بی مهری با طبیعت تا به کی؟!
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۳۱ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

اسدالله افلاکی مسوول صفحه ی محیط زیست روزنامه ی همشهری، به مناسبت دوم اردیبهشت روز زمین، گفتگویی با مهندس بیژن فرهنگ دره شوری، عباس محمدی و دکتر برهان ریاضی انجام داده است که در همشهری آنلاین  امروز آمده و در روزنامه ی فردا صبح هم چاپ خواهد شد. متن کامل گفتگو را می توانید در پیوند بالا، و گفته های محمدی را در زیر بخوانید.

عباس محمدی، رئیس انجمن کوه‌نوردان ایران، نام آشنایی برای مخاطبان این صفحه است. لابد مطالبش را خوانده‌اید. در هر محیط کوهستانی که کلنگ تخریبی بر زمین خورده، محمدی به هر طریقی که توانسته اطلاع‌رسانی کرده است. او درباره روز زمین می‌گوید:« بدیهی است ما نسبت به کوه‌ها و مناطق کوهستانی حساسیم. به‌نظر من بخش مهم‌تر محیط‌زیست ایران، مناطق کوهستانی است زیرا این مناطق هم تأمین‌کننده بخش عمده آب است هم آخرین پناهگاه حیات وحش و گونه‌های گیاهی و جنگلی ما،  زیرا در جلگه‌ها و دشت‌ها از قرن‌ها پیش به‌خصوص طی چند دهه اخیر، بهره‌برداری به‌گونه‌ای بوده که محیط سالمی باقی نمانده است.»


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فرهنگ و محیط زیست، یادداشتی از ضرابیان
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

توضیح: نادر ضرابیان از دوستان خوب کوه نورد ما و مسوول دفتر نمایندگی انجمن کوه نوردان در لواسان و یک فعال محیط زیست است. او در مورد پاره ای موضوع ها که من (یا گاه، درویش) طرح می کنیم، موضعی متفاوت دارد؛ برای مثال، هرگاه که ما می گوییم در فلان مورد مردم هم مقصراند، ضرابیان آشفته می شود که «چرا به مردم بافرهنگ ما توهین می کنید؟!» من فکر نمی کنم که در جایی به مردم توهین کرده باشم، و البته به آنان (یعنی در واقع به خودمان) انتقاد بسیار دارم. از جمله این که چرا ما مردم در دفاع از حقوق زیست محیطی خود و دفاع از میراث طبیعی کشور، کم کاری داریم؟ و چرا همه چیز را از دولت توقع داریم و خودمان دستی دستی دولت را فعال مایشا می کنیم؟!

به هر حال، پیشنهاد می کنم که یادداشت ضرابیان با عنوان «فرهنگ و محیط زیست» را  در تارنمای گروه کوه نوردی لواسان بخوانید و لطف کنید و نظر خود را بدهید.

جمله ی طلایی و به نظر من باارزش این یادداشت این است: «اطمینان داشته باشید تا زمانی که اعتماد و امید به قانون به جامعه بازنگردد، مشکل محیط زیست حل نخواهد شد... .»

(این یادداشت به صورت تصویری در آن تارنما آمده و به همین دلیل آن را روی وبلاگ نگذاشته ام).

عباس محمدی

 


 
کوه نوردی و حفاظت محیط زیست
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

دوم اردیبشت برابر با 22 آوریل، «روز زمین» نام گذاری شده است. در این روز، در بسیاری کشورهای جهان دوستداران طبیعت دست به کارهایی برای حفاظت زمین و جلوگیری از تخریب و آلودگی محیط زیست می زنند.

   کوه نوردان، در تمام جهان، پیشینه ی درخشانی در طبیعت دوستی و تلاش برای حفاظت محیط زیست دارند؛ جان موییر نمونه ی برجسته و همه جا شناخته، در تایید این مدعا است. اما صدها کوه نورد دیگر را هم می توان نام برد که در محیط زیست گرایی معروف و فعال بوده و در این زمینه دست به کارهای برجسته زده اند؛ از جمله: ادموند هیلاری نخستین صعود کننده به اورست، راینهولد مسنر نخستین کسی که تمام قله های هشت هزار متری را صعود کرد، کریس بانینگتون که ده ها صعود برجسته و نو در هیمالیا و دیگر کوه های بلند جهان در کارنامه دارد، و یونکو تابئی نخستین زن صعود کننده به اورست.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فراخوان به مناسبت روز زمین
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دوم اردیبشت برابر با 22 آوریل، «روز زمین» نام گذاری شده است. در این روز، در بسیاری کشورهای جهان دوستداران طبیعت دست به کارهایی برای حفاظت زمین و جلوگیری از تخریب و آلودگی محیط زیست می زنند.

در همه جا، کوه نوردان در میان فعال ترین مدافعان محیط زیست، و پیشگام در کارهایی مانند پاک سازی محیط های طبیعی هستند. انجمن کوه نوردان ایران از همه ی اعضا، دفترهای نمایندگی، و دیگر کوه نوردان کشور درخواست دارد، برنامه های ویژه ای را به مناسبت روز زمین اجرا کنند؛ برای مثال:

·         دست کم یکی دو ساعت از برنامه های کوه پیمایی پنج شنبه دوم و جمعه سوم اردیبهشت را به پاک سازی بخش هایی از مسیر خود اختصاص دهید.

·         در طول مسیر، با کوه پیمایان دیگر گفتگو کنید و از آنان بخواهید که با شما همگام شوند.

·         با مردم محلی، دارندگان رستوران و قهوه خانه، و چوپانان در مورد اهمیت پاک نگاه داشتن کوهستان، حفظ پوشش گیاهی، و حمایت از حیات وحش گفتگو کنید.

·         مفهوم «توسعه ی پایدار» (استفاده از منابع طبیعی به شیوه ای که امکان استفاده برای نسل های آینده هم باقی بماند) را برای هر کس که می توانید شرح دهید.

·         با شهرداری ها، شوراهای شهر و روستا، اداره های حفاظت محیط زیست، و منابع طبیعی تماس بگیرید؛ آنان را به برنامه ریزی برای انجام فعالیت هایی به این مناسبت تشویق کنید، و اگر برنامه هایی دارند در آن ها مشارکت کنید.

·         با مطبوعات، صدا و سیما، خبرگزاری ها، و تارنماهای گوناگون تماس بگیرید و از طریق آن ها به اطلاع رسانی درباره ی روز زمین بپردازید و مسایل محیط زیستی را طرح کنید.

·         متجاوزان به محیط زیست و منابع طبیعی را شناسایی و به مقام های مسوول معرفی کنید. در طرح هایی مانند جاده سازی، معدن کاوی، سد سازی، و شهر سازی، پی گیر شوید که تا چه حد معیارهای حفاظت محیط زیست در نظر گرفته شده است؛ در این مورد نتیجه ی ملاحظات خود را به سازمان های مسوول و رسانه ها ارایه دهید.

 


 
سیاه‌بیشه؛ از بهشتی که بود تا جهنمی که شد‌!
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

جاده ی چالوس، برای من هم مانند ده ها میلیون ایرانی دیگر، بخشی از خاطره ی  ملی و یادآور سفرهای خوش و خاطره انگیز بود. در نوجوانی (۴٠-٣۵ سال پیش) که رفتن به شمال برای ما یک «پروژه» ی بزرگ خانوادگی بود، رسیدن به تونل زیبای کندوان با آن مقطع تخم مرغی شکل که پدر می گفت «شاهکار مهندسی آلمانی ها در ۵٠-۴٠ سال پیش است»، نشانه ی رسیدن به مازندران سبز بود. ما بچه ها هیجان زده و مشتاق، منتظر می ماندیم تا چراغ ورود به تونل یک طرفه، سبز شود تا به داخل آن رویم و در آن سو، بوی رطوبت و مه مشام مان را نوازش دهد. نیم ساعتی که در پیچ و خم پس از تونل می رفتیم، به دهکده ی رازآلود سیابیشه می رسیدیم که تقریبا همیشه در مه بود و نم نم بارانی در آن جا می بارید... سپس، هزارچم بود و ادامه ی راه تا مرزن آباد و جنگل های زیبای قبل از چالوس.

اکنون، حدود ١۵ کیلومتر از امتداد جاده ای که خیال انگیز بود، در پس و پیش سیابیشه، در جریان یک پروژه ی سد سازی، به خاکستانی زشت بی کم ترین اثری از جنگل و بیشه بدل شده است.  تونل کندوان  با نابخردی تمام، تعریض  و آن شاهکار مهندسی و یادمان با ارزش نابود شده و قبل از تونل (در سمت تهران) شمار زیادی دکه ی آش فروشی که به سرعت در حال تبدیل شدن به مغازه هستند، جای گرفته اند. حد فاصل مرزن آباد تا چالوس که در برگیرنده ی کلکسیونی از جنگل های میان بند تا جلگه ای بود، با اجرای طرح آزاد راه تهران- شمال تقریبا تمام جاذبه ی خود را از دست داده و ترانشه های بلند خاکی و ناپایدار در کناره ی جاده، جای آن پیچ و خم های تثبیت شده با سنگ چین های سرخس پوش را گرفته تا نشانه ای باشد از شیوه ی توسعه ی ناپایداری که پیش گرفته ایم .

گزارش محمد درویش را از بلای سد سازی در سیابیشه در  روزنامه ی پول بخوانید. همچنین می توانید عکس های گویا و جگرسوز منطقه را در مهار بیابان زایی ببینید.

ویلا سازی برای «از ما بهتران» در کنار پروژه ی سد سازی!


 
نخستین نشست ماهانه ی سال 1389
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

نشست های ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران، فرصتی است برای دیدار، مبادله ی خبرهای کوه نوردی، شنیدن و دیدن گزارش ها و فیلم و اسلایدهای کوه نوردی، و طرح نکته های فنی و زیست محیطی.

نخستین نشست ماهانه ی دفتر مرکزی در سال نو، در روز پنج شنبه ٢۶ فروردین از ساعت ١٧:٣٠ تا ٢٠ برگزار خواهد شد.

موضوع:

خبرهای کوه نوردی                                            عباس ثابتیان

گزارش فعالیت های کمیته ی فنی انجمن           فرنوش رییسی

گزارش سومین جشنواره ی یخ نوردی انجمن      مسعود حمیدی

مکان: تهران- خیابان انقلاب، جنب لاله زار، شماره ی 590، طبقه ی سوم، دفتر خانه ی کوه نوردان تهران

شرکت در نشست های انجمن برای همه ی علاقه مندان آزاد است.


 
یک مقایسه ی کوچولو: نمک آبرود و دبی
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دیروز خبرگزاری ایسنا گفتگویی تلفنی با من داشت که در آن اشاره هایی به وضع گردش گری در ایران و مقایسه ی آن با دبی داشتم. من همیشه بیزار بوده ام که ایران را با دبی مقایسه کنم، چرا که در دبی تقریبا همه چیز نوساخته و بی تاریخ است و برعکس بیشتر دیدنی های ایران، کهن و با اصالت است. اما، در سفری که به تازگی به دبی داشتم، دیدم که در آن جا حتی دارند برای خودشان تاریخ و اصالت می سازند! و این نشان از هوشمندی مدیران آن سرزمین دارد. برای مثال، در دبی محله ها، بازارها، مسجدها، و هتل هایی با الگوی معماری تاریخی جزیره العرب ساخته اند. همچنین باغ ها وپردیس هایی به غایت سرسبز احداث کرده اند که روان و چشم آدمی را نوازش می دهد.

به هرحال ایسنا بخش هایی از گفتگوی مرا روی تارنمای خود گذاشته است؛ یکی دو لغزش کوچک هم در این متن وجود دارد، از جمله این که من نگفته ام «تمام ساختمان های دبی مطابق معماری اصیل منطقه ی عرب ساخته شده» بلکه گفته ام که در دبی ساختمان ها و محله های با اصالت هم ساخته شده که مشابه این کار را در ایران نمی بینیم و حتی در کشور ما بسیاری از اصالت های معماری و محیط زیستی را از بین می برند.

متن گفتگوی درج شده در  تارنمای ایسنا را ادامه ی مطلب بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
حرف حساب از رییس جمهور
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

آقای احمدی نژاد گفته است که خطر زمین لرزه تهران را تهدید می کند، و به علاوه وضع محیط زیستی این شهر مناسب نیست و لازم است که چیزی در حدود پنج میلیون نفر از جمعیت این شهر مهاجرت کنند ( نگاه کنید به: روزنامه ی ایران). از آن جا که معمولا مدیران ارشد کشور ما می کوشند فاجعه هایی را که با آن دست به گریبانیم، لاپوشانی یا تلطیف کنند، این سخن صریح جای تقدیر دارد. فقط می ماند پاسخ ایشان و دیگر مسوولان به این نکته که با وجود مشکل جمعیت، چرا نه تنها کار اساسی برای جلوگیری از افزایش جمعیت نمی شود بلکه حتی سیاست های تشویق افزایش جمعیت مانند طرح اختصاص دادن یک میلیون تومان به هر نوزاد (مصوبه ی هیات دولت) هم در دستور کار قرار می گیرد؟!

باشد که طرح موضوع توسط رییس جمهور، سرآغاز چاره اندیشی برای معضل فاجعه بار افزایش جمعیت باشد.


 
همراه یا بهره بردار طبیعت؟!
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس .

مطلب زیر، در حاشیه ی برنامه های آموزش طبیعت گردی محمد علی اینانلو از تلویزیون نوشته شده است. اینانلو به تازگی یادداشتی در خبرآنلاین داشت که شنیدنی و احساس برانگیز بود، تا جایی که درویش محیط زیست ما هم گفت که دل اش از خواندن آن لرزیده است. یادداشت من، نگاه دیگری به داستان دارد.

محمد علی اینانلو

چند بار نوشته ام که دوست داشتن کسی یا چیزی حتما به این معنا نیست که بتوان خدمت خوبی به آن فرد یا چیز کرد؛ در داستان  "بیگانه " ی آلبر کامو هنگامی که در دادگاه می خواهند ثابت کنند که " مورسو "  قتل را با قصد قبلی انجام داده و اصلا او آدم بی رحمی است، از او می پرسند که چرا در مراسم خاک سپاری مادرش اشک نمی ریخته و چرا چند سال بوده که او را در خانه ی سالمندان گذاشته و کم به او سر می زده است! مورسو می گوید کیست که یک بار نخواسته باشد معشوق اش بمیرد؟!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زباله طبیعت کشور را برداشته است!
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

گزارش محمد درویش از زباله پراکنی ایرانی در تعطیلات نوروز و دیگر مواقع را در مهار بیابان زایی بخوانید.

از جزیره های کم جمعیت و حتی نامسکون خلیج فارس تا دریای مازندران، و از کویر لوت تا قله ی دماوند، در امتداد تمامی جاده ها، و درحاشیه ی تمام شهرها و روستاها ریخت و پاش نابخردانه ی زباله چشم و روح را می آزارد. جای پرسش است که هنگامی که ما نتوانسته ایم زباله های معمولی خود را مدیریت کنیم، فردا با زباله های هسته ای چه خواهیم کرد؟


 
به مهار بیابان زایی رای دهیم
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۸ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

رادیو صدای آلمان در حال نظرسنجی برای گزینش برترین وبلاگ زیست محیطی جهان است. به دوستان گرامی بیشنهاد می کنم که حتما به  وبلاگ باارزش مهار بیابان زایی رای دهند.

برای رای دادن می توانید به لینک هایی که سبر برس داده است مراجعه کنید.


 
سد سازی تنها راه نیست
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مطلبی از عباس محمدی در همشهری.


 
یک کتاب از نجاریان
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

کتاب «رویای صعود» نوشته ی حسن نجاریان را در نمایشگاه بین‌المللی تهران ببینید.

یادداشت زیر را از وبلاک کوه برداشته ام:


این کتاب فقط بیان قصه ی صعود به یک کوه نیست، بلکه روایت یک زندگی و چالش بی همتا است در  صعود به یکی از قلل سر به فلک کشیده عالم،  این تلاش نمونه ای است کامل از همدلی، صمیمیت و فداکاری اعضای تیم و زندگی عاشقانه ی آنان با یکدیگر در طول سفری پر هیجان.

این اثر شاید بتواند تقدیری باشد از کارگران و زحمتکشان حاشیه ی هیمالیانوردی که بی شک بدون تلاش جانانه و بی ادعای آنان در قبال مبالغ ناچیز شاید به جرات بتوان گفت هیچ صعودی  موفق نخواهد شد.
 این تلاش و رسیدن اولین گام های کارگران ایران بر فراز قله ی هشت هزار متری یادگاری است جاودانه که تقدیم گردید به همه ی تلاش گران عرصه ی کار و تولید همان ها که مردانه می سازند و کمترین بهره را از تلاششان می برند.
  باشد که کتاب حاضر  مورد استفاده ی آن دسته از بزرگوارانی که مسئولیت رهبری تیم ها در این وادی خشن را عهده دار می گردند، قرار گیرد و بدانند باید با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم کنند: از انتخاب تیم در کشور گرفته تا تدارکات و کشیدن رنج سفر تا سرکشیدن جام پیروزی... .
این اثر از شش فصل و حدود شصت قطعه عکس رنگی، جداول اقلام شخصی، داروئی، غذایی، فنی، نقطه نظرات کارشناس تغذیه و نظرات اعضا و پزشک تیم  تشکیل گردیده است.


 

 


 
توضیح
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

از دیروز برای انجام کاری به دوبی آمده ام و فرصت بسیار کمی برای یادداشت گذاشتن دارم. تا جهارشنبه که به تهران برگردم شاید نتوانم کار زیادی روی وبلاگ انجام دهم. عذرخواهی می کنم.

این عکس (بلنگ در بارک ملی گلستان) را محمود شکیبا (کارشناس اداره ی کل محیط زیست گرگان) گرفته  و جعفر سبهری برای من فرستاده است.


 
پارک های جنگلی را به طبیعت بازگردانیم
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مطلب زیر از عباس محمدی،در شماره ی ٢۴ اسفند روزنامه ی پول چاپ شد؛

 

 

هفته منابع طبیعی با شعارها و با اقداماتی که بیشتر نمایشی بود تا موثر، به پایان رسید . در طول این هفته (و نزدیک به آن) مانند همه روزهای دیگر، در کشور شاهد از دست دادن جنگل‌ها و پارک‌های جنگلی (چه طبیعی و چه دست‌کاشت) و همچنین درختان باغ‌ها و خیابان‌ها بودیم. نمونه ی این بی‌مهری‌ها به طبیعت، بریدن درختان در پارک جنگلی طبیعی النگ دره (استان گلستان) و نابودسازی بخشی از پارک جنگلی دست کاشت وردآورد (استان تهران) به دست شهرداری (!) برای خانه‌سازی بود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هرس افراطی درختان در مسیر کلک چال
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یکی از بهترین مسیرهای کوه پیمایی شمال تهران، مسیر کلک چال است که با یک شیب یک نواخت از بوستان جمشیدیه تا پناهگاه- رستوران کلک چال (حدود ٢۶٠٠ متر) می رود. در کناره های این مسیر، از سال ها پیش درختانی کاشته شده که زیبایی خوبی به راه می دهد و در فصل های گرم سایه انداز دل نشینی فراهم می سازد. به تازگی شماری از درختان قطور تر مسیر را به شکل بسیار بی رحمانه ای «هرس» که نه، قلع و قمع کرده اند. جای تاسف مضاعف است که این کار را گویا کارگرانی که دست اندر کار ساخت بنای جدید در تپه ی «نورالشهدا» هستند، آن هم برای استفاده به عنوان سوخت، انجام داده اند! (نگاه کنید به گزارش عباس ثابتیان در وبلاگ آرام کوه).

شرم آور است که در کنار پایتخت کشوری که دومین دارنده ی منابع گاز طبیعی و یکی از بزرگ ترین تولید کنندگان نفت جهان و همچنین دارنده ی آفتابی است که می تواند منبع عظیم تولید انرزی باشد؛ کشوری که ادعای تولید علم اش چند سالی است که گوش فلک را کر کرده(!) شاهد چنین کارهایی هستیم... .

نکته: چند ماه پیش، همراه با یکی از دوستان به ساختمان مرکزی «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس» که مسوول تاسیسات تپه ی نورالشهدا است رفتیم و ضمن صحبت با یکی از معاونان این بنیاد، به ایشان گفتیم که می توان کار ساخت یادمان را بسیار زیباتر از این ها و هماهنگ با محیط زیست و هماهنگ با میراث معماری اصیل و ماندگار ایرانی انجام داد، و نه این چنین پر ریخت و پاش و توی ذوق زننده. آن معاون محترم هم از گفته های ما استقبال کرد و خواستار پی گیری های بیشتر و ارایه ی نظرات دیگر شد.


 
سیزده بدر، فرصتی برای آموزش
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

می توانیم این چند روز تعطیلی آخر نوروز، به ویژه سیزده بدر را  به فرصتی برای گفتگو با خانواده، اطرافیان، و غریبه هایی که در جاده ها و باغ ها و بوستان ها می بینیم بدل کنیم.

لطفا از لاک غمگنانه ی زیست محیطی(!) بیرون آیید؛

* در مورد مشکلات زیست محیطی با آشنا و غریبه گفتگو کنید و به جای کلی گویی یا فخر فروشی یا اظهار نا امیدی، راه های ساده ی در دسترس ارایه دهید.

* در هر محیط خارج از خانه که می نشینید، اطراف خود را به شعاع ده متر از زباله ها تمیز کند و این کار را به دیگران هم توصیه کنید.

* به همه بگویید که آتش روشن کردن در طبیعت کاری است زیانمند، و نالازم.

* پلاستیک ها، شیشه، بطری های نوشابه، قوطی های کنسروی را با خودتان به شهر (ترجیحا شهرهای بزرگ) بیاورید؛ قرار دادن آن ها در سطل های زباله ی بین شهری  می تواند به معنای رها کردن درطبیعت همان نزدیکی ها باشد! زیرا محل دفن زباله های بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک ، دره ها و دشت های همان نزدیک است، و بازیافت کنندگان هم معمولا در نقاط دور از شهرهای بزرگ فعالیت ندارند.

یادداشتی درباه ی تخریب طبیعت در سیزده بدر، در کوه نوشت هفتم فروردین.


 
لطفا چراغ ها را خاموش کنید!
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ٦ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

بزرگ ترین خدمت به محیط زیست، کم تر مصرف کردن است. و مصرف انرژی الکتریکی یکی از بدترین آسیب هایی است که می توانیم به محیط بزنیم. هماهنگ با یک حرکت جهانی، در روز شنبه ٧ فروردین، از ساعت ٢٠:٣٠ به مدت یک ساعت چراغ های خانه و محل کار خود را خاموش کنیم تا اعتراضی به روند گرم شدن زمین و افزایش مصرف داشته باشیم و اندکی از تولید گازهای گلخانه ای بکاهیم.

یادداشتی در این مورد را در مهار بیابان زایی بخوانید.


 
جزیره ای که ناپدید شد!
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ٥ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

امروز در تارنمای یاهو آمده است که جزیره ی سنگی و کوچک (3 در 5/3 کیلومتری) نیومور در خلیج بنگال به طور کامل به زیر آب رفت. به این ترتیب، دعوای هند و بنگلادش بر سر مالکیت این جزیره را گرمایش زمین حل کرد!

در خبر آمده که تا سال 2000 دریا هر سال دو میلی متر بالا می آمد، اما در ده سال گذشته، هر سال دریا پنج میلی متر بالا آمد. در سال 1996 هم جزیره ی کوچک دیگری در این خلیج به زیر آب رفته بود. پیش بینی می شود که تا سال 2050 دریا حدود یک متر بالا بیاید و به این ترتیب، 18 درصد از ساحل های بنگلادش که محل زندگی حدود بیست میلیون نفر است، به زیر آب برود.

در ایران، ما در سی- چهل سال گذشته شاهد عقب نشینی سریع یخچال های علم کوه و دماوند (نگاه کنید به یادداشت و عکس های من در  اینجا)، همچنین کم دوام شدن پوشش برفی کوه ها بوده ایم. کسانی مانند ناصر کرمی که می گویند گرم شدن زمین از نظر اقلیم شناسی ثابت نشده، لابد معتقد اند که باید دست کم چند هزار سالی صبر کنیم تا ثابت شود که تغییر معنا داری در میانگین دمای زمین پیش آمده است؟! 


 
امضای طومار در دفاع از یک رودخانه
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ٤ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی
  • سازمان رودهای جهانی درخواستی برای مخالفت جهانی با ساخت سد (Gibe 3 Dam) بر روی رودخانه ی اومو ( Omo River) ارایه داده است. ساخت این سد قبیله های بسیاری را تحت تاثیر مخرب قرار خواهد داد، و دریاچه ی تورکانا (Turkana) را که بزرگ ترین دریاچه ی بیابانی جهان، و ثبت شده از سوی یونسکو به عنوان یکی از «میراث های جهانی» است، نابود خواهد کرد. به این ترتیب، ماهی گیری و کشاورزی در اطراف این دریاچه هم از میان خواهد رفت.

این درخواست را «دکا» امضا کرده و از دیگر اشخاص دعوت می کند که آن را امضا کنند. برای امضا روی اینجا کلیک کنید.

سه نسل از زنان، به رودخانه ی اومو می نگرند.


 
آشنایی با یک سازمان مدافع رودخانه ها
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ٤ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

 

سازمان رودهای جهانی یکی از سازمان های برجسته ی جهان در مبارزه بر ضد سد سازی است. اطلاعات زیر را از تارنمای این سازمان (www.internationalrivers.org) برگرفته ایم. این سازمان، در نظر دارد با تقویت جنبش مدنی، اصلاح شیوه ی گفتگوی از بالا به پایین و تصمیم سازی در فضای مبهم، و با افزایش آگاهی درباره ی شیوه های ساخت و ساز گرا در مدیریت منابع آب و به نمایش گذاشتن میراثی که این شیوه ی تفکر بر جا گذاشته است، از تمامیت و جریان طبیعی رودخانه ها به عنوان زیستبوم های ارزشمند دفاع کند.

رسالت

رسالت رودهای جهانی (International  Rivers) حفاظت رودخانه ها و دفاع از حق جامعه های وابسته به آن است. ما مخالف سدهای مخرب و شیوه ی توسعه ای که آن ها پیش گرفته اند هستیم، و راه های بهتری را برای برآورده ساختن نیاز مردم به آب و برق و حمایت از آنان در برابر سیل های ویرانگر ترویج می کنیم. برای دستیابی به این هدف، ما با یک شبکه ی جهانی از جامعه های محلی، جنبش های اجتماعی، سازمان های غیردولتی، و دیگر همراهان کار می کنیم. رودهای جهانی، با پژوهش، آموزش و پشتیبانی، در راه متوقف سازی طرح های مخرب رودخانه ها، جلب توجه به میراث طرح های اجرا شده، اصلاح سیاست ها و اقدام های توسعه ای، و تشویق راه حل های مناسب برای جهانی عادلانه و پایدار کار می کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نقد سد سازی، در تنکابن
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ٢ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در اسفند ماه گذشته، سه همایش به مناسبت «روز جهانی مبارزه با سد سازی» داشتیم، که آخرین آن در روز 24 اسفند در تنکابن برگزار شد. به دلیل گرفتاری های آخر سال نتوانستیم گزارش این همایش را به موقع تهیه کنیم؛ در زیر این گزارش را می بینید:

همایش بررسی تاثیر سدها بر رودخانه ها

بازپس گیری رودخاانه ها و حقوق از دست رفته

برای دومین سال، در شهر تنکابن همایشی به مناسبت « 14 مارچ، روز جهانی مقابله با سد سازی» برگزار شد. امسال نیز مانند سال گذشته، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست (دفتر تنکابن) و انجمن کوه نوردان ایران در برگزاری این همایش همکاری داشتند و نکته ی مهم این که امسال «خانه ی کشاورز تنکابن» هم در این برنامه مشارکت کرد.

همایش از ساعت 4 تا 7 بعد از ظهر روز 24 اسفند  در سالن ارشاد (پارک مادر) برگزار شد؛ سخن آغازین همایش و خوشامد به حاضران را خانم عربانی مسوول جمعیت زنان ادا کرد. سپس عباس محمدی رییس هیات مدیره ی انجمن کوه نوردان ایران و مدیر گروه دیده بان کوهستان این انجمن گفت

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اول فروردین؛ روز زمین
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

درویش عزیز، یادداشتی نوشته  و در آن اشاره کرده است که «روز زمین» اول فروردین(روز اعتدال بهاری - یا پاییزی در نیم کره ی جنوبی -؛ روز برابری شب و روز در تمام زمین)است. او پرسیده که چرا ما در تقویم رسمی خود، دوم اردیبهشت را به عنوان روز جهانی زمین می شناسیم؟!

یادداشت زیر را که من دو سه سال پیش نوشته و اکنون آن را با جستجو در گوگل یافته ام، در همین مورد است:

نخستین اعلامیه روز زمین در سال 1970 توسط شهردار سانفرانسیسکو، جوزف آلیوتو (J. Alioto) در بزرگ‌داشت «صلح، عدالت، و مراقبت از زمین» خوانده شد. بعداً اوتانت (Uthant) دبیرکل سازمان ملل طی بیانیه ای، 21 مارس را روز زمین خواند. در روز 21مارس، در مقرهای سازمان ملل در نیویورک و ژنو،«زنگ صلح» به صدا در می‌آید.

مک کانل گفته است که اعتدال بهاری، همه‌ بشریت را به شناخت زمین و احترام به توازن زیبای آن فرامی‌خواند؛ توازن میان حضور جانوران بر زمین، ماهیان در دریا، پرندگان در هوا، و نوع بشر در همه جا. نکته‌ی مهم این است که انسان باید پیوسته با هوشیاری مراقب باشد که این توازن ظریف به هم نریزد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید