تخريب جنگل هاي شمال ادامه دارد
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢۸ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                                

 

              سيل در گلستان باز هم قرباني گرفت:       گزارش خانم موسوی و نظر ديده‌بان کوهستان


 
نظر عباس محمدی در مورد انتخابات فدراسيون
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢۸ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

سايه سنگين دولت بر ورزش

گريز دو سويه در انتخابات فدراسيون کوهنوردي

                                                         در اعتماد بخوانيد


 
دره ی دارآباد را دريابيد
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

دره ی دارآباد به علت داشتن مسیری نه چندان راحت نسبت به دیگر دره های مشرف به تهران مانند درکه و دربند ، کم تر مورد هجوم ارباب ساخت وساز قرار گرفته و به همین دلیل تا اندازه ای چهره ی طبیعی خود را حفظ کرده است .

ویژگی ساختار طبیعی دره ی مذکور موجب گردید تا از چشم طماع ثروت اندوزان که در این سال ها به هر بهانه ای به قلمرو کوهستان تجاوز می کنند ، دور بماند و بدین ترتیب تعادلی نسبی بین طبیعت منطقه و مظاهر شهری به وجود آید که مرز آن قهوه خانه ی فرامرز بود . متاسفانه مدتی است که با بیل و کلنگ و دینامیت به جان صخره های زیبای ابتدای دره ی دارآباد افتاده اند و سنگ های محکم را تراش می دهند و با سیمان دیواره های کوتاه و بلند درست می کنند که می تواند بر اثر عوامل طبیعی به سرعت از بین برود . معلوم نیست سازمانی که اجرای این کار را در دست دارد ، با چه توجیهی هزینه ی گزافی را صرف تخریب مناظر بدیع این دره ی باشکوه می کند ؟! آیا اصولی است که با نگاه یک سویه ، به بهانه ی ایجاد فضای تفریحی ، چهره ی زیبا و طبیعی کوهستان را که خود بهترین تفرجگاه و نیز محافظ آب و خاک است ، با صرف هزینه های گزاف تخریب کنیم ؟!

ناظران این پروژه کافی است که قدری چشم خود را باز کند تا دره ای عظیم با حوزه ی سیل گیر گسترده را در بالادست ببینند که همچون قیف بزرگی مشرف به منطقه ی مسکونی دارآباد است . با در نظر گرفتن فرسایش خاک به علت چرای بی رویه ی دام و عوامل دیگر ، امکان جاری شدن سیل را در این دره بسیار زیاد کرده است ، و این خطر ، با دست کاری در وضع طبیعی منطقه بیشتر می شود .  کوهستان امروزه به وجود نیامده که بخواهیم جهت ورود به آن جاده درست کنیم ؛ میلیون ها سال به همین وضع بوده و آدمیان حسب نیاز از مواهب آن استفاده کرده اند ، درست نیست که وضعیت آن را تغییر بدهیم . هرکه طاووس خواهد ، جور هندوستان کشد ؛ کسانی که مایل اند ازطبیعت بهره مند شوند باید زحمت بکشند و مقررات آن را هم بیاموزند تا به آن آسیب نرسانند .

 

                                                                                                                     اصغر کلانی
 
ايراني جنس ايراني بخر!
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

بسيار بجاست كه كوه‌نوردان ايراني، براي آن‌ كمك به توليد داخلي و تشويق سرمايه‌گذاران توليدات كوه‌نوردي، و براي آن‌كه جنسي بخرند كه توليدكننده‌اش در دسترس است و مي‌تواند پاسخ‌گوي اشكالات جنس باشد... تا حد امكان كالاهايي را بخرند كه ساخت ايران است.

بايد اين را دانست كه حتي اگر هنگام خريد كالاي خارجي، جنس نامرغوب ساخت( مثلاً) چين و مالزي را به‌جاي جنس آلماني و آمريكايي به ما تحويل ندهند، اين قضيه هست كه يك كالاي «بسيار عالي» و گران قيمت را براي يك كار «خوب» يا متوسط كوه‌نوردي مي‌خريم. به عبارت ديگر، هزينه‌ي اضافه‌اي را براي خريد چيزي كه به آن نياز واقعي نداريم، مي‌پردازيم؛ مثلاً كيسه‌خوابي را كه براي دماي تا سي درجه زير صفر است، براي استفاده در شرايط غير زمستاني كوه‌هاي خودمان مي‌خريم.

كاظم فريديان كه در تيرماه گذشته توانست به قله‌ي ك2 (دومين قله‌ي بلند جهان و دشوارترين هشت هزارمتري) دست يابد، در گزارشي كه در نشست همگاني انجمن كوه‌نوردان داد، گفت كه تقريباً تمام پوشاك و خوراك و بسياري از وسايل‌اش ساخت ايران بوده و از آن‌ها بسيار هم راضي بوده است.

در زير، گزارشي از گزارش فريديان را به روايت روزنامه‌ي اعتماد مي‌خوانيم: «صعود شيرين ايراني بدون شكلات خارجي»


 
تلاش برای حفاظت از كوه اورست آغاز شد
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي_ گردشگري_ دولت چين بر آن است تا با تخصيص يك ميليون و860 هزار دلار بودجه در طرحي اختصاصي اقدام به حفاظت از جبهه شمالي كوه اورست و دامنه‌هاي اطراف آن كند. مقامات عالي رتبه تبت مدعي هستند اين طرح در سال آينده ميلادي اجرا خواهد شد. 

براين اساس قرار است پنج هزار و 900 هكتار از اراضي دامنه اورست به مناطق تحت حفاظت تبديل شود و چهار هزار و 400 هكتار از اراضي پستتر نيز ترميم شود.

 همچنين قرار است با احداث پست‌هاي ديده‌باني و حفاظتي نسبت به حفظ و نگهداري آب، خاك و حيات وحش منطقه توجهات بيشتري صورت گيرد. 

احتمالا اين تصميمات متعاقب تلاش‌هاي دولت چين براي احداث اتوبان و هتل در اين منطقه كه با اعتراض شديد علاقمندان محيط‌زيست روبرو شد، صورت گرفته است.

رضا زارعي 


 
به راستی می خواهيم غيردولتی باشيم ؟!
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٠ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

حاشیه ای بر انتخابات فدراسیون کوه نوردی

رومن رولان ، در جان شیفته می گوید : « آدم ها زندگی با یک درد کهنه را به رنج تغییر زندگی ترجیح می دهند .»  چنین می نماید که  غیر دولتی  شدن ساختار ورزش ما  نیز از آن جا که باید از رهگذر عرق ریزان برای دگرگون سازی رفتارهای فردی و اجتماعی مان فرادست آید ،همان گونه تغییری است که درد چرک آلود " آقا بالا سر" داشتن را به آن  ترجیح می دهیم.

واقعیت این است که زیستن با تخدیر بی مسوولیتی در یک سامانه ی پدرسالار ،  اگر فرودست هم باشی ، از جهاتی آسان تر از زندگی در یک نظام مردم سالار است که تلاشی سخت را برای حفظ فردیت مستقل و وقار پرشأن می طلبد . برخوردار بودن از قدرت ، پاسخ گو نبودن به عوام ، استفاده از انواع رانت  ، امکان دست یابی به ثروت و موقعیتی فراتر از آن چه که در یک شرایط رقابت برابر می توان به آن رسید و ... ، اگرچه از مزیت هایی است که افراد بالادست در یک نظام بسته از آن برخوردار می شوند ، اما اکثریت دور از قدرت نیز دریک چنین نظام هایی – به ویژه اگر کشور دارای یک ثروت خدادادی مانند نفت باشد – از امتیازهای خاصی بهره می برد .

در ورزش ، امتیازهایی که اکثریت مردم ِ زیر سلطه ممکن است از آن بهره مند شوند ( یا همیشه بپندارند که می توانند از آن ها بهره مند شوند ) برای مثال می تواند این ها باشد : عضویت در یک باشگاه دولتی که بودجه ی تخصیصی خود را دارد و خوب یا بد ورزش کردن در آن ، چندان تاثیری در " دخل و خرج " آن ندارد ؛ استخدام شدن در یک سازمان عریض و طویل ورزشی و گذران زندگی از قبل کاری که به اندازه ی کسر کوچکی از یک کار واقعی ، مفید است ؛ برکنار بودن از دردسرهای مدیریت – چه مدیر باشی ، و چه بخواهی به دستورهای یک مدیر وظیفه شناس و پاسخ گو عمل کنی – و سرانجام این که می توانی وظیفه ی شهروندی خود را محدود کنی به این که در کنج خانه یا حداکثر در مهمانی ها و در تاکسی ، "انتقاد" کنی که « ای آقا ،" این ها " چنین اند و چنان ... » ! در نظام سلطه ، معمولا کافی است که کمی " زرنگ " باشی و سوراخ دعا را بیابی ؛ آن گاه با لفت و لیس هم که شده کارت به کم و زیاد پیش می رود . برعکس ، در نظام مردم سالار باید زحمتی بکشی تا به قابلیتی دست یابی ، و در هر جایگاهی که هستی خوب کار کنی ، و مسوولیت شهروندی را با مشارکت در ساختن نهادهای مدنی و پرداخت هزینه های مربوط ( پولی ، وقتی ، فکری ) به شکلی واقعی و موثر بر عهده بگیری .

چرا در کشور ما از هر کس که می پرسند « مشکل شما در رشته ی ورزشی تان چیست » ، معمولا پاسخ می دهد « کمبود بودجه » ؟! چرا کمتر کسی به ایجاد امکانات ، ایستادن روی پای خود ، و بریدن بند ناف خویش از بودجه های دولتی برای هر کار کوچک و بزرگ ، نمی اندیشد ؟ پاسخ ساده است : خلسه ی ریزه خواری از خوان نعمت های اعطایی دولت و طبیعت ، شیرین است ! تفکر برای پی افکندن شرایطی دگرگونه ، به نحوی که بتوان در برابر دولت یا دولتیان تمنای" بخشش " نه که مطالبه ی" حقوق " داشت ، و این که داده های طبیعت را حق آیندگان نیز دانست ،  دشوار است .

این تنبلی های ذهنی و رفتاری که در سوی مردمان ساده به مسوولیت گریزی منجر می شود ، در سوی دولتیان شکل هراس از سهیم کردن همگان در تصمیم گیری ها و مسوولیت سپاری به مردم را به خود می گیرد . چرا که دخالت دادن عوام در مدیریت دستگا ه ها ، دردسر پاسخ گویی را در پی دارد ؛ و سپردن مسوولیت هم با خطر از دست رفتن موقعیت اجتماعی و مالی که شاید به ناحق به دست آمده ، همراه است .

خو کردن با " درد کهنه "ی دولتی بودن مدیریت فدراسیون های ورزشی کشور را می توان در این جا دید که هفت - هشت سال  پس از مصوبه ی 9/3/78 هیات وزیران که در آن فدراسیون ورزشی یک " موسسه ی عمومی غیردولتی " تعریف شده ، تقریبا هیچ کس نپرسید که این چه جور " غیردولتی " ای است که مجمع عمومی آن ( مطابق ماده ی 5 مصوبه ) مشتمل است بر معاون رییس جمهور ( یا نماینده ی او ) ، روسای هیات های ورزشی ( که خود منصوب فدراسیون هستند ) ، روسای انجمن های ورزشی کارگران و نیروهای مسلح و دانش آموزان و دانشجویان به انتخاب وزارتخانه یا سازمان مربوطه ، دبیرکل کمیته ی ملی المپیک ، رییس فدراسیون ... که همگی دولتی هستند ، و چند نفری هم برای خالی نبودن عریضه به انتخاب انجمن های ورزشکاران و داوران و مربیان که یا وجود خارجی ندارند و یا اگر موجود باشند ، با مجوزهای  دولتی فعالیت می کنند ؟! در " دستورالعمل نحوه ی تشکیل کانون های ورزشی " آمده است که کانون های مربیان و داوران باید از طریق فدراسیون مربوط و زیر نظر" دفتر تقویم های ورزشی و امور مسابقات " و " کمیسیون امور مجامع " سازمان تربیت بدنی تشکیل شوند . نه ! خود را گول نزنیم ... این ، انتخاباتی کردن دستگاه های ورزش و خصوصی سازی یا غیردولتی کردن نیست ؛ فقط اطواری است که خودمان را همرنگ دیگران نشان دهیم . نه در دولت چنین اراده ای بوده است که دستگاه بزرگ و تاثیر گذار ورزش را به عوام الناس بسپرد ، و نه از طرف مردم تمایلی برای برعهده گرفتن چنین مسوولیت بزرگی وجود داشته است .

به دلیل همین گریز دوسویه ی مردم و دولت از غیردولتی شدن است که برای مثال ، پس از این همه هیاهو برای سپردن سرنوشت انتخابات فدراسیون فوتبال به یک مجمع عمومی متشکل از نمایندگان باشگاه ها و ... ( که با دخالت تهدیدآمیز فیفا و عوض شدن اساسنامه و یک شبه انقلاب در ورزش کشور  به مرحله ی اجرا رسید ) ، باز می بینیم که فقط دو نامزد برای شرکت در " رقابت " انتخاباتی باقی مانده است که یکی از آن ها معاون رییس جمهور و رییس سازمان دولتی ورزش است ، و دیگری هم از دولتی های کهنه کار و رییسان باشگاه های دولتی . به راستی ، چه چیزی تغییر کرده است ؟!

همین داستان " کریز دوسویه " درمورد انتخابات فدراسیون کوه نوردی هم صدق می کند ؛ گذشته از این که در این جا هیچ اساسنامه ای تغییر نکرده ، از هر کس ( حتی غیر دولتی ها و منتقدان فدراسیون ) هم که بپرسی به نظر شما چه کسی شایستگی بیشتری برای ریاست این فدراسیون دارد ، یا از رییس پیشین که حدود بیست سال بر این دستگاه حکم رانی کرد نام می برد ، یا از یکی از یاران نزدیک او و یا به هر حال از شخصی که سال ها درپست های دولتی بوده است ، و نه از یک نفر که باشگاهی یا سازمانی غیردولتی را خوب اداره کرده باشد و با اتکا به درآمدهای خصوصی ( غیردولتی ) تشکیلاتی درخوراعتنا  ساخته  یا کاری بزرگ ارایه داده باشد . استدلال ها به طور معمول این است که " به هرحال کسی باید رییس باشد که بتواند خوب با دولتیان رابطه برقرار کند و خوب بودجه بگیرد "  یا " دولتیان چوب لای چرخ اش نگذارند " و یا " نفوذ خوبی در دولت داشته باشد " ... . این به زبان ساده یعنی : در بخش غیر دولتی ، لیاقتی و بضاعتی نیست که بتواند کاری ملی را بر عهده بگیرد ! به فهرست نامزدان " انتخابات " رییس فدراسیون کوه نوردی هم که می نگریم ، همه را افرادی با سابقه ی ممتد در دستگاه های دولتی می بینیم ، و اگر اشتباه نکنم ، هیچ یک از آنان پیشینه ی مدیریت وحتی عضویت  یک سازمان غیر دولتی کوه نوردی را ندارند .

صحبت از این نیست که خدای ناکرده ، این نامزدان صلاحیت ندارند و یا دل شان برای کوه نوردی نمی سوزد ، بلکه گله از بیماری همه گیری است که ما را از اعتقاد قلبی و التزام عملی به صلاحیت بخش مستقل ورزش دور ساخته است . تقریبا همه مان فقط منتظریم که یک رییس خوب بیاید و لابد مانند آن مرد شعر فروغ ، نان را خوب تقسیم کند ... .
 
راه پيمايی در جنگل و آموزش زيست محيطی
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران

با همکاری شرکت آخشیگان برگزار می کند ؛

 

                                                             جنگل در پاییز

                        آشنایی با میراث جنگلی ایران – شناخت گونه های درختی جنگل های شمال

نوع برنامه : آموزشی ، پیاده روی در جنگل

مدر س : هومن روانبخش ( کارشناس ارشد جنگل )

راهنما : حسینعلی مهجوری ( نماینده ی انجمن کوه نوردان در مازندران )

تاریخ : ۲۴/۸/۸۶تا 25/8/86

منطقه : المستان ( شهرستان آمل )

هزینه : 28000 تومان ( برای اعضای انجمن : 25000 تومان )

خدمات : وسیله ی نقلیه ، بیمه ، اقامت ، دو وعده صبحانه ، کارشناس ، راهنمای منطقه ، تکنسین امداد

لوازم مورد نیاز : کیسه خواب ، ناهار و شام ، پوشاک گرم ، قاشق و بشقاب و لیوان ، کفش راه پیمایی ، بادگیر

مهلت ثبت نام : تا 20/8/86( آخشیگان ؛ تلفن 66747739 و 66747679   نمابر : 66747866 )

جنگل های شمال ایران ( حاشیه ی خزر : حوزه ی هیرکانی ) یکی از مهم ترین ناحیه های رویشی باقی مانده از دوران سوم زمین شناسی است . دوره های یخ بندان پس از دوران سوم زمین شناسی ، نواحی گسترده ای از قلمرو هولارکتیک را به زیر پوشش یخ برد و در نتیجه بسیاری از عناصر رویشی این قلمرو نابود گردید . اما ، در شمال ایران به دلیل پیشروی نکردن یخ ، گونه هایی از گیاهان متعلق به دوران سوم باقی ماندند که از جمله می توان به توسکای ییلاقی ، لیلکی ، انجیلی ، اوری اشاره کرد . به بیان دیگر ، جنگل های هیرکانی شمال ایران ، کلکسیونی باستانی و زنده از گونه های کمیاب است . این حوزه ، شیب های شمالی رشته کوه البرز و اراضی جنگلی سواحل دریای خزر تا ارسباران را در بر می گیرد . سیمای ظاهری آن ، شامل جنگل های پهن برگ و مرغزارهای کوهستانی است .

 

 

 

 

 

 


 
هيچ نظارتي بر تخريب کوهستان صورت نمي گيرد
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
 
معارفه مربیان فرانسوی و آغاز دوره آموزشی صعود به دیواره های بلند
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
 
پاکسازی کوهستان به دست شعبه‌ی سمنان انجمن
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
 
ضربت های « ۱۳۷ » بر پيکر شهر
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

دیروز (10/8/86 ) در حدود ساعت یک بعدازظهر که در بزرگ راه چمران تهران ( پارک وی ) بودم ، در حدفاصل ملاصدرا تا پل مدیریت ، شاهد بودم که تعدادی از ساکنان خانه های مجاور بزرگ راه به حالت اعتراض وارد سطح سواره رو شده و خیابان را بسته و راه بندان مفصلی ایجاد کرده اند ، و صد البته تعداد زیادی پلیس و سرباز هم در آن جا دیده می شد . درب این خانه ها ، با اجرای طرح در دست اجرای تعریض ، هم اکنون فقط حدود دو متر با لبه ی بزرگ راه فاصله دارد ! در چند ماه گذشته هم چندبار دیده بودم که این افراد ، پارچه نوشته هایی را با این مضمون ها که " آقای شهردار ، به فکر ما هم باشید ... " به درختان نصب کرده بوند که البته به سرعت به دست عوامل شهرداری (؟) جمع آوری می شد .

تا آن جا که من می دانم ، این خانه های نزدیک به اتوبان و آن دسته از خانه ها که زیر پل مدیریت ساخته شده اند – و هم اکنون به نام " اسلام آباد " معروف شده – در نخستین سال های پس از انقلاب ، بدون مجوز و بی رعایت هیچ اسلوب مهندسی، ساخته شدند. اما در زمانی به درازای سه دهه هیچ یک از مدیران شهر نخواستند یا نتوانستند ساکنان این واحدها ی معدود را جابجا کنند . امروز هم که شهردار ضربتی کار و محیط زیستی (!) شهر می تواند در یکی دو شب صدها درخت  تنومند را از ریشه درآورد و به جای آن اسفالت بریزد ، بازهم فکری برای این خانه های سست نمی شود و برای ایشان مهم نیست که سیل خودروها در دو متری خانه هایی مسکونی جاری باشد ؛ چنان که برایشان مهم نبود که در بزرگ راه شیخ فضل الله هم پل هوایی از کنار پنجره های چندین خانه بگذزد .

هیچ چیز بدتر از این نیست که بی قانونی بدل به قانون و عرف شود ؛ آن گونه که در شهر ما شده است . اگر بزرگ راه حریم دارد ، پس این همه سال ، این خانه ها و مغازه ها در نزدیکی آن چه می کردند ؟ و اگر آن خانه ها و مغازه ها حقوقی دارند ، پس چگونه شهرداری به خود اجازه می دهد این چنین به حقوق شهروندان تجاوز کند ؟! اما ؛ واقعیت این است که در این ملک ، بی قانونی به رسمیت شناخته شده است و هر کس زورش برسد ، کار خود را پی می گیرد . 

عباس محمدی


 
پاسخ سازمان حفاظت محيط زيست، در مورد جاده سازي در پارك ملي لار
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ٩ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

پس از سفر آقاي احمدي نژاد به مازندران و صحبت‌هايي كه در مورد تصويب طرح اتصال جاده‌ي گرمابدر به منطقه‌ي نور(يالرود) از طريق پارك ملي لار شنیده شد ، ما نامه‌اي را به دفتر رييس جمهور فرستاديم( در اين‌جا بخوانيد). اين نامه از دفتر رييس جمهور به دفتر رييس سازمان محيط زيست و به دفتر وزارتي وزارت راه فرستاده شد. از آن‌جا كه از سازمان محيط زيست  پاسخي دريافت نكرديم و از سوي ديگر ، باز زمزمه‌هايي در مورد عملياتي شدن طرح يادشده  به گوش مي‌رسيد، طي نامه‌ي ديگري به خانم جوادي، خواستار نظر سازمان در اين مورد شديم.

چندي پيش، نامه‌ي زير را ( به تاريخ 10/7/86) از معاونت محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست، دريافت داشتيم:

 

جناب آقاي محمدي

رياست محترم هيات مديره و مدير گروه ديده‌بان كوهستان

با سلام

احتراماً ، بازگشت به نامه شماره 173/86 مورخ 24/5/86 در خصوص جاده ارتباطي در پارك ملي لار به‌استحضار مي‌رساند احداث جاده مذكور در پارك ملي به هيچ عنوان مورد تاييد اين سازمان نمي‌باشد و اين سازمان ضمن دستور جلوگيري از ادامه فعاليت پيمانكار طرح مذكور به ادارات كل تابعه( استان مازندران و تهران) مكاتبات عديده‌اي مبني بر مخالفت و طرح دلايل كارشناسي و قانوني با مراجع مختلف انجام داده است. ضمناً فعاليت‌هاي انجام شده با طرح درخواست‌هايي از قبيل بهسازي راه روستايي و احداث راه دسترسي معدن مانند بهسازي مسير روستايي يالرود- پاكبود كه با اخذ مجوز اوليه صورت گرفته انجام شده كه مستلزم ارائه گزارش ارزيابي زيست محيطي جهت اجرايي نمودن پروژه مذكور مي باشد كه تاكنون مجري از ارائه آن خودداري نموده است. همچنين بر اساس آخرين تصميمات متخذه در كميسون زيربنايي، صنعت و محيط زيست هيات دولت عدم عبور راه مورد بحث به خارج از پارك ملي لار و حذف محدوده‌هاي تداخلي تصويب گرديد.

در انتها از حساسيت و احساس وظيفه  آن انجمن نسبت به وضعيت محيط زيست كشور كمال امتنان را داشته و از پيگيري‌ها و پيشنهادات كليه انجمن‌ها و تشكل‌هاي مردمي دلسوز ميراث طبيعي كشور استقبال مي نمايد.


 
جنگل‌های شمال در فصل خاکستر
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ٥ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

گزارشی از وضع جنگل‌های شمال کشور به قلم حسينعلی مهجوری نماينده‌ی انجمن کوه‌نوردان ايران در مازندران را در روزنامه‌ی همشهری بخوانيد.


 
هيچ كس موافق قطع درخت در تهران نيست جز قطع كنندگان!
ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۳ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

             

 بازتاب نامه‌های انجمن کوه‌نوردان در مورد تجاوز به فضاهای سبز تهران ،در روزنامه‌ی ايران

                در اين‌جا بخوانيد                                                                                                                                                                                                   

 

 


 
فدراسيون کوه‌نوردی وارد مسايل حفاظت از محيط کوهستان شود
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۳ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

نبود كميته حفاظت از محيط‌كوهستان در فدراسيون كوه‌نوردي باعث شده اين مساله در ميان گروه‌هاي مختلف كوه‌نوردي و كوه‌نوردان چندان جدي گرفته نشود.

خبرگزاری ميراث فرهنگی


 
خجير و سرخه‌حصار در شرايط غم‌انگيزی است
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در نشست 31/5 در «پاتوق سبز» (نگاه كنيد به يادداشت 31/5 اين وبلاگ) قرار شد كه استادان و كارشناسان محيط زيست كشور، نامه‌اي به رييس جمهور بنويسند و مطالبي را درباره‌ي محيط زيست كشور بيان كنند. بخشي از اين نامه در روزنامه‌ي اعتمادملي 28/7 چاپ شده است .

مطالب ديگری در همان روزنامه‌ و درباره‌ی خجير :

سازمان بازرسی كل كشور هشدارداد غفلت متوليان دولتي در حفاظت از خجير

تفاوت ديدگاه دولتمردان دو كشور در حفاظت از پارك‌هاي ملي؛ - مژگان جمشيدي
از <نايروبي> تا <خُجير>   


 
حکايت عکس‌ها و بناهايی كه ديگر نيستند
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱ آبان ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

نيكول فريدني عكاس بزرگ طبيعت، از افتخارات ايران، و عضو افتخاري انجمن كوه‌نوردان ايران است. يادداشت احمد مسجدجامعي، عضو شوراي شهر تهران را درباره‌ي او و درباره‌ي بناها و خيابان‌هاي تهران كه تخريب شده و مي‌شوند، در اين‌جا بخوانيد.