اعتماد و محیط زیست کلار دشت
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۳٠ دی ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
توریسم به سبک ایرانی مطالعه ی موردی کلاردشت
آخرین نفس های کلاردشت

 
مروری بر پرونده ی آلودگی هوای تهران
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

بخشی از مقاله ی زیر ، در تاریخ ٩/١٠/٨٧ در این وبلاگ آمد . به مناسبت ٢٩ دی ( روز هوای پاک ) متن کامل مقاله را که در روز 16/10 به پایان رسیده ، می بینید .

آلودگی هوای تهران ؛ می خواهند کم تر شود ؟!

 

 زنده یاد علی عزیزی که در روز پنج شنبه 5 دی ماه 1387 درگذشت ، 55 سال داشت . او کوه نورد و اسکی باز بود و هیچ پیشینه ی ناراحتی قلبی و بیماری های دیگر نداشت . او با آن که کوه نوردی شناخته شده و با سابقه بود و در یکی از کارهای بزرگ کوه نوردی ایران ( گشایش « مسیر ایرانی ها » روی دیواره ی علم کوه  در سال های 1361 و 62 ) نقش داشت ، اما در این ورزش زیاده روی هم نکرد و به ویژه در این سال های اخیر فشاری به خود وارد نیاورد . عزیزی ، کار و کسب خوبی داشت و به نظر نمی رسید که مشکل خانوادگی یا چیز دیگری  که استرس خاصی بر او تحمیل کند داشته باشد . ایست قلبی او نه در کوهستان یا در حین فعالیتی غیرعادی بلکه در شهر تهران رخ داد .

درگذشت علی عزیزی ، فقط یک نمونه از صدها مرگی است که مشکل بتوان جز آلودگی دهشتناک هوا ، عامل دیگری را سبب ساز آن دانست .

 

چند هفته است که هوای تهران ، همچون 20-15 سال گذشته ، در روزهای سرد به مرز مرگ آور رسیده و حتی  صدای پیروان  سیاست « بخوابید ، شهر در امن و امان است » ، نیز درآمده است . روزنامه های دولتی و  شهرداری و شورای شهر و نمایندگان مجلس و سازمان هواشناسی و سازمان محیط زیست و ... پیوسته از وخامت اوضاع می گویند ، و البته همه ی این ها با انداختن تقصیرها به گردن دیگران ، منتظرند که شاید بادی بوزد و اوضاع از شرایط « اضطراری » و « هشدار » به درآید .

 

پانزده سال پس از « بیانیه ی هوای تهران » و 13 سال پس از وضع قانون


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد سازی از افتخار تا تردید
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

گزارش ارزنده ای را با عنوان بالا در اینجا  بخوانید .


 
گردش گری غیرمسوولانه
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

خبری در مورد آلودگی دریاچه ی کوهستانی گهر را در http://isdle.ir/news/index.php?news=255 بخوانید .


 
درباره ی "کشند سرخ" خلیج فارس
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

مطلبی درباره ی آلودگی اخیر خلیج فارس ( معروف به "کشند سرخ" ) را در اینجا بخوانید .


 
پیام به تیم نانگاپاربات
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

پیام عباس محمدی (رییس هیات مدیره ی انجمن کوه نوردان ایران) به تیم ایرانی نانگاپاربات را در اینجا بخوانید .


 
تخریب منابع طبیعی ایران
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

گزارش مونا قاسمیان (روزنامه ی اعتماد) ، از نشست در سازمان جنگل ها و مراتع با موضوع تخریب محیط زیست ایران ، اثرات سد سازی و ... را در اینجا بخوانید .


 
خلیج فارس "نیلگون" نیست (2)
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢٥ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

یکی از دوستان که در امور مربوط به دریا تحصیل می کند ، به یکی از اداره های محیط زیست هرمزگان مراجعه کرده و در مورد پدیده ی « کشند سرخ » و این که چرا سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه سکوت کرده ، سوال کرده است . در آن جا به او گفته اند که « کشند سرخ در خیلی دریاهای دیگر هم دیده می شود و این پدیده مربوط به گرم شدن غیر عادی اقلیم است .در خلیج فارس هم این پدیده رفع خواهد شد ... آلودگی جدید و غیرعادی یا لکه ی نفتی جدیدی هم دیده نشده ... » در مجموع برخورد آقایان همان طوری بوده که من آن را « سیاست بخوابید ، شهر در امن و امان است » نامیده ام ؛ در مملکت ما همه چیز روبراه است و جای هیچ نگرانی نیست !

اما ، عکس ها ، مشاهده ی عینی ، و گفته های اهالی منطقه غیر از این می گویند ؛ این وضع کاملا غیرعادی و بی سابقه است . لازم است که به مردم اطلاع رسانی بیشتری شود . باید کارشناسی دقیق تری صورت گیرد . ممکن است که ماهیان دریا بیش از این تلف شوند . شاید لازم باشد که مصرف ماهی جنوب تا مدتی متوقف شود و ... .

عکس زیر ( از وبلاگ www.nccg.blogfa.com ) نشان می دهد که آب سابقا شفاف و کاملا لاجوردی خلیج فارس به چه رنگ چرکینی بدل شده و چه میزان کف آلودگی غیرعادی بر روی آب دیده می شود . این عکس ، مربوط به همین برنامه ی هفته ی پیش ما است :


 
نشست انجمن
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                    هفتاد و سومین نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران  

                                       سه شنبه 24 دی ماه  1387

 

موضوع                                                             مدت                                        مجری

 

دیدار و پذیرایی                                                   نیم ساعت ( از 4:30 تا 5 بعدازظهر)

 

معرفی بیمه ی تکمیلی مسوولیت مدنی 

 سرپرستان برنامه های کوه نوردی                          نیم ساعت                          موسی عرب ورامین

 

سپاسگزاری از هیات مدیره ی پیشین                        15 دقیقه                           عباس محمدی

 

گزارش برنامه های شاخص گروه کوه نوردی             5/1 ساعت                        مصطفی تخیری

 سایپا (قله های لنین ، آیلندپیک ، برودپیک ، آلپ ها)

 

 

مکان : تهران – خیابان نجات اللهی ، نبش ورشو ، خانه ی شهریاران جوان

 

ورودی : برای اعضا 1000 تومان ، غیر اعضا  1500 تومان


 
خلیج فارس "نیلگون" نیست !
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

از ظهر دوشنبه ، با جمعی از دوستان گروه کوه نوردی نمونه به سفر رفتم و در این سفر ، از جزیره های قشم ، هرمز و هنگام دیدن کردیم . یک بار دیگر ، همچون سفرهای کوه نوردی و غیر کوه نوردی چند سال گذشته ، بیش از آن که از دیدن طبیعت کشور شاداب شوم ، اندوهگین شدم ! آب خلیج فارس ، در هر جا که ما دیدیم ( و آن طور که شنیدیم ،در همه جا ) قهوه ای یا قرمز چرک بود . محلی ها می گویند که به یاد ندارند هیچ گاه این پدیده که به «کشند سرخ» معروف است ، چنین گسترده و برای مدتی چنین طولانی در خلیج فارس ظهور کرده باشد . حدود سه ماه است که آب شفاف این دریا ، تیره و بدبو شده ؛ ماهیان گله گله می میرند ؛ صید بسیار کم شده ؛ پرنده های دریایی به ندرت روی دریا دیده می شوند ؛ و ظاهر آب همچون آب رودخانه ی جاجرود در حوالی ورامین ، بدرنگ و بدبو و کف آلود است .

همه جا ، حتی در ساحل جزیره ی کم جمعیت هنگام ،در ساحل ها انبوه زباله به ویژه بطری های خالی آب دیده می شود . قشری سیاه رنگ که بی تردید مربوط به مواد نفتی است ، تمام صخره های ساحلی را تا جایی که موج به آن ها برخورد می کند ، پوشانده است و ... . 

بقیه ی این سوک نامه باشد برای بعد که اکنون تازه از راه رسیده و بسیار خسته ام . 


 
محرم و محیط زیست
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

با تسلیت به مناسبت ایام عزاداری امام حسین

غذاهای نذری و ظرف های یک بار مصرف

چند سالی است که استفاده از ظرف های یک بار مصرف ، برای دادن غذای نذری به شدت رواج یافته است . متاسفانه ، نه تنها برای کسانی که در محل هیات ها غذا می خورند ، بلکه برای کسانی که غذا می گیرند و می برند هم چنین ظرف هایی را می دهند . از همه بدتر این که ، استفاده از سفره های یک بار مصرف هم در این گونه مراسم و حتی در رستوران ها ( به عنوان رومیزی ) متداول شده است

ظرف های دورانداختنی ، گذشته از آن که تجزیه ناپذیرند و سبب آلودگی جبران ناپذیر محیط زیست می شوند ، از نظر بهداشتی هم زیان آور هستند . چرا که اولا شسته نمی شوند و در جریان تولید و حمل ، معلوم نیست که چقدر آلودگی بر آن ها می نشیند و در ثانی ، به علت نفوذ ملکول های سنگین پلاستیک به داخل غذا می توانند موجب بیماری های گوناگون ازجمله سرطان شوند .

در کارگروه های کمیته ی محیط زیست شورای شهر تهران (که "دکا" نیز در آن ها حضور دارد) ، در مورد لزوم محدود سازی استفاده از این گونه ظرف ها صحبت هایی شده است ( از جمله ، در جلسه ی 9/10/87 ) ، و شهرداری هم گفتگوهایی با هیات ها و تکیه ها داشته است تا آن ها از ظرف های یک بار مصرف کمتر استفاده کنند و ظرف های پلاستیکی را از زباله های دیگر تفکیک کنند و تحویل ماموران جمع آوری زباله دهند .

 

سفرها و بی مبالاتی ها

در این روزها ، بسیاری از مردم برای شرکت در مراسم عزاداری سنتی ، به شهرها و روستاهای زادگاه خود می روند . سعی کنید حامل پیام های زیست محیطی برای همشهریان خود باشید . همچنین سعی کنید که آداب " سفر مسوولانه" را به کار بندید و آن را به دیگران یاد بدهید ؛ تا حد امکان با قطار و اتوبوس به سفر بروید و از بردن خودروهای شخصی خودداری کنید . از ظرف های یک بار مصرف استفاده نکنید ، و در صورت استفاده ، آن ها را در جاده و بیابان رها و با زباله های دیگر مخلوط نکنید . از آلوده سازی و تخریب محیط های طبیعی خودداری کنید ، شکار نکنید و با شکارچیان برخورد کنید .  در جاده ها مراقب باشید که حیوانات را زیر نگیرید و درصورت مواجهه با آن ها فقط دور شوید .

 

برخورد فعال داشته باشید

* به همسایه های خود بگویید که ظرف های یک بار مصرف ، برای محیط زیست و سلامتی زیان آور اند .

* تجهیز هیات ها به ماشین های ظرف شویی بزرگ ، یا استخدام کارگر برای شستن ظرف های استیل و ملامین می تواند بخشی از ادای نذر خیرین باشد .

* به هیات ها و دیگران آموزش دهید که درصورت استفاده از ظرف های یک بار مصرف ، آن ها را از باقی مانده ی غذا پاک کنند و در کیسه های جداگانه تحویل ماموران شهرداری بدهند.

* به مدیران رستوران ها ، بگویید که استفاده از ظرف های چینی زیباتر و بهداشتی تر است و انداختن رومیزی های نایلونی یک بار مصرف ، نمای میز را زشت و محیط زیست را آلوده می کند .

* از گرفتن غذا در ظرف های دورانداختنی خودداری کنید .


 
مصاحبه با ایسنا
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی
رییس انجمن کوهنوردان کشور:
تا وقتی مشکلات گردشگری رفع نشوند توقعی از رونق گردشگری ورزشی نمی‌توان داشت
دیگر از کوهنوردی منزجر شده‌ام

سرویس: گردشگری
1387/10/11
12-31-2008
11:08:11
8710-06063: کد خبر

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: گردشگری

رییس انجمن کوهنوردان کشور گفت: تا زمانی که محدودیت‌ها و مشکلات مربوط به گردشگری رفع نشوند، نمی‌توان توقع داشت گردشگری ورزشی و غیرورزشی رونق بگیرد.

 

 

عباس محمدی در گفت‌وگو با خبرنگار بخش گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این‌که برگزارکنندگان مسابقات زنان کشورهای اسلامی باید بیلان بدهند، بیان کرد: چه سودی از مسابقات ورزشی زنان کشورهای اسلامی تاکنون عاید ما شده است؟ به‌جز این‌که میلیاردها تومان هزینه و برای خود تبلیغات می‌کنیم. البته منظور این نیست که همه‌ی این کارها غلط هستند؛ ولی باید فکر و توجه کرد که کشورهای اسلامی دیگر چه می‌کنند و چگونه مسابقه برگزار می‌کنند که سود بیشتری به‌دست می‌آورند.

 

رییس انجمن کوهنوردان کشور با اشاره به این‌که پاییز، بهار و در برخی مواقع تابستان در ایران بهترین فصل برای کوهنوردی است، افزود: در این شرایط که گردشگران آمریکایی و اروپایی می‌خواهند برای کوهنوردی به ایران بیایند، باید تحت ضوابط کشور ما درباره‌ی پوشش اسلامی قرار گیرند. با توجه به این ضوابط، چند درصد گردشگران می‌توانند به ایران سفر کنند؟ اگر ما در سفر به یکی از کشورهای اروپایی مجبور شویم، لباس آن‌ها را بپوشیم، احساس توهین نمی‌کنیم؟ تا وقتی این مسایل را که تاکنون به آن‌ها کم‌تر پرداخته‌ایم، رفع نکنیم، نمی‌توان توقع داشت که گردشگری ورزشی و غیرورزشی رونق بگیرد.

 

این فعال محیط زیست و گردشگری گفت: دیگر از کوهنوردی منزجر شده‌ام، چون به هر منطقه‌ی طبیعی که پای می‌گذارم، چشم جز به زباله و ظروف یک‌بار مصرف رهاشده، به چیز دیگری باز نمی‌شود. این روش گردشگری باید جمع شود و این حمایت‌ها از سوی مسؤولان و متولیان راه را به بی‌راهه می‌رساند و جز ضرر چیز دیگری ندارد.

 

وی ادامه داد: وقتی در ساده‌ترین مراوده‌ی اقتصادی مانند تعاملات بانکی که هر کشوری منافع خود را در آن درنظر می‌گیرد، مشکل داریم، چگونه افرادی را به‌عنوان گردشگر به ایران می‌توان آورد!

 

محمدی اظهار کرد: اگر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و دیگر متولیان می‌خواهند گردشگری در کشور رونق بگیرد، باید نخست مسایل موجود را رفع کنند. تا وقتی این کار انجام نشود، گردشگری در کشور ما توسعه نمی‌یابد.

 

وی گفت: به‌عنوان فعال گردشگری می‌بینیم که گردشگران اندکی از کشورهای اروپای شرقی به ایران می‌آیند که پول کمی نیز خرج می‌کنند. در این شرایط، گردشگری داخلی نیز از این جیب به آن جیب شدن است.

 

این فعال محیط زیست و گردشگری افزود: در تعطیلات نوروزی، 40 تا 50 میلیون سفر در کشور انجام می‌شود، شاید در هیچ کجای دنیا این اتفاق نیفتد؛ اما این اتفاق نه‌تنها برای اقتصاد کشور مفید نیست، بلکه مضر است، چون بنزین ارزان به مردم داده می‌شود تا با ماشین‌های غیراستاندارد به شهری بروند که یکی از اقوام‌شان در آن زندگی می‌کنند.

 

به اعتقاد او، هرچه گردشگری داخلی را با این وضع اقتصادی توسعه دهیم، جز زیان برای محیط زیست و استفاده از منابع ملی و طبیعی، چیز دیگری ندارد.

 

محمدی اضافه کرد: سازمان‌های متولی پیش از تشویق به سفر باید در برنامه‌ی فشرده‌ی پنج ساله و خیلی جدی، سفر کردن مسؤولانه را به مردم آموزش دهند، چون در این شرایط و تا رفع نشدن مسایل پایه‌یی، مطرح شدن بحث گردشگری تخصصی در کشور فایده ندارد.

انتهای پیام


 
درگذشت علی عزیزی و آلودگی هوا
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ٩ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

زنده یاد علی عزیزی که در روز پنج شنبه 5 دی ماه 1387 درگذشت ، 55 سال داشت . او کوه نورد و اسکی باز بود و هیچ پیشینه ی ناراحتی قلبی و بیماری های دیگر نداشت . او با آن که کوه نوردی شناخته شده و با سابقه بود و در یکی از کارهای بزرگ کوه نوردی ایران ( گشایش « مسیر ایرانی ها » روی دیواره ی علم کوه  در سال های 1361 و 62 ) نقش داشت ، اما در این ورزش زیاده روی هم نداشت و به ویژه در این سال های اخیر فشاری به خود وارد نیاورد . عزیزی ، کار و کسب خوبی داشت و به نظر نمی رسید که مشکل خانوادگی یا چیز دیگری  که استرس خاصی بر او تحمیل کند داشته باشد . ایست قلبی او نه در کوهستان یا در حین فعالیتی غیرعادی بلکه در شهر تهران رخ داد .

درگذشت علی عزیزی ، فقط یک نمونه از صدها مرگی است که مشکل بتوان جز آلودگی دهشتناک هوا ، عامل دیگری را سبب ساز آن دانست .

 

چند هفته است که هوای تهران ، همچون 20-15 سال گذشته ، در روزهای سرد به مرز مرگ آور رسیده و حتی  صدای پیروان  سیاست « بخوابید ، شهر در امن و امان است » ، نیز درآمده است . روزنامه های دولتی و  شهرداری و شورای شهر و نمایندگان مجلس و دادستانی کل کشور و سازمان هواشناسی و سازمان محیط زیست و مسوولان گورستان شهر و ... پیوسته از وخامت اوضاع می گویند ، و البته همه ی این ها با انداختن تقصیرها به گردن دیگران ، منتظرند که شاید بادی بوزد و اوضاع از شرایط « اضطراری » و « هشدار » به درآید .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سد سازی و سرنوشت دریاچه ی پریشان
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ٧ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

لطفا در این جا بخوانید : http://isdle.ir/news/index.php?news=192


 
خبر های مربوط به جشنواره ی فیلم و گزارش های کوه نوردی
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ٧ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

این خبرها را در تارنمای  alpineclub.ir  ببینید.


 
موضوع پناهگاه سازی روی توچال
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ٧ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

پناهگاه فلزی توچال را جمع کنید !

 

تقریبا تمامی عرصه ای که به نام تهران شناخته می شده -  و چندین برابر آن، عرصه ی ده ها روستا و چند شهر نزدیک به تهران – به زیر ساخت و ساز رفته است ؛ آن هم ساخت و سازهایی غالبا بدقواره و بیگانه با میراث فرهنگی و طبیعی این محدوده . در این آشفته شهر آلوده ، به گفته ی طلایی دکتر پرویز رجبی ( ایران شناس برجسته ) « البرز آبروی تهران را خریده است » و چشم انداز توده ی توچال از این رشته کوه  ، جلوه ای به شهر داده که جور بسیاری از بدمنظری ها را می کشد .

خبر یافته ایم که گروهی تصمیم گرفته اند بر روی قله ی توچال ، پناهگاهی دو طبقه به مساحت حدود 180 متر مربع بسازند و هزینه ی  آن را هم از محلی تامین کرده اند . خوشبختانه ، قالیباف شهردار تهران موضوع را به « کمیته ی کوهستان » شهرداری منطقه ی 1 ارجاع داده و این کمیته هم با دعوت از چند گروه و باشگاه کوه نوردی ، فدراسیون کوه نوردی ، طراح ساخت پناهگاه ، اداره ی منابع طبیعی شمیران ، چند انجمن ، و ... در حال بررسی قضیه است .

در نخستین نشست در این مورد ، به جز شخصی که به دفتر قالیباف رفته و طرح را پیشنهاد داده ، یکی دو نفر دیگر هم موافق ساخت پناهگاه بودند و دلیل شان هم این بود که پناهگاه می تواند به کم تر شدن خطر مرگ و میر یا آسیب های کوه نوردی کمک کند و همچنین یک نیاز جمعیت انبوهی را که در روزهای تعطیل به توچال می روند ، برآورده کند . اما ، بیشتر حاضران از جمله نمایندگان چهار باشگاه و انجمن کوه نوردی حاضر در جلسه ، مخالف این طرح بودند . دلیل های آنان این بود که اولا نمی توان هیچ رابطه ای بین پناهگاه و کم شدن خطر کوه نوردی ملاحظه کرد ، بلکه برعکس بیشتر تلفات کوه های ایران در حول و حوش پناهگاه ها یا در راه رسیدن به آن ها رخ داده است . دوم این که بیش از نود درصد مردمی که برای کوه پیمایی به شمال تهران می روند ، در محدوده ی زیر 3000 متر پیاده روی می کنند و نیازی به تاسیسات در بلندی ها ندارند . سوم این که قرار نیست که کوهستان را شهری و تجهیز کنیم تا همه به کوه بروند ، بلکه باید به کسانی که قصد صعود به ارتفاعات را دارند ، یاد دهیم که چگونه و با چه وسایل مناسب شخصی چنین کنند . دست آخر و بسیار مهم این که « ظرفیت برد » توچال اشباع شده است و باید به جای بارگذاری بیشتر بر این محدوده ی طبیعی کوچک ، فکری برای پاک سازی منطقه ، موضوع زباله ی رستوران ها و پناهگاه های موجود ، تخریب های ناشی از فعالیت تله کابین ، مضوع قضای حاجت ده ها هزارنفری که هر هفته به این کوهستان می روند ، و ... کرد . نکته ی دیگری که مخالفان ، به آن اشاره کردند ، این بود که اگر به فکر ایجاد امکانات برای کوه نوردی هستیم ، چرا نمی آییم سالنی در شهر برای راه اندازی مرکز اطلاعات و کتابخانه و اجتماعات کوه نوردی تاسیس کنیم ؟! غم انگیز نیست که در شهری به این بزرگی ، چنین جایی نداریم ؟!

در میان حاضران ، عباس محمدی مدیر گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران گفت که طبق مصوبه های شورای شهر تهران و شهرداری ، ساخت و ساز در منطقه ی 1 تهران از ارتفاع 1800 متر به بالا ممنوع است . او همچنین با اشاره به این که ساخت پناهگاه بر روی قله بدون موافقت اداره ی منابع طبیعی ، منع قانونی دارد و این اداره هم باید در چارچوب وظیفه ی حفاظتی خود و اجرای مقررات قرق دامنه های جنوبی توچال که از سال 1372 وضع شده ، از هرگونه تخریب ( و البته چرای دام ) در منطقه جلوگیری کند ، یک پیشنهاد هم داد : بیاییم پناهگاه فلزی قله ی توچال را  جمع کنیم و فقط جان پناه سنگی را که یادمانی مربوط به تاریخ کوه نوردی به شمار می آید و تخریب منظر هم بر روی قله ایجاد نکرده حفظ کنیم . به این ترتیب ، بلندترین نقطه ی تهران ، دست کم به صورت نمادین از ساخت و ساز در امان خواهد بود . اگر ضرورتی باشد ، می توان در گفتگو با شرکت تله کابین فضایی  را برای ساخت پناهگاه کوه نوردی در نزدیکی ایستگاه هفت در اختیار گرفت .


 
جشنواره ی فیلم و گزارش های کوه نوردی
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ٤ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 

خبر برگزاری سومین جشنواره ی فیلم و گزارش های کوه نوردی ، در خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران : http://iren.ir/ecotourism/news1/et032.html


 
موضوع پناهگاه سازی روی توچال
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢ دی ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

پناهگاهی دیگر بر روی توچال ، هرگز...!

 

در روز 17 آذر ، نشستی در شهرداری منطقه ی یک تهران برگزار شد که دستور کار آن « بررسی موضوع ساخت پناهگاه در قله ی توچال » بود . در این نشست که با دعوت نامه ی احمدی بافنده شهردار منطقه ( و با مدیریت « کمیته ی کوهستان » این شهرداری که خانم دیانت مسوول آن است ) برگزارشد ، عبدالله اشتری مدیر عامل انجمن حفظ محیط کوهستان گرداننده ی جلسه بود . قضیه از این قرار است که شخص یا اشخاصی توانسته اند حمایت مالی شرکت یا فردی را برای احداث یک پناهگاه با زیربنای 180 مترمربع بر روی قله ی توچال جلب کنند . قالیباف ، شهردار تهران هم بررسی موضوع را به شهرداری منطقه ی یک ارجاع داده است . تا این جای داستان ، جای بسی خوشوقتی است که ماجرا سربسته نمانده و بدون نظرخواهی از دیگران تصمیم گیری نشده است . ترکیب دعوت شدگان به آن جلسه هم مناسب به نظر می رسید : علاوه بر خانم دیانت و آقای اشتری ، آقایی به نام ظریف که از توچال روهای «حرفه ای» است و به گفته ی خودش هر هفته به قله می رود ، آقای فعال مسوول کمیته ی پناهگاه های فدراسیون ، مساعدیان رییس هیات کوه نوردی شمیران ، غفارزاده ( که گویا در شهرداری سمتی دارد) و پیشنهاد ساخت را به دست قالیباف رسانده ، ناژداکی از مربیان باسابقه ( و همکار فدراسیون ) ، بابازاده از هیات تهران ، تهرانی پور و حسن زاده از اداره ی منابع طبیعی شمیرانات ، میرنوری از خانه ی کوه نوردان تهران ف بهرامی از باشگاه کوه نوردی دماوند ، دکتر برهان ریاضی از فعالان محیط زیست ، محمدی از انجمن کوه نوردان ایران و ... نیز در جلسه حضور داشتند .

د ر آخرین روزهای خرداد 1380 ، زمانی که مرتضی الویری شهردار تهران بود ، فدراسیون کوه نوردی کلنگ احداث یک پناهگاه دو طبقه را روی توچال زد و پی ریزی هم کرد . اما عده ی زیادی از کوه نوردان ، و ازجمله انجمن کوه نوردان – به ویژه به دلیل این که شنیده شد سازندگان قصد دارند « پناهگاه کارگر » را خراب کنند – با ساخت پناهگاه جدید مخالفت کردند و در نتیجه آن طرح به اجرا درنیامد و فقط  پی ها باقی ماند . اکنون ، گویا همان آقایان قصد دارند که طرح رها شده را ادامه دهند .

جای بسی شگفتی است که در کشور ما ، هر کس که اراده کند و پولی فراهم سازد ، به دلخواه خود در یک گوشه از این کوه های « بی صاحب » ساختمانی علم می کند . ما معتقدیم که باید جلوی این رویه ی نادرست گرفته شود ؛ رویکرد شهرداری منطقه ی یک تهران که برای بررسی طرح پناهگاه سازی بر روی توچال شیوه ی استفاده از خرد جمعی را پیش گرفت ، می تواند نوید بخش آینده ی بهتری در این مورد باشد .

به هرحال ، ما کاملا مخالف ساخت پناهگاه بر روی توچال هستیم و معتقدیم که این کار به تخریب بیشتر محیط شکننده ی توچال کمک خواهد کرد و در عین حال هیچ منافعی هم برای کوه نوردی ندارد .

در این مورد ، در آینده باز هم خواهیم نوشت .