علم کوه
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

علم کوه ، آینه و آبروی کوه نوردی ایران

 

منطقه ی علم کوه ، جلوه گاه کوه نوردی جدی ایران و جایی است که در آن کوه نوردان کشور هر آن چه را که در طول سال ها آموخته اند ، به نمایش می گذارند . حضور تابستانه در علم کوه برای دیواره نوردان ، فرصت محک زدن به توانایی های خویش ؛ برای قله روها ، زمان تماشای باشکوه ترین چشم اندازهای کوهستانی از فراز دومین چکاد بلند کشور؛ و برای کوه گردان ، هنگام گلگشت در میانه ی چمنزارها و دامنه های کم مانند پرگل است . و هر آن کس که در زمستان به علم کوه برود ، می تواند گوشه هایی از سخت ترین شرایط کوه های بلند جهان را تجربه کند . این ویژگی ها ، علم کوه را به ثروتی با ارزش برای جامعه ی کوه نورد و طبیعت دوست ( و البته برای طبیعت کشور ) بدل ساخته است . در عین حال ، با وجود طیف متنوع و بزرگی از کوه نوردان که به علم کوه می روند ، هر اتفاقی که در آن جا بیفتد به حساب کلی کوه نوردان ایران گذاشته می شود .  با این حساب ، روشن است که اگر در ارتباط با این منطقه ، خبط و خطایی هم از کوه نوردان سر بزند ، آن هم به پای کوه نوردی ایران نوشته می شود .

به تازگی ، 4-3 روزی را در علم کوه گذراندم و نکته هایی توجهم را جلب کرد که لازم می دانم از آن بگویم .

 

 ( ادامه دارد )


 
ما هم در سرنوشت خرس قطبی سهیمیم
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                              در این جا بخوانید


 
ایجاد فضای پرسشگری برای حفاظت طبیعت ایران
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                             در این جا بخوانید


 
سد آخرین گزینه است
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

مژگان جمشیدی:چهارمین نشست انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع هفته گذشته با موضوع سد‌سازی و پیامدهای آن بر منابع طبیعی در محل باغ گیاه‌شناسی ایران برگزار شد. موضوع سدسازی که این روزها به داغ‌ترین بحث روز ... در این جا بخوانید


 
سدها بر شانه ی کوه ها و مردم
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 

در روز 20 شهریور ، همایشی با عنوان « صنعت سد سازی با همه ی مزیت ها و معایب » از سوی انجمن اعضای هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع در محل سالن همایش های این موسسه برگزار شد . پس از همایش « سدها و توسعه » که در 29 اردیبهشت گذشته از سوی دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ، و انجمن دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست ایران برگزار شد ، همایش 20 شهریور را می توان دومین نشستی دانست که با نگاه انتقادی به موضوع سد سازی می پردازد . البته در ماه های گذشته ، مقاله های چندی در این زمینه منتشر شده  که این ها به اضافه ی دو کتاب  رودهای خاموش ( پاتریک مک گالی ، ترجمه ی فاطمه ظفرنژاد ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1386 ) و  سدها و توسعه  ( نگارش کمیسیون جهانی سدها ، مدیر گروه ترجمه : محمد سعید کدیور ، انتشارات موسسه ی عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی ، 1386 ) به برآمدن دیدگاه های انتقادی در خصوص پروژه های سد سازی که پیش از این  بی برو برگرد مفید دانسته می شدند ، کمک موثری کرده اند .

سخنران اول در همایش 20 شهریور ، احمد آل یاسین بود که از پیش کسوتان صنعت سد سازی ایران و از مدیران اولیه ی سد دز است . او نخست توضیحاتی در مورد فایده های سد ها داد : 30 تا 40 درصد از 277 میلیون هکتار اراضی آبی جهان به سدهای بزرگ وابسته اند ؛ 12 تا 16 درصد از مواد غذایی جهان محصول سدها است [ همین آمار نشان می دهد که سهم سدها در تولید موادغذایی چقدر کم است ] . او همچنین گفت که از 43000 کیلومتر مکعب آب شیرین تجدید شونده که در جهان وجود دارد ، 38000 کیلومتر مکعب آن استحصال شده که از این مقدار ، 26600 کیلومتر مکعب در کشاورزی استفاده می شود . در سال 1950 سرانه ی آب شیرین در جهان ، 17200 متر مکعب بوده که امروزه به 6400 متر مکعب رسیده و در سال 2025 به 4700 خواهد رسید . سرانه ی آب در ایران ، امروزه 1800 متر مکعب است و در سال 1400 به 1300 متر مکعب خواهد رسید . در ایران سی درصد آب شیرین ، در پنج درصد خاک کشور ( خوزستان ) جاری است و بیشتر بارش ها را در فصل های سرد سال که نیاز آبی گیاهان ناچیز است ، داریم .

آل یاسین سپس گفت که از دهه ی هشتاد میلادی به بعد ، نگاه انتقادی به سد ها شروع شد ؛ در این ارتباط ، آثار منفی زیست محیطی مانند چند پاره شدن رودخانه ها ، دگرگونی زیست محیطی پیکره ی رودها ، اشباع اراضی پایین دست ، اختلال در مهاجرت ماهیان ، و جابه چا شدن جامعه های انسانی ، مورد توجه قرار گرفت . « کمیته ی سدهای بزرگ » که در سازمان ملل شکل گرفت ، به این نتیجه رسید که عملکرد تعداد زیادی از سدها ، کم تر از اهداف طراحی شده بوده ، بیشتر سدها تاخیرهای 2 تا 10 ساله در اجرا داشته اند ، و هزینه ی تمام شده ی سدها بالاتر از هزینه ی پیش بینی شده بوده است . در جمع بندی نهایی ، آل یاسین گفت که سدها در تحلیل فنی ، بر شانه ی کوه ها می نشینند ، اما در تحلیل اجتماعی ، آن ها بر شانه های مردم و طبیعت می نشینند . به عقیده ی او ، سد سازی باید آخرین گزینه [ در چاره جویی برای تامین آب و برق ] باشد و در ساخت آن ها باید همه ی استانداردهای زیست محیطی که در حهان امروز شناخته شده ، لحاظ شود . آل یاسین همچنین گفت که مشکل اصلی محیط زیستی ایران و جهان ، افزایش جمعیت است که خود به خود افزایش نیاز به آب و انرژی را پیش می آورد .                                    ( ادامه دارد )


 
اینجا جنگل را بیابان می‌کنند
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                 

درباره سد البرز و مغایرت‌های آن با تعهدات ایران به پیمان مبارزه با بیابان‌زایی

                                                                   در این جا بخوانید


 
روز کوهستان پاک
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ٢٤ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

4 مهر، روز کوهستان پاک

 

چندین سال است که در ایران، روز چهارم مهر به نام روز کوهستان پاک شناخته شده و در روزهای تعطیل نزدیک به این روز کوه نوردان در هر راه کوهستانی که هستند، با پاک سازی مسیر از زباله در حفاظت  کوه ها می کوشند .

رها کردن زباله در کوه ( یا جاده ، ساحل ، دشت ، ... ) آشکارترین نمود بی اعتنایی به مسوولیتی است که هر کس نسبت به محیط پیرامونی خود دارد . نیازی به گفتن نیست که هر کس که از محیط های طبیعی یا عمومی استفاده می کند ، باید به حق دیگرانی هم که می خواهند از این محیط ها به شکل پاکیزه و آرامش بخش بهره ببرند ، احترام بگذارد .

 

چند پیشنهاد

 

* روز چهارم مهر را به دوستان و اطرافیان خود معرفی کنید .

 

* با رسانه ها تماس بکیرید و از آنان بخواهید که در معرفی این روز و در یادآوری مسوولیت فردی نسبت به محیط زیست ، مطالبی را پخش کنند .

 

* از هر راه ممکن ، در افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی تلاش کنید .

 

* به یاد داشته باشید که آموزش جهره به چهره ، موثرترین شیوه ی آموزش است ؛ در کوه و در نشست های گروه های کوه نورد و طبیعت گرد ، در زمینه ی حفاظت کوهستان سخن بگویید .

 

* در یکی از روزهایی که در مهرماه به کوه می روید ، کیسه ای به دست بگیرید و زباله های رها شده را جمع آوری کنید . خجالت نکشید ! مطمئن باشید که هر آدم عاقلی ، شما را تحسین خواهد کرد و اشخاص لاابالی هم با دیدن کار شما ، به خود خواهند آمد .

 

* اگر در یک مکان عمومی بساط پهن کردید ، اطراف خود را به شعاع ده متر پاک سازی کنید . به قول یکی از دوستان ، این یک " تشکر صمیمانه از طبیعت " است .

 

* شهرداری ها ، شوراهای شهر و روستا ، و اداره های محیط زیست آماده اند که با شما همکاری کنند . پیشنهاد خود را در مورد کار رسانه ای ، چاپ بروشور ، یا تهیه ی کیسه ی زباله با آن ها درمیان بگذارید ، به احنمال زیاد به شما کمک خواهند کرد .

 

* فروشندگان و تولیدکنندگان وسایل کوه نوردی و طبیعت گردی ، همچنین شرکت های تورگردان ، ممکن است که  درکار پاک سازی ، از  شما  حمایت مالی کنند ؛ طرح خود را به آن ها بدهید و با مدیران آن ها مذاکره کنید .  


 
کابوس‌های یک پرنده ، از نگاه عباس جعفری
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                                      

                                                                                                              

                           

                                               

                                      


 
آیا کلاردشت 1387 را دیده اید؟
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی
 
شعار شهر ما : زنده باد ساخت و ساز ! (2)
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

در ویژه نامه ی یادشده ، نویسنده از « گذرگاه های دل پذیرتهران ... که به همت سازمان پارک ها و فضای سبز ایجاد شده » سخن گفته و هشت مورد از این بزرگ راه ها را نام برده است که ما می توانیم با راندن خودرو در آن ها « از موهبت الهی طبیعت ، بهره مند » شویم . این هشت مورد ، چنین اند : بزرگ راه زین الدین تقاطع پارک لویزان ، بزرگ راه چمران تقاطع نمایشگاه ، بزرگ راه نیایش تقاطع ولیعصر ، بزرگ راه یاسینی ، بزرگ راه مدرس تقاطع پارک طالقانی ، بزرگ راه یادگار تقاطع فرحزاد ، بزرگ راه بابایی تقاطع پارک لویزان ، بزرگ راه حکیم تقاطع پارک پردیسان . شاید کسانی که در تهران نبوده اند یا وضع چند سال پیش مکان هایی را که سازمان پارک های شهرداری برای ما  بدل به « بزرگ راه های دل پذیر» کرده به یاد نیاورند ، باور کنند که به راستی آقایان با ساختن این بزرگ راه ها طبیعت سازی هم کرده اند . اما واقعیت تلخ ، به رغم این دروغ پردازی بزرگ ، این است که به جز بزرگ راه مدرس ، هفت مورد دیگر با تجاوز به داخل پارک ها و جنگل های مصنوعی که از سال ها پیش انقلاب وجود داشته اند ، آسیب های جدی بر حریم سبز شهر وارد کرده اند . بزرگ راه های زین الدین و بابایی دو سمت جنوب و شمال جنگل مصنوعی لویزان را قیچی کرده اند . در طرح تعریض بزرگ راه چمران ، هکتارها فضای سبز دو سوی این « باغ راه » نابود شد . بزرگ راه نیایش و خروجی های آن در حوالی مجموعه ی ورزشی انقلاب ، آسیب های چشم گیر به فضای سبز این ورزشگاه زد . بزرگ راه یاسینی ، همان گونه که در ویژه نامه آمده ، از دل پارک جنگلی سرخه حصار عبور کرده است . بزرگ راه یادگار ، بافت سنتی باغ های فرحزاد را زیر و رو کرد . و بزرگ راه حکیم ، پارک پردیسان را که قرار بود به عنوان بخشی از فضای طبیعی تهران حفظ  شود ، دو شقه کرد . به جز این ها می توان از بزرگ راه همت گفت که در غرب تهران ، از میان باغ های کهن سال توت رد شد ؛ و همچنین از بزرگ راه آزادگان ( کمربندی تهران ) که از کشتزارها و موستان های شهریار عبور کرد و در طرح جدید تعریض ، فضای سبز وسیع میان آن هم نابود شد .

نه فضای تهران اجازه می دهد که با این روند سرازیر شدن خودروها به شهر ، با خیابان سازی  ، به شدآمد روان دست یابیم ، و نه هوای این شهر می تواند با خودپالایی به حد استاندارد برسد . فقط و فقط با محدود ساختن استفاده از خودروهای شخصی می توان به این هدف ها رسید ؛ چرا پس از سی سال که برای مرکز شهر "طرح ترافیک" تعیین شد ، این محدوده را گسترده تر نمی کنند ؟ لابد مونتاژ کنندگان و واردکنندگان خودرو که سایه شان بالای سر ما است و با هزار جور امتیاز که به خرج ملت و از کیسه ی درآمد نفت می گیرند ، ادعای تولید ملی و ایجاد شغل  دارند ، و لابی قدرتمند ساخت و ساز گرایان که در شهرداری و دولت نفوذ دارند ، مانع اجرای  این گونه طرح ها هستند ؟!

 در این میان ، آن چه البته به جایی نرسد ، فریاد کسانی است که فرو دادن یک نفس پاکیزه را نخستین حق طبیعی انسان ها می دانند . همشهری 12 مرداد ، از قول سید جعفر تشکری هاشمی معاون شهردار تهران در امور حمل و نقل و ترافیک ، نوشته بود : « مشکلت متعدد اقتصادی و معیشتی ... و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات جدیدی مانند قطع برق ، باعث شده مشکل قدیمی آلودگی هوای تهران از یادمان برود . [این در حالی است که ] هوای آلوده سلامت شهروندان را مورد تهدید جدی قرار داده » است .  اما اگر این فراموشی ، در سوی مردم عادی ناشی از گرفتاری های روزانه است ، در سوی مدیران عالی رتبه فقط " تجاهل العارفی " است که علت آن ذینفع بودن در ساخت و سازهای پایان ناپذیر و غالبا پرزیان است .


 
هفتادمین نشست ماهانه انجمن کوه نوردان ایران در تهران
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

دوشنبه 18/6/87

از ساعت 17 تا20

 

موضوع                                                   سخنران                      زمان

 

دیدار عمومی                                                                  17

 

 

اخبار کوه‌نوردی                               عباس ثابتیان               17:15

 

گزارش هیات‌مدیره                          عباس محمدی               17:30

 

کوه‌پیمایی؛                                    سلیم شالوم                  18

 آموزه های درست و نادرست

 

گفتاری در مورد کار داوطلبانه،               عباس ثابتیان              18:30

و معرفی تارنمای «ویکی پاکوب»

 

نکته‌هایی در مورد سفر به طبیعت                                         19

 

افطار                                                                          19:30

 

مکان:خیابان‌استاد‌نجات‌اللهی، نبش‌خیابان‌ورشو،خانهی‌شهریاران‌جوان، آمفی تئاتر2 

   ورودیه: برای اعضا 1500 تومان، برای افراد غیر عضو 2000 تومان  


 
" لطفا گهر را آزار ندهید "
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

بلاگ آوای محیط زیست ایران:

خبر احداث جاده در نگین درخشان زاگرس مدتی است که دوستداران محیط زیست را در غرب کشور به واکنش وادار کرده است.

احداث جاده در بکرترین و امن ترین مناطق چهار گانه ایران که تحت حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارند به امری طبیعی و بدون اشکال تبدیل شده است.

به دیگر سخن ، در این شرایط که محیط زیست کشور اسیر دست توسعه گشته است ، و به نام توسعه منابع طبیعی و محیط زیست کشور آسیب های فراوانی را تجربه کردند ، گویا این بار نوبت دریاچه گهر است که تجربه تلخی را درک کند.

اخبار رسیده حکایت از این موضوع دارد که مسئولان و مدیران استان با اراده آهنین خود قصد دارند نظم یک اکوسیستم رویایی را بر هم بزنند تا برای گردشگران آسایش و آرامش را به ارمغان بیاورند. کدامین گردشگر حرفه ای و غیر حرفه ای حاظر است مسیر زیبا و به یاد ماندنی دریاچه گهر را با ماشین شخصی طی کند؟  متن کامل

 


 
نوع دیگری از "تلطیف فاجعه "
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 شعار شهر ما : زنده باد ساخت و ساز

 

همشهری امروز (11/6/) ، تیتر زده بود که بزرگ راه همت از سمت شرق ، به بزرگ راه زین الدین وصل  و گره ترافیکی شرق تهران باز شد . قالیباف هم باز گله کرده بود که چرا عده ای سبب شدند که این پروژه هجده ماه بخوابد . منظور از این عده هم ، سازمان جنگل ها و مراتع و تعدادی از سازمان های غیر دولتی زیست محیطی است که در بهمن ماه 1384 با تجمع در پارک جنگلی لویزان و سپس طرح شکایت قانونی بر ضد شهرداری ، دستور توقف عملیات راه سازی در این پارک را از مقام های قضایی گرفتند .

 

شکی نیست که حداکثر با گذشت شش ماه ، هر کسی که از مسیر قبلی در این منطقه رفت و آمد می کرده با عبور از بزرگ راه کامل شده ، همان زمان و کمی بعد ، زمانی حتی بیشتر را برای تردد صرف خواهد کرد . دلیل آن هم روشن است : روزانه در حدود 1500 خودروی شخصی و درهمین حدود ( یا بیشتر ) هم موتورسیکلت به این شهر اضافه می شود . تجربه ی عینی ما ، در 5-4 سال گذشته نیز درستی این مدعا را ثابت می کند ؛ برای مثال ، همان وقتی را که در بزرگ راه چمران چند سال پیش ، بدون دوربرگردان های ساخته شده در زمان شهرداری احمدی نژاد ، و بدون تعریض های یک سال پیش قالیباف ، صرف ایستادن پشت چراغ قرمز تقاطع آل احمد ( زیر پل گیشا ) می کردید ، اینک صرف عبور لاک پشتی در فاصله ی حدودا یک کیلومتر پایین تقاطع تا چند صد متر بالاتر از آن می کنید . یا چه کسی می تواند بگوید که با ساخته شدن تونل های رسالت ، زودتر به میدان آرژانتین و ... می رسد ؟ در واقع ، چنین است که بزرگ راه ها به دالان های پرازدحام خودرو بدل می شوند و در دوروبر خود کانون های ترافیک پدید می آورند . بزرگ راه ها همچنین ، تمایل به استفاده از خودروی شخصی را بیشتر می کنند .

در « ویژه نامه ی نمایشگاه گل و گیاه » که در روز 4/6/ توسط موسسه ی همشهری ( سخنگوی شهرداری ) چاپ شد ، زیر تیتر « این راه های دلپذیر» آمده بود که « امروز رانندگی می تواند یکی از اتفاقات شیرین برای تهرانی ها باشد . چه وقتی شما در مجاورت تان انبوهی از گیاه های زیبا و جذاب و هوای خنک ناشی از تنفس آن ها را حس می کنید ، حتما دوست دارید که کمی سرعت تان را کم کرده و در دل بزرگ راه های درهم پیچیده ، طبیعت را هم ببینید . این روایت بزرگ راه های دلپذیر تهران است . »  بافتن چنین سخنان بی ربط و گذاردن آن در برابر دیدگان میلیون ها انسانی که روزانه سی تا پنجاه درصد وقت مفیدشان در خیابان های تهران هدر می رود ، و انکار گستاخانه ی کابوس رانندگی در این شهر ، فقط از کسانی برمی آید که سخت از خود و عملکردشان راضی هستند و می خواهند با سیاست « تلطیف فاجعه » که در جاهای دیگر هم به آن پرداخته ام ، وضع مملکت را « گل و بلبلی » قلمداد کنند .

 

                               عکس ها از وبلاگ:    http://alibeiglou.blogspot.com/2008/03


 
"برج های آب " رو به خشکی می روند
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

سیاست « بخوابید ، شهر در امن و امان است ! »

 

حاکمان  به طور کلی، و دولت مردان ما به طور خاص ، تمایل دارند که اوضاع مُلک خویش را همیشه روبراه و آرام نشان دهند . این بدان علت است که دولت ها اصولا ارزش وجودی خود را در « حفظ نظم و امنیت » می دانند ؛ و این که اگر شمشیر آنان بالای سر اجتماع نباشد ، سنگ روی سنگ بند نمی شود . گذشته از این که دولت قدرتمند ( زورمند ) خود شاید امنیت شهروندان را بیشتر از هر چیز دیگر تهدید کند ، جای پرسش است که با تظاهر به عادی بودن اوضاع ، جز آن که خود را گول بزنند و خطر را دست کم بگیرند ، و جز آن که مردم را از اصلاح وضع موجود بازدارند ، چه چیزی به دست می آورند ؟!

در ایران ، دولت در مورد مسایل طبیعی مانند وضع دهشت بار زیستگاه های حیات وحش ، تخریب منابع طبیعی ، خطر مرگبار زمین لرزه ، سیل ، خشک سالی ، و مانند این ها « سیاست تلطیف فاجعه » را پیش گرفته تا شاید هم خود را توجیه کند و هم مانع تحریک عموم ( به قول خودشان : تشویش اذهان عمومی ) شوند .

نمود بارز این سیاست را می توان در شیوه ی برخورد دولت با موضوع کم آبی های امسال دید ؛ در حالی که 6-5 ماه است  کشور ( حتی استان های حاشیه ی دریای خزر ) در آتش خشک سالی می سوزد ، تا جایی که تالاب (!) امیرکلایه در گیلان هم گرفتار آتش می شود، در تهران اما بیشترین تلاش ها صورت می گیرد تا آب جیره بندی نشود و مردم مجبور به تغییر الگوی مصرف خود نشوند . به بیان دیگر ، در همچنان بر پایه ی « مدیریت عرضه » ی آب می چرخد تا این سرمایه ی ملی هم مانند نفت و گاز و جنگل و مرتع و خاک کشور خوراک مردمی شود که لازم نیست چندان به فکر آینده باشند و اصلا لازم نیست زیاد فکر کنند !

دو روز پیش به دشت لار رفته بودم تا با یکی از دوستان به قله ی چپکرو صعود کنم . رودخانه ی لار که یکی از سه منبع اصلی تامین آب تهران است ، فقط در حد یک جویبار – به عرض حدود یک متر تا یک و.نیم متر – جاری بود . به نظر من سازمان آب باید با تهیه ی فیلم از این رودخانه و دیگر رودهای کشور ، بارها و بارها از فاجعه ی عمیقی که ناشی از تغییرات اقلیمی + بدمیریتی همه جانبه است و مملکت را سخت تهدید می کند ، سخن بگویند نه آن که تمام تلاش خود را به کار ببندند تا باری به هرجهت ، این تابستان را هم پشت سر بگذارند .

 

 


 
دوره ی آموزشی پزشکی کوهستان
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ٩ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                        به نام ایزد یکتا                                 

 انجمن کوه نوردان ایران ( نمایندگی سمنان ) و جمعیت هلال احمر استان سمنان با همکاری شهرداری سمنان در مهرماه 1387 برگزار می کنند:

دوره ی آموزشی پزشکی کوهستان (مقدماتی)

 مطابق استانداردهای کمیسیون پزشکی اتحادیه ی جهانی کوه نوردی

مدرسان: دکتر حمید مساعدیان، دکتر علیرضا بهپور

مدت دوره: 18 ساعت (تئوری و عملی) در دو روز به صورت اردویی

مدارک ثبت نام : 3 قطعه عکس – یک برگ کپی شناسنامه – واریز مبلغ 000/350ریال (برای اعضاء انجمن 000/300 ریال )  به حساب کوتاه مدت  8003107  بانک ملی ایران شعبه ی قدس (سمنان)  کد 2507  به نام انجمن کوه نوردان ایران (نمایندگی سمنان) پس از هماهنگی و ثبت نام خود در لیست کلاس.

سرپرست و مسئول ثبت نام:  ایمان نادرزاده ( 09127313643 )    

مهلت ثبت نام : تا روز یک شنبه مورخ  7/7/87

 ظرفیت دوره: حداکثر 45 نفر

زمان: 25 و 26 مهر ماه 1387

مکان: سمنان – سازمان امداد و نجات هلال احمر استان سمنان

توضیحات :

1-   این کلاس بنا به درخواست اعضای انجمن که زمان کافی برای شرکت در کلاس قبلی را نداشته و همچنین فرصت کافی برای شرکت در کلاس برای چند جلسه را نداشته اند تشکیل گردیده است.

2-     کلاس به صورت اردویی دو روزه می باشد.

3-    به علت اردویی بودن کلاس و محل برگزاری آن خواهشمند است نسبت به  همراه داشتن کیسه خواب و زیر انداز توجه مبذول فرمایید.

4-     صبحانه ، ناهار و شام و همچنین محل اسکان به عهده ی برگزار کننده می باشد.

5-     به پذیرفته شدگان گواهی شرکت در دوره اعطاء می گردد.

                                                    کمیته آموزش

                                  انجمن کوه نوردان ایران ( نمایندگی سمنان )

 

 

به نام ایزد یکتا

انجمن کوه نوردان ایران ( نمایندگی سمنان ) و جمعیت هلال احمر استان سمنان با همکاری شهرداری سمنان در مهرماه 1387 برگزار می کنند:

 دوره ی آموزشی پزشکی کوهستان (متوسطه)

 مطابق استانداردهای کمیسیون پزشکی اتحادیه ی جهانی کوه نوردی

مدرسان: دکتر حمید مساعدیان، دکتر علیرضا بهپور

مدت دوره: سه روز به صورت اردویی

مدارک ثبت نام:3 قطعه عکس – یک برگ کپی شناسنامه – کپی گواهینامه ی دوره ی مقدماتی پزشکی کوهستان – واریز مبلغ 000/670ریال ( برای اعضاء انجمن 000/600 ریال )  به حساب کوتاه مدت  8003107  بانک ملی ایران شعبه ی قدس ( سمنان )  کد 2507  به نام انجمن کوه نوردان ایران ( نمایندگی سمنان ) پس از هماهنگی و ثبت نام خود در لیست کلاس.

سرپرست و مسئول ثبت نام:  مازیار اتوکش ( 09127310186 )    

 

مهلت ثبت نام : تا روز پنج شنبه مورخ  18/7/87

ظرفیت دوره: حداکثر 25 نفر

زمان: 2 الی 4 آبان ماه 1387

مکان: سمنان – سازمان امداد و نجات هلال احمر استان سمنان

 

توضیحات :

1-   این کلاس بنا به درخواست اعضای انجمن که فرصت کافی برای شرکت در کلاس برای چند جلسه را نداشته اند تشکیل گردیده است.

2-     کلاس به صورت اردویی سه روزه می باشد.

3-     به علت اردویی بودن کلاس و محل برگزاری آن خواهشمند است نسبت به  همراه داشتن کیسه خواب و زیر انداز توجه مبذول فرمایید.

4-     صبحانه ، ناهار و شام و همچنین محل اسکان به عهده ی برگزار کننده می باشد

5-     به پذیرفته شدگان گواهی شرکت در دوره اعطاء می گردد.

                                                    کمیته آموزش

                                  انجمن کوه نوردان ایران ( نمایندگی سمنان )


 
این، طبیعت‌گردی نیست!
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۸ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

آن‌چه که در زیر با اشاره به یک مورد مستند گفته می‌شود، نه برای محکوم کردن مجریان آن برنامه (که مطمئن‌ام عاشق این سرزمین‌اند) بلکه برای توجه دادن به همه دوستان تورگردان، و به منظور پیش کشیدن بحثی است که شاید لازمه تداوم طبیعت‌گردی پایدار باشد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برفخانه ی یزد را با تله کابین خراب نکنید !
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ٥ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 در سال های اخیر ، بی آن که هیچ یک از عوامل تخریبی که از گذشته وجود داشته و به محیط شکننده ی کوهستان های ایران آسیب می رسانند ، از میان رفته باشند یا اثر آن ها کاهش یافته باشد ، عوامل جدیدی به سیاهه ی ویران کننده های طبیعت کوهستانی کشور افزون شده اند .

 یکی از این تخریب کننده های جدید ، تله کابین است که پیش از هرجا ، کوه های سرسبز استان های شمالی را نشانه گرفت و در نمک آبرود ، لاهیجان ، گرگان ، و رامسر ، چشم اندازهای باشکوه کوهستانی مشرف به شهر را که هم پای ساحل  ، از  برجسته ترین جاذبه های گردش گری این شهرها بود ، شیارخورده و زشت و آلوده ساخت .

مدتی است که واردکنندگان  تله کابین ( که معمولا خط های جمع آوری شده و از رده ی استاندارد خارج اروپایی را تهیه می کنند ) به کوه های دیگر کشور هم یورش آورده اند . این واردکنندگان ، با استفاده از وام های کم بهره و هنگفتی که در چند سال گذشته ، با عنوان کمک به توسعه ی صنعت گردش گری و با حمایت سازمان میراث فرهنگی ، داده شده هزینه های اولیه ی کار خود را از محل سرمایه های ملی تامین کرده اند . در مرحله ی بعد هم  با استفاده ی غیر مسوولانه از منابع طبیعی کشور ، هزاران و بلکه ده ها هزار مترمربع از بهترین دامنه های کوهستانی را تصرف می کنند . آنان در این مرحله ، از حمایت بعضی مقام های محلی یا استانی  بهره می گیرند و با توجیهاتی مانند اشتغال زایی و ایجاد جاذبه برای جلب مسافر ، به تصرفات خود رنگ خیرخواهانه می زنند . اندک زمانی بعد ، ساخت و سازهای گسترده به شکل رستوران و فروشگاه و دکه ، و حتی ویلا و آپارتمان در اطراف تله کابین و در زمین های تصرف شده شکل می گیرد . بی دلیل نیست که این طرح ها ، در نقاطی اجرا می شوند که پیش از آن هم توریستی بوده و نه تنها لازم نبوده که کار اضافه ای برای جلب گردش گر به آن جا صورت گیرد ، بلکه نیاز بوده که فکری در مورد فشار بیش از حد کردش گران به آن ها بشود ؛ در این جور جاها ، سود ساخت و ساز و امکان بورس بازی املاک  بیش از هرجای دیگر است .

نمونه ی بارز در تجاوز به منابع طبیعی و حریم آثار منحصر به فرد را می توان در طرح تله کابین گنج نامه ی همدان  دید که هم تخریب چمنزارهای سرسبز و راه پیاده روی صدها ساله را در پی داشته و هم بی حرمت کردن کوهی که قداست دیرینه داشته ، و هم بی اعتنایی به حریم سنگ نوشته های چند هزارساله .

برفخانه از پماهگاه شیر کوه/ عکس از وبلاگ کلیمانجاروو اینک زمزمه های طرح مخرب دیگری که تاکنون به دلیل مخالفت شوراهای روستایی ، کوه نوردان ، سازمان های محیط زیستی ، و استادان منابع طبیعی دانشگاه معوق مانده است ، باز به گوش می رسد . و آن طرح ساخت تله کابین روی کوه برفخانه در استان یزد است .

کوه برفخانه با 4012 متر ارتفاع ، با اختلاف کمی پس از شیرکوه ، دومین قله ی بلند استان یزد است . دیواره ی 400 متری شمال این کوه با سوزنی های بلند و شگفت آور ، جلوه ای خیره کننده به آن بخشیده است . همین دیواره سبب سایه سار شدن شمال کوه و در نتیجه ماندگاری برف در همه ی فصل های سال نیز شده است . کسی به یاد ندارد که برف های این کوه حتی در اواخر تابستان ، به کلی آب شده باشد . حتی در سال بسیار خشکی مانند امسال هم باز لکه های برف در پای دیواره ها و در حفره های برفخانه به چشم می خورد . این برف ها ، موجب پدید آمدن چشمه های پرشمار ، و سبب آبادانی روستاهای پای کوه (طزرجان و ... ) شده است . پوشش گیاهی متنوع ، و همراه با آن  حیات وحش درخور توجه ، باز هم بر ارزش های برفخانه افزوده و آن را به واقع ، به "جزیره" ای سرشار از حیات در کویر مرکزی ایران بدل ساخته است .

در حالی که متاسفانه ، چند سال پیش با کشیدن جاده ای تا قله ی شیرکوه ،  به بلندترین کوه استان یزد و یکی از معروف ترین کوه های مرکزی کشور آسبی کاری وارد ساختند ، روا نیست که بلایی دیگر بر طبیعت استان وارد شود . وظیفه ی سازمان حفاظت محیط زیست ، و سازمان جنگل ها و مراتع است که جلوی این طرح را بگیرند . در این راه ، ده ها سازمان کوه نوردی و گروه های مدافع محیط زیست ، پشتیبان این سازمان ها خواهند بود .


 
هشتمین نمایشگاه محیط زیست
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 نمایشگاه محیط زیست یا سالن اطوار ومد ؟!

 

نمایشگاه مثلا بین المللی محیط زیست امسال ، در روز پنج شنبه 31 مرداد 87 به کار خود پایان داد . می گویم « مثلا بین المللی » برای این که حضور خارجی ها – اگر اصلا حضوری داشته اند – نامحسوس بود . اما ، موضوع مهم تر این بود که در این نمایشگاه تمامی دشمنان محیط زیست ایران با تفاخر بسیار حضور داشتند ! از وزارت نیرو و ایران خودرو که هیچ یک از طرح ها و تولیدهایشان هم خوانی با محیط زیست ندارد بگیر ، تا شرکت کوه شکن که همان گونه که از نامش پیدا است ، در حریم غار تاریخی- طبیعی اسپهبدخورشید ( دوآب فیروزکوه ) به کندن کوه برای برداشت شن و ماسه مشغول است ، و بدینسان صاف و ساده محیط زیست را با خود می برد .

شرکت طلای موته که در منطقه ی حفاظت شده ی موته ، خاک را به توبره که نه به کامیون های عظیم می کشد ؛ شرکت صنایع مس ؛ صنایع چوب و کاغذ مازندران ؛ فولاد مبارکه ؛ مجتمع های کشت و صنعت نیشکر که نفس تالاب های خوزستان را بریده اند ؛ و شهرداری هایی که با جدول سازی های پیاپی و نورپردازی های پر اسراف ، تا می توانند به تولید گازهای گلخانه ای کمک می کنند ... از دیگر حاضران این نمایشگاه بودند .

با اطمینان می توان گفت که بیشتر این سازمان ها و شرکت ها با دعوت متمایل به زور (!) سازمان محیط زیست ، یا برحسب وظیفه و به عنوان بخشی از برنامه های پرهزینه ی سال ، در این نمایشگاه شرکت کرده بودند .  چاپ انواع بروشور و کاتالوگ روی مرغوب ترین کاغذها ( بدترین نوع کاغذ برای محیط زیست ) ، خورد و خوراک در ظرف های یک بار مصرف ، رعایت نکردن اصل تفکیک زباله حتی برای تظاهر در این نمایشگاه ، نشان گر سطحی بودن مدیران و مجریان این سازمان ها بود و سخت چشم های حساس را می آزرد .

مجموعه ی این چیزها  به اضافه ی این که سازمان محیط زیست خیلی حساب شده ، از دعوت سازمان های غیردولتی محیط زیستی ( به جز حدود ده تایی ) خودداری کرده بود ، باز هم ثابت کرد که در کشور ما پیروی از مد ، و ادا درآوردن بازار گرمی دارد . اما کار اصولی و موثر و گوش سپردن به انتقاد  تقریبا هیچ جایگاهی ندارد .

در میان آن همه شرکت تولیدی و خدماتی ، من متوجه یک شرکت شدم که در کار حمل و نقل بین المللی است ( شرکت بر و بحر ایران ) و در غرفه ی خود از ادا و اطوار دوری جسته بود . این شرکت نه شعار داده بود که ما دوست محیط زیست هستیم و نه از اقدام های مشعشع در خدمت به طبیعت سخن رانده بود . در این غرفه فقط یک بروشور چهار صفحه ای بود که آمار وحست انگیزی از میزان مصرف کیسه های پلاستیکی می داد ، و اشاره به چند نکته به شرح زیر کرده بود که عمل به آن ها در کشور ما می تواند کمک واقعا موثری به محیط زیست کند :

 

* کشور ایرلند با در دست گرفتن رهبری اروپا در خصوص قرار دادن مالیات بر کیسه های پلاستیکی ، در سال 2002 موفق به کاهش مصرف این محصول به میزان 90 درصد گردید . 

  

* در سال 2005 کشور رواندا نیز به صف ممنوع کنندگان مصرف کیسه های پلاستیکی پیوست .  

 

* در 27 مارس 2007 شهر سانفرانسیسکو استفاده از کیسه های پلاستیکی را ممنوع کرد . 

  

* کشور بنگلادش ، مصرف کیسه های پلاستیکی را ممنوع کرد .  

  

* چین با اعلام ممنوعیت استفاده از کیسه های رایگان پلاستیکی ، موفق به ذخیره ی 37 میلیون بشکه نفت در سال گردید . 

 

مقایسه کنید با وضع کشور ما که برای هر چیز کوچکی ، یک کیسه ی پلاستیک استفاده می کنیم و بلافاصله هم آن را دور می انداریم .

 


 
جایی که درخت‌ها را برای تفریح آتش می‌زنند
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

جنگل ابر" یکی از زیباترین مناطق‌گردشگری ایران است که در آن با مناظر تاسف باری روبرو می‌شوید: تک‌درختها را برای تفریح آتش زده‌اند. زباله؛ سطح منطقه را پوشانده‌است. موتورسواران مدام در میان درختها ویراژ می‌دهند و اتومبیل‌ها تا جایی‌که امکان‌دارد در دل جنگل پیش می‌روند.

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ اقامت حتی یک شب در "جنگل ابر" راه گریز مناسبی برای فرار از آلودگی‌های زندگی ماشینی است، به‌شرط آن‌که دیدن تخریب‌ها و زباله‌ها و ... برای گردشگر عادی شده باشد. واقعیت این است که حفظ منابع طبیعی هنوز در کشور ما فرهنگسازی نشده است. مردم هنوز نمی‌دانند که نابودی مراتع و جنگل‌ها، به نابودی خودشان منجر می‌شود و از همه مهمتر؛ گویا مردم درخت و گل‌ و چمن را جزو موجودات زنده حساب نمی‌کنند و آن‌ها را فقط وسیله‌ای برای تفرج می‌دانند.

"جنگل ابر" یکی از زیباترین نقاط طبیعی ایران است که ورود گردشگر بلای جانش شده و عمرش را به‌خطر انداخته است. قرار است با سفر به جنگل، لحظه‌ای از هرچه زندگی شهری‌ست آرامش داشته باشیم، ولی این اتفاق نمی‌افتد. چراکه منطقه‌ای که به آن وارد می‌شوید مملو از زباله و اتومبیل و آثار تخریب است. گله‌های بز به جان سرشاخه‌های درختان جوان افتاده‌اند و چوپان‌ها از روی بی‌حوصله‌گی با داس، تنه‌ درخت‌ها را می‌برند. اما این تخریب‌ها در مقابل فجایعی که پس از آن می‌بینید؛ هیچ است.
"جنگل ابر" یکى از دست‌نخورده‌ترین جنگل‌هاى ایران در 50 کیلومتری شمال‌شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و روستای ابر قرار دارد. این جنگل که ادامه جنگل‌های شمال کشور است و به‌دلیل آن‌که همواره ابری بر فراز این منطقه جنگلی وجود دارد به "جنگل ابر" شهرت یافته است. این جنگل جایى واقع شده که از ضخامت کوه‌هاى البرز کاسته مى‌شود و ابرهاى گرفتار در پشت این دیواره از لابه‌لاى دره‌ها به سمت جنوب سرازیر مى‌شوند. مناطق ابتدایى "جنگل ابر" ییلاق چوپانان گلستانى است و پس از آن منطقه بکر جنگل آغاز می‌شود. جایی که پوشیده از درختان است و آفتاب راهی به داخل آن ندارد.
"جنگل ابر" با 35 هزار هکتار وسعت، قسمتی از جنگل‌های باستانی هیرکانی است که یکی از منحصربه‌فردترین نوع جنگل‌ها در دنیا هستند که همچون نوار سبزی بر شیب‌های شمالی جبال البرز قرار گرفته و سواحل جنوبی دریای خزر را می‌پوشاند. این ناحیه از حوالی آستارا در شمال‌غرب تا حوالی "جنگل ابر" در شرق ایران ادامه می‌یابد. جنگل‌های هیرکانی که از دوران ژوراسیک به جای مانده‌اند ، 3/7 میلیون هکتار پوشش جنگلی ایران را تشکیل می‌داده‌اند که هم اکنون به 1/8 میلیون هکتار تقلیل یافته‌اند. قدمت این جنگل‌ها که جزو بقایای دوران سوم زمین‌شناسی هستند از یکسو و وجود 80 گونه گیاهان چوبی به همراه گونه‌های گیاهی بسیار نادری مانند راش، بلوط، توسکا، نارون، گیلاس وحشی، بارانک، سرخدار، نمدار و غیره از سوی دیگر، نشان می‌دهد که این اراضی می‌توانند همچون موزه زنده‌ای مورد استفاده قرار بگیرند.
"جنگل ابر" به‌عنوان باریکترین قسمت از سلسله جبال البرز مرز میان ‌بند بین دو اکوسیستم منطقه نیمه‌بیابانی و جنگلی است به‌گونه‌ای که می‌توان در جنگل‌های این ناحیه درختان سوزنی برگ را در کنار درختان پهن برگ مشاهده کرد که این امر در گونه‌های جانوری هم تاثیر گذاشته است. از این رو می‌توان گفت ارتفاع زیاد جنگل از سطح دریا، پایین بودن درجه حرارت در فصل گرما و وجود چشمه‌سارهای فراوان و پوشش جنگلی متنوع از شاخصه‌های این جنگل است.
"جنگل ابر" سرشار از درخت و ابر است، ابرهایی که لابه‌لای درخت‌ها می‌چرخند و منظره آن‌جا را رویایی می‌کنند. اما بعضی‌ها با این زیبایی‌ها میانه‌ای ندارند. در ابتدای این جنگل، به‌صورت گسترده تک درخت‌هایی دیده می‌شود که برخی از گردشگران آن‌ها را آتش زده‌اند تا تفریح کنند! درخت‌هایی که عمرشان به چند 10 سال و یا چند صد سال می‌رسد، در عرض کمتر از یک ساعت به ذغال تبدیل می‌شوند تا عده‌ای از تماشای آن لذت ببرند! برای دیدن این منظره وحشتناک نیازی به جست و جوی زیاد نیست. فقط کافی‌ست تا چشم بچرخانید و درخت‌های سوخته را ببینید. بلدهای محلی منطقه این‌گونه اتفاقات را کار گردشگران نمی‌دانند و به اهالی بومی استان سمنان نسبت می‌دهند.

ادامه مطلب را مطالعه کنید