المپیک و محیط زیست
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

مقاله ی زیر را در تابستان ١٣٨٣ به شکل جزوه ای منتشر کردیم . بی مناسبت نیست که یک بار دیگر ، آن را به مناسبت برگزاری بازی های المپیک مرور کنیم .

المپیک و محیط زیست

ورزش یکی از بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین دل‌مشغولی‌های انسان امروز، و بازی‌های المپیک گسترده‌ترین و مهم‌ترین رویداد ورزش جهان است. ورزش را چه یک ضرورت برای سلامتی آدمی بدانیم، و چه آن را امری در خدمت تجارت و صنعت، یا عرصه‌ای که بدیل میدان‌های رزم قدیم برای خودنمایی ملت‌ها است... به هر حال امری است که حضور پررنگی در جامعه‌ی بشری دارد. اجرای هرچه بهتر و بی‌خطر این فعالیت همه‌گیر، نیاز به محیط زیست سالم دارد، چرا که یک ورزشکار و هر شخص عادی که دست به فعالیت ورزشی می‌زند – چند برابر یک فرد که فعالیت معمولی دارد، نیازمند هوای پاک و آب و غذای سالم است.

در کشور ما هم مانند بسیاری از دیگر کشورها، حجم زیادی از برنامه‌های رادیو تلویزیونی، و صفحه‌های بسیاری از مطبوعات به موضوع ورزش اختصاص دارد، و شاید بیش از یک دهه باشد که کسانی که در دوران پیش از انقلاب و سال‌ها پس از آن، از «تحذیر افکار عمومی» کشورهای فقیری مانند برزیل با فوتبال می‌گفتند، دیگر از این بابت چیزی نمی‌گویند و حتی در خریدهای گران امتیاز پخش مستقیم فوتبال‌های جهانی به رکورد داران جهان بدل شده‌اند. در این زمینه، و در حالی که مدیران ورزش و بهداشت کشور و دیگر کارشناسان، مرتب از فایده‌های ورزش می‌گویند، چیزی که گویا فراموش شده این است که ما در چه محیطی به سر می‌بریم و چه هوایی فرو می‌دهیم و چه آبی می‌نوشیم! در اینجا مجالی نیست که آماری از ورود سالانه‌ی صدها هزار تن مواد مسموم به هوای شهرهای بزرگ کشور و آلودگی شیمیایی و میکروبی آب‌های آشامیدنی ارایه دهیم، اما پیدا است که مثلاً دوچرخه‌سواری در خیابان‌های تهران که تنفس عادی در آن معادل کشیدن 5-4 سیگار در روز است، و شنا در استخرهایی که به گفته‌ی پاره‌ای از کارشناسان بهداشت باید تحریم شوند، بیش از سود، به ورزشکار زیان می‌رسانند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کلک چال : خوب ها و بدها
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

روز جمعه ی گذشته ، پس از چند سال ، به کلک چال ( در دامنه ی جنوبی توچال ) رفتم . صبح زود از بالای پارک جمشیدیه ی تهران حرکت کردم  ؛ در این قسمت ، نورپردازی افراطی – چه با تیرهای چراغ برق و چه درنتیجه ی لامپ های اطراف رستوران ها و دکه ها – بسی آزاردهنده بود و آدمی را از لذت تماشای آسمان کبود و ستاره دار سحرگاه محروم می ساخت . نمی دانم این چه جنونی است که بیشتر ما ، از آدم های عادی تا مدیران شهری و بالاتر ، اصرار داریم که تا می توانیم سطح زمین و دیواره ی بناها و حتی آسمان را با انواع نورها روشن کنیم و در این میان نه تنها آرامش و زیبایی باشکوه آسمان شب را مخدوش ساریم ، بلکه تا حد امکان از کارمایه (انرژی) هایی که برای تهیه ی اندکی از آن بخش بزرگی از میراث های طبیعی و تاریخی خود و حتی اعتبار و امنیت مان در جهان را صرف می کنیم ، به هدر دهیم ! آیا نمی شود که با نورهایی ملایم ، فقط کف زمین را تا حدی که  برای تشخیص راه در نقاط پر رفت و آمد ضروری است ، روشن کنیم ؟! 

در دامنه هایی که بین شیب های بالای پارک و راه همگانی کلک چال قرار دارد ، دو درخت مسن « تا »  (داغداغان)  دیدم و مانند دیگر مواقعی که این درخت نجیب مقاوم به خشکی و سختی را می بینم ، به نزدیک آن رفتم و دستی به برگ های بسیار سبز زمخت آن کشیدم و تحسین اش کردم ! خوب است که مسوولان فضای سبز پارک جمشیدیه ، برای گسترش این بوستان کوه پایه ای ، به کاشت این درخت ( و اورس و دیگر گونه های بومی ) بیشتر توجه کنند .

در نزدیک اردوگاه کلک چال ، چند سالی است که یادمان « نورالشهدا» را بنا کرده اند . نور بسیار بسیار پرقدرتی که شب ها از تهران بر فراز این تپه دیده می شود ، از چند ده نورافکنی است که روی دکل بلندی  در این جا نصب شده است . چه خوب بود که به جای این اسراف کاری ، آن محوطه کمی متناسب تر با محیط کوهستان پرداخت و ساماندهی می شد . برای مثال ، می شود به جای سازه ی بی قواره و بیگانه با معماری ایرانی – اسلامی که روی مزار شهیدان گمنام علم شده ، یک چارتاقی کوچک سنگی به سبک چارتاقی نیاسر ( و با همان دقت های ریاضی و کارکرد نجومی ) ساخت تا هم با چشم انداز کوه سازگار باشد و هم یک یادگار معماری برای نسل های آینده به جای بماند ( در این مورد حتما نامه ای به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس خواهیم نوشت ) .

در محوطه ی اردوگاه ، چند درخت بید بسیار کهن به چشم می خورد که حتما چندین دهه پیش از ساخته شدن پناهگاه کلک چال ( دهه ی چهل) در آن جا وجود داشته اند ؛ جا دارد که در اطراف آن ها پرچینی ساخته شود تا ریشه های این درختان مسن از آسیب رفت و آمدهای بی شمار در امان بماند . ساختمان برج اردوگاه ، از پیش از انقلاب تا کنون ناتمام مانده و حتی شماری از سنگ های یادگاری که روکش برج را تشکیل داده ، فروریخته یا در حال ریزش است ( گویا قرار بوده که در این برج ، تلسکوپی هم برای ستاره شناسی آماتور نصب شود) . پلکان هایی که تختی های اردوگاه را به هم متصل می کند ، نیز خرد و خراب شده است ( با دیدن این آثار مربوط به پیش از انقلاب ، برای هزارمین بار به ذهنم آمد که کسانی که از « کارهای بزرگ » آن دوران با حسرت یاد می کنند ، چگونه چشم بر آن همه سمبل کاری و بدمدیریتی می بندند ؟!) . درمورد سقف (هانگار)ی که برای نشستن کوه پیمایان ساخته شده و دکه ی فروش مواد خوراکی هم می توان گفت که هیچ تفکر زیبایی شناختی در آن ها لحاظ نشده و کم ترین هم خوانی با طبیعت ندارند .  

درخت کاری محوطه ، نسبتا خوب است و شاید بتوان آن را از معدود دخالت های مثبت انسان در کوه های شمال تهران خواند . راه پیاده روی اصلی که جمشیدیه را به کلک چال متصل می کند نیز با درخت کاری ای که در سال های پس از انقلاب در حاشیه ی آن شده ، زیبایی در خور اعتنایی یافته است . کم بودن زباله ی رها شده در طول این راه ، از دیگر نکته های مثبت است که به چشم می آید و فکر می کنم نتیجه ی برنامه های مدیریتی خاص شهرداری منطقه ی یک برای این مسیر باشد . و دیگر این که در این مسیر – برخلاف مسیرهای شیرپلا و پلنگ چال- فقط تعداد کمی دکه و رستوران دیده می شود و در نتیجه ، حال و هوای کوهی در این جا بیشتر حفظ شده است .

با پایین آمدن از مسیر همگانی و رسیدن به ضلع غربی پارک جمشیدیه ،کلبه ی چوبی کوچک و زیبایی را دیدم که دوستان مان از انجمن حفظ محیط کوهستان در ان حضور داشتند . این انجمن ، طرحی را با کمک شهرداری منطقه ی یک در دست اجرا دارد ، به نام « طرح سامان دهی مسیر گردشگری و کوه پیمایی جمشیدیه – کلک چال » که از تیرماه 1387 آغاز شده است . هدف های این طرح ، به شرح زیر اعلام شده است :

* مدیریت مواد زاید با مشارکت مردم

* سامان دهی مسیرهای عبور و مرور به منظور جلوگیری از تخریب پوشش گیاهی و خاک  

* تبیین اهمیت حفاظت از پوشش گیاهی کوهستان  

* احیای پوشش گیاهی با بهره گیری از مشارکت گردشگران و کوه پیمایان   

* اموزش و اطلاع رسانی .


 
غار نخجیر دیگر با تونل کندوان تفاوتی ندارد!
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: گردشگری

 

یک راهنمای کوهستان و طبیعت گفت: تورهای طبیعت در سال‌های اخیر مناطق طبیعی را مدیریت می‌کنند، یعنی هر جایی که تجمع گردشگرنماها و زباله‌ها بیشتر باشد، مسؤولان به ایجاد امکانات در آن منطقه فکر می‌کنند. این موضوع موجب شده است تا سرعت تخریب مناطق از ساخت‌وسازها بیشتر باشد.

عباس خوشخو در گفت‌وگو با خبرنگار بخش گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این‌که متأسفانه طرح مدیریتی برای جاذبه‌های طبیعی کشور نداریم، اظهار داشت: هنوز برای تورهای طبیعت، نظام جامع مدیریتی اعمال نمی‌شود و حتا استانداردی برای بهره‌وری و استفاده از جاذبه‌ها نداریم و بیشتر جاذبه‌ها در محیط‌های طبیعی فاقد حریم مشخصی‌ هستند.

به اعتقاد او، وقتی مناطق طبیعی حریم داشته باشند به ویژگی‌های حرمت جاذبه می‌توان رسید که در رفتار انسانی نشان داده می‌شود؛ اما اکنون مشاهده می‌شود که برخی گردشگران حرمت جاذبه‌ها را زیر پا می‌گذارند.

این راهنمای کوهستان و طبیعت ادامه داد: بیشتر جاذبه‌های ما در کنار رودخانه‌ها، دریا و سواحل توسط گردشگرنماها تخریب می‌شوند. ما در طبیعت بیشتر شاهد حضور گردشگرنماها هستیم که تاکنون چگونگی برخورد با جاذبه را آموزش ندیده‌اند و طبیعت را فضایی برای تخلیه‌ی تمام ناهنجاری‌های محیط شهری می‌دانند.

وی با بیان این‌که اصول آموزش درباره‌ی برخورد با طبیعت برای سنین کم‌تر تدوین نشده است، گفت: نظام مدیریتی جوامع و مناطق طبیعی، جدا از ابعاد جاذبه که بهره‌وری آن‌را شامل می‌شود، به آموزش جامعه نیز توجه دارد، این آموزش جامعه‌ی محلی، مهمان یا گردشگری را که به هر دلیلی می‌خواهد از طبیعت استفاده کند، شامل می‌شود؛ اما رئوس آن تاکنون تدوین نشده است. ادامه ی متن را حتما مطالعه کنید

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شصت و نهمین نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

موضوع: نمایش فیلم طوفان بر فراز اورست

1- دیدار و پذیرایی * 30 دقیقه
2- نمایش فیلم طوفان بر فراز اورست * 105 دقیقه
3- گزارش هیات مدیره * 20 دقیقه

در نشست مرداد ماه انجمن کوه­نوردان ایران ، فیلم Storm Over Everest ( با ترجمه­ی بخش­های مهم فیلم ) نمایش داده خواهد شد و در مورد آن بحث کارشناسی خواهد شد . این فیلم براساس حوادثی که موجب مرگ راب هال ( راهنمای صعودهای تجاری هیمالیا ) و دوازده تن دیگر در اورست شد ، ساخته شده است .
این فیلم را به همه­ی کوه­نوردان ، به ویژه سازمان دهندگان و راهنمایان تورهای کوه­نوردی توصیه می­کنیم .

زمان: سه شنبه 22 مرداد ماه 1387 از ساعت:17 تا 20

مکان: خیابان استاد نجات اللهی(ویلا)،نبش چهارراه ورشو، ساختمان تشکل های غیر دولتی، سالن آمفی تئاتر2


 
حمایت بخش خصوصی از صعود به نانگاپاربات
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

سرفصل تازه یی در هیمالیانوردی ایران               در این‌جا بخوانید


 
گهر و محل انباشت زباله
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

مدت ها طول کشید تا رسانه ها موفق شدند طبیعت گردی را تبلیغ کنند. غافل از این امر که این تبلیغ طبیعت گردی روزی گریبانگیر طبیعت و رسانه ها و طرفداران محیط زیست خواهد شد. حالا میان این همه تبلیغ برای رفتن و دیدن طبیعت و درک آن و شنیدن صدای آن، ناچاریم از تلخی ها و آلودگی های صوتی و تصویری بنویسیم. همین طور که نگرانیم چرا آدرس جنگل ابر را داده ایم تا چندسال دیگر پشیمان شویم از این افشاگری و تبلیغ رفتن و دیدن و لذت بردن در این منطقه ناب از عکس تزیینی است !!طبیعت. اکنون نوبت دریاچه گهر در لرستان است که باید از تلخی هایشان نوشت تا آنجا که یکی از اعضای جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی معترض شده است که دریاچه گهر مانند کهریزک محل انباشت زباله شده است.

علی جعفرنژاد که با ایسنا صحبت کرده است به مشکلات دیگر در این حوزه هم اشاره دارد و می گوید؛ افراد غیرمتخصص بیشتر برای کسب سود به حوزه طبیعت گردی وارد می شوند و در کمترین زمان می خواهند بیشترین استفاده را داشته باشند.

به اعتقاد این فعال طبیعت گردی سال ها پیش که موضوع بازدید از آثار فرهنگی در کشور به صورت گسترده مطرح شد، تورها خدمات مطلوبی نتوانستند بدهند و مردم ترجیح دادند که خود به سفر بروند. اکنون که مردم به طبیعت گردی رو آورده اند، این معضل بار دیگر تکرار می شود. او وضعیت تورهای طبیعت گردی را مطلوب نمی داند؛ استاندارد صددرصدی برای مناطق طبیعی وجود ندارد، حتی این استاندارد را برای مناطق فرهنگی نداریم؛ اما آژانس ها، استانداردی را برای تورهای طبیعت و تعداد بازدیدکنندگان، متناسب با وضعیت هر منطقه تعیین می کنند. جعفرنژاد معتقد است؛ با توجه به برپایی تورهای طبیعت گردی در دیگر کشورها ، با آژانس های خارجی برگزارکننده این تورها تعامل برقرار می کنیم تا سطح استاندارد آنها را ببینیم و سطح کار خود را ارتقا دهیم و نقاط ضعف را رفع کنیم.

این عضو انجمن حفاظت از محیط زیست کوهستان با یادآوری موافقتنامه بین المللی کاتماندوی نپال در سال 2002 میلادی درباره حفاظت از محیط زیست از جنبه های گردشگری و تورهای طبیعت اظهار کرد؛ در این موافقتنامه، استانداردی برای حفاظت از محیط زیست تدوین شد که کشورهای حاضر در نشست سال 2002 میلادی نپال، این استانداردها را تا حدی رعایت می کنند، البته ما کنترلی روی این موضوع نداریم؛ اما تلاش می کنیم، خود را با این استانداردها تطبیق دهیم.

وی افزود؛ وقتی فردی برای 50 هزار نفر با پست الکترونیکی و پیام کوتاه تور طبیعت تبلیغ می کند، فقط می خواهد برنامه یی را اجرا و سود کسب کند و امکان دارد برنامه کاری خود را در سال آینده تغییر دهد. با توجه به این شرایط، وضعیت گردشگری طبیعت در ایران مطلوب نیست، چون کنترلی روی آن صورت نمی گیرد و محیط زیست، جوامع روستایی و عشایری، تخریب و اوضاع هر روز بدتر می شود.

عضو جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی درباره فعالیت های کمیته ملی طبیعت گردی در این زمینه گفت؛ این کمیته تاکنون کارهای دفتری را انجام داده و در زمینه آموزش و نحوه آموزش تورهای طبیعت، هیچ برنامه یی نداشته است. البته در این میان، مسیرهایی که برای گردشگری تعریف شده اند، به گونه یی نیستند که آژانس ها براساس آنها برنامه تور را بتوانند تنظیم کنند. وی بیان کرد؛ حدود 70 تا 80 درصد این مسیرها برای تورهای طبیعت گردی مناسب نیستند و آژانس ها براساس آن نمی توانند تور راه اندازی کنند. باید برای فعالیت این بخش، تحقیق و مطالعه می کردند. شاید برای افرادی که این مسیرها را نمی شناسند، سفر در این مسیرها جذاب باشد؛ اما برای نمونه، در تهران که ما شناخت کامل از مسیرهای آن داریم، شاید فقط حدود 13 مسیر در تور قابل اجرا باشند. جعفرنژاد افزود؛ این مسیرها معرفی شده اند؛ اما آموزشی داده نشده است که مردم چگونه به طبیعت سفر کنند تا کمترین آسیب به آنها و طبیعت وارد شود. طبیعت کارواش ماشین و تعویض روغنی نیست و تاکنون به مردم آموزشی درباره چگونگی سفر به طبیعت داده نشده است.

به اعتقاد او سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در زمینه آموزش می تواند متولی باشد و رسانه ها این کار را انجام دهند. این سازمان دست کم در سایت های اینترنتی معرفی خدمات خود، این آموزش ها و تذکرها را می تواند ارائه کند. این فعال طبیعت گردی با بیان اینکه افزایش سفر به طبیعت بدون آموزش به تخریب بیشتر محیط زیست منجر می شود، برای نمونه به دریاچه گهر در استان لرستان اشاره و اضافه کرد؛ این دریاچه زمانی مانند بهشت بود؛ اما در سفری که دو هفته پیش به گهر داشتم، این دریاچه مانند کهریزک به محل انباشت زباله ها تبدیل شده بود. یک دهه پیش، شاید 50 نفر هم به این دریاچه سفر نمی کردند؛ ولی دو هفته پیش شاید حدود 300 هزار نفر در گهر حضور داشتند که آموزشی نیز ندیده بودند.

این عضو انجمن حفاظت از محیط زیست کوهستان درباره وضعیت تورهای طبیعت در مناطق حفاظت شده توضیح داد؛ هر آژانسی که به اداره محیط زیست و منابع طبیعی استانی، درخواست بازدید از منطقه یی را نمابر کند، بدون هیچ بررسی روی آژانس، صلاحیت آن برای انجام این کار و تخصص متقاضی، پاسخ مثبت را دریافت می کند. آژانسی که تخصصی کار می کند، می داند در قلب طبیعت چه کار می خواهد انجام دهد ولی آژانس غیرمتخصص فقط به سود خود فکر می کند. ما تقریباً به تعداد زیادی از این مناطق حفاظت شده با فرستادن یک نمابر به اداره منابع طبیعی سفر کرده ایم و در منطقه نیز هیچ کنترلی بر نحوه کار افراد صورت نگرفت.

این عضو جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی درباره وضعیت راهنمایان طبیعت گردی گفت؛ این بخش بدترین معضل در طبیعت گردی است، چون در کشور ما همواره مدرک گرایی مطرح بوده و در سازمان ها نیز این موضوع تشدید شده است و آیین نامه هایی را براساس این شرایط تنظیم کرده اند.

 

 


 
اینجا حیات به پایان می‌رسد
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

«بشر با نابودی تالاب‌ها، سطح پایین معرفت و دانش خود را در ابعاد علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نشان داده است.»        در این‌جا بخوانید


 
این ، طبیعت گردی نیست ! (بخش آخر)
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

استفاده از ظرف های یک بار مصرف ؛ استفاده از این گونه ظرف ها ، از شهر و رستورانی که پذیرایی وعده ی اول در آن جا صورت گرفت ، آغاز شد . بشقاب و لیوان و قاشق و چنگال و حتی رومیزی (!) یک بارمصرف ، در همان وعده ی اول سبب دورریز بیش از هزار قطعه ی پلاستیکی شد . در چند روز بعد ، این دورریزها به چندین هزار رسید .

 

آزادی در ورود به هرجا ؛ در این برنامه ( مانند تمامی دیگر برنامه های طبیعت گردی ایرانی ) هر بازدید کننده  خود را مجاز می دانست که بر هر نقطه از جنگل پا بگذارد و مسوولان برنامه هم هیچ گاه توضیح ندادند که بازدیدکنندگان برای آن که کم ترین آسیب به پوشش گیاهی وارد شود ، باید فقط در راه های موجود حرکت کنند و از بیراهه رفتن و پهن کردن بساط در نقاط دیگر و روشن کردن آتش خودداری کنند .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
این ، طبیعت گردی نیست ! (2)
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

نکته ی منفی دیگر ، شهری کردن محیط طبیعی است . در آن برنامه ، برای جلب هرچه بیشتر رضایت مشتریان کوشیده بودند که تا حد امکان وسایل رفاهی آنان را فراهم سازند . در این راه ، علاوه بر نصب بیش از صد جادر که سبب آسیب دیدن پوشش گیاهی عرصه ای به مساحت بیش از دوهزار مترمربع شده بود ، چند دستگاه خودروی امدادی و انتظامی ، یک تانکر بزرگ آب با چندین شیر و مقدار زیادی مواد شوینده ، یک موتور برق ، ده ها لامپ ، و در حدود بیست دستگاه بلندگوی بزرگ به منطقه آورده شده بود .

رفت و آمد خودروها ، اثر تخریبی ناشی از راه رفتن مکرر انبوه مردم را تشدید می کرد ؛ شوینده ها به درختان آسیب می رساند ؛ موتور برق هوای  محیط را  آلوده و آلودگی صوتی ایجاد می کرد ؛ لامپ ها محیط را به شکل زننده ای روشن می ساخت ؛ و بلندگوها  آرامشی برای حیات وحش که هیچ ، برای آدمیان هم باقی نمی گذاشت !

( ادامه دارد )


 
این ، طبیعت گردی نیست !
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

ما، همان گونه که گیرایی خوبی در پذیرش محصولات اقتصادی و فرهنگی جامعه های دیگر داریم ، استعداد شگرفی هم داریم در زیر و رو کردن مفهوم ها و به بیراهه کشیدن فعالیت هایی که در دیگر جاهای جهان بالیده و به ما رسیده اند . یکی از این ها ، طبیعت گردی (ecotourism) است که طبق تعریف 1996 اتحادیه ی جهانی حفاظت World Conservation Union) ) چنین است : « سفری مسوولانه از نظر محیط زیستی که به منظور لذت بردن از مناطق نسبتا بکر طبیعی ( و هرگونه ویژگی فرهنگی موجود در منطقه از گذشته و حال ) ترتیب داده می شود و باعث ترویج حفظ محیط زیست می گردد. در طول این سفر ، گردش گران حداقل تاثیرات منفی را بر منابع طبیعی می گذارند و مردم بومی در سود حاصل از فعالیت های اجتماعی – ااقتصادی شریک می شوند » (1) . با این که کم تر از دو دهه از متداول شدن اصطلاح طبیعت گردی ، و جای گرفتن آن در مجموعه مباحث محیط زیستی و اجتماعی می گذرد ، در ایران اما این موضوع  - چون بسیاری از دیگر بحث ها و مصنوعات – به سرعت وارد بازار گفتگوها و مصرف شده است ، بی آن که درمورد کیفیت موضوع به مقدار کافی اندیشه شده باشد .

آن جه که در زیر با اشاره به یک مورد مستند گفته می شود ، نه برای محکوم کردن مجریان آن برنامه ( که مطمئن ام عاشق این سرزمین اند ) بلکه برای توجه دادن به همه ی دوستان تورگردان ، و به منظور پیش کشیدن بحثی است که شاید لازمه ی تداوم طبیعت گردی پایدار باشد .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
حادثه نانگاپاربات، پس از حضور تیم در ایران بررسی می‌ شود
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
 به گزارش میراث‌خبر، انجمن کوهنوردان در بیانه‌ای اعلام کرد: شاید فقط به‌دلیل اینکه خبر همراه نبودن سامان نعمتی با دیگر اعضای تیم نانگاپاربات، در روز پنج شنبه(27 تیر) پخش شد و در این روز و فردای آن، خیلی ها به رایانه دسترسی نداشتند. موضع گیری‌های تند در این مورد با دو روز تاخیر آغاز شد!
از روز شنبه، کارگاه‌های "نقد و بررسی" به کار افتادند و بعضی از نویسندگان و گویندگان در اظهارنظرهای قاطع هیچ کم نیاوردند. آنچه که شاملو از آن به «سوار بودن بر زورق یقین» تعبیر می‌کند، در این مورد هم اثرهای ناخوشایند خود را نشان داد: تفسیر به رای، فرصت‌یابی برای تسویه حساب های کهنه به روش "گزک گرفتن"، نوعی شادمانی شیطنت‌بار از اینکه باز حادثه‌ای رخ داده و می‌توان با استناد به آن "دشمن" را کوبید، و خلاصه سخن پردازی‌های سطحی و کم مطالعه به جای کمک احتمالی به جریان جستجوی کوه نورد گم شده یا دست کم تامل در قضیه و پیشه کردن صبر برای دستیابی به آگاهی‌های دقیق‌تر و آن گاه، نظریه‌پردازی. 
در ماجرای گم شدن چند کوه‌نورد و کوه‌گرد در جنگل المستان هم که در روزهای 19 و 20 تیر رخ داد(و انجمن توانست سه، چهار ساعت پس از اطلاع از جریان، گروه‌های جستجو را به منطقه بفرستد) کناره‌گیری از مشارکت حداقلی در عملیات جستجو از سوی کسانی که با وجود شناخت خوب از منطقه هیچ تمایلی به راهنمایی و حضور در جریان از خود نشان ندادند( و سپس سخن پردازی‌های کم‌مایه) دیده شد. انجمن کوه‌نوردان ایران طرفدار جدی نقد حرکت‌های کوه‌نوردی است(و این را در عمل و در طی زمانی دراز) نشان داده‌ایم، اما لازمه این کار را داشتن روحیه منصفانه، و تلاش برای گردآوری اطلاعات درست، آشنایی با موضوع مورد بحث، و مسلط بودن به قلم و زبان خویش می‌دانیم‌. 
انجمن، از روز جمعه 28 تیر که برنگشتن سامان نعمتی به چادرگاه چهارم نانگاپاربات صورتی جدی به خود گرفت، شروع به هم فکری و اقدام‌های موثر در جهت کمک به امر جستجو کرد: تماس با اعضای تیم در منطقه، تماس از طریق دوستانی که رابطه قوی و موثر با اشرف امان(مدیر شرکت ادونچر تورز پاکستان) دارند با این شخص و دادن تضمین در مورد تامین هزینه‌های پرواز بالگرد و دیگر عملیات، تماس با فدراسیون کوه‌نوردی و درخواست از آنان برای نامه‌نگاری با سفارت ایران در پاکستان برای هرگونه اقدام لازم، گفتگوی حضوری با شعاعی و افلاکی(رییس و دبیر فدراسیون) و تعامل با آنان در مورد اقدام به هر کار دیگری که لازم باشد، تماس از طریق دوستانی که در آلمان داریم با کوه‌نوردان ایتالیایی که عملیات نجات دو کوه‌نورد گرفتار در ارتفاعات نانگاپاربات را هدایت می‌کردند، و حضور مستمر در ستاد حادثه. 
برای حرف زدن و چیز نوشتن فرصت هست، برای شروع به جستجو و نجات، لحظه لحظه زمان ارزش حیاتی دارد. و البته برای حرف حساب زدن باید خوب مطالعه کرد و سنجیده تحلیل کرد؛ ما برای بررسی موضوع، منتظر آمدن دوستان و گرفتن اطلاعات دقیق‌تر هستیم.

 
فاتحان قله نانگاپاربات به ایران باز می‌گردند
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

خبرگزاری فارس: کوهنوردان ایرانی فاتح قله 8126 متری نانگاپاربات 12 مرداد ماه وارد ایران می شوند.

 

به گزارش خبرگزاری فارس، این تیم متشکل از لیلا اسفندیاری (سرپرست)‌، حسین ابوالحسنی، کاظم فریدیان (مسئول فنی)، سهند عقدایی از باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند، احسان پرتوی نیا از گروه خانه کوهنوردان کرج، ‌سامان نعمتی از گروه کوهنوردی قاجر شهر قروه‌ و محمد نوروزی به عنوان یار آزاد، 24 خرداد ماه ایران را به مقصد پاکستان ترک کردند.
5 تن از 7 کوهنورد پس از 25 روز تلاش در ارتفاعات نانگاپاربات، 27 تیر ماه با شعار حفاظت از رود کارون، برای نخستین بار در تاریخ هیمالیانوردی ایران، بر فراز این قله ایستادند.
این صعود در حالی صورت گرفت که سامان نعمتی در مسیر بازگشت به کمپ چهار مفقود شد.
قله نانگاپاربات در فصل جاری تنها از سوی دو تیم ایرانی و آلمانی صعود شد و سایرین از رسیدن به آن بازمانده و این قله را با دو قربانی از ایران (سامان نعمتی) و ایتالیا (کارل اونترکریشر) ترک کردند.
تیم شش نفره نانگاپاربات ساعت 22 روز شنبه از طریق فرودگاه امام خمینی وارد وطن خواهند شد.



 
"هیات کوه نوردی تهران" قله‌ی برودپیک پاکستان را صعود کرد
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران

قله ی برود پیک / عکس از وب سایت هیدت کوه نوردی استان تهرانبه گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تیم سیزده نفره‌ی هیات تهران به عنوان نماینده‌ی ایران حدود یک ماه و نیم پیش عازم پاکستان شد تا قله‌ی 8047 متری برودپیک را صعود کند و در نهایت با تصمیم سرپرست این تیم، هشت نفر عازم قله شدند که شش نفر آنها به نام‌های عظیم قیچی‌ساز، جلال چشمه قصابانی، محمود هاشمی، محمد نادریان، هادی صابری و علی نصیری توانستند ساعت 14 به وقت محلی (12 و 30 دقیقه به وقت تهران) این قله را فتح کنند.

از میان این کوهنوردان قیچی‌ساز و چشمه قصابانی سابقه‌ی صعود به قله‌ی اورست را در کارنامه دارند. البته چشمه قصابانی تنها ایرانی است که توانسته دو بار قله‌ی اورست را در سال‌های 77 و 84 فتح کند.

هم‌چنین تیم هیات کارگران نیز همزمان با هیات تهران در راه صعود به قله‌ی برودپیک بود که هم‌چنان به تلاش خود برای فتح این قله ادامه می‌دهد.

 


 
تخریب محیط زیست برای رونق گردشگری
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ٦ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 

 

غار نخجیر با 70 میلیون سال عمر تخریب شد

                         

                          


 
بانک اطلاعاتی تشکل‌های زیست محیطی کشور تدوین می‌شود
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ٦ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
 معاون دفتر آموزش سازمان حفاظت محیط زیست از تدوین بانک اطلاعاتی تشکل‌های زیست محیطی کشور خبر داد.
به‌گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان حفاظت محیط زیست کشور و به‌نقل از روابط عمومی محیط زیست استان مازندران، مهندس حشمتی، در هشتمین نشست سازمان‌های مردم‌نهاد فعال استان با اعلام این خبر گفت: «با تدوین بانک اطلاعاتی سازمان‌های مردم‌نهاد دوستدار محیط زیست، دستیابی به این انجمن‌ها و حمایت از آنها فراهم می‌شود.»
معاون دفتر آموزش سازمان حفاظت محیط زیست ، نهادینه‌کردن آموزش‌های زیست محیطی را بسیار مهم ارزیابی کرد وافزود: «تفاهم‌نامه‌ای با وزارت آموزش و پرورش امضاء شده است که بر اساس این تفاهم‌نامه، دروس مرتبط با محیط زیست در مقاطع تحصیلی گنجانده می‌شود.»
حشمتی گفت: «باید به کسانی که توجه به توسعه صنعتی را در دستور کار قرار می‌دهند، یادآور شد که توسعه همراه با حفظ محیط زیست، توسعه پایدار را به وجود می‌آورد.»
معاون دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست، از آموزش و رعایت مسائل زیست محیطی به ساکنان حاشیه شهرها خبر داد و گفت: «طرح مدرسه سبز با پیگیری‌های سازمان محیط زیست بزودی در مدارس کشور اجرا خواهد شد.»
وی، با مهم برشمردن نقش تشکل‌های مردم‌نهاد در گسترش فرهنگ زیست محیطی اظهار داشت: «از آنجایی که تشکل‌های مردم‌نهاد از بین مردم انتخاب می‌شوند، در پذیرش آموزش‌های زیست محیطی بسیار نقش‌آفرین هستند.»
حشمتی با اشاره به اینکه اطلاعات تشکل‌های مردم‌نهاد مرتبط با محیط زیست به روز نیست، گفت: «کمک‌های مالی به این تشکل‌ها منوط به ثبت آنها است، در غیر این صورت سازمان نمی‌تواند به آنها کمکی ارائه کند.»
معاون دفتر آموزش سازمان حفاظت محیط زیست، گفت: «15 طرح حمایت از محیط زیست، توسط تشکل‌های مردم‌نهاد در حال بررسی است.»
وی گفت: «آموزش محیط زیست و چگونگی نهادینه کردن آن به قضات و کارکنان راه و ترابری از برنامه‌های این دفتر است.»
قاسمی، معاون اداری و مالی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران نیز در نشست سازمان‌های مردم‌نهاد در خصوص توجه به محیط زیست د ر توسعه گفت: «توسعه و مشارکت دو اصل در هم تنیده تلقی شده و زمانی توسعه با ثبات و موفقیت همراه است که با مشارکت مردم توام باشد.»
وی تصریح کرد: «سازمانهای مردم‌نهاد به دلیل آنکه با اهداف خیرخواهانه و بشردوستانه و بصورت خود جوش در اجتماع ایجادشده‌اند قادرند تا اعتماد مردم را جلب و مشارکت آنان را در مسیر برنامه‌های توسعه‌ای تسریع کنند.»
معاون اداری و مالی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران، ایجاد تعادل و توازن میان محیط زیست و فعالیتهای بشررا از موارد مهمی ذکر کرد که باید در برنامه‌ریزیهای توسعه اقتصادی و اجتماعی مدنظر قرار گیرد.
قاسمی با اشاره به تاکید اسلام برمشارکت مردم و اصل پنجاهم قانون اساسی افزود: «همکاری موثر و سازنده میان سازمان حفاظت محیط زیست و سازمانهای مردم‌نهاد می‌تواند در بهره‌برداری اصولی از منابع زنده و غیرزنده که مربوط به نسلهای حاضر و آینده است کمک موثری کند.»
وی سازمانهای مردم نهاد را بازوان سازمان حفاظت محیط زیست در امر فرهنگ‌سازی و آموزش وتنویر افکار عمومی ذکر کرد.

 
توچال ، آبروی تهران
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

« البرز آبروی تهران را خریده و زشتی آن را کم رنگ کرده است .» این جمله ای است از ایران شناس بزرگ ، دکتر پرویز رجبی که در شماره ی پاییز و زمستان 86 مجله ی معماری و شهرسازی  آمده و من آن را در روزنامه ی اعتماد ملی 13 تیر 1387 خواندم . استاد ، در این یادداشت همچنین گفته است که « چگونه می توان صدها مسجد و گلدسته ی زیبای ایران را دید و سپس در مسابقه ی ساختن زشت ترین مسجدهای جهان اسلام شرکت کرد؟ امروز تهران زشت ترین پایتخت جهان اتست و بر دامنه ی این زشتی روز به روز افزوده می شود . میدان وسیع هفت تیر ، میدان های ولی عصر ، انقلاب ، و تجریش نمونه های بارزی هستند از هنر بی سلیقگی و بی اعتنایی به زیبایی چشم انداز عمومی شهر ... . »

استاد دیگری ( که شاید اجازه نداشته باشم نامش را در این جا بیاورم ) چندی پیش در یک گفتگوی دوستانه ، سخن زیبایی گفت ؛ او پس از اشاره ی من به « روح بساز و بفروشی » حاکم بر شهرداری ها و فرمانداری ها و استانداری ها و ... که پیوسته و هدفمند به تخریب طبیعت ، فضای سبز ، فضاهای خاطره ی جمعی ، و آثار تاریخی مشغول اند و به جای این ها مشتی ساختمان بی هویت ، جاده ی بی ارزش و مانند این ها برپا می کنند ، گفت که مدیران ما با روحیه ی کاسبان میدان تره بار به اداره ی مملکت مشغول اند . این آقایان ، بیش از هر چیز ، غرفه داری را بلدند و کل کشور را عرصه ای برای اجاره دادن غرفه ها فرض گرفته اند . چنین است که هر گوشه ای از مملکت ، و هر کار « نان و آب دار» را به کسانی از خودی ها واگذار کرده اند ، و اینان هم – هر یک متناسب با ضریب نفوذی که در نهادها و اداره ها دارند ، سهمی از پول نفت را برمی دارند و چیزی (فرقی نمی کند که بنایی با ارزش و قدیمی باشد یا تعدادی درخت کهن سال ، و یا جنگل و مرتعی سرسبز) نابود می کنند تا پروزه ای را کلتگ بزنند و در فرصتی کوتاه، سودی کلان به جیب بزنند .

(ادامه دارد)


 
و بیاندیشید... !
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 

 به تازگی دلاور نجفی ، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست گفته است : « به خاطر فعالیت های انجام شده در زمان مدیریت محمدحسن پیراسته [مدیر کل محیط زیست استان تهران در زمان ریاست معصومه ابتکار بر سازمان] 40 درصد پارک های ملی سرخه حصار وخجیر در اختیار سازمان نیست . » محمد حسن پیراسته هم گفته : « اتفاقات بسیار مخربی در دوره ی جدید سازمان حفاظت محیط زیست رخ داده و بهتر است آقای نجفی تمام تقصیرات را به گردن دوره ی قبلی نیاندازد»(میراث خبر 24/4/87) .

به عبارت دیگر ، پیراسته منکر این نیست که چهل درصد پارک های ملی سرخه حصار و خجیر از دست رفته است و فقط تمام تقصیرات را به گردن نمی گیرد ؛ نجفی هم که موضوع را اعلام کرده است . در این میان ، ما "یتفکرون" ایم که آقایان مسوول محیط زیست کشور در دولت های پیشین و کنونی ، با تمام اختلاف سلیقه هایشان ، چه هماهنگ پدر محیط زیست مملکت را درآورده اند !