درخواست برای بازنگری در روند سدسازی
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٩ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

همشهری : در پی برگزاری چهارمین نشست انجمن اعضای هیات علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور که با عنوان چالش‌های صنعت سد‌سازی‌ با تاکید بر اثرات متقابل آن بر منابع طبیعی، 20‌شهریور ماه گذشته برگزار شد.

جمعی از کارشناسان و فعالان محیط‌زیست و منابع طبیعی با امضای بیانیه‌ای خواستار تجدیدنظر در روند سد‌سازی‌ در کشور شدند؛  بیانیه‌ای که بیش از هر چیز نسبت به پیامدهای سدسازی بدون ارزیابی زیست‌محیطی هشدار می‌داد.

در بخشی از این بیانیه آمده است: «رده 132 به‌عنوان جایگاه ایران در زمینه حفاظت از محیط‌زیست نشان می‌دهد که کشور عزیز ما از 90 درصد کشورهای جهان در این زمینه عقب‌تر است و ما از بابت بی‌توجهی به محیط‌زیست، جزو تخریب یافته‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رویم. این درحالی است که ایران از معدود کشورهایی است که در قانون اساسی خود بر حفاظت از محیط‌زیست تاکید کرده است. در اصل 48 قانون اساسی رعایت بدون تبعیض بهره‌برداری از منابع طبیعی تاکید شده است و در اصل 50‌‌حفظ محیط‌زیست وظیفه عمومی تلقی شده و فعالیت‌های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط‌زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیداکند ممنوع اعلام شده است.

همچنین اصل 44 قانون اساسی لزوم تعامل بخش‌های خصوصی و تعاونی در کلیه فعالیت‌ها را   الزامی می‌سازد. ایران از امضاکنندگان دستورکار 21 گردهمایی سران زمین ریودوژانیرو در 1992 بود و نیز در 1994 ایران پیمان مقابله با بیابان‌زایی را امضا کرد. رویکرد سازه‌ای عرضه آب، ناقض قوانین و تعهدات یادشده است و سدسازی از عوامل تخریب محیط‌زیست به‌شمار می‌رود که آسیب جبران‌ناپذیری به آبخیزها، کوهستان‌ها، جنگل‌ها و رودخانه‌ها،  دشت‌ها، دهانه‌ها، تالاب‌ها، دریاچه‌ها و دریاهای کشور وارد کرده است. 

سدسازی فعالیتی بیابان‌زا به‌شمار می‌رود. هر سد دست کم 5‌هزار هکتار اراضی جنگلی در بالادست و مخزن تا پایین‌دست را تخریب و تهدید می‌کند. سالانه  5 میلیارد مترمکعب یا بیشتر از آب تجدیدپذیر کشور از پشت سدها تبخیر می‌شود. سدها تغییر کاربری زیادی در طبیعت ایجاد می‌کنند. سدها سبب تخریب یا تهدید جدی اکوسیستم‌های آبی و زیستگاه‌های وابسته به آن در تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور شده‌اند. دشت‌های پایین دست گاه در اثر ورود آب جدید، با بالا آمدن سفره زیرزمینی روبه‌رو شده‌اند که در نتیجه توان تولید پیشین خود را از دست داده‌اند. انحراف آب با یک سد گاه سبب حذف حقابه نوشته یا نانوشته دشتی دیگر شده است. دشت‌هایی که سفره زیرزمینی آنها با سیلاب تغذیه می‌شد با احداث یک سد در مسیر سیل، با کاهش آب در اراضی آبی دیرینه خود روبه‌رو شده‌اند.

بررسی‌ها نشان داده‌اند که فایده‌های نسبت داده شده به سدها بسیار اغراق آمیز و غیرواقعی بوده‌اند. شرکت‌های مشاور و پیمانکار سدساز به رؤیاپردازی‌های غیرواقعی دست می‌زنند. فرآیند تصمیم‌گیری شفاف نیست و در برابر اشتباهات و پیامدهای ناسازگار سدها پاسخگویی وجود ندارد. داده‌های مربوط به سدها از دسترس عموم بیرون است.

دانش بومی این سرزمین با 6هزارسال پیشینه تمدن و خدمت درخشان به دانش بشر به‌ویژه در زمینه دسترسی و بهره‌برداری درست و پایدار از منابع آب مانند قنات‌ها، آب‌بندان‌ها، مخزن‌های زیرزمینی و.... در رویکرد مدیریت بخش آب با سدسازی نادیده گرفته می‌شود و نباید آسیب‌ سدها به میراث فرهنگی و تاریخی و اهمیت آن در هویت و وحدت ملی را از نظر دور داشت. کسانی که در پایین دست حقابه و یا حق ماهیگیری و معیشت‌شان از رودخانه ضایع می‌شود و نیز کسانی که خانه، زادگاه و معیشت خود در سایه ساخت یک مخزن را از دست می‌دهند، حقوق حقه‌شان نادیده گرفته می‌شود. مطالعات مدیریت جامع منابع و مصارف در آبخیزها انجام نشده است.

راهکارهای بدون سدسازی تامین آب و نیرو گذشته از تطابق کامل با مفاد اصول 48 و 50 قانون اساسی و تعهدات بین‌المللی کشور با شیوه‌نامه‌های توسعه پایدار و تخصیص مؤثر نیز همخوانی بیشتری دارند. بخش خصوصی به خوبی می‌تواند در این رویکرد به همکاری بپردازد.

با توجه به اینکه در ایران تاکنون ارزیابی تطبیقی و راستی آزمایی سدها انجام نگرفته است و همچنین با عنایت به اینکه بخش بزرگی از شبکه‌های آبیاری منسوب به سدهای ساخته‌شده هنوز ساخته نشده است و برآورد شده که با روند کنونی 70 سال زمان برای ساخت و اتمام آنها نیاز است، آیا بهتر نیست ساخت هر سد جدیدی را به اتمام کامل طرح‌های گذشته و رسیدن به درآمدهای موعود آنها موکول کنیم؟

 


 
لرستان، در محاصره کارخانه‌های سیمان و آسفالت
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٧ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

اعتماد ملی/ محسن تیزهوش:

اینجا سرزمینی است که بین کوه‌های مرتفع و صعب‌العبور سلسله جبال زاگرس میانی محصور شده است. سرزمینی شگفت‌انگیز و زیبا که از شمال به استان‌های مرکزی و همدان، از شرق به استان اصفهان، از جنوب به استان خوزستان و از غرب به استان‌های کرمانشاه و ایلا‌م می‌رسد. اینجا لرستان است؛ سرزمینی با 28064 کیلومتر مربع مساحت که به غیر از چند دشت محدود، سراسر آن را کوه‌های زاگرس پوشانده است. ‌

این سکونتگاه نخستین بشر، منحصر به آثار تاریخی همچون قلعه فلک‌الا‌فلا‌ک نبوده و با وجود جاذبه‌های طبیعی و خدادادی فراوان از پتانسیل بسیار بالا‌یی برای جذب توریست برخوردار است. لرستان سال‌ها است که در بخش خاکستری نظام اقتصادی کشور قرار گرفته و به بهانه‌های مختلف از نظر توسعه، عقب مانده است. هنوز هم که هنوز است مردم این دیار، پتروشیمی لرستان را که در چشم بر هم زدنی به استان مرکزی انتقال داده شد، فراموش نکرده‌اند. این موضوع از این نظر که صنایع پتروشیمی می‌تواند تا حدودی مشکلا‌ت اشتغالزایی جوانان را حل کند مثبت ارزیابی می‌شود اما آیا پیامدهای آن بر محیط زیست منطقه به درستی ارزیابی می‌شود؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درباره جایگاه محیط زیست بین مدیران شهری و دولتمردان
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

گرایش زیست محیطی، تظاهر یا رویکرد؟!

عباس محمدی : ده سالی می شود که سخن گفتن از محیط زیست، در میان مدیران دولتی، شهرداری ها و صاحبان صنایع رواج یافته است و گویا نه تنها خود سخن پردازان را ارضا می کند، بلکه به نظر می رسد که دوستان راستین محیط زیست را هم گاه دچار خوش خیالی می کند که شاید" چیزی تغییر کرده است "

                                                                       در این‌جا بخوانید


 
تصمیم گیری ها در سدسازی شفاف نیست
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

روزنامه ی اعتماد:

ایران در میان ١۴۶ کشور جهان رتبه ١٣٢ را در رابطه با حفاظت از محیط زیست به دست آورده است. همین ارزیابی جهانی به اندازه کافی نشان دهنده وضعیت محیط زیست در ایران است.

فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر آب با اشاره به اینکه ایران از معدود کشورهایی است که در قانون اساسی اش به حفظ محیط زیست به طور صریح اشاره شده است، به اصل های ۴٨ و ۵٠ قانون اساسی استناد می کند و می گوید؛ با نگاه دقیق تری به روند مدیریت منابع آب کشور اختلافات میان قانون اساسی و مدیریت عرضه آب و مدیریت سازه یی را خواهیم دید.

وی با اشاره به اینکه در ایران به مطالعات جامع منابع و مصارف آبخیزها پرداخته نشده است، معتقد است؛ شاید اگر این مطالعات انجام می شد نیمی از سدها ساخته نمی شدند. همچنان فرآیند تصمیم گیری در سدسازی در ایران شفاف نیست. در جایی که ما ٢٠٠ طرح در حال اجرا و ۱۸۴ سد در حال بهره برداری داریم، آیا صحیح نیست یکی از آنها راستی آزمایی شده و دیده شود آیا به اهدافش رسیده است یا خیر؟ این سوال ماست. اگر اشتباه است بفرمایید اشتباه است. شرکت های دولتی به دلیل برخورداری از منافع مشاوره و اجرا و نظارت سدهاست که درآمدهای غیرواقعی را به سدها نسبت می دهند. واقعیت دارد که اغلب کانال های آبیاری اراضی سدهایی که به نام سد کشاورزی ساخته و تصویب شده اند هنوز ساخته نشده و در چنین موقعیتی، آیا این حرف نادرستی است که می گوییم اجازه دهید ساخت چنین پروژه هایی تمام شود، بعد شما ساخت سد جدیدی را آغاز کنید.

وی از سدهایی می گوید که بالاتر از آورد رودخانه ساخته شده اند. سد پیشین، ساوه و گاومیشان از جمله سدهایی است که مشکل فرار آب دارند، سد کرخه و لار با آن هزینه های عجیب و غریب در پرکردن شکاف های آنها، سدهایی که محل مصرفی برای آنها پیدا نشده است مانند آق بلاغ، حنا و چاق آخور (این تالاب بین المللی) که هرگز معلوم نشد اراضی آبدهی اش کجاست؟ سد جیرفت و حنا اراضی پایین دست را که قبلاً آبی بود زهدار کرد. تالاب جازموریان و جنگل مهر پویه میبد که هیچ به درآمد مردم اضافه نکرد، سد بار نیشابور به رغم رد شدن طرح پیشنهادی آن در مهاب قدس روی مادر چاهی ساخته شد تا اراضی را آبیاری کند که همان قنات بی سر و صدا و خیلی قدیمی سال های سال به بهترین شکل و به صورتی کارا و پایدار از عهده آن برآمده بود.

وی همچنین سدسازی را یک فعالیت بیابان زا می داند؛ از سد البرز با پنج میلیون متر مکعب تا سد کرخه با ٣٢٠میلیون متر مکعب تبخیر در سال، سدهای فعلی در ایران سالانه پنج میلیارد متر مکعب آب را تبخیر می کنند. این مغایر اصل مبارزه با بیابان زایی است. اصل ٢١ بر مدیریت اکوسیستم های شکننده مبارزه با بیابان زایی و تخصیص منابع کافی به آن و به کارگیری راهبردهای الزامی و شناسایی عوامل بیابان زایی تاکید ورزیده است. سدسازی کاربری اراضی را تغییر می دهد، این یعنی بیابان زایی؛ رودها خاموش می شوند و بستر آنها به بیابان یا گندآب رویی از فاضلاب تبدیل می شود. نابودی زیستگاه های گونه یی (گیاهی و جانوری) ساخت سدها را به یک پیمان مناقصه شبیه ساخته است که با توسعه پایدار سازگار نیست.

سپرده شدن مشاوره سد البرز به یکی از شرکت های مشاور غیرخوشنام در سطح بین المللی آن هم پس از رد شدن طرح در مهاب قدس چه معنایی می تواند داشته باشد؟ با بررسی عکس های ماهواره یی، ناراست بودن آبیاری ۵۴ هزار هکتار زمین های کشاورزی در ماه های خشک سال (مردادماه)، آشکارا پیداست؛ زمین هایی که در همین ماه ها توسط آب بندها آبیاری می شوند و خود این زمین ها آبی است، یا بهتر بگوییم شالیزار (غرقابی) است. نادیده گرفتن مردمان بابلرود که با بسته شدن این سد به وضعیت اسفباری خواهند رسید و تمامی روستاهای مخزن سد، آنها را از تولیدکننده به حاشیه نشین شهرهای مجاور چون قائمشهر مبدل خواهد کرد.


 
سدها، برشانه های مردم و طبیعت
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی

روزنامه ی اعتماد:

اکنون ایران بعد از چین و ترکیه سومین سدساز بزرگ منطقه است. عاملی که مقامات دولتی کشور همیشه با افتخار از آن یاد و بخش قابل ملاحظه یی از بودجه عمرانی کشور را صرف ساخت سد در جای جای کشور می کنند.

رویه ساختن سد در حالی در ایران با سرعت افسارگسیخته یی پیش می رود که امروزه امریکا که روزگاری لقب سدساز بزرگ دنیا را با خود حمل می کرد، بسیاری از سدهای بزرگ خود را از رده استفاده خارج کرده است.

اما ایران همچنان با پیمودن مسیر آزمون و خطا به سدساز بزرگ منطقه بودن افتخار می کند. همچنین با وجود سدهای بی شماری که در گوشه و کنار ایران ساخته شده یا در حال احداث است تابستان گذشته ایران با کمبود شدید برق و آب روبه رو بود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نخستین راهنمایان کوهنوردی محیط کوهستان را هم پاکیزه می‌کنند
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                   

                      "مش صفر" در کنار علی‌محمد فرضی 

                             در این‌جا بخوانید


 
برنامه هایی برای پاک سازی کوهستان
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 

مجموعه برنامه های روز پاک سازی کوهستان

 

امسال  به مناسبت 4 مهر ماه ( روز کوهستان پاک ) دکا ، به منظور همکاری با شهرداری منطقه ی یک تهران و هیات کوه نوردی استان تهران ،  در جلسه های هماهنگی آن ها برای اجرای برنامه های پاک سازی ، شرکت داشت . این دستگاه ها ، برنامه های پاک سازی را برای روزهای 12 مهر ( مسیر درکه ) ، 19 مهر ( مسیر پس قلعه و بند یخچال ) و 21 مهر ( پارک جمشیدیه و مسیر کلک چال ) اعلام کردند . از سوی دکا ، در برنامه های درکه و پس قلعه ، چند گروه شرکت کردند و در مسیر کلک چال هم شرکت خواهند کرد . بچه های ما ، برحسب عادت خود – که از کار « تبلیغی و ترویجی » صرف بیزارند ، در این دو روز به جای ایستادن در ابتدای مسیرها و کیسه دادن به دست مردم ، خود اقدام به پاک سازی کردند ، و همین کار را در روز جمعه ی آینده هم خواهند کرد .

از برنامه های دیگری که داشته ایم ، پاک سازی مسیر سرچال – بریر ( در علم کوه ) در روز 29 شهریور ، پاک سازی در افجه ( توسط نمایندگی انجمن در لواسان ) ، و پاک سازی مسیر رودخانه ی سردابرود کلاردشت در روز 19 مهر بوده است . 

همچنین ، چند یادداشت و مقاله در روزنامه ها و تارنماهای خبرگزاری ها ، و یک همایش نکوداشت راهنمایان علم کوه  در روز هجدهم مهر( که ضمن آن به طرح مباحث آموزشی زیست محیطی هم پرداختیم )  داشته ایم ، و البته هنوز گزارش فعالیت بعضی دوستان شهرستانی مان را دریافت نکرده ایم .

 یک بار دیگر از دوستان می خواهیم که به ابتکار خود ، برنامه های تبلیغی ، اجرایی  ، و آموزشی به مناسبت روز پاک سازی کوهستان در هر منطقه ای که هستند ، اجرا کنند .

 


 
یک برنامه ی به یاد ماندنی
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 

 همایش نکوداشت راهنمایان علم کوه برگزار شد

 

در بعدازظهر 18/7/87 ، حدود سیصد نفردرسالن آموزش وپرورش کلاردشت حضور یافتند تا در همایشی که از سوی انجمن کوه نوردان ایران برای نکوداشت صفرعلی نقوی و علی محمد فرضی – نخستین راهنمایان رسمی کوه نوردی ایران – و فرزندان شان رسول نقوی و علیدوست فرضی  برگزار شد بود، از این کوه مردان با سابقه قدردانی کنند .

 

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نکوداشت خادمان محیط کوهستان
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

مطلب زیر ، با کمی تلخیص در همشهری امروز چاپ شد .

در بعد از ظهر روز پنج شنبه 18 مهر ، در سالن آموزش و پرورش شهر کلاردشت ، همایش نکوداشت راهنمایان پیش کسوت علم کوه برگزار خواهد شد .

آرزوی هر دوستدار و فعال محیط زیست این است که « جامعه ی محلی » به مسایل زیست محیطی حساس شود و در جلوگیری از تخریب و آلودگی منطقه ی خود بکوشد . نیازی به گفتن نیست که تا اهالی یک منطقه ( یا مردم ساکن در نزدیک ترین سکونتگاه های انسانی  به منطقه ) تمایل به حفاظت آن نداشته باشند ، تلاش دیگران برای حفظ منطقه تاثیر کاملی نخواهد داشت . امروزه ، بحث درگیر ساختن ذینفعان یا بهره برداران سنتی محیط های طبیعی در امر حفاظت بوم سازگان ها ، بسیار جدی گرفته شده و جایگاه مهمی در مجموعه مباحث حفاظتی دارد .

جای خوشوقتی است که در منطقه ی با ارزش علم کوه ، یک جریان توانمند محلی  دوستدار محیط زیست شکل گرفته و فعال است . علم کوه ، خاستگاه کوه نوردی فنی ایران و از حدود هفتاد سال پیش ، یکی از نقطه های هدف مهم کشور در این ورزش بوده است . فعالیت شغلی " راهنمای کوهستان " نیز مانند بسیاری دیگر از شاخه ها ی مرتبط با کوه نوردی ، نخستین بار در ایران  از این منطقه پا گرفت ؛ صفرعلی نقوی متولد 1300 در رودبارک کلاردشت ، از پنجاه سال پیش به عنوان راهنمای کوه و سازمان دهنده ی خدمات اقامت و حمل بار کوه نوردان ایرانی و خارجی فعالیت کرده و می توان او را نخستین راهنمای حرفه ای و رسمی کوه نوردی ایران دانست . پسر او ، رسول نقوی (متولد 1330)  نیز کار پدر را پیش گرفته و علاوه بر آن به عنوان کوه نوردی فنی و جدی ، برنامه های با ارزشی را در بسیاری از نقاط کوهستانی ایران و خارج از کشور اجرا کرده است . به همین ترتیب ، علی محمد فرضی (متولد 1311) دومین راهنمای حرفه ای و رسمی علم کوه و ایران است که پسرش ، علیدوست فرضی (متولد 1334) نیز به عنوان راهنما و مسوول قرارگاه کوه نوردی رودبارک ، کار پدر را دنبال کرده و مشغول خدمت به جامعه ی کوه نوردی است . این خادمان دلسوز کوه نوردی ، همچنین دلسوز محیط زیست کم مانند علم کوه بوده وچون ارتباط رودررو با کوه نوردان دارند ، نقش مهمی در انتقال اندیشه ی حفاظت گرایانه به کوه نوردان داشته و البته خود نیز از کوه نوردان حفاظت گرا تاثیر پذیرفته اند . کار پیوسته ی اینان ( به ویژه علیدوست و رسول ) در سازمان دهی برنامه های جمع آوری زباله و حمل آن ها از کوه به پایین  و گفتگو با کوه نوردان سبب شده که چند مسیر بسیار پر رفت و آمد علم کوه مانند مسیر سرچال و حصارچال ، با وجود چندین برابر شدن کوه نوردانی که این سال ها به منطقه می روند ، نسبت به مثلا دو دهه پیش پاکیزه تر باشد . آنان همچنین در مورد مشکلات زیست محیطی دیگر منطقه ( مانند معدن کاوی ، ساخت و ساز ، تجاوز به جنگل ) بسیار حساس بوده و در مواردی توانسته اند همراه بخشی از مردم محلی ، جلوی پاره ای از تخریب ها را بگیرند .

                                       **************************

 قله ی علم کوه با 4822 متر ارتفاع ، دومین قله ی بلند کشور است . رخ شمالی این کوه دیواره ای است از جنس سنگ خارا ( گرانیت ) با ارتفاعی در حدود 400 متر و در پای این دیواره یکی از معدود یخچال های طبیعی ایران با ویژگی های مشخص یخچال های کوهستانی بزرگ جهان ( اگرچه در ابعادی کوچک) به چشم می خورد . در سمت غرب و جنوب این قله هم یخچال هایی دیده می شوند ؛ بخش هایی از این مجموعه ی یخچالی، به گفته ی فریبرز وزیری پژوهش گر هیدرولوژی و مدرس دانشگاه خواجه نصیر ، از یخچال های « نسبتا فعال » به شمار می روند که مشابه آن ها را در ایران نداریم . در منطقه ی علم کوه ، حدود 45 قله ی بالای 4000 متر وجود دارد که از این نظر ( تراکم قله های بلند ) هم در ایران بی مانند است . به دلیل چشم اندازهای منحصر به فرد این کوه ، در سال 1381 (2002 میلادی) که از سوی سازمان ملل « سال جهانی کوه ها » نامیده شده بود ، علم کوه و بخشی از منطقه ی اطراف آن به عنوان « اثر طبیعی ملی » در فهرست مناطق چهارگانه ی حفاظت شده ی کشور ثبت شد .

 قرار داشتن این کوهستان در ناحیه ی خزری ، سبب شده که منطقه دارای پوشش گیاهی بسیار خوب و متنوع باشد ، به گونه ای که در بخش های گوناگون آن می توان پوشش های جنگلی «میان بند» و «بالابند» و مراتع کوهستانی را دید . به دلیل همین تنوع گیاهی ، تنوع جانوری قابل توجهی نیز در منطقه وجود دارد ، به طوری که گونه های بزرگی مانند خرس و کل و بز و گراز به تعداد نسبتا قابل توجه دیده می شود و شاید هنوز مرال و پلنگ هم در منطقه وجود داشته باشد .

در چنین منطقه ی با ارزشی ، کوه نوردان بسیاری برای صعود قله ها و کار روی دیواره های بلند رفت و آمد دارند ، چنان که می توان آن را مهم ترین قطب کوه نوردی ایران دانست . راهنمایان محلی کوه نوردی علم کوه ؛ صفر نقوی ، علی محمد فرضی ، رسول نقوی ، و علیدوست فرضی با نگاه عاشقانه ای که به این کوهستان داشته اند ، گذشته از خدمات بی شماری که طی چند دهه به انبوه کوه نوردان کرده اند ، نقش بسیار موثری را نیز در حفظ این محیط منحصر به فرد کوهستانی – به ویژه در جلوگیری از آلوده شدن آن به پسماند گروه های گردش گر و کوه نورد – ایفا کرده اند .

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=69031

  


 
برج میلاد نماد چیست ؟
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

 برج میلاد ، نماد ...

 

تیتر یک امروز روزنامه ی همشهری ( ارگان شهرداری تهران ) ، « غروب امروز ، میلاد تماشای تهران » است . این تیتر ، غلط انشایی دارد و نامفهوم است که این خود – شاید به تصادف – بیان گر آشفتگی در مدیریت شهر و کشور و بزرگ ترین روزنامه ی مملکت باشد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نکوداشت راهنمایان پیشکسوت علم کوه
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

                        

در روز پنج شنبه 18/7/87 ، نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران در شهر کلاردشت برگزار خواهد شد . در این نشست ، نکوداشت راهنمایان منطقه علم کوه، آقایان صفر نقوی و علی محمد فرضی ، و فرزندان ایشان رسول نقوی و علیدوست فرضی که چندین دهه به شکلی پیوسته به راهنمایی کوه نوردانی که به منطقه ی علم کوه می روند پرداخته وخدمات بی شماری به جامعه ی کوه نوردی ایران داشته اند ، برگزار خواهد شد .

خانواده های نقوی و فرضی ، گذشته از این که به عنوان راهنمای منطقه ی علم کوه به هزاران کوه نورد ایرانی و خارجی خدمت کرده و خود ، کوه نوردی های بی شمار در ایران و خارج از ایران داشته اند ، خدمت درخور توجهی نیز به محیط کوهستان علم کوه داشته و بسیار کارها در اشاعه ی فرهنگ دوستی با کوه ، حفظ پاکیزگی و جلوگیری از تخریب کوهستان داشته اند . 

در این نشست همچنین محمد تاجران کوه نورد ایرانی که ماه ها است با شعار « به درختان نیاز داریم » با دوچرخه در حال سفر به دور دنیا است ، حضور خواهد داشت و گزارشی از کار خود خواهد داد .

از اعضای گروه ها و باشگاه های کوه نوردی و دیگر کوه نوردان دعوت می کنیم در این نشست شرکت نمایند. در روز جمعه نیز یک برنامه کوه پیمایی و پاکسازی رودخانه سردآبرود اجرا خواهد شد.

کسانی که مایلند با اتوبوس به منطقه بیایند، لطفا تا روز سه شنبه 16مهرماه، از ساعت 10صبح تا 6 بعد از ظهر با دفتر انجمن (تلفن:66712243) تماس بگیرند و ثبت نام کنند.

زمان: پنج شنبه 18 مهرماه 1387 از ساعت:18 تا 21

مکان: کلاردشت ، میدان حسن کیف ، سالن اجتماعات آموزش و پرورش


 
معرفی راهنمایان علم کوه
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

بار دگر از پس مه و سال             دربین نشاط و اشک و اندوه  

چشمم به جمال آشنا خورد          بوسیدم دامن علم کوه

                                                               جلیل کتیبه ای

 

صفرعلی نقوی

 نام « مش صفر» ، برای کوه نوردان ایرانی و خارجی که به منطقه ی علم کوه آمده و مهمان او شده اند ، یادآور تمامی صفات ممتازی است که مهمان نوازی ایرانی را تداعی می کند . خوش مشربی و روی باز او ، در مدت نیم قرن در ِ خانه اش را به روی راهیان علم کوه باز نگه داشته و این خانه را به خاطره ی جمعی و میراث معنوی کوه نوردی ایران بدل ساخته است .

صفر نقوی به سال 1300در رودبارک کلاردشت به دنیا آمده است . او در آن منطقه به کار زغال سازی و کشا ورزی مشغول بود و از سال 1338 با کوه نوردی آشنا شد . مش صفر ، کوه نوردان ایرانی و خارجی را در خانه می پذیرفت و خدماتی مانند تهیه ی قاطر برای حمل بار و راهنمایی را بر عهده می گرفت . درعین حال ، تمام قله های بلند منطقه ، و بعدها کوه های دیگری مانند دماوند و الوند را نیز صعود کرد . او نخستین فرد ایرانی است که با عنوان رسمی « راهنما » از سوی فدراسیون کوه نوردی مشغول به کار شد . پیوستگی فعالیت او در این زمینه ، سبب شده که افرادی از چند نسل کوه نورد را بشناسد و دفترهای یادبود ، عکس ها و پرچم ها و دیگر یادمان هایی که فراهم آورده به مجموعه ی باارزشی بدل شود که نشانگر بخش مهمی از سرمایه ی اجتماعی کلاردشت و کوه نوردی ایران است .

صفر، در ساخت پناهگاه اولیه ی سرچال به سال 1342 ، و ساخت پناهگاه جدید در سال 1352 مشارکت موثر داشته است . او هم اکنون کارمند بازنشسته ی سازمان تربیت بدنی ، و همچنان مهماندار مهربان  کوه نوردان است .

 

علی محمد فرضی

 علی محمد فرضی ، در سال 1311 در رودبارک به دنیا آمد . او دومین فردی محلی است که طی مدتی نزدیک به نیم قرن ، پیوسته راهنما و همراه و پذیرای کوه نوردان ایرانی و خارجی عازم علم کوه بوده است . او به کار سنگ تراشی و حمل زغال از اکاپل به رودبارک مشغول بود که با کوه نوردی آشنا شد . خود او ( در گفتگویی که در مجله ی کوه 32 آمده ) می گوید :  « در سال 40 یا 41 در اکاپل سر کوره ی زغال بودم . دو نفر با اسکی از حصارچال آمدند ( یکی از آن ها را یادم هست که آقای حسین رضایی بود ) و چون برای حمل بارهایشان تا رودبارک ، قاطر می خواستند ، من هم دو قاطر به آنان دادم . بعد از چندی دوباره برگشتند ، و من هم بعد از آن بود که توی این کار افتادم » .

 در سال 1343 همراه هاری رست و امیرعلایی که نخستین مسیر را روی دیواره ی علم کوه باز کردند ، بود و تا پای دیواره رفت . در برنامه ی نخستین صعود زمستانی تخت سلیمان ( به سرپرستی بهمن شهوندی ) در سال 1347 که صفر نقوی راهنمای گروه بود ، علی محمد از دیگر همراهان محلی تیم بود . در سال 1348 در ساخت پناهگاه علم چال مشارکت داشت . در زمستان همین سال ، همراه گروهی بود که قصد صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها را داشتند ؛ او یکی  ا ز تلخ ترین خاطره های خود را مربوط به این برنامه که در آن نجاح و فرزین نیا طعمه ی بهمن شدند، می داند . در زمستان  1349 همراه تیمی بود که برای صعود گرده ی آلمانی ها تلاش کرد . در سال 51 ، فدراسیون به او حکم رسمی راهنمای کوهستان داد . در سال 52 در برنامه ی صعود زمستانی دماوند ( انتخابی صعود مانسلو ) ، در سال 61 در صعود زمستانی هرم داغ ، و در سال های 62 ، 63 ، 64 ، 65 ، و 68 در فعالیت های زمستانی که برای صعود گرده و دیواره ی علم کوه انجام شد ، شرکت داشت . در یکی از این برنامه ها ( زمستان 68 ) در منطقه ی کنگلک گرفتار بهمن شد و فقط واکنش سریع رسول نقوی که توانست نقطه ی مدفون شدن او را تشخیص دهد ، وی را از مرگ نجات داد .  او در دهه ی 60 همچنین در ساخت جان پناه های سیاه سنگ ، خرسان ، 5000 متری دماوند و  پناهگاه  دوم علم چال شرکت داشته است .

علی محمد ، گذشته از صعودهای پرشمار به قله های منطقه ی علم کوه ، قله های سبلان ، سهند ، هزار ، الوند ، توچال ، و بسیاری از قله های دیگر را در ایران ، و قله های آرارات و البروس را در خارج از کشور صعود کرده است .

 رسول نقوی

 رسول نقوی ، فرزند صفرعلی نقوی در 11 بهمن سال 1330 در رودبارک به دنیا آمده است . از نوجوانی به همراه پدر به کوهستان رفت و به تدریج کوه نوردی تمامی زندگی او را به خود اختصاص داد . او همچون پدر خویش پیوسته با خوش رویی  پذیرا وهمراه کوه نوردان بوده و به جز صعودهای بی شمار در منطقه ی علم کوه ، در دیگر نقاط کشور هم کوه نوردی کرده است  . همچنین با حضور در اردوهای متعدد تیم های ملی کوه نوردی توانست در چند برنامه ی بزرگ خارج از کشور هم شرکت کند .

از میان کارهای کوه نوردی مهم او می توان به این چند مورد اشاره کرد : شرکت در برنامه ی صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها به سرپرستی صادق آقاجانی (1363) ، صعود زمستانی قله ی علم کوه از مسیر سیاه سنگ (1364) ، صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها (1367) ، شرکت در برنامه ی صعود زمستانی دیواره ی علم کوه به سرپرستی آقاجانی (1368) ، صعود به قله ی شاه داغ در کشور آذربایجان (1371) ، صعود به قله ی کمونیسم (1374) ، صعود به قله ی گاشربروم 2 (1376) ، شرکت در برنامه ی صعود اورست و صعود تا قله ی جنوبی (1377) ، شرکت در اردوی زمستانی فدراسیون کوه نوردی در علم کوه (1380) صعود به آرارات (1386) .

رسول ، در بیشتر حادثه هایی که برای صعودکنندگان علم کوه پیش آمده ، به عنوان جستجوگر و امدادگر شرکت داشته است . فعالیت بسیار با ارزش دیگر او کمک به حفاظت منطقه ی علم کوه و تلاش برای پاک سازی این کوهستان بوده است ؛ به طوری که می توان گفت کار او و علیدوست فرضی ، نقش در خور توجهی در ارتقای فرهنگ زیست محیطی کوه نوردانی که به آن منطقه می روند ، و در منطقه ی کلاردشت داشته است .

 

علیدوست فرضی

 علیدوست فرضی ، فرزند علیمحمد فرضی راهنمای پیش کسوت علم کوه ، و متولد 1334 است . او از سال 1347 همراه پدر خود به کوه رفته است .  از فعالیت های او در دوره ی نوجوانی ، کمک در ساخت پناهگاه علم چال در سال 1348 است .  از سال 1357 که کلنگ احداث قرارگاه کوه نوردی رودبارک زده شد ، طی حکمی از سوی مهندس نوروزی قائم مقام فدراسیون کوه نوردی ، به عنوان نماینده ی فدراسیون با شرکت پیمانکار شروع به کار کرد . از سال 1363 با  افتتاح این قرارگاه ، در مقام مسوول قرارگاه ( وکارمند سازمان تربیت بدنی ) مشغول خدمت به جامعه ی کوه نوردی بوده و با خوش خلقی و بردباری کم مانند پذیرای گروه های بی شمار کوه نورد بوده است . علیدوست ، در دهه ی 60 ، در ساخت جان پناه های سیاه سنگ وخرسان ( در علم کوه ) ، شمالی دماوند ، هرم داغ و کسره داغ وغربی سبلان مشارکت داشته است . همچنین در ساخت پناهگاه دوم علم چال که در سال 1365 افتتاح شد ، و در پی گیری دریافت زمین قرارگاه ونداربن همکاری داشته است .

از فعالیت های در خور توجه او ، برنامه ریزی جهت پاک سازی مناطق سرچال ، علم چال ، و حصارچال بوده است ؛ علیدوست از سال 1374 علاوه بر گفتگوهای بی شمار رودررو با کوه نوردان و تشویق آنان به حفظ محیط زیست و بازگرداندن زباله ها به پایین ، با همکاری قاطرداران محلی اقدام به جمع آوری زباله ها و دیگر مواد رها شده کرده است .

همکاری با تیم های کوه نوردی و افراد دیگری  که در منطقه دچار حادثه شده اند ، آماده سازی راه مال روی بریر به سرچال از جبهه ی جنوبی دره ( به جای راه قدیمی شمالی که برای عبور قاطرها دشوار بود ) در سال های اخیر،  و هدایت آب یک چشمه در منطقه ی کنگلک ( نیمه ی راه بریر – سرچال ) به طرف مسیر و ایجاد آب خوری ،  از دیگر فعالیت هایی بوده است که علیدوست فرضی در خدمت به کوه نوردان کرده است .

علیدوست فرضی ، علاوه بر قله های منطقه ی علم کوه ، دماوند ، سبلان، سهند ، هزار ، تفتان ، زردکوه  ، الوند ، و بسیاری از دیگر کوه های داخلی ، قله های شاه داغ آذربایجان و آرارات ترکیه را نیز صعود کرده است . او عضو هیات موسس گروه کوه نوردی کالاهو ، و در حال حاضر رییس هیات کوه نوردی کلاردشت است .

   


 
مهندس نوروزی درگذشت
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱٠ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

ابوالقاسم نوروزی متولد سال 1297 بود . او که دانش آموخته ی « هنر سرای عالی » و نامش بیش از نیم قرن  با عنوان « مهندس نوروزی » در محافل کوه نوردی ایران  به ویژه در فدراسیون کوه نوردی ، بر همگان شناخته بود ، در روز 8/7/87  چشم از جهان فرو بست .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شعری برای البرز
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۸ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

البرز ای بلند سرافراز روزگار ...

 

شاید که بپنداریم کوه های زیادی دیده ایم ، گاه شود که غره شویم به آن چه که خوانده ایم ، یا به این که نویسندگان و فرزانگان پرشماری را می شناسیم . اما ،زمانی پیش می آید که با پیش آمدن ماجرایی چشم مان باز می شود که : نه ! چیز زیادی ندیده ایم و چیز زیادی نمی دانیم و کسی را نمی شناسیم ... باید افتاده تر از این ها باشیم ! هنوز بسیار جاها هست که ندیده ایم ( و فرصت نخواهد شد که ببینیم ) ، بسیار چیزها است که نمی دانیم ( و نخواهیم دانست ) ، و بسیار بزرگان هستند که نمی شناسیم . باید فروتن بود ، از هر فرصتی برای بهره بردن از بزرگی ها و زیبایی ها سود جست ، و مترصد بود که هر لحظه شاید لحظه ی آشنایی و دیدار باشد که از دست دادن آن جبران ناپذیر خواهد بود.

 

امروز ، به تصادف وارد یک کتاب فروشی کوچک به نام « فرزاد» در خیابان بهبودی تهران ( پایین تر از نصرت ) شدم ؛ پس از دو سه کلمه ی اولی که با کتاب فروش مبادله کردم ، دریافتم که با مرد بزرگ و فرهیخته ای روبرو شده ام ، دانشی مردی که متاسفانه تا آن لحظه بخت شنیدن سخنان و خواندن کتاب هایش را نداشتم . علی سربندی نام دارد ، متولد 1315 در اراک است و چندین کتاب تالیف کرده است . از کتاب هایش که در آن جا دیدم ، یک « سه گانه » است که جلد اول آن ، اصفهان بهانه بود ، ایرانم آرزوست ، نام دارد . عنوان جلد دوم ، ایران بهانه بود ، انسانم آرزوست، می باشد و جلد سوم ، چنین نامیده شده : دیگر بهانه نیست ، آنم آرزوست ( با اشاره به حافظ :  شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد / بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد ) . در این سه کتاب ، فراوان ماجراهای تاریخی ، نکته های ادبی ، و لطایف اجتماعی ، با سبکی شبیه به سبک استاد باستانی پاریزی که تاریخ کسل کننده را به زبانی شیرین و پر کشش خواندنی می کند ، آمده است . با کمی گفتگوی بیشتر ، دریافتم که آقای سربندی مانند بسیاری از دیگر ادیبان و فرزانگان ، دوستدار طبیعت و اهل پیاده روی و کوه پیمایی است . در کتاب شعر او با عنوان گلبانگ سربلندی غزلی پر احساس یافتم که به زیبایی هرچه تمام تر ، رشته کوه البرز را در شمال تهران توصیف می کند ؛

                                       

                                                     شهر پر کرشمه  

           البرز ای بلند سرافراز روزگار                          ای مانده از گذشته ی دوران به یادگار

             در پهن دشت دامن سبز تو خفته بود                   تهران نازنین چه زیبا و با وقار

             شهری پر کرشمه و طناز و دل فریب                  چشم هوس به دیدن رویش در انتظار

             از قله ی غرور تو خورشید مهربان                   تابد فروغ مهر به دشت و کوهسار

             شب ها بر آسمان پر از رمز و راز آن                 ماه و ستاره بس درخشان و بی شمار

             جاری ز چشمه های خروشان قلب تو                  آب زلال زمزم و کوثر به جویبار

             باد صبا نسیم گل و لاله می دهد                          دل در هوای پاک تو پیوسته بی قرار

             افسوس و صد دریغ که آلوده کرده اند                 این بهترین فضای دل انگیز این دیار

 

 

 

 

 


 
سدها بر شانه ی مردم و کوه ها (2)
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ٦ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

سخنران دوم همایش 20 شهریور ، فاطمه ظفرنژاد ، پژوهشگر آب و سد سازی  و مترجم کتاب رودهای خاموش بود . او در مورد پروژه های سد سازی به چند نکته اشاره کرد : برای هیچ یک از سدهای  کشور ، پایش و ارزیابی تطبیقی انجام نشده است . یعنی این که پس از به پایان رسیدن کار ساخت سد ، مطالعه ای صورت نگرفته که این سازه چقدر به هدف های اعلام شده ی اولیه دست یافته و در مقابل هزینه ای که برای آن شده و آسیب هایی که به محیط زیست و زمین های کشاورزی زده ، چقدر سود خالص و واقعی داشته است . دیگر این که ، فرایند تصمیم گیری در سد سازی ها شفاف نیست . معلوم نیست که چه محافلی برای شروع پروژه های سد سازی ، تصمیم سازی می کنند ؛ مواردی بوده که حتی کارشناسان وزارت نیرو یا مشاور اول نظر می دهند که ساخت یک سد توجیه اقتصادی ندارد ، اما با عوض کردن مشاور و ... پروژه کلید می خورد . داده های مربوط به سدها ، از دسترس همگان دور است . اسناد مربوط به ارزیابی های اقتصادی و زیست محیطی و صورت هزینه های ساخت و دیگر اسناد ، در اختیار پژوهشگران قرار داده نمی شود . فایده های سدها راستی آزمایی نمی شود ؛ شرکت های پیمانکار ، فایده ی سدها را بیش از اندازه نشان می دهند. برای مثال ، در مورد سد در دست ساخت البرز ادعا می شود که این سد 54000 هکتار زمین های کشاورزی را آبیاری خواهدکرد ، حال آن که این زمین ها امروزه هم  آبی هستند و حتی در سال بسیار خشکی مانند امسال هم کمبود آب ندارند .

ظفرنژاد همچنین گفت که رویه ی کنونی سد سازی در ایران ، با اصل 44 قانون اساسی مغایرت دارد . چرا که در این رویه ، تصمیم گیری های بخش دولتی هیچ هماهنگی با بخش خصوصی ندارد و وزارت نیرو به تشخیص خود و بدون نظرخواهی از کسانی که از سد سازی متاثر می شوند ، برنامه های خود را پیش می برد . در ایران ، سدهایی ساخته شده اند که هیچ فایده ی روشنی ندارند ، مانند سدهای چغاخور ، جیرفت ، شور جیرفت ، بار نیشابور ... برای مثال سد بار نیشابور ، قناتی را زیر آب برده که پیش از آن همان زمین ها را آبیاری می کرده که سد می خواهد آبیاری کند .

مغایرت طرح های سدسازی با معاهدات بین المللی که ایران پذیرفته ، موضوع  بخش دیگری از سخنان ظفرنژاد بود . برای مثال ، این طرح ها غالبا با مضمون فصل 8 « دستور کار 21 » که می گوید هزینه ی نابودی منابع آب و خاک و محیط زیست باید  در طرح های عمرانی به حساب آیند ، همخوانی ندارند . یا با فصل 13 دستور کار 21 که حمایت از جوامع کوه نشین و حفاظت از بوم سازگان های شکننده ی کوهستانی را تجویز می کند ، و با فصل 11 که حفظ جنگل ها را توصیه می کند ، و همچنین با فصل های 23 تا 27 که « شرکت و تعهد کلیه ی گروه های اجنماعی » شامل زنان ، جوانان ، مردم بومی ، و سازمان های غیردولتی را در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها و اجرای طرح ها از لازمه های توسعه ی پایدار می داند ، مغایرت دارند . ظفرنژاد اشاره کرد که سد سازی بی رویه ، بسیاری از زمین های پایین دست یا تالاب ها را بی آب و بیابانی کرده است . همچنین در ساختگاه سدها ، اراضی جنگلی و مراتع بدل به بیابان های بی پوشش گیاهی بدل می شوند . در این ارتباط او معتقد است که سیاست های کنونی سد سازی در ایران با کنوانسیون مبارزه با بیابان زایی سازمان ملل که ایران نیز عضو آن است ، مغایرت دارد . ماده ی 3 این کنوانسیون اشعار می دارد که تصمیم گیری ها در زمینه ی جلوگیری از بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالی باید با مشارکت مردم و جوامع محلی و سازمان های غیردولتی صورت گیرد ، روندی که در جریان پروژه های سد سازی به هیچ وجه رعایت نمی شود .

اثرات عمیق و مخرب سد ها بر محیط زیست ، از سوی سد سازان انکار می شود    یا ناچیز جلوه داده می شود . " طرح های ارزیابی زیست محیطی " که برای پروژه هایی مانند سد سازی الزامی شده ، در شرایط کنونی خود بخشی از پروژه است و اگر یک مشاور محیط زیستی نظری مغایر با نظر طراحان سد بدهد ، طرح ارزیابی به مشاور دیگری داده می شود . سد سازی ، به ویژه در استان های شمالی کشور تاثیر بسیار شومی بر محیط زیست دارد ؛ در جریان ساخت سد لفور در منطقه ی سوادکوه ، پانصد و شصت هزار درخت در ساختگاه سد قطع شده و یک کوه جنگل پوش برای برداشت " قرضه " ( سنگ و خاک مورد نیاز برای بدنه ی سد) قطعه قطعه شده است .

 

در پایان سخنرانی ، ظفرنژاد بخشی از یک فیلم را نشان داد که با کمک گروه دیده بان کوهستان از ساختگاه سد لفور تهیه کرده بود . در این فیلم ، جنگل زدایی ، تبدیل بخشی از کوه های سرسبز به بیابان ، و تصاویری از سه روستا و محوطه های تاریخی که به زیر آب خواهد رفت ، نشان داده شد . در بخش دیگری از فیلم ، مصب زیبای بابل رود که چشم انداز گردش گری باارزشی را در شهر بابلسر پدید آورده نشان داده شد و برای مقایسه ، بستر و مصب رودخانه ی تجن نیز که پس از ساخت سد تجن ، خشک و به زباله دانی و لجنزار بدل شده ، نشان داده شد . در گفتگو با رستوران داران حاشیه ی بابل رود و قایقرانانی که گردش گران را در بابلسر روی مصب می گردانند ، ظفرنژاد می پرسید که اگر این رود خشک شود ، چه خواهند کرد ؛ آنان باور نمی کردند که چنین اتفاقی ممکن است رخ دهد !


 
4 مهر، روزی برای پاکسازی کوهستان
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : فرشید فاریابی
همشهری : - عباس محمدی*:
به جز 4 مهرماه که در ایران به نام روز کوهستان پاک (یا روز پاکسازی‌ کوهستان) خوانده می‌شود، روزهای دیگری هم در طول سال داریم که با کوهستان ارتباط دارند: 13 تیر ( روز ملی دماوند)، 20 آذر ( روز جهانی کوهستان)، دوم اردیبهشت(روز زمین پاک) و... .

 اگر این روزها و مناسبت‌ها ما را به پیش گرفتن رویکردی مؤثر در جهت حفاظت کوهستان رهنمون نشوند، فقط مناسبت‌هایی خواهند بود برای اجرای نمایش‌هایی میان تهی.

برگزاری برنامه‌های مناسبتی یا نمادین به مناسبت روز کوهستان پاک نه آنکه کم ارزش باشد، اما اگر همراه با اقدام‌های مؤثر در حفاظت کوهستان نباشد، از اهداف این روز دور خواهد بود. در اینجا به یک مورد کارکرد مؤثر اشاره می‌شود که می‌تواند الگویی باشد برای دیگر دوستداران کوهستان. منطقه علم‌کوه یکی از مهم‌ترین میعاد‌گاه‌های کوهنوردی ایران است که در محافل کوهنوردی جهان نیز شهرت قابل توجهی دارد.

در ماه‌های گرم سال، چند هزار نفر برای کوهپیمایی، صعود به قله‌ها، دیواره‌های بلند و یخ نوردی وارد این منطقه می‌شوند. علیدوست فرضی، مسئول قرارگاه کوهنوردی رودبارک از چند سال پیش، ضمن گفت‌وگوهای رودررو با کوهنوردانی که به این قرارگاه وارد می‌شوند همواره آنان را به بازگرداندن زباله‌هایشان به محیط خارج از کوهستان تشویق کرده است.

همچنین مبلغ ناچیزی (قبلا 500 ریال و اخیرا 1000 ریال) از هر کوهنورد می‌گیرد تا آن را صرف پاکسازی منطقه کند. او چندین سال است که با کمک رسول نقدی، راهنمای منطقه، زباله‌های رها شده در نقاط پر‌رفت‌وآمد مانند سرچال، علم‌چال و حصارچال را جمع‌آوری می‌کند و به پایین کوه منتقل می‌کند. البته آنان در این کار از قاطردارانی که بار کوهنوردان را حمل می‌کنند ونیز برخی افراد محلی کمک می‌گیرند. اندک پولی هم که در قرارگاه گرفته می‌شود بخشی از هزینه پرداختی به قاطرداران را تامین می‌کند.

علیدوست فرضی و رسول نقدی همچون پدران خود نه تنها به ورزش کوهنوردی ایران که به محیط کوهستان خدمت می‌کنند؛ خدمتی که نه گذرا و نمادین بلکه همیشگی و مؤثر بوده است. امید آنکه هریک از ما که به کوه می‌رویم و از این محیط‌های زیبای طبیعی لذت می‌بریم برای قدردانی از طبیعت هم که شده از آلودن آن بپرهیزیم و اندکی از زباله‌های رها شده را جمع آوری و به خارج از کوهستان منتقل کنیم. در عین حال هرجا امکان کمک به پاکسازی کوهستان وجود دارد از پرداخت هزینه دریغ نکنیم این حداقل کاری است که هر شهروند ایرانی می‌تواند برای حفظ کوهستان کشورش انجام دهد.

*مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوهنوردان ایران

 

در همین ارتباط :

چقدر دره من سابقاً سبز بود


 
نکوداشت راهنمایان علم کوه
ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

هفتاد و یکمین نشست ماهانه ی انجمن ؛ نکوداشت راهنمایان علم کوه

 

در روز پنج شنبه 18/7/87 ، نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران در شهر کلاردشت برگزار خواهد شد . در این نشست ، نکوداشت آقایان صفر نقوی و علی محمد فرضی ، و فرزندان ایشان رسول نقوی و علیدوست فرضی که چندین دهه به شکلی پیوسته به راهنمایی کوه نوردانی که به منطقه ی علم کوه می روند پرداخته  وخدمات بی شماری به جامعه ی کوه نوردی ایران داشته اند ، برگزار خواهد شد .

خانواده های نقوی و فرضی ، گذشته از این که به عنوان راهنمای منطقه ی علم کوه به هزاران کوه نورد ایرانی و خارجی خدمت کرده و خود ، کوه نوردی های بی شمار در ایران و خارج از ایران داشته اند ، خدمت درخور توجهی نیز به محیط کوهستان علم کوه داشته و بسیار کارها در اشاعه ی فرهنگ دوستی با کوه ، حفظ پاکیزگی و جلوگیری از تخریب کوهستان داشته اند .

 

در این نشست ، همچنین محمد تاجران کوه نورد ایرانی که ماه ها است با شعار « به درختان نیاز داریم » با دوچرخه در حال سفر به دور دنیا است ، حضور خواهد داشت و گزارشی از کار خود خواهد داد .

 

زمان : از ساعت 6 تا 9 بعد از ظهر 18 مهر ماه

مکان : کلاردشت ، میدان حسن کیف ، سالن آموزش و پرورش


 
بیانیه پایانی شرکت کنندگان در چهارمین همایش علمی انجمن موسسه تحقیقات جنگل ها ومر
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱ مهر ۱۳۸٧ : توسط : عباس محمدی

فاجعه سد های تخریب گر زیست محیطی ، چه فردایی را رقم خواهد زد

رده 132 بعنوان جایگاه ایران در زمینه حفاظت از محیط زیست نشان می دهد که کشور عزیزما  از 90 درصد کشورهای جهان در این زمینه عقب تر است و ما از بابت بی توجهی به محیط زیست، جزء تخریب یافته ترین کشورهای جهان بشمار می رویم...

                                                          در این جا بخوانید