برای کمک به حيات وحش در زمستان آماده شويم
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۳٠ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

                         عکس از عباس جعفری

 

توسعه ی شهرها ، راه سازی ، و دیگر دخل و تصرف های گسترده ی انسانی در طبیعت سبب شده که بیشتر زیستگاه های حیات وحش ، حالت "جزیره ای" پیدا کنند . به این معنا که جانوران نمی توانند مهاجرت ها یا جابجایی های طبیعی خود را انجام دهند و این امر، به ویژه در زمستان ، باعث می شود که آنها در به دست آوردن غذا با مشکل مواجه شوند.

 کوه نوردان و دیگر طبیعت دوستان می توانند پس از هماهنگی با اداره ها و پاسگاه های محیط زیست ، با ریختن علوفه در نقاطی که در زمستان محل تجمع حیوانات کوه زی است به استمرار بقای این مخلوقات کمک کنند.

اگر از هم اکنون شروع به جمع آوری کمک های مالی برای خرید علوفه کنیم ، چه بسا که بتوانیم با شروع بارش های سنگین برف، در زیستگاه هایی که نزدیک شهر است ، به موقع علوفه بریزیم.

 از شما درخواست می کنیم به ابتکار خود ، برنامه هایی را برای جذب کمک مالی و ذخیره سازی علوفه طرح ریزی کنید. پیشنهادها و گزارش کارهای خودتان را برای ما بفرستید.


 
چيزی بالاتر از صعود
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢٩ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

اگر یک هدف عمومی در میان بازدیدکنندگان از طبیعت وجود داشته باشد، آن هدف رسیدن به تنهایی است .احساس این که تنها هستید و شاید احساس این لذت که نخستین کسی هستید که به آن نقطه رسیده اید- اگر چه این واقعیت نداشته باشد.

می توان احساس نخستین نفر بودن یا تنها بودن در طبیعت را با رعایت چند نکته ، برای دیگران میسر ساخت:

*  انتخاب درست و با تدبیر پوشاک و تجهیزات ، بخش مهمی از وظیفه ی "هیچ اثری از خود باقی نگذارید" است. همراه داشتن چراغ خوراک پزی وپوشاک کافی ، نیاز به برپا کردن آتش را حذف می کند.

*  یک حوله ی کوچک از انداخته شدن دستمال کاغذی در طبیعت جلوگیری می کند.

* رنگ های زمینی ( در مقابل رنگ های تند و گرم ) برای چادر، کوله، و پوشاک ، باعث تقلیل احساس جمعیت زیاد می شود.

*  کفش هایی که زیره ی سخت دارند ، به گیاهان آسیب می رسانند. سعی کنید در اطراف چادرگاه ها با دمپایی راه بروید.

*  تمام پسماند های خود را از محیط های طبیعی بیرون ببرید ، و در حد توان خود زباله های رها شده را جمع آوری کنید.

(با استفاده از گاهنامه ی هیات کوه نوردی شهرستان نظرآباد ، شماره ی 1 ، تابستان 1384)


 
آلودگی نوری
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢۸ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

ما ، در کشورمان از نظر آلودگی کمبود نداریم و فقط کافی است کمی از سیب زمینی حساس تر باشیم ( ! ) تا همه جور آن را در گوشه و کنار ببینیم.

 یکی از ا نواع آ لودگی که کم تر به آن توجه می کنیم، آلوگی نوری است . میرزا خلیل از عضو های فعال جبهه ي‌ سبز ایران است و خوب هم روی مشکل آلودگی نوری کار کرده است. در وبلاگ او به نشانی زیر ، مطالب بسیار خوبی در این زمینه می بینید:

www.iranlpg.blogspot.com

 

 


 
تخريب وسيع پارك ملي گلستان
ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

گزارش تصويری-خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا - ابوالفضل نسايي

 

 

                  

 

 

 

 

در اين‌جا ببينيد


 
پارک ملی گلستان
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

ز دو دیده خون فشانم...

 در کتاب  پارک ملی گلستان ، از انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست (1378)، می خوانیم :

  پارک ملی گلستان منطقه ای کوهستانی است که در شرق البرز قرار گرفته و سیمای آن از کوه های خشک صخره ای ، دره ها ، تپه ماهورها ، جنگل های کوهستانی ، کوه های استپی تا دشت هموار و خشک و محدودی در شرق منطقه متغیر است ... دامنه ی تغییرات ارتفاعی در این منطقه بین 450 متر و 2411 متر از سطح دریا متغیر است... کوه ها و دره های متعدد پارک مناظر بسیار زیبایی به وجود می آورند که بخشی از ارزش های زیبا شناسی پارک مدیون آن ها است. کوه ها و دره ها سیمای یک نواختی ندارند و چشم اندازهای متنوعی به وجود می آورند که هر یک داری ویژگی های منحصر به فردی است.

 پارک ملی گلستان ، تا پیش از سال 1336 از شکارگاه های شناخته شده و نامی کشور بوده ، و در این سال به عنوان یک منطقه ی حفاظت شده ثبت شد ، و از سال 1353 عنوان پارک ملی یافت . در سال 1355 به عنوان " ذخیره گاه زیست کره " در برنامه ی انسان و  کره ی مسکون یونسکو ثبت شد و به این ترتیب در شمار منطقه های باارزش جهانی درآمد.

 مطابق تعریف  اتحادیه ی جهانی حفاظت  پارک های ملی مناطق حفاظت شده ( دریایی – زمینی ) هستند که عمدتا برای حفاظت اکو سیستم ها و تفرج تحت مدیریت قرار می گیرند و برای موارد زیر کنار گذاشته میشوند:

الف – برای حفظ و یک پارچگی یک یا چند اکوسیستم برای نسل های حاضر و آتی .

ب – حذف هر گونه بهره  برداری یا سکونت زیان آور که موجودیت منطقه را به مخاطره می اندازد.

ج-  فراهم آوری زمینه های لازم برای استفاده های معنوی ، علمی ، آموزشی و تفرجگاهی سازگار فرهنگی و زیست محیطی .

 پرسش اینجا است که تعریض جاده ای پر رفت و آمد در دل پارک  که خود باید جمع شود ، آیا با این تعریف می خواند؟!

 امروز در دفتر شبکه ی سازمان های غیر دولتی محیط زیست و توسعه ی پایدار تهران ، نشستی برگزار شد و فعالیت اخیر وزارت راه  در نخستین پارک ملی کشور محکوم شد. در عین حال نمایندگان سازمان های حاضر ، در مورد طرح شکایت از وزارت راه گفتگو کردند.

 پارک ملی گلستان ، از میراث های کوهستانی بسیار با ارزش ایران است ، از آن دفاع کنیم!

 


 
ساخت و ساز در ارتفاعات را گزارش کنيد
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٤ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

امروز بعد از ظهر در دفتر " شبکه ی سازمان های غیر دولتی محیط زیست و توسعه ی پایدار تهران" نشستی با حضور نمایندگان چند سازمان ( جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست ،  کانون وکلای سبز ، کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران ،انجمن شهر سازان ایران ، جبهه ی سبز ایران ، انجمن کوه نوردان ایران ، ...) برگزار شد و در آن در مورد ساخت و ساز در ارتفاعات تهران صحبت شد.

کانون مهندسان معمار پی گیری ها و اعتراض هایی داشته و شورای شهر تهران تصویر نامه ای را که به تاریخ 7/5/85 خطاب به قالیباف نوشته ، برای این کانون فرستاده است. دراین نامه ، چمران ، رییس شورا ، گفته است که هر گونه ساخت و ساز در منطقه های 1 و 2 از 1800 متر به بالا ؛ در منطقه ی 5 از 1600 متر به بالا ؛ و در منطقه ی 22 از 1400 متر به بالا مطلقا غیر مجاز است و کانون می تواند موارد تخلف را گزارش کند تا با متخلفان شدیدا برخورد شود. در نامه آمده است که " مقام معظم رهبری تاکید داشته اند که نباید حتی یک مورد هم خلاف در این زمینه مشاهده شود."

شورای شهر در نامه ی دیگری به تاریخ 20/5/85 گفته است که تعاونی مسکن قوه ی قضاییه هم خواستار صدور مجوز ساخت در محدودهی ممنوعه شده است . اما شهرداران حق دادن مجوز ساخت را ندارند.

 قرار شد که در شبکه یک  کارگروه تشکیل شود و موضوع را پی گیری کند وبیانیه ای در این مورد تهیه کند.   جا دارد که همه ی دوستان کوه نورد ، عکس و گزارش هایی از منطقه های کوهستانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند تهیه کنند و برای " شبکه " یا ما بفرستند.


 
نامه ای از عليدوست فرضی
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

بسمه تعالي

رياست محترم فدراسيون كوه نوردي جمهوري اسلامي ايران

احتراما نظر به اهميت امر پاك نگاه داشتن كوهستان هاي ايران و با توجه به وضعيت فوق العاده منطقه تخت سليمان و علم كوه و نظر به اقبال روز افزون بازديد كنندگان و صعود كنندگان  دومين منطقه مرتفع ميهن عزيزمان ما  مسئولين قرار گاه كوهنوردي رود بارك عليرغم  نداشتن دستور العمل مشخصي در امر پاكيزه نگاه داشتن منطقه كوهنوردي حوزه تخت سليمان  تمامي تلاش خود را در امر تنظيف و  انتقال زباله اي كه متاسفانه از سوي جمعي از كوهنوردان !! كشورمان كه بي توجه به هشدار هاي محيط زيستي و بدون نگراني از تجمع زباله ها اقدام به پراكنده نمودن آن خصوصا در دو حوزه سرچال و علم چال مينمايند   نكته جالب توجه اينكه اغلب كوه پيمايان  از مسير حصارچال به قله علم كوه صعود مي نمايند  متاسفانه حجم زباله منطقه سرچال  و علم چال نشانگر اين واقعيت تلخ است كه قشر كوهنورد به اصطلاح حرفه اي نگراني كمتري نسبت به بازگشت زباله هاي كوهنورديشان  نسبت به جماعت كوه پيما و گردشگر كه از مسير حصار چال استفاده مي كنند دارند   عليرغم تذكر فراوان به گروه ها و هئيت هاي كوهنوردي كه در بدو ورود به سرپرستان آنان داده ميشود  بازهم  اين امر خطير اغلب  با بي توجهي اين قشر مواجه ميشود  نكته جالب اين است كه  اغلب كوهنوردان قبل از ورود منطقه بشدت نگران هماهنگي براي انتقال بارهايشان  به كمپ اصلي مي باشند اما به جز چند مورد استثنايي تا كنون كوهنوردي خودرا مجاب به اين ننموده است كه براي انتقال زباله هاي بسيار زيادي كه در مدت اقامت خويش در  منطقه توليد كرده اند درخواست قاطر براي انتقال به رودبارك داشته باشند به عنوان مثال در تابستان امسال  حدود پنج هزار نفر از همين افراد براي صعود هاي گوناگون  به منطقه وارد شده اند كه با يك حساب ساده سرانگشتي اگر براي هر كدام از اين افراد تنها ده قوطي و بطري براي ميانگين يك هفته اي برنامه در نظر بگيرم  متوجه خواهيم شد كه چه حجم عظيمي از زباله پس از پايان فصل در منطقه باقي خواهد ماند    سياستگزاري مسئولين قرار گاه كوهنوردي رودبارك بر اين امر كه در قبال دريافت تنها مبلغ 1000ريال كه  با توجه به هزينه هاي امروزه اصلا قابل توجه نيست  به منظور  انتقال زباله هاي منطقه به رودبارك از آنان اخذ شود  كه  متاسفانه بابت همين مبلغ ناچيز  با اعتراض  برخي از كوهنوردان نيز مواجه گرديده اند   و حتي گاه با اين ديدگاه كه فدرسيون كوهنوردي موظف به جمع اوري زباله كوهنوردان است از  قبول انتقال زباله هايشان به پايين طفره مي روند  .

ما كاركنان و مسئولين قرارگاه فدراسيون به اين نتيجه رسيده ايم كه  تذكرات ما  به كوهنوردان در امر تميز نگاه داشتن كوهستان كمكم به امر بي نتيجه اي دارد تبديل مي شود و غير از فرسايش روحي و فكري و خستگي و نااميدي  تا كنون نتيجه ديگري  در بر نداشته است  ما نگران حفظ محيط كوهستانهايي هستيم كه پدرانمان نسل در نسل آن را به خاطر زيبايي و صلابتش ستوده اند و حفظ كرده و اينك به امانت به ما سپرده اند   نگراني ما  شايد  اين بار براي نظارت دست بسته ما بر ميراث گران بهايي است كه امروز غرق در زباله و قوطي كنسروخالي  است .

در پايان   با توجه به جمع اوري مبلغ اندك 1000 ريالي  بيلان عملكرد ما در باب انتقال زباله هاي منطقه كوهستاني تخت سليمان به شرح ذيل تقديم مي گردد :

جمع كل در آمد  معادل مبلغ 4368000ريال كه از اين مبلغ  1600000ريال به منظور تخليه زباله منطقه سرچال و 3200000ريال  بابت تخليه زباله منطقه علم چال و مبلع 1070000ريال بابت تخليه زباله منطقه حصارچال و همچنين  مبلغ 33000ريال بابت خريد كيسه گوني به منظور بسته بندي و همچنين كرايه وانت به منظور انتقال آن به رودبارك پرداخت گرديده است

در خاتمه اميد است كه با گوشزد نمودن  اهميت حفاظت كوهستانهاي وطن عزيزمان به كوهنوردان كشور از طريق رسانه هاي جمعي و صدور بخشنامه اي به همين منظورشاهد بروز اين گونه مشكلات فرهنگي زيست محيطي  نباشيم.

                                    با آرزوي كوهستان هايي زيبا و تميز

                                       علي فرضي

                                     مدير قرارگاه كوهنوردي رودبارك

 

رونوشت

- روزنامه همشهري

- مجله كوه

- انجمن حفاظت محيط كوهستان

- انجمن كوه نوردي ايرا ن


 
 
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

مشکل زباله های کلاردشت

 

سال ها است که زباله های کلاردشت و شهر عباس آباد در مسیر بسیار زیبا (سابقا زیبا !) و جنگلی کلاردشت – عباس آباد تخلیه می شود. در دو نقطه از این جاده (تقریبا کیلومتر20)،

زباله ها از لبه ی دره رها می شود که تا عمق قابل توجهی– به سوی رودخانه – می رود.

 

با وجود افزایش چشم گیر جمعیت و زیاد شدن تعداد مسافران ورودی و ویلاها، تغییری در

شیوه ی  دفع زباله های کلاردشت پدید نیامده است. اکنون ، در هر روز تابستانی چیزی در

حدود 70 تن و در فصل های دیگر روزانه در حدود 30 تن زباله ی درهم ( شامل مواد تجزیه شدنی و پسماند های قابل بازیافت و مواد خطرناک ...) در منطقه " تولید " می شود که

شهرداری  آن ها را در مسیر جنگلی عباس آباد تخلیه می کند.

 

انجمن حمایت از محیط زیست کلاردشت و دکا از سال گذشته ، نامه نگاری ها و گفتگو هایی را با شورای شهر کلاردشت ، اداره ی محیط زیست چالوس و نوشهر ، میراث فرهنگی

استان ، و ... در مورد زباله های این منطقه داشته اند و کوشیده اند تا با ارایه ی طرح هایی ، بازیافت و کاستن از مقدار زباله های تولیدی را در دستور کار مسئولان منطقه قرار دهند.  ما قرار برنامه های بازدید از مرکز بازیافت زباله در کهریزک  را با شهردار و رییس شورای شهر کلاردشت  گذاشتیم ، اما متاسفانه آنان تمایلی به انجام بازدید نشان ندادند. در هفته ی گذشته هم پس از گفتگو با این آقایان و فرستادن نمابر و دریافت دعوت نامه از رییس شورای شهر ، قرار برگزاری یک نشست را در روز سیزدهم مهر در شهرداری گذاشتیم. به عسکریان ، شهردار و سلیمان پور ، رییس شورای شهر گفته بودیم که دکتر عمرانی استاد دانشگاه و متخصص برجسته در امر بازیافت  به همراه خانم دکتر توسلی ، رییس شبکه ی سازمان های غیر دولتی زیست محیطی ، ونیز چند تن از مسئولان اداره ی محیط زیست چالوس و تعدادی از فعالان زیست محیطی دیگر به جلسه خواهند آمد.

 

خوب ، حدس می زنید چه شد ؟ درست است ... شهردار و رییس شورا نیامدند ! پس از تماس با آنان ، آقای شهردار گفتند که مشغول نظارت بر تعریض جاده اند و آقای رییس شورا هم گفتند که راهی شرکت در یک مجلس ختم هستند . جلسه را خودمانی برگزار کردیم و با چند نفر از مسئولان ان جی او های محلی و دیگران  در مورد مشکل زباله ها و این که نباید دل سرد شد ، صحبت کردیم !

 

ما ، البته با بدقولی ها و بی مسئولیتی های این چنین آشنا هستیم ، و به همین دلیل دست از پی گیری ها ی خودمان برنمی داریم؛ باشد که کاری برای این میعادگاه کوه نوردی کشورمان بکنیم.


 
شادي و شكوهي در رفتن آقاجاني نيست
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

يادداشتي از دبير گروه ديده‌بان كوهستان

 درباره عزل آقاجاني، رييس فدراسيون كوه نوردی

 

 

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه گردش گري ورزشی

‌  عباس محمدي ـ  

به نيك و بد چنان سر كن كه بعد از مردنت عرفي

مسلمانت به زمزم شويد و هندو بسوزاند              

 

                                                                            آقاجاني در روز توديع عکس از کوهنوشت

حتي اگر كسي با تمام كارهاي آقاجاني مخالف بوده باشد و كار نامه او را يك سره مردود بداند، نمي‌تواند از اينكه او از رياست فدراسيون كوه نوردي كنار رفته، خوشحال باشد. مگر آن كه (با پوزش از كساني كه به شوخي يا جدي در اين چند روز، اين واقعه را تبريك گفته‌اند)، كمي ساده‌انديش باشد و البته آقاجاني هم نمي‌تواند خيلي سرفراز باشد، چراكه به نسبت اين همه سال حضور در اين فدراسيون، كارنامه پركيفيتي از خود به جا نگذاشته است.

 

اگر مساله‌ ما با يك مدير، مساله شخصي نباشد تا صرف عزل او موجب خوشحاليمان شود، بايد ببينيم كه كنار رفتن او با تاثير چه مولفه‌هايي صورت گرفته و براي مثال آيا او در پي انتقادهايي كه بر شيوه مديريت‌اش وارد آمده، عزل شده؛ آيا خودش در پي بروز حادثه‌اي، متعهدانه استعفا داده؛ آيا قرار است مدير لايق‌تري به جاي او بنشيند؛ و يا ـ از همه بهتر ـ آيا در يك روند از پيش تعيين شده و دموكراتيك دوره مديريت‌اش به سرآمده، و اكنون مقام و تجربه‌هاي خود را به ديگري تحويل مي‌دهد؟ در اين حالت‌ها، جايي براي شادماني هست؛ اما اگر آن مدير، به حالت اعتراض، قهر كرده باشد و خودش درخواست معرفي جانشين كرده باشد (آن‌طور كه در «اعتماد ملي» 8/7/85 آمده) يا به دست رييس سازمان تربيت بدني و بدون هيچ توضيح به افكار عمومي، كنار گذاشته شده باشد (آن‌طور كه در سايت خبرگزاري فارس آمده) و يا مانند بسياري از ديگر عزل و نصب‌هاي رايج در اين كشور، عزل او تابع هيچ قانونمندي خاصي نباشد، چه جاي خوشحالي خواهد بود؟ آقاجاني مي‌رود و شخص ديگري مي‌آيد و در به همان پاشنه خواهد چرخيد. با اين تفاوت كه آقاجاني را جامعه كوهنوردي مي‌شناخت، و او هم تقريبا همه فعالان اين جماعت را مي‌شناخت و خود درگير كوهنوردي بود، اما در مورد شخصيت جديد، زماني دراز لازم است كه اين شناخت متقابل به دست آيد.

فدراسيون آقاجاني، در كارهاي داخلي بيشتر به دنبال راه‌انداختن كاروان‌هاي

صعود «سراسري» (پرجمعيت) و در برنامه‌هاي خارج از كشور، به دنبال

زياد كردن تعداد صعود شده‌ها در چنته خود بود.

براي ما گويا چنين مقدر شده كه براي هر پستي ـ حتي لايه‌هاي مياني مديريت ـ از دايره محدود مديران شناخته شده «خودي» رييسي انتخاب شود. يا حداكثر آن كه از بيرون دايره، يك نفر تغيير ماهيت دهد و ويژگي‌هايي خودي را (كه غالبا مشتمل بر مهارت‌هاي فني مورد نياز آن رشته نيست) به دست آورد و آن‌گاه به مقامي گمارده شود. چنين است كه طي سال‌هايي بس دراز، تغييري كيفي در شيوه‌هاي اداره دستگاه‌هاي دولتي و ارتقايي در ماهيت رشته‌هاي كاري آن دستگاه‌ها نمي‌بينيم؛ نه آنكه هيچ پيشرفتي نباشد، بلكه در مقايسه با آهنگ رشدي كه در ميانگين جهاني مي‌بينيم، ترقي‌هايمان چشم‌گير نيست.

 

در دوران طولاني رياست آقاجاني بر فدراسيون كوهنوردي هم تغييرهاي مثبت كيفي را نه در شيوه مديريت و نه در ماهيت كوهنوردي، شاهد نبوده‌ايم. در اين دوران ـ كه به درازاي عمر يك نسل بوده است ـ تقريبا فقط افزايش كميت‌ها را ديده‌ايم؛ زياد شدن تعداد هيات‌ها و گروهاي كوهنوردي، افزايش شمار كلاس‌هاي كارآموزي و مربي‌گري، افزايش تعداد ديواره‌هاي مصنوعي، اضافه شدن شمار قله‌هاي شش و هفت و هشت هزار متري در كلكسيون صعود شده‌هامان و مانند اينها. حتي تغييرهاي كيفي بسيار كوچكي را هم شاهد بوده‌ايم؛ از آن زمان كه آقاجاني را در سال 1363 در باشگاه استقلال (مراسم تاسيس گروه كوهنوردي تهران) ديديم و مطالبي كه او مي‌گفت، يك‌سره غيركوهنوردي ـ و حتي در مذمت كوهنوردان كه با شلوار كوتاه سنگ‌نوردي مي‌كنند(!) بود ـ تا اين سال‌هاي اخير كه او را با شلوار سفيد و پيراهن آستين كوتاه و صورت آراسته در سالن‌هايي پر از جوانان سنگ‌نورد شلوارك‌پوش و ركابي به تن مي‌ديديم، تغييراتي عميق رخ داد. يا از آن سال‌هاي دهه شصت كه مسئولان گروه‌هاي كوهنوردي را براي آن در يك روز جمعه دربند يخچال با دختران مانتوپوش ديده شده‌اند، احضار مي‌كرد تا سال 84 كه با خانم‌هايي كه در پوشش كوهنوردي چندان تفاوت ظاهري با زنان كوهنورد خارجي نداشتند، چندين هفته در منطقه اورست به سر برد، آقاجاني خيلي تغيير كرد. از اينها مهم‌تر: در شيوه اعزام تيم‌ها به خارج از كشور، از آن سال‌هاي آخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد كه فدراسيون خودش عده‌اي خاص را راهي مي‌كرد، تا اين چند دوره اخير كه جبر روزگار و انتقادهاي منتقدان؛ فراخوان همگاني و برگزاري آزمون و توجه به شايستگي‌هاي ورزشي را تا حد زيادي جايگزين روش‌هاي «گزينشي» آن دوران كرد، دگرگوني چشم‌گيري پيش آمد.

 

اما (و اين اما جاي تامل بسيار دارد) در اين همه سال ـ به تقريب: ربع قرن ـ تغييري در رابطه «آقابالاسرانه» فدراسيون كوهنوردي با جامعه كوهنوردي پديد نيامد. البته خود مي‌دانيم كه در جايي كه تمامي اركان سازمان تربيت بدني از بالا نصب مي‌شوند، توقع اين كه عموم كوهنوردان نقشي در تعيين سياست‌هاي فدراسيون داشته باشند، ساده‌لوحي است. آقاجاني نه مي‌توانست و نه مي‌خواست كه تغييري در اين نامعادله بدهد و نه به سهم خود طرحي در اين زمينه ارايه داد. انتخابي شدن رييسان فدراسيون‌هاي ورزشي كه به خواست كميته جهاني المپيك، در ايران هم مورد پذيرش قرار گرفت و هيات وزيران اساسنامه‌اي براي آن تصويب كرد (9/3/1378)، مانند بسياري چيزهاي ديگر، در اينجا فقط در نام و ظاهر به نسخه اصلي خود شباهت داشت. دليل اين مدعا آن كه انتخاب‌كنندگان، عمدتا همان زيردستان رييس فدراسيون (روساي هيات‌هاي ورزشي) و جمعي ديگر از دولتي‌ها هستند. درپي همين شيوه «انتخاباتي» كه آقاجاني پس از يك دوره تقريبا شانزده ساله حضور انتصابي در فدراسيون كوهنوردي (در مقام رييس، نايب‌رييس و البته يك دوره چند ماهه غيبت در فاصله 72-69)، در نخستين جلسه مجمع عمومي فدراسيون كوهنوردي (24/10/79) با به‌ دست آوردن 35 راي از 37 نفر افراد حاضر در مجمع، اين بار، رييس «انتخابي» فدراسيون شد تا براي چهار سال ديگر آن دستگاه را بچرخاند.

 

در دو سال گذشته، يكي دو بار قرار شد مجمع عمومي فدراسيون كوهنوردي برگزار شود كه نشد، و سرانجام با حكم علي‌آبادي رييس سازمان تربيت بدني، سرپرست جديدي براي فدراسيون معرفي شد. رفتن آقاجاني از فدراسيون، رفتن باشكوهي نيست؛ نه به خاطر دعواهاي سياسي گونه‌اي كه در همه پست‌هاي حتي فني اين مملكت هست، بلكه اساسا به دليل آنكه نگاه او به كوه‌نوردي، نگاه فني و فرهنگي نبود. آقاجاني تلاش مشخص و معناداري براي معرفي معيارهاي جهاني كه ارزش‌هاي كوهنوردي را عيار مي‌زنند، نكرد. نمونه آشكار اين كوتاهي را مي‌توان در معرفي نكردن ارزش «صعود نو» در سنگ‌نوردي‌ها، كارهاي زمستاني و كوهنوردي در كوه‌هاي بلند جهان ديد؛ فدراسيون آقاجاني، در كارهاي داخلي بيشتر به دنبال راه‌انداختن كاروان‌هاي صعود «سراسري» (پرجمعيت) و در برنامه‌هاي خارج از كشور، به دنبال زياد كردن تعداد صعود شده‌ها در چنته خود بود. اين فدراسيون، در كار نشر اصلا كارنامه درخور توجهي ندارد و نه تنها نشريه منظمي بيرون نمي‌داد و تعداد بسيار كمي كتاب (فقط گزارشي و نه آموزشي) چاپ كرد، بلكه در رسانه‌هاي عمومي هم جايگاهي براي كوهنوردي باز نكرد. در بحث حفاظت كوه‌ها ـ كه بدون آن كوهنوردي معنا و زيبايي ندارد ـ اگرچه فدراسيون در سال 1367 روز پاك‌سازي كوهستان را اعلام كرد، اما اعلام اين روز را كم‌كم فراموش كرد، و كارهايش براي حفظ كوه‌ها محدود شد به پاك‌سازي‌هايي در جبهه‌ جنوبي دماوند و علم كوه. فدراسيون، نقش محسوسي در گسترش فرهنگ كوهنوردي مسئولانه نداشته و حتي با اجراي ساخت‌وسازهايي در كوهستان (توچال، دماوند، علم كوه و ...) در شهري كردن كوه‌ها سهيم بوده است.

 

در جايي كه تمامي اركان سازمان تربيت بدني از بالا نصب

مي‌شوند، توقع اين كه عموم كوه نوردان نقشي در

تعيين سياست‌هاي فدراسيون داشته باشند، ساده‌لوحي است.

اگرچه با ساختار كنوني، امكان مشاركت جامعه كوهنوردي كشور در انتخاب رييس فدراسيون بسيار ناچيز است، اما كوه‌نوردان مي‌توانند با پيش گرفتن شيوه‌هايي، در اصلاح اين سازوكار بكوشند. نخست اين كه پيشنهادهاي مشخصي براي باز كردن فضاي مجمع عمومي فدراسيون مطرح كنند. ديگر اينكه مي‌توانند با تشكيل دادن يا تقويت كردن نهادهايي كه مطابق ماده پنج اساسنامه فدراسيون‌ها در مجمع حق راي دارند، يعني: كانون داوران، كانون مربيان، اتحاديه باشگاه‌ها و سازماني كه بتواند «سه نفر نماينده ورزشكاران» را معرفي کند (انجمن كوهنوردان يا ...) در ارتقاي مديريت دستگاه فعلا دولتي كوهنوردي مؤثرتر باشند.

 

اگر بخواهيم كه پيشرفت كوهنوردي كشور، فقط اضافه شدن تعداد صعودها نباشد، بلكه پيشرفتي كيفي و قابل طرح در جهان هم باشد، هر يك از ما بايد به سهم خود طرحي را دراندازيم و با پشتكار، اجراي آن را پي بگيريم. مديريت فدراسيون كوهنوردي در سال‌هاي گذشته با سوارشدن بر موج سليقه‌هاي عاميانه كه در عبارت‌هايي مانند «فتح قله‌هاي بلند جهان»، «صعود سراسري» و «مدال‌آوري» تجلي مي‌يافت، توانست تلقي نازلي از كوه‌نوردي را به جاي كوه‌نوردي فني به خورد افكار عمومي (و حتي افكار خواص، در سطح مديريت كلان ورزش) بدهد. آيا فعالان باشگاه‌هاي كوهنوردي، مربيان مستقل، پيش‌كسوتان و ديگر قشرهاي جامعه كوه‌نوردي كشور مي‌توانند الگويي ديگر ارايه دهند؟ مديريت پيشين فدراسيون، همچنين به جاي بسترسازي براي حركت‌هاي خلاقانه كوهنوردي و پشتيباني از سازمان‌هاي مردمي در اجراي صعودها، فدراسيون را بدل به باشگاهي براي كوهنوردي دولتي كرد؛ مديريت جديد چه خواهد كرد؟

 

 


 
برگ دیگری از پرونده ی زیست محیطی وزارت راه
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱٤ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

بارها و بارها کارشناسان محیط زیست گفته اند که جاده ی پارک ملی گلستان باعث تلفات و خسارات فراوانی می شود. از جمله وقوع سیل هایی که تلفات انسانی در پی داشته، تصادفاتی که به مرگ گونه های حیات وحش منطقه منجر شده و آسیب هایی که متوجه بافت جنگلی آن شده است و همچنين گزینه های دیگری نیز برای انتقال جاده وجود دارد. در يادداشت ۸مهر به پافشاری وزارت راه برای تخريب محيط های طبيعی اشاره کرده بوديم و اين هم خبر تاسف بار ديگری در مورد پارک ملی گلستان :  

با موافقت سازمان حفاظت محيط زيست ؛ مجوز تخريب بخشي از اراضي پارك ملي گلستان صادر شد - مژگان جمشيدي- روزنا11 مهر 1385

به‌رغم مخالفت‌هاي آشكار گروه‌هاي زيست‌محيطي با تعريض جاده پارك ملي گلستان سرانجام رئيس سازمان حفاظت محيط زيست با تخريب اراضي پيراموني جاده در داخل پارك ملي گلستان موافقت كرد.

اعلام موافقت رئيس سازمان حفاظت محيط زيست با تخريب«پوزه‌هاي صخره‌اي» دوطرف اين جاده كه خسارات هنگفتي را به بدنه پارك ملي گلستان وارد مي‌سازد، در حالي صورت مي‌گيرد كه طبق مصوبه هيات دولت در سال 1382، وزارت راه موظف شده بود اين جاده را به منظور حفظ تنوع زيستي در پارك ملي گلستان و حفاظت هرچه بهتر از اين منطقه منحصربه‌فرد به بيرون از پارك منتقل كند.

ادامه ی خبر را در اين جا بخوانيد


 
خانه های داردچی کلاردشت
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در رودبارک ، نزدیک پل مجاور مسجد ، دو خانه ی بزرگ ساخته شده از الوارهای تنومند دیده می شود که در فاصله ی هر دو تنه ی درخت ملاط گل قرار گرفته و سقف خانه هم تخته پوش است .  برف سنگین زمستان 84 و بی توجهی دراز مدت به این یادمان های با ارزش ، آن ها را در آستانه ی فروپاشی قرار داده است. چند تایی دیگر از خانه های این گونه هم در جاهای دیگر رودبارک به چشم می خورد؛ به این خانه ها در محل ، "داردچی" می گویند که گویا واژه ای است مرکب از " دار" به معنی درخت ، و مشتقی از مصدر"چیدن". این خانه ها یادگار دورانی است که در کلاردشت ، درختان جنگلی راست قامت به وفور یافت می شد... شاید در حدود صد سال پیش یا بیشتر. به نظر می رسد که نسل بعد از این نوع خانه ها ، خانه های با اسکلت تخته و گل اندود باشد ، و پس از آن خانه های طرح رضا شاهی (شبیه خانه ی سابق مش صفر نقوی قدیمی ترین راهنمای کوه نوردی منطقه، که با کمال تاسف سه چهار سال پیش به دست خودش و خانواده اش تخریب شد).

 پس از  این ها انواع خانه های جدید بی هویت یا با هویت های بیگانه و توام با تقلید های سطحی ساخته شد و کلاردشت آنی شد امروز می بینیم : مجموعه ی آزار دهنده ای از طبع آزمایی معمارانی که گوش به فرمان تازه به دوران رسیده های  بی ذوق هستند و از خود هیچ خلاقیت ، و هیچ توجهی به الگو های بومی یا عناصر زیبا شناختی منطقه نشان نمی دهند.

شهرداری کلاردشت ، مردم منطقه ، و سازمان میراث فرهنگی می توانند با مرمت و حفظ خانه های داردچی باقی مانده ، آن ها را بدل به رستوران سنتی ، خانه ی فرهنگ ، فروشگاه صنایع دستی ، موزه ی مردم شناسی و مانند این ها کنند. یکی از جاذبه های جالب توجه می تواند گردآوری وسایل زندگی سنتی کلاردشتی ها و نیز ابزار و پوشاک کوه نوردی راهنمایان قدیمی منطقه (صفر نقوی ، علی محمد فرضی ، رسول نقوی ، ...) در یکی از این داردچی ها باشد. به این ترتیب گنجینه ای دیدنی فراهم خواهد شد شبیه به موزه ی زرمات سوییس .

 


 
تير خلاص بر پيكر نخستين منطقه ي حفاظت شده ي جهان
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱٠ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

مژگان جمشيدي/ سرانجام همانگونه كه انتظار مي‌رفت، سازمان حفاظت محيط زيست مجوز عبور <خط لوله نفت ري - قوچك> از داخل پارك ملي سرخه حصار را صادر كرد. موافقت سازمان محيط زيست با عبور خط لوله نفت ري - قوچك از داخل پارك ملي سرخه حصار توسط شركت ملي نفت ايران در حالي صورت مي‌گيرد كه مطابق با ماده 8 آيين نامه اجرايي قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست، هر عملي كه موجب از بين رفتن رستني‌ها و تخريب اكوسيستم شود (حتي در حد تعليف احشام و قطع اشجار و بوته كني) در پارك‌هاي ملي ممنوع اعلام شده است.ادامه ي گزارش در روزنا


 
خبر خوب...
ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز ۸ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

شکایت منابع طبیعی ایلام از وزارت راه

 

وزارت راه به یکی از بزرگ ترین عاملان تخریب محیط زیست ایران بدل شده است . این وزارت خانه که به گفته ی نجفی معاون پیشین محیط طبیعی سازمان محیط زیست ، نمره ی محیط زیستی اش صفر است ( همشهری 24/9/84 ) در ساخت بسیاری از راه ها و بزرگ راه ها ( که اشکال های فنی بسیار هم دارند ) هیچ ابایی از عبور از میان منطقه های حفاظت شده، پارک های ملی، پارک های جنگلی و دیگر محیط های طبیعی ندارد. در پاره ای موردها انسان فکر می کند که شاید وزارت راه یا پیمان کاران آن تعمدی در نابودسازی کوه ها و بستر رودخانه ها و جنگل های کشور دارند! یک نمونه، طرح آزادراه قزوین – رشت است که در امتداد آن بی رحمانهترین شکل های رفتار با خاک و مرتع و جنگل، و عظیم ترین رانش های انسان ساخت را می توان دید. 

 

 در روزنامه ی آینده نو 6/7/85 آمده است که اداره ی کل منابع طبیعی ایلام از وزارت راه به خاطر شروع به احداث جاده ی کمربندی ایلام در دل پارک جنگلی چغاسبز که پوشیده از درختان بلوط است ، شکایت کرده و خوشبختانه دادگاه هم حکم به توقف موقت عملیات راه سازی داده است . آن طور که از متن خبر برمی آید ، در این مورد هم مانند بسیاری موردهای دیگر، وزارت راه بدون ارزیابی زیست محیطی ، ساده ترین راه را پیش گرفته و به جای خرید زمین های کشاورزی به منظور ساخت جاده ، جنگل را مال بی صاحب فرض کرده و تیغ بی دریغ بولدوزرهای خود را به جان آن انداخته است .

 

امید آن که سازمان جنگل ها و مراتع در این مورد و در جاهای دیگر ، در حراست از ثروت های ملی پایدار و پیروز باشد و قضیه با صلح و سازش پایان نگیرد. از سازمان های مردم نهاد ( ان جی او ) هم انتظار می رود که با افشاگری و با تعقیب قانونی، وزارت راه را متوجه وظیفه ای که در قبال محیط زیست دارد ، بکنند. طرح شکایت از وزارت راه در خصوص پروژه ی قزوین – رشت می تواند در دستور کار این سازمان ها قرار گیرد.


 
ديدار دوستی ديگر با خاک
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ٧ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

حسين طالبی مقدم درگذشت

پس از یک دوره ی چند ساله دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان، حسین طالبی مقدم سنگ نورد برجسته‌ی همدانی در صبح پنج شنبه 6/7/85 رخت از جهان بر بست. 

 دو سه سال پس از آن که صعود های یک روزه و سریع روی دیواره ی شمالی علم کوه باب شد، حسین و چند نفری دیگر – که بیشتر همدانی بودند – فصل نوی دیگری را در تاریخ صعود های  منطقه گشودند. این گروه به باز کردن مسیر های نو روی دیواره در یک روز، و صعود چند مسیر در یک روز ( ! ) پرداختند و رکوردهایی باقی گذاشتند که هنوز کسی به آن ها نزدیک نشده است .

 

1367  مسیر جدید روی دیواره‌ی شمالی علم کوه، از طاقچه قمقمه به بالا در یک روز (با محمود چوبریزان).

          صعود دو   مسیر فرانسوی و  لهستانی در 12 ساعت ( با علیرضا رفتار همدانی ).

 

1368  مسیر جدید روی دیواره ی شمالی علم کوه از طاقچه قمقمه به بالا – در سمت چپ مسیر سال گذشته – در زمان کل 11 ساعت ( 16 مرداد، با حسن نجاتیان ).

        

 صعود سه مسیر فرانسوی، لهستانی، و هاری روست در زمان 12 ساعت (9 مرداد، با حسن نجاتیان ).

 

حسین کارهای زیادی روی دیواره های بیستون ، علم کوه ، و دیواره های همدان انجام داده است ، همچنین فعالیت های در خور توجهی در اداره‌ی گروه‌های کوه‌نوردی و تربیت سنگ نوردان جوان داشته است . اکنون من اطلاع دقیقی از کارنامه‌ی او ندارم ، فقط از چند کار او که در سال های 1367 و 1368 شاهدش بوده‌ام یاد می‌کنم . همین چند کار هم کافی است که نام حسین طالبی مقدم را در کوه‌نوردی ایران ماندگار کند .


 
ضرورت فرهنگ سازي براي حفاظت كوه ها
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ٥ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی
در ايران، چهارم مهرماه در ميان كوه نوردان و طبيعت دوستان به عنوان روز پاكسازي كوهستان شناخته شده است. دليل انتخاب اين روز، آن است كه چندين سال پيش، اتحاديه جهاني سازمان هاي كوه نوردي(UIAA) كه همان فدراسيون جهاني اين ورزش به شمار مي آيد، روز 26سپتامبررا روز كوهستان پاك خواند و از همه كوه پيمايان خواست كه در نزديك ترين يكشنبه به اين روز، به پاكسازي منطقه هاي كوهستاني بپردازند. در ايران، از سال 1367 فدراسيون كوه نوردي به مدت چند سال، چهارم مهرماه را روز پاكسازي كوهستان خواند، اما تقريباً 6-5 سال بعد، اعلام رسمي اين روز، از سوي فدراسيون كوه نوردي يا هيات ها (شاخه هاي شهرستان فدراسيون) كنار گذاشته شد و فقط سازمان هاي غيردولتي، به اين مناسبت هر سال برنامه هاي پاكسازي مسيرهاي كوهستاني از زباله و كارهاي آموزشي رودررو با مردم را در اين زمينه داشته اند. لازم به يادآوري است كه در سال هاي اخير، در پايگاه اينترنتي و نشريه UIAA هم چيزي در مورد روز پاكسازي كوهستان نوشته نمي شود.به هر حال، چراغ سنت پسنديده برگزاري برنامه هاي پاكسازي، اگرچه كم فروغ، به هرحال به دست گروه هاي كوه نورد و دوستدار كوهستان روشن نگاه داشته شده است. در گوشه و كنار جهان، هرچند گاه يك بار، خبري از گروه هاي داوطلب (يا حمايت شده از سوي پاره اي سازمان ها و شركت ها) مي شنويم كه مثلاً عازم پاكسازي مسيرهاي صعود اورست، كي 2 (دومين قله بلند جهان) يا جاهاي ديگر شده اند. در ايران، در نخستين جمعه پس از چهارم مهر، كوه نوردان در پاره اي مبدأهاي كوه پيمايي، پارچه نوشته هايي نصب مي كنند و با پخش كيسه هاي زباله و بروشورهاي هشداردهنده، مي كوشند توجه مردم را به لزوم حفاظت از محيط هاي كوهستاني جلب كنند.
امسال، در تهران، شهرداري(از طريق ستاد محيط زيست و توسعه پايدار) از تعدادي سازمان هاي دولتي و مردم نهاد (NGO) فعال در زمينه كوه نوردي و حفاظت محيط هاي كوهستاني دعوت كرد تا مراسم روز پاكسازي كوهستان را به شكلي پرشورتر برگزار كنند. پس از چندين نشست، قرار شد كه پيش ازآغاز ماه رمضان و در روز پاكسازي، جمعه 31شهريور در بوستان جمشيديه (ابتداي مسير كوه پيمايي كلك چال) جشنواره  پاكسازي كوهستان با برنامه نمايش عروسكي، موسيقي، مسابقه نقاشي براي كودكان و... اجرا شود. در عين حال انجمن كوه نوردان ايران قبول كرد كه در پنج مسير شمال تهران (دارآباد، كلك چال، سربند، ولنجك، دركه) و قله توچال، با كمك گرفتن از كوه پيمايان گذري، در روزهاي 30 و 31 شهريور به پاكسازي بپردازد.
با پيگيري هاي گروه ديده بان كوهستان و انجمن كوه نوردان، در مسيرهاي كوه پيمايي نزديك به چندين شهر ديگر هم برنامه هاي پاكسازي اجرا شد. تا جايي كه اطلاع يافته ايم، در كلاردشت (بخشي از مسير رودخانه سردابرود)، در تنكابن (منطقه درياسر)، در سوادكوه (منطقه ورسك)، در ماسوله (مسير قله شاه معلم)، در مشهد (كوه هاي خلج و اخلومد) در بابل، قائم شهر، ساري، كرمان، ديواندره،ماكو،اراك،كرمانشاه و چند شهر ديگر كردستان، زاهدان، سمنان و... نيز برنامه هاي كوچك و بزرگ پاكسازي اجرا شده و در بعضي جاها پوشش رسانه اي خوبي توسط صداوسيما و روزنامه هاي استاني ايجاد شده است. مجموعه  اين برنامه ها توانست به پاكيزه شدن چند نقطه و تا حدودي به گسترش فرهنگ حفاظت از محيط زيست - و به  طور خاص، محيط كوهستان - كمك كند.
كوه ها نقشي بسيار مهمي در چرخه زيست دارند. آنها منبع عمده آب هاي شيرين، زيستگاه گونه هاي متنوع جانوري و گياهي، پناهگاه پاره اي از گونه ها كه پيش از دست اندازي هاي گسترده انسان در دشت ها مي زيسته اند، منبع بزرگ علوفه و چوب و مواد معدني و گياهان دارويي و خاستگاه فرهنگ هاي گوناگون هستند. تقريباً زندگي هيچ كس در كره زمين ناوابسته به كوهستان نيست و حتي آناني كه مستقيماً از منابع كوهستاني استفاده نمي كنند، به طور غيرمستقيم از آن سود مي برند. كافي است توجه داشته باشيم كه كوه ها يكي از منابع كليدي انرژي هستند. آنها سوخت هاي زيستي (biomass) مانند چوب بقاياي كشاورزي، فضولات جانوري و نيز سوخت هاي جايگزين ناشدني مانند زغال سنگ و گاز و انرژي برقابي را تأمين مي كنند. همچنين كوه ها منبع بالقوه بسيار خوبي براي انرژي هاي پاك مانند انرژي باد و خورشيد هستند.
جامعه هاي كوه نشين سهم مناسبي از مواهب كوهستان ندارند و براي مثال، انرژي هايي كه از كوهستان سرچشمه مي گيرد، اساساً نصيب سرزمين هاي پايين دست مي شود. كوه نشينان، همچنان مجبور به استفاده از بوته ها و درختان براي سوخت هستند كه اين، براي سلامت خودشان و حفظ سلامت محيط زيست زيانمند است.سده ها است كه آدميان به بهره كشي از كوهستان مشغول اند ( و اين در دهه هاي اخير شدت بسيار يافته است) اما در انديشه حفظ كوه ها نبوده و مسئولانه از آنها استفاده نكرده ند. در ايران، چراي مفرط، ساخت و ساز، معدن كاوي، جنگل زدايي و گردشگري ناسالم، كوه ها را دستخوش تخريب و آلودگي شديد ساخته است. لازم است كه دولت و ملت با بازنگري در شيوه هاي گذشته، اين روند را معكوس كنند.
*مدير گروه ديده بان كوهستان انجمن كوه نوردان ايران


 
پاك‌سازي كوهستان، چرا؟
ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

نيازي به گفتن نيست كه نريختن زباله

 

در كوه و ديگر اماكن عمومي، بهترين

 

راه پاك نگه داشتن محيط است.

 

 

 

 

 

 

                                                               دماوند ميراث‌طبيعی و سرمايه ملی

                                                                           همه‌ی ماست، در حفظ آن كوشا باشيم!

 

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گردش‌گري ورزشي ـ عباس محمدي، مدير گروه ديدبان كوهستان انجمن كوه‌نوردان ايران ـ نيازي به گفتن نيست كه نريختن زباله در كوه و ديگر اماكن عمومي، بهترين راه پاك نگه داشتن محيط است و عادت به رها كردن زباله را ــ كه پيش از هر چيز ريشه در احساس بيگانگي فرد با اجتماع و محيط دارد ــ بايد با كار فرهنگي از سر آدم‌ها انداخت.

 

از 18 سال پيش كه روز «پاك‌سازي كوهستان» در ايران شناخته شد، در ميان فعالان زيست‌محيطي، اين بحث وجود داشت كه آيا گروه‌هاي داوطلب بايد خود را مستقيم درگير «آشغال جمع كردن» كنند يا به «فرهنگ‌سازي» بپردازند؟

 

گروه اول بيشتر كساني بودند كه اهل آستين بالازدن و كارهاي اجرايي و اجتماعي بودند و گاه برنامه‌هاي كم‌وبيش پردامنه اي را هم پياده مي‌كردند. اما، بعضي از آن‌ها،‌ با گذشت زمان و مشاهده «بي‌تاثير» بودن كارهايشان در مقابل خيل جمعيت فزاينده و روند رو به تباهي محيط‌زيست كشور، نااميد و دل‌زنده، كناره گرفتند و سر در لاك خود فروبردند. گروه دوم ــ كه من آن‌ها را «يقه سفيد»هاي جنبش زيست‌محيطي مي‌خوانم ــ معتقدند كه ما بايد با كارهاي فرهنگي، مانند نوشتن مقاله، و برگزاري كلاس براي داوطلبان و برقراري تماس با مديران محيط‌زيست و شهرداري‌ها و آموزش‌و‌پرورش سطح فرهنگ مردم را بالا ببريم.

 از اين گروه جريان‌هاي برجسته‌اي ــ آگاهانه يا ناخودآگاه ــ تبديل به محفل‌هاي لابي با مقام‌هاي داخلي يا سازمان‌هاي جهاني شدند و اوج كارهايشان خلاصه شد به «گرفتن پروژه»؛ يعني گرفتن پول از سازمان‌هاي دولتي يا بين دولتي و اجراي طرح‌هاي كوچك زيست‌محيطي. از اينان، سازمان هايي را مي‌توان نام برد كه به كلي از ماهيت غير دولتي و داوطلبانه فاصله گرفته‌اند و مديريت آن‌ها به شكل هيات امنايي (و نه انتخابي)، در حالت جمود و به دست اشخاص «ممتاز» باقي ماند. 

 

                                     كار عملی( و نه نمادين) پاك‌سازي كوهستان،

                                   گذشته از آن‌كه واقعا مي‌تواند تاثير محسوس در

                                    تغيير مثبت مسيرهاي كوه‌پيمايي داشته‌باشد،

                           آموزش وظيفه‌هاي شهروندي به اشخاص بي‌مبالات است.

 

دو جريان ياد شده،‌ فقط در ميان دوستداران محيط‌هاي كوهستاني به چشم نمي‌خورد، بلكه در همه جريان‌ها ي زيست‌محيطي و با ديد كلي‌تردر تمامي پهنه اجتماع محسوس است. نكته كليدي كه دل‌سوزان محيط‌زيست بايد بدانند اين است كه امر محيط‌زيست به ويژه در كشور ما چالشي بيشتر اجتماعي است تا معمايي فني. در اين‌جا لازم نيست كه خيلي به مغز خود فشار بياوريم كه چه بايد كرد و راه علمي مقابله با آلودگي و تخريب محيط‌زيست چيست چراكه بيشتر اين‌ها در جهان علم شناخته شده‌اي است. فقط كافي است كه چند وظيفه ساده شهروندي را همگي رعايت كنيم و چند مسئوليت مديريت را از مديران دولتي بخواهيم تا بيش از نيمي از مشكلات زيست‌محيطي كشور حل شود.

 

كار عملی( و نه نمادين) پاك‌سازي كوهستان، گذشته از آن‌كه واقعا مي‌تواند تاثير محسوس در تغيير مثبت مسيرهاي كوه‌پيمايي داشته باشد، آموزش وظيفه‌هاي شهروندي به اشخاص بي‌مبالات است. شيوه آموزش ميداني و چهره به چهره از قديمي‌ترين و موثرترين روش‌هاي آموزشي است، به‌گونه‌اي كه اگر زمان‌بري و هزينه‌بري آن نبود هيچ مكتب آموزشي ديگري جايگزين آن نمي‌شد. حتي شركت‌هاي بسيار موفق بازرگاني، بهترين راه معرفي كالاي خود را شناساندن مستقيم آن به مصرف‌كنندگان مي‌دانند كه فقط به‌دليل گران بودن، هميشه اجرا نمي‌شود. بنابراين، دست گرفتن كيسه زباله و اقدام عملي در پاكسازي كوهستان (و ديگر محيط‌ها) هم در شكل دادن جرياني اجتماعي موثر است و هم كاري است فرهنگي.

 

سازمان‌ها مردم نهاد(N.G.O) بايد از ظرفيت‌هايي استفاده كنند كه دولتي‌ها نمي‌توانند؛ اگر قرار باشد ما هم از محل بودجه‌هاي عمومي، كاري انجام دهيم، پس چرا خود را «غير دولتي» بخوانيم؟ ما بايد «خرده نيرو»هاي مادي مردم ( شامل وقت و كمك مالي) را به كار گيريم تا اولا مديون دولت نشويم و در ثاني پتانسيل‌هاي عظيم و دست نخورده اجتماع را به جنبش آوريم.

 

روشن است كه تاكيد بر اولويت‌ كارهاي عملی، نفي علم‌آموزي و تحقير كار مقاله‌نويسي و برگزاري نشست‌هاي اموزشي نيست، فقط اشاره‌اي است بر اين كه حتي غور در كار فرهنگي بايد اين نتيجه رادرپي داشته باشد كه واقعا آستين بالا بزنيم.


 
جای خوشوقتی است که گاه می بینیم
ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ٢ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

سخنان غیر دولتی ها مورد توجه مدیران دولتی قرار می گیرد.

به مطالب زیر که انعکاس یادداشت ما به تاریخ۲۷ شهریور است ، توجه کنید:

 {رییس سازمان میراث فرهنگی خراسان- ۳۰  chtn.ir - شهريور ۸۵ }

 

رئيس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری خراسان‌رضوي به مناسبت روز پاكسازي محيط كوهستان گفت: در برابر متجاوزان و تخريب‌گران طبيعت از سرمايه‌هاي ملي خود محافظت كنيم.

به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری(
CHTN)، "ابوالفضل مكرمي‌فر" افزود: طبيعت زيباي كشورمان جزء نعمت‌هاي خدادادي است كه مي‌تواند در جذب گردشگر و توسعه اين صنعت نقش مهمي ايفا كند، بنابراين به زائران و شهروندان عزيز توصيه مي‌كنيم نسبت به كوهستان‌ها بي‌اعتنا نباشند و در برابر متجاوزان و تخريب‌گران، از سرمايه ملي خود محافظت كنند.

وي خاطرنشان كرد: براساس آمار چراي دام در مراتع ايران به‌طور ميانگين 5/2 برابر ظرفيت توليد علوفه است كه تأثير نامطلوبي در تخريب طبيعت خواهد داشت.

"مكرمي‌فر" ادامه داد: ساخت و سازهاي جاده‌اي و غيراصولي، معدن‌كاري و زمين‌خواري در كوهستان به‌ويژه در نزديك شهرهاي بزرگ و ييلاق‌ها نيز از عوامل ديگر تخريب منابع‌طبيعي كشور است.

وي در ادامه از استفاده غيرمسئولانه از طبيعت به‌عنوان گردشگري ناسالم ياد كرد و افزود: زياد شدن تمايل به سفر در سال‌هاي اخير، به يك عامل قابل توجه در تخريب كوهستان تبديل شده است و ريخت و پاش زباله، آلوده‌سازي چشمه‌ها و رودخانه‌ها را به دنبال دارد.

مكرمي‌فر با بيان اين نكته كه در روز پاكسازي محيط كوهستان به كوهستان‌ها اجازه نفس كشيدن بدهيم، گفت: به همه مردم، گردشگران و دوستداران طبيعت توصيه مي‌كنيم كه در اين روز چهره كوهستان‌ها را با عزمي همگاني از آلودگي‌ها بزدايند و به كوهستان‌ها احترام بگذارند.

مكرمي‌فر در ادامه از برگزاري همايش يك روزه توريسم روستايي و عشايري همزمان با هفته جهانگردي خبرداد و اضافه كرد: اين همايش، دوم مهر با هدف بررسي راهكارهاي مناسب براي جذب هرچه بيشتر توريسم به اين بخش كه زيرمجموعه‌اي از اكوتوريسم است، باحضور استادان دانشگاه و مسئولان سازمان برگزار مي‌شود.


 
پاک سازی کوه سبلان از زباله
ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز ٢ مهر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

فرشید فاریابی- سرود کوهستان- http://kouhestan.persianblog.ir/

کوه نوردان شهرستان سراب  زباله های قله ی سبلان را جمع آوری و از منطقه تخلیه کردند.

39 نفر از کوه نوردان زن و مرد هیئت کوه نوردی شهرستان سراب  در دو مرحله اقدام به جمع آوری زباله های قله ی سبلان و مسیر عمومی صعود آن کردند. این برنامه ها در تاریخ های 16 و 24 شهریور مقاران با آخرین روزهای فصل عمومی  صعود انجام شد که در جریان آن صد ها کیلو زباله های رها شده درمنطقه ی عمومی  این میراث ارزشمند تاریخی و طبیعی کشور جمع آوری و تخلیه شد.

کوه سبلان که جامعه ی بشری در انتظار ثبت نام آن به عنوان یکی از مواریث طبیعی و تاریخی جهانی است طی دهه ی گذشته با بیشترین حجم تخریب و آلودگی مواجه شده است.

 احداث جاده های بدون مطالعه ، تغییر شیوه های زندگی عشایر و ماشینی شدن کوچ،افزایش چشمگیر دام مازاد در مراتع، ساخت بدون مطالعه ی ساختمان هایی که اینک به عنوان جان پناه استفاده می شوند، تغییر شیوه های کوه نوردی و هجوم گردشگران به این قله به دلیل احداث جاده ای تا ارتفاع 3500 متری، نبود فرهنگ جمع آوری زباله و تخلیه ی آن از سوی گردشگران، صعود های جمعی با تعداد بالای هزارن نفری،رواج غلط فرهنک سنگ نویسی با رنگ در سراسر منطقه، برگزاری رزمایش های نظامی در این قله و.... از عمده دلایل تخریب و تغییر چهره ی این قله ی مرتفع و منحصر به فرد کشور است.

قله ی سبلان با ارتفاع 8411 متر و دریاچه ای بر فراز قله از شگفتی های کوهستانی کشور است.

حمید ناصری هیمالیانورد ملی پوش کشور که در جمع کوه نوردان شهرستان سراب مشغول جمع آوری زباله بود در این خصوص گفت:" در حد توان و امکان این کار را انجام دادیم اما حجم زباله بسیار است" .

انجمن کوه نوردان ایران نیز 30 و 31 شهریور سال جاری را روز پاکسازی کوهستان اعلام و از کوه نوردان سراسر کشور دعوت کرد در جریان صعود های خود طی آخرین هفته  شهریور ضمن پاکسازی مسیرهای کوه نوردی با ارتباط چهره به چهره گردشگران و طبیعت گردان را با اصول طبیعت گردی منطقی و پاک آشنا سازند.

http://www.chn.ir/news/?section=1&id=20299