نوروزتان ، پيروز
ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱ فروردین ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

تا ساعتی دیگر ، سال ۸۵ به پایان می رسد و سال نویی آغاز می شود ؛ برای همگان ، سالی با کوه های سبز و کوه نوردی های بی حادثه آرزو  می کنیم .

                                چون کوه سرفراز ، و چون جنگل سرسبز باشید .

باشد که در سال آینده ، خبرهای کمتری از تخریب کوه ها و تجاوز به بقایای طبیعت کشور داشته باشیم ... و

باشد ای دل که در میکده ها بگشایند                               گره از کار فروبسته ی ما بگشایند

                                                      ****************

راستی الان ، چندم است ؟!  ۲۹ ام که نیست ، چون شب از نیمه گذشته است . ۳۰ام هم که نیست ، چون امسال کبیسه نیست . یکم هم نمی تواند باشد ، چون هنوز سال تحویل نشده است... ؟!


 
انتخاب بهترين وبلاگ محيط زيستی
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

وبلاگ همنهاد ( www.hamnahad.blogfa.com)  مدتی است که شروع به نظرخواهی در مورد « بهترین و بدترین » وبلاگ محیط زیستی کرده است ؛ کار خوبی به نظر می رسد ، و می تواند سبب آشنایی بیشتر فعالان این حوزه با یکدیگر شود .

برای دادن نظر خود ، لطفا روی نشانی بالا کلیک کنید.


 
هويت زدايي و تمليك با درخت كاري!
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

هميشه از قطع درختان و جنگل زدايي ناليده ايم، اما گاه شود كه از درختكاري بناليم. نه فقط به خاطر مثلاً نادرست بودن تبديل عرصه هاي منابع طبيعي به درخت زار و نديدن خطر زمين خواري (مانند آن‌چه در طرح طوبي پيش آمد)، يا نامناسب بودن كاشت سوزني برگ ها در جنگل هاي شمال، يا به خاطر محاسبه نكردن مشكلات نگهداري و آبياري (مانند طرح حرم تا حرم)... بلكه همچنين به خاطر فريب كاري هايي كه ممكن است در پس نقاب طرفداري  از محيط زيست باشد، و در واقع براي منحرف كردن اذهاني كه بر ضد يك تخريب بزرگ تحريك شده اند، انجام مي شود. سر و صداي«قطع ده هزار درخت در سرخه حصار» (همشهری ۲۶/۱۲/ ۸۵ ) به نظر از اين مقوله مي رسد.

همه ي ما ماجراهايي با اين مضمون شنيده‌ايم كه در فلان روستا، يك آدم «زرنگ» شبانه درختاني را در آن سوي مرز زمين خود كاشته و بعد مدعي مالكيت عرصه هاي جديد شده است. چنين كارهايي، در ابعاد گسترده در عرصه هاي طبيعي و حتي حفاظت شده‌ي كشور ما انجام شده و به‌ويژه در سال‌هاي اخير شدتي بي‌سابقه يافته است. نمونه‌ي آن، كاشتن نهال هاي ميوه (بعضاً بي‌ريشه!) در بخش رودبار قصران منطقه‌ي حفاظت‌شده‌ي البرز مركزي در زمستان دوسه سال پيش است كه فقط در يك مورد ،شخص متجاوز چندين هكتار را در اين بخش گران‌قيمت تصرف كرده بود؛ و نیز تمام ويلاداران كه در همين بخش و در لواسان، تا لب رودخانه را درخت‌كاري و ديواركشي كرده‌اند. نمي خواهم بگويم خداي ناكرده شهرداري تهران هم چنين قصدي دارد، ولي بسيار جاي تامل است كه چگونه شهرداري، صدها ( و شايد چند هزار) درخت كهن‌سال را بي موافقت سازمان جنگل‌ها و مراتع و سازمان حفاظت محيط زيست در سرخه حصار قطع مي‌كند تا پروژه هاي خود را پيش ببرد، و از آن طرف در محدوده‌ي «پارك ملي» كه در آن طبق قانون ( ماده‌ي 8 آيين نامه‌ي اجرايي قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست) « تجاوز، و تخريب محيط زيست و به‌طور كلي هر عملي كه موجب از بين رفتن رستني‌ها و تغيير اكوسيستم باشد، ممنوع است » ، نهال باغي (زيتون) مي‌كارد! اين كار را در خوش بينانه‌ترين ارزيابي، فقط مي توان سرپوش گذاشتن بر يك اقدام مخرب دانست كه در عين حال سبب‌ساز هويت‌زدايي از يك پارك ملي هم مي‌شود.

در مورد اين كه چه كساني زيتون‌هاي كاشته شده توسط شهرداري ( در روز ۱۸/۱۲/۸۵) را قطع كرده‌اند، قضيه بودار مي‌نمايد: شهرداري پيش از هرگونه تحقيق ، و به سرعت در صفحه‌ي اول روزنامه‌ي خود تيتر مي‌زندكه « سازمان محيط‌زيست ده هزار درخت را قطع كرد» و جعفري، شهردار منطقه‌ي ۱۳ مي‌گويد كه شهرداري دوميليارد تومان صرف « توسعه ي فضاي سبز سرخه‌ حصار كرده» ( همشهري ۲۶/۱۲/۸۵) يعني : دويست هزار تومان براي هر نهال، در برنامه اي كه با مشاركت « سازمان هاي مردم نهاد اجرا شده است! از سوي ديگر ، معاون آموزش و پژوهش سازمان حفاظت محيط‌زيست مي‌گويد كه تعداد نهال‌هاي كاشته‌شده، ۲۰۰۰اصله بيشتر نبوده است(ايسنا ۱۲/۲۵/ ۸۵). اول بايد اشاره كرد  كه ارزش و جايگاه آمار، در نظام مديريتي شهر و كشور ما از همين جا پيدا است!( و البته آن‌جا كه مشاور شهردار در امور محيط زيست، صدها درخت قطع شده در پروژه ي راه‌سازي سر‌حصار را  در همشهري ۱۳/۱۲/۸۵ فقط ۱۲۰ اصله اعلام كرد!) و بعد اين‌كه تا اين‌جا، شهرداري احتمالاً هم از نظر حسابداري كارش تراز شده و تكليف دو ميليارد تومان مشخص شده ، و هم با سازمان محيط‌زيست و اداره‌ي منابع طبيعي تهران، يك يك مساوي شده است؛ چرا كه گفته است از اين‌ها شكايت خواهد كرد!

در اين چند روز، بعضي از محيط زيست نويسان، اين احتمال را مطرح كرده‌اند كه شايد زمين خواران منطقه ( و به طور مشخص، دست اندركاران تعاوني مسكن زيتون كه در محدوده ي پارك ملي سرخه‌حصار خانه‌سازي كرده‌اند) در ماجراي قطع نهال ها دست داشته‌اند. با شناختي كه من از روحيه ي تهاجمي اين افراد دارم، بعيد نمي دانم كه بعضي از آنان هم در اين سناريو شريك ديگر ذينفعان پروژه بوده، و خواسته باشند كه هم موجوديت منطقه به عنوان پارك ملي و هم ارزش فضاي سبز بودن سرخه حصار را خدشه‌دار كنند، و در عين‌حال از اختلاف شهرداري منطقه ي ۱۳ ( كه تاكنون با خانه‌سازي در سرخه‌حصار مخالف بوده) با سازمان محيط‌زيست سوء استفاده كنند.

اما در  هر صورت از همه جاي اين داستان، نشانگان سوء مديريت مي‌بارد: از آن‌جا كه شهرداري در محدوده‌ي پارك ملي، باغ احداث مي‌كند؛ آن‌جا كه سازمان محيط‌زيست، پيش از اجراي مراسم نمايشي درخت كاري در سرخه حصار، جلوي شهرداري را نمي گيرد؛ آن جا كه محيط‌بان، جنگل‌بان يا هر نگهبان ديگري از سازمان هاي مسئول، نتوانسته يك نفر از كساني را كه در يك شب « ده هزار» نهال را قطع كرده اند، دستگير كند؛ و آن جا كه آمارها فقط چونان لغلغه بر زبان‌ها جاري مي شود.

                                            *‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌        *        *

در اين جا بي مناسبت نيست كه به مثال ديگري از درخت‌كاري در خدمت هويت‌زدايي اشاره كنم: يكي دو سال است كه شهرداري تهران در بعضي نقاط ( مثلاً وسط خيابان آزادي ) شروع كرده به كاشت نهال هاي  نخل باد بزني. اين گونه ، مناسب مناطق نيمه گرمسيري است كه نوسان هاي دمايي زياد ندارند، و به ويژه زمستان هاي ملايمي دارند، و هيچ سابقه ای در تاريخ فضاي سبز تهران ندارد ( به جز در موردهاي كاملاً پراكنده و تفنني كه به قيمت مراقبت هاي ويژه در زمستان، حفظ شده‌اند). با توجه به اين كه نخل بادبزني ، برگ‌ريزان هم ندارد، بعيد است كه در هواي پردود تهران چندان دوام يا جلوه‌اي داشته باشد. شايد مهندسان «زبده‌»ي شهرداري، تهران را با شهرهاي ساحلي اشتباه گرفته‌اند!

عباس محمدی


 
توصيه‌هايي براي كوه‌نوردي و سفردر نوروز
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ٢٦ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
  • در نخستين روزهاي بهار،شرايط بيشتر كوه هاي ايران از ارتفاع سه هزارمتر به بالا،شرايط زمستاني است. اگر در اين روزها قصد كوه نوردي داريد، بايد وسايل كامل زمستاني به همراه داشته باشيد.

  • تغييرات هوا در بهار،شديد است؛ فريب هواي دلكش كوه پايه يا هواي آرام صبحگاهي را نخوريد! ممكن است پانصدمتر بالاتر،يا دوسه ساعت بعدازظهر، با هوايي سرد و توفاني روبرو شويد. از چادر زدن در نزديكي رودخانه ها و عمق دره ها خودداري كنيد؛ سيلاب هاي بهاري خبر نمي كنند.

  • پيش بيني هواي منطقه اي را كه قصد كوه نوردي درآن داريد، از سازمان هواشناسي يا تارنماهاي معتبر بگيريد.

  • برنامه ي خود، شامل مسير كاملي كه در جاده ها  طي مي كنيد، مسير صعود، و زمان بندي رفت و برگشت را به يكي دو نفر از دوستان بدهيد. تلفن چند نفر را كه مي توانند در شرايط اضطراري به كمك شما بيايند، به اين دوستان بدهيد.

  • سعي كنيد تلفن يكي دو نفر از كوه نوردان شهرستان يا استاني را كه مقصد شما است، با خود داشته باشيد. در صورت امكان، از راهنمايي ها و همراهي كوه نوردان آشنا به منطقه، استفاده ببريد.
  • سفر می تواند فرصتی باشد برای به جا آوردن سنت  زیبای دید و بازدید نوروزی ، و تقویت مراوده های اجتماعی .
  • حداكثر آگاهي را درباره ي كوهستان مورد نظر، از طريق كتاب هاي راهنما، گزارش هاي كوه نوردي و منابع ديگر به دست آوريد.

  • زباله‌هاي خود را از كوهستان و ديگر محيط هاي طبيعي خارج كنيد و به شهرها برسانيد؛ اگرزباله ها را در روستاها يا رستوران هاي ميان راهي بگذاريد، در بسياري از موارد، در يك دره يا گودال رها مي شوند! بطري هاي نوشابه و پلاستيكي ممكن است در شهرها بازيافت شوند.

  •  در طول راه ها، در چادرگاه هاي بين راهي، و موقعيت هاي ديگر، مروج فرهنگِ حفاظت از محيط زيست و ميراث فرهنگي باشيد:  به آلوده كنندگان محيط، آرام و دوستانه، تذكر دهيد؛ در ميان مردم، كيسه ي زباله و بروشورهاي آگاهي دهنده پخش كنيد؛ مقررات بازديد از منطقه های حفاظت شده را رعایت کنید؛ شیوه های درست بازدید از  محوطه ها و آثار تاريخي را ترويج دهيد؛ سعي كنيد به افراد محلي توضيح دهيد كه چه ميراث‌هاي تاريخي باارزشي دارند، و آنان را تشويق به حفظ داشته هاي فرهنگی‌شان كنيد.
  • با توجه به احتمال وجود آنفلوانزای مرغی ، در مناطق ساحلی  و کناره ی تالاب ها و و رودخانه ها ، نکته های بهداشتی را رعایت کنید : از دست زدن به لاشه یا بقایای پرندگان ، و خرید مرغان دریایی یا شکار آن ها خودداری کنید .
  • در صورت لزوم، به رانندگان خود، اصول رانندگي را تذكر دهيد: اگر خودتان راننده هستيد، مقررات راهنمايي و رانندگي را رعايت كنيد؛ و در طول راه ها، با رانندگان ديگر مداراگر باشيد. تلفن شركت هاي امداد دهنده و اورژانس استان ها را با خود داشته باشيد.

  • بسته‌ي كمك هاي اوليه براي كوه و جاده را همراه داشته باشيد. آيا اصول كمك هاي اوليه را فرا گرفته ايد؟ خودتان و خودروتان را با بيمه هاي مناسب پوشش داده ايد؟

 
اقتصاد و محيط زيست ( ۲)
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢٦ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

دکتر امیر هوشنگ امینی ، در سخن ماه نشریه ی اتاق بازرگانی و در ادامه ی مطلب ذکر شده در بالا ، می نویسد :  « چنانچه لایحه ی بودجه به گونه ای که تقدیم قوه ی مقننه شده به تصویب برسد ، صرف نظر از افزایش غیر قابل تصور اتلاف بی دلیل منابع مالی ـ ثروتی کشور ، نرخ تورم در سال آینده به بالای ۵۰ درصد خواهد رسید ... همچنان که حاکمیت اقتصاد متمرکز با فروش بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار ثروت های ملی{ حاصل از فروش نفت در ۲۷ سال گذشته } و مصرف نسنجیده ی آن موجبات کاستی های غیر قابل انکار اقتصادی را فراهم می آورد ، تردید نیست که بودجه ی سال آینده به نحو مورد پیشنهاد ، موجبات کاستی های به مراتب بیشتر و ، تورم بیشتر ، و در نهایت فقیر تر شدن هر چه بیشتر جامعه و دولت را فراهم خواهد ساخت .

در بودجه ی سال آینده ، نه تنها همچون چند دهه ی گذشته ، وجوه حاصل از فروش منابع خداداد نفت و گاز ، درآمد فرض شده است ، بلکه حتی برای نیاز های غیر ضروری و مضر ( مانند بنزین خودروهای شخصی ) بخش قابل توجهی از این «درآمد» در نظر گرفته شده است . جالب توجه این که به جز نفت ، فروش بخش های دیگری از سرمایه های ملی یا دولتی هم درآمد فرض شده است ؛ تبصره ی ۱۹ این لایحه ، وزارتخانه ها و موسسات دولتی را مجاز دانسته که به فروش اموال غیر منقول و دارایی های سرمایه ای مازاد بر نیاز خود اقدام و وجوه حاصل از فروش را به درآمد عمومی کشور واریز کنند.

البته نیازی به گفتن نیست که مدیران حکومتی ما برای کاربست این شیوه ی مرضیه،  منتظر طرح و  تصویب چنین لایحه ای نبوده اند؛ تصمیم به فروش تعدادی از تابلوهای نقاشی با ارزش یکی از موسسه های مصادره ای در همین اواخر ، فقط یک مورد قابل یادآوری در این زمینه است . همچنین باید گفت که حراج کردن سرمایه های ملی و برگشت ناپذیر ، به منظور تامین هزینه های جاری ،مختص  این هیات دولت نیست ؛ دولت « سازندگی » هم در سال ۱۳۷۵ تصویب کرد هزینه ی ساخت آزادراه تهران ـ شمال را از محل واگذاری اراضی ملی ( حتی اراضی کمیاب و حیاتی جنگلی ) بپردازد . این مصوبه ، در دولت « اصلاح طلب » هم پی گیری شد ، و فقط پس از تعلل های پیمانکار و ابراز مخالفت های سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان های غیر دولتی زیست محیطی ، مقدار زمین های واگذار شده ( و البته سهم  پیمانکار در تامین هزینه ها کاهش یافت ) .

ممکن است این پرسش پیش آید که اگر وجوه حاصل از فروش منابعی مانند نفت را درآمد ندانیم ، پس آن را چه باید دانست ، و با « این همه پول » چه باید کرد ؟ نخست لازم به ذکر است که « درآمد » های نفتی آن قدرها هم که بیشتر مردم می پندارند ، خیلی زیاد نیست ؛ برای مثال اگر درآمد یک سال خوب نفتی ـ مانند امسال ـ را ۵۰ میلیارد دلار بگیریم ، و این رقم را تقسیم بر جمعیت کشور ( ۷۰ میلیون ) بکنیم ، به رقم حقیر ۷۱۴ دلار می رسیم که اگر حدود ۱۲ ـ ۱۰ میلیارد دلار صادرات سالانه ی غیر نفتی را هم به آن اضافه کنیم ، به رقم تقریبی ۹۰۰ دلار می رسیم که سرانه ی صادرات سالانه ی ما است . برای مقایسه بد نیست بدانیم که سرانه ی صادرات سنگاپور (  که هیچ منبع طبیعی مانند نفت ندارد ) ، بیش از چهل هزار دلار است !

( ادامه دارد .)


 
گروهي از اعضاي سازمان هاي مردم نهاد به تنگه بلاغي مي روند
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

به منظور بازديد از كاوش هاي تازه در پاسارگاد و تخت جمشيد گروهي از اعضاي نهادهاي غير دولتي به‌استان فارس سفر مي كنند

تهران _ خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروهي از اعضاي نهادهاي غير دولتي به منظور بازديد از كاوش هاي تازه در پاسارگاد و تخت جمشيد به استان فارس سفر مي كنند.

سفر اين گروه از علاقه مندان به ميراث فرهنگي با هدف بررسي نهايي اقدامات صورت گرفته در تنگه بلاغي ، بررسي وضعيت آثار تاريخي و تهيه گزارش هاي مدون دراين زمينه است.   عكس:CHN

تعدادي از خبرنگاران علاقه مند در حوزه ميراث فرهنگي نيز به همراه اين گروه عازم شيراز شده اند.

تعداد اين افراد در حدود 40 نفر است .

اعلام خبر آبگيري سد سيوند  اواخر دي 85 از سوي وزير نيرو موجب شد تا نهادهاي غيردولتي از همان زمان اقدامات هماهنگي را براي جلوگيري از هر گونه اقدام غير اصولي در اين زمينه آغاز كنند.

در همين زمينه اعضاي نهادهاي غيردولتي تا كنون تجمع هايي را در زمينه اعتراض به احتمال آبگيري سد سيوند ترتيب داده اند.در همين زمينه نخست تجمعي را در مقابل در اصلي ساختمان وزرات نيرو برگزار كردند و بعد از آن به مقابل ساختمان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري رفته و مطالبات خود ر ابا مسولان امر مطرح كردند.

آخرين پيگيري اين گروه ها مربوط به برگزاري تجمع در مقابل در شمالي مجلس شوراي اسلامي است.


 
محيط زيست و اقتصاد
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در شماره ی ۱۰ ( دی ماه ۱۳۸۵ ) ماهنامه ی اتاق بازرگانی آمده است : « ... در لایحه {ی بودجه ی سال ۸۶} به هیچ روی اصول و مبانی بودجه نویسی رعایت نشده است . به این معنا که ... هزینه ها به هیچ روی با درآمدهای واقعی مطابقت ندارد ... . اصلی ترین نکته ای که بایستی در تهیه ي‌لایحه مورد توجه قرار می گرفت ... همانا برخورد متفاوت از گذشته با وجوه حاصل از فروش سرمایه یا دارایی های ملی است . »

در واقع ، مفت انگاشتن ثروت های زیر زمینی و منابع طبیعی کشور  و «درآمد » دانستن سرمایه های ملی ، یکی از دردهای کهنه ی اقتصاد و محیط زیست ایران است . هر کس که با اصول ابتدایی حسابداری آشنا است ، هنگام تراز گرفتن از گردش مالی خود یا دیگری ، سرمایه را در ستون « بدهی » می آورد . به بیان دیگر ، هیچ فرد یا سازمانی نمی تواند  فروش آن چه را که در ابتدای دوره ی مالی داشته ،  یا نقد کردن اعتباری را که به او داده شده ، و یا حراج ماترکی را که به ارث می برد ، در ستون درآمد ترازنامه بیاورد . درآمد عبارت است از سود ناشی از تولید یا معاوضه یا اجاره ، به نحوی که اصل عوامل تولید این سود ( ماشین آلات ،کالا ، زمین ،  ...) نابود نشود یا بتواند بازتولید شود . ممکن است بتوان فروش بعضی منابع که در مقایسه با عمر نسل های بشری ، عملا پایان ناپذیر اند ـ مثلا نمک طعام ـ   را سود تلقی کرد ، اما اسخراج و فروش نفت و گاز که ذخیره های پایان پذیر ( و به واقع ، اندازه گیری شده ) دارند ،  خوردن سرمایهای است که مادر زمین برای ما به ارث گذاشته است . هم چنین است تبدیل و تصاحب و فروش منابع طبیعی روی زمین ؛ کوه ، جنگل ، مرتع ، تالاب ... .

( ادامه دارد )


 
درخت در آيين ها و باورها
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در آیین ها ، مذاهب ، و فولکلور ملت های مختلف ، درختان جایگاه ویژه ای دارند : در نزد ایرانیان ، درختان سمبل طراوت ، آرامش ، و زیبایی شمرده می شدند ؛ به خصوص درختان کهن سال مقدس بودند ، و قطع آن ها کار ناپسندی شمرده مشد . ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که هرکس که درخت کهن سال باثمری را قطع کند ، در همان سال یکی از خویشاوندان خود را از دست خواهد داد .

درخت ، در ادبیات فارسی نیز حرمت و جایگاه خاص دارد . بسیاری از شاعران ما ، بارها وبارها در اشعارشان قامت معشوق را به سرو و صنوبر تشبیه کرده اند . ایرانیان باستان ، درخت سرو را مقدس می پنداشتند . در افسانه های قدیمی فارسی این درخت را از بهشت می دانستند و نام آن را « درخت مینو » گذاشته بودند . اثر درخت سرو در بسیاری از مظاهر تمدن ایران دیده می شود ؛‌ در معماری ، قالی بافی ، مینیاتور ، پارچه بافی و ...  .

در هند ، درخت انجیر مقدس هندی را با برهما یکی می دانند . در پای همین درخت بود که بودا به افکار متعالی خود دست یافت . بودا اعتقاد داشت هر انسانی که از تعالیم او پیروی می کند ، باید در طول عمر خود پنج درخت بکارد . در آفریقا ، هنگام تولد نوزاد درخت کاشته می شود و هنگامی که کودکی بیمار می شود ، برای بهبود نزدیک درخت اش می برند ؛ آن گاه که درخت بار می آورد ، جوان برای ازدواج آ ماده است . و وقتی که کسی می میرد ، روح اش برای ادامه ی زندگی ، به همان درختی که هنگام تولد اش کاشته شده بود برمی گردد .

سرخ پوستان مایا در آمریکای مرکزی ، بر این باور اند که درخت گل ابریشم ، نخستین درخت و خاستگاه تمام زندگی است .

در بعضی از کشورهای اروپایی و آمریکایی ، با تولد هر نوزاد ، شهرداری آن منطقه یا محله ، یک درخت را به نام آن نوزاد نام گذاری می کند و مسئولیت نگهداری و پرورش آن درخت را به عهده ی آن خانواده می گذارند و به این ترتیب فرهنگ طبیعت دوستی و زندگی با دیگر موجودات زنده را از همان کودکی به شهروندان خود آموزش می دهند .

حسینعلی مهجوری ـ آمل


 
درخت کاشتیم ... و بقيه ی ماجرا
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

امروز در عرصه ای که منابع طبیعی تهران ، در حجت آباد شهریار تعیین کرده بود ، بوته های اسفناج وحشی (atriplex) کاشتیم ( و من ، چند روز پیش در جاهای خالی حاشیه ی خیابان مان درخت عرعر کاشتم ) . همان حس خوشی را دارم که پس از برنامه های علوفه پراکنی برای وحوش دارم ؛ احساس ادای دین به کوه و دشت هایی که به زندگی ام رنگ داده اند .

و اما : دل ام می خواهد که این جور کارها کمتر نمایشی و بیشتر واقعی و موثر باشد . متاسفانه هنوز پس از سال ها که در چنین روزی دولتی ها و غیر دولتی ها با هم به بیابان می روند ، این همه هزینه و وقت گذاشتن ، ختم به این می شود که دو یا حداکثر سه ساعت صرف  نهال کاری شود ، و بعد کلی حرف و فیلم برداری و فیلم بازی کردن . با دولتی ها کاری ندارم که به هر حال لازم دارند تبلیغات و « دادار دودور » کنند ، دوستان غیردولتی چرا این قدر دل باخته ی خودنمایی هستند ، و چرا این قدر کم تن به کار عملی می دهند ؟! امروز هنوز ساعت ۱۱ نشده ، همگی بیل ها را غلاف کردند و به طرف جیره های غذایی که منابع طبیعی آورده بود رفتند و بعد سوار بر اتوبوس ها ... . جالب توجه این که« سران » چند ngo ی باسابقه ، دست در جیب به نظارت عالیه مشغول بودند ، و به جای خاکی کردن دست های لطیف شان ، در پی مدیران دولتی بودند که خودی نشان دهند و مغازله ای کنند !

به هر حال  ۵۰ ـ ۴۰ نفر از دوستان ما که خودشان اتوبوس داشتند ، پس از رفتن اتوبوس های منابع طبیعی ، در عرصه ماندند و تعداد دیگری از بوته های باقی مانده را کاشتند . یکی دو ساعت پیش هم مازیار اطوکش ، مسئول دفتر انجمن کوه نوردان در سمنان ، خبر  داد با وجود آن که در آن شهر مقام های رسمی پیش بینی برنامه ی درخت کاری نکرده بودند ،  این دوستان توانسته اند تعداد زیادی نهال از اداره ی منابع طبیعی بگیرند و بین دانش اموزان و دیگر قشرهای مردم سمنان و شهمیرزاد پخش کنند . حسینعلی مهجوری ، مسئول دفتر انجمن در آمل نیز با آموزش و پرورش هماهنگ کرده است تا در یکی دو روز آینده با کمک دانش آموزان در دو سوی جاده ی کمربندی آمل درخت بکارند .

از اتفاقات خوب امروز هم این که کولانی مدیر کل منابع طبیعی استان تهران یک بار دیگر کار شهرداری تهران در قطع درختان پارک سرخه حصار را غیرقانونی و حتی مصداق  «خیانت در امانت» خواند .

اخبار درخت کاری فریب کارانه ی شهرداری تهران در مجاورت پارک سرخه حصار را در وبلاگ زیر ببینید :

www.hoomanjangali.persianblog.ir

عباس محمدی


 
با مايی ای يگانه و تنهايی ای درخت
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

دیروز با دوستی که از سبز اندیشان کهنه کار است ، گفتگو می کردم و ضمن صحبت به او گفتم که روز جمعه به مراسم درخت کاری بیا . گفت که دیگر از این کارهای نمایشی خسته شده ام و احساس می کنم که با حضور در این گونه برنامه ها مورد توهین قرار می گیرم و  « اقایان » هم  به استناد حضور ما ساده لوحان ، کارهای مخرب خود مانند نابودسازی پارک های قدیمی را توجیه خواهند کرد . بهتر است که بیانیه ای بدهیم و بگوییم که به نشانه ی اعتراض به قطع درختان سرخه حصار در این مراسم شرکت نخواهیم کرد .

این هم فکری است ! اما ،  تا جایی که ممکن است ، بهتر است که در  اعتراض های خود کاری کنیم  و نه آن که دست از کار بکشیم . با حضور در برنامه های این چنین ، پیش از هر چیز با حس خوشایند تماس با خاک و نهال ارضا می شویم . سپس می توانیم به خود بگوییم که بخشی از دین خود را بابت سوزاندن اکسیژن زمین ، ادا کرده ایم . دیگر این که خواهیم توانست با تعدادی از دولت مردان که با حسن نیت هستند ، آشنا شویم و پیشنهادها و انتقادهای خود را به گوش شان ( و از این راه ، به گوش بالاتری ها ) برسانیم . و در نهایت این که می توانیم بیانیه یا هر گونه اعتراض دیگر را ، هم زمان با درخت کاری منتشر کنیم .

                                             ********************

در تهران ، فردا  در ساعت ۶صبح ، اتوبوس هایی از سوی اداره ی منابع طبیعی در میدان های تجریش ، ونک ، صادقیه ، و پل سید خندان ، آماده خواهد بود و علاقمندان را به عرصه های تعیین شده برای درخت کاری ( در منطقه ی شهریار ) خواهند برد . درچند شهرستان  دیگر هم دفتر های نمایندگی انجمن  و دیگر کوه نوردان ، برنامه هایی را پیش بینی کرده اند ؛ در سمنان ، آمل ، رامسر ، ماکو ، مشهد ... دوستان ما ضمن هماهنگی با شهرداری ها و اداره های منابع طبیعی و اداره های آموزش و پرورش ، درخت خواهند کاشت و کار آموزشی برای دانش اموزان و دیگران خواهند داشت .

سبز باشید که : هر کجا برگی هست ، ذوق ما می شکفد...


 
اظهارات ضد و نقيض مسوولان شهرداری درباره قطع درختان پارک ملی سرخه حصار
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

اظهار نظر یک وکیل دادگستری: قطع درختان، جرم ومشمول مجازات حبس است

یک حقوقدان با غيرقانوني خواندن قطع درختان به بهانه هاي مختلف، اين اقدام را مشمول مجازات دانست و لزوم پي گيري رسانه هاي عمومي و افراد جامعه را در اين خصوص مورد تاكيد قرار داد.

احمد بشيري، وكيل دادگستري و كارشناس مسائل حقوقي در گفت وگو با ايسنا درباره قطع درختان در سال هاي اخير با انگيزه هاي فعاليت هاي عمراني و راه سازي و موضوع اخير پارك ملي سرخه حصار تصريح كرد: به موجب قانون مجازات عمومي، قطع درخت جرم بوده و مشمول مجازات حبس است. كميسيون ماده پنج نيز كه دستاويز قطع درختان قرار مي گيرد به سادگي نمي تواند مجوز قطع درخت باشد.

او افزود: توجيه راه سازي و فعاليت هاي عمراني نمي تواند توجيهي قانوني باشد، چرا كه فضاي تنفسي مردم به اين وسيله از بين مي رود؛ لذا نه شهرداري و نه هيچ نهاد ديگري به اين بهانه نمي تواند درختي را قطع كند. بشيري با بيان اين كه اين مساله، بسيار مساله مهم و قابل توجهي است، گفت: در اين مورد همه افراد مي توانند شكايت كنند، چراكه قطع درخت، يك جرم عمومي بوده و نياز به شاكي خصوصي ندارد.

اين حقوقدان با اشاره به آنچه تناقض گويي هاي سازمان ها در مورد تعدا د درختان قطع شده و عدم مسووليت پذيري آنها مي خواند، افزود: گاهي با مسامحه و ظاهرسازي، مساله اي به اين سادگي را لوث مي كنند و با قطع درخت به جاي آن گل مي كارند. در اين مورد رسانه هاي عمومي و مردم بايد پي گيري و دقت بيشتري داشته باشند چرا كه اين مساله مستقيما با حيات افراد سر و كار دارد. او گفت: بايد ديد در كشورهاي پيشرفته چه رفتاري با محيط زيست مي شود و در كشور ما چه رفتاري. ما در مورد 100 درخت يا 1000 درخت يا آماري بيشتر و كمتر از اين نبايد بحث كنيم، چرا كه قانون در مورد اين مساله به يك درخت اشاره دارد يعني حتي قطع يك درخت نيز مشمول مجازات است. به گفته او، قانون داراي آمريت است و نمي توان با كميسيون و بخش نامه و... آن ها را نقض كرد.

 

                             

!مختاری: فقط ۲۱ اصله درخت قطع شد                        

آینده نو15/12/85 گروه محيط زيست : آخرين خبرها از قطع بيش از يك هزار اصله درخت در پارك ملي »سرخه حصار « حاكي است كه تيمي از سوي شهرداري تهران مكلف شده تا ظرف حداكثر دو روزآينده نسبت به اعلام نتيجه بررسي موضوع اقدام كند، در عين حال اظهارات ضد و نقيض برخي مسوولان شهر داري تهران واعضاي شوراي شهر بسيار قابل توجه است. به طوري كه مشاور زيست محيطي شهر دار تهران در يك اظهارنظر رسمي، تعداد درختان قطع شده را هزار اصله، روز بعد 120 اصله و رئيس سازمان پارك ها و فضاي سبز نيز اين تعداد را تنها 21 اصله عنوان كر ده اند. از سوي ديگر مشاور شهر دار تهران ادعا مي كند اين اقدام مجوز كميسيون ماده پنج را داشته و مختاري، رئيس سازمان پار ك ها

و فضاي سبز به مجوز ماده 7 اشاره مي كند، اما زياري ، عضو شوراي شهر تهران با محكوم كردن اقدام شهرداري تهران خبر مي دهد كه اصلا مجوز كميسيون ماده 7 در كار نبوده است . در عين حال مديركل محيط زيست استان تهران نيز ادعاي وجود مجوز كميسيون ماده 5 را رد مي كند و مي افزايد: اين جا پارك ملي است و هرگونه اقدامي در اين منطقه نيازمند مجوز شورايعالي محيط زيست است.

تمامي اين اظهارنظرها در حالي صورت مي گيرد كه طبق گزارش تصويري ايسنا از پارك ملي سرخه حصار در حال حاضر ساخت وسازهاي غيرمجاز و تخريب هاي گسترده تر ديگري هم در اين منطقه شدت گرفته است به طوري كه به تازگي سه بنگاه معاملات ملكي هم درست روبه روي اداره كل محيط زيست استان تهران ، در داخل پارك ملي سرخه حصار ايجاد شده است. بدين ترتيب پرونده قديمي ترين منطقه حفاظت شده ايران را كه به270 سال قبل برمي گيرد از هم اكنون بايد بسته اعلام كرد. منطقه اي كه از هر سو مورد تعرض و دست اندازي واقع شده و سازمان محيط زيست نيز گويي در برابر تمامي اين تخريب ها تنها به نظاره نشسته و حتي خود در مرحله اي اقدام به موافقت غيرقانوني با عبور خط لوله نفت از داخل پارك ملي سرخه حصار كرده.

مجوز كميسيون ماده 7 موجود نيست  !

اما در پي تخريب پارك ملي سرخه حصار توسط لودرهاي شهرداري تهران ، حسن زياري، رئيس كميسيون فني و عمراني شوراي شهر تهران و عضو كميسيون ماده «7» با اشاره به اين كه اين كميسيون مجوزي براي قطع درختان در »سرخه حصار«صادر نكرده است، به ايسنا مي گويد: براساس مصوبه شوراي شهر تهران در صورتي كه شهرداري بخواهد نسبت به هرگونه قطع درخت اقدام كند، بايد قبل از هر كاري نسبت به تعيين زمين متعلق به شهرداري به همان ميزان در آن منطقه و كاشت دو برابري درختاني كه قرار است قطع شود، اقدام كرده و با نظر و تاييد سازمان پارك ها و فضاي سبز شهرداري تهران درخواست مجوز از كميسيون ماده «7» براي قطع درختان كند كه اين كارها انجام نشده است.

                                                                              در اين جا بخوانيد


 
مناظره ی راديويی درباره ی منابع طبيعی
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

پریروز ، از ساعت ۵/۳ تا ۵ بعد از ظهر در برنامه ی رادیویی زیر ذره بین ( رادیو ایران ) ، دکتر پیمان یوسفی آذری مدیر کل جنگل های خارج از شمال ، سلیمانی مدیر دفتر مشارکت های مردمی اداره ی کل آبخیز داری ، معاون این اداره ی کل ( نام شان را به یاد ندارم ) ، مهندس درویش از اعضای هیات علمی سازمان تحقیقات جنگل ها و مراتع ، و من از دکا به دعوت تهیه کننده ی برنامه ، آقای محمود خواه ، گفتگویی داشتیم در مورد وضع منابع طبیعی کشور . دکتر شریعت نژاد مدیر کل جنگل های شمال هم تلفنی در برنامه شرکت کرد .

در این جا  نمی خواهم وارد جزییات مباحث مطرح شده در آن برنامه شو م. بلکه می خواهم اشاره کنم که مدتی است ، نه تنها بسیاری از مطبوعات و خبرگزاری ها ، بلکه حتی صدا و سیما هم به مسایل زیست محیطی گوشه چشمی نشان می دهند و در این زمینه به مباحث جدلی هم وارد می شوند؛ چنان که ما در برنامه ی یاد شده چنین کردیم ( و در یک سال گذشته ، در دو سه فرصت کوتاه دیگر هم کرده ایم ). خوب ... این را باید به فال نیک گرفت ، دوستانی که همیشه انتقاد می کردند که رسانه ها و دولت به بحث های آموزشی زیست محیطی نمی پردازند ، حالا آستین بالا بزنند و از موقعیت ها استفاده کنند ... .

فکر می کنید که نمی شود ؟ یا دل تان نمی آید که وقت گران بهایی را که می شود صرف کار و کاسبی کرد ، برای این جور چیزها صرف کنید ؟!

عباس محمدی


 
در جنگل زندگی می کنیم…؟!
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                              

                                     پارک ملی سرخه حصار - عکس از ايسنا

یکی دو  روز پیش ، روزنامه‌ی همشهری در صفحه‌ی اول ، تیتر زد که در هفته‌ی منابع طبیعی،شهرداری سه هزار هکتار درخت کاری خواهد کرد. شهردار، مشاور زیست محیطی(!)شهردار، و مدیر عامل سازمان پارک‌ها هم گفته‌اند که به جای هر درخت قطع شده در سرخه حصار ، ده‌ها و صدها درخت کاشته یا خواهند کاشت(همشهری ۱۳ و ۱۴/۱۲/۸۵ ،آینده نو ۱۵/۱۲/۸۵). در سال گذشته هم که در چنین روزهایی، قطع چند هزار درخت کهن سال پارک جنگلی لویزان به دست شهرداری، مقارن شد با هفته‌ی منابع طبیعی ، مقام های شهری و کشوری و لشگری هر کدام صحبت از چند هزار هکتار جنگل‌کاری کردند. در آن زمان، معاون فنی شهرداری گفت که در ده سال گذشته در تهران ۳۷۰۰۰ هکتار جنگل کاری شده است (همشهری ۲۵/۱۱/۸۴). اگر این حرف ها را باور کنیم، باید بپذیریم که امروز ما تهرانی‌ها در جنگل زندگی می کنیم و خودمان خبر نداریم (يا شاید اشکال از چشم های ماست!)

اما نکته بامزه ی دیگری هم در این ماجراهای بریدن جنگل‌های دست کاشت سی ـ چهل ساله هست: ظاهراً یک کمیسیونی داریم که می تواند مجوز قطع هر گونه درخت و نابودسازی هر پارکی را صادر کند . از این کمیسیون، گاه به نام کمیسیون ماده‌ی ۷ و گاه به نام کمیسیون ماده‌ی ۵ یاد می‌شود (ما با جستجو در قوانین شهرداری،چنین کمیسیونی را ذیل ماده‌ی ۱۴ «ضوابط اجرائی … ماده‌ی یک لایحه‌ی قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها «یافتیم.) دو نفر از اعضای این کمیسیون ،کارمند شهرداری و یک نفر هم از اعضای شورای شهر است. تا این جا یعنی این که :«چاقو ،دسته خودش را نمی برد»! اما نکته ی  با مزه این که چه در قضیه ی لویزان و چه در مورد سرخه حصار ،شهرداری چی ها می گفتند که مجوز قطع درختان از سوی کمیسیون صادر شده، و طرف شورا می گفت که مجوزی صادر نشده است. حسن زیاری رییس کمیسیون فنی و عمرانی شهر تهران و عضو کمیسیون ماده ی ۷،همین چند روزه گفته است که«موارد مشابه سرخه حصار، در چیتگر،سه راه آزمایش،{بزرگراه}اسب دوانی هم وجود دارد و متاسفانه روال شده است که بدون مجوز اقدام به قطع درختان کنند…». فضل الله کولانی، مدیر کل منابع طبیعی استان تهران هم گفته که «کار شهرداری در ارتباط با قطع درختان پارک ملی سرخه حصار چه از نظر منابع طبیعی و چه محیط زیست کاملاً غیر قانونی است… و در مورد پارک لویزان هم این سابقه وجود دارد.»

اما (و این اما خیلی بزرگ است!)، قالیباف شهردار تهران ،سال گذشته پاسخ«دندان شکنی» به مدیران منابع طبيعی و محیط زیست داد که به نظر من می‌تواند آن را امسال هم تکرار کند:«چرا وقتی اتوبان یادگار امام از میان جنگل پردیسان عبور کرد،محیط زیست حرفی نزد؟ اگر درخت برای محیط زیست مهم است ،چرا و با چه مجوزی در پارک پردیسان ساختمان های اداری احداث کرده؟ قطع درختان {کهن سال} توت برای ادامه ی بزرگراه همت …..» با چه مجوزی صورت گرفته است؟(همشهری ۷/۱۲/۸۴).

خوب! مثل این که شهر شلوغ تر از این حرف ها است…. ما به راستی در جنگل زندگی می کنیم!


 
سورن جان ، تسليت
ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱٥ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

سورن عزیز ، درگذشت پدر گرامی ات را تسلیت می گوییم . برای تو و دیگر اعضای خانواده ات آرزوی سلامتی داریم .

                                                  *****************

سورن سپانیان عضو ( علی البدل ) هیات مدیره ی انجمن کوه نوردان ایران ، عضو فعال باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آرارات ، و از عکاسان خوب کوهستان است .


 
درخت می کاريم ... درخت می کاريم !
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

امسال هم مانند چند سال گذشته ، هم گام با سازمان جنگل ها و مراتع ،  سازمان های غیر دولتی ، و دیگر علاقمندان ، در مراسم درخت کاری به مناسبت هفته ی منابع طبیعی ، درخت خواهیم کاشت . و البته خواهیم کوشید که اعتراضی هم داشته باشیم به قتل عام کنندگان جنگل های طبیعی و دست کاشت که کارشان به مراتب موثر تر از کار درخت کاران است .

اتوبوس هایی در میدان های تجریش ، ونک ، صادقیه ، و در پل سید خندان ، علاقمندان را به محل درخت کاری  ( شهریار ، روستای حجت آباد ) خواهد برد .

تاریخ و ساعت : جمعه ۱۸/۱۲/۸۵  ، ۶ صبح


 
برنامه ی راديويی در مورد جنگل ها و مراتع ايران
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

قرار است فردا از ساعت ۵/۳ بعد از ظهر ، یک برنامه  از استودیوی خبر رادیو ایران پخش مستقیم شود  که موضوع آن بررسی وضع جنگل ها و مراتع کشور است . در این برنامه نمایندگان چند سازمان غیر دولتی هم حضور خواهند داشت ( از جمله ، عباس محمدی از دیده بان کوهستان ) .

توجه علاقمندان را به شنیدن این برنامه جلب می کنیم ، و  از دوستان درخواست داریم در مورد آن اظهار نظر کنند.


 
جدایی بیش از ۵۰ نفر از اعضای فعال جبهه سبز ایران
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                                        جبهه‌ی سبز ايران به خاک سپرده شد

                             

آينده‌نو- ۱۲/۱۲/۸۵گروه محيط زيست 53 :نفر از اعضاي فعال جبهه سبز ايران هفته گذشته با صدور بيانيه اي مشترك، انصراف خود را از عضويت در اين تشكل غير دولتي زيست محيطي اعلام كردند. اين افراد كه گفته مي شود بدنه اصلي و فعال جبهه سبز ايران را تشكيل مي دا دند، به دليل اختلافات موجود و منفعل شدن گردانندگان اين انجمن زيست محيطي كه زماني نه چندان دور، فعالترين NGO ا يران بود، از جبهه سبزايران براي هميشه خداحافظي كر دند تا تشكلي كه پرچم دار جنبش زيست محيطي ايران بود، اينك بعد از گذشت بيش از يك دهه از شكل گيري اش عملا از صحنه جامعه مدني ايران حذف شود.  

                                                                                         در این‌جا بخوانید


 
در آستانه‌ی روز درخت‌کاری، درختان را نبريد
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                                 

                            سرخه‌حصار باز هم جنگل‌هاي خود را بريده ديد

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ عباس محمدي ـ رييس هيات مديره انجمن كوه‌نوردان ايران ـ چرا در تهران ( و چند شهر بزرگ ديگر) ترافيك، با وجود اين همه بزرگ راه و خيابان عريض كه به قيمت نابودسازي بافت قديمي شهر، باغ‌ها، پارك جنگلي و محيط‌هاي طبيعي اطراف شهر ساخته شده‌اند، به وضعي ديوانه‌كننده در آمده و آلودگي ناشي از آمد و شد خودروها، سالانه هزاران نفر را مي‌كشد.

ديروز، از همسايه‌مان شنيدم كه خواهرزاده‌اش- مردي 38 ساله و بدون هيچ‌گونه سابقه‌ بيماري قلبي و ناراحتي ديگر _ پس از بيرون آمدن از سونايي در  تهران گفته است كه احساس سرگيجه دارد و چند دقيقه بعد، قلب‌اش از كار ايستاده و جان باخته است.

در روزنامه خواندم كه رضا علي محمدي، مدير گورستان مشهد گفته است به طور ميانگين هر پنج ساعت يك نفر بر اثر ناراحتي تنفسي در مشهد فوت مي‌كند.

چند روز پيش پيام كوتاه آمد كه شهرداري تهران براي باز هم پهن‌‌تر كردن خيابان‌ها (يا احداث بزرگ‌راهي ديگر) چند هزار درخت كهن‌ سال پارك جنگلي سرخه حصار را شبانه قطع كرده و لاشه‌ درختان را هم به سرعت از منطقه خارج كرده است.

در روزنامه خواندم كه مقام‌هاي ايتاليايي، حركت خودروها را در منطقه وسيعي از شمال ايتاليا ( و نيز تا پيدمونت) ممنوع كردند تا آلودگي هوا كاهش يابد.

اين منطقه از ايتاليا يكي از پرجاذبه‌ترين و شلوغ‌ترين نقاط اين كشور است و به جز جمعيت ثابت زياد، سالانه ميليون‌ها نفر گردشگر براي كوه‌پيمايي و هواخوري ( در منطقه‌ پيدمونت) يا براي بازديد از شهر تاريخي ونيز، در اين محور رفت و آمد مي‌كنند. اما جاده ارتباطي اين دو نقطه مهم، يك جاده‌ معمولي_ در حد جاده چالوس است، نه بزرگ‌راه و نه آزاد راه.

در بخش قديمي ونيز كه يك خودرو ديده نمي‌شود (لابد ايتاليايي‌ها بلد نبوده‌اند با يك پل ميان گذر از نوع پل درياچه اروميه، ميدان قديمي «سان ماركو» را به خاك اصلي ايتاليا وصل كنند!) ... حتي در بخش جديد اين شهر هم، چندان بزرگ راهي به چشم نمي‌خورد. شهرهاي بسيار بزرگ و شلوغ ديگر مانند پاريس و لندن (و حتي شايد واشنگتن) هم به اندازه‌ تهران، بزرگ راه ندارند.

واقعيت اين است كه سوراخ دعا را گم كرده‌ايم! با ساختن بزرگ راه، فقط تمايل به استفاده از خودروي شخصي را زياد مي‌كنيم، آيا تا به حال توجه كرده‌ايد كه در بعضي بخش‌هاي بسيار شلوغ و پرتراكم شهر (مثلاً خيابان ولي‌عصر در محدوده‌ي راه‌آهن تا ميدان ولي‌عصر) در ساعت‌هاي كاري، رفت و آمد راحت‌تر صورت مي‌گيرد تا در بزرگ‌راه‌هاي عريضي مانند همت و حكيم و....؟ دليل‌اش اين است انبوه كساني كه قصد رفتن به خيابان وليعصر و محدوده آن را دارند، مي‌دانند كه جايي براي راندن آزادانه خودرو، يا فضايي براي پارك كردن وسيله‌ خود ندارند و به ناچار از بردن خودروي شخصي به اين محدوده خودداري مي‌كنند.

اما فرض كنيد كه اين خيابان‌ هم با صرف هزينه‌هاي نجومي و به قيمت نابودسازي درختان دو سوي آن تبديل به بزرگراه مي‌شود. آيا به چيزي بهتر از جهنم سرسا‌م‌آور نيايش و حكيم و مانند اينها بدل مي‌شود.

 پديده شناخته‌ شده‌اي در ترافيك شهري وجود دارد كه به نام پارادوكس براس خوانده مي‌شود. اين پارادوكس مي‌گويد: با كم كردن فضا در شهر مي‌توان جريان ترافيك را روان‌تر ساخت و با افزايش ظرفيت شبكه‌ ی راه‌ها عملكرد كل شبكه‌ ترافيكي ضعيف‌تر مي‌شود.

مشكل ترافيك تهران و آلودگي هواي شهر هرگز و به هيچ وجه با بزرگراه‌سازي حل نخواهد شد ؛ با اين كار فقط جايي باز مي‌شود براي خودروهاي شخصي كه كار هر چهل‌تاي آنها را در حمل و نقل يك اتوبوس مي‌تواند انجام دهد. ضمن آن كه بزرگراه‌ها در عمل فقط مجراهايي هستند كه حجم عظيمي از خودرو را به كالبد شهر تزريق مي‌كند ؛ كالبدي كه توان جذب اين حجم را ندارد.

به بيان ديگر، از آنجا كه خودروهاي روان در بزرگراه‌ بالاخره بايد از چند جا وارد بدنه شهر شوند، هميشه چند نقطه بحراني در امتداد بزرگراه‌ها و در سطح شهر خواهیم داشت .

ساخت بزرگراه در کشورهای پیشرفته ، یک پروژه ی اقتصادی است ، و پیمانکار محاسبه می کند که

طراحي و اجراي اين پروژه چقدر هزينه مي‌برد؟ هزينه نگهداري چقدر است سرمايه با چه نرخي برمي‌گردد و سود چه هنگام به دست مي‌آيد. در ايران اما بزرگراه‌سازي (و بسياري پروژه‌هاي بزرگ ديگر) فرصت‌هايي هستند براي بودجه گرفتن از خزانه دولت و بريز و بپاش به منظور ارايه آمار فعاليت (و بدتر از آن) سودجويي مخرب از محل سرمايه‌ملي.

مشكل ترافيك تهران با اصلاح شيوه‌هاي رانندگي افزايش وسايل حمل و نقل همگاني و كنترل رشد جمعيت حل خواهد شد. تصور كنيد كه به جاي بزرگراه يادگار يك خط تراموا كشيده مي‌شد، در اين صورت زمين‌هاي بسيار كمتري به زيرساخت و ساز مي‌رفت، فضاي كمتري از پارك طبيعت پرديسان نابود مي‌شد، هوا بسياركمتر آلوده مي‌شد و سرمايه‌ ملي كمتري بابت يارانه سوخت به هدر مي‌رفت.

اما در اين صورت پروژه‌اي چنين نان و آب‌دار براي بساز و بفروش‌ها كلان و فضايي چنين گشاده براي توليدات خودروسازان وطني فراهم نمي‌شد.

پارك‌هاي جنگلي درختان حاشيه‌ خيابان‌ها و ديگر فضاهاي سبز شهري، زمين ذخيره‌اي براي اجراي طرح‌هاي عمران و توسعه نيستند اينها عناصر ضروري زيست شهري هستند. خيابان‌ها، بزرگراه‌ها و مديران شهر بايد وقتي كه به حريم‌هاي سبز نزديك مي‌شوند، راه خود را به احترام كج كنند، نه آن که این حريم‌ها مجبور به عقب‌نشيني در برابر زياده‌خواهي پايان‌پذير اهالي توسعه شوند.


 
بازهم سدسازی و آسیب رسانی به منابع طبیعی
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

بساز و بفروش‌ها را دیده‌اید که هنگام خراب کردن خانه‌های «کلنگی » و بناکردن ساختمان های تازه‌ساز، با درختان حیاط‌ها و حاشیه‌ی پیاده‌رو چه می‌کنند؟ همین رفتار را در بسیاری مواقع، مجریان پروژه‌های بزرگ ملی با منابع طبیعی کشور دارند، چرا که این مجریان مانند بساز و بفروش‌ها فقط می‌خواهند «پایان کار» را بگیرند و پروژه را تحویل دهند و پول را دریافت کنند و بروند!

به گزارش زير توجه کنيد:

                    قتل عام درختان «مورد» در گیلان‌غرب

                       توسعه‌سد سراب گيلان‌غرب ،جنگل مورد را تهديد می‌کند

آینده نو 7/12/85 - مریم طالشی- گروه محيط زيست:  توسعه و تخريب! اين دو كلمه شايد درآينده اي نه چندان دور به صورت يك عبارت در فرهنگ لغات كشور ما وارد شوند .تعجب نكنيد! مي شود گفت اين روزها شنيدن اين دو واژه، آن هم به فاصله كوتاه از هم، كاملا قابل انتظار است، زيرا هرجا اسمي از توسعه مي آيد، مي دانيم كه تخريبي هم در كار هست، حتي اگر نامي از آن برده نشود. اصلا انگار توسعه، بدون تخريب امكا ن پذير نيست. تخريب هم كه خب طبق معمول هميشه مي افتد به جان منابع طبيعي و ملي . مثل ا ين كه براي رسيدن به رشد و توسعه بايد از آن چه داريم، بگذريم، حتي اگر ارزشمندترين داشته هايمان باشد.

اين بار نوبت درختان »مورد « است كه تخريب را تجربه كنند.آدرس:كرمانشاهان،گيلانغرب، چشمه سراب.

    در اين‌جا بخوانيد                                                    

                             


 
با کدام دل خوشی درخت بکاريم ؟!
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

هفته ی منابع طبیعی ، روز درخت کاری ، روز محیط زیست ، روز هوای پاک ، ... آه ! واژگان بی فایده ، مناسبت های بی محتوا ... ما را به حال خود بگذارید ؛ کار از این حرف ها گذشته است !

هفته ی آینده ، هفته ی منابع طبیعی است و پس از نشست و برخاست هایی که در یکی دو هفته ی گذشته با مسئولان منابع طبیعی داشته ایم ، قرار شده که سازمان های غیر دولتی ، و دیگر گروه های مردمی در روز جمعه ۱۸ اسفند در عرصه های آماده شده توسط اداره های منابع طبیعی ، درخت بکارند. اما امسال هم چون سال گذشته ، در روز هایی نزدیک به روزهای درخت کاری ، شهردار « محیط زیست دوست » ما بولدوزرهایش را به جان یک قطعه ی دیگر از جنگل های دست کاشت و حدودا چهل ساله ی پایتخت انداخت . این بار در پارک جنگلی سرخه حصار ؛ جایی که تداعی کننده ی خاطره های تلخ زیست محیطی است : در این جا ، دویست هکتار از عرصه ی پارک ملی به تعاونی مسکن واگذار شده ؛ هر چند گاه یک بار جاده ی دماوند با تصرف بخش هایی دیگر از پارک ، عریض تر می شود ؛ دهکده ای که پیش از انقلاب توسط دولت خریداری  و تخلیه شده بود ،‌ به شهری بدل شده ؛ خواب عبور خط لوله ی نفت برای آن دیده شده ؛ و ... اینک برای گشودن خیابانی دیگر ، باز هم غوغاییان  گیسو سبز آن به خاک افکنده می شوند .

قرار شده است که در روز جمعه ۱۱/۷/۸۵ از ساعت ۱۲ ظهر تعدادی از علاقمندان به منابع طبیعی ، د ر پشت ترمینال شرق تهران جمع شوند و  به قطع درختان سرخه حصار اعتراض کنند.

برای دیدن عکس های تخریب جدید در سرخه حصار ، نگاه کنید به :

گزارش تصویری ایسنا۱          

گزارش تصویری ایسنا ۲

http://hoomanjangali.persianblog.ir/


 
ما و کوه نوردی جهان (2)
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

توضیح:مجموعه یادداشت ها با عنوان بالا ، نظر شخصی عباس محمدی است. امید آن که دیگران هم با نقد و نظرهای خود به ارتقای بحث کمک کنند.

در یادداشت روز سوم اسفند ۸۵ اشاره کردیم که مدیریت پیشین فدراسیون ، بنا را در کوه‌نوردی بر توسعه کمیتی نهاده بود و در صعودهای خارجی و داخلی به کارهای کیفیتی نمی پرداخت. در دوران بیست و چند ساله ای که آقاجانی بر فدراسیون کوه‌نوردی ریاست می‌کرد، هیچ گاه ( تاکید می کنم :هیچ گاه)آقایان از این صحبت نکردند که در جهان کوه‌نوردی چه نوع کارهایی«با ارزش»تلقی می شوند و چه کارهایی کم ارزش یا ضد ارزش. و هیچ گاه کوه‌نوردی های خودشان را که هیچ- کوه‌نوردی گروه‌ها و افراد ایرانی دیگر را هم ، با فعالیت‌های خارجیان مقایسه نکردند.

فدراسیون آقاجانی به جای معرفی و تبلیغ شیوه های کوه‌نوردی کیفی ، صعودهای پر تعداد ر ا با عنوان «سراسری»و به «مناسبت»های گوناگون باب کرد و در میان هیات های تابع خود ، رقابتی را پایه گذاشت که هر کدام می پنداشتند با کشاندن تعداد هر چه بیشتری آدم به کوه در یک برنامه ، کار بزرگ‌تری را انجام می‌دهند. از صعود 1500 نفری به دماوند(شهریور 73) که به آن عنوان «صعود باور نکردنی» دادند ، تا صعودهای زمستانی چند صد نفره سالهای اخیر، تقریباً هیچ گاه کاری کیفیتاً نو از طریق فدراسیون به انجام نرسید. در صعودهای خارجی، فقط در یک مورد (صعود دیواره دمیرکازیک ترکیه 1374) کاری نو انجام شد و در تمام موردهای دیگر، به اجرای صعود از مسیرهای عادی و به شیوه تجاری (عقد قرارداد با شرکت‌های توریستی و استفاده از بیشترین خدمات) بسنده شد. « شاهکار» صعودهای خارجی این چند سال صعود اورست در سال 1377 بوده است ، اما برای کشوری که از سال 1334 سابقه کوه‌نوردی در هیمالیا دارد(برادران امیدوار قله‌ی نورسینگ) نخستین تلاش در منطقه اورست را به سال 1352 داشته و نخستین هشت هزار متری خود را درسال 1355 صعود کرده رفتن به اورست در قالب« تیم ملی» به شیوه تجاری کار پر ارزشی نیست. برای مقایسه ،نخستین صعودهای ملی چند کشور دیگر را به اورست ذکر می کنیم تا خواننده دریابد که دیگران ، در 40-50 سال پیش هم فقط به این فکر نمی کردند که به هر طریق ممکن به قله اورست دست یابند و با اقدام به کارهای نو ، کیفیت صعود خود را نسبت به پیشینیان ارتقاء میدادند: سوئیسی‌ها در نخستین صعود خور به اورست ، این قله و لوتسه را ضمن یک برنامه صعود کردند(1956) که لوتسه برای نخستین بار صعود شد. چینی ها نخستین صعود خود را از یال صعود نشده شمالی انجام دادند(1960)،آمریکایی‌ها نخستسن برنامه اورست خود را با دو کار نو به انجام رساندند: نخستین صعود یال غربی ،و نخستین گذر(Traverse )اورست(صعود از یال غربی ، فرود از یال جنوب شرقی)(1963).

در نخستین صعود اتریشی‌ها به اورست ،دو نفر (مسنر و هابلر)توانستند برای نخستین بار اورست را بدون فصل «پس موسم »(Post Monsoon ) انجام شد(1978-نخستین صعود در این فصل). یوگسلاوها در نخستین برنامه اورست خود، از مسیری نو (از مسیر مستقیم یال غربی) به قله رسیدند(1979). لهستانی‌ها در نخستین برنامه اورست خود ، قله را در زمستان صعود کردند(1980- نخستین صعود زمستانی اورست) و چند ماه بعد ، مسیری نو روی جبهه جنوبی اورست گشودند. شوروی‌ها در نخستین برنامه رسمی خود در هیمالیا، از مسیری نو و دشوار (جبهه جنوب غربی ) به قله اورست رسیدند... . این چند نمونه نشان می دهد که بلافاصله پس از «فتح» اولیه اورست ، صعودهای «ملی » به سوی کارهای نو سو گرفته است؛ نه تنها در کشورهایی که وضع اقتصادی خوب و پیشینه کوه‌نوردی قابل توجه داشته اند بلکه حتی در کشورهای نوآمده در جهان کوه‌نوردی ، و ضعیف از نظر اقتصادی مانند لهستان و یوگسلاوی.

کم انصافی است اگر تامین بودجه از سوی دولت(مجموعه تریبت بدنی و مدیریت فدراسیون)را در راه اندازی برنامه های خارج از کشور ندیده بگیریم، و یا تلاش همکاران فدراسیون و اعضاء تیم‌های اعزامی را هیچ انگاریم... اما ،در اینجا بحث برسر این چیزها نیست، صحبت از این است که جسارت نوآوری کجا است ؟ در این ارتباط، نمی توان کوتاهی را فقط متوجه مدیریت فدراسیون دانست؛دوستانی که بسیاری شان در گروه‌ها و باشگاه‌های کوه‌نوردی سابقه کار داشته و به داخل فدراسیون رفته اند،و کوه‌نوردان خوبی که در بیرون از فدراسیون (در صعودهای داخلی)با توان مالی محدود خود کارهای نو باارزش انجام داده بودند و به تیم‌های ملی دعوت شدند، چه نقشی در ارتقای کیفی برنامه های فدراسیون داشتند؟ در واقع : هیچ! این دوستان تقریباً فقط نقش مهمانانی را داشتند که بر سر سفره بودجه دولتی نشستند و «صلاح» را در این دیدند که دم برنیاورند و بر تعداد برنامه های خارج از کشور خود بیافزایند.

در فدراسیون پیشین، سواد برای مطالعه منابع خارجی و سفرهای خارجی – برای آگاهی یافتن از معیارهای کار کیفی کم نبود، اما دوستانی که مسئول روابط خارجی بودند ، ترجیح دادند که راه بی دردسرتر فرمانبرداری صِرف از رئیس و گام‌برداری «مطمئن» در راه تحقق پروژه های بی خطر ،پرسرو صدا و کم محتوا را پیش بگیرند و این آدم‌های با سواد حتی به خود زحمت ندادند که مباحث جدلی کوه نوردی را در قالب کتاب یا مقاله طرح یا ترجمه کنند، و اندک خروجی های فرهنگی آنان محدود شد به دو  سه کتاب گزارش از برنامه های خودشان و چند شماره گاهنامه با کیفیت پایین که در آنها هیچ مطلب تولیدی و تفکر بر انگیز به چشم نمی خورد.

نه فقط در اجرای برنامه های کوه نوردی ، بلکه در مواردی مانند شیوه های برخورد با حادثه و مسایل مربوط به محیط‌های کوهستان نیز ، جامعه کوه نوردی ما (شامل بخش‌های دولتی و غیر دولتی) فاصله زیادی با معیارهای جهانی- و حتی متوسط های جهانی- دارد.

                                                                                      (ادامه دارد)


 
سيوند ؛ کارزاری نمونه وار
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در بعد از ظهر سه شنبه ، در دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران ، همایشی با عنوان « پاسداری از یادگارهای فرهنگی » برگزار شد . بهانه ی اصلی این گردهمایی ، موضوع سد سیوند بود که محوطه ی باستانی تنگه بلاغی را نابود  و محو طه ی بی نظیر پاسارگاد را تهدید می کند .در این همایش ، علیرضا افشاری مسئول پایگاه اطلاع رسانی سیوند (www.sivand.com) گفت که پروژه ی سد سیوند از لحاظ مکان یابی ، زیست محیطی ، و فرهنگی پر اشکال است . او گفت که به ما می گویند چرا فقط به این پروژه حساسیت نشان می دهید و لطمه ی کارهای عمرانی را در دیگر جاها نمی بینید ؟! به عقیده ی افشاری ، کارزار ( کمپین ) سیوند می تواند الگویی یا سرآغازی باشد برای اعمال فشار مردمی برای حفاظت دیگر آثار فرهنگی کشور .

دیگر سخنران همایش ، دکتر رضا مرادی غیاث آبادی ، باستان ستاره شناس و پژوهشگر آثار تاریخی بود . غیاث آبادی گفت که تخریب فقط با بولدوزر انجام نمی شود ، انتشار اطلاعات نادرست و دروغ پردازی هم تخریب تاریخ است . او گفت که مسئولان ساخت سد ادعا می کنند که دریاچه ی سد پس از پر شدن ، ۵ ـ۴ کیلومتر با آرامگاه کورش فاصله خواهد داشت ، در صورتی که من خود ، فاصله ی سد را با پاسارگاد اندازه گرفته ام ؛ این فاصله از طریق راه پیچ در پیچ کنونی ـ و نه به خط مستقیم ـ فقط ۸ کیلومتر است ! نکته ی مهم دیگری  که غیاث آبادی گفت این که مسئولان سازمان میراث فرهنگی و وزارت نیرو باید نتایج کاوش های منطقه را منتشر کنند تا کارشناسان مستقل هم اطلاعات کافی برای برگزاری « مناظره » در دسترس داشته باشند. این پژوهشگر ، اعتراض های مردمی به اب گیری سد سیوند را یکی از بهترین ، زیبا ترین و  منطقی ترین روش های اعتراضی چند دهه ی اخیر ایران خواند.

دو فیلم جالب توجه نیز از پاسارگاد به نمایش درآمد.

---------------------------------------------------

در وبلاگ www. sivandprotest.blogfa.com هم می توانید مطالب خوبی در مورد سد سیوند بیابید .


 
مناظره با سدسازان
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ٥ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

یکی از خواست‌های تجمع کنندگان در جلوی وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی در روز 18/11/85 (نگاه کنید به یادداشت این وبلاگ در تاریخ 18بهمن) منظره با مسئولان دولتی در مورد پروژه های سدسازی بود. خوشبختانه تاکنون یک مورد مناظره‌ی رادیویی در این زمینه برگزار شده است، و دوستان پی‌گیر این هستند که منظرهی دیگری برگزار شود. به خبر زیر توجه کنید:

 

رييس پژوهشکده سازمان ميراث فرهنگی: مناظره کارشناسان راه حل مناسبی است

تهران _ خبرگزاري ميراث فرهنگي _ اين روزها سازمان هاي مردم نهاد در زمينه پيشگيري از آبگيري سد سيوند تحصن هايي را ترتيب داده اند. رييس پژوهشكده سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري معتقد است  برگزاري يك مناظره كارشناسانه در اين ميان مي تواند راه حل مناسبي براي پايان دادن به موضوع سيوند باشد.

 "حسن فاضل نشلي" ، در گفت وگو با ميراث خبر تصريح كرد:‌« آنچه اكنون به عنوان اقدام انتقادي اعضاي سازمان هاي مردم نهاد در كشور ديده مي شود قابل قدرداني است.»

وي معتقد است اينكه آگاهي فرهنگي در ميان برخي پاسداران و علاقه مندان به ميراث فرهنگي تا آن حد افزايش يافته كه چنين حركت هايي را ترتيب مي دهند نيز اميدوار كننده است.

 به گفته فاضلي نشلي، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز از پيشنهاد اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در زمينه برگزاري يك مناظره كارشناسي ميان باستان شناسان ، منتخبان سازمان هاي مردم نهاد ، مسولان وزرات نيرو و كارشناسان ميراث فرهنگي استقبال مي كند.

فاضلي تاكيد كرد:« البته برگزاري چنين مناظره اي بايد با ارايه مستندات كافي از سوي اعضاي سازمان هاي مردم نهاد باشد و اين سازمان هاي غير دولتي افراد متبحر و دانايي را براي دفاع از خواسته ها و مطالبتاتشان معرفي كنند.»

 نشلي تصريح كرد:‌« اين راه مي تواند به بسياري شبهات و سوال ها پاسخ داده و همچنين به يك حركت مثبت در تعامل ميا ننهاداهي دولتي و سازمان هاي مردم نهاد تبديل شود.»


 
کوهستانِ تمدن ساز
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ٥ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 در ایران (و بسیاری از دیگر منطقه های جهان) تمدن، وام دار  کوهستان بوده است، چرا که کوه ها سرچشمه ی آب هستند. یکی از نقاط ایران که در آن آثاری از زندگی های ماقبل تاریخ تا دوران امروزین به چشم می خورد، در واقع کلکسیونی است از دوره های گوناگون زیست و تمدن بشری، کاشان است. تمامی این  زندگی وابسته به کوهستان کرکس بوده است.

 به گزارش زير که از وبگاه chn  است، توجه کنيد:

تاريخ ۴۵هزارساله‌ی کاشان در پيچ و خم ثبت جهانی مانده است

 

تاريخ 45 هزار ساله كاشان به عنوان تنها منطقه استقرار كهن ايران براي ثبت در فهرست آثار يونسكو  مورد توجه سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري قرار گرفته است. اكنون تنها 60 درصد از اين محور هنوز سالم مانده و بخش‌هاي بسياري از آن به علت ساخت و ساز از بين رفته است.

 

كاشان – خبرگزاري ميراث فرهنگي – حسن ظهوري - به درخواست سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردش‌گري كشور پرونده محور تاريخي كاشان،‌ سيلك و باغ فين براي ثبت در فهرست جهاني آماده مي‌شود. در صورت ثبت، اين محور تنها محور تاريخي ايران محسوب مي‌شود كه از 45 هزار سال پيش تا كنون مورد سكونت انسان بوده است.

                                                                            در اين‌جا بخوانيد


 
هردم از این باغ...!
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ٤ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

               ذوب یخچال سیاچن (siachen) براثر فعالیت های نظامی

               

                                    عکس از:   www.shubhyatra.com

بر پایه ی تحقیقات آرشاد.اچ.عباسی (Arshad H.Abbasi ) مشاور « صندوق جهانی طبیعت»  (WWF) یخچال سیاچن که مرتفع ترین میدان جنگ در جهان است، بر اثر فعالیت های نظامی به سرعت ذوب می شود. تحقیق دیگری که توسط  وزارت آب و نیروی پاکستان  انجام شده، اضمحلال هوای سرد سیاچن را تایید می کند. سازمان هواشناسی پاکستان اطلاع داده است که یخچال های هیمالیایی، به ویژه سیاچن، در سی سال گذشته با شتابی فزاینده عقب نشینی کرده اند. این عقب نشینی در ده سال گذشته به سطحی هشدار دهنده رسیده است. این مطالعه ها نشان می دهد که ذوب شدن یخچال سیاچن در دو دهه گذشته، سریع ترین میزان را در جهان داشته است. عقب نشینی این یخچال، از « یخچال پوز» (پایین ترین قسمت یا پیشانی یخچال) و هم چنین از نازک شدن یخ در تمامی طول آن پیدا است. سیاچن و یخچال های فرعی آن در بیست سال گذشته، 35درصد حجم خود را از دست داده و با سرعت 110 متر در سال عقب نشینی کرده است. عامل این]میزان] عقب نشینی فعالیت انسانی بوده است،  و نه تغییرات طبیعی.

                


 
ما و کوه نوردی جهان
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

یکی از موضوع های نشست این ماه انجمن که پریروز برگزار شد ، بررسی اشاره وار موقعیت ما در کوه نوردی جهان بود ؛ در واقع یکی از هدف های انجمن که به طور ضمنی در ماده ی ۲اساسنامه به آن اشاره شده است ، معرفی « معیارهای جهانی کوه نوردی »  است . شناخت این معیارها کمک می کند  که کارهای معمولی را از کارهای با ارزش تمیز دهیم ، و خود را ارتقا دهیم .

در جامعه ی ما ، تمایلی وجود دارد که  در مورد هر امر فنی یا فرهنگی ، مردان سیاسی حاکم  اظهار نظر کنند و در این موارد غالبا برای کارآمد نشان دادن خود ، کارهای انجام شده را بزرگ تر از حد نشان  می دهند. از سوی دیگر ، در میان ما تفکر انتقادی جایگاهی ندارد ، و به ویژه آنان که در موقعیت های برتر قرار دارند ، منتقدان را آدم های « بی کار » یا مشوش کننده ی اذهان عمومی می پندارند ! اما واقعیت این  است که برای پیشرفت در هر کاری باید مرتبا به کارهای خود با دید انتقادی بنگریم و مجموعه ی خود را عیب یابی کنیم .

مدیریت پیشین فدراسیون کوه نوردی ، هیچ جایگاهی برای نقد حرکت های کوه نوردی ـ چه آن هایی که خود مدیراش بود ، و چه برنامه های آزاد ـ تعریف نکرده بود و با « اعتماد به نفس » شگفت آوری خود را در مسیر پیشرفت می دانست . این پیشرفت ها ،‌در یک دوره با لشگر کشی به کوه ها و اجرای صعود های «سراسری » چند صد یا چند هزارنفره شناخته می شد ، و در دوره ای دیگر، با افزوده شدن یکی یکی به صعود های خارج از کشور ... و در همه حال با سوار شدن بر موج کم آگاهی عامیانه ، کمیت را به جای کیفیت قالب می کرد .

اکنون که مدیریت فدراسیون تغییر کرده و دیر یا زود باید انتخابات آن هم برگزار شود ، جا دارد که هر یک از ما کوه نوردان یا کوه دوستان ، با نگاه انتقادی به گذشته و حال ، کمکی کنیم به شکل گیری آینده ی پربارتر .

در یادداشت های آینده به این امر بیشتر خداهیم پرداخت .


 
گرسنگی! پاياب انسان ...
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢ اسفند ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

پابلو نرودا ، در بخش دهم شعر با شکوه بلندی های ماچوپیچو ( با ترجمه ی زیبای فرامرز سلیمانی و احمد کریمی حکاک ) با پرسش از شهر باستانی ماچو پیچو و ساکنان آن - در عالم پندار -  انسان امروز و انسان را به طور کلی به چالش می کشد که بنای زندگی خود را بر چه ستم کاری بی پایانی به دیگران ، برنهاده است :

ماچوپیچو ! آیا

سنگ بر سنگ نهادی ، و بر بنیاد ژنده ای؟

اخگر را بر اخگر نهادی و بر شالوده ی اشک؟

آتش در طلا نهادی و لرزان در درون آن

فواره ی سرخ خون؟

...

خشکه نان بینوایان را از درون جان ات قی کن ...

می توان گفت ( و باید گفت ) که انسان بنای سلطه ی خود را به ستم ، نه تنها بر دوش دیگر انسان ها ، بلکه بر تمامی طبیعت نهاده است ؛ سنگ سنگ ساختمان هایی که چمن کنار ه ی رود را از جولانگه پازن و قوچ ، به ویلای شخصی بدل ساخته ، بنیادی است که « خشکه نان » یا روزی حیات وحش را بلعیده است .

همیشه دیدن صحنه ی غذا خوردن ساده ی آدمیان ، حسی از هم دردی را در من برانگیخته است ؛ آیا این آدمی که از پس چند ساعت گرسنگی کشیدن به « پایاب » خود رسیده است ، همان انسان مغرور ی است که میل به سلطه بر همه چیز دارد ؟! همه ی ما در برابر گرسنگی ناتوان ایم ، و همه می توانیم با خورش ساده ای سیر شویم . بیاییم فرصت یک شکم غذای سیر را به حیوانات هم بدهیم ...  .