درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| آشغال جمع می کنيم! | |
| ساعت ٧:٥۳ ب.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
نه کار نماد ین ، نه سروصدای بیش از حد ، نه دل سردی از همکاری نکردن ا ین و آن ، ونه حتی هراس از انبوه زباله های رها شده ! امروز وفردا به هر کوهی که می رویم ، کیسه ای زباله پر می کنیم و با خود به پا یین می آوریم. با هر کس که می توانیم گفتگو می کنیم و اورا تشویق به مشارکت در پاک سازی کوهستان می کنیم، والگویی ارا یه می دهیم از کوه نوردی مسئولانه . با کیسه های پر از زباله ، از کوه پایین بیاییم. |
| «سوء تفاهم» در طبيعتگردي و گردشگري ورزشي! | |
| ساعت ٦:٤۱ ق.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
بحثهاي طبيعتگردي (Eco tourism) و گردشگري ورزشي هم مانند بسياري پديدههاي اجتماعي ديگر، نارس و ناقص به جامعه ما وارد شد.
کوهنوردی در راه سبلان -عکس از حسين سلمانزاده
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ورزشي ـ عباس محمدي ـ بحثهاي طبيعتگردي (Eco tourism) و گردشگري ورزشي هم مانند بسياري پديدههاي اجتماعي ديگر، نارس و ناقص به جامعه ما وارد شد. ما عادت داريم چيزهاي نو و قشنگ را زود به زندگي خود وارد كنيم و خودي نشان دهيم كه: «اين منم طاووس عليين شده ...»، اما غور در عمق موضع و جديت در شناخت نكتههاي ظريف قضيه، گويا كار ما نيست و ترجيح ميدهيم كه (به زبان سپهري) «در افسونها شناور باشيم». در خبرها آمده بود كه يك «كميته راهبردي» در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، با چند فدراسيون ورزشي نشستي براي توسعه «توريسم ورزشي» برگزار كرده و تفاهمنامهاي امضا شده است و گويا بودجه خوبي هم براي آغاز كار در نظر گرفتهاند (ميراث خبر 13/6/85). از سوي ديگر، رييس كميته راهنمايان كوهستان فدراسيون كوهنوردي (و نيز مسئول روابط عمومي آن فدراسيون) فغان برآوردند كه در جايي كه بخش مهمي از اكوتوريسم، گردش در مناطق كوهستاني است و اصلا ايران يك كشور كوهستاني است و فدراسيون كوهنوردي «متولي ورزش كوهنوردي» است ... چرا اين فدراسيون به نشست دعوت نشده است (ميراث خبر 21/6/85). پيش از هر چيز، به نظر ميرسد كه براي فدراسيون كوهنوردي اين سوءتفاهم پيش آمده كه در آن نشست مشترك، صحبت طبيعتگردي بوده است (و نه توريسم ورزشي به طور كلي)؛ به اين دليل زبان به اعتراض گشودهاند كه: پس ما چي؟! واقعيت اين است كه طبيعتگردي به معناي خاص آن ـ يعني گردش در مناطق بكر يا كم و بيش بكر ـ بخش كوچكي از اقتصاد گردشگري را تشكيل ميدهد. بخش بسيار بزرگ اين صنعت، مربوط است به گردش در شهرهاي تاريخي و غيرتاريخي)، گردشگري ساحلي، و گردش در منطقههاي ييلاقي و اسكي. توريسم ورزشي هم، به طور عمده به شهر مربوط ميشود و نه كوهستان، چنان كه رويدادهاي بزرگ ورزشي مانند مسابقههاي المپيك، جامهاي جهاني فوتبال، دو و ميداني، بسكتبال، گلف و بسياري رشتههاي پرطرفدار و درآمدزاي ديگر، در شهرها يا محيطهاي انساني (و نه طبيعي) انجام ميشوند. اگر قرار باشد از گردشگري ورزشي، چيزي عايد كشور شود، نخست بايد پارهاي «گير»هاي اجتماعيمان رفع شود؛ در حالي كه هنوز زنان حق تماشاي مسابقههاي فوتبال را در ورزشگاهها ندارند، چگونه ميتوان اميدوار بود كه مسابقههاي درآمدزاي جهاني يا هر فعاليت ورزشي پرطرفدار ديگري بتواند گردشگران را به ايران بكشاند و بتواند منشا درآمد براي كشور باشد؟ دست كم تا آينده قابل تصور، جز مسابقههايي كه از بودجه عمومي براي آنها يارانه پرداخت ميشود، چيز ديگري را شاهد نخواهيم بود. اما، انواع ديگري از «توسعه» گردشگري را ممكن است در اينجا شاهد باشيم: يك مورد، همان دستاندازي به آخرين بقاياي طبيعت بكر (كه درصد بسيار ناچيزي از مساحت كشور را تشكيل ميدهد) و اجراي برنامههاي ساختوساز در آنها، به اسم توسعه اكوتوريسم است. نمونهاي از اين دست، طرح گردشگري آشوراده است كه تنها جزيره درياي خزر و تنها ساحل ايراني دستنخورده در شمال كشور را نشانه گرفته و نام آن را هم گذاشتهاند كمك به طبيعتگردي. در حالي كه طبيعتگردي، هنگامي معنا دارد كه طبيعت بكري جود داشته باشد، وگرنه با بنا كردن هتل و تاسيسات ديگر در عرصههاي طبيعي، اولا بكارت طبيعت را از ميان بردهايم و ثانيا از «مايه» خوردهايم؛ يعني به جاي خريد زمين در منطقههايي كه ساختوساز در آنها انجام شده، از منابع طبيعي باقي مانده استفاده كردهايم. محمدي:اگر قرار باشد از گردشگري ورزشي، چيزي عايد كشور شود، نخست بايد پارهاي «گير»هاي اجتماعيمان رفع شود. نمونه ديگر، طرح تلهكابينسازي در پارك ملي خَبْر (بافت كرمان) بود كه خوشبختانه با اعتراض سازمانهاي مردمي طرفدار محيط زيست، منتفي شد. و البته تلهكابينسازيهاي ديگر در نمكآبرود، لاهيجان، گردنه حيران و ... نيز «طبيعتگردي» قلمداد شدهاند، در صورتي كه در واقع، غيرطبيعي كردن عرصههاي طبيعي بودهاند. و باز چنين است: هتلسازي در ارتفاع 4200 متري دماوند و ساختمانسازي در وندارين توسط فدراسيون كوهنوردي كه در اظهارات رييس فدراسيون در اين مورد، گاه به ضرورت اين گونه كارها براي جلب گردشگران و درآمدزايي اشاره شده است. در صورتي كه اگر سرمايهگذاري اوليه اين طرحها از محل بودجه ملي انجام نشود، و قيمت زمينهاي تصرف شده براي آنها صفر فرض نشود، و زيانهاي زيستمحيطي آنها ناديده گرفته نشود، قطعا ميتوان گفت كه چنين طرحهايي اصلا اقتصادي نيستند و به واقع درآمدي را نصيب كشور نميكنند. نكته مهم در بحث طبيعتگردي اين است كه مسئولان برنامهريزي و مديريت كشور، ابتدا بايد براي يك دوره كم و بيش درازمدت (مثلا 15 ساله) آموزش زيست محيطي را در سطح جامعه (از خانواده تا مدرسه و دانشگاه و محيطهاي كاري) با جديت پيگيري كنند، و پس از آن كه حفاظت محيط زيست در يك حد استاندارد در عرصههاي گوناگون اجتماع و در باور عمومي جاي گرفت، و موضوعهاي سادهاي مانند نريختن زباله در كنار جاده و ساحل و رودخانه، ملكه ذهن مردم شد، و بسازوبفروشها و هتلداران و ديگران از رعايت نكردن معيارهاي زيست محيطي ترسيدند، بعد به فكر بازكردن پاي انبوه مردم به مناطق طبيعي بيفتند. دست كم تا آينده قابل تصور، جز مسابقههايي كه از بودجه عمومي براي آنها يارانه پرداخت ميشود، درآمدي را شاهد نخواهيم بود. اگر به راستي، اكوتوريسم مد نظر باشد (و نه تصرف منابع طبيعي براي اجراي پروژههاي ساختوساز)، مديران ما بايد بدانند كه هيچ طبيعتگرد خارجي بافرهنگي براي سوار شدن بر تلهكابين، يا اقامت در هتلي كه بر سينه دماوند بنا شده، يا ساحل بكري كه چشمانداز خود را با ويلا و پرچين و جاده از دست داده است، به كشور ما نخواهد آمد. براي جلب اين گروه، لطفا در حفظ بقاياي طبيعت كشور بكوشيد، و براي جلب گردشگران ديگر، به رفع مشكلات اجتماعي و حل مسايلمان با جهان بيانديشيد.
|
| فراخوان پاك سازي كوهستان | |
| ساعت ٦:٥٧ ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
مورد توجه همهي كوهنوردان و دوستداران محيطهاي كوهستاني روزهاي پنجشنبه30 و جمعه 31 شهريورماه 1385 روز پاكسازي محيط كوهستان است. از كوهنوردان و طبيعت دوستان در سراسر كشور درخواست ميكنيم برنامهاي را در اين زمينه اجرا كنند.
ارزش كوهها · سرچشمهي تمامي رودهاي بزرگ جهان، و منشأ نيمي از آبهاي شيرين مصرفي جهان، كوهستان است. · كوهها منبع علوفه، چوب، گياهان دارويي، و مواد معدني هستند. · كوهها، زيستگاه گونههاي بيشمار گياهي و جانوري، خاستگاه بخش مهمي از ثروت(تنوع)زيستي، و پناهگاه بسياري از گونههايي هستند كه در دشتها نابود شدهاند. · بسياري از تمدنها، فرهنگها، و پديدههاي فرهنگي (زبانها، نيمزبانها، صنايعدستي، موسيقي...) برخاسته از محيطهاي كوهستاني هستند. · كوهها، بزرگترين گردشگاهها و ورزشگاههاي ما هستند. در حفظ كوهستان بكوشيم
نسبت به محيط كوهستان بياعتنا نباشيم؛ و در برابر متجاوزان و تخريبگران، از سرمايهي ملي خود محافظت كنيم. طبيعت را بايد پاكيزه، آرام، و با عظمت نگه داريم. فقط كوههاي وحشي چيزي براي گفتن دارند، اگر جاده و خطهاي بالابر در همهجا باشد، طبيعت و زيبايي از دست رفته است. راينهولد مسنر(نخستين صعودكنندهي 14 قلهي بالاي هشتهزار متر)
چند عامل اصليِ تخريب كوهستان § چراي دام؛ مطابق آمار رسمي، در مراتع ايران بهطور ميانگين، 5/2 برابر ظرفيت توليد علوفه دام وجود دارد. § ساخت و ساز؛ جادهسازيهاي غيراصولي و معدنكاري، سبب رانش دامنهها و تخريب گستردهي پوشش گياهي ميشود. ساختمان سازي و زمينخواري در كوهستان، به ويژه در نزديك شهرهاي بزرگ و ييلاقها، يك عامل بزرگ تخريب منابع طبيعي ملي در كشور ما است. § گردشگري ناسالم؛ استفادهي تفريحي غيرمسئولانه از محيط كوهستان كه با ريخت و پاش زباله، آلودهسازي چشمهها و رودخانهها، چيدن گل و سبزي، افروختن آتش... همراه است، بهويژه با افزايش جمعيت و زيادشدن تمايل به سفر در سالهاي اخير، به يك عامل قابل توجه در تخريب كوهستان بدل شده است. كنترل رشد جمعيت ؛ عاملي اساسي در حفظ محيط زيست و ارتقاي كيفيت زندگي
چند نكته در مورد كوهپيمايی û پيش از رفتن به كوهستان، اطلاعات مربوط به مسير و وسايل لازم را از افراد با تجربه يا كتابها و نقشههاي موجود بهدست آوريد. û كوهنوردي يك فن است؛ با عضويت در باشگاههاي كوهنوردي و شركت در دورههاي آموزشي، آنرا بياموزيد. û آموختن دو چيز را فراموش نكنيد: اصول ايمني براي آن كه به خود آسيب نرسانيد، و اصول حفظ محيطزيست براي آن كه به طبيعت آسيب نرسانيد. û در هرگونه برنامهي كوهپيمايي و در هر فصل سال، اين چندچيز را با خود داشته باشيد: كفش مناسب و راحت، قمقمهي آب، كولهپشتي، موادغذايي كموزن و پركالري، عينك(ضدفرابنفش: U.V.Protection)، كلاه آفتابگير، كرمضدآفتاب، بادگير، كمكهاي اوليه، كارتشناسايي(همراه با شماره تلفن براي تماس و اطلاعات مربوط به گروهخون و داروهاي خاص مصرفي) ، كارت بيمهي ورزشي، و پول. û در كوهنوردي(و هرفعاليت ورزشي ديگر)پيش ازآنكه احساس تشنگي كنيد،آب بنوشيد. نوشيدن آب فراوان، به گردش خون كمك و از عوارض قلبي پيشگيري ميكند. û مسير مورد نظر خود، و ساعت تقريبي برگشت را به خانواده و يكي دو نفر از دوستان اطلاع دهيد. û زبالههاي خود را از كوهستان بازگردانيد؛ به گياهان و جانوران و محيط كوهستان آسيبي نرسانيد؛ و با حفظ زيبايي و آرامش كوهستان، آنرا براي خود و آيندگان نگاه داريد. |
| طرح جهاني پاكسازي محيط زيست در 122 کشور برگزار مي شود | |
| ساعت ٦:٠٦ ق.ظ روز ٢٥ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
برنامه بسيج عمومي براي پاكسازي محيط زيست، با شركت 35 ميليون داوطلب از 122كشور در سراسر جهان آغاز مي شود. برنامه پاكسازي جهاني، طيف وسيعي از فعاليتهاي گوناگون در پاكسازي روستاهاي كوچك تا مراكز عمده جمعيتي در كشورهاي مختلف را دربرمي گيرد. ميترااسدنيا_خبرگزاري ميراثفرهنگي_ بينالملل
3 ميليون و نيم تن زباله حداقل زبالههاي سالانه كه در برنامه پاكساري جهاني گرد آمده است ميليونها داوطلب از 122 كشور جهان از فردا، 15 سپتامبر و 24 شهريور، كار خود را براي پاكسازي محيط زيست آبي و خاكي، در تمام شهرها و روستاهاي جهان آغاز ميكنند. برنامه زيست محيطي سازمان ملل متحد ((UNEPاعلام كرد:« بيش از 600 عضو اين سازمان جهاني با بسيج بيش از 35 ميليون داوطلب از 122 كشور جهان در برنامه "مراسم جهاني پاكسازي جهان" از فردا، 15 تا 17 سپتامبر سال جاري (24 تا 26 شهريور 85) شركت مي كنند.» اين برنامه اقدامي است از سوي ((UNEP كه داوطلبان آن، از زمان آغار به كار اين برنامه در سال 1993 تاكنون به طور مداوم افرايش داشته است. به گزارش UNEP برنامه پاكسازي جهاني، طيف وسيعي از فعاليتهاي گوناگون در پاكسازي روستاهاي كوچك تا مراكز عمده جمعيتي در كشورهاي مختلف را دربرمي گيرد. همچنين اجراي برنامه هاي ويژه در زمينه بازيافت زباله و پروژه هاي مرتبط با حفاظت و صرفه جويي در مصرف انرژي نيز در اين طرح گنجانده شده است. بنابراين گزارش، از زمان آغاز به كار اين برنامه، اعضا و شركت كنندگان در برنامه پاكساري محيط زيست جهاني، چيزي بالغ بر 3,574,991 تن زباله جمع آوري كرده اند كه حجم كلي آن، معادل حجم 5,710 استخر شنا به انداره استخرهاي ويژه در بازیهاي المپيك بوده است. در ميان زباله هايي كه هر سال جمع آوري مي شود، انواع مواد پلاستيكي، شيشه اي، فلزي و ته سيگار، بيشترين حجم زباله ها را تشكيل مي دهند. به گفته "اكيم استينر" دبير اجرايي UNEP، "برنامه پاكسازي جهان" در واقع اقدامي است براي بسيج مردم سرتاسر جهان حول يك محورفكري قوي كه هدف نهايي آن رويارويي با چالشهاي زيست محيطي و توسعه پايدار در كشورهاي موجود در سطح كره زمين است. اين برنامه مكمل برنامه ديگر اين سازمان است كه تاكيد دارد آن چه كه امروزه آن را زبالههاي بيارزش تلقي مي كنيم، منبع ذخيرهاي از ماده و انرژي براي نسل فرداست. بنابر اطلاعات منتشر شده از سوي UNEP هم اكنون علاوه بر پاركهاي جنگلي و مناطق ساحلي سيدني در استراليا كه آغازگر برنامه پاكسازي محيط زيست بوده، كشورهاي چين، برزيل، كانادا و بسيار كشورهاي ديگر جهان با دقت و اشتياق فراوان در اين برنامه شركت مي كنند. در كشور مصر "دفتر عربي جوانان و محيط زيست" با تاكيد بر برنامه پاكسازي مناطق ساحلي رود نيل با شركت داوطلباني از 17 شهر اين كشور، در تلاش براي ايجاد آگاهي عمومي نسبت به اهميت رود نيل و توسعه كشاورزي در اين منطقه مستعد بيابان زايي است. |
| راب آشغال جمعکن در اورست | |
| ساعت ٦:۱٤ ق.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
۱۶شهريور ۱۳۸۵ - بازتاب «رابين كوان» كارگر اجتماعي بازنشستهای است كه به «راب آشغالجمعكن» مشهور است و قصد دارد تا در مأموريتي، كمپ اصلي اورست را از وجود آشغال پاك سازد. به گزارش خبرنگار «بازتاب» به نقل از «بي.بي.سي»، «رابين» 61 ساله، نامش را به خاطر جمعآوري زبالهها در شهر خود به دست آورده است. او چند بار نيز به پاكسازي قلههاي انگليس پرداخته و در ماه اكتبر هم براي سفر به كمپ اصلي اورست در ارتفاع 5380 متري به نپال پرواز خواهد كرد. او در اين سفر، موضوع يك فيلم مستند در مورد جمعآوري زباله نيز خواهد بود. راب ميگويد: ايده سفر به اورست را در يك برنامه تلويزيوني، تنها به عنوان يك شوخی بيان او همچنين در مصاحبه با «بي.بي.سي» گفت: «آنان از من پرسيدند كه ميخواهم بعدها چه كار كنم؟ من گفتم: شنيدهام كمپ اصلي اورست بسيار كثيف است و اگر كسي حقوق من را بدهد، كار بعدي من آنجا خواهد بود». به اين ترتيب مدير شركت «Traved and Terk» كه برنامه را ديده بود، پس از مدتي به او پيشنهاد اين كار را ميدهد. راب ميگويد: من از اين كار لذت زيادي ميبرم، چرا که با اين كار، منظرههاي زيباي بسياري را خواهم ديد و ديگر به هيچ انگيزه ديگري نياز ندارم. او ميگويد: براي سفر بعدي، قصد دارم تا به كليمانجارو در شرق آفريقا بروم، اما اضافه كرد: كوهستانهاي مورد علاقه وي تنها در بريتانيا و ولز هستند. «كراس بي»، مدير شركت «Traved and Terk» كه پيشتر يك راهنماي كوهستان در ارتش بوده گفت: اميدوار است آنان بتوانند بيش از بيست كيسه زباله را از كمپ اصلي جمعآوري كنند. او ادامه داد: زباله، يكي از مهمترين مسائل سفرهاي ورزشي به نپال است. |
| كوه و يوز | |
| ساعت ٦:٠۱ ق.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
عباس محمدي* يوزپلنگ را بايد نماد حيات وحش ايران خواند؛ حيواني كه در راس زنجيرهي حيات قرار دارد و به لحاظ زيبايي ظاهر و معصوميت وحشي كه در چهرهي آن است، مانند ندارد. اگر بتوانيم اين جانور دوستداشتني را حفظ كنيم، به معني آن است كه پلههاي پايينتر زنجيرهي حيات ـ يعني علفخواران، جوندگان، پوشش گياهي، خاك ... ـ كم و بيش حفظ شده است، و به همين دليل انسان هم كه خود جزئي از مجموعهي طبيعت است، در شرايط قابل قبول زيستي قرار دارد. پس، بقاي يوز نشان خوبي براي بقاي انسان است. كالبدشناسي (anatomy) يوزپلنگ، نمونهاي از شاهكارهاي زيستي در استفاده از امكانات بومشناختي؛ اين جانور حد اعلاي تخصص را براي دويدن در دشتها و شكار طعمه با تكيه بر سرعت، به دست آورده است. چه يوزپلنگ ايراني (آسيايي) و چه خويشاوندان آفريقايي آن، در مناطق باز و كفي زندگي كردهاند و در شرايط عادي، زيستگاههاي كوهستاني را نميپسندند و حداكثر در جاهاي تپه ماهوري كه مناسب براي ديد زدن و شروع اوليهي دو است، به سر ميبرند. اما، عكسهايي كه در دو سه سال گذشته با دوربينهاي تلهاي از يوز ايراني گرفته شده، تقريباً همه جا يوز را با پس زمينهاي از كوه (و نه تپههاي كوتاه) نشان ميدهد، و جالب توجهتر از همه، فيلمي است كه آقاي اينانلو به تازگي از يوز در كوه «آشيانه عقاب» منطقهي توران گرفته است. در اين فيلم كه در روز 22 مرداد از شبكهي دوم سيما پخش شد، يوز ايراني همچون پلنگ در كوه ميرفت، و يك تصوير از آن فيلم هم كه در روزنامهي همشهري 30 مرداد چاپ شده است، پر هيب چشمنواز حيوان را روي يال كوه نشان ميدهد. واقعيت اين استكه مناطقي كه امروزه در كشور ما زيستگاه يوز به شمار ميرود، مناطق كوهستاني هستند: كوههاي پارك ملي توران، كوهستان ناي بندان طبس، دره انجير يزد، ... حتي در مناطق دشتي كه احتمال زيست يوز در آنها ميرود ـ مانند پارك ملي كوير و ميان دشت ـ نقاط نزديك به كوههاي آنجا يعني سياه كوه، و ارتفاعات 1500-1400 متري اطراف ميان دشت، نقطههاي اميد هستند. ماجرا چيست؟ آيا در گفتهي همهي كارشناساني كه يوز را دشت زي خواندهاند، خللي هست؟! نه، اما اين نكته كمتر گفته شده است كه كوهها آخرين پناهگاه حيات وحش دشتزي هم هستند. دشتها از ديرباز، جولانگاه آدمي بوده است، چرا كه كشاورزي و دامپروري و ساخت و ساز در آنها سادهتر بوده است. و امروزه هم، شكار در دشت به ويژه با استفاده از موتور سيكلت و خودروهي قوي به راحتي انجام ميشود. اما در كوهستان رفت و آمد سختتر است. در عين حال، در محيطهاي كوهستاني، بارندگي و در نتيجه گياه بيشتر است كه اين، امكان ادامهي حيات را به علفخواران (حتي جبير كه دشتزي است) ميدهد، و يوز هم كه به دنبال جبير و ديگر طعمههاي مورد علاقهي خود است، به سوي كوه كشيده ميشود. پرسش ديگري كه ذهن را ممكن است به خود مشغول كند، اين كه يوز با آن اندام كاملاً تخصص يافته براي دويدن و زندگي در دشت، چگونه ممكن است در كوه به حيات ادامه دهد؟ درست است كه حيات وحش بسيار آسيبپذير است و تطبيق يافتن آن با شرايط جديد به سادگي و سرعت ممكن نيست و فقط با گذر از آزمونهاي پرخطا و مرگبار، برپايهي انتخاب طبيعي، ميسر است، اما در عين حال، حيات سرسخت است. ميل به زندگي، تمامي حلقههاي زيست را وادار به استفاده از هرگونه امكان كوچك و هر مهارت ممكن براي بقا ميكند. اگر سرعت نابودسازي زيستگاهها از حدي فزونتر نشود، و گسترهي زيستگاه هم از حدي كوچكتر نشود (اين حدها، بستگي به جثهي زيستمند، عادت غذايي آن، و پارهاي عوامل ديگر دارد) ميتوان اميدوار بود كه گونهها با كاربست «خلاقيت»هايي ويژه به زندگي خود ـ البته در جمعيتي كوچكتر ـ ادامه دهند. نتيجه: كوهها، چه از حيث وجود گونههاي بومي (endemic) خود، و چه از نظر پناهگاه بودن براي پارهاي گونههاي «خارجي» (exotic) در بعضي موارد، جايگاه مهمي در حفظ تنوع زيستي دارند؛ حفاظت از كوهها، نگاهباني زندگي است.
و يك نكته در پرانتز! در فيلم باارزشي كه بخشي از آن در روز 22 مرداد از شبكه دوم سيما نشان داده شد، يك نكتهي منفي هم به چشم ميخورد: هنگام صحبت آقاي اينانلو و يكي از محيطبانان منطقهي توران، در محلي كه از يوزپلنگ فيلمبرداري شده بود، آتش پرشعلهاي روشن بود. آن محيط بان عزيز هم مرتب، شاخههايي را در آتش ميريخت كه به نظر ميرسيد، شاخههاي پستهي وحشي يا درختچهي بومي ديگري است. با توجه به اينكه هرگونه برداشت گياهان (حتي چوبهاي خشك و پوسيده) در پاركهاي ملي ممنوع است، و نظر به اين كه روشن كردن آتش در طبيعت، از عادتهاي نادرست بسياري از هم ميهنان ما است، لازم است كه از اين گونه كارها (كه شايد به قصد ايجاد جاذبههاي بصري در فيلم، و يا برحسب عادت شكارچيان! انجام ميشد) خودداري ميشود، و به ويژه از نمايش آن در برنامههاي زيست محيطي جلوگيري شود.
|
| آيا بزرگ شدهايم؟! | |
| ساعت ٦:۱٠ ق.ظ روز ٢٠ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
گاه سخنان ما آدمبزرگها- و نيز«بزرگان» ما- به حرف بچههايي ميماند كه در دعوا با همبازي خود، بهجاي پاسخ دادن به ايرادی كه طرف ميگيرد، ميگويند« خودت هم اينطوري هستي...؟» يا بهجاي تامل در انتقادي كه به ما وارد است، سعي ميكنيم عيبي در انتقاد كننده بيابيم و بگوييم: «خودتي!» به سخن معاون حمل و نقل و ترافيك شهرداري كرمانشاه (روزنامهي اعتماد ملي13/6/85؛يادداشت اين وبلاگ در روز14/6/85) توجه كنيد؛ ايشان در پاسخ به مسئولان سازمان ميراث فرهنگي كه گفتهاند ساخت قطار شهري در منطقهي طاقبستان به اين اثر تاريخي آسيب ميرساند، گفتهاست كه چرا ميراث فرهنگي فكري به حال «شكارگاه» نميكند كه به زبالهداني بدل شده است.گذشته از اينكه جمعآوري زبالههاي طاقبستان را وظيفهي ميراث فرهنگي بدانيم يا شهرداري، و يا آموزش دادن مردم را جزء وظيفههاي سازمان ميراث فرهنگي بدانيم... جاي اين پرسش است كه اشكال در كار اين سازمان،چگونه ميتواند ايراد كار مسئولان شهرداري را توجيه كند؟ آيا قرار است همانند کودکان بگوییم "این کار من به آن کار تو ، در ..."؟! گفتهي معاون محترم ترافیک کرمانشاه ، ما را به یاد گفتههای طرفداران شهرداری تهران میاندازد که در بهمن ماه 84 درختان زیادی را در بوستان جنگلی لویزان قطع کرد تا بزرگ راه بسازد . در آن روزها ، بیادی نایب رییس شورای شهر تهران گفته بود که "انتقادکنندگان به شهرداری قصد تخریب قالیباف را دارند ... چرا که در زمان شهردار سابق ( احمدی نژاد ) درختان توتستان کن برای ادامهی بزرگ راه همت قطع شد و کسی اعتراض نکرد."(روزنامه ی شرق 1/12/84). شبیه این شیوهی " استدلال" را در سخنان سقاییاننژاد ، شهردار اصفهان ، دیدهایم که در پاسخ به مخالفان ساخت مترو در زیر خیابان تاریخی چهارباغ گفته است " خدا لعنت کند کسانی را که شیطنت میکنند، در جریان جهان نما [ساختمان چند طبقه در حریم میدان نقش جهان] نیز همین کارها را کردند (همشهری 1/3/85). این شهردار محترم ، وارد ماهیت مشخص بحث نمیشود، بلکه به انتقاد کنندگان نفرین میکند. آقاجانی رییس فدراسیون کوهنوردی هم در پاسخ به مخالفان هتل سازی در ارتفاع 4200 متری دماوند گفته است که بهتر است" دوستداران طبیعت، مانع شهرک سازی در کوههای شمال تهران شوند"(میراث خبر 17/5/85). این گونه احتجاج ها یا به قول حافظ رقم مغلطه بر دفتر دانش زدن ها ، فرار از پاسخ گویی است ، نه پاسخ گویی؛ فرافکنی چالشها است ، نه تامل شایسته در پی آمد کارهای خودمان؛ سنگر گرفتن در پشت خاکریز اشتباههای دیگران است برای در امان ماندن از انتقاد؛ و بستن راه اصلاح است بر روی خودمان. یاد بگیریم که در پاسخ به انتقاد دیگران ، فقط به موضوع طرح شده بپردازیم و در جستجوی نقطهی ضعفی در انتقادگر که به بحث مربوط نیست ، نباشیم. |
| به بهانه ی صعود 5000 نفری به دماوند | |
| ساعت ٩:٤٦ ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
اداره ی کل تربیت بدنی استان مازندران یک برنامه ی کوهپیمایی و صعود "خانوادگی" و "سراسری" 5000 نفری در دماوند اعلام کرده است ( شروع : 18/6/85 ) . حسینعلی مهجوری نمایندهی دیدهبان کوهستان در مازندران ، مطلب زیر را در ارتباط با این موضوع نوشته است .
|
| ولشت، قربانی زمينخواران | |
| ساعت ۸:۳۳ ق.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
عكس از:http://hadipix.com در روزنامههمشهري8/6/85گزارش خوبي بهدست اسدالله افلاكي دربارهي درياچهي ولشت و به طور كلي كلاردشت نوشته شده است. در اين گزارش ، مسئولان منابع طبيعي ، محيط زيست و شوراهاي شهر و بخش كلاردشت به چندتايي از چالشهاي طبيعت كشور اشاره داشتهاند: 1- ضعف قانونهاي موجود و ضرورت اصلاح آن مهندس شعبان اسدي،مديركل دفتر حفاظت و حمايت سازمان جنگلها ميگويد:«مسئوليت تغيير كاربري و برخورد با آن در حيطهي وظايف سازمان امور اراضي است كه بر اساس قانون ، براي تغيير كاربري جريمه تعيين ميكنند .اما مساله اين استكه نبايد به هيچ قيمتي اجازهي تغيير كاربري{تبديل مرتع و جنگل و كشتزار به ساختمان}داده شود ... ضروري است قانون به گونهاي تدوين شود كه به هيچ عنوان نتوانند زمين هاي مزروعي را تغيير كاربري بدهند، ولو آن كه طرف اينكار را بكند نبايد محل فراري براي آن باشد بلكه بايد در هر مرحلهاي كه هست{ساخت و ساز} متوقف و زمين به حالت اول بازگردانده شود ضمن آن كه خسارتي كه از اين طريق متوجه اراضي شده از فرد متخلف دريافت شود ... دولت بايد با اقتدار وارد شود و براي تغيير كاربري نرخ تعيين نكند ، بلكه آن را مطلقاً ممنوع كند.» 2- رعايت نشدن قانون دكتر اشرفيپور ، مديركل حفاظت محيط زيست استان مازندران ميگويد:«حتي در حريم رودخانهي سردآبرود ساخت و ساز شده ، ساخت وسازهايي كه گاه 20 متر با بستر رودخانه فاصله دارد. همه اين ساخت و سازها هم طي 20 سال گذشته اتفاق افتاده، جالبتر آن در حريم20 متر اول رودخانه ساخت وساز شده و سند مالكيت 6 دانگ هم براي آن صادر كردهاند، در حالي كه اين رودخانه تحت حفاظت است و بر اساس قوانين شوراي عالي محيط زيست، حريم كيفي آن بيش از 150 متر است.بنابراين ،جاي آن دارد كه سازمانهاي نظارتي مثل بازرسي كل كشور در اين زمينه بررسي و رسيدگي كنند. همچنان كه تمام ساخت وسازها ي كنار بستر رودخانه ي چالوس تا شعاع 200 متري بايد حذف شود... .» 3- نبود طرح جامع يا رعايت نشدن طرح آمايش سرزمين مهندس ساروي عضو شوراي شهر كلاردشت ميگويد:«كلاردشت 1509 كيلومتر مربع مساحت دارد كه حدود 100 كيلومتر آن حريم شهر و مابقي خارج از شهر و تحت پوشش بخشداري كلاردشت است. بنابراين شوراي شهر نظارتي بر ساخت وسازها ندارد، بلكه تمام ساخت وسازهايي كه در حال حاضر در اطراف ولشت در حال انجام است تحت پوشش بنياد مسكن صورت ميگيرد. ساخت .سازهايي بدون برنامه و بدون طرح جامع كه در آينده نزديك ،مجموعهاي نابسامان را رقم ميزند.در حاليكه دولت بايد با برنامهريزي و سرمايهگذاري در بخشي از اين عرصه ساخت وساز كند و بقيه را به فضاي سبز اختصاص دهد. ...» 4- ضعف بخش كشاورزي مهندس سيروس دلفان آذري ، رييس شوراي بخش كلاردشت ميگويد:«زمينهاي اطراف درياچهي ولشت زراعي است و تمام قطعهبنديها و حصاركشيهايي كه انجام شده خلاف است، ضمن آنكه تا شعاع 1500 متري اطراف درياچه ، ساخت وساز ممنوع است ... متاسفانه مسئولان وزارت جهاد كشاورزي دلشان براي كشاورزي نميسوزد، دلشان براي پول ميسوزد ... جهاد بهآنها ياد ميدهد برويد خلاف كنيد، ديوار بكشيد، بعد هم آنها را به دادگاه ميكشاند و با جريمه مساله را حل و فصل ميكند... .» آن چه كه در اين گزارش بيشتر جلب توجه ميكند، رعايت نشدن قانون از سوي دولتيان يا مسئولان و نيز مردم عادي در سطح گستردهتر است. به بيان ديگر ، زير پا گذاشتن قانون، در ميان ما به عرف بدل شده است! تبديل عرصههاي ملي كه اموال همگاني هستند، به املاك خصوصي، نتيجهي همگامي بسياري از نهادها و سازمان هاي دولتي با آن بخش از مردماست كه حاضراند براي نفع شخصي ، منافع جامعه را زير پا بگذارند- و فراموش نكنيم كه اگر قانون محكم و همه شمول نباشد، تقريباً همه چنين ميكنند! امروزه در كشور ما ، بخشهايي از حكومت به جاي مديريت جامعه و مراقبت در حفظ منافع همگان بدل به شخصيتهاي رقيب«عامه» (حتي در سود جوييهاي تنگ نظرانه) شدهاند. چه چيزي اين سامانهي بيمار را پديد ميآورد؟ گذشته از ريشههاي اقتصادي قضيه مانندضعف دروني اقتصاد ملي و مبتني نبودن آن بر توليد، يا ناامن بودن فضا براي سرمايهگذاري در صنعت و كشاورزي ، و از همه مهمتر وجود رانت عظيم ناشي از فروش موادخام(نفت) و نياز به پولشويي در روند به جيب زدن اين رانت...،يك عامل مهم در پديد آمدن و استمرار دستاندازي به اموال عمومي (كوه، دشت، حريم رودخانه و جنگل) دفاع نكردن مردم از حقوق زيست محيطي خود و بي اعتنايي به داشتههايي است كه مورد تجاوز قرار مي گيرند.اگر مردم و سازمانهاي مردمنهاد، چشم به اين تجاوزها نبندند، تصرف منابع طبيعي براي منافع شخصي عرف نميشود. يك نكتهي ديگر اينكه دولت بايد در مقام برنامهريز جامعه ،سازوكاري فراهم كند كه زمينهاي كشاورزي به صرف كشاورزي بودنشان ارزش پيدا كنند، نه آن كه تغيير كاربري آنها سودي فراتر از تصور را موجب شود. اينكار ميتواند با دادن يارانه براي محصولات كشاورزي، حمايت نظام بانكي از توليد كنندگان بخش كشاورزي، و اقدامهايي ديگر انجام شود. كلاردشت فقط يك نمونه از مناطق طبيعي و كشاورزي كشور است كه در نظام اقتصادي مبتني برزمين خواري و بساز و بفروشي غير مسئولانه و حريص ، رو به تباهي ميرود. |
| تلاش براي ثبت جهاني طبيعت بيستون آغاز شد | |
| ساعت ۳:۳٧ ب.ظ روز ۱٥ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
گروه ديدهبان كوهستان چندي پيش پيشنهاد ثبت مجموعهي بيستون، كوه پراو، و طاق بستان را به عنوان پارك ملي با ميراث غني زمينشناختي و طبيعي و تاريخي به سازمان ميراث فرهنگي داده بود. به نظر ميرسد كه اين پيشنهاد انعكاس خود را در سازمان ميراث فرهنگي داشته است.
بيستون(خبرگزاري ميراث فرهنگي)_طبيعت بكر بيستون و وجود منابع آب زيرزميني از 70 هزار سال پيش انسان را به دامان خود كشاندهاست.كارشناسان قصد دارند طبيعت دشت بيستون را به عنوان الحاقيه كتيبه بيستون در فهرست آثار جهاني به ثبت رسانند.
نمايي از بيستون موقعيت جغرافيايي بيستون و توپوگرافي منطقه سبب پر راز و رمز شدن بيستون و جذابيت آن شده است. كارشناسان وجود اين همه پتانسيل را بهترين دليل براي ثبت طبيعت بيستون در فهرست آثار جهاني ميدانند. طبيعت بيستون زيستگاه حيوانات منحصر به فرد ازجمله سوسمار معروف كرمانشاه است. طبيعت بيستون به حدي زيبا و بكر است كه نماينده "ايكوموس" را كه سال2005 ميلاد از اين مجموعه ديدن كرد بر آن داشت خواستار ثبت طبيعت بيستون در فهرست آثار جهاني شود. "شكوفه مهديآبادي"، كارشناس ارشد برنامه ريزي توريسم بخش گردشگري پايگاه ميراث فرهنگي بيستون در اين مورد به ميراث خبر گفت: « موقعيت جغرافيايي بيستون و توپوگرافي منطقه، عوامل زمين شناسي مثل زمين هاي رسوبي و لايه اي ، آهكي بودن صخره ها، نفوذ پذيري آب و ايجاد حفره و غار در صخره ها سبب پر رمز و راز شدن كوه بيستون و جذابيت آن شده است.» حفره ها و غارها ،جنگلهاي كوهستاني و بيشه زارهاي واقع در منطقه بيستون همواره پناهگاه و مامني براي موجودات زنده ، پستانداراني چون كل، بز، آهو ،گراز و گربه وحشي و پرندگاني مانند كبك، تيهو، كركس، عقاب ، سار، چكاوك ، لكلك، غاز و مرغابي وحشي و خزندگاني چون بزمجه، مار، لاكپشت، سوسمارهاي نادر و هزاران موجود خشكي زي و آبزي است. كارشناسان با توجه به بقاياي استخواني كشف شده در اين دشت قدمت استقرارهاي انساني در اين منطقه را 70 هزار سال پيش مي دانند. مهديآبادي اختلاف ارتفاع اين منطقه از سطح دريا را بين 1200تا 3350 متر عنوان کرد و افزود: « وجود كوههاي مرتفع" پراو" و "بيستون"، هوايي پاك و لطيف با آسماني آبي و شفاف به دشت بخشيده است. همچنين بارش برف و باران در ارتفاعات، سر چشمه دائمي براي سرابها، چشمهسارها ، آبشارهاي فصلي، همچون سراب "برناج"، "نژيوران" ،" كميجه" و بيستون است.» وي آب و هواي معتدل كوهستاني بيستون را از مهمترين عناصر و پتانسيلهاي طبيعي براي توسعه توريسم منطقه دانست و افزود: «چشم انداز هاي بي نظير از رنگارنگي خاك ، آب و آسمان در فصول مختلف، وزش بادهاي هميشگي در منطقه و تهويه مداوم هوا، تعامل انسان و طبيعت در زندگي مردم روستايي و عشاير هنگام كشت و زرع،جمع آوري گياهان خوراكي ودارويي ، كوچ ، آشنايي با آداب و رسوم و زندگي روستايي، امكان تفريحات سالم چون ماهيگيري و كايت سواري و كوهپيماي،غار نوردي، صخره نوردي و شنا از جاذبه هاي طبيعي اين منطقه است كه مي تواند خيل عظيم گردشگران دوستدار طبيعت را به سوي خود بكشاند.» مهدي آبادي ثبت طبيعت بيستون در فهرست آثار جهاني را راهي براي حفظ دشت بيستون و طبيعت بكر آن دانست و افزود: « حفظ و توسعه دشت زيباي بيستون براي برداشت محصولات فراوان و متنوع كشاورزي ، حفظ و توسعه جنگلها ،حفظ حيات وحش و ديگر منابع طبيعي اين منطقه ميتواند از مشكلات ناشي از وجود صنايع آلودكننده بكاهد و در عوض زمينه را براي سرمايه گذاري صنعت پر منفعت و كم زيان توريسم و اكوتوريسم منطقه فراهم آورد.» مجموعه تاريخي و باستاني بيستون امسال در 30 اجلاس كميته ميراث جهاني در ليتواني با راي قاطع اعضا به عنوان هشتمين اثر ايراني در فهرست آثار جهاني به ثبت رسيد. محوطه تاريخي بيستون در 30 كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه در دامنه كوهي به نام بيستون قرار گرفته است. در اين محوطه آثاري مانند غارهاي پيش از تاريخ، نيايشگاه دوران ماد، نقش برجسته و كتيبه داريوش اول هخامنشي، نقش برجسته سلوكي هركول، نقش برجسته مهرداد دوم و بلاش اشكاني، صفحه معروف به فرهاد تراش و همچنين بنا و پل هاي ساساني جاي گرفته اند. |
| در صورت تصويب احداث قطار شهري در كرمانشاه ؛ | |
| ساعت ٩:۱٠ ق.ظ روز ۱٤ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
طاق بستان جهاني نمي شود 13/6/85 - اعتماد ملي: ساخت وسازهاي شهري و تلاقي آن با ميراث تاريخي و فرهنگي در اكثر شهرهاي ايران، اندك اندك به مناقشه اي ديرپا تبديل مي شود. مناقشه اي كه در يك سوي آن سازمان هاي شهري قرار دارند و در سوي ديگرش سازمان ميراث فرهنگي است. سازمان هاي شهري با هدف توسعه و تجهيز امكانات شهري خود را در يك سوي طيف قرار داده و ميراث فرهنگي نيز وظيفه سنگين دفاع از حرمت آثار تاريخي و فرهنگي را وظيفه خود مي داند. آثاري كه به مثابه بخشي از هويت ماندگار مردم اين سرزمين نقش شناسنامه فرهنگي تك تك ما را برعهده دارند. در تازه ترين نمونه اين مناقشه ادامه دار، اين بار نوبت به طاق بستان رسيده است تا هراس عبور مترو، ستون هاي تاريخي اش را به لرزه درآورد. اين در حالي است كه شهرداري كرمانشاه تصويب احداث قطار شهري را در حد كليات مي داند ولي با اين حال معتقد است كه ساخت مترو در نزديكي طاق بستان هيچ آسيبي به اين اثر وارد نمي كند. با اين همه ترس از اتفاقاتي كه به دنبال آغاز به كار حفاري براي مترو در اصفهان و خيابان چهارباغ اصفهان به وجود آمد، جمعي از مردم كرمانشاه را بر آن داشته تا پيشاپيش نسبت به خطراتي كه اين اثر 1700 ساله را تهديد مي كند، اقدام كنند. آنها براي جلوگيري از خطرات احتمالي يا تفويض وكالت به محمدعلي دادخواه به تلاش خويش در اين زمينه رنگ و بويي تازه داده اند. محمدعلي دادخواه با تاييد اين خبر گفت: «اگر اين اقدامات ادامه يابد مكان ها و قسمت هايي كه مورد تاييد يونسكو است و به ثبت جهاني رسيده از آثار مورد حمايت خارج مي شود.» اين در حالي است كه به گزارش ميراث خبر، استانداري و شهرداري كرمانشاه قصد دارند احداث قطار شهري كرمانشاه را در سفر رئيس جمهوري به تصويب هيات دولت برسانند. در صورت تصويب اين طرح شانس ثبت جهاني طاق بستان به صفر مي رسد. استاندار و شهردار كرمانشاه در گفت وگو با يكي از روزنامه هاي محلي اعلام كرده اند قصد دارند پيشنهاد تصويب طرح احداث قطار شهري را در سفر رئيس جمهوري به اين استان به هيات دولت بدهند. پيش از اين معاون حمل ونقل و ترافيك شهر كرمانشاه اعلام كرده بود طرح مطالعات جامع ترافيك شهر كرمانشاه، مصوب شوراي عالي ترافيك شهرهاي ايران، مسيري شمالي- جنوبي را براي قطار شهري مشخص كرده است كه به طاق بستان منتهي مي شود. وي اگرچه تصويب طرح را در حد كليات دانسته اما امروز هيچ واكنشي از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به اين طرح صورت نگرفته است. اگرچه سال 80 پس از بررسي طرح ساختار فضاي پيشنهادي بخش هاي شمالي كرمانشاه، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اعلام كرد: «ايستگاه راه آهن شهري و تقاطع ويژه آن در مفصل شكارگاه با ضوابط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مغايرت دارد و اجراي آن امكانپذير نيست.»اما دو سال بعد اين سازمان ميراث فرهنگي به رغم مخالفت بسياري از كارشناسان، با ساخت پل صيادشيرازي موافقت كرد كه البته اين موافقت به شرط ارائه نقشه ها از سوي استانداري و حذف راستگرد پل انجام گرفت اما استانداري از ارائه نقشه ها سر باز زد و بدون حذف راستگرد پل را ساخت. سعيد سليم ساساني معاون حمل و نقل و ترافيك شهر كرمانشاه ساخت مترو در نزديكي طاق بستان را يكي از راه هاي افزايش تعداد بازديدكننده ها براي اين سايت تاريخي دانست و افزود: «سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اگر به سايت هاي تاريخي توجه دارد چرا ديوار شكارگاه خسرو به زباله داني تبديل شده است يا چرا اجازه ساخت بيمارستان را در اين محدوده داده است. آيا يك هتل در حريم طاق بستان ساخته نشد؟ چرا سازمان ميراث فرهنگي استان آن روز به اين طرح ها اعتراض نكرد و مجوز ساخت صادر كرد؟ چرا بايد امروز به اين طرح كه تنها كليات آن تصويب شده است اعتراض كند؟ به هر حال ما در ابتداي كار هستيم. ممكن است در ادامه كار به اين نتيجه برسيم كه مسير را تغيير دهيم.» وي به جاي توضيح بيشتر در مورد اقدامات انجام گرفته در حوزه كاري خويش آنچه را عملكرد ضعيف سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان مي ناميد مهم ترين دليل تخريب آثار تاريخي استان دانست و گفت: «طرح احداث قطار شهري كرمانشاه در حد كليات است. سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري براي دفاع از آن هم اكنون بايد وارد بحث شود. حتي اگر مي تواند به ما پيشنهاد بهتري بدهد تا هم قطار شهري براي شهر در نظر گرفته شود و هم اينكه آثار تاريخي حفظ شود.> سليم ساساني با بيان اينكه <از زير موزه لوور پاريس هم مترو عبور مي كند»، افزود: در بسياري از نقاط دنيا قطار شهري از زير آثار تاريخي رد شده و هيچ مشكلي براي آنها به وجود نياورده است. وي گفت: «هم اكنون سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بايد در مورد احداث اين قطار شهري نظر بدهد و براي حفظ آثار تلاش كند. سهم سفر در اين منطقه از شهر بسيار كم است و قطار شهري براي سال هاي آتي در اين منطقه از شهر در نظر گرفته شده است.» اين نظرات در حالي عنوان شده كه هم اكنون ايجاد ترك هاي عميق در طاق بستان به تخريب آثار 1700 ساله آن منجر شده است و كارشناسان براي نجات بخشي از آثار صخره اي اقدام كرده اند. كارشناسان اعتقاد دارند ساخت مترو در نزديكي طاق بستان نه تنها بحث جهاني شدن آن را منتفي مي كند بلكه ايجاد لرزه در زير طاق باعث تخريب بيشتر اين آثار مي شود. از سوي ديگر اسدا... بيرانوند مدير سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان كرمانشاه نيز خبر تصويب كليات احداث قطار شهري را در حدي ندانست كه به اعتراض سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بينجامد. وي تاكيد كرد: «زماني كه استانداري و شهرداري از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استعلام كردند اين سازمان مخالفت خود را اعلام مي كند.» بيرانوند گفت: «هيچ سازماني نمي تواند بدون مجوز سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پروژه هاي عمراني خود را اجرا كند.» وي احداث پل صيادشيرازي در عرصه و حريم درجه شكارگاه خسرو را به دليل موافقت شوراي عالي شهرسازي كشور دانست و افزود: «ما هميشه مخالفت خود را با ساخت اين پل اعلام كرده ايم اما زماني كه شوراي عالي شهرسازي با ساخت آن موافقت كرد نمي توانستيم از ادامه ساخت آن جلوگيري كنيم.» بيرانوند طاق بستان را اثري ملي دانست كه سرنوشت آن بايد براي همه دستگاه هاي دولتي مهم باشد. |
| نامههای گروه ديدهبان کوهستان(دکا) | |
| ساعت ۸:۱٧ ق.ظ روز ۸ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
جناب آقاي ميرشكرايي رياست محترم پژوهشگاه مردمشناسي سازمان ميراث فرهنگي با سلام؛ به پيوست دو مقاله در مورد بيستون و غار پراو و نيز ويژهنامهي غار پراو تقديم ميگردد. از آنجا كه اين دو منطقه و نيز منطقهي طاق بستان به لحاظ وجود صخرههاي بلند و تشكيلات كارستي مورد توجه بسيار سنگنوردان و غارپيمايان است، معتقديم كه همكاري جامعهي كوهنوردي كشور ميتواند نقش مهمي در حفاظت از ميراث طبيعي و تاريخي منطقه داشته باشد. در اين زمينه، ضمن اعلام آمادگي انجمن كوهنوردان ايران، درخواست راهنمايي از شما داريم. غار پراو يكي از پديدههاي شگفتانگيز طبيعت ايران است و شايستگي آن را دارد كه در فهرست آثار طبيعي ـ تاريخي ملي قرار گيرد. به نظر ما، مجموعهي بيستون، كوه پراو، و طاق بستان ميتواند به عنوان پارك ملي با ميراث غني زمينشناختي و طبيعي و تاريخي، جايگاه ممتازي در ميراث مشترك بشري داشته باشد. با تقديم احترام عباس محمدي مدير گروه ديدهبان كوهستان
جناب آقاي ميرشكرايي رياست محترم پژوهشگاه مردمشناسي سازمان ميراث فرهنگي با سلام؛ پيرو مكاتبههاي پيشين و گفتگوي حضوري در روز 22/5/85 مجدداً به آگاهي ميرساند كه انجمن كوهنوردان ايران و جمعي از ديگر طبيعت دوستان كشور، از سال 1383 سيزدهم تيرماه (روز تيرگان) را به عنوان روز دماوند خوانده و به اين مناسبت برنامههايي اجرا كردهاند. اين برنامهها، شامل پاكسازي مسيرهاي صعود دماوند، كار آموزشي چهره به چهره با گردشگراني كه به منطقه ميروند، برگزاري همايش و سخنراني، تهيهي مقالههايي در مورد دماوند و ارايهي آنها به رسانهها بوده و با هدف جلب توجه همگان به ارزشهاي طبيعي و تاريخي اين كوه اجرا شدهاند. پيشنهاد ميكنيم به منظور ثبت سيزدهم تيرماه به عنوان روز ملي دماوند در تقويم رسمي كشور، موضوع را به «شوراي فرهنگ عمومي» منعكس فرماييد. فرصت را مغتنم ميشماريم و يك بار ديگر آمادگي انجمن كوهنوردان ايران را براي همكاري در ثبت كوه دماوند به عنوان اثر طبيعي ـ تاريخي ملي، و نيز معرفي ديگر مناطق كوهستاني باارزش كشور اعلام ميداريم. به پيوست تصوير پارهاي از نامهها، و يادداشتهايي كه در اين باره در مطبوعات چاپ شده، تقديم ميگردد. با تقديم احترام عباس محمدی مدير گروه ديدهبان كوهستان
|
| پيري زودرس كوهها | |
| ساعت ۸:٠٩ ق.ظ روز ۸ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
روزنامه همشهری ۴/۶/۸۵ ـ عباس محمدی
شنيده بوديم كه «كوه ها هميشه هستند...» و اين را آموزگاران ما- آنگاه كه مثلاً در بعدازظهر يك روز نيمه ابري، در شوق رسيدن به قله و بي پرواي شرايط، مي خواستيم راه بالا را پي بگيريم- مي گفتند: «فرصت هست! بگذار براي آينده». اما به راستي آينده اي هست؟! دوستي در يادكرد دوستان ازدست شده، نوشته است كه همه ميروند و كوهمي ماند با دل سنگیاش. من اما دل نگران رفتن كوه هستم و خود هنوز به پيري نرسيده، فرتوت شدن كوههايي را كه با آنها- يا به خيال آنها- زندگي كردهام، ديدم! آنگاه كه در گوشه شمال غربي اين غول شهر، پس از جست وجوي بسيار، چارديواري كوچكي براي خود فراهم كردم، دلخوش بودم به چشم انداز توچال و رگههاي برفش كه خداخدا ميكردم، ديرتر آب شوند! اما تيغ بي ترحم تنگ چشمان بر سينه معشوق من، دلخوشي را از من ربود و ديدم كه كوه از پا افتاد؛ از جور راهها و بناها. و آدميان پابرجا هستند. تا آنجا كه ساختمان هايي، يك به يك نظرگاه مرا به توچال بستند و من ماندم و آن چارديواري محقر بي افق. سينه بستر علم كوه، ريزش آغاز كرد؛ بسي بيشتر از آنچه در جواني ديده بودم و يخهاي چندهزارسالهاش ذوب شدند و اين نشان پيرشدن زودرس آن كوه خارا بود در پي گرم شدن زمين كه ما آدميان سبب ساز آن بوديم. در دامن علم كوه، سنگبري آغاز شد و ريشه آن كوه سترگ را زدند و تخت سليمان را بي حرمت كردند.بر چهره دماوند، خال هاي درشت و خاكستري سالخوردگي نقش بست؛ نه به مقياس عمر چندين هزارساله كوه بلكه در همين چند سال كه ما تماشاگر كوه بلند بوديم و در پي راهي شدن بولدوزرهاي معدن به چمن زارهاي سبزقرقه و لاله زارهاي خومه. ارسهاي لواسان به نيمه عمر نرسيده، از كوه فرو افتادند تا تازه به دوران رسيدگان زراندوز، ساختمانهاي خود را برپا كنند. راه پازنهاي گرسنه و تشنه را بر چمن زار كنار جاجرود بستند و سنگچين ويلاها حريم رود را بدل به مجراي پساب و زباله ساخت.بر كمرگاه البرز زخم كاري زدند و كوه جنگل پوش را عريان و به خاكداني هراس انگيز بدل ساختند تا مرگ كوه و جنگل را ببينيم و گشوده شدن شاهراهي ديگر به سوي شمال كوچك مان كه ديگر نه چل تكه اي از همه گونه رنگ سبز، بلكه شبكه اي از ديوارها و جادههاي خاكستري و بازار مكاره اي با همه نوع سقف هاي زرد و قرمز و سياه است. بر زاگرس عظيم نيز همين گونه ستم رفت و توده توده آن، كمر خم كرد در طرح هاي انتقال آب و نفت و گاز و...؛ آزمون و خطاهاي مكرر. بارز در آسياب دندان و سم هزاران هزار دام فرسوده شد و بر آن «جزيره» كوهستاني سبز جنوب شرق كشور، خاكستر پيري نشست تا آنگاه روزنامه نگار جواني كه شكوه آن كوه ها را نديده است، از «كشف» انسان هاي غارنشين در آنجا بگويد و نداند كه اين انسان ها، بازماندگان قومي گردن فراز هستند و اينك در تداوم بهره كشي بي رحمانه از طبيعت، به غار فقر رانده شده اند. همه كوه هاي ما كه در مقياس زمين شناختي جوان بودند، چه زود در برابر چشمان ما و در زمانه كوتاهي كه عمر ماست- و لحظه اي بيش نيست- پير شدند و فرسوده... . نگرانم؛ دل نگران ازدست شدن كوه هامان كه «واحه ها»ي اين سرزمين خشك اند. |
| نامه گروه ديده بان کوهستان | |
| ساعت ٩:۱٥ ب.ظ روز ٦ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
جناب آقاي كولاني مديركل محترم منابع طبيعي استان تهران با سلام؛ به آگاهي ميرساند: بهرهبرداري غيراصولي از دامنههاي رشته كوه توچال در شمال تهران، روز به روز شدت مييابد و صور جديدي از آن ظاهر ميشود. يكي از اشكال ناهنجار بهرهبرداري كه هيچ تناسبي با پايتخت بزرگ كشوري كه داراي منابع عظيم سوخت فسيلي و امكانات مادي وفني قابل توجه است، ندارد چراي دام به روش چند هزار سال پيش در كوههاي شمال شهر است. در حال حاضر، دامداراني از منطقهي ايگل و آهار تا قلهي توچال و اطراف هتل مدرن آن ميآيند، همچنين در منطقههاي دركه (جنگل كارا)، دربند (بالاتر از امامزاده ابراهيم به سمت ايستگاه سوم تله كابين)، گلابدره، بنديخچال، حدفاصل ايستگاه پنج توچال تا اسپيدكمر، گردنهي پيازچال، و منطقهي كن، گلههاي پرشمار دام به چشم ميخورند كه البته به تناسب فصل و كم و زياد شدن علوفه تغيير مكان ميدهند. تا آن جا كه ما اطلاع داريم، از سال 1374 سازمان جنگلها و مراتع با همكاري شهرداري تهران، دامنههاي توچال را از كن تا سوهانك قرق اعلام كرد، و اصولاً به خاطر ارزش حفاظتي پوشش گياهي اين منطقه در جلوگيري از خطر سيل و رانش زمين، و به خاطر ارزش تفرجي و زيست محيطي اين كوهها كه آخرين بقاياي طبيعت تهران است، چراندن دام و سوزاندن بوتههاي غيرعلوفهاي (به عنوان سوخت) را ميتوان بدترين شكل بهرهبرداري از اين محيط دانست. جالب توجه اين كه در چند سال اخير، نه تنها دامنهي اين كار محدود نشده، بلكه بعضي از دامداران به ساختن بناهايي دائمي هم اقدام كردهاند. از جمله، در گردنهي پياز چال، (ارتفاع 3200 متر) سنگچين دامداري تبديل به يك ساختمان كامل شده و افرادي در آن ساكن شدهاند. پيشنهاد ميگردد قرق تمامي دامنههاي توچال برقرار و با قدرت تمام اجرا شود، و حتي اگر دامداران ياد شده داراي حقوق قانوني در اين منطقه هستند، با آنان مصالحهاي صورت گيرد و بساط اين شيوهي ماقبل تاريخي دامپروري، حداقل از كنار پايتخت جمع شود. در پايان، آمادگي جمع كثيري از كوهنوردان را براي نظارت بر اجراي قرق يا ديگر اقدامهاي لازم براي حفاظت از اين سرمايهي طبيعي اعلام ميدارد، خواهشمند است شرايط خدمت به عنوان «قرقبان افتخاري» را براي اين منطقه و ديگر نقاط كوهستاني كشور اعلام فرماييد. با تقديم احترام عباس محمدي مدير گروه ديدهبان كوهستان رونوشت: اداره كل مشاركتهاي مردمي سازمان جنگلها و مراتع دفتر مشاركتهاي مردمي سازمان حفاظت محيط زيست |
| باز هم دربارهي ارزش پناهگاه در كوهنوردي | |
| ساعت ۱٢:٤٩ ب.ظ روز ٤ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
پناهگاه علمچال، مرداد 1385 پيش از ساخته شدن اين پناهگاه در سال 1365، و پس از خراب شدن آن، كوهنوردي در اين منطقه رونق داشته است. اين پناهگاه كه با هزينهي بسيار ساخته شد و چشمانداز طبيعي منطقه را خراب كرده ، چه تأثير مثبتي بر روند كوهنوردي داشته است؟! (نگاه كنيد به يادداشت روز 24/5/85)
قرارگاه ونداربن، مرداد 1385 بنايي بزرگ و به شدت ناسازگار با محيط زيست حساس منطقه، كه در عرصهاي از منابع طبيعي ساخته شده است. كمك به اعتلاي كوهنوردي، يا شركت در مسابقهي تصرف منابع طبيعي؟!
جانپناه سياه سنگ(در منطقهي علم كوه)، مرداد 1385 اين جانپناه با شيشههايي كه بيشتر اوقات شكسته است، و دربي كه خراب است، و ظاهر آزاردهنده، كمكي به پيشرفت كوهنوردي ميكند؟! |
| فراخوان | |
| ساعت ٩:٤٦ ب.ظ روز ۱ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
جمع آوری زباله در منطقهی دماوند ۲/۴/۸۵ فراخوان پاك سازي كوهستان از همهي اعضاي انجمن كوهنوردان ايران وديگر كوهنوردان و دوستداران محيطهاي كوهستاني در سراسر كشور درخواست ميكنيم تا در روزهاي پنجشنبه30 و جمعه 31 شهريورماه 1385 با حضور در مسيرهاي كوهپيمايي عمومي، مراسم روز پاك سازي كوهستان را اجرا كنند. هر گروه و فردي ميتواند به ابتكار خود و با استفاده از تجربهي سالهاي گذشته، هدف و برنامهاي را براي خود طراحي و اجرا كند. در زير، چند پيشنهاد ارايه ميگردد: * اختصاص دادن دستكم يك ساعت از برنامهي كوهپيمايي در يكي از اين دو روز، به گردآوري زبالههاي رها شده در مسيري كه ميپيماييم. هدف، ميتواند پاكسازي اطراف يك چشمه، سايهسار يك درختستان، بخشي از حاشيهي رودخانه يا درياچه، و پاي يك تختهسنگ باشد. * گفتگو با گذرندگان از مسير، و دعوت آنان به بازگرداندن زبالههاي خودشان و اندكي از زبالههاي رها شده. * گفتگو با صاحبان رستوران، فروشگاه يا دكه هايي كه در مسيرهاي كوهپيمايي قرار دارند، و دعوت آنان به پاكسازي محدودهي محل كار خود. * تماس با شهرداريها، يا شوراهاي شهر، ادارههاي محيط زيست، و جنگلها و مراتع، و دعوت از آنان براي همكاري، و اعلام آمادگي كوهنوردان براي همكاري با آن سازمانها در جهت حفظ محيطهاي ارزشمند كوهستاني. * تماس با خبرنگاران رسانهها(مطبوعات، خبرگزاريها، صداوسيما) و درخواست از آنان براي تخصيص بخشي از فضاي رسانهي خود به موضوع حفاظت محيطهاي كوهستاني، و حساسسازي افكار عمومي در اين مورد. * برخورد با متجاوزان به محيطهاي كوهستاني، تهيه گزارش و عكس از موارد دستاندازي به حريمهاي عمومي(عرصههاي منابع طبيعي، حاشيهي رودخانهها...) و ارايهي آن به مطبوعات و مقامات قانوني. * تهيهي اطلاعيهها و تابلوهايي با مضمون زيستمحيطي و نصب آنها در فروشگاهها و رستورانها و ديگر اماكن مسير. توضيح : چندين سال است كه در ايران، روز چهارم مهرماه به عنوان روز پاك سازي كوهستان(يا روز حفاظت كوهستان) خوانده ميشود، و در نخستين جمعهي مهرماه اين مراسم برگزار ميگردد. امسال ، به دليل آن كه از سوم مهر، ماه رمضان آغاز ميشود، اجراي مراسم به جمعه 31 شهريور منتقل ميگردد. گروه ديدهبان كوهستان انجمن كوهنوردان ايران |



كرده و با اعلام حمايت شركت «




