گزارش میراث خبر از اسپهبد خورشید
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

غار اسپهبدخورشید توجه بیشتر سازمان میراث‌فرهنگی را می‌طلبد

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ به گفته کارشناسان؛ استقرار بخش‌هایی از نیروی نظامی و کارخانه شن و ماسه در فاصله بسیار کمی از غار اسپهبد خورشید در مازندران تخریب و ریزش دیواره‌ها و سقف این غار تاریخی دوهزار ساله را سرعت بخشیده است. 
دوره های نظامی، آموزشی در منطقه دو آب مازندران و وجود میدان تیر در فاصله چهار کیلومتری غار تاریخی اسپهبد، این غار تاریخی را درمعرض تهدید جدی قرار داده است؛ این درحالی است که کارخانه شن و ماسه "خطیر کوه" نیز که هر روزه اقدام به بارگیری مقادیر متنابهی شن و ماسه از معادن وجود در حاشیه غار اسپهبد می‌کند، خطر رانش زمین را این منطقه را شدت داده است. 

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
معرفی و تلاش برای حفاظت غار - قلعه ی اسپهبد خورشید
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

اسپهبد خورشید ؛ غاری طبیعی با دژی دو هزارساله

 

در کتاب  سوادکوه سرزمین خورشید نوشته ی احمد باوند سوادکوهی ، در مورد غار اسپهبد خورشید آمده است :

این غار ، در ارتفاعات کوه البرز و تنگه ی رود دوآب به فاصله ی 5/1 کیلومتر از جاده ی سوادکوه به تهران قرار گرفته است . در داخل غار ، آثار قلعه ، برج ، آتشکده ، آب انبار ، حمام ، و تنور وجود دارد که با سنگ و ساروج ساخته شده است . در گذشته ، از روستای کمر پشت که در بالادست غار قرار دارد ، با کندن مسیر سنگی ، آب را به داخل غار- قلعه می رسانده اند که هنوز هم آثار ورودی آب مشخص است . شگفت انگیز تر این که فاضلاب غار هم به صورت زیرزمینی خارج می شده است .

در سال 142 هجری شمسی که تازیان برای فتح مازندران وارد منطقه می شوند و به پای این غار می رسند ، اسپهبد خورشید فرمانروای مازندران ، در جبهه ای دیگر در دیلمستان مشغول نبرد با عرب ها بود . عرب هایی که در پایین غار چادر زده بودند ، به هیچ وجه نمی توانستند وارد آن شوند . بانو « نی کلا » زن اسپهبد خورشید ، در نبود او فرمانروای دژ بود . با خیانت نگهبان غار ، تازیان به مسیر آب ورودی پی بردند و آن را مسموم کردند که در نتیجه 400 نفر از ساکنان غار دچار بیماری شدند . گویند  نی کلا پس از آن که خود را نیز در حال مرگ و دختران اش را اسیر دید ، در شبی که ماه بدر کامل بود ، به بالای برج آتشکده رفت و سه بار فریاد زد : خورشید ، خورشید ، خورشید !( در باورهای محلی ، هر شب چهاردهم ماه ، از داخل غار صدای خورشید ، خورشید می آید .) در این هنگام ، اسپهبد خورشید در دیلمان با نعره ای سخت از خواب بیدار می شود و می گوید : « دژ سقوط کرد » . صبح روز بعد ، اسپهبد به سوی دژ حرکت کرد و در نیمه های راه ، در حدود چالوس ، به او خبر دادند که دژ سقوط کرده است . اسپهبد با شنیدن این خبر به بالای تپه ای رفت و دست هایش را به سوی خورشید بالا گرفت و از نگین انگشتری خود ، زهر هلاهل درآورد و خورد و جان به جان آفرین تسلیم کرد .

 

 ***********************************

 

امروزه ، این غار – قلعه ی با ارزش ، به دلیل راه اندازی کارخانه ی شن و ماسه ی خطیر کوه در مجاورت آن ، و به علت برگزاری دوره های آموزش تیراندازی توسط پادگان دوآب ، در معرض تهدید و تخریب قرار گرفته است . علی ماهفروزی کارشناس میراث فرهنگی مازندران می گوید که به دلیل آهکی بودن غار ، انجام هرگونه عملیات تیراندازی که باعث ارتعاشات صوتی می شود ، و عملیات برداشت شن و ماسه که سبب رانش زمین می گردد ، می تواند به آسیب دیدگی جدی این مکان با ارزش منجر شود . سامان سورتیجی و دیگر کارشناسان میراث فرهنگی مازندران نیز همین عقیده را دارند .

 

نخستین همایش شناخت و معرفی غار – قلعه ی اسپهبد خورشید

 

شماری از گروه های کوه نوردی سوادکوه و قائم شهر، هیات های کوه نوردی این دو شهر ، انجمن سوادکوه شناسی ، انجمن کوه نوردان ایران ، موسسه ی فرهنگی هنری چکاد البرز ، شهرداری ها و شوراهای اسلامی سوادکوه و دوآب ، سازمان میراث فرهنگی مازندران ، و ... در نظر دارند با برگزاری یک برنامه ی فرهنگی هنری ، ارزش های غار – قلعه ی اسپهبد خورشید را معرفی کنند و اقدام های لازم برای پیشگیری از تخریب آن را خواستار شوند .

حضور تمامی دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی کشور در این مراسم آزاد است .

 

زمان : جمعه 31 خرداد ماه 87 از ساعت 9 صبح

 

مکان : جاده ی فیروز کوه ، بعد از پادگان  دو آب ، ابتدای جاده ی خطیر کوه

 

( برای استفاده از اتوبوس ، می توانید از ساعت 10 تا 13 روز پنج شنبه ، با دفتر انجمن کوه نوردان تماس بگیرد : 66712243 )


 
مدیریت پایدار آب و نیرو بدون سدسازی
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                      

                                               در این‌جا بخوانید


 
تخریب 300 هکتار از تالاب بین المللی انزلی
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ٢۸ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

اعتماد/ گروه اجتماعی،مونا قاسمیان:

 پس از تصویب عبور خطوط لوله نفت و گاز از سرخه حصار و خجیر و اجازه احداث جاده در داخل جنگل ابر، این بار کمیسیون زیربنایی دولت با احداث میان گذر انزلی در مسیر وزارت راه موافقت کرد که با احداث این راه 300 هکتار از تالاب از بدنه اصلی جدا و به مرور زمان خشک خواهد شد.در جلسه یکشنبه کمیسیون زیربنایی دولت که با حضور سه تن از وزرا و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل شد، این کمیسیون با احداث میان گذر انزلی در مسیر پیشنهادی وزارت راه (مسیر کنونی مصوب شورای عالی شهرسازی) با رعایت الزامات زیست محیطی موافقت کرد. به گزارش ایسنا اعضای کمیته تخصصی زیربنایی دولت، پس از بازدید در 10 دی ماه سال گذشته از محل احداث میان گذر انزلی و مسیرهای پیشنهادی وزارت راه و سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کردند که دو گزینه جدید در این زمینه مطرح است که شامل گزینه پیشنهادی وزارت راه و دیگری گزینه پیشنهادی سازمان حفاظت محیط زیست است، اما در نهایت این کمیسیون بازهم به نفع وزارتخانه روبه روی سازمان محیط زیست رای داد. ریاست سازمان محیط زیست استان گیلان پس از شنیدن این خبر به اعتماد گفت؛« در زمان بازدید اعضای کمیسیون، ما تمام مسیر پیشنهادی سازمان محیط زیست را با دلایل علمی و کارشناسی نشان دادیم. همچنین مسیر پیشنهادی وزارت راه و اثرات مخرب را هم گفتیم.» زلفی نژاد با اشاره به اینکه اعضای کمیسیون نتوانستند نظرات ما را رد کنند، گفت؛ «تا مطالعات ارزیابی این طرح توسط سازمان محیط زیست تایید نشود وزارت راه هیچ کاری نمی تواند کند.» وی در حالی که تاکید می کرد کتابچه همراه با نقشه و اطلاعات لازم به همه اعضای کمیسیون که در زمستان سال گذشته از تالاب بازدید کردند داده شده است، تاکید کرد؛ «هیچ کسی نمی تواند مدعی شود که سازمان محیط زیست هیچ برنامه یی و طرح جایگزینی ارائه نداده است.» رای کمیسیون زیربنایی دولت درحالی تصویب شده است که مخالف نظرات سازمان بازرسی کل کشور است. سازمان بازرسی کل کشور در گزارشی اعلام کرده است؛ «نتایج مطالعات و تحقیقات انجام گرفته درخصوص تالاب انزلی توسط سازمان حفاظت محیط زیست و واحدهای تابعه، راهکارهای مناسبی برای طرح های توسعه ارائه و روش های تعدیل اثرات سوء یا مخرب این گونه طرح ها را مشخص نکرده است و اصولاً فاقد راهکارهای اجرایی مشخص است. به همین دلیل و با عنایت به نبود مطالعات فنی و زیست محیطی جامع درخصوص تالاب انزلی و همچنین اشکالات و ایردات وارده نمی توان با اطمینان کامل هیچ یک از گزینه های موجود اعم از پیشنهاد وزارت راه و سازمان حفاظت محیط زیست را تایید کرد. » با این وجود طبق گزارش سازمان بازرسی کل کشور گزینه ارائه شده از طرف وزارت راه غیرقابل قبول است. اما مشخص نیست به چه دلیل بازهم این گزینه توسط کمیسیون زیربنایی دولت تایید می شود. سازمان بازرسی کل کشور در بخش دیگری از گزارش خود تاکید کرده است؛ «وزارت راه و ترابری در راستای مصوبه هیات وزیران سریعاً باید نسبت به تغییر مسیر اقدام کند، چرا که طولانی شدن انجام پروژه منجر به افزایش بی رویه هزینه ها شده و بدیهی است با حفظ حریم اعلامی سازمان حفاظت محیط زیست، مسوولیت عملیات راهسازی و تهیه نقشه اجرایی و رعایت موازین فنی و استاندارد راهسازی در گزینه پیشنهادی محیط زیست در خارج از مرز تالاب، به عهده وزارت راه و ترابری است.» ادامه وضعیت فعلی تالاب انزلی با توجه به ورود سالانه حدود 30 میلیون مترمکعب فاضلاب شهری، 15 هزار تن انواع کودهای شیمیایی، 400 لیتر سموم کشاورزی، فاضلاب 50 کارخانه، ورود گونه غیربومی مهاجم به نام آزولا که به شدت حیات تالاب و به خصوص ماهیان آن را به مخاطره انداخته است، آلودگی صوتی و نفتی ناشی از تردد قایق های موتوری هزاران بازدیدکننده و رسوب حاصل از فرسایش خاک مناطق بالادست به طوری که عمق متوسط تالاب از 6 به 5/1 متر طی 40 سال اخیر کاهش یافته است، قطعاً موجب تخریب و نابودی کامل این اکوسیستم خواهد شد.در قسمتی دیگر از این گزارش آمده است؛ «از سوی دیگر مصوبه سال 82 هیات دولت، نظر سازمان حفاظت محیط زیست را تایید و تصویب کرده و در واقع نظر کارشناسی متخصصان کل حفاظت محیط زیست را ارجح تشخیص داده است. همچنین با تایید و تصویب نظریه سازمان حفاظت محیط زیست درخصوص اجرای پروژه از تالاب صدمات زیست محیطی و... را به منطقه تایید کرده است، لذا اصرار وزارت راه و ترابری به عبور میان گذر تالاب، نتیجه یی جز توقف و رکود عملیات اجرایی و افزایش بار مالی طرح شده ندارد. » طبق نظر کارشناسان محیط زیست در صورت اجرای مسیر پیشنهادی وزارت راه حدود 300 هکتار از تالاب بین المللی انزلی جدا و دچار تخریب و نابودی می شود که با توجه به ارزش 8 تا 22 هزار دلاری هر هکتار تالاب بر اساس نرخ های بین المللی، احداث مسیر پیشنهادی وزارت راه خسارتی معادل 470 میلیارد ریال به تالاب وارد می کند. در این بین تعدادی از کارشناسان مطرح محیط زیست و منابع طبیعی کشور در نامه های جداگانه با احداث مسیر کنارگذر انزلی بر اساس پیشنهاد وزارت راه مخالفت کردند. گرفتار شدن تالاب به جلبک آزولا، دپوی زباله شهری در حاشیه تالاب، ورود سالانه 500 میلیون تن رسوب از حوضه آبخیز، ورود فاضلاب های انسانی و آلودگی های صنعتی و ورود بی رویه سموم و کود های شیمیایی از دیگر فشارهایی است که هم اکنون به تالاب انزلی وارد می شود. این تالاب اخیراً در فهرست تالاب های با تغییرات شدید اکولوژیک در لیست قرمز کنوانسیون رامسر ثبت شده است.

 

اعتماد ملی : عبور جاده از داخل تالا‌ب بین‌المللی انزلی

کارگزاران: 100 میلیون از زمین‌های کشور در معرض بیابان‌زایی

 


 
تجمع در حمایت از «تالاب گاوخونی»
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

جای خوشوقتی است که گاه، خبرهایی از تجمع اعتراضی مردم در دفاع از محیط زیست به گوش می رسد. خبر اعتراض اهالی ورزنه (نزدیک ترین شهر به تالاب گاوخونی) را به وضعیتی که برای گاوخونی پیش آمده، در این جا بخوانید.


 
وزارت نیرو به جای سد‌سازی آبخیزداری کند
ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                                                              در این‌جا بخوانید


 
گراندکانیون ایران غرق می‌شود
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 تنگه هایقر ، قربانی یک سد جدید                          در این‌جا بخوانید


 
گرامی باد خاطره ی نادر ابراهیمی که ایران را عاشقانه دوست داشت
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

نادر ابراهیمی ، نویسنده ی پرکار که در 16 خرداد پس از یک دوره بیماری طولانی درگذشت ،  عاشق کوه ها و یک دوستدار راستین کوه نوردی بود . مطلبی در این مورد را در تارنمای انجمن کوه نوردان ایران ، با عنوان « نادر ابراهیمی ؛ مرد قلم ، مرد کوه » بخوانید .


 
تهدید غار اسپهبد خورشید
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

تخریب در حریم غار- قلعه ی اسپهبد خورشید

 

عکس از وبلاگ : ایران سرزمین من 

خسرو یزدانی همکار دیده بان کوهستان در گرگان ، از تخریب حریم منظر غار بی مانند اسپهبد خورشید خبر می دهد . این غار که در جاده ی فیروزکوه پس از پادگان دوآب و در دامنه ی " خطیرکوه " قرار دارد ، دهانه ی عظیمی به قطر تقریبی هشتاد متر دارد که از این جهت بسیار جالب توجه است . در نزدیکی و جلوی دهانه ی غار ، آثار یک برج دیده بانی ، یک دیوار ساروجی ، پلکان ، و در داخل تالار بزرگ غار آثار چند اتاق به چشم می خورد که این حکایت از کاربرد دفاعی غار در روزگاران گذشته دارد . احمد معرفت در کتاب کوه ها و غارهای ایران نوشته که اتاق های داخل غار در گذشته های دور مسقف بوده و « وجود قطعه تیر 5/3 متری به قطر 80 سانتی متر که در گوشه ی یکی از اتاق ها افتاده ، دلیل بر این ادعا است » . هم او نوشته که بنای دژ به احتمال زیاد ، متعلق به اواخر دوره ی ساسانی است . غار- قلعه ی اسپهبد خورشید در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و گویا در میراث فرهنگی مازندران ، پرونده ای برای ثبت جهانی آن در دست تکمیل است .  

متاسفانه ، به تازگی در زیر دهانه ی غار عملیات سنگ شکنی و تولید شن و ماسه شروع شده است ! همچنین واحدهای ارتش ، اقدام به کشیدن سیم خاردار و برپا ساختن پایگاه در حریم اسپهبد خورشید کرده و سربازان در این محدوده به تمرین تیراندازی می پردازند .

جمعی از کوه نوردان مازندران ، به منظور معرفی و شناخت بهتر غار- قلعه ی اسپهبد خورشید که از آثار منحصر به فرد طبیعی – تاریخی ایران است ، قصد دارند مراسمی را با عنوان « روز خورشید » در تاریخ جمعه 31 خرداد برگزار کنند . این مراسم ، همراه با سخن رانی ، اجرای موسیقی و برنامه های فرهنگی دیگر خواهد بود که از ساعت ۹ صبح در پای غار ، بعد از پادگان دو آب ، برگزار خواهد شد .


 
دومین همایش
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

 

 

 پیوست :

گزارش تصویری ایسنا از مشکلات زیست محیطی اطراف تهران

 

1- http://207.176.218.145/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1143906&Lang=P

2- http://207.176.218.145/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1143909&Lang=P

 

 


 
شهرک زیتون پلمب شد
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

اعتماد/ گروه اجتماعی:

پایگاه خبری کانون عالی حفظ و گسترش محیط زیست از اقدام ناگهانی و از قبل تعیین نشده گروهی از ماموران خبر داد که روز شنبه به پارک ملی سرخه حصار رفته و همه مراکز مسکونی و تجاری غیرمجاز در این منطقه را پلمب کردند.

پارک ملی سرخه حصار که یکی از قدیمی ترین پارک های ملی با قدمت بیش از 250 سال محسوب می شود، در سال 61 با تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست به پارک ملی تبدیل شد. در سال 1364 وزیر مسوول وقت در اقدامی غیرقانونی نسبت به واگذاری240 هکتار از اراضی پارک ملی به شرکت تعاونی پرسنل جهاد کشاورزی (با عنوان زیتون) اقدام کرد که شرکت تعاونی مذکور نیز متعاقباً با مراجعه به ثبت شرق تهران نسبت به اخذ سند مالکیت اراضی داخل پارک ملی اقدام کرد و با این اقدام، مناقشه شرکت تعاونی مسکن و سازمان حفاظت محیط زیست وارد فاز جدیدی می شود. به گزارش پایگاه خبری کانون عالی حفظ و گسترش محیط زیست در سه سال اخیر و همزمان با تشدید ضعف مدیریت محیط زیست استان تهران، 25 بنگاه معاملات مسکن، سفره خانه سنتی، ساخت و سازهای گسترده مسکونی و... در داخل پارک ملی مشاهده شده و با افزایش حریم روستای ده ترکمن احتمال تهدید کامل پارک ملی سرخه حصار جدی شده بود.

بی توجهی استانداری تهران، وزارت نیرو و شهرداری نسبت به تعرض به پارک ملی سرخه حصار، همچنین ساخت وسازهای غیرمجاز، دزدی آب و برق تهران توسط دلالان سبب اغفال عده زیادی از شهروندان تهرانی شده بود. از سوی دیگر شایعات مربوط به صدور رای شعبه 27 دیوان عدالت اداری در 30 فروردین 87 در الزام شهرداری تهران به صدور مجوز ساخت اراضی پارک ملی سرخه حصار توسط شهرداری منطقه 13 تهران آخرین سناریوی هیات مدیره شرکت تعاونی مسکن زیتون بود که با اظهارات مستدل و قاطع دادستان کل کشور در روز یکشنبه مورخ 19/3/87 (همایش حقوق محیط زیست) با مداخله گسترده نیروی انتظامی به پارک ملی، تحرکات و تجاوزات غیرقانونی در این پارک خاتمه یافت. محمدباقر صدوق مدیرکل محیط زیست استان تهران در گفت وگو با پایگاه خبری کانون ضمن تایید این جمله گفت؛ نیروی انتظامی با اقدامی قاطع با متجاوزان برخورد کرده و دامنه این اقدام حتماً به ده ترکمن نیز اشاعه یافته است. وی با تایید خاتمه حضور این افراد در پارک ملی سرخه حصار گفت؛ نیروهای گارد سازمان روزی آرام و بی سابقه را در پارک ملی گزارش کردند.

وی درباره ادعای مربوط به رای شعبه 27 دیوان عدالت اداری گفت؛ به نظر می رسد این رای هرگز ابلاغ نشده و در همان مرحله متوقف مانده است، صدوق از اقدام قاطع نیروی انتظامی و اظهارات دادستان کل کشور قدردانی کرد و گفت؛ شهردار تهران نیز به تازگی مخالفت شدید خود را با هرگونه ساخت وساز در اراضی پارک ملی اعلام کرده و خبرهای خوبی نیز از ورود مقامات عالی نظام برای حل این معضل داریم که به زودی اعلام خواهیم کرد. صدوق همچنین خواستار اقدام سریع دولت جهت تخصیص زمین معوض برای پایان یافتن دائم این مشکل شد.

 


 
نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                                 

دیدار و پذیرایی :  30 دقیقه
درباره ی سنگ نوردی : رسول کشوری 
تاریخچه ی مسابقات سنگ نوردی در استان تهران و تیم ملی : آرتیمس فرشاد یگانه 
طرح و پیشنهاداتی برای پیشرفت سنگ نوردی داخل سالن ایران: محمود ایروانی 
تریبون آزاد : 30 دقیقه
معرفی و تقدیر از برخی پیشکسوتان و جوانان تاثیرگذار

 

زمان: سه شنبه 21 خرداد ماه 1387 از ساعت:17 تا 20  مکان: خیابان استاد نجات اللهی(ویلا)،نبش چهارراه ورشو، ساختمان تشکل های غیر دولتی، سالن آمفی تئاتر2


 
محیط زیست در وبلاگ های ایرانی
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

محیط زیست در وبلاگ های ایرانی
به مناسبت روز جهانی محیط زیست

نازنین معتمدی 

با اینکه وبلاگ نویسان زیست محیطی دو سه سالی است که به جرگه وب نویسان پیوسته اند، اما خیلی سریع جای خود را در میان دوستداران طبیعت باز کرده اند. پیدایش صفحات مخصوص محیط زیست در روزنامه ها و حتی گام نهادن تلویزیون در این حوزه، به سرعت این روند افزود. 

شاید بتوان عنوان های زیر را پر مخاطب ترین مطالب وبلاگ های زیست محیطی ایران در شش ماه گذشته دانست: "قتل عام فلامینگوها در دریاچه بختگان"، "جستجوی پلنگ های ایرانی"، " تخریب جنگل های لویزان"، و"مرگ و میر دلفین ها در خلیج فارس".

برخی از این وبلاگ ها اطلاعات با ارزش و مطالب تحلیلی با ارزش تری از حوادث محیط زیست ایران به دست می دهند. برخی دیگر نیز به واسطه تکیه نگارنده بر مسندی دولتی، بازگو کننده دیدگاهی متفاوت هستند.

ابتکار سبز (وبلاگ معصومه ابتکار ــ نماینده کنونی شورای شهر تهران ومسئول پیشین سازمان محیط زیست)، دل نوشته های محمد درویش، سرود کوهستان، آتش نوشت، فرزند ایران، انجمن کوهنوردان ایران، و دیده بان محیط  زیست ایران  از وبلاگ های زیست محیطی پرمخاطب ایران به شمار می آیند.

در آستانه روز جهانی محیط زیست (۱۶ خرداد- ۵ ژوئن)، وبلاگ نویسانِ این حوزه جنبشی اینترنتی با عنوان "سبز کردن وبلاگستان فارسی" به راه انداخته اند. این جنبش تمام بلاگرها را به انتشار مطلبی زیست محیطی در روز جهانی محیط زیست ترغیب می کند.

البته بانیان اصلی این جنبش بر این باورند که "بی شک حتی اگر همۀ وبلاگ های فارسی هر روز درمورد محیط زیست بنویسند، باز هم با توجه به ضریب نفوذ اینترنت در کشور و میزان تاثیرآن، مشکلات زیست محیطی ما پایان نخواهد داشت!" با  این وجود، سبز کردن محیط وبلاگستان گامی است سبز و قطعا موثر.

یکی از این وبلاگ نویسان سام خسروی فرد است که دغدغه هایش را در حوزه محیط زیست در وبلاگ "آتش نوشت" می نگارد.  در نظرسنجی اینترنتی امسال، آتش نوشت محبوب ترین وبلاگ محیط زیستی ایران شناخته شد.

خسروی فرد در گفتگویی با جدید آنلاین سبز کردن وبلاگستان را "آخرین تیرِ ترکش دوستداران محیط زیست" می داند  و معتقد است، شاید این کار تنها کاری است که می توان در فضای مجازی سایبر برای جلب توجهی هر چند اندک به محیط زیست انجام داد. چرا که روش های آزموده شدۀ دیگر اثراتی همیشگی و چشمگیر نداشته است.

سوژه های محیط زیست ایران اغلب تلخ اند و آنچنان به سیاست تنیده اند که در اکثر موارد بحث کوچکی در یک وبلاگ، مبدل به جنجالی بزرگ در روزنامه ها و گاهی تجمع دوستداران طبیعت می شود.

خسروی فرد دلایل این امر را اینگونه برمی شمارد: "محیط  زیست اصولا پدیده ای سیاسی است. به این مفهوم که در سیاست گذاری ها و برنامه های توسعه کشور نقش تعیین کننده ای دارد. از طرف دیگر، توجه به محیط زیست در طرح های عمرانی و صنعتی، نشانه ای از توسعه یافتگی کشورهاست."

"متاسفانه در ۳۰ سال گذشته از محیط  زیست به شدت غفلت کرده ایم. جاری شدن سیل ها و ضعیف شدن مراتع و آلودگی هوا نشانه هایی از این بی توجهی هستند. نکته مهم این که آثار زیان بار فعالیت های تخریب کنندۀ محیط  زیست در لحظه نمود پیدا نمی کنند و باید چند سالی از آن بگذرد تا خود را نشان دهد. شاید چند سال دیگر وضع نابسامان تر از امروز باشد، چرا که در سه سال اخیر عدم توجه به محیط  زیست بیش از هر زمان دیگری در این ۳۰ سال بوده است." 

شاید بتوان تجمع های متعدد دوستداران طبیعت در اعتراض به مرگ ۲۰۰۰ فلامینگوى دریاچه بختگان، تخریب جنگل های لویزان، برکناری مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و... را از نتایج فعالیت وبلاگ های محیط زیستی دانست.

سام خسروی فرد، اما بر این باور است که اینگونه تجمع ها در تصمیم گیری های دولتی تاثیری ندارند: "تا زمانی که اخلاق زیست محیطی به عنوان یک اصل جدی در وجود هر فرد نهادینه نشود، چنین مباحثی بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است!"

این فعال محیط زیست معتقد است: "پرداختن به محیط  زیست به هر شکل و شیوه قابل تقدیر است، اما خبرگزاری یا هر وسیله ای که برای اطلاع رسانی به کار می رود، نباید مثل یک تب گذرا عمل کند؛ مدتی باشد و بعد محو شود. این موضوع البته آفت دیگری نیز در بر دارد. ایده ای نو یک بار کلید می خورد و بعد تمام."

به نظرم باید ابتدا به استقلال رسید و با رعایت اخلاق زیست محیطی و نه مصلحت اندیشی، کار را دنبال کرد. نگاهی به خبرگزاری های محیط زیست در دنیای مدرن، این حقیقت را نمایان می سازد که استقلال مالی و فکری نخستین ضرورت است و وابستگی به سیستم های دولتی باعث خواهد شد، تریبونی دیگر در اختیار دستگاه های ذی نفوذ قرار گیرد".


 
محیط زیست ، معضلی اجتماعی یا معمایی فنی؟
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

۵ جون ، روز جهانی محیط زیست گرامی باد

کنت وات ، در سرآغاز کتاب  مبانی محیط زیست (1) می گوید : « شاید این نکته که مسایل بوم شناسی خالص از بعضی جهات بهتر هستند ، درست باشد ، ولی اگر فرزندان ما و همسالان آن ها اقدام عاجل و موثری درمورد آلودگی هوا و عواقب آن به عمل نیاورند ، نوه های ما ممکن است دیگر قادر به مطالعه ی مسایل بوم شناسی خالص نباشند » . این نکته ، بیش از سه دهه پیش گفته شده و اکنون باید گفت  با روند تخریب شدیدی که جهان در پیش داشته ، نه نوه های ما بلکه فرزندان مان فرصت مطالعه ی بسیاری از مسایل زیستی را از دست خواهند داد یا ( در موردهایی مانند مطالعه ی بخش های گسترده ای از جنگل های بارانی ) از دست داده اند . 

حکایت ما دوستداران محیط زیست ( و البته بیشتر افراد جامعه ی بشری ) ، حکایت کاروانیانی است که راهزنان بر ایشان تاخته اند ؛ در این حال ، بیش از هر چیز نگاهداشت آن چه که داریم   اهمیت دارد. برای مثال ، در شرایط پاک باختگی ، مهم حفظ مواد خوراکی مان است و نه وسواس و تدقیق در نوع غذا . ترجمان گفته ی کنت وات ، برای فعالان زیست محیطی این است که زمان زیادی در دسترس نیست تا آسوده خاطر ، دل به اکولوژی محض یا مطالعه های به کلی آکادمیک بدهیم ؛ باید هرچه سریع تر جلوی تخریب و آلوده سازی محیط زیست را بگیریم تا  آن فرصت مطالعاتی مطلوب ، برای همیشه از دست  نرود . من در جاهای دیگری هم اشاره کرده ام که " معضل محیط زیست " بیشتر یک موضوع اجتماعی است تا یک امر فنی خاص . به بیان دیگر ، در این مورد کم تر با یک معمای علمی ، و بسیار بیشتر با یک مشکل مربوط به تضاد رفتاری و دیدگاهی طبقه های فرادست جامعه با مصالح همگانی ، روبرو هستیم . حل این مشکل ، نه با فعالیت در آزمایشگاه ها و کتابخانه ها و اتاق های فکر بلکه تا حد زیادی از طریق مبارزه ی اجتماعی فرادست می آید .

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
صعود زیست محیطی به اورست
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱٥ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

در 18 آوریل گذشته (30 فروردین) یک هیات یازده نفره ی بین المللی به سرپرستی داوا استیون شرپا ، صعود به اورست را با رویکردی زیست محیطی آغاز کرد . یک هدف این هیات ، افزایش آگاهی همگانی در مورد اثر گرم شدن زمین بر یخچال های هیمالیا به ویژه خطر جاری شدن سیل های ناشی از شکست دریاچه های یخچالی (GLOF)  در منطقه ی خومبو بود . هیات ، همچنین به آزمون صحرایی یک طرح ده نکته ای پرداخت که قرار است مبنای صدور گواهی بین المللی صعودهای دوستدار محیط زیست قرار گیرد .

بخش مهمی از این برنامه ، پایین آوردن زباله های اورست ، از جمله زباله های جاگذارده ی دیگر گروه ها بود . هیات " اکو اورست " ، با تعیین مشوق های مادی به ازای هر کیلو زباله که به دست شرپاها پایین آورده شود ، دفع درست زباله را تشویق می کند . هیات ، به آزمون صحرایی یک توالت  قابل حمل  به نام CMC برای گروه های کوه نورد پرداخت . مدفوع انسانی بر روی شیب ها نه تنها چشم را می آزارد ، بلکه اغلب سبب آلوده سازی برف و منشا بیماری های دستگاه گوارش کوه نوردان می شود .

بخشی از کار این هیات ، جلب توجه به نتایج تغییر اقلیم ، با برگزاری یک نمایشگاه از عکس های منحصر به فرد هیمالیا که در دهه ی 1950 گرفته شده و مقایسه ی آن ها با عکس های چند سال اخیر بود . هیات ، پس از اتمام برنامه ی صعود ، به چند کشور جهان سفر خواهد کرد .

داوا استیون شرپا معتقد است که می توان راهی برای جلوگیری از گرم تر شدن زمین یافت . او خوشحال است که از این برنامه ، کوه نوردان بزرگی مانند راینهولد مسنر ، کنراد آنکر ، پیتر هابلر ، شخصیت زیست محیطی بزرگ ژاپن  کن توگوچی ، و سازمان هایی مانند وزارت جهان گردی و سازمان هواپیمایی نپال حمایت کرده اند .

آپا شرپا از شرپایان همراه  این هیات ، با رسیدن به قله در روز 22 می (دوم خرداد) هجدهمین صعود اش به اورست را با موفقیت انجام داد . آپا شرپا از سال 1999 با دهمین صعود خود به اورست ، رکورد دار رسیدن به " بام جهان " بوده است . به جز او ، پنج نفر دیگر از اعضای هیات " اکو اورست " نیز به قله رسیدند .

 


 
افسانه های سد سازی(دنباله)
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

* " سد سازی ، سودهای دیگری هم دارد " ! ؛ برای مثال ، سد سازان می گویند که با انتقال آب به حوزه های دیگر می توانیم دشت های خشک را آباد کنیم یا به کشورهای همسایه آب بفروشیم .

 صادرات آب  برای کشوری مانند ایران هیچ توجیهی ندارد ، چرا که در پر آب ترین استان کشور (خوزستان) هم مشکل کم آبی – نه تنها برای محیط زیست ، شامل کرانه ی رودها ، تالاب ها و مصب ها – بلکه برای کشاورزی و آشامیدن نیز وجود دارد . به همین دلیل ، طرح ساخت لوله ی انتقال آب به کویت ، اعتراض سید ناصر موسوی نماینده ی رامهرمز و رامشیر در مجلس هفتم را سبب شد . او در یک نطق گفت : « جای تعجب است که با توجه به کمبود آب شرب در شهرهای استان خوزستان شنیده می شود که مسوولان و دست اندرکاران تصمیم بر عقد قرارداد فروش آب از خوزستان به کویت گرفته اند » (28) . از این گذشته ، صدور آب خام از سوی کشور ما ، حداکثر ادامه ی همان سیاست فروش نفت است : صادرات مواد اولیه ، و واردات محصولات ساخته شده . در حالی که می توان با تولید محصول کشاورزی ، یا دست کم با صدور آب بسته بندی شده ، چندین برابر قیمت آب خام ، پول به دست آورد . به نظر می آید که این طرح ، گذشته از آن که در راستای دیگر طرح های "جذب و هزینه کردن بودجه " است ، همچنین یک گونه بازی سیاسی و امتیازدهی به «کشور دوست و برادر» نیز باشد .

در طرح های انتقال داخلی نیز کمبود آب حوزه هایی که عرفا مصرف کننده ی آب رودخانه ها بوده اند ، در نظر گرفته نشده است . یکی از پر سر وصدا ترین این طرح ها ، طرح انتقال آب چشمه لنگان (از سرشاخه های دز) به کاشان و اردکان بود که در زمان ریاست جمهوری خاتمی به اجرا درآمد . طرح دیگر (در دست مطالعه) ، انتقال آب از سرشاخه های کارون به رفسنجان است که هر دوی این ها  اعتراض های زیادی را از سوی خوزستانی ها در پی داشته است . انتقال سالانه چیزی در حدود پانصد میلیون مترمکعب آب از رودخانه ی شاهرود به تهران ، پس از آب گیری سد طالقان ، موجب کم آبی سفیدرود شده که به ویژه در شرایط خشک سالی مانند امسال ، آسیب های سختی را به کشاورزان گیلان وارد می سازد . تهران ، نمونه ای است از یک شهر با توسعه ی به شدت ناپایدار که در زمینه ی آب ، به جای هرگونه مدیریت تقاضای آب ، در آن پی درپی طرح های مدیریت عرضه ارایه و اجرا می شود . این شهر ، اکنون علاوه بر تمامی آب حوزه ی خود ، بخش مهمی از آب هایی را که طبیعتا سهم استان های مرکزی ، مازندران ، گیلان و قزوین بوده است به مصرف می رساند . جای تاسف است که تهران ، در این زمینه نیز الگویی شده است برای دیگر شهرها و منطقه های کشور . انتقال آب از خوزستان به کویر مرکزی ، الگوی صرفه جویانه ای را که طی قرن ها در جامعه های کویری شکل گرفته ، برهم می زند و توقع هایی را پایه می ریزد که برای مثال ، هر شخصی برای حمام کردن – مانند تهرانی ها – چند صد لیتر آب را هدر می دهد ، یا در کشاورزی به جای استفاده از روش های کوزه ای و قطره ای ، روش غرقابی یا جوی و پشته ای به کار گرفته می شود . از این ها گذشته ، انتقال آب از یک حوزه به حوزه ای دیگر ، سرنوشت جامعه ی انتقال گیرنده را به وضع جوی و شرایط منطقه ی دیگر پیوند می زند که این ، خلاف اصول " توسعه ی درون زا " و پایدار است .


 
محیط زیست سرانجام حفر تونل در غار نخجیر را متوقف کرد
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

نهایتا پس از یک سال و حفر 400 متر در دیواره غار 70 میلیون ساله نخجیر، محیط زیست استان مرکزی موفق شد تا حفر غیرکارشناسی این تونل را که توسط میراث فرهنگی این استان احداث می‌شد، متوقف کند.  متن کامل خبر


 
ساخت و ساز در تفتان
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

آقای نجارپیشه ، مسوول دفتر انجمن کوه نوردان در زاهدان ، در نامه ای ، به ساخت و سازهای مخرب در کوه تفتان اشاره کرده اند :

اگر هوای دیدن زباله دارید ، اگر هوس دیدن طبیعت زشت شده و بی قواره را دارید ، به پناهگاه صبَح   (sobah)   تفتان بیایید . در مسیری که به پناهگاه می رسید ، افسوس و غم همه ی وجودت را می گیرد ، غم و اندوه از دیدن این همه آشغال ... دوستی می گفت برای پاک سازی ، حداقل به یک گروه هزار نفری نیاز است !

شیشه های پناهگاه شکسته و محیط اطراف پناهگاه بسیار کثیف است  و  با این وضع ، در نزدیکی پناهگاه ، یعنی در ارتفاع 3250 متری ، در حال ساختن یک هتل چند طبقه هستند ! کدام عقل سلیم و شعور سالم حکم به چنین ساخت و سازی داده است ؟! قطعا ، کسانی که به جای نگاه داری و به سازی پناهگاه ، به جای حرمت نهادن به بکارت طبیعت ، و به جای زدودن آلودگی از چهره ی طبیعت ، از اطاق های گرم و نرم خود ، دم از زیبایی طبیعت می زنند .  

کدام انگیزه ، تراوشات کدام اندیشه ، کدام توجیه علمی یا اقتصادی یا گردش گری ، باعث شده که در این مکان هتل سازی شود ؟! کشیدن سیم برق و تلفن و جاده سازی در آن ارتفاعات کم بود که حال تصمیم دارند با ساخت هتل ، زباله ی بیشتر و فاضلاب را هم به دامان طبیعت ببرند ؟!

نکته این که شهرستان خاش ، یک هتل یک طبقه هم ندارد و اگر مسافری وارد شهر شود ، نمی داند که به کجا پناه ببرد ، و در این حال زعمای قوم در بالای کوه هتل چهار طبقه می سازند . در حاشیه ی کوه تفتان و روستاهای پیرامون آن ، مکان های بسیار زیبا وجود دارد که می شود با بازسازی فضای سنتی ، علاقمندان به طبیعت را جذب کرد ، اما ... .

گزارش میراث خبر در این مورد


 
افسانه های سد سازی(دنباله)
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

* " سدسازی به خودکفایی کشور کمک می کند" ! ؛ شعار خودکفایی ، در حدود سه دهه است که ورد زبان مدیران ارشد کشور از جمله وزیران نیرو و سدسازان است . صرفنظر از این که اساسا طرح این شعار درست است یا نه ، و در جهان امروز  خودکفایی کشورها لازم و دست یافتنی است یا نه ، می توان گفت که نه تنها اتکای کشور به واردات کم نشده بلکه به ابعادی بی سابقه در تاریخ کشور رسیده است . چند دهه است که واردات کشور ، چند برابر صادرات غیرنفتی است و بخش کشاورزی که حدود سی درصد جمعیت کشور در آن شاغل هستند و حدود پانزده درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد ، فقط حدود 2.5 میلیارد دلار در سال صادرات دارد ، و بسیار بیشتر از این ، صرف واردات محصولات کشاورزی می شود . چنان که در بیشتر سال های گذشته ، ایران جزو بزرگ ترین واردکنندگان گندم جهان بوده است . در بالا گفتیم که تاثیر سدها در تولید کشاورزی ایران ، با توجه به سطح ناچیزی که  با شبکه های آب رسانی سدها آبیاری می شوند ( و دلیل سهم کشاورزی آبی در کل تولید ) ، کم تر از ده درصد است . با توجه به این نکته ها ، سدها اصلا کمکی به خوداتکایی اقتصاد کشور نداشته اند ، و برعکس با اتکایی که این صنعت به دانش وارداتی ، مصالح ساختمانی خاص ، ماشین ها و توربین های پیشرفته ، و از همه مهم تر به درآمدهای نفتی دارد ، می توان آن را یک فعالیت کاملا  ارزبر دانست .

نکته ی دیگر این که در دو سه سال اخیر ، با مطرح شدن بحث جذب سرمایه گذاران خارجی ، گرفتن کمک ( پول بهره ای ) مستقیم از شرکت های خارجی هم در دستور کار سد سازان قرار گرفته است . چند ماه پیش ، رسول زرگر معاون وزیر نیرو  گفت که « طرح احداث سد بختیاری به عنوان بلندترین سد بتونی دنیا در مرحله ی مذاکره است [و] پیش بینی شده که اعتبارات [و تکنولوژی] مورد نیاز این طرح از طریق جذب سرمایه ی سرمایه گذاران خارجی [آلمانی] تامین شود » (25) . در دولت خاتمی هم معاون وزیر نیرو (رضا اردکانیان که از چهره های شاخص آب و سد ایران است) گفته بود که « اگر ما از درآمد نفت هم برخوردار نبودیم ، حتی اگر شده زیر بار قرض برویم ، می بایست طرح های مهار آب را زودتر اجرا کنیم ... چون این طرح ها دیربازده هستند ... و شما در عمل نسل های آینده را از این سرمایه گذاری منتفع می کنید » (26) . آشفته گویی بیش از این از سوی یک شخصیت آکادمیک ، ناممکن به نظر می رسد . چرا که اولا نفت ، درآمد نیست و سرمایه ای است برگشت ناپذیر ، و درثانی سدها چنان عمری ندارند که « نسل ها » از آن بهره مند شوند ،  و ثالثا هیچ پول قرضی بدون بهره نیست و این بهره  ( به اضافه ی هزینه ی زیست محیطی ) باید در برآورد هزینه های سدسازی به حساب آید .  مهندس صابرپور ، مدیر کل منابع طبیعی خوزستان گفته است : « در ایران ، سالانه در هر هکتار 20 تا 25 تن فرسایش خاک داریم ؛ 10 تا 12 از این مقدار ، وارد سدها می شود . با این روند ، سد دز تا 20 سال دیگر قابلیت آب گیری خواه داشت ، و اگر طرح های آبخیزداری اجرا شود ، تا 50 سال دیگر می توانیم سد دز را آب گیری کنیم » (27) . با توجه به این که هیچ نشانی از این که وضع آبخیزهای ایران در آینده ی قابل پیش بینی بهتر شود ، باید از آقای اردکانیان پرسید که به نظر ایشان چند نسل از ایرانیان خواهند توانست در مقابل سوخته شدن سرمایه های خدادادی شان ( نفت و گاز ) از سدها بهره مند شوند ؟!

 


 
تشکیل کارگروه حفاظت و پیمایش غارها توسط نماینده انجمن کوه‌نوردان ایران در سمنان
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ٧ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                                          در این‌جا بخوانید


 
نظر محمد درویش درباره‌ی همایش سدهای بزرگ
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ٧ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                                               در این‌جا بخوانید


 
ایران سد باران می‌شود
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز ٦ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                                      در این‌جا بخوانید


 
بحران آب یا بحران مدیریت
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ٦ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                  در این‌جا بخوانید


 
ماجرای وبلاگ ما و لینک ها و کار داوطلبانه ...
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

از هر چیز کوچک هم می توان درس گرفت ؛ یکی این که من حدود دو ماه پیش ، در تعطیلی های عید تصمیم گرفتم با تغییر قالب پرشین بلاگ هماهنگ شوم و به این ترتیب ، قالب پیشین را عوض کردم . یک نتیجه ی این کار – بی آن که من بخواهم -  این بود که تمام لینک های وبلاگ ، جز آن هایی که در یکی دو روز ابتدای ساخت وبلاگ قرار داده بودم ، حذف شد ( این لینک ها را الان هم می توانید در ستون سمت چپ ببینید ) . توضیح آن که بقیه ی لینک ها را دوست دیگری از مسیری دیگر در وبلاگ گذاشته بود . من علت فنی این را که چرا آن لینک ها پریدند ، نمی دانم . فقط بگویم که از ارادت و علاقه ام به وبلاگ هایی که در زمینه ی کوه نوردی و محیط زیست می نویسند ، به هیچ وجه کم نشده و تقریبا هر شب دست کم به 5-4 تا از آن ها سر می زنم . فقط فرصت نکرده ام که دوباره لینک ها را در وبلاگ بگذارم ، زیرا تعطیلات عید به سرعت تمام شد ( با دید و بازدید ، و یکی دو برنامه ی کوتاه کوه نوردی و گردش ) . پس از تعطیلات هم گرفتار کارهای شغلی و کارهای انجمن شدم ، و تا به امروز نتوانسته ام لینک ها را تنظیم کنم .

خوب ، درس امروز ما چی بود ؟! این که بلافاصله پس از عید ، به دو نفر از دوستان انجمنی گفتم که در تنظیم وبلاگ و به روز رسانی آن و گذاشتن عکس در آن ، به من کمک کنند . نتیجه ؟! داستان بلدرچین و برزگر را از کتاب های درسی قدیم به یاد دارید ؟ تا زمانی که به امید دیگران هستی ، هیچ اتفاقی برایت نمی افتد ، جز این که معطل می مانی ... !

همه ی این ها را گفتم برای آن دوستانی که به ما و انجمن انتقاد می کنند که چرا کارتان انسجام و نظم ندارد ، چرا برنامه ی دقیقی ندارید و ... ، بدانند و آگاه باشند که کار داوطلبانه چه مصیبت هایی دارد در این مملکت – که من به گوشه ای از آن اشاره کردم . من گله ای هم ندارم (!) و تازه معتقدم که ما ، از ان جی او های بسیار موفق این کشور هستیم ( به استناد مجموعه ی فعالیت های کوه نوردی و محیط زیستی و فرهنگی ) و خیلی از دوستان هم دور و بر ما هستند و هریک گوشه ای از کار را می گیرند ( و البته یک جاهایی را هم نمی گیرند !) .

به هر حال ، از دوستانی که لینک هایشان پاک شده ، یا از اول در کنار وبلاگ کوچولوی ما نبوده اند ، عذرخواهی می کنم ... باشد که فرصتی دست دهد یا فریادرسی برسد !


 
بخش دیگری از مبحث افسانه های سد سازی
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢ خرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

* "نیروگاه های آبی تشکیلات اقتصادی کاملا پاکی هستند که با تکیه بر انرژی تجدید پذیر آب ، انرژی الکتریکی تولید می کنند " !(21) . سد سازان با مغالطه ای آشکار و با این توجیه که جریان رودخانه ها همیشگی است و در تولید برق آبی هیچ سوخت فسیلی مصرف نمی شود ، این گونه انرژی را پاک قلمداد می کنند . در صورتی که نخست به دلیل زیر آب بردن جنگل ها و دیگر پوشش های گیاهی که جذب کننده ی دی اکسید کربن هستند  و به دلیل تجزیه ی بقایای گیاهی در آب که سبب تولید متان می شوند ، سدها را نمی توان بی زیان برای محیط زیست دانست  (22) . دوم آن که در ساخت سدها و نیروگاه های آبی ، حجم عظیمی از سوخت ، فلز، ماشین آلات  و بتن مصرف می شود که به هیچ روی " تجدید پذیر " یا پایدار نیستند و تولید و به کارگیری شان مقدار بسیار زیادی گاز گلخانه ای وارد جو می کند . در ضمن ، سد سازان معمولا نمی گویند که این سازه های عظیم و پرمصرف ، عمر مفیدی کوتاه ( در قیاس با عمر نسل ها و طبیعت ) دارند که معمولا  حدود 50 تا 100 سال است (23) . بنابراین ، برق نیروگاه های آبی به هیچ وجه برقی پایدار و پاک نیست . در مواردی ، سدها ممکن است به دلیل نیاز به پمپاژ آب برای رساندن آب به شبکه های آبیاری یا حوضچه های بالادست ، تقریبا تمام برق تولیدی خود را مصرف کنند . و از این بدتر  ، نیروگاه های تنظیمی ( مانند آن چه که در سیابیشه در دست ساخت است ) ممکن است به دلیل نیاز فراوان به برق برای بالا کشیدن آبی که قرار است در ساعت های " پیک مصرف " برق تولید کند ، بیشتر از تولید خود ، برق مصرف کنند .

بیشتر سدسازان و طرفداران سدسازی ، چندان نیازی هم به این نمی بینند که خود را دوست محیط زیست بدانند . آنان ، بیشتر از یک روش قدیمی و عامه پسند استفاده می کنند و " منافع " مردم را مقدم بر منافع طبیعت می خوانند . دکتر رضا اردکانیان ، از چهره های  برجسته و "جهانی" وزارت نیرو ، با پیروی از نگاهی که تقریبا همه ی مدیران کشور دارند – به ویژه سازی شرایط ایران می پردازد . او می گوید : « ... این انسان در مرکز و در شرق ایران هم یک عنصر اصلی از محیط زیست است که باید حفظ شود و برای حفاظت آن باید به طبیعت اش توجه کرد ، و از جمله توجه به طبیعت آن و سیراب نگه داشتن وی است . بحث حفظ محیط زیست در این جا با موضوع دست نزدن به رژیم طبیعی یک رودخانه تفاوت دارد . وقتی ما توانستیم با تغییراتی در اقلیم ، به یک قاره ی سبز تبدیل شویم ، در آن زمان بحث حفاظت محیط زیست اشکال دیگری پیدا می کند و دست زدن به طبیعت تعاریف دیگری پیدا می کند » (24) . ایشان خیلی ساده ، منافع مردم را در مقابل محیط زیست قرار می دهند و به علاوه شرایط ایران را چنان می دانند که دست کاری در طبیعت  آن ضروری و مفید است . از همه ی این ها گذشته ، ایشان و دوستان شان می خواهند با جادوی سد و کانال ، ایران را نه به یک کشور سبز بلکه به قاره ای سبز بدل کنند ! خوب ، چه کسی است که با این معامله ی پر سود مخالف باشد ، جز مشتی طبیعت گرای افراطی و احساساتی ؟! و البته این که در پنجاه سال اخیر نزدیک به دویست سد ساخته شده و کشور به جای آن که سبزتر شود ، خاکستری شده لابد ریشه در علت های دیگری دارد .

نیروی برق آبی پاکیزه نیست ، همچنین به این علت که سدها سبب تخریب شدید تالاب ها و گسترش بیابان و شوره زار در پایین دست می شوند ؛ خشک شدن هامون در سیستان ، خشک شدن گاه به گاه دریاچه ی بختگان ، رو به  خشکی رفتن دریاچه ی اورمیه ، محتضر شدن تالاب گاوخونی ، و مانند این ها ...  تصور "پاک" بودن دامن انرژی برق آبی از آسیب رسانی به محیط زیست را ناممکن می سازد .