نشست ماهانه ی انجمن
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۳٠ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در نخستین چهارشنبه ی هر ماه ، انجمن کوه نوردان یک نشست همگانی دارد که در آن گزارش ها و اخبار کوه نوردی مبادله می شود ؛ فیلم و اسلاید برنامه های با ارزش نشان داده می شود ؛ در مورد موضوعات مهم کوه نوردی یا مربوط به محیط های کوهستانی گفتگو می شود ؛ و.... .

 نشست این ماه ، استثنائا در روز سه شنبه  ۱/۱۲/ ۱۳۸۵  از ساعت ۵ تا ۸ بعد از ظهر  برگزار می شود ( سالن برای چهارشنبه خالی نبوده است ) . محل برگزاری آن هم ساختمان مرکز سازمان های غیر دولتی ، در خیابان نجات اللهی ، نبش خیابان ورشو است . در این نشست ، فرهود فرهادی گزارش پیمایش زمستانی ستیغ (‌خط الراس ) کلون بستک به آزادکوه را خواهد داد ؛  فرشاد خلیلی بحث آموزشی درباره ي‌ اسکی کوهستان خواهد داشت ؛ و عباس محمدی مطلبی را با عنوان ما و کوه نوردی جهان باز خواهد کرد ، و ضمن دادن گزارش حادثه ی علم کوه در دی ماه گذشته که به مرگ دو کوه نورد منجر شد ، مقایسه ای خواهد داشت بین شیوه های جستجو و امداد ایرانیان و خارجی ها .

شما را به شرکت در این نشست دعوت می کنیم.


 
روز عشق ايرانی
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

یکی از جشن های نیک و فرخنده ای که از نیاکان ما به جا مانده است « جشن سپندارمذ » یا « جشن اسفندگان »‌است. این جشن با هدف بزرگ داشت و ارج نهادن به فروزه ی پاک و گران سنگ سپنته آرمییتی یا سپندارمذ برگزار می شود. سپنته آرمییتی به معنای باروری ، مهر و محبت ، فروتنی ، و فروزه ی نگاهبان زمین در دین زرتشتی است و زمین نماد عشق است چرا که با فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد . زمین چون مادری است که پاسدار و نگهدار فرزندان اش از هر قشر و قیافه ای است .

سپندارمذگان (۲۹ بهمن) روز گرامی داشت زمین بارور و همتای انسانی آن زن است . روز گرامی داشت عشق و محبت... .

( از هفته نامه ی امرداد ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ )


 
حيات وحش ورجين
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

عکس‌های زير را عباس جعفری در روز جمعه۲۷ بهمن، در منطقه‌ی حفاظت شده‌ی ورجين(رودبارقصران) گرفته است. آيا غرورانگيز نيست که در چند کيلومتری پايتخت چندميليون نفری، حيات وحشی سرحال و سرزنده داريم؟!

می‌توان  با هزينه‌ای اندک، و مقابله با متجاوزان به عرصه‌های طبيعی ملی، اين منطقه های باارزش را هم‌چنان نگاه‌داشت.

                     

                

                       

                                 

 

      حاضران برنامه‌ی علوفه پراکنی روز جمعه در اداره‌ی حفاظت محيط‌زيست شميرانات(زردبند)            


 
مخابرات کابل کشی در حريم جهانی بيستون را به پايان برد
ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

ابلاغيه پاسگاه نيروي انتظامي شهرستان بيستون براي بررسي تخريب‌هاي انجام شده در حريم جهاني بيستون زماني به دست كارشناسان ميراث فرهنگي رسيد كه اداره مخابرات  عمليات حفاري و كابل‌كشي را به پايان برده بود. اين اثر تاريخي پس از گذشت 7 ماه از ثبت، از سوي سازمانها و نهادهاي مختلفي چون مخابرات و پتروشيمي مورد تعرض و تخريب قرار گرفت.

 

كرمانشاه _ بيستون_خبرگزاري ميراث فرهنگي_ زهراكشوری

اداره مخابرات كرمانشاه به‌رغم تمامي مخالفت‌ها، عمليات كابل‌كشي را در سايت تاريخي بيستون با تخريب آثاري از دوره ساساني و ايلخاني به پايان رساند.

 اداره مخابرات بارها براي كابلي كشي در نزديكي پل خسرو از سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استعلام كرده بود اما سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به دليل وجود آثار تاريخي به ويژه اين پل، در مسير انتخاب شده از سوي اين اداره به كارشناسان مخابرات اجازه حفر و كابلي‌كشي نداد.

 چندي پس از آن، مخابرات بدون اطلاع پايگاه پژوهشي بيستون اقدام به حفر كانال براي كابلي‌كشي كرد كه به تخريب آثاري از دوره ساساني و ايلخاني در پاي پل بيستون منجر شد.

سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، از مخابرات شكايت كرد و عمليات متوقف شد. اين در حالي بود كه مخابرات مدعي شده بود اهالي دو روستاي چمبطان اوليا و سفلي بدون اجازه مخابرات اقدام به حفر كانال كرده بودند.

 شوراي اين دو روستا چنين ادعايي را تكذيب كردند. دو هفته بعد باري ديگر مخابرات اقدام به حفاري در بخشي ديگري از پل كرد و باز هم اهالي و شوراي چمبطان را مسئول حفاري‌ها معرفي كرد.

  رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان كرمانشاه در گفتگو با ميراث‌ خبر اداره مخابرات را مقصر دانست و از شكايت اين سازمان از مخابرات خبر داد.

 در همين حال اداره مخابرات به‌رغم اينكه مسئوليت هيچ يك از حفاري‌ها را نپذيرفته بود در هفته‌اي كه گذشت عمليات كابل‌كشي را به پايان رساند.

 "اسدالله بيرانوند"، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري نيز اداره مخابرات را تنها خاطي دشت بيستون معرفي كرد و به ميراث خبر گفت:«مراحل قانوني براي پيگيري و بررسي مسئله ادامه دارد و قانون به جرمي كه در اين دشت اتفاق افتاده، رسيدگي مي‌كند.»

ازسوي ديگر"صديقه پرواره"، مسئول حقوقي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري نيز به ميراث خبر گفت:« ابلاغيه اي از پاسگاه نيروي انتظامي شهرستان بيستون به دفتر واحد حقوقي رسيد و هم‌اكنون كارشناسان ميراث فرهنگي به همراه ماموران نيروي انتظامي در حال بررسي موضوع هستند.»

 وي افزود:«سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري طبق قانون شكايت كرده  و روال قانوني كار را انجام مي‌دهد تا مشخص شود چه كسي مجوز كابل‌كشي را صادر كرده‌است.»

كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پيش از اين براي جلوگيري از تخريب بيستون مسير جديدي در كنار پل‌چهر را به كارشناسان اداره مخابرات پيشنهاد كردند اما اين اداره به دليل هزينه‌بر بودن اين مسير از قبول آن سربازد.

بيستون كه تيرماه امسال در فهرست آثار جهاني به ثبت رسيد اما تنها پس از گذشت 7 ماه از ثبت ، از سوي سازمان ها و نهادهاي مختلفي چون مخابرات و پتروشيمي مورد تعرض و تخريب قرار گرفت.


 
علوفه پراكني براي حيات وحش در منطقه رودبارقصران
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

               

دیروز صبح به منطقه ی زردبند (در رودبارقصران) رفتیم و مقداری از یونجه و مکمل‌های غذایی را که پیش از این به پاسگاه محیط بانی منطقه رسانده بودیم، به دامنه‌های کوه بردیم و برای قوچ و میش‌های آن جا پخش کردیم.

این برنامه با برنامه‌ریزی گروه دیده‌بان کوهستان و همکاری گروه کوه‌نوردی نمونه (www.NCCG.blogfa.com)،گروه کوه‌نوردی دامون و انجمن حمایت از حیوانات انجام شد و همگی خوشحال بودند که «ناهار»خوبی به حیوان ها داده اند و کاری متفاوت با برنامه های عادی انجام داده اند.

آقای کارگر رییس اداره ی محیط زیست زردبند در سخن رانی خود، حمایت سازمان‌های غیر دولتی از محیط زیست را مایه ی دل گرمیمحیط بانان دانست. او هم چنین گفت که وجود حیوانات وحشی در نزدیکی پایتخت12- 10 میلیونی کشور، مایه ی تفاخر ما، و نشانه‌ی این است که مردم ما در مجموع رفتار خوبی با حیات وحش داشته اند. او اشاره کرد که حدود ۳۰ درصد از مساحت استان تهران حفاظت شده است و لازم است که همگی در حفظ این سرمایه ی ملی، بکوشیم. پس از آن که آقای کارگر محیط بانان پاسگاه زردبند را معرفی کرد حاضران آن ها را تشویق کردند و به ویژه برای آقای رودکی باسابقه ترین محیط بان که ۳۵ سال سابقه کار دارد  و پدرش نیز محیط بان بوده است، با حرارت کف زدند.

آقای جبلی معاون محیط طبیعی اداره کل محیط زیست استان تهران ، ضمن تشکر از کوه نوردانی که به حفظ محیط های کوهستانی توجه دارند، گفت که اگر طرح احداث جاده در پارک ِ ملی لار اجرا شود، با توجه به اشباع شدن منطقه ی لواسان از نظر زمین خواری، دامنه ی تصرفات غیر مجاز و ساخت وسازها به دشت لار کشیده خواهد شد. او هم چنین گفت که سازمان محیط زیست، با استاندار تهران و  وزیر نیرو تماس داشته ، و مخالفت خود را با کشیدن جاده در پارک ملی لار اعلام کرده است.

عباس محمدی رییس هیات مدیره انجمن کوه‌نوردان ایران گفت که کوه نوردان نباید فقط بهره برداران از محیط های کوهستانی باشند، بلکه وظیفه ی حفاظت از این محیط ها را هم بر عهده دارند؛ آنان می توانند دیده بان های محیط های کوهستانی در اقصی نقاط کشور باشند و در اصلاح برنامه های عمرانی که به تخریب کوهستان می انجامد، بکوشند. محمدی با اشاره به طرح جاده سازی در لار گفت که تصمیم گیرندگان در این مورد ،«تافته های جدا بافته»از عموم مردم نیستند، و ما می توانیم با اِعمالِ فشار اجتماعی، و با بحث های مستدل، در تغییر این مصوبه بکوشیم. او یک کپی از نامه ی انجمن به رییس جمهور را که در آن مغایرت طرح احداث جاده در لار  با قوانین موجود کشور، بیان شده به آقای جبلی داد.

در پایان برنامه، حاضران که در حدود 150 نفر بودند، با در دست گرفتن تابلوهایی با مضمون حمایت از حیات وحش، و مخالفت با جاده سازی در لار ، دقایقی در کنار جاده‌ی اصلی رودبار قصران ایستادند.

از سخن رانان دیگر ، هومن روانبخش کارشناس ارشد جنگل‌داری ( دارنده ی وبلاگ hoomanjangali.persianblog.ir) بود که گفت پی‌گیر نامه‌ای بوده است که 144 نفر از استادان دانشگاه و کارشناسان محیط منابع طبیعی و محیط زیست در مورد لار به رییس جمهور نوشته اند. روانبخش ارزش طبیعی منطقه رودبارقصران را بسیار بالا دانست و از جمله گفت که فقط 50 گونه‌ی درختی در این منطقه شناسایی شده است.

           


 
آی عشق ، آی عشق ...
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

حالا که این همه صحبت از عشق و عشق بازی و والنتاین و والنتاین بازی است ، بگذارید من هم چیزی از این باب بگویم !

والنتاین کشیشی بوده است که به فرمان کلودیوس دوم فرمانروای روم توجه نکرد و ( بر خلاف مقررات ) میان سربازان و دختران محبوب شان پیوند برقرار می کرد . قدیس والنتاین شهید ، نماد عشق است ، و ۱۴ فوریه (چرا این روز؟!) روز عشق یا والنتاین نامیده شده است .

در فرهنگ کهن ایران ، روزهای پر معنای بسیاری داریم که هر یک می تواند مضمونی غنی را در خصوص یکی از دل مشغولی های بشر بیان کند . برای مثال ، روز اول فروردین یا روز «اعتدال بهاری» که روز نو شدن زمین است ؛‌ در جهان امروز ، اول فروردین ، روز زمین خوانده می شود. روز سیزدهم تیر مصادف با روز تیرگان که چند سال است از سوی کوه نوردان ، روز ملی دماوند  خوانده شده است . روز ۲۶ دی ماه یا روز بهمنگان که روز  حمایت از حیوانات خوانده شده است . ۲۹ بهمن یا روز جشن اسفندگان که روز بزرگ داشت سپنته آرمیتی  ایزدمهر نگاهبان زمین ( نماد عشق ) است .

بسیار زیبا است که جشن اسفندگان را به جای روز والنتاین ، به عنوان روز عشق بخوانیم .

و می توانیم از سال آینده در روز بهمنگان برای وحوش علوفه بریزیم ...!

عباس محمدی


 
توسعه سدها يا سدهاي توسعه
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

   

                                       سد تنگه سليمان , مازندران  عکس از:www.ngdir.ir  

همشهری ۲۴/۱۱/۸۵  - عباس محمدي:

سدسازي، مشكل كم‌آبي را حل نمي‌كند، بلكه در اين مورد معمولاً مشكل را از يك منطقه به منطقه‌اي ديگر منتقل مي‌كند.

نمونه بارز اين موضوع، سد اميركبير(كرج) است كه بخشي از آب شهر تهران را تأمين مي‌كند، اما سبب كم‌آبي منطقه شهريار، پايين‌ رفتن سطح آب‌هاي زيرزميني و رو به زوال رفتن كشاورزي آنجا شده است.

احداث سد بر روي زاينده رود، در تنظيم آب براي شهر اصفهان و بالادست آن و نيز براي صنايع فولاد مباركه مفيد بوده است، اما از اصفهان به پايين(ورزنه تا تالاب گاوخوني) موجب كم‌آبي شده و در عمل، گاوخوني را از حيات تهي كرده است.

سدسازي‌هاي متعدد بر روي كارون و دز و انتقال آب آن به شهرهاي استان‌هاي ديگر، اهواز و آبادان و خرمشهر را دچار كم‌آبي كرده است كه گاه به درگيري‌هاي اجتماعي هم منجر شده است.

ساختن چندين سد بر روي رودخانه‌هاي دجله و فرات در تركيه و عراق، موجب آن شده است كه سطح تالاب هورالعظيم به يك دهم سطح سي‌سال پيش برسد و صدها هزار نفر كه در اطراف نيزارهاي آن با ماهي‌گيري  زندگي مي‌كردند، دچار مشكلات جدي شوند.

سددز                               

ساخت سد كرخه، آخرين ورودي عمده آب را به تالاب هورالعظيم بست و اين زيستگاه با ارزش، در سراشيبي مرگ قرار گرفته است.نه تنها تالاب‌ها و درياچه‌ها (مثلاً درياچه اروميه) با سدسازي بر روي رودخانه‌هاي ورودي، شورتر مي‌شوند و رو به زوال مي‌روند، بلكه حتي گاه درياها نيز دچار مشكل مي‌شوند: كم شدن آب شيرين ورودي به خليج فارس- در كنار ديگر عوامل- سبب شور و آلوده‌تر شدن آب اين دريا و در نتيجه، كم شدن جمعيت ماهيان و آسيب ديدن زندگي مردمي كه وابسته به صيد هستند، شده است.

سدها از نظر طول عمر مفيد و پايداري در بهره‌رساني به جوامع انساني، در قياس با روش‌هاي ديگر بهره‌برداري از آب، فايده كمتري دارند.

استفاده از آب در امتداد رودخانه‌ها، و در پايين‌ترين بخش‌هاي آن(مصب‌ها، تالاب‌ها، خورها) يا پخش سيلاب‌ها در دشت و هدايت اين آب‌ها به سفره‌هاي زيرزميني(آب خوان داري) كه شيوه‌هاي ديرينه بهره‌برداري از آب شيرين هستند، در كنار ارتقاي روش‌هاي آبياري و صرفه‌جويي، مي‌تواند مشكل پايدارتري را از زيست هماهنگ با محيط براي انسان رقم زند. عمر مفيد سدها معمولاً زير صد سال است، اما رودها، تالاب‌ها و سفره‌هاي زيرزميني، عمر هزاران ساله دارند.

در ايران كه فرسايش خاك، به دليل نابودي پوشش گياهي مرتعي و جنگلي، بسيار بالا است، عمر مفيد سدها به دليل انباشته شدن رسوب، حتي كمتر از آن چيزي است كه سازندگان آنها پيش‌بيني كرده‌اند.

مثلاً براي سد سفيدرود، يك عمر هشتاد ساله با ظرفيت 8/1 ميليارد مترمكعب پيش‌بيني شده بود، اما پس از چهل سال، حدود 600 ميليون مترمكعب از حجم آن (يعني به اندازه سه برابر حجم سد اميركبير) انباشته از گل و لاي شده است.

مقام‌هاي رسمي مسئول در بخش كشاورزي و آبياري كشور(در برآوردي كه خوشبينانه‌ به نظر مي‌رسد) مي‌گويند كه سالانه در حدود يك درصد از حجم مخازن‌، سدها با رسوب پر مي‌شود.

با اين حساب و با در نظر داشتن تعداد سدهاي كشور، مي‌توان گفت كه فقط با جلوگيري از فرسايش خاك و احياي جنگل‌ها و مراتع كشور در واقع هر سال به اندازه يك يا دو سد به ذخيره آبي خود كمك خواهيم كرد. تازه، اين به جز كمكي است كه پوشش گياهي، به جذب آب در خاك و افزايش رطوبت محيط  مي‌كند.

سدها، مشكلات ديگري هم مي‌سازند: به گفته مديركل امور عشايري خوزستان، آب‌گيري سد كارون 3 درياچه‌اي به طول 60 كيلومتر به وجود آورده كه نتيجه آن زير آب رفتن هزاران هكتار اراضي كشاورزي، مراتع و خانه هاي موجود در منطقه بوده است، و در طراحي اين سد هيچ فكري براي مالكان عرفي منطقه نشده است. (ميراث خبر 12/5/(84

با از ميان رفتن مراتع و جنگل‌هايي كه به زير آب مي‌روند، فشار بهره‌برداري از اين نواحي به نقاط ديگر منتقل مي‌شود، يا دامداران و كشاورزان اين مناطق، به حاشيه‌نشين شهرها بدل مي‌شوند.

در ايران، تا يكي دو سال اخير، در برنامه‌هاي سدسازي هيچ توجهي به ميراث فرهنگي و محوطه‌هاي تاريخي كه به زير آب مي‌روند، نشده است.

با آ‌ب‌گيري سد كارون 3 بسياري از آثار باستاني ايذه، از جمله كاروانسراي 700 ساله خارسياه‌دون(و بي شمار آثار ناشناخته و كم‌شناخته شده ديگر) به زير آب رفتند.

در پروژه سد سيوند هم آثار بسياري مي‌رفت كه به كلي نابود شود اما توجه سازمان‌هاي غيردولتي و مطبوعات به موضوع با توجه به نزديك بودن محل پروژه به آثار بي‌نظير تخت جمشيد و پاسارگاد، توانست آب‌گيري سد را به تأخير اندازد تا شايد گروه‌هاي پژوهشي بتوانند بخشي از ميراث منطقه را نجات دهند.

اما در ده‌ها برنامه سدسازي ديگر هيچ برنامه شناسايي آثار تاريخي و عمليات نجات بخشي ميراث فرهنگي انجام نشده است.

                     نمایی از سد سیوند

در آذربايجان، در جريان عمليات ساخت سد سهند پل ايلخاني گوچينلو تخريب شده و 9 محوطه باستاني در خطر غرق شدن است، در خوزستان، سد رامهرمز باعث نابودي سد باستاني جره خواهد شد؛ در فارس، سد ملاصدرا محوطه‌هاي باستاني مطالعه نشده‌اي را به زير آب برده يا خواهد برد.

از عوارض ديگر سدسازي، تخريب گسترده دامنه‌هاي كوهستاني در جريان خاك‌برداري و جاده‌سازي و احداث تأسيسات ديگر است. نمونه كوچك اما بارز در اين زمينه، پروژه سد و تونل انحرافي سيابيشه در جاده چالوس است.

در اين پروژه، در چندكيلومتر از امتداد جاده، مي‌توان شيب‌هاي سابقاً جنگلي و مرتعي را ديد كه به كلي مخروبه و مبدل به دامنه‌هاي پوشيده از خاك سست و بي‌گياه شده است.

سدها، مسير مهاجرت پاره‌اي از ماهيان را كه براي تخم‌ريزي از دريا به رودخانه مي‌آيند، مي‌بندند و به اين ترتيب نسل آنها را رو به انقراض مي‌برند.

همچنين، اكوسيستم پايين دست سد به علت كم شدن يا قطع جريان آب، و نيز به دليل باز كردن گاه به گاه دريچه‌هاي زيرين سد(براي رسوب‌زدايي) به شدت آسيب مي‌بيند.


 
وظیفه‌ی ما در برابر حیات وحش
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ٢٤ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

       

در شرایطی که تصرف‌های انسانی، زیستگاه‌های طبیعی را به شدت محدود ساخته و راه‌های دسترسی جانوران کوه‌زی به نقاطی مانند حاشیه‌ی رودخانه‌ها و دشت‌ها، با وجود ساختمان‌ها و جاده‌ها بسته شده است، لازم است که ما انسان‌ها به ویژه در زمستان، این مخلوقات زیبا را در حمایت خود بگیریم. 

                        

         گروه دیده‌بان کوهستان از هم‌میهنان درخواست دارد که به چند نکته‌ی زیر توجه کنند:

·         از شکار و هرگونه آزار حیواناتی که به کوه پایه ها، و اطراف مناطق مسکونی نزدیک می‌شوند، خودداری کنیم، و با شکارچیان غیر مجاز برخورد کنیم. حتی اگر استثنائاً حیوان خطرناکی ببینیم، با کمی تدبیر می توانیم آن را دور کنیم یا خودمان از آن دور شویم.

·         زمستان را زمانی بدانیم برای تماشای حیوانات و عکاسی از آن ها ، نه فرصتی برای شکار. 

·         به دیگران آموزش دهیم تا با حیات وحش رفتار مهربانانه داشته باشند؛ در زمستان، پرندگان مهاجر به مهمانی سرزمین ما می آیند، و بسیاری از پستانداران باردار هستند. 

·         در حد توان خود به تغذیه ی حیوانات کمک کنیم؛ ریختن دانه برای پرندگان و پخش علوفه برای علف خواران می تواند بخشی از این گونه کمک ها باشد. برای اجرای این گونه برنامه ها بهتر است با اداره و پاسگاه های سازمان حفاظت از محیط زیست تماس گرفت. 

·         کمبود مواد غذایی برای حیوانات، در نقاط مختلف کشور، تا اواخر فروردین و حتی تا خردادماه وجودخواهد داشت. 

      

 

توجه داشته باشید که تعداد وحوش به ویژه جانوران بزرگ به نسبت جمعیت انسانی، بسیار ناچیز است. برای مثال ، در برابر جمعیت۱۲-۱۵ میلیون نفری تهران و حومه، شاید فقط چند صد راس کل و بز یا قوچ و میش در زیستگاه های این منطقه باقی مانده باشد. جمعیت عظیم انسانی ، با کمی توجه و مقدار اندکی هزینه ، می تواند بقای این موجودات بی گناه را تضمین کند.

 

                                          *               *                *    

        

        

                                      علوفه پراکنی در زردبند ـ اسفند ۱۳۸۳ 

      
 

                

روز جمعه 27 بهمن ماه، جمعی از کوه نوردان و دوستداران طبیعت، چندتُن علوفه به پاسگاه محیط بانی زردبند(منطقه رودبار قصران)  تحویل خواهند داد و خود نیز به محیط بانان کمک خواهند کرد تا به پخش کردن آن بپردازند.

 
ایران استراتژی زیست محیطی ندارد
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

بانک جهانی در جدیدترین گزارش خود(2007) درباره وضعیت تعهدات محیط زیستی کشورها ایران را فاقد استراتژی عملی در حفاظت از محیط زیست و گونه های جانوری معرفی کرد.

                                                                                                در این‌جا بخوانید


 
علوفه پراکنی برای حيات وحش ، و گفتگو درباره ی جاده سازی در لار
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢٢ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
 روز جمعه ۲۷ بهمن ، به رودبار قصران و لواسان خواهیم رفت و در چند نقطه که پاسگاه محیط بانی زردبند تعیین می کند ، برای کل و بزها ، و قوچ و میش ها علوفه ( یونجه ی خشک ، ... ) خواهیم ریخت .

این برنامه با همکاری گروه کوه نوردی نمونه (http://www.nccg.blogfa.com/)  و انجمن حمایت از حیوانات برگزار خواهد شد . علاقمندان به شرکت در این برنامه می توانند تا ظهر روز چهارشنبه ۲۵ بهمن با شماره تلفن ۰۹۱۲۲۷۱۷۴۱۱( خانم شمشیری ) تماس بگیرند .

در این برنامه ، همچنین گفتگویی خواهیم داشت در مورد طرح جاده سازی در پارک ملی لار که چند ماه پیش در هیات دولت تصویب شده است ( و البته هنوز موافقت سازمان حفاظت محیط زیست را برای این کار نگرفته اند) ؛ حتما می توان آقایان را متقاعد کرد که منصرف شوند ؟!

 


 
صلح سبز در ايران
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

چند روز پیش از دفتر  شبکه ی سازمان های غیر دولتی زیست محیطی خبر دادند  که چند نفر از سازمان صلح سبز  به ایران آمده اند و  از نمایندگان سازمان های غیر دولتی دعوت کرده اند که به مهمانی شام آنان بیایند . قرار ، دیشب بود در هتل امیر (تهران ، خیابان طالقانی) ؛ آقایی از هلند به نام  Paul  Horsman  ، خانمی از انگلستان و خانم دیگری از آمریکا ( نمایندگان گرین پیس ) ، ۴ـ۳ نفر از سازمان های غیر دولتی ایران ، دکتر هرمز اسدی از اکولوژیست های برجسته ی ایران ، یک نفر از سازمان حفاظت محیط زیست ـ که متاسفانه نام اش را به یاد ندارم ـ‌ و خانم دکتر شاهسوندی ، قائم مقام شبکه، در نشست حضور داشتند . 

 ابتدا  آ ن خانم انگلیسی توضیحاتی در مورد «صلح سبز » (Green Peace ) داد  و از جمله گفت که این سازمان غیر دولتی بین المللی  هیچ کمکی از دولت ها ، سازمان های دولتی ، و صنایع و شرکت ها نمی گیرد ، و نیاز های مالی آن فقط از طریق سه میلیون عضوی که در سراسر جهان دارد ، تامین می شود . صلح سبز سه کشتی دارد که در آ ب های جهان گردش می کند و کارزارهایی را در دفاع از محیط زیست به راه می اندازد .  توضیح دادند که صلح سبز به تازگی ، کارزاری را به عنوان Peaceful  Energy Campaignn در خلیج فارس راه انداخته اند که هدف آن دفاع از عاری بودن خلیج فارس از مواد رادیو اکتیو است .  همچنین گفتند که در نظر دارند تصویر بهتری از این منطقه را برای جهان غرب ارایه دهند .

نمایندگان گرین پیس از نمایندگان  سازمان های غیر دولتی و دیگر علاقمندان دعوت کردند که در برنامه ی ویژه ی آنان بر روی کشتی سازمان ( به نام Rainbiw Warrior ) شرکت کنند. این برنامه در یکی از روزهای ۲۸ یا ۲۹ بهمن در ساحل بوشهر برگزار خواهد شد . (برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۳۱۶۴۶۱۶۲۰۱۰ + تماس بگیرید .)

ای میل : paul.horsman@diala.greenpeace.org

 

سایت گرین پیس : www.greenpeace.org


 
درخواست پاسخ از سدسازان
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

امروز صبح، ۵۰ ـ۴۰ نفر علاقمند به میراث فرهنگی و محیط زیست جلوی وزارت نیرو (تهران ـ بزرگ راه کردستان) جمع شدند و از مقام های این وزارتخانه خواستند که بیرون بیایند و بگویند که آیا اصلا به موضوع میراث فرهنگی فکر می کنند ، و برای مثال در پروژه ی سد سیوند خطرهایی را که محوطه ی آرامگاه کوروش را تهدید می کند،  دیده اند؟ یکی از معاونان وزیر نزد تجمع کنندگان آمد و ضمن تایید خواست های آنان ، قول داد که به زودی ترتیب یک مناظره را بدهد و در آن کارشناسان وزارت نیرو ، کارشناسان میراث فرهنگی ، کارشناسان و علاقمندان مستقل ، و خبرنگاران به تبادل نظر بپردازند.

تجمع کنندگان ،‌سپس به سوی سازمان میراث فرهنگی (در خیابان آزادی) رفتند و با به دست گرفتن تابلو و پلاکارد خواهان پاسخ گویی مسئولان آن سازمان شدند . در این جا هم معترضان از قبول دعوت آقایان برای رفتن به داخل اداره خودداری کردند و گفتند که باید یک نفر از مدیران ارشد به بیرون بیاید ! سرانجام  دکتر موسوی ، معاون سازمان و رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی نزد تجمع کنندگان آمد و پس از ابراز خوش حالی از این که « جوانان به میراث فرهنگی خود  تعصب دارند » و توضیحاتی در مورد محوطه ی تاریخی تنگ بلاغی ( محل دریاچه ی سد سیوند ) ، قول داد که در مناظره ای که معاون وزیر نیرو برگزار خواهد کرد ، به دور از مصلحت اندیشی های دولتی ، از میراث فرهنگی کشور دفاع کند. در ضمن ، دکتر موسوی گفت که سازمان میراث فرهنگی هنوز مجوز آب گیری سد سیوند را به وزارت نیرو نداده است .

در زیر متن نامه ای را که تجمع کنندگان ، به مسئولان وزارت نیرو و میراث فرهنگی دادند ، می بینید :

ما نگران از دست رفتن سرمايه‌های فرهنگی و طبيعی كشوريم.

وزيران محترم نيرو و جهاد كشاورزی؛ 

روسای محترم سازمان‌های ميراث فرهنگی و حفاظت محيط زيست؛ 

خواهشمنديم پاسخ دهيد كه آيا در اجراي طرح‌هاي بزرگ سدسازي، با توجه به هزينه‌هاي سنگيني كه از محل فروش سرمايه‌هاي طبيعي (نفت و گاز) انجام مي‌شود و با توجه به هدر رفتِ ميراث‌هاي طبيعي و فرهنگي مانند مراتع، جنگل‌ها، زمين‌هاي كشاورزي و محوطه‌هاي باستاني و تاريخي كه به زير آب مي‌روند، محاسبه‌ي سود و زيان صورت مي‌گيرد؟

لطفا توضيح دهيد كه:  با چه قيمتي مي‌توان آثار طبيعي ميليو‌ن‌ها ساله و آثار تاريخي چند هزار ساله‌اي را كه در اجراي پروژه‌هاي سدسازي از بين رفته يا مي‌روند، دوباره به دست آورد؟!

به نظر ما، قرار گرفتن در رتبه‌ي سوم كشورهاي سازنده‌ي سدهاي بزرگ- آن هم پس از چين و تركيه كه نمي‌توانند الگوهاي مطلوبِ كشور ما باشند- افتخارآميز نيست. افتخار اين است كه ببينيم روش‌هاي كشاورزي و دام‌داري كشور و ضريب بهره‌وري آب ارتقا يافته؛ وابستگي به سرمايه‌هاي طبيعي كاهش يافته؛ و حفاظت از ميراث‌هاي طبيعي و تاريخي به شكل مناسبي اجرا شده و به منابعي براي درآمدِ پايدار تبديل شده‌اند. رساندن آب از سرچشمه‌ي رودخانه‌هاي كشور به صدها كيلومتر دورتر، اگر به قيمت محروم كردن بهره‌بردارانِ سنتيِ مسير رودخانه و خشك كردن تالاب‌هاي پايين‌دست باشد، افتخارآميز نيست. افتخار، در تلفيق روش‌هاي نوينِ استفاده‌ي صرفه‌جويانه از آب با دانش و تجربه‌ي بومي و حفظ زيستگاه‌هاي طبيعي و انسانيِ امتداد رودخانه است.

در زير، فقط چند مورد از آسيب‌هاي وارد بر ميراث فرهنگي و طبيعي كشور در جريان پروژه‌هاي سدسازي ذكر مي‌شود؛ خواهشمنديم توضيح دهيد كه براي جلوگيري از تكرار اين فجايع در چند صد طرح سدسازي ديگر كه در دست اجرا يا مطالعه است، چه كرده‌ايد:

جمعي از دوستداران فرهنگ و طبيعتِ ايران

·  محوطه‌ي تنگه بلاغي كه با آب‌گيري سد سيوند به زير آب مي‌رود، كلكسيوني از دوره‌هاي مختلف زندگي بشري، از دوران غارنشيني تا دوران تاريخي هخامنشي و غيره را در برمي‌گيرد؛ با پر شدن سد حدود 100 محل باستاني براي هميشه غرق و نابود مي‌شود.

·  اختلاف تراز نهايي سطح آب با محوطه‌ي آرامگاه كوروش، به يك روايت چهل متر و به روايتي ديگر چهار متر خواهد بود. فاصله‌ي اين آرامگاه با درياچه‌ي سد در حدود 5 كيلومتر خواهد بود كه در نتيجه، رطوبت سد ممكن است موجب آسيب‌ديدگي اين محوطه‌ي بي‌نظير شود.

·  محدوده‌ي آرامگاه كوروش، در منطقه‌اي سيل‌خيز قرار دارد؛ براي مثال در زمستان سال 1377 با جاري شدن يك سيل، تا پله‌ي دوم آرامگاه به زير آب رفت. وجود درياچه‌ي سد در پايين دست آرامگاه، مي‌تواند خطر آب‌گرفتگي محوطه‌ي پاسارگاد را به مراتب بيشتر كند.

·  محوطه باستاني تپه «مهرعلي فارسي» (واقع در استان فارس) با هفت هزار سال سابقه، با آب گيري سد ملاصدرا در آبان ماه 85  به زير آب رفت. سازمان آب منطقه اي فارس براي ساخت اين سد، از سازمان ميراث فرهنگي استعلام نكرده بود.

·  عمليات ساخت سد شهدا روي رودخانه‌ي مارون، آسيب زيادي به محدوده‌ي شهر باستاني ارجان وارد ساخته است. اين محوطه‌ي باستاني مربوط به دوره‌ي عيلامي است.

·  با احداث سد كارون3 چندين محوطه‌ي بي‌نظير مربوط به دورانِ پيش‌ از ‌تاريخ، دوران عيلامي، دوران اسلامي و... به زير آب رفت.

·        در جريان ساخت سد سهند، پل گوچينلو مربوط به دوره‌ي ايلخاني تخريب شد.

·  با ساخت سد شيان در استان كرمانشاه، محوطه‌ي باستاني مربوط به دوران اشكاني و ساساني تخريب مي‌شود.

·  با ساخت سد رامهرمز، سد باستاني جره مربوط به دوران ساسانيان نابود مي‌شود.

·  سدهاي در دست ساخت گيلان، مانند سد بيجار (در بخش رحمت‌آباد) و سد شفارود، محوطه‌هاي باستاني بي‌شماري را به زير آب خواهند برد. وزارت نيرو، براي ساخت اين سدها با سازمان ميراث فرهنگي هماهنگي نداشته است.

*          *         

·  با آب گيري سد سيوند، حدود 8000  اصله درخت و چند هزار هكتار زمين كشاورزي و مراتع 400 ساله به زير آب مي رود. احياي پوشش گياهي در اين منطقه خشك، امكان پذير نخواهد بود.

·  با آب گيري سد كبودوال در استان گلستان، چندين هكتار از جنگل هاي منحصر به فرد منطقه علي آباد به زير آب خواهد رفت.

·  يكي از عوامل اصلي خشك شدن درياچه هامون در سيستان ( و در پيِ آن نابودي كشاورزي و دامداري در حاشيه آن) سد‌سازي توسط افغان‌ها بر روي رود هيرمند بوده است.

·  با ساخته شدن چندين سد بر روي رودخانه‌هاي دجله، فرات و كرخه، وسعتِ تالاب هورالعظيم(مشترك ميان ايران و عراق) به حدود يك نهمِ سي سال قبل رسيده است.

·  با آب گيري سد كارون3، درياچه اي به طول 60 كيلومتر پديد آمده است كه سبب غرق شدن هزاران هكتار زمين كشاورزي، مرتع و چندين روستا شده است.

·  باز كردن دريچه‌هاي زير سد سفيد رود در مهر ماه 83، تقريبا تمامي ماهيان رودخانه را در اثر گل و لاي كشت.

·  سد سازي بر روي رودخانه‌هاي منتهي به درياچه اروميه، سبب پايين رفتن سطح آب درياچه (وعقب نشيني چندين كلومتريِ آن) و افزايش شديدِ ميزان شوري آن شده است، به گونه اي كه نسلِ «آرتمیا»(تنها موجود زنده در آب درياچه) رو به نابودي است و پرندگان مهاجر(عمدتا فلامینگوها) محيط مناسب براي زيست خود را از دست داده اند.

·  ساخته شدن سد زاينده رود و رعايت نكردن حقابه‌ي تالابِ گاوخوني، سبب كم‌آبي و خشك شدنِ تدريجي اين تالاب مهم شده است.

·  طرح هاي انتقال آب از سرشاخه‌هاي كارون و دز، سبب كم آبي يا شور شدن آب در حوزه‌هاي پايين دست (شهرهاي اهواز، آبادان ، خرمشهر ...) و آسيب ديدن نخلستان‌ها شده است. ضمن اينكه بالا رفتن غلظت آلاينده‌هاي صنعتي و فاضلاب‌هاي شهري (به دليل كاهش وروديِ آب) زندگي آبزيان و بهداشت ساكنين اطراف كارون را با خطر جدي مواجه كرده است.

·  كم شدن ورودي آب تالاب شادگان، سبب آلودگي شديد آب اين تالاب و مختل شدن زندگي صدها هزار نفر از ساكنان اطراف آن شده است.

·  سدها- به ويژه سدهاي بزرگ- در مسير مهاجرت ماهيان مانع ايجاد مي كنند و به اين ترتيب سبب كاهش نسل آنان مي شوند.


 
۳۰پناهگاه جدید درکوهستان‌های کشور ساخته می‌شود
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گردشگري 

 حسين سلطان‌زاده

 سرپرست فدراسيون كوه‌نوردي امروز 16 بهمن‌ماه، در يك جلسه مطبوعاتي برنامه‌هاي آتي اين فدراسيون را اعلام كرد.

محمدحسين هوايي، سرپرست فدراسيون كوه‌نوردي در جلسه مطبوعاتي فدراسيون كوه‌نوردي كه ظهر دوشنبه در دفتر امور مشترك فدراسيون‌ها گفت:« بودجه عمراني فدراسيون كوه‌نوردي در سال آينده 30 ميليارد تومان درنظر گرفته شده كه اين رقم به پناهگاه‌سازي، ساخت و نصب ديواره و تعمير و نگهداري پناهگاه‌ها اختصاص مي‌يابد.»

وي هم‌چنين از پيشنهاد رقم يك ميليارد و 300 ميليون توماني فدراسيون براي برنامه‌هاي ورزشي خبر داد و گفت:« انتظار مي‌رود سازمان با درخواست فدراسيون براي اين فعاليت‌ها كه منجر به رونق كوه‌نوردي و كوه‌پيمايي در بخش‌هاي مختلف كشور مي‌شود، موافقت كند.»

وي بودجه سال‌جاري فدراسيون را 600 ميليون تومان ذكر كرد.

 هوايي، پيش از اين بر رعايت اصول زيست‌محيطي و تشكيل كميته‌اي براي حفاظت از منابع طبيعي كوهستاني كشور تاكيد كرده بود.

 صفايي، دبير فدراسيون كوه‌نوردي تشكيل كميسيون محيط‌زيست را وظيفه فدراسيون كوه‌نوردي ندانست و گفت:« فدراسيون درنظر دارد انجمن محيط كوهستان را كه پيش‌تر تشكيل شده بود در اين زمينه فعال كند.»

 وي هم‌چنين برنامه‌هاي ديگر فدراسيون را تبديل كردن ايران به قطب كوه‌نوردي در منطقه و جهان در فاصله زماني 10 تا 20 سال آينده ذكر كرد.

 وي در پاسخ به اين سوآل كه «برنامه فدراسيون براي رشد صعودهاي فني و كيفي چيست» گفت:« از اهداف كمي براي استعداديابي و اجراي برنامه‌هاي كيفي استفاده مي‌كنيم. اين برنامه يك كار اجتماعي بوده و اجراي ان نيازمند زمان است.»

 هوايي اظهار داشت:« فدراسيون به دنبال تغيير وضع موجود است. اجراي برنامه‌هاي فني به راحتي انجام نمي‌گيرد و به همين دليل از بزرگان و پيش‌كسوتان دعوت مي‌كنيم.»

وي هم‌چنين در خصوص آمار كوه‌نوردان گفت:« آماري نداريم و فدراسيون به دنبال جمع‌آوري اطلاعات و ارايه آمار دقيق از كوه‌نوردان با صدور كارت كوه‌نوردي براي كوه‌نوردان حرفه‌اي است.»

هوايي همچنين برنامه ديگر فدراسيون را حمايت از گروه‌هاي كوه‌نوردي دانست و ادامه داد:« گروه‌هاي كوه‌نوردي هم از نظر مادي براي تجهيز و هم از نظر معنوي براي صعودهاي برون‌مرزي و فني مورد حمايت فدراسيون قرار مي‌گيرند.»

 به گفته وي، حادثه پيش‌آمده در علم‌كوه از سوي كوه‌نوردان بررسي و به اطلاع گروه برگزار كننده مي‌رسد تا در آينده اتفاقاتي از اين قبل نيافتد.

 سرپرست فدراسيون كوه‌نوردي تشكيل كميته حوادث كوهستان را تنها با حضور نمايندگاني از وزارت بهداشت، حلال‌احمر، ستاد حوادث غير مترقبه و فدراسيون امكان‌پذير دانست و گفت:« فدراسيون نمي‌تواند اين كميسيون‌ها را تشكيل دهد.»

كميسيون بررسي حوادث كوهستان پيش از حضور هوايي به مسايل كوهستان مي‌پرداخت كه دوره جديد فدراسيون حتي از جلسات و شكل آن آگاهي ندارند.

برگزاري صعودهاي سراسري به مناطق اشترانكوه، هزار كرمان، بينالود و آذربايجان شرقي و كويرنوردي در يزد از برنامه‌هاي فدراسيون در دهه فجر عنوان شد.


 
باز هم عکس هايی از بلوچستان
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                

                                       گل‌هايي كه در جهنم مي‌رويند!

            

                        bad land در جاده‌ي چابهار-گواتر(نمونه‌ي«بدبوم»

            

                                ساحل گواتر؛ جنگل حرا  در انتهاي  تصوير

             

                         زباله در كنار يكي از آبگيرهاي زيباي جاده‌ي چابهار-گواتر

             

                   آخرين نقطه‌ي ايران در جنوب شرقي كشور؛ زباله در همه جاي خانه‌ي ما!

       

                                          آبگير در جاده‌ي چابهار- گواتر

                  

                                                   چابهار-پرتغالي‌ها


 
سد بهتر است يا ميراث ؟!
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

آب گیری سد سیوند شروع شده است ، و یکی از غنی ترین محوطه های باستانی کشور به زیر آب و گل ولای خواهد رفت . آن چه را که گذشت قرن ها و هزاره ها نتوانسته بود نابود کند ، یا خاک مهربان در آغوش خود نگه داشته بود، به چشم بر هم زدنی به باد فنا دادیم. آب در پشت این سد ـ به قیمت بی آب شدن پایین دست ـ جمع خواهد شد تا ما در شهر بیشتر دوش بگیرم و بیشتر ماشین بشوییم ، و روستاییان مان به همان روش های اجدادی با آب بیشتری کشاورزی کنند !

و البته آن چه که در ابتدا  هیچ ، و از دو سال پیش فقط اندکی مورد توجه قرار گرفت ، ارزش اجتماعی و اقتصادی میراث فرهنگی ـ طبیعی بود‌ ؛ با چه قیمتی می توان دوباره صاحب جاده ی شاهی ، غارهای سکونتی ماقبل تاریخ ، کوره های ذوب فلز و سفال گری ۷۵۰۰ ساله ، بقایای دهکده های باستانی ، و بیشه ها و درختان ۵۰۰ ـ۴۰۰ ساله ای شد که در تنگه ی بلاغی و این کوه و دره ی تمدن ساز وجود داشت؟!

در کم تر از دو سالی که سازمان های مردم نهاد ،  کارزاری را در برابر طرح آب گیری سریع سد سیوند  آغاز کردند و در نتیجه ی آن دولت به فراخوان هیات های اکتشافی خارجی و داخلی دست زد ، آثار زیادی در منطقه کشف شد. اما بسیاری از همان باستان شناسان معتقد بوده اند که اکتشاف ها کامل نشده  و ممکن است بسیاری آثار شناسایی نشده با آب گیری نابود شوند.

اما آن چه که بیش از هر چیز ذهن دوستداران میراث فرهنگی کشور را مشغول کرده است ، خطرهایی است که محوطه ی پاسارگاد را تهدید می کند. آرامگاه کوروش ( ثبت شده در فهرست میراث مشترک بشری ) ، بقایای کاخ ها و آتشکده و دژ و تخت گاه هخامنشی ، مسجد اتابکی و... در فاصله ی حدود ۵ کیلومتر ، و اختلاف تراز ۴۰ متر یا به روایتی ۴ متر از حد نهایی دریاچه ی سد قرار دارند. رطوبت سد ممکن است در درازمدت سبب آسیب دیدگی این بناها شود. به علاوه ، این منطقه سیل خیز است ـ که با تخریب پوشش گیاهی و ساخت و سازهای غیر اصولی این خطر بیشتر هم شده است ـ و برای مثال می توان به سیل زمستان ۱۳۷۷ اشاره کرد که بر اثر آن  تا ارتفاع دو متری آرامگاه کوروش را آب گرفت . وجود دریاچه در نزدیکی این محوطه ، به معنای تنگ تر شدن امکان فرار آب ، و زیادتر شدن خطر سیل است.

                                             *********************

به نظر می رسد که لازم است آب گیری سد سیوند باز هم به تعویق افتد ، یا دست کم به آرامی پیش برود.

عده ای از علاقمندان به میراث فرهنگی کشور در نظر دارند که در ساعت ۹ صبح چهارشنبه ۱۸ بهمن به وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی مراجعه کنند و دغدغه ی خود را با مسئولان در میان بگذارند.


 
عکس هايی از سفر بلوچستان
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

              

                                                   بچه‌های بلوچ

 

                  

                                 «کوه‌های مريخي»؛نمونه‌ی «بدبوم » (bad land) 

                                                         جاده‌ی چابهار-گواتر                                  

                   

                                                       «بدبوم » در جوار آبگير

 

                 

                                رودخانه‌ی باهوکلات (درمحدوده‌ی زير سد پیشين)

                                                              زيستگاه گاندو

 

                 

                                                             جنگل حرا در گواتر

 

      

                       مجموعه‌ی بدرفتاری ها با ميراث فرهنگي،در قلعه‌ی پرتغالی‌ها؛

                                            ۱- کندن ديوار و پی برای يافتن گنج

                                               ۲-يادگاری‌نويسی روی ديوارها

                                               ۳- دکل مخابرات در حريم قلعه


 
گرمای نگران کننده ی زمين
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

امروزه ، در نیمه ی زمستان می بینیم که بیشتر روزها در شهری مانند تهران که تا بیست سی سال پیش  زمستان های سختی داشت ( به ویژه در بخش های کوه پایه ای شمال شهر) ، هوا «بهاری» است. نیمی از کمرکش توچال بدون برف است ، و در وسط و جنوب شهر هیچ برفی نباریده است. در لواسان و رودبار قصران هم برف بر کوه ها نمی ماند و پیست های اسکی دربندسر و شمشک تعطیل است . این ها در شرایطی است که  بارش های پاییزی امسال ، دست کم در نیمه ی غربی و شمالی کشور ، بیش تر از میانگین سی ساله بوده است. به بیان دیگر ، گرما و در نتیجه تبخیر ، بیشتر شده است که این برای کشور خشکی مانند ایران بسیار هشدار دهنده است.

به  گزارش زیر که از سایت MSNBC (دوم فوریه ۲۰۰۷) نقل شده است ، توجه کنید:

روز جمعه، دانشمندان ۱۱۳ کشور در گزارشی اعلام کردند که بی شک گرم شدن اخیر زمین ، نتیجه ی کارهای انسان است، و پیش بینی می شود که گرمای بیشتر و بالا آمدن آب دریاها صرفنظر از این که انسان تا چه حد آزاد سازی کربن را کنترل کند، « قرن ها ادامه خواهد یافت».

سوزان سولومون دانشمند برجسته ی دولتی آمریکا گفت:«هیچ شکی نیست که افزایش گازهای گلخانه ای ، بر اثر فعالیت های انسانی حادث شده است.»

فعالان زیست محیطی در واکنش به گزارش « کارگروه بین دولتی تغییرات اقلیمی » که مدت ها انتظار آن را می کشیدند، به آمریکا و دیگر کشورهای صنعتی فشار می آورند که رهاسازی گازهای گلخانه ای را به میزان قابل توجه کاهش دهند.

آکیم اشتاینر ، مدیر اجرایی برنامه ی محیط زیست سازمان ملل (UNEP) گفت: مردم نباید عقب بنشینند و بگویند «ما کاری نمی توانیم بکنیم» . هر کس که با وجود این علایم، بی عمل بماند، در برابر تاریخ بی مسئولیت قلمداد خواهد شد.


 
طرح پناهگاه‌سازی در کوه‌ها بازنگری می‌شود
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي  ـ حسين سلطان‌زاده ـ طرح‌هاي پناهگاه سازي به گفته رييس فدراسيون كوه‌نوردي در صورت آسيب رساندن به محيط كوهستان، بازنگري مي‌شوند. 

محمد هوايي، سرپرست فدراسيون كوه‌نوردي كه از سوي علي‌آبادي جاي آقاجاني را در فدراسيون گرفته،‌ محيط كوهستان را از مهمترين بخش‌هاي كوه‌نوردي در ايران عنوان كرد و به ميراث‌خبر گفت:« فدراسيون، جلسه‌اي را با رييس سازمان محيط زيست و رييس سازمان منابع طبيعي برگزار مي‌كند تا نسبت به تخريب محيط كوهستان و فعاليت‌هاي غيركارشناسي در اين مناطق موضع‌گيري كند.» 

                                                                      در اين‌جا بخوانيد


 
گاندوها هم به كوه پناه مي‌برند؟!
ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

      

همشهری - عباس محمدي:

چندي پيش مطلبي در روزنامه همشهري چاپ شد  با عنوان «يوزها به كوه پناه مي‌برند» و در آن با اشاره به يك فيلم مستند و نيز عكس‌ها و گزارش‌هاي اخير از يوزپلنگ ايراني، گفته شده بود  اين جانور دشت‌زي و در معرض انقراض، گويي در آخرين تلاش براي بقا به كوهستان پناه برده است، زيرا بيشتر تصويرهاي جديد از اين گونه پرشكوه كه به‌حق بايد آن را نماد حيات وحش ايران خواند، داراي پس‌زمينه‌اي از كوه است.

اين موضوع قرينه‌اي است بر اين نكته كه كوه‌ها نه‌تنها سرچشمه آب- و به اين دليل، زمينه‌ساز حيات- و جايگاه گونه‌هاي بوم‌زاد هستند، بلكه در شرايط پايمال شدن دشت‌ها و تخريب حيات طبيعي آن‌ها، پناهگاه پاره‌اي گونه‌هاي خارجي (exotic) هم هستند.

در چند روز گذشته،‌ فرصتي دست داد تا به بلوچستان بروم و سري بزنم به زيستگاه تنها گونه‌ تمساح كه در ايران مي‌زيد و به نام تمساح پوزه‌كوتاه يا به نام بلوچي«گاندو» معروف است.

در كتاب‌هاي موجود، زيستگاه اين جانور جالب توجه و در خطر انقراض را از مصب رودخانه سرباز در خليج گواته تا باهوكلات و اطراف «پيشين» كه به فاصله تقريبي 120 كيلومتر در شمال گواتر قرار دارد و نيز شاخه‌هاي فرعي اين رودخانه (رود كاجو، رود دشتياري) دانسته‌اند.

اما، واقعيت اين است كه خشك‌سالي‌هاي پياپي چند دهه اخير، مانند خشكسالي بسيار سخت 82-1376 و عوامل ديگري  همچون افزايش جمعيت انساني و مصرف بيش از حد آب رودخانه‌ها و آلوده‌سازي و تصرف محيط‌هاي طبيعي، زيستگاه گاندوها را به‌شدت محدود ساخته است.

امروزه حدس مي‌زنند كه حداكثر در حدود سی‌صد گاندو در ايران باقي مانده باشد كه بيشترين تعداد آن در ناحيه كوهستاني شمال باهوكلات و زير سد پيشين به چشم مي‌خورد.

البته منظور از «كوهستاني» در اين‌جا، كوه‌هاي بسيار بلند نيست، بلكه ارتفاعات 400 تا 800 متري است كه به هر حال در مقايسه با دشت‌هاي پست ناحيه‌هاي جنوبي‌تر، كوه به‌شمار مي‌آيند.

هنگامي كه از شخص باتجربه و آشنا به منطقه كه راهنمايي ما را به عهده داشت و نيز از محيط‌بانان منطقه (كه سرجمع در دو پاسگاه، 3 نفر هستند!) پرسيديم بهترين جا براي ديدن گاندوها كجا است، همگي به محدوده‌ زير سد پيشين اشاره كردند.

در اين محدوده، رودخانه نه در دشت كه در عمق دره‌اي محصور در كوهستان جاري است و به اين دليل در اطراف آن زمين‌هاي مناسبي براي اقامت آدميان وجود ندارد.

گو اين‌كه مردم منطقه، به صورت سنتي دشمني‌اي با گاندو ندارند و حتي آن را مايه بركت و نگهبان يا نشانگر آب مي‌دانند، اما به هر حال صرف حضور آدمي سبب تصرف زيستگاه يا اخلال در زيست جانور مي‌شود و از اين رو در جايي كه آدمي كم‌تر است، طبيعت وحش دست‌نخورده‌تر- و در اين‌جا- گاندو بيشتر است.

بخت با ما هم يار بود و پس از سه ساعت ديد زدن و حفظ سكوت، يك گاندوي نسبتاً بزرگ ديديم كه در ساحل شني آن‌سوي رودخانه آفتاب گرفته بود؛ زيبايي و شكوه چنين صحنه‌هايي كه وحشي‌ترين جلوه‌هاي حيات را در برابر ديدگان به نمايش مي‌گذارد، قياس شدني با هيچ سرگرمي تلويزيوني، رايانه‌اي، و هيچ تفريح شهري ديگري نيست.

با ديدن اين صحنه‌ها در طبيعت است كه انسان نفس عميقي مي‌كشد و به قول يك نويسنده «صداي گنگي از ته گلو درمي‌آورد» و رگ‌هاي وجودش با حس شيرين تعلق به طبيعت گشوده مي‌شوند.

تمساح، به‌طور معمول در كناره‌هاي پست و منطقه‌هاي گرمسيري كه تغييرات دماي كمي دارد، مي‌زيد.

به همين دليل گوشه جنوب شرقي ايران، غربي‌ترين ناحيه زيست اين جانور در آسيا است، چرا كه از اين نقطه به سوي غرب و شمال، تغييرات دماي شب و روز و تغييرات فصلي بيشتر مي‌شود.

بخش‌هاي شمالي‌تر رودخانه سرباز يا باهوكلات، به دليل بيشتر شدن عرض جغرافيايي و به‌ويژه به دليل ارتفاع بيشتر، بيش از مصب رودخانه، دستخوش تغيير آب و هوا است و ساحل‌هاي شني پهن هم كم‌تر دارد و نبايد گزينه اول گاندو براي يك زندگي لذت‌بخش باشد.

اما، در اين‌جا هم روزگار سخت، جبر خود را تحميل كرده و با نامساعد شدن شرايط در زادگاه، راه مهاجرت پيش گرفته شده است؛ سعدياحب وطن گرچه حديثي است شريف/ نتوان مرد به خواري كه من اين‌جا زادم(!)

گاندوها هميشه با كم شدن آب رودخانه در پايين‌دست، به بالا مهاجرت كرده‌اند و گاه در شرايط بسيار خشك، در شكاف‌هاي كنار رودخانه و لابه‌لاي گل‌ها با كم ‌كردن تحرك و توقع به زيست آرام خود ادامه داده‌اند.

در مواردي هم- مانند دوره خشكسالي سخت چند سال پيش- ماموران سازمان حفاظت محيط‌زيست با منتقل كردن آن‌ها به بالادست، كمك كرده‌اند تا اين جانوران كه با وجود قدرت ظاهري و چهره خشن، مانند ديگر جانوران بزرگ بالاي هرم زيستي به‌شدت در معرض خطرهاي ناشي از دخالت انسان هستند، به بقاي خود ادامه دهند.

مديريت حساب شده محيط‌زيست، همان‌گونه كه براي مثال در مورد گاندوها توانسته با انتقال آن‌ها به نقطه‌اي نزديك‌تر به كوه و آب، بقاي جانور را در شرايط اضطراري تضمين كند، مي‌تواند به شيوه‌هاي ديگري هم به طبيعت ياري رساند.

نوزادان گاندو، طعمه جانوران بسياري- و از جمله گاندوي نر- مي‌شوند؛ مي‌توان با پرورش تمساح در محيط‌هاي مديريت شده، تعداد بيشتري نوزاد را زنده نگه داشت و حتي در درازمدت از آن بهره‌برداري اقتصادي كرد.

غرض اصلي اين نوشته آن است كه يك بار ديگر بگوييم: حفاظت از كوهستان، نگاهباني زندگي است. تمامي زندگي انساني و طبيعي در سيستان و بلوچستان، وابسته به آب‌هاي شيريني است كه از كوه‌ها سرچشمه مي‌گيرند.

حتي در كناره درياي عمان كه با ذخيره ماهيان بسيارش، خوراك اصلي مردم ساحل‌نشين را تأمين مي‌كند، اگر آب شيرين رودخانه سرباز كه از كوه پيرآباد و ديگر كوه‌ها سرچشمه مي‌گيرد نبود، حيات اين جلوه‌ رنگارنگ را نداشت.

تنها قطعه جنگل را در اين استان خشك، مي‌توانيم در خليج گواتر ببينيم كه جايگاه بكرترين جنگل‌هاي حراي ايران است. حرا، گونه‌اي از درختان مانگرو (mangrove) است كه در مصب رودخانه‌ها- جايي كه آب دريا به شكل منظمي به علت جزر و مد بالا و پايين مي‌رود- مي‌رويند.

درختان مانگرو به بستري مركب از ماسه و گل و لاي نياز دارند و با وجود آن‌كه با شيوه‌هاي خلاقانه‌اي در برابر شوري آب دريا تاب مي‌آورند، اما نيازمند جريان آب شيرين رودخانه‌اي هستند.

تنوع زيستي در جنگل حرا بسيار بالا است؛ گونه‌هاي پرشماري از پرندگان مهاجر و بومي روزي خود را در اين زيستگاه شگفت‌آور مي‌جويند و ماهيان بسياري در يك يا چند مرحله از زندگي، وابسته به آن هستند.

همچنين، جنگل حرا با تامين علوفه و چوب و ماهي نقشي بس مهم در فراهم آوردن معيشت مردم محلي داشته است. اين جنگل، بدون آب رودخانه‌اي كه از كوه‌ها جاري مي‌شود، پديد نمي‌آيد و باقي نمي‌ماند؛ اين نكته بايد در مديريت آب رودخانه درنظر گرفته شود.


 
بلوچستان ، سرزمين... (۲)
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

بدبوم ( badland ) سرزمین کم باران و مرتفعی است که میزان رطوبت و باران آن برای رشد گیاهان کافی نیست و از نظر کشاورزی و ایجاد چراگاه بی ارزش است . در اغلب این سرزمین ها ، صخره هایی که سر آن ها عمدتا بر اثر فرسایش عریان شده است دیده می شوند ( فرهنگ محیط زیست ،حسن دولت آبادی). به این تعریف باید افزود که بدبوم ، بیشتر در پی اسفاده ی نامتناسب انسان از سرزمینی که توان بازتولید زیاد ندارد پدید می آید. علت این کمبود توان می تواند بارندگی ناچیز ، سست بودن لایه های زمین ، شیب زیاد ،‌ و... باشد. بزرگ ترین تک عامل فرسوده ساختن سرزمین ،‌چراندن بیش از حد دام است که پوشش نگهدارنده ی خاک ، یعنی گیاهان را از میان می برد.

آن چه که در بلوچستان به « کوه های مریخی» معروف شده  و نیز تا حدی ،کلوت های بیابان لوت ، در واقع  بدبوم هستند . شکل های نامانوس ( و به همین دلیل ، جالب توجه ) این پدیده ها ، ناشی از فرسایش سریع در برابر باد و  باران است که بر خلاف فرسایش های آرام و طبیعی ، مهلتی برای رویش گیاهان باقی نمی گذارد و سرزمین را  دندانه دندانه و پر از لبه ها و چاک ها نشان می دهد. همچنین ، مقاومت نایکسان لایه های زمین ، در این منطقه ها گاه سبب شکل گیری ستون هایی با کلاهک هایی بر سر  یا کوه هایی که گویی با چاقو سر آن ها را بریده اند، می شود.


 
پارک ملی خجير، يادگار هزاران ساله طبيعت است
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

   

                            نامه يک متخصص منابع طبيعی به رئيس جمهور

آينده نو ۱۱/۱۱/۸۵-هومن روانبخش *

اين جا پارك ملي خجير است، سرزميني كه به آغاز نزديك است، زماني كه هنوز انساني نبود، شهري نبود، سازماني نبود، وقتي كه طبيعت خودش قانون خودش را تعيين مي كرد، زماني كه آفتي به نام انسان طغيان نكرده بود، زماني كه هنوز غرور طبيعت نشكسته بود، اين جا سرزميني است كه در آن درخت نفس مي كشد. قوچ مي دود و پلنگ شكار مي كند.

اين جا طبيعت اغواگرا ست، كافي است دل به اوبسپاري، عاشقت مي كند و وقتي عاشق شدي به تو مي آموزد چگونه با اويكي شوي، خو د را جزئي از آن بداني وبه قوانينش احترام بگذاري، وقتي با او يكي شدي، خود را جزئي از آن دانستي و به قوانينش احترام گذاشتي، تو را به اوج مي برد؛ به وراي انديشه كوتاه يك زمان و مكان، به آسمان ها، به توحيد.

آقاي رئيس جمهور !آيا مي دانيد تصميمات دولت شما چه صدمات جبران ناپذيري به يگانه منطقه بكرطبيعت استان تهران وارد خواهد آورد؟

آقاي رئيس جمهور آيا عمق فاجعه عبور خط لوله نفت (به هر بهانه و توجيهي) از ميان آخرين عرصه بكراطراف تهران را مي دانيد؟ آيا به تبعات عبور يك اتوبان از داخل پارك ملي آگاه هستيد؟ آيا مي دانيد اين منطقه20 هزار هكتاري (مجموعه پارك هاي ملي سرخه حصار و خجير) كه دولت شما طرح عبور اتوبان و خط لوله نفت را براي آن در نظر گرفته است، آخرين اميد طبيعت و طبيعت دوستان است؟

آقاي رئيس جمهور! آيا از قوانين پارك ملي آگاه هستيد؟ آيا مي دانيد در يك پارك ملي لگدمال كردن علف ها و بوته كني هم ممنوع است تا چه رسد به احداث اتوبان و خط لوله نفت! آيا فلسفه ايجاد يك پارك ملي را مي دانيد؟آيا مي دانيد نسلي قبل مناطقي از كشور را حفاظت شده و پارك ملي ناميد تا براي هميشه از هرگونه دخالتي هرچند ناچيز(حتي كندن يك گياه)محفوظ بماند؟ آيا مي دانيد ذات پارك ملي بكر ماندن است و صدور مجوز دخالت با ذات پارك ملي در تناقض است، آقاي رئيس جمهور، عبور بزرگ راه و لوله نفت از پارك ملي قطعا، هميشه و در همه حال غيرقانوني است و صدور مجوز از سوي هيچ مقامي آن را توجيه نمی كند.

آيا قبول داريد قوانين پارك ملي قوانيني ملي و هميشگي بوده نه مربوط به يك نسل و طبقه اي خاص و اين قوانين وضع نشده اند تا با تغيير هر مسوولي دستخوش تغيير يا نقض شوند؟

آقاي رئيس جمهور، آيا مي دانيد ما مالك تمام آن منابعي كه درا ختيار ماست نيستيم و بايد، بخشي را همچون امانتي پاسداري كنيم و بكر و دست نخورده به نسل بعد بسپاريم؟ و در عرصه هاي طبيعت اين امانت ها همان پارك هاي ملي و مناطق حفاظت شده هستند.

آقاي رئيس جمهور ! درخت و حيوان هم جزئي از اين مملكت اند، هموطن و همسايه ما، شما رئيس جمهور اين كشور هستيد، نماينده نه تنها انسان ها بلكه همه آب و خاك و طبيعت اين مرز و بوم. آنها هم بر گردن شما حق دارند.

آقاي رئيس جمهور! آيا تا به حال چيزي درباره درخت بنه، قوچ و ميش يا پلنگ خوانده ايد؟ آيا به اين موجودات علاقه منديد؟ البته شايد شما هم عقيده داشته باشيد يك رئيس جمهور كارهاي مهمتري دارد و اصلا نمي بايست به اين مطالب پيش پاافتاده كه بيشتر مربوط به انسان دوره غارنشيني است، بپردازد. اشكالي نيست، اما آيا در ميان مشاوران خود فرد يا افرادي را داريد كه به اين مسائل بپردازند.. افرادي كه نه تنها علم طبيعت را داشته باشند، بلكه عاشق طبيعت هم باشند؟

             در اين‌جا بخوانيد                                                      


 
بلوچستان ، سرزمين کوه های مريخی و تضادها
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٠ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در چند روز گذشته ، فرصتی پیش آ مد تا با تعدادی از دوستان به چابهار و گواتر و باهو کلات بروم. استان سیستان و بلوچستان سرزمینی است بزرگ ، دیدنی ،  غنی ، و فقیر...! 

 بزرگ بودن آن که نیازی به توضیح ندارد ؛ نگاهی به نقشه ی ایران بیاندازید . در مورد دیدنی بودن آن فقط اشاره می کنم به چند جاذبه که در ایران ، منحصر به آن منطقه است : آتش فشان نیمه فعال تفتان ، گل فشان های متعدد ، گاندو (‌ نام بلوچی برای کو رو کودیل ) ، و مردمی با فرهنگ و چهره ای خاص که در بردباری و کنار آمدن با شرایط دشوار کم مانند هستند. این منطقه ، غنی است زیرا مرزی طولانی با دریای عمان دارد و راه به اقیانوس هند ؛ خاک هم بسیار دارد ، و اگرچه آب کافی ندارد، اما آفتاب خوبی دارد و اگر منابع آبی موجود درست مدیریت شوند و  سهم مان از هیرمند گرفته شود ، می توان کشاورزی پر رونقی در آن جا راه انداخت و انواع میوه های گرمسیری را پرورش داد .  اما ... این استان فقیر است ، زیرا بالاترین یا یکی از بالاترین نرخ های رشد جمعیت را در کشور دارد ، بنیان اقتصاد بومی آن در زیر فشار تغییرات اقلیمی و خشک سالی های پیاپی و طولانی خرد شده  است  ، و از بی مدیریتی در رنج است .

در چابهار ، در کنار جامعه ی اکثرا فقیر بومی ، منطقه ی آزاد اقتصادی را می توان دید که ساختمان ها و بازارها و اسکله ی نوساز  ( و البته ، معماری بی هویت ) آن نشان از تلاش مدیرانی دارد که در آرزوی درمان دردهای منطقه با نسخه های « آزاد سازی» و خصوصی سازی هستند ، بی آن که به ملزومات این کار مجهز باشند . در محدوده ی منطقه ی آزاد ، بقایای کم فروغی از شهر باستانی تیس قرار دارد ، و ویرانه های یک قلعه ی پرتقالی بر فراز تپه ای . کشور پرتقال پیشناد مرمت این قلعه را به خرج خود داده است ، اما ما به دلایلی این پیشنهاد را نپذیرفته ایم(؟!) و در عوض آن را به دست هم میهنان «گنج یاب» سپرده ایم که پی ها و دیوارهای آن را کنده و می کنند.

از چابهار که به سوی گواتر ( در گویش محلی : گوادر،‌ به کسر دال) می رویم ، در حدود کیلومتر ۴۰ و ۵۰ کوه های کم ارتفاعی را می بینیم که چاک چاک هستند و شکل های نامانوس دارند و هیچ پوشش گیاهی ندارند. این کوه ها که به خاطر غیر عادی بودن شان ، در سال های اخیر و در میان گردش گران ، به « کوه های مریخی» شهرت یافته اند ، نمونه های بدبوم ( معادل واژه ی انگلیسی بدلند)هستند که پدیده ی بوم شناختی ویژه ای است . در این مورد بعدا خواهم نوشت.


 
مخابرات، عرصه و حريم بيستون را شكست
ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز ٧ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

عمليات كابل‌كشي اداره مخابرات كرمانشاه در عرصه تاريخي بيستون و عرصه پل خسرو به تخريب آثاري از دوره ساساني و ايلخاني منجر شد. كارشناسان نسبت به وضعيت حفاظتي پل خسرو پيش از اين عمليات نيز هشدار داده و خواستار مرمت اضطراري آن شده‌بودند

بيستون_خبرگزاري ميراث فرهنگي_ زهراكشوري_ كابل كشي اداره مخابرات كرمانشاه در  دشت بيستون منجر به تخريب آثاري از دوران ساساني و ايلخاني در حريم پل خسرو شد.

"اسدالله بيرانوند"، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري كرمانشاه در گفتگو با ميراث‌خبر در اين مورد گفت: «اداره مخابرات بدون اجازه سازمان ميراث فرهنگي اقدام به كابل‌كشي در حريم فرهنگي بيستون و حريم درجه يك پل خسرو كرده‌است.»

وي در عين حال تصريح كرد كه عمليات كابل‌كشي اداره مخابرات كرمانشاه در حال حاضر متوقف شده است.

بيراوند بيان جزئيات بيشتر در اين زمينه راا به بعد موكول كرد .

 به گفته يكي از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، اداره مخابرات بارها خواستار صدور مجوز از سوي اين سازمان براي كانال‌كشي تلفن شده بود اما كارشناسان به دليل وجود آثار تاريخي از جمله شهري مدفون شده در دل دشت با حفاري در اين مسير مخالفت كرده‌ بودند.

 پل خسرو واقع در دشت بيستون از آثار تخريب شده اين دشت است كه كارشناسان پايگاه بيستون بارها نسبت به وضعيت آن هشدار داده‌اند و خواستار تامين اعتبار براي مرمت آن شده بودند.

شواهد و مدارك موجود نشان از وجود شهري بزرگ در اطراف اين پل دارد و بر همين اساس سه سال پيش عمليات ژئوفيزيك در دشت بيستون آغاز شد كه به اثبات نظريه وجود يك شهر در دل بيستون انجاميد.

 هم اكنون كابل كشي اداره مخابرات كرمانشاه به تخريب سنگ‌هاي ساساني، آجرهاي ايلخاني و كوره‌هاي از دوران معاصر شده‌ است.

 باستان‌شناسان نمي‌دانند آجرها و سنگ‌هاي تخريب شده متعلق به چه بنايي هستند اما احتمال مي‌دهند اين بناها بخش‌هاي تاسيساتي پل خسرو باشند.

 عمليات ژئوفيزيك پيش از اين از وجود بناها و تاسيسات ناشناخته د ردل اين دشت خبر داده بود.

 بيستون هشتيمن اثر ايراني پس از تخت‌جمشيد، تخت‌سليمان، چغازنبيل، نقش‌جهان، پاسارگاد، بم و منظر فرهنگي آن است كه در سي‌امين اجلاس كميته ميراث جهاني در ليتواني به ثبت رسيد.

پل خسرو نيز  در دو كيلومتري جنوب غربي شهر بيستون بر سر راهي كه از بيستون به تخت شيرين مي رود و روي رودخانه گاماسياب قرار گرفته است.


 
انجمن کوه‌نوردان ايران با عبور جاده از پارک ملی لار مخالفت کرد
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ٦ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

طرح تصويب ساخت جاده از پارك ملي لار و شرح برنامه اجراي موسيقي بر قله دماوند از برنامه‌هاي اصلي پنجاه و چهارمين جلسه انجمن كوه‌نوردان ايران بود .

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ عباس محمدي؛ رييس هيات مديره انجمن كوه‌نوردان در پنجاه و چهارمين جلسه انجمن كوه‌نوردان ايران كه در محل تشكل‌هاي غيردولتي و با حضور بيش از 100 كوه‌نورد و علاقه مند محيط كوهستان روز چهارشنبه برگزار شد، گفت:« طرحي در دولت به تصويب رسيده كه منطقه بلده را به لواسان وصل مي‌كند. اين طرح از سوي كارشناسان، در سفرهاي استاني و با شتاب تصويب شده و زمينه مخالفت گروه هاي محیط ‌زيستي را فراهم كرده است.» 

وي افزود:« اين منطقه از نظر كوه‌نوردي و محيط كوهستان ارزش زيادي دارد. عنوان پارك ملي هم نشان از اين ارزش دارد.» 

محمدي توضيح داد:« نامه‌اي نيز به رييس جمهور، سازمان محيط ‌زيست و سازمان بازرسي كل كشور ارسال شده تا تاثيرات عبور اين جاده از پارك ملي لار را براي مسئولان روشن سازد. از نمايندگان سازمان‌هاي غير دولتي هم دعوت شده است تا در اين خصوص فعال شوند.» 

ناصر پازوكي، كارشناس ميراث‌طبيعي و رييس سابق سازمان ميراث فرهنگي استان تهران نيز در اين جلسه، با اشاره به اين مساله كه احداث جاده از پارك ملي خجير در كنار طرح عبور جاده از پارك ملي لار مورد توجه دولت قرار دارد، گفت:« منطقه حفاظت شده خجير از زمان قاجار به شهرت رسيد و از زمان صفويه مورد توجه شاهان براي شكار قرار گرفت. با وجود قدمت 300 ساله، اين منطقه دچار تحولات زيادي شده است. اوايل انقلاب عده اي با ماشين‌هاي ارتشي و مسلسل، كاميون‌ها را پر از لاشه كل و قوچ و ميش كرده و به ظاهر ميان مردم مستضعف تهران توزيع مي‌كردند.» 

وي افزود:« سال 1365 در اين پارك، جسد بلندترين پلنگ دنيا پيدا شد كه حتي مورد تاييد سازمان بين المللي حيات وحش نيز قرار گرفت. اين پلنگ به مرگ طبيعي دچار شده بود و بعدها با تاكسيدرمي به يكي از موزه هاي ايران انتقال يافت.» 

پازوكي ادامه داد:« در زمان رياست جمهوري خاتمي نيز چندين بار موضوع عبور جاده از منطقه خجير مطرح شد اما با تلاش و پيگيري معاونت رييس سازمان محيط‌زيست آن زمان، اين كار عملي نشد، تا اينكه دولت جديد موضوع ساخت جاده نظامي از اين منطقه را مطرح كرد که در صورت عملي شدن اين طرح، بايد فاتحه اين پارك را خواند.» 

اين كارشناس افزود:« پارك ملي لار نيز در طول تاريخ همواره سكونت‌گاه مردم اطراف بوده است. در تمام عمر اين منطقه به جز سال‌هاي 1343 تا 1345 كه رژيم پهلوي در منطقه تاسيسات داير كرده بود، در باقي موارد عموماً به عنوان ييلاقي كه از دشت حمايت مي‌كرد، به فعاليت خود ادامه داده است اما امروز مي‌بينيم تصميماتي گرفته مي‌شود كه توسعه ‌پايدار را زير سوآل مي‌برد.» 

وي گفت:« امكان دارد تاسيساتي كه در اين مناطق ساخته مي‌شود در يك دوره پنجاه ساله مفيد باشد اما به حيات وحش و اكوسيستم طبيعي ضرر مي‌رساند. اين مسايل تنها توسعه را دربرمي‌گيرد.» 

پازوكي با طرح اين سوال که آيا نمي توان در محدوده ديگري جاده ساخت، بارديگر بر عدم ساخت جاده در اين منطقه تاکيد کرد.

اين كارشناس در ادامه به 12 اثر تاريخي و فرهنگي در منطقه لار اشاره كرد و توضيح داد:« اين بناها كاملا برپايه اصول زيست محيطي ساخته شده‌اند. كشورهاي دنيا، امروزه ميلياردها دلار خرج مي‌كنند تا اثري را در آثار ملي خود ثبت كنند اما ما از صدها اثري كه قابليت تبديل شدن به يك اثر ملي را دارند تنها به هشت مورد بسنده كرده‌ايم.» 

وي گفت:« آثار ثبت‌شده قانونا نبايد تخريب شوند و احداث جاده از اين منطقه نشان از بي‌قانوني در حوزه محيط زيست است.» 

مقدسي، معاون زيست‌محيطي استان مازندران نيز در ادامه اين جلسه، قله دماوند را از نظر زيست‌محيطي به عنوان پديده طبيعي منحصر به فرد معرفي كرد و گفت:« پي‌گيري‌هايي در كنار آثار تاريخي موجود انجام شده تا روز دماوند به عنوان اثر طبيعي در روز 13 تير ثبت شود.» 

 يكي از برادران مرحوم سياوش يزداني هم با اعلام اينكه گم‌شدن و درگذشت سياوش يزداني در دماوند بهانه‌اي براي علاقه مندي من و خانواده ام به دماوند شد، افزود:« موضوع حفاظت از اين كوه سرشار از اسطوره و حماسه به يكي از دل‌مشغولي‌هاي من بدل شد.» 

به گفته وي، پي‌گيري موضوع ثبت روز دماوند و همچنين اجراي موسيقي برفراز اين قله نيز بخشي از برنامه گروه «چكاد البرز» بود. 

كيامقدم، آهنگساز برنامه اجرا شده بر فراز قله دماوند هم سياوش يزداني را «ايگناسيو»ي_ اسطوره_ اين برنامه عنوان كرد.

 گفتني است جسد سياوش يزداني پس از سه سال هنوز پيدا نشده است.

پخش فيلم‌هاي برنامه اجرا شده در رينه و صعود گروه موسيقي چكاد البرز به دماوند و اجرا بر فراز قله و همچنين پخش فيلمي از حادثه علم كوه پايان بخش اين جلسه بود.


 
کوهستان وحشی و ماجرای مهدی
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

ما عاشق جلوه های وحشی کوهستان ایم ، و «وحشی» یعنی بکر ، یعنی مهار نشده، یعنی پیش بینی ناشدنی... . بیایید به خانواده های خود بگوییم که آنان را دوست داریم ، اما نمی توانیم در برابر آن کشش درونی توضیح ناپذیر  که ما را به سوی بلندی هایی می کشاند که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایند ، تاب آوریم. ما به کوه می رویم ، نه به خاطر فرار از خانه ، بلکه به شوق دیدار خام ترین زیبایی ها که سخت ترین زیبایی ها است .

نه ... آن قدرها هم سودا زده و شیدا نیستیم که بخواهیم جان در راه دوست فدا کنیم ، اما این یار زلف آشفته و مست ما را فرا نخوانده و تضمینی نداده که در این کوی سر به باد ندهیم ! گاه چنان می شود که به تعبیر سعدی ما کودکان ناساز را به طپنچه ای می نوازد ، و گاه می شود که جان می ستاند.

به خانواده های خود بگوییم که بر ما ببخشایند که بچه های سر به راه نبوده ایم ، که آنان را می آزاریم ، که سر به کوه گذارده ایم . اما این است سهم ما از لذت های زندگی ! وما نیز مردمی هستیم ، اگر چه نه از آرام ترین ها و بهترین ها .

          عکس از:www.ariagroup.150m.comwww.ariagroup.150m.com:عکس از                                                                                         *      *     *     *

محمد نوری ، کاظم فریدیان ، حسین ابوالحسنی ، و مهدی حبیبی دیروز صبح با بالگرد نیروی انتظامی   بر روی قله ی سیاه گوک پیاده شدند و پس از بریدن یک شیب بهمنی ، به پناهگاه سر چال رسیدند . آنان امروز به علم چال رفتند ، و محمد و کاظم و حسین ، در حدود ساعت  چهار بعد از ظهر به محل حادثه می رسند . مهدی عزیزی را در همان وضعیتی که رضا عباسیون در روز ۲۳ دی از یک فاصله ی نسبتا دور دیده بود ، می بینند... از او عکس می گیرند ، او را زیر سنگ هایی دفن می کنند ، و به علم چال بر می گردند . وضعیت علیرضا سلیمانی هم همانی بوده است که بود : مهار شده در زیر  دو رکابی.


 
با وجود اعتراض گسترده ي متخصصان وگروه ها زيست محيطی به مصوبه اخير هيات دولت
ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ۳ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                                   زنجیرها برداشته شد

                                               

                       ورودي منطقه حفاظت شده البرز مركزي اكنون بازشده است. 85/ 10 /28

 

آينده نو-مژگان جمشيدی: با گذشت بيش از 20 روز از ارسال نامه 144 نفر از متخصصان و نخبگان منابع طبيعي كشور به محمود احمدي نژاد و درخواست آنها مبني بر لغو مصوبه اخير هيات دولت در احداث جاده در پارك ملي لار، با اين كه رئيس جمهور پاسخي به نامه نخبگان نداده است، اما بار ديگر نامه ديگري اين بار از سوي انجمن كوه نوردان ايران براي رئيس جمهور ارسال شده است.انجمن كوه نوردان ايران بااشاره به ماده 2 و 8 آيين نامه اجرايي قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست، احداث جاده در پارك ملي لار را نقض آشكار قانون عنوان كرده و خواستار پايبندي دولت ايران به كنوانسيون بين المللي تنوع زيستي شده است.

در عين حال گزار ش هاي رسيده از پارك ملي لار و منطقه حفاظت شده البرز مركزي و تصاوير گرفته شده حاكي است، زنجيرهايي كه به منظور مسدود كردن جاده پشت منطقه كشيده شده بود، هم اكنون بر داشته شده است.

هومن روا نبخش، كارشناس ارشد رشته مهندسي منابع طبيعي كه خود يكي از تهيه كنندگان متن نامه ارسالي به رئيس جمهور است از منطقه البرز مركزي گزارش مي دهد كه نه تنها زنجيرها بر داشته شده و جاده باز است،بلكه پاسگاه محيطباني گرمابدر در استان تهران كه يكي از پاسگاه هاي حفاظتي منطقه است نيز تعطيل شده است و در بازديد روز 85/10/28 او از منطقه، حتي روي در پاسگاه قفل زده شده است!

اين در حالياست كه پيش از اين با قوتگرفتن شايعه احداث جاده در پارك ملي لار و اتصال گرمابدر لواسان به روستاي بلده در نور به دستور رئيس قبلي سازمان محيطزيست، محيط‌بانان و ماموران گارد محيطزيست اقدامات حفاظتي شديدي را براي جلوگيري از ورود ماشينآلات راه‌سازي به منطقه انجامدادهبودند.در عين‌ حال حفاظت شديد از پارك ملي لار تا زمانيكه اين منطقه از سوي فاطمه واعظ‌جوادي به استان مازندران واگذار نشدهبود هم‌چنان ادامهداشت و اداره كل محيط زيست استان تهران مسووليت حفاظت آنرا برعهده داشت اما اكنون كسي به واقع نميداند مدعي پارك ملي لار در سازمان حفاظت محيط زيست كيست.

85/ 10 /28تعطيلي پاسگاه محيط باني گرمابدر

 طبق اعلام مديركل روابط عمومي و بين الملل سازمان محيط زيست، پارك ملي لار از سوي واعظ جوادي به حوزه استحفاظي شهرستان آمل در مازندران واگذار شده اما مديركل محيط زيست استان تهران مدعي است: لار هنوز در حيطه اختيارات استان تهران است و به مازندران واگذارنشده است.

اما در اين ميان تمامي موانع حفاظتي كه بر سر راه جاده گرماب در پشت منطقه حفاظت شده البرز مركزي و پارك ملي لار وجود داشت اكنون بر داشته شده و پاسگاه نيز اين چنين تعطيل شده است و اين نشان مي دهد كه به رغم اعتراضات مكرر گروه هاي زيست محيطي و متخصصان دانشگاهي، سازمان محيط زيست اكنون خود كمر همت بر نابودي منطقه و احداث جاده بسته است. در غير اين صورت، تدابير حفاظتي را تشديد ميكرد نه اين كه كمتر هم بكند!

درخواست انجمن كوه نوردان از احمدي نژاد

»جناب آقاي رئيس جمهور، هرگونه تنزل دادن درجه حفاظتي پارك ملي لار به منظور قانوني ساختن احداث جاده در آن ممكن است حمل بر اراده ناپايدار مديران كشور در حفاظت از محيط زيست و تغيير مصلحتي مصوبه هاي زيست محيطي براساس سليقه جناح هاي سياسي حاكم شود. «

انجمن كوه نوردان ايران با اين اشاره در ادامه موارد نقض آشكار قانون را در مصوبه اخير دولت در مورد احداث جاده در اين منطقه متذكر شده و مي افزايد:

احداث اين جاده با روح چندين ماده قانوني ناظر بر حفاظت محيط زيست در ايران مغايرت دارد.   ...                                             در اين‌جا بخوانيد


 
با وجود دستور توقف دفع زباله
ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز ۳ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

زباله ها هنوز مخفيانه در جنگل عباس آباد رها مي شوند

كارشناسان، نصب زباله سوز را رد مي كنند و پيامد آن را آلودگي شديد محيط زيست مي دانند. آنها طي نامه اي به وزارت بهداشت، محيط زيست و رياست جمهوري با اشاره به اين مطلب، بيوكمپوست را راه حل اساسي عنوان كرده اند و خواستار در نظر گرفتن پيشنهادهاي كارشناسانه در اين مورد شده اند.

 

 

عکس:مژگان جمشيدی

 

آينده : نو ـ مريم طالشیعكس ها و شنيده ها به اندازه كافي گويا به نظر مي رسيدند، وقتي كه اولين گزارش در مورد وضعيت نامناسب دفع زباله در جنگل عباس آباد تهيه شد. اما، شنيدن كي بود مانند ديدن!

بايد خو دت ببيني تا باور كني انبوه زباله با بستر سبز جنگل چه مي كند.

ساده ترين راه انتخاب شده، زباله ها ازهمان كنار جاده، جايي كه به راحتي قابل ديدن است به دره ريخته شده اند. كنار جاده و شيب دره پراست از انواع زباله ها، با عمقي كه به هيچ عنوان زمين از زيرشان پيدا نمي شود. اين زمين جنگل است كه آرام آرام مي پوسد.

به گزارش آينده نوسلطاني، معاون فني اداره كل منابع طبيعي نوشهر، ضمن اينكه زباله را يكي از عوامل تخريب جنگل عنوان مي كند، مي گويد»: پيش ازاين به مدت سه سال زباله هاي توليدي كلاردشت در جنگل عباس آباد دفع مي شدند و شيرابه هاي حاصل از آنها، آب رودخانه نيك رود را آلوده مي كرد، اما درحال حاضر و با پي گيري هاي به عمل آمده، محل دپو زباله در جنگل تعطيل شده است و حتي كانال هايي زده شده تا ماشين ها نتوانند عبور كنند. «

كانال ها را كه نفهميديم كجا هستند ، اما به نظرمي رسد از جريان توقف دفع زباله در جنگل عبا س آباد زمان زيادي نگذشته باشد چون مي شود زباله هاي جديد را روي انبوه زباله هاي قبلي تشخيص داد.

سلطاني مي گويد»: براي تبديل زباله ها بايد فكري اساسي كرد  «. اما مساله فعلا دفع زباله است؛ دفعي كه سه سال تمام جنگل را آلوده كرده است. سه سال يعني يك هزار و 95 روز، يعني بايد زودتر ازاين ها به فكرمي افتاديم!

ا اين كه يكي از شرايط واگذاري زمين ازسوي منابع طبيعي به شهرداري، تفكيك زباله و ديواركشي عرصه مورد نظر بوده، شهرداري هنوز هيچ اقدامي دراين باره انجام نداده است.

سلطاني در پاسخ به سوال آينده نو درمورد نصب زباله سوز مي گويد »:شهرداري هنوز كاري براي نصب زباله سوز نكرده است، البته از نظر تخصيص منطقه مشكلي وجو د ندارد و سعي مي شود كه دستگاه زباله سوز درمكاني نصب شود كه پوشش گياهي نداشته باشد. «

اين در حالي است كه كارشناسان، نصب زباله سوز را  رد مي كنند و پيامد آن را آلودگيش ديد محيط زيست مي دانند.

آنها طي نامه اي به وزارت به داشت، محيط زيست و رياست جمهوري با اشاره به اين مطلب، بيوكمپوست را راه حل اساسي عنوان كرده اند و خواستار در نظر گرفتن پيشنهادات كارشناسانه در اين مورد شده اند .دفع زباله درجنگل، تنها نتيجه ناخوشايندش  آلودگي محيط زيست و سفره هاي آب زيرزميني نيست  .در روزهاي آفتابي بلاي ديگري نازل مي شود: آتش سوزي، دليلش هم وجود شيشه در زباله هاست و رابطه اش با آفتاب همان قانون علمي معروف است؛ تمركز نور، حرارت و آتش.

زباله سوز يا كمپوست، هنوزنمي دانيم

دفع زباله در جنگل عباس آباد متوقف شده، سوال اين است »:حالا زباله ها كجا دفع مي شوند؟ «

سلطاني به آينده‌‌نو ميگويد »: در حال حاضر مكان موقتي واقع در يكي ازمحورهاي كلاردشت براي دفع زباله هاي كلاردشت در نظر گرفته شده كه كم پوشش است و جلو ديد هم نيست

به گفته انجمن حاميان ميراث طبيعي وگردش گري كلاردشت، زباله ها هنوز درجنگل عباس آباد و به صورت مخفيانه رها مي شوند و مكان ديگري حدود هزارمتر پايين تر از نقطه قبلي وجود دارد كه به علت اين كه در معرض ديد نيست، به مكاني براي دفع غيرمجاز و بي رويه زباله تبديل شده است.

 

                                                                                در اين‌جا بخوانيد


 
گفتگويي دوباره درباره‌ي دماوند
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
گزارش تصويري از برنامه‌هاي «روز ملي دماوند» و اجراي موسيقي بر فراز دماوند و هم‌انديشي در مورد طرح احداث جاده در پارك ملي لار
 سيزدهم‌تيرماه، مصادف با جشن تيرگان، از سوي كوه‌نوردان و طبيعت دوستان به عنوان روز ملي دماوند خوانده شده است. از سيزدهم تا شانزدهم تيرماه85 برنامه‌هاي صعود و پاك‌سازي دماوند، و همايشي بزرگ در شهر رينه (مبدا صعود دماوند) برگزار شد. در اين برنامه‌ها، ضمن معرفي ارزش‌هاي فرهنگی و زيست محيطي دماوند و گرامي‌داشت ياد جان باختگان اين كوه، تلاش شد تا توجه مسئولان و عموم مردم به ضرورت حفاظت از «نماد طبيعي ايران» جلب شود در روز دوم شهريور ماه، «گروه چكاد البرز» متشكل از تعدادي نوازنده،كوه‌نورد و دوستدار طبيعت، با هدف تاكيد بر حفاظت كوه‌ها و تبليغ آرمان‌هاي صلح دوستانه، يك برنامه‌ي موسيقي سنتي ايراني بر فراز قله‌ي دماوند اجرا كرد.
در نشستي كه به تاريخ 4/11/85 برگزار خواهد شد. فيلم و اسلايدهايي از دو برنامه‌ي بالا نمايش داده خواهد شد، و تاكيدي دوباره خواهيم داشت بر ضرورت حفاظت از دماوند و حريم آن.
  انجمن كوه‌نوردان ايران        
  گروه چكاد البرز  و  خانواده ی سیاوش یزدانی(جان باخته ی دماوند) 

محل و زمان برگزاري: تهران ـ خيابان نجات‌اللهي، نبش ورشو،

مركز سازمان‌هاي غيردولتي ـ از ساعت 5 تا 8 بعدازظهر


 
درس های حادثه علم کوه
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                                     در اين جا بخوانيد


 
شرح حادثه ی علم‌کوه
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

روابط عمومي انجمن کوه‌نوردان ايران گزارش اوليه حادثه‌‌ی علم‌کوه (گرده‌ي آلماني‌ها، دي 85) را به آگاهي مي‌رساند:

 

تيمي متشكل از چهار نفر كوه‌نورد فني (دو نفر از باشگاه آرش تهران و دو نفر از هيئت كوه‌نوردي شهرستان سنقر) به سرپرستي مهدي عزيزي، روز شنبه (16/10/1385) تهران را به مقصد رودبارك، جهت صعود به قله علم‌كوه، دومين قله بلند ايران به ارتفاع 4850 متر در منطقه البرزغربي از مسير گرده آلمانی‌ها که يک مسير سنگ‌نوردي است ترك مي‌كنند، و روز سه شنبه با باشگاه آرش تماس گرفته و موقعيت خود را از پناهگاه سرچال گزارش مي كنند وپس از صعود تا منطقه علم‌چال آماده صعود نهايي مي شوند، مهدي حبيبي و ليلا ابراهيمي از ديگر اعضاي باشگاه آرش كه اين تيم را همراهي مي‌كردند قله هاي شانه‌كوه و ميان سه‌چال را با اسكي تورينگ صعود مي‌كنند و روزجمعه به كلاردشت بازگشته و خبر حمله تيم به گرده آلمانيها را اعلام مي‌كنند.

 

تيم صعود گرده از سه نفر تشكيل شد (مهدي عزيزي، عليرضا سليماني، رضا عباسيون) و يك نفر جهت پشتيباني در چادرگاه منطقه علم چال باقي مي‌ماند. تيم سه نفره گرده روز جمعه از علم چال حرکت مي‌کنند و شب شنبه اولين شب ماني را قبل از دو ركابي داشته‌اند، اين تيم روز شنبه صعود را  ادامه داده و پس از گذر از سه ركابي تصميم به شب ماني مي‌گيرد. (مهدي عزيزي تصميم به شب ماني در اين قسمت را به باشگاه آرش مخابره كرده است) فردا (روز يکشنبه به تاريخ24/10/85) وضعيت هوا رو به خرابي مي‌گذارد و تيم تصميم به بازگشت می‌گيرد. مهدي عزيزي در جريان فرود به دلايل نامعلومي به سمت يخچال غربي علم كوه سقوط مي‌كند.

   به گفته رضا عباسيون، تنها بازمانده اين حادثه عليرضا سليماني و رضا عباسيون پس از مشاهده سقوط مهدي عزيزي اقدام به بررسي سلامت و يا مرگ مهدي عزيزي مي کنند كه اين كار باعث ازدست رفتن زمان مي شود و ايشان ناچار به شب ماني بدون چادر و کيسه خواب در ارتفاع  به دليل سقوط وسايل براثر طوفان در همان قسمت گرده با 4500 مترارتفاع مي شوند و شب بسيار سختي را در حاليکه دماي هوا در اين نقطه به حدود 35 درجه زير صفر مي رسد مي گذرانند. (اين وقايع در روز يکشنبه اتفاق افتاده است) صبح روز دوشنبه رضا عباسيون متوجه مي شود که عليرضا سليماني احتمالا در اثر تخليه کامل انرژي و سرماي جانفرسا، جان خود را از دست داده است.

  رضا عباسيون، عليرضا سليماني را با طناب مهار مي كند و پس از بررسي موقعيت مهدي عزيزي اقدام به بازگشت مي گيرد و به سختي خود را به علم‌چال و نفر چهارم تيم مي رساند و به همراه وي به پناهگاه سرچال مي روند. لازم به ياد آوري است که از روز شنبه، وضعيت هوا در منطقه رو به خرابي گذاشته و بارش شديد برف منطقه را در بر مي گيرد، طي اين روزها به علت بي خبري از وضعيت تيم و بي نتيجه ماندن تلاشها براي ايجاد ارتباط با تيم، در انجمن کوه‌نوردان ايران و باشگاه آرش تهران جلسات ستاد بحران براي سازماندهي جستجو و نجات برگزار مي شود.

هدف امداد، نجات دو نفر كوه‌نورد باقي مانده اين تيم از پناهگاه سرچال بوده است.

دو كوه‌نورد سنقري وضعيت خود را بوسيله موبايل عليرضا سليماني مخابره كردند كه گزارش ايشان خبر از سرما زدگي دستها و پاهاي رضا عباسيون و افت روحي شديد هر دو آنها مي‌داد.

 

به دليل سرمازدگي پاهاي رضا عباسيون و همچنين بهمن گير بودن مسير سرچال تا رودبارک، پيگيري هايي توسط انجمن کوه‌نوردان و باشگاه آرش با فدراسيون کوه‌نوردي و سازمان هلال احمر براي تهيه بالگرد صورت مي‌گيرد.

 

مهدی عزيری

بعد از ظهر پنج شنبه با تلاش و زحمات، فدراسيون کوه‌نوردي، سرانجام يک فروند بالگرد هلال احمر به قصد رودبارك پرواز كرد و دو نفر از کوه‌نوردان امدادگر را در كلاردشت با خود همراه كرد. اما هلي كوپتر در مسير رسيدن به پناهگاه سرچال (بالاي شيب ليزوانك) با برخورد به زمين متوقف شده و توانايي پرواز را ازدست مي دهد، خوشبختانه سرنشينان آن معجزه آسا جان به در مي‌برند و كادر پرواز و امدادگران خود را به پناهگاه سرچال رسانده  و سلامت خود را به ستاد بحران مستقر در قرارگاه رودبارك گزارش كردند.

 

درپي اين حادثه، با هماهنگي انجمن کوه‌نوردان ايران حدود 30 نفر از کوه‌نوردان مجرب براي جستجو و امداد به رودبارک مي روند و سحرگاه جمعه (29/10/1385) يک تيم 19نفره زميني عازم سرچال مي شوند.

در همين راستا صبح روز جمعه با موافقت فرماندهي سپاه، يک فروند بالگرد سپاه پاسداران براي انتقال تمامي افراد از پناهگاه سرچال از تهران پرواز نمود.

  در پي موفقيت اين بال‌گرد وانتقال افراد حاضر در سرچال به کلاردشت، حدود ساعت 10صبح جمعه،  تيم زميني کوه‌نوردان امدادگر درميانه راه سرچال اقدام به بازگشت مي نمايند.

 

انجمن کوه‌نوردان ايران لازم مي داند از فدراسيون کوه‌نوردي، سازمان هلال احمر، سپاه پاسداران، قرارگاه رودبارک و تمامي باشگاه‌ها و کوه‌نورداني که در اين عمليات همکاري نمودند قدرداني نمايد.

   هم‌چنين درآينده اطلاعات تکميلي و تحليلي را مي توانيد در سايت انجمن کوه‌نوردان ايران مشاهده کنيد.

 

                                                       هيات مديره انجمن کوه‌نوردان ايران