و سبب رانش خاک شده، به چشم می‌خورد. بساط کردن در هر گوشه‌ی دلخواه، افروختن آتش، و سوزاندن هیزم (که پیدا بود از همان جنگل‌ها برداشت می‌شود) در خوراکخانه‌ها، به امری عادی بدل شده است. لگدمال کردن خاک مرطوب جنگل، امکان رویش نهال‌های نو را ناچیز کرده و صدای گوش‌خراش موسیقی‌های رنگارنگ آرامشی برای حیات وحش و انسان‌های طبیعت‌دوست برجا نگذاشته است. درختان بسیار تُنُک شده‌اند و آن‌هایی که سرپا هستند، شاخه‌زنی شده‌اند.

بدتر از این وضعیت را می‌توان در جنگل‌های خشک غرب کشور دید که هر بلوطی، نظاره‌گر مرگِ نسل خویش است. زیرا که بر اثر چرای بی‌رویه و کشاورزی در کفِ جنگل، امکان زادآوری آن‌ها به صفر رسیده است. مراتع کشور، آماج چَرا، طرح‌های سدسازی و راه‌سازی و خط‌های انتقال نفت و گاز و بهره‌برداری‌های مخرب دیگر است. آن‌چه را هم که دام نمی‌چَرد و از انواع تخریب‌ها جان به در می‌برد، گردشگران بی‌ملاحظه و آفرودبازان و برداشت کنندگان انواع گیاهان دارویی و سبزی‌های کوهی لگدمال می‌کنند یا به غارت می‌برند. با این وضع، نهال‌کاری شاید فقط به درد بودجه‌خواران کهنه‌کار بیاید!

لطفا به جای سوراخ سوراخ کردن زمین و ریشه‌کن کردن گیاهان بومی که با نبوغی شگفت‌آور در سخت‌ترین شرایط طبیعی خود را با محیط سازگار کرده‌اند، عوامل مخرب را از میان بردارید... .


 
پلنگ‌های ماسال در امان اند!
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

چند ماه پیش، در گروه تلگرامی «پویش حیات» و تارنمای گنجه‌ی زیست‌بوم گفتیم که در ییلاق‌های ماسال (غرب استان گیلان) پلنگ یا پلنگ‌هایی به چهار گاو حمله کرده و آن‌ها را کشته اند. خوشبختانه، مردم فهیم منطقه باوجود آن که بسیاری‌شان اسلحه دارند، تصمیم به کشتن پلنگ نگرفتند. حتی برعکس، در تماس‌هایی که ما با ایشان داشتیم، به نظر می‌رسید که با نوعی احترام از پلنگ یاد می‌کنند... . از سوی گنجه، با شرکت «بیمه‌ی ما» که ضمن تفاهم‌نامه‌ای با سازمان محیط زیست، پرداخت خسارت‌های ناشی از حمله‌ی پلنگ را بیمه کرده است تماس گرفتیم. اما به ما گفتند که گزارش حمله را باید سازمان محیط زیست تایید کند؛ سازمان هم این امر را منوط به گواهی اداره‌ی محیط زیست محیط زیست ماسال کرد. این اداره هم گفت که خسارت‌دیدگان، گزارش را دیر ارایه کرده اند و امکان گواهی آن نیست... .

ما، با اعتماد به صداقت مردم محل که استشهادهایی هم تهیه کرده بودند و نیز با اعتماد به تایید شورای روستای «توت‌نسا»، تصمیم گرفتیم که خسارت دام‌داران را تامین کنیم تا آنان مطمئن شوند که دوستداران محیط زیست، فقط حرف نمی‌زنند و درک مناسبی از مشکلات معیشتی مردمی که در کوه و دشت زندگی می‌کنند، دارند. خوشبختانه، با همیاری دوستان، مبلغ مورد نیاز برای این کار فراهم شد و چند هفته نیز منتظر شدیم تا فرصتی برای سفر به منطقه فراهم گردد.

در روز جمعه 13 اسفند 95 کیومرث بابازاده از کوه‌نوردان و طبیعت‌دوستان باسابقه، محسن پورقاسم کوه‌نوردی که ما را با موضوع مورد بحث و اهالی منطقه آشنا کرده بود، و عباس محمدی عضو هیات امنای گنجه‌ی زیست‌بوم به روستای توت‌نسا رفتند. با هماهنگی‌هایی که پیشتر صورت گرفته بود، خسارت‌دیدگان، چند تن از اعضای شوراهای روستایی منطقه، دهدار توت‌نسا، چوپانی که یکی دو ماه پیش مورد حمله‌ی پلنگ قرار گرفته بود، و چند تن دیگر، در مسجد توت‌نسا گرد هم آمدند. در این نشست، مردم محل غالبا اظهار داشتند که حاضر به کشتن یا حذف پلنگ و حتی گرگ از منطقه نیستند، اما انتظار دارند که سازمان محیط زیست و به طور کلی دولت یا شرکت‌های بیمه، خسارت آنان را به شکل مناسب و سریعی جبران کند. پس از یکی دو ساعت هم‌اندیشی در این مورد، قرار شد که مطالعه‌ی بیشتری در مورد پیشگیری از وقوع حادثه‌های مشابه و خرید بیمه‌های مناسب انجام شود.

در پایان، به صاحبان چهار گاوی که در تابستان گذشته بر اثر حمله‌ی پلنگ از بین رفته بودند، این رقم‌ها (که توسط خودشان تعیین شده بود) پرداخت گردید: یک گاو؛ هجده میلیون ریال، یک گاو؛ بیست میلیون ریال، یک گاو هفده میلیون ریال، یک گاو بیست و پنج میلیون ریال. به چوپان یادشده نیز پنج میلیون ریال به عنوان جبران بخشی از هزینه‌های درمان پرداخت شد. در عین حال بیش از صد جلد کتاب محیط‌ زیستیِ مناسب کوکان و نوجوانان، به مدیر یک مدرسه‌ی ماسال تحویل شد تا به شکلی که صلاح می‌داند، در منطقه توزیع شود.  

 

***

همان‌گونه که تاکنون شیوه‌ی ما بوده، تمامی هزینه‌های سفر و خورد و خوراکِ کسانی که از سوی گنجه به منطقه رفتند، برعهده‌ی خودشان بوده است. همچنین، هرکسی که علاقمند باشد، می‌تواند صورتجلسه‌ها و رسیدهای دریافتی و سایر اسناد حسابداری را بررسی کند.


 
نکوداشت پیشگامان صعودهای ورزشی
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ٥ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این همایش از سوی هیات کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی، و در پی نشست‌های اعضایی از باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی تهران برگزار می‌شود.

در این همایش، از چند تن از کسانی که در شکل‌گیری صعودهای ورزشی و مسابقه‌های سنگ‌نوردی در ایران نقش داشته اند، تقدیر  می‌شود.

یکشنبه 8 اسفند، از ساعت 17 تا 20

تهران- خیابان خاقانی، روبروی دانشگاه تربیت معلم، سالن سازمان‌های مردم‌نهاد

 

 


 
رفتارهای متمدنانه در اعتراض به تخریب کوه کرکس
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه کرکس که دامنه‌های آن در شهرستان‌های نطنز، شاهین‌شهر، و میمه قرار دارد، مانند تمامی کوه‌های کشور، در معرض انواع بهر‌ه‌برداری ناپایدار و کوته‌بینانه است. معدودی جوینده‌ی ثروت و شماری از مدیران دولتی که برایشان فقط افزایش درآمدهای شخصی و یا دادن آمار در زمینه‌ی «افزایش تولید در منطقه» اهمیت دارد، با برداشت‌ گسترده‌ی سنگ‌، این کوه زیبا را که تامین‌کننده‌ی آب چندین روستا و صفابخش باغ‌ها، کشتزارها و مراتع منطقه، و زیستگاه ده‌ها گونه‌ی گیاهی و جانوری است، بدل به یک معدن روباز کرده اند. طنز تراژیک قضیه این که کوه کرکس عنوان «منطقه‌ی حفاظت‌شده» هم دارد، اما می‌رود که بدل به برهوتی خالی از زندگی شود.

 در مهر ماه گذشته، پس از چند سال پیگیری آرام و اظهار شکایت، گروهی از اهالی روستاهای اوره، کُمجان، طرقرود، تار، و شماری از دیگر دوستداران محیط زیست، در اعتراض به عملیات بی‌ملاحظه‌ی معدن‌کاری در کوهستان کرکس، در مقابل فرمانداری نطنز اجتماع کردند. مطابق معمولِ مدیران دولتی، فرماندار به مردم هشدار داد (و بلکه تهدید کرد) که مراقب باشند تا مبادا «بهانه به دست دشمن دهند... زیرا بیگانگان منتظر حرکات این چنینی هستند»! معاون امور معادنِ سازمان صنعت و معدن استان اصفهان هم به معترضان گفت: «بهره بردار معدن باید در محیط آرام کار کند و از سوی دیگر کم‌ترین آسیب را به محیط زیست و محل زندگی ساکنان روستا وارد کند»! جای پرسش است که چرا بعضی از مدیران کشوری که چنین ثبات و قدرتی دارد، هرجا که در برابر حرف حساب کم می‌آورند، هراس‌افکنی از بیگانگان را به‌گونه‌ای تبلیغ می‌کنند که در واقع می‌تواند نشانگر ضعف کشور باشد. همچنین جای شگفتی است که چگونه می‌توان هم خاک و سنگ یک کوه را به توبره کشید و هم از «کم‌ترین آسیب به محیط زیست» دم زد؟!

کوه‌های ایران، نباید مورد بهره‌برداری معدنی قرار گیرند، زیرا مهم‌تر از هرچیز، آن‌ها «آبخیزِ» جویبارها و رودها و کاریز‌ها و چاه‌ها هستند. در مقایسه با درآمد همیشگی و ارزش حیاتی که آبخیزها دارند، درآمد معدن‌کاری هرقدر هم که باشد، چیزی نیست. دروغ بزرگ طرفداران فعالیت‌های معدنی این است که مدافعان محیط زیست را مخالف توسعه‌ی اقتصاد و افزایش اشتغال می‌خوانند. در صورتی که در تمام منطقه‌های کوهستانی کشور که معدن‌کاری رواج یافته، کشاورزی و باغ‌داری و دام‌داری روستاها از میان رفته و مهاجرت به شهرها افزایش یافته است.

امروز (26/11/95) ده‌ها تن از اهالی روستاهای دامنه‌ی کرکس و شماری از کنشگران محیط زیست، به نمایندگی از سوی هزاران دوستدار این آب و خاک، در مقابل ساختمان وزارت صنعت و معدن در تهران تجمع کردند. آنان وزیر را مخاطب قرار دادند و از او خواستند که اگر نمی‌تواند محیط زیست ارزنده‌ی کوهستان کرکس را از فعالیت‌های مخرب معدنی در امان بدارد، استعفا کند. آن‌چه که در این تجمع، چشم‌گیر و امیدوارکننده بود، نخست علاقمندی مردمی ساده به حفظ محیط زیست و برخورد فعال آنان با موضوع بود که تا چند سال پیش آرزویی دست‌نیافتنی می‌نمود؛ و دیگر برخورد متمدنانه‌ی مسوولان با معترضان که نمایندگان ایشان را به داخل ساختمان وزارت فراخواندند و قول بررسی دقیق موضوع و پاسخ‌دهی تا یک هفته‌ی دیگر را دادند. جالب توجه این که چند تن از نیروهای انتظامی که در جلوی ساختمان وزارت بودند، برای معترضان که چند ساعت فریاد کشیدند، آب هم آوردند و تعارف کردند!

امید آن که دولت آقای روحانی که بارها اعلام کرده است که به حفظ محیط زیست اهمیت بسیار می دهد، از وزیر صنعت و معدن خود که امر محیط زیست را تحقیر کرده و چند روز پیش گفته است که «سازمان محیط زیست به خاطر چهار تا گورخر، اجازه‌ی فعالیت معدنی در منطقه‌ی بهرام گور را نمی‌دهد» بخواهد که عذرخواهی کند. این‌گونه سخن‌ها که مشابه آن را در دولت پیش هم بارها شنیدیم، و با طرح غلط موضوع قصد تقلیل مساله‌ی حیاتی محیط زیست را به یک امر پیش‌پاافتاده دارد، فقط سبب نابودی باز هم بیشتر منابع طبیعی کشور می‌شود.

این یادداشت در: خبرآنلاین

خبر این اعتراض در: همشهری


 
← صفحه بعد