برخورد سازمان بازرسي كل كشور با غارت‌گران منابع طبيعي
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در كشور ما،«اموال همگاني» غالباً مال بي‌صاحب فرض مي‌شود، و هركس كه «زرنگ» باشد و بتواند، سهمي از آن را براي خود برمي‌دارد. سبك بودن  مجازات هايي كه براي متجاوزان به عرصه‌هاي عمومي در نظر گرفته شده، و«حق‌سازي‌»هاي خزنده(تصرف گوشه‌اي از مرتع و جنگل و كناره‌هاي جاده ها...و كم‌كم ادعاي آن كه پدران ما دراين‌جا بوده‌اند!) و ناهماهنگ بودن دستگاه‌هاي دولتي كه براي مثال سبب مي شود سازمان آب يا شركت برق، به سازندگان بناي غير مجاز خدمات بدهند... شرايطي را فراهم آورده كه خيلي‌ها مي‌توانند با ماليدن پيه كمي دردسر به تن خود، يا پيداكردن سوراخ‌هاي گريز و بهره بردن از كارچاق كن‌هاي حرفه اي ، زمين هاي عمومي را تصرف كنند و به‌نام خود سند بزنند.

مشكل ديگر تبديل زمين هاي كشاورزي به عرصه‌هاي ساخت و ساز است كه چند عامل سبب ساز آن است:1- به صرفه نبودن كار كشاورزي، به دليل آن كه انواع تسهيلات و يارانه براي ورود كالاهاي كشاورزي هست، اما حمايت از محصولات كشاورزی داخلي و كشاورزان خودي بسيار ناچيز است . 2- تكه پاره شدن زمين پس از فوت مالك و تقسيم آن ميان وارثان؛ در صورتي‌كه بايد زمين هاي كشاورزي در قالب تعاوني‌ها و به عنوان واحدهاي توليدي يك پارچه از تقسيم شدن د ر امان بمانند و فقط سهام آن‌ها به ارث برسد. 3- گران شدن بي وقفه ي زمين و ساختمان در نزديكي شهرها كه ريشه در اقتصاد متزلزل و متكي به درآمد نفت دارد. 4- متكي بودن شهرداري ها به درآمد حاصل از صدور پروانه‌هاي ساختماني، و چشم‌پوشي آن‌ها از تخلف‌هاي سازندگان، در ازاي دريافت جريمه.

عوامل يادشده،به اضافه‌ي رشد جمعيت كه مهم‌ترين تك عامل در فشار به منابع طبيعي است،سبب شده كه عرصه هاي مرتعي و جنگلي و كشاورزي پيوسته به سود ساخت و ساز مورد تجاوز قرار گيرند،و حتي رقابتي در بگيرد كه مردم عادي و دستگاه‌هاي حكومتي مسابقه در تخريب بگذارند تا از قافله عقب نمانند!

در سال گذشته ،قانوني تصويب شد كه اجازه‌ي تغيير كاربري باغ‌ها و كشتزارها را نمي دهد،و قاطعيت آن (كه اميدواريم ادامه‌دار باشد)خريد و فروش زمين را كه به‌ويژ‍ه در استان‌هاي شمالي كشور به تهديدي اساسي براي توليد كشاورزي بدل شده، راكد كرد. از سوي ديگر،سازمان بازرسي كل كشور در پي افزايش حساسيت همگاني به نابودي محيط‌هاي طبيعي،برخوردهاي خوبي را با بساز و بفروش‌هاي كلان (كه با تصرف مفت زمين‌هاي همگاني،سودهاي نجومي مي برند) داشت. نمونه قابل تحسين اين مورد،اقدام براي ابطال جنگل واگذار شده در كلاردشت به پيمانكار آزادراه تهران- شمال است.

در زير بخشي از سخنان حجت الاسلام نيازي رييس سازمان بازرسي كل كشور را در گفتگو با روزنامه جام‌جم (29/03/1385)مي‌خوانيد:

 

« يكي از مهم ترين كارهاي سازمان در سال 84، پرداختن به مساله‌ي زمين‌خواري است كه اولويت اول ما در سال 84 بوده است، زيرا احساس مي‌كنيم غارت منابع طبيعي، جنگل‌ها و زمين‌هاي كشاورزي برخلاف مقررات، رويه‌ي بسيار نامطلوبي پيدا كرده و در سال‌هاي گذشته به منابع ملي كه غيرقابل‌ جايگزيني است، كم توجه شده است. در همه‌ي كشورها به زمين، جنگل، مرتع، و به‌خصوص زمين‌هاي كشاورزي بها مي‌دهند و به راحتي تغيير كاربري نمي دهند. لذا از غارت و تصرف هزاران هكتار زمين جلوگيري شد و خيلي از زمين ها حتي با ابطال سند، برگشت كه به‌زودي گزارش مستقلي در اين زمينه ارايه خواهد شد.»


 
در نامه به رئيس جمهور: لطفاً روز دماوند را ثبت كنيد
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

روزنامه‌ی شرق – يكشنبه 28خرداد1385

گروه اجتماعى: انجمن غير دولتى كوهستان سبز طى نامه اى خطاب به رئيس جمهورى خواستار ثبت «روز ملى قله دماوند» شدند. در اين نامه با اشاره به اينكه قله دماوند سمبل استقامت و پايدارى ملت ايران و نماد ملى ايران است تاكيد شده است: يكى از بزرگ ترين ميراث فرهنگى و ميراث طبيعى ايران از نظر مسائل زيست محيطى، منابع طبيعى و اقتصادى در موقعيت خطرناكى قرار گرفته است و اگر براى نجات اين كوه امروز اقدامى انجام نشود شايد تا فردا اين قله و ميراث آن خود به افسانه اى تبديل شود. در اين نامه آمده است: «آقاى رئيس جمهور وجود زباله هاى غير قابل تجزيه و يا با طول عمر زياد در اين مناطق كه توسط بعضى از كوهنوردان و گردشگران و حتى برخى از ساكنان آن منطقه رها شده است كه با توجه به سد لار در آن منطقه و توليد گوشت و لبنيات، مى تواند سلامتى جامعه را تهديد كند.» در ادامه تاكيد شده است: «با توجه به اينكه مقدار زيادى از اين زباله ها در ارتفاعات بالاى كوه قرار دارد، امكان پاكسازى آن مناطق براى دوستداران محيط زيست به راحتى امكان پذير نيست. همچنين با كشيده شدن جاده براى خانه هاى ييلاقى و استخراج معدن پوكه، وجود ماشين هاى پرقدرت گردشگران و شكارچيان غير مجاز و چند برابر بودن تعداد دام نسبت به مراتع در آن منطقه، دشت لار و دشت شقايق را در آن منطقه با تهديد جدى روبه رو كرده است.» تشكل زيست محيطى كوهستان سبز درخواست كرده است با توجه به جدى بودن اين خطرها اگرچه روز دماوند توسط دوستدارانش برگزار مى شود ولى چون امكانات براى اين كار محدود است در نتيجه كار زيادى در اين خصوص پيش نرفته و مشكلات همچنان باقى مانده است. لذا امسال مى خواهيم با اعلام بسيج و فراخوان عمومى در ۸  استان كشور كه قله دماوند در آن استان ها ديده مى شود براى پاكسازى آن كوه اقدام كنيم.

 

 


 
به مناسبت 13 تير، روز دماوند
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

اطلاعيه                                                     

                                                  

                                                                      عکس از: کيانوش فرهادی‌نژاد

گروه ديده‌بان كوهستان انجمن كوه‌نوردان ايران (دكا) در نظر دارد با همكاری سازمان‌های كوه‌نوردی و زيست محيطی ديگر، به مناسبت سيزدهم تيرماه (جشن تيرگان؛ روز دماوند) چند برنامه‌ی صعود و پاك‌سازی در دماوند اجرا كند. اين برنامه‌ها به صورت يك‌روزه ‌و چندروزه از سيزدهم تا شانزدهم تير اجرا خواهد شد.

هم‌چنين در روزهای جمعه دوم و نهم تير، در ادامه‌ی« طرح ‌نگاهبانی دماوند » در مسير پلور_رينه كار آموزش چهره‌به‌چهره با گردش‌گران خواهيم داشت.

علاقمندان به شركت در اين فعاليت‌ها می‌توانند با ما تماس بگيرند.

 


 
در واكنش به رأی ديوان عدالت اداری مطرح شد
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
دفاع شهردار از حريم شهر

همشهری-يكشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۵

گروه شهری - شهردار تهران با تأكيد بر رعايت خط حريم اعلام كرد: با هرگونه ساخت و ساز غيرمجاز خارج از خط حريم برخورد خواهيم كرد.

به گزارش روابط عمومی شهرداری، دكتر محمدباقر قاليباف- شهردار تهران- گفت: اجازه هيچ گونه ساخت و سازی در خارج از خط حريم شهر داده نخواهد شد.
وی در پاسخ به سؤالی درباره رأی ديوان عدالت اداری مبنی بر صدور پروانه ساختماني در بالاي خط
۱۸۰۰ متر گفت: شهرداری‌های مناطق اجازه صدور پروانه خارج از خط حريم را ندارند.

وي گفت: شهرداری از شهردارانی كه اين مصوبه را رعايت كنند حمايت خواهد كرد.
بر اساس طرح كوهساران كه مورد تأكيد مقام معظم رهبری نيز هست به منظور حفظ باغات و فضای سبز هرگونه ساخت و ساز خارج از خط حريم شهر ممنوع شده است.

ديوان عدالت اداري چندي پيش در پرونده‌ای رأی به صدور پروانه ساختمانی برای ۳۸ هزار مترمربع در تراز بالای ۱۸۰۰ متر داد.شورای شهر و شهرداری تهران با اعتراض به اين حكم بر عدم صدور مجوز در خارج از خط حريم تأكيد كردند.

ساخت و ساز در خارج از خط حريم علاوه بر از بين بردن باغات و فضای سبز شهری در بروز حوادثی نظير رانش زمين نيز تاثير دارد.

افزون بر آن، اراضي واقع در بالاتر از خط ۱۸۰۰ متر اغلب جزو اراضی ملی بوده و كاربری طبيعی داشته در شمار مناطق حفاظت شده پيرامون تهران است.
به گزارش خبرنگار همشهری هفته گذشته شورای شهر نيز با حمايت از شهرداری تهران در جهت ممانعت از صدور پروانه برای هرگونه ساخت و ساز در بالاتر از خط
۱۸۰۰ متر از ديوان عدالت اداری به واسطه نقض اين قاعده شهری و تأييد تخلف انجام شده انتقاد كرده بود.

 


 
گروه ديده‌بان كوهستان به اجازه ساخت در شمال تهران اعتراض كرد
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 
مدير گروه ديده‌بان كوهستان به حكم ديوان
 
عدالت اداری مبني بر ساخت و ساز برخی
 
 دستگاه‌های دولتی در ارتفاعات شمال تهران
 
 اعتراض كرد.
 
 ساخت وساز چهره طبيعت شمال تهران را مخدوش مي‌كند
 

 

خبرگزاری ميراث فرهنگی ــ اكوتوريسم و جاذبه‌ها ــ مدير گروه ديدبان كوهستان به حكم ديوان عدالت اداری مبنی بر ساخت و ساز برخی دستگاه‌های دولتی در ارتفاعات بالاتر از 1800 متر شمال تهران اعتراض كرد.

عباس محمدی با اشاره به خطرات ساخت و ساز در ارتفاعات بالاتر از 1800 متر به خبرگزاری ميراث فرهنگی گفت:«از چند سال پيش، مصوباتی مبنی بر ممنوعيت ساخت‌وساز در ارتفاعات بالاتر از  1800 متر وجود داشته است و امروز بر هر كسی روشن است كه ساختمان‌سازی در كوه‌های شمال تهران به دليل مجاورت با گسل البرز، خطر زمين‌لرزه، آلودگی آب‌های زيرزمينی و نابودسازی آخرين بقايای طبيعت و چشم اندازهای شهر، عملی نامتناسب با توسعه پايدار است.»

وي با بيان اينكه اگر برخی از دستگاه‌های دولتی بخواهند اقدام به اين ساخت‌وساز كنند، سرمشق نامناسبی برای ديگران خواهد بود، تصريح كرد:« شهرداری و شورای شهر تهران به اين حكم اعتراض كرده‌اند و انجمن ما نيز از اين ايستادگی شهرداری حمايت می‌كند.»

به گفته محمدی، اين حكم اجازه 38 هزار مترمربع شهرك‌سازی را در بلندی‌های بالاتر از 1800 متر  شمال تهران می‌دهد.

كوه‌های شمال تهران يكی از جاذبه‌های گردش‌گری اين شهر محسوب می‌شود كه به‌ويژه در روزهای تعطيل ميزبان بسياری از تهرانی‌هاست و ساخت و ساز در اين مناطق از جذابيت‌های طبيعی اين مناطق خواهد كاست.

 


 
پلشتی های گردش‌گری وطني(۳)
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢۸ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

آن ‌چه كه در يادداشت‌های 16و17 خرداد گفته شد، فقط اشاره به يك مورد از پلشتی‌های گردش‌گری نوع ايرانی بود. البته در همين‌جا بگويم كه منظورم از دادن صفت «ايرانی» به اين پلشتی‌ها، اين نيست كه اين ايرادها مختص ما است، بلكه به دليل مجاورت هميشگی با هم‌ميهنان و احساس تعلق خاطری كه به اين آب و خاك می‌كنم، كم و كاستی‌های خودی‌ها بيشتر به چشم‌ام می‌آيد؛ وگرنه در كشورهايی مانند چين، تايلند، امارات، تركيه، و حتی در فرانسه و ايتاليا و سوئيس و... نيز اثرهای مخرب گردش‌گری غيرمسئولانه را بر طبيعت ديده‌ام. اما در بعضی كشورها( از جمله ايران) و در پاره‌ای موارد، رفتارهای غيرمسئولانه به‌راستی قابل تحمل نيست، و در مورد بعضی اشخاص حتی جلوه‌ای « بربر گونه » دارد. در زير، به پلشتی‌‌های ديگری اشاره می‌كنم:

سفرهای ما، غالباً اشتباه‌آميز آغاز می‌شود: اتكای افراطی به وسايل نقليه‌ی شخصی، در شرايطی كه با نخستين ملاحظه‌های رانندگی بيگانه‌ايم، و بيشتر خودروها از رده خارج يا غير استاندارد هستند، و جاده‌ها و پاركينگ‌ها و خيابان‌های شهرها كشش اين همه خودرو را ندارند، نخستين گام غلط است. فقط با كمی فكر، و همراه نبردن اقلام سنگين و پر حجم( لحاف، سبد، ديگ و قابلمه‌ی بزرگ...)، و شايد با كمی پياده‌روی بيشتر، بتوان با وسايل عمومی مانند قطار و اتوبوس و مينی‌بوس سفر كرد. اگر می‌پنداريد كه سفر با اين وسايل سخت است، به ياد داشته‌باشيد كه در برابر سختی‌های احتمالی آن، چندين حُسن هم هست: استهلاك خودروی شخصی و هزينه‌ی بنزين نخواهيد داشت،خستگی رانندگی آزارتان نخواهد داد در قطار و اتوبوس فرصت خواهيد داشت كه مطالعه كنيد يا با هم‌سفران گپ بزنيد... وبه‌ويژه در طبيعت‌گردی، چه اصراری است كه تا هر جا كه می‌شود با ماشين رفت؟ آيا می‌خواهيد به دل طبيعت برويد، يا قصد داريد زندگی شهری و لوازم آن‌را به طبيعت ببريد؟! رفتن با ماشين به ميانه‌ی يك چمن‌زار يا تا ته دشت، كم‌ذوقی است.

زندگی در طبيعت با زندگی شهری فرق دارد؛ چرا می‌خواهيم تمام وسايل رفاهی را كه در شهر به آن‌ها عادت كرده‌ايم، به كوه و دشت ببريم؟ در ميان دوستانی كه در «دريوك» چادرزده بودند، يك گروه گردش‌گر، موتور كوچك برق و راديو پخش بزرگ و منقل و سيخ كباب و قابلمه‌ی«هياتی» هم آورده بودند! بايد سبك به كوه رفت تا بتوان به راحتی با وسايل نقليه‌ی همگانی سفر كرد، و پسماند كمتر به جا گذاشت، و لذت زندگی ساده را دريافت. در بيشتر مناطق گردشی (مثلاً همان دريوك)  حتی اگر بتوانيم انبوه زباله‌های خود را بازگردانيم- اگر آن‌ها را فقط تا آخرين روستا‌(مثلاً نمار) بياوريم، باز در يكی از دره‌های نزديك رها خواهد شد. پس بهتر است هر چه كمتر زباله توليد كنيم، و آن‌ها را تا شهر برسانيم.

با به جا گذاشتن زباله، فقط طبيعت را آلوده نمی‌كنيم، چشم‌انداز آرامش‌بخش ديگران را هم خراب می‌كنيم. به حقوق ديگرانی كه برای ديدن طبيعت بكر آمده‌اند، احترام بگذاريد، و توجه داشته‌باشيد كه روشنايی برق، يا صدای موسيقی و قهقه‌های شبانه، يا دود كباب، فقط ممكن است برای خودتان لذت‌بخش باشد؛ ديگران از اين‌‌ها گريخته و به كوه زده‌اند.

بسياری از گردش‌گران وطنی، به فرهنگ بومی كوه‌نشينان و به آثار تاريخی كوهستان بی‌توجه هستند.سعی كنيد با فرهنگ مردم منطقه و پيشينه‌ی تاريخی آن آشنا شويد و مدافع ارزش‌های آن باشيد. قلعه‌ها، راه‌ها و ديگر ميراث‌های فرهنگی كوه را بشناسيد، از آن‌ها ديدن كنيد و در حد توان خود مانع آسيب‌رسانی به آن‌ها شويد. می‌توانيد با معرفی ميراث‌های كوهستان به اهالی منطقه و مديران و شوراهای روستا و شهر نزديك، آنان را تشويق به حفاظت از اين يادگاری‌های با ارزش كنيد.


 
تمدن جيرفت؛ ميراثی مربوط به كوهستان
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

هليل‌‌رود از كوه‌های بافت، هزار، لاله‌زار و بهرآسمان در شمال‌غربی استان كرمان سرچشمه می‌گيرد و در مسير 400 كيلومتری خود به سوی جنوب شرق می‌رود و در آخر به باتلاق جازموريان می‌ريزد. اين رود، در مسير خود زمين‌های كشاورزی منطقه‌ی جيرفت را آبياری می‌كند و از ديرباز عامل اصلی شكل‌گيری فرهنگ و تمدن بوده‌است. شهرستان جيرفت امروزه با داشتن آب و هوا و خاك مناسب، شش درصد ميوه‌ی ايران را تامين می‌كند. تمدن تازه كشف شده‌ی جيرفت كه شگفتی‌های بسياری را در جهان باستان‌شناسی موجب شده و مربوط به هزاره‌ی سوم پيش از ميلاد است در  حوزه‌ی رودخانه‌ی هليل‌رود شكل گرفته بود.

به جز حفاري‌های غيرمجازی كه متاسفانه آثار بسياری را تخريب كرد و موجب خارج شدن اشيای باارزش بسياری از كشور شد، در كاوش‌های علمی منطقه، حدود 170 محوطه‌ی باستانی در مناطق كوهستانی هزار و لاله‌زار شناسايی و نقشه‌برداری شد و به ثبت رسيد. هم‌چنين در جنوب شهر جيرفت، بيش از 80 محوطه‌ی استقراری گورستانی متعلق به اوايل هزاره‌ی سوم پيش از ميلاد تا دوره‌های اسلامی در كناره‌ها و دلتای هليل‌رود شناسايی شد.

اين كشف‌های باارزش كه به گفته‌ی دكتر يوسف مجيدزاده، سرپرست كاوش‌های اخير جيرفت، مي‌تواند نظريه‌ی باستان‌شناسان و تاريخ‌نويسان را در مورد نقطه‌ی آغاز

تمدن بشری دگرگون سازد، نشان‌گر آن‌است كه كوه‌ها چه تاثير عميقی بر سرنوشت بشر داشته و دارند.

(با استفاده از گزارش روشنك پايدار، در ماهنامه‌ی سفر، مهر 1384)

 


 
مديريت محيط‌های كوهستانی دستخوش ناهماهنگی‌ها
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

چند سال است ‌كه مصوب شده در تهران(و گويا شهرستان‌هاي ديگر) از تراز 1800 متر به بالا، ساختمان‌سازی نشود. دليل اين امر، احتمال خطر رانش زمين، آلودگی سرچشمه‌های آب، خطر زمين لرزه( نزديكی به گسل‌ها )...است. اما، هر روز می‌بينيم كه بناهای گوناگون در ارتفاعات مشرف به تهران ساخته می‌شوند و با اين‌كار، علاوه بر در خطر انداختن سرمايه‌های كشور، آخرين سنگرهای طبيعت فروريخته می‌شوند.

قاليباف شهردار تهران، كه در دوران تبليغات برای انتخابات رييس جمهوری، جزء يكی دو نامزدی بود كه اشاره‌ای به مشكلات محيط زيست كشور را داشتند، در نشست با نمايندگان سازمان‌های غيردولتی(6/11/84) در پاسخ به نماينده‌ی گروه ديده‌بان كوهستان گفت كه شهرداری به هيچ‌وجه اجازه‌ی تجاوز به كوه‌های شمال تهران را نمی‌دهد. او حتی تاكيد كرد كه ساختمان‌های موجود هم كه خلاف داشته باشند، تخريب خواهند شد. اين رويكرد شهردار قابل احترام و حمايت است، اما متاسفانه، عمده‌ی تخلف‌های ساختمانی در ارتفاعات تهران ( و ديگر شهرها ) توسط سازمان‌های دولتی و نهادهايی صورت می‌گيرد كه قدرت زيادی دارند و گاه شهرداری نمی‌تواند حريف آن‌ها شود.

گزارش زير، نشان می‌دهد كه ناهماهنگی‌ در ميان دستگاه‌های دولتی، و تمكين نكردن بسياری از آن‌ها در برابر قانون، يا تفسير قانون به نفع دستگاه‌های خاص، چگونه می‌تواند به تخريب محيط های كوهستانی منجر شود:

همشهری-چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۵

 

پرونده جنجالی ساخت و ساز در شورای شهر

 

گروه شهري : رئيس شوراي اسلامي شهر تهران گفت: لايحه پيشنهادي در خصوص باغات به زودي از سوي شوراي عالي استانها به مجلس شوراي اسلامي ارائه مي شود.

مهندس مهدي چمران ديروز در دويست و چهلمين جلسه علني شوراي شهر افزود: ما راهكارهاي قانوني اين لايحه را بررسي كرده ايم و اعضاي كميسيون عمران شورای شهر تاكنون جلسات مشتركي را با كميسيون هاي مجلس داشته اند.               
وي گفت: در حال حاضر ديوان عدالت اداري در مواردي مصوبه شوراي شهر در مورد باغات را به دليل مشخص نبودن مرجع قانوني به رسميت نمي شناسد و تصويب اين لايحه در مجلس مي تواند به اين بلاتكليفي پايان دهد.   

چمران همچنين با اشاره به اظهارات رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر مبني بر صدور حكم ديوان عدلت اداري در رابطه با پرونده اي كه در آن شهرداري محكوم به صدور پروانه ساختماني براي ۳۸ هزار مترمربع در تراز بالاي ۱۸۰۰ شده است گفت: به هيچ وجه اجازه اين كار را نمي دهيم و هر شهردار منطقه اي هم كه بالاي خط ۱۸۰۰ پروانه ساخت وساز بدهد عزل مي شود.

وي ساخت و ساز بالاي خط ۱۸۰۰ را غيرقانوني دانست و گفت: بالاي خط ۱۸۰۰ متر را نبايد اجازه ساخت و ساز بدهند و ديوان عدالت اداري نيز نمي تواند چنين رأيي بدهد.

شايان ذكر است كه ساخت و ساز در ارتفاع بالاتر از ۱۸۰۰ متر به واسطه تاثير آن در بروز حوادثي همچون رانش زمين و ايجاد اختلال در نظام هيدرو شناختي محيط طبق قانون اكيدا ممنوع است .

رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر در تذكري گفت: ديوان عدالت اداري اصل رسيدگي و پاسخگويي به بحث باغات در شوراي شهر تهران را غيرقانوني مي داند و از نظر اين ديوان شوراي شهر مرجع قانوني رسيدگي به موضوع باغات نيست.

دكتر نادر شريعتمداري افزود: بالاخره مردم نسبت به باغ بودن يا نبودن ملك خود حساس هستند و بايد تكليف مرجع رسيدگي به امور باغات تعيين شود.

وي تصريح كرد: ديوان عدالت اداري بر اين اساس برخي از آراي شوراي شهر در خصوص باغات را ابطال كرده است.

شريعتمداري با اشاره به اينكه يك شكايت عادي ۳ سال در محاكم قضايي به طول مي انجامد گفت: اين در حالي است كه تجديد نظر در رأي شوراي شهر تهران در محاكم قضايي ۶ تا ۷ ماه طول كشيده و در برخي مواقع حتي رأي شوراي شهر ابطال مي شود.

شريعتمداري افزود: متأسفانه پرونده اي در اينجا مطرح است كه ديوان عدالت اداري براي ۳۸ هزار مترمربع بالاي تراز ۱۸۰۰ كه ساخت و ساز در آن ممنوع است حكم به صدور پروانه ساخت وساز داده و تأكيد كرده كه شهردار منطقه در صورت استنكاف عزل مي شود.

وي با اشاره به لزوم بررسي مصوبه شوراي شهر در خصوص باغات نيز گفت: با بررسي اين مصوبه و كارشناسي آن مي توان اشكالات احتمالي را رفع و اصلاح كرد.

رئيس كميسيون برنامه و بودجه شورا افزود: بايد مصداق واقعي باغ مشخص و از آن به عنوان ناموس فضاي سبز تهران دفاع شود و اجازه خدشه دار شدن آن را ندهيم.

وي خواستار رايزني در خصوص حل مسايل باغات در ديوان عدالت اداري شد و گفت اين رايزني بايد در سطوح عالي صورت گيرد.

عباس شيباني عضو كميسيون فرهنگي اجتماعي شورا نيز با اشاره به ديدار قبلي اعضاي شوراي شهر با مقام معظم رهبري گفت: خدمت آقا هم كه بوديم درباره حفظ باغات و فضاي سبز تهران تذكر دادند از اين رو نامه اي به ايشان بنويسيم و در آن اشاره كنيم كه ديوان عدالت اداري چنين كاري را مي كند.  
دكتر حسن زياري رئيس كميسيون شهرسازي و فني و معماري شوراي شهر نيز گفت: تنها مرجع تجديد نظر در خصوص رأي كميسيون باغات شوراي شهر، خود شوراي شهر است.

وي با اشاره به تهيه طرح جامع در شهر تهران گفت: طرحي در مجلس براي مرجع تشخيص باغات در حال بررسي است كه بر اساس آن مرجع تشخيص باغات در هر شهر مشخص مي شود.

زياري افزود: از نظر ديوان عدالت اداري محل تشخيص باغات مشخص نيست كه با بررسي و تصويب طرح مذكور در مجلس اين مشكل حل خواهد شد.                     
وي با اين حال گفت: از حدود ۶۰۰ رأي كميسيون بدوي در خصوص باغات، كمتر از ۱۵ رأي تغيير كرده است.

 

 


 
بيستون، كوهی با ارزش جهاني
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

بيستون، بلندترين و طولانی‌ترين مجموعه ديواره‌های ايران را در‌بر‌می‌گيرد. اين كوهستان، بهشت سنگ‌نوردی ديواره‌ای(big wall climbing   ( و در عين حال، پر از امكانات سنگ‌نوردی ورزشی(‌sport climbing  ) است. ماهيت آهكی سنگ‌های بيستون، شكل‌های بسيار متنوعی از كلاهك، حفره، لوح، برج، تنوره و ديگر پديده‌ها به‌وجودآورده‌است،  به‌طوری كه درگيرشدن با اين ديواره، تمامی مهارت‌های سنگ‌نوردی را به چالش می‌كشد.همين ويژگی آهكی، در نزديكی بيستون، يعنی در كوه پراو، سبب شكل‌گيری غار پراو شده كه عميق‌ترين غار ايران و يكی از دشوارترين غارهای جهان است. اين غار به دليل ويژگی‌های منحصر به فردش، سزاوار آن است كه به عنوان يك اثرطبيعی  ملی به ثبت برسد.

اما مجموعه‌ی بيستون و كوه‌های نزديك‌ آن (از شهر بيستون تا پراو و طاق‌بستان) دنيايی از تنوع زيستی و افسون‌گری طبيعت نيز هست: تا همين دو سه دهه پيش، گله‌های پرشماری از پازن، و تعداد زيادی هما(بزرگ‌ترين پرنده‌ی بومی ايران) و پلنگ(كه در راس هرم زيستی قرار دارد) در منطقه می‌زيستند. زنده‌ياد فريدون اسماعيل‌زاده نقل می‌كرد كه در حدود سی و پنج سال پيش، در حين سنگ‌نوردی در بيستون، حيوان بسيار درشتی شبيه به پلنگ اما كاملاً سياه‌رنگ در آن‌جا ديده بود. اسماعيل‌زاده مي‌گفت كه در يك قسمت بسيار صعب‌العبور ابتدا چند كل و بز را ديد كه هراسان فرار می‌كردند، و سپس آن حيوان سياه رنگ را ديد كه به دنبال آن‌ها آمد و او را مبهوت كرد و تا چند دقيقه از سنگ‌نوردی بازداشت. اين ماجرا - با توجه به آن‌كه حيوانی با اين مشخصات در فون ايران ثبت نشده – گويای آن‌است‌كه چه بسا گونه‌هايی در بيستون داشته‌ايم كه ناشناخته منقرض شده‌اند، و يا گونه‌هايی داريم كه هنوز نشناخته‌ايم. بيستون از جنبه‌ی ديگری هم پر ارزش است: اين منطقه در برگيرنده‌ی سنگ‌نبشته‌ها، حجاری‌ها، ساختمان‌ها و بقايای ساختمانیِ كهنی است كه در سطح جهانی درخور توجه و حفاظت است.

در زير گزارشی را كه مربوط به ميراث فرهنگی كوهستان بيستون است، می‌خوانيد.

 همشهری-شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۵

به منظور ثبت در فهرست آثار جهانی                                                         

فيلم بيستون به يونسكو رفت

گروه شهري- آرش نهاوندي: فيلم مستند يك دقيقه  اي بيستون در آستانه بررسي ثبت جهاني اين اثر باستاني به مقر يونسكو فرستاده شد.
ارسال اين فيلم، در پاسخ به درخواست يونسكو انجام گرفت. پيش از اين يونسكو در نامه اي تهيه يك دقيقه فيلم از كتيبه و مجموعه تاريخي بيستون و ارائه آن به رسانه هاي جهاني را خواستار شده بود. براساس برنامه يونسكو ساخت يك دقيقه فيلم از آثار تاريخي مورد نظر اين سازمان جهاني مرسوم است و تمام كشورهايي كه پرونده اي براي ثبت اثر تاريخي به اين نهاد ارسال داشته اند، بايد چنين فيلم هايي را تهيه كنند و در اختيار يونسكو قرار دهند.
اما مسئله ثبت جهاني بناي تاريخي بيستون در كرمانشاه به عنوان اثر فرهنگي واجد شرايط از ايران در سي امين نشست كميته ميراث جهاني در ويلنيوس، پايتخت ليتواني به بحث و بررسي گذاشته خواهد شد.
اجلاس كميته ميراث جهاني با شركت
21 نماينده از سراسر جهان از 8 تا 16 اوت 2006 (17 تا 25 مرداد 85) در ليتواني برگزار مي شود.
كميته ميراث جهاني متشكل از نمايندگان
21 كشور است كه در حوزه حمايت از ميراث فرهنگي و طبيعي جهان فعاليت مي كنند. اعضاي كميته ميراث جهاني توسط مجمع عمومي دولت هاي عضو انتخاب مي شوند.
اين كميته هر سال از ميان فهرست آثار معرفي شده از سوي كشورهاي عضو اقدام به شناسايي آثار و دارايي هاي فرهنگي و طبيعي برجسته به منظور ثبت در فهرست ميراث جهاني مي كند. در صورت ثبت اثر، بنا با محوطه طبيعي معرفي شده از حمايت هاي مادي و معنوي كنوانسيون ميراث جهاني برخوردار خواهد شد. تشخيص و تصميم گيري نهايي در مورد تمديد يا حذف عضويت آثار از فهرست جهاني نيز از جمله وظايف اين كميته بين المللي است.
سومين وظيفه اين كميته بررسي درخواست هاي ارسال شده از سوي برخي كشورها براي دريافت كمك هاي بين المللي است.
موانع و نگراني ها
مسئله پذيرش بيستون به عنوان يك اثر تاريخي جهاني در حالي در اجلاس كميته ميراث جهاني مورد بررسي قرار مي گيردكه نگراني هاي عمده اي درباره حفاظت از بنا و حريم آن ايجاد شده است. ساخت و سازها، احداث جاده و وجود شركت پتروشيمي بزرگترين نگراني براي ثبت اين اثر در فهرست جهاني است.
در همين راستا پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پس از برگزاري جلسه هاي متعدد با مسئولان استان كرمانشاه، به يونسكو اطمينان داد كه اجازه ساخت و ساز به هيچ سازماني در حريم اين اثر 2 هزار ساله را نمي دهد. از سوي ديگر و با توجه به آثار تخريبي ناشي از فعاليت شركت پتروشيمي توليد اوره و آمونياك روي مجموعه تاريخي بيستون به ويژه كتيبه آن، مسئولان ملزم به نصب فيلترينگ براي جلوگيري از تخريب مجموعه تاريخي بيستون شدند. سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز تأكيد كرد كه اجازه راه اندازي شركت جديد پتروشيمي را براي توليد پلي اتيلن در حريم اين اثر تاريخي نمي دهد. برهمين اساس قرار شد كه شركت هاي مختلف در پيرامون بيستون فعاليت خود را تعطيل و به جاي ديگر نقل مكان كنند.
يكي از نگراني هاي موجود براي ثبت جهاني اين اثر تاريخي گسترش شهرك بيستون در نزديكي محوطه تاريخي بيستون بود. اما در گفت وگو با مسئولان دولتي قرار شد شهر بيستون در محدوده فعلي باقي بماند و بيش از اين توسعه پيدا نكند و سرريز جمعيتي آن به شهرك بل وردي منتقل شود.
بيستون تاريخي
بيستون از زمان خيلي قديم مورد توجه بوده است. در سال هاي گذشته،  قبل و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بخشي از محوطه تاريخي فرهنگي بيستون تحت عنوان بغستان قديم و سه اثر ديگر از جمله كتيبه داريوش، كاروانسراي صفوي و
پل صفوي بيستون در فهرست آثار ملي ثبت شده بودند.
از سال 1380 نيز بيست و چهار اثر ديگر در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده اند. اما مهمترين اثر اين مجموعه كتيبه تاريخي داريوش است. اين كتيبه در ارتفاع صدمتري در كوه بيستون حك شده و تا سال 1835 ميلادي كسي از راز آن آگاه نبود. چشمه بيستون محل اطراق كاروان ها در اعصار مختلف بود، از همين رو بسياري از سياحان و مسافران كتيبه داريوش را از نظر گذرانيده اند و شرحي از آن را در سفرنامه ها و يا خاطراتشان به رشته تحرير درآورده اند.

 چشم انداز

مهمترين اثر در ميان آثار كنده كاري شده موجود در كوه بيستون، كتيبه داريوش است.اين كتيبه كه يكي از معتبرترين و مشهورترين سندهاي تاريخي جهان محسوب مي شود، به خط ميخي نوشته شده و مجموعاً سطحي به طول 5/20 و عرض 8/7متر را در برگرفته است.طبق آنچه در كتيبه بيستون آمده، كمبوجيه پس از شنيدن خبر شورش گئومات (بردياي دروغين كه با نام برادر شاه، تخت سلطنت را غصب كرده بود) قصد بازگشت به ايران كرد ولي در بين راه كشته شد و داريوش كه از نوادگان هخامنش و همچنين از سرداران محافظ بود، حكومت را به دست گرفت. شمايل 10 ياغي كه به نشان 10 شورش بر كتيبه بيستون حجاري شده اند حكايت از شورش هايي دارند كه در اوايل سلطنت داريوش برپا و طي يك سال و نيم، توسط وي سركوب شدند.


 
نامه‌ی شورای شهر رينه به رييس‌جمهور در مورد دماوند
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ٢٠ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

 با سلام و احترام

همان‌طوركه حضرتعالي  استحضار داريد‌،‌ كوه دماوند نماد سرزمين ايران است و ديدن يك عكس آن ، براي همه‌ي ايرانيان و بسياري از ديگر مردمان جهان ، يادآور تاريخ و طبيعت اين كشور باستاني است. اين كوهستان هم‌چنين سرمنشاء خير و بركت براي حوزه وسيعي از اطراف خود است : رودخانه‌ها و چشمه‌هايي كه از آن سرچشمه مي‌گيرند روستاها و شهرهاي بسياري را سيرآب مي‌كنند؛ چمن‌زارهاي آن چراگاه دام‌هاي بسيار است؛ آب گرم و معدني آن زمينه‌ساز درآمد براي اهالي منطقه است؛ و هرساله صدها هزار گردش‌گر و هزاران كوه‌پيما از داخل و خارج كشور ، براي استفاده از مناظر و آب و هواي كم‌نظير دماوند به اين منطقه مي‌آيند.

بديهي است كه استفاده پايدار از  نعمات خدادادي دماوند ، مستلزم آينده‌نگري ، پرهيز از اجراي پروژه‌هاي مخرب، و حفاظت از محيط‌زيست منطقه است. با كمال تاسف، طرح‌هاي بهره‌برداري از پوكه معدني ، به‌ويژه در منطقه فرقه موجب وارد آمدن آسيب جبران نشدني به مراتع دماوند، و فرسايش چشم‌گير خاك شده است. اين آسيب‌ها علاوه بر آن‌كه جاذبه‌ طبيعي دماوند را به‌شدت خدشه‌دار كرده و در برابر چشمان هر ناظر داخلي و خارجي ، نمودي از رفتار غير‌مسئولانه ما را با طبيعت منحصر به فرد كشور به نمايش گذارده ، هم‌چنين خطر رانش زمين و جاري شدن سيل را افزايش داده است.

با عنايت به نكات يادشده و با توجه به مخالفت اكثريت اهالي رينه و ديگر شهرها و روستاهاي دماوند با فعاليت‌هاي معدني ، خواهشمند است دستور فرمايند برداشت پوكه معدني كه كالايي است كم‌ارزش و جايگزين‌هاي صنعتي مناسب‌تري هم دارد ، به‌ويژه در منطقه قرقه متوقف شود.

شوراي شهر رينه و دوستداران محيط زيست و طبيعت در سراسر كشور آمادگي دارند طرح‌هاي درآمدزاي مناسب‌تري را براي منطقه پيشنهاد دهند.

با تشكر از توجه جنابعالي  -  حاج‌علي صادقي راد 

   رئيس شوراي شهر رينه

  


 
محيط‌هاي كوهستانی حفاظت شده هم در امان نيستند
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

منطقه‌هاي زيادي داريم كه مديريت آن‌ها با سازمان حفاظت محيط زيست است، و يكي از عنوان‌هاي پارك ملي، حفاظت‌شده، اثر طبيعي ملي، شكار ممنوع يا ذخيره‌گاهِ زيست‌كره را دارند. هريك از اين عنوان‌ها، نوع و درجه‌ي خاصي از حفاظت و مديريت را مي‌طلبد. اما در بيشتر اين مناطق، ضعف حفاظت به شدت به چشم مي‌خورد؛ به گزارش زير توجه كنيد:

 
      اكتشافات معدني، محيط زيست
   كاشمر را تهديد مي‌كند رئيس اداره
  حفاظت محيط زيست کاشمرافزايش
  تقاضا براى اکتشاف معادن را مهم‌ترين
  عامل تخريب محيط زيست اين منطقه
  عنوان كرد.
 
 
 
اكتشافات معدني عامل تخريب منطقه حفاظت
 شده سيد مرتضي در كاشمر شده است   
تهران_خبرگزاري ميراث فرهنگي:

اكوتوريسم و جاذبه‌ها_ رئيس اداره حفاظت محيط زيست کاشمر از کاهش تخلف شکار و صيد در سال جارى خبر داد و افزايش تقاضا براى اکتشاف معادن را مهم‌ترين فعاليت مخرب بر محيط‌زيست به ويژه در منطقه شکار ممنوع «سيد مرتضى» دانست.

«عباس زنديه» قابليتهاى کاشمر را علاوه بر تنوع اقليمى، تنوع زيستى اکولوژيکى و ژنتيکى، وجود چشم‌انداز‌هاى طبيعي و قابليتهاى حفاظتى و ارزشهاى حيات‌وحش عنوان کرد و افزود: «تنوع زيستى منطقه باعث شده علاوه بر پستانداران، پرندگان، آبزيان و بى‌مهرگان، جمعيت قابل ملاحظه‌اى از وحوش کوه‌زى نظير کل و بز و قوچ و ميش در اين منطقه زندگي كنند.»

 

وى با بيان اين که در منطقه کاشمر پستاندارانى مانند کل و بز، قوچ و ميش و پلنگ در حال انقراض هستند، گفت: «هرگونه شکار و تيراندازى در منطقه شکار ممنوع سيد مرتضى با چاره‌انديشيهاى لازم از بهار سال 81 به مدت پنج سال ممنوع شده است.»

رئيس اداره حافظت محيط زيست کاشمر خاطر نشان کرد: «‌اين منطقه زيستگاههاى مناسبي براى قوچ و ميش، کل و بز وحشى است. همچنين محل گذار حيات‌وحش با چشم اندازهاى منحصر‌به‌فرد در کل حوزه استحفاظى است که اقدامات حفاظتى مى‌تواند در احياى حيات‌وحش، جذب گردشگر و گذران اوقات فراغت نقش به‌سزايى ايفا كند.»

 

وى ابراز اميدوارى کرد با تمهيدات انديشيده شده حيات وحش در منطقه احيا و با انجام فعاليتهاى تحقيقاتى امکان ارتقاى آن تا سطح ذخيره‌گاه بيوسفر فراهم شود.

 

زنديه تصريح کرد: «براي رفع مشکل تامين آب حيات‌وحش، علاوه بر ايجاد آبشخورهاى مصنوعى، لايروبى چشمه نيز صورت گرفته است.»

 

‌منطقه شکار ممنوع سيدمرتضی در پنج کيلومتری شمال شهر کاشمر واقع شده که وسعت تقريبی آن ۴۷ هزار هکتار است و در آن ۲۶ قله معروف، ۳۱ دهانه چشمه و آبشخور وجود دارد.

 
۲۵ سال كم توجهی به محيط زيست
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

واژه‌های « بحرانی » و « وخيم » و مانند اين‌ها براي توضيح وضع زيست‌محيطی ايران بسيار سبك هستند. تمام مشاهدات ما چه در شهرهای بزرگ كه هوای آن‌ها خفقان‌آور است، چه در شهرهای كوچك و روستاها كه چشم‌اندازشان زمين‌های پرزباله است، و يا در كوه‌ها كه از فشار دام و طرح‌های جاده‌سازی و معدن‌كاوی فرسوده شده‌اند، نشان‌گر آن است كه وضع محيط‌های طبيعی و انسانی ما هم‌چنان رو به خراب‌تر شدن ‌است.

اما جالب توجه است كه نه تنها مديران رده اول كشورمان فاجعه را نمی‌بينند، بلكه حتی در سطح جهانی هم رييس پيشين سازمان محيط‌زيست ما به‌عنوان « قهرمان زمين » معرفي شده‌است. يا در آن سوی آب‌ها هم مثل اين‌جا اوضاع شلوغ است، يا آن‌ كه مثل بعضی مسابقه‌های فوتبال، جايزه‌‌ی بهترين بازيكن زمين را به دروازه‌بان تيم شكست‌خورده داده‌اند .كه يعنی تيم ميتوانست بيشتر هم گُل بخورد!

در زير اظهارات يكي از معاونان صادق سازمان حفاظت از محيط‌زيست را در مورد وضع زيست‌محيطی كشور در مدت 25 سال گذشته، و اشاره‌ای به وضع كوهستان زاگرس را می‌بينيد:

همشهری‌ـ چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵  

معاون سازمان حفاظت محيط زيست می گويد:
 
۲۵ سال كم توجهی به محيط زيست
 

گروه شهري: در سالروز جهاني محيط زيست (پانزدهم خرداد) شنيدن اين نكته از معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست كه در 5/2 دهه گذشته همه دولتها بي توجه به محيط زيست بوده اند، شنيدني است. شنيدني تر اين است كه نجفي، كه به واسطه صراحت لهجه و صداقتش از جمله مديران قابل احترام به شمار مي آيد، با وجود سال‌ها مسئوليتش در سازمان حفاظت محيط زيست تأكيد مي كند كه شاخص هاي زيست  محيطي كشور جاي نگراني بسيار دارد. گفته هاي نجفي در حالي بيان مي شود كه طي ساليان گذشته از سوي سازمان فوق الذكر همواره شاهد ارائه گزارش هايي رسمي بوده ايم كه اغراق خوش‌بينانه و افراطي آنها همواره براي دل‌مشغولان محيط زيست در ايران آزارنده بوده است.

معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست در گفت وگو با ايسنا ابتدا اشاره كرده است كه غزال،  قوچ و  ميش و كل و بز از جمله گونه‌هايي هستند كه در حال پژوهش و بررسي‌هاي لازم در خصوص انتقال آنها به زيستگاه‌هاي اصلي هستيم و با اتمام پژوهش ها طرح انتقال اين گونه ها اجرا مي شود.

وي هم‌چنين اشاره كرده است كه فارغ التحصيلان بخش محيط زيست همانند ساير بخش‌ها، مازاد بر نياز بازار هستند و در حال حاضر تنها حدود 10 درصد از آنان جذب بازار كار مي‌شوند و 90 درصد آنان در نوبت براي كسب شغل و ورود به بازار كار هستند.

 وي البته اضافه مي كند در صورتي كه بخش‌هايي همانند كارخانجات و صنايع در زمينه هايي در خصوص هماهنگ كردن فعاليت كارخانه با امور محيط زيست و سامان دادن مباحث زيست محيطي از فارغ التحصيلان رشته هاي محيط زيست استفاده كنند، به طور قطع بخش وسيعي از اين نيروها وارد بازار كار مي شوند.

معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست در خصوص اجراي طرح انتقال گوزن زرد به زيستگاه اصلي خود (منطقه زاگرس) هم اذعان مي كند: توسعه و تكثير گوزن زرد در محيط هاي كنترل شده و برگرداندن آنها به زيستگاه اصلي (جنگل‌هاي دز و كرخه) از جمله برنامه هاي سازمان است.

نجفي در خصوص اجراي اين طرح در خصوص گونه هاي ديگر افزود: چنانچه اطمينان حاصل كنيم كه در جايي گونه اي از بين رفته و مشابه آن در زيستگاه‌هاي حاشيه زندگي مي كند، به طور قطع در خصوص برگرداندن آن به زيستگاه اصلي اقدام مي كنيم.

البته خوب بود آقاي نجفي اشاره مي كرد كه آيا واقعاً در زاگرس هيچ جاي امني كه گوزن زرد بتواند به صورت طبيعي در آن زندگي كند، وجود دارد؟

معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست تصريح كرد: با افزايش كويرها، تخريب و نابودي تالاب ها و جنگل‌ها، آلودگي رو به رشد رودخانه ها،  افت سفره هاي زير زميني روبرو هستيم و شاخص‌هاي زيست محيطي در حال حاضر نگران كننده است و نياز به توجه بيشتردارد. وي با اشاره به اين كه شاخص‌هاي زيست محيطي در دست، فرايند عملكرد دولت‌ها در حدود 5/2 دهه گذشته است، گفت:  اين شاخص‌ها نشان دهنده اين است كه دولت‌هاي گذشته توسعه را ناپايدار و بي توجه به سازگاري با محيط زيست مديريت كرده اند.

به بخش آخر صحبت هاي مهندس نجفي البته بايد تأمل بيشتري داشت.

 

 


 
گزارش سازمان ملل
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

کوه‌ها واحه‌های پرصفای سرزمين‌های  

خشک و از آن بالاتر ، مايه‌ی حيات  

دشت‌ها هستند. در گزارش سالانه‌ی  

سازمان ملل به مناسبت روز جهانی  

محيط ‌زيست (۵ ژوئن/۱۵ خرداد)  

اشاره‌هايی را به اين موضوع می‌بينيد:  

همشهری‌ـ چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۵

پيش‌بينی سازمان ملل از احتمال وقوع فاجعه طبيعی

گروه شهری - گزارش سالانه سازمان ملل كه‌به‌‌طور معمول پانزدهم خرداد و به‌مناسبت روز جهانی‌ محيط‌ زيست منتشر مي‌شود، امسال دربرگيرنده‌ی پيش‌بيني‌های نگران‌كننده‌اي درباره اوضاع طبيعی كره زمين در قرن بيست و يكم است.

به گزارش آسوشيتدپرس تمركز اين گزارش بيشتر بر موضوع تغيير اقليم كره زمين است كه مي‌تواند به‌وقوع بزرگترين فاجعه طبيعي تاريخ و نابودي عرصه حيات در بخش قابل توجهي از كره زمين منجر شود. اين گزارش به‌ويژه مي‌تواند براي كشورهايي هم‌چون ايران كه با پديده بيابان‌زايي روبرو هستند قابل‌توجه‌باشد، زيرا پيش‌بيني‌شده‌است آب و هواي جهان خشك‌تر شده، بيابان‌ها وسعت بيشتري پيدا‌كرده و معيشت‌هاي بومي در مناطق خشك به‌شدت در معرض تهديد قرار‌خواهد گرفت.

گزارش منتشر شده نشان مي دهد كه بيابان‌هاي سراسر جهان در آستانه تهديدي جدي قرار دارند كه تا پيش از اين هرگز وجود نداشته است و اين در حالي است كه گرم شدن زمين و كمبود آب بيش از پيش شرايط را براي برخي ملت‌هاي جهان دشوار ساخته است.

نيك ناتل از سخن‌گويان برنامه جهاني حفاظت از محيط زيست سازمان ملل (UNEP) معتقد است: همه مردم نگران اقيانوس‌ها هستند اما هيچ كس تفكر جدي در خصوص بيابان‌ها نداشته است. آنها به كمك نياز دارند. اين در حالي است كه بيابانها حدود يك چهارم از كل سطح زمين را تشكيل مي دهند يا به عبارتي ۱۳ ميليون مايل مربع و گذشته از آن حدود ۵۰۰ ميليون تن از مردم جهان در اين مناطق خشك زندگي مي كنند و اين رقمي  است كه بيشتر از آنچه متصور مي‌شده است، حقيقت دارد.

بر اساس اين گزارش، بيشتر ۱۲ منطقه بزرگ بياباني جهان كه آينده آب و هوايي آنها مورد مطالعه قرار گرفته است، با آينده‌اي خشك‌تر مواجه خواهند بود.

 كارشناسان پيش بيني كرده اند كه به واسطه دخالت‌هاي انساني و تغييرات آب و هوايي مربوط به آن، تا پايان قرن حاضر ميزان بارش و بارندگي حدود ۲۰ درصد كاهش خواهد يافت. به دنبال اين تغييرات، تهديد مكمل كننده ذوب شدن يخچال‌هاي قطبي است.

گزارش سازمان ملل مي‌افزايد: حجم قابل توجهي از آب مورد نياز كشاورزي و مصارف داخلي در بيابان‌هاي جنوب غرب آمريكا، آسياي مركزي و جنوب آمريكا از رودخانه‌هايي تامين مي‌شوند كه مبدأ آنها به يخچال‌هاي مناطق كوهستاني پر از برف بازمي‌گردد.

از سوي ديگر گروهي از دانشمندان سازمان ملل و كميته بين‌المللي تغييرات آب و هوايي معتقدند كه يخچال هاي فلات تبت به عنوان يك نمونه بارز، ممكن است تا پايان قرن حاضر تا حدود ۸۰ درصد كاهش حجم پيدا كنند.در همين خصوص اندرو وارن يكي از تهيه كنندگان اين گزارش و از اساتيد برجسته جغرافي در كالج لندن مي گويد: هنگامي كه يخچال‌ها ناپديد شوند مردم در خطر جدي قرار خواهند گرفت.

گزارش اخير سازمان ملل هشدار مي‌دهد كه منابع آبي تجديدپذيري كه بيابان‌ها را به‌وسيله رودخانه‌هاي بزرگ تغذيه مي‌كنند نيز در معرض خطر قرار دارند، زيرا تغييرات جوي در حال افزايش هستند.


 
پلشتی‌های گردش‌گری وطنی (۲)
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

پرسش اين است كه كساني كه جماعتي را براي گردش به كوه مي‌برند، تا چه  حد متعهد به حفظ محيط‌زيست و مقيد به مقررات آن هستند؛ توجه داشته باشيم كه بيشترين محيط‌هاي كم و بيش بكر ما ، كوهستاني هستند. در منطقه‌ي دريوك، ماجرايي را ديدم مويد اين نكته كه تقريباً ضرب‌المثل شده: «ما خيلي چيزها وارد مي‌كنيم ، اما فرهنگ آن را نه!» در آن‌جا 30-40 چادر بر روي چمن‌زار زده شده بود كه حدود بيست‌تاي آن‌ها در بهترين(پر‌پشت‌ترين)بخش چمن بود. در اين بخش، گياهان مرتعي مرغوبي_ مانند شبدر‌ _ به گُل نشسته بود؛ چيزي كه در بيشتر مراتع ايران به‌ندرت ديده مي‌شود، زيرا چراي زودهنگام و مفرط دام‌ها مجال گُل‌دهي را نمي‌دهد.

طبيعي است كه در زير هر چادر و اطراف آن، با رفت‌و آمد چند روزه، گياهان آسيب مي‌بينند و به‌ويژه اگر گل داده باشند، ساقه‌ي گل مي‌شكند و زادآوري گياه مختل مي‌شود. در روز سيزده خرداد، شخصي كه بعداً فهميدم حمزه خادمي نام دارد و «‌سر‌قرق‌بان‌» منطقه است، به سوي چادرها آمد و گفت:«اين چمن‌زار قرق است، چادرهاي خود را بيرون از آن بزنيد.» قرق، به بخشي از مرتع مي‌گويند كه چراي دام در آن ممنوع يا محدود است، و براي حفظ گياهان و بذرگيري از آن‌ها كنار گذاشته مي‌شود. با آن‌كه خادمي چند بار حرف خود را تكرار كرد، و حكم‌هايي را كه گويا از سازمان جنگل‌ها و مراتع داشت، نشان داد و حتي عصباني شد، اما با كمال تاسف فقط يك نفر (دقيقاً يك نفر!) چادر خود را از ميانه‌ي چمن جمع كرد و به حاشيه برد.

از ميان چهار _پنج مجموعه چادري كه زده شده بود، در سه مجموعه، من يكي‌دو نفر را مي‌شناختم ؛ كوه‌نورداني كم و بيش پرسابقه و جزء مسئولان گروه. دو گروه از اين سه‌تا، به شكل«تور» به منطقه آمده بودند و پر جمعيت هم بودند( هر كدام حدود 20 تا 30 نفر) و رفت و آمدهاي آنان، چمن‌زار را در شعاع قابل توجهي از چادرگاه ، خراب كرده بود. با شناختي كه من از مديران آن تورها و نوع آدم‌هايي كه با آن‌ها به كوه مي‌روند،داشتم، مي‌دانستم كه آنان تحصيل كرده ( و بسياري از آن‌ها دانشگاه ديده‌) و همگي از طبقه‌ي متوسط به بالا، و بعضاً پر مدعا (كه ما خيلي مي‌فهميم!) هستند. علاوه بر خادمي، من هم از آن دوستان خواستم كه چادرهاي خود را به كنار چمن‌زار ببرند، اما جالب آن‌كه اين دوستان ورزش‌كار ، يكي‌دو ساعت با من به بحث پرداختند و گفتند كه ديگر كار از كار گذشته، يا طرف حرف زيادي مي‌زند و لابد پول مي‌خواهد(!) ، يا آن طرف هم چمن است وفرقي ندارد... و مانند اين‌ها. اما حاضر نشدند كه فقط نيم ساعت به خود زحمت دهند و به جاي پرسه زدن و گوش‌كردن به آهنگ يا سربه‌سر هم گذاشتن، چادرها را منتقل كنند.


 
پلشتی‌های گردش‌گری وطنی(۱)
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی

در يك جامعه‌ی معمولی كه در شرايط عادی قرار داشته باشد، بيشتر مردم به قانون‌های اجتماعی احترام می‌گذارند. به‌ويژه كه قانون، به نفع همه و از لحاظ سياسی خنثی باشد _ يعنی مدافع قشر خاصي از جامعه نباشد. نمونه‌هايی از اين‌گونه قوانين و مقررات عبارت‌اند از : مقررات رانندگی، قانون‌های مربوط به زندگي در آپارتمان، و قوانين زيست‌محيطی كه فقط ممكن است گروه‌های بسيار محدودی با آن مخالف باشند.

اما، در ايران يك جور سركشی در برابر قانون حتی قانون‌هايی كه به سود خود ما است ديده می‌شود، كه درك ناشدنی است. برای مثال توجه كنيد كه پليس و رسانه‌هايی مانند تلويزيون چه نيرويی گذاشته‌اند كه سرنشينان خودروها را تشويق و وادار به بستن كمربند ايمنی يا موتورسواران را وادار به گذاشتن كلاه ايمنی كنند،اما بيشتر هم‌ميهنان گرامی از اجراي اين مقررات سرباز می‌زنند.چرا؟ آيا اشكالی در روش‌های تربيتی ما هست؟ آيا موضوع به تاريخ يا قوميت ما برمی‌گردد؟ و يا سرپيچی از قانون در هرجا كه ممكن باشد، واكنشی است به سخت‌گيری‌های نالازمی كه در پاره‌ای عرصه‌های ديگر می‌شود؟ جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی بايد بيشتر مطالعه كنند و به ما بگويند...

 

*   *   *

با آن‌كه رفتن به سفر در موقعيت‌هايی كه چند روز تعطيلی پياپی داريم ، برای من كابوسی است ناخوشايند، باز از سر ناچاری در روزهای سيزدهم و چهاردهم خرداد به يك منطقه‌ی كوهستانی كم و بيش دم دست رفتم. دريوك در نمارستاق، در اين ماه از سال به راستی ديدنی است؛ دشت كوچكی پر از چمن و گُل در كنار رودخانه، با چشم‌اندازی از آبشار و كوه‌هايی با لكه‌های كوچك و بزرگ برف، و دور از دسترس خودروها كه تا نيم ساعتی اين محل می‌آيند( و اميدوارم جاده را بالاتر نياورند كه دريوك بدل به پاركينگ خواهد شد).

چند سال است كه كوه‌نوردان بسياری به راه‌اندازی گشت(tour)های كوه‌نوردی و گل‌گشت روی‌آورده‌اند، و از اين رهگذر هم زندگی خود را تامين می‌كنند ( يا به آن كمك می‌كنند ) و هم به كم و زياد«حال» خود را می‌كنند. تا اين‌جای كار به نظر بد نمی‌رسد، و اين فعاليت را می‌توان شاخه‌ای از صنعت گردش‌گری دانست كه می‌گويند بزرگ‌ترين صنعت جهان است، و كشور ما هم استعداد آن را دارد و سخت نيازمند آن است.

چرا كه بی‌كاری بالا، و رشد توليد ناخالص ملی پايين است.( دنباله‌ی داستان را در يادداشت فردا خواهم گفت.)


 
نظرخواهی
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

{ لطفاً از اين متن پرينت بگيريد، يا با تماس با شماره‌ی فاكس 66712421-021 درخواست ارسال نسخه‌ای از آن‌را كنيد. سپس متن را از سوی تشكل خود امضا و  ارسال كنيد.}

 

به‌نام خدا

نظر خواهی در مورد فعاليت معدن سنگ كلاردشت

كوه‌نوردان و دوستداران طبيعت آگاهی دارند كه از حدود سال 1368 فعاليت‌های معدن‌كاوی در كلاردشت ، از رودبارك به بالا آغاز شد. نتيجه‌ی اين فعاليت‌ها، كشيده‌شدن ده‌ها كيلومتر جاده‌ی غيراصولی تا برير، حصارچال و دره‌ی ديوچال، و نيز تخريب جنگل و مرتع و حريم رودخانه‌ی حفاظت‌شده‌ی سردآبرود در چندين نقطه بوده‌است.

نزديك به يك‌سال و نيم است كه اهالی و شورای شهر كلاردشت با ابراز مخالفت‌های گسترده، مانع ادامه‌ی فعاليت معدن سنگ ديوچال شده‌اند. در روز 5/3/85 نيز نمايندگان  تعداد زيادی از اعضای شورای شهر كلاردشت، رييس تربيت بدنی، و شماري از اهالی منطقه با تجمع و راه‌پيمايی در حسن‌كيف، مخالفت خود را با كار معدن اعلام و بيانيه‌ی زير را امضا كردند. از شما هم درخواست می‌شود، در صورت تمايل، اين بيانيه را امضاء و به شماره‌ی2424 -0192262 ( انجمن حمايت از محيط زيست كلاردشت) و 66712421-021 ( انجمن كوه‌نوردان ايران) فاكس كنيد.

 

تخريب منابع طبيعي كلاردشت را محكوم مي‌كنيم

ما امضا كنندگان زير، هم‌گام با اهالي كلادشت اعلام مي‌داريم كه حوزه‌ي آبخيز رودخانه‌ي حفاظت‌شده‌ي سردآبرود، و كوهستان كم‌نظير علم‌كوه كه بخشي از آن عنوان « اثر طبيعي ملي » دارد، جزء سرمايه‌هاي طبيعي و ميراث‌هاي زمين شناختي  ايران است و نبايد در آن فعاليت‌هاي مخرب محيط‌زيست انجام شود.

با تاكيد برارزش‌هاي بوم‌شناختي و قابليت‌هاي گردش‌گري كلاردشت و علم كوه، با توجه به لزوم رضايتمندي جامعه‌ي محلي از طرح‌هاي توسعه‌ي اقتصادي، و با در نظر داشتن نقش مهم پوشش مرتعي و جنگلي در حفظ ثروت كلاردشت كه همانا طبيعت منطقه است، خواستار تعطيلي فعاليت‌هاي معدي كاري در كلاردشت هستيم.

از سازمان‌ جنگل‌ها و مراتع، سازمان حفاظت محيط‌زيست، سازمان ميراث فرهنگي و گردش‌گري، و  اداره‌ي شيلات مي خواهيم كه به منظور تضمين بهره برداري پايدار از منابع طبيعي و جاذبه‌هاي كلاردشت، با استفاده از اقتدار قانوني خود ، فعاليت‌هايي را كه نوعاً با ارزش‌هاي اين منطقه مغايرت دارد تعطيل كنند.

همچنين از شهرداري و شوراي شهر كلاردشت و مقامات ديگر مي‌خواهيم از ساخت و ساز بي‌رويه جلوگيري كنند و در ارايه‌ي پروانه‌هاي ساختماني و خدمات شهري، ضوابط زيست‌محيطي و توسعه‌ي پايدار را در نظر داشته باشند.

 

 


 
پيام
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

پيام‌‌آوران دوستي با محيط كوهستان باشيم

از امروز و فردا كوه‌نوردان بسياري در سراسر كشور راهي «برنامه» مي‌شوند، و انبوهي از مسافران ديگرعازم مناطق گوناگون؛ همان منظره‌هاي آشنا( جاده‌هاي شلوغ، رانندگي‌هاي شرم‌آور، زباله‌پراكني...) و شايد گوشه‌ي قابل تحملي براي فراغت.

نااميد نشويد! مي‌توان به سهم خود در به‌سازي اين وضع كوشيد، و مطمئن باشيد كه اين كوشش‌ها بي‌تأثير نخواهد بود.

1-  از خود شروع كنيم؛ در ميان آن‌همه وسايل كوه‌نوردي، كيسه براي پايين آوردن پسماندها داريم؟ همراه بردن باطري‌هاي اضافه براي گوش‌دادن به پخش صوت، و بردن نوشابه لازم است؟! موسيقي دل‌نواز جويبارها و پرندگان در انتظار ماست، و خوش‌گوارترين نوشيدني تاريخ ( آب چشمه‌ها) را خواهيم داشت!

به زير پاي خود نگاه كنيد و تاحد امكان از تخريب پوشش گياهي خودداري كنيد؛ براي نصب چادر، دامنه‌ها را نكَنيد؛ به هيچ‌وجه با بوته‌ها و شاخه‌ها آتش روشن نكنيد؛ به هيچ جانوري آسيب نرسانيد و به آشيانه‌هاي آن‌ها نزديك نشويد؛ به مناطقي كه سازمان محيط زيست در آن‌جا مقررات محدوديت رفت و آمد وضع كرده ، وارد نشويد.

2-  با مردم گفتگو كنيد؛ بسياري از آن‌ها آماده‌اند كه با شما در پاك‌سازي اطراف همكاري كنند . خجالت نكشيد! خود را با افتخار ، رفتگر محيط معرفي كنيد و از كساني كه دور و برتان هستند، بخواهيد تا شعاع  پنجاه متري نقطه‌اي را كه نشسته‌اند، با همكاري شما تميز كنند.

به كساني كه‌زباله‌اي را از شيشه‌ي خودرو به بيرون پرتاب مي‌كنند، و يا در جاي ديگري زباله مي‌ريزند، به آرامي و محترمانه تذكر دهيد. مطمئن باشيد كه نود درصد چنين اشخاصي تا اين لحظه فكر مي‌كرده‌اند كه راه دفع زباله همين است، و از تذكر شما  به خود مي‌آيند. ( آدم‌هاي شلخته هم هر وقت ديگر كه بخواهند آشغالي پرتاب كنند، شبح شما را به ياد خواهند آورد!)

در كوهستان، با دام‌داران از حفاظت مراتع بگوييد؛ در روستاها بهداشت محيط را تبليغ كنيد؛ و همه‌جا راه‌حل‌هاي ساده و در دسترس ارايه دهيد.

3-  از مديران ومسئولان بخواهيد؛  اگر فرصتي شد، با شهرداران و اعضاي شوراي شهر يا روستا، محيط‌ زيست و منابع طبيعي ، صحبت كنيد و از آنان بخواهيد كه با متجاوزان ‌به محيط زيست و تخريب‌گران عرصه‌هاي عمومي برخورد كنند. به آنان بگوييد كه حاضريد با ايشان همكاري كنيد.

4-  شبكه تشكيل دهيد؛ سازمان‌هاي كوه‌نوردي و زيست محيطي را بشناسيد و شماره‌هاي تماس و نشاني آن‌ها را بگيريد. در مناسبت‌هاي گوناگون مي‌توانيد با آن‌ها برنامه‌هاي مشترك و هماهنگ اجرا كنيد.

گروه ديده‌بان كوهستان انجمن كوه‌نوردان ايران (دكا) آماده‌ي دريافت گزارش‌هاي شما در مورد وضعيت محيط‌هاي كوهستاني است. با عضويت دراين گروه، و همكاري با آن خواهيم توانست شبكه‌ي مراقبان از ميراث كوهستاني ايران را تشكيل دهيم.

تلفن: 66712243- 021                    نمابر: 66712421 – 021

amohammadi@afranet.com

 


 
هشدار جامعه جنگلبانى
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

سال‌ها‌است كه جنگل‌هاي جلگه‌اي شمال ايران محو شده‌اند، و جز يكي دو« لكه »ي بسيار كوچك چيزي از آن‌ها باقي‌نمانده است. آن‌چه كه بتواند جنگل نام گيرد، فقط در كوه‌ها به چشم مي‌خورد، و آن‌چه كه روند نابودي جنگل‌ها خوانده مي‌شود ( و پيوسته رو به افزايش است ) به معناي نابودي كوهستان‌ها است.

سازمان غيردولتي جامعه‌ي جنگلباني ايران در چند گزارش، به وضع وخيم جنگل‌هاي كشور پرداخته‌ و توانسته‌است توجه پاره‌اي مقامات و نهادها، از جمله سازمان بازرسي كل كشور را به موضوع جلب كند.

خوشبختانه اين گزارش‌ها موثر بوده، و براي مثال سازمان بازرسي درخواست لغو اسناد 150 هكتار جنگل در كلاردشت را که به پيمانكار آزادراه تهران-شمال واگذار شده بود، مطرح كرده است.

در زير، هشدار ديگري از جامعه‌ي جنگلباني مي‌خوانيم:

 

روزنامه‌ی شرق- سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵

هشدار جامعه جنگلبانى در تخريب منابع طبيعى شمال كشور

 
گروه اجتماعى: جامعه جنگلبانى ايران شعبه مازندران طى نامه اى خطاب به رئيس جمهورى نسبت به وضع كنونى و روند بحران زاى رفتار با منابع طبيعى شمال كشور ابراز نگرانى و خطر كرد.
در اين نامه مفصل علاوه بر اشاره به وضعيت كنونى تراكم جمعيت در منطقه شمال كشور به اشغال سواحل درياى خزر براى ساختمان سازى اشاره شده و آمده است روزانه ۵/۱ تن زباله بيمارستانى و ۲ هزار ليتر فاضلاب و پساب بيمارستانى به محيط هاى طبيعى منطقه وارد مى شود. علاوه بر مشكلات تامين محل مناسب براى دفن زباله به خاطر نبود سامانه هاى تفكيك و فناورى بازيافت اين زباله ها در معرض مناسب كشت بيمارى ها گذاشته مى شود.
در ادامه اين نامه به متوسط رويش و توليد طبيعى در جنگل هاى شمال كه معادل دو مترمكعب در هر هكتار است اشاره شده و آمده است: افراد چندپيشه ساكن در آبخيزهاى شمال حداقل شش ميليون واحد دامى را به چرا مى فرستند كه با فرض پراكنش يكنواخت آن در عرصه جنگلى ۸/۲ برابر ظرفيت علوفه توليدى مراتع است اما به دلايل متعدد اين تعداد دام و انسان با توليد جنگل در تعادل نيستند. امروزه فشار دام تا ده برابر ظرفيت محلى كه در آن حضور دارند رسيده است. اين دام ها پس از گردش روزانه ۲/۱ تا ۵/۱ ليتر شير را در اختيار دامدار قرار مى دهند. اين توليد در قبال خوردن نهال هاى درختانى به دست مى آيد كه با آنها مى توان در هر سال نيم ميليون هكتار جنگل را احيا كرد در حالى كه ظرف نيم قرن گذشته در مجموع سيصد هزار هكتار نهال كارى شده است. هم اكنون به طور متوسط هر سال پنج هزار هكتار نهال كارى با هزينه هر هكتار سيصد هزار تومان انجام مى شود.بر اثر افزايش و تمركز جمعيت و نيز بهره بردارى چندشكلى و يك سويه (بدون جبران يا برگرداندن آنچه از طبيعت برداشته شده) ظرف نيم قرن اخير نيمى از جنگل هاى باقى مانده امروزى به وضعيت مخروبه تبديل شده اند. سالانه چهارده هزار (۱۴۰۰۰) هكتار از پوشش عرصه هاى جنگلى محو شده، تغيير كاربرى يافته و اين روند همچنان با افزايشى سالانه ادامه دارد. اين اراضى اغلب از مالكيت دولت خارج مى شوند و تا زمان بسيار طولانى صدور راى و بازپس گيرى، مشمول مرور زمان مى شوند. اگرچه تلاش جان بركفان حفاظت از منابع طبيعى و محيط زيست كه ظرف سال هاى اخير به طور متوسط سالانه ۲۱ نفر از آنان مورد ضرب و شتم و حتى شهادت قرار مى گيرند، ان شاءالله در پيشگاه خداوند جايگاه رفيع دارد، اما تاثير اين ممانعت ها در قبال شدت هجمه ها قابل قياس نيست. در شمال كشور، حسب شرايط محلى سالانه ۱۵ تا ۲۵ تن در هكتار فرسايش و شست وشوى خاك وجود دارد در حالى كه براى تشكيل هر ۲۵ ميلى متر خاك حداقل سيصد سال وقت لازم است. اين رسوبات روى اراضى مرغوب پايين دست و پشت سدها رسوب مى كنند و عمر و بازدهى آنها را تنزل مى دهند.
در اين گزارش به طرح صيانت از جنگل اشاره شده و گفته شده است:
براى جبران بخشى از خسارات وارده به جنگل ها، مطابق مصوبات طرح «صيانت از جنگل هاى شمال»، دستگاه هاى مختلف تعهداتى داشته اند كه اغلب تحقق نيافته اند. به عنوان نمونه طرح خروج دام و دامداران از جنگل هاى شمال ۲۲ درصد پيشرفت داشته، طرح احداث جايگاه هاى سوخت و گازرسانى توسط وزارت نفت نمود عينى نيافته، طرح هاى تعادل دام و مرتع، تجميع خانوارهاى جنگل نشين روند كندى دارند و مهمتر از همه آنها، طرح تفصيلى آمايش سرزمين است كه در كليات و بدون ضمانت اجرايى از مرز كتابخانه برخى دستگاه ها فراتر نرفته است.
اين جامعه غيردولتى با طرح ساير مشكلات پيش آمده در منابع طبيعى شمال كشور پيشنهاد داده است، شوراى عالى حفاظت محيط هاى طبيعى تحت مديريت استانداردهاى شمال كشور و مركب از دستگاه هاى نامبرده به صورت نهاد رسمى و داراى راى قابل اجرا است. همچنين همه پيشنهادها و طرح هاى توسعه اى استان با محوريت بخش كشاورزى و اصلى ترين زيربخش آن يعنى منابع طبيعى و محيط  زيست شكل گيرد، طرح تفصيلى آمايش سرزمين در مقياس كاربردى و داراى سامانه و فناورى به روزرسانى اطلاعات و منابع تهيه و به تاييد مراجع ذى ربط برسد.
به رغم اهداف مثبت تصميم گيرندگان در امر خطير واگذارى اراضى به اشخاص ملاحظات غيرفنى و سوءاستفاده هاى بعدى آن خسارت هاى جبران ناپذيرى به انفال وارد كرده است لذا براى پرهيز از تكرار اين واقعه برنامه هاى خوداشتغالى و واگذارى يا در اختيار گذاشتن اراضى در چارچوب طرح تفصيلى آمايش سرزمين شكل گيرند.يكى از مهمترين مبانى مديريت مناسب بر اين جنگل ها وجود اطلاعات دقيق، روزآمد و فرآيند پردازش اطلاعات و استخراج راهكار اصلاح روش هاى مديريت از طريق پژوهش هاى كاربردى است. در اين راستا اولين گام وجود نقشه هاى مقياس مناسب براى ثبت مالكيت و حاكميت بر منابع، اثبات تخلفات، تجاوزات و تغيير كاربرى ها با قابليت تكرار، تصحيح و روزآمد كردن آن است. مديريت حفاظت و توليد جنگل ها از طريق پايش مجهز به فناورى اطلاعات زمينى و ماهواره اى با آماربردارى هاى سراسرى با تناوب ده ساله قابل حصول است. با توجه به اينكه مديريت يكپارچه بر فرآيندهاى گسترده و متنوع اطلاعات در حوزه وظايف، امكانات و اعتبارات سازمان جنگل ها نمى گنجد، موافقت آن مقام محترم براى مشاركت دستگاه هاى مرتبط در سطح دولت را مى طلبد.


 
افسانه‌ی پيروزي برطبيعت
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ٩ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

مسنر در جايي مي‌گويد كه ما با رسيدن به قله‌ها ، نه بر آن‌ها كه بر خود غلبه مي‌كنيم. كاربرد واژه‌ي « فتح » (‌‌conquer ) كه بسياري اوقات براي رساندن مفهوم صعود به قله‌ها به كار مي‌رود، ريشه‌ در زماني دارد كه هيات‌هاي بزرگ غالباً به سرپرستي نظاميان و با هدف شناسايي سرزمين‌ها ، نقشه‌برداري و نمايش قدرت به كوه‌هاي دوردست مي‌رفتند.

امروزه ، كوه‌نوردان بزرگ در گفتگوهاي خود ، بيشتر از دوستي با كوهستان و تلاش براي هماهنگي با طبيعت سخن مي‌گويند.

مقاله‌اي كه در زير مي‌خوانيد به موضوع « غلبه بر طبيعت » پرداخته است.

 

 

 

افسانه پيروزي برطبيعت

نويسنده :  جرج جرداق

ترجمه :  محمدمهدي شريعتمداري

همشهري ضميمه دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۵

 

گفت: به سخنانت در يكي از برنامه هاي راديويي، كه درباره ناتواني انسان در برابر طبيعت و قانونمند ي هاي آن بود، گوش فرادادم. اگر چنين باشد، چرا اغلب مردم و بعضي از صاحبان قلم مي گويند كه انسان بر طبيعت چيره شده است ؟
گفتم: انسان توان آن را ندارد كه حتي ذره اي از خاك جاي گرفته بر پيكره طبيعت را مغلوب خود سازد، همچنان كه نمي تواند، به اندازه بند انگشتي از خاك و آسمان آن را حتي براي يك لحظه مقهور قدرت خويش كند. واقعيت غير از آن است كه مي شنوي و مي خواني و مي گويي.تو بايد بداني، هرگاه كه انسان، به فرض محال، بتواند بر طبيعت چيره شود ، اين بدان معنا خواهد بود كه ستارگان با يكديگر برخورد كرده اند و خورشيد فروريخته و ناپديد شده است و كوه ها به آتشفشان هايي گداخته و روان بدل شده است و ويژگي هاي همه عوالم و عالميان دگرگون و قواعد و قوانين آن نسخ شده است و ناگزير، جهان هستي به اراده خالق متعال متلاشي شده و به پايان رسيده است. او، در حالي كه دچار سرگيجه شده بود، به من گفت: آيا همه اين حوادث هولناك، صرفاً به دنبال غلبه انسان بر طبيعت در بعضي از مسايل ساده رخ مي دهد؟!
گفتم: در طبيعت، امور ساده و غيرساده مفهومي ندارد، زيرا آنچه اين عناصر را به رغم نيروي فراوان و اندازه سترگش كنترل مي كند و آنها را در جايگاه خود نگه مي دارد، قوانيني است بي چون و چرا و مرتبط با هم كه سرانجام همه آنها از قانوني واحد، همه گير، قاطع و تغيير ناپذير تبعيت مي كند كه تخطي از آن در هر صورتي ناممكن است.
گفت: بنابراين درباره آن همه دستاوردهاي درخشان علمي كه گفته مي شود، نشانگر چيرگي انسان بر طبيعت در زمينه هاي گوناگون است، چه مي گويي؟
گفتم: باز هم به سخن از «غلبه انسان بر طبيعت» برگشتيم. همه آنچه مي بينيم و تو به آن اشاره اي داشتي، چيزي نيست جز برهاني قاطع و دليلي روشن و جامع بر اين كه طبيعت، تنها قدرت قادر است و انسان در اين راه، هيچ توش و تواني ندارد.
گفت: توضيحي بيشتر بده.
گفتم: اگر بر ساحل دريا نشسته باشي، آيا مي تواني سنگي خرد كه وزن آن از يك گرم هم كمتر است، برداري و آن را روي آب شناور نگه داري؟
- هرگز! نه من و نه ديگران نمي توانيم سنگريزه اي را بر موج شناور نگه داريم.
- بسيار خوب. آيا مي تواني همين سنگريزه را برگيري و به هوا پرتاب كني تا در فضا به پرواز درآيد؟
- البته. نه
- با اين همه، انسان مي تواند يك كشتي را با وزن صدهزار تن روي آب نگه دارد و توده آهنين غول پيكر و سنگيني را در هوا به پرواز درآورد.در نگاه نخست، از شناوركردن سنگريزه اي خرد بر سطح آب يا به پروازدرآوردن آن در هوا ناتوان بودي، چرا كه در پي چيرگي بر طبيعت و تلاش در خارج از دايره ناموس هستي بوده اي، بي آن كه تن به شرايط و حاكميت اراده آن بدهي.در حالت دوم، تو مي تواني پيكري را كه صدهزار تن وزن دارد، روي آب شناور كني و حجم ها يا وزن هاي سترگي از فلزات را در هوا به پرواز درآوري، زيرا قانونمندي هاي طبيعت را بررسي كرده اي و دانسته اي، آنچه طبيعت مي خواهد جز آن است كه تو بي مشورت و رضايت آن اراده مي كني. لذا و ناگزير ناموس هستي را به رسميت شناخته، شرايط آن را اجرا كرده اي و تن به اراده آن داده اي. و همين، تو را توان آن داد كه بر پايه همان قوانين ثابت و تغييرناپذير، آهن را بر آب شناور كني و در هوا به پرواز درآوري.وانگهي، انسان تنها پس از آن توان انجام اين همه را يافت كه نوابغ بشر دهها هزار سال را در رصد هستي و بررسي احوال و اسرار آن گذرانده اند، تا آن كه ارشميدس يوناني، قانوني پايدار از قوانين تغييرناپذير طبيعت را يافت و سه هزار سال پس از آن پاسكال دانشمند و فيلسوف فرانسوي نيز قانون لايتغير ديگري كشف كرد.پس از كشف اين دو قانون و ساير قوانين فرعي مرتبط از سوي بشر، انسان بر اساس همه آنها گام برداشت، يعني تن به اراده طبيعت داد تا به او اجازه دهد كه اجسام سنگين را روي سطح آب نگه دارد يا در فضا به پرواز درآورد. در چنين حالتي بايد گفت كه «غلبه» انسان بر طبيعت، چيزي نيست جز اجراي دستورات و تسليم مطلق در برابر اراده اش!!

 

 


 
روز ملی دماوند
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ٧ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

عکس از: کيانوش فرهادی‌نژاد

کوه‌نوردان و طبيعت‌دوستان ايران، از سال ۱۳۸۳ درصدد بوده‌اند که به منظور جلب توجه همگان به ارزش‌های بوم‌شناختی و ملی دماوند، يک روز را به‌نام « روز ملی دماوند » معرفی کنند.

سيزدهم تيرماه برابر با جشن تيرگان و روز رخداد حماسه‌ی آرش کمان‌گير، شايستگی آن را دارد که به عنوان روز ملی دماوند خوانده شود.امسال نيز به اين مناسبت، از همه‌ی علاقمندان دعوت می‌کنيم تا در حد توان خود با خبررسانی، نوشتن مقاله و گزارش برای مطبوعات، گردهمايی، اجرای برنامه‌های پاک‌سازی، و کار آموزشی چهره‌به‌چهره در دماوند، در معرفی اين روز بکوشند.

روز جمعه ۱۶ تيرماه ، در سالن ارشاد شهر رينه همايشی به منظور بررسی جايگاه دماوند در تاريخ و ادب ايران، نقش اين کوه در تاريخ کوه‌نوردی کشور، و بزرگ‌داشت ياد جان‌باختگان دماوند برگزار می‌گردد.

از کسانی که مقاله برای اين همايش دارند، و ديگر علاقمندان دعوت می‌شودکه با شماره‌‌تلفن‌های زير تماس بگيرند:

انجمن کوه‌نوردان ايران (دفتر تهران)  ۶۶۷۱۲۲۴۳ ، نمابر  ۶۶۷۱۲۴۲۱

آمل (حسينعلی مهجوری)  ۰۹۱۱۳۲۵۲۵۴۷

گرگان ( خسرو يزدانی)   ۲۲۲۰۳۱۸-۰۱۷۱

 


 
همايش حمايت از محيط زيست كلاردشت برگزار شد
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ٦ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
اكوتوريسم و جاذبه‌ها/ همايش زيست محيطي حمايت از محيط زيست كلاردشت، جمعه پنجم خردادماه در محل حسن كيف كلاردشت، برگزار شد.
در اين همايش كه به دعوت شوراي شهر كلاردشت، انجمن حمايت از محيط زيست كلاردشت و انجمن كوهنوردان ايران برگزار شد، نمايندگان تعداد زيادي از سازمانهاي زيست محيطي و كوه‌نوردي گردهم آمده و در مورد مشكلات زيست محيطي منطقه كلاردشت به گفت‌و گو و اظهار نظر پرداختندو بيانيه‌اي را در اين ارتباط صادر كردند.
 شركت كنندگان در همايش زيست محيطي حمايت از كلاردشت، خواستار توقف فعاليتهاي مخرب زيست محيطي بويژه فعاليت اقتصادي معدن‌كاري در اين منطقه شدند.
آنان واگذاري 150 هكتار از جنگلهاي كلاردشت را به پيمانكار آزادراه تهران شمال غيرقانوني دانسته و خواستار برخورد سازمان بازرسي كل كشور با موضوع شدند.
كلاردشت استان مازندران با دارا بودن آب و هواي معتدل كوهستاني و چشم‌اندازهايي از جنگل ، چمنزار و كوههاي بلند برف‌پوش، از مناطق كم مانند ايران است كه از سال 1345 در طرح جامع به عنوان يك منطقه گردشگري تعريف شده است.
اين همايش در فضاي باز جلوي بيمارستان در دست احداث كلاردشت، با حضور 500 نفر از اهالي كلاردشت و نمايندگان چندين سازمان غيردولتي زيست محيطي و كوه‌نوردي نقاط مختلف كشور برگزار شد.
رييس شوراي شهر كلاردشت، رييس تربيت بدني كلاردشت، دبير شبكه سازمانهاي غيردولتي زيست محيطي تهران و عضو شبكه سازمانهاي زيست محيطي كشور، رييس هيات مديره انجمن كوهنوردان ايران، مسئولان باشگاههاي كوهنوردي قديمي تهران، راهنمايان كوهنوردي با سابقه كلاردشت، مسئول انجمن حفظ محيط كوهستان، مدير گروه ديده‌بان كوهستان، اعضايي از جبهه سبز ايران، از اعضاي شركت كننده در اين همايش بودند.
گروههاي ديگري از شهرهاي مختلف كشور نيز با ارسال نامه و نمابر از اين همايش پشتيباني كردند.
عباس محمدي، دبير انجمن گروه ديده‌بان كوهستان گفت: «توسعه ناموزون اقتصادي در كلاردشت نيز همانند بسياري از ديگر مناطق كشور به تخريب چشمگير محيط زيست منجر شده است.»
وي معدن كاري در اين منطقه گردشگري را از نمونه‌هاي ناديده گرفته شده محيط زيست در طرحهاي توسعه خواند و گفت: «از اواخر دهه  60، براي برداشت سنگهاي گرانيت، چيني و .. گمانه‌زنيهاي گسترده‌اي در بالادست كلاردشت شروع شد.در جريان اين كاوشها، ده‌ها كيلومتر جاده غير اصولي و غير ضروري ساخته شد كه نتيجه آن آسيب ديدن شديد جنگل و مرتع، رانشهاي قابل توجه در شيبهاي كوهستاني و گل‌آلود شدند رودخانه حفاظت شده سردابرود بوده است.»
محمدي، ايجاد جاده‌ها را در كلاردشت، تنها موجب تسهيل زمين‌خواري و ساخت و ساز در عرصه‌هاي طبيعي و نيز تسهيل ورود دام به ميزاني بس فراتر از ظرفيت مراتع دانست.
وي اظهار داشت: «تبديل منابع طبيعي و زمينهاي كشاورزي به عرصه‌هاي ساخت و ساز، ساختمان‌سازي در كلاردشت بدون هيچ طرح و برنامه سنجيده شده، يا مخدوش شدن چشم‌انداز كلي منطقه در محاسبه نيامده است.»
اين كارشناس محيط زيست، آلودگي محيط، بورس بازي زمين و افزايش جمعيت ساكن و مسافر را سبب افزايش فوق العاده نخاله‌هاي ساختماني و زباله‌هاي خانگي در اين منطقه خواند و گفت: «در حال حاضر بسياري از اين زباله‌ها در رودخانه سردابرود يا محيطهاي ديگر رها مي‌شود و مقدار بيشتري توسط شهرداري كلاردشت جمع‌آوري و در كيلومتر 20 جاده عباس‌آباد در داخل جنگل تخليه مي‌شود.»
وي هويت زدايي در معماري را از ديگر مشكلات بوجود ‌آمده در كلاردشت خواند و گفت: «در ساخت و سازهاي دو سه دهه اخير، تقريبا هيچ‌‌گونه توجهي به سنتهاي ساختمانسازي منطقه نشده و هيچ محدوديتي در كاربرد مصالح مختلف يا نماسازيها اعمال نشده است.»
رييس گروه‌ ديده‌بان كوهستان گفت: «در حال حاضر، كلاردشت به مجموعه‌اي از ساختمانهاي رنگ‌به رنگ و بي‌هويت بدل شده و تفكيك زمينها با ديوارهايي از بلوك سيماني، دشت و تپه‌ها را آبله رو ساخته است.»
وي با اشاره به امضاي بيانيه‌اي در ارتباط با حمايت از منابع طبيعي كلاردشت توسط شركت كنندگان در همايش ياد شده گفت: «در اين بيانيه از شهرداري، شوري شهر كلاردشت و مقامات ديگر خواسته شده تا از ساخت و سازهاي بي‌رويه در اين منطقه، جلوگيري كنند و در ارايه پروانه‌هاي ساختماني و خدمات شهري، ضوابط زيست محيطي و توسعه پايدار را در نظر داشته‌ باشند.»
در ابتداي اين بيانيه‌آمده است: «ما امضا كنندگان همگام با اهالي كلاردشت، اعلام مي‌كنيم كه حوزه ابخيزداري رودخانه حفاظت شده سردابرود و كوهستان كم‌نظير علم كوه كه بخشي از آن عنوان اثر طبيعي ملي دارد، جزو ميراث هاي زمين‌شناختي و سرمايه‌هاي طبيعي ايران است و نبايد در آن فعاليتهاي مخرب زيست‌ محيطي انجام شود.»
در گوشه‌ديگري از اين بيانيه با تاكيد بر ارزشهاي بوم شناختي و قابليتهاي گردشگري كلاردشت و علم كوه آمده است: «با توجه به لزوم رضايتمندي جامعه محلي از طرحهاي توسعه اقتصادي و با در نظر داشتن نقش مهم پوشش مرتعي و جنگلي در حفظ پروت كلاردشت كه همانا طبيعت منطقه است، خواستار تعطيلي فعاليتهاي معدن كاري در كلاردشت هستيم.»
همچنين در ادامه اين بيانيه از سازمانهاي جنگلها و مراتع، حفاظت محيط زيست، ميراث فرهنگي و گردشگري و شيلات خواسته شده است كه به منظور تضمين بهره‌برداري پايدار از منابع طبيعي و جاذبه‌هاي كلاردشت، با استفاده از اقتدار قانوني خود، فعاليتهايي را كه با ارزش هاي اين منطقه مغايرت دارند، متوقف كنند.»

 
علم‌كوه ، آه علم‌كوه !
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ٦ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                                                                                         

عباس محمدی

علم‌كوه، شكل‌دهنده‌ی بخش مهمی از خاطره‌ی جمعی ما است. هر كسی كه خود را اندكی به كوه‌نوردی جدی مشغول كرده باشد، با يادآوری نام علم‌كوه به دوردست‌های پر خاطره و رمزآلودی می‌رود كه در آن، باد و آفتاب و صخره‌ و برف و بوران وحشی حكم می‌رانند. چه دوستانی كه در علم‌كوه يافتيم، و چه روزها و شب های فراموش نشدنی كه در سرمای صميمی آن كوهستان و درسايه‌ی ديواره‌ی بلندی كه همچون مادر ، سنگ‌های كوچك‌تر پايين را به زير بال و پر گرفته، نگذرانديم. چه روزهايی كه در كوه‌های ديگر يا در سالن تمرين بر خود سخت نگرفتيم تا بتوانيم به علم‌كوه برويم و خوب صعود كنيم.

زمزمه‌ی هر رود مرا به كناره‌های سردآبرود می‌خواند؛ بوی جنگل، چشم‌انداز چاكوه را در رودبارك به خاطرم می‌آورد؛ عطر آويشن مرا بر بال خيال به كنگلك می‌برد؛ و هر ابر بلند، نيم‌ رخ گُرده، و گذر شتاب‌ناكِ ابرهای سفيد را در لاجورد آسمان علم‌كوه به يادم می‌آورند.

شب‌های درون چادر ، و هيجان صبح‌ زود سرد را که به سوی ديواره می‌رفتيم، به‌ياد داری؟! طناب را كه در دستان يخ‌كرده‌مان می‌پيچيد، و سنگ‌هايی كه با بی‌رحمی معصومانه‌ی طبيعت وحش، زوزه كشان از كنارمان می‌گذشت. يكی از همين‌ها به خداياری خورد... آری در علم‌كوه، دوستانی يافتيم و دوستانی را از دست داديم، چنان كه رسم زندگی در همه جا چنين است! اما، ما در علم‌كوه با عشق زيستيم و هر لحظه را زندگی كرديم.

شهريار چه احساسی داشت، آن‌گاه كه دويست متر را از ديواره، آزاد سقوط كرد؟! بر ايشخان در آن شب منجمد كه انگشتان دست و پنجه‌های پا را از او گرفت ،چه گذشت؟! اينك او در كدام گوشه‌ی دنياست؟! با داودی هم مَرام نبودم و با او بگو مگو داشتم، اما در كمركش پر برف ليزونك با اندوهی سرد و عميق، بر مرگ او گريستم.

هر زخمی كه بر كوهستان علم‌كوه زده شده،چينی بر پيشانی من نشانده و خاطره‌ای را در ضميرم غبارآلود ساخته است. اين سنگ‌ها كه در نظر شما ثروت است و از اين كوه می‌بريد، تارو پود گذشته‌ی ما و گهواره‌ی آينده‌ی ما است.


 
همايش و راه‌پيمايی در كلاردشت
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ٦ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در بعداز ظهر جمعه 5 خرداد، در حدود چهارصد نفر كه نمايندگان گروه‌های كوه‌نوردی و زيست‌محيطی از نقاط مختلف كشور بودند، در محوطه‌ي جلوی بيمارستان در دست احداث كلاردشت تجمع كردند و اعتراض خود را به فعاليت معدن سنگ منطقه، و ديگر اقدام‌های ضد ‌محيط زيستی در كلاردشت اعلام نمودند. اين همايش به دعوت شورای شهر كلاردشت، انجمن حمايت از محيط‌زيست كلاردشت و انجمن كوه‌نوردان ايران برگزار شد.

از جمله شركت‌كنندگان در اين تجمع می‌توان اين‌ها را نام برد: سليمان‌پور رييس شورای شهر كلاردشت، بابازاده رييس هيات مديره‌ی انجمن كوه‌نوردان ايران، اشتری مسئول انجمن حفظ محيط‌زيست كوهستان، معمار از جبهه‌ی سبز ايران، توسلی دبير شبكه‌ی سازمان‌های زيست‌محيطی استان تهران و عضو هيات رييسه‌ی شبكه‌ی سازمان‌های زيست‌محيطی كشور، محمدی مدير گروه ديده‌بان كوهستان انجمن كوه‌نوردان، علی محمد فرضی راهنمای پر سابقه ‌و عضو تيم‌های ملی كوه‌نوردی، رييس تربيت‌بدنی كلاردشت، شماری از اهالی منطقه، نمايندگان سازمان‌های كوه‌نوردی و زيست‌محيطی اوج سبز، كوهستان سبز، باشگاه دماوند، باشگاه آرش، گروه‌های كوه‌نوردی ديگری از تهران، كرج، رامسر، ساری، رشت و...، از ديگر شركت‌كنندگان در تجمع بودند. همچنين گروه‌های ديگری از شهرستان‌های كرمان، تبريز، اروميه، مشهد، زاهدان و ديگر شهرها، با اين همايش اعلام همبستگی كردند.

در پايان همايش، شركت كنندگان، تا ميدان حسن كيف راه‌پيمايی كردند و بيانيه‌ی زير را امضا نمودند:

 

 

تخريب منابع طبيعی كلاردشت را محكوم می‌كنيم

 

ما امضا كنندگان زير، هم‌گام با اهالي كلادشت اعلام می‌داريم كه حوزه‌ی آبخيز رودخانه‌ی حفاظت‌شده‌ی سردآبرود، و كوهستان كم‌نظير علم‌كوه كه بخشی از آن عنوان « اثر طبيعی ملی » دارد، جزء سرمايه‌های طبيعی و ميراث‌های زمين شناختی  ايران است و نبايد در آن فعاليت‌های مخرب محيط‌زيست انجام شود.

با تاكيد برارزش‌های بوم‌شناختی و قابليت‌های گردش‌گری كلاردشت و علم كوه، با توجه به لزوم رضايتمندی جامعه‌ی محلی از طرح‌های توسعه‌ی اقتصادی، و با در نظر داشتن نقش مهم پوشش مرتعی و جنگلی در حفظ ثروت كلاردشت كه همانا طبيعت منطقه است، خواستار تعطيلی فعاليت‌های معدن كاری در كلاردشت هستيم.

از سازمان‌ جنگل‌ها و مراتع ، سازمان حفاظت از محيط‌زيست، سازمان ميراث فرهنگی و گردش‌گری، و اداره‌ی شيلات می خواهيم كه به منظور تضمين بهره برداری پايدار از منابع طبيعی و جاذبه‌های كلاردشت، با استفاده از اقتدار قانونی خود ، فعاليت‌هايی را كه نوعاً با ارزش‌های اين منطقه مغايرت دارد تعطيل كنند.

همچنين از شهرداری و شورای شهر كلاردشت و مقامات ديگر می‌خواهيم از ساخت و ساز بی‌رويه جلوگيری كنند و در ارايه‌ی پروانه‌های ساختمانی و خدمات شهری، ضوابط زيست‌محيطی و توسعه‌ی پايدار را در نظر داشته باشند.


 
قابل توجه کوه‌نوردان و علاقمندان به طبيعت‌گردی
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

از آن‌جا که طبيعت به‌طور کل و کوهستان‌ها به‌ويژه ، زيستگاه‌های حيات وحش می‌باشند،افراد و گروه‌هايی که برای اجرای برنامه‌های ورزشی يا گردش‌گری وارد اين زيستگاه‌ها  می‌شوند بايد با اين آگاهی که وارد حريم موجوداتی‌ آسيب‌پذير شده اند،نهايت دقت را در اجرای برنامه‌های خود به‌کاربرند تا کمترين تاثير را بر محيط طبيعت و کوهستان داشته‌باشند.             

ممنوعيت عبور و مرور گردش‌گران در مناطق حفاظت‌شده آذربايجان‌شرقی                                                                     در اين‌جا بخوانيد


 
همايش کلاردشت
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

يادآوری می شود!

از كوه‌نوردان ودوست داران طبيعت  دعوت می‌شود تا در همايشی که به منظور بررسی مشكلات زيست محيطی كلاردشت، به ويژه مساله‌ی معدن سنگ ديوچال، توسط شورای شهر كلاردشت و انجمن حمايت از محيط زيست كلاردشت در تاريخ ۵/۳/۱۳۸۵برگزار خواهد شد حضور يافته و به حل مشكلات طبيعت‌دوستان منطقه كمك كنند.

محل برگزاری همايش: حسن‌كيف - بيمارستان جديد كلاردشت

زمان: ۱۳:۳۰ تا ۱۵:۳۰ روز جمعه ۵/۳/۱۳۸۵


 
ميراث زمين و ميراث بشری
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

ادوارد ويلسون ، استاد دانشگاه هاروارد و يكی از بزرگ‌ترين زيست شناسان جهان ، يا به گفته‌ای داروين زمان ماست. يكی از كتاب‌های او، تنوع حيات نام دارد كه به دست عبدالحسين وهاب زاده ترجمه و توسط انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد در سال 1384 منتشر شده است. ويلسون معتقد است‌كه تنوع زيستی ،ميراث گران‌قدر زمين است و ما نمی توانيم بر آن قيمت بگذاريم،چرا كه «اگر بر روي چيزی قيمت گذاشته شد، آن چيز ممكن است كم‌ارزش شده، به فروش برسد و سپس به دور ريخته شود.» (ص 400) در عين حال او، به شيوه‌ای علمی نشان می‌دهد كه «تنوع زيستی يا زی-گونگی  ارزشمندترين منبع ما است كه مورد بيشترين بی‌مهری‌ قرار‌ گرفته ‌است‌.» اين تنوع (كه هنوز ده درصد آن را هم نشناخته‌ايم)، براي ما بزرگترين منبع غذا، دارو و نيز لذت‌های ساده و جاودانه‌ای هم‌چون پياده‌روی در كوه و دشت و جنگل بوده است. زمين خانه‌ای است پر از «گنج‌های وحشی» كه هيچ راهي براي ارزيابی آن وجود ندارد، جز آن كه فقط بپذيريم كه اين « ثروتی عظيم و در معرض آينده‌ای مبهم» است(ص 323).

 

 انسان بخشی از طبيعت است،گونه‌ای تكامل يافته

  در بين ديگر گونه‌ها ،هر چه خود را به بقيه‌ی  حيات

 نزديك‌تر بداند درك ريشه‌های حساسيت بشری به

 داشتن اخلاقی دير پا ، ميل به‌داشتن مسير دل‌خواه،

و دست‌يابی به آگاهی لازم برای ايجاد آن سريع تر

ممكن می‌شود.

ميراث بشری فقط به اين 8000 سال تاريخ مدون كه

 به‌طور سنتی به رسميت شناخته می‌شود، باز

نمي‌گردد، بلكه عمر آن حداقل دوميليون سال ، يعنی

 از زمان ظهور اولين انسان «واقعی»، اولين گونه‌ی

تشكيل دهنده‌ی جنس Homo  ، قدمت دارد... فقط

در آخرين لحظه‌ی تاريخ بشر اين توّهم به وجود آمد كه

 انسان، جدا از بقيه‌ی عالم زنده، قادر به شكوفايی

است( ص 401).

 

 

خواندن اين كتاب با ارزش « تنوع حيات» را به همه‌ی دوستداران طبيعت توصيه می‌كنيم. كوه‌نوردان و دوستداران طبيعت می‌توانند در چندين جای كتاب، اشاره‌هايی به ارزش كوهستان در پديد آمدن و حفظ تنوع زيستی بيابند- از جمله در جايی كه ويلسون از 18 « نقطه‌ی داغ» زيستي نام می‌برد(ص‌ص 299تا310)  دست‌كم نيمی از اين مناطق غنی ، كوهستانی هستند.

 


 
چند نكته درباره‌ی سدسازی
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

سدسازی، مشكل كم‌آبی را حل نمی‌كند، بلكه در اين مورد معمولاً مشكل را از يك منطقه به منطقه‌ی ديگر منتقل می‌كند. نمونه‌ی بارز اين موضوع، سد اميركبير (كرج) است كه بخشی از آب شهر تهران را تامين می‌كند، اما سبب كم‌آبی منطقه‌ی شهريار، پايين رفتن سطح آب‌های زيرزمينی و رو به زوال رفتن كشاورزی آنجا شده است. احداث سد بر روی زاينده‌رود، در تنظيم آب برای شهر اصفهان و بالادست آن و نيز برای صنايع فولاد مباركه مفيد بوده است، اما از اصفهان به پايين (ورزنه تا تالاب گاوخونی) موجب كم‌آبی شده و در عمل، گاوخونی را از حيات تهی كرده است. سدسازی‌های متعدد بر روی كارون و دز و انتقال آب آن به شهرهای استان‌های ديگر، اهواز و آبادان و خرمشهر را دچار كم‌آبی كرده است كه گاه به درگيری‌های اجتماعی هم منجر شده است. ساختن چندين سد بر روی رودخانه‌های دجله و فرات در تركيه و عراق، موجب آن شده است كه سطح تالاب هورالعظيم به يك دهم سطح سی سال پيش برسد (روزنامه‌ی شرق 15/11/83) و صدها هزار نفر كه در اطراف نيزارهای آن با ماهی‌گيری و شكار زندگی می‌كردند، دچار مشكلات جدی شوند. ساخت سد كرخه، آخرين ورودی عمده‌ی آب را به تالاب هورالعظيم بست و اين زيستگاه باارزش، در سراشيبی مرگ قرار گرفته است.

نه تنها تالاب‌ها و درياچه‌ها (مثلاً درياچه‌ی اروميه) با سدسازی بر روی رودخانه‌های ورودی، شورتر می‌شوند و رو به زوال می‌روند، بلكه حتی گاه درياها نيز دچار مشكل می‌شوند: كم شدن آب شيرين ورودی به خليج فارس ـ در كنار ديگر عوامل ـ سبب شورتر و آلوده‌تر شدن آب اين دريا و در نتيجه، كم شدن جمعيت ماهيان و آسيب‌ديدن زندگی مردمی كه وابسته به صيد هستند، شده است.

سدها از نظر طول عمر مفيد و پايداری در بهره‌سانی به جوامع انسانی، در قياس با روش‌های ديگر بهره‌برداری از آب، فايده‌ی كم‌تری دارند. استفاده از آب در امتداد رودخانه‌ها، و در پايين‌ترين بخش‌های آن (مصب‌ها، تالاب‌ها، خورها) يا پخش سيلاب‌ها در دشت و هدايت اين آب‌ها به سفره‌های زيرزمينی (آب‌خوان داری‌) كه شيوه‌های ديرينه‌ی بهره‌برداری از آب شيرين هستند، در كنار ارتقای روش‌های آبياری و صرفه‌جويی، می‌تواند شكل پايدارتری را از زيست هماهنگ با محيط براي انسان رقم زند. عمر مفيد سدها معمولاً زير صد سال است، اما رودها، تالاب‌ها و سفره‌های زيرزمينی، عمر هزاران ساله دارند.

در ايران كه فرسايش خاك، به دليل نابودی پوشش گياهی مرتعی و جنگلی، بسيار بالا است، عمر مفيد سدها به دليل انباشته شدن رسوب، حتی كم‌تر از آن چيزی است كه سازندگان آنها پيش‌بينی كرده‌اند. مثلاً برای سد سفيدرود، يك عمر هشتاد ساله با ظرفيت 8/1 ميليارد مترمكعب پيش‌بينی شده بود، اما پس از چهل سال، حدود 600 ميليون مترمكعب از حجم آن/يعنی به اندازه‌ی سه برابر حجم سد اميركبير) انباشته از گل و لای شده است. مقام‌های رسمی مسئول در بخش كشاورزی و آبياری كشور (در برآوردی كه خوش‌بينانه به نظر می‌رسد) می‌گويند كه سالانه در حدود يك درصد از حجم مخازن سدها با رسوب پر می‌شود. با اين حساب، با در نظر داشتن تعداد سدهای كشور، می‌توان گفت كه فقط با جلوگيری از فرسايش خاك و احيای جنگل‌ها و مراتع كشور، درواقع هر سال به اندازه‌ی يك يا دو سد به ذخيره‌ی آبی خود كمك خواهيم كرد. تازه، اين به جز كمكی است كه پوشش گياهی، به جذب اب در خاك و افزايش رطوبت محيط، می‌كند.

سدها، مشكلات ديگري هم می‌سازند: به گفته‌ي مديركل امور عشايری خوزستان، آب‌گيري سد كارون 3 درياچه‌اي به طول 60 كيلومتر به وجود آورده كه نتيجه‌ی آن زير آب رفتن هزاران هكتار اراضی كشاورزی، مراتع و خانه‌های مردم بوده است، و در طراحی اين سد هيچ فكری برای مالكان عرفی منطقه نشده است (ميراث خبر 12/5/84). با از ميان رفتن مراتع و جنگل‌هايی كه به زير آب می‌روند، فشار بهره‌برداران اين نواحی، به نقاط ديگر منتقل می‌شود، يا دام‌داران و كشاورزان اين مناطق، به حاشيه‌نشين شهرها بدل می‌شوند.

در ايران، تا يكی دو سال اخير، در برنامه‌های سدسازی هيچ توجهی به ميراث فرهنگی و محوطه‌های تاريخی كه به زير آب می‌روند، نشده است. با آب‌گيری سد كارون 3 بسياری از آثار باستانی ايذه، از جمله كاروانسرای 700 ساله‌ی خار سياه دون (و بی‌شمار آثار ناشناخته و كم شناخته شده‌ي ديگر) به زير آب رفتند. در پروژه‌ی سد سيوند هم آثار بسياری می‌رفت كه به كلی نابود شود، اما توجه سازمان‌های غيردولتی و مطبوعات به موضوع (با توجه به نزديك بودن محل پروژه به آثار بی‌نظير تخت جمشيد و پاسارگاد) توانسته آب‌گيری سد را به تاخير اندازد تا شايد گروه‌های پژوهشی بتوانند بخشی از ميراث منطقه را نجات دهند. اما در ده‌ها برنامه‌ی سدسازی ديگر هيچ برنامه‌ی شناسايی آثار تاريخی و عمليات نجات‌بخشی ميراث فرهنگی انجام نشده است. در آذربايجان، در جريان عمليات ساخت سد سهند پل ايلخانی گوچينلو تخريب شده و 9 محوطه‌ی باستانی در خطر غرق شدن است، در خوزستان، سد رامهرمز باعث نابودی سد باستانی جره خواهد شد؛ در فارس، سد ملاصدرا محوطه‌های باستانی مطالعه نشده‌ای را به زير آب برده يا خواهد برد (روزنامه‌ی ايران 27/12/84).

از عوارض ديگر سدسازی، تخريب گسترده‌ای دامنه‌های كوهستانی در جريان خاك‌برداری و جاده‌سازی و احداث تاسيسات ديگر است. نمونه‌ي كوچك اما بارز در اين زمينه، پروژه‌ی سد و نيروگاه سياه‌بيشه در جاده‌ی چالوس است. در اين پروژه، در چند كيلومتر از امتداد جاده، می‌توان شيب‌های سابقاً جنگلی و مرتعی را ديد كه به كلی مخروبه و مبدل به دامنه‌های پوشيده از خاك سست و بی‌گياه شده است.

سدها، مسير مهاجرت پاره‌اي از ماهيان را كه براي تخم‌ريزي از دريا به رودخانه می‌آيند، مي‌بندند و به اين ترتيب نسل آنها را رو به انقراض می‌برند. همچنين، اكوسيستم پايين دست سد به علت كم شدن يا قطع جريان آب، ونيز به دليل باز كردن گاه به گاه دريچه‌های زيرين سد (براي رسوب‌زدايی) به شدت آسيب می‌بيند.

خلاصه آن كه برنامه‌های سدسازی، از فعاليت‌هايی‌هستند كه محيط زيست را به شدت تحت تاثير قرار می‌دهند. مطالعه‌ی بوم‌شناختی همه جانبه، در نظر گرفتن منافع بهره‌برادران سنتی مسير رودخانه، توجه به منافع اقتصادی درازمدت به جای پاسخ دادن به نيازهای فوری يك منطقه، نظرخواهی از سازمان‌های زيست محيطی پيش از شروع پروژه، و باز گذاردن راه دسترسی به اسناد ارزيابی زيست محيطی طرح برای سازمان‌های غيردولتی، می‌تواند اثرات منفی سدسازی را به حداقل برساند.

                                                                          عباس محمدی


 
كشتن خرس پناهجو در دامغان
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱ خرداد ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

همشهری - 31/2/85

اعتراض انجمن حمايت از حيوانات به كشتن خرس پناهجو در دامغان  

     گروه شهري: در پي كشته شدن يك قلاده خرس قهوه اي در دامغان توسط نيروي انتظامي، انجمن حمايت از حيوانات به كوتاهي سازمان حفاظت محيط زيست، در نجات جان اين گونه كمياب جانوري اعتراض كرد.
    اين خرس روز پنج شنبه گذشته و در حالي كه حدود ۱۰ كيلومتر از شهر خارج شده بود و در حال فرار به سمت طبيعت بود با حضور نيروهاي محيط زيست و با شليك نيروي انتظامي كشته شد.
    انجمن حمايت از حيوانات با اعتراض به سازمان حفاظت محيط زيست اعلام كرده است: همانطور كه عليه متهمان به كشتار خرس قهوه اي در تبريز شكايت كرده، حق خود مي داند تا عليه ناقضان حقوق زيست محيطي مجدداً به دادگاه شكايت كند.
    در بيانيه اين انجمن با اشاره به اين كه سازمان محيط زيست را نمي توان تنها با صداقت و بدون دانش و درايت اداره كرد مي افزايد: سازماني كه براي حفاظت از محيط زيست و حيوانات آن طراحي شده ... همواره در شرايطي كه حيواني به كمك نياز دارد يا بي خبر مانده و يا دير مي رسد و يا اگر هم به موقع برسد نمي داند كه چه بايد بكند.