فرض کنیم میانکاله در ایران نبود!
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٩ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- سبزپرس

فرض کنیم میانکاله به جای آن که در جنوب شرق دریای مازندران قرار گرفته بود، در سواحل شرقی ژاپن یا کرانه های شمالی استرالیا یا جنوب اسپانیا واقع شده بود؛ با او چه می کردند؟ آیا آن مردمان هم تومار تهیه می‌کردند و شکایت می‌بردند که چرا از قلب میانکاله نباید یک جاده عبور کند؟ و یا چرا ما نباید یک پالایشگاه در میانکاله داشته باشیم؟ و چرا گاومیش‌های ما نباید به هر تعداد و زمانی که دوست دارند در میانکاله بچرند؟ و یا رییس محیط زیست آنجا هم به جرم مخالفت با تخریب میانکاله از کاربرکنار می شد؟ و یا ...
به نظر می‌رسد کلید رخداد تلخی که در میانکاله درحال وقوع است را می‌توان با فرض پیش‌گفته بهتر درک کرده و به واکاوی دلایل تشدید ناپایداری نخستین تالاب بین‌المللی ثبت شده ایران در کنوانسیون رامسر پرداخت.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بخاری چوب سوز و اجاق بوته ای در سرزمین نفت و گاز!
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

هومان خاکپور، در دیده بان طبیعت بختیاری از بازگشت دوباره ی بخاری های هیزمی، در پی چند برابر شدن قیمت نفت و گاز خبر می دهد.

کشوری که بر دریای نفت و گاز قرار گرفته، و در عین حال بیشترین میزان فرسایش خاک (ناشی از تخریب پوشش گیاهی) را در  جهان دارد، حتی در تمام چندین دهه ای که نفت ارزان تر از آب در اختیار شهر نشینان بود، نتوانست چراغ نفتی را جایگزین بوته سوزی در کوه ها (به دست چوپانان و عشایر) کند! حال، چه امیدی هست که با این نفت و گاز بی یارانه، روستا نشینان بختیاری و دیگر کوهستان های کشور را از بریدن تتمه ی درختان و بوته های جنگل و مرتع بازداشت؟!

برداشته شدن یارانه ی بنزین، در شهر نتوانسته تاثیر محسوسی بر کم تر شدن استفاده از خودروهای شخصی و پاک شدن هوا داشته باشد؛ اما گران شدن انر‍ژی، در روستاها و مناطق عشایری تاثیر مرگباری بر محیط زیست خواهد داشت. مهم تر از قیمت آن نفتی که قرار است در نقاط دور افتاده بسوزد، قیمت حمل آن به روستاهای دور دست یا چادرگاه های عشایری است که پیش از گران شدن سوخت هم از عهده ی مردم فقیر این گونه مناطق خارج بود.

عکس از هومان خاکپور


 
حیوان کشی، در نزدیکی روز حمایت از حیوانات
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢٧ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

کشتار شیرهای باغ وحش تهران، در پی مرگ یکی از ببرهایی که با دادن دو پلنگ ایرانی به روسیه، و با صرف مبالغ زیادی هزینه (و البته "مبالغ" بیشتری ادعا و سر وصدا) از روس ها گرفته شده بود، نشان دهنده ی ژرفای باور نکردنی بی دانشی و بدمدیریتی در عرصه ی محیط زیست و حمایت از حیات وحش در کشور است. در حالی که در همه جا، جانوران باغ وحشی عمر بیشتری از جانوران آزاد دارند، مردن ببری که با نظارت شماری از "کارشناسان" سازمان حفاظت محیط زیست در چارچوب یک طرح ملی به کشور آورده شده و نگهداری می شد، هر دلسوز طبیعت و هر شخص دیگری را که اندکی وجدان داشته باشد، دچار اندوهی بی پایان می سازد! اندوه، نه فقط از بابت مرگ یک ببر و چند حیوان دیگر و  تیرباران ١۴ شیر، بلکه بیشتر به خاطر این که وقتی سازمان حفاظت محیط زیست با کل امکانات خود نمی تواند دو تا ببر را در قفس نگه دارد، چگونه می تواند حیات وحش عرصه های طبیعی بی در و پیکر کشور را با آن همه شکارچی و عوامل مخرب و مزاحم حفظ کند؟!

من اگر به جای رییس سازمان حفاظت محیط زیست بودم، با افتضاحی که پیش آمده، شرمنده از اظهارات خودم در مورد احیای ببر و شیر، و باز کردن "کریدور ببر میان ایران و کشورهای آسیای میانه و هند"، و طرح حفظ پرندگان شکاری، از مردم عذر خواهی می کردم و سپس استعفا می دادم... .

عکس از جام جم آنلاین

یادداشت عبدالرضا باقری را در ضرورت پی گیری موضوع تا یافتن مقصر ماجرا، در اینجا بخوانید.


 
نود و پنجمین نشست ماهانه ی انجمن کوه‌نوردان ایران در تهران
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

روز ۴شنبه ۲۹/۱۰/۸۹ از ساعت ۱۷ تا ۲۰
خانه‌ی شهریاران جوان - آمفی تئاتر شماره ۲
خیابان استاد نجات‌اللهی - نبش خیابان ورشو


موضوع:


*خبرهای کوه‌نوردی
*معرفی دانش‌نامه‌ی آزاد کوه‌نوردی؛ ویکی پاکوب
*گزارش امیر زرین و حمید صفرزاده از صعود به قله‌ی آمادابلام، با گرامی داشت یاد طبیعت مرد بزرگ؛ عباس جعفری

شرکت در نشست‌های ماهانه‌ی انجمن کوه‌نوردان برای همگان آزاد است.

هزینه‌ی ورود برای اعضا ۲۰۰۰۰ ریال، و برای دیگران ۳۰۰۰۰ ریال


 
کوه نوردی و حفاظت کوهستان
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢٤ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

نکته هایی که در زیر آورده می شود، شاید برای بیشتر خوانندگان این تارنگار بدیهی و تکراری به نظر آید. با این حال، یادآوری آن ها می تواند برای همه ی ما از یک جهت سودمند باشد؛ آیا خودمان به این نکته ها عمل می کنیم؟!

در عین حال، این یادداشت می تواند برای دوستانی که می خواهند بروشوری برای مناسبت های زیست محیطی تهیه کنند، یا برای کسانی که می خواهند کار آموزشی کنند، و... مفید باشد.

دریافت نظرهای اصلاحی و انتقادی را ارج می نهم.

چگونه کوه نوردی کنیم تا به طبیعت کم تر آسیب برسانیم؟

·        همیشه یک کیسه با خود داشته باشیم و تمام پسماندهای خود را به پایین (نقاط تعیین شده برای زباله) برسانیم.

·        از ظرف های یک بار مصرف استفاده نکنیم؛ به جای باطری های معمولی، از باطری شارژی استفاده کنیم؛ و از بردن اقلامی که واقعا ضروری نیستند، خودداری کنیم.

·        از راه های پاکوب عبور کنیم؛ گذر از راه های میان بر و دلبخواه، سبب از میان رفتن پوشش گیاهی و فرسایش خاک می شود.

·         از چیدن هرگونه گل وگیاه خودداری کنیم. دیده می شود که عده ای در فصل بهار، به چیدن انواع «سبزی صحرایی» می پردازند. لازم است بدانیم که امروزه با زیاد شدن جمعیت و افزایش شمار کسانی که به کوه و صحرا می روند، دیگر امکان ندارد که مانند گذشتگان خود از سبزی های خودرو استفاده کنیم.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پناهگاه دویست نفره روی قله ی توچال؟!
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

به دنبال نامه ای که چندی پیش برای دفتر آقای قالیباف شهردار تهران فرستادیم، و پی گیری های پس از آن، امروز هم نامه ی زیر را در جلسه ی کارگروه طبیعت گردی و کوهستان شورای شهر تهران، ارایه دادیم:

سرکار خانم ابتکار

رییس گرامی کمیته ی محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران

با سلام؛

در خصوص مصوبه ی "ساماندهی و توسعه ی خدمات و استقرار گروه های امداد کوهستان در ارتفاعات شهر تهران" مصوب 28/11/86 با سپاس از توجه شورای شهر تهران به موضوع امداد و نجات در کوه های تهران، لازم می داند چند نکته را به عرض برساند:

1-همان گونه که در نامه ی 1779/89 مورخ 21/6/89 به آقای قالیباف، اشاره کرده ایم، موضوع جستجو، امداد، و نجات مصدوم در ارتفاعات، بیش از هر چیز وابسته به امر آموزش و اطلاع رسانی است. اما، متاسفانه سازمان مدیریت بحران تهران که مطابق مصوبه، نقش محوری را در این زمینه دارد، جهت گیری و برنامه ی صرف بودجه را به طور عمده بر ساخت و ساز در ارتفاعات قرار داده است. به طوری که هم اینک طرحی را برای ساخت سه پناهگاه- رستوران بسیار بزرگ، هر یک با گنجایش دویست نفر، بر روی قله ی توچال، چشمه یورد دارآباد، و یونجه زار فرحزاد، و طرح های چندی برای ساخت پد بالگرد در کوهستان آماده کرده است.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درباره ی جاده سازی در اشترانکوه
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

ایسنا

احداث جاده در منطقه ی حفاظت شده ی اشترانکوه لرستان یکی از موارد عجیب و قابل تاملی است که مسئولین استان باید نسبت به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشند.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا ) منطقه ی لرستان ،  لرستان یکی از استانهای ممتاز و بکر از نظر طبیعت و محیط زیست به شمار می آید و بیشتر کارشناسان صاحب فن و زیست محیطی بر این مدعا صحه می گذارند .

 

لرستان به واسطه ی وضعیت توپوگرافی خاص دارای جاذبه های طبیعی قابل توجهی ازجمله آبشارها ، تالابها ، رودخانه های فصلی،دائمی و گونه های نادر جانوری و گیاهی بوده که حفاظت و صیانت از آنها علاوه بر مردم بر عهده ی دستگاههای متولی است.

 

اشترانکوه ، سفیدکوه خرم آباد ، تالابها و .. از جمله مناطق تحت مدیریت و به اصطلاح حفاظت شده لرستان به حساب می آیند که این روزها دستخوش حوادث و اتفاقات گوناگونی هستند.

 

 این روزها بحث احداث جاده ی دسترسی  در منطقه شول آباد الیگودرز و عبور این جاده آن هم از منطقه حفاظت شده اشترانکوه به سوژه داغ خبری و متاسفانه قابل تاملی تبدیل شده است .

یادداشت قبلی ما در این زمینه، در اینجا.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
"دیده بان کوهستان" استان فارس
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

شماری از دوستان کوه نورد شیرازی، از ماه ها قبل با دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران ارتباط داشته و در جهت راه اندازی "کارگروه دیده بان کوهستان" در هیات کوه نوردی استان فارس اقدام کرده اند.

برای این دوستان آرزوی پیروزی و شادکامی داریم. در زیر، گزارش برنامه های پاک سازی کوهستان به مناسبت روز هوای پاک را که توسط این دوستان اجرا شده است، می بینید.

از دوست گرامی، محمد ثابت که این گزارش را فرستاده اند، سپاسگزاریم.

در تاریخ 17/10/89 "کارگروه دیده‌بان کوهستان و حمایت از ورزش کوه نوردی" (یکی از کارگروه‌های هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان فارس) با همکاری اداره ی کل محیط زیست استان فارس، به مناسبت روز ملی هوای پاک، به اتفاق کوهنوردان و دوستداران طبیعت در سه منطقه ی باباکوهی، دراک و کوه سرخ اقدام به پاکسازی محیط کوهستان نمودند و برابر گزارش هایی که تا کنون دریافت شده در شهرستانهای مرودشت، کازرون، داراب، لار، لامرد هم برنامه های کوه پیمایی عمومی و پاک سازی مسیرهای کوهستانی با حضور برخی  گروه­های کوه نوردی و دیگر علاقمندان برگزار شده است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یک رمان کوه نوردی
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

صعود، نویسنده: امیر فروزان*،انتشارات خوش بین، تهران 1389، 256 صفحه

داستان کوتاه و رمان با زمینه ی کوه نوردی، به زبان فارسی، اگر نه نایاب دست کم بسیار بسیار کمیاب است. من که پیش از کتاب «صعود»، بیشتر از دو داستان با این ویژگی، سراغ ندارم؛ یکی «داستان کوه» به قلم هادی هوایی که در شماره های 7 و 8 و 9 گاهنامه ی انجمن (1382) چاپ شد، و دیگری «کلون بستک هنوز کوه قشنگی است» نوشته ی محمد حاج ابوالفتح که در گاهنامه ی 10 (شهریور 83) به چاپ رسید. هر دوی این داستان های کوتاه هم در واقع، گزارش هایی بوده اند که "داستان گونه" نوشته شده اند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
معرفی کتاب
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱٧ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سیمای تاریخی جنگل‌های طبیعی و درخت‌زارهای ایران

تالیف: هانس بوبک

ترجمه: دکتر عباس پاشایی اول

انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، چاپ اول: 1384

 (این مقاله را در آبان ١٣٨۴ نوشته ام و فکر می کنم که در جایی هم چاپ شده باشد، اما به یاد ندارم که کجا!)

هانس بوبک (Hans Bobek) برای کوه‌نوردان ایرانی نامی آشنا است. بوبک استاد علوم جغرافیایی دانشگاه بن (آلمان) بود و از نخستین کسانی است که به قله‌ی علم کوه (4850 متر، دومین قله‌ی بلند ایران) صعود کرده است. او در سال 1313 به همراه داگلاس باسک (Douglas Busk) جغرافی‌دان و کوه‌نورد انگلیسی که در سال 1312 از مسیر جنوبی به قله‌ی علم کوه صعود کرده بود، از راه سرچال (شمال علم کوه) وارد منطقه شد. آن دو به قله‌ی علم کوه صعود کردند، تمامی یخچال‌های منطقه را شناسایی کردند و نخستین صعودهای مستند قله‌های خرسان را به انجام رساندند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اعتراض به فیلتر شدن وبلاگ مهار بیابان زایی
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٥ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع با صدور بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به فیلتر شدن وبلاگ مهار بیایان زایی متعلق به محمد درویش اعلام داشتند.

به گزارش سبزپرس متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

سخن انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع به فیلتر کنندگان تارنمای مهار بیابان‌زایی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مرگ ببر روسی و حلقه گم شده حفظ محیط زیست در ایران
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دکتر حسین آخانی، استاد گیاه شناسی دانشگاه تهران و از دل سوزان راستین محیط زیست کشور، مطلب دردمندانه ای با عنوان بالا در سبز پرس نوشته است که خواندنی است.

من هم نظر زیر را در پای مطلب ایشان گذاشتم:

مانند همیشه، از نوشته های آقای آخانی لذت بردم... اما، ضمن پذیرفتن این که ما در ایران متخصص واقعی محیط زیست نداریم، معتقدم که مشکل درجه اول ما این نیست. لازم است توجه کنیم که هیچ از یک از پایه گذاران سازمان حفاظت محیط زیست در پیش از انقلاب، متخصص محیط زیست نبودند (اسکندر فیروز، دره شوری، مجنونیان...) اما دل سوخته ی محیط زیست و آب و خاک این سرزمین بودند و به همین دلیل بسیار خوب کار کردند.

مشکل محیط زیست ما، مشکلی اجتماعی است؛ مردم عادی و مدیران کشور در چاه کوته بینی، و در ورطه ی غفلت از آینده فرو افتاده اند و درد حفاظت از آب و خاک، و جُربزه ی گذشت از منافع آنی به نفع نیک بختی دراز مدت را ندارند.

این مشکل، نه با تربیت دکتر و مهندس، که با افزایش آگاهی اجتماعی حل خواهد شد.

 


 
تاملی بر نقش کوه ها در "زی گونگی"
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

کتاب تنوع حیات نوشته ی ادوارد ویلسون (ترجمه: عبدالحسین وهاب زاده، انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه مشهد، ١٣٨۴) یکی از بهترین کتاب هایی است که خوانده ام. در این کتاب می توان اندیشه های دانشمندانه، عشق ژرف به طبیعت، و قلم هنرمندانه را با ترجمه ای روان، یک جا، در آمیزه ای استادانه دید و از همه ی آن ها حظ برد.

چند سال پیش، مطلبی را در معرفی این کتاب نوشتم که با اندکی تغییر و تلخیص، در فصل نامه ی  محیط  کوهستان(انتشارات انجمن حفظ محیط کوهستان)، شماره ی ۵، پاییز ٨۵ چاپ شد. متن کامل آن مطلب را برای علاقمندان، در اینجا قرار می دهم.

("زی گونگی" را وهاب زاده به جای عبارت "تنوع زیستی" در چند جا از کتاب به کار برده است.)

ادوارد ویلسون استاد کرسی فرانک بیرد در علوم، رییس بخش حشره‌شناسی موزه‌ی جانورشناسی تطبیقی در دانشگاه‌ هاروارد است. بسیاری او را داروین زمان و برجسته‌ترین زیست‌شناس و پژوهش‌گر معاصر می‌شناسند. او پدر علم زیست اجتماعی (سوسیوبیولوژی) و از بنیان گذاران چندین رشته‌ی دیگر علوم زیستی از جمله جغرافیای زیستی جزایر و تنوع زیستی است.     (از پشت جلد کتاب)

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
انتقاد استیصالی و ابقای استیصالی
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱٢ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

 حدود دو سال پیش، یادداشتی نوشتم با عنوان چه هنگام مدیران دولتی منتقد می شوند؟  در آن یادداشت، انتقادهای دکتر صدوق را  (که در آن زمان مدیر کل محیط زیست استان تهران بود) از وضع محیط زیست تهران، «انتقاد استیصالی» نامیده و در بیان ویژگی این نوع انتقاد گفته بودم: «انتقاد استیصالی...، به گاه احساس عجز از پیش بردن هدفی یا بر دوش کشیدن مسوولیتی – درعین ناتوانی از رها کردن پستی که مسوولیت آفرین شده –  بر زبان رانده می شود.»

امروز، می توان یک عبارت نوساخته ی دیگر در ارتباط با گفتار و رفتار دکتر صدوق، به مجموعه ی واژگان محیط زیست ایران اضافه کرد: ابقای استیصالی، و آن مجبور شدن به ماندن در مقامی است که می خواهی از آن فرار کنی.

 هفته ی گذشته، دکتر صدوق، در گفتگو با سبز پرس  اعلام کرد که بر خلاف "شایعات" چند روزه، از مقام خود (معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست) استعفا نکرده و حتی گفته است: «ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست سیاست های کارآمد و برنامه ریزی های تاثیر گذاری برای رسیدن به توسعه ی پایدار دارد»! بله... اساسا برای «ملت با نشاط ایران» هیچ چیز منفی در کشور وجود ندارد، و هیچ مدیری هم ناکارآمد نیست!

نظر دلاور نجفی، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در دوره ی ریاست خانم جوادی درباره ی «محتوای غیر واقعی و عاری از حقیقت» گفته ی اخیر صدوق (که می توانید آن را  ایرن بخوانید)، به راستی قابل تامل است.

پیش تر گفته بودم که سرخوردگی و درماندگی دکتر صدوق، نمود وضع غمبار محیط زیست ما  است؛ امروز می گویم که "سندروم انکار" که در وضعیت بیمار دکتر صدوق قابل تشخیص است، نمودی از وضع پریشان و هراس زده ی اجتماع ما است.

یادداشت دیگر در این زمینه: ازآمدن و رفتن او سودی کو؟!


 
درگذشت عین الله ربیع پور، همراه قدیمی ره پویان علم کوه
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ٩ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مش عین الله ربیع پور، درششم مرداد سال ١٣١١ در رودبارک کلاردشت متولد شد. با هیزم شکنی و چارواداری روزگار می گذراند و از حدود ۴٠ سال پیش، در فصل تابستان (و اگر پیش می آمد، در فصل های دیگر) با قاطرهایی که داشت، بار و بنه ی کوه نوردان را به کوهستان؛ سرچال، علم چال، حصارچال، و... می برد. همیشه خوشرو و بذله گو بود و اگر با او هم سخن می شدی، با انبانی از حکایت ها و ضرب المثل ها، از «حکمت عامه» بهره مندت می ساخت.

در دهه ی شصت و اوایل دهه ی هفتاد، هر بار که به علم کوه می رفتیم، عین الله را می دیدم. در شهریور 1387 فرصتی دست داد تا یک بار دیگر با او در مسیر سرچال هم پا شوم که او را همچنان قبراق و سرحال دیدم؛ از همسر درگذشته اش به نیکی یاد می کرد و می گفت که خانه اش را با یاد او دوست می دارد. حکایتی تعریف کرد و شعری طولانی خواند، و پیدا بود که ذهنی هشیار و سالم دارد. پس از آن، در بعد از ظهر پرخاطره ی ١٨ مهر ١٣٨٧، انجمن کوه نوردان ایران در همایش نکوداشت راهنمایان پیش کسوت علم کوه، در حسن کیف از او در کنار  صفر نقوی، رسول نقوی، علی محمد فرضی، و علیدوست فرضی تقدیر کرد. در  آن نشست برای من جالب بود که عین الله همسر ابراهیم نوتاش را که چهل سال پیش دیده بود، شناخت و خاطره هایی از صعود آن زمان آنان تعریف کرد.

عین الله، در شب هشتم دی ٨٩ احتمالا بر اثر سکته ی مغزی درگذشت. مرگی چنان که آرزو می کرد؛ در حالی که هیچ دوره ی بیماری را نگذرانده بود، و بی هیچ خانه نشینی و ذلت.

 

عکس از تارنمای کوه نوردان کلاردشت (کالاهو)

 

عین الله و فاطمه نوتاش (همسر ابراهیم نوتاش) - علم کوه ١٣۴٨


 
پاکیزگی کوهستان های بزرگ را پاس بداریم!
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۸ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- فصل نامه ی کوه، شماره ی ۶١

در تابستان 88 که در بخشی از برنامه ی باشگاه آرش برای گشایش مسیر روی برودپیک، همراه گروه صعود بودم، نکته هایی در زمینه ی حفاظت کوهستان به نظرم آمد که در این جا به طرح آن ها می پردازم. با توجه به این که رفتن ایرانیان به منطقه های کوهستانی بزرگ بیرون از کشور روز به روز بیشتر می شود، از دوستان کوه نورد، به ویژه مدیران باشگاه ها و گروه ها و هیات ها، و از فدراسیون کوه نوردی درخواست دارم در زمینه ی اهمیت حفاظت کوه های خارج از کشور بیشتر کار کنند و در مورد یادداشت زیر هم نظر اصلاحی و تکمیلی بدهند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زمین لرزه و محیط زیست
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چند سال پیش،مقاله ای با عنوان بالا نوشتم که در شماره ی 16 (دی- بهمن 1385) مجله ی "نقد نو" چاپ شد. همین مقاله، با اندکی تلخیص و حذف پی نوشت ها، در روزنامه ی همشهری 5/10/85 هم چاپ شد.

 در چاپ دوم(زمستان 1387) کتاب مقدمه ای بر شناخت بلایای طبیعی تالیف دکتر محمد باقر صدوق بخشی از مقاله ی من، عینا (بدون ذکر ماخذ!) چاپ شد (صفحه های 57 و 58 کتاب یاد شده). امروز که در گوگل، عبارت «زمین لرزه و محیط زیست» را جستجو می کردم، دیدم که در تارنمای مردم سالاری، مقاله ی من با عنوان «با نبض زمین همراه شویم» درج شده و نویسنده ی آن، زهره نراقی ذکر شده است!

به هر حال، به مناسبت سالگرد زمین لرزه ی مهیب بم (5/10/82) خواندن آن مقاله را به دوستان پیشنهاد می کنم. همچنینن می توانید نگاه کنید به یادداشت پارسال من با عنوان بوم لرز و دل لرزه های ما در سبز پرس و دیده بان کوهستان، در اینجا.


 
گزارشی از نشست ماهانه ی انجمن
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یک گزارش کتبی و تصویری بسیار خوب از نشست ماهانه ی انجمن را که در روز چهارشنبه ی گذشته برگزار شد،می توانید در تارنمای آوای کوهستان شمال بخوانید.

موضوع اصلی این نشست، گزارش تلاش لیلا اسفندیاری برای صعود به قله ی ک2 (دومین قله ی بلند جان) بود.


 
از آمدن و رفتن او سودی کو؟!
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

این روزها، صحبت از استعفای احتمالا معترضانه ی دکتر صدوق معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست و افرادی دیگر که "دلسوزان واقعی محیط زیست" خوانده شده اند، گرم است.

محیط زیست ایران، از همه سو و در همه ی ابعاد؛ در خاک و آب و هوا، در کوه و دشت و دریا، در شهر و روستا... رو به انحطاط تمام عیار است. شورای عالی محیط زیست که مطابق ماده ی اول قانون حفاظت و به سازی محیط زیست باید سازمان حفاظت محیط زیست را زیر نظر داشته باشد، اساسا معلوم نیست که منحل شده یا موجود است؟! بگذریم که ترکیب کاملا دولتی  شورا، اساسا هیچ گاه امکان نمی داده که این نهاد در برابر طرح های دولتی "توسعه" عرض اندامی کند. 

هیچ یک از رییسان سازمان حفاظت محیط زیست در سی و چند سال گذشته، تا پیش از برعهده گرفتن این سمت، فعالیتی یا تحصیلاتی در زمینه ی محیط زیست نداشته اند؛ آنان فقط بر پایه ی حسن نظری که رییس جمهوران به ایشان داشته اند، و البته برای آن که پست ریاست سازمان محیط زیست خالی نماند، در این مقام جای گرفته اند. در چنین شرایط، آمدن و رفتن چنین رییسان و معاونان، تغییری اساسی در وضع محیط زیست کشور پدید نمی آورد... ؛ شاید فقط شیب تخریب اندکی کم و زیاد شود!

 سبز پرس نظر چند نفر از صاحب نظران و فعالان محیط زیست را در مورد تحولات اخیر سازمان محیط زیست جویا شده است:

نظر محمد درویش

نظر عباس محمدی

نظر دکتر اسماعیل کهرم

نظر افشین دانه کار


 
نگاه محمد درویش به ماجرای استعفای دکتر صدوق
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ٥ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش- دیده بان طبیعت بختیاری

وقتی صدوق هم ترجیح می دهد که برود!

و سرانجام محمد باقر صدوق، مردی که بسیاری به او امید بسته بودند که شاید بتواند کشتی به گل نشسته محیط زیست ایران را به ساحل نجات و آرامش برساند، هم رفت! آن هم در شرایطی که نه تنها نتوانست آن کشتی بلازده را از گل درآورد، بلکه نزدیک بود خودش و کارنامه ۳۰ ساله اش را هم با خود در گل مدفون سازد!!

و همه ی این ها در سال ۱۳۸۹ رخ داد؛ سالی که برایتان خواهم گفت: به سهولت می توان بر آن، عنوان سیاه ترین سال محیط زیست ایران را داد! نمی توان؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گردهمایی ماهانه ی جمعیت زنان
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ٤ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری ایرن

جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط زیست، یک گردهمایی با موضوع آلودگی هوای تهران برگزار می کند.

جمعیت زنان، از طرفداران محیط زیست دعوت کرده است که در این گردهمایی شرکت کنند.

یکشنبه ۵ دی ماه، از ساعت ١۶ تا ١٨

تهران- خیابان انقلاب،خیابان قدس، جنب دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران، کوچه آذین، پلاک 13، ساختمان شماره 2دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران.


 
یک "ترین" دیگر برای سرزمین ما
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۳ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبزپرس

رکورد جهانی تهران درآلودگی هوا؛ ٣١ روز در هشدار!

تیتر بالا، نه گفته ی مخالفان و منتقدان همیشگی، بلکه سخن هادی حیدر زاده مشاور شهردار تهران در امور محیط زیست است که در روزنامه ی همشهری ٢٩ آذر آمده است.

فقط اندکی بهتر شدن موقتی هوای شهر کافی بود که آقایان، طرح تردد خودروهای زوج یا فرد را ملغی کنند تا مبادا خودرو فروشان عزیز، درصدی از فروش کالاهای مرگ آفرین خود را از دست بدهند! آیا این نبود که در آن چند روز اجرای این طرح، شدآمد خودروها بسیار روان تر شده بود و همین وسایل نقلیه ی همگانی موجود، برای جابجا کردن مردم کافی به نظر می آمد؟! آیا پیشنهادهای ساده و بی هزینه ای که در اینجا داده بودم، عملی نیستند ؟! چرا... ، و در واقع تصمیم گیران بهتر از من می دانند که چه چیزی به نفع سلامت همگان است. اما سودجویی سیری ناپذیر و انحصار خفقان آور حاکم بر اقتصاد و محافل تصمیم گیری، مانع پیش گرفتن شیوه های درست می شود.

عشق به انجام کارهای "بزرگ"! که یک بار به آن اشاره کرده ام، یک تراژدی کمیک برای سرزمین ما است، اکنون بد نیست که این رکورد تازه را هم به نام آقایان ثبت کنند... .

درخواست کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران از دادستان کل کشور برای تعقیب قانونی قصور کنندگان در کاهش آلودگی هوای تهران که به امضای شمار دیگری از شهروندان هم رسیده است، به طور قطع و یقین خواست اکثریت قریب به اتفاق همه ی تهرانی ها و حتی ساکنان دیگر نقاط کشور است؛ امید آن که شاهد ورود قاطعانه ی مرجع قضایی به این عرصه ی حیاتی باشیم.

 


 
درباره ی جشنواره ی فیلم و گزارش های کوه نوردی
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۳ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

 با توجه به درخواست تعدادی از دوستان از شهرهای مختلف برای تمدید مهلت ارسال گزارش برای جشنواره، زمان برگزاری این رویداد به اسفند ماه سال جاری موکول شد و از این‌رو مهلت پایانی برای ارسال گزارش‌ها برای آخرین بار تا ۱۵ دی‌ماه تمدید می‌شود.
بدیهی است آثاری که پس از آخرین مهلت، ارسال شوند، در جشنواره شرکت داده نخواهند شد.
لازم به ذکر است که فیلم‌ها باید با فرمت "دی وی دی" یا "وی سی دی" تهیه شده باشند.
گزارش‌های نوشتاری نیز باید با فرمت "ورد" و "پی دی اف" بر روی سی دی به‌همراه یک نسخه چاپ شده‌ی سیاه سفید با فونت استاندارد وصحافی شده، فرستاده شوند.


دبیرخانه جشنواره ی دوسالانه‌ی فیلم و گزارش‌های کوه‌نوردی

انجمن کوه نوردان ایران

 
یک نمونه کار زیست محیطی مردمی
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۳ دی ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

همشهری

مردم محلی به همراه گروه‌های مردمی در شیراز، تالاب بین‌المللی کمجان را که چند سال پیش خشک و نابود شده بود احیا کردند.

این تالاب از جمله تالاب‌های مهم کشور است که در نخستین کنوانسیون بین‌المللی تالاب‌ها در فهرست رامسر ثبت شد و به تایید رسید. تالاب کمجان آنطور که ناظران بین‌المللی محیط‌زیست اعلام کرده بودند، به‌دلیل قرار داشتن در مسیر کوچ پرندگان، یک‌درصد از پرندگان خاورمیانه را در خود جای می‌داد.

آن طور که فعالان احیای این تالاب به خبرگزاری مهر گفته‌اند، تالاب کمجان در اوایل دهه 60 به‌دلیل احداث 2 رشته زهکش خشک شد و ارزش‌های زیست‌محیطی خود را از دست داد. تالاب بین‌المللی کمجان تا پیش از خشک شدن به لحاظ زیست‌محیطی بسیار ارزشمند بود.

پس از خشک شدن تالاب، مردم محلی بدون درخواست کمک از نهادهای دولتی اقدام به احیای آن کردند. آنها آب بندهایی در مسیر زهکشی‌ها ایجاد کردند تا بار دیگر آب به تالاب جاری شود. همین اقدام منجر به رویش گیاهان در منطقه و بازگشت و تولیدمثل پرندگان به تالاب کمجان که تبدیل به شوره‌زار شده بود، شد.