در روز سیزده‌بدر، ردّی بر طبیعت نگذاریم
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

با چهارشنبه‌سوری و شادمانی‌های آن، به پیشواز بهار می‌رویم و با رفتن به در و دشت در سیزده‌بدر، به نوروز خدانگهدار می‌گوییم و خویشتن را سرشار از نیروی جان‌بخش طبیعت می‌سازیم. چنین است که اعتدال بهاری را پاس می‌داریم و برای یک سال پرتلاشِ دیگر آماده می‌شویم.
اما به یاد داشته باشیم که طبیعت، برای ما که جمعیت‌مان بس فزونی یافته و به قدرتی عظیم برای تغییر و نابودی زمین دست یافته‌ایم، کوچک شده است. از این‌رو، باید با احتیاط بر زمین گام نهیم و اثر تخریبی خویش را به کمینه برسانیم. برای سیزده‌بدر، پیش از هرچیز بهتر است که نه به تفرجگاه‌های دور، بلکه به نزدیک‌ترین فضاهای باز منطقه‌مان برویم تا به سهم خویش از بیشتر شدن شدآمد (تراقیک) جلوگیری کنیم. همچنین باید:

 

• کیسه‌ای همراه داشته باشیم و همه‌ی پسماندهای خود را (تا حد امکان به شکل تفکیک‌شده) به شهر و به مخزن‌های زباله برسانیم.

• از انداختن سبزه‌های هفت‌سین در جاده‌ها و جویبارها و رودخانه‌ها، و رها کردن ماهیان هفت‌سین در پهنه‌ها‌ی آبی طبیعی خودداری کنیم.

• در هر جا که بساط خود را گستردیم، تا شعاع چندمتری، زباله‌های رهاشده را جمع‌آوری کنیم تا هم چشم‌انداز خودمان بهتر شود و هم کمکی کرده باشیم به پاک‌سازی محیط زیست‌مان.

• از دفع ادرار و مدفوع، و استفاده از مواد شوینده‌ یا صابون در داخل یا حریم رودها و جویبارها (فاصله‌ی حدود 70 متر از کنار آب) خودداری کنیم.

• از انداختن ته‌سیگار که در بردارنده‌ی ده‌ها ماده‌ی سمی است، در کوی و خیابان و طبیعت خودداری کنیم.

• از لگدکوب کردن و چیدن گیاهان، و آسیب‌رسانی به جانوران خودداری کنیم. به مکان‌هایی که ممکن است آشیان پرندگان و دیگر جانوران باشد، نزدیک نشویم.

• در محیط‌های طبیعی از راه‌های پاکوب گذر کنیم، و میان‌بُر نزنیم تا خاک فرسوده نشود.

• از ورود با خودرو به پهنه‌های طبیعی، و از شستن خودرو و تعویض روغن در کنار رودها و در دیگر نقاط طبیعت خودداری کنیم.

• صدای آهنگ‌هایی که گوش می‌کنیم، و سروصداهای دیگرمان، آن اندازه باشد که آرامش دیگران را برهم نزند.

• به یاد داشته باشیم که روشن کردن آتش در طبیعت، سبب لکه‌دار شدن زمین، مرگ موجودات زنده‌ی خاک، آلودگی هوا، و افزایش شدید خطر آتش‌سوزی می‌شود. تا حد امکان از این کار خودداری کنیم، و برای گرم کردن یا درست کردن خوراک، از اجاق‌های مسافرتی یا منقل استفاده کنیم. در صورت درست کردن آتش، دقت کنیم که باد جرقه‌های آن را به سوی گیاهان خشک نبرد. هنگام ترک محل، روی بقایای آتش، آب و خاک بریزیم.

• در واقع، به گونه‌ای وارد طبیعت شویم و ار آن بیرون رویم که ردّی از ما باقی نماند!

• با کسانی که اصول بالا را رعایت نمی‌کنند، گفتگو کنیم و به آرامی از ایشان بخواهیم که در حفظ محیط زیست بکوشند.

• محیط زیست و منابع طبیعی، ثروت‌های ملی ما و متعلق به همگان هستند؛ موردهای تجاوز به آن‌ها را به مسوولان گزارش کنیم و پیگیر حقوق خود باشیم.


 
مسئله‌ آب، و کنش‌های اجتماعی مربوط به آن
ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز ٦ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

نقد برنامه‌های مدیریت آب، دیگر همچون ده سال پیش محدود به محفل‌های کوچک نیست؛ امروزه، جریان‌های بزرگ اجتماعی شامل سازمان‌های مردم‌نهاد (غیردولتی)، روزنامه‌نگاران، شماری از نمایندگان مجلس و شوراها، چند تن از امامان جمعه و جماعت، کارشناسان علوم اجتماعی و اقتصادی، هنرمندان، گروه‌های مردمی در شبکه‌های اجتماعی مجازی، و جز آن، پیگیر خواست‌هایی در زمینه‌ اصلاح شیوه‌های مدیریت منابع آب هستند. برای نمونه، می‌توان به چند مورد زیر اشاره کرد:

 * رشد جریان‌های اجتماعی که خواستار جلوگیری از خشک شدن دریاچه‌ اورمیه بودند، اگرچه در ابتدا با برخورد سخت و حتی یک موج دستگیری همراه شد، اما به این نتیجه رسید که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 نجات این دریاچه جزو شعارهای انتخاباتی آقای روحانی قرار گیرد. پس از پیروزی در انتخابات هم از نخستین کارهای آقای روحانی، تشکیل «ستاد احیای دریاچه‌ ارومیه» بود. تقریباً همه‌ کارگروه‌های این ستاد، بدمدیریتی منابع آب، شامل سدسازی‌های بی‌رویه، بهره‌برداری افراطی از آب‌های زیرزمینی، و ساختن پل غیراصولی روی دریاچه را عامل‌ اصلی رو به خشکی رفتن این پهنه‌ آبی مهم کشور اعلام کرده‌اند.

* جریان مخالفت با سد داریان و پویش برای نجات «کانی‌بل» (چشمه بل) در کردستان و کرمانشاه، اگرچه نتوانست به پیروزی کامل برسد، اما توانست تابوی ترس از این‌گونه مخالفت‌ها را در آن منطقه‌ حساس بشکند و دروغی را که مدیران منابع آب تحت عنوان «امنیتی بودن» مسئله‌ مهار آب‌های مرزی عَلَم کرده بودند، بی‌اثر سازد. همچنین توانست «پروژه‌ نجات‌بخشی چشمه‌بل» را که عبارت بوده از بتون کردن دهانه‌ چشمه و انتقال آب آن به بالادست دریاچه‌ سد، به مجری تحمیل کند (گو این که درست بودن این پروژه محل تردید جدی است).

* سازمان‌های مردم‌نهاد خوزستان، چند تن از نمایندگان این استان در مجلس، و پویش‌هایی مانند «ما کارون را نجات می‌دهیم» توانسته‌اند موضوع انتقال آب از سرشاخه‌های رودهای خوزستان را به چالش بکشند. گروه‌های اجتماعی بسیاری هم برای نجات تالاب‌های هورالعظیم و شادگان و دیگر تالاب‌های استان فعال هستند.

* در جنوب استان کرمان، ایستادگی در برابر طرح سد صفارود که برای انتقال آب از هلیل‌رود به شمال استان در دست ساخت است، موجب شد که در پاییز 1395 رییس شعبه‌ی اول دادگاه عمومی عنبرآباد، دستور توقف عملیات ساخت سد یادشده را صادر کند.؛ اگرچه به نظر می‌رسد که دست اندرکاران ساخت سد و تونل انتقال آب، به این دستور قضایی بی‌اعتنا بوده‌اند! در فضای «تلگرام» یک گروه به نام «آوای هلیل» با بیش از پنج‌هزار عضو، پیگیر احیای هلیل‌رود و تالاب جازموریان هستند. امام جمعه‌ی جیرفت، حجة الاسلام کرمی‌پور هم حامی مخالفان این طرح انتقال آب است.

* در پی مخالفت شدید سازمان‌های مردمی مانند شبکه‌ی تشکل‌های محیط زیستی استان مازندران و شمار زیادی از کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست، در تاریخ 7/10/1395 مجلس شورای اسلامی، مصوبه‌ی کمیسیون تلفیق در مورد انتقال آب از دریای خزر به منطقه‌های کویری را رد کرد.

* حرکت‌های زیادی در اصفهان برای باززنده‌سازی زاینده‌رود و تالاب گاوخونی صورت گرفته و در جریان است است. البته به نظر می‌رسد که یک جریان نیرومند طرفدار انتقال آب از سرچشمه‌های کارون به سوی زاینده‌رود در این جنبش وجود دارد؛ جریانی که با روح زنده‌سازی اکولوژیک این رود و تالاب منافات دارد.

* طبیعت‌دوستان ایران، با جنبش‌های جهانی حفاظت از رودخانه‌ها در ارتباط هستند؛ برای مثال، در «روز جهانی حفاظت از رودها» (14مارچ / 24 اسفند) در سال 2017 (1395) گروه‌های مردمی مانند طرفداران زاینده‌رود، کوه‌نوردان قائم‌شهر، و گروه دیده‌بان کوهستان، برنامه‌های ویژه‌ای به این مناسبت اجرا کردند.

اگر این کنش‌ها ادامه یابد و عمیق‌تر گردد، می‌توان امیدوار بود که معضل آب کشور که در درجه‌ی نخست مشکلی مدیریتی است، کم‌کم رو به حل شدن بگذارد.



 
چند پیشنهاد نوروزی
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱ فروردین ۱۳٩٦ : توسط : عباس محمدی

با زمین مهربان باشیم

فرارسیدن نوروز و فصل شاداب شدن چهره‌ی طبیعت، بر همگان خجسته باد.

دیدوبازدیدها و رفت‌وآمدهای نوروزی، مهربانی‌ها را فزونی می‌بخشد و از این رهگذر زمینه‌ی افزایش «سرمایه‌ی اجتماعی» را فراهم می‌سازد. تعطیل بودن بیشتر کسب‌وکارها نیز فرصتی است برای دور شدن از فضایی که ذهن‌ها را فقط معطوف به پول درآوردن می‌سازد. حال، بیاییم...

 

* در فرصت نوروز، کمی بیشتر درباره‌ی مسوولیت خود نسبت به محیط زیست بیاندیشیم و در این‌باره بیشتر بخوانیم.

 * در میان خانواده و با دوستان و آشنایان، از زمین و زیبایی‌های بی‌مانند آن بگوییم و راهکارهای حفاظت از آن را طرح کنیم.

*  اگر قصد سفر رفتن داریم، تا حد امکان منطقه‌های نزدیک به محل زندگی خود را انتخاب کنیم تا به سهم خویش، از افزودن بر بار ترافیک جاده‌ها جلوگیری کنیم.

* اگر به دامان طبیعت پا گذاشتیم، به یاد داشته باشیم که زمینِ نرم و باران‌خورده آماده‌ی زادآوری است؛ فقط در راه‌های پاکوب حرکت ‌کنیم تا موجب لگدمال شدن بستر رویش نشویم.

* به‌جای رفتن به سفرهای دور و دراز، بکوشیم که منطقه‌ی خودمان را بهتر بشناسیم.

* در همه‌جا با رفتار خود، و هرجا که امکان آن باشد با گفتگو، پیام دوستی با زمین و زیستمندان آن را به دیگران برسانیم: زباله‌های خود و بخشی از زباله‌های رهاشده را جمع ‌کنیم و به سطل‌های زباله‌ی شهری برسانیم؛ هیچ گل و گیاهی را نچینیم و به هیچ درختی آسیب نرسانیم؛ مزاحم حیات وحش نشویم؛ به مقررات منطقه‌های حفاظت‌شده و میراث‌های فرهنگی احترام ‌بگذاریم؛ کم‌تر از خودروی شخصی استفاده کنیم؛ با خودروی شخصی فقط در جاده‌ها ‌برانیم و وارد پهنه‌های طبیعی نشویم؛ و آرام رانندگی ‌کنیم تا موجب بروز تصادف نشویم، سوخت کم‌تری مصرف کنیم، و به حیات وحش آسیب نرسانیم.


 
فراخوان کمک به یک مدافع طبیعت
ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

فراخوان کمک به یکی از مدافعان طبیعت که شلیک شکارچی زندگی‌‌اش را عوض کرد:

 

* کسی که از منطقه‌ی حفاظت‌شده و «ذخیره‌گاه زیسکره‌ی دنا» محافظت می‌کرد و مسلح نیز نبود، حدود شش ماه پیش از فاصله‌ی سه متری با شلیک تفنگ ساچمه‌ایِ یک شکارچی غیرمجاز سراپا زخمی شد.

 

* زخمی که التیام نمی‌یابد، درد ناشی از وجود حدود یکصد ساچمه در پا، و هزینه‌های سنگین جراحی‌های متعدد و پانسمان‌هایی که سه بار در روز عوض می‌شوند، امان او را بریده و مشکلات بسیاری برای خانواده‌اش فراهم ساخته است. او تاکنون در حدود یکصد میلیون تومان هزینه‌ی درمان پرداخته و این خرج‌ها همچنان ادامه دارد.

 

* ما، به حکم وظیفه‌ی انسانی و فارغ از هرگونه بحث در زمینه‌ی چرایی این ماجرا، قصد کمک مالی به این طبیعت‌یارِ آسیب‌دیده را داریم.

 

* لطفا این پیام را به دوستان و آشنایان برسانید؛ با انجمن‌های نیکوکاری تماس بگیرید و موضوع را در میان بگذارید؛ هنرمندان و دیگر گروه‌های اجتماعی تاثیرگذار را به کمک فراخوانید؛ ... و البته در همه‌حال، لطف کنید و از ورود به بحث‌های حاشیه‌ای خودداری کنید.

دوستانی که فکر می‌کنند نیاز به توضیح بیشتری هست، می‌توانند با ما تماس بگیرند تا به صورت خصوصی مطالب دیگری در اختیارشان قرار گیرد. اگر از دیدن عکس‌های دلخراش، خیلی افسرده نمی‌شوید، می‌توانید وضعیت پای این طبیعت‌یار را در «ادامه‌ی مطلب» ببینید.

 

گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم؛ نهاد نیکوکاری محیط زیستی

www.edfi.ir

هیات امنا و دیگر دست اندرکاران گنجه، هیچ‌گونه وجهی بابت دستمزد خود، هزینه‌های مکالمه، سفر، و غیره دریافت نمی‌کنند.

 

حساب بانکی:

 شماره‌ی حساب: 7- 2092253- 800 ، بانک پارسیان، شعبه‌ی بیمارستان پارسیان (تهران- کد: 1070)

 

به نام محمدحسین ایزدی، عباس محمدی، عباس ثابتیان

 

کارت عابر بانک: 2269 – 0482 – 0611 - 6221

 

شماره‌ی شبا: 07 – 2530 – 2092 – 8000- - 1070 – 0540 – IR-33

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دماوند نیاز به تنفس دارد
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

اثر منفی کوه‌نوردی بر طبیعت

کوه‌نوردان به طور معمول در گروه دوستداران طبیعت، و به این اعتبار، حافظ محیط زیست قلمداد می‌شوند؛ شاید هم خود چنین می‌پندارند! روشن است که انگیزه‌ی نخستِ بیشتر کسانی که روی به کوه‌پیمایی می‌آورند، طبیعت‌دوستی و کشش ذاتی انسان به «مادر زمین» است. اما، دوست داشتنِ چیزی کافی نیست تا بتوان آن را خوب نگاه داشت.

در بسیاری از منابع معتبر مربوط به محیط‌های کوهستانی، از ورود کوه‌نوردان و گروه‌های گردشگر به پهنه‌های طبیعی، به عنوان یک تهدید یاد شده است. مهاراج موتو پژوهشگر هندی می‌گوید در ایالت اوتارانچال هندوستان، در سی سال منتهی به 1998 «در نتیجه‌ی فشار جمعیت کوه‌نوردان در این کوهستان‌ها [که بخشی از کوه‌های هیمالیا هستند] بسیاری از چشمه‌های دایمی آب شیرین خشک شده است»(1). او همچنین می‌نویسد که زیست‌بوم متنوع کلیمانجارو که دربرگیرنده‌ی ناحیه‌های ارتفاعی متمایز است «در اثر اعمال کوه‌نوردانِ بی‌توجه، بهره‌برداری‌های بی‌رویه، و [...] تهدید می‌شود»(2). لاورنس س. هامیلتون نیز می‌نویسد: «شکنندگی و ظرافت پوشش گیاهان آلپی [پوشش رستنی کوه‌های بلند و جوان] و آهنگ کند ترمیم این‌گونه رویش‌های کوهسری سبب می‌شود که مناطق کوهستانی به‌خصوص در برابر لگدکوب شدن آسیب‌پذیر باشند»(3).‌ هانسپتر لینی‌گرو و رالف وینگاردنر در مقاله‌ای با عنوان «کوه‌ها و تامین آب شیرین» از گردشگری، در کنار پاک‌تراشی جنگل‌ها و کشاورزی، به عنوان یک عامل فشار بر مناطق کوهستانی یاد می‌کنند(4). یک پژوهشگر لهستانی به نام میشال آپولو از دانشگاه کراکو، با بررسی موردی سه تا از بلندترین قله‌های هر قارّه: دنالی (آمریکای شمالی)، آکونکاگوا (آمریکای جنوبی)، و کلیمانجارو (آفریقا) کوه‌نوردی پرشمار را یک «عامل ایجاد اختلال در زیست‌بوم کوهستان» خوانده که موجب تخریب پوشش گیاهی، مختل شدن زندگی جانوران، ورود گونه‌های جدید [مهاجم]، آلودگی کوهستان به زباله و مدفوع، و آسیب‌دیدگی چشم‌انداز طبیعی... است(5).

 واقعیت این است که ما چه دوستدار طبیعت باشیم و چه نه، در چند دهه‌ای که کوه‌نوردیِ جدی به شکل ورزش و در قالب گروه‌ها و باشگاه‌ها کم و بیش در ایران فراگیر شده، اثر یا ردّپای سنگینی بر کوه‌ها به جا گذاشته ایم. این ردّ را به صورت انبوه زباله‌های رهاشده در مسیرها و اطراف پناهگاه‌ها، به شکل خودِ پناهگاه که بدل به کانون ریخت‌و‌پاش شده، به شکل راه‌های پاکوب که روز به روز پهن‌تر و بیشتر می‌شوند، به صورت جاده‌های ماشین‌رویی که به منظور دسترسی ساده‌تر به قله‌ها یا ساختگاه پناهگاه‌ها ساخته ایم، به شکل فضولات انسانی و مدفوع قاطر، به صورت شیب‌های فرسایش‌یافته بر اثر شن‌اسکی کردن، و به شکل‌های متفاوت دیگر... می‌توان دید. در یک کلام، جامعه‌ی کوه‌نوردی دوشادوش دیگر قشرهای جامعه، به سهم خود در استفاده‌ی بهره‌کشانه و ناپایدار از طبیعت کشور کم نگذاشته است!

 

اثر منفی کوه‌نوردی بر دماوند

در این‌جا، قصد داریم فقط (با تاکید می‌گویم که «فقط») درباره‌ی اثر منفی کوه‌نوردی بر دماوند بگوییم و در مورد چگونگی رفع این اثر چاره‌اندیشی کنیم. همه‌ی ما مشکلات بزرگ دماوند، از معدن‌کاوی، تا راه‌سازی، ساختمان‌سازی، چرای بی‌رویه و جز آن را می‌شناسیم، اما در این‌جا قصد داریم به تاثیر منفی‌ای که کوه‌نوردی و کوه‌گَردی بر دماوند دارد، بپردازیم. اگر جامعه‌ی کوه‌نوردی به‌راستی دلسوز طبیعت است، باید در رفتار خود این را نشان دهد تا آن‌گاه بتواند مروج اندیشه‌های محیط زیستی باشد، چرا که سخن «واعظ غیر متعظ» راه به جایی نمی برد. از سوی دیگر، به نظر نمی‌آید که اثر منفی کوه‌نوردی و کوه‌گردی بر طبیعت کوهستانی کشور کم باشد؛ بیاییم با بررسیِ موردیِ دماوند، این اثرات را ارزیابی کنیم:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درخت نکارید؛ آن‌چه را که داریم، نگهدارید!
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

ابراز علاقه به محیط زیست، بدل به مُد شده است! اگرچه حتی حرف زدنِ صِرف درباره‌ی طبیعت و لزوم حفظ این خانه‌ی مشترک (زمین) خوب است و شاید بتواند حساسیت همگانی را برانگیزد، اما با نمایش،کار این سرزمین بسامان نمی‌شود. هفته‌ی منابع طبیعی، برای مقام‌های مسوول فرصت مناسبی است که آن چیزهایی را تکرار کنند که صدبار بهترش را منتقدان غیردولتی می‌زنند: درخت خوب است، فضای سبز قشنگ است، آیندگان از این زمین سهم دارند، و امسال فلان تعداد نهال (معمولا با رقم‌هایی نجومی) کاشته خواهد شد.

 اما، آن‌چه که در واقعیت می‌بینیم، جنگل‌ها و مراتع و باغ‌های شهری است که با سرعت و شدتی باورنکردنی رو به نابودی می‌روند. بدتر از همه این که خاک کشور، این بستر حیات ما، بیش از هرجای دیگر جهان فرسایش می‌یابد. فقط به عنوان یک شاهد مثال، یادآور می‌شوم که هفته‌ی گذشته، پس از سی سال به کوهستان‌های تالش در غرب گیلان رفتم. این منطقه، پرباران‌ترین نقطه‌ی ایران است و انبوه‌ترین جنگل‌های هیرکانی (خزری) را داشت. سی سال پیش، با آن که باز هم این جنگل‌ها آن چیزی نبود که مادرِ طبیعت در دهه‌های پیش از آن در برابر چشمان ما می‌گذاشت، اما باز هم بسیار انبوه و خیال‌انگیز بود. هفته‌ی پیش اما، دیدم که تا مرتفع‌ترین ییلاق‌های بالادست ماسال جاده کشیده‌اند و باوجود هوا و زمان نامناسب، هر دقیقه یک خودرو در این جاده‌ها رفت‌وآمد می‌کند.

ده‌ها خانه و ویلا و مهمان‌پذیر (بناهایی اسراف‌گر و غیرتولیدی و مخرب) در کنار جاده‌هایی که به هرگوشه و کناری رفته و سبب رانش خاک شده، به چشم می‌خورد. بساط کردن در هر گوشه‌ی دلخواه، افروختن آتش، و سوزاندن هیزم (که پیدا بود از همان جنگل‌ها برداشت می‌شود) در خوراکخانه‌ها، به امری عادی بدل شده است. لگدمال کردن خاک مرطوب جنگل، امکان رویش نهال‌های نو را ناچیز کرده و صدای گوش‌خراش موسیقی‌های رنگارنگ آرامشی برای حیات وحش و انسان‌های طبیعت‌دوست برجا نگذاشته است. درختان بسیار تُنُک شده‌اند و آن‌هایی که سرپا هستند، شاخه‌زنی شده‌اند.

بدتر از این وضعیت را می‌توان در جنگل‌های خشک غرب کشور دید که هر بلوطی، نظاره‌گر مرگِ نسل خویش است. زیرا که بر اثر چرای بی‌رویه و کشاورزی در کفِ جنگل، امکان زادآوری آن‌ها به صفر رسیده است. مراتع کشور، آماج چَرا، طرح‌های سدسازی و راه‌سازی و خط‌های انتقال نفت و گاز و بهره‌برداری‌های مخرب دیگر است. آن‌چه را هم که دام نمی‌چَرد و از انواع تخریب‌ها جان به در می‌برد، گردشگران بی‌ملاحظه و آفرودبازان و برداشت کنندگان انواع گیاهان دارویی و سبزی‌های کوهی لگدمال می‌کنند یا به غارت می‌برند. با این وضع، نهال‌کاری شاید فقط به درد بودجه‌خواران کهنه‌کار بیاید!

لطفا به جای سوراخ سوراخ کردن زمین و ریشه‌کن کردن گیاهان بومی که با نبوغی شگفت‌آور در سخت‌ترین شرایط طبیعی خود را با محیط سازگار کرده‌اند، عوامل مخرب را از میان بردارید... .


 
پلنگ‌های ماسال در امان اند!
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

چند ماه پیش، در گروه تلگرامی «پویش حیات» و تارنمای گنجه‌ی زیست‌بوم گفتیم که در ییلاق‌های ماسال (غرب استان گیلان) پلنگ یا پلنگ‌هایی به چهار گاو حمله کرده و آن‌ها را کشته اند. خوشبختانه، مردم فهیم منطقه باوجود آن که بسیاری‌شان اسلحه دارند، تصمیم به کشتن پلنگ نگرفتند. حتی برعکس، در تماس‌هایی که ما با ایشان داشتیم، به نظر می‌رسید که با نوعی احترام از پلنگ یاد می‌کنند... . از سوی گنجه، با شرکت «بیمه‌ی ما» که ضمن تفاهم‌نامه‌ای با سازمان محیط زیست، پرداخت خسارت‌های ناشی از حمله‌ی پلنگ را بیمه کرده است تماس گرفتیم. اما به ما گفتند که گزارش حمله را باید سازمان محیط زیست تایید کند؛ سازمان هم این امر را منوط به گواهی اداره‌ی محیط زیست محیط زیست ماسال کرد. این اداره هم گفت که خسارت‌دیدگان، گزارش را دیر ارایه کرده اند و امکان گواهی آن نیست... .

ما، با اعتماد به صداقت مردم محل که استشهادهایی هم تهیه کرده بودند و نیز با اعتماد به تایید شورای روستای «توت‌نسا»، تصمیم گرفتیم که خسارت دام‌داران را تامین کنیم تا آنان مطمئن شوند که دوستداران محیط زیست، فقط حرف نمی‌زنند و درک مناسبی از مشکلات معیشتی مردمی که در کوه و دشت زندگی می‌کنند، دارند. خوشبختانه، با همیاری دوستان، مبلغ مورد نیاز برای این کار فراهم شد و چند هفته نیز منتظر شدیم تا فرصتی برای سفر به منطقه فراهم گردد.

در روز جمعه 13 اسفند 95 کیومرث بابازاده از کوه‌نوردان و طبیعت‌دوستان باسابقه، محسن پورقاسم کوه‌نوردی که ما را با موضوع مورد بحث و اهالی منطقه آشنا کرده بود، و عباس محمدی عضو هیات امنای گنجه‌ی زیست‌بوم به روستای توت‌نسا رفتند. با هماهنگی‌هایی که پیشتر صورت گرفته بود، خسارت‌دیدگان، چند تن از اعضای شوراهای روستایی منطقه، دهدار توت‌نسا، چوپانی که یکی دو ماه پیش مورد حمله‌ی پلنگ قرار گرفته بود، و چند تن دیگر، در مسجد توت‌نسا گرد هم آمدند. در این نشست، مردم محل غالبا اظهار داشتند که حاضر به کشتن یا حذف پلنگ و حتی گرگ از منطقه نیستند، اما انتظار دارند که سازمان محیط زیست و به طور کلی دولت یا شرکت‌های بیمه، خسارت آنان را به شکل مناسب و سریعی جبران کند. پس از یکی دو ساعت هم‌اندیشی در این مورد، قرار شد که مطالعه‌ی بیشتری در مورد پیشگیری از وقوع حادثه‌های مشابه و خرید بیمه‌های مناسب انجام شود.

در پایان، به صاحبان چهار گاوی که در تابستان گذشته بر اثر حمله‌ی پلنگ از بین رفته بودند، این رقم‌ها (که توسط خودشان تعیین شده بود) پرداخت گردید: یک گاو؛ هجده میلیون ریال، یک گاو؛ بیست میلیون ریال، یک گاو هفده میلیون ریال، یک گاو بیست و پنج میلیون ریال. به چوپان یادشده نیز پنج میلیون ریال به عنوان جبران بخشی از هزینه‌های درمان پرداخت شد. در عین حال بیش از صد جلد کتاب محیط‌ زیستیِ مناسب کوکان و نوجوانان، به مدیر یک مدرسه‌ی ماسال تحویل شد تا به شکلی که صلاح می‌داند، در منطقه توزیع شود.  

 

***

همان‌گونه که تاکنون شیوه‌ی ما بوده، تمامی هزینه‌های سفر و خورد و خوراکِ کسانی که از سوی گنجه به منطقه رفتند، برعهده‌ی خودشان بوده است. همچنین، هرکسی که علاقمند باشد، می‌تواند صورتجلسه‌ها و رسیدهای دریافتی و سایر اسناد حسابداری را بررسی کند.


 
نکوداشت پیشگامان صعودهای ورزشی
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ٥ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این همایش از سوی هیات کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی، و در پی نشست‌های اعضایی از باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی تهران برگزار می‌شود.

در این همایش، از چند تن از کسانی که در شکل‌گیری صعودهای ورزشی و مسابقه‌های سنگ‌نوردی در ایران نقش داشته اند، تقدیر  می‌شود.

یکشنبه 8 اسفند، از ساعت 17 تا 20

تهران- خیابان خاقانی، روبروی دانشگاه تربیت معلم، سالن سازمان‌های مردم‌نهاد

 

 


 
رفتارهای متمدنانه در اعتراض به تخریب کوه کرکس
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه کرکس که دامنه‌های آن در شهرستان‌های نطنز، شاهین‌شهر، و میمه قرار دارد، مانند تمامی کوه‌های کشور، در معرض انواع بهر‌ه‌برداری ناپایدار و کوته‌بینانه است. معدودی جوینده‌ی ثروت و شماری از مدیران دولتی که برایشان فقط افزایش درآمدهای شخصی و یا دادن آمار در زمینه‌ی «افزایش تولید در منطقه» اهمیت دارد، با برداشت‌ گسترده‌ی سنگ‌، این کوه زیبا را که تامین‌کننده‌ی آب چندین روستا و صفابخش باغ‌ها، کشتزارها و مراتع منطقه، و زیستگاه ده‌ها گونه‌ی گیاهی و جانوری است، بدل به یک معدن روباز کرده اند. طنز تراژیک قضیه این که کوه کرکس عنوان «منطقه‌ی حفاظت‌شده» هم دارد، اما می‌رود که بدل به برهوتی خالی از زندگی شود.

 در مهر ماه گذشته، پس از چند سال پیگیری آرام و اظهار شکایت، گروهی از اهالی روستاهای اوره، کُمجان، طرقرود، تار، و شماری از دیگر دوستداران محیط زیست، در اعتراض به عملیات بی‌ملاحظه‌ی معدن‌کاری در کوهستان کرکس، در مقابل فرمانداری نطنز اجتماع کردند. مطابق معمولِ مدیران دولتی، فرماندار به مردم هشدار داد (و بلکه تهدید کرد) که مراقب باشند تا مبادا «بهانه به دست دشمن دهند... زیرا بیگانگان منتظر حرکات این چنینی هستند»! معاون امور معادنِ سازمان صنعت و معدن استان اصفهان هم به معترضان گفت: «بهره بردار معدن باید در محیط آرام کار کند و از سوی دیگر کم‌ترین آسیب را به محیط زیست و محل زندگی ساکنان روستا وارد کند»! جای پرسش است که چرا بعضی از مدیران کشوری که چنین ثبات و قدرتی دارد، هرجا که در برابر حرف حساب کم می‌آورند، هراس‌افکنی از بیگانگان را به‌گونه‌ای تبلیغ می‌کنند که در واقع می‌تواند نشانگر ضعف کشور باشد. همچنین جای شگفتی است که چگونه می‌توان هم خاک و سنگ یک کوه را به توبره کشید و هم از «کم‌ترین آسیب به محیط زیست» دم زد؟!

کوه‌های ایران، نباید مورد بهره‌برداری معدنی قرار گیرند، زیرا مهم‌تر از هرچیز، آن‌ها «آبخیزِ» جویبارها و رودها و کاریز‌ها و چاه‌ها هستند. در مقایسه با درآمد همیشگی و ارزش حیاتی که آبخیزها دارند، درآمد معدن‌کاری هرقدر هم که باشد، چیزی نیست. دروغ بزرگ طرفداران فعالیت‌های معدنی این است که مدافعان محیط زیست را مخالف توسعه‌ی اقتصاد و افزایش اشتغال می‌خوانند. در صورتی که در تمام منطقه‌های کوهستانی کشور که معدن‌کاری رواج یافته، کشاورزی و باغ‌داری و دام‌داری روستاها از میان رفته و مهاجرت به شهرها افزایش یافته است.

امروز (26/11/95) ده‌ها تن از اهالی روستاهای دامنه‌ی کرکس و شماری از کنشگران محیط زیست، به نمایندگی از سوی هزاران دوستدار این آب و خاک، در مقابل ساختمان وزارت صنعت و معدن در تهران تجمع کردند. آنان وزیر را مخاطب قرار دادند و از او خواستند که اگر نمی‌تواند محیط زیست ارزنده‌ی کوهستان کرکس را از فعالیت‌های مخرب معدنی در امان بدارد، استعفا کند. آن‌چه که در این تجمع، چشم‌گیر و امیدوارکننده بود، نخست علاقمندی مردمی ساده به حفظ محیط زیست و برخورد فعال آنان با موضوع بود که تا چند سال پیش آرزویی دست‌نیافتنی می‌نمود؛ و دیگر برخورد متمدنانه‌ی مسوولان با معترضان که نمایندگان ایشان را به داخل ساختمان وزارت فراخواندند و قول بررسی دقیق موضوع و پاسخ‌دهی تا یک هفته‌ی دیگر را دادند. جالب توجه این که چند تن از نیروهای انتظامی که در جلوی ساختمان وزارت بودند، برای معترضان که چند ساعت فریاد کشیدند، آب هم آوردند و تعارف کردند!

امید آن که دولت آقای روحانی که بارها اعلام کرده است که به حفظ محیط زیست اهمیت بسیار می دهد، از وزیر صنعت و معدن خود که امر محیط زیست را تحقیر کرده و چند روز پیش گفته است که «سازمان محیط زیست به خاطر چهار تا گورخر، اجازه‌ی فعالیت معدنی در منطقه‌ی بهرام گور را نمی‌دهد» بخواهد که عذرخواهی کند. این‌گونه سخن‌ها که مشابه آن را در دولت پیش هم بارها شنیدیم، و با طرح غلط موضوع قصد تقلیل مساله‌ی حیاتی محیط زیست را به یک امر پیش‌پاافتاده دارد، فقط سبب نابودی باز هم بیشتر منابع طبیعی کشور می‌شود.

این یادداشت در: خبرآنلاین

خبر این اعتراض در: همشهری


 
دعوت برای برنامه‌ی صعود به اراکوه
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢٧ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران برگزار می‌کند

برنامه‌ی صعود به اراکوه (2525 متر)

جمعه، 6 اسفند 1395

همراه با آموزش کوه‌پیمایی در زمستان، آشنایی با محیط زیست کوهستان، آموزش دیده‌بانی در طبیعت

 

راهنما: نادر ضرابیان          سرپرست: عباس محمدی              آموزشگر: آزاد بهادری  

ظرفیت: 20 نفر                         ثبت‌نام: 09123197379

معرفی کوهستان اراکوه

 اراکوه در جنوب شرقی لواسان و در خط مرزی  شهرستان های تهران و شمیران و پردیس قرار دارد. بلندترین قله این کوه ۲۵۲۵ متر ارتفاع دارد و از هر سه شهرستان قابل صعود است. زیباترین مسیر صعود، دو یال غربی این کوه است که چشم انداز بسیار زیبایی به دریاچه سد لتیان دارد. از روی این کوه می توان خط الراس قله های لواسانات را مشاهده کرد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فراخوان کمک مالی برای پرداخت دیه
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم (که یک نهاد نیکوکاری محیط زیستی است) دوستداران طبیعت کشور را به کمک مالی برای تامین دیه‌ای که دو طبیعت‌یار کشورمان به آن محکوم شده اند، فراخوانده است.

گروه دیده‌بان کوهستان، کوه‌نوردان را که نقش برجسته‌ای در کُنش‌های محیط زیستی دارند، به مشارکت در این حرکت دعوت می‌کند. برای اطلاع بیشتر، می‌توانید نگاه کنید به یادداشت گنجه در این مورد.

مدافعان طبیعت ایران را تنها نخواهیم گذاشت!

شماره‌ی حساب: 7- 2092253- 800 بانک پارسیان، شعبه‌ی بیمارستان پارسیان (تهران- کد: 1070)

کارت عابر بانک: 2269 – 0482 – 0611 - 6221

شماره‌ی شبا: 07 – 2530 – 2092 – 8000- - 1070 – 0540 – IR-33

(به نام محمدحسین ایزدی، عباس ثابتیان، عباس محمدی)


در زیر خلاصه‌ای از فعالیت‌های گنجه را می‌بینید:

  • کمک به یک طبیعت‌یار بیمار، تابستان 1393
  • کمک به برگزاری مراسم ترحیم یک طبیعت‌یار، پاییز 1393
  • کمک به آزاد شدن دو طبیعت‌یار از زندان، زمستان 1394
  • خرید علوفه برای حیات وحش منطقه‌ی حیدری در خراسان، زمستان 1394
  • کمک به ساخت چهار آبشخور برای حیات وحش منطقه‌ی حیدری، زمستان 94 و بهار 95
  • کمک به درمان فرزند یک طبیعت‌یار ، بهار 1395
  • وام به یک طبیعت‌یار، بهار 1395
  • کمک به طرح کاشت نهال اورس در کوه‌های طالقان، بهار 1395
  • وام به یک طبیعت‌یار ، تابستان 1395
  • فراهم ساختن امکان مشاوره‌ی پزشکی برای فرزند یک طبیعت‌یار، تابستان 1395
  • هدیه‌ی ازدواج به یک طبیعت‌یار، مهر ماه 1395
  • کمک مالی به یک گروه مدافع پرندگان مهاجر تالاب هورالعظیم، مهر ماه 1395
  • کمک به طرح کاشت نهال اورس در کوه‌های طالقان، مهر ماه 1395
  • تهیه‌ی چند قلم تجهیزات کوه‌پیمایی برای یک طبیعت‌یار، آبان 1395
  • تهیه‌ی مقداری پوشاک، کفش، و نوشت‌افزار برای بچه‌های سیستان و بلوچستان، آذر 1395
  • وام به یک طبیعت‌یار، آذر 1395
  • کمک به برگزاری همایش روز جهانی کوهستان و دومین «جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها»، 21 آذر 1395
  • کمک به برنامه‌های امدادرسانی به قوهای مهاجرِ سرخرود و فریدونکنار، دی 1395

 
ورزش، محیط زیست، و ترامپِ خطرناک
ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

مطابق «دستور اخلاقی» (Code of Ethics) مندرج در فصل دوم منشور المپیک، هر عضور جنبش المپیک بایدخود را «از هرگونه تاثیر سیاسی و تجاری و هرگونه ملاحظه‌ی مذهبی و نژادی، و دیگر شکل‌های تبعیض دور نگه دارد». طبق ماده‌ی یک اساسنامه‌ی کمیته‌ی ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران (مصوب 19 تیر 1373) این کمیته «سازمانی است مستقل، غیرانتفاعی، دارای استقلال مالی و دور از هرگونه گرایش نژادی، مذهبی، سیاسی،...».

 در بخش دیگری از منشور المپیک آمده است: «نقش کمیته‌ی جهانی المپیک، تشویق و پشتیبانی از تعهد مسوولانه نسبت به  مسایل محیط زیستی، برکشیدن توسعه‌ی پایدار در ورزش، و لزوم برگزاری مسابقه‌ها متناسب با این تعهد است...».

با وجود آن که این منشور را کشورهای اروپایی و آمریکایی تنظیم کرده اند، اما سیاستمداران همین کشورها بوده اند که بدترین نمونه‌های آلودن ورزش به سیاست را در کارنامه دارند! رفتار احمقانه‌ی هیتلر و عصبانیت او از پیروزی جسی اونز، دونده‌ی سیاه‌پوست آمریکایی در المپیک 1936 برلین، تحریم المپیک 1980 مسکو  از سوی آمریکا، و تحریم المپیک 1984 لس‌آنجلس از سوی شوروی و متحدانش، و این روزها، ندادن روادید ورود به آمریکا برای کمان‌داران ایرانی، فقط دو سه تایی از این گونه رفتارها است که مغایرت کامل با روح ورزش و منشور المپیک دارد.

موضوع تعهد به محیط زیست که به‌زبان ساده عبارت است از تلاش برای آلوده نکردن جهان، همچون نیالودن ورزش به سیاست (که نزد قدرتمندان جهان، وسیله‌ای است برای زورگویی و ثروت‌اندوزی) از ارزش‌های ورزش، به‌ویژه ورزشِ غیرحرفه‌ای است که آن هم شوربختانه از سوی مدیران کشورها، غالبا نادیده گرفته می‌شود. «اوج» این‌گونه بی‌اعتنایی به مهم‌ترین نیازهای امروز بشریت: صلح و جلوگیری از تخریب زمین، را می‌توان در رفتار دولت جدید آمریکا دید.

به نظر می‌رسد که قرار گرفتن فرد ماجراجو و سبک‌رفتاری مانند ترامپ در راس قوی‌ترین دولتِ امروز جهان و کل تاریخ، فرارسیدن روزهای سیاهی را برای ورزش و محیط زیست و صلح جهانی محتمل‌ ساخته است. شخصی که با دهن‌کجی به اجماع جهانی دانشمندان و برخلاف شواهد عینی و روشن، منکر گرم شدن زمین است و به شکل گستاخانه‌ای بر آدم‌کشی گسترده‌ در یمن و حمایت سازمان‌یافته‌ و ثابت‌شده‌ی بعضی از دولت‌های منطقه از تروریسم (ترور به معنای واقعیِ آن، و نه تفسیر دلبخواهِ آن)، و شهرک‌سازی در زمین‌های اشغال‌شده‌ی فلسطینیان چشم می‌بندد، قطعا از هرجهت خطرناک است.

در برابر این رفتار خطرناک، ما نباید دست به اقدام‌های متقابل و تلافی‌جویانه بزنیم، چرا که توانِ ما در صلح‌جویی، خردورزی، مهمان‌نوازی، و پذیرا بودن افکار و انسان‌های متفاوت است. به استناد کوه‌نوردی‌ها و مراوده‌هایی که در آمریکا و ایران با کوه‌نوردان آمریکایی و شهروندان عادی آن‌جا داشته ام، با توجه به گفته‌های کشتی‌گیران آمریکایی، و با ملاحظه‌ی نوشته‌های اهالی رسانه‌های آمریکا و روشنفکران آن کشور در مورد سیاست‌های ترامپ، می‌توانم حدس بزنم که اگر وزارت خارجه‌ی ما به‌جای منع ورود کشتی‌گیران آمریکایی، می‌گذاشت که آنان به ایران بیایند و سپس به جهانیان اعلام می‌کرد که ما مخالف متاثر کردن ورزش از سیاست هستیم، موج بزرگی در حمایت از ایران در داخل آمریکا و در سطح جهان شکل می‌گرفت. زمینه‌های قدرتِ خود را بشناسیم، تهدیدها را به فرصت بدل سازیم، و در جهتی حرکت نکنیم که افراطی‌های جهان می‌خواهند... .


 
بیانیه‌ی همایش صعود مسوولانه‌ی دماوند
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

در روز 7 بهمن 1395 به همت انجمن دوستداران دماوندکوه، انجمن کوه نوردان ایران (دفتر آمل)، و هیات کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی شهرستان آمل، همایشی با عنوان «صعود مسوولانه» با هدف چاره‌اندیشی در مورد اثرات منفی کوه‌نوردی بر دماوند، در سالن ارشاد شهر آمل برگزار شد. در این همایش شمار زیادی از کوه‌نوردان مازندرانی، کوه‌نوردانی از چند استان دیگر، مسوولانی از اداره‌های محیط زیست، میراث فرهنگی، منابع طبیعی، هلال احمر، فدراسیون کوه‌نوردی، و... شرکت داشتند. در پایان این همایش، بیانیه‌ی زیر خوانده شد:

ما کوه‌نوردان حاضر در این همایش، با توجه به اهمیت کوه دماوند به عنوان یک زیست‌بوم ارزشمند، یک آبخیز بزرگ، یک نماد سرزمینی، و یک هدف کوه‌نوردی که جایگاه پُرارجی در میان همه‌ی طبیعت‌دوستان ایرانی و خارجی دارد؛ و نظر به مسئولیتی که نسبت به حفاظت از این میراث گرانقدر طبیعی- فرهنگی احساس می‌کنیم؛ خواستار تلاش برای دستیابی به هدف‌های زیر هستیم:

* برنامه‌های کوه‌نوردی در دماوند، به گونه‌ای طراحی و اجرا شوند که فرسایش خاک و اثر  منفی بر پوشش گیاهی، حیات وحش، و زیبایی طبیعی این کوهستان به حداقل ممکن برسد.

* کوه‌نوردان و سازمان‌های کوه‌نوردی، داوطلبانه برنامه‌های کوه‌پیمایی و کوه‌نوردی خود را در دماوند کاهش دهند تا فشار بر این زیست‌بوم کم‌تر شود.

* هر کوه‌نورد، مسئولیت بازگرداندن تمامی پسماندهای خود را از دماوند به شهر برعهده گیرد.

* اجرای برنامه‌های کوه‌نوردی با تعداد زیاد، و هرگونه مسابقه‌ی کوه‌پیمایی در دماوند و حریم آن متوقف گردد.

* یک سامانه‌ی ثبت نام برای صعود دماوند ایجاد شود تا بتوان با در نظر گرفتن "ظرفیت بُرد" (carrying capacity) منطقه، در هر هفته و برای هر فصل، به شمار مشخصی اجازه‌ی صعود داد.

* ارایه‌ی خدماتی مانند فروش آب بطری‌شده، مواد خوراکی، و ظرف‌های یک‌بارمصرف در پناهگاه جنوبی متوقف شود تا هر فرد و گروه کوه‌نورد فقط به اتکای بار خودش به منطقه بیاید.

* جاده‌های غیرضروری اطراف دماوند مانند جاده‌ی ماشین‌روی جنوب دماوند، جاده‌ی چاک‌اسکندر، و جاده‌هایی که از ناندل به پای یال‌های شمالی می‌رود، به تدریج و ضمن جلب رضایت رضایت دام‌داران محلی و دارندگان خودروهایی که در کار حمل کوه‌نوردان و بار آنان هستند، بسته شود.

* با یک برنامه‌ریزی چندساله و ایجاد راه معیشتِ دیگر برای قاطرداران محلی، به تدریج ورود حیوان بارکش به منطقه ممنوع شود.

* از هرگونه توسعه‌ی راه و ساختمان و پناهگاه و چادرگاه در اطراف دماوند (ارتفاع حدود 2000 متر به بالا) جلوگیری شود، وجاده‌ها و ساختمان‌هایی که خودسرانه ساخته شده اند، تخریب گردند.

* دماوند و حریم آن به‌عنوان پارک ملی و میراث ملی-جهانی ثبت شود.

* کارگروهی مرکب از نمایندگان سازمان‌های دولتیِ مسئولِ حفظ محیط زیست و منابع طبیعی و میراث فرهنگی، فدراسیون کوه‌نوردی، سازمان‌های غیردولتی، نمایندگان جامعه‌ی محلی، و باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی، پیگیر راه‌های دستیابی به این هدف‌ها، تصویب راهکارهایی در این زمینه، و نظارت بر اجرای درست مصوبه‌ها باشد.



 
دهمین جشنواره‌ی یخ‌نوردی انجمن کوه
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

انجمن کوه‌نوردان ایران، «جشنواره‌ی یخ‌نوردی» را در زمستان 86 پس از آن که برای نخستین بار گروهی از کوه‌نوردان ایرانی در جشنواره‌ی یخ نوردی اکرن (Ecrain) فرانسه شرکت کردند، پایه‌گذاری کرد. هدف از برگزاری این جشنواره، انتقال تجربه‌های به‌دست‌آمده در اکرن، تبادل تجربه میان یخ‌نوردان، آشناسازی کوه‌نوردان ایرانی با شیوه‌های نوین یخ‌نوردی، و از میان بردن ترسی بوده که به دلیل ناچیز بودن شیب های یخی در ایران، کم و بیش در میان کوه نوردان کشور وجود دارد.

از دو سه سال پیش در این جشنواره، علاوه بر یخ‌نوردی، فعالیت‌هایی دیگری شامل درای تولینگ، اسکی آلپاین، و کوه‌پیمایی زمستانه هم انجام می‌شود، و گروه سرپرستی و آموزش‌دهندگان جشنواره به راهنمایی در این زمینه‌ها نیز می‌پردازند.

این جشنواره، گذشته از این که یک قالب آموزشی نو را به جامعه‌ی کوه نوردی ایران معرفی کرده، هر سال سبب‌ساز دور هم جمع شدن چند ده کوه‌نورد از نقاط گوناگون کشور، و فراهم شدن فضایی باصفا و دوستانه، و خلق خاطره‌هایی شاد می‌شود.

دهمین «جشنواره‌ی یخ نوردی و ورزش‌های زمستانی انجمن» از 20 تا 22 بهمن 1395 با یک کادر سرپرستی و آموزشی شامل چند تن از برجسته‌ترین مربیان و کوه‌نوردان کشور، در منطقه‌ی رودبار قصران برگزار خواهد شد. علاقمندان به شرکت در این رویداد می توانند تا 14 بهمن با مصطفی شکرابی (09126017261) تماس بگیرند.

جزییات بیشتر در: تارنمای انجمن کوه‌نوردان ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
دماوند نیاز به تنفس دارد
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ٧ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه‌نوردان به طور معمول در گروه دوستداران طبیعت، و به این اعتبار، حافظ محیط زیست قلمداد می‌شوند؛ شاید هم خود چنین می‌پندارند! واقعیت اما این است که ما چه دوستدار طبیعت باشیم و چه نه، در چند دهه‌ای که کوه‌نوردیِ جدی به شکل ورزش و در قالب گروه‌ها و باشگاه‌ها کم و بیش فراگیر شده، اثر یا ردّپای سنگینی بر کوه‌ها به جا گذاشته ایم. این ردّ را به صورت انبوه زباله‌های رهاشده در مسیرها و اطراف پناهگاه‌ها، به شکل خودِ پناهگاه که بدل به کانون ریخت‌و‌پاش شده، به شکل راه‌های پاکوب که روز به روز پهن‌تر و بیشتر می‌شوند، به صورت جاده‌های ماشین‌رویی که به منظور دسترسی ساده‌تر به ساختگاه پناهگاه‌ها ساخته ایم، به شکل فضولات انسانی و مدفوع قاطر، به صورت شیب‌های فرسایش‌یافته بر اثر شن‌اسکی کردن، و به شکل‌های متفاوت دیگر... می‌توان دید. در یک کلام، جامعه‌ی کوه‌نوردی هم دوشادوش دیگر قشرهای جامعه، در استفاده‌ی بهره‌کشانه و ناپایدار از طبیعت کشور کم نگذاشته است!

ما کوه‌نوردان چه باید کنیم که شایسته‌ی عنوان «طبیعت‌دوست» باشیم؟! همایش امروز، در پی پاسخ به این پرسش است... .



 
همایش مسئولیت‌پذیری در صعود به دماوند
ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز ۳ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

دماوند، بلندترین و شاخص‌ترین چکاد ایران، نه‌تنها از چرای بیش از حد دام، معدن‌کاوی، و ساخت‌وساز...، بلکه از پیمایش‌های بی‌ملاحظه‌ی ما دوستداران کوه‌نوردی و کوهستان هم در رنج است!

کوه‌نوردانی که حفاظت از دماوند را از تعهدهای اجتماعی خویش می‌دانند، چندین سال است که در گفتگو با دیگر کوه‌نوردان، در تماس با فدراسیون و باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی، در رفت‌وآمد و مکاتبه با مسوولان دولتی، با کار رسانه‌ای، و با برگزاری همایش و دیگر اقدام‌ها، در پی یافتن راه‌هایی برای جلوگیری از تخریب و فرسایش شدید کوهِ ملّی خود هستند.

همایش پنج‌شنبه 7 بهمن 1395 گام دیگری است در چاره‌اندیشی برای کاستن از اثر زیانبار کوه‌نوردی‌های سنگین و خارج از ظرفیتی که بر دماوند تحمیل می‌شود. در همایش حضور یابید و در این چاره‌اندیشی مشارکت کنید.

هفتم بهمن، از ساعت 16

آمل - خیابان شهید بهشتی، اندیشه 49، سالن ارشاد

 

 


 
فاجعه‌ی ساختمان پلاسکو، نمودی از بی‌اقتداری
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢ بهمن ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

نگاه به حادثه‌ی پلاسکو، با اشاره‌ای به محیط زیستِ درمانده

مرگ شماری از هم‌میهنان، به‌ویژه آتش‌نشانان جان‌برکف، و از میان رفتن یکی از نمادهای قدیمی شهر تهران و صدها میلیارد تومان سرمایه، بغض در گلوی هر ایرانی نشانده است. امروز، نه وقت مقصریابی است و نه زمان متهم‌سازی و نه هنگام ارزیابی کارشناسانه... . امروز فقط باید سپاسگزار و همراه همه‌ی کسانی باشیم که در این سرمای زمستان و با وجود تمام مشکلات، در کار نجات جان انسان‌ها و سرمایه‌های کشور بوده و هستند.

 اما، اعلام این که شهرداری و آتش‌نشانی، بارها و بارها در مورد مشکلات ایمنی ساختمان پلاسکو اخطار و هشدار داده بودند و ساکنان آن ساختمان اقدام لازم را انجام نداده اند، نشانه‌ای از یک اِشکال بزرگ و ساختاری در مدیریت کشور است؛ خطر شکل‌گیری حاکمیت بی‌اقتدار که تمامی عرصه‌های زندگی شهری و البته محیط زیست و میراث‌های طبیعی و فرهنگی ما را تهدید می‌کند. امروزه می‌بینیم که قانون‌شکنی، به سُخره گرفتن مقررات، گرفتن مجوزهای ایمنی و استاندارد و جز آن، از راه‌های غیرمتعارف و نامناسب و حتی «قانونی شدن» پاره‌ای بی‌قانونی‌ها در مجلس، به پدیده ای معمولی بدل شده است.

دستگاه های دولتی و دیگر بخش‌های حاکمیت، در بسیاری جاها که کم‌کاری یا فساد ندارند، دچار ضعف در به اجرا رساندن قانون و مقررات هستند. در این‌جا، به مصداق‌های زیر پا گذاشتن مقررات ایمنی ساختمان‌ها، نادیده گرفتن آیین‌نامه‌ی زلزله، ساخت‌وساز روی گسل‌ها، غیراستاندارد بودن آسانسورها، و یا فساد عمیق در بانک‌ها و گمرک‌ها و دیگر اداره‌ها نمی‌پردازم. فقط به محیط زیست، آن هم نه به مشکلات بزرگ آن بلکه به یک گوشه‌ی کوچک آن (به عنوان نمونه‌ای از صدها موردِ ریز و درشت) اشاره می‌کنم که ببینید چگونه قانون و اخلاق در برابر شماری قانون‌شکن و بی‌وجدان کم آورده و اِعمال‌ قانون سخت شده است.

چند سال است که در منطقه‌ی فریدونکنار، عده‌ای صیاد (که حساب آنان از حساب صیادهای بومی و قانع جدا است) به شکلی بسیار بی‌رحمانه اقدام به دام‌گستری‌های غیرقانونی و صید و کشتار گسترده‌ی پرندگان مهاجر، چه پرندگان مجاز برای صید و چه حمایت‌شده، می‌کنند. در این چند سال، چند بار ماموران سازمان حفاظت محیط زیست و حتی نیروی انتظامی خواسته است که جلوی این صیادان را بگیرد، اما آنان با چوب و چماق و اسلحه نگذاشته اند. حتی امسال که انفلوانزای پرندگان شیوع یافته و به جز سازمان محیط زیست، مسوولان بهداشت کشور هم گفته اند که صید باید متوقف شود، اما باز هم این گروه به قانون‌شکنی خویش ادامه می‌دهند.



 
فراخوان برای کمک به حیات وحش منطقه‌ی خوش‌ییلاق
ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢٤ دی ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

دوستان سبزاندیش را به کمک در تامین بخشی از علوفه‌ی مورد نیاز حیات وحش منطقه‌ی خوش‌ییلاق فرا می‌خوانیم.

 

سرمای زمستان، جستجوی غذا را برای حیات وحش به ویژه در مناطق کوهستانی دشوار کرده است. گرچه برخی از کارشناسان تاکید دارند علوفه‌دهی به حیات وحش اقدامی نادرست است و می‌تواند آنها را به گونه‌هایی دست‌آموز تبدیل کند، اما زمانی که در پناهگاه حیات وحش آن‌هم  در جایی مانند  خوش‌ییلاق تنها 10 آهو باقی مانده باشد، چاره‌ای نیست جز این‌که برای حفاظت از این تعداد محدود اقدام عاجلی صورت بگیرد. به این منظور موسسه طنین طبیعت تیرگان با همکاری گنجینه‌ی پشتیبان زیست‌بوم در صدد برآمدند با راه‌اندازی یک پویش، علاقمندان به حیات وحش را به همراهی دعوت کنند.


لطفا برای اطلاع بیشتر و کمک، به این‌جا بنگرید.

تلاش برای حفظ محیط زیست، فقط سخن گفتن، و حتی فقط اعتراض و نوشتن نیست...!

یادداشت مرتبط: خوراک‌دهی و کمک به حیات وحش؛ آری یا نه؟



 
حامی پرندگان مهاجر باشیم
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ دی ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت، در خبرآنلاین نیز کار شده است.

کوشان مهران و عباس محمدی- در منطقه‌ی فریدونکنار مازندران، دو پدیده‌ی متضاد به چشم می‌خورد: از یک‌سو حضور زمستانه‌ی هزاران پرنده‌ی مهاجر و انسان‌های حامی این مخلوقات زیبا و دورپرواز، و از سوی دیگر صیادانی که به نظر می‌رسد (دست‌کم در این ده ساله‌ی اخیر) صید پرنده را از حد سنتی که برای گذران یک زندگی ساده لازم بود، بس فراتر برده و به یک تجارت بزرگ بدل ساخته اند. چگونه می‌توان هم‌زیستی پایدار انسان و حیات وحش را دوباره شکل داد؟

 از حدود ده سال پیش، هر ساله در پاییز و زمستان، آب‌بندان‌های فریدونکنار و سرخرود مازندران به یکی از کانون‌های توجه مدافعان طبیعت بدل می‌شود؛ زیرا در این چند ساله، این آب‌بندان‌ها که در واقع شالیزارهایی هستند که در زمستان در آن‌ها کِشت انجام نمی‌شود، جای فرود شمار بی‌سابقه‌ای قو، این پرنده‌ی درشت‌پیکر و جذاب شده است. از آن‌جا که آب‌بندان‌های محدود منطقه تامین‌کننده‌ی خوراک کافی برای این تعداد از پرندگان درشت نیست، چند کنشگر محیط زیست و چندتایی از سازمان‌های مردمی از ده سال پیش تصمیم گرفتند که با ریختن ذرت و گندم و سبزی، به تغذیه‌ی این قوها کمک کنند. یادآور می‌شود که در گذشته، آبگیرهایی که در اطراف بابلسر تا اسلام‌آباد و سوته و صفاییه‌ی فریدونکنار وجود داشت، جای زمستان‌گذرانیِ قوهای مهاجر بود. اما در این یکی دو دهه، بخش عمده‌ی آبگیرها به زیر ساخت و ساز رفته و تنها جای باقی‌مانده برای قوها در این ناحیه، بخشی از همین فریدونکنار و سرخرود (بیشتر: آب‌بندان‌های وزرا به گستره‌ی حدود 40 هکتار) است. خوراک‌دهی به قوهای مهاجر، سبب راه افتادن دو موج شد: یکی بحث درست یا نادرست بودن خوراک‌دهی به حیات وحش، و دیگر بحث صید انواع پرندگان مهاجر در این منطقه که مورد توجه تماشاگران قوها قرار گرفته است. این صیادی‌ها، دیگر نه مشغله‌ی جنبی چند خانواده‌ی محلی بلکه کسب و کار پول‌ساز و بی‌ضابطه‌ی چندین صیاد بی‌ملاحظه شده که صیادان بومی و قانعِ محل را هم بدنام ساخته اند. بازار فروش پرندگان صیدشده در فریدونکنار، با انبوه مرغابی و چنگر (و دیگر پرندگانی که پیش از این صید نمی‌شدند) به نمایشگاه خونین و بی‌رحمانه‌ی انواع گونه‌های مجاز و غیرمجاز برای صید بدل شده و شهرتی بس منفی یافته که در بیرون از کشور هم بازتاب یافته است.

اهمیت پرندگان مهاجر در خطه‌ی هیرکانی (ساحل دریای کاسپین یا خزر) از زمان‌های دور آن اندازه بوده که پرندگان نمک‌سود، بخشی از خراجِ کالایی تبرستان بوده که برای خلفای عباسی فزستاده می‌شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کارگاه آموزشیِ پرورش و نگهداری گیاهان آپارتمانی
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

سه شنبه 28 دی 1395

ساعت 17 تا 20

 

مفاهیم و محتوای کارگاه

  • اهمیت گیاهان آپارتمانی در زندگی امروزین
  • معرفی چند گونه از گیاهان آپارتمانی سازگار با شرایط تهران
  • کاشت و تکثیر عملی چند گیاه
  • تبادل تجربه و پیشنهاد برای حفظ گیاهان

 

آموزشگر: عباس محمدی

کارشناس کشاورزی، کنشگر محیط زیست، مربی کوه‌نوردی، مدیر گروه دیده‌بان کوهستان

             

مسئول ثبت نام: مینا غنی

لطفا با این شماره‌ها تماس تلفنی گرفته شود: 09398592690 -  66712243

 

  •  هزینه: 10 هزار تومان
  •  ظرفیت دوره: 20 نفر (اولویت با افرادی است که زودتر ثبت ‌نام می‌کنند)
  • محل برگزاری: تهران، خیابان انقلاب، جنب لاله زار نو، شماره‌ی 590 (ساختمان609)، طبقه­ 4، واحد 12، دفتر مرکزی انجمن کوهنوردان ایران

 


 
← صفحه بعد