1- عنوان طرح
تشويق كارخانههاي نوشابهسازي به جمعآوري/بازيافت بطريهاي يك بار مصرف (PET)
2- بررسي وضع موجود
- توليد، مصرف، مسئوليت
مصرف انواع نوشابه در بطريهاي پلياستر (PET) به سرعت در حال افزايش است. تبليغات سنگين براي متمايل ساختن مردم به مصرف اينگونه نوشيدنيها (كه به نظر ميرسد توليد، نگهداري و عرضهي آنها سودآور و ساده است) و نبود برنامههاي آموزشي مناسب براي ترويج مصرف آب، شير، دوغ و ديگر نوشيدنيهاي سودمند، ذايقهي مردم به ويژه كودكان و نوجوانان را به نفع نوشابههاي گازدار (كولاها) تغيير داده است. ترويج افراطي روحيهي راحتطلبي و هزينهدار نكردن مصرف بطري دورانداختني هم سبب شده كه مردم به جاي خريد نوشابه در بطري شيشهاي، به خريد آنها در بطريهاي يك بار مصرف روي آورند.
توليدكنندگان، در كشور ما هيچگونه مسئوليتي در جمعآوري بطريهاي خالي ندارند و فقط با افتخار از افزايش توليد، «كارآفريني» و در زمينهي مسايل زيست محيطي، حداكثر از گرفتن گواهينامهها و تقديرنامههاي رسمي و درختكاري در اطراف كارخانه سخن ميگويند، همچنين به طرح بسيار ريزي كه روي برچسب بطريها چاپ شده و فردي را نشان ميدهد كه بطري را در سطل زباله مياندازد، اشاره ميكنند!
مصرفكنندگان، بطريهاي يك بار مصرف را با ديگر زبالهها مخلوط ميكنند، يا آنها را در شهر و طبيعت رها ميكنند. آنان چون هزينههاي مشخص و برگشتپذيري را براي بطري خالي نپرداختهاند، انگيزهي مادي براي جمعآوري آن ندارند، و چون بيشتر آنان از حداقل آموزش زيست محيطي بهره نبردهاند، احساس مسئوليت اخلاقي هم در رهاسازي آزادانهي آن ندارند، از سوي ديگر چون كارخانههاي بازيافت پي.اي.تي. در كشور نيست (يا در همه جا، و با ظرفيت كافي نيست) مصرفكننده دليلي براي جداسازي اينگونه بطري از ديگر زبالهها نميبينند.
مشكلات
بطريهاي پي.اي.تي تجزيه نشدني هستند و فضاي زيادي را اشغال ميكنند، و از اين رو به هيولايي براي محيط زيست كشور بدل شدهاند. در بيشتر درهها و دامنههاي كوهستاني، گردشگاهها، ساحلها، كنارهي جادهها و بسياري نقاط ديگر، ريخت و پاش اين بطريها چشمانداز بسيار زنندهاي ايجاد كرده است.
در مسير رودخانهها، به ويژه در پايين دست، اين بطريها باعث گرفتگي زير پلها و كانالهاي آبياري ميشوند (براي مثال اين وضعيت در مسير رودخانههاي جاجرود، رود شور، كرج، كن و ... در جنوب تهران سخت به چشم ميخورد) و در طغيان رودخانهها و پديد آمدن سيل و اختلال در آبياري موثراند. در درياچهي پشت سدها (مثلاً در سد كرج) گاه انبوهي از اين بطريها ديده ميشود.
در تالابها و درياچهها، بطريها به چشمانداز طبيعي آسيب ميرسانند و احتمالاً باعث ترسيدن و اختلال در مهاجرت و زادآوري پرندگان ميشود. پايين آمدن ارزش بصري پهنههاي آبي با اين بطريها را براي مثال ميتوان در تالاب بندعلي خان و نهرها و رودهاي منتهي به آن در جنوب ورامين، در درياچهي اروميه (به ويژه در امتداد پل ميانگذر)، و در درياچهي زريوار در نزديكي مريوان ديد.
حجم زياد اين بطريها، هزينهي حمل آنها را بالا برده شهرداريها و پيمانكاران نميتوانند زبالههاي حجيم شده با آنها را به مناطق دوردست ببرند. كساني كه پيادهروي و گردش ميكنند نيز بازگرداندن بطريهاي جاگير را دشوار مييابند و رغبتي به اين كار نشان نميدهند.
دور ريختن و بازنگرداندن بطريهاي پي.اي.تي به چرخهي توليد، هدر دادن آشكار و پراسراف منابع تجديدناپذير نفت است.
3- هدف طرح
1-3) درگير ساختن كساني كه در توليد و پخش بطريهاي پي.اي.تي ذينفع هستند، با موضوع جمعآوري و بازيافت بطريهاي مصرفشده؛ هر كس كه در چرخهي توليد و مصرف بطريها نقش دارد، بايد سهم مسئوليت خود را در بازيافت آنها بپذيرد.
2-3) متمايز كردن مصرف نوشيدني با مصرف بطري.
3-3) هزينهدار كردن دور ريخت بطري.
4-3) اقتصادي كردن جمعآوري و بازيافت بطري.
4- ارزيابي اوليهي طرح
بازيافت بطريها، در پارهاي كشورها با تعيين قيمت (و گرفتن «گرويي») آغاز ميشود. كسي كه بطري را بازگرداند، پول كمتري براي مصرف خود پرداخته، و هر كس كه بطري را دور بياندازد، هزينهاي درمقابل آلودهسازي پرداخته است. روشن است كه مصرف چيزي كه قيمت نداشته است، با اسراف و ريخت و پاش همراه است.
در بازيافت، ميتوان از بطريهاي مصرف شده، بطري نو و يا منسوج پلياستر و ... توليد كرد. اگر امكان مصرف تمام بطريهاي بازيافت شده به علت پرهزينه بودن تاسيس كارخانههاي بازيافت در كوتاه مدت ميسر نباشد، ميتوان در كارگاهها و كارخانههاي كوچكتر و سادهتر آنها را خرد و براي صادرات آماده كرد.
5- هزينهها
امروزه در ايران ميانگين بهاي يك بطري نوشابه 3000 ريال براي مصرفكننده است. اگر اين بها به 3500 ريال افزايش يابد (17 درصد) و 400 ريال آن با بازگرداندن بطري خالي به فروشنده، برگشت داده شود، هيچ فشاري به مصرفكننده وارد نميشود و هيچ تغييري هم در مقدار مصرف اين نوشابهها به وجود نميآيد. 100 ريال اضافه كه مصرفكننده پرداخته است (فقط 3/3 درصد قيمت نوشابه) به اضافهي 100 ريال كه توليدكننده بايد از محل سود خود پرداخت كند، جمعاً 200 ريال ميشود. اين مبلغ بايد صرف جمعآوري بطريها شود.
اگر هزينهي حمل يك بطري را كه در حدود 50 گرم وزن دارد، با توجه به حجم آن معادل حمل 200 گرم هم بگيريم، براي حمل 50000 بطري خالي (معادل 10 تن: ظرفيت يك كاميون معمولي) به فاصلهاي در حدود 100 كيلومتر، يك ميليون تومان دريافت شده است. اين مبلغ، در حدود سي برابر هزينهي حملي است كه امروزه در ايران براي حمل ده تن كالا در مسافت 100 كيلومتر دريافت ميشود. بنابراين، هيچ كارخانهاي نميتواند بگويد كه جمعآوري و حمل بطريها به يك نقطهي مشخص، از نظر هزينهي حمل و خدمات جانبي آن (دستمزد كارگر همراه كاميون، فشردهسازي اوليهي بطريها در محل فروشگاه يا در داخل كاميون و ...) توجيه اقتصادي ندارد.
از محل 200 ريال ياد شده، علاوه بر هزينهي حمل، قطعاً ميتوان مبلغي را صرف پرداخت اجارهي محل انبار كردن بطريها، تهيهي دستگاههاي فشرده كردن يا خردسازي بطريها، تغيير قالب بطريها براي سادهتر شدن فشردهسازي، راهاندازي كارخانهي بازيافت و انجام تحقيقات كرد.
شهرداريها ميتوانند به دليل كم شدن حجم زبالهها، در اجراي اين طرح به كارخانههاي نوشابهسازي يا بازيافتكنندگان زمين ارزان واگذار كنند. دولت و شركتهاي پتروشيمي، ميتوانند به دليل جلوگيري از ريخت و پاش موادي كه براي تهيهشان ارز مصرف شده و به دليل ايجاد شغل جديد، تسهيلاتي براي مجريان طرح در نظر بگيرند.
خلاصه
يك توليدكننده با چشمپوشي از 3/3 درصد سود ـ در كوتاه مدت ـ و يك مصرفكننده با پرداخت فقط 3/3 درصد اضافهبها براي يك كالا (كه جزء كالاهاي ضروري زندگي هم نيست) هزينهي رفع آلودگياي را كه خود، به نوعي مسبب آن هستند، ميپردازند.
قيمتدار شدن بطري خالي پي.اي.تي، مصرفكننده را از دور ريختن آن بازميدارد، و موقعيتي را نيز فراهم ميآورد تا بازيافتگران (جويندگان اشياي به دردخور در زبالهها) به جمعآوري بطريهاي رها شده بپردازند.
گروه ديدهبان كوهستان
انجمن كوهنوردان ايران