سدها جوابگو نیستند
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                                                  در این جا بخوانید


 
زمین لغزش های گسترده درمحدوده سدکارون 3
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                                                  در این جا بخوانید


 
سد سازی بی رویه بدون ارزیابی تطبیقی
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

اعتماد/ مونا قاسمیان؛

ما تاکنون بیش از 100 سد ساخته ایم که حتی برای نمونه یک ارزیابی تطبیقی بر ساخت این سدها انجام نگرفته است. فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر در زمینه آب در همایش سدهای بزرگ؛ پیامدها و جایگزین ها با تاکید بر نادرستی شیوه تحلیل سدها و تخصیص نادرست منابع در چارچوب تصمیم گیری های ناشفاف دولتی گفت؛ سد سازی تنها راه حل جبران کمبود آب نیست. در مدیریت عرضه خیلی از قنات ها را از بین بردیم. سد بار نیشابور باعث شد تا قنات هزار ساله یی که تمام اراضی کشاورزی پایین دست منطقه را در طول سال ها آبیاری می کرد خشک شود. مسوولان به بهانه آبیاری زمین های کشاورزی این سد را احداث کردند تا همان آبیاری را انجام دهد که سال ها توسط قنات از زیرزمین صورت می گرفت. اما اکنون حجم قابل ملاحظه یی از این آب تبخیر می شود.

وی با اشاره به تضادهای بخش آب ایران با اصل 44 قانون اساسی گفت؛ همچنین این بخش با توسعه پایدار نیز در تضاد است. این پژوهشگر مدیریت تقاضای آب را به چهار بخش تقسیم کرد و افزود؛ اولین بخش شامل برنامه ریزی کاهش هدررفت آب است. در شبکه های شهری طبق آمار سازمان ملل 50 درصد آب شهری هدر می رود. در شبکه های کشاورزی ایران میانگین هدررفت آب 70 درصد است. دومین قسمت برنامه ریزی کاهش مصرف است مانند کشاورزی قطره یی، استفاده از شیرهای پایشگر، ظرفیت سازی و غیره. ظفرنژاد سومین بخش از مدیریت تقاضای آب را کاربرد ابزارهای مالی مانند حذف یارانه دانست.

وی معتقد است یارانه آب به نفع قشر ثروتمند جامعه است و آنها برای استخرهای آب و شستن زمین یا ماشین از این آب یارانه یی استفاده می کنند. همچنین مشارکت های انجمن های غیردولتی و ذینفعان در تصمیم گیری چهارمین بخش از مدیریت تقاضای آب است. وی در بخش دیگر سخنانش در مورد مدیریت عرضه آب گفت؛ ما می توانیم آب های مصرفی را بازیافت کنیم. این بازیافت شامل بازیافت زه آب کشاورزی، بازیافت زه آب شرب شهری، افزایش کاربرد هر متر مکعب آب و بازچرخانی آب صنعتی است. در حالی که در ایران هیچ بازیافت آبی دیده نمی شود در ژاپن آب های استفاده شده 25مرتبه مورد استفاده قرار می گیرد. این پژوهشگر توسعه و احیای روش های پایدار منابع آب زیرزمینی، گردآوری و دروی باران و مهار پایدار آب های سطحی سدهای کوچک و بندها با رعایت هزینه موثر را سه عامل دیگر موثر در مدیریت عرضه آب عنوان کرد.

وی با تاکید بر اینکه سالانه 5 تا 10 میلیارد مترمکعب از آب تجدیدپذیر کشور در مخزن سدها تبخیر می شود، گفت؛ سدها تنها توهم توسعه منابع آبی را ایجاد می کنند و مطالعات در بخش آب جنبه تزئینی دارد. نارسایی های مزمن سد سازی، ساخت و ساز بسیار شتابزده و اجرازدگی در توسعه آبخیزها مشکلات سدهای ما است. سد کرخه که بزرگ ترین سد کشور است به تنهایی 30 میلیون مترمکعب تبخیر در سال دارد.

محمد درویش،  عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع با اشاره به وجود 93 سد بزرگ مخزنی و تدارک ساخت سه برابر سدهای موجود در آینده گفت؛ ساخت همزمان 90 سد در کشوری که نرخ فرسایش و جابه جایی خاک در آن بیش از 5 میلیارد تن رسوب سالانه است، افتخار دارد یا شرمندگی؟ وی با اشاره به نوشته هرودوت درباره شبکه پیچیده تاسیسات آبیاری در زمان هخامنشیان گفت؛ در آن زمان با مهار 20 میلیارد متر مکعب آب، حدود5/1 میلیون هکتار زمین را کشاورزان ایرانی آبیاری می کردند.

درویش با تاکید بر اینکه حداقل 15 درصد از کل تولیدات کشاورزی کشور ضایع می شود، مقدار ضایعات تولیدات کشاورزی را بالغ بر 15 میلیون تن عنوان کرد و گفت؛ با لحاظ کردن مقدار کارایی مصرف آب محصولات تولیدی (یعنی رقم 63 صدم کیلوگرم بر متر مکعب )، مقدار ضایعات آب از طریق ضایعات محصول 24 میلیارد متر مکعب محاسبه می شود. این مقدار ضایعات آب از نظر حجم برابر دست کم 70 درصد آب ذخیره شده در پشت 93 سد احداث شده کنونی در کشور است.وی در بخش دیگری از سخنانش گفت؛ اگر مجموع مساحت اراضی کشاورزی فاریابی را که در پشت سدهای احداث شده قرار گرفته اند و در انتظار آب های اهدایی به سر می برند، حدود یک و نیم میلیون هکتار در نظر بگیریم، در بهترین شرایط با اختصاص بودجه های کنونی تنها می توان به تجهیز سالانه 20 هزار هکتار از اراضی کشاورزی پایین دست به کانال های آبیاری فرعی امیدوار بود، یعنی 70 سال زمان لازم است تا سدهای کنونی کشور مجهز به کانال های آبیاری شوند؛ زمانی که اغلب این سدها به پایان عمر مفید خود رسیده و به دلیل پر شدن رسوبات بیشتر شبیه یک زمین فوتبال می شوند.

درویش با اشاره به اینکه تنها کافی است مصلحت ملی را بر دغدغه ها و ملاحظات یا سازمان متبوع خود ترجیح دهیم و به سرافرازی ایران بیندیشیم، گفت؛ سرآمد بودن در پیشتازی سد سازی هنگامی افتخار دارد که بخش های مرتبط با این حوزه از بودجه و منابع انسانی کافی و متخصص برخوردار باشند. نه اینکه از نظر اختصاص سرمایه گذاری های دولتی در بخش کشاورزی، در بین 165 کشور جهان، جایگاه 143 را از آن خود کرده باشیم.

دکتر محمد سعید کدیور مشاور بین المللی مهندسین مشاور یکم با اشاره به کمیسیون جهانی سدها که از سال 1997 در کشور سوئیس آغاز به کار کرده است، گفت؛ این کمیسیون در طول سال های 2000-1997 به شیوه یی استثنایی توانست کار بسیار پیچیده ارزیابی اساسی و بازبینی جامعی را از پیامدهای گوناگون شش دهه فعالیت های سدسازی در جهان به ثمر برساند. سپس با جمع بندی فراگیر از عملکردها و دستاوردهای گذشته (چه مثبت و چه منفی) چارچوب جدید تصمیم گیری و ویژگی های مورد نیاز آن را برای دست اندرکاران کنونی و آیندگان پی ریزی و پیشنهاد کرد. وی این سند که برای اولین بار در سطح جهانی مطرح شده بود را باعث تحول و چالش زیادی در نظام فکری و طرز عمل دست اندرکاران سدسازی و اندیشمندان مباحث توسعه منطقه یی و محیط زیست دانست و گفت؛ کتاب سدها و توسعه عملکرد این کمیسیون را شرح می دهد. این کتاب با بررسی موانع دستیابی به توسعه پایدار و در فرآیند تصمیم گیری طرح های توسعه منابع آب، چارچوب جدیدی را براساس پنج محور ارزشی و هفت اولویت راهبردی پیشنهاد می کند. کدیور پنج محور ارزشی این کتاب را شامل مساوات، کارایی، تصمیم گیری مشارکتی، مفاهیم توسعه پایدار و مسوولیت پذیری می داند. در هفت اولویت راهبردی برای تصمیم گیری در مورد احداث سدها این مسائل مطرح شده است؛ کسب رضایت عمومی، ارزیابی جامع تمام گزینه های جایگزین، توجه به وضعیت سدهای موجود، حفظ پایداری حیات رودخانه ها و معیشت مردم، شناخت حقوق مردم و تقسیم منافع طرح بین آنها، تضمین اجرای تعهدات و استفاده از رودخانه های مشترک برای صلح، توسعه و امنیت. کدیور با تاکید بر اینکه ایران بعد از چین و ترکیه به رتبه سوم در ساخت سد در جهان رسیده است، گفت؛ جامعه بین المللی برقابی (IHA) به عنوان یکی از نمایندگان کلیدی صنعت سد سازی در جهان زمانی که این کتاب چاپ شد، در سال 2004 تصمیمات خود را بر پایه این کتاب گرفت.

عباس محمدی مدیر گروه دیده بان نیز با اشاره به اینکه تنها 7 درصد برق کشور توسط سدها تامین می شود، گفت؛ با توجه به آمار دو مقوله اصلی سد سازی که سدها به ما آب و برق می دهند، دروغ است. وی همچنین درباره عدم توانایی سدها در جلوگیری از سیل و خرابی گفت؛ سدها به هیچ عنوان جلوی سیل ها را نمی گیرند، زیرا با وجود ساختن سدهای بی شمار تعداد سیل ها و خرابی ها نیز به مراتب بیشتر شده است.

همچنین در این همایش مهدی فریور کارشناس ارشد راه و ساختمان درباره حقوق فرهنگی ملت در توسعه آبادانی و رضا مرادی غیاث آبادی نویسنده و پژوهشگر در زمینه اختر باستان شناسی نیز درباره سد سیوند و تنگه بلاغی صحبت کردند. در این همایش هیچ کدام از مسوولان و کارشناسان سدسازی که دعوت داشتند شرکت نکردند.

 


 
فکرهای بزرگ و کارهای کوچک
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

به مساله های بزرگ بیاندیشیم ، و کارهای کوچک را انجام دهیم .

چندین ماه بود که درخت بزرگ داغداغان را در خیابان ملاصدرا روبروی سازمان اوراق بهادار ، و وسط پیاده رو می دیدم . خاک اطراف این درخت زیبا ، حدود یک متر بالاتر از سطح پیاده رو قرار گرفته و در حال فرو ریختن بود ؛ گویا در طرح تسطیح و سنگ فرش کردن پیاده رو ، سنگ و آجرهای نگهدارنده ی خاک دور و بر درخت را برداشته بودند . به نظرم می آمد که درخت را مزاحم تشخیص داده و عمدا این کار را کرده اند که خشک شود . یکی دو بار تصمیم گرفتم که به داخل سازمان اوراق بهادار بروم و بگویم که این درخت را نجات دهند ... ، متاسفم که بگویم هر بار با خود گفتم « چه فایده ؟! چه کسی به این حرف توجه می کند ؟! »

امروز دیدم که دارند کناره های خاک اطراف درخت داغداغان را سنگ می کنند و آن قامت بلند تمنا چونان دسته گلی زیبا در یک گلدان خودنمایی می کند . ذوق زده به داخل سازمان رفتم ، سراغ روابط عمومی را گرفتم و به مسوول آن گفتم که به سهم خودم از این کار قشنگ شما سپاسگزارم ؛ شما یک درخت دیرزی را که در تهران کم یاب است ، نجات دادید !

 

دوستانی را می شناسم که وقتی صحبت از کارهای کوچک می کنی ، می گویند « باید یک کار اساسی کرد » و وقتی که راه حل اساسی نشان شان می دهی ، می گویند « عملی نیست » .  به حفاظت جنگل ها بیاندیشید ، و تک درخت جلوی خانه را حفظ کنید !


 
همایش " سدهای بزرگ ، پیامدها و جایگزین ها "
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

دیروز ،  همایش سدهای بزرگ ؛ پیامدها و جایگزین ها  را برگزار کردیم . ناگفته نماند که فکر اولیه ی این کار و بخش عمده ی کارهای اجرایی آن با بروبچه های sivandprotest بود ، ما هم تجربه ها و امکانات دفتری و ارتباط های انجمن و بخشی از کار اجرایی را برعهده گرفتیم . نشست به دلیل رفتن برق منطقه ، با نیم ساعتی تاخیر و کمی دردسر شروع شد ، و در مجموع حدود هشتاد نفر از سازمان های غیردولتی طرفدار محیط زیست و خبرنگاران در همایش شرکت داشتند . از جند شرکت های سدساز و چند نفر از مدیران وزارت نیرو و کارشناسان سازمان های میراث فرهنگی و حفاظت محیط زیست هم دعوت کرده بودیم که شرکت نکردند .

دکتر محمد سعید کدیور ، سردبیر و مدیر پروژه ی ترجمه ی کتاب ارزشمند سدها و توسعه که شخصیتی شناخته شده در محافل جهانی آب و سد است و چند روز پیش هم در همایش دولتی نیرگاه های برق آبی شرکت داشت ، نخستین سخنران همایش بود . او در ابتدا گفت که خوشحال است که در یک جمع از غیردولتی های ایران حضور دارد و مایل است که بحث سدها و تصمیم گیری در ساخت آن ها به شکلی مشارکتی و باز صورت پذیرد . دکتر کدیور ، پیشنهاد داد که در ایران « آکادمی ملی سدها و توسعه » تاسیس شود تا زمینه ی تغییرات لازم برای تصمیم گیری مشارکتی و حفظ پایداری رودخانه ها و ارزیابی تمام گزینه های تامین آب و ... فراهم شود . خانم فاطمه ظفرنژاد ، مترجم کتاب بسیار خواندنی رودهای خاموش و کارشناس ارشد کشاورزی و پژوهشگر آب ، از اشکال های رویکرد مبتنی بر مدیریت عرضه ی آب گفت ، و این که در ایران باید بیشتر به مدیریت تقاضا پرداخته شود . او همچنین گفت که این همایش ، شاید نخستین همایشی باشد که در ایران با دید انتقادی نسبت به موضوع سدسازی ، برگزار می شود . محمد درویش ، عضو هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع  ، و پژوهشگر محیط زیست آمار بسیار هشدار دهنده ای از راندمان پایین آب در کشاورزی ایران داد و در مقاله ی خود به شکلی علمی نشان داد که اگر آب را درست مصرف کنیم ، به هیچ وجه نیازی نداریم که تا این حد روی سدسازی سرمایه گذاری کنیم . مهدی فریور ، کارشناس ارشد راه و ساختمان به قانون ناظر بر فعالیت های پیمانکاری اشاره کرد و این که قانون گزار ، پیمانکار را مکلف کرده است که درصورت برخورد با آثار فرهنگی ، پروژه را متوقف کند . او گفت که باید سازوکاری اندیشیده شود تا پیش از سپردن کار به پیمانکار ، وضعیت منطقه از نظر میراث فرهنگی شناسایی شود ، زیرا پیمانکار که خود ذینفع در اجرای هرچه سریع تر پروژه است ، نمی تواند این وظیفه را درست انجام دهد . دکتر رضا مرادی غیاث آبادی ، اختر باستان شناس ، پس از اشاره به این که نباید در اظهار نظرها  سطحی قضاوت کرد ، گفت که برای شناسایی و نجات مابقی آثار فرهنگی تنگه بلاغی ( که با آب گیری سد سیوند غرق خواهد شد ) هنوز فرصت باقی است و ان جی او ها و مطبوعات نباید در این مورد کوتاهی کنند . عباس محمدی مدیر گروه دیده بان کوهستان ، به مقاله ی مفصل خود اشاره کرد که با عنوان های سدها برای خود نمایی  و  افسانه های سد سازی  منتشر شده یا خواهد شد . او گفت که کوه ها تامین کننده ی آب ما ، و سدها از مهم ترین عامل های تخریب کوهستان هستند ، سپس     به جند مورد از افسانه پردازی ها در مورد « ارزش » سدها پرداخت .

امید آن که این همایش کوتاه ، بتواند راه را برای گفتگوی انتقادی بیشتر در زمینه ی سد سازی باز کند .

 

 

 

 


 
نخستین همایش سدهای بزرگ؛ پیامدها و جایگزین ها
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

همایش " سدهای بزرگ؛ پیامدها و جایگزین ها " روز یکشنبه ۲۹اردیبهشت ۸۷ از ساعت ۱۷ ــ ۲۰ برگزار خواهد شد .

این همایش که به همت گروه " دوست داران میراث فرهنگی و محیط زیست ایران " و" گروه دیده بان کوهستان " از انجمن کوه نوردان ایران برپا می شود، به بررسی پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی ناشی از ساخت و بهره برداری از سدهای بزرگ و نیز نتایج مخرب آن ها بر روی میراث فرهنگی خواهد پرداخت .

ساخت سدهای بزرگ که همواره از سوی دولت مردان به عنوان شاخص توسعه مطرح بوده است؛ آثار مخرب ناگواری بر محیط زیست خواهد داشت. تخریب بستر رودخانه ها، به زیر آب رفتن زمین های بکر و حاصل خیز بالا دست، خشک و شور شدن و در نتیجه غیر قابل کشت شدن زمین های پایین دست سدها؛ تغییر زیست بوم در طول مسیر رود، به ویژه منطقه ی حوضه ی آب ریز آن، پیامدهای آن برای جوامع انسانی که سالیان سال در کناره ی این رودها زیست و بنیان های خود را استوار نموده اند و ... همه و همه نقش تعییین شده ی ساخت این سدها را به چالش می کشد.

همچنین از آن رو که تمدن های بزرگ همواره در کنار رودخانه ها شکل گرفته اند، ساخت سدها، تهدید جدی برای میراث فرهنگی محسوب می شود، نمونه های آن را در سدهای کارون، سیوند، سلمان فارسی و.... شاهد هستیم .

این همه در حالی روی می دهد که روش های جایگزین سودمندتر و کم آسیب تری برای مدیریت آب موجود است؛ که پیشینه ی روش های از این دست در سرزمین همواره کم آبی چون ایران به هزاره ها پیش می رسد؛ هم اکنون نیز کارشناسان و متخصصین ارزشمندی در اختیار داریم که با قدر دانستن آنان و استفاده از تجارب و دانشی که در اختیار دارند، می توان آینده ای بهتر را  برای این مرز و بوم ترسیم کرد.

امید که از این پس با نگاهی علمی و میهن دوستانه در اجرای پروژه های ملی از روند تخریب محیط زیست و یادمان های گرانقدر فرهنگی مان جلوگیری کنیم، یادمان هایی که بخش مهمی از هویت ملت ما به شمار می روند و امانت هایی هستند گرانبها در دست نسل امروز

 

سخنرانان :

محمد سعید کدیور    عضو کمیسیون سدهای جهان و شبکه ی بین المللی رودها و مدیر ترجمه ی کتاب سدها و توسعه

محمد درویش     سد بسازیم اما در کدام اولویت؟

عضو هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع

 

فاطمه ظفر نژاد   سازه محوری در عرصه ی مدیریت آب

 پژوهشگر در زمینه ی آب

 

عباس محمدی    سدها، ذهنیت ها و واقعیت ها

  مدیر گروه دیده‌بان کوهستان 

 

 

رضامرادی غیاث آبادی   در تنگه بلاغی هنوز فرصت هست

 نویسنده و پژوهشگردر زمینه ی  باستان شناسی

 

مهدی فریور    توجه به حقوق فرهنگی ملت در توسعه ی آبادانی کشور

 کارشناس ارشد راه و ساختمان

 

زمان : یکشنبه ۲۹ اردیبهشت از ساعت ۱۷ تا۲۰

مکان: تهران - خیابان نجات اللهی(ویلا) ، بین طالقانی و کریم خان ، نبش خیابان ورشو ، خانه ی شهریاران جوان ، آمفی تاتر شماره ی دو

برگزار کنندگان : دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست ایران

دیده بان کوهستان/  انجمن کوه نوردان ایران

برای کسب اطلاعات بیشتر از طریق تلفن ها ی۶۶۷۱۲۲۴۳( انجمن کوه نوردان ایران- از ساعت ۱۰تا۱۸) یا۰۹۱۲۷۰۴۵۵۱۷( آقای خسروی ) تماس بگیرید .

 


 
باز هم درباره ی افسانه های سد سازی
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی
ضمن جلب توجه دوستان به همایش « سدهای بزرگ ، پیامدها و جایگزین ها » (یادداشت  ۱۹/۲/ این وبلاگ ) در زیر یادداشت دیگری در ارتباط با افسانه پردازی های سد سازان می آوریم : 

* " سدها به پیشرفت گردش گری کمک می کنند " ! ؛ در ویژه نامه ی مدیر یت منابع آب (13) آمده است : « سدها می توانند به عنوان مناطق ویژه ی گردش گری توسط سازمان میراث فرهنگی شناخته شده و به ثبت برسند » و نویسنده افزوده است که می توان با ایجاد مجتمع های گردش گری و هتل داری ، راه اندازی ورزش های آبی ، و برگزاری تورهای علمی و فنی ... گردش گران را جذب کرد . از همه جالب تر این که در یادداشت دیگری  با عنوان « نگاه کارشناس » در همین صفحه از ویژه نامه ، آمده است که با استفاده از سدها می توان در جهت « توسعه ی اکوتوریسم » استفاده کرد . بیچاره اکوتوریسم که گویا جدیدترین قربانی روند قلب واژه ها و مفهوم ها در ایران است !

این گفته های " کارشناسانه " ، جایی آمده است که درست در یک صفحه پیش از آن ، می خوانیم : « ... متاسفانه طی سال های اخیر به دلیل عملکرد انفعالی متولیان میراث فرهنگی آثاری [تاریخی] از میان رفتند ... به عنوان نمونه با اجرای پروژه ی [سد] کارون 3 بسیاری از آثار باستانی ایذه به زیر آب رفتند . این آثار در دل کهن شهر ایذه در شمال خاوری خوزستان ، با ویژگی های سحرآمیز طبیعی و تاریخی قرار داشتند . به گفته ی جعفر مهرکیان - مدیر پایگاه پژوهشی ایذه - در حوزه ی آب گیری کارون 3 آثاری ارزشمند از نخستین دوره های کوچ گری و استقرار آدمی به زیر آب رفتند . از جمله ی این آثار می توان به کاروانسرای هفتصد ساله ی خارسیاه دون اشاره داشت که به شکل کامل غرق شد ... » . ناگفته نماند که به گفته ی مسعود آذرنوش رییس پژوهشکده ی باستان شناسی ، در حوزه ی آب گیری کارون 3 آثار پر شماری از « دوران عصر سنگ تا دوران اسلامی ... شامل غارها ، پناهگاه های عصر فراپارینه سنگی ... گورستان های دوران عیلامی ... و بقایای تمدن آپاپیر » (14) وجود داشته که بیشتر آن ها به طور کامل به زیر آب رفته است . در یادداشت  ویژه نامه ی یادشده ، نویسنده گناه این بی توجهی را به گردن سازمان میراث فرهنگی انداخته است تا در نشریه ای که به تقدیس سدها اختصاص دارد ، مسوولیتی متوجه سد سازان نشود . اما ، نکته ی مهم تر این است که نویسنده ( در واقع : سد سازان ) تقریبا همیشه و همه جا آثار فرهنگی بی همتا و جاذبه های گردش گری بسیار با ارزش و موجود را نابود کرده ، و هم زمان ادعا کرده اند که جاذبه هایی خلق کرده یا آماده خواهند کرد . جای پرسش است که کدام عقل سلیمی می پذیرد که جاذبه های کهن و کم مانند به نفع « جاذبه » های دروغین نو ازمیان بروند ؟! واقعیت این است که " پروژه بگیران " حرفه ای ، بنا به "طبیعت" خود ، در مورد جاذبه های گردش گری هم فقط  به فکر ساخت و ساز هستند ، نه حفاظت میراث طبیعی و تاریخی که به ویژه در کشوری مانند ایران ، می تواند بزرگ ترین جاذبه و یکی از مهم ترین منابع درآمد باشد .

ساخت و ساز در حریم دریاچه ی سدها ، گذشته از هزینه بر بودن و ریختن پول به جیب شرکت های بزرگ غیر بومی ( به جای اهالی ضعیف و متوسط محلی ) ، این اشکال بزرگ را دارد که آلودگی آب مخزن سد را افزایش می دهد . چنان که برای مثال ، چند سال پیش مجبور شدند برای جلوگیری از آلوده تر شدن آب سد امیرکبیر کرج ، هتل واریان را که در مجاورت دریاچه ی این سد ساخته شده بود ، خراب کنند . و سال ها است که سازمان آب در تلاش است تا رستوران های نزدیک به رودخانه ی کرج را هم خراب کند که به علت هزینه ی سنگین این کار، چندان موفق نبوده است . به علاوه ، دریاچه ی سدها به دلیل عمق زیاد ، شیب تند کناره ها ، جریان خطرناک آب در نزدیکی دیواره به هنگام باز بودن دریچه ها ، بالا و پایین شدن زیاد سطح آب برای تنظیم میزان آب دهی و تولید برق ... به طور کلی جای مناسبی نه برای حیات وحش و نه برای ورزش های آبی و تفریح است . جاذبه هایی به مراتب باارزش تر ، در چم وخم های طبیعی رودخانه های پرخروش ( نه آب مرده ی پشت سد ) و در تالاب های طبیعی و مصب های رودخانه هست که در بیشتر مواقع با سد سازی از میان می روند .

دیدگاه سد سازان و طرفداران شان - به ویژه در کشورهای پیرامونی مانند ایران - گونه ای مدرن گرایی پرخطا است که به مثابه سرپوشی بر کهنه پرستی در امور سیاسی و اجتماعی به کار می رود ؛ تقی زاده ی خامسی ، مدیر عامل شرکت آب منطقه ای تهران ، در سرمقاله ی ویژه نامه ی طرح های مهار آب در سال 1382 پس از اشاره به پیشینه ی کهن بند و سد سازی در ایران ، می نویسد : « از نقشه ی ژنوم مدرنیته ، لااقل یک ژن آن از دیرباز نصیب ما ایرانیان شده بود . ما طبیعت را مهار می کردیم و می خواستیم بر آن مسلط شویم ...  هفتصد سال پیش در جنوب شرقی ساوه بند بزرگی ... ساخته شد . هفتصد سال بعد که مهندسان خواستند سد ساوه را بسازند جایی بهتر از آن جا را پیدا نکردند و هم اکنون بند قدیم در زیر دریاچه ی سد جدید ساوه آرمیده است » (15) . آن نحله ی فکری که در جاهای دیگر ، از پاره ای ابعاد مدرنیته مانند اصالت فرد ، احترام به آزادی های شخصی ، پاسخ گو بودن حکومت به مردم ، رعایت حقوق مالکیت ، و مانند این ها تبری می جوید ، در جایی مانند این ، چنین تعریف خودساخته ای از مدرنیته ارایه می دهد . در عین حال ، در این چند جمله ، تقی زاده خامسی میزان دل بستگی سدسازان را به میراث های فرهنگی و جاذبه های اصیل گردش گری نشان می دهد ؛ سدی تاریخی که برای « آرمیدن » به زیر آب برده می شود !

اگر ایوب ربنو ی تاجرپیشه ، یا دمورگان و گیرشمن و دیگر باستان شناسان خارجی در طول یکصد و چند سال گذشته  با کند و کاو تپه ها و محوطه های تاریخی ما ، آثار بسیار با ارزشی یافتند و بخش بزرگی از آن ها را به خارج بردند ، اکنون چند دهه است که بولدوزرهای سدسازان خودی و دریاچه های دست سازشان ، این تپه ها و آثار را تخریب و مغروق می سازد . در زیر به چند مورد از این دست ( به جز مورد بزرگ کارون 3 و سد ساوه که در بالا از آن ها گفتیم ) اشاره می کنیم :

در سال 1361 تیغه ی بولدوزری که برای ساخت سد تنظیمی شهدا روی رودخانه ی مارون ، محدوده ی شهر باستانی ارجان در نزدیکی بهبهان را حفاری می کرد ، به یک تابوت منحصر به فرد فلزی برخورد کرد . این تابوت که بعدا معلوم شد متعلق به یکی از پادشاهان عیلامی بوده ، نشانه ای قطعی از آثاری گسترده تر بوده است . اما ، عملیات حفاری و سد سازی  ادامه یافت و از این رهگذر آسیب زیادی به محدوده ی شهر باستانی ارجان که مربوط به دوره ی عیلام قدیم است ، وارد آمد (16) . با آب گیری سد ملاصدرا که توسط سازمان آب منطقه ای فارس و بدون استعلام از سازمان میراث فرهنگی ساخته شده ، دهکده ای هفت هزار ساله در تپه ی مهرعلی فارسی به زیر آب رفت (17) . در جریان ساخت سد سهند ، پل گوچینلو مربوط به دوره ی ایلخانی تخریب شد . عملیات ساخت سد شیان در استان کرمانشاه ، چند محوطه ی اشکانی و ساسانی را تهدید کرده است . با تکمیل سد رامهرمز ، سد 1700 ساله ی جره که با نوزده متر ارتفاع و طول تاج 80 متر از شاهکارهای مهندسی ایران باستان به شمار می رود ، غرق خواهد شد ( و شاید شده است که نگارنده اطلاع ندارد ) . سد های در دست ساخت گیلان ، مانند سد بیجار ( در بخش رحمت آباد ) و سد شفارود ، محوطه های باستانی بی شماری را به زیرآب خواهد برد . سد سیوند ، بخش بزرگی از تنگه ی بلاغی را که در برگیرنده ی آثار بسیار با ارزش باستانی و طبیعی بود ، به زیر آب برد . در مورد سیوند ، اگرچه اعتراض های پردامنه ی دوستداران میراث فرهنگی توانست حدود دو سال آب گیری را به تاخیر اندازد و در این فاصله ، کارهای نجات بخشی زیادی به دست باستان شناسان ایرانی و خارجی انجام شد ، اما سرانجام دولت به شکلی ناگهانی دستور آب گیری را صادر کرد ؛ در حالی که امیر رضا خادم عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در روز 24 فروردین 1386 گفته بود سازمان میراث فرهنگی باید بر پایه ی توافق قبلی ، ابتدا گزارش نهایی کاوش ها در محدوده ی سد سیوند را به کمیسیون بدهد و بعد موافقت با آب گیری اعلام شود (18)، اما در اواخر فروردین عملیات آب گیری آغاز شد . در محوطه ی باستانی پشت سد سلمان فارسی ، بقایای شهر باستانی یرج قرار داشت که مربوط به دوران فراهخامنشی تا دوران اسلامی بود ، اما وزارت نیرو و سازمان آب منطقه ای فارس بدون توجه به اخطار سازمان میراث فرهنگی ، از نیمه ی اسفند 85 آب گیری سد را آغاز کردند (19) .

این سیاهه را همچنان می توان ادامه داد ، چرا که به گفته ی حسن فاضلی نشلی ، رییس پژوهشکده ی باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی ، « دویست سد در کشور در حال ساخت است ... که مطالعات آن قبل از انقلاب انجانم شده ... [و برای آن ها] مطالعات امکان سنجی دیگر معنی ندارد » (20) . جای تاسف است که مسوولان میراث فرهنگی کشور ، چنین منفعلانه  دنباله رو و مطیع دستگاه های دیگر هستند و حداکثر ، برای توجیه خود ، اشکال کار را مربوط به دوره ی رژیم گذشته می کنند .

آن چه که در بالا به آن اشاره شد ، فقط مربوط به آسیب های جبران ناشدنی است که سد سازی به آثار تاریخی زده است ، و در این جا از پرداختن به آسیب هایی که سد ها به چشم اندازها و آثار بی مانند طبیعی مانند تالاب ها وارد کرده اند ، خودداری می کنیم .


 
کاج‌های بزرگراه چمران شب‌ها بریده می‌شوند
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی
بازتاب نامه‌ی ما و   <<کانون عالی گسترش فضای سبز>> به شورای شهر تهران  در این‌جا بخوانید
 
البرز، سلام تهران است
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

گفتگوی دکتر مصطفی بهزادفر استاد شهرسازی و معماری با روزنامه‌ی همشهری در این‌جا بخوانید


 
همایش " سدهای بزرگ ، پیامدها و جایگزین ها "
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی
                                          

                               همایش

                              سدهای بزرگ ؛ پیامدها و جایگزین ها

 « سدها منافعی برای جامعه داشته اند ، اما موجب زیان های مهم اجتماعی و زیست محیطی نیز بوده اند . بسیاری از مباحث موجود درباره ی طرح های سد سازی بر این مساله متمرکز شده اند که آیا سد سازی مناسب ترین پاسخ به تامین نیازها و اهداف توسعه است .» این ها سطرهایی از کتاب  سدها و توسعه  هستند که به همت کمیسیون جهانی سدها نوشته شده و سندی است بر این مدعا که امروزه پس از تجربه ی شش دهه سدسازی در دنیا ، اساس چرایی و چگونگی ساخت سدها با چالش های جدی مواجه شده است . علاوه بر مسایل اجتماعی و زیست محیطی ، در مورد کشورهایی با موقعیت تاریخی شبیه با ما ، مساله ی میراث فرهنگی نیز اهمیت ویژه ای پیدا خواهد کرد .

به نظر می رسد اکنون وقت آن رسیده که ما نیز بر این تجارب ارزشمند درنگی داشته باشیم ...  .

 

برگزار کنندگان :

گروه دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست            www.sivandprotest.blogfa.

گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران           www.mountainwatch.persianblog.ir

 

سخن رانان :

         محمد درویش عضو هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور :  سد بسازیم ، اما با کدام اولویت

         فاطمه ظفرنژاد کارشناس محیط زیست و پژوهشگر در زمینه ی آب :  سازه محوری در عرصه ی مدیریت آب  

         رضا مرادی غیاث آبادی پژوهشگر در زمینه ی اخترباستان شناسی :  در تنگه بلاغی هنوز فرصت هست

        عباس محمدی مدیر گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران :  سدها ؛ ذهنیت ها و واقعیت ها 

        محمد سعید کدیور عضو شبکه ی بین المللی رودها :  ضرورت ایجاد آکادمی سدهای ایران 

        مهدی فریور کارشناس عمران :  اهمیت توجه به حقوق فرهنگی در پروژه های عمرانی  

 

زمان : یکشنبه 29 اردیبهشت از ساعت 17 تا 20

مکان : تهران - خیابان نجات اللهی ، بین طالقانی و کریم خان ، نبش خیابان ورشو ، خانه ی شهریاران جوان ، آمفی تاتر 2

 

برای شرکت در همایش ، لطفا از طریق تلفن ها ی 66712243 ( انجمن کوه نوردان ایران- از ساعت 10 تا 18 ) یا 09127045517 ( آقای خسروی ) هماهنگ کنید .  

        


 
خاکشیریسم درختکاری در ایران
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

در روز 17 فروردین، یادداشتی داشتیم با عنوان «نگاهی به سرنوشت تلخ نخل‌ها و اکالیپتوس‌های تهران». در زیر، مقاله با ارزشی از دکتر حسین آخانی، گیاه‌شناس، را در همین زمینه می‌بینید: 

                                                                               در این‌جا بخوانید


 
پنج دهه به سوی ناپایداری
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

مقاله‌ای از خانم فاطمه ظفرنژاد، مترجم کتاب با ارزش«پنج دهه به سوی ناپایداری» تالیف پاتریک مک‌کالی.

در این مقاله خانم ظفرنژاد در مورد آسیب‌های اساسی که سدسازی و دیدگاه مبتنی بر «مدیریت عرضه‌ی آب» به جای «مدیریت تقاضا»، به رودها، آبخوان‌ها و تالاب‌های کشور وارد کرده، به بحث پرداخته است.                 در این‌جا بخوانید


 
آشنایی با میراث جنگلی ایران
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

    انجمن کوه نوردان ایران برگزار می کند :                                 

                        آشنایی با میراث جنگلی ایران 

 نوع برنامه : آموزشی ، راه پیمایی                   

شناخت گونه های درختی جنگل های مازندران ، گفتگو درباره ی ارزش های زیست بومی جنگل هیرکانی (خزری) و جایگاه این جنگل در تاریخ طبیعی ، بررسی عوامل تهدید کننده ی جنگل در ایران ، و آشنایی با شیوه های گردش گری مسوولانه در طبیعت .

 منطقه : المستان (شهرستان آمل) 

آموزش دهنده : هومن روانبخش (دانشجوی دوره ی دکترای جنگل )

 راهنما : حسینعلی مهجوری (نماینده ی انجمن کوه نوردان ایران در مازندران) 

مدت و زمان : یک و نیم روز ، 26 و 27   اردیبهشت 87  

لطفا برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام ، از ساعت 10 تا 18 (به جز پنج شنبه ها و جمعه ها) با دفتر انجمن (66712243) تماس بگیرید . 

 

                                         .


 
آزادی ، نماد تهران
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

میدان آزادی ، نماد شهر تهران و یک سازه ی خوش پرداخت ایرانی است ؛ در برج آن ، هلال ها و خطوط و دیگر ویژگی های معماری ایران را هر ایرانی عامی - به صورت حسی - و بی نیاز به توضیحات پیجیده ( آن طور که مثلا سازندگان برج میلاد در مورد این یکی می گویند ) تشخیص می دهد . خیابان آزادی هم با چهار ردیف درخت و باغچه ، طرحی از "چهارباغ" های قدیمی ایران بود که البته به تیغ بی ترحم شهرداری و نظریه پردازان سازمان ترافیک آن ، ازبین رفت .

اما ، میدان آزادی را از جهت های دیگری هم می توان نماد یا جلوه گاه صفات برجسته ی تهران دانست ؛ هوای بسیار آلوده ، شدآمد( ترافیک) فوق طاقت بشری ، و البته بی تدبیری در مدیریت شهری . در ارتباط با مورد آخر ، کافی است که به طرح مرمت میدان توجه کنید که چگونه برای ترمیم یک اثر ملی، تمام محوطه ی آن را زیر و رو کردند و حتی نقشه ی اولیه ی میدان را در دو ضلع شمالی و جنوبی به هم زدند . هم اینک می توانید سنگ  فرش جدید را در میانه ی میدان ببینید که کار آن تمام نشده ، تعدادی از آن ها لق یا شکسته شده اند و فاصله ی بین سنگ ها بسیار نامساوی و نامتناسب است ، و این درحالی است که از تعویض سنگ فرش میدان فقط حدود ده سال ، و از « سامان دهی » بالا و پایین میدان برای ایستگاه های تاکسی فقط حدود دو سال می گذرد . از " افتتاح " پروژه ی مرمت ، ماه ها می گذرد و همچنان میدان محل کار کارگران است ! و جالب توجه تر ازهمه این که چمن کاری آن، در چند ماه گذشته چند بار تکرار شده است .

کارشناسان و مدیران و « دانشمندان » وطنی هنوز چمن کاری را یاد نگرفته اند ، اما ادعاها گوش فلک را کر کرده است !


 
روزنامه‌ی اعتماد 9/2/87
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی
* دو نکته در مورد مصاحبه‌ی اخیر رییس سازمان حفاظت از محیط زیست
* احداث جاده ابر با اجازه دولت                                       در این‌جا بخوانید
 
جای امیدواری هست ... !
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

چندی پیش ، خبردار شدیم که اهالی و شورای روستای طزرجان ، هیات کوه نوردی استان یزد ، جمعیت میهن سبز ، استادان منابع طبیعی و محیط زیست یزد ، و شماری از دیگر سازمان های مردم نهاد یزد ، با اعتراض های خود  از ساخت تله کابین روی کوه برفخانه ( طزرجان ) که یک شرکت مجوز آن را از سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان میراث فرهنگی گرفته بود ، جلوگیری کرده اند ( مژگان جمشیدی ، روزنامه ی کارگزاران 24/1/87 ) .

در اسفند ماه گذشته نیز رسول زندی ، کوه نورد و دوستدار محیط زیست ، از کرمان خبر داد که کوه نوردان و تعدادی دیگر از طبیعت دوستان آن استان با راه پیمایی اعتراضی به سوی یک معدن سنگ در منطقه ی " چشمه چراغو " ی جوپار و تجمع در برابر اداره کل محیط زیست کرمان ، سبب لغو مجوز آن معدن شدند . این معدن ، علاوه بر تخریب و زشت کردن چشم انداز کوهستان باشکوه جوپار ، باعث آسیب دیدن قنات های تاریخی منطقه مانند قنات گوهرریز بود .

این حرکت ها ، جای امیدواری را برای ما که از دیدن تخریب ها و آلودگی های بی شمار در طبیعت کشور سخت دل آزرده گشته ایم ، باقی می گذارد ؛ همچنین الگوهایی را برای مقابله با طرح های توسعه ی ناپایدار ، فراروی مان قرار می دهد .

 
درخت ژاپنی و درختان کهن سال ایرانی
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

در صفحه ی آخر همشهری امروز ، عکسی از یک درخت پر از شکوفه دیده می شود که زیر آن نوشته شده : « هر روز در اوایل فصل بهار ، هزاران نفر برای بازدید از شکوفه های این درخت گیلاس به استان فوکوشیما واقع در شمال ژاپن سفر می کنند . قدمت این درخت ، هزار سال اعلام شده است .» آن چه که در عکس ، جلب توجه می کند ، حصاری است که در اطراف درخت کشیده شده و تمام سایه انداز آن را دربرمی گیرد و تماشاگران در آن سوی حصار ایستاده اند . به این ترتیب ، محدوده ی پای درخت که محل ریشه دوانی آن است ، لگدکوب نمی شود  و تازه در بیرون از حصار ، تا چندین متر فقط چمن به چشم می خورد .

در ایران هم درختان چند صد ساله و حتی دو سه هزار ساله وجود دارد ؛ حتی گفته می شود که گیاه شناسان اتریشی ، عمر درخت سرو ابرکوه را بالای چهار هزار سال تخمین زده اند و شاید آن ، کهن ترین موجود زنده ی جهان باشد ! جالب توجه این که بیشتر درختان کهن سال ایران ، در کوه پایه ها قرار دارند . اما ، نکته ای که در ارتباط با آن درخت ژاپنی توجه مرا جلب کرد این است که در ایران ، تقریبا در هیچ جا محیط اطراف این درختان باستانی به شکل مطلوبی برای درخت حفاظت نشده است . برای مثال ، به چند تایی از این درختان که دیده ام اشاره می کنم :

سرو هزار و پانصد ساله ی هرزویل ( نزدیک منجیل ) که توسط سازمان حفاظت محیط زیست  در فهرست آثار طبیعی ملی ثبت شده ، اگرچه در سایه انداز خود دارای حصار است ، اما بلافاصله در بیرون حصار آن ، خیابان اسفالته و در کنار خیابان ، خانه های مسکونی قرار دارد . درست آن است که دست کم تا یکصد متری اطراف یک چنین درختی ، حریم آن تلقی شود و به شکل پارک سامان دهی شود . چنار کهن سال نیاسر که عمر آن هم به احتمال زیاد به پیش از اسلام بازمی گردد، تا پای طوقه در محاصره ی اسفالت است ! یک چنار بسیار شاداب و صدها ساله هم در مشهد اردهال وجود دارد که اکنون در وسط خیابان قرار گرفته و درون آن آثار افروختن آتش به چشم می خورد . چنار صدها ساله ی امام زاده قاسم شمیران نیز اینک در وسط خیابانی پر رفت و آمد قرار دارد و به شدت در معرض تهدید است . دو سرو بالای هزار سال سیرچ کرمان و چندین درخت چنار بسیار قدیمی این روستا ، بی هیچ مراقبت و حفاظی رها شده و حتی یک چنار کهن آن جا ، چند سال پیش برای توسعه ی مسجد ، قطع شد ! چنان که درخت باستانی امام زاده صالح شمیران که از کناره های آن شاخه های نورسته قد برافراشته بود ، چند سال پیش به دست متولیان امام زاده قطع گردید . اطراف درختان توت هزار ساله ی آستانه ( نزدیک اراک ) سنگ و آجرچین شده است . یک چنار بسیار بسیار قدیمی در شهر پاوه هست که توخالی شده و در داخل آن ، اتش افروزی کرده اند ...  و این سیاهه را باز هم می توان ادامه داد .

به همه ی کوه نوردان و طبیعت دوستان پیشنهاد می کنم که درختان کهن سال منطقه ی خود را شناسایی کنند و از مقام های مسوول بخواهند برای آن ها طرح حفاظتی تهیه و اجرا کنند .    


 
چگونه می توان ناامید نشد ؟!
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

در جمعه ی گذشته که برای پاک سازی به مناسبت  روز زمین پاک ، به کنار رودخانه ی جاجرود رفته بودیم ، همچون بسیاری مواقع دیگر ، با دیدن ابعاد فاجعه غبار نومیدی بر سر و رویم نشست . اما ، آن گاه که دو ساعتی کوه پیمایی کردیم و چند گله ی قوچ و میش وحشی دیدیم و اطراف یک چشمه را پاک سازی کردیم ... احساس سبکی کردم و به زندگی امیدوار شدم . پس از کمی اندیشه در چرایی این ماجرا ، به نظرم رسید که می توان نکته های زیر به عنوان  « دستورهایی برای ناامید نشدن » به دوستان توصیه کرد :  1

- چشم ها را ببندید !  با دیدن تل های زباله در گوشه و کنار طبیعت ، ممکن است به این نتیجه برسید که « هیچ راهی وجود ندارد » . بنابراین ، در جاهایی که نمی توانید کار پاک سازی را انجام دهید یا طرحی برای پاک سازی بدهید ، همچون اسفندیار شعر شاملو همان به که چشم فرو پوشیده دارید . در این حال ، بهتر است این مکان مخروبه را سنگر از دست رفته بدانید  و مانند یک سرباز خوب ، خاکریز بعدی را که پشت سرتان است ، حفظ کنید . 

  2- چشم ها را باز کنید ! هنوز نقطه ها و منطقه های بسیاری وجود دارند که پر از زیبایی طبیعی هستند ؛ آن ها را ببینید ، از دیدارشان لذت ببرید ، و برای حفاظت شان بکوشید . جهان به پایان نرسیده است . 

 3- جور دیگر ببینید ! اگر تلاش ها ( شاید : دست و پا زدن ها ) ی ما محیط زیستی ها نبود ، اوضاع طبیعت بسی بدتر از اکنون بود . ما می توانیم شیب انحطاط محیط زیست را کم تر کنیم ، و می توانیم امیدوار باشیم که با افزایش آگاهی های زیست محیطی مردم و بدل شدن آن به یک نیروی اجتماعی موثر ، و با پیشرفت دانش بشری ، مشکلاتی مانند دفع زباله ، گرم شدن زمین ، و ... حل شود . 

۴- کار جنون ما به تماشا کشیده است ! این گفته ی سعدی را آویزه گوش می گیریم و عاشقانه کار خویش را دنبال می کنیم . قرار نیست که به پیروزی برسیم ؛ همین رفتن ما ، پیروزی ما است . دل سوزاندن برای طبیعت و رفتن به محیط های طبیعی – حتی برای جمع آوری زباله – سهم ما از لذت های طبیعت بوده و خواهد بود .