دو همایش در زمینه ی ساخت و ساز در آبخیزها
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

در دو همایش زیر ، خانم فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر منتقد سد سازی ، سخن رانی می کند . دوستداران محیط زیست و میراث فرهنگی را به شرکت در این همایش ها دعوت می کنیم.

همایش اثر رودها در حفاظت از میراث سرزمین

برگزار کننده : سازمان میراث فرهنگی

زمان : شنبه 2 خرداد 1388 از ساعت 10:30

مکان : تهران ، کاخ سعدآباد

===================================

همایش مدرنیزاسیون آبخیزها و اثر آن بر دانش بومی

برگزار کنندگان : انجمن صنفی مهندسان مشاور و معمار و شهرساز ، جامعه ی مهندسان معمار ایران

زمان : دوشنبه 4 خرداد 1388 از ساعت 17

مکان : تهران ، خانه ی هنرمندان (خ طالقانی ، خ ایرانشهر شمالی ، خ موسوی شمالی)

 


 
بار دیگر ، کوه نشینان در جنگ زدگی و آوارگی
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

در شمال غربی پاکستان ، دره ی زیبای سوات ، محل استقرار نیروهای خشک مغز و متعصب طالبانی شده است . همان نیروهایی که دست پرورده ی جهان سرمایه داری در مقابله با شوروی های حاکم بر افغانستان دهه ی هفتاد میلادی بوده اند . هم اینک ، جنگی میان دولت پاکستان ( که خود در تربیت طالبان و استقرار آن در سوات نقش داشته) و نیروهای طالبان در این منطقه در جریان است . دود این درگیری و قدرت خواهی ، مانند همیشه بیش از هر کس به چشم مردم بی دفاع و مظلوم که هم مورد تعرض طالبان و هم مورد حمله ی دولتی ها بوده اند ، می رود .

در لینک زیر ، عکس هایی تکان دهنده از این درگیری ها را می بینید .

http://news.bbc.co.uk/1/hi/in_pictures/8041833.stm


 
نمونه ای دیگر از تخریب رودخانه های ایران و میراث فرهنگی در خطر
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

یادداشتی که در زیر می بینید ، در سالروز «مقابله با ساخت و ساز در آبخیزها »با اندکی تغییر در روزنامه ی همشهری 30/2/88  چاپ شده است . از همه ی دوستداران محیط زیست و میراث فرهنگی ، به ویژه کوه نوردان و طبیعت دوستان مازندرانی می خواهم که تخریب در امتداد رودخانه ی هراز را زیر نظر داشته باشند و در صورت مشاهده ی تحرک راه سازان در محدوده ی تنگ وانا بلافاصله به ما و دیگران اطلاع دهند تا از نابودسازی یک اثر مهم فرهنگی جلوگیری کنیم .

 یک اثر با ارزش دره ی هراز در خطر تخریب

«شکل شاه » را خراب نکنید

                                                                                                           

نقش شاه / عکس از عباس محمدیرودخانه ها ، هم زندگانی بخش زمین بوده اند و هم نشان دهنده ی بهترین راه ها برای گذر از سرزمینی به سرزمین دیگر . چرا که پیمودن راه در کنار رود ، پیماینده را از آب بی نیاز می سازد و به علاوه در نقاطی مانند کوهستان های سخت گذر ،معمولا رودخانه است که راه کوتاه تر و در دسترس را نشان می دهد .

دره ی هراز ، یکی از محورهای طبیعی- تاریخی بسیار با ارزش و مهم مازندران ( و کل ایران ) است . متاسفانه این دره هم مانند بسیاری از رودهای کشور در معرض انواع آسیب رسانی ها قرار گرفته است : ساخت و ساز خانه و ویلا در حریم رودخانه ، ورود پساب ، احداث بی رویه ی استخرهای پرورش ماهی ، راه سازی ، و سد سازی (فعلا : سد لار که روی یکی از سرشاخه های مهم  رود هراز ساخته شده ، و برای آینده : سد منگل در نزدیکی آمل) . در دو سه سال اخیر ، عملیات تعریض جاده ی هراز به شکل کاملا بی ملاحظه ای موجب تخریب گسترده ی کوهستان ، و نیز آسیب رسانی جدی به حریم رودخانه ی هراز و جاذبه های طبیعی این دره شده است . اما ، هدف از نگارش این یادداشت ، اشاره به یک مورد تهدید جدی است که یک اثر تاریخی بی مانند مازندران را نشانه گرفته است .


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه به نامزدان ریاست جمهوری
ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

نامزد گرامی ریاست جمهوری

با احترام؛

 

 

امر محیط زیست مهم ترین مساله ی کشور است ، چرا که هیچ چیز مهم تر از هوا ، آب ، و خاک سالم برای ادامه ی زندگی ملت نیست . اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مواد قانونی پرشمار دیگر ، موید این امر است . اما ، متاسفانه موضوع محیط زیست تا کنون هیچ جایگاهی در برنامه های اعلامی و شعارهای انتخاباتی نامزدان ریاست جمهوری نداشته است . با توجه به این موضوع ، از شما درخواست داریم :

 

1-     حفاظت از محیط زیست را به یکی از شعارهای انتخاباتی بدل سازید و برای دولت آینده ، برنامه ی محیط زیستی قوی طراحی کنید. شعار انتخاباتی می تواند مضمونی شبیه به این داشته باشد : حفظ محیط زیست ، محور توسعه ی پایدار .

2-     اعلام نمایید که التزام دولت آینده به « قانون حفاظت و به سازی محیط زیست » و دیگر قوانین محیط زیستی التزامی عملی و موثر خواهد بود . 

3-     یک شخصیت برجسته ی محیط زیستی را که سابقه ای روشن در این زمینه دارد ، به عنوان معاون خود و رییس آینده ی سازمان حفاظت محیط زیست معرفی فرمایید .

 

در این راستا ، پیشنهاد می کنیم :

 

1-     دولت آینده با ارایه ی لایحه به مجلس شورای اسلامی ، در مورد تغییر ترکیب شورای عالی حفاظت محیط زیست که عالی ترین نهاد ناظر بر محیط زیست کشور است ، اقدام کند . لازم است در این شورا ، علاوه بر وزیران و دیگر مسوولان دولتی ، نمایندگانی از دیگر قوای سه گانه ، اشخاصی از دانشگاه ها و موسسه های تحقیقات محیط زیست و منابع طبیعی ، و سازمان های غیردولتی حضور داشته باشند تا شورای یادشده استقلال رای کافی در برابر مدیران اجرایی که نوعا به دنبال اجرای برنامه های اقتصادی زود بازده هستند ، داشته باشد .  این تغییر می تواند یادگاری برجسته از دولت شما باشد برای دولت های دیگر و نسل های آینده ی این سرزمین.

2-     دولت آینده ، برنامه ی تنظیم خانواده ی منسجمی داشته باشد تا رشد جمعیت کشور متوقف شود ؛ در حال حاضر ، تغذیه و اشتغال همین جمعیت با فشار سنگین بر محیط زیست و منابع تجدید ناپذیر خداداد تامین می گردد که ادامه ی این وضعیت ما را به جای « توسعه ی پایدار» به سوی تخریب پایدار اقتصاد و محیط زیست می راند .

3-     دولت آینده ، طرحی را برای « مدیریت جامع کوهستان » با کمک استادان دانشگاه ، فعالان حوزه ی محیط زیست و منابع طبیعی ، و سازمان های مردم نهاد تنظیم کند .

4-     دولت آینده ، « حفاظت کاغذی » مناطق چهارگانه را به حفاظتی واقعی تبدیل کند و از اجرای طرح های « توسعه » در آن ها جلوگیری کند . همچنین ، دولت وسعت مناطق حفاظت شده را به حداقل ده درصد از گستره ی کشور برساند .

5-     دولت آینده ، به جای تصویب طرح های رنگارنگ احداث کارخانه و ساختن راه و سد و مانند این ها ، حداقل یک دوره ی یک ساله را به ارزیابی انتقادی طرح های توسعه ای که دولت های پیشین اجرا کرده اند ، اختصاص دهد . دولت باید این ارزیابی ها را برای همه ی افراد و سازمان ها آزاد اعلام نماید و اسناد طرح ها را در دسترس پژوهش گران قرار دهد . از آن جا که درآمد ارزی کشور و بخش بسیار بزرگی از درآمدهای داخلی کشور ما ، با فروش نفت به دست می آید ، هزینه نکردن و ذخیره سازی درآمدها هیچ زیانی به اقتصاد (حتی در کوتاه مدت) وارد نخواهد کرد . در دراز مدت ، ثابت خواهد شد که اجرا نکردن بسیاری از این طرح ها ، سود بیشتری برای کشور خواهد داشت .

 

با سپاسگزاری از توجهی که به موضوع می فرمایید ،

                                                                                                                عباس محمدی

  مدیر گروه دیده بان کوهستان



 
محیط زیست ، قربانی در دولت های اصلاح طلب و اصول گرا و ... !
ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی که در همشهری ٣٠/٢/٨٨ با عنوان «‌پروژه های مخرب را چه کسانی امضا کرده اند» آمده است ، بیان گر آن است که امر محیط زیست در هیچ کدام از دولت های پیشین ، نه تنها اولویتی نداشته بلکه از بیخ و بن مورد غفلت بوده است . البته لازم به توضیح است که آن چه همشهری نوشته ( به نقل از مجابی و نجفی ، دو نفر از معاونان سازمان محیط زیست در دولت های خاتمی و احمدی نژاد ) فقط گوشه ای از واقعیت است . امیدوارم که فرصت کنم و مجموعه مطالبی را که مربوط به سیاست های ضد محیط زیست دولت خاتمی است و یادداشت هایی از آن را جمع کرده ام، در مقاله ای ارایه دهم .


 
بحرالمیت ایران متولد می شود
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

ایرن – سعیده وحیدنیا: با گذشت هفت سال از اعلام بحرانی بودن وضعیت دریاچه ارومیه کارشناسان سازمان محیط زیست آذربایجان غربی می گویند برای نجات این دریاچه که اکنون با کاهش خطرناک 6 متری عمق آب رو به روشد، اقدامی اساسی لازم است.

شورزارشدن پارک ملی دریاچه ارومیه به یک بحران زیست محیطی تبدیل شده که در صورت ادامه روند آن ، دریاچه ارومیه می تواند به بحرانی جدی برای ساکنان ،کشاورزان منطقه وحیات وحش آن تبدیل شود.
دریاچه ارومیه با زیبایی های طبیعی خود یکی از بزرگترین معادن املاح جهان به شمار می رود که نزدیک به 8 میلیارد متر مکعب انواع نمکها را در خود جای داده است . این دریاچه پس از بحرالمیت در فلسطیین دومین دریاچه شورزار از نظر سختی آب در جهان محسوب می شود و بیستمین دریاچه بزرگ جهان است . مساحت متوسط دریاچه ارومیه حدود550کیلومتر مربع تخمین زده می شود . طول این دریاچه از شمال به جنوب 135و عرش 18 تا 55 کیلومتر و عمیق ترین نقطه آن 16 متر است . ماجرا ازآنجا آغاز شد که درپی شکایت اهالی ساکن روستایی دردشتهای اطراف مراغه و بناب از کارخانه تولید شیشه دراین منطقه به سازمان محیط زیست آذربایجان غربی کارشناسان و مسئولان را در مورد این قضیه حساس کرد.
کربنات سدیم ماده اولیه صنایع شوینده ، کاغذ و شیشه است که همراه مقدار زیادی آمونیاک و نمک توسط این کارخانه به محیط زیست منطقه سرازیر می شود .
مهدیه مصطفی پورشاد مدیر جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست آذربایجان غربی درتائید این مطلب گفت : به علت اینکه این کارخانه تصفیه خانه ندارد مواد شیمیایی آن طی سالها به آبهای زیرزمینی نفوذ کرده و بارها به زمینهای کشاورزی آسیب جدی رسانده است . این پساب ها تاآنجا مضر بودند که فاطمه واعظ جوادی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ، طی اقدامی رئیس محیط زیست آذربایجان شرقی را مامور کرد که این کارخانه را تعطیل کند اما به دلایلی که مشخص نشده است این کار صورت نگرفت و این پساب ها همچنان وارد دریاچه شد تا اینکه دو.باره با شکایت مردم و اهالی آن منطقه مطلع شدیم که این پساب ها همچنان وارد دریاچه شده و به خشک شدن آن کمک می کند . جالب اینکه واعظ جوادی ، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست طی اقدامی دیگر اعلام کرد که تنها راه حل این مشکل این است که پساب ها به داخل دریاچه ارومیه هدایت شود . وی دراین باره توضیح داده بود که چون این پساب ها آمونیاک و نمک دارد مشکلی برای این دریاچه پیش نمی آید.
مهدیه مصطفی پورشاد در ادامه گفت : چطور ممکن است این پساب هایی که از شدت آلودگی به باغات میوه وزمینهای کشاورزی آسیب جدی واردکرده اند. به دریاچه ارومیه آسیب نرسانند؟ به دنبال این اتفاقات ، تشکلهای زیست محیطی در حمایت از این دریاچه نامه ای به واعظ جوادی نوشتند که برای این مشکل راه حلی ارائه شود اما این نامه بی پاسخ ماند .
البته به گفته پورشاد ، فاطمه واعظ جوادی سال گذشته در همایش انرژی سبز در اصفهان درمصاحبه با خبرنگاران موضوع را تائید کرد و گفت : خطراتی که پساب مجتمع های صنعتی تولید کننده کربنات سدیم برای دریاچه ارومیه و اکوسیستم اطراف دریاچه ایجاد کرده قابل تامل است و مدیران نیز به الزامات زیست محیطی پایبند نیستند و کوتاهی می کنند . وی همچنین به صراحت از مدیران محیط زیست خواسته بود که به کارخانه ها فرصت دهند که این مشکل را حل کنند و اگر چنین کاری صورت نگرفت کارخانه را تعطیل نمایند . اما کارخانه شیشه با شکایتی که از محیط زیست کرده ، توانسته است از کمیسیون زیربنایی دولت ، از سهم آب دریاچه ارومیه سهمی بگیرد و در حوضچه ها بریزد که البته بخشی از این حوضچه ها درپارک ملی قراردارد.
این کارشناس در ادامه یادآور شد : پساب کارخانه شیشه ای که بین بناب ومراغه قراردارد بسیار مضراست و این شکل شامل خروجی آب و هوای آنها می شود و بر باغات اطراف اثر سوء گذارد.
به اعتقاد مصطفی پورشاد حجم این اثرات مضر به حدی هست که در این وضعیت خشکسالی و ساختن سدها به فکر چاره ای اساسی باشیم .ضمن آنکه در اوایل امسال مجوزساخت سد رودخانه باراندوز که تنها رودخانه دائمی است که آب آن مستقیماً به دریاچه ارومیه وارد می شود را گرفته اند و بودجه ساخت آن نیز تامین اعتبار شده و کلنگ آن هم توسط وزیر زده شده است .
در پایان مدیر جمعیت زنان مبارز ، با آلودگی محیط زیست در آذربایجان غربی درپاسخ به صحبتهای کلانتری رئیس محیط زیست این استان گفت : براستی نمی دانم از اینکه آقای کلانتری چنین فاجعه ای را که سم محیط زیست است و سم انسانی تکذیب می کند ، اگر می خواهد می تواند تکذیب کند اما آیا می تواند منکر عواقب جبران ناپذیر آن نیز بشود؟ سال 1346 دریاچه ارومیه بازهم دچار چنین مشکل عقب نشینی آب شده بود که خود به خود با بارندگی ها دوباره احیا شد اما شرایط آن زمان مثل امروز نبود، امروز با وجود سدها و کارخانه های صنعتی و ساخت شهرکهای صنعتی چنین بحران فاجعه باری قابل جبران نخواهد بود و این مقایسه کاملاً بی رحمانه و غیر منصفانه است . وقتی ما در کل جهان نمونه های مشابه داشته ایم چرا نباید از آنها و عواقب آن تجربه کسب کنیم ؟ نمونه مشابه دریاچه آرال در روسیه است که چند سال قبل روسها برای کشت پنبه و رونق کشاورزی آب رودخانه ها را به مزارع پنبه هدایت کردند و چند سالی توانستند از آب کافی و تولید مطلوب کشاورزی کنند اما غافل از اینکه با این کار دریاچه وحیات منطقه آرال را از بین برده اند .



 
صعود دو ایرانی به اورست از مسیر شمالی
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطابق خبری که در تارنمای خبرگزاری فارس آمده است ، عارف گرانمایه و نیما یزدی پور توانستند امروز به قله ی اورست دست یابند . این نخستین باری است که گروهی از ایران می تواند از جبهه ی شمالی به بلندترین قله ی جهان برسد . خبر را در اینجا بخوانید .


 
29 اردیبهشت ، روز مبارزه با ساخت و ساز در آبخیزها
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

سال گذشته ، در چنین روزی همایشی را در تهران با همکاری کارشناسان و استادان حوزه ی آب و مراتع ، برگزار کردیم و در آن به بررسی آسیب های ناشی از سدسازی بر محیط زیست پرداختیم . شاید این نخستین بار بود که در ایران تلاشی انجام پذیرفت تا هاله ی تقدس کاذبی که سدسازان و حامیان آن ها به گرد خود و کارشان کشیده اند ، کنار زده شود و بررسی ای صورت گیرد که آیا به راستی سدها بی چون و چرا در خدمت توسعه و پیشرفت اند ؟

یادداشت های سال گذشته ی را می توانید در اینجا و با جستجو روی عبارت «سد سازی » در فهرست موضوعات این وبلاگ ببینید. خانم فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر آب و سد ، مطلب ارزنده ای را به مناسبت این روز و در انتقاد از سد زاینده رود ، در همشهری نوشته اند که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم.


 
از طبیعت بیاموزیم.....
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

عباس محمدی : روبروی خانه ی ما ، از دیرباز باغی وجود داشته که مالک آن چند دهه پیش درگذشته و هیچ وارثی هم نداشته است . بازماندگان خدمتکار مالک که در ساختمان کوچک داخل باغ زندگی می کنند ، توان هیچ گونه رسیدگی ( آب و کود دادن ، شخم زدن ، هرس ) باغ را ندارند . این باغ ، تا حدود ده سال پیش به کلی رها شده بود تا آن که شهرداری ، تقریبا نیمی از آن را تبدیل به پارک کرد . در این تبدیل ، به شیوه ی متداول پارک سازی های امروزین ، سطح زیادی از باغ با سنگ و سیمان پوشانده شد ، باغچه هایی بزرگ چمن پوش شدند ، گونه های غیربومی متعددی مانند سدروس و یاس ژاپنی و درخت ابریشم و رزهای اصلاح شده کاشته شدند ، و تعدادی از درختان بزرگ بومی که در شرایط سخت قبلی دوام آورده بودند ( مانند درخت های عرعر) قطع شدند یا طوقه هاشان در محاصره ی جدول های سیمانی و سنگی قرار گرفت (درختان کاج و سروهای شیرازی) . در واقع ، حجم سبز باغ سابق با صرف هزینه ی زیاد و ادامه دار ، به کم تر از نصف کاهش یافت تا « بزک » آن بیشتر شود! در دو سه سال اخیر ، نصب یک آنتن مخابراتی ، اسقرار یک دکه ی بزرگ فروش نوشت افزار ، و ساخت دو اطاق بزرگ برای « شورایاری » ، فضای سبز بوستان را باز هم کم تر کرده است .

اما بشنوید از آن نیمه ای که به همان حالت پیشین ( باغ قدیمی ، بی هیچ رسیدگی ) باقی ماند . بازماندگان خدمتکار صاحب باغ ، همچنان در آن ساختمان کوچک زندگی می کنند و هیچ توان مالی برای رسیدگی به باغ که بیش از یک هکتار از آن در دست شان مانده ، ندارند . در این بخش باغ ، نه مهندسان گرامی اداره ی فضای سبز شهرداری و نه  شرکت های مهندسی پیمانکار حضور دارند ، و نه در مدت چهل سال ( که بیست و سه سال آن را من شاهد بوده  ام )کم ترین عملیات باغبانی انجام شده است . باغ بی دیوار ، محل گذرعده ای هم هست که گاه مسبب آتش سوزی هایی در آن شده اند . همچنین ، بچه ها و بزرگ سالانی ، گاه به شکستن نهال های خودرو و حتی درختان تنومند آن پرداخته اند . اما (و این ، امای بزرگی است ) : همین نیمه ی رهاشده ، در مجموع حجم سبز بیشتری دارد ، و به ویژه در بهار بسیار زیباتر از نیمه ی پرخرجی است که تبدیل به پارک شده است ! امسال که بهار پربارانی ( در واقع ، بهاری عادی ) داشتیم ، زیبایی این تکه زمین فوق العاده است ... آیا باور می کنید که عکس بالا، مربوط به این باغ بی صاحب مانده است ؟! باغی که جز باران ، آبی نخورده ( در مقابل پارک مجاور که هر روزه با شلنگ آبیاری می شود ) و یک مشت هم کود به آن داده نشده است ؟!

از این ماجرا می توان درس گرفت که اگر ما ، به گفته ی سهراب سپهری « کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد » ، زمین زیباترین هدیه ها را به ما خواهد داد .


 
هجوم بساز و بفروش‌ها به طبیعت
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

همشهری- عبیری گلپایگانی:

 

«این سرزمین را از پدران خود به ارث نبرده‌ایم بلکه از کودکان خود قرض گرفته‌ایم.»

سال‌هاست که کارشناسان نسبت به تخریب محیط‌زیست هشدار می‌دهند. دامنه این تخریب‌ها به اندازه‌ای گسترش‌یافته که حتی پایتخت و مناطق اطراف آن هم مصون نمانده است. کافی است نگاهی به ساخت و سازهای بی‌رویه در لواسان و مناطق مشابه آن بیندازید تا عمق این فاجعه را دریابید. اجرای طرح‌های عمرانی در پارک‌های ملی و ساخت‌وساز در سرخه حصار نمونه دیگری از این تخریب‌هاست.

در این میان پایین بودن فرهنگ عمومی و عدم‌آگاهی شهروندان به اهمیت محیط‌زیست به این معضلات دامن زده است. این ناآگاهی سبب شده تا به هر گوشه‌ای از طبیعت که سفر کنید با انبوهی از زباله مواجه شوید؛ زباله‌هایی که اغلب قابل بازیافت نیست. آنچه در پی می‌آید گزارشی است در همین زمینه که در آن تصویری ارائه شده است از ساخت‌وسازهای لجام گسیخته در شمشک و بی‌مهری برخی با طبیعتی که حیات‌شان به آن وابسته است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ساخت و ساز در حریم جهانی بیستون
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

بیستون ، دو سال پیش در فهرست میراث جهانی ثبت شد . اما ، برای ما تفاوتی ندارد که خودمان منطقه ای یا اثری را در فهرست آثار ملی ثبت کنیم یا جهان ، اثری را از ما ثبت کند ؛ درهر صورت ، در تجاوز به حریم آن اثر کوتاهی نمی کنیم !

 یادداشتی از دکتر کهرم را درباره ی بیستون در اینجا بخوانید .


 
البرز مرکزی
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی درباره ی البرز مرکزی را در همشهری بخوانید .


 
حقوق محیط زیست؛ تعاریف و مستندات
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

همشهری - فرهاد جم:
اگر بگوییم ناآگاهی بزرگ‌ترین مشکل محیط‌ زیست ایران و حتی جهان است، سخنی به‌گزاف نگفته‌ایم.

مروری بر مهم‌ترین اسناد بین‌المللی از جمله دستور کار 21 که بحق لقب برنامه اقدام قرن در حوزه محیط‌زیست و توسعه پایدار را دارد، اهمیت فراوان آموزش و ظرفیت‌سازی را آشکار می‌کند. برگزاری نخستین کنفرانس بین‌المللی حقوق بشر و محیط‌زیست در ایران، با حضور اساتید بزرگ حوزه حقوق بشر و حقوق محیط‌زیست و نمایندگان مهم‌ترین سازمان‌های بین‌المللی در این حوزه از جمله یونپ و آی.یو.سی.ان فرصتی بی‌نظیر برای محیط‌زیست کشور است و می‌توان بهره‌های فراوان از آن برد. در این خصوص گفت‌وگویی با دکتر جعفر کوشا، رئیس کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو در ایران انجام شده که
در پی‌می‌آید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
طبیعت هم حق حیات دارد؛ آن را گرامی بداریم
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی
همشهری - دکتر کمال‌الدین ناصری*:
می‏دانم که با دیدگاه‌های اکوفاشیستی موافق نیستید- همچنان که من نیستم- ولی اجازه بدهید بگویم اگر می‏خواهیم مهربانی نسبت به دیگر جانداران و عشق به طبیعت (که همان عشق به زندگی و خودمان است)- را در جان خود و نسل‏های آتی بنشانیم، باید بپذیریم که ما با سایر گونه‌های زنده برابریم.

 تا زمانی که از موضع گونه‌ برتر و صاحب اختیار به سایر گونه‌ها می‏نگریم، اوضاع بر همین مدار است. استدلال‏هایی از این دست که سایر گونه‌ها را حفظ کنیم، چون سودی به ما می‌رسانند یا حتی ممکن است در آینده فایده‏ای برای ما داشته باشند و یکی از دردهای ما را درمان کنند یا حتی این اندیشه که آنها زیبا هستند، پس بگذاریم ما و نسل‌های آینده از این زیبایی‏ها بهره‏مند شویم، جملگی استدلال‏های انسان‌محورانه، کاسب‏کارانه و به تعبیری خودخواهانه است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
باداب سورت را دریابیم!
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

چشمه های باداب سورت

 دومین اثر ملی طبیعی ثبت شده ی ایران

را دریابیم!

 

محمود بهادری:

در روزهای نخست اردیبهشت ماه در یک گروه شش نفره کوه نوردانِ علاقمند به محیط زیست از گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران و بخش فرهنگی و دیده بان کوهستان هیات کوه نوردی استان تهران جهت بازدید و عکاسی از چشمه " باداب سورت" به آنجا رفتیم. این سفر اهدافی مانند تهیه گزارش زیست محیطی، بررسی مشکلات حفاظتی این اثرملی، صحبت با مردم محلی و پاکسازی مقدار زیادی زباله را نیز در بر داشت.

یادداشت حاضر ضمن اشاره به موضوعاتی مانند معدن کاوی، توریسم، نقش مردم محلی، زبال ها و تاثیر هر کدام بر آینده این چشمه و منطقه، پیشنهاد می شود که کارگروه ویژه ای متشکل از کارشناسان میراث فرهنگی، محیط زیست، نمایندگان جامعه محلی و نمایندگان انجمن کوه نوردان ایران جهت تدوین یک طرح اصولی برای حفاظت دومین اثر ملی طبیعی تشکیل شود.

 متاسفانه پس از ثبت این چشمه، هیچ اقدامی برای اتمام معدن کاوی و تهیه و اجرای طرح گردشگری انجام نشده است.

 

معرفی چشمه های باداب سورت

سال گذشته پس از شناسایی و پیگیری گروه کوه نوردی لواسان چشمه ی باداب سورت به عنوان دومین اثر ملی طبیعی ایران ثبت شد. لازم به یادآوری است که سال 1387، کوه دماوند، چشمه های باداب سورت و سرو ابرکوه به عنوان سه اثر طبیعی توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور ثبت شدند.

 

چشمه های باداب سورت واقع در استان مازندران، شهرستان ساری، بخش چهاردانگه، دهستان پشت کوه، روستای سورت، حدفاصل روستاهای اروست و مال خواست قرار دارد.

چشمه های باداب سورت مشتمل بر دو چشمه با آب های کاملا متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمه پر آب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود 15 متر و عمق زیاد است. چشمه دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته است.

جریان آب های رسوبی و معدنی این چشمه ها طی سال ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و ده ها حوضچه بسیار زیبا به رنگ های نارنجی، زرد و قرمز در اندازه های مختلف پدید آورده اند. این طبقات و حوضچه ها در واقع جاذبه اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمه های باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژه قرارگیری چشمه در دامنه کوهستان و چشم اندازهای ویژه اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است.

این چشمه ها در ارتفاع 1840 متری واقع شده اند و در ایران بی نظیر هستند و تا جایی که می دانیم در کشور ترکیه چشمه ای به نام کالاتاپار که تا حدی شبیه باداب سورت وجود دارد.

 

اطراف چشمه پوشیده از درختچه های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل های سوزنی برگ است.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سگ کشی، فعالیت غیر انسانی در ارتفاعات شمال تهران
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

 

 

نگار فرهادی:

« در کوهستان، گل­ها و گیاهان را بگذارید در جای خود باقی بمانند، سبزتر و زیباتر بشوند و رشد کنند. زندگی آن­ها نیز مانند زندگی شما، با ارزش است. »

 و

 « درباره­ی حیوان­هایی که در کوهستان با آن­ها برخورد می­کنید، بیاندیشید و زیبایی­ها­یشان را تحسین کنید. فکر بکنید که آن­ها نیز چون شما­، روح و اعصاب دارند، آن­ها نیز به زندگی­شان علاقه­مند هستند ... و آن­ها نیز می­توانند شما را دوست داشته باشند، اگر شما آن­ها را دوست بدارید. » از کتاب الفبای کوه­نوردی استاد جلیل کتیبه ­ای

 

ساعت 9صبح، روز پنج شنبه 10 اردیبشت ماه یکی از دوستان کوه نورد تماس گرفت و در حالی که بسیار ناراحت بود، گفت در مسیر کلک چال سگ ها را می کشند. این موضوع و پیگیری های من را با مسایل جدید و مهمی آشنا کرد.

 

در گذشته بعضی شب ها در شهر یا کوه صدای شلیک شنیده بودم اما هیچ گاه زیاد جدی نگرفتم و در کمال ناباوری بدون کنجکاوی به فراموشی سپرده بودم. 

 

عکس تزیینی است/ منبع: اینترنتشنیده بودم که حدود دو سال پیش که شهرداری تهران گربه ها و سگ ها را در طرح پاکسازی شهر می کشد و مثل زباله جمع می کرد، که این موضوع با اعتراض و پیگیری مدافعان حیوانات و بررسی و حسن نظر شهرداری تهران از آن پس طی حکمی متوقف و تبدیل به طرح عقیم سازی برای جلوگیری از ازدیاد حیوانات شده است.

 

به دلایل گوناگون همیشه مخالف نگهداری حیوانات در سیرک، باغ وحش و آپارتمان بودم، اما اکنون به برداشت بهتری رسیدم.

به هر حال برخی از مردم تهران حداقل برای مدتی کوتاه هم که شده حیوانات دوست داشتنی مانند سگ و گربه را در منزل نگهداری کرده اند و بسیاری از آنها بدون داشتن اطلاعات و توانایی لازم نگهداری حیوانات دست به این اقدام زده و می زنند.

این پدیده حقوق حیوانات را بدین ترتیب در نظر نمی گیرد: فراهم نکردن محیط زندگی مناسب، عدم مراجعه مرتب به دامپزشک که سلامت انسان و حیوان را تهدید می کند، عقیم نکردن حیوان و در بسیاری موارد حیوانات یا رها می شوند یا به دلیل رفتار نامناسب حیوانات می گریزند.

 

در این جریان با انجمن ها و افراد بسیار دوست داشتنی که به حیوانات عشق می ورزند و برای این منظور ضمن هزینه های مادی زیاد، کارهای داوطلبانه بی نظیری انجام می دهند آشنا شدم. محل های محدودی وجود دارد که سگ ها و گربه های آسیب دیده و رها شده در آن نگهداری می شوند. ضمن درود و ستایش این اقدام باید بگویم که به نظرم اگر این وقت و انرژی برای فرهنگ سازی و کارهای جامع تری در این زمینه صرف شود بهتر است.

زیرا در این مراکز و محل ها به دلیل تراکم زیاد و ازدحام بیش از حد حیوانات در شرایط خوبی زندگی نمی کنند. مثلا در پژوهشی که روی جمعیت آهوهای جزیره جیمز (جزیره ای در 2کیلو متری ساحل مری لند)، انجام شده، مشاهده می گردد بسیاری از آهوها در شرف مرگ بودند و این در حالی بود که در آن زمان غذا به وفور یافت می شد، شکارچی مشاهده نمی شد و نشانه ای از وجود بیماری نبود. مطالعات مشابهی درباره خرگوش ها روند مشابهی را نشان داد. تحقیقات بعدی نشان داد که آهوها بر اثر فعالیت بیش از حد غده های آدرنال جان خود را از دست می دادند و این عارضه ناشی از محروم کردن از حریم شخصی به خاطر افزایش جمعیت بود. غده های آدرنال نقش مهمی در کنترل رشد، تولید مثل و میزان عملکرد دفاعی بدن دارند، بنابراین ازدحام بیش از حد جمعیت موجب عکس العمل فیزیولوژیکی می شود.

حیوانات هم مانند انسان نیاز یه یک حریم شخصی و خاص در زندگی دارند. مثلا در مورد انسان باید گفت که نبود حریم شخصی مناسب در مناطقی که از بالاترین تراکم جمعیت انسانی برخوردارند موجب رخ دادن بیشتر میزان جنایت و خشونت می شود.

 

برای کاهش حیوانات در شهر و کوهستان تهران، به جای عمل به ساده ترین راه حل که همانا کشتن حیوانات و کاری غیر انسانی است، پیشنهاد می شود شهرداری تهران با همکاری انجمن های مرتبط و علاقه مندان و استفاده از بخش اندکی از بودجه فراوان خود به فرهنگ سازی و آموزش درست در این زمینه روی آورد. این مهم یک کار تاثیرگذار، بلندمدت و به عبارتی یکی از مسایل مهم در زندگی شهری و از وظایف شهردای است.

 

 گزارش شاهدان عینی در ادامه ی مطلب:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اصلاح الگوی مصرف و سد سازی
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مقاله ی ارزشمندی را از خانم ظفرن‍‍ژاد ، پژوهشگر حوزه ی آب ، در همشهری بخوانید .


 
غارت طبیعت ؛ سرمنشا فقر و ...
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

غارت طبیعت ؛ سرمنشا فقر، جنایت، و تروریسم

 

بزرگی گفته است که منشا شکل گیری سرمایه ( و نظام سرمایه داری ) دزدی دریایی است . این سخن ، گرچه به اصحاب سرمایه و ستایش گران نظام ناعادلانه ی حاکم بر جهان هیچ گاه خوش نیامده است ، لیکن واقعیتی است که فقط یک جلوه از آن ، تاخت و تاز اسپانیا و پرتغال قرن پانزدهم در اقیانوس های جهان و  تقسیم سرزمین های بزرگ (قاره ی آمریکا ، فیلیپین ، اندونزی ، ... ) میان خود و کشتار میلیون ها نفر مردم مناطق تازه « کشف » شده بوده است . پس از پرتغال و اسپانیا ، انگلستان با نیروی دریایی خود به تصاحب وغارت دوباره ی سرزمین های جهان پرداخت و سرانجام ایالات متحده ی آمریکا سرکردگی دزدان ثروت جهان را برعهده گرفت ، و برای مثال در آمریکای جنوبی ، اندونزی ، و تیمور شرقی میلیون ها نفر را کشت تا ثروت شان را به تاراج برد یا موقعیت سلطه جویانه ی خود را حفظ کند . چنین بوده است که امروز می بینیم از جامعه های بومی سالم و نیرومند افریقا ، استرالیا ، آمریکای جنوبی ، هندوستان ، و آسیای جنوب شرقی ، پس از 6- 5 قرن حاکمیت تاراج پیشه ی سرمایه داری ، مردمی فقرزده و بیمار باقی مانده است .  تمامی این غارتگری های سازمان یافته و بی رحمانه ، با اتکا به نبروی دریایی قوی و متجاوز صورت گرفته است .

جلوه ی دیگری از دزدی دریایی سرمایه سالاران جهانی ، به توبره کشیدن آبزیان دریاها و اقیانوس های جهان است که همچنان با بی رحمی هرچه تمام تر ادامه دارد . کشتی های عظیم ماهی گیری ، با پیشرفته ترین تجهیزات ، همه روزه میلیون ها تن انواع آبزیان را بی هیچ ملاحظه ای صید می کنند . در این میان ، نه تنها زیست بوم اقیانوس ها به هم خورده است ، بلکه زندگی ملت ها و قوم های پرشماری هم به کلی مختل شده است . اگر مردم بلازده و گرفتار سومالی به دزدی دریایی روی آورده اند ، نتیجه ی کار کشتی های صیادی اروپایی و جز آن است که تمام ذخایر ماهی آب های سومالی را به یغما بردند و راهی جز دزدی دریایی برای این مردم نگذاشتند .

گزارش تکان دهنده ای در این مورد را اعتماد بخوانید .یکی از دزدان دریایی دستگیر شده ، به خبرنگار کریستین ساینس مانیتور گفته است که از بین رفتن نسل ماهیان در سواحل سومالی ، پس از ورود کشتی های ماهی گیری صنعتی ، سبب فقر او شد و وی را وادار کرد که برای گذران زندگی به دزدی دریایی روی آورد . پیدا است که در آن جا هم دزدان کوچک را می گیرند و با دزدان بزرگ ، به احترام برخورد می شود !


 
روزنامه اعتماد و کوه نوردی
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی

روزنامه اعتماد در ادامه ی توجه به ورزش کوه نوردی امروز دو مطلب در صفحه 12 منتشر کرد.

* کوه نوردان ایرانی و تکرار مسیر های کهنه

* تکرار صعود به قله ی ماناسلو


 
همشهری و محیط زیست شکننده
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی
 
اعتماد ملی و محیط ریست
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی
 
بازدید از معدن پوکه ی دماوند (2)
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

 اگر در مورد چرای دام ، امیدی به احیای پوشش گیاهی ، مثلا با قرق منطقه باشد ؛ و اگر در مورد ریخت و پاش زباله امکان پاک سازی متصور باشد ؛ در مورد معدن کاوی ، اما هیچ کورسویی امیدی به اصلاح وضع بخش هایی از دماوند مانند قرقه ، وسون ، ملک آباد و ملار که سال ها است همه روزه ده ها کامیون از خاک و سنگ آن ها بار می شود و به ده ها و صدها کیلومتر دورتر برده می شود ، نیست . چشم انداز کنونی این بخش ها که بسیار گسترده هم هستند ، چونان مخروبه ترین بیابان های کشور است :  بی گیاه ، بی هیچ خاک حاصل خیز ، بد شکل ، و در یک کلام : مرده . باور کردنی نیست که نماد سرزمینی و خاستگاه دلکش ترین اسطوره های یک ملت چنین بی رحمانه در یک کار اقتصادی ناپایدار و نه چندان پر درآمد ( در مقیاس ملی ) ، به نابودی کشانده شود . اگر به توبره کشیدن دامنه های دماوند ، با عنوان معدن داری ، تا پیش از ثبت آن به عنوان اثر طبیعی ملی توجیهی داشت ، اما از سال گذشته که این کوه خوش سیمای افسانه ای چنین شناسه ی پرمعنایی یافته است ، دیگر هیچ پایه ی منطقی و قانونی برای ادامه ی این گونه بهره برداری وجود ندارد .

شاید عده ای بپندارند که « معدن » در این جا ، شبیه بعضی معدن های زغال سنگ و ... است که دارای دهانه ای است و از آن دهانه وارد تونل های زیرزمینی می شوند ! اما در دماوند ، بولدوزرها سطح کوه را برداشت می کنند و به پشت کامیون ها می ریزند که در نتیجه  زخم هایی به وسعت صدها متر در صدها متر و عمق 20-10 متر بر پیکر کوه ، این جا و آن جا ، پدید آمده است . چون جنس دماوند عمدتا شامل خاکسترهای آتشفشانی است ، با کندن هر قسمت ، لایه های بزرگ تری از بالادست آن رانش می کند و ابعاد تخریب را چند برابر می سازد . از آن بدتر ، راه های دسترسی به این معدن ها است که سبب تخریب شدید دامنه ها شده و آثار زشتی را بر سیمای کوه باقی گذارده است . رانش های بزرگ ناشی از برداشت از معدن ملار ، به صورت یک قطاع بزرگ خاکستری در امتداد یال شرقی دماوند ، از جاده ی هراز دیده می شود . نمونه ی راه دسترسی بد شکل و مخرب هم ، جاده ی معدن ملک آباد است که با شیبی غیرعادی از پل مون بالا می رود و ریزش کناره های آن سخت چشم را می آزارد .

( ادامه دارد)


 
پی گیری یک خواسته
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

بازدید از معدن های پوکه در دماوند

در روز 6/2/88

 

چند سال است که شمار در خور توجهی از اهالی رینه (شهر مبدا صعود دماوند) خواستار تعطیل شدن معدن های برداشت پوکه در دماوند – به ویژه در حوزه ی رینه – هستند که این مخالفت ها و تجمع های اعتراضی دنبال آن دست کم در یک مورد به خشونت هم کشیده شده و تیراندازی هایی صورت گرفته است .  گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران از سال 1383 با انتشار خبرهای مربوط به مخالفت مردم ، و با نوشتن نامه هایی برای سازمان حفاظت محیط زیست ، دفتر رییس جمهور ، و سازمان میراث فرهنگی  به طرح  مشکلات زیست محیطی دماوند پرداخته و پیشنهاد ثبت دماوند در فهرست آثار طبیعی ملی ، همچنین پیشنهاد ثبت روز سیزدهم تیر ( جشن تیرگان) را به عنوان روز ملی دماوند داده است .

در تیر ماه سال گذشته ، پرونده ی ثبت دماوند به عنوان اثر ملی در فهرست سازمان میراث فرهنگی تکمیل شد و بلندترین کوه ایران ، نخستین اثری شد که در این فهرست به ثبت رسید . اعلام رسمی این ثبت ، در مراسمی با همکاری سازمان میراث فرهنگی و گروه دیده بان کوهستان انجمن ، در روز 29 تیر 1387 در پلور صورت گرفت  ( البته دکا ، مراسم « روز ملی دماوند » را طبق معمول سه سال پیش از آن ، در نزدیک ترین جمعه به سیزدهم تیر 87 برگزار کرده بود ) . 

در مورد عوامل تخریب دماوند ، ما ضمن اشاره به چرای بی رویه ی دام و ساخت و ساز و موضوع زباله ها ، به معدن کاوی به عنوان یک عامل بسیار مخرب که آثار آن به هیچ وجه جبران شدنی نیست ، توجه داشته ایم و پی گیر آن بوده ایم .    

( ادامه دارد)


 
انتقاد به خود
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

نه ، این کافی نیست !

 

کار ان جی اویی کار داوطلبانه است ، و االبته کسی نمی تواند طلبکار باشد که : " خانم یا آقای داوطلب ، کم کار کرده ای !" . اما ، درعین حال به اعتبار همین داوطلبانه بودن ، باید کار ما بهره وری بیشتری از کار ِ مزدی داشته باشد . به این معنا که به ازای مثلا دو ساعت کار داوطلبانه باید معادل مثلا چهار ساعت کار یک کارمند یا کارگر حقوق بگیر کار کنیم . یا کارهایی را به انجام رسانیم که دولتی ها ( و شرکت های خصوصی ) انجام نمی دهند ، مانند تظاهرات اعتراضی یا نوشتن انتقادی . یا از ظرفیت هایی استفاده کنیم که دولتی ها و خصوصی ها توان یا انگیزه ی استفاده  از آن را ندارند ، مانند جذب کمک مالی از منابعی که به طور معمول برای هدف مورد نظر ما پول نمی دهند ، یا به کار گرفتن قابلیت های اشخاص در راه هدفی که تعیین کرده ایم بدون پرداخت مزد .

در بعضی از برنامه ها و پرو‍ژه هایی که دوستان ان جی اویی اجرا می کنند ، گاه می بینیم که حال و هوایی ولنگارانه بر عرصه ی کار حاکم است ؛

گویی دوستان به جای آن که به منظور پاک سازی فلان دره از زباله یا کاشتن نهال یا آموزش چهره به چهره آمده باشند ، برای دیدار دوستان یا وقت گذرانی و تفرج آمده اند ! منکر نیستم که بخشی – و بخش مهمی – از انگیزه های کار داوطلبانه را همین حال و هوای دوستانه و بودن در کنار دیگران و لذت احساس تعلق به جمع شکل می دهد ، ولی نباید اصل کار در برابر این انگیزه ها رنگ ببازد ، چرا که در این صورت ممکن است اعتبار و وجاهت کار غیردولتی زیر سوال برود . همچنین نباید مدیریت وقت مان به گونه ای باشد که از مجموع زمان اختصاص یافته به کار ، مقدار کمی از آن به کار مفید صرف شود .

امروز ،  همراه با گروهی از دوستان کوه نورد و غیرکوه نورد طبیعت دوست بودم و در برنامه ای که مهندس خوش نویس ( از موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع ) طراحی کرده بود ، به کاشت نهال های اورس ( درخت سوزنی برگ بومی و دیرزی ایرانی که در بسیاری از کوه های کشور در سخت ترین مکان ها می روید ) پرداختیم . این نهال کاری در کوه پایه های « ایستگاه  تحقیقاتی سیراچال » در جاده ی کرج – چالوس ، صورت گرفت و حدود صد نفر از انجمن داوطلبان سبز ، گروه کوه نوردی هامون کرج ، انجمن حفظ محیط کوهستان ، دکا ، و جمعی از دانشجویان منابع طبیعی در برنامه شرکت داشتند . نیمی از دوستان ، به شکلی جدی کار می کردند ، اما شاید نیمی دیگر بیشتر وقت گذرانی می کردند . از گروه دوم ، چند نفری یکی دو نهال کاشتند و بیشتر وقت خود را به گپ با دوستان گذراندند ؛ چند نفری پس از آن که خیلی زود حوصله شان سر رفت ، راه سربالایی را پیش گرفتند و به کوه پیمایی پرداختند ؛ چند نفر دیگر ، دو ساعتی را به خوردن صبحانه ، دو ساعتی را به نهال کاری نه چندان جدی ، و دو ساعتی را به نهار خوردن اختصاص دادند ( شاید یک ساعت کار مفید ، در برابر تقریبا ده ساعت زمان از دست رفته در یک جمعه ) ... . این دوستان ، به توضیحات مهندس خوش نویس که با حوصله ، می کوشید شیوه ی درست کاشتن این نهال های سخت فراهم آمده را ( اورس بسیار سخت تکثیر می شود ) تفهیم کند ، توجه نداشتند و پیوسته حرف می زدند .

 

دوستان ،

اگر ما برای خودمان  شان ویژه ای قایلیم و از دولت هم مطالبه هایی داریم ، اگر خود را انتقال دهنده ی خواسته های مردم به حکومت می دانیم ، و اگر به دولت انتقاد داریم ، باید خود را کارآمد و دل سوز و علاقمند به یادگیری نشان دهیم ... مباد که این وجهه مخدوش گردد .

به دوستانی که مدیریت برنامه ها را بر عهده می گیرند ، پیشنهاد می کنم به ویژه در مواقعی که انجام کارهای سخت ( مثل بیل و کلنگ زدن ) در کار است ، از آوردن دوستانی که علاقه ی واقعی و توانایی ندارند ، خودداری کنند . نباید کاری کنیم که دوستان مشغول در بخش های دولتی ، ما را ناتوان از اجرای کارهایی که بر عهده می گیریم بپندارند .

من ، از خودمان ، بیش از این ها انتظار دارم !

 

مهندس درویش عزیز هم در این برنامه حضور داشت . گزارش و عکس های او ، همچون همیشه خواندنی و دیدنی است و البته کمی متفاوت با مال من !

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مطلبی ارزنده از دکتر آخانی
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

پیشنهادهای عملی و بی هزینه ی دکتر حسین آخانی را برای اصلاح الگوی مصرف در سبزپرس بخوانید .

همچنین ،یک مقاله ی خواندنی دیگر از او را که اعتراضی است به کوتاهی های نخبگان و دیگر گروه های جامعه ی ما در حفظ محیط زیست ، در ایرن بخوانید .


 
روز زمین در روزنامه اعتماد
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : فرشید فاریابی