مسابقه ی ملی برای تخريب محيط زيست !
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

آن چه که امروزه بر محیط زیست ، این ثروت ملی ما ، می رود ، از توان یک اقلیت جامعه یا گروه های خاص ، و حتی دولت بیرون است ؛ این تخریب شتابناک و این یورش همه جانبه فقط از عهده ی یک ملت برمی آید ! به کوچه ها و خیابان های شهر و روستاها ، به حاشیه ی جاده های سراسر کشور ، به ساحل دریاهای شمال و جنوب ، به دامنه های کوهستانی ، و به عمق دره ها ... بنگرید و این همه زباله را ببینید که تک تک ما آن ها را  رها کرده ایم . به جنگل ها ومراتع و زمین های کشاورزی بنگرید که هر کس بتواند ، در آن ها ساختمان و جاده می سازد . خیابان های شهر را ببینید که جولانگاه بولدوزرهای شهردار است ، برای تعریض معبرها  و دعوت خودروها  به ورود به شهر . به پارک های ملی و دیگر منطقه های حفاظت شده نگاه کنید که در نظر وزارتخانه ها " زمین ذخیره ای " برای پیاده کردن پروژه ها است ... آیا این همه " کار " را یک اقلیت می تواند انجام دهد ؟!

انحطاطی همه جانبه در امور اجتماع ، جهلی مرکب ، و یک بی اعتنایی فراگیر به سرنوشت ِ نه فقط نسل های آینده ، بلکه حتی نسل امروز و خودمان لازم است تا چنین تیشه بر ریشه ی آب و خاک و هوای کشور خود بزنیم .

 

با هرکس که از کوتاهی اش در حفاظت محیط زیست بگوییم ، پاسخ می دهد که مگر رفتار دیگران بهتر است ، و مگر با خودداری من وضع تغییری می کند ؟! و این را نه تنها آدم های ساده ی مملکت که قدرت کمی دارند ، بلکه آدمی مانند قالیباف  ، شهردار پایتخت ، هم می زند ؛ آن جا که می گوید اگر من پارک جنگلی لویزان را برای خیابان سازی خراب کرده ام ، شهردار پیشین هم باغ های کن را به همین منظور تخریب کرده و سازمان حفاظت محیط زیست هم در زمین های پارک پردیسان ساختمان ساخته و... به این ترتیب همه مان از خود رفع مسوولیت می کنیم که این یعنی انحطاط فراگیر اجتماع .

 

و چنین است که گروهی کوه نورد هم به خود اجازه می دهند که به عنوان مسیرگشایی ، روی دیواره ی علم کوه که مهم ترین دیواره ی کشور و جزو "آثار طبیعی ملی " کشور است ( خلاف ادب ! ) ، دست به سوراخ کاری سنگین و جا گذاشتن ۲۲۰ میخ پیچ ( رل پلاک )  بزنند . در همین فصل ، گروهی دیگر هم روی این دیواره ، مسیری را که شش سال پیش دو نفر ایتالیایی به روش " تمیز " باز کرده بودند ، با تعدادی میخ پیچ تجهیز می کنند ، و در واقع به جای این که سطح کار خود را به حدی برسانند که بتوانند چنین مسیری را صعود کنند ، سختی مسیر را پایین می آورند .  این دوستان هم معتقدند که کارشان در مقایسه با تخریب هایی که توسط معدن کاران و ویلاسازان صورت می گیرد ، چیزی نیست !   

 

بیاییم هریک به مسوولیت شخصی خود بیاندیشیم ، و به آن چه که باید برای محیط زیست انجام دهیم یا ندهیم ، عمل کنیم – خواه دیگران چنین کنند یا نه .

 


 
نمايشگاه عکس دورنماهای دماوند برگزار می‌شود
ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گردشگري ـ انجمن كوه‌نوردان ايران در نظر دارد در زمستان 1386 نمايشگاهي از عكس‌هاي دماوند برگزار كند.  

به گزارش ميراث‌خبر و بنابر اعلام اوليه انجمن كوهنوردان ايران، براي اين نمايشگاه، تاكيد براين است كه عكس‌ها، جلوه‌هاي ويژه‌اي از اين كوه را نشان دهد. عكس‌هايي كه از دورترين مسافت‌ها از دماوند گرفته شده (نشان اشراف دماوند بر سرزمين ايران)، عكس‌هايي كه از نقطه‌هاي كم‌تر شناخته شده‌ دماوند گرفته شده و عكس‌هايي كه جنبه‌هاي ويژه‌اي از حيات جانوري، پوشش گياهي و عارضه‌هاي زمين شناختي يا باستان شناختي منطقه دماوند را نشان دهد.

كانون تصويرگران كوهستان، مسئول برگزاري اين نمايشگاه است و داوري عكس‌ها برعهده تعدادي از عكاسان و كارشناسان برجسته خواهد بود و به عكس‌هاي برگزيده جايزه و لوح سپاس داده خواهد شد.

مشخصات عكس‌ها، مهلت ارسال آثار و ساير شرايط به زودي اعلام خواهد شد.


 
سر سرباز هخامنشي چند مي‌ارزد؟!
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در روزنامه‌ي اعتماد يکشنبه ۲۵/۶/۸۶، نعمت احمدي(وكيل دادگستري) پيشنهاد داده كه دادستان كل كشور به عنوان حافظ حقوق عامه، فكري براي بخشي از پيكره‌ي به سرقت رفته‌ي تخت جمشيد بكند. اين پيكره تاچند روز ديگر در حراجي معروف كريستي لندن با قيمت پايه‌ي 800هزار پوند چوب حراج خواهد خورد.

احمدي معتقد است كه متاسفانه هيچ راه حل قانوني براي پس گرفتن اين اثر تاريخي باقي نمانده است و بهتر است كه مقامات ايراني با مذاكره با مالك كنوني اين اثر يا شركت در حراج، آن را خريداري كنند.

800هزارپوند تقريباً معادل 5/1ميليارد تومان است، و شايد در حراجي قيمت تا2 يا5/2 ميليارد هم بالا برود.اما، براي مملكتي كه مسوولان آن معتقدند با تغيير ساغت رسمي در ابتداي بهار ، فقط چند ده ميليارد تومان در مصرف انرژي صرقه‌جويي مي‌شود و اين مبلغ قابل توجهي نيست (!)، يا فقط براي مرمت غيرضروري محوطه‌ي داخل ميدان آزادي، شهرداري سه ميليارد تومان هزينه مي‌كند... و بسيار از اين ريخت وپاش‌هاي ديگر انجام مي‌شود، به راستي كار دشواري است كه بخشي از ميراث بي بديل كشور را بازيابي كند؟

در دوران پيش از انقلاب، آثار فرهنگي زيادي از خارج از كشور خريداري و به داخل منتقل شد( تابلوهاي نقاشي ايراني، فرش هايي كه هم‌اكنون در موزه‌ي فرش ايران هستند، آثار بزرك نقاشان جهان ...) چقدر خوب است كه اين روش بازهم احيا شود.


 
 
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٦ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

نمايشگاه عکس انجمن کوه نوردان در تبريز

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي/ پانزدهمين نماشگاه عكس انجمن كوه نوردان ايران در تبريز برگزار مي‌شود. اين نمايشگاه با موضوع جاذبه‌هاي كوه و طبيعت ايران در نگارخانه ی ميرعلي تبريزي برپا مي‌شود.
  
علي‌رضا ورزم، نماينده انجمن كوه نوردان ايران درآذربايجان شرقي به ميراث‌خبر گفت:« نمايشگاه جاذبه‌هاي طبيعت كه پيشتر در ديگر استان‌هاي كشور برگزار شده بود براي نخستين‌بار به تبريز آمده است.» 
وي افزود:« در اين نمايشگاه ۱۶ عكاس از تبريز و ۱۷ عكاس از ديگر استان‌ها هر كدام يك عكس را براي نمايش به نمايشگاه آورده‌اند.» 
به گفته ورزم، اين نمايشگاه از ۲۵ تا ۲۹ شهريور و با همكاري اداره ارشاد تبريز و انجمن هنر عكاسي استان آذربايجان شرقي برگزار مي‌شود. 
عكس‌هاي اين نمايشگاه براي تماشا به صورت رنگي و در ابعاد ۳۰ در ۴۰ و بالاتر قابل رويت است.

 
هجوم همزمان بیلهای شهرداری به پارکهای جنگلی لویزان و سرخه حصار
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢٥ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                

دو روز گذشته لودرهای شهرداری در دو نقطه از پارک جنگلی سرخه حصار قلع و قمع درختان و خاکبرداری شبانه را آغاز کرده اند .                               در اين‌جا بخوانيد

تخريب جنگل لويزان از صبح امروز بار ديگر آغاز شد              در اين جا بخوانيد


 
کوه ها را شهری نکنيد (۳)
ساعت ٦:۱٧ ‎ق.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

(بخش های نخست و دوم این یادداشت ، در روزهای 7 و 8 شهریور در این وبلاگ آمده بود .)

 

یک کار ( یا اعلام انجام کار ) مربوط به کوهستان در دوره ی ملک مدنی ، اعلام تشکیل " ستاد عالی کوهستان " زیر نظر حوزه ی معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری بود .  روابط عمومی شهرداری تهران گزارش کرده بود که این  ستاد ، « متشکل از شهرداران مناطق 1 ، 2 ، 4 ، 5 ، 13 ، 14 ، 15 ، 20 ، 22 و مسوولان فدراسیون کوه نوردی » تشکیل شده و قرار است که با برپایی میزگرد ، و انتشار کتاب و جزوه ... و جلب مشارکت تشکل های محیط زیستی ، توجه مردم را به اهمیت حیاتی کوه های تهران در تامین سلامتی شهروندان جلب کند ( همشهری 16/8/1381 ) . در همین خبر آمده بود که ملک مدنی ، میرغنی فعال را ( که در آن زمان ، مسوول کمیته ی پناهگاه های فدراسیون کوه نوردی بود )  به عنوان کوهدار شهرداری تهران منصوب کرده است .  از این " ستاد عالی " و کارهای  این کوهدار ، چه در دوره ی کوتاه شهرداری ملک مدنی و چه پس از آن ، خبری در دسترس نداریم.

 

خط محدوده ی شمالی تهران

 

در نشست آذر ماه 81 کمیسیون ماده ی پنج ، با حضور و تایید نمایندگان سازمان حفاظت محیط زیست ، میراث فرهنگی ، وزارت کشور ، وزارت مسکن و شهرسازی ، وزارت نیرو ، و شهرداری ، مقرر گردید خط محدوده ی شمالی تهران ... بر ترازهای مربوطه تعیین و تثبیت گردد ( همشهری 2/11/81 ) . در این خبر آمده بود که « زمین های شمال خط مورد نظر به کاربری فضای سبز ، و اراضی جنوبی به کاربری های فرهنگی ، تفریحی ، تاسیسات و تجهیزات شهری و پارکینگ تخصیص یافته و با تخلفات و تصرفات غیرمجاز ساختمانی به شدت برخورد می شود . » با وجود این مصوبه و این همه سازمان و وزارتخانه ی پرقدرت ، معلوم نیست که کجای کار می لنگد که پس از چند سال ، بازهم صحبت  از ساخت و سازهای غیر مجاز در بالای خط ارتفاعی تعیین شده می شود ، و این که  شهرداری  به طور « ضربتی » با ساخت و سازهای غیرمجاز در دامنه ی البرز برخورد خواهد کرد ( همشهری 8/11/1384) . ظن قوی این است که نهادهایی دست به ساخت و ساز انبوه در نقاط غیرمجاز می زنند که حتی مجموعه ی سازمان ها و وزارتخانه های یادشده در خبر بالا هم نمی توانند مانع شان گردند ... ماهی از سر گنده گردد نی ز دم . خبر همشهری 8/11/84 برمی گشت به سخنانی که قالیباف شهردار تهران ، در پاسخ به مسوول " گروه دیده بان کوهستان " در همایش مدیران شهرداری با سازمان های غیردولتی (6/11/84) ، بر زبان رانده بود . قالیباف همچنین گفته بود که طرحی به نام " طرح کوهساران " « 35 روز قبل در شورای عالی شهرسازی کشور ... تصویب شده ... و بر اساس آن شهرداری نسبت به تخریب ساخت و سازها ی غیرمجاز [ در ارتفاعات تهران ] اقدام خواهد کرد . »

 

این سخنان قالیباف ، و اعلام این که در منطقه های 1 و2 تهران ، ساخت وساز از ارتفاع 1800 متر به بالا و در منطقه ی 5 از 1600 متر و در منطقه ی 22 از 1400 متر به بالا ، ممنوع است ، مورد استقبال سازمان های غیر دولتی قرار گرفت ؛ مهندس محسن بهرام غفاری ، رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران ، این اقدام را « از دو بعد تخصصی و قانونی ... بسیار مثبت » دانست ، و مهندس منوچهر شیبانی اصل ، رییس انجمن صنفی مهندسان عمران شهر تهران « این عزم و اقدام شهرداری را [کمک به پدید آمدن ] نظم و انسجام در ساخت و ساز شهر ... و با توجه به لرزه خیزی تهران ، ضروری » خواند ( همشهری 22/8/85) . مهندس کاظم نصرتی ، رییس جامعه ی جنگل بانی ایران ، جلوگیری از ساخت و ساز در ارتفاعات تهران را کمک به تهویه ی شهر و حفظ توده های جنگلی و محیط زیست تهران ارزیابی کرد (همشهری 27/8/85). انجمن کوه نوردان تهران  در نامه ای به شهردار از این تصمیم حمایت کرد و گفت که باید هزینه ی تخریب هم از متجاوزان گرفته شود و به هیچ وجه با دریافت جریمه اجازه ی ادامه ی کار را به آنان نداد. دکتر اسماعیل کهرم ، مدرس محیط زیست و از فعالان این زمینه ، منطقه های مرتفع تهران را برای زیست انسان نامناسب دانست و گفت که  ارتفاع حدود 1600 متر به بالا ، منطقه ی شکل گیری سفره های آب زیر رمینی است و نباید در آن ها ساخت و ساز صورت گیرد ( همشهری 22/9/85 ) .

با تمام این حرف ها ، اگرچه به نظر می رسد که روند ساختمان سازی در دامنه های کوهستانی تهران کندتر شده است  وحتی شهرداری توانسته علیرغم فشارهای یک نهاد پرقدرت ،  جلوی ساخت یک برج 23 طبقه را در ارتفاع بالای 1800 متر منطقه ی یک بگیرد (همشهری 16/8/85 ) ، اما در هیچ جا شاهد خراب کردن واحدهای غیرمجاز نبوده ایم . جالب این که در موردهایی که گویا سنبه بسیار پرزور است ، به جای پافشاری بر اجرای قانون ، صورت مساله را پاک کرده اند ؛ مهندس چمران ، رییس شورای شهر تهران ، در مورد ساخت و سازهای دانشگاه آزاد در ارتفاعات منطقه ی 5 گفت : « با تصمیم شورای شهر ،  این دانشگاه خارج از محدوده و در حریم تلقی و ایجاد آن به عنوان یک منطقه ی کلان فرهنگی در نظر گرفته شده است که دارای مقررات و ضوابط خاص خواهد بود » (همشهری 27/1/86 ) .

 

باز هم طرح برای رودخانه ها ،

و سخن آخر در مورد دارآباد

در صفحه ی اول همشهری 15 /8/85 تیتر خورد : « طرح جدید شهرداری برای حفظ حریم رودخانه های تهران » ؛ در این خبر آمده بود که شهردار تهران گفته است قصد دارند برای حفاظت از رودخانه های شنال تهران ، حاشیه ی رودخانه ها را به تصرف شهرداری درآورند . قالیباف ، همچنین گفته بود که حدود نود درصد عملیات زیباسازی دره ی  دارآباد انجام گرفته است ... . ای کاش به جای طرح های جدیدی که هرچندگاه یک بار اعلام می شوند ، یک طرح را پی می گرفتند و کامل اجرا می کردند .

به نظر می رسد که شهرداری تهران چون نمی تواند حریف متجاوزان به حریم های رودخانه و مسیل در محدوده ی شهر بشود  و نمی تواند این قسمت ها را احیا کند ، کار" سامان دهی " خود را به ارتفاعات کشانده است ، و  نوع ویژه ای از عملیات شهری ( گیرم با ساخت و ساز کم تر ) را برای کوه ها و رودهای شهر سازمان دهی کرده است . واقعیت این است که متاسفانه در نظام مدیرتی کشور ما ، عمران و آبادی اساسا با ساخت و ساز و صرف بودجه های سنگین ، مترادف است و " حفاظت " آن چه که داریم ، یا پاک سازی عرصه های شهری و طبیعی از زواید ، به طور کلی در این نظام جایگاه درخوری ندارد . به همین ترتیب ، برای کوه های نزدیک به شهرها هم اگر طرحی داده می شود ، معمولا در آن باید چیزی  ساخته شود .

دکتر محمد منصور فلامکی در کتاب باززنده سازی بناها وشهرهای تاریخی می گوید : « در اکثر شهرهای قدیمی – که با توجه به ویژگی های پستی و بلندی فضای طبیعی ساخته شده و در طراحی آن ها ، دید داشتن به عناصر طبیعی جغرافیایی ویژه در نظر بوده ، نقاط و مسیرهایی وجود دارند که بایدبازشناسی شوند و در طراحی کالبدی با مقیاس واحدهای معماری – شهری جدید... و یا در بازسناسی بخشی از شهر قدیم مورد دقت قرار گیرند» (چاپ پنجم ، ص 195 ) .

نه تنها در باززنده سازی شهرهای قدیم ، بلکه همچنین در شناساندن ویژگی های ممتاز هر شهری لازم است که عناصر ( المان ) های جغرافیایی ویژه ، مورد دقت قرار گیرد . تهران شهری است با قدمت بسیار ، و در انتخاب آن به عنوان پایتخت ، وجود رشته کوه توچال سهم بسیاری داشته است ؛ آقا محمدخان قاجار ، این رشته کوه را مانع طبیعی خوبی در برابر هجوم دشمنان می دانست . توچال همچنین برای تهران  همان اهمیت هویتی و چشم اندازی را دارد که برای بسیاری از دیگر شهر های  بزرگ ، رودخانه یا دریا دارد . بنابراین ، نه تنها حفاظت توچال وظیفه ی ما است ، بلکه در درون شهر هم باید طراحی شهری به گونه ای باشد که بیشترین چشم اندازها را از این کوهستان زیبا و پر برکت داشته باشیم .

 

 

در مورد طرح دره ی دارآباد ( و مشابه های آن ، اگر قرار است در کوه پایه های دیگر هم اجرا گردد ) ، لازم است به چند نکته توجه شود :

 

* ساخت پیاده راه از یک تراز ارتفاعی ( حدود 2500 متر ) بالاتر نرود .

* کناره ی پیاده راه ها با خشکه چینی سامان دهی شود و از کاربرد ملاط سیمان یا سنگ کاری به شیوه ی شهری خودداری شود .

* از ایجاد هرگونه ساختمان و دکه و آلاچیق و تجهیزات جدید خودداری شود .

* به هیچ وجه طرح های مشارکتی متداول ( راه اندازی بساط قهوه خانه و رستوران و مانند این ها ) در این مسیرها اجرا نگردد و فقط آن چه که موجود است ، اصلاح شود و ارتقای کیفی یابد .

* از برق کشی در امتداد مسیرها که زمینه ی زمین خواری و تصرف های خزنده را فراهم می کند ، خودداری شود .

* در یک کلام باید وضع طبیعی منطقه حفظ شود ، و هرگونه عملیات در کوهستان ، در خدمت  حفظ محیط زیست وترمیم بخش های آسیب دیده اجرا شود .
 
نابودی محيط زيست
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

تخريب‌هايی كه خبرساز نمی‌شوند

در ميان خبرها و اتفاقات، نگاهی كوتاه به آنچه بر محيط زيست كشور طی دو سال اخير رفت، می اندازيم ...

و

 مساله تنها اين نيست

تجمع روز دوشنبه حاميان محيط زيست، مقابل سازمان بدون هيچ اتفاق ...

                                                                           در اين‌جا بخوانيد


 
گروتسک در موضوع محيط زيست
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

  گروتسک در هنر ، سبکی است که مشخصه های آن ناهمگنی اشکال و بی تناسبی ابعاد و ناهماهنگی اجزا است . شبیه این ویژگی ها ی غیرعادی را بسیاری اوقات می توانیم  در شیوه ی برخورد مدیران کشورمان ، و به شرح اولی در رفتار همگانی مردم و  در سبک روزنامه نگاری وطنی  در ارتباط  با موضوع محیط زیست ، ببینیم !

یک نمونه ی تازه ، این که در صفحه ی اول  روزنامه ی همشهری ۱۹/۶/۸۶دو مطلب در مورد قطع درخت آمده است که از لحاظ ماهیتی ، به کلی با یکدیگر ناسازگار است ؛ یک خبر مربوط است به تعریض بزرگ راه چمران در تهران ، و دیگری مربوط است به تلاش عده ای در شاهرود و استان گلستان برای کشیدن یک جاده در " جنگل ابر " . روزنامه ی محبوب ما که گرایش محیط زیستی دارد ، طرح جاده سازی در جنگل ابر را که غیر ضروری و آشکارا در جهت منافع زمین فروش ها و تخریب کننده ی اندک جنگل های باقی مانده ی کشور است ، " بحران تازه در محیط زیست " تیتر زده است . در یادداشت مربوط به این تیتر آمده است که علیرغم مخالفت سازمان جنگل ها و مراتع ، و با وجود 10 جاده که استان های سمنان و گلستان را به هم وصل و نیاز ارتباطی این دو منطقه را رفع می کند ، باز هم محافلی در صدد احداث جاده در جنگل یادشده هستند .

اما ، در مورد قطع درختان بالای چهل سال دو سوی بزرگ راه چمران که به منظور باز کردن راه باز هم بیشتری برای خودروهایی که راه نفس ما را تنگ کرده اند انجام می شود ، همشهری از موضع دفاع برآمده است و  " نوید" داده است که عملیات مخربی که تا تقاطع همت انجام شده ، از این نقطه تا خیابان ولیعصر هم اجرا خواهد شد . غم وجود آدمی را می گیرد ، وقتی که می بینیم ساخت این همه بزرگ راه  و این همه طبع آزمایی مدیران شهری در تعریض و دوربرگردان سازی و "  اصلاح هندسی " فقط به شلوغ تر شدن شهر و مصرف بیشتر سوخت ( سرمایه ی ملی ) و افزایش بیماری و مرگ های ناشی از آلودگی هوا منجر می شود و مشکل ترافیک همچنان برجا است ،  اما با این حال این کارها همچنان ادامه می یابد . چه حکمتی در این است که پس از گذشت نزدیک به سی سال از تعیین " محدوده ی طرح ترافیک " ، در حالی که جمعیت تهران و تعداد خودروهای شهر چند برابر شده است ، این محدوده افزایش نیافته است ؟! چرا به جای تلاش برای هزینه دار کردن استفاده از خودروی شخصی و ایجاد محدودیت برای آن ، که راهی موثر و بی هزینه برای حل مشکل ترافیک است ، به راه های پر هزینه ای مانند بزرگ راه سازی روی می آورند ؟

در همشهری ۱۸/۵/۸۵ آمده بود که در مرکز پایتخت کره ی جنوبی ، شهرداری یک بزرگ راه را که  سال ها پیش در مسیر رودخانه ای فصلی ساخته شده بود ، خراب کردند و دوباره رودخانه را احیا کردند . هوانگ شهردار سئول گفته بود که : « این ایده نخستین بار در ۱۹۹۹ مطرح شد . ما چیز عجیبی را تجربه کردیم . سه تونل در شهر وجود داشت و یکی باید بسته می شد . در کمال تعجب دریافتیم که از حجم خودروها کاسته شده است . ما دریافتیم مورد اخیر یکی از مصادیق "پارادوکس براس" است که می گوید با کم کردن فضا در شهر در واقع می توان جریان ترافیک را روان تر ساخت ، و با افزایش ظرفیت شبکه ی راه ها عملکرد کل شبکه ی ترافیکی ضعیف تر می شود . »

همشهری۱۹/۶/ نوشته است که به جای هر درخت قطع شده در طرح تعریض بزرگ راه چمران ، دو درخت غرس خواهد شد . پیش از هر چیز باید گفت که این بزرگ راه با مجموعه ی درختان خود ، یک هویت کالبدی داشته و تخریب آن ، مخدوش کردن کلیتی است که با عنوان "باغ راه " یا پارک وی شناخته می شده است . دیگر این که مگر امکان دارد که به جای درختان 40 ساله ، درختی کاشت ، و چند تا نهال می تواند جای یکی از آن درختان کهن را بگیرد ؟ و از این ها گذشته ، درختی که به این محل سرویس می دهد ، حی اگر در جایی دیگر جبران شود ، چه سودی برای این نقطه خواهد داشت ؟! کاملا آشکار است که سرانه ی فضای سبز در این منطقه ی تهران ( و بسیاری دیگر از مناطق ) در دو سه دهه ی اخیر به علت از بین رفتن باغ ها و حیاط ها و افزایش جمعیت ، بسیار کم شده است . اما معمولا شهرداری از افزایش این سرانه سخن می گوید . اگر آمارها را صحیح هم بدانیم ، باید گفت که بیشتر ،  فضاهای سبز حاشیه ی تهران افزایش یافته است که این نمی تواند سودی به مردم ساکن در بطن شهر برساند .

در تهران ، زور شهرداری و فشار محافل طرفدار فروش و افزایش استفاده از خودروی شخصی  درختان را از پا می اندازد ، و در جنگل ابر ، زور وزارت راه و زمین فروشان و زمین خواران ...  . و برخورد دوگانه ی یک روزنامه با این دو موضوع ، پرده ای گروتسک را فراروی ما می نهد .


 
حمام خانم و برج آزادي روی ميز شورای شهر
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۸ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاري ميراث فرهنگي _فاطمه علي اصغر 

پرونده "حمام خانم " و "برج آزادي " به منظور بررسي و تفحص از سوي مسئولان شوراي شهر راهي ساختمان شورا در خيابان بهشت مي‌شود.    

                             در اين‌جا بخوانيد 


 
ارتباط ميان اکوتوريسم و انجمن‌های مردم نهاد
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱٥ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

ارتباط تنگاتنگ محيط ‌زيست و گردشگري با مردم بيش از دولت‌ها است. سفر به طبيعت يك الزام است و اكوتوريسم مي‌تواند يك راهكار براي حفظ محيط ‌زيست باشد. پس مي‌توان بر آموزش رفتار با طبيعت همت گمارد. 

                         در اين‌جا بخوانيد


 
كارشناسان عدم تخريب جنگل ها را شعاری بيش نمی دانند
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                            

رئيس سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور موضوع تخريب در جنگل‌هاي كشور را امري انكارناپذير دانسته و معتقد است اگر قرار است جنگلي تخريب يا تبديل شود بايد قانون تغيير کند چرا که قانون، خط قرمزي است که نمي شود از آن عبور کرد.»

«درحال حاضر حدود 130 هزار پرونده در محاکم قضايي به خاطر تخريب جنگلها درجريان است...»

                                                        خبرگزاری ميراث فرهنگی
 
مرجان های جزيره‌ی كيش در آستانه نابودی
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٤ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

اعتماد ملی -  مژگان جمشيدی - در پي افزايش شديد درجه حرارت آب خليج فارس ناشي از تغييرات اقليمي و پديده گرمايش جهاني، بخش قابل توجهي از مرجان‌هاي شرق جزيره كيش با ابتلا‌ به سفيدشدگي در معرض مرگ تدريجي قرار گرفته‌اند.

                                                                       دراين‌جا بخوانيد


 
پروژه بزرگراه تهران - شمال متوقف نمي شود
ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱٢ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

اعتماد - گروه اجتماعي؛ به گفته مسوولان محيط زيست در صورت رعايت نشدن مسائل زيست محيطي در پروژه آزادراه تهران- شمال، ادامه اين عمليات مي تواند صدمات جبران ناپذيري به محيط زيست وارد کند، چرا که 3/94 درصد از پروژه هنوز باقي مانده است و اين همه مشکل تنها در حدود شش درصد از پيشرفت احداث اين آزادراه به وجود آمده است. با اين حال دادستان کل کشور تاکيد مي کند؛ نمي توان به خاطر محيط زيست، اجراي پروژه آزادراه تهران- شمال را که يک طرح ملي است و در کاهش زمان تلف شده مردم، سوخت و بار ترافيکي جاده هاي منتهي به شمال کشور تاثير گذار است، متوقف کنيم.                در اين‌جا بخوانيد


 
گردهم‌آيی در ۱۶ شهر برای نجات يوز ايرانی
ساعت ٦:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱٢ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

همشهري - گروه محيط زيست:

دوستداران محيط‌زيست و گروه‌هاي فعال در عرصه حفاظت از يوز آسيايي، روز نهم شهريور ماه با برگزاري مراسمي نمادين و آموزشي در 16 نقطه از كشور اهميت بقاي اين گونه منحصر به فرد را مورد تاكيد قرار دادند و اين روز را به عنوان روز ملي حفاظت از يوز آسيايي پيشنهاد كردند.                    در اين‌جا بخوانيد


 
زيستگاه كوچك‌ترين پستاندار جهان، بيابان شد
ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٢ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 همشهري-گروه محيط زيست: تالاب صوفيكم استان گلستان، به‌دليل حفر كانال‌هاي متعدد زهكشي كه براي احداث صنايع پتروشيمي ايجاد شده، خشك و تبديل به بيابان شده است؛

اين درحالي است كه اين تالاب زيستگاه برخي گونه‌هاي نادر جهان وحش ازجمله روباه تركمن و كوچك‌ترين پستاندار يعني حشره‌خوار كوتوله است.                                               در اين‌جا بخوانيد


 
تجمع دوشنبه ۵ شهريور در رسانه‌ها
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

اصل نامرئی قانون اساسی

اعتماد - ۶/۶/۸۶ - گروه اجتماعي؛ در هواي گرم تابستان و در هفته دولت حدود يکصد تن از نمايندگان تشکل هاي زيست محيطي، وبلاگ نويسان محيط زيست و جمعي از حاميان محيط زيست در اعتراض به وضعيت فعلي محيط زيست کشور در مقابل ساختمان مرکزي سازمان حفاظت محيط زيست، در پارک طبيعت پرديسان تجمع کردند.   در اين‌جا بخوانيد

 

 

معترضان 3 ساعت در مقابل سازمان محيط زيست تجمع كردند:
هشدار تشكلهاي زيست محيطي به افزايش تخريب محيط زيست

اعتماد ملی - ۶/۶/۸۶ : حدود يكصد نفر از نمايندگان‌ تشكل‌هاي زيست‌محيطي، وبلا‌گ‌نويسان اين حوزه و جمعي از حاميان محيط زيست، ديروز‌ پس از تجمعي 3 ساعته مقابل ساختمان مركزي سازمان حفاظت محيط زيست، به سياست‌هاي اين سازمان در مواردي همچون درياچه بختگان، پارك ملي لا‌ر و نقض اصل پنجاهم قانون اساسي اعتراض كردند.     در اين‌جا بخوانيد


 
محیط زیست کشور؛ فاجعه!
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 


 
پیشینه‌ی طرح سامان‌دهی روددره‌ها
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۸ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در سال 1376 ، در دوره ای که کرباسچی شهردار تهران ظاهرا قصد متحول ساختن شهر تهران و ساختار شهرداری را داشت ، در میان بسیاری از طرح های پیشنهادی نو ، درچند شماره از روزنامه ی همشهری که ارگان شهرداری و خود تاسیس شده به دست کرباسچی بود ، از طرحی با عنوان " طرح جامع کوهسران " یا سامان دهی دره های هفتگانه ی تهران یاد شد .  در یکی از شماره های همشهری ، آمده بود : « تدوین این طرح ، پاسخی است به یک نیاز اساسی برای استفاده ی مطلوب از دامنه ها و دره های سرسبز و مفرح البرز مرکزی و هدف اصلی طرح ، حفظ و احیای ارزش های طبیعی ، زیستی و اجتماعی تمام دره ها و یال های کوهستانی شمال تهران خواهد بود ... به سازی محیط زیست ، اعتلای کیفیت محیط شهری ، گسترش امکانات گذران اوقات فراغت و افزایش سلامت و ایمنی شهر در برابر آلاینده ها ، نتایج دیگری است که از اجرای این طرح حاصل می آید » ( همشهری 5/6/76 ) . در شماره های 3 ، 7 ، و 10 مهر 1376 روزنامه ی همشهری به تفصیل در مورد این طرح و مسایلی مانند تجربه های نوین جهانی در این ارتباط ، موضوع پیوند شهر و طبیعت ، راهبرد های سامان دهی کوهستان های شمال تهران ، طراحی شهری دره ی فرحزاد ، ... نوشتارهایی چاپ شد .

در این نوشته ها ، از دره های سوهانک ، دارآباد ، دربند ، درکه ، ولنجک ، فرحزاد ، و کن  ، به عنوان ثروت های  ملی که باید برای نسل های کنونی و آینده حفظ شود ، یاد می شد و نیز این که « وجود رشته کوه های البرز با قله ی رفیع و زیبای دماوند ، به عنوان یک نشانه ی شهری در افق شمالی شهر ، ارزشی نمادین و اسطوره ای دارد » ( همشهری 7/7/1376 ) .  و دیگراین که نام این طرح هم از نام قدیمی و تاریخی البرز مرکزی برداشت شده است  ( دکتر حسین کریمان در جلد اول کتاب قصران می گوید که این واژه معرب " کوهسران " است ) . ظاهر همه چیز حکایت از این داشت که این بار – به استثنا – در قاموس شهرداری های ما ، یک کار عمرانی نه به صورت کندن و دوباره سازی ، بلکه به شکل " حفاظت " در وجود آمده است ؛ در آن زمان ، معنایی را که منظور نظر سازمان زیبا سازی  شهر تهران و مشاوران آن از  ترکیب   تازه متولد شده ی " ساماندهی " است ، درنیافته بودیم !

در واقع ، طبیعت و میراث های تاریخی – فرهنگی را نباید سامان دهی کرد ، اگر این کار  به معنای افزودن الحاقات و پیرایش اضافاتی که به نظر ما می رسد ، و انجام اصلاحات اساسی باشد . طبیعت و میراث های فرهنگی را فقط باید حفظ کرد یا با دقت نظر سخت گیرانه در ماهیت اولیه ی آن ها مرمت هایی را انجام داد که تغییری در هویت آن ها پدید نیاید . این جا است که تضادی با الگوی اندیشگی حاکم بر شهرداری و پروژه بگیران آن از یک سو ، و اندیشه ی حفاظت گرا از سوی دیگر ، آشکار می گردد . حفاظت گرایان ، در اندیشه ی بهره برداری کوتاه مدت اقتصادی از آن چه که حفظ می شود نیستند و حتی می توان گفت که  سرسخت ترین آنان ، به هیچ گونه سود اقتصادی نمی اندیشند و تنها به لذت عاشقانه ای که از رهگذر تلاش برای حفاظت فراچنگ می آورند ، بسنده می کنند . این کجا و فضای بده و بستان " مشارکت " های میان شهرداری و پیمان کاران کجا ؟!

 

نتیجه های طرح کوهسران

 

در حالی که در کناره و حتی روی دره ها و مسیل های تهران ساختمان سازی می شد ، و صاحبان باغ های شمال تهران مشتاقانه در جستجوی راهی برای خرد کردن این " زمین های بی فایده " و نزدیک کردن آن ها به پول بودند و به هر دری می زدند تا خیابان کشی ها را به بالاترین باغچه ها ی خود در کوه پایه ها هم برسانند ، و نهادهای گوناگون – پرشورتر و کارا تر از مردم عادی – به تصرف و تفکیک و ساخت وساز در دامنه ی کوه های شمال تهران  از سوهانک تا دارآباد و منظریه و پونک و... مشغول بودند ، و شهرداری با صدور جوازهای ساختمانی در کوچه باغ های باریک دربند و مقصودبک و الهیه به کسب درآمد برای پوشش دادن هزینه های نجومی اش مشغول بود ، گاه می شد که در لابلای صفحه های روزنامه یادی از طرح کوهسران را دید . در همشهری 9/2/78 آمده بود که « گردهمایی کوهسران با حضور نمایندگان و مسئولین وزارت مسکن و شهرسازی ، سازمان حفاظت محیط زیست ، و شهرداری تهران برگزار شد . »  اما بعدها دیگر چیزی در این زمینه در مطبوعات نیامد ( یا دست کم به چشم همچو منی که این گونه خبرها را دنبال می کند ، نیامد . )

در کوه های شمال تهران ، هیچ تغییر مثبتی پیش نیامد ، و البته آلوده سازی و تخریب ناشی از گردش گری غیر مسوولانه ادامه یافت . دره ها و مسیل های تهران که قرار بود برای « نفوذ دادن فضاهای طبیعی به درون بافت های شهری » ( همشهری 7/7/76 ) استفاده شوند ، با تبدیل شدن به کانال های بتنی و سنگی ، تمامی جلوه و کارکرد طبیعی خود را از دست دادند . در فرحزاد که گویا برای آن « طراحی شهری » ویژه ای در چارچوب کوهسران در نظر گرفته شده بود ، آن قدر ساخت وساز در بدنه ی رودخانه و روی شیب ها انجام شد که بی آن که زمین لرزه ای روی دهد ، دامنه ها رانش کردند و چندین ساختمان نوساز جابجا شد ( روزنامه ی ایران 29/2/83 ) . در کوه های پونک ، دانشگاه آزاد نه تنها از تراز ارتفاعی مجاز تعیین شده در پیش از انقلاب ( 1400 متر ) بالاتر رفت ، بلکه از تراز دوباره مقررشده ی 1600 متر هم فراتر رفت و اینک در ارتفاعات حدود 2500 متر به ساخت و ساز های سنگین مشغول است . در سوهانک ، به جنگل کاری مصنوعی هم رحم نشد و صدها واحد مسکونی متمرکز روی دامنه های مرتفع ساخته شد . صدا و سیما ، یک تپه ی بزرگ را بر فراز منظریه به ساختمان سازی و علم کردن آنتن اختصاص داد . شهرداری ، جمشیدیه را به یک پارک با تمام ویژگی های  پارک های شهری  ( و نه کوهستانی ) بدل ساخت و در حصارک در دامنه های کوهستانی شمال غرب تهران شروع به ساخت " بزرگ راه آسیا " کرد .  وزارت نیرو ، برای کشیدن یک خط انتقال نیرو ، کیلومترها جاده در دامنه ی کوه های شمال تهران – در ارتفاع حدود 2000 متر – کشید و... ، و این داستان ادامه دارد و مطمئن ام که هر گاه بودجه ای برسد و هر نهاد و شخصیتی که اراده کند ، می تواند روی این کوه های " بی صاحب " ساخت و ساز کند . کار به جایی رسید که  متقی ، مدیر کل امور اجرایی کمیسیون های ماده ی 100 از ثبت 305 هزار(!) پرونده ی تخلف ساختمانی در ارتفاعات تهران سخن گفت  ، و حتی رهبر انقلاب نیز وارد موضوع شدند و قالیباف گفت که به استناد فرمایشات ایشان ... جلوی تخلفات را از سوی هرکسی که باشد [ نهادها و دستگاه های دولتی ] باید گرفت ( همشهری 30/7/85 ) .  

و بدینسان ، آین طرح قشنگ هم به بایگانی سپرده شد یا هیچ کس آن را – تا جایی که موضوع به " حفاظت " یعنی نگه داشتن  آن چه که داریم ، مربوط است – جدی نگرفت .  

 

پس از" کوه سران "

 

پس از کرباسچی ، یکی دو شهردار برای دوره های کوتاهی مدیریت شهر بی در و دروازه ی تهران را بر عهده گرفتند . از کارهای آنان در مورد کوه ها و کوه پایه های تهران ، تا جایی که حافظه و آرشیو بریده ی جراید من یاری می کنند ، هیچ چیزی که اندکی بوی " حفاظت " بدهد ، به چشم نمی خورد . اما ، به یاد دارم که کلنگ زنی برای احداث یک پناهگاه دو طبقه بر روی قله ی توچال ( همشهری 26/3/80 )  با کمک فدراسیون کوه نوردی که می خواست جان پناه قدیمی " کارگر " را در آن جا خراب کند ، سروصدای پیش کسوتان کوه نوردی و انجمن کوه نوردان ایران و بسیاری از دیگر کوه نوردان را درآورد و آنان را وادار به واکنش شدید کرد تا  جایی که طرح ملغی شد .

ملک مدنی دیگر شهردار تهران هم در یکی از آخرین روزهای سال  و در حالی که شورای شهر اول ، برای ساختمان سازی در شمیران محدودیت هایی را برای سال بعدی مقرر کرده بود ، جواز یک سری ساختمان سازی سنگین را برای جمعی خاص صادر کرد .

( ادامه دارد )

عباس محمدی
 
کوه ها را شهری نکنيد
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ٧ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 نگاهی به طرح سامان دهی رود دره ی دارآباد

 

دره ی درآباد ، شرقی ترین دره ی مهم در دامنه های جنوبی توچال است که برای مردم تهران کاربری کوه پیمایی در روزهای تعطیل و اوقات فراغت دارد . ویژگی چشم گیر و باارزش این دره آن است که تا کنون در امتداد مسیر کوه پیمایی همگانی آن  واحدهای مسکونی و پذیرایی ، جز در یک نقطه در ابتدای دره به نام سربند غلاک ، ساخته نشده است . مالک یا کاربر این واحد هم که سابقه ی زیادی در حضور در این منطقه دارد ، ظاهرا شخصی است علاقه مند به محیط زیست – به طوری که درخت کاری کم و بیش گسترده ای در اطراف واحد خود ایجاد کرده و فضای دل نشینی پدید آورده است ( که البته جای اصلاح و ارتقا دارد ) .   این در حالی است که درهر   یک از  دیگر دره های اصلی  جنوب توچال مانند کلک چال ، پس قلعه ، درکه ، و ولنجک ، بسیار ساختمان های مسکونی ، یا مربوط به پذیرایی و خدمات دیگر به چشم می خورد . فراوانی این بناها و دکه ها ، گاه چنان آزار دهنده می نماید که انسان – به ویژه در روزهای تعطیل ، با توجه به جمعیت زیاد – هیچ احساس نمی کند که به دامان طبیعت آمده ، بلکه به نظرش می رسد که فقط در شهر به سفری درون شهری پرداخته است .

از سال ۱۳۸۵ شهرداری تهران در دره ی دارآباد شروع به اجرای طرحی  با عنوان " سامان دهی رود دره ی دارآباد " کرده است که دلایل اعلام شده ی آن ، تسهیل رفت و آمد کوه پیمایان و ایمن سازی مسیرپیاده روی است . در این طرح ، تا کنون چند کیلومتر از کناره ی  مسیر دیوارچین شده ( با سنگ سبز و سیمان ) و در یکی دو نقطه هم سکویی هایی ( باز با سنگ سبز و سیمان ) ساخته شده تا مردم بتوانند روی آن ها بنشینند یا بساط بگسترند . می توان با کمی اغماض گفت که تا این جای کار ، چندان آسیبی به کلیت طبیعی دره وارد نشده است و حتی شاید مشخص و محصورشدن راه با دیوارچینی ، کمکی باشد به جلوگیری از فرسایش دامنه ها بر اثر میان بر زدن ها و ایجاد راه های فرعی پرشمار . گو این که تا همین جا هم به نظر من ، می شد با " خشکه چینی " دیوارها ، هم در هزینه ها صرفه جویی بسیار کرد ( با خودداری از مصرف سیمان و ماسه ) و هم کاری کرد هماهنگ تر با سنت های باغ و راه سازی در کوه پایه ها . به ویژه آن که در نظر داشته باشیم که ملاط های سیمان تهیه شده توسط پیمان کاران امروزی ، غالبا پس از فقط دو سه سال ، در سرما و یخ بندان از بین می رود .

اما ، یک نگرانی بزرگ وجود دارد و آن این که شهرداری در اجرای این طرح ، قصد " مشارکت " دادن بخش خصوصی در مثلا " نگهداری و احیای دره ی دارآباد " را داشته باشد . و می دانیم که ای گونه مشارکت دادن ها ، در قاموس امروزه ی مدیران ما به معنای فراخواندن مشتی رستوران دار و دکه دار برای علم کردن بساط جگرک فروشی و کبابی و فروش پفک و مانند این ها است . تا همین الان هم کشیده شدن تیر چراغ برق در چند صد متر ابتدای مسیر" سامان دهی شده " گذشته از غیر طبیعی کردن راه کوهستانی ، نشان بد شگونی است از این که خیال هایی در سر مجریان طرح است برای " آباد کردن " منطقه و بهره برداری های اقتصادی به سبک متداول در ایران .

 

عباس محمدی

(ادامه دارد )


 
محيط زيست ايران؛ اشكال كجاست؟!
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ٦ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

              

ديروز، براي اعتراض به ناديده گرفته شدن اصول حفظ محيط زيست در طرح‌هاي عمراني كشور، براي گرفتن پاسخي از مسوولان دولتي اين‌كار، به جلوي ساختمان اصلي سازمان حفاظت محيط زيست رفتيم. از ميان مسوولان تراز بالاي سازمان ، توانستيم با آقاي دكتر دلاور نجفي معاون محيط طبيعي صحبت كنيم؛ايشان در مجموع موافق سخنان واعتراض‌هاي ما بود و تقريباً يك ساعتي در ميان ما بود.

 نجفي هم از وضع محيط زيست كشور نالان بود، و مي‌گفت خانم دكتر جوادي (رييس سازمان) هم چنين است ... و حتي رييس جمهور، به ماگفته است كه شما فقط مسوول حفظ « مناطق چهارگانه» نيستيد و بايد كل كشور را حفاظت كنيد ... مقام معظم رهبري نيز سخت دغدغه‌ي حفظ محيط زيست را دارند.

پس از پايان تجمع در جلوي سازمان، در حالي‌كه من و سه نفر ديگر از دوستان، به دعوت دكترنجفي به اطاق او رفتيم و در مورد طرح جاده سازي در پارك ملي لار صحبت كرديم و دكتر گفت كه سازمان به شدت در مقابل اين طرح ايستاده و مانع اجراي آن خواهد شد، همچنين گفت كه ما در هشت ماه گذشته طرح افزودن حدود نهصد هزار هكتار از مساحت كشور را به مجموعه‌ي مناطق حفاظت شده تهيه كرده‌ايم و به زودي اين كار اجرا خواهد، من يكي كلي روحيه پيدا كردم! اما، مانده بودم كه با اين‌همه مقام‌ عالي رتبه‌ي دوستدار محيط زيست كشور، پس اين‌همه فاجعه ( تخريب، آلوده سازي، تصرف...) چگونه رخ مي دهد؟! بايد بيشتر فكر كنم...!


 
بازتاب‌ تجمع در مقابل سازمان محيط زيست ۵/۶/۸۶
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ٦ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 
فراخوان نمايشگاه عكس دورنماهاي دماوند
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ٥ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 انجمن كوه­‌نوردان ايران در نظر دارد در زمستان 1386 نمايشگاهي از عكس‌هاي دماوند برگزار كند. براي اين نمايشگاه، تاكيد بر اين است كه عكس‌ها جلوه­هاي ويژه­اي از اين كوه را نشان دهد، براي مثال:

 

·        عكس­هايي كه از دورترين مسافت­ها از دماوند گرفته شده (نشان اشراف دماوند بر سرزمين ايران)

·        عكس­هايي كه از نقطه­هاي كم­‌تر شناخته شده­ي دماوند گرفته شده

·        عكس­هايي كه جنبه­­هاي ويژه­اي از حيات جانوري، پوشش گياهي و عارضه­هاي زمين شناختي يا باستان شناختي منطقه­ي دماوند را نشان دهد.

مشخصات عكس­ها، مهلت ارسال آثار و سایر شرایط اعلام خواهد شد.

 

داوري عكس­ها بر عهده­ي تعدادي از عكاسان و كارشناسان برجسته خواهد بود، و به عكس­هاي برگزيده جايزه و لوح سپاس داده خواهد شد.

 

 

انجمن كوه­نوردان ايران

كانون تصويرگران كوهستان

محمد نوري


 
دوره ي آموزشي پزشکي کوهستان (مقدماتی)
ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ٤ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

انجمن کوه نوردان ايران در شهریور ماه 1386 برگزار مي نمايد:

دوره ي آموزشي پزشکي کوهستان (مقدماتی)

مطابق استانداردهاي کميسيون پزشکي اتحاديه ي جهاني کوه نوردي

مدرسان: دکتر حميد مساعديان، دکتر عليرضا بهپور

مدت دوره: 18 ساعت ( تئوری و عملی ) در دو روز به صورت اردویی

مدارک ثبت نام  3 قطعه عکس –  یک برگ کپی شناسنامه  –  واریز مبلغ  000/250ریال به حساب کوتاه مدت  5000 بانک صدرات ایران شعبه ی سورنا ( تهران )  کد 807 به نام انجمن کوه نوردان ایران پس از هماهنگی و ثبت نام خود در لیست کلاس.

سرپرست و مسئول ثبت نام: مازیار اتوکش ( 09127310186 )

مهلت ثبت نام : تا روز شنبه مورخ 10/6/86

 

ظرفيت دوره: حداکثر 50 نفر

زمان: 15 و 16 شهرور ماه 1386

مکان: سمنان – شهمیرزاد – مجموعه ی فرهنگی اردویی هلال احمر

. توضیحات :

1-  این کلاس بنا به درخواست اعضای انجمن که زمان کافی برای شرکت در کلاس قبلی را نداشته و همچنین فرصت کافی برای شرکت در کلاس برای چند جلسه را نداشته اند تشکیل گردیده است.

2-     کلاس به صورت اردوی دو روزه می باشد.

3-  به علت اردویی بودن کلاس و محل برگزاری آن خواهشمند است نسبت به  همراه داشتن کیسه خواب و زیر انداز توجه مبذول فرمایید.

4-     صبحانه و ناهار به عهده ی برگزار کننده می باشد. لذا برای تهیه ی شام اقدامات لازم را به عمل آورید.

5-     به پذیرفته شدگان گواهی شرکت در دوره اعطاء می گردد.

 

 

کميته آموزش

محمود بهادری 

www.alpineclub.ir

 


 
مديرکل محيط زيست استان تهران؛
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ٤ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

مجوزهاي تخريب در دوره قبل داده شده است

اعتماد - ۳/۶/۸۶ - گروه اجتماعي؛ مديرکل محيط زيست استان تهران با اشاره به اظهارات دو هفته قبل معصومه ابتکار رئيس سابق حفاظت محيط زيست و رئيس کميته محيط زيست شوراي شهر تهران در خصوص ضعف مديريتي در پار ک هاي ملي «خجير» و «سرخه حصار» مدعي شد؛ اظهارات ايشان چيزي جز تخريب سازمان محيط زيست نبوده، اين در حالي است که تخريب پارک هاي ملي «سرخه حصار» و «خجير» در زمان مديريت وي اتفاق افتاده است. به گزارش ايسنا بزرگيان با دعوت از ابتکار براي مناظره افزود؛ بيش از 80 درصد انرژي بنده و همکاران براي اصلاح مديريت گذشته وي صرف شده است. وي با اشاره به مشکلات پارک هاي ملي خجير و سرخه حصار گفت؛ مجوز احداث خط لوله گاز در پارک ملي خجير بر خلاف قانون در زمان ايشان داده شده، به شکلي که حدود 4 کيلومتر از اين خط لوله با مجوز آن زمان در پارک ملي خجير در دست احداث بوده است. از سوي ديگر مجوز سد ماملو در منطقه حفاظت شده خجير نيز در آن زمان داده شده بود. مديرکل محيط زيست استان تهران با ادعاي اينکه کاري براي صنايع مستقر در اطراف جاجرود انجام نشده بود، افزود؛ در دوره جديد حدود 400 واحد صنعتي از اين منطقه خارج شده است. بزرگيان با اشاره به اينکه اداره کل محيط زيست استان تهران تنها دستگاهي بوده که در استان در مقوله زمين خواري خوب عمل کرده است، گفت؛ تخريب ساخت و سازهاي بالاي سد لتيان و ارجاع پرونده يک هزار و 700 هکتاري زمين خواري در منطقه جاجرود به دادگاه از جمله اقدامات انجام شده در اين زمينه بوده است. از سوي ديگر پيگيري اعطاي زمين معوض به تعاوني زيتون در اين دوره صورت گرفته است.

مديرکل محيط زيست استان تهران با اشاره به اينکه مجوز تخريب بخشي از پارک جنگلي سرخه حصار براي تعريض اتوبان ياسيني در دوره قبل صادر شده بود، تاکيد کرد؛ يک مورد زمين خواري بياوريد که در زمان ما انجام شده است. وي با اشاره به جاده پارچين گفت؛ تمام کارهاي اين جاده در دوره قبل انجام شده و تنها در سفر استاني هيات دولت بر احداث آن تاکيد شده است.


 
سخنان دکتر فرود شريفی، رييس سازمان جنگل‌ها و مرانع
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ٤ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

دغدغه حفظ منابع طبيعي

همشهری۳/۶/۸۶- منابع‌طبيعی - اسدالله افلاكي:

در مباحث حفظ آب، احداث سد بايد آخرين گزينه باشد.

پايداري سد بايد از زواياي مختلف بررسي و در نظر گرفته شودبايد خساراتي را كه احداث سد بر منابع طبيعي وارد مي‌سازد لحاظ ‌شود.

گزارش احداث برخي سدهايي كه با گذشت حدود ده سال هنوز فاقد شبكه  و فاقد بهره‌بردار و ارزش افزوده اقتصادي بوده حاكي است كه بخشي از سرمايه‌گذاري‌هاي سنگين در اين صنعت، نه تنها تأثيري بر توليد و معيشت مردم نداشته بلكه با شعار ها هم منطبق نيست و ضروري است كه مورد بازنگري قرار گيرد.                        در اين‌جا بخوانيد


 
مراجعه ی اعتراض آميز به سازمان حفاظت محيط زيست
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۳ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

برای پس فردا ، دوشنبه ۵/۶/ قرار است که جمعی از دوستداران محیط زیست ، از ساعت ۱۱ صبح در جلوی ساختمان سازمان محیط زیست جمع شوند و نگرانی و اعتراض خود را نسبت به تخریب بی ملاحظه و رو به افزایش طبیعت کشور اعلام کنند .

به راستی جای پرسش است که آقایان مدعی سازندگی و توسعه ، با ۹۳درصد خاک مملکت ، چه گلی به سر  ما  زده اند  که می خواهند آن ۷ درصد حفاظت شده را هم به زیر تیغ بولدوزرهایشان ببرند ؟! این سدهایی که شبکه ی آبیاری پایین دست شان غالبا ساخته نشده ( نگاه کنید به اظهارات دکتر فرود شریفی ، رییس سازمان جنگل ها و مراتع در همشهری امروز) و این رکورد جهانی فرسایش خاک در جهان که از آن ما است ، چقدر به نفع اقتصاد کشور است ؟ اگر هزینه ی ساخت این جاده های مخرب و این سدها از محل درآمد ( در اصل : سرمایه ی ) نفتی پرداخت نمی شد ، واقعا هیچ کارفرما یا سرمایه گذاری حاضر به احداث آن ها می شد ؟

به هر حال ، وضع محیط زیست کشور کمی آن سوی فاجعه است . با شرکت در تجمع دوشنبه ، نگرانی خودمان را نسبت به این آب و خاک اعلام کنیم .


 
خجير در پاتوق سبز
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در روز چهارشنبه 31 شهریور در " پاتوق سبز " نشستی با  موضوع  بررسی وضعیت پارک های ملی خجیر و سرخه حصار برگزار شد . این نشست ، با دعوت شبکه ی سازمان های غیر دولتی محیط زیست و توسعه ی پایدار و حضور نمایندگان چند سازمان غیردولتی و نیز دکتر اسماعیل کهرم ، دکتر برهان ریاضی ، دکتر پیراسته (مدیر گل پیشین محیط زیست استان تهران ) ، دکتر رشیدی ( مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران ) ، مهندس حیدرزاده ( مشاور شهردار در امور محیط زیست ) و ... برگزار شد .

دکتر کهرم گفت که امروزه میانگین مساحت مناطق حفاظت شده ، در  جهان ، یازده درصد مساحت کل کشورها ها است . این رقم ، در ایران 7.3 در صد مساحت کشور است که در هیچ از یک از آن ها هم استانداردهای حفاظت رعایت نمی شود . او از پارک ملی دریاچه ی ارومیه گفت که با غیر اصولی ترین شکلی در آن پل زده اند ؛ از پارک ملی گلستان گفت که در آن جاده عریض و رودخانه " سامان دهی " (!) می شود ؛ از پارک ملی کویر گفت که صحبت از حذف عنوان آن و شروع عملیات نفتی در آن است ؛ از تالاب انزلی و منطقه ی حفاظت شده ی سیاه کشیم که با عملیات جاده سازی و نصب پایه های پل در رودخانه ی زرچوب ، آب ورودی به آن را به شدت کم کرده اند ؛ و...  . دکتر کهرم همچنین گفت که ایده ی تاسیس پارک های ملی از ما نبوده است و ما آن را از دیگران گرفته ایم ، خوب است که آن را درست بگیریم و اجرا کنیم . او گفت که معنای پارک ملی این است که منطقه ای را به طبیعت بسپریم و هیچ چیزی از آن بیرون نبریم و هیچ دخل و تصرفی در آن نکنیم . با این تعریف ، جاای شگفتی است که عده ای در پارک های ملی به دنبال " ساماندهی " هستند ، و در پارک ملی خجیر چندین دستگاه بولدوزر به ناگاه وارد منطقه می شوند و به تخریب گسترده می پردازند .

غمخوار ، خبرنگار ایسنا ،  اسلاید هایی از عملیات شرکت گاز در پارک ملی خجیر ، و نیز اسلایدهایی از خانه سازی توسط تعاونی مسکن زیتون و تعریض اتوبان توسط شهرداری در پارک ملی سرخه حصار نشان داد که دل حاضران را سخت به درد آورد .

دکتر ریاضی گفت در اولین سال های پس از انقلاب ، به این دلیل در منطقه ی عمومی جاجرود دو پارک ملی سرخه حصار و خجیر را ثبت کردیم که چون طبق تعریف  در پارک ملی نباید دام وارد شود ، راهی برای عبور دام های ورامینی ها و ... باشد و ظرف دو سه سال بعد ، دو پارک را به هم متصل کنیم . اما نه تنها این کار صورت نگرفت ، بلکه هر روز تعرض جدیدی به این پارک ها شد .

دکتر رشیدی یک " مدل سازی " از وضع ایستایی و افزایش آلودگی هوای تهران در صورت انجام ساخت و ساز در سرخه حصار و خجیر ( صرفنظر از اثرات سوء بر حیات جانوری و گیاهی این مناطق ) ارایه کرد که حاکی از وخیم تر شدن شدید وضع هوای تهران در آن وضعیت  بود .

هنگامی که نوبت به صحبت دیگران رسید ، من گفتم که همه ی ما و آن آقایانی که به ساخت و ساز در مناطق حفاظت شده مشغول اند ، به اهمیت این گونه مناطق آگاهیم ...  اما پول های میلیاردی حاصل از این گونه پروژه گیری ها و حاکمیت تفکر بساز و بفروشی در میان مدیران ارشد مملکت ، و وجود سرمایه های " بادآورده " ی نفتی که نیازی برای توجیه اقتصادی پروژه ها باقی نمی گذارد ، در مجموع شرایطی را فراهم می سازند که می بینیم کل مملکت به کارگاه ساختمانی بدل می شود . همچنین گفتم که برای دیدن بلاهایی که بر سر محیط زیست کشور می رود ، نیازی نیست که تا خجیر بروید ... به همین بزرگ راه چمران نگاه کنید که چگونه درختان کهن سال دو طرف و وسط آن را می برند تا خیابان را تعریض کنند . در صورتی که با هزینه دار کردن استفاده از خودروی شخصی و گسترده تر کردن محدوده ی طرح ترافیک ، می توان خیلی بهتر و بدون هزینه کردن بودجه های هنگفت ، اوضاع ترافیک شهر را بهتر کرد . اما بدیهی است که در این صورت پروژه بگیران بزرگ که در شهرداری و دولت تصمیم سازی می کنند ، بی کار خواهند شد !

سازمان های غیر دولتی باید با اشراف بر این نکته که عمده ی مشکلات زیست محیطی ایران ، در شرایط کنونی ، نه از جهل  مدیران نسبت به اثرات مخرب توسعه ی ناپایدار ، بلکه از علم به راه و چاه رانت خواری از طریق گرفتن ( و دادن ) پروژه های بزرگ  سدسازی سازی و راه سازی و مانند این ها ... ناشی می شود ، به افشاگری در این زمینه بپردازند .

مهندس حیدرزاده هم در جلسه گفت که هم اینک گروهی در هیات دولت در حال تهیه ی طرحی برای منحل ساختن سازمان حفاظت محیط زیست هستند .

 در نهایت قرار شد که سازمان های غیر دولتی و استادان محیط زیست ، نامه ای برای رییس جمهور بنویسند و ضمن ابراز نگرانی شدید از وضع محیط زیست کشور ، از ایشان درخواست وقتی برای گفتگو کنند .