سازمان ميراث فرهنگی و درياچه‌ی اُوان
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

يک خبر خوب!

خبرنگاران می‌گويند:«خبر خوب، خبر بد است!» يعنی هرچه خبر مربوط به فاجعه‌های بزرگ‌تر باشد، بيشتر جلب توجه می‌کند. در زمينه‌ی محيط‌ زيست، متاسفانه از اين‌جور خبرها زياد داريم(به‌ويژه در ايران)؛ اما گاه يک خبر کوچک به‌راستی خوش هم پيدا می‌شود که دلمان را گرم می‌دارد.

ناصر ابوالحسنی يکی از اعضای انجمن کوه‌‌نوردان ايران می‌گويد كه دو‌ سه هفته پيش، در روز جمعه با ۳۰-۴۰ نفر از دوستان و يك وانت، از تهران عازم درياچه‌ی اُوان در الموت شديم تا زباله‌های اطراف آن را جمع‌آوری كنيم.البته با توجه به بازديد پارسال، حدس می‌زديم كه به اندازه‌ی يك كاميون آشغال آن‌جا باشد. اما وقتی كه پس از طی مسافت طولانی به آن‌جا رسيديم، متاسفانه (!) حتی يك تكه زباله هم نديديم... به نظر می‌رسد كه در طرح گردش‌گری تعريف‌شده از سوی ميراث فرهنگی، فعلاً يك اقدام مثبت انجام شده و اين  «اثر طبيعی ملی » ( ثبت‌شده توسط سازمان حفاظت محيط‌ زيست) پاك‌سازی شده است.

ابوالحسنی می‌گويد پس از ديدن اين منظره، به قلعه‌ی الموت رفتيم و مسير آن‌جا را پاك‌سازی كرديم.

 


 
میراث طبیعی ، بستر آفرینش میراث فرهنگی
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

به بهانه‌ی 28 اردیبهشت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی

حسینعلی مهجوری

بیش از هفت هزار سال تاریخ شناسایی شده ، با آثار به جای مانده از آن ، در کنار طبیعت کهن، زیبا و متنوع، کشور ما را در زمره‌ی دارندگان ثروتمند میراث طبیعی و تاریخی قرار داده است.

در سال 1972یکی از مهم ترین تحولات در حوزه‌ی مقررات حفاظت از یادگارهای تمدن بشری و میراث طبیعی به وقوع پیوست‌. در این سال یونسکو با تصویب " کنوانسیون حمایت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان " راهی را برای حفاظت آثار معماری ، مجموعه‌های ساختمانی ، محوطه‌های باستانی ، آثار و سیماهای طبیعی و صورت بندی‌های زمین شناسی  باز کرد. در مقدمه ی این کنوانسییون اشاره شده است که " عوامل عادی تخریب " و " تحولات  زندگی اجتماعی و اقتصادی " میراث فرهنگی و طبیعی جهان را تهدید می‌کند، و  تخریب این میراث، موجب فقر شدید میراث همه‌ی ملل می‌گردد.متاسفانه در کشور ما ، در طرح های عمرانی ، حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی، غالبا نادیده گرفته می‌شود. برای مثال ، آزاد راه قزوین – رشت ازجاهایی  عبور می‌کند که احتمال وجود صدها محوطه‌ی باستانی در این مسیر کوهستانی وجود دارد ، اما در این پروژه به این موضوع توجهی نشده است. یا در طرح آزاد راه تهران – شمال همه چیز در نظر گرفته شده ، جز حفظ و حراست از زیست بوم بی‌نظیر مسیر... .


 
علم کوه،،آلپ‌های ایران
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                                  

                                                         عباس محمدی 

آلپ (alp) در لغت به معنای علفزارهایی است که در زیر "برف مرز" (snow line) قرار دارند بویژه در گذشته دامها برای چرا به آنجا برده میشدند. نخستین کوه‌نوردان وکاشفان، این واژه را به کل کوهستان اطلاق کردند، و آلپ ها the alps)) به نام معروفی در رشته کوه های جهان بدل شد. و حتی نامی شد برای هر کوهستانی در جهان، از همین ریشه "alpinism"معنای "کوه‌نوردی" یافت "آلپ ها" مرز جغرافیایی ودر چند نقطه، مرز سیاسی کشورهای ایتالیا، فرانسه، سوئیس و اتریش را تشکیل می‌دهند.

 

توده (massif) علم‌کوه که به نام توده تخت سلیمان هم معروف است، بخشی از رشته کوه البرز است، و عادی‌ترین را وصول به آن، منطقه کلاردشت و روستای رودبارک است. منطقه کلاردشت، آب و هوای سرد کوهستانی داردو از خوش آب وهوا ترین مناطق شمال ایران، در فصل گرم سال است. توده کوهستانی علم‌کوه با داشتن ده‌ها قله بالای 4000متر، چند دیواره بلند گرانیتی، و چند یخچال طبیعی، از جالب توجه‌ترین مناطق کوهستانی ایران، و پس از دماوند، مهم‌ترین جاذبه کوه‌نوردی کشور است. 

بدلیل شباهت های منطقه علم کوه با رشته کوه آلپ، و شهرت آن درمیان کوه‌نوردان(فنی کار)اروپایی،این توده را آلپ‌های ایران هم خوانده اند.

در هیچ نقطه دیگر ایران نمیتوان چنین تجمع فشرده‌ای از کوه‌های بلند(تا 4850متر، قله علم کوه) و ستیغ های سربلند و دشوار، یخچال، پدیده‌های زمین شناختی خاص این گونه مناطق، ودر عین حال دامنه‌های چمنزار و جنگل پوش را با هم دید. از این رو، منطقه علم‌کوه، در ماه های تیر و مرداد، میعادگاه کوه‌نوردان سراسر کشور، و محلی برای کوه‌نوردی ماجراجویانی از دیگر کشورهاست.

علم کوه و کلاردشت نیز همچون دیگر کوهستان‌های ایران، از بهره برداری‌های بی‌حساب غیر مسئولانه در امان نمانده است.در پایین دست منطقه، به زیر ساخت وساز رفتن کشتزارها و مراتع، بدون هیچ برنامه اصولی و

بی آنکه حتی فکری برای (مثلا) آب و دفع فاضلاب و زباله منطقه شود حیات و آینده دشت را زیر سوال برده است.

در بالا دست، علاوه بر دامداری خارج از ظرفیت، فعالیت های جدیدی، طبیعت منحصر به فرد منطقه را نشانه گرفته است: معدن کاوی برای برداشت سنگ‌های گرانیت و چینی، چهره طبیعی و جذاب کوه‌های کلاردشت راخدشه دار کرده است.

برداشت سنگ، شیب های جنگلی و مرتعی را از از پوشش گیاهی تهی ساخته؛ با راه های دسترسی طولانی و غیر اصولی، فرسایش خاک را افزایش داده، حریم رودخانه "سردابه رود" را مورد تجاوز قرار داده، وآرامش آن منطقه را از بین برده است.

از اسفند ماه83 مردم کلاردشت مانع عبور و مرور کامیون های حامل سنگ در کلاردشت شده اند، و دعوایی حقوقی در دادگاه منطقه به جریان افتاده است، که در یک سوی آن شرکت بهره بردار خواهان ادامه کار بهره برداری از معدن دیو چال است، ودر سوی دیگر شورای شهر کلاردشت به نمایندگی از اهالی، با تاکید به اینکه ارزش زیست محیطی و گردش‌گری منطقه بیش از آن است که با فعالیت‌های اقتصادی مخرب قابل مقایسه باشد، این شورا خواهان تعطیلی معدن کاوی در این منطقه است.

  رد پای کوه‌نورد:هدف من از نگاشتن این مطلب متذکر شدن به یک نوع رفتار انسان با طبیعت است که میتوان آن را "برخورد مسئولانه با طبیعت" نامید پدیده ای که شاید بیش از هر عامل طبیعی دیگر مانند سیل، زلزله، رانش زمین، چرای بدون کنترل دام ها، وعوامل دیگر طبیعی باعث فرسایش ودر برخی موارد نابودی کلی یک منطقه طبیعی میشود وتمام این ناهنجاری ها از طرف انسان هایی صورت میگیرد که فاقد فرهنگ مناسب برای برخورد با یک محیط طبیعی هستند.

معدن‌کاوان سنگ‌های کوهستان را برای ساختن خانه‌های مجلل به شهر ها منتقل میکنند ودر عوض طبیعت کوهستان را در دامنه ها دچار آسیب میکنند. جاده سازها چوب‌های جنگل‌ها را میبرند تا معبری برای دسترسی ساده‌تر به یک منطقه محیا کنند و آیندگان را برای همیشه از مناظر زیبا و موهبت‌های جنگل‌ها محروم می‌کنند و به اکوسیستم آن منطقه آسیب میزنند.دام داران بی مهابا برای پرورش دام هایشان بدون این‌که ظرفیت چراگاه‌ها را بسنجند اقدام به چراندن دام ها در مراتع واقع شده در دامنه کوه ها میکنند وبا این کار باعث فرسایش جبران ناپذیر خاک منطقه میشوند. این فعالیت‌ها برای من وتو که کوه‌نوردی ورزش مورد علاقه مان است فعالیتهایی توجیه ناپذیر است.

  

 اما تا به‌حال به این فکر کرده ای که کوه‌نوردان تا چه حد می‌توانند به تخریب کوهستان‌ها کمک کنند؟؟؟؟

کوه‌نوردان به مکان‌هایی دسترسی دارند که هیچ کامیون معدن، هیچ شرکت عمرانی، هیچ گله دام، وهیچ انسان عادی (غیر کوه‌نورد) نمیتواند به آن مکان آسیبی برساند؛

در شکاف های دیواره علم کوه پر شده از زباله هایی که انسانهای کوهنورد به آنجا منتقل کرده اند، طنابهای ثابت باقی مانده، قوطی های کنسرو،  بطریهای پلاستیکی آب،و...... آثار تخریب و آلودگی در قعر چاه های "غار پروا" دیده میشود فضولات انسانی، لباس‌های کهنه، و حتی جسد انسان!!! عبور ومرور بیش از اندازه و غیر مسئولانه به دره "اندرس" آسیب‌های غیر قابل جبرانی به اکو سیستم این دره زیبا که محل زندگی گونه های کمیابی از حیوانات وحشی است وارد میکندو امنیت و پاکیزگی منطقه را مورد تهدید قرار میدهد.

هدف از این تذکرات توقف کوه‌نودی نیست بلکه دعوت کوه‌نوردان به رعایت اصول اخلاقی رفتار با طبیعت میباشد . ما درقبال محیطی که در آن به ورزش مورد علاقه مان می‌پردازیم مسئولیم و موظفیم که این محیط را سالم نگاه داریم و به همین صورت به آیندگان بسپاریم.  

                  از رد پای کوه‌نورد:

  http://5671.persianblog.ir/1385_2_5671_archive.html

 


 
كلاردشتی‌ها به فعاليت معدن ديوچال اعتراض می‌كنند
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 شوراي شهر كلاردشت و انجمن حمايت از

محيط زيست كلاردشت، در پنجم خردادماه

 همايشي را به منظور بررسي مشكلات

 زيست محيطي كلاردشت به ويژه مسئله

 معدن ديوچال برگزار مي‌كنند.

کلاردشت                 

تهران_خبرگزاري ميراث فرهنگي

اكوتوريسم و جاذبه‌ها:  گروه ديده‌بان كوهستان به همراه چند تشكل غير دولتي فعال در زمينه زيست محيطي و با حضور مردم منطقه كلاردشت در اعتراض به شكلايت شركت سنگ تزئيني كلاردشت از چند جوان بومي اين منطقه، همايشي را برگزار مي‌كنند.

 مردم منطقه كلاردشت چندي پيش، از فعاليتهاي معدن ديوچال در اين منطقه شكايت كرده و خواستار اتمام بهره‌برداري معدن و برداشت شن و ماسه براي جاده‌سازي شدند.

 گروههاي مردمي و  تشكلهاي‌زيست محيطي مدتهاست كه به بهره‌داري و سنگ‌بري از كوهها معترضند و جاده‌سازي براي حمل سنگها از منطقه كلاردشت را جنايتي در حق محيط زيست كلاردشت مي‌دانند. آنها معتقدند اين فعاليت باعث تخريب منطقه منحصربه‌فرد كوهستاني، جنگلي كلاردشت مي‌شود.

  عباس محمدي، دبير انجمن ديده‌بان كوهستان و يكي از فعالترين افراد در زمينه حفاظت از محيط زيست كشور گفت: «كلاردشت از مدتها پيش به عنوان منطقه نمونه گردشگري ايران شناخته شده و در طرح جامع توسعه گردشگري قرار گرفته است.»

 وي گفت: «اين منطقه به لحاظ وضعيت طبيعي و كوهستاني در تمام ايران منحصر به فرد است.»

 محمدي وجود ديواره‌هاي بلند 500 متري، قلل بسيار و متراكم در يك منطقه نسبتا محدود و يخچالهاي طبيعي را از ويژ‌گيهاي منحصر به فرد منطقه خواند و گفت: «كارهاي صنعتي و معدني با منطقه گردشگري كلاردشت كه از آب و هوايي لطيف برخوردار است، تناسبي نداشته و اگر قرار بر كسب درآمد باشد، اجراي طرحهاي گردشگري در كلاردشت از تخريب سنگهاي منطقه سود‌آورتر خواهد بود.»

 وي اظهار داشت: «معدن ديوچال، معدني است كه در بيرون از زمين قرار دارد و بهره‌برداري از آن چهره‌ منطقه را بسيار زشت كرده و به طبيعت آسيب مي‌رساند.»

 محمدي با اشاره به رودخانه سرداب رود در اين منطقه گفت: «در منطقه بهره‌برداري از ديوچال، شيب كوهستان 50 درجه و گاهي به 70 درجه مي‌رسد، و انتهاي شيبها سرداب‌رود كه از مناطق حفاظت شده قديمي كلاردشت است، وجود دارد.»

 وي خاطرنشان ساخت: «بريدن درختها براي جاده‌سازي و برداشت سنگ از دل كوه، باعث فرسايش اين رودخانه كه قدمت حفاظت از آن به 30 سال مي‌رسد، شده و آسيبي جدي را به اين منطقه مي‌رساند.»

 اين كارشناس، مردم منطقه را از مهمترين مخالفان و معترضان به اين بهره‌برداري نام برد و گفت: «مردم چندين بار تا كنون به اين فعاليتها اعتراض كرده و نهايتا برداشت شن و ماسه و تخريب دهها كيلومتر از منطقه براي اجراي  جاده‌سازي، خشم آنان را نمايان كرد.»

 وي گفت: «در پي اين اعتراض، شركت سنگ تزئيني كلاردشت از چند جوان اين منطقه شكايت كرده است.»

 محمدي گفت: «با توجه به اين مسئله، شوراي شهر كلاردشت و انجمن حمايت از محيط زيست كلاردشت، در تاريخ پنجم خردادماه، همايشي را به منظور بررسي مشكلات زيست محيطي كلاردشت، به ويژه، مسئله معدن ديوچال برگزار مي‌كند.»

 اين كارشناس محيط زيست اظهار داشت: «تشكلهاي غير دولتي فعال در محيط زيست نيز با شركت در اين همايش اعتراض خود را از فعاليتهاي ياد شده در كلاردشت، عنوان كرده و از جواناني كه از آنان براي ايجاد اغتشاش در كار سنگ‌بري و جاده‌سازي شكايت شده، حمايت مي‌كنند.»

 وي محل برگزاري اين همايش را بيمارستان جديد كلاردشت ذكر كرد و از مردم خواست نظر خود را راجع به معدن ‌كاري در اين منطقه به شماره 2424-0192262 ارسال كنند.  

 


 
تخريب دامنه های كوهستان در اروميه
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

يكی از مناطق كوهستانی در اروميه ارتفاعات حيدرلو و كوه سِر كليسا است . اروميه در دامنه های اين كوهستان قرار دارد.در۱۰ سال گذشته با گسنرش بی برنامه و ناموزون شهر دامنه های اين كوهستان چشم انداز های زيبای خود را از دست داده است. اين مناطق كه اينك كوير ی ! از سيمان و آهن آن را به زير خود گرفته محل به دست آمدن گونه ای از گندم های ديم مقاوم به سرما در جهان است كه به نام اين منطقه نام گذاری شده است.(گرامينه حيدرلو)

تخريب دامنه های پايين دست گويی عقده های دل متجاوزان را آرام نمی كند ! آنها به ارتفاعات ميانه ی اين كوه كه سال ها پيست اسكی مشرف به شهر بود نيز هجوم آورده و برای مقاصد خود ببينيد چه می كنند!!

از وبلاگ سرود کوهستان:        http://www.kouhestan.persianblog.ir 


 
قيمت‌زمين 10برابر،مشكلات زيست‌محيطي‌طالقان‌100‌برابر
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

عباس محمدی

 

قيمت زمين در طالقان ظرف ده سال اخير دهها

برابر شده است كه اين امر زمينه‌اي را براي تبديل

 باغها و كشتزارها به قطعه‌هاي كوچك فراهم

كرده است. 

       کوه‌های طالقان

 

 

تهران _ خبرگزاري ميراث فرهنگي:

 اكوتوريسم و جاذبه‌ها_عباس محمدي: در بعد از ظهر چهاردهم ارديبهشت ماه 85 حدود 500 نفر از طبيعت‌دوستان، كوهنوردان، اعضاي شوراي شهر، هنرمندان، نويسندگان، محيط‌بانان و ديگر قشرهاي مردم طالقان و نيز افرادي از تهران و كرج و نظرآباد و چالوس و تنكابن و ... در سالن تربيت بدني شهرك طالقان گرد آمدند تا در مورد مشكلات زيست محيطي منطقه طالقان هم‌انديشي كنند.

بهانه اين گردهمايي، تجليل از كوهنوردان طالقاني بود كه قله‌ ايلندپيك را در نپال صعود كرده بودند اما هم صعودكنندگان (كه چون ديگر كوه‌نوردان، محرك اوليه‌شان در كوهنوردي عشق به طبيعت است) و هم پيشنهاددهندگان مراسم، ترجيح دادند كه بيشتر وقت به بررسي چند مساله زيست محيطي منطقه اختصاص يابد.

 در طالقان از ديرباز سطح فرهنگ و سواد بالا بوده و در چند سال اخير حساسيت همگاني به چالشهاي محيطي زيستي افزايش چشم‌گير داشته است.

طالقانيها، پيشينه يك صد ساله در تاسيس انجمنهاي مردمي دارند و اين نشست هم سر‌آغاز يك تلاش همگاني براي پايه‌گذاري «انجمن دوستداران محيط زيست طالقان» شد.

 طالقان منطقه‌اي است كوهستاني به مساحت تقريبي هزار و 300 كيلومتر مربع كه مركز آن «شهرك»، از طريق جاده كنوني حدود 150 كيلومتر از تهران فاصله دارد، اما با تكميل شدن جاده‌اي كه از هشتگرد در حال ساخت است، اين فاصله كاهش بسيار خواهد يافت.

كوهستاني بودن و نزديكي به تهران سبب‌ساز چند مساله است.

 زيست‌بومهاي كوهستاني به دلايل گوناگون از جمله كوتاه بودن فصل رويش، پايين بودن ميانگين دماي سالانه و در كنار آن اختلاف دماهاي شديد، استعداد زمينهاي پرشيب براي فرسايش و زمين‌لغزه و محدود بودن زمين براي طرحهاي توسعه‌ اقتصادي بسيار آسيب‌پذير هستند، اما در طالقان مانند هر نقطه‌ كوهستاني ديگر كشور _ كه ساخت و ساز و «عمران» در دستور كار قرار گرفته است به ويژگيهاي محيط كوهستان توجهي نشده است.

 در سالهاي اخير در هر باغ و كشتزار روي بسياري از تپه‌ها و حريم رودخانه‌ها خانه‌سازي شده و اين امر، خدمات‌رساني شهري را از هر حيث (آب، فاضلاب، جمع‌آوري زباله ...) دشوار كرده و حتي تصور اين كه در سالهاي آينده هم بتوان مثلا براي هدايت پسابها كاري كرد، سخت است.

 با توجه به اين كه زهكش طبيعي كل منطقه رودخانه شاهرود است، نفوذ پسابها تهديدي جدي براي آب سد تازه‌ساز طالقان است.

 بنا كردن ساختمانهاي بزرگ روي يال تپه‌ها و بر دامنه‌ها در چند جا سبب رانش چشم‌گير خاك شده است، اين پديده را براي مثال در زير ساختمان دادگاه طالقان مي‌توان ديد.

 به نظر مي‌رسد كه استعداد زمينهاي پرشيب طالقان براي رانش و لغزش به علت رسي بودن، حتي از بسياري مناطق كوهستاني ديگر بيشتر است، چرا كه چند مورد بزرگ و قديمي از اين پديده‌ در نقاط مختلف طالقان ديده مي‌شود.

 دومين مورد شهر تهران است كه اثر تورمي خود را بر نرخ زمين تا بيش از صد كيلومتر در اطراف خود نشان مي‌دهد. كمبود زمينه‌هاي توليد و بازرگاني سالم، ضعيف بودن بورس سهام و بي‌ثباتي اجتماعي هر روز بيش از پيش سرمايه‌ها را به سوي زمين بازي مي‌راند و به دليل كمبود اين «كالا» و افزايش غيرطبيعي جمعيت تهران، فشار بر منطقه‌هاي اطراف بيشتر و بيشتر مي‌شود.

   در اين ميان، سازه‌هاي دسترسي به كوهپايه‌ها و مناطق كشاورزي با ساخت جاده‌ها و شاهراه‌هاي عريض كه توجيه اقتصادي و زيست محيطي ندارند، اين گونه مناطق را مستعد بدل شدن به حومه‌هاي شهر و بيرون رفتن از چرخه توليد كشاورزي و دام‌پروري مي‌سازد.

در طالقان فقط ظرف ده سال اخير قيمت زمين ده‌ها برابر شده است كه اين امر زمينه‌اي را براي تبديل باغها و كشتزارها به قطعه‌هاي كوچك و فروش براي خانه‌سازي آماده ساخته است.

 اين سودآوري چشم‌گير و بادآورده همچنين زمينه‌ساز و محرك تجاوز به عرصه‌هاي منابع طبيعي براي استفاده شخصي بوده است. پس از سرعت گرفتن عمليات ساخت سد طالقان با ورود پيمانكاران چيني روند خريد زمينهاي باير (منابع طبيعي) كه به درياچه مشرف مي‌شد، شدت يافت.

 اكنون كه چند ماهي از آب‌گيري سد مي‌گذرد، در حالي كه باغ و روستاها به زير آب رفته و مي‌روند،مي‌توان اسكلت ساختمانهايي را ديد كه در فاصله بسيار نزديكي به درياچه در حال سربرافراشتن هستند.

در حريم سد كرج سالهاست كه مي‌خواهند ساختمانها را براي جلوگيري از آلوده‌تر شدن آب، تملك و تخريب كنند، اما در حريم سد طالقان عرصه‌هاي طبيعي در برابر ديدگان مسئولان (و حتما با مجوزهاي لازم) به ساختمان بدل مي‌شوند.

 طالقان منطقه‌اي است با پيشينه تاريخي غني و در هر گوشه و كنار آن، آثار و محوطه‌هاي باستاني وجود دارد. فقط در حدود 30 اثر در اين منطقه جز آثار ملي به ثبت رسيده است.

 متاسفانه، هيچ حفاظتي از اين آثار صورت نمي‌گيرد و كند و كاوهاي غيرمجاز به شكلي چشم‌گير و گسترده در همه جا ديده مي‌شود.

 پيش از آب‌گيري سد طالقان هم برنامه‌اي براي و نجات بخشي احتمالي آثار تاريخي در امتداد 12 كيلومتري كه به زير آب مي‌رود اعلام و اجرا نشد.

 در برنامه‌هاي تسطيح زمين براي ساختمان‌سازي و از همه بدتر در برنامه‌ بزرگ راه‌سازي هشتگرد _ طالقان هيچ ملاحظه باستان‌شناسي صورت نگرفته است.

 شايعه‌ها حاكي از آن است كه در چند نقطه، تيغه‌هاي بولدوزر به مجسمه‌ها و سفالهاي قديمي برخورد كرده است.

همچنين راه‌سازي به منظور نزديك كردن طالقان به تهران، بي‌ آن كه ضرورت اين كار ثابت و ظرفيت منطقه در نظر گرفته شده باشد، آسيبهاي سترگ به محيط طبيعي (و قطعا محوطه‌هاي باستاني) وارد ساخته است.

در امتداد اين راه در دست ساخت و در كارگاههاي آن، همه جا رفتار غير فني و غير مسئولانه با كوهستان آشكارا ديده مي‌شود.

رانشهاي بي‌شمار و چندين مورد زمين‌لغزه، نابودسازي پوشش گياهي در پاركينگ ماشينهاي راه‌سازي، ريخت و پاش‌ گازوئيل و روغن موتور و تجاوز به حريم رودها و مسيلها، چشم انداز عادي در امتداد اين راه است.

 يكي از رانشهاي عظيم، درست در ميانه «شهرك» (مركز طالقان) و بالاي پمپ بنزين روي داده است. اثر ويران‌گر اين رانشها در نابودي خاك، افزايش خطر سيل، تهديد بستر طبيعي رودخانه شاهرود و پر شدن سد چيزي نيست كه درك آن براي ساده‌ترين اشخاص هم دشوار باشد چه رسد به «اولياي امور»... .

همايش روز چهاردهم با امضاي بيانيه‌اي به پايان رسيد كه در ان از وزارت نيرو ، سازمان محيط زيست، سازمان ميراث فرهنگي، و نيز از بخشداري و شوراي شهر طالقان، خواسته شده بود كه با جلب مشاركت ديگر دستگاههاي دولتي و غيردولتي، شوراي مشترك همكاري و برنامه‌ريزي حفاظت از محيط زيست طالقان را تشكيل بدهند.

بويژه از شوراي شهر و شهرداري خواسته شد كه كنترل ساخت و ساز را به طور جدي و از هم اكنون به عنوان يك اولويت اساسي در دستور كار قرار دهند.

 

                                                                                    


 
گزارش گروه ديده‌بان كوهستان
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

گزارشی از فعاليت‌های گروه ديده‌بان كوهستان در ده روز گذشته

1ـ روز پنج‌شنبه 14 ارديبهشت، رييس هيات مديره‌ي انجمن (كيومرث بابازاده)، بازرس (عباس محمدي) و چند نفر از ديگر اعضاي انجمن به طالقان رفتند و در نشستي كه به بهانه‌ي صعود دوستان طالقاني به قله‌ي ايلندپيك (نپال) برگزار شده بود، شركت كردند. آن‌طور كه اعضاي انجمن در طالقان و دست‌اندركاران برگزاري نشست گفته بودند، قرار بود بيشتر وقت جلسه به بررسي مشكلات زيست محيطي منطقه اختصاص يابد كه همين‌طور هم شد.

سخنرانان، از مسايلي مانند تجاوز به عرصه‌هاي منابع طبيعي، راه‌سازي‌هاي غيراصولي كه باعث رانش‌هاي بزرگ روي شيب‌هاي كوهستاني شده، ساخت و سازهاي گسترده در باغ‌ها و كشتزارها و حريم رودخانه و درياچه‌ي سد، دفع غيراصولي زباله، غارت ميراث فرهنگي طالقان و ... سخن گفتند. عباس محمدي نيز سخناني درباره‌ي نقش سازمان‌هاي غيردولتي در حفاظت محيط زيست ايراد كرد و گفت كه مقاله‌ي خود را با عنوان «سازمان‌هاي غيردولتي و دادخواهي زيست محيطي» مي‌تواند در اختيار علاقمندان قرار دهد. گروه ديده‌بان، مطلبي هم درباره‌ي عوارض سدسازي تهيه كرده بود كه در اختيار فريبرز صادقيان از كوه‌نوردان و فعالان زيست محيطي طالقان قرار داد.

در اين همايش، 500-400 نفر از كوه‌نوردان، نويسندگان، هنرمندان، مسئولان شهر، محيط بانان و ديگر اقشار طالقان و ديگر شهرها حضور داشتند.

2ـ در صبح روز دوشنبه 18/2/ بابازاده و نوري از هيات مديره، به همراه عباس محمدي به كلاردشت رفتند و با چند نفر از اعضاي شوراي شهر و انجمن حمايت از محيط زيست كلاردشت، در مورد پي‌گيري پرونده‌ي معدن سنگ ديوچال و نيز نشست 5 خرداد گفتگو كردند.

شوراي شهر كلاردشت از همه‌ي دوستداران طبيعت و كوه‌نوردان دعوت كرده است تا در روز جمعه 5 خرداد در همايشي كه در كلاردشت به منظور بررسي مشكلات زيست محيطي منطقه، به ويژه موضوع معدن سنگ ديوچال، برگزار مي‌شود شركت كنند.

در بعدازظهر 18 ارديبهشت، به رامسر رفتيم و در نشستي كه حدود چهل نفر از اعضاي مازندراني انجمن در آن شركت داشتند، حاضر شديم. در اين نشست از كارهايي كه هر عضو انجمن مي‌تواند انجام دهد صحبت كرديم، و قرار شد كه به ويژه در تبليغ «شيوه‌ي كوه‌نوردي مسئولانه» و توجه به محيط‌هاي حساس كوهستاني بكوشيم.

3ـ در روز جمعه 22/2/ رضا ميرزايي، پيرو گفتگوهايي كه در چند نشست با آقاي حبيبي مدير اجرايي شركت تله كابين توچال و آقاي سعادتمندي مدير روابط عمومي آن شركت داشته‌ايم، ديداري با آقاي حبيبي داشت و قرار شد كه گروه ديده‌بان با همكاري ديگر كوه‌نوردان، يك سري برنامه‌هاي آموزش زيست محيطي براي كارآموزان «باشگاه ورزشي توچال» اجرا كند.

در همين  روز حسينعلي مهجوري مسئول گروه ديده‌بان در آمل، به همراه خسرو يزداني (برادر مرحوم ابوالقاسم يزداني كه در زمستان 84 در دماوند گم شده است) به رينه رفت و ضمن گفتگو با چند تن از پيش‌كسوتان كوه‌نوردي منطقه و اعضايي از شوراي رينه، در مورد برگزاري يك مراسم به مناسبت بزرگداشت ياد ابواالقاسم يزداني و نيز برگزاري همايش «روز ملي دماوند» (13 تير) اقداماتي را انجام دادند. قرار است كه اين مراسم در روز جمعه 16 تيرماه در سالن ارشاد رينه برگزار شود.

گروه ديده‌بان كوهستان از همه‌ي كوه‌نوردان درخواست مي‌كند، در روزهايي كه در منطقه‌ي دماوند به سر مي‌برند، از گردش‌گران بخواهند كه گل‌ها و گياهان را نچينند و از پراكندن زباله خودداري كنند.

4ـ رسول زندي عضو انجمن در كرمان، خبر داد كه عمليات محصور كردن نهال‌هاي بيد كه به جاي درختان بريده شده در كوهستان لاله‌زار كاشته شده است، با توري‌هايي كه گروه ديده‌بان كوهستان تهيه كرده، به زودي و پس از گفتگو با عشاير منطقه، به منظور جلوگيري از لگدمال شدن نهال‌ها توسط حيوانات انجام خواهد شد.

 


 
گزارش تكان دهنده بانك جهانی از خسارات تخريب زمين در ايران
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

* بيش از‌١٥هزار ميليارد ريال خسارت سالانه، معادل‌٧/١درصد توليد ناخالص داخلي


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: اجتماعي - محيط زيست

بانك جهاني در جديدترين گزارش خود خسارات ساليانه تخريب زمين در ايران را 15 هزار و 430 ميليارد ريال، معادل 7/1 درصد توليد ناخالص داخلي اعلام كرد.

به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در حال حاضر ايران با 160 ميليون هكتار زمين يكي از كشورهاي بزرگ جهان به حساب آمده و داراي اقليم متنوع و گوناگوني است.

با اين شرايط امكان كشاورزي در ايران فراهم است و نقش مهمي در توليد ناخالص داخلي خواهد داشت.

بانك جهاني در ادامه گزارش خود به تهديد منابع اشاره كرده و آنها را ناشي از فعاليت‌هاي اقتصادي (اعم از چراي بيش از حد دام، استفاده نامناسب و قطع درختان جنگلي و تخريب جنگل) و حوادث طبيعي (اعم از فرسايش ناشي از سيل و به طور كلي فرسودگي و فرسايش و نمك‌ها) مي‌داند.

شوره‌زارها، عوامل نابودي منابع زميني و پايش تغييرات كيفي آنها و همچنين آثار ناشي از محصولات كشاورزي بر زمين، مخاطراتي همچون از بين رفتن زمين‌هاي باتلاقي و نواحي مردابي و تهديداتي كه براي زمين‌هاي مرطوب (حاصلخيز) وجود دارد و نيز خطر سيل و فرسايش و تاثيراتي كه بر منطقه گذاشته است، نيز از عوامل مورد بررسي در زمينه تخريب زمين در ايران است.


 
 
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

به‌نام خدا

اطلاعيه

به آگاهی كوه‌نوردان و طبيعت دوستان می‌رساند؛ شورای شهر كلاردشت و انجمن حمايت از محيط زيست كلاردشت، در تاريخ ۵/۳/۱۳۸۵ همايشی را به منظور بررسی مشكلات زيست محيطی آن منطقه، به ويژه مساله‌ی معدن سنگ ديوچال، برگزار خواهند نمود.

حضور شما در آن همايش و ارايه‌ی راه‌حل، می‌تواند به حل مشكلات طبيعت‌دوستان منطقه كمك كند.

محل برگزاری همايش: حسن‌كيف - بيمارستان جديد كلاردشت

زمان: ۱۳:۳۰ تا ۱۵:۳۰ روز ۵/۳/۱۳۸۵

در ضمن می‌توانيد نظر خود را در مود فعاليت‌های معدن‌كاری در كلاردشت به شماره‌ی ۲۴۲۴-۰۱۹۲۲۶۲ فاكس كنيد.

                                                             انجمن كوه‌نوردان ايران


 
دربند! با تو چه مي كنند؟
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
كوهنوردان حرفه اي از روند تخريب كوهستان مي گويند
 

012342.jpg

كوه هاي شمالي منطقه يك با هواي پاكيزه و چشم انداز زيبا و سرسبز بهترين مكان براي تفريح و استراحت كساني است كه قصد دارند دور از همهمه و شلوغي زندگي ميان شهر و محله چندساعتي به دامان طبيعت پناه ببرند بخصوص روزهاي تعطيل كه علاوه بر حضور كوهنوردان حرفه اي كه صعود و پياده روي را نوعي ورزش هفتگي تلقي مي كنند، ميزبان خانواده هاي متعددي نيز هستند. در اين ميان، ارتفاعات دربند به علت محيط آرام و جو خانوادگي بيشتر از مناطق ديگر مورد توجه است و متأسفانه اولين چيزي كه در اين گردش و تفريح دسته جمعي به چشم مي آيد تخريب محيط بكر كوهستان است. واكنش افراد مختلف نيز در قبال اين موضوع متفاوت است. عده اي تفريح خانوادگي در محيط كوهستان را بدون هيچ قيد و محدوديتي تصور مي كنند و در مقابل كوهنوردان حرفه اي و طرفداران حفظ طبيعت اين افراد را به رفتار نامتعهدانه و غيرحرفه اي در محيط كوهستان متهم مي كنند. واضح است كه طبيعت زيباي كوه با وجود اين بي مراعاتي ها و بي دقتي ها از آسيب و تخريب مصون نمي ماند و گاهي چهره زشتي از آن به چشم مي آيد كه اصلاً هم دلپذير نيست.
دربند، يك روز تعطيل
محسن عبادي امروز به همراه خانواده اش براي تفريح به دربند آمده است. هفت نفري كنار رودخانه دربند بساط پهن كرده اند و او با كمك برادرش مشغول جمع كردن چوب خشك براي روشن كردن آتش و دم كردن چاي است.
او درباره اين كارش مي گويد: «ما چوب هاي خشك و به درد نخور را  آتش مي زنيم. تازه يك هفته تمام براي امروز برنامه ريزي كرده ايم و حالا كه كنار هم هستيم دوست داريم خوش بگذرد. كوهستان هم جاي همين كارها است ديگر. وگرنه در ميان كوچه و محله كه نمي توان آتش روشن كرد.»
محسن اما قول مي دهد كه هيچ زباله اي بر جاي نگذارند و همه كيسه هاي پلاستيكي، پوست ميوه و قوطي هاي كنسرو نوشابه را هنگام بازگشت همراه خود ببرند.
مرجان محمدپور به همراه همسرش چندمتر آن طرفتر نشسته است. او آتش درست كردن را زشت ترين كار در كوهستان مي داند چون افراد زيادي را ديده است كه در حال شكستن شاخه درختان براي اين كار هستند. او هميشه براي كوهنوردي يك فلاسك چاي به همراه مي آورد و در اين باره مي گويد: «آتش درست كردن علاوه بر ايجاد دود و آلودگي در هوا لكه هاي سياهي بر روي زمين بجا مي گذارد كه منظره زيباي كوهستان را از بين مي برد.»
رودخانه دربند و قوطي هاي يك بار مصرف
بيشترين آلودگي رودخانه و محيط اطراف آن توسط كيسه هاي پلاستيكي و قوطي هاي يك بار مصرف نوشابه، آب ميوه و ... ايجاد مي شود. «سلمان  راد» كه كوهنورد حرفه اي است، در اين باره مي گويد: «بعضي افراد فكر مي كنند اين قوطي ها را بعد از مصرف بايد بلافاصله دور انداخت. براي مثال به محض اينكه آخرين جرعه نوشابه را سر مي كشند قوطي آن را در رودخانه يا دره مي اندازند كه آب با خود ببرد. در مقابل اين عادت زشت و مخرب ديگر چه مي توان گفت؟» او يك كوله دارد كه آن را بهترين يار كوهنورد معرفي مي كند و حتي يكي دوبار هم با همين كوله در برنامه نظافت كوهستان شركت كرده است. اما اين كار را چاره خوبي نمي داند و مي افزايد: «بايد فرهنگي درست براي استفاده از محيط كوهستان بوجود بيايد ولي حالا كه اين كار غيرممكن به نظر مي رسد بايد قانوني براي حفاظت از كوه تصويب كنند و براي متخلفان جريمه در نظر گرفته شود.»
«بهروز شياني» ۶۲ سال دارد و مسن ترين فرد گروهي است كه از سر و وضعشان پيداست پاي ثابت برنامه هاي كوهنوردي هستند. او درباره تخريب كوهستان مي گويد: «اگر دست من بود حتي اجازه نمي دادم كسي يك سنگ رودخانه را جابه جا كند. چون زير هر سنگي يك چرخه حيات گياهي ـ جانوري وجود دارد كه به سهم خود در كل اكوسيستم محيط مؤثر است. بايد هر كس آرام و بي سر و صدا بيايد و همانطور هم برود. ولي الان هر كس به خودش اجازه مي دهد به خاطر داشتن يك روز خوب و بدون محدوديت هر كاري دلش مي خواهد بكند.»
همچنين به نظر وي و دوستانش اهالي منطقه يك به علت پيوند قديمي با مظاهر طبيعت نظيركوه، درخت، باغ و ... خيلي مواظب حفظ كوهستان هستند ولي افراد غيربومي چون نسبت به محله شميران تعدي احساس نمي كنند زيبايي و طراوت آن را براي خوشگذراني خودشان قرباني مي كنند.
يك كوهنورد تازه كار:
تا همين دوسال پيش آدم ساكت و تنهايي بودم. دوست داشتم بيشتر وقتم را به كتاب خواندن بگذرانم و حتي هيچ دوستي نداشتم كه با او درد دل كنم. تا اينكه يكي از اقوامم پيشنهاد كرد روزهاي وسط هفته را كوه بروم و از آرامش آنجا استفاده كنم. من هم دربند را انتخاب كردم. اولين بار كه اينجا آمدم، راهم را كج كرده و به يك جاي خلوت رفتم. كنار تخته سنگي نشستم آن قدر احساس آرامش داشتم كه فرداي آن روز دوباره به دربند آمدم. در جريان همين رفت و آمدها با يك دوست آشنا شدم و رابطه ما كم كم محكم تر شد. در اثر كوهنوردي با او دوستان ديگري هم پيدا كردم و حالا يك آدم كاملاً اجتماعي هستم. دربند برايم نوعي تقدس دارد چون به من اميد و احساس مي دهد. چند ماهي هم هست كه با آن دوستم يك شركت رايانه اي تأسيس كرده ام. اين موهبتي است كه خداوند از طريق زيبايي هاي اينجا به من عطا كرد. طبيعت زنده و سازنده است و كسي حق ندارد آن را تخريب كند. من آرزو مي كنم همه جوان ها با طبيعت آشتي كنند و از طريق درك عظمت و آرامش آن راه درست زندگي شان را بيابند.
اكبر روانخواه ـ ۲۷ ساله
يك كوهنورد كهنه كار:
هفته اي يك بار به دربند مي آيم. شايد خود ما متوجه نباشيم ولي آرامش طبيعت اينجا اعصاب و روان ما را پاكيزه مي كند. من با درختان، پرنده ها، گياهان و حتي سنگ ها صحبت مي كنم و آرامش مي يابم. مهم ترين شعار من هنگام حضور در طبيعت اين است كه «طبيعي باش». شكستن شاخه درختان عملي طبيعي نيست. كثيف كردن محيط كوهستان و رودخانه زيباي آن بيشتر از آن كه به طبيعت لطمه بزند خود ما را رنج مي دهد. به همه جوان ها توصيه مي كنم اول ياد بگيرند كه قانون طبيعت چيست و بعد كوهنوردي را به عنوان يك ورزش براي خودشان انتخاب كنند. بعضي افراد شلوغ كردن و سر و صدا راه انداختن را موجب تخليه انرژي مي دانند در حالي كه كوه محيط آرامش و آسايش است. بايد احترام به طبيعت و آرامش دروني خود و رعايت حقوق همه افراد و حتي نسل هاي آينده را ياد بگيريم و پاس بداريم.
يوسف منشي زاده ـ ۵۸ ساله

 
طومار در مورد تله كابين توچال
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

گروه ديده بان كوهستان از روز 25 فروردين، طی چند روز تعطيل، متن زير را به كوه پيمايان مسير تله كابين توچال ارايه داد و در تاييد آن، از مردم امضا گرفت. «طومار»ی  كه به اين ترتيب تهيه شد، به آقای حبيبی مدير اجرايی تله كابين و آقای سعادتمندی مدير روابط عمومی آن شركت داده شد. خوشبختانه مسئولان  تله‌كابين اعلام داشتند كه با بيشتر موارد ذكرشده موافقت دارند و حاضرند كه با كوه نوردان در زمينه ی حفاظت منطقه همكاری كنند.

قرار شده است كه انجمن كوه نوردان همكاری هايی را با شركت تله كابين توچال، در زمينه ی ترويج مسايل زيست محيطی آغاز كند. گروه ديده‌بان كوهستان از همه‌ی كوه پيمايان در خواست دارد كه در منطقه ی توچال، تذكرهای لازم را به اشخاص بی مبالات بدهند.

 

طبيعت توچال را حفظ كنيم

طبيعت ميراث گرانبهايي است كه انسانها بدون كوچكترين رنجي آن را به دست آورده اند. حفظ اين ميراث با ارزش براي استفاده ي همه ي نسل هاي حاضر و آينده، وظيفه ي ماست.

ما كوه‌نوردان و طبيعت‌گردان نارسايي‌هاي زيادي در محدوده‌ي تله‌كابين توچال مي‌بينيم، و از مديران شركت تله‌كابين و ديگر مسئولان درخواست رسيدگي و پاسخ گويي به مسائل زير را داريم:

۱-  آلودگي در محدوده‌ي تله‌كابين زياد است، و تعداد سطل‌هاي زباله در محدوده‌ي ايستگاه‌ها كافي نيست. براي مثال در ايستگاه 5 فقط شش سطل زباله وجود دارد و در ايستگاه 7 هيچ امكاناتي براي جمع‌آوري زباله به چشم نمي‌خورد. حتي در داخل رستوران‌ها ،نظافت قابل قبول نيست.

۲- در سال‌هاي گذشته، در محدوده‌ي هتل توچال كنوني، چمنزار زيبايي به نام «چمن مخمل» وجود داشت. جاي تاسف است كه اين چمنزار زيبا براي فرم دادن محل پيست، به كلي نابود شده است.

۳-  نشت گازوئيل در اطراف مخزن‌هاي سوخت هتل توچال و ايستگاه 5 كاملاً مشخص است. چرا جلوي اين آلوده‌سازي‌ها گرفته‌نمي‌شود و به‌جاي موتورهاي ديزلي از نيروي برق استفاده نمي‌شود؟

۴- چرا ضايعات و نخاله‌هاي پشت هتل كه منظره‌ي زشتي ايجاد‌كرده‌است، جمع آوري نمي‌شود؟ آيا چشم‌انداز زيبايي كه مديران هتل گران‌قيمت توچال در مورد آن تبليغ مي‌كنند، همين است؟!

۵- سيستم فاضلاب هتل و ايستگاه‌ها به صورت چاه جذبي است. آيا با توجه به اين‌كه آب آشاميدني اين مكان‌ها هم از چاه تامين مي‌شود، دفع پساب اصولي انجام مي‌شود؟

۶- جاده‌هاي متعددي كه در فاصله‌ي ايستگاه‌ها و اطراف آن ايجاد شده و مرتباً بيشتر هم مي‌شوند، باعث فرسايش خاك و از بين رفتن چشم‌انداز طبيعي توچال شده‌است.

۷- هيچ‌كس براي شنيدن صداي بوق وموتور وسايل نقليه به طبيعت نمي‌آيد، استفاده از موتورهاي ATV در اطراف ايستگاه‌هاي 5 و7 آرامش كوهستان را به هم ريخته و با اصول ايمني هيچ‌گونه هم‌خواني ندارد. ما دوستداران طبيعت خواستار جمع‌آوري پيست‌هاي ATV هستيم.

۸- وجود گله‌هاي دام در دامنه‌هاي توچال، فشار مضاعفي را به طبيعت منطقه تحميل مي‌كند. لازم است كه مديران تله‌كابين، با هماهنگي سازمان جنگل‌ها و مراتع، قرق اين محدوده را اجرا كنند. به‌علاوه، بايد از چيدن سبزي صحرايي و ديگر گياهان توسط مردم جلوگيري شود.

۹- براي حفظ محيط طبيعي توچال هيچ‌كار فرهنگي و اطلاع‌رساني در ميان انبوه استفاده‌كننده‌گان از تله‌كابين انجام نشده‌است.

 

 اميدواريم كه مسئولان محترم شركت تله‌كابين توچال در جهت حفظ محيط زيست اين منطقه با ارزش بكوشند ، و ديگر مسئولان، محدوده‌ي فعاليت تله‌كابين را مشخص نمايند و از نابودي بقاياي طبيعت تهران جلوگيري كنند.

(طومار در 25و27 فروردين و اول ارديبهشت جمع‌آوري شد. )

  


 
درخواست گروه ديده بان كوهستان از اقای قاليباف شهردار تهران:
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
 كوهستان توچال را نجات دهيد

 
نامه‌ی زير در مورد ساخت « بزرگراه آسيا »
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 برای يادآوری نکاتی به سازمان حفاظت محيط زيست و رونوشت آن به شهرداری استان تهران ، شورای شهر تهران و اداره‌ی کل منابع طبيعی استان تهران ارسال شده است.

                  سازمان حفاظت محيط زيست

با سلام و احترام؛

در روزنامه‌ی همشهری 22/1/85 آمده است كه: «كلنگ احداث بزرگراه 5/7 كيلومتری آسيا

كه از دامنه‌های كوه‌های شمال شهر در حريم رودخانه‌‌ی حصارك شروع شده و تا آزاد راه

 تهران ـ كرج امتداد می‌يابد، به زمين زده می‌شود.»

در اين مورد، چند نكته به نظر می‌رسد:

1ـ تمامی تجربه‌های راه ‌سازی چند سال اخير در مناطق كوهستانی كشور، با تخريب

 بی ‌ملاحظه‌ی دامنه‌ها و وارد كردن آسيب‌های جبران‌ناپذير در شعاع گسترده‌ای از مسير

 همراه بوده است. نمونه‌های بارز در اين زمينه، آزادراه‌های تهران ـ شمال و قزوين ـ

 رشت است كه ظاهراً بدون در نظر گرفتن وضعيت زيست محيطی و زمين‌شناختي مناطق

 اجرا شده و نتيجه‌ی آن رانش‌های گسترده و از ميان رفتن مرتع و جنگل در مقياس‌های

 باورنكردنی بوده است. نمونه‌های واقع در محدوده‌ی تهران، جاده‌سازی‌های غيراصولي

در امتداد خط تله كابين توچال، پس قلعه‌، و رودبار قصران است.

2ـ در حالی كه تمامی شواهد موجود، حاكی از ناتواني مديران شهر در اداره‌ي گستره‌ي

تهران است، و ضرورت محدود كردن مرزهای اين شهر بيش از هر زمان ديگر احساس

 می‌شود، افزودن به مساحت آن با استفاده از محيط‌های طبيعی اطراف، دامن زدن به

مشكلات موجود است. طرح ياد شده بدون در نظر گرفتن ساخت و سازهايی كه قطعاً

در اطراف آن پيش خواهد آمد، در حدود 75 هكتار به مساحت شهر می‌افزايد.

3ـ همان‌طور كه در متن خبر آمده است، بزرگراه آسيا در حريم كوهستان (و گسل البرز)

 و حريم چند رودخانه و مسيل ساخته خواهد شد. آيا پيش‌بينی‌های لازم در زمينه‌ی

خطراتی كه ممكن است بر اثر زلزله، سيل و زمين لغزه پيش آيد، انجام گرفته است؟

4ـ در خبر آمده است كه احداث بزرگراه عاملی است در كاهش آلودگی محيط زيست.

جالب توجه است كه به زير ساخت و ساز رفتن آخرين بقايای محيط‌های طبيعی شهر

و باز كردن فضا برای توليدات پرمصرف كارخانه‌های خودروسازی در اقليمی كه

 هوای آن در نود درصد روزهای سال در شرايط غير «پاك» قرار دارد، كمك به كاهش

 آلودگی محيط زيست قلمداد می‌شود!

با توجه به موارد بالا، درخواست دارد كه توجيه زيست محيطي اين طرح، بررسی

 

وضعيت زمين شناختی مسير، و صلاحيت پيمانكار برای اجرای طرح در مسير كوهپايه‌اي

مورد بررسی دقيق قرار گيرد.

                                                                                              

با تقديم احترام

 عباس محمدی

مدير گروه ديده‌بان كوهستان

 

 


 
فرمانداری شميرانات درباره گزارش ساخت و سازهای غير مجاز پاسخ داد:
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

      پرونده متخلفان در دست اقدام است          

همشهري- چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۵

گروه شهري: در پي درج گزارش هاي متعدد از وقوع زمين  لغزش در حاشيه سد لتيان و ساخت و سازهاي غيرمجاز در حوزه سد، فرمانداري شهرستان شميرانات در پاسخ  به گزارش «حاشيه  سد لتيان تا عمق ۴ متري زمين شكاف برداشت» ، مورخ ۲۶/۱/،۸۵ پاسخي را به روزنامه ارسال كرده است كه در ذيل مي آيد:

با توجه به موقعيت خاص جغرافيايي شهرستان شميرانات و وجود سد لتيان كه از عمده منابع تأمين كننده آب شرب شهروندان تهران مي باشد و وجود جاذبه هاي طبيعي منحصر به فرد، اين فرمانداري تلاش هاي زيادي را براي كنترل ساخت و ساز انجام داده و تخلفات ساخت و ساز دستگاه هاي دولتي در سال ۸۴ در شميرانات به صفر رسيده است و اين روند براي كنترل كامل تخلفات ساخت و ساز همچنان ادامه دارد. ضمناً اين فرمانداري در جهت كنترل ساخت وسازهاي غيرمجاز و جلوگيري از تجاوز به عرصه هاي ملي، كميسيون هاي تخصصي ويژه اي را با حضور مديران دستگاه هاي مرتبط تشكيل داده است. از جمله كميسيون ساماندهي ساخت و ساز غيرمجاز كه صرفاً در سال ۱۳۸۴ با تشكيل جلسات متعدد و پيگيري هاي مستمر كه تعداد آن به ۱۱۱۳ مورد مي رسد نسبت به تخريب ۶۳۰۰ متر مربع ديواره، پل و بنا اقدام نموده است و تعداد كثيري پرونده نيز در حال بررسي و صدور رأي توسط كميسيون تبصره ۲ بند ۳ ماده ۹۹ قانون شهرداري ها مستقر در فرمانداري مي باشد.

همچنين تعداد كثيري پرونده به دليل دستور توقف از سوي ديوان محترم عدالت اداري در دست اقدام مي باشد. اميدواريم از سوي آن ديوان محترم با توجه به لوايح دفاعيه اين فرمانداري توجه ويژه در برخورد با متخلفين ساختماني به عمل آيد. از ديگر كميسيون هاي متشكله در فرمانداري كميسيون فرعي حفظ و حراست از عرصه هاي ملي و منابع طبيعي مي باشد كه با عنايت به برخوردهاي جدي و پيگيري هاي ويژه، موضوع در شوراي تأمين شهرستان مطرح و كميسيون فوق در راستاي اهداف مورد نظر تشكيل گرديده است كه فقط در سال ۱۳۸۴ تعداد ۱۲ جلسه و بيش از ۵۰ مصوبه در برخورد با متخلفين ساختماني و متجاوزين به عرصه هاي ملي آگاهي دارند اين فرمانداري به عنوان دستگاه نمونه در اين امر شناخته و معرفي شده است .علي هذا اين فرمانداري آمادگي پذيرش انتقادات و پيشنهادات كارشناسي شده شهروندان را داراست.
اميد كه بتوانيم خدمتگزاران ساعي و صادق براي مردم نجيب شهرستان باشيم.
توضيح همشهري

فرمانداري محترم شميرانات اعلام مي كند كه ساخت و سازهاي دولتي در سال ۸۴ در شميرانات به صفر رسيده است. «اما همچنان ساخت غير مجاز و تصرف اراضي در منطقه تداوم دارد. از سوي ديگر مدير كل محيط زيست استان تهران، چندي قبل از ۳۷۰ مورد تصرف، تجاوز و تخريب مناطق حفاظت شده در حوزه شميرانات در سال ۸۴ خبري مي دهد كه تاكنون تنها ۱۵درصد آنها خلع يد شده است. حال اين پرسش به ذهن مي رسد كه اگر ساخت و سازها از سوي دستگاه هاي دولتي نيست و متعلق به افراد غير دولتي و عامه مردم است، پس چگونه است كه وزارت نيرو و سازمان محيط زيست براي مقابله با آنها باز هم از مسئولان امر(! !) كمك مي طلبند؟!
حتي ا گر بپذيريم كه هيچ ساخت و سازي در سال
۸۴ به شكل غير قانوني از ناحيه دولتي ها و غير دولتي ها در حوزه لتيان صورت نگرفته كه فرض محال است و شواهد موجود خود گوياي واقعيت است، باز هم نمي توان از ساير تعرضات و ساخت و سازها در سال هاي گذشته صرف نظر كرد و متصرفان را به حال خود رها كرد.

آيا نبايد از تصرفات قبلي خلع يد صورت پذيرد؟

مگر نه اين كه فرماندار محترم شميرانات چند ماه قبل در يك مصاحبه تلويزيوني اعلام كردند كه تخريب ها شبانه انجام مي شود؟ اگر تخريب ها شبانه صورت مي گيرد چرا روز بعد سند صادر مي شود؟ و چگونه و از چه ارگاني مجوز ساخت ويلا براي اين متصرفان صادر مي شود؟ همين كه در حوزه لتيان از بستر رودخانه تا ارتفاع بالاي ۱۸۰۰ و حتي ۱۹۰۰ كوهستان ويلاسازي شده و به ندرت چند متر از حاشيه رودخانه ها از تجاوز و ويلاسازي در امان مانده خود بيانگر نحوه مديريت و نظارت دستگاه هاي مسئول را نشان مي دهد.

                


 
جامعه جنگلبانی ايران هشدار داد :
ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

خطر «طوباي۲» براي يك ميليون هكتار از اراضي ملي

                                      

همشهري- چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۵

 گروه شهري- مژگان جمشيدي: علي رغم هشدارهاي متعدد كارشناسان مبني بر روند روبه رشد تخريب جنگل ها و مراتع و دستور اخير رئيس جمهوري براي جلوگيري از تخريب منابع طبيعي، سازمان جنگل ها و مراتع كشور به تازگي طرحي را در دستور كار خود قرار داده است كه به موجب آن قرار است يك ميليون هكتار از اراضي ملي در سراسر كشور به بهانه كاشت درخت واگذار شود.

كاظم نصرتي، دبير جامعه جنگلباني ايران با اعتراض شديد به تدوين چنين طرحي در تشكيلات سازمان جنگل ها براي حراج منابع طبيعي به همشهري گفت: اين دومين بار است كه مسئولان سازمان جنگل ها در ۱۰سال اخير، خود براي نابودي منابع طبيعي پيشقدم مي شوند در حالي كه بدنه كارشناسي سازمان، مخالف اين طرح هستند اما طرح «بوستان خانوادگي» كه بي شباهت به طرح طوبي نيست به صورت ملاحظات مديريتي و تقريباً دستوري در دستور كار سازمان قرار گرفته است.

با اجراي طرح «بوستان خانوادگي» قرار است به ۱۰ميليون خانوار ايراني هر كدام حداقل ۵۰۰متر از اراضي ملي واگذار شود كه بدين ترتيب پيش بيني مي شود معادل ۵۰۰هزار هكتار از اراضي ملي در سراسر كشور واگذار شود اما سايت خبري سازمان جنگل ها، چند روز قبل ميزان زمين هاي واگذاري را يك ميليون هكتار اعلام كرد كه به نظر مي رسد حداقل ۵۰۰متر و حداكثر بيش از ۱۰۰۰ متر زمين به هر خانوار واگذار شود.

دبير جامعه جنگلباني ايران، با اشاره به اثرات مخرب اجراي «طرح طوبي» در سالهاي گذشته از اين طرح با عنوان نخستين اقدام سازمان جنگل ها براي تخريب منابع طبيعي در كشور ياد مي كند و مي گويد: طرح طوبي هم مخالفان بسياري داشت و بارها هشدار داده شد اما نهايتاً طرح اجرايي شد. در اين طرح هم قرار بود يك ميليون هكتار زمين واگذار شود كه تاكنون ۱۴۰هزار هكتار آن واگذار شده و نتايج آن چه خوب و چه بد اكنون مشهود است و مي توانند ملاحظه كنند.
وي از طرح نهضت سبز، حرم تا حرم، كمربند سبز و طوبي كه در گذشته اجرا شده اند به عنوان طرح هاي عجولانه و غيركارشناسي سازمان جنگل ها و مراتع ياد كرد و افزود: اين طرح ها غالباً به صورت احساسي در دهه هاي اخير اجرا شده و هيچ كدام نتيجه مطلوبي نداشته و فقط امكانات و اعتبارات كشور را هدر مي دهد و بر معضلات منابع طبيعي و حتي سازمان جنگل ها مي افزايد و اين سازمان را درگير شكايات و پيگيري هاي متعدد مي كند.

طرح «واگذاري يك ميليون هكتار از اراضي ملي» توسط مسئولان سازمان جنگل ها در حالي در دست پيگيري است كه خداكرم جلالي، رئيس سازمان جنگل ها و مراتع پيشتر در نخستين نشست مطبوعاتي خود در جمع خبرنگاران از واگذاري و تصرف دو ميليون هكتار از اراضي ملي در سه دهه گذشته گلايه كرده بود اما اكنون خود درصدد است يك ميليون هكتار از اراضي ملي را در قالب طرح «بوستان خانوادگي» در مدت زمان كوتاهي واگذار كند.

مهندس كاظم نصرتي، كه خود پيش از اين معاونت امور جنگل هاي شمال سازمان جنگل ها و مراتع را برعهده داشت درباره اين طرح مي گويد: طرح بوستان خانوادگي آخرين تير خلاص به منابع طبيعي كشور است و طبق قانون در تضاد با مأموريت اصلي سازمان جنگل ها است چرا كه با اجراي اين طرح، اين سازمان خود پيشقدم شده كه ۱۰ميليون خانوار يعني حدود ۶۰ ميليون نفر (معادل ۹۰ درصد جمعيت كشور) را به عرصه هاي منابع طبيعي هدايت كند در حالي كه همه كارشناسان معتقد به مشاركت مردم در حفظ و توسعه منابع طبيعي هستند اما مشاركت با اين گونه طرح ها ميسر نمي شود.

دبير جامعه جنگلباني ايران ضمن اعلام مخالفت تشكيلات جامعه جنگلباني ايران با اين طرح همچنين خاطرنشان ساخت: اعتبارات محدود سازمان جنگل ها براي احياء و توسعه عرصه هاي منابع طبيعي است نه ايجاد فضاي سبز شهري و روستايي و اجراي آن دردسرهاي زيادي را براي كشور ايجاد مي كند كه مضمحل كننده منابع طبيعي است و نه تنها از عدالت به دور است كه با شعار عدالت محوري هم در تضاد است چون تجربه نشان داده در چنين مواقعي اكثراً به افراد قوي تر زمين واگذار مي شود.

نصرتي افزود: تمامي عرصه هاي منابع طبيعي كشور يا جنگل است يا مرتع و اين عرصه ها نيز يا داراي طرح و برنامه است يا برابر سازمان هاي عرفي در اختيار دامداران است و اصلاً عرصه بلامعارضي در حاشيه شهرها و روستاها وجود ندارد كه سازمان جنگل ها بخواهد آن را واگذار كند و از سوي ديگر تهيه و اجراي چنين طرح هايي تمام وقت، اعتبارات و امكانات محدود سازمان جنگل ها را به خود مشغول خواهد كرد.

 


 
منشور كاتماندو را در طبيعت‌گردی و كوه‌نوردی الزامی كنيد
ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

            

سازمانهاي عريض و طويل دولتي و موسسات خصوصي يا مراكزي كه نام و پيشه خود را در راه آموزش اصولي طبيعت‌گردي نهاده‌اند، بهتر است منشور جهاني كاتماندو را مبناي كارهاي خود قرار دهند.

 

                                                گياهان بايد حفظ شوند تا در محيط خود رشد كنند

تهران- خبرگزاري ميراث‌فرهنگي- گردشگري ورزشي- فرشيد فاريابي

 از سالهاي نه چندان دور، در اواسط دهه 60 خورشيدي كه با تيم‌هاي كوه‌نوردي آشنا شدم تا امروز يك طبيعت‌گرد بودم. قديمي‌هاي كوه‌نوردي به خوبي در آموزش من و بسياري از هم‌سالانم براي رفتار با طبيعت دقت و ظرافت به خرج دادند.

اينك كه گردشگران بسياري به سوي طبيعت هجوم مي‌آورند؛ اينك كه بيش از دو دهه تخريب مناظر بي‌بديل طبيعت ايران را به بهانه‌هاي واهي شاهد بوده‌ام، و اينك كه كميته‌هاي راهبردي و خبرگزاريهاي اختصاصي در خصوص طبيعت‌گردي ايجاد و افتتاح مي‌شوند يا كه به سرعت شاهد رشد قارچ‌گونه موسسات گردشگري و آموزش راهنمايان گردشگري طبيعت هستم! از همه كساني كه خود را متولي برحق طبيعت‌گردي مي‌دانند!! سازمانهاي عريض و طويل دولتي و موسسات خصوصي يا مراكزي كه نام و پيشه خود را در راه آموزش اصولي طبيعت‌گردي نهاده‌اند، مصرانه مي‌خواهم منشور جهاني كاتماندو را مبناي كارهاي خود قرار دهند.
 
الزام رعايت اين مفاد و همگاني كردن آموزش آن بايد كه اولين قدم متوليان پرادعاي اين بخش باشد. اميد كه در آشفته‌بازار طبيعت‌گردي، اين يك قدم كه احترام به تجربه جهاني است، محقق شود.

 
متن منشور کاتماندو :

1ـ کمپ: هميشه بخاطر داشته باشيد که پس از شما گروه ديگري هم به کمپ خواهد آمد، بنابراين کمپ را تميزتر از وقتي که وارد آن شده‌ايد ترک کنيد.

2ـ آتش: آتش افروختن را محدود کنيد. هرگز آتش بدون سرپناه نيفروزيد و به ديگران هم توصيه کنيد از روش پسنديده شما پيروي کنند. در مصرف چوب صرفه‌جويي کنيد و در حد امکان از وسايل نفت‌سوز استفاده کنيد. چقدر زيباست اگر با خود نهال ببريد و در مسير خود بکاريد.

3ـ زباله: نايلونها و پاکتهاي اضافي را در محل امني بسوزانيد. کاغذ و ديگر مواد قابل تجزيه، از جمله غذا، را در زمين دفن کنيد. زباله و پس‌مانده‌هاي غير قابل تجزيه را با خود حمل کنيد. اگر در مسير خود به زباله‌هاي بجا مانده از ديگران برخورديد، آنرا نيز با خود به پايين حمل کنيد.

4ـ آب: محل چشمه‌هاي آب را پاکيزه نگه داريد و از بکار بردن آلوده کننده‌هايي مثل مواد پاک‌کننده در رودها و چشمه‌ها پرهيز کنيد. اگر محلي براي توالت وجود ندارد، مطمئن شويد که حداقل سي متر از منابع آب دور هستيد و مواد زائد را هم فورا دفن کنيد.

5ـ عکاسي: وقتي عکس مي‌گيريد، حدود ديگران را رعايت کنيد. اجازه بگيريد و جانب احتياط را نگه‌داريد. برخي از اهالي کوهپايه‌نشين تعصب خاصي در مورد عکاسي از خانواده‌شان دارند.

6ـ گياهان: گياهان بايد حفاظت شوند تا در محيط خود رشد کنند. بريدن شاخه، برداشتن دانه و ريشه و ... در بسياري از مكانها عملي ناخوشايند و غيرمسئولانه محسوب مي‌شود.

7-آموزش: به راهنماها و باربرهاي خود آموزش دهيد که از اصول و مقررات حفاظت محيط کوهستان پيروي کنند. هرگز اجازه ندهيد آشغالها و مواد زائد را نزديک جويها و رودها بريزند.

8ـ احترام: احترام نقاط مقدس را نگه داريد. به ديدن قناعت کنيد و هرگز اشياي مقدس را لمس نکنيد. در هنگام ورود به نقاط مقدس حتما کفش خود را از پا در آورديد.

9ـ کمک: به بچه‌ها بيهوده پول ندهيد. کمک به يک پروژه عمراني، مرکز درماني يا مدرسه به مراتب بهتر است.

10ـ رفتار: از رفتار و همچنين پوشيدن لباسهاي نامناسب خودداري کنيد. اين موضوع احترام شما را نزد اهالي بيشتر خواهد کرد.                                                       


 
وزارت نيرو تاييد كرد:
ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

تعرض افراد فرصت طلب سد لتيان را تهديد مي كند

همشهري-پنجشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۵

گروه شهري: در پي درج گزارش «حاشيه سد لتيان تا عمق ۴ متري زمين شكاف برداشت» كه در تاريخ 26/1/85 منتشر شد، وزارت نيرو ضمن تاييد گزارش مذكور، توضيحاتي در اين خصوص داده است كه از نظرتان مي گذرد.

«وزارت نيرو حسب وظايف حكومتي محوله، عهده دار وظيفه اي بسيار خطير در تامين آب كشور در زمينه هاي شرب، كشاورزي، صنعت و ديگر نيازهاي ملي و منطقه اي  است. لذا با صرف هزينه هاي هنگفت از محل منابع ملي و با تلاش هاي بي وقفه و مستمر متخصصان و كارشناسان شاغل در اين صنعت زيربنايي، در ساليان اخير تاسيسات آبي متعددي را اجرا و وارد مدار بهره برداري نموده است. متاسفانه به خاطر عدم حاكميت اين وزارت بر حوضه هاي آبريز و اراضي حاشيه اي مخازن سدها، تاسيسات زيربنايي مذكور همواره تحت تاثير عوامل نامطلوب تاثيرگذار قرار دارند؛ به نوعي كه بخش مهمي از اعتبارات و تلاشهاي دست اندركاران بهره برداري، صرف برطرف نمودن عواقب و تبعات منفي اقدامات تخريبي در حوضه هاي آبريز و نواحي مجاور سدها مي شود. لذا ضمن تاييد گزارش مندرج در صفحه ۷ روزنامه همشهري ۲۶/۱/۸۵ و دلايل مطرح شده توسط متخصصان كانون ديده بانان زمين، اعلام مي دارد تعرضات انجام گرفته از سوي افراد معارض«با مجوز و يا بدون مجوز دستگاههاي ذيربط محلي »به اراضي مشرف به سد مخزني لتيان، آن هم در محدوده اي كه در گذشته محل بروز زمين لغزشهاي متعددي بوده و در حال حاضر نيز داراي چنين پتانسيل هاي بالقوه اي مي باشد، موجب بروز زمينه هاي مخاطره جهت تماميت سازه اي سد لتيان را فراهم مي نمايد. سدهاي سه گانه كرج، لار و لتيان داراي نقش حياتي در تأمين آب شرب پايتخت،  شهر كرج و تعدادي از شهركهاي اقماري بوده و وقوع هرگونه وقفه در تامين آب از هريك از سدهاي مذكور مي تواند موجب بروز تبعات اجتماعي بسيار ناگواري شود.

به هر ترتيب متعاقب وقوع زمين لغزش مذكور در حاشيه جنوبي سد مخزني لتيان و با توجه به حساسيت عواقب احتمالي و به ويژه نزديكي به تكيه گاه چپ سد، كارشناسان اين وزارت در سطح شركت آب منطقه اي تهران و نيز ستاد شركت مادر تخصصي مديريت منابع آب ايران مبادرت به انجام بازديد و استمرار مشاهده توده لغزشي نموده و ضمن انجام هماهنگي هاي محلي، از وزارت كشور درخواست كرد از تردد خودرو در ناحيه لغزشي تا اطلاع ثانوي و جلوگيري از فعاليتهاي ساخت و ساز بر روي دامنه هاي مشرف به درياچه در حدفاصل سد مخزني تا انتهاي شاخه شرقي درياچه جلوگيري به عمل آيد.

به موازات درخواست مذكور و علي رغم خارج از محدوده استحفاظي بودن موقعيت توده لغزشي، اين وزارت به جهت مخاطره آميز بودن تبعات وقوع چنين پديده هايي در حاشيه مخازن، انجام مشاهدات مستمر و مطالعه توده لغزشي را در دستور كار قرار داده تا در صورت لزوم نسبت به انجام اقدامات ايمني در سد لتيان و تثبيت توده رانشي اقدام نمايد. در هر حال در بسياري از موارد تاسيسات آبي و مخازن سدها تحت تاثير فرآيندهاي نامطلوبي قرار دارند كه اساساً اين وزارت نه تنها دخالتي در چنين مواردي نداشته بلكه همواره متاثر از تبعات تخريبي و هزينه ساز آنها بوده است.
اميد است با بذل توجهات مسئولان محترم به حساسيت منابع آبي مذكور و تامين آب شرب تهران بزرگ در وزارت كشور به ويژه در فرمانداري شميرانات و جلوگيري از تعارض افراد فرصت طلب به اراضي مخاطره ساز مشرف به سد مخزني لتيان، زمينه بروز چنين مخاطراتي در آينده فراهم نگردد.»


 
اقدامات تخريبی راه سازی
ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
برای تله كابين گنج نامه توجيه پذير نيست
                                                                                      در اين جا بخوانيد

 
جنگل می‌دهيم،جاده می‌گيريم
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

             

چندين ماه از انتشار اخبار واگذاري جنگلهاي شمال براي احداث آزادراه تهران_ شمال مي‌گذرد، اما  اعتراض سازمان بازرسي كل كشور به مصوبه هيات وزيران،داغ محيطزيستي‌ها را تازه كرد.

تهران_خبرگزاري ميراث فرهنگي

 اكوتوريسم و جاذبه‌ها_ با وجودي كه چندين ماه از انتشار اخبار جنجالي واگذاري چند هزار هكتار از اراضي ملي جنگلهاي شمال براي احداث آزادراه تهران شمال مي‌گذرد، اين روزها باز هم در پي اعتراض سازمان بازرسي كل كشور به مصوبه هيات وزيران كه طي آن به پيمانكار مجري طرح آزادراه تهران شمال اجازه داده است، بيش از 6 مليون متر مربع از اراضي ملي را به عنوان بخشي از بهاي اين آزادراه تصرف كند، بحث احداث آزادراه به بحث روز رسانه‌هاي حامي محيط زيست و منابع طبيعي كشور تبديل شده است.

 به دنبال شكايت از اين مصوبه، هيات وزيران خواستار ابطال اين مصوبه در ديوان عدالت اداري شد.

 پس از شكايت سازمان بازرسي كل كشور از اين موضوع و اختياري كه هيات‌ وزيران به هياتي تحت عنوان هيات ويژه اختيارات دولت داد، متراژ اين زمين به 35 ميليون متر مربع تقليل يافت.

در حال حاضر اين مقدار زمين كه نزديك به 70 درصد از اراضي مذكور بوده واگذار و سند انتقال به نام پيمانكار زده شد.

پيش از اين جامع جنگلباني ايران در پي تهيه گزارشي، تمامي بحث اجراي پروژه آزادراه تهران شمال را با افشاي مراحل واگذاري 6 ميليون و 250 هكتار از اراضي ملي و جنگلهاي شمال محكوم كرده و دهه هفتاد را سياه‌ترين دوره براي منابع طبيعي ايران اعلام كرد.

    جامعه جنگلباني ايران با انتشار اين گزارش، آزادراه تهران شمال را يك پروژه غيرعلمي، فني و زيست محيطي برشمرده و افزود: «طرح اوليه آزادراه در سال 56  به تصويب رسيد و بعد از آن ابتدا يك شركت فرانسوي و سپس يك سرمايه گذار ايراني پيشنهاد اجراي پروژه را مطرح كردند، اما با مخالفت مواجه شد و نهايتا اين پروژه بدون انجام مناقصه با ترك تشريفات مناقصه براي اجرا به بنياد مستضعفان واگذار شد و با انعقاد قرارداد و ايجاد شركت آزادراه كل هزينه پروژه  هزار و 540 ميليارد ريال و طول مدت اجرا نيز 7 سال برآورد و مقرر شد كه كل هزينه توسط شركت احداث كننده تامين شود و در مقابل 30 درصد هزينه احداث آزادراه مذكور از طريق عوارض از وسايل نقليه عمومي و 70 درصد مابقي از محل واگذاري 62/5 ميليون متر مربع اراضي ملي تامين شود.

 جامعه جنگلباني ايران افزوده بود: «اما متعاقبا ساختار ريالي و سهم الشركه به نسبت50_50 بين دولت و بنياد و با عطف به ماسبق كردن آن از ابتداي پروژه اجراي طرح تغيير كرد.»

در بخش ديگري از اين گزارش آمده است: «در ابتداي سال 75 سازمان برنامه و بودجه به دليل نبود مطالعات جامع و اقتصادي با ساخت آزادراه مخالفت كرد، بنابراين واگذاري زمين در ازاي ساخت آزادراه مورد توجه قرار گرفت و در حالي كه سازمان جنگلها و مراتع ضمن مخالفت در حال بررسي و تكميل گزارشهاي خود بود و با پيگيريهاي سريع خارج از سازمان و با ملاحظات مديريتي در سطح بالا، نهايتا هيأت دولت در تاريخ  دوم مردادماه 75 ، 6 هزار و 250 هكتار از اراضي ملي شده جنگلي شمال و اطراف تهران را به بنياد واگذار كرد.»

 پروژه آزاد راه تهران - شمال به رغم داشتن مزاياي مختلف اقتصادي و...، به لحاظ زيست محيطي، يکي از مهمترين دغدغه‌هاي ‌دوستداران طبيعت و محيط زيست شده است.

   آزاد راه تهران ـ شمال با 121کيلومتر طول مدت مسافرت به شمال را به حدود يک ساعت و بيست دقيقه کاهش مي‏دهد و به يکي از پرمسافرترين محورهاي شمال کشور تبديل شده و بر اساس برآوردها سالانه بين 4تا6 ميليون نفر از اين محور استفاده خواهند کرد.

 آزاد راه تهران ـ شمال يک پروژه ملى است، ولي انبوهى از نگرانيها ‌و دغدغه‌هاي ‌زيست‌محيطى براى حفاظت از ارزشهاى البرز مرکزى و جنگلهاى بکر اين منطقه وجود دارد.

 از نظر کارشناسان محيط زيست، پروژه آزاد راه تهران - شمال يکي ازمهمترين وقايع زيست‌محيطى ايران است، زيرا در اين پروژه علاوه بر تخريب بخشي از منابع طبيعي و زيستگاههاي بکر منطقه، شهرهاى شمالى کشور نيز پس از بهره بردارى آزاد راه به دليل هجوم جمعيت و دسترسي آسان با مشکلات عديده زيست محيطي مواجه مي‏شوند.

 همچنين عبور اين اتوبان ازجنگلهاى هيرکانى ـ باقيمانده از عصر يخبندان ـ که جزو نادرترين سرمايه‌هاى زيست‌محيطى جهان محسوب مى‌شوند، به دغدغه عمومى به ويژه دوستداران طبيعت تبديل شده است. 

    بنياد مستضعفان و جانبازان مجري ساخت آزاد راه، پيشنهاد کرده در قبال واگذارى 6000 هکتار زمين طى برنامه‌اى هفت ساله آزاد راه تهران شمال را بسازد و بر همين اساس با موافقت دولت قراردادى 22 ساله، 5 سال براى اجرا و 17 سال براى بهره بردارى بين وزارت راه و ترابرى و بنياد مستضعفان و جانبازان منعقد شد. 

   بر اساس مصوبه هيأت وزيران در تاريخ 21 مهر سال 75 مقرر شده بود 5/62 ميليون متر مربع از اراضى ملى محدوده آزادراه به منظور تامين بخشى از اعتبارات دولتى براى ساخت آزاد راه تهران- شمال به بنياد واگذار شود، اما مفاد اين مصوبه با لايحه قانونى واگذارى و احياى اراضى در جمهورى اسلامى مصوب شوراى انقلاب در تعارض بوده و بررسيهاي ‌سازمان بازرسي نيز نشان داده که مقاديرى از اين اراضى که در اختيار پيمانکار قرار گرفته به اشخاص ثالث واگذار و اين افراد نيز با تغيير کاربرى، اراضى جنگلى را به تأسيسات صنعتى و شهرک هاى مسکونى تبديل کرده اند.

 اين در حالي بود که بر اساس توافقات اوليه هر گونه ساخت و ساز در حريم بزرگراه ممنوع اعلام شده بود.

 البته در پي انتشار اين خبر و پيگيريهاي ‌صورت گرفته از سوي دوستداران محيط زيست و نهادهاي دولتي و غير دولتي ادامه اين روند متوقف شده و جلوي هر گونه تغيير کاربري و ساخت و ساز در اين اراضي گرفته شد و دولت وقت نيز ديگر در قبال اعتبارات پروژه آزاد راه تهران ـ شمال ازمحل اراضى ملى زمينى واگذار نکرده و هزينه اجرايي پروژه قرار شد از محل وامها ‌و اعتبارات خارجي تامين شود.

کارشناسان معتقدند به منظور کاهش و تعديل خسارات ناشي از ساخت آزاد راه  نبايد اراضى حاشيه مسير به ويژه در حوالي مرزان آباد و... تغييرکاربرى داده شده و به شهرکهاى مسکونى تبديل شود و تا يک کيلومتر از اراضى حاشيه بزرگراه بايد به عنوان منطقه استحفاظى تلقى و براى حفظ کاربرى اراضى آن قانون وضع شود.

 در حال حاضر نيز با وجود جنجالهاي جديدي كه پيش از اين ذكر شد، محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري، در پي گزارش تخريب منابع طبيعي جامعه جنگلباني ايران و درج آن در رسانه‌ها، با ارسال نامه‌اي به وزير جهاد كشاورزي، خواستار جلوگيري از تجاوز به منابع طبيعي و معرفي متخلفان به مردم شد.

 دو هفته از ارسال نامه رييس جمهوري به وزارت كشاورزي مي‌گذرد و برنامه اين وزارتخانه هنوز اعلام نشده است. 

                             


 
ارسال دومين گزارش کانون ديده بانان زمين
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

درخواست از سازمان‌بازرسىكلكشور  براى پايان تخريب‌لتيان                                      

روزنامه‌ي شرق- شنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵

گروه اجتماعى: كانون ديده بانان زمين براى چندمين بار به تخريب حوزه لتيان هشدار داد. در پى انتشار گزارش از اين NGO تخصصى زيست محيطى از تخريب حوزه لتيان و فروش اراضى در اين منطقه، شهردارى اوشان فشم اقدام به ارسال جوابيه به مطبوعات كرد كه به دنبال آن كانون ديده بانان زمين گزارش مستند خود را درباره تخريب اين حوزه به سازمان بازرسى كل كشور ارسال كرد. دبير اين كانون درباره اتفاقات رخ داده در محدوده سد لتيان گفت: حوزه آبخيز لتيان يكى از مهم ترين حوزه هاى تامين كننده آب كلان شهر تهران است كه انواع تصرف و خصوصى سازى ها در حريم رودخانه ها و مناطق حفاظت شده و ساختمان سازى تا ارتفاع ۲۰۰۰ متر ديده مى شود.

 به گفته مهين دخت خطيبى در چند سال گذشته تغيير كاربرى باغات روستاها و گسترش ويلاسازى محدوده حفاظتى سدلتيان را تحت خطر قرار داده است. در اين ميان راه سازى و ايجاد راه هاى جديد براى دسترسى به اين ويلاها، تخريب منطقه را به بهانه توسعه گردشگرى به همراه داشته است.

وى از زمين لغزش هاى متعدد در فاصله كمتر از دو ماه گذشته خبر داد و افزود: زمين لغزش هاى متعددى با ابعاد متفاوت در اين حوزه اتفاق افتاده كه بزرگترين آنها زمين لغزش كنار درياچه سد است كه آخرين رقم اعلام شده در مورد وسعت آن ۷۲ هكتار است. اين لغزش ها خود شاهد گويايى از دست اندازى هاى نابخردانه بشرى در اين حوزه مهم است. دبير كانون ديده بانان زمين سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، شهردارى هاى اوشان فشم، ميگون و لواسان، بنياد مسكن، سازمان حفاظت محيط زيست، سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزدارى، وزارت مسكن و شهرسازى، وزارت كشور، راه، نيرو و سازمان مديريت و برنامه ريزى را در اين روند مقصر اعلام كرده و با اشاره به هشدارهاى قبلى مى پرسد: اگر مسئولان، سد «ماملو» در جنوب شرقى تهران را كمك موثرى به ذخيره آب تهران مى دانند آيا بهتر نيست سرمنشاء آبخيزهاى اين سد جديد را كه از شرايطى نظير تخريب آبخيزهاى سدلتيان برخوردار است نجات دهند. اين تشكل زيست محيطى معتقد است: با بهره گيرى از واژه گردشگرى و توسعه آن مجوز هرگونه تخلف، غارت و تصرف اراضى و ارتفاعات ملى داده شده است.

اين هشدارها در حالى داده مى شود كه معاون محيط طبيعى سازمان حفاظت محيط زيست بعد از اعلام خطر اين كانون اعلام كرد: براساس بررسى هاى كارشناسى به عمل آمده توسط كارشناسان تاييد مى كند محدوده  اى به طول تقريبى۱۲۰۰ متر و عرض حدود ۶۰۰ متر درست در حاشيه سد لتيان دچار لغزش شده و شكاف هاى عميقى ايجاد كرده است. همچنين به نقل قول از اين مقام مسئول اعلام شده منطقه موردنظر كاملاً واريزه اى است و با توجه به جغرافياى منطقه و توپوگرافى و فقر پوشش گياهى احتمال وقوع ريزش سنگ و رانش زمين در آن حوزه وجود دارد. تعريض جاده در محور فشم به ميگون نيز در حوزه مديريت شهردارى بوده است. كانون ديده بانان زمين با طرح اين پرسش كه چطور ممكن است اقداماتى كه در منطقه حافظت شده البرز مركزى انجام مى گيرد، ربطى به سازمان حفاظت محيط زيست نداشته باشد، تاكيد مى كند؛ اولين اولويت حوزه لتيان، حفظ اين حوزه مهم به عنوان يك حوزه آبخيز براى آب كلان شهر تهران است و گردشگرى در اولويت هاى بعدى قرار مى گيرد. آنچنان كه نمونه اى از اين نوع تعرض در اسفندماه سال گذشته موجب رانش هاى وسيع شد. اين كانون در پاسخ به صحبت هاى شهردار فشم مبنى بر تعريض جاده منطقه رودبارقصران به دليل داشتن جاذبه هاى طبيعى اعلام كرده است: در كشورهايى كه به محيط زيست اهميت والايى داده مى شود ظرفيت يابى از فاكتورهاى مهم برنامه ريزى هاى گردشگرى است. به اين معنى كه ظرفيت منطقه براى پذيرش تعداد مشخص گردشگر تعيين شده تا حداكثر حفاظت پايدار از محيط طبيعى براى نسل هاى ديگر نيز به عمل آيد.

كانون ديده بانان زمين معتقد است آبخيزفروشى در حوزه لتيان و ساير حوزه هاى آب تهران بايد هر چه سريع تر قطع شود و آزادسازى حريم رودخانه ها در دستور كار فورى قرار گرفته و ويلاهاى ساخته شده در ارتفاعات سريعاً تخريب شود. ضرورت دارد برنامه مدونى براى عملكرد هماهنگ و غير بخشى مسئولان در اين حوزه مهم آب تهران تدوين و به ملت ارائه شود و اگر قرار است طرح گردشگرى براى آن تعريف شود حتماً بايد با توجه به اولويت حفظ اين آبخيز حياتى باشد. در غير اين صورت بايد مسئولان منتظر پيامدى مهلك يعنى بحران آب تهران باشند.

        


 
قهرمانی زمين و بحران افتخار
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی     

روزنا- یکشنبه  17  ارديبهشت  1385

انتخاب‌ شدن‌ معصومه‌ ابتكار، رئيس‌ پيشين‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از ‌« قهرمانان‌ زمين»از سوي‌ يونپ‌ ‌(برنامه‌ محيط‌ زيست‌ سازمان‌ ملل) باعث‌ خوشحالي‌ ايرانيان‌ است؛ نخست‌ به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ اگر واقعا در كشور كاري‌ در جهت‌ حفظ‌ محيط‌ زيست‌ انجام‌ شده‌ باشد، همانطور كه‌ خود ابتكار در مراسم‌ دريافت‌ جايزه‌ گفته‌ است‌، اين‌ كار با تلاش‌ «محيط‌بانان‌، كاركنان‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌، مديران‌ تلاشگر و تمامي‌ همراهان‌ در ساير بخش‌هاي‌ دولتي‌ و غيردولتي‌ و رسانه‌ها» به‌ انجام‌ رسيده‌ است‌.

به‌ بيان‌ ديگر، هركس‌ كه‌ در ايران‌ گامي‌ براي‌ حفظ‌ گوشه‌اي‌ از طبيعت‌، پاكسازي‌ بخشي‌ از زمين‌، نگهداري‌ يا احياي‌ يك‌ تكه‌ جنگل‌، رساندن‌ چند پيام‌ زيست‌ محيطي‌ و ارتقاي‌ آگاهي‌ زيست‌ محيطي‌ و مانند اينها انجام‌ داده‌ باشد، مي‌تواند خود را در اين‌ جايزه‌ شريك‌ بداند. چنان‌ كه‌ اگر كاري‌ هم‌ صورت‌ نپذيرفته‌ باشد يا تخريب‌ها افزايش‌ يافته‌ باشند، همه‌ ما - دست‌كم‌ كساني‌ كه‌ اعتراض‌ نكرده‌اند - در اين‌ قصور شريك‌اند. فراموش‌ نكنيم‌ كه‌ سازمان‌هاي‌ جهاني‌ - بويژه‌ امثال‌ سازمان‌ ملل‌ كه‌ در واقع‌ سازمان‌ دولت‌ها است‌ - و تا حد زيادي‌ افكار عمومي‌ هم‌، ملت‌ها را با ارزيابي‌ نمايندگان‌ دولتي‌شان‌ داوري‌ مي‌كنند.

دليل‌ ديگري‌ كه‌ ايرانيان‌ مي‌توانند از دريافت‌ جايزه‌ توسط‌ يك‌ ايراني‌ خوشحال‌ باشند، همان‌ است‌ كه‌ جلايي‌پور، چند سال‌ پيش‌ در مقاله‌اي‌، از آن‌ به‌ عنوان‌ «بحران‌ افتخار» نام‌ برده‌ بود. تا جايي‌ كه‌ مضمون‌ نوشته‌ او را به‌ ياد مي‌آورم‌، جلايي‌پور گفته‌ بود كه‌ به‌ راستي‌ جاي‌ پرسش‌ است‌ كه‌ جوانان‌ امروز ميهن‌ به‌ چه‌ چيزي‌ مي‌توانند افتخار كنند... اين‌ جامعه‌شناس‌ و روزنامه‌نگار، سياهه‌اي‌ از ناكامي‌ها و تنگناهاي‌ اجتماعي‌ و مغايرت‌هاي‌ رفتاري‌ و گفتاري‌ مديران‌ كشور را رديف‌ كرده‌ بود و گفته‌ بود كه‌ ما واقعا به‌ افتخار نياز داريم‌. و من‌ اضافه‌ مي‌كنم‌ كه‌ ما همان‌ ملتي‌ هستيم‌ كه‌ به‌ قول‌ برتولت‌ برشت‌ به‌ قهرمان‌ نياز دارد. 

ما كه‌ در زمينه‌ محيط‌ زيست‌ در سال‌ 2005 رتبه‌ 132 را در ميان‌ 146 كشور جهان‌ داشته‌ايم‌، و ما كه‌ اگر در شهرهاي‌ بزرگ‌ زندگي‌ كنيم‌، روز را با سري‌سنگين‌ از تنفس‌ هوايي‌ آلوده‌ و داشتن‌ خوابي‌ ناآرام‌ در ميان‌ صداي‌ خودروهايي‌ كه‌ خواب‌ ندارند، آغاز مي‌كنيم‌ - و اگر در شهرهاي‌ كوچك‌ و روستاها باشيم‌، چشم‌ اندازمان‌ كوه‌ و دشت‌هاي‌ فرسايش‌ يافته‌ و زباله‌هايي‌ است‌ كه‌ در هرگوشه‌ رها شده‌ است‌.

من‌، با وجود انبوه‌ قرينه‌ها و شاهدهايي‌ كه‌ در همه‌ جا مي‌بينم‌ و جايي‌ براي‌ خوش‌بيني‌ نمي‌گذارند و به‌ رغم‌ قلب‌ غمين‌ام‌، مي‌كوشم‌ كه‌ خوشبين‌ باشم‌ - چرا كه‌ عقل‌ مي‌گويد كه‌ اگر اميدوار نباشيم‌، وضع‌ خودمان‌ و محيط‌مان‌ از آنچه‌ كه‌ هست‌، بدتر مي‌شود. بنابراين‌ سعي‌ مي‌كنم‌ كه‌ در خوشحالي‌ دريافت‌ اين‌ جايزه‌ شريك‌ باشم‌.

اما اگر بخواهيم‌ در چارچوب‌ موضوع‌ مورد بررسي‌ (در اينجا: محيط‌ زيست‌) به‌ پيشرفت‌ راستين‌ و ملموس‌ دست‌ يابيم‌، بايد با نگاهي‌ انتقادي‌ كارنامه‌ خود و مجموعه‌اي‌ را كه‌ كارگزار آن‌ هستيم‌، بررسي‌ كنيم‌. پا گرفتن‌ نگاه‌ انتقادي‌، مشروط‌ به‌ وجود شرايط‌ دموكراتيك‌ در جامعه‌ و امكان‌ تفهيم‌ وتبيين‌ حقوق‌ عامه‌ است‌. يكي‌ از اين‌ حقوق‌، حقوق‌ زيست‌ محيطي‌ است‌ كه‌ هر فرد مي‌تواند و بايد از آن‌ برخوردار باشد؛ نمود« اشاعه‌ فرهنگ‌ زيست‌ محيطي‌ در بين‌ اقشار مختلف‌ مردم»‌ كه‌ ابتكار معتقد است‌ از سال‌ 76 به‌ آن‌ پرداخته‌، مي‌تواند به‌ ميدان‌ آمدن‌ نيروهاي‌ مردمي‌ در دفاع‌ از حق‌ زيست‌ در محيط‌ سالم‌ باشد. سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ در دوران‌ ابتكار و مجموعه‌ دولت‌ اصلاح‌ طلب‌، هيچگاه‌ خواهان‌ اين‌گونه‌ مطالبه‌ها، و مبارزه‌جويي‌ موثر مردم‌ در عرصه‌ محيط‌زيست‌ نبود. نمونه‌ اين‌ عافيت‌طلبي‌ اصلاح‌ طلبان‌، موضوع‌ بهره‌برداري‌ تجاري‌ از جنگل‌هاي‌ شمال‌ بود كه‌ طرفداران‌ محيط‌ زيست‌، مخالف‌ آن‌ بوده‌اند، اما سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ در اختلاف‌هايش‌ با سازمان‌ جنگل‌ها و مراتع‌ «نمي‌خواست‌ كه‌ اين‌ بحث‌ها رسانه‌اي‌ شود، و ترجيح‌ مي‌داد كه‌ در خود دولت‌ قضيه‌ حل‌ شود.... و اختلاف‌ عقيده‌ دستگاه‌ها [سازمان‌هاي‌ دولتي‌] در بوق‌ و كرنا نشود. » در واقع‌، اين‌ پرهيز اصلاح‌طلبان‌ از جنبش‌ مردم‌، در عرصه‌ محيط‌زيست‌ هم‌ مانند پاره‌اي‌ موارد ديگر، فرصت‌هايي‌ تاريخي‌ را كه‌ ناشي‌ از تحول‌ در جامعه‌ ايران‌ و روابط‌ بين‌الملل‌ بود، از كف‌ ايشان‌ و كشور ربود.  

نقد كارنامه‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ در دوران‌ ابتكار، و در كل‌ بررسي‌ جايگاه‌ محيط‌ زيست‌ در برنامه‌هاي‌ اصلاح‌طلبان‌، فرصت‌ ديگري‌ مي‌خواهد؛ در اينجا فقط‌ به‌ چند نكته‌ اشاره‌ مي‌كنم‌: 

در آن‌ دوره‌، تلاشي‌ براي‌ اصلاح‌ قانون‌ حفاظت‌ و بهسازي‌ محيط‌ زيست‌ و ارتقاي‌ موقعيت‌ سازمان‌ در دولت‌ صورت‌ نگرفت؛ ارتقا به‌ گونه‌اي‌ كه‌ راي‌ آن‌ شورا مستقل‌ از راي‌ وزيران‌ كشاورزي‌، صنايع‌ و معادن‌، مسكن‌ و شهرسازي‌ و ديگر كساني‌ كه‌ در شوراي‌ عالي‌ محيط‌ زيست‌ شركت‌ دارند و شرح‌ و ظايف‌ و هدف‌هايشان‌ معمولا با هدف‌هاي‌ زيست‌ محيطي‌ مغايرت‌ دارد، باشد. در اين‌ زمينه‌ هيچ‌ لايحه‌اي‌ از سوي‌ اصلاح‌ طلبان‌ به‌ مجلس‌ داده‌ نشد.

در هيچ‌ كجاي‌ ايران‌ كيفيت‌ محيط‌ زيست‌ انساني‌ يا محيط‌هاي‌ طبيعي‌ بهتر نشده‌ است‌. براي‌ مثال‌ مي‌توان‌ از طرح‌ بزرگ‌ عسلويه‌ نام‌ برد كه‌ آب‌هاي‌ منطقه‌را به‌ يكي‌ از بزرگترين‌ مراكز تخليه‌ زباله‌هاي‌ شيميايي‌ جهان‌ صنعتي‌ بدل‌ ساخته‌ است‌.  برنامه‌هاي‌ توسعه‌ در بزرگ‌ ترين‌ بندر كشور ‌(بندرعباس) بدون‌ كمترين‌ توجه‌ به‌ مسائل‌ زيست‌ محيطي‌ اجرا شده‌ است‌. تنها در غرب‌ بندرعباس‌ هر روز 182 تن‌ مواد آلاينده‌ و 5\4 ميليون‌ مترمكعب‌ پساب‌ وارد دريا مي‌شود.  طرح‌هاي‌ كشت‌ نيشكر كه‌ به‌ نظر بسياري‌ از كارشناسان‌ كشاورزي‌، كشت‌ مناسبي‌ براي‌ سرزمين‌ كم‌ آب‌ ايران‌ نيست‌، با صرف‌حجم‌ عظيمي‌ از آب‌هاي‌ شيرين‌ كشور و آلوده‌ سازي‌ آب‌ و خاك‌ پايين‌ دست‌، همچنان‌ توسعه‌ يافتند. به‌ گفته‌ جواد دغلاوي‌ فرماندار شادگان‌ با ورود پساب‌ شركت‌هاي‌ توسعه‌ نيشكر و صنايع‌ جانبي‌ آن‌، از سال‌ 1380 تا 1384 بيست‌ هزار هكتار از وسعت‌ تالاب‌ دچار صدمات‌ جبران‌ ناپذير شده‌ و شيخ‌ عامري‌ زاده‌ از بزرگان‌ شادگان‌ مي‌گويد كه‌ آب‌ تالاب‌ قابل‌ مصرف‌ نيست‌... وصيفي‌ كاري‌مان‌ از بين‌ رفته‌ است‌.

  


 
ويرانه‌ تحويل‌ نگرفتم‌، ويرانه‌ هم‌ تحويل‌ ندادم‌
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

گفتگو با خانم معصومه ابتکار برنده جايزه ی ويژه قهرمان زمين سال ۲۰۰۶؛

 مژگان‌ جمشيدي‌                               

یکشنبه  17 ارديبهشت  1385- روزنا

خواهر«مري‌» ديروز، امروز به‌ عنوان‌ «قهرمان‌ زمين‌ سال‌ 2006» از سوي‌ سازمان‌ ملل‌ معرفي‌ مي‌شود. با اينكه‌ در داخل‌ كشور، همچنان‌ انتقاداتي‌ از سوي‌ برخي‌ افراد و گروه‌هاي‌ خاص‌ به‌ عملكرد سازمان‌ تحت‌ اختيار وي‌ در 8 سال‌ گذشته‌ باقي‌ است‌ اما در مجامع‌ بين‌المللي‌ از او به‌ عنوان‌ كسي‌ كه‌ نقش‌ عمده‌اي‌ در مذاكرات‌ كيوتو و ژوهانسبورگ‌ در سال‌هاي‌ داشته‌ گذشته‌ ياد مي‌شود... گفت‌وگوي‌ يكساعت‌ و 40 دقيقه‌اي‌ ما كه‌ حتي‌ مي‌توانست‌ باز هم‌ ادامه‌ يابد، به‌ اينجا ختم‌ شد كه‌ او برنامه‌ چهارم‌ توسعه‌، و ارتقاي‌ سطح‌ كمي‌ مناطق‌ حفاظت‌شده‌ از 5\4 درصد به‌ 5\7 درصد و آشتي‌ صنعت‌ با محيط‌ زيست‌ را از مهمترين‌ دستاوردهاي‌ چند سال‌ گذشته‌ اين‌ سازمان‌ معرفي‌ مي‌كند.
معصومه‌ ابتكار از سرنوشت‌ محيط‌ زيست‌ در برنامه‌ چهارم‌ توسعه‌ ابراز نگراني‌ مي‌كند و اينكه‌ آيا واقعا محيط‌زيست‌ در دولت‌ جديد اولويت‌ دارد يا خير؟! و مي‌گويد:« نگران‌ هستم‌ كه‌ توجه‌ بيش‌ از حد به‌ برنامه‌هاي‌ كوتاه‌مدت‌، محيط‌زيست‌ را از اولويت‌ برنامه‌هاي‌ دولت‌ فعلي‌ خارج‌ كند.» در ابتدا تصميم‌ داشتم‌، گفت‌وگويي‌ انتقادي‌ را با وي‌ آغاز كنم‌ اما وقتي‌ به‌ خاطر آوردم‌ كه‌ چگونه‌ اين‌ روزها برخي‌ افراد به‌ جاي‌ توسعه‌ پايدار از «توسعه‌ بي‌پايه‌» سخن‌ مي‌گويند تمامي‌ اما، اگرها و چراها را فراموش‌ مي‌كنم‌. كمااينكه‌ او خود در كنار نقاط‌ قوت‌ به‌ نقاط‌ ضعف‌ هم‌ اشاره‌ مي‌كند. ابتكار با اينكه‌ اكنون‌ متهم‌ است‌ ويرانه‌ تحويل‌ داده‌ و خود به‌ كمبودهاي‌ سازمان‌ در سال‌هاي‌ آغازين‌ رياستش‌ در اين‌ سازمان‌ اشاره‌ مي‌كند با اين‌ وجود به‌ صراحت‌ مي‌گويد: «اما من‌ ويرانه‌ تحويل‌ نگرفتم‌، به‌ هر حال‌ ما مي‌آييم‌ كه‌ كار كنيم‌ و شرايط‌ را بهتر از ديروز كنيم‌ و اشتباهاتي‌ هم‌ ممكن‌ است‌ داشته‌ باشيم‌ اما طبيعي‌ است‌ كه‌ «ديكته‌ نانوشته‌ غلط‌ ندارد!» آنچه‌ در ذيل‌ مي‌آيد خلاصه‌ گفت‌وگوي‌ صميمانه‌ و طولاني‌مدت‌ ابتكار با اعتماد ملي‌ است‌.
دريافت‌ جايزه‌ قهرمان‌ زمين‌ را به‌ شما تبريك‌ مي‌گويم‌. به‌ هر حال‌ افتخاري‌ بود كه‌ در وهله‌ اول‌ متعلق‌ به‌ شما بود اما در نگاه‌ ديگر افتخار براي‌ ايران‌ و ايراني‌ كه‌ حالا به‌ اين‌ شكل‌ يك بار ديگر نام‌ ايران‌ در مجامع‌ بين‌المللي‌ زنده‌ شد. چطور شد كه‌ براي‌ دريافت‌ اين‌ جايزه‌ كانديد شديد؟
من‌ هم‌ تشكر مي‌كنم‌  از تبريك‌ شما و همان‌ نكته‌اي‌ كه‌ در سخنراني‌ام‌ در سنگاپور موقع‌ دريافت‌ جايزه‌ گفتم‌ اين‌ بود كه‌ در حقيقت‌ جايزه‌ متعلق‌ به‌ جمع‌ كثيري‌ از كاركنان‌ زحمتكش‌ و تلاش‌گر است‌. من‌ مشخصا آنجا از محيط‌بانان‌ نام‌ بردم‌. همين‌طور كادر اداري‌ و مديران‌ سازمان‌ محيط‌زيست‌. چون‌ اعتقاد داشتم‌ اين‌ جمعي‌ كه‌ در اين‌ 8 سال‌ با من‌ كار كردند جداي‌ از يك‌ كار مستمر اداري‌ با يك‌ انگيزه‌ و عشق‌ خاصي‌ نسبت‌ به‌ محيط‌زيست‌ كار كردند تا يك‌ مقدار كمي‌ ما توانستيم‌ در اين‌ زمينه‌ها يك‌ حركتي‌ داشته‌ باشيم‌. علاوه‌ بر آن‌ تشكر و قدرداني‌ از گستره‌ فعالان‌ محيط‌زيست‌ در همه‌ عرصه‌ها از جمله‌ صنعت‌، نفت‌، رسانه‌ها، سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ دارم‌. بنابراين‌ جايزه‌ را من‌ در واقع‌ به‌ نمايندگي‌ از اين‌ جمع‌ دريافت‌ كردم‌ و اين‌ هم‌ كه‌ در رسانه‌ ملي‌ صدا و سيما عنوان‌ شده‌ كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ اين‌ جايزه‌ را برده‌، ممكن‌ است‌ به‌ لحاظ‌ شكلي‌ درست‌ نباشد (با خنده‌) ولي‌ به‌ لحاظ‌ مفهومي‌ كاملا درست‌ است‌ و من‌ كاملا اعتقاد دارم‌ اين‌ جايزه‌ متعلق‌ به‌ ايران‌ عزيز و متعلق‌ به‌ همه‌ دوستداران‌ طبيعت‌ و طرفداران‌ محيط‌ زيست‌ است‌. اما اينكه‌ به‌ چه‌ شكلي‌ اتفاق‌ افتاد در حقيقت‌ يك‌ فرايند معرفي‌ كانديدا دارد كه‌ ظاهرا از داخل‌ از بعضي‌ از افرادي‌ كه‌ از نزديك‌ با كارهاي‌ ما و مسائل‌ بين‌الملل‌ آشنا بودند معرفي‌ شده‌ بودم‌ ولي‌ بايد 3 معرف‌ بين‌المللي‌ هم‌ اين‌ را تاييد مي‌كردند كه‌ علي‌الظاهر اين‌ كار هم‌ شده‌ بود و اين‌ پيشنهادات‌ به‌ هيات‌ داوران‌ ارسال‌ مي‌شود و براساس‌ گزارشي‌ كه‌ داشتند 80 نفر به‌ مرحله‌ نهايي‌ داوري‌ رسيده‌ بودند و برنامه‌ محيط‌ زيست‌ سازمان‌ ملل‌ با بررسي‌ مستندات‌ موجود و اطلاعاتي‌ كه‌ خودشان‌ خيلي‌ مستند از كانديداها جمع‌آوري‌ كردند 6 نفر را به‌ عنوان‌ برندگان‌ اصلي‌ گزينش‌ كردند و من‌ اصلا از اين‌ مراحل‌ اطلاع‌ نداشتم‌.
تا كي‌؟

اولين‌ خبر را مهرماه‌ سال‌ گذشته‌ دادند. از يونپ‌ تماس‌ گرفتند كه‌ آيا شما اين‌ جايزه‌ را مي‌پذيريد؟ كه‌ من‌ خيلي‌ شوكه‌ شدم‌ و گفتم‌ حتما اشتباه‌ شده‌ و جريان‌ ديگري‌ است‌. دوباره‌ تماس‌ گرفتند كه‌ نه‌ همين‌ است‌ گفتم‌ موضوع‌ ديگري‌ است‌.
گويا اين‌ جايزه‌ هرساله‌ به‌ 6 نفر از فعالان‌ محيط‌زيست‌ در سطح‌ جهان‌ اهدا مي‌شود. اما امسال‌ به‌ 7 نفر افزايش‌ پيدا كرد و به‌ شما جايزه‌ ويژه‌ قهرمان‌ زمين‌ تعلق‌ گرفت‌. تفاوت‌ اين‌ جايزه‌ با 6 مورد ديگر چيست‌؟
خود جايزه‌ تفاوت‌ چنداني‌ ندارد. فقط‌ عنوانش‌ فرق‌ مي‌كند. آن‌ 6 نفر در سطح‌ 6منطقه‌ يا قاره‌ اهدا شده‌ و جايزه‌ ويژه‌ به‌ نوعي‌ جهاني‌ است‌.
يعني‌ كار ويژه‌اي‌ انجام‌ داديد كه‌ جايزه‌ ويژه‌ قهرمان‌ زمين‌ هم‌ گرفتيد؟
 هر كدام‌ از برنده‌ها را كه‌ نگاه‌ مي‌كنيم‌ مي‌بينيم‌ يك‌ تاؤيرگذاري‌ خاصي‌ در سطح‌ محلي‌، منطقه‌اي‌ و بين‌المللي‌ داشتند. اما يكي‌ از ويژگي‌هايي‌ كه‌ در مورد كار ما براي‌ يونپ‌ خيلي‌ مطرح‌ بود همين‌ اثرگذاري‌هاي‌ جهاني‌ است‌. در بسياري‌ از فرايندها خيلي‌ فعال‌ شركت‌ كرديم‌. تاثيرگذار بوديم‌ و كمك‌ كرديم‌ كه‌ اجماع‌ بوجود بيايد.
يك‌ مورد مثال‌ بزنيد؟
مثلا اتفاقي‌ كه‌ در مورد پروتكل‌ كيوتو در مذاكرات‌ مراكش‌ افتاد.
چه‌ سالي‌؟
سال‌ 2000 ميلادي‌، در آن‌ سال‌ها، پروتكل‌ كيوتو براي‌ اجرايي‌ شدنش‌ به‌ يك‌ سري‌ مشكلات‌ برخورد كرد.از آنجا كه‌ آمريكا از پروتكل‌ كيوتو رسما كنار كشيده‌ بود، اتحاديه‌ اروپا اگر حمايت‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ را جلب‌ نمي‌كرد و رضايتشان‌ را از بابت‌ اجرايي‌ شدن‌ برخي‌ مفاد پروتكل‌ كه‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ را هم‌ در نظر مي‌گرفت‌ جلب‌ نمي‌كرد، كيوتو به‌ احتمال‌ خيلي‌ قوي‌ از هم‌ مي‌پاشيد و اجرايي‌ نمي‌شد. درآن‌ اجلاس‌ ايران‌ رياست‌ گروه‌ 77 را به‌ عهده‌ داشت‌ و ما نقش‌ مهمي‌ را در اجلاس‌ بن‌،يونپ‌ و شوراي‌ حكام‌ و مراكش‌ داشتيم‌ و ما به‌ دنبال‌ حل‌ اختلافات‌ موجود بين‌ اتحاديه‌ اروپا و كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ بوديم‌ و سعي‌ كرديم‌ يك‌ نقش‌ راهبردي‌ داشته‌ باشيم‌ و در مذاكرات‌ مراكش‌ سازمان‌ محيط‌ زيست‌ با همكاري‌ وزارت‌ امور خارجه‌ بسيار موفق‌ عمل‌ كرد . يك‌ اجماعي‌ حاصل‌ شد و اين‌ پروتكل‌ كيوتو را نجات‌ داد و ايران‌ به‌ عنوان‌ كشوري‌ كه‌ در آن‌ مقطع‌ نجات‌ دهنده‌ كيوتو بود از طرف‌ همه‌ مورد تقدير قرار گرفت‌. علاوه‌ براين‌ در كنوانسيون‌ تنوع‌ زيستي‌، توانستيم‌ در هيات‌ علمي‌ شان‌ يك‌ كرسي‌ به‌ دست‌ بياوريم‌ و در پروتكل‌ الحاقي‌اش‌ به‌ نام‌ كارتاهينا سال‌هاي‌ آخر توانستيم‌ يك‌ كرسي‌ ايمني‌ زيستي‌ كسب‌ كنيم‌.
به‌ نظرم‌ در اجلاس‌ ژوهانسبورگ‌ تا حدي‌ نقش‌ برجسته‌اي‌ داشتيد.
در ژوهانسبورگ‌ ما به‌ طور تشريفاتي‌ رئيس‌ دو جلسه‌ بوديم‌. علاوه‌ برآن‌ 4 كميته‌ روساي‌ جمهور و نخست‌ وزيران‌ در ژوهانسبورگ‌ تشكيل‌ شد يعني‌ 180 رئيس‌جمهور و نخست‌وزير از سراسر جهان‌ در 4 كميته‌ نشست‌ داشتند. رياست‌ يكي‌ از آن‌ كميته‌هاي‌ كاري‌ كه‌ بزرگترين‌ كميته‌ هم‌ بود من‌ به‌ عهده‌ داشتم‌ كه‌ البته‌ خيلي‌ هم‌ نامتعارف‌ بود چون‌ من‌ معاون‌ رئيس‌ جمهور بودم‌ و اعضاي‌ كميته‌ اكثرا روساي‌ جمهور بودند ولي‌ سازمان‌ ملل‌ پذيرفت‌ كه‌ من‌ باشم‌.
شما رييس‌ سازمان‌ محيط‌ زيست‌ بوديد امابه‌ واقع‌ مخالفت‌ چنداني‌ در برابر طرح‌ هاي‌ مخرب‌ توسعه‌ نداشتيد؟
ما چاره‌اي‌ نداريم‌ جز اينكه‌ اين‌ تعادل‌ را بين‌ توسعه‌ و محيط‌ زيست‌ برقرار كنيم‌. و ما ناچار هستيم‌ براي‌ اينكه‌ معضلات‌ اجتماعي‌ و مشكلاتي‌ مثل‌ بيكاري‌ و فقر را برطرف‌ كنيم‌ و شاخص‌هاي‌ توسعه‌ انساني‌مان‌ را ارتقا بدهيم‌ در اين‌ زمينه‌ها سرمايه‌گذاري‌هاي‌ بلندمدت‌ انجام‌ بدهيم‌. از آن‌ طرف‌ هم‌ ناچار هستيم‌ به‌ فكر محيط‌ زيست‌ هم‌ باشيم‌ چون‌ يكي‌ از مولفه‌هاي‌ رشد و توسعه‌ هر كشوري‌ حفظ‌ محيط‌ زيست‌ است‌. اين‌ را اگر مديران‌ ما متوجه‌ بشوند كه‌ محيط‌ زيست‌ را هم‌ در نظر داشته‌ باشند و به‌ عنوان‌ يك‌ مساله‌ محوري‌ در توسعه‌ آن‌ را لحاظ‌ كنند توسعه‌ كمتر در تضاد با محيط‌ زيست‌ مي‌شود و اين‌ با ارزيابي‌ زيست‌ محيطي‌ محقق‌ مي‌ شود.   بايد ارزيابي‌ زيست‌ محيطي‌ را در برنامه‌ هاي‌ عمراني‌ و توسعه‌ كشور جدي‌ بگيريم‌. نه‌ اينكه‌ بروند پروژه‌ را انجام‌ بدهند بعد محيط‌ زيست‌ را در مقابل‌ عمل‌ انجام‌ شده‌ قرار بدهند يا اينكه‌ شرح‌ خدمات‌ بدهند ديگران‌ بنويسند و بعد محيط‌ زيست‌ تازه‌ بفهمد چه‌ اتفاقي‌ افتاده‌ است‌.
ولي‌ تا به‌ امروز هم‌ عملا ارزيابي‌ها به‌ همين‌ شيوه‌اي‌ بوده‌ كه‌ خودتان‌ اشاره‌ كرديد. يعني‌ همه‌ آزاد راه‌ها، سدها و ... اول‌ احداث‌ شدند بعد ارزيابي‌ دادند. حتي‌ در زمان‌ رياست‌ شما.
علتش‌ اين‌ بود كه‌ تازه‌ از سال‌ دوم‌ قانون‌ برنامه‌ سوم‌ توسعه‌ يعني‌ سال‌ 78 توانستيم‌ قانون‌ ارزيابي‌ را اجرايي‌ كنيم‌. البته‌ اين‌ قانون‌ از قبل‌ هم‌ بود اما اجرايي‌ كردنش‌ لوازم‌ مي‌خواست‌.
مهمترين‌ اش‌  هم‌ شركت‌هاي‌ مشاور بودند كه‌ بتوانند ارزيابي‌ را انجام‌ بدهند. ما وقتي‌ سال‌ 76 شروع‌ به‌ كار كرديم‌ فقط‌ يك‌ ارزيابي‌ زيست‌ محيطي‌ بود آن‌ هم‌ از آزادراه‌ تهران‌ - شمال‌ كه‌ خيلي‌ ناقص بود. چرا؟ چون‌ شركت‌ مشاور و استاد دانشگاه‌ نداشتيم‌ كه‌ بتواند ارزيابي‌ را انجام‌ بدهد. در دنيا هم‌ اين‌ كار جديد بود. كسب‌ اين‌ دانش‌ فني‌ و توانمندي‌ زمانبر بود. اين‌ كه‌ اين‌ كار نهادينه‌ بشود و دستگاه‌ها بپذيرند كه‌ ارزيابي‌ زيست‌ محيطي‌ را انجام‌ بدهند و اين‌ كه‌ ما همزمان‌ الگوهاي‌ ارزيابي‌ را در شوراي‌عالي‌ به‌ تصويب‌ برسانيم‌ زمانبر بود. قطار محيط‌ زيست‌ را نمي‌ شود با يك‌ واگن‌ آن‌هم‌ با واگن‌ محيط‌ زيست‌ راه‌ برد. بايد تمام‌ واگن‌هاي‌ توسعه‌ را پشت‌سر محيط‌ زيست‌ به‌ هم‌ وصل‌ كرد. اگر همه‌ سوار شدند قابليت‌ اجرا پيدا خواهد كرد در غير اين‌ صورت‌ يك‌ درگيري‌ فرسايشي‌ و بسيار منفي‌ در كشور بوجود مي‌آيد. مثل‌ گذشته‌ كه‌ محيط‌ زيست‌ فقط‌ مي‌گفت‌ ممنوع‌ است‌ و نمي‌شود انجام‌ داد. خب‌ اين‌ تا يك‌ جايي‌ پيش‌ مي‌رود. بعد از اين‌ سد مي‌شكند مگر اينكه‌ ما همه‌ بخش‌هاي‌ توسعه‌اي‌ را در يك‌ چارچوبي‌ توجيه‌ كنيم‌ كه‌ خوشبختانه‌ در دوره‌ گذشته‌ اين‌ اتفاق‌ افتاد. ما نمي‌توانيم‌ محيط‌ زيست‌ را به‌ قيمت‌ باخت‌ صنعت‌ و اقتصاد در كشور حفظ‌ كنيم‌. اقتصاد هم‌ نبايد برنامه‌ هايش‌ را به‌ قيمت‌ باخت‌ محيط‌ زيست‌ اجرا كند ما يك‌ معادله‌ برد برد درست‌ كرديم‌. در اين‌ سال‌ها سعي‌ كرديم‌ براي‌ آقاي‌ وزير صنايع‌ و نفت‌ و ... موضوع‌ را جا بيندازيم‌ كه‌ محيط‌ زيست‌ دشمن‌ شما نيست‌. كاملا درست‌ است‌. اينطور نبود كه‌ ما بگوييم‌ اين‌ قانون‌ ارزيابي‌ است‌ از همين‌ فردا قابل‌ اجرا است‌ در همين‌ دوره‌ بيش‌ از 300 مورد مطالعه‌ ارزيابي‌ داشتيم‌.  
خانم‌ دكتر يكي‌ از ايرادات‌ عمده‌اي‌ كه‌ به‌ ارزيابي‌ها وارد است‌ اين‌ بود كه‌ گزارش‌ها از نظر كيفي‌ زير سوال‌ بود با اينكه‌ بسياري‌ از صاحبنظران‌ و اساتيد محيط‌ زيست‌ به‌ نوعي‌ در تهيه‌ اين‌ گزارش‌هاي‌ ارزيابي‌ دخيل‌ بودند اما در بسياري‌ موارد شاهد بوديم‌ كه‌ به‌ جاي‌  ارزيابي‌ فقط‌ پروژه‌ را توجيه‌ مي‌كردند؟
درست‌ است‌. اين‌ ايراد هم‌ يك‌ زماني‌ وارد بود. يك‌ كاري‌ كه‌ ما بايد مي‌كرديم‌ اين‌ بود كه‌ بايد آيين‌نامه‌ مربوط‌ به‌ ارزيابي‌ را تهيه‌ مي‌كرديم‌ تا اجرايي‌ بشود. ارزيابي‌ زيست‌ محيطي‌ پروژه‌ها كاملا جديد بود و قسمت‌ اصلي‌ وقتي‌ بود كه‌ مطالعه‌ ارزيابي‌ تهيه‌ مي‌شد و حالا بايد اجرايي‌ مي‌شد. ما يك‌ هيات‌ نظارت‌ براجراي‌ ارزيابي‌ داشتيم‌ و اين‌ يك‌ فرايند كاملا پيچيده‌ بود و توانمندي‌اش‌ بايد هم‌ در سازمان‌ و هم‌ در بخش‌ صنعت‌ ايجاد مي‌شد بنابراين‌ براي‌ اينكه‌ اين‌ مشكل‌ كه‌ شما اشاره‌ كرديد نباشد، يك‌ پانل‌ درست‌ كرديم‌. از سال‌ 82 تمام‌ ارزيابي‌ها در اينجا بررسي‌ مي‌شد. با حضور نمايندگان‌ سازمان‌، صنعت‌، دانشگاه‌، استان‌ و... اينطور نبود كه‌ همه‌ تاييد بشود. اشكالات‌ گرفته‌ مي‌شد و مجري‌ طرح‌ سعي‌ مي‌كرد ايرادات‌ را برطرف‌ كند و مجددا ارزيابي‌ را ارائه‌ كند.
در تهران‌ چند درصد پايش‌ صنايع‌ داشتيم‌؟
در حد 5 درصد و 10 درصد. بنابراين‌ ما 150 كارشناس‌ در استان‌ تهران‌ اضافه‌ كرديم‌. گشت‌ محيط‌ زيست‌ فعال‌ شد. ادارات‌ شهرستان‌ها را راه‌اندازي‌ كرديم‌ تا يك‌ مقدار روي‌ صنايع‌ مسلط‌ بشويم‌. خب‌ ما قانون‌ داريم‌، ولي‌ وقتي‌ ابزار كنترل‌ نداريم‌ و نمي‌توانيم‌ قانون‌ را اجرا كنيم‌. وقتي‌ بازرس‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ نداريم‌، خب‌ نمي‌شود ضربتي‌ همه‌ صنايع‌ را پايش‌ و كنترل‌ كرد.
زماني‌ كه‌ سازمان‌ را ترك‌ كرديد، پايش‌ صنايع‌ استان‌ تهران‌ همان‌ 5 درصد بود كه‌ گفتيد؟
زماني‌ كه‌ ما شروع‌ كرديم‌ پايش‌ در تهران‌ يك‌ درصد بود و وقتي‌ سازمان‌ را تحويل‌ داديم‌، شايد به‌ 8-7 درصد روي‌ رسيده‌ باشد. در مورد تهران‌ خيلي‌ جاي‌ كار بود. در مورد تهران‌ صنايع‌ بزرگ‌ و تاؤيرگذار خيلي‌ مسلط‌ شديم‌. محدوديت‌ صنايع‌ در شعاع‌ 120 كيلومتري‌ را به‌ اجرا گذاشتيم‌. البته‌ اين‌ قانون‌ بود، اما اجرا نمي‌شد و در هيات‌ دولت‌ كلي‌ بحث‌ كرديم‌ تا توانستيم‌ آن‌ را به‌ مرحله‌ اجرا بگذاريم‌. در تمام‌ آن‌ سال‌ها ما سر اين‌ موضوع‌ در دولت‌ درگير بوديم‌.
مصوبه‌ محدوديت‌ استقرار صنايع‌ تا شعاع‌ 120 كيلومتري‌ تهران‌ يك‌ مصوبه‌ جديد بود يا قديمي‌؟
مصوبه‌ شوراي‌ انقلاب‌ بود كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ هرگونه‌ بارگذاري‌ صنايع‌ جديد در اين‌ فاصله‌ در تهران‌ ممنوع‌ بود، ولي‌ عملا هر سال‌ كه‌ گذشته‌ بود، وضع‌ بدتر شده‌ بود و كسي‌ توجهي‌ نمي‌كرد تا رسيد به‌ دوره‌ ما. در دوره‌ ما سعي‌ كرديم‌ اين‌ مصوبه‌ را جنبه‌ اجرايي‌ بخشيم‌. در تهران‌ ما 127 واحد در هكتار تراكم‌ واحد صنعتي‌ داريم‌ و در ساير نقاط‌ ايران‌ 18 واحد در هكتار. يك‌ گزارش‌ مفصل‌ درباره‌ استان‌ تهران‌ در هيات‌ دولت‌ ارائه‌ داديم‌ تا ذهنيت‌ همه‌ وزرا به‌ مساله‌ روشن‌ بشود كه‌ اين‌ واقعا خطرناك‌ است‌ و فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ و صنعتي‌ بايد در كشور توزيع‌ شود. تهران‌ پذيراي‌ 400 هزار واحد صنعتي‌ بزرگ‌ و كوچك‌ است‌ كه‌ بسيار غيرمنطقي‌ است‌ و آثار زيست‌ محيطي‌ و جمعيتي‌ آن‌ بسيار زياد است‌. ما موارد بسيار جنجالي‌ در استان‌ تهران‌ داشتيم‌ و من‌ خودم‌ از عالي‌ترين‌ مقامات‌ كشور گرفته‌ تا وزرا تحت‌ فشار بودم‌، ولي‌ ايستاديم‌. در مورد ايران‌ خودرو، ما براي‌ واحدهاي‌ جديد مجوز نداديم‌ و شرط‌ گذاشتيم‌ كه‌ حالا كه‌ پافشاري‌ مي‌كنيد، پس‌ سه‌ واحد را بايد از تهران‌ خارج‌ كنيد.ما از ابزار تشويقي‌ هم‌ استفاده‌ مي‌كرديم‌.
منظورتان‌ همان‌ صنعت‌ سبز و لوح‌ سبز است‌؟
آفرين‌. بله‌ ما يك‌ شاخاهايي‌ را تعريف‌ كرديم‌ كه‌ هر كس‌ قدمي‌ براي‌ حفظ‌ محيط‌ زيست‌ برداشته‌، بياوريم‌ و تشويقش‌ كنيم‌.
پس‌ خودتان‌ هم‌ قبول‌ داريد كه‌ لزوما همه‌ اين‌ صنايع‌ سبز نبودند و اگر قدم‌ كوچكي‌ هم‌ برداشته‌ شده‌ شما به‌ آن‌ لوح‌ سبز داديد؟
نه‌ اينطور نيست‌. آن‌ كه‌ مي‌آمد در مرحله‌ نهايي‌ سبز بود و كسي‌ كه‌ يك‌ قدم‌ برمي‌داشت‌ نهايتا تعطيلش‌ نمي‌كرديم‌ و سه‌ ماه‌ فرصت‌ مي‌داديم‌.
يكي‌ از انتقاداتي‌ كه‌ به‌ سازمان‌ همواره‌ به‌ شكل‌ جدي‌ وارد بود اين‌ است‌ كه‌ هر چه‌ صنعت‌ آلاينده‌ خودروسازي‌، پتروشيمي‌، نفتي‌ و سيمان‌ وجود داشت‌ شما به‌ آنها لوح‌ سبز داديد؟
خب‌ در خيلي‌ موارد واقعا كار مي‌شد و چه‌ خوب‌ بود همان‌ موقع‌ ما يك‌ تيم‌هاي‌ رسانه‌اي‌، برنامه‌ريزي‌ مي‌كرديم‌ تا بروند و ببينند كه‌ آنها چه‌ كار مي‌كنند. بسياري‌ از پالايشگاه‌هاي‌ كشور واقعا پذيرفتند. وزارت‌ نفت‌ نظام‌ مديريت‌ زيست‌محيطي‌ را واقعا پذيرفت‌. ما بايد اين‌ درهايي‌ را كه‌ به‌ روي‌ محيط‌زيست‌ بسته‌ بود باز مي‌كرديم‌. ما حتي‌ در بازديد هم‌ مشكل‌ داشتيم‌ ولي‌ بعد خودشان‌ ديگر توجه‌ كردند و ديدند كه‌ وقتي‌ مميزي‌ انرژي‌ كردند چقدر هزينه‌هايشان‌ كاهش‌ يافته‌ و... اين‌ همان‌ معادله‌ برد برد بود و ما تشويق‌ مي‌كرديم‌ و سعي‌ هم‌ مي‌كرديم‌ كه‌ داوري‌اش‌ دقيق‌ باشد حالا اشتباهاتي‌ هم‌ طبعا شده‌ ولي‌ توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ اين‌ عنوان‌ صنعت‌ سبز فقط‌ براي‌ يكسال‌ اعطا مي‌شد و اينطور نبود كه‌ پايدار باشد و صنايع‌ مي‌بايست‌ به‌ روز حركت‌ مي‌كردند.
خانم‌ دكتر، اما آنچه‌ كه‌ ما مي‌بينيم‌ نقاط‌ مثبت‌ كمتر دارد و عمدتا منفي‌ است‌. يعني‌ هر روز آلودگي‌ هوا تشديد مي‌شود. هر چه‌ پالايشگاه‌ است‌ كنار يك‌ زيستگاه‌ آبي‌ در حال‌ احداث‌ است‌. جاده‌ها و اتوبان‌ها صرفا يا از دل‌ جنگل‌ عبور مي‌كنند يا تالاب‌ يا مناطق‌ حفاظت‌شده‌ و جديدا هم‌ كه‌ گردشگري‌ به‌ يك‌ معضل‌ جدي‌ و تهديدكننده‌ محيط‌زيست‌ بدل‌ شده‌ است‌. كجاست‌ اين‌ كارهايي‌ كه‌ شما اشاره‌ مي‌كنيد، در طول‌ سال‌هاي‌ گذشته‌ انجام‌ شده‌ است‌؟
اين‌ نكته‌اي‌ كه‌ شما مي‌گوييد كاملا درست‌ است‌ بحث‌هاي‌ محيط‌ زيست‌ مثل‌ ساختمان‌ نيست‌ كه‌ يك‌ دفعه‌ برود بالا شما ببينيد. آثار و نتايجش‌ در كوتاه‌مدت‌ به‌ چشم‌ نمي‌آيد. معضلات‌ زيست‌ محيطي‌ كشور بحث‌ ربع‌ قرن‌ و نيم‌ قرن‌ است‌. در مورد آلودگي‌ هوا با توجه‌ به‌ اينكه‌ 5\2 ميليون‌ خودروي‌ جديد وارد تهران‌ شد آلودگي‌ تشديد نشد.
پس‌ اين‌ بحران‌ آلودگي‌ در آذرماه‌ سال‌ گذشته‌ چه‌ بود؟
اينها همه‌ متعلق‌ به‌ خودروهاي‌ فرسوده‌ و خودروهايي‌ است‌ كه‌ عمدتا قبل‌ از سال‌ 80 توليد شده‌ است‌. خودرويي‌ كه‌ از سال‌ 81 به‌ بعد توليد شده‌ ميزان‌ آلودگي‌اش‌ 80 درصد كمتر از خودروهاي‌ توليدي‌ در سال‌ 79 بوده‌.
 ولي‌ در مورد محيط‌هاي‌ طبيعي‌ و تنوع‌ زيستي‌ به‌ واقع‌ تخريب‌ها بيشتر بوده‌ است‌؟
 بحث‌ انقراض‌ گونه‌ها يك‌ بحث‌ جهاني‌ است‌ و ما در ايران‌ كاري‌ كه‌ كرديم‌ اين‌ بود كه‌ آمديم‌ سطح‌ مناطق‌ حفاظت‌شده‌ را افزايش‌ داديم‌.
اما اين‌ فقط‌ بعد كمي‌ را شامل‌ مي‌شد. از نظر كيفي‌ چطور؟
كميت‌ هم‌ مهم‌ بود و من‌ هميشه‌ نگران‌ بودم‌ كه‌ شايد ما هميشه‌ اين‌ فرصت‌ را نداشته‌ باشيم‌ كه‌ سطح‌ مناطق‌ را افزايش‌ بدهيم‌ كما اينكه‌ الان‌ اين‌ قضيه‌ ثابت‌ شده‌ است‌! بنابراين‌ سطح‌ مناطق‌ را از 5\4 رسانديم‌ به‌ 5\7 درصد خاك‌ كشور.
از نظر كيفي‌ چطور؟
كارهاي‌ زيربنايي‌ مثل‌ مطالعات‌ جامع‌ مديريت‌ مناطق‌ را شروع‌ كرديم‌ كه‌ به‌ نظرم‌ الان‌ بايد تمام‌ شده‌ باشد. اين‌ كار بلندمدت‌ بود اما كارهاي‌ كوتاه‌مدت‌ مثل‌ افزايش‌ بودجه‌، فنس‌كشي‌، آموزش‌ محيط‌بانان‌ و ... را هم‌ انجام‌ داديم‌.
ولي‌ آثار را كمتر مي‌توان‌ در مناطق‌ حفاظت‌شده‌ مثل‌ ورجين‌، جاجرود، البرز مركزي‌ و... پارك‌هايي‌ مثل‌ سرخه‌حصار، ناي‌بند، بمو و گلستان‌ و اروميه‌ و... ديد. سرخه‌حصار با ساخت‌ و ساز عملا نابود شد. همين‌ پارك‌ ملي‌ ناي‌بند در بوشهر كه‌ شما عنوان‌ مي‌كرديد اولين‌ پارك‌ ملي‌ دريايي‌ ايران‌ است‌. الان‌ 10 هزار هكتار از اين‌ منطقه‌ در معرض‌ واگذاري‌ به‌ مجتمع‌ پارس‌ جنوبي‌ است‌. از اين‌ موارد خيلي‌ زياد است‌ و متاسفانه‌ ما ديگر كمتر طبيعت‌ بكر و دست‌نخورده‌ داريم‌.
بله‌ اين‌ چالش‌هايي‌ است‌ كه‌ وجود داشته‌ و دارد. در كشور ما نگاهي‌ كه‌ به‌ بحث‌ زمين‌ مي‌شود در ارتباط‌ با  بخش‌ منابع‌ طبيعي‌ و محيط‌زيست‌ واقعا اسفناك‌ است‌ و ما هم‌ در حد توان‌ در حد سياستگذاري‌ مقابله‌ كرديم‌. در شوراي‌عالي‌ محيط‌ زيست‌، روي‌ جنگل‌ و تالاب‌، گونه‌هاي‌ جانوري‌ در حال‌ انقراض‌ متمركز شديم‌. يكي‌ از مبارزات‌ بزرگ‌ ما در اين‌ 7-6 سال‌ آخر در بحث‌ جنگل‌ بود بسيار تحت‌ فشار بوديم‌ ولي‌ بالاخره‌ موفق‌ شديم‌ طرح‌ صيانت‌ را به‌ يك‌ شكلي‌ از دلش‌ بيرون‌ بياوريم‌.
ارزيابي‌ آزادراه‌ تهران‌ شمال‌ را تاييد كرديد؟
بله‌. نقايص زيادي‌ داشت‌ ولي‌ سرانجام‌ اين‌ نقايص برطرف‌ شد و شايد يكي‌ از دلايلي‌ كه‌ باعث‌ شد توجيه‌ اقتصاديش‌ را از دست‌ بدهد اين‌ بود كه‌ سازمان‌ روي‌ ملاحظات‌ زيست‌محيطي‌ از جمله‌ ممنوعيت‌ ساخت‌ و ساز در اطراف‌ آزادراه‌ پافشاري‌ كرد.
البته‌ آزادراه‌ تهران‌  شمال‌پيشرفت‌ نكرد، اما اراضي‌ دو طرف‌ و محدوه‌ طرح‌ عملا تفكيك‌ و واگذار شد حتي‌ در مناطق‌ حفاظت‌شده‌ خودتان‌.
متاسفانه‌ اين‌ اتفاق‌ افتاد. ما پيش‌بيني‌ مي‌كرديم‌ ولي‌ سازمان‌ محيط‌زيست‌ كاري‌ نمي‌توانست‌ بكند.
خانم‌ دكتر چطور در سطح‌ روابط‌ بين‌المللي‌ تا اين‌ حد موفق‌ بوديد و تاثيرگذار اما در داخل‌ ايران‌ نتوانستيد به‌ اين‌ شكل‌ تاثيرگذار باشيد.
براي‌ اينكه‌ در بسياري‌ از موارد اختيارات‌ دست‌ دستگاه‌هاي‌ ديگر است‌. وقتي‌ وزير كشاورزي‌ مي‌آيد پارك‌ ملي‌ سرخه‌حصار را واگذار مي‌كند و قوه‌ قضائيه‌ سند ؤبتي‌ به‌ آنها مي‌دهد و حاضر نيست‌ اسناد را باطل‌ كند من‌ چه‌ كار مي‌توانستم‌ بكنم‌؟ ولي‌ در مجموع‌ توانستيم‌ ذهنيت‌ مديران‌ را نسبت‌ به‌ خيلي‌ از مسائل‌ درگير كنيم‌. نفوذ ما در دولت‌ خيلي‌ زياد بود، تعداد مصوباتي‌ كه‌ در دست‌ داشتيم‌ و به‌ نوعي‌ ضوابط‌ زيست‌محيطي‌ در آن‌ لحاظ‌ شده‌ بود در دوران‌ اصلاحات‌ واقعا چشمگير بود. ردپاي‌ محيط‌ زيست‌ نه‌ فقط‌ در هيات‌ دولت‌ كه‌ در شوراي‌ برنامه‌ريزي‌ توسعه‌ استان‌ها هم‌ كاملا مشهود بوده‌ است‌.
چه‌ نمره‌اي‌ به‌ خودتان‌ مي‌دهيد؟
ديگران‌ بايد بگويند (با خنده‌)ولي‌ عملكرد ما و همين‌ ردپاها كه‌ گفتم‌ نمره‌ ما را هم‌ نشان‌ مي‌دهد. سال‌ 76 كه‌ به‌ سازمان‌ آمدم‌ فقط‌ 25 درصد نيروهاي‌ شاغل‌ در محيط‌ زيست‌ تحصيلات‌ عاليه‌ داشتند اما ما اين‌ ميزان‌ را به‌ 75 درصد نيروهاي‌ تحصيل‌كرده‌ و كارشناس‌ رسانديم‌.
پس‌ شما هم‌ يك‌ ويرانه‌ تحويل‌ گرفته‌ بوديد؟

نه‌،(با خنده‌) من‌ همچين‌ تعبيري‌ به‌ كار نمي‌برم‌... قضاوت‌ در مورد اينكه‌ من‌ ويرانه‌ تحويل‌ دادم‌ يا خير با ديگران‌ است‌ ولي‌ چنين‌ تعبيراتي‌ آن‌ هم‌ در زمان‌ تغيير دولت‌ها چندان‌ شايسته‌ نيست‌. 


 
معرفی گروه ديده بان كوهستان
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

                                            

 

انجمن كوه نوردان ايران، سازماني است غيردولتي كه فعاليت آن ازسال 1378 آغاز شده است.

مطابق اساسنامه ي آن، « انجمن مي كوشد نماينده ي علايق و خواسته هاي ورزشي مشترك كوه نوردان ايران باشد» و از جمله هدف هاي آن «تلاش براي حفظ محيط هاي كوهستاني، گونه هاي گياهي و جانوري و فرهنگ بومي اين مناطق، و كمك به بازسازي مناطق تخريب شده» است.

در انجمن كوه نوردان ايران گروه هاي كاري چندي وجود دارد؛ يكي از آن ها گروه ديده بان كوهستان است. هدف هاي اين گروه عبارت اند از:

  •  جلب توجه همگان به اهميت محيط هاي كوهستاني در چرخه ي زندگي

  • يادآوري وظيفه هايي كه مردم عادي ومسئولان دولتي در حفظ كوهستان ها دارند

  • ترويج شيوه هاي كوه نوردي سازگار با محيط زيست

  • گردآوري گزارش هاي تخريب محيط هاي كوهستاني و منعكس كردن آن ها در مطبوعات يا فرستادن آن ها براي مقام هاي مسئول

  • معرفي ارزش هاي طبيعي و فرهنگي كوهستان هاي كشور

  • اجراي برنامه هايي براي حفاظت منطقه هاي كوهستانيِ با ارزش خاص، يا معرفي اين گونه منطقه ها به سازمان هاي مسئول، براي حفاظت آن ها

 
پيام گروه دکا برای طبيعت دوستان
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

طبيعت دوستان گرامي

كوه‌ها و دشت‌ها، با ارزش ترين تفرج‌گاه‌ها هستند كه ما بي آن كه هزينه‌اي براي آن‌ها پرداخته باشيم، از آن‌ها استفاده مي‌كنيم. به پاس برخورداري از اين نعمت بي نظير، و براي آن كه خود و فرزندان مان بتوانيم هميشه از آن بهره مند شويم،

لطفاً به نكات زير توجه داشته باشيد:

۱- لازم است هميشه يك كيسه همراه داشته باشيم و زباله‌هاي خود را در آن بريزيم و به محل‌هاي جمع آوري زباله برسانيم.

۲- زباله‌هاي تجزيه نشدني(پلاستيك، نايلون، قوطي، شيشه، و...)براي هميشه در طبيعت باقي مي‌مانند و منظره ي بسيار زشتي مي سازند، جمع‌آوري جداگانه‌ي اين قبيل پس مانده‌ها، بازيافت آن ها را ساده‌تر مي‌كند و درآمدي را براي اشخاص دست اندر كار اين امر موجب مي شود.

۳- زباله‌هاي تجزيه شدني مانند پس‌مانده‌هاي غذايي، پوست ميوه‌ها و كاغذ نيز براي تجزيه ي كامل به زمان طولاني نياز دارند، ريخت و پاش آن ها در طبيعت چشم انداز زشتي ايجاد مي كند و موجب آلودگي محيط مي شود.

۴- به فرزندان خود آموزش دهيم كه ازدفع ادرار و مدفوع و ريختن زباله ها در نهرها و رودخانه‌ها و حريم آن‌ها جداً خودداري كنند.

۵- به گياهان و جانوران كوهستان و ديگر محيط هاي طبيعي آسيبي نرسانيم.

۶- از بي‌راهه رفتن و ميان‌بر زدن در مسيرهاي عمومي خودداري كنيم تا كمترين آسيب به دامنه ها وارد شود.

7- با متجاوزان به محيط هاي طبيعي برخورد كنيم و در نگه داري و احياي بقاياي طبيعت كشور بكوشيم.


 
 
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

Kouhban

The Bulletin of the Mountain Watch Group                        

No. 2, March 2006 

In this issue:

*                Telepheriques; A New Disaster for Mountains of Iran.

*                Campaigne of Mountaineers in Kerman; in this Province, mountaineers and invironmentalists had a protest gathering, against the telepherique project in Khabr mountains (a national park).

*                Reports from Kelardasht; Alam Kouh range in Kelardasht region is one of the most beautiful mountain ranges in Iran.Alam Kouh north face is known among serious  mountaineering communities of the world. Mining in Kelardasht has had heavy impact on forest and grassy slopes of the region. Since last year, citizens of Kelardasht have prevented stone mining in the region; a legal case, and a social challenge is opened in Kelardasht.

*                Tochal, a Witness to The Air Pollution and Climate Change; Tochal summit (3965 m.,north of Tehran) is very popular among hill walkers and mountaineers of this big city. One can see (especially in winter) the “inversion of air” and the horrible thick layer of pollution over the city.

          Furthermore, in this article, a comparison is made between the thickness of snow in this year, and that of previous years.

*                Some more news and reports from the mountains of Iran.

           


 
کوه‌بان۲
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

 

به نام خدا

 

کوه بان

 

نشريه ی گروه ديده بان کوهستان                                                                                          

 

شماره‌ي 2 -  اسفند 1384

 

انجمن كوه‌نوردان ايران

 

گروه ديده بان کوهستان

 

تهران  صندوق پستي 5511-19395

 

 

فهرست

اشاره

کاشتن يا نگه داشتن...

طومار اهالي کلاردشت به رئيس جمهور

گزارش بازديد از معدن سنگ کلاردشت

ادعاي شوراي شهر کلاردشت...

درباره ي معدن سنگ کلاردشت

سيل تخريب در انتظار کلاردشت

انجمن حمايت از محيط زيست کلاردشت

کوهستان خَبر و تله کابين

تجمع در مقابل سازمان ميراث فرهنگي کرمان

نامه هاي ديده بان کوهستان در مورد تله کابين

تله کابين رامسر و طبيعت گردي ماشيني

روز جهاني کوهستان

گردش گري در کوهستان

گردش گري و اقتصاد

بستر فعاليت هاي کوه نوردي

تجربه ي دو ديدار از درياچه ي اُوان

توچال؛ شاهدي بر آلودگي هوا و تغيير اقليم

چند خبر و ...

 

 

 

اشاره

 

طبيعت به شکل طبيعی ارزشمند است يا به صورت « تجهيز شده»؟

مديراني كه برای عرصه‌هاي آزاد كشور تصميم‌گيري مي‌كنند، بايد در اين مورد خوب بيانديشند.

 در اين طرح‌ها و ديگر برنامه‌هاي تله‌كابين‌سازي و «طبيعت‌گردي» ايراني، براي استفاده از جاذبه‌هاي طبيعي، حد بسيار بالايي از دست كاري در طبيعت مجاز فرض شده است؛ زمين موردنياز در اين طرح‌ها،از «منابع طبيعي» و حتي به تازگي، از منطقه‌هاي حفاظت شده و پارك‌هاي ملي كه مطابق تعريف، دخالت انسان در تغيير چهره‌ي طبيعي آنها بايد در كمترين حد ممكن باشد، تامين مي‌شود.4.

واسطه‌گري، اتكا به واردات كالا از خارج، روحيه‌ي بساز و بفروشي كه نه تنها بر بازار ايران بلكه بر فضاي تصميم‌گيري مديران دولتي هم حاكم شده، و آموزه‌هاي اقتصادي چند نسل گذشته‌ي ما كه «سود، در ملك است»، به اين منجر شده است كه در ترويج طبيعت گردي هم به فكر تملك شخصيِ اندك عرصه‌هاي طبيعي باقي مانده كه درواقع متعلق به همه‌ي مردم و نسل‌هاي آينده است، اقدام كنند. سود ساختن رستوران و هتل و برپا كردن دكه‌هاي فروش پفك و نوشابه با بطري دورانداختني، و اجاره دادن آنها ... بي‌هيچ تعهدي در حفظ محيط زيست و بازيافت زباله كجا، و حمايت از جامعه‌هاي محلي و سود تدريجي حاصل از شيوه‌هاي گردش‌گري پايدار كجا؟! نظام بانكي كشور هم برپايه‌ي دادن وام به فعاليت‌هاي زودبازده ـ با وثيقه‌ي ملكي ـ شكل گرفته است. همچنين، تخصيص اعتبارهاي استاني و محلي، با محاسبه‌ي قابليت «جذب بودجه» در مناطق انجام مي‌شود. براي جذب بودجه، يعني گرفتن «سهم نفت»، ارايه‌ي طرح‌هاي هزينه بر كه برگشت سرمايه‌ي سريع دارند، بسيار كارساز است. مجموع اين عامل‌ها،نگره‌اي را در جامعه‌ي ما شكل داده كه مبتني است بر بهره‌كشي بي‌رحمانه از طبيعت، و بادآورده به شمار آوردن ارزش‌هاي طبيعي.

اصلاح اين چرخه‌ي معيوب و جلوگيري از ميلياردها تومان سود حاصل از انواع رانت كه به جيب اشخاص معيني مي‌رود، كار ما نيست... آن چه كه ما دوستداران يك لاقباي محيط‌هاي طبيعي مي‌توانيم بكنيم، دفاع از آخرين «جزيره»هاي طبيعي باقي مانده در كشور، و مبارزه با چوب زدن بر اموال همگاني است كه بخش مهمي از آن شامل منابع طبيعي مي‌شود. تلاش براي حاكم كردن قوانين مربوط به منابع طبيعي و محيط‌ زيست بر همه‌ي اركان جامعه، و تذكر به مقام‌هاي مسئول براي اجراي وظيفه‌هاي قانوني‌شان در حفظ عرصه‌هاي ملي، آشناسازي مردم با حقوق زيست محيطي‌شان، بخشي از كارهايي است كه ما مي‌توانيم انجام دهيم.

صحبت از «كشته شدن چند حيوان» (آن‌گونه كه فرماندار بافت گفته است) نيست؛ تمامي طبيعت را نشانه‌ گرفته‌اند، و تمام قوانين و اخلاقيات زيست محيطي را زيرپا گذاشته‌اند .                      


 

 

1) روزنامه‌ي حسبان 22/9/84

2) ميراث خبر 11/10/84

3) ايرنا 11/10/84

4) مطابق طبقه‌بندي اتحاديه‌ي جهاني حفاظت  ( IUCN )  در پارك ملي «هرگونه بهره‌برداري يا سكونت زيان‌آور كه موجوديت منطقه را به مخاطره مي‌اندازد» بايد حذف شود، چرا كه اين مناطق «براي حفظ و يكپارچگي يك يا چند اكوسيستم براي نسل‌هاي حاضر و آتي» كنار گذاشته مي‌شوند. (نگاه كنيد به « راهنماي آماده‌سازي پارك‌هاي ملي و مناطق حفاظت شده براي توريسم » ، ترجمه: هنريك مجنونيان، انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست ، 1377، ص 92 و 93). طبق تعريف‌هاي سازمان حفاظت محيط زيست، پارك ملي محدوده‌اي است كه «به منظور حفظ هميشگي وضع زندگي و طبيعي آن ... تحت حفاظت قرار مي‌گيرد.» (اطلس محيط زيست ايران ، انتشارات سازمان نقشه‌برداري كشور،1380، ص27 .) 

 

به مناسبت هفته منابع طبيعی

 

کاشتن يا نگه داشتن  ؛  مسئله اين است !

ما، مردمي هستيم اهل مراسم؛ در مناسبت‌هاي گوناگون، مراسمي مفصل و پر سر و صدا برگزار مي‌كنيم (براي مثال: مراسم «سريالي» پس از درگذشت يك شخص!) اما در پرداختن به جوهر موضوع، و در گام‌برداري سنجيده براي دست‌يابي به هدف مشخص، چندان پي‌گير و اصولي نيستيم.

 
 

در يكي دو سال گذشته، استاندار استان گلستان و مديران طرح گردش‌گري آشوراده، ساخت هتل و تاسيسات ديگر را در اين «ذخيره‌گاه زيست كره» گامي در جهت «ارتقاي سطح معيشت مردم استان گلستان» اعلام كرده‌اند با استدلالي شبيه به اين، فرماندار بافت، احداث تله كابين در «پارك ملي» خبر را طرحي مي‌داند كه به «احياي زندگي اهالي منطقه منجر خواهد شد.»۲ او همچنين گفته است: «نمي‌توانيم براي اين كه چند حيوان از بين نرود، دست روي دست بگذاريم و شاهد فقر روزافزون مردم و مهاجرت آنان باشيم.» نمايند‌ه‌ي آستارا در مجلس نيز گفته است كه تله كابين گردنه‌ي حيران «نقش مهمي در توسعه‌ي اين بخش اشتغال زا [گردش گري] 

خواهد   داشت.»۳

چرا «دل‌سوزان» ايجاد اشتغال و توسعه‌ي گردش‌گري، به احياي بافت‌هاي باارزش و سنتي روستاها، ساخت مكان‌هاي اقامتي و پذيرايي با مصالح بومي (و كاربست فن‌آوري نوين)، حمايت از صنايع دستي محلي، مرمت و بازسازي آثار تاريخي پرشماري كه در كوه و دشت‌هاي كشور رها شده‌اند، ترويج شيوه‌هاي طبيعت‌گردي سازگار با محيط زيست مانند پياده‌روي يا كوه‌پيمايي در امتداد راه‌هاي قديمي، اقامت در چادرگاه، راندن قايق های بی موتور،  پرنده بينی ،  عكاسي از حيات وحش، و مانند اينها روي نمي‌آورند؟ يك پاسخ بي‌رودربايستي اين است كه وارد كردن يك خط تله كابين از خارج و واگذاري آن به فلان نهاد و سازمان، سود بي‌دردسر و سريع‌الوصولي دارد كه آن كارهاي آرام و زمان بر ندارند. به علاوه، گرفتن زمين مفت از محل عرصه‌هاي ملي، و انجام عمليات ساخت و ساز چنان سود نجومي‌اي دارد كه در شرايط اقتصادي ايران، هيچ فعاليت ديگري ندارد.

روزهاي مناسبتي را تا حد هفته كش مي‌دهيم (براي مثال: هفته‌ي منابع طبيعي از 15 تا 21 اسفند) اما به جاي آن كه اين روزها و هفته‌ها، يادآور وظيفه‌هاي اصلي ما باشد، خود به برنامه و هدفي بدل مي‌شوند.

كارهاي «نمادين» مانند كاشتن درخت در يكي از روزهاي هفته‌ي منابع طبيعي، كار بي‌فايده‌اي نيست ـ اما همه‌ي كار و حتي گام اول در حفظ اين منابع نيست. سال‌ها است كه پاره‌اي از مقامات و گروه‌هايي از مردم عادي در 15 اسفند يا يكي از جمعه‌هاي نزديك به اين روز، نهال‌هايي بر خاكي مي‌نشانند و بعد ـ لابد با وجداني راحت كه وظيفه‌ي شهروندي خود را به جا آورده‌اند ـ پي كار خود مي‌روند، و در روزها و هفته‌هاي ديگر حتي به ياد نمي‌آورند كه آن نهال در كجا نشانده شده و چه بر سرش آمد. در 15-10 سالي كه از تاسيس سازمان‌هاي غيردولتي مي‌گذرد، آنها را هم تا حد زيادي گرفتار در همين گونه مراسم و بزرگداشت‌ها ديده‌ايم: اين سازمان‌ها كم‌تر به دنبال پياده كردن برنامه‌هاي اصولي و درازمدت، يا كار پي‌گيرانه‌ي آموزشي و افشاگرانه، و بيش‌تر شركت‌كننده در برنامه‌هاي مناسبتي بوده‌اند.

بد نيست كه يك بار، به مناسبت روز درخت‌كاري، سازمان‌هاي دولتي مسئول در زمينه‌ي منابع طبيعي و محيط زيست، و نيز سازمان‌هاي غيردولتي گزارشي بدهند از: 1- تعداد تقريبي درختاني كه در يك منطقه‌ي خاص، مثلاً پنج سال پيش، در روز درخت‌كاري كاشته‌اند. 2- درصد درختاني كه پس از پنج سال در آن منطقه زنده مانده‌اند. 3- قطر تنه و ارتفاعي كه آن درختان پيدا كرده‌اند. 4- تاثير آن درختان بر محيط زيست منطقه و سازگاري درختان با محيط با توجه به بومي يا بيگانه بودن گونه‌ي درخت كاشته شده ... و البته مي‌توان عامل‌هاي ديگري را نيز در اين بررسي در نظر گرفت.

پيشنهاد ديگر اين كه سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي، گزارشي تهيه كنند از تعداد و سن درختان قطع شده در منطقه، مقايسه‌ي آن با درختان كاشته شده، و ارزيابي محدوده‌هاي طبيعي و باغ‌ها و ديگر فضاهاي سبز كه در طرح‌هاي توسعه تخريب شده‌اند. آن چه كه با يك نگاه ساده به محيط زيست شهري و طبيعي كشور مي‌توان دريافت، اين است كه درختان كهن‌سال، جنگل‌ها، مرتع‌ها، و زمين‌هاي كشاورزي با شدت و بي‌رحمانه نابود مي‌شوند و در مقابل نهال‌هايي ضعيف و غالباً غيربومي در زمين‌هايي نامناسب كاشته مي‌شوند كه بيشتر آنها نيز كوتاه زماني پس از كاشت، خشك مي‌شوند يا به زماني بس دراز نياز دارند تا به اندازه‌ي درختان قطع شده برسند.

در تهران، باغ‌هاي قديمي شميران و كن و طرشت با درختاني كه هر يكي به اندازه‌ي ده‌ها نهال حجم سبز داشتند، و گستره‌ي قابل توجهي از جنگل‌هاي مصنوعي سوهانك و تپه‌هاي گيشا و لويزان و تعداد بي‌شماري از درختان قطور بزرگ راه‌ها و ديگر گذرگاه‌ها كه آب و زمان بسياري برده بودند تا به چنان وضعي برسند، در برنامه‌هاي ساختمان‌سازي و راه‌سازي قطع شده‌اند. با از ميان رفتن عرصه‌هاي طبيعي و زمين‌هاي كشاورزي نزديك تهران، در لواسان، رودبار قصران، سرخه‌حصار، جاجرود، دماوند، كرج، لار، كن، سولقان و ... به دست دل بستگان به «زمين» (به معناي ملك) كه دشمنان زمين (به معناي مادر طبيعت) هستند، بستر مناسب و قديمي براي كاشت و داشت درختان از ميان رفته و برنامه‌هاي درخت كاري جديد به بدترين زمين‌هاي موات منتقل شده است. مي‌توان برنامه‌ي درخت كاري در دو سوي آزاد راه تهران ـ قم را مثال آورد كه با صرف هزينه و وقت و آب بسيار انجام شد، اما اكنون پس از گذشت چندين سال تقريباً تمامي آن درختان خشك شده‌اند. تجاوز به درختستان‌ها و جنگل‌ها را مي‌توان در اطراف ديگر شهرهاي بزرگ كشور، و حتي شهرها و روستاهاي كوچك (به ويژه در استان‌هاي مازندران و گيلان) هم ديد. در نوار باريك حاشيه‌ي درياي خزر كه تنها جنگل‌هاي واقعي و چشم‌گير كشور را دربرمي‌گيرد، هر چشم غيرحساس هم مي‌تواند فاجعه‌ي عظيم جنگل‌زدايي و تبديل باغ‌ها و كشتزارها را به ساختمان و جاده‌هاي فرسايش‌زا ببيند.

دست نخورده‌ترين و طبيعي‌ترين عرصه‌هاي كشور، منطقه‌هاي زير نظر سازمان حفاظت محيط زيست بوده‌اند (پارك‌هاي ملي، منطقه‌هاي حفاظت شده، ...) كه فقط در حدود هفت درصد از سطح كشور را مي‌پوشانند؛ از اين هفت درصد سهم بسيار كوچكي شامل عرصه‌هاي پر درخت مي‌شود. اما حتي اين منطقه‌ها هم از موج درخت‌زدايي در امان نبوده‌اند: در پارك ملي گلستان، در منطقه‌ي حفاظت شده‌ي ارسباران، منطقه‌ي حفاظت شده‌ي البرز مركزي، كناره‌هاي رودخانه‌ي حفاظت شده‌ي سرد ابرود، و ... طرح‌هاي راه‌سازي و معدن كاري، و نيز تجاوز اشخاص و نهادها به نقاط پردرخت چشم‌گير است، و مي‌توان ده‌ها گزارش و عكس از اين تجاوزها ارايه داد.

با توجه به نكته‌هاي بالا، با در نظر داشتن اين اصل ساده‌ي كشاورزي كه «داشت» مهم‌تر از كاشت است، با توجه به اين كه تا به امروز تمامي زمين‌هاي مستعد كشاورزي در ايران مورد بهره‌برداري قرار گرفته و ديگر امكان افزودن به اين سطح وجود ندارد، و با توجه به اين كه اگر عرصه‌هاي جنگلي و نيز باغ‌ها و پارك‌هاي موجود به زيرساخت و ساز بروند، بازسازي دوباره‌ي آنها ناممكن و غيراقتصادي خواهد بود و ايجاد درختستان‌هاي جديد ـ اگر ممكن باشد ـ به عرصه‌هاي با خاك نامرغوب و آب ناكافي منتقل خواهد شد و بازدهي مناسب نخواهد داشت ... مسئولان دولتي بايد بيش از آن كه در زمينه‌ي درخت كاري تبليغ و هزينه كنند، به نگه‌داري درختان موجود بپردازند.

سازمان‌هاي غيردولتي هم بايد مبارزه براي حفط درختان (و به طور كلي محيط زيست) را به يك چالش موثر بدل سازند و كار خود را محدود به اجراي كارهاي نمايشي و شركت در همايش‌ها نسازند. و لازم است كه تك تك ما با دقت و حساسيت، عرصه‌هاي جنگلي و باغ‌ها و درختان خيابان‌ها و ديگر فضاهاي سبز را زيرنظر داشته باشيم و با متجاوزان به آنها برخورد كنيم. همچنين بهتر است كه به جاي (يا در كنار) انجام كارهاي «نمادين» مانند شركت در برنامه‌هاي درخت‌كاري در منطقه‌هايي كه نمي‌دانيم در آنها درختان ما باقي خواهند ماند يا نه، در محله‌ي خودمان نهال‌هايي در خيابان و كوچه و حياط، يا گياهان رونده‌اي در كنار ديوارها بكاريم و خوب از آنها مراقبت كنيم.

 


 
كوه بان۲
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

طومار اهالي كلاردشت به رئيس جمهور

 

طوماري با متن زير، به امضاي چندصد نفر از اهالي كلاردشت و نيز شوراي اسلامي بخش كلاردشت، شوراي اسلامي روستاي كرديچال، شوراي اسلامي شهر كلاردشت، شوراي اسلامي روستاي كلنوسفلي، شوراي اسلامي روستاي طبرسو، و شوراي اسلامي روستاي بي‌قلعه رسيده و براي آقاي احمدي‌نژاد فرستاده شده است.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد

رياست محترم جمهور و رئيس شوراي عالي محيط زيست

با عرض سلام و ادب به استحضار مي‌رساند كه از چند سال پيش اهالي كلاردشت مازندران به فعاليت شركت سنگ تزئيني كلاردشت معترض شده و خواهان توقف فعاليت آن هستند. دلايل اين اعتراض عبارتند از:

1- شركت متروي تهران كه دارنده‌ي مجوز اوليه‌ي بهره‌برداري از سنگ گرانيت كلاردشت مي‌باشد، در ابتداي فعاليت خود يعني در مهرماه سال 1368 طي صورت‌جلسه‌هاي متفاوت كه به امضاي دفتر حقوقي آن شركت، شوراي اسلامي روستاي رودبارك، نماينده‌ي مردم در مجلس، فرماندار و اكثريت مسئولين منطقه و نيز تعدادي از اهالي رسيده بود، متعهد شد كه براي حمل سنگ هاي استخراجي يك جاده‌ي كمربندي احداث نمايد. اما شركت مزبور به جاي اين كار در تمام اين سالها، كاميون‌هاي حامل سنگ را از جاده‌ي قديمي و باريك منطقه و از ميان روستاها عبور داده كه موجب سلب آسايش و امنيت جاني اهالي، آلودگي هوا و ايجاد سر و صداهاي شديد و آلودگي صوتي شده است.

2- بهره‌بردار اوليه (شركت مترو)، همچنين سازمان تامين اجتماعي كه معدن را از مترو تحويل گرفت و پيمانكاران، برخلاف قانون دست به انفجارهاي متعدد در منطقه زده و بدون توجه به اصول زيست محيطي، معدن كاوي را محدود به حريم تعيين شده نكرده و موجب تخريب گسترده و جبران ناپذير مراتع و جنگلها شده‌اند. به پيوست عكس‌‌هايي از رانش دامنه‌ها و ويرانگري ناشي از بهره‌برداري غيرمسؤولانه و غيراصولي در منطقه، تقديم مي‌گردد.

3- بهره‌برداران در امتداد كيلومترها جاده از روستاي رودبارك تا مناطق بالادست (برير، تنگ گلو، ...) با ريخت و پاش گازوئيل و روغن موتور و با تجاوز به حريم روخانه‌ي حفاظت شده‌ي سردآبرورد و با ناخنك زدن به هر جا و بر هم زدن شديد و تخريب گسترده‌ي اكوسيستم طبيعي موجب آلوده شدن خاك و آب شده و حيات اين رودخانه و صنعت پرورش ماهي را در معرض آسيب جدي قرار داده‌اند.

4- منطقه‌ي كلاردشت يك قطب مهم گردشگري در ايران است كه هر ساله عده‌ي زيادي را هم از كشورهاي ديگر جهان به سبب مناظر و چشم‌اندازهاي بسيار زيبايش در خود پذيرا مي‌باشد. همچنين زيستگاه گونه‌هاي متنوع گياهي و جانوري است و ارتفاعات قله ي4851 متري علم كوه به عنوان دومين قله مرتفع ايران، از چندين سال پيش به طور رسمي «اثر طبيعي و ملي» اعلام گرديد. هر ساله هزاران طبيعت دوست و كوه‌نورد از سراسر ايران و كشورهاي خارجي براي ديدن اين جاذبه‌ها كه به واقع جلوه‌هاي كم‌نظيري از هنرمندي خالق هستي است، به كلاردشت مي‌آيند. پيداست كه تخريب و فرسايش دامنه‌هاي كوهستان، انفجار، ريزش سنگ، نابودي پوشش گياهي و رفت و آمد كاميون‌هاي سنگين در نزديكي اين اثر طبيعي و ملي، چه تاثير منفي گسترده‌اي در نابودي ارزش‌هاي زيست محيطي و كسب درآمد پايدار براي منطقه و كشور دارد.

مضافاً از بين رفتن پوشش گياهي و برداشت سنگ و ماسه از بستر و حريم رودخانه سردآبرود و ريختن خاك در دره‌ها و مسير آبراهه‌ها موجب طغيان رودخانه، سيلاب و كشتار هزاران قطعه ماهي در رودخانه و كارگاه‌هاي تكثير و پرورش ماهي وصدمه ديدن جان و مال اهالي چندين محله در مسير رودخانه مي‌گردد. آقاي رئيس جمهور مسير، لت كمرو ديوچال از نظر احتمال بروز سيل همانند تفنگ مسلحي مي‌باشد كه منتظر كوچك‌ترين ضربه به ماشه آن مي‌باشد تا كلاردشت را به تاريخ بسپارد، اگر ما نخواهيم در اين مسير و مكان خطرناك زندگي كنيم بايد به چه كسي پناه ببريم، آيا فريادرسي جز شما و ديگر مسئولين دلسوز مملكت وجود دارد؟

با توجه به موارد بالا و با عنايت به اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه اشعار مي‌دارد «فعاليت‌هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيدا كند، ممنوع است»، با در نظر داشتن اين‌ كه عموم اهالي كلاردشت با فعاليت معدن سنگ مخالفند، و با عنايت به ماده‌ي هفت قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست، از رياست محترم جمهور درخواست داريم نسبت به ابطال پروانه‌ي بهره‌برداري معدن كلاردشت اقدام نمايند.

 

 

رونوشت:

سركار خانم دكتر جوادي رياست محترم سازمان حفاظت محيط زيست

جناب آقاي دكتر انوشيروان محسني نماينده محترم نوشهر و چالوس در مجلس شوراي اسلامي

حجت الاسلام سادات موسوي رياست محترم فراكسيون اصل پنجاهم قانون اساسي در مجلس

جناب آقاي خداكرم جلالي رياست محترم سازمان جنگلها و مراتع كشور

 

 


 
 
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

 

كندن پوست پلنگ براي دوختن پالتو!

  گزارش بازديد از معدن سنگ كلاردشت

در روز 1/9/84 پيرو درخواست تعدادي از اهالي كلاردشت كه مخالف فعاليت معدن سنگ گرانيت در بالادست منطقه هستند، دو تن از كارشناسان اداره‌ي منابع طبيعي نوشهر (مهندس رمجي و مهندس عسگريان) به منظور ارزيابي تاثير اين معدن كاري بر جنگل و مرتع و حوزه‌ي آبخيز سردآبرود، به محل معدن آمدند. همچنين مهندس فضليان از اداره‌ي صنايع و معادن استان (ساري) به منظور تشخيص تجاوز احتمالي معدن از محدوده‌ي تعيين شده، به منطقه آمد.

معدن گرانيت كلاردشت كه به معدن ديوچال معروف است، در حال حاضر در دره‌ي خوشاكش و مرتعي به نام لت كمر به برداشت سنگ مشغول است ـ كه البته از اسفند 83 با ممانعت مردم منطقه از رفت و آمد كاميون‌هاي حامل سنگ، در عمل تعطيل است. خوشاكش دره‌ي تنگي است كه از اكاپل (محلي در جنوب غربي روستاي رودبارك) به سوي دامنه‌هاي شمالي كوه ديوچال (4185متر) مي‌رود. يكي از سرشاخه‌هاي رودخانه‌ي حفاظت شده‌ي سردآبرود، به نام رودخانه‌ي شهر زمين در اين دره جاري است. جاده‌ي اختصاصي معدن، دامنه‌ي پرشيب سمت راست دره را بريده است و سبب خالي شدن زيردامنه‌ها، و در نتيجه ريزش مداوم خاك بالادست شده است. در طول جاده، مي‌توان در همه جا درختان، بوته‌ها و تكه‌هاي خاك را ديد كه به پايين لغزيده‌اند يا در لبه‌ي خط برش جاده معلق‌اند. در خارج از مسير اصلي جاده هم، چند چا آثار «تيغ‌انداختن» بولدوزر به چشم مي‌خورد كه احتمالاً نتيجه گمانه‌زني‌هاي قبلي براي يافتن رگه‌هاي سنگ يا چيز ديگر است.

پس از طي 5-4 كيلومتر از اكاپل، به كارگاه معدن مي‌رسيم، در اين نقطه، دره بازتر مي‌شود و مي‌توان «قيف» عظيمي را مشاهده كرد كه سرگشاد آن خط الراس كوه ديوچال است و مجراي باريك آن، دره‌ي خوشاكش. معدن در گلوگاه اين قيف قرار دارد. شيب كلي منطقه در حدود 45 درجه، و شيب صخره‌ي گرانيتي مورد بهره‌برداري، 60 تا 80 درجه به نظر مي‌رسد.

اگرچه فعاليت شركت سنگ تزئيني كلاردشت، در حال حاضر در ديوچال متمركز است، اما حدفاصل رودبارك (بالاتر از مركز پرورش آزادماهي شركت شيلات) تا اكاپل، در عمل به انبار سنگ شركت بدل شده ودر چند نقطه، قطعه‌هاي عظيم سنگ‌هاي بريده شده، در كنار رودخانه‌ي سردآبرود انبار شده و پوشش گياهي منطقه به شدت آسيب ديده است. به علاوه، شركت متروي تهران (بهره‌بردار اوليه‌ي معدن) كه امتياز بهره‌برداري را به شركت سنگ تزئيني واگذار كرده، در سال‌هاي گذشته جمعاً حدود 20 كيلومتر جاده تا وندارين و از آنجا باز هم به سمت بالا در دو سو (دره‌هاي برير و خرم دشت) احداث كرده كه نتيجه آن، آسيب‌ديدگي حريم رودخانه، رانش كوه، فرسايش خاك، و تسهيل دسترسي خارج از ظرفيت به جنگل‌ها و مراتع منطقه بوده است.

مهندس رمجي مي‌گويد من كه 24 سال سابقه‌ي خدمت در منابع طبيعي مازندران دارم، تاكنون نديده‌ام كه در استان مازندران محدوده‌اي چنين گسترده در اختيار يك معدن قرار گيرد، و حداكثر محدوده‌هاي واگذار شده، 15-10 هكتار بوده است. معيري و ابوالقاسمي، از فرهنگيان بازنشسته‌ي كلاردشت مي‌گويند كه اينجا فقط بخشي از حوزه‌اي است كه شركت مترو و جانشين آن، شركت سنگ تزئيني (وابسته به سازمان تامين اجتماعي)، در آن فعاليت كرده‌اند. اين بهره‌برداران، در طول كيلومترها امتداد شاخه‌ي اصلي سردآبرود، هر كجا كه خواسته‌اند جاده زده‌اند و گمانه‌زني كرده‌اند. بيگلريان و نقوي از فعالان «انجمن حفظ محيط زيست كلاردشت» مي‌گويند كه شيب‌هاي بالاي معدن، از نظر زمين‌شناسي، يخچالي هستند و بستر سستي دارند؛ كنده شدن زير اين شيب‌ها، خطر زمين لغزه و سيل را به شدت افزايش داده است. محمدي از «گروه ديده‌بان كوهستان» اشاره مي‌كند كه منطقه‌ي فعاليت معدن در گلوگاه قيف مشرف بر كلاردشت قرار دارد و نابودسازي پوشش گياهي، خطر جاري شدن سيل را همچون شبحي برفراز كلاردشت قرار داده است. او همچنين به سيل ويران‌گري كه در دهه‌ي شصت در منطقه جاري شد و خسارت‌هاي سنگيني وارد ساخت، اشاره مي‌كند و مي‌گويد كه اصلاً معدن كاري «باز» در چنين شيب‌هايي منطقي به نظر نمي‌رسد.

مهندس رمجي مي‌گويد كه طبق قانون، بهره‌بردار بايد تخريب‌هايي را كه براي گمانه‌زني انجام داده مرمت كند و پس از تعطيلي معدن هم «باطله‌ها» را خارج كند و تا حد امكان منطقه را به وضع طبيعي برگرداند. مهندس عسگريان مي‌گويد كه انبوه لاشه سنگ‌هاي اين معدن، بستر رودخانه را تخريب كرده است. به علاوه، از ابتداي حضور شركت مترو در منطقه، آنها با وجود درخواست‌ها و اخطارهاي مكرر اداره‌ي منابع طبيعي، محدوده ي كار خود را براي ما مشخص نكرده‌اند. به ويژه، پس از واگذاري معدن از سوي شركت مترو به شركت سنگ تزئيني، ابعاد اقدام‌هاي تخريبي و خودسرانه افزايش يافته است. معيري مي‌گويد كه آنها با وجود مخالفت سازمان حافظت محيط زيست و اداره شيلات، نه تنها با جاده‌سازي و انبار كردن سنگ‌هاي عظيم در حريم رودخانه‌ي حفاظت شده‌ي سردآبرود، به طبيعت و كارتكثير آزادماهيان آسيب رسانده‌اند، بلكه با وارد كردن تجهيزات توليد شن و ماسه، تصميم به تكميل برنامه‌ي مرده‌سازي اين رودخانه گرفته‌اند. ابوالقاسمي از نامناسب بودن جاده‌ي قديمي كه از وسط روستاها و شهر كلاردشت مي‌گذرد، براي حمل سنگ‌هاي بيست تني گفت، و اين كه شركت مترو از سال 1369 در توافقي با شوراي اسلامي رودبارك، ملزم به ساخت جاده‌ي كمربندي اختصاصي براي معدن بوده است، اما هيچ‌گاه به اين تعهد عمل نكرده است.

بيگلريان خطاب به صميمي (مسئول كارگاه معدن) گفت كه شما بارها در اينجا دست به انفجار زده‌ايد، در حالي كه ملزم به استفاده از سيم برش براي برداشت سنگ هستيد. صميمي در پاسخ گفت كه ما در سال گذشته فقط دو سه بار انفجار داشته‌ايم كه كار ما مطابق قانون بوده و صورت «مواد ناريه»ي مصرفي را هم داده‌ايم. مهندس فضليان گفت كه مجلس از سال 76 استفاده از مواد منفجره را براي برداشت سنگ ممنوع كرده است، اما براي گرانيت استثنا قايل شده‌اند، چون اين سنگ بسيار سخت است و ما تكنولوژي لازم را براي برداشت آن نداريم. محمدي گفت كه اگر ما تكنولوژي اين كار را نداريم، نبايد در چنين منطقه‌ي باارزشي با انفجار و وسايل ابتدايي به چنين تخريب‌هايي دست بزنيم. حتي ماشين آلات بهره‌بردار آن قدر قديمي است كه پيوسته روغن‌ريزي دارند و به علاوه، گازوئيل مصرفي ماشين‌ها همه جا ريخته است كه اين موجب آلودگي پايدار آب و خاك منطقه مي‌شود. معدن واقعي اين منطقه، ارزش طبيعي و كوه‌نوردي و گردش‌گري آن است كه مي‌تواند براي نسل‌ها درآمد و اشتغال پايدار ايجاد كند.

معيري به سخن حجت‌الاسلام ميرتبار امام جمعه‌ي كلاردشت اشاره كرد كه گفته است مطابق آيات قرآن مجيد، «كوه‌ها ميخ‌هاي زمين هستند» و نگهدارنده‌ي آن، و منشا بركت براي منطقه، و نبايد بهره برداري‌ها موجب آسيب‌ جبران‌ناپذير كوهستان گردد. مهندس فضليان گفت كه بهره‌بردار براي اكتشاف و گمانه‌زني در هر نقطه بايد از اداره‌ي معادن اجازه بگيرد، و در مرحله‌ي بعدي براي برداشت هم بايد مجوز بگيرد، در هر مرحله نيز مجوز اداره‌ي معادن پس از استعلام از اداره‌ي منابع طبيعي و نيز سازمان حفاظت محيط زيست، صادر مي‌گردد. معدن كلاردشت براي اين محدوده (ديوچال) مجوز قانوني دارد، اما اگر از اين محدوده تجاوز كرده باشد، اداره‌ي معادن مي‌تواند مجوز بهره‌برداري را لغو كند. او اضافه كرد كه امروز با جي پي اس حدود محل بهره‌برداري را مشخص كرده‌ام و گزارش خود را به مسئولان بالاتر مي‌دهم، و شما هم مي‌توانيد خودتان نقاط تخريب شده ي ديگر را با جي پي اس مشخص كنيد و گزارشي به اداره‌ي معادن استان بدهيد.

مهندس رمجي گفت كه اداره‌ي منابع طبيعي نوشهر چندبار به شركت مترو و شركت سنگ تزئيني اخطار كرده و مطالبه‌ي ضرر و زيان هم از آنها داشته‌ است، و در ضمن براي برداشت شن و ماسه هم بايد از سازمان آب استعلام مي‌كردند كه چنين نكرده‌اند.

در پايان، قرار شد كه كارشناسان منابع طبيعي و اداره‌ي صنايع و معادن، گزارش‌هاي خود را به مسئولان بالاتر خود بدهند تا در نهايت به دادگاه كلاردشت ارايه شود.

 

در ساعت 5 بعدازظهر به ديدن سليمان‌پور رئيس شوراي اسلامي شهر كلاردشت رفتيم. او از تخريب طبيعت منطقه سخت گله داشت و گفت كه شورا به پشتوانه‌ي حركت مردم در مخالفت با نابودسازي كوه و جنگل و رودخانه‌ي كلاردشت، اكنون با دلگرمي و قاطعيت بيشتري در مقابل شركت بهره‌بردار سنگ ايستاده است. همچنين گفت كه حمايت مطبوعات و سازمان‌هاي غيردولتي طرفدار محيط زيست مي‌تواند در به كرسي نشاندن حرف ما كه همانا حفظ محيط زيست و جاذبه‌هاي طبيعي كلاردشت است، بسيار موثر باشد.

محمدي پيشنهاد كرد كه نمايندگان شوراي كلاردشت ديداري با رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري داشته باشند و از ايشان درخواست كنند كه براي حفظ جاذبه‌هاي گردشي و تاريخي كلاردشت كه مي‌تواند درآمدي به مراتب بيشتر از برداشت سنگ براي كشور داشته باشد، براي متوقف ساختن فعاليت معدن اقدام كند. او گفت كه منطقه‌ي علم‌كوه در بالادست كلاردشت، به دليل داشتن چهره‌ي خاص زمين‌شناختي و چشم‌اندازهاي كم‌نظير، در تمامي ايران منحصر به فرد است و از سال 1381 عنوان «اثر طبيعي ملي» دارد؛ پوشش جنگلي و مرتعي مشابه حوزه‌ي كلاردشت فقط در نيم درصد از مساحت ايران قابل مشاهده است. به اين دليل، فعاليت‌هايي مانند معدن كاري اگر هم در كوتاه مدت سودآور باشد، در درازمدت براي كشور زيان‌آور است، چرا كه يك سرمايه‌ي طبيعي را نابود مي‌سازد. اكنون، گردش‌گراني كه وارد منطقه مي‌شوند، با مشاهده‌ي تخريب‌هاي گسترده‌ي كوه و جنگل و مرتع در امتداد راه دسترسي به اين «اثر ملي» و ديدن دپوي سنگ‌هاي بريده شده در كنار رودخانه، و دره‌هايي كه تا كيلومترها پس از رودبارك جاده‌كشي و تخريب شده، با خود چه تصويري را از منطقه خواهند برد؟ برداشت سنگ از كلاردشت، همچون كندن پوست پلنگ براي دوختن پالتو است!

 

 

 

 

           موضوع معدن سنگ كلاردشت در رسانه‌ها

خبرهاي مربوط به مخالفت‌ اهالي و شوراي شهر كلاردشت با فعاليت معدن سنگ، و حكم شعبه‌ي سوم دادگاه عمومي كلاردشت مبني بر توقف فعاليت اين معدن، در پاره‌اي رسانه‌ها انعكاس يافت؛   از جمله روزنامه‌ي كيهان در روز 26/8/84، خبرگزاري ميراث خبر در روز 28/8/  ، روزنامه‌هاي ايران و حسبان در روز 29/8/84، و روزنامه‌ي شرق در روز 13/9/  خبرها و گزارش‌هايي در اين مورد داشتند.

شركت سنگ تزئيني كلاردشت، در پاسخ به اين مطالب، توضيحي داده است كه در زير، آن را (به نقل از روزنامه‌ي حسبان 2/9/84) مي‌بينيد:

 

ادعاي شوراي شهر كلاردشت كذب محض است

 

 شركت سنگ تزئيني كلاردشت در پي چاپ مطلبي با عنوان «فعاليت‌هاي معدن كاوي در كلاردشت را متوقف كنيد» طي نامه‌اي به روزنامه خواستار اظهار چند نكته و توضيح در اين باره شدند. متن نامه به شرح زير است؛

 

 

درخصوص مطالب چاپ شده در صفحات يك و شش آن روزنامه به شماره‌ي 317 يكشنبه مورخ 29/8/84 با عنوان فعاليت‌هاي معدن كاوي در كلاردشت را متوقف كنيد، جهت رد اخبار منتشره و اظهارات اعضاي شوراي شهر كلاردشت موارد ذيل جهت تنوير اذهان خوانندگان محترم توضيحاتي به شرح زير تقديم مي‌شود، خواهشمند است دستور فرمائيد طبق قانون مطبوعات نسبت به چاپ توضيحات در همان صفحات و با همان حروف اقدام كنيد.

معادن سنگ كلاردشت در سال 1371 با اخذ پروانه بهره بردراي از وزارت معادن و فلزات و طي تمامي مراحل قانوني، به منظور تامين سنگ موردنياز ايستگاه‌هاي در دست احداث متروي تهران تجهيز و تحت نظارت كارشناسان معادن و فلزات، محيط زيست و منابع طبيعي استان مازندران آغاز به كار كرد. در سال 1378 اين مجموعه از طرف دولت (شركت مترو) از بابت 5/2 ميليارد ريال بدهي به سازمان تامين اجتماعي واگذار و به رغم حق قانوني شركت در توسعه‌ي معدن در محدوده واگذار شده، هيچ گسترش جغرافيايي در محدوده انجام نگرفت و تمامي فعاليت معدني شركت به معدن گرانيت صورتي ديوچال منحصر شد. در سال 1381 پروانه‌ي بهره‌برداري معادن سنگ كلاردشت از طرف سازمان صنايع و معادن مازندران پس از طي تمامي مراحل قانوني به مدت 15 سال ديگر تمديد شد. لازم به ذكر است تمامي عمليات معدن كاري اين شركت تحت نظارت كارشناسان محترم سازمان صنايع و معادن استان مازندران انجام مي‌گيرد، و براساس مستندات و تقديرنامه‌هاي گرفته شده (چندين بار بهره‌بردار نمونه شدن در سطح استان)، فعاليت‌هاي صورت گرفته براساس اصول و قوانين معدن كاري بوده و برخلاف ادعاي اعضاي شوراي شهر هيچ‌گونه تخريبي به منطقه وارد نشده است. همچنين در اين مدت تلاش شده با ايجاد ارتباط و همكاري مستمر و استفاده از نظرات كارشناسان محترم محيط زيست و منابع طبيعي، نكات زيست محيطي به طور كامل رعايت شود. به نحوي كه تا اين تاريخ هيچ‌گونه گزارشي دال بر عدم رعايت مسائل زيست محيطي به اين شركت انعكاس پيدا نكرده است.

با توجه به افزايش بي‌رويه‌ي قيمت شن و ماسه و به دنبال تاييد تمامي مسئولان در منطقه و برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته، شركت جهت استفاده بهينه از ضايعات معدني از جمله توليد شن و ماسه‌ي گرانيتي از سنگ‌هاي پرت و هوا زده‌ي معدن و پس از اخذ جواز تاسيس كارگاه توليد شن و ماسه از سوي سازمان صنايع و معادن مازندران، مدير معدن شركت در تلاش‌هاي حضوري با مسئولان منطقه از جمله رياست محترم اداره محيط زيست چالوس، موضوع محل استقرار از دستگاه‌هاي شن و ماسه را با ايشان در ميان گذارده و مقرر مي‌شود محل نصب دستگاه‌ها با نظر كارشناسان محيط زيست انتخاب شود.

متاسفانه به تحريك افرادي كاملاً شناخته شده با غرايض [ اغراض]كاملاً سياسي و اقتصادي، تهيه‌ي طومارها و جمع‌آوري امضا به عنوان تخريب محيط زيست و نابودي طبيعت و اتهامات ديگر آغاز مي‌شود، نكته جالب و قابل توجه اين است كه در ميان مصاحبه‌كنندگان و امضاءكنندگان طومارهاي طرفدار محيط زيست و شاكيان اين شركت، نام برخي افراد به چشم مي‌خورد كه با تجاوز به منابع طبيعي و تصرف غيرقانوني آن بيشترين لطمه را به محيط زيست و منابع طبيعي زده و در حال حاضر در حال رفت و آمد به دادگاه كلاردشت به دليل شكايت سازمان منابع طبيعي و تشكيل پرونده تخلف هستند.

در پي افزايش فشارها فرماندار محترم چالوس به رغم تاييدات قبلي دستور توقف عمليات اجرايي و راه‌اندازي دستگاه‌هاي شن و ماسه را تا بررسي موضوع در جلسه‌اي مشترك با حضور مسئولان ذي‌ربط صادر مي‌كنند و حتي تعهد مي‌كند در صورت عدم راه‌اندازي كارگاه توليد شن و ماسه در محدوده‌ي معدن، محل مناسب ديگري در شهرستان چالوس به اين شركت واگذار شود.

از آن تاريخ تاكنون به رغم تمامي تلاشي كه جهت حل مشكل به عمل آمده، نه تنها دستگاه‌هاي توليد شن و ماسه در محوطه‌ي انبار بلا استفاده مانده ودر حال از بين رفتن است، بلكه به دلايلي كه براي هيچ مسئول دلسوز قانون مداري پذيرفته نيست. با تهديد و فشار عملاً كارگاه معادن كلاردشت به تعطيلي كشيده شده است، به طوري كه تنش به وجود آمده به يكي از مشكلات جدي سياسي ـ اقتصادي و امنيتي منطقه تبديل شده است. ضمناً در تكميل اطلاعات، موارد ذيل نيز به استحضار تمامي خوانندگان محترم آن روزنامه مي‌رسد:

   1-  تاكنون هيچ‌گونه حكمي مبني بر توقف فعاليت به اين شركت ابلاغ نشده است.

    2-  تعهدات دو شخصيت اعم از حقيقي يا حقوقي (دولت يا مترو و شوراي اسلامي رودبارك) درخصوص احداث جاده‌ي كمربندي آن هم در سال 1368، بدون حضور و قبول طرف سوم (شركت سنگ تزئيني كلاردشت)، به شخص ثالث تسري پيدا نمي‌كند لذا بهتر است اعضاي شوراي شهر كلاردشت در هنگام بيان چنين اظهاراتي به نكات حقوقي توجه فرموده تا سخنانشان باعث تحريك ديگران نشود.

   3-   در حال حاضر بيش از 40 نفر از اهالي منطقه به طور مستقيم در معدن اشتغال دارند و بيش از 20 نفر نيز به طور غيرمستقيم با معدن همكاري مي‌كنند كه با احتساب تعداد افراد تحت تكلف ايشان بيش از 300 نفر از اهالي منطقه از محل فعاليت معدن ارتزاق مي‌كنند.

     4-   پرداخت بيش از 5/3 ميليارد ريال ماليات عملكرد و تكليفي، عوارض بازسازي و حقوق دولتي و بيمه‌ي پيمان به سازمان‌ها و ارگان‌هاي مربوطه از شروع فعاليت معدن در سال 1379 تاكنون نمايانگر است كه اين شركت به تمامي تعهدات وتكاليف قانوني خود عمل كرده است. ضمناً اين شركت در حد مقدورات و خارج از تكاليف قانوني در ارائه‌ي خدمات عمومي از جمله كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي در سطح منطقه و استان، كمك به بازگشايي جاده‌ي مهم و مراسلاتي كرج – چالوس توسط نيروهاي حفار شركت و در شرايط بسيار سخت و خطرناك كه پس از وقوع زلزله مدت‌ها به دليل ريزش در بخشي از نقاط بسته شده بود و بخشي از شمال كشور را با مشكلات عديده‌اي مواجه كرده بود و خدمات ديگر همواره پيشگام بوده است.

     5-  برخلاف اظهارات رئيس شوراي شهر كلاردشت مجوز احداث كارگاه شن و ماسه در معدن براساس توليد شن و ماسه گرانيتي از ضايعات سنگ‌هاي گرانيتي و هوازده معدن بوده و هيچ‌گونه برداشتي از شن و ماسه بستر رودخانه حفاظت شده‌ي سردآبرود صورت نمي‌گيرد. با توجه به دبي و عرض رودخانه‌ي مزبور در محدوده‌ي معدن كه گاهاً به حدود سه متر مي‌رسد، در هيچ قسمت از رودخانه اجازه‌ي برداشت جهت خوراك كارگاه شن و ماسه را نمي‌دهد.

     6-   تمامي عمليات معدني شركت در محدوده‌ي معدن ديوچال كه فاقد هرگونه پوشش گياهي است صورت مي‌گيرد، مضافاً آن كه تمامي سرويس‌هاي ماشين آلات، تعويض روغن‌ها و تعمير ماشين‌آلات در محل سوله تعميرگاه معدن انجام مي‌گيرد.

اضافه مي‌نمايد تنها شاخه‌ي رودي كه در نزديكي معدن وجود دارد سرشاخه‌ي لت كمر است كه اين رود نيز فاصله‌اي در حدود دو كيلومتر با محل فعاليت اين شركت (معدن ديوچال) دارد و با توجه به دبي كمي كه از اين سرشاخه به رودخانه مي‌ريزد احتمال بروز سيل كلا منتفي است.

      7-  تعداد كاميون‌هاي حامل سنگ‌هاي به فروش رفته اين شركت در طول شبانه‌روز و آن هم به غير از تعطيلات رسمي كه از روستاي مزبور تردد مي‌كنند از پنج دستگاه تجاوز نمي‌كند و طبيعي است كه اين موضوع نمي‌تواند از عوامل آلاينده‌ي زيست محيطي و يا مخل آسايش افراد باشد. مطمئناً تمامي خوانندگان روزنامه تصديق مي‌فرمايند كه چطور رئيس وديگر عضو شوراي شهر بعد از حدود 15 سال فعاليت معدن آن هم در زماني كه بيشترين همكاري و تعامل از طرف شركت با كارشناسان و مسئولان منطقه صورت مي‌گيرد، ناگهان به ياد تعطيلي فعاليت معدن افتاده‌اند؟

در خاتمه يادآور مي‌شود آنچه مسلم و عيان است دست‌هاي آشكار و پنهاني اكنون و در اين شرايط حساس اقتصادي و آغازين دولت جديد كمر به نابودي توليدات داخلي و ورشكستگي اقتصاد كشور و بيكار كردن كارگران مراكز توليدي بسته‌اند كه دير يا زود بازيگران پشت صحنه‌ي غائله آفرين‌هاي اين چنيني معرفي و چهره‌ي واقعي آنان افشا خواهد شد.

 

توضيح اين كه روزنامه‌ي حسبان اميدوار است روند معدن كاوي نه در كلاردشت و نه در هيچ مكاني از محيط زيست ايران اسلامي باعث تخريب منابع زيست محيطي نشود و باز هم اميدوار است كارشناسان محيط زيست و منابع طبيعي استان با روزنامه‌ي حسبان درباره‌ي صحت و سقم مسائل طرح شده همكاري تنگاتنگي داشته باشند.

 

 

 

درباره ي معدن سنگ کلاردشت

و درباره ي پاسخ شرکت سنگ تزئيني به شوراي شهرکلاردشت

                                                                                              عباس محمدي

به تازگي خبرهايي در مطبوعات و پايگاه هاي خبرگزاري منتشر شده است که حاکي از مخالفت اهالي کلاردشت وشوراي شهر آنجا, با فعاليت معدن سنگ منطقه است. علت هاي اصلي که براي اين مخالت ها بر شمرده شده ,عبارت بوده اند از : 1- لطمه اي که برداشت سنگ واحداث جاده هاي دسترسي به محيط زيست منطقه (جنگل,مرتع,حريم رودخانه ...) وارد کرده است. 2- بي تناسبي معدن کاري وتبعات آن (نابودي چشم اندازهاي طبيعي, رفت و آمد کاميون هاي سنگين...) با ارزش هاي بي نظير منطقه از حيث گردش گري و کوه نوردي. 3- پايبند نبودن شرکت بهره بردار به توافق هاي اوليه اي که بر پايه ي آن , مي بايست جاده اي کمربندي براي رفت و آمد کاميون هاي سنگ احداث شود تا آن ها از وسط روستاها وشهرها عبور نکنند.

شرکت سنگ تزئيني کلاردشت که از سال 1378 معدن گرانيت منطقه را از شرکت متروي تهران (بابت بدهي اين شرکت) تحويل گرفته است. در پاسخ به خبرهاي درج شده در مطبوعات, مطلبي نوشته است که بخشي از آن در روزنامه ي ايران (9/9/84) ومتن کامل آن در روزنامه ي حسبان (و احتمالاً در مطبوعات  ديگر) درج شده است. هم چنين متن مفصل تري در پاسخ به نامه ي جمعي از اهالي کلاردشت به دفتر رسيدگي به شکايات مردمي رياست جمهوري, نوشته اند که براي نمايندگان اهالي پست شده است.

آن چه که در پاسخ شرکت سنگ تزئيني جلب توجه مي کند, در درجه ي نخست, شانه خالي کردن از پاسخ به انتقاد اصلي يعني تخريب غير قابل جبران محيط زيست منطقه است که طبق اصل پنجاهم قانون اساسي وقوانين ديگر ممنوع است. در بسياري از مناطق ايران, انواع سنگ ساختماني قابل برداشت است, و اصولاً کاربرد سنگ در ساختمان ها آن قدر ضروري نيست که توجيه کننده ي زيان وارده به منطقه ا ي با خصوصيات منحصر به فرد کلاردشت باشد. اين منطقه فقط از راه جلب گردش گر مي تواند صدها برابر معدن سنگ, براي کشور درآمد پايدار فراهم کند. گذشته از اين, محل معدن در منطقه اي پرشيب و کوهستاني قرار دارد و تخريب آن دامنه ها, خطر رانش گسترده ي خاک و خطر زمين لغزه در پي بارندگي هاي شديد يا زلزله را صد چندان مي کند.

پوشش هاي درختي شبيه آن چه که در چند نقطه ي کلاردشت باقي مانده است, چيزي در حدود نيم درصد از خاک ايران را در بر مي گيرد, و به طور کلي سطح جنگل هاي ايران مطابق آمار سازمان هاي معتبر جهاني, در سي سال گذشته حدود هفتاد درصد کاهش يافته است(روزنامه ي همشهري 9/9/84) که اين امر, توجه هر چه بيشتر به اراضي جنگلي باقي مانده را ضروري مي سازد. فعاليت هاي معدن کاوي در کلاردشت ,در 15 سال گذشته, سطح قابل توجهي را از ميان برده يا در معرض فرسايش و نابودي قرارداده است. بديهي است که گسترش دامنه ي فعاليت معدن – چه با توسعه ي حوزه ي برداشت و نصب دستگاه هاي توليد ماسه و چه با توسعه ي شبکه ي راه هاي دسترسي - نابودي تتمه ي جنگل هاي منطقه را تسريع خواهد کرد. با توجه به اين نکته ها, مي توان گفت که حفظ محيط زيست کلاردشت, هم براي اهالي - به لحاظ پايدار ماندن جاذبه هاي منطقه - و هم براي کشور, به لحاظ حيثيتي و آينده نگري نهايت اهميت را دارد.

در زير, به پاسخ شرکت سنگ تزئيني کلاردشت مي پردازيم:

 -  شرکت مدعي است که «هيچ گونه تخريبي به منطقه وارد نشده است». در اين مورد,  نيازي به کارشناسي هاي پيچيده نيست, هر چشم بينايي مي تواند اثر تخريبي و فرسايشي   ده ها کيلومتر جاده سازي غير اصولي معدن کاوان را در امتداد دره ي اصلي سردابرود و نيز شاخه هاي آن در خوشاکش, برير, وتنگ گلو را ببيند. برش غير فني شيب هاي تند سبب رانش هاي عظيم شده است, به طوري که سطح اين جاده ها پيوسته با انبوهي از  سنگ هاي ريزشي و خاک در معرض خطر است و اين ريزش ها جنگل ومرتع را موريانه وار از ميان برده وآب رودخانه ي حفاظت شده ي سردابرود را به کرات و براي مدت هاي طولاني گل آلود ساخته است.هم چنين هر کس مي تواند اثر تخريبي گمانه زني هاي دلبخواه معدن کاوان را در نقاط مختلف منطقه ببيند که سالها است بدون ترميم رها شده اند. در اين مورد عکس هاي متعددي در دست است.

 

  -  مي گويند« تا اين تاريخ هيچ گونه گزارشي دال بر عدم رعايت مسايل زيست محيطي به اين شرکت انعکاس پيدا نکرده است.» دست کم از بهمن ماه گذشته, چندين نامه از اداره ي کل منابع طبيعي نوشهر, اداره ي حفاظت محيط زيست نوشهر, و مرکز تکثير و پرورش ازاد ماهيان شهيد باهنر کلاردشت(وابسته به شرکت شيلات) در مورد اثرات مخرب فعاليت هاي معدن در دسترس داريم و قطعاً نامه ها و گزارش هاي ديگري هم موجود است که مي توان از سازمان هاي يادشده دريافت کرد.

  -  ذکر مواردي از قبيل انتخاب شدن به عنوان بهره بردار نمونه, يا کمک به شهرداري در احداث پل, احياي تعاوني کاميون داران, و کمک به ارگان ها و سازمان هاي ديگر, ارتباطي با مسايل عنوان شده از سوي شوراي شهر و دل سوزان محيط زيست ندارد. شرکت با مطرح کردن اين موضوعات حتي طرح اين مطلب که سنگ هاي برداشت شده, در پروژه هاي بزرگ مانند حرم حضرت امام (ره) مصرف مي شود (در نامه به مديرکل هماهنگي و رسيدگي به شکايات مردمي رياست جمهوري) سعي دارد به کار خود جنبه ي «ملي» دهد و توجيهي براي عمليات خود فراهم سازد. اما, تکميل حرم مطهر و ديگر پروژه هاي کشور , بدون سنگ گرانيت _ به ويژه گرانيت کلاردشت _ نيز ممکن است. در واقع اگر که فقط موضوع طولاني و کوهستاني بودن جاده هاي منتهي به معدن کلاردشت و ميزان سوخت مصرفي کاميون ها براي حمل اين سنگ ها  (با توجه به ممنوعيت عبور کاميون ها از جاده ي کرج -  چالوس و محدوديت وزني براي کاميون ها در عبور از جاده ي کناره ي شمال) در نظر گرفته شود, شايد توجيه اقتصادي برداشت سنگ از کلاردشت, منتفي باشد.

 

  -  گفته اند که تصميم به نصب ماشين آلات توليد شن و ماسه«جهت استفاده ي بهينه از ضايعات معدني» وسنگ هاي پرت يا هوازده گرفته شده است. روشن است که راه اندازي کارگاه شن وماسه,  رفت و آمد کاميون هاي سنگين را از ميان خيابان هاي شهر و روستا افزايش مي دهد, و ازآن مهم تر اين که لاابالي گري در برداشت سنگ – که هم اکنون نيز با تکنولوژي عقب افتاده و ريخت و پاش بسيار انجام مي شود  - افزايش خواهد يافت. به عبارت ديگر, نصب ماشين آلات توليد شن و ماسه, توجيهي خواهد بود براي استمار شيوه ي برداشت توام با انفجار, و نابود کردن ده ها تن سنگ براي برداشت يک  تن. آن چه که شرکت , «سنگ پرت» مي نامد, نتيجه ي بهره برداري به شيوه ي ابتدايي است, و آن چه که «سنگ هوازده» مي خوانند, بخشي از عوارض طبيعي کوهستان است.

 

 -  ادعا کرده اند که حرکت مردم در مخالفت با ادامه ي کار معدن, «به تحريک افرادي کاملاً شناخته شده با غرايض [اغراض] کاملاً سياسي واقتصادي »صورت گرفته است. اولاً چه اشکالي دارد که افراد مخالف معدن «کاملاً شناخته شده» هستند؟ مگر قراربوده که آنان مخفي باشند؟! آنان اشخاصي دل سوز به حال محيط زيست هستند و سود دراز مدت منطقه و کشور را به سود بادآورده و کوتاه مدت عده اي خاص ترجيح مي دهند. دوم اين که زدن برچسب « سياسي» به اين افراد , براي فرار از پاسخ گويي روشن و قراردان خود در هاله اي از تقدس کاذب انجام مي شود , و در هر صورت افترايي است که قابل پي گيري قانوني است.

 

ديگر اين که گفته اند بعضي از معترضان, خود پرونده هايي در ارتباط با تجاوز به منابع طبيعي دارند. نيازي به تذکر اين نکته ي بديهي نيست که تخلف هيچ کس توجيه کننده ي تخلف ديگري نيست, مضاف براين که هيچ عمل تخريبي منفردي به اندازه ي فعاليت هاي معدن کلاردشت به محيط زيست منطقه آسيب نرسانده است.

 

در مورد «اطلاعات تکميلي»ديگر که شرکت به مطبوعات داده , به همان ترتيب که در مطلب خودشان آمده است, توضيحاتي لازم به نظرمي رسد:

  -  دستور توقف موقت فعاليت معدن توسط شعبه ي سوم دادگاه عمومي کلاردشت به تاريخ 23/8/84 صادر شده است.

   -  شرکت سنگ تزئيني ادعا ميکند که تعهدات شرکت مترو در خصوص احداث جاده ي کمربندي , بدون حضور و قبول ايشان به شخص ثالث تسري پيدا نمي کند.دراين مورد ,به آقايان يادآور ميشود که طبق قانون و رويه ي عرفي , شرکت سنگ تزئيني, با تحويل گرفتن بهره برداري معدن از مترو, خود به خود مسئول تعهدات شرکت واگذارنده در خصوص موضوع مورد تحويل (معدن) مي شود, و اين  يک اصل بديهي است. شايد آقايان تصور کرده اند که در منطقه فقط وارث منافع و حقوق شرکت مترو هستند ونه متعهد تعهدات آن.          

     به علاوه, اين حق قانوني شوراي شهر و شهرداري است که از تردد کاميون هاي سنگين ( چه به تعداد کم يا زياد ) از داخل شهر جلوگيري کند. اين که اداره هاي  محيط زيست و منابع طبيعي اجازه ي احداث کمربندي را بدهند يا نه, و اين که احداث جاده براي شرکت سنگ تزئيني صرفه ي اقتصادي ندارد , تاثيري در اصل موضوع نخواهد داشت.

     -  اشتغال 40 نفر از اهالي محل در معدن نمي تواند توجيهي براي تخريب محيط زيست و نابودي زير ساخت طبيعي مناسب براي گردش