يلدا ، خورشيد ، کوه
ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۳٠ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

شب چله یا یلدا ، پیوند با آیین نکوداشت روشنایی دارد ، و رسم بزرگ داشت روز زایش "مهر" قرن ها است که در ایران و بسیاری دیگر از سرزمین ها برپا است .

هاشم رضی ، در کتاب گاه شماری و جشن های ایران باستان می نویسد که یلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان ، بلندترین شب سال ، برپا می کنند ، مربوط می شود به ایزدمهر و این رسم هزاران سال است که در سرزمین های آریایی برگزار می شود . خورشید ، مهر یا میترا، مسیح و نجات بخش جهان از تسلط اهریمن و نکبت وی بود . هنگامی که آیین مهر از ایران در جهان متمدن کهن منتشر شد ، در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی  روز بیست ویکم دسامبر را که برابر با اول دی ماه بود ، به عنوان روز تولد مهر یا میترای شکست ناپذیر جشن می گرفتند . هنگامی که کم کم مسیحیت در روم  جا باز کرد ، متولیان کلیسا چون نتوانستند جشن تولد میترا را براندازند ، همان روز را ( که به دلیل اشتباه در محاسبه ی کبیسه به بیست و پنجم دسامبر افتاده بود ) روز زایش عیسای مسیح اعلام کردند که تا زمان ما باقی مانده است .

رضی ، همچنین می گوید که مهر یا میترا یکی از بزرگ ترین  ایزدان هندواروپایی است که در هزار و چهارصد سال پیش از میلاد ، یادش در سنگ نوشته ای آمده و در اوستا سرودی زیبا و بلند به او منسوب است . در اوستا ، مهر بزرگ ترین ایزدان است که اهورمزدا آن را هم سنگ خود آفریده است . مهر یا میترا ، خورشید نیست ، بلکه پرتو و انوار خورشید است . مهر ، به شکل خورشید نمایان نمی شود ، بلکه به شکل روشنایی و پیش از آن که خورشید از پس کوه هرا سر برکشد ، با جامه ی زرین و زینت هایش از آن بلندی کوه به نگرش همه ی کشورهای آریایی می پردازد . اهورمزدا برای مهر ، بر آن قله ی بلند و درخشان کوه هرئی تی برز زیباترین جایگاه ها را ساخته است ، و مهر سراسر جهان خاکی را از آن فرازین گاه آسمانی زیر نظر دارد .

کوه ، در سراسر تاریخ و ادب ایران و هند ( و به تبع آن ، بخش بزرگی از جهان ) جایگاهی سپنتا ( مقدس ) داشته است . امان الله قرشی در کتاب آب و کوه در اساطیر هند و ایرانی می گوید که کوه در باور هند و ایرانیان ، روینده و زاینده بود ، و این نه یک تشبیه شاعرانه ، بلکه نمونه ای از انسان نمایی و تدین و معرفت کوه است . او  ، از بندهشن نقل می کند که « زمین را قرار بر کوه است . هرمزد ، اخگر را در کوه نهاد و کوه ها را از گوهر آتش برویانید » .

در شاهنامه ی فردوسی ،  کوه پس زمینه ای است که به خورشید جهان تاب ، بزرگی می بخشد و برآمدن آن را در دید آدمیان زیباتر می نماید :

                          چو خورشید برزد سر از تیغ کوه              جهان را بیفروزد فر وشکوه

یا :

                          چو برزد سر از کوه تابنده شید                 برآمد سر وتاج روز سپید

و برعکس ،  کم تر می بینیم که فردوسی بگوید خورشید در پشت کوه ناپدید شد . گویی حکیم ما تمایل ندارد که کوه دل ستان را جایگه از میان رفتن خورشید بنماید ( یا شاید در شان مهر پر عظمت نمی داند که پشت کوه پنهان شود ) . جالب توجه است که در موارد کمیابی که به هنگام غروب خورشید ، از کوه نام برده می شود ، پرداخت صحنه غم بار است . برای مثال :

                          چو خورشید تابان ز گنبد بگشت               به خون غرقه شد کوه و دریا و دشت

 

بدنسان ،  می بینیم که نه تنها سر بر آوردن خورشید زندگی ساز ، از کوهستان است ، بلکه میان آیین بزرگ داشت مهر ( فروغ خورشید ) یا یلدا و کوه پیوندی ظریف و دلکش برقرار است .

                                              *******************

یلدا بر شما مبارک باد !

 

 

 

 

 

 

 


 
فراخوان عکس دماوند
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٩ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                                                            فراخوان 

                                       نمایشگاه عکس چشم اندازهای دماوند      

انجمن کوه نوردان ایران در نظر دارد در زمستان 1386 نمایشگاهی از عکس های دماوند برگزار نماید . در موضوع عکس های نمایشگاه تاکید بر نمایش جلوه های ویژه ی دماوند است . برای مثال :

* زیبایی های بکر و شگفتی های طبیعت این کوه نشان داده شود 

* عکس هایی که از دورترین مسافت ها از دماوند گرفته شده باشد 

* عکس هایی از نقاط کم تر شناخته شده ی دماوند  

* عکس هایی از جلوه های ویژه ی حیات جانوری ، پوشش گیاهی ، عارضه های زمین شناختی و باستان شناختی دماوند 

* چهره های مختلف دماوند در فصول مختلف ، و رخ های متفاوت آن .

از تمامی هنرمندان ، کوه نوردان ، و علاقمندان به هنر عکاسی کوه و طبیعت دعوت می شود تا با ارسال آثار خود ، جلوه های متمایز دماوند را به نمایش بگذارند .

آثار ارایه شده ، توط هیات داوران بررسی ، انتخاب و به نمایش گذاشته می شود .

به آثار برگزیده جوایزی تعلق خواهد گرفت .

آیین نامه

* شرکت برای همه ی هنرمندان و علاقمندان آزاد است .

* هر فرد می تواند هر تعداد عکس ارسال کند .  

* اندازه ی عکس ها حداقل 30 در 40 سانتی متر باشد .  

* عکس ها می تواند به صورت رنگی یا سیاه و سفید باشد .  

* عکس های قاب شده ، تاشده ، لوله شده ، پاسپارتو ، در گزینش شرکت داده نخواهند شد ( عکس ها می تواند به صورت چاپ شده روی ام.دی.اف. و لمینت ارایه گردد ) .  

* آثار گزینش نشده ، پس از پایان داوری به صاحبان آن ها برگشت داده خواهد شد .   

* دبیرخانه ی اجرایی ، ضمن درک ارزش آثار ، و با نهایت دقت در جهت نگهداری آن ها ، هیچ گونه مسوولیتی در برابر آسیب دیدگی احتمالی ناشی از نحوه ی ارسال آثار و حوادث غیر مترقبه ندارد .

* انجمن کوه نوردان ایران ، آثار برگزیده را در نمایشگاه های مختلف به نمایش می گذارد ، و در انتشارات ویژه ی خود با ذکر نام صاحب اثر ، از آن ها استفاده خواهد کرد . 

* آثار منتخب  ، در صورت موافقت صاحب اثر در معرض فروش نیز گذاشته می شوند .

* ارسال آثار به دبیرخانه ی انجمن به منزله ی پذیرفتن تمامی شرایط این آیین نامه است .

* آخرین مهلت ارسال آثار ، روز 1/11/86 می باشد . 

* لطفا در پشت هر عکس ، برچسبی با این اطلاعات بچسبانید : عنوان عکس ، محل عکاسی ، تاریخ عکاسی ، نام عکاس ، تاریخ ارسال .

از شرکت کنندگان دعوت می شود آثار خود را به نشانی زیر ارسال نمایند :

تهران – خیابان انقلاب ، جنب لاله زار ، شماره ی 590 ، طبقه ی 4 ، واحد12 ، انجمن کوه نوردان ایران ( دبیرخانه ی نمایشگاه چشم اندازهای دماوند )

تلفن :66712243 (021)         نمابر :  66712421(021)

جهت هرگونه اطلاعات بیشتر ، می توانید با تلفن انجمن یا با شماره ی 09121870576 ( محمد نوری ) تماس بگیرید .

                                                                            کانون تصویرگران کوهستان انجمن کوه نوردان ایران

 

 

 

 

 

 

 

 


 
حفاظت از زيست بوم هاي كوهستان؛ هشدار دهندگان زود هنگام
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ٢۸ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                 در اين‌جا بخوانيد


 
انسان كوه و توسعه پايدار
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢۸ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                        در اين‌جا بخوانيد


 
فراخوان دوستداران حيوانات و محيط زيست براي اعتراض به عملكرد سازمان!
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

              

از وبلاگ زمين پاک:

در سال هاي اخير محيط زيست ايران آنچنان دستخوش تباهي شده است كه ديگر مرگ صد و اندي دلفين٬شهادت چند تن از شكاربانان گرانقدر٬احداث اتوبان در پارك ملي٬نابودي آگاهانه تالاب‌ها و مراتع٬رهاسازي گونه اي جانوري در منطقه بيگانه با آن و صدها عمل به دور از تفكر با محيط زيست٬نمي تواند دوستداران ناب ايران زمين را همصدا كند!
اما ديگر احداث نماد ظلم بر حيات وحش در كنار ساختماني كه سردم دار حفاظت محيط زيست است و همچنين با حمايتش امري نيست كه بتوان از آن به راحتي گذر كرد٬اين عمل به طور حتم يعني نابودي تمام آرمانهاي حفاظتي محيط زيست در كشورمان.تا به امروز تمامي ظلم هايي كه بر محيط زيست روا شده بود باعث به زير سوال رفتن بخشي از آرمانهاي طبيعت دوستي مي شدند٬ليكن امروز امري صورت پذيرفته است كه هرچند قلمرو آن كوچك است و شايد حتي در بين مشكلات ديده هم نشود اما آنچنان تعريف بزرگي از تفكرات سازماني با نام حفاظت كننده دارد كه مي تواند خطي قطور از بطلان بر تمامي آرمانهاي حفاظتي سازماني بكشد كه تا امروز اكثر افراد آن را بزرگترين حامي طبيعت و محيط زيست مي دانستند٬اما امروز همين حامي بزرگ دست به اقدامي زد آنچنان زشت و بي پايه كه مي تواند تمامي طبيعت دوستان ٬چه حاميان حقوق حيوانات و چه دوستداران ناب طبيعت را همصدا كند٬از اين رو بر آن شديم اعتراضي گسترده تر از قبل برپا نماييم تا مگر اينبار بتوانيم با صدايي رساتر حرف خود را به مسئولين كه گويي نواهاي اعتراض قبل هرچند هم كه بلند بود نتوانست آنان را از خواب بيدار كند٬برسانيم و با درخواست اخراج سيرك از پارك طبيعت پرديسان بتوانيم با همبستگي گروهي اين لكه ننگ را از پيكر زخم خورده محيط زيست كشور عزيزمان پاك نماييم و بايد به ياد داشته باشيم امروز ديگر جاي آن نيست كه دوستداران طبيعت حاميان حيوانات را تنها بگذارند و بگويند اين امر فقط مربوط به آنهاست٬چرا كه امروز بايد تمامي افراد و اقشار طبيعت دوست دست در دست هم دهيم و از آرمانهايي دفاع كنيم كه چندي پيش محيط بانانمان بر راهش جان خود را فدا كردند و به احترام خون پاك آن شهيدان نبايد اجازه دهيم آرمانهايشان بي ارزش شوند.اميد است كه با ياري و حضور سبزتان دوشادوش يكديگر به اين مهم دست يابيم.

 


 
جاده سازي و گردشگري، چالش کوه‌هاي ايران
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

       « گزارشی از الهه موسوی در مورد روز جهانی کوهستان؛

           نظرات دکتر یخشکی، عباس محمدی، و ... »     در اين‌جا بخوانيد


 
مطلبی از نماينده‌ی انجمن کوه‌نوردان در مازندران، به مناسبت روز جهانی کوهستان
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢٦ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

کوه‌ها امانت‌دار  ميراث طيبعی و فرهنگی                  در اين‌جا بخوانيد


 
برنامه‌هاي گردش‌گري سيما مخرب هستند
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی
 
گزارش برگزاري مراسم روز جهاني كوهستان
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در اين‌جا بخوانيد

           

            

           

             


 
سمبل کاری در حراست از ميراث فرهنگی شهر
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٢ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

داستان سربرآوردن یک شبه ی حصارهای کارگاه ساخت ایستگاه مترو در محوطه ی جلوی تاترشهر، و اعتراض اهالی هنر و دوستداران میراث فرهنگی به این تجاوز را در یکی دو هفته ی اخیر شنیده اید . این کار ، یک نمونه ی دیگر از کارهای "ضربتی" پرشمار شهرداری تهران در دوره ی مدیریت قالیباف بود که مشابه آن را در یورش های ناگهانی – و غالبا شبانه – به پارک جنگلی لویزان ، پارک جنگلی سرخه حصار ، درختان حاشیه ی خیابان آزادی ، و ... دیده ایم . این که در شهری با دویست سال پیشینه ی پایتخت بودن و صد سال سابقه ی داشتن شهرداری ، هنوز شهردار لازم می بیند دست به کارهای عمرانی ضربتی بزند و حتی  ستادی برای این کار درست کند ( سامانه ی 137 ) ، خود نشان از بیمار بودن نظام مدیریت شهری در کشور ما است . در این نظام ، برنامه ریزی  درازمدت که هیچ ، حتی در بسیاری موارد برنامه ریزی درست کوتاه مدت هم جایگاهی ندارد . مثال بارز در این مورد ، این که بزرگ راه حکیم همین دوسه سال پیش تکمیل شد و در تقاطع با بزرگ راه چمران ، پایه ها و رمپ های آن طوری ساخته شد که امکان تعریض چمران را نمی دهد . و حال می بینیم که شهرداری مشغول تعریض بزرگ راه چمران است !

با این وصف ، دیگر نمی توان توقع داشت که در کار طولانی ساخت مترو ، برنامه ریزی و جامع نگری وجود داشته باشد . چنین است که اینک می بینیم برای ساخت ایستگاه های مترو ، پارک ها ، میدان ها ،  زمین هایی که در طرح فضای سبز بوده ، و حتی محوطه ی آثار منحصر به فرد فرهنگی ، مورد تجاوز قرار می گیرند . اما ، درعین حال نکته ی دیگری هم در ماجرای پارک شهر توجه برانگیز است که اهمیت آن کم تر از موضوع بالا نیست ؛ مسوولان میراث فرهنگی ، مدیر تاتر شهر ، و هنرمندان و دوستداران تاترکه در این مورد ، هماهنگ و یک پارچه با  تجاوز مخالفت کردند ، پس از بیست متر آن طرف تر رفتن کارگاه مترو ، اظهار خوشحالی کردند و با خیال آن که به پیروزی دست یافته اند ، ساکت شدند . در واقع ، هیچ تغییری در محل ایستگاه صورت نگرفته است و گذشته از این که قطار تقریبا از زیر ساختمان تاتر شهر عبور خواهد کرد و لرزش های حاصل از این رفت و آمد ، ساختمان را تحت تاثیر خواهد گرفت ، منظر و حریم تاتر شهر باز هم مخدوش خواهد شد . اما ، مرام زندگی "باری به جهت" و گریز از درگیر ساختن خود به امور جدی ، مانع از آن شد که " دل سوزان فرهنگ" بیش از آن چند غرولند و یک تهدید به تجمع در جلوی تاتر شهر ، کار دیگری بکنند .

به ما یاد داده اند که جدی و پی گیر نباشیم و در هر امری ، سهل بگیریم ... که " سخت گیرد جهان بر مردمان سخت گیر" .  
 
... و کوه ها گرم تر می شوند (۳)
ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢٠ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در صد سال گذشته ، میانگین دمای سطح زمین بین 0.3 تا 0.6 درجه ی سانتی گراد افزایش یافته است . در این قرن ، ده سال گرم به ثبت رسیده و دهه ی 90 میلادی احتمالا گرم ترین دهه ی هزاره در نیم کره ی شمالی بوده است . سال 1998 گرم ترین سال ، و پس از آن سال 2005 دومین سال گرم ثبت شده بوده است . بنا بر تخمین های هیات " بین دولتی تغییرات جوی" ( آی پی پی سی ) گرم شدن زمین در قرن 21 ادامه خواهد یافت ؛ اگر میانگین دمای زمین در 1990-1961 را دمای متوسط بگیریم ، در فاصله ی 1990 تا 2100 این دما ، بسته به مدل جوی و مقدار گازهای گلخانه ای که آزاد می شوند ، می تواند افزایشی بین 1.8 تا 5.8 درجه ی سانتی گراد داشته باشد .

ممکن است به نظر رسد که تغییرات درحد چند درجه تاثیر چندانی بر حیات ندارد ، به ویژه که ما در طول سال با تغییر فصله ، و حتی در هر شبانه روز ، شاهد بالا و پایین رفتن چند ده درجه ای دما هستیم و ظاهرا هیچ آسیبی به حیات جانوری و گیاهی و انسانی وارد نمی شود ! اما جالب توجه است بدانیم که تغییر میانگین دمای زمین ، تاثیر شدیدی بر جلوه های زندگی دارد؛ در این میان عقب نشیینی یخچال های کوهستانی ، شاهد شاخصی بر این تاثیرات هستند . برای مثال ، بالا رفتن حدودا یک درجه ای دما در آلپ ها ، سبب شده که سطح یخچال های این منطقه حدود 40 درصد ، و حجم آن ها 50 درصد کاهش یابد . صد سال پیش در "پارک ملی یخچال" در کوه های راکی آمریکا ، 150 یخچال وجود داشت . امروزه فقط 27 یخچال در آن جا باقی مانده است و با روند کنونی ، 25 سال دیگرهیچ یخچالی در پارک ملی یخچال باقی نخواهد ماند . از سال 1900 تا کنون ، 80 درصد برف های کلیمانجارو از میان رفته و ممکن است تا سال 2020 کل آن نابود شود .

عقب نشینی یخچال ها و بالا رفتن "برف مرز" ها ، سبب به هم خوردن نظم طبیعی زیست بوم ها می شود . برای مثال ، پاره ای گونه ها از پایین دست به بالا می روند و فشار بر گونه های بومی ارتفاعات بیشتر می شود . این امر ، اثر مخربی بر " زی گونگی" ( تنوع زیستی ) دارد . از نظر تاثیر بر زندگی انسان ، کافی است بدانیم که یخچال های هیمالیا و ذخیره ی آب شیرین آن ها ، بخش جدایی ناپذیری از سامانه ی پشتیبانی زیست نیمی از جمعیت جهان هستند . کوه ها با نگاه داشتن یخ و برف و رها کردن تدریجی آب ، نقش بی همتای " برج های آب" را برای زیستمندان پهنه ی زمین داشته اند . هرگونه تغییر در الگوهای آب وهوایی می تواند فاجعه هایی را برای این زیستمندان – از جمله انسان-  در پی داشته باشد .

در کشورهای خشک مانند ایران ، گرم شدن زمین اثرات فاجعه بار بیشتری دارد ؛ ذخیره ی کم تر برف در کوه ها می تواند رودخانه های دایمی را به رواناب های فصلی بدل سازد و در نتیجه در نیمه ی دوم تابستان و در پاییز با کمبود شدید آب روبرو شویم . از سوی دیگر در نتیجه ی گرم تر شدن هوا ، ذوب ناگهانی برف ها در بهار شدیدتر خواهد شد و در نتیجه سیل های بیشتری جاری خواهد شد . به این ترتیب ، چرخه ی سیل- خشک سالی شکل خواهد گرفت ، پدیده ای که در 15-10 سال اخیر شاهد آن بوده ایم . تاثیر دیگر گرم شدن زمین ، افزایش تبخیر خواهد بود که در سرزمین های خشک تاثیر ویران گر زیادی بر خاک و تالاب ها و دریاچه های پشت سدها دارد . گرم شدن کوه ها ، اقامت ییلاقی دام داران را در کوهستان طولانی تر کرده که این امر ، فشار بر منابع طبیعی حساس کوهستان را تشدید کرده و فرسایش خاک را نیز افزایش داده است .

در پاره ای منطقه ها ، عقب نشینی یخچال ها سبب پدید آمدن دریاچه هایی در پشت دیواره های سست مورنی شده است . سیل های ناشی از باز شدن این دریاچه ها ، در سال های اخیر در بخش هایی از هیمالیا – به ویژه در شرق آن- تاثیر بسیار مخربی بر زندگی مردم و تمامی زیست بوم ها داشته است .

تلاش برای کاستن از روند گرمایش زمین ، حفظ جنگل های کوهستانی و نیز جنگل های کم ارتفاع که رطوبت را برای ارتفاعات تامین می کنند ، و حفظ دیگر پهنه های طبیعی باقی مانده که سبب برقراری ارتباط زیستگاه ها می شوند ، از وظیفه های همگان و به ویژه مدیران کشور است .  فقط با این کارها می توان امید داشت که حیات همچنان باتنوع و باشکوه بماند و انسان ها آسودگی و آرامش بیشتری داشته باشند .

 

عباس محمدی

 

با استفاده از :

Mountain Forum Bulletin , July 2007


 
روز جهانی کوهستان
ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۸ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

                    


 
... وکوه ها گرم تر می شوند (۲)
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

به نظر می رسد که فقط در ایران نیست که رویدادها – حتی از نوع فاجعه بار- بهانه ای می شود برای نشست و برخاست های خودنمایانه ی سیاستمداران ؛ در آمریکا و واتیکان هم برای نشان دادن فاجعه های زیست محیطی ، مراسم پر ریخت و پاشی برگزار می کنند که خود کمکی است به گرم تر شدن زمین ! درحالی که برای جلوگیری از گرمایش زمین ، انسان ها باید کم تر مصرف کنند ، کم تر به سفر – به ویژه سفرهای هوایی – بروند ، و از هرگونه مراسم تجملاتی پرهیز کنند ... اما ، سیاستمداران و کوچک ابدال های آنان ، سوزان شدن زمین را نیز دستاویز جلوه فروشی قرار داده اند .

« ستم مساوی ، عدل است !» ؛ برپایه ی این ضرب المثل خودمانی ، می توانیم چندان هم ناخرسند نباشیم که دومین مقام اجرایی کشور ، به تازگی امر محیط زیست و کنترل جمعیت را « توطئه ی غربی ها » خوانده است . در غرب ( به ویژه در آمریکا )  هم ، مقام های اجرایی برای نگاه داشتن سرمایه سالاران در پست سر خود ، هنوز استدلال ها و نشانه های های آشکار را در این مورد که « پیشرفت و توسعه» به سبک امروزین ، زمین را به نابودی می کشاند ، کافی نمی دانند و به گفته های پاره ای اقلیم شناسان استناد می کنند که در تشخیص تغییرات اقلیمی باید دوره های طولانی – دست کم چندصدساله – را در نظر گرفت ، و نه دوره های کوتاه چند دهه ی اخیر را که گرم شدن غیر عادی زمین را نشان می دهند . گویا باید برای جلوگیری از اثر تخریبی گازهای گلخانه ای که زمین را گرم کرده و قطب ها را کوچک ساخته و کلاهک های برفین و دلکش کوه ها را به باد داده اند ، باید دویست – سیصد سال دیگر صبر کنیم تا آقایان به الگوی قابل استناد زمین شناختی دست یابند !

ما کوه نوردان اما ، در همین عمر کوتاه خود تغییراتی را به چشم دیده ایم که اگر با همین شدت ادامه یابند ، در زمان عمر یک نسل دیگر ، دست کم در ایران  چیزی به نام یخچال یا برفچال بر جای نخواهند گذاشت . در شهریور سال 1360 که دیواره ی یخی دره ی یخار دماوند را به همراه استاد بابایی و دیگران صعود می کردیم ، آن را دیواره ای عمودی از یخ درمیان دهلیزهای بزرگی از یخ و برف دیدیم ؛ اسلایدهای دوست ام سهند عقدایی که در سال ۱۳۸۵ به صعود این "دیواره" ی یخی دست زده بود ، مرا متاثر کرد که این یخ پاره ی کوچک و کم شیب کجا و آن هیولا کجا ؟! در پوستر روز جهانی کوهستان امسال ، تصویر یخچال علم کوه در مرداد 1360 را با عکس همین جا در سال ۱۳۸۴ کنار هم آورده ایم ، با قیاس این دو به سادگی می توان دریافت که این یخچال که شاید تنها نمونه ی یخچال دره ای در منطقه ی خاورمیانه و افریقای شمالی باشد ، آخرین سال های عمر خود را سپری می کند . در هر کوهستان دیگر ایران هم می توانیم کوتاه تر شدن دوره ی زمستانی و کم دوام تر شدن پوشش های برفی را در مقایسه با 15-10 سال پیش ببینیم . شاید کوچک بودن پهنه های برف و یخی ایران ، مانع نمایان شدن خطر زوال آن ها در نظر ساده انگار ما باشد ، و به این دلیل بد نیست که آمارهایی از منطقه ی بزرگ هیمالیا بیاوریم .

یک پژوهش دراز مدت که به دست فرهنگستان علوم چین انجام شده ، نشان میدهد که در 24 سال گذشته در 46928 یخچال این کشور ، 5.5 درصد عقب نشینی پدید آمده که برابر است با بیش از 3000 کیلومتر مربع یخ . این مطالعه ، پیش بینی می کند که اگر تغییر اقلیم با همین نرخ ادامه یابد ، تا سال 2050 دوسوم یخچال های چین و تا سال 2100 تقریبا تمامی آن ها ناپدید خواهند شد . در هیمالیای هند ، یخچال گانگوتری از سال 1780 تا 2001 حدود دو کیلومتر عقب نشینی کرده است . در کشور بوتان ، عقب نشینی یخچال مطابق مقایسه ای که میان نقشه های مربوط به سال 1963 با عکس های ماهواره ای 1993 صورت گرفته ، تقریبا هشت درصد بوده است .در بوتان ، پاره ای یخچال های کوچک به کلی ناپدید شده اند . از 1962 تا 2000 عقب نشینی یخچال ایمجا در نپال 41 متر در هر سال بوده است که این رقم برای فاصله ی 2000 تا 2006 معادل 74 متر در هر سال بوده است . در مواردی ، با عقب نشینی یخچال ها دریاچه های یخچالی پدید آمده اند . مطالعه ی این گونه دریاچه ها در نپال ، نتیجه های تکان دهنده ای را نشان می دهد .

 
... و کوه ها گرم تر می شوند
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

« گرم شدن زمین ، و کوه ها » مطابق چند یادداشت که در نشریه ها و تارنمای ماونتین فوروم در یک سال گذشته به چشم می خورد ، می بایست موضوع یا شعار روز جهانی کوهستان در سال 2007 باشد .این سال ، به دلیل ذوب سریع یخ های قطبی در سال های اخیر(که چند برابر بیشتر از سرعت ذوب یخچال های کوهستانی بیرون از قطب است ) سا ل جهانی قطب نامیده شد . همچنین ، شعار روز جهانی محیط زیست درسال 2007، " یخ های ذوب شونده ، موضوعی داغ ؟ " بود . و دیگر این که امسال ، یکی از معروف ترین سیاستمداران جهان فیلمی پرسروصدا درباره ی گرم شدن زمین ساخت ، که به برکت آن چند جایزه – از جمله ، جایزه ی صلح نوبل – را برد . پاپ هم بسیاری را از سراسر جهان به قطب شمال برد تا گرم شدن زمین را ببینند ... ! با این همه ، اما کوه ها همچون همیشه ، مظلوم واقع شدند و ذوب شدن پوشش سفید و خیال انگیز آن ها و از شکل افتادن شان چندان حساسیتی را برنیانگیخت ؛ چنین است که در آستانه ی روز جهانی کوهستان ، حتی در تارنمای ماونتین فوروم  هم چیز زیادی در مورد این رویداد به چشم نمی آید .

(ادامه دارد )
 
گنج‌نامه همدان لرزش‌های تله‌کابين را دوام نمی‌آورد
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 

مطلبي درباره‌ي تله‌كابين گنج‌نامه، و نظر «ديده‌بان كوهستان» در اين‌ مورد؛

در ميراث خبر بخوانيد.

 


 
فراخوان برگزاری مراسم روز جهانی کوهستان
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

11 دسامبر ( 20 آذر ) به عنوان روز جهانی کوهستان نامیده شده است .

انجمن کوه نوردان ایران ، همچون سه سال گذشته ، با همکاری باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات مراسمی را با عنوان " جشن کوهستان " به این مناسبت برگزار خواهد کرد . در این مراسم ، استادان محیط زیست سخنانی را در مورد محیط های کوهستانی کشور بیان خواهند کرد ، چند قطعه موسیقی اجرا خواهد شد ، و ضمن پذیرایی ، کوه نوردان و طبیعت دوستان با یکدیگر دیدار خواهند کرد . در سالن جنب سالن اصلی مراسم ، نمایشگاهی از کتاب ها و دیگر نشریه های کوه نوردی  برگزار خواهد شد .

از علاقمندان دعوت می شود برای شرکت در این مراسم ، با دفتر انجمن تماس بگیرند : تلفن 66712243 از ساعت 1 تا 6 بعدازظهر .

 

گروه دیده بان کوهستان انجمن از دوستان شهرستانی دعوت می کند که به اجرای مراسم مشابه در شهرهای خود بپردازند . برنامه های پاک سازی کوهستان ، آموزش چهره به جهره ، کار با مطبوعات و دیگر رسانه ها  می تواند از دیگر فعالیت ها به این مناسبت باشد .


 
به باد دادن داشته ها ...
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۸ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

چکیدن آب از سقف سالن سران ؛ اشارتی بر نشت ثروت های ملی !

« بارش باران و ریزش آب از منافذ سقف سالن اجلاس سران ... موجب توقف سخن رانی معاون اول رییس جمهور شد . پرویز داودی که در نخستین همایش بین المللی ژنومیکس و بیوتکنولوژی سخن می گفت ، در حضور مهمانان داخلی و خارجی دو بار سخن رانی خود را [قطع کرد] ... » ( روزنامه ی جام جم ۴/۹ / 86 ) .

سالن سران ، در زمستان ( یا پاییز؟ ) 1376 با شتاب گشایش یافت تا کنفرانس سران کشورهای اسلامی در آن برگزار شود . پیدا است که عجله کاری در ساخت این بنا ، نه تنها به پدید آمدن ساختمانی بیگانه با اصالت های معماری ایرانی منجر شده ، بلکه همچنین " سمبل کاری " در رعایت اصول اولیه ی را نیز در پی داشته است .   در عین حال ، گفتنی است که این ساختمان در محلی بنا شد که یکی از پارکینگ های نمایشگاه بین المللی بود. به یاد دارم که در همان روزهای کنفرانس هم باران شدیدی در تهران بارید و روزنامه ها نوشتند که چفیه و عگال و کت و شلوار بسیاری از سران ، در سالن خیس شد و تعدادی کارگر با سطل و گونی وارد سالن شدند تا آب ها را جمع کنند !  و اینک ، ده سال بعد ... . با این اوضاع ، مطمئن ام که تا چند ده سال دیگر هم مشکل چکه کردن سقف ها در ایران حل نخواهد شد . از بچگی ( حدود چهل سال پیش ) به یاد دارم که تقریبا پس از هر باران و برف سنگین ، در هر خانه ای که بوده ایم ، موضوع نفوذ آب از بام به سقف طبقه ی بالا و حتی سقف طبقه های میانی - چه به دلیل آب زیادی که از بام به طبقه ی بالا وارد شده ، و چه به دلیل ترکیدن لوله ها یا شستن کف اطاق ها ... _ یکی از دردسرهای ما بوده است . به یقین  هر ایرانی دیگر هم ، چه بام خانه اش کاهگلی باشد و چه قیرگونی و چه از این ایزولاسیون های جدید ، چند بار با این مشکل روبرو شده است .

قضیه چیست ؟ ملتی که در بسیاری جاها از تمدن کهن خویش یا خدمات دانشمندان اش به جهان علم می گوید ، و مدیران اش که لاف های گزاف از پیشرفت کشور در عرصه های گوناگون می زنند ، چگونه است که در خم حل موضوع ساده ی عایق کاری و درزبندی درمانده است ؟!  من حدس می زنم ، این موضوع بیشتر مربوط به دوران معاصر ( 80-70 سال اخیر ) باشد که ما از سویی با معماری سنتی خود وداع کرده ایم و از سوی دیگر ، معماری غربی را – مانند بسیار چیزهای غربی دیگر – ناقص و سرسری به عاریت گرفته ایم . در قدیم ، در هر پاییز ، کاهگل بام در نخستین باران پاییزی ، با " بام غلطان " مرمت می شد و هرچند سال یک بار ، پوشش بام با کاهگلی که جند هفته خیسانده شده و خوب عمل آمده بود ، تعویض می شد . امروزه ، اما افرادی با عنوان های مهندس و دکتر ، برای ما ساختمان می سازند و به ما اطمینان می دهند که تمامی اصول ساختمان سازی در این یا آن بنا رعایت شده ، اما واقعیت این است که روح منفعت طلبی بی تعهد چنان بر این کار غالب شده که بسیاری از ضوابط ساختمان سازی به راحتی زیر پا گذاشته می شوند ؛ نه تنها اصول جدیدی همچون ضوابط زیست محیطی ، بلکه اصول اولیه ای مانند ایزولاسیون  سقف و ایمن بودن ساختمان در برابر زمین لرزه . همچنین ، موضوع مدیریت مصرف آب و بازیافت آب تقریبا در هیچ ساختمان و مجتمع ساختمانی به چشم نمی خورد .

فقط آب نیست که در این ساختمان های " مدرن " نشت می کند ؛ وضع اتلاف انرژی از این هم بدتر است ، چنان که مهندس بهرام غفاری ، رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران ، گفته است که « در 96 درصد ساختمان های تهران ، انرژی هدر می رود » ( روزنامه ی دنیای اقتصاد 30/7/86 ) . دبیر سمینار راهکارهای اجرایی مبحث 19 مقررات ملی ساختمان ( مبحث مرتبط با صرفه جویی سوخت در ساختمان ها ) هم گفته است که در سال 1385 معادل 12 میلیارد دلار اتلاف انرژی در ساختمان های بخش های تجاری و خانگی صورت گرفته است  ( ایران 16/8/1386 ) .

در ایران ، با صرف میلیاردها دلار سرمایه ی ملی بازنگشتنی ( نفت و گاز ) ، و به قیمت خشک کردن تالاب ها و به هم زدن سامانه ی زیست انسانی و طبیعی در پایین دست ، ده ها سد ساخته شده اند تا آب و برق برای ما  تامین شود ، و بعد این آب و برق گران به دست آمده چنین مسرفانه ریخت و پاش می شود . به نظر نمی رسد که فقط بی اعتنایی به ارزش ثروت های ملی ، عامل بی دقتی در ساخت و سازها باشد ، بلکه آن دسته عواملی  که ثروت اندوزی از راه های غیر تولیدی و رانت خواری را دامن می زنند ، نیز در این بی اخلاقی دامن گستر بسیار موثراند .

شاید بهتر باشد به جای صرف وقت و پول برای کارهای دهان پرکنی مانند ژنومیکس و بیو تکنولوژی و ... مانند این ها ، به موضوعات ساده تر و پایه ای بپردازیم

 


 
درس‌هايی از يک دوست
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ٦ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

 


 
نمايشگاه عكس محمد حسن نجاريان در تهران
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ٤ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

             

سه شنبه ۶ آذر تا ۱۵ آذر ۱۳۸۶

تهران/ تقاطع سمیه و حافظ/ حوزه هنری /نمایشگاه خانه عکاسان ایران

افتتاحیه ۵ بعداظهر روز سه شنبه 


 
بازديد زيست محيطی از برج ميلاد (۲)
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۳ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

در مورد مسایل زیست محیطی برج میلاد ، همان گونه که در نامه ی آقای هاشمی آمده بود ، دو دسته مساله به نظر می رسد : یکی مسایل کنونی آن و دیگر، مسایل آینده ی آن . می توان قایل به دسته ی دیگری هم شد و آن ، مسایل پیش ازآغاز عملیات ساخت است که اگرچه شاید طرح آن ها امروزه بلاموضوع به نظر رسد ، اما دست کم می تواند درس عبرتی باشد برای آینده و طرح های دیگر . از این دسته ی آخر می توان اشاره کرد به این که تمامی تپه های گیشا که بخش مهمی از آن اکنون به زیر ساخت وساز برج رفته ، از گذشته های دور جزو طرح فضای سبز شهر تهران بوده است که در این مورد هم مانند  بسیاری کارهای دیگر شهرداری و نهادهای دیگر ، ساده ترین راه برای تملک زمین جهت ساخت و سازهای کلان ، گویا تصرف فضاهای سبز یا محدوده های پیش بینی شده برای آن بوده است . در زمینه ی مسایل پیش از ساخت ، این را هم می توان گفت که چرا برج در نزدیکی یکی از گسل هایی که روی نقشه های منتشره توسط خود شهرداری هم دیده می شود ، بنا شده است ؟  شاید راحت بودن تصرف زمین فضای سبز – و البته بلند بودن آن که خود کمکی است به مرتفع تر شدن برج – سبب شده باشد که نسبت به موضوع گسل " تجاهل العارف " شود ؟! از همین جا ، یک پرسش زیست محیطی در مورد مخاطرات زیست محیطی برج میلاد می تواند این باشد که آیا حداکثر پیش بینی ممکن برای ضدزلزله بودن آن شده است ؛ به ویژه با توجه به کاربرد آن همه شیشه در نمای آن ؟ ضمن آن که ممکن است بنا در جریان زلزله ، ویران نشود ، اما به دلیل نزدیکی زیاد به گسل ، کج و غیر قابل استفاده شود .

اما ، چند مساله ی مربوط به وضع امروز برج :

* پساب های مربوط به ساخت و ساز و توالت ها و حمام ها در چاه های جذبی ریخته می شود ، و به نظر می رسد که مقداری ازآن ها هم به علت شیب محل و شنی بودن خاک ، به اطراف نشت می کند .

* در هر جا که ماشین آلات و منبع های گازوییل دیده می  شود ، ریخت و پاش روغن موتور و سوخت هم به چشم می خورد . 

* آن گونه که از ظاهر تپه ها برمی آید ، هیچ تلاشی نشده است که لطمه ی کم تری به درختان موجود وارد شود ، و تجاوز به محدوده ی فضای سبز بیشتر از حداقل لازم صورت گرفته است . 

* به نظر نمی رسد که بحث مدیریت مصرف انرژی ، در هیچ جا از تاسیسات موجود ( ساختمان های اداری ، کمپ کارگری ، کارگاه های اطراف و داخل برج ... ) مورد نظر قرار گرفته باشد . برای نمونه ، می توان به دیگ بزرگ آب گرم نزدیک کمپ کارگری اشاره کرد که در زمان بازدید ما ، سوراخ بود و آب گرم پرفشار از آن بیرون می زد !

* وضع بهداشتی کمپ کارگری ، اسف بار است : در هر اتاق ، 20-15 نفر به سر می برند ، اتاق ها تهویه ی مناسب ندارند ، گرمایش و سرمایش اتاق ها به هیچ وجه مناسب نیست ، دفع زباله مناسب نیست و در اطراف کمپ زباله های زیادی به چشم می خورد ، حمام ها و توالت های کمپ غیربهداشتی هستند ، کارگران از خدمات مناسب پزشکی برخوردار نیستند . 

و چند نکته در مورد مخاطرات محتمل در آینده :

* قرار است پساب  این مجموعه ی عظیم ، به شبکه ی فاضلاب تهران وصل شود ؛ راه بهتر آن است که این پساب ها در محل تصفیه و بازیافت شود . 

* لازم است صرفه جویی در مصرف انرژی کاملا رعایت شود ( عایق بودن دیوارها و پنجره ها ، استفاده از لامپ های کم مصرف ، جلوگیری از نورپردازی افراطی ، نصب سلول های خورشیدی و در صورت امکان توربین کوچک بادی ... ) .

* صرفه جویی در مصرف آب ( مصارف انسانی ، فضای سبز ) اکیدا رعایت شود .

* جلوگیری از تولید زباله ی زیادی با ممنوع ساختن استفاده از ظرف های یک بارمصرف در رستوران ، تفکیک زباله در محل در تمام بخش های برج ، خودداری از کاغذبازی با به کارگیری خدمات رایانه ای ، و ... . 

* پیش بینی هایی صورت گیرد که بازدیدکنندگان برج ، تاحدامکان توسط وسایل حمل و نقل همگانی به محل بیایند و نه با خودروهای شخصی ( فراهم ساختن اتوبوس های مناسب ، درنظر گرفتن ورودیه ی سنگین برای پارکینگ ها ) .  

* پیش بینی دقیقی برای احداث ایستگاه آتش نشانی و امداد صورت گیرد .

چند پیشنهاد : 

* برنامه های پایش زیست محیطی از سوی سازمان های مردم نهاد ، به صورت منظم اجرا شود .

* در بازسازی فضای سبز اطراف برج ، تاحدامکان ، درختان موجود که کم و بیش کهن شده و با محیط تطبیق یافته اند ، حفظ شوند . 

* روی بدنه ی برج ، پیش بینی محل هایی برای لانه گذاری پرندگان ( کبوتر چاهی ، گنجشک ، کلاغ ، وحتی پرندگان شکاری ) بشود . 

* در محوطه سازی ، و همچنین در معماری داخلی و بیرونی برج، به میراث  فرهنگی ایرانی توجه بیشتری شود.

* به عنوان یک کوه نورد مایل ام پیشنهاد دهم که دست کم بخشی از یک ضلع برج ، به احداث دیواره ی مصنوعی سنگ نوردی اختصاص یابد که این خود می تواند به جاذبه ای برای برج بدل شود و کاربری ورزشی هم برای آن فراهم آورد .

در پایان لازم می دانم به سهم خود ، از دعوت آقای هاشمی مسوول امور محیط زیست برج میلاد سپاسگزاری کنم ؛ نظرخواهی از سازمان های غیردولتی زیست محیطی ، می تواند نشانه ی توجه جدی مدیران این پروژه به امر محیط زیست باشد .

عباس محمدی


 
بازديد زيست محيطی از برج ميلاد
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱ آذر ۱۳۸٦ : توسط : عباس محمدی

امروز به دعوت آقای هاشمی ، مسوول امور محیط زیست شرکت یادمان سازه ، به محل  برج میلاد رفتیم ( به همراه نمایندگان سه چهار سازمان غیردولتی دیگر ، و نماینده ای از شبکه ی سازمان های غیردولتی محیط زیست) . در نامه ی آقای هاشمی آمده بود که « شرکت یادمان سازه درنظر دارد از نقطه نظرات کارشناسان تشکل های زیست محیطی درباره ی مخاطرات [زیست محیطی] برج میلاد ( هم درحال حاضر و هم در آینده ) اطلاع کسب نماید .»

خوب ، جای بسی تشکر( هم به معنای شکرگزاری ، و هم به معنای سپاس گزاری ) است ! جای شکر است که یک شرکت وابسته به شهرداری تهران ، در فکر ارزیابی مخاطرات زیست محیطی یک طرح بزرگ است ، و جای سپاس گزاری است که برای این کار گوشه چشمی هم به سازمان های غیردولتی که در واقع نمایندگان افکارعمومی هستند ، دارند . شکی نیست که اگر مردم از جزییات پروژه های ملی آگاهی داشته باشند ، می توانند به مدیران دولتی و دیگر مدیران ارشد کمک کنند که خطاهای کم تری داشته باشند ، و به علاوه از انتقادکننده ی صرف – که ممکن است فقط غرغرو باشد – به یک ناظر موثر در پیشرفت کار بدل شوند . خود من تا امروز ، هرگاه که از زیر برج میلاد می گذشتم ، فقط به این می اندیشیدم که چرا تپه های گیشا که از چند دهه پیش برای فضای سبز در نظر گرفته شده بود ، چنین پایمال ساخت وساز شده است ، و چرا در این سازه ی غول آسا و سربه فلک کشیده که سازندگان اش می کوشند آن را نماد نوین شهر تهران جا بزنند ، هیچ اثری از معماری ایرانی نیست ؟! اما از امروز بعدازظهر " جو گیر " شده ام (!) و در فکرم که علاوه بر بیان انتقادهایم ، پیشنهادهایی نیز بدهم  تا شاید برج ، با محیط  زیست منطبق تر و روح درختان نابودشده ی تپه های گیشا هم شاد شود !

پس از بازدید از بالا و پایین برج و گفتگو با مسوول روابط عمومی و مسوول فضای سبز و یکی دو نفر از کارکنان تاسیسات  و بازدید از کمپ کارگری ، بین خودمان قرار گذاشتیم که سی دی و مجله ی داده شده را که دربرگیرنده ی اطلاعاتی درمورد برج است ، بخوانیم و سپس در جلسه ای به جمع بندی نظرات بپردازیم و آن را در قالب نامه ای به آقای هاشمی ارایه دهیم .

( ادامه دارد)