گزارش بازدید از پارک جنگلی خرگوش دره
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در نشستی که " کارگروه مشارکت های مردمی کمیته ی محیط زیست شورای شهر تهران "  در روز 15 اسفند در ساختمان شورا داشت ، آقای شیخانیان از شهرداری منطقه ی 22 تهران ، در پاسخ به نمایندگان سازمان ها ی مردم نهاد که به قطع درختان خرگوش دره اعتراض داشتند ، گفتند که کلا در عملیات انجام شده برای عبور کمربندی آزادگان در شمال غرب تهران فقط 123 درخت سوزنی برگ که امکان جابجایی نداشته قطع گردیده و بقیه ی درختان که پهن برگ بوده ، جابه جا شده اند . این حرف ، تکرار سخنان آقای حیدرزاده ، مشاور محیط زیستی شهردار تهران بود که در همشهری 15 اسفند گفته بودند . مطابق گفته ی آقای حیدرزاده  « 3223 درخت از دو هفته پیش ، از مسیر ساخت این کمربندی جابه جا و به منطقه ی مجاور منتقل شد » . 

 یاسر انصاری از کانون گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست  و عباس محمدی از دیده بان کوهستان گفتند که مایل اند از محلی که درختان به آن جا منتقل شده ، دیدن کنند . آقای شیخانیان گفتند که علاقمندان می توانند در روز 21 اسفند به محل شهرداری 22 بیایند تا با هم به محل مورد نظر برویم .

 پیرو این دعوت ، در ساعت 9 صبح 21 اسفند به دفتر آقای شیخانیان در شهرداری منطقه ی 22 رفتیم . در آن جا به ما گفتند که ماموریتی برای آقای شیخانیان پیش آمده و نمی توانند بیایند ! خانم یولچی مسوول فضای سبز منطقه ی 22 ، آقای براتچی مدیر جنگل کاری چیتگر ، آقای اسدپور نماینده ی سازمان پارک ها در امور جنگل ، و دو نفر از اداره ی محیط زیست تهران ، خانمی از یک سازمان غیردولتی (به دلیل انجام نشدن معرفی ، بعضی نام ها را نمی دانم ) در جلسه حاضر بودند . پس از یک ساعتی گفتگو ( که از سوی مسوولان شهرداری ، بیشتر حول و حوش " فعالیت های زیست محیطی گسترده ی شهرداری منطقه ی 22 " بود ) به سوی پارک جنگلی خرگوش دره راه افتادیم .

 در ضلع شمالی پارک و در شرق قسمتی که برای جاده سازی پاک تراشی شده ، قطعه زمینی درخت کاری شده را به ما نشان دادند که خود بخشی از پارک بوده است . به ما گفتند که درختان کنده شده از محل جاده سازی ، به این جا منتقل شده اند . در بازدید دقیق ما مشخص شد که فقط چند تایی درخت اقاقیا ، با وضعی بسیار نامناسب ( کاملا زخمی و کج کاشته شده ) به لابلای درختانی که از قبل وجود داشته ، منتقل شده است . سپس ، با هدایت مسوولان شهرداری  به ضلع غربی جاده ی در دست احداث رفتیم ؛ در آن جا ، هیچ درخت جا به جا شده ای نبود و فقط چند تایی چال دیده می شد . کارگران حاضر گفتند که " مسوول جابه جایی " گفته است که اصلا این درختان چهل ساله را نمی شود جا به جا کرد . آقای براتچی گفت که تعداد دیگری از درختان کنده شده به منطقه های 5 و 21 منتقل شده اند .

عرض بخش پاک تراشی شده ، در حدود 80 متر بود و کل مساحت آن ، به گفته ی مسوولان شهرداری ، نزدیک به پنج هکتار . با دقت در درختان دو سوی این بخش  و با نگاه به بقایای درختان در کف جاده ی در دست احداث ، کاملا آشکار بود که بیشتر ( و شاید تمام ) درختان قطع شده ، سوزنی برگ ( کاج ) بوده و قلع و قمع شده اند . جابه جا کردن چند اصله اقاقیا فقط یک کار نمایشی بوده و البته اطمینان داریم که آن چند تا هم سبز نخواهند شد .

 (ادامه دارد)


 
24 اسفند روز جهانی مبارزه با سد ها (4)
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

* " سدها جلوی سیل را می گیرند " ؛ در صفحه ی 41 ویژه نامه ی مدیریت منابع آب که روزنامه ی دولتی ایران در سال 1384 منتشر کرد ، آمده است : « بزرگ ترین سیل ایران در پنجاه سال اخیر مهار شد و هزاران نفر از طغیان گسترده ی رودها نجات یافتند . حجم سیلاب چهار رودخانه ی کارون ، دز ، کرخه ، مارون تا 6 فروردین سال جاری به هفت میلیارد و هشتصد میلیون مترمکعب رسید . بخش قابل توجهی از این حجم در بستر سدهای کارون 3 ، شهید عباسپور ، کرخه ، مارون ، مسجدسلیمان ، و گتوند آرام گرفت .» اظهار این که با سد سازی می خواهیم جلوی سیل را بگیریم ، مانند این است که بخواهیم برای جمع کردن کود حیوانی ، شال کشمیری ببافیم ! سدها آن قدر هزینه بر هستند که باید به هر روش ممکن ، ورودی سیل را به آن ها کم کرد تا از حجم مفیدشان به علت رسوب های سیلابی کم نشود .  سیل های ویران گر سال های اخیر در ایران ( و بسیاری کشورهای دیگر) ناشی از تخریب جنگل ها و دیگر پوشش های گیاهی  طبیعی زمین و تاثیر دیگر عامل های انسانی است . اگر جلوی این عامل ها گرفته نشود ، سیل های مخرب بیشتر وبیشتر ، و عمر سدها کمتر وکمتر می شود، حتی ممکن است که براثر سیل های ناگهانی ، سدها خراب شود و کشتار راه بیفتد . 

 پی نوشت 1) مک کالی ، پاتریک . رودهای خاموش ، برگردان : فاطمه ظفرنژاد ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1386 ، ص 403

2) همان ، ص 423

3) ویژه نامه ی مدیریت منابع آب ، ضمیمه ی  روزنامه ی ایران ، 1384 ، ص 23

4) ویژه نامه ی طرح های مهار آب در سال 1383 ، ضمیمه ی روزنامه ی ایران ، ص 37

5) روزنامه ی کیهان 16/12/86

6) اطلاعات 9/8/85

7) میراث خبر 12/5/84

8) روزنامه ی ایران 2/11/84

9) منبع 3 ، ص 23

10) روزنامه ی سرمایه 6/6/86

11) همان12) گزارش مرکز پژوهش های مجلس ، منبع 3 ، ص 23


 
24 اسفند روز جهانی مبارزه با سد ها (3)
ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

* " سد ها به پیشرفت کشاورزی کمک می کنند " ؛ سد ها ، به چند صورت به کشاورزی و دام پروری آسیب می رسانند که سد سازان هیچ گاه به این بخش از ماجرا اشاره نمی کنند و فقط با بیش برآوردهای گزافه گویانه ، از منافع سد – بدون محاسبه ی زیان ها – سخن می رانند . سد ها با زیر آب بردن زمین های کشاورزی و مراتع و با فروپاشی نظام مالکیتی منطقه ی آب گیری ، بخش های قابل توجهی از تولید را که معمولا به مالکان کوچک و متوسط مربوط است ، نابود می کنند و این مالکان را مجبور به مهاجرت ( به حاشیه ی شهرها یا نقاط کم تر حاصل خیز ) می کنند . به گفته ی مدیر کل امور عشایری خوزستان ، آب گیری سد کارون 3 دریاچه ای به طول 60 کیلومتر پدید آورده که نتیجه ی آن به زیر آب رفتن هزاران هکتار زمین های کشاورزی ، مرتع و تعداد بی شماری خانه و محل های سکونت عشایری بوده است و در طراحی این سد ، هیچ فکری برای مالکان عرفی منطقه نشده است (7) . در آب گیری سد سیوند در سال 86 نیز مراتع و جنگل های کم نظیر زاگرسی و مسیر تاریخی ییلاق – قشلاق طایفه هایی از عشایر قشقایی به زیر آب رفت . 

 در واقع ، آب تنظیم شده ی سدها اگر هم کمکی به تولید کشاورزی کند ، این کمک معمولا به شرکت های بزرگ " کشت و صنعت " است و نه به مالکان کوچک و متوسط . همچنین ، سدها ، معمولا جز زیان چیزی برای حوزه ی ساختگاه خود که در بسیاری موارد از منطقه های محروم است ، ندارند . رجبعلی صادقی استاندار چهارمحال بختیاری می گوید : « سرچشمه های کارون و زاینده رود در این استان است ، با این وجود خود بهره ی چندانی از آب های سطحی نمی برد و هشتاد درصد آب مورد نیاز در بخش کشاورزی از منابع زیرزمینی برداشت  می شود (8) .

سد سازان و مدیران وزارت نیرو کم تر به این نکته ی مهم اشاره می کنند که آب سدها را باید با شبکه های مفصل و پرهزینه ی آب رسانی ، شامل کانال های بتنی اصلی ( زیر سد ) و فرعی ( سر ِ زمین ) به کشتزار رساند و بدون این شبکه ها ، سد تقریبا هیچ فایده ای برای کشاورزی ندارد . گذشته از این که این کانال سازی ها خود بخش های زیادی از زمین های مناسب را تخریب و خرد می کنند ، جالب توجه است بدانیم که در ایران ( و بسیاری از دیگر کشورهای جهان سوم که الگوهای سد سازی را به شکلی ناقص  گرفته اند ) ، شبکه ی زیر سدها هیچ تناسبی با خود سدها ندارد . بنا به گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در سال 84 ، « در سطح ملی تنها [برای] حدود 350 هزار هکتار شبکه ی آبیاری فرعی احداث شده است » (9) . این در حالی است که مطابق همان گزارش ، شبکه های اصلی آبیاری و زهکشی اجرا شده حدود 1.2 میلیون هکتار و شبکه های اصلی در دست مطالعه و اجرا ، حدود 2.85 میلیون هکتار است . به این ترتیب ، شبکه های فرعی که آب سدها را به کشتزارها می رساند ، کم تر از یک دهم آن چیزی است که باید باشد . به بیان دیگر ، تاثیر سدها در آب رسانی به کشتزارها فقط در حدود ده درصد بوده است ! شاید بگویند که به هرحال ، شبکه های فرعی ساخته خواهدشد ... اما واقعیت آن قدر وخیم است که حتی رسول زرگر معاون وزیر نیرو می گوید : « 88 سد ... از جمله برخی از سدهای ساخته شده در قبل از انقلاب همچون درودزن و سفیدرود نیز فاقد شبکه های آبیاری و زهکشی هستند » (10) . البته زرگر مانند دیگر مدیران سد دوست ، راه حل مشکل را فقط در « افزایش اعتبارات » می داند ؛ یعنی باز هم هزینه کردن از محل فروش سرمایه های ملی مانند نفت برای چاه پر نشدنی سد سازی . از سوی دیگر ، به دلیل رو به پایان رفتن عمر مفید پاره ای از سدها و عوامل دیگر، بسیار محتمل است که هیچ گاه شبکه های آب رسانی به شکل مطلوب درنیایند . ناصر رستم افشار استاد دانشگاه صنعت آب وبرق می گوید : « در حال حاضر ، حدود 12-10 سال است که برای احداث و ساخت شبکه های آبیاری و زهکشی 88 سد ، وزارت نیرو دچار مشکلات اجتماعی با زمین داران و کشاورزان شده است و درنتیجه پیش بینی دقیقی برای ساخت تمامی شبکه وجود ندارد (11). وانگهی ، به نظر می رسد که در پاره ای منطقه ها ( مانند گیلان ) که زمین ها کوچک هستند ، اصلا شبکه های فرعی قابلیت اجرا ندارند . چنان که می توان در شهرستان های چمخاله ، لنگرود ، کیاشهر و ... کانال هایی را دید که حدود چهل سال پیش برای رساندن آب سد سفیدرود ساخته شده  اما متروک و خشک افتاده اند .

 آسیب دیگر سدها به تولید کشاورزی و دامی ، تاثیر ویران گر آن ها بر جمعیت ماهیان است . پاتریک مک کالی در کتاب رودهای خاموش  ( از جمله در صفحه های 55 تا 61 ) نمونه های بسیاری از نابودی نسل ماهیان و از میان رفتن شیلات مناطق در پی سد سازی آورده است . در ایران می توان به کم شدن نزدیک به نابودی نسل آزادماهیان دریای مازندران که برای تخم ریزی به رودخانه ها مهاجرت می کنند اشاره کرد . همچنین به خشک شدن یا کوچک شدن و آلودگی تالاب های بزرگی مانند هورالعظیم ( در پی سد سازی بر روی دجله ، فرات ، و کرخه ) ، شادگان ( به دلیل مصرف آب های ورودی آن توسط کشت وصنعت ها ) ، هامون ( به علت سد سازی بر روی هیرمند ) ، و تخریب مصب سفیدرود به دلیل باز کردن پیاپی دریچه های زیرین سد سفیدرود اشاره کرد .

 با کم شدن تعداد ماهیان و تخریب تالاب های پایین دست ( یا بالا دست ) سدها ، یک آسیب جدی نیز به نسل انواع پرندگان مهاجر که نقش مهمی در تامین نیازهای غذایی جامعه های بومی دارند ، وارد می شود . نکته ی مهم دیگر این است که در ایران ، آب هم مانند انرژی به شدت هدر می رود . گذشته از آن که در شهرها ، الگوهای مصرف بسیار مسرفانه است ، در بخش کشاورزی که مصرف کننده ی حدود نود درصد آب کشور است ، « بازده تولید خام وخشک محصولات  به ازای یک متر مکعب آب ، فقط نیم کیلوگرم است . این در حالی است که متوسط این رقم در سطح دنیا [نه در کشورهای پیشرفته] یک کیلوگرم است » (12). به بیان دیگر ، فقط با ارتقای روش های آبیاری و دیگر کارهای به زراعی می توانیم بسیار بیش از آب تامین شده از سدها ، آب برای کشاورزی کنار بگذاریم .


 
24 اسفند روز جهانی مبارزه با سد ها (2)
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در مورد سدها ، افسانه هایی وجود دارد که بیشتر به دست مهندسان و پیمانکاران سد سازی و مدیران ارشد کشورها ساخته و پرداخته شده اند . در زیر، به چند تایی از این افسانه ها می پردازیم : 

* " سدها به ما آب می دهند " ؛ در واقع اصلا چنین نیست ، سد فقط جلوی جریان طبیعی یک رودخانه را می گیرد و استفاده های گوناگون جامعه های متنوع انسانی و جانوری و گیاهی را از این جریان در امتداد رود ، به یک شیوه ی استفاده ی متمرکز و از نظر تاریخی و زیستی ناپایدار، بدل می کند . به بیان مفاخره آمیز سد سازان ، سد ها آب رودخانه ها و سیلاب ها را " تنظیم " می کنند ، یعنی آبی تولید نمی کنند که بتوانند به میزان آب در دسترس بیفزایند !  مطابق یک گزارش از " دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی " در سال 1384 ، « بیش از 55 درصد از مصرف آب کشور ، به آب های زیرزمینی متکی است » (3) و البته 45 درصد مابقی نیز فقط از سدها تامین نمی شود . حتی در شهر بسیار بزرگی  مانند تهران که نمونه ای برجسته از یک شهر با توسعه ی ناپایدار و ناهمگون با ظرفیت زیستی مناطق است ( و به این دلیل نیازی بس غیرعادی به آب دارد ) در طول سال به طور میانگین ، نزدیک به نیمی از آب لازم از منابع زیرزمینی تامین می شود . به این ترتیب ، مشخص است که عمده ی آب مصرفی کشور از راه هایی جز ذخیره سازی در پشت سد ها تامین می شود و تازه این در حالی است که در سی سال گذشته ، سرمایه های عظیمی به سد سازی  اختصاص یافته و بر روی روش های دیگر استفاده از آب مانند زنده سازی کاریز ( قنات ) ها ، تقویت آبخوان ها ، بازگرداندن پساب ها به چرخه ی مصرف ، و ارتقای شیوه های بهره برداری از رودخانه های درجریان ، تقریبا هیچ کاری نشده است . 

 * " سد ها به ما برق می دهند "؛ واقعیت اما این است که با این همه سد سازی در ایران ، فقط در حدود 7 درصد از برق کشور از نیروگاه های آبی تامین می شود ( 4) . این رقم – و بسیار بیش از آن را فقط می توان از راه صرفه جویی در مصرف برق و دیگر شکل های انرژی به دست آورد . به گفته ی حسین آفریده ، عضو کمیسیون انرژی مجلس ، « مصرف انرژی در کشور ما ، در مصارف خانگی پنج برابر متوسط استانداردهای جهانی است »  (5) و به گفته ی سید رضا کسایی زاده ، مدیرعامل شرکت ملی گاز ، « ایران سومین مصرف کننده ی بزرگ گاز طبیعی است  ... و مصرف انرژی [ حاصل از گاز طبیعی ؟ ] در ایران هفده برابر ژاپن ، چهار برابر کانادا ، و دو برابر چین است » (6) ! با توجه به جایگاه برجسته ی سه کشور یاد شده در تولید صنعتی جهان ، می توان پی برد که ما چه میزان وحشتناکی از انرژی را به هدر می دهیم ، و از سوی دیگر به قیمت از میان بردن محیط زیست و سرمایه های مالی کشور ، پی در پی سد  و نیروگاه آبی می سازیم .


 
اعتراض به شهرداری در مورد جاده سازی در خرگوش دره
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

نمایندگان سازمان های غیر دولتی حامی محیط زیست در روز چهارشنبه ی گذشته ، در یکی ا ز کارگروه های کمیته ی محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران که با حضور مشاور اجرایی و معاون خدمات شهری منطقه ی 22 برگزار شده بود ، اعتراض شدید خود را نسبت به عملکرد شهرداری تهران و عدم اقدام جدی شورای شهر در توقف این رویه ابراز داشتند . کاظم نصرتی ( جامعۀ جنگلبانی ایران ) ، یاسر انصاری ( کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران ) ، عباس محمدی ( انجمن کوهنوردان ایران ) در محوریت این اعتراضات ، اقدامات دوسال اخیر شهرداری تهران را به چالش کشیدند و اقدام اخیر در قلع و قمع درختان قدیمی و تناقض گویی ها ، سفسطه ، مغلطه و توجیهات مدیران شهرداری تهران در این خصوص را سبب مخدوش شدن اعتماد شهروندان به مدیریت شهری دانستند . لازم به ذکر است در پایان جلسه مقرر شد آقایان یاسر انصاری و عباس محمدی به نمایندگی از تشکل های زیست محیطی در روز سه شنبه هفته ی آینده از محل واقعه بازدید و اظهارا ت و مستندات شهرداری منطقه ی 22 مبنی بر جابجایی درختان پهن برگ وتعداد درختان قطع شده را بررسی و نتیجه را به کمیته محیط زیست شورای شهر و تشکل های زیست محیطی کشور اعلام دارند .  

 ( از :  www.isdle.ir

این بازدید را امروز انجام دادیم و گزارش آن را فردا خواهیم نوشت . 


 
سد ها برای خودنمایی
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

  ۱۴ مارس ( ۲۴ اسفند ) ، روز مبارزه با سد سازی

 انگاره هایی را از کودکی ، یا به زور رسانه ها ، و با تکرار پیوسته ، چنان در ذهن ما جای می دهند که درستی یا نادرستی آن ها را نه برپایه ی اندیشه ورزی و محاسبه یا حتی حساب گری سود و زیان روزمره ، بلکه به شکلی ناخودآگاه و با سنجه های "اصولی" که همچون اعتقاد و ایمان در بخش های عمقی مغز جای گرفته اند ، می سنجیم . از این دست انگاره ها ، یکی این است که سد یعنی آب و آبادانی ! هر رییس دولت و وزیر و شرکت پیمانکاری که بخواهد شرحی از خدمات بزرگ خود بدهد ، اگر نقشی در ساخته شدن یک سد داشته باشد ، آن را به غایت به فال نیک می گیرد و با بزرگ نمایی هرچه بیشتر ، از این نقش سخن می راند . عموم مردم و حتی بیشتر روشنفکران و منتقدان نیز غالبا در برابر سدها ، این سازه های غول آسا که نماد پیروزی بر طبیعت – ولابد نماد پیروزبختی انسان ها – هستند ، موضعی فروتنانه و ستایش آمیز دارند .اما ، کم تر کسی به ژرف اندیشی در این مورد می پردازد که ما ، با ساختن سد به ازای آن چه که به دست می آوریم ، چه چیزهایی را از دست می دهیم . سدها همان قدر که برای مدیران ارشد کشور و شرکت های ساختمانی و  مهندسان سازه ، اسطوره های معاصر برای جاودان سازی نام ( و البته واسطه های خوب کسب نان ) هستند ، « برای  بسیاری از مردم ، نمادهای ویرانی جهان طبیعی ، نمادهای فساد و گستاخی شرکت های قدرت طلب مرموز ، و نماد دیوان سالاری اداری و دولتی هستند » (1) .

از اوایل دهه ی هشتاد قرن گذشته ی میلادی ، حرکت ها و خیزش هایی در برابر اسطوره ی دروغین " سد = آبادانی و پیشرفت " پا گرفته و دست اندر کاران این حرکت ها ، ضمن بررسی انتقادی سدسازی ها ، بیانیه هایی صادر کرده اند که هر روز شنوندگان بیشتری می یابد . یکی از این بیانیه ها ، بیانیه ی کوریتیبا ( Curitiba  ) است که در پی گردهمایی نمایندگان چندین سازمان مردم خسارت دیده از سد سازی و مخالف سد از بیست کشور جهان در شهر کوریتیبا ی برزیل ، صادر شد . در بخش پایانی این بیانیه ، امده است که : « ما سدهای مخرب را متوقف کرده ایم و سد سازان را مجبور کرده ایم که به حقوق ما احترام بگذارند ...  ما فعالیت های خود برعلیه سد های مخرب را تشدید خواهیم کرد ... ما 14 مارس ، روز مبارزه علیه سد ها در برزیل را روز جهانی فعالیت برعلیه سد ها ، برای حفظ رودخانه ها ، اب و زندگی اعلام می کنیم (2) .  


 
نشست در شورای شهر و موضوع خرگوش دره
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران ، در کارگروه  مشارکت های مردمی کمیته ی محیط زیست شورای شهر تهران فعالیت دارد . در روز چهارشنبه 15 اسفند ، ما و 30-25 نفر از دیگر فعالان سازمان های مردم نهاد (غیردولتی) محیط زیستی دعوت شده بودیم تا در نشست این کارگروه در ساختمان شورا شرکت کنیم . دستور کار اعلام شده ی نشست ، نهایی کردن مصوبه های پیشنهادی قبلی و نیز بحث در مورد چگونگی همکاری منسجم با شورای شهر بود . اما دکتر اسماعیل کهرم ، رییس این کارگروه ، در ابتدای جلسه گفت که با توجه به قطع گسترده ی درختان در " خرگوش دره " برای ادامه دادن بزرگ راه همت در غرب تهران ، از مشاور شهردار منطقه ی 22 و مدیر امور محیط زیست آن شهرداری دعوت کرده ایم که به جلسه بیایند و در این مورد توضیح بدهند . شیخانیان ، مشاور شهردار منطقه ی 22 پس از مقداری کلی گویی که ما همه طرفدار محیط زیست و مخالف قطع درختان هستیم و حتی " گواهی مدیریت محیط زیستی " ( ایزو 14001 ) هم داریم ، همان بهانه ی همیشگی شهرداری چی ها را آورد که شهر نیاز به خیابان و بزرگ راه دارد و طرح بزرگ راه همت ناقص مانده بود و به هر حال می بایست تکمیل شود ، و ... درختان زیادی قطع نشده و بیشتر آن ها فقط جابجا شده اند. مدیر محیط زیست منطقه ( فکر می کنم نامش کوثری بود ) نیز گفت که ان . جی. او ها عادت دارند به راحتی به کسانی که برای شنیدن انتقاد آمده اند ، حمله کنند و به جای ارایه ی راه و کمک به حل مشکلات ، فقط نق می زنند ( نقل به مضمون). چند نفر از دوستان زیست محیطی ( از جمله دکتر کهرم ، و مهندس نصرتی- از جامعه ی جنگل بانی ایران - )  هم گفتند که سازمان های مردم نهاد ، اصلا مخالف توسعه و پیشرفت نیستند و ما هم دوست داریم که بزرگ راه ساخته شود تا مشکل ترافیک حل شود ، اما با رعایت ضوابط زیست محیطی و قانون ریا، به نحوی که آسیبی به محیط زیست وارد نشود ( باز هم نقل به مضمون ) .به صحبت های دوستان زیست محیطی ، دو اشکال وارد است : نخست این که کار سازمان های مردم نهاد یا غیردولتی فقط گفتگوهای ملاطفت آمیز با مقام های دولتی و شهرداری ها و پیمانکاران نیست ، آن ها باید در بسیاری جاها با ایستادگی در برابر این مقام ها و گروه ها ، تضاد منافع محیط زیست و مردم عادی را با کارفرمایان و مجریان پروژه های بزرگ سدسازی و راه سازی و مانند این ها را نشان دهند . دوم این که اصلا چه کسی گفته است که مشکل ترافیک تهران با ساخت بزرگ راه حل می شود ؟! شاید این سخن عجیب به نظر رسد ، اما با کمی دقت در وضع تهران به سادگی می توان تشخیص داد که علیرغم ساخت ده ها کیلومتر بزرگ راه در 15-10 سال گذشته ، پیوسته ترافیک سنگین تر شده و هر کسی نسبت به گذشته دیرتر به مقصد خود می رسد . در همین چند ماه گذشته ، درختان حاشیه ی خیابان آزادی و بزرگ راه چمران قطع شده و سطح سواره رو گسترش یافته است ؛ در آن قسمت ازخیابان آزادی که به خودروهای سواری اختصاص دارد ، به هیچ وجه شد آمد سریع تر از گذشته صورت نمی گیرد . در چمران هم تعریض سواره رو ( ودوربرگردان ها که آن ها نیز با قطع درختان وسط بزرگ راه ساخته شده اند ) هیچ تاثیری در سرعت بخشیدن به ترافیک نداشته اند . واقعیت این است که تعریض خیابان ها و بزرگ راه سازی ، تمایل به استفاده از خودروی شخصی و در نتیجه ، ترافیک را بیشتر می کند . از این رو ، بهتر است برای روان کردن ترافیک در شهرها، خیابان ها را عریض نساخت ! این ، واقعیتی است که با عنوان " پارادوکس براس " شناخته می شود . به بیان دیگر ، با محدود و پرهزینه کردن استفاده از خودروهای شخصی ، بهتر و کم هزینه تر می توان مردم را به مقصدهایشان رساند ، و البته آلودگی هوا را هم کم تر کرد .پروژه ی خرگوش دره هم مانند پروژه ی تعریض چمران ، بزرگ راه سازی در جنگل های دست کاشت لویزان و سرخه حصار و ده ها طرح مشابه دیگر ، بیش از هر چیز به نفع پروژه بگیران حرفه ای است که سودهای میلیاردی از این رهگذر می برند و هیچ گره ی ترافیکی را باز نخواهد کرد بلکه برعکس ، یک کانون ترافیکی جدید در تهران خلق  و آلودگی های بیشتری را به حلق مردم وارد خواهد کرد .
 
از بلایی که بر منابع طبیعی می رود
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
برای آن که ببینیم "دولت - ملت" ایران چگونه رفتاری با منابع طبیعی کشور دارد ، کافی است در امتداد یکی از جاده ها به سفری کوتاه بپردازیم و با کمی دقت ، به دور و بر بنگریم . در این یادداشت ، نگارنده به توصیف گوشه ای از آن چه که در بخشی از آزادراه تازه ساخت ( و کامل نشده ی ) قزوین – رشت دیده است می پردازد و امیدوار است که بتواند با این کار ، توجه سازمان جنگل ها و مراتع را که طبق ماده ی 2  قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع  موظف به « حفظ و اصلاح و توسعه و بهره برداری از جنگل ها و و مراتع و بیشه های طبیعی و اراضی جنگلی ملی شده » است ، به عمق فاجعه ای که در این پروژه پیش آمده جلب کند . همچنین شاید که بتواند توجه سازمان حفاظت از محیط زیست را که متولی ارزیابی اثرات زیست محیطی بزرگراه ها است ، و توجه سازمان بازرسی کل کشور را که نگاهبان منافع ملی است ، به این موضوع جلب کند ؛ شاید که برخورد قاطع با دست اندرکاران این پروژه و بیان تخلف های آنان بتواند راه را برای ترمیم اندکی از تخریب های صورت گرفته و جلوگیری از تخلف های مشابه در دیگر پروژه ها باز کند . از این ها گذشته ، امیدوار است که بتواند تلنگری به افکار عمومی وارد سازد که غالبا می پندارند راه سازی و دیگر عملیات بزرگ عمرانی به هر صورت که اجرا شوند، آبادانی و پیشرفت را برای منطقه به ارمغان می آورند . و با این پندار است که بسیاری از گروه های اجتماعی ، همساز با پروژه بگیران ، از طریق نمایندگان مجلس ، شوراها ، استانداری ها ، شهرداری ها و مانند آن ، خواستار کشیده شدن جاده های مختلف در منطقه ی خود هستند .  همه ی ما دیده ایم که سازندگان ساختمان های مسکونی ، خود را مجاز به ریختن مصالح ساختمانی و نخاله ها در کنار کوچه و خیابان ، یا آسیب رسانی به درختان و بوته های جلوی ملک خود می دانند و تا ساختمان به پایان برسد ، مزاحمت های گوناگونی برای همسایگان و گذرندگان فراهم می کنند . همین رفتار را در ابعاد گسترده تر،  در امتداد آزادراه قزوین – رشت می بینیم . به این معنا که از حیث شلختگی در محیط کار، به نظر می رسد که پیمانکار یا پیمانکاران ، هرجا که خواسته اند به کوه و دشت و جنگل و مرتع و رودخانه تجاوز کرده اند و نخاله های خود ( خاک برداری ها ) را به این جاها وارد کرده اند . این ، نخستین اما نه مهم ترین اشکالی است که در امتداد آزادراه قزوین – رشت چشم را می آزارد .( ادامه دارد)
 
دومین دوره‌ی آموزش جستجو و نجات در ارمنستان
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

با استقبالی که از نخستین دوره آموزش جستجو و نجات زیر نظر مدرسان برجسته‌ی اسپیتاک صورت گرفت،  دومین دوره از این کلاس‌ها از 5 تا 12 فروردین ماه 1387 برگزار خواهد شد.

اسپیتاک سازمانی است با تجربه‌های چندین ساله در امداد در کشورهای مختلف جهان که مدرسان آن در ارمنستان، روسیه، آلمان ، فرانسه و  تعدادی کشورهای دیگر آموزش دیده و به کارهای جستجو و نجات پرداخته‌اند.

مدیریت این دوره‌ی آموزشی  با سورن سپانیان است که دوره‌ی اول را نیز به شکل کاملاً رضایت بخشی بر عهده داشته است. مدت آموزش  در ایروان سه روز خواهد بود و یک روز کامل نیز به بازدید از جاذبه‌های تاریخی این شهر اختصاص خواهد داشت.

علاقمندان به شرکت در این برنامه می‌توانند از ساعت 1 تا 6 بعد از ظهر هر روز ( به جز پنجشنبه ها و جمعه‌ها) با دفتر انجمن کوه نوردان ایران تماس بگیرند:

تلفن: 66712243

نمابر: 66712421

هزینه‌‌ی برنامه: 000/300/4 ریال می‌باشد.


 
نمایشگاه محیط زیست یا دهن‌کجی به محیط زیست؟!
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ٥ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
نمایشگاه‌های محیط زیست، معمولاً در خردادماه(به مناسبت 5 ژوئن، روز جهانی محیط زیست) برگزار می شد. ششمین نمایشگاه محیط زیست در خرداد 1384 برگزار شد و با تغییر دولت، نمایشگاه هفتم برگزار نشد تا هفتمین آن در همین هفته گذشته به پایان رسید. در این نمایشگاه، برخلاف شیوه‌ی پیشین، از سازمان‌های غیردولتی دعوت نشده بود و چندین شرکت بزرگ که جزء مخربان محیطزیست به شمار می‌روند، با پرداخت هزینه‌های سنگین غرفه در آن شرکت داشتند. از جمله شرکت شیلات که همچنان و برخلاف نظر کارشناسان جهانی، در نمایشگاه هم اعلام کردند که مرگ دلفین‌ها در دریای عمان نه به علت صید صنعتی بلکه به دلیل امواج زیردریایی‌های آمریکایی بوده است.انتخاب دو وزیر نیرو و مسکن هم به عنوان «وزرای سبز» ازدیگر تحفه‌های نمایشگاه محیط زیست امسال بود؛ وزیران وزراتخانه‌هایی که بیشترین نقش را در تخریب طبیعت کشور و در اتلاف  انرژی دارند! دکتر اسماعیل کهرم یادداشت جالب توجهی در مورد این انتخاب در صفحه‌ی3 روزنامه‌ی همشهری4/12/86 نوشته است.  
 
کارگاه آموزش روش های آگاه سازی در زمینه ی تغییر آب وهوا
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱ اسفند ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
" دفتر طرح ملی تغییر آب و هوا"ی سازمان حفاظت محیط زیست ، یک کارگاه آموزشی برگزار کرده ( 29 بهمن تا 1 اسفند) که مدرس آن دکتر جیمز هیندسون از انگلستان است . سازمان ، از تشکل های غیر دولتی زیست محیطی دعوت کرده بود تا در این کارگاه شرکت کنند . هدف ، این بوده است که از توان سازمان های غیر دولتی برای روشن کردن ذهن مردم نسبت به موضوع تغییر اقلیم استفاده شود . دکتر هیندسون که خود عضو یک تشکیلات غیر دولتی زیست محیطی فعال در میان کودکان است ، نکته های بسیار ظریف و مفیدی را در این کارگاه بیان کرده است ؛ پرداختن به این نکته ها به فرصتی دیگر نیاز دارد . اما در این جا لازم می دانم به یک نکته ی "خارج از موضوع " اشاره کنم ، و آن این که از ده ها و به قولی صدها ان.جی.او.ی ثبت شده و ثبت نشده ، چند نفری بیشتر در این کارگاه حضور نداشتند ! بخشی از این قضیه شاید مربوط به اطلاع رسانی ناقص ( اطلاع نرسانی ! ) سازمان محیط زیست بوده است . اما ، به نظر من ، بخش عمده ی کوتاهی مربوط به خود ان.جی.او. ها است که انگیزه و خودباوری را از دست داده اند ؛ این ، یک بحران بزرگ اجتماعی است که برای آن باید فکری کرد .