حیات وحش شهری
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۳٠ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

ما شهر را با جانوران دیگر شریکیم! گذشته از انبوه حشرات، و جانوران دیگری که ممکن است در نظر ما خوشایند نیایند، بسیاری موجودات دیگر هم هستند که در کنار ما می زیند و به غنا و زیبایی محیط می افزایند و چهره ی ناخوشایند هم ندارند!

حق حیات جانوران را پاس بداریم و در صورت امکان به آنان کمک کنیم! عکس زیر که برنده ی جایزه ی طلای IFRA شده، بره آهویی را نشان می دهد که از پستان یک زن بچه دار تغذیه می کند.

 

در همین شهر تهران هم انبوهی از موجودات دوست داشتنی می زیند که می توانیم با حمایت از آن ها، به شهر خود رنگ زندگی بزنیم:

 

کبوتر چاهی

بلبل خرما

جوجه یاکریم، در آشیانه ای بر لبه ی باریک پنجره، و تخمی که هنوز باز نشده است.

 حاجی لک لک، در نزدیکی روستا (عکس از:http://lawansaqez.blogfa.com/)

یا کریم (یا قمری خانگی؟)

 


 
مخالفت فدراسیون با صعود ده هزار نفری
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چندی پیش نوشتیم که تربیت بدنی مازندران و دیگر گیرندگان نامه ی انجمن درباره ی برنامه ی صعود ده هزار نفره به دماوند، هیچ پاسخی به ما نداده اند (اینجا). خوشبختانه، امروز در تارنمای فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی، نامه ی زیر را دیدیم:

مدیر کل محترم تربیت بدنی استان مازندران

 با اهدای سلام و احترام؛

همانگونه که استحضار دارید؛ بنا بر برنامه ریزی و اطلاع رسانی صورت گرفته توسط معاونت توسعه‌ی ورزش همگانی آن اداره کل؛ قرار است یک صعود ده هزار نفری با عنوان «همایش بزرگ کوه‌پیمایی» 15 مردادماه جاری در ارتفاعات دماوند صورت گیرد، که با عنایت به آسیب های جدی و جبران ناپذیری که صعودهای این چنینی بر پیکره ی کوهستان و طبیعت منطقه به ویژه اثر طبیعی و ملی «دماوند» وارد می آورد، این فدراسیون بر خود لازم می داند ضمن سپاس از توجه مسئولین آن استان به ورزش کوه نوردی و تلاش های صورت گرفته در جهت توسعه و فراگیر کردن آن، علاوه بر تأکید بر اهمیت حفظ منابع زیست محیطی و جلوگیری از تخریب کوهستان ها، تصریح نماید ضمن اجتناب از مبادرت به صعودهای همگانی با این تعداد شرکت کننده که علاوه بر آسیب های زیست محیطی، نیازمند نظارت دقیق و خطیر نسبت به سلامتی یکایک کوه نوردان شرکت کننده می باشد، حتی المقدور صعودهای همگانی آینده، در مقیاس های جمعیتی متعارف و با تقسیم بندی در چند جبهه و چند مسیر از ارتفاعات یک کوه تعدیل و تنظیم شود.
پیشاپیش از بذل توجه و دستور مساعد جناب عالی کمال تشکر و امتنان را دارم.

محمود شعاعی
رئیس فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی

از سوی انجمن کوه نوردان ایران، از آقای محمود شعاعی به خاطر این رویکرد طبیعت دوستانه،  و همچنین از آقای شجاعی لنگری رییس هیات کوه نوردی مازندران (که ایشان هم با این صعود مخالفت کرده اند) سپاسگزاری می کنم.

عباس محمدی

 


 
قانون مجوز قطع درخت باید مورد بازبینی قرار گیرد
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

بخش کوتاهی از گفتگوی تلفنی عباس محمدی با سبز پرس را در مورد قطع درخت در تهران توسط شهرداری، در اینجا بخوانید.


 
سد سازی، از نیاز تا افتخار
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت محسن تیز هوش را با عنوان بالا، در تارنگار آوای محیط زیست ایران بخوانید.


 
چرا دماوند را باید کوه ملی ایرانیان بدانیم؟
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

علیرضا زیاری- ایران بوم

گرامی داشت ِ آب و کوه در پیشینه ی تمدن ایرانی

از همان دوران بسیار کهن، بشر به این حقیقت پی برده بود که کوهستان در تولید آب و باران و حفظ منابع آب و تراوش آن به صورت چشمه و نهر و رود تاثیر مستقیم دارد. پس گرامی‌داشت آب و کوه از دیر زمان با یکدیگر پیوند داشته‌اند. کوه نه تنها منبع آب که پناهگاه مناسب و زیستگاه شایسته و چراگاه طبیعی محسوب می‌گردید و طبعا این بایستگی و شایستگی به کوه های آب‌زا بیشتر تعلق داشت. در واقع اگر بخوبی بنگریم همیشه رابط‌ای تنگاتنگ میان انسان  و زمین و کوه و آب و آسمان و خورشید وجود داشته و این عناصر در اندیشه‌ها و باورهای بشر قدیم به عناوین مختلف گرامی  بوده‌اند و طبعا هریک ایزدی و اسطوره‌ای و آئین‌های نیایشی داشته‌اند.
در جوامع مادرسالار، ایزد بانوان اهمیت ویژه‌ای داشتند و عناصر طبیعت نیز در نظر مردم روابط همخونی داشته‌اند. آسمان پدر، زمین و کوه مادر و رود دختر کوه بود. در دوران پدر سالاری، رفته رفته کوه پدر شد و رود همچنان دختر او باقی ماند. مادر تصورشدن زمین و کوه صرفا به دلیل اهمیت زن در دوران مادرسالاری نبود، بلکه کوه همان زمین – مادری بود که ارتقاء یافته و بلند شده بود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یادداشت از نادر ضرابیان
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

درودبرشما

         آقای محمدی عزیز شما محبت می فرمایید ویادداشتی می نویسید به بلندی هشت متر ! ولی در بخش پیام ها فقط چند میلی متر ! جا برای پاسخ گویی دارید . اگرهم پاسخ برای شما به صورت ایمیل ارسال شود  چنان چه موافق نباشید با کلی مقدمه و موخره سعی می کنید مفهوم یادداشت  را کم اثر کنید ! امیدوارم این یادداشت دچار آن بلا نشود !

         دراین یادداشت تلاش می کنم بدون این که وارد بحث فرهنگ ودلایل رفتار مردم شوم ( که خود یادداشت مفصل دیگری را می طلبد )  کمی ازعرایض خودم دررابطه با مردم ، دفاع کنم . 

         فرموده اید که اکثر روشنفکران ومردم کوچه و بازار براین  باورند  که مردم عادی هیچ تقصیری  ندارند در صورتی که برعکس باورشما ، بنده تا به حال  به جز یک مورد ، ندیده  و نخوانده ام  که کسی از مردم  دفاع کرده  باشد...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نودمین نشست ماهانه‌ی انجمن کوه‌نوردان ایران
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مکان: خانه‌ی شهریاران جوان - آمفی تاتر شماره‌ی ۲
خیابان ویلا، نبش ورشو


زمان: چهارشنبه ۳۰ تیر  ۱۳۸۹ از ساعت ۱۷ تا ۲۰

موضوع

خبرهای کوه‌نوردی - عباس ثابتیان
معرفی تارنمای پاکوب (دانش‌نامه‌ی آزاد کوه به زبان فارسی)
گزارش عرفان فکری از اردوی جهانی غارنوردی در هندوستان

شرکت در نشست‌های انجمن برای همگان آزاد است.

ورودیه برای اعضای انجمن: ۲۰۰۰۰ ریال
برای دیگران: ۳۰۰۰۰ ریال


 
بزرگ راه چمران، جلوه گاه سوء مدیریت و سرگردانی مدیران شهر
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت عباس محمدی را با عنوان بالا در سبز پرس بخوانید.


 
درباره ی دماوند در "ایسنا"
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

گفتگو با عباس محمدی درباره ی صعود ده هزار نفره؛ اینجا

گفتگو با مدیر کل دفتر ثبت آثار تاریخی فرهنگی و طبیعی سازمان میراث فرهنگی درباره ی بهره برداری از معدن ها ی پوکه در دماوند؛ اینجا

گفتگو با مازیار نیازمند، کارشناس پیشین کمیته ی ملی طبیعت گردی و فعال در اکو توریسم که دو سال پیش همراه با ما (دیده بان کوهستان) برای تهیه ی گزارش از وضع دماوند به منطقه آمد (و اکنون می گوید که همه ی  اقدام هایی که قرار بود انجام شود، با تغییر مدیریت سازمان تحت الشعاع قرار گرفت!)؛ اینجا.


 
کوه ها، همه جا در معرض تخریب
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٥ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

و اشاره ای به مسوولیت همگانی...

کوه های ما در همه جای کشور، به بهانه های گوناگون در معرض تاخت و تازهای بی رحمانه و کوته بینانه و سرزمین بر باد ده هستند؛ و دولت و ملت دست در دست هم و در تعاملی همسو، به این امر مشغول اند! دوست من، نادر ضرابیان، و البته بسیاری (شاید اکثریتی) از روشنفکران و مردم کوچه و بازار بر این باورند که مردم عادی هیچ تقصیری ندارند. من معتقدم که حکومت به خاطر آن که مسوول امر آموزش است و چون در کار آموزش محیط زیست به همگان، و در اجرای بی تبعیض قانون، همچنین در وضع قانون های ضروری، و... کوتاهی داشته و دارد، البته که مقصر اول در تخریب و آلودگی محیط زیست کشور است. اما (و این اما بسیار مهم است)، انداختن همه ی تقصیرها به گردن دولت، خود گونه ای لاقیدی و رها سازی خویش (و قوم و خویش و همشهری ها) از مسوولیت اجتماعی است که تک به تک بر گردن داریم.

دستی که از پنجره ی خودرو، زباله را به جاده پرتاب می کند؛ دستی که آب آهک به پای درختان باغچه اش می ریزد تا آن ها را خشک کند و به جایش ساختمان برویاند؛ دستی که باغ و کشتزار را قطع قطعه می کند و به بساز و بفروش ها می دهد تا پول بی دردسری به جیب بزند، دستی که درختان جنگل را می برد و منقل «استراحتگاه سنتی» را در کنار جاده روشن می کند؛ دستی که بره می خرد و به کوه می فرستد بی آن که حساب ظرفیت مرتع را بکند، و دست های مشابه، دست دولت و حکومت نیست... دستان من و تو است. من و تو هستیم که باید قدرالسهم مسولیت خود را بشناسیم و آن را به گردن بگیریم. من و تو هستیم که باید حقوق خود را بشناسیم و از آن دفاع کنیم و آن را احیانا از دولت مطالبه کنیم.

راحت است که دولت را مقصر بدانیم و از آن «انتقاد» کنیم؛ بسیار دشوار و وقت گیر است که کار اجتماعی کنیم برای اصلاح افکار همگانی. من درهیچ کجا نگفته ام که «ملت ما بی فرهنگ اند» (نمی دانم ضرابیان این عبارت را از کجا آورده)، اما واقعا معتقدم که همه ی ما، نه فقط ایرانیان، بلکه عموم مردم، به کم و زیاد، در همه جای جهان، باید نگرش خود را به محیط زیست تغییر دهند و مسوولیت فردی خود را بر عهده گیرند، و فرهنگ خود را ارتقا دهند تا وضع از این که هست بهتر شود. فراموش نکنیم که دولت توان مراقبت پلیسی از همگان را ندارد (بگذریم که بسیاری مواقع، مردم با پرداخت رشوه، ماموران را هم از کار خود باز می دارند!).

سازمان های مردم نهاد می توانند و باید بخش مغفول مانده ی مسوولیت دولت ها را در امر آموزش محیط زیست، در حد وسع و بضاعت خود، بر عهده گیرند؛ اندکی از آن چه را که دولت انجام نداده، ما انجام دهیم! در این صورت انتقادهای ما از صورت غرولند صرف خارج خواهد شد.

این مقدمه ی کمی دراز را گفتم تا یک نمونه ی دیگر از بی مسوولیتی مردم کوچه و بازار را نسبت به طبیعت، به نقل از تارنمای هیات کوه نوردی استان همدان نشان دهم. ظاهرا گروهی از باغ داران عباس آباد همدان تصمیم گرفته اند که تمام آبی را که از زیر پناهگاه اول الوند به دره می رود، برای باغ های خودشان ببرند و برای این منظور، اقدام به لوله کشی از بالا و جاده سازی و عملیات تخریبی دیگر کرده اند که طبیعی است بلایی سنگین بر منطقه  نازل خواهد شد (شبیه کاری که در سولقان انجام شد و مسبب آن هم گروهی از اهالی منطقه بودند، یا اصرار بر جاده سازی در جنگل  ابر که آن هم با لابی جمعی از مردم محل صورت گرفته است). چرا که سهم طبیعت، و تاثیر این جویبار بر تقویت آب های زیر زمینی، و اثر آن بر چشم انداز کوهستان نادیده گرفته شده است. دو عکس را در زیر، و بقیه را در اینجا و نیز در وبلاگ دیار الوند ببینید.

جوی آبی که خشک خواهد شد.

کندن کانال برای لوله کشی.

یادداشت دیگر این تارنگار در این زمینه را در اینجا بخوانید. همچنین به یادداشت محمد درویش در مورد زباله پراکنی و شکار در پارک ملی خبر (اینجا) توجه کنید؛ این کارها را نه ما که لابد مریخی ها می کنند!


 
اعتراض به تخریب تپه ی تاریخی قلعه دختر در نزدیکی دماوند
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

چند روز پیش خبرگزاری ایسنا گفتگویی تلفنی با من داشت، درباره ی قلعه دختر پلور (با نام جدیدتر «بچه دماوند») که امروز در تارنمای ایسنا درج شده اما به دلیل ماهیت گفتگوی تلفنی، اندکی با گفته های من متفاوت است و حتی یکی دو لغزش هم دارد. به هر حال مضمون اصلی حرف من که «در کشور ما روح بساز و بفروشی بر اندیشه ی حفاظت از میراث های طبیعی و تاریخی غلبه یافته است» در گزارش بازتاب دارد (در اینجا بخوانید). مهم تر این که در پای این گزارش، پیوندهایی به سخنان ارزنده ی هنرمند جهانی و استاد دانشگاه، دکتر احمد نادعلیان آورده شده که سفارش می کنم حتما آن ها را بخوانید.

باید خون گریست به حال ملتی که فرهنگ خود را چنین پایمال می کند، برای احداث کارخانه هایی که رسالتی جز آلوده سازی محیط زیست کشور (رها سازی میلیون ها بطری پلاستیکی در کوه و دشت) ندارند!

نمونه هایی از سفال های خرد شده در زیر چرخ بولدوزرها

تپه ی قلعه دختر که تقارن شگفت آوری با دماوند دارد (داشت؟!) و تخریب شدید آن برای راه اندازی کارخانه ی آب معدنی (14/3/89).


 
درباره ی تجریش
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

تجریش، در تاریخ کوه نوردی ایران جایگاهی برجسته دارد، و امروزه هم مبدا حرکت ده ها هزار نفری است که هر روز تعطیل در تهران به کوه می روند. مطلب ارزنده ای در باره ی این روستای قدیمی (و محله ی اعیان نشین کنونی) شمال تهران در تارنمای ایرانبوم دیدم که در آن جا هم از تارنمای فرایران برگرفته بودند. مقاله را در زیر بخوانید:

طجرشت (تجریش) در گذر ایام

  هزار سال پیش تجریش، طجرشت خوانده می شد.  چنانکه راوندی مورخ تاریخ در شرح سلطنت طغرل سلجوقی آورده است: «آنگاه سلطان از تبریز به سوی ری رفت تا زفاف به دار الملک باشد.  اندک مایه رنج بر وی مستولی شد، به قصران بیرونی، به در ری به دیه طجرشت از جهت خنکی هوا نزول فرمود، چه حرارت هوا بغایت بود.  به سال 455 ق
جالب اینجاست که طغرل در همان تجریش وفات یافت و جنازه اش برای دفن به ری منتقل شد
 

تجریش در زمان ناصرالدین شاه  پر از درخت انجیر وگیلاس و مزرعه های با صفا. اصل این نقاشی در موزه صاحبقرانیه موجود است


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دنا باز هم تکه پاره می شود...
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

پیمانکار لوله کشی در دنا، کار مخرب خود را دوباره آغاز کرده و جناب صدوق در سازمان محیط زیست می فرمایند که «موضع سازمان تغییری نکرده و همچنان بر حفظ دنا تاکید می کنیم». این فرمایش بی فایده را در کنار بی اعتنایی سازمان به پی گیری های مردمی ِ دیگر (برای مثال: موضوع دماوند که در یادداشت پیشین به آن اشاره کردیم) قرار دهید، تا ببینید که سازمان حفاظت محیط زیست تا چه حد پی گیر حفاظت از محیط زیست کشور، و موثر در این امر است!

متن گزارش بهمن ایزدی، دل سوخته ی کوهستان دنا را که در همشهری آمده، در زیر بخوانید:

30هزار بلوط کهنسال در آستانه نابودی
گروه محیط‌زیست - اسد افلاکی
با آغاز دوباره عملیات اجرایی انتقال لوله گاز در منطقه جنگلی دنا احتمال قطع حداقل 30 هزار بلوط کهنسال قوت گرفت

این درحالی است که سال گذشته عملیات اجرایی لوله گاز در این منطقه باعث قلع وقمع 14 هزار بلوط کهنسال طی 2 روز شد. در پی آن، پیگیری‌های رسانه‌ای و واکنش برخی مسئولان منابع طبیعی و محیط‌زیست به این فاجعه، سبب شد تا دادستان کل کشور دستور پیگیری موضوع را صادر کند.

اما با وجود این پیشینه و با آنکه انتظار می‌رفت فاجعه به نابودی همان 14 هزار بلوط منتهی شود شواهد حاکی از آن است که اراده‌ای مصمم به اجرای عملیات اجرایی در همان مسیر سال قبل است؛ به‌طوری که طی روزهای اخیر2 هزار اصله درخت بلوط کهنسال برای آماده‌سازی‌ این مسیر قلع و قمع شده است.

بهمن ایزدی، رئیس هیأت‌مدیره کانون سبز فارس، در گفت‌وگو با همشهری بااعلام این خبر افزود: مجری پروژه انتقال لوله گاز، عملیات اجرایی را در 6 کیلومتر از جنگل‌های انبوهی که سال قبل براثر عملیات اجرایی همین مجری ویران شده بود،  ازسر گرفته است.

بهمن ایزدی در زردکوه


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نامه در مخالفت با صعود ده هزار نفره
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

نامه ی زیر را در تاریخ 1/4/ 89 برای تربیت بدنی مازندران و دیگر گیرندگان (که در زیر نامه آمده) فاکس کردیم و اصل آن را هم در یکی دو روز پس از آن رساندیم. نامه را همچنین به پیوست یک نامه ی دیگر برای آقای محمدی زاده (رییس سازمان حفاظت محیط زیست) فرستادیم و به «دفتر زیستگاه ها» ی این سازمان هم دادیم.

تا به امروز، اگر از دیوار صدا یا پاسخی شنیده اید، ما هم از آقایان پاسخ گرفته ایم!

جناب آقای پریچهره

مدیر کل گرامی تربیت بدنی استان مازندران

 

با سلام؛

در خبرها آمده است که معاونت توسعه­ی ورزش همگانی آن اداره­ی کل در نظر دارد در 15 مرداد آینده «همایش بزرگ کوه پیمایی» را در دماوند برگزار کند. گویا قرار است طبق روال چند سال گذشته چند هزار نفر در جبهه­ی جنوبی دماوند تجمع کنند و به کوه­نوردی یا پیاده­روی بپردازند. یقینا اطلاع دارید که مناطق مختلف طبیعی دارای یک «ظرفیت برد» محدود هستند و نمی­توان بدون آسیب­رسانی به محیط، جمعیت زیادی را به منطقه تحمیل کرد. همان گونه که در برنامه­های پرجمعیت سال­های گذشته دیده شده، حضور هم زمان حتی چند صد نفر، سبب لگد کوب شدن شدید علفزارها، فرسایش خاک، ریخت و پاش کنترل نشدنی زباله، وارد شدن حجم زیادی از مدفوع و ادرار انسانی که فراتر از قدرت خودپالایی کوهستان است، آلودگی صوتی، و ناامن شدن منطقه برای حیات وحش می گردد.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تا دوشنبه...
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

با درود به خوانندگان،

در این تارنگار، تا روز دوشنبه 21 تیر، یادداشت جدیدی نخواهیم داشت.


 
راه دریاچه ی گهر اسفالت می شود؟!
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

هر دم از این باغ بری می رسد! آقایانی که توان سامان دهی حداقلی را به ترافیک داخل یک شهر ندارند، و از جمع کردن زباله های یک خیابان، و آموزش ابتدایی ترین اصول شهروندی عاجزند، یک روز تصمیم می گیرند که برای آسان سازی دسترسی «مردم» به دماوند، راه جنوبی آن را اسفالت کنند، روزی می خواهند که برای توسعه ی گردشگری، روی کوه تاریخی طاق بستان تله کابین بسازند، و امروز صحبت از اسفالت کردن راه دریاچه ی گهر در اشترانکوه می کنند (در ایرن بخوانید).

اطمینان دارم که کوه نوردان و دیگر طبیعت دوستان نخواهند گذاشت که این طرح مخرب اجرا شود.


 
سد سازی، گونه ای بساز و بفروشی است!
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱٥ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

امروز گفتگوی کوتاهی با سبز پرس داشتم و در آن اشاره ای کردم به ماجراهای سد سازی در ایران، و «نگاه سازه ای» جدیدی که با عنوان «سد های زیر زمینی» رواج می یابد. در اینجا بخوانید. و البته می توانید نظر مدافعان این سد سازی تازه را هم در همان سبز پرس بخوانید.

نظر فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر حوزه ی آب را هم در سبز پرس بخوانید.


 
دماوند، نماد سرفراز طبیعت ایران
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

متن سخن رانی محمد درویش در جشن روز ملی دماوند را در اینجا بخوانید.


 
پرشکوه ‌ترین نکوداشت محیط زیست در ایران؛ به بهانه‌ی دماوند
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

محمد درویش، یکی از پر کار ترین و موثر ترین شخصیت های زیست محیطی ایران است؛ کسی که یک تنه در حد یک خبرگزاری در حوزه ی محیط زیست اطلاع رسانی می کند، و هم زمان در مقام یک پژوهشگر به تحقیق علمی در این زمینه مشغول است، و البته یکی از مردمی ترین چهره های علمی هم هست که بی تکبر در همایش های گوناگون، به ویژه گردهمایی های مردمی، حضور می یابد و به جمع انرژی می دهد.

محمد درویش- رینه، 11/4/89

اظهار نظر درویش را با عنوان بالا (در مهار بیابان زایی)، به فال نیک می گیرم و خوشحال ام که انجمن کوه نوردان ایران توانسته است در این وانفسای بی تحرکی و بی انگیزگی برای کار پی گیرانه، برنامه ای داشته باشد که یک چنین ارزیابی را از سوی یک شخصیت صاحب نظر به دست آورد.

از همه ی دوستان ام در انجمن، و کسانی که در کنار انجمن بوده و همایش با شکوه جمعه به همت آنان پا گرفت، سپاسگزاری می کنم، به ویژه: حسین عبیری، کیخسرو یزدانی، طاهری، عزت عمرانی، جواد نظام دوست، موسی عرب ورامین، حسن زرین قلم که از چند ماه قبل در تدارک این برنامه بودند. آرزوی ما بود که بتوانیم با اهالی منطقه های کوهستانی پیوندهای کاری صمیمانه برقرار کنیم که اکنون به این مهم بسیار نزدیک شده ایم؛ در برگزاری همایش جمعه، از همکاری صمیمانه و موثر مجید صادقی عضو شورای شهر رینه، و منصوری نژاد رییس این شورا و بسیاری از دیگر مقام ها و اشخاص دیگر در منطقه برخوردار بودیم. موسسه ی کوهستان سبز، و انجمن در شرف تاسیس دوستداران دماوند، نقش کلیدی در جلب توجه رسانه ها و گروه های پرشمار مردم به این رویداد داشتند. درود بر همه ی اینان، و آن کسان دیگر که در این یادداشت شتاب زده نام شان نیامده، و صدها و صدها نفری که «پرشکوه ترین نکوداشت محیط زیست در ایران» را پدید آوردند.

سالن ورزش دانشگاه پیام نور رینه که ساختمان آن هنوز به پیایان نرسیده، اما فضای نیمه باز آن با کار ما بسیار مناسبت داشت! (عکس ها از مصطفی شکرابی)

گزارش محمد درویش را که در برگیرنده ی نکته های اصلی سخن رانی دکتر کهرم ، و نیز «پیوند» های مربوط به بازتاب رویداد در چندین رسانه ی مختلف هم هست، در زیر بخوانید. (مراسم جمعه بازتاب خوبی هم در صدا و سیما: شبکه ی سراسری خبر، شبکه ی مازندران، رادیو کوهستان و... داشت.)

همه‌ی آن چند هزارنفری که روز جمعه – 11 تیر 1389 – خود را به رینه رسانده بودند تا در ششمین مراسم نکوداشت دماوند شرکت کنند، باور کردند که محیط زیست هرگز نتوانسته تاکنون چنین جمعیتی را گردآورد!
    باید تبریک بگویم به
عباس محمدی عزیز و شبکه‌ی گسترده‌ی همکارانش در تشکل‌های مرتبط با کوه‌نوردی که نشان دادند بیش از هر تشکل دیگری در ایران سازمان‌یافته و حرفه‌ای بوده و می‌توانند در بزنگاه‌هایی که مایلند، اجتماعاتی چنین شورانگیز را بیافرینند. هرچند که نباید از خاطر برد، خود موضوع، یعنی پاسداشت حرمت نماد متقارن و سر به فلک کشیده‌ی ایران – دماوند – هم در آفرینش این رخداد بزرگ بی‌تأثیر نبوده است.
    سخنان کوتاه اما اثرگذار دکتر اسماعیل کهرم هم مانند همیشه، توانست تا شور و شوق حاضرین را نسبت به مخاطراتی که دماوند را تهدید کرده و می‌کند، بیش از پیش تهییج کند، به نحوی که مراسم آب پاشان انتهایی واقعاً برای خنک کردن آن شور لازم بود! نبود؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
حمله ی ده هزار نفری به دماوند!
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

یادداشت رامین نوری را درباره ی برنامه ی کوه نوردی ده هزار نفری که قرار است از سوی تربیت بدنی مازندران در نیمه ی مرداد برگزار شود، در ایرن بخوانید.

یادداشت دیگر رامین نوری با عنوان خداحافظی با پارک ملی لار را نیز می توانید در اینجا بخوانید.


 
سیزدهم تیر؛ جشن تیرگان و روز ملی دماوند
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

امروز سیزدهم تیر یا بنا بر تقویم باستانی ایران، تیر روز از تیر ماه و روز جشن تیرگان است. از شش سال پیش، انجمن کوه نوردان ایران و شمار زیادی از گروه های کوه نوردی و سازمان های مردم نهاد زیست محیطی سیزدهم تیر را «روز ملی دماوند» نامیده و جشن و همایشی را به این مناسبت در نزدیک ترین جمعه به سیزدهم تیر برگزار کرده اند. همچنین در فاصله ی 15  خرداد (روز جهانی محیط زیست) تا روز ملی دماوند، در روزهای تعطیل به کار آموزش چهره به چهره و یادآوری نکته های زیست محیطی، و نیز پاک سازی کوه پایه های دماوند پرداخته اند. در یادداشت های دو سه هفته ی گذشته ی این تارنگار، در مورد این فعالیت ها، و در یادداشت قبلی در مورد جشن روز دماوند یادداشت هایی داشته ایم.

انجمن مکاتبه هایی هم با سازمان میراث فرهنگی داشته و پیشنهاد داده است که سیزدهم تیر به عنوان روز ملی دماوند در تقویم رسمی کشور گنجانده شود، و به نظر می رسد که نظر موافق در این مورد در سازمان وجود دارد. امید آن که این مجموعه کارها، در افزایش حساسیت نسبت به مشکلات زیست محیطی دماوند، و در افزایش مسوولیت پذیری همگانی در حفظ محیط های کوهستانی موثر باشد.

تیرگان بر شما خجسته باد.


 
روز شاد و با شکوه دماوند، و مخالفت با صعود ده هزارنفره
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

دیروز سالن ورزش دانشگاه پیام نور رینه پذیرای صدها دوستدار دماوند بود که از آمل، بابل، تنکابن، رینه، پلور، ساری،قایم شهر، گرگان، تهران... وشهرهای دورتر -حتی بیرجند- آمده بودند تا در جشن و همایش روز ملی دماوند حضور یابند.

مراسم با حضور مجری باسابقه ی صدا و سیما، آقای پیر ایرانی، اجرای بسیار خوبی داشت، و با سخن رانی ارزنده ی مهندس محمد درویش، و سخنان پر شور و احساس دکتر اسماعیل کهرم، حال و هوای شایسته ای یافت. افزون بر این ها، اجرای دو مرحله موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی محلی مازندران و خواندن دسته جمعی سرود «ای ایران»، فضای شادی را حاکم کرد و به این ترتیب بر خلاف بیشتر نشست هایی که در آن با گفتگو از وضع محیط زیست کشور، غم همه را فرا می گیرد (!)، بیشتر حاضران در طول سه چهار ساعتی که در محل بودند، دلشاد و سرحال بودند. و کارگاه نقاشی برای بچه ها و مراسم آب پاشان در آخر جشن که با تمام ابزارهای ممکن (از بطری و لیوان گرفته تا ماشین آتش نشانی رینه!) انجام شد، برنامه را به روزی به یاد ماندنی برای کوچک و بزرگ بدل ساخت.

در کنار مراسم، توماری هم در مخالفت با برنامه ی ده هزار نفری که قرار است از سوی تربیت بدنی مازندران در نیمه ی مرداد برگزار شود، امضا شد. در مورد این برنامه، انجمن کوه نوردان ایران و انجمن دوستداران دماوند نامه هایی به تربیت بدنی مازندران، سازمان محیط زیست، فدراسیون کوه نوردی، و اداره ی کل منابع طبیعی مازندران فرستاده اند.

خبر سبز پرس را در مورد نامه ی انجمن کوه نوردان به تربیت بدنی مازندران در اینجا بخوانید.


 
دماوند را نمی توان دوست نداشت!
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

برگزاری جشن روز ملی دماوند، فرصتی است که در فضایی شاد (و نه آن طور که معمولا در همایش های زیست محیطی شاهدیم؛ غمگنانه) به طرح مساله های زیست محیطی دماوند و به طور کلی: کوه های کشور، بپردازیم. ورود همه ی علاقمندان، به این مراسم آزاد است؛ رینه، سالن دانشگاه پیام نور، جمعه 11 تیر از ساعت 3 تا 6 بعد از ظهر.

محمددرویش که سخن ران اصلی مراسم امسال روز ملی دماوند است، یادداشتی خواندنی دارد:

دماوند را نمی‌توان دوست نداشت.
مهم نیست که اهل کدام دیارِ این کهن بوم و بر هستی؛ مهم نیست که به چه زبانی سخن می‌گویی، مهم نیست که از چه آیینی تبعیت می‌کنی و چگونه با خدایت راز و نیاز می‌نمایی؛ حتا مهم نیست که در کجای این جهان روزگار می‌گذرانی ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کلاردشت هم بیابانی می شود!
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- همشهری

جمعه 28 خرداد، همایشی مردمی در کلاردشت برگزار شد با عنوان «روز ملی علم کوه».

قرار بود این همایش و جشن، جمعه پیش از آن، مقارن با 21 خرداد و به مناسبت سالروز ثبت علم کوه در تاریخ 21 خرداد 1381 در فهرست آثار طبیعی ملی برگزار شود که به‌علت فراهم نشدن شرایط، برگزاری آن با یک هفته تاخیر صورت گرفت. این همایش با پیشنهاد دفتر نمایندگی انجمن کوهنوردان ایران در کلاردشت  و با همکاری انجمن حمایت از محیط‌زیست کلاردشت، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط‌زیست (دفتر تنکابن)، هیأت کوهنوردی کلاردشت،  شورای شهر، شهرداری و بخشداری کلاردشت برگزار شد؛ همایشی برای طرح مشکلات زیست محیطی .آنچه در پی می‌آید گزارشی است از وضعیت امروز کلاردشت.

گردنه ی بیرون بشم .

چشم انداز غالب در کلاردشت امروز؛ زباله و نخاله در کناره های جاده، ساختمان ها و زمین های دیوارکشی شده در همه جا، جنگل به شدت عقب نشینی کرده، و سیمای استپی شده ی زمین های جنگلی پیشین.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جمعه 11 تیر؛ جشن و همایش روز ملی دماوند
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی
میراث خبر: سیزدهم تیر ماه، روز جشن تیرگان و روز ملی دماوند است. انجمن کوه نوردان ایران و شماری از دیگر کوه نوردان و طبیعت دوستان، در نزدیک ترین جمعه به این روز، جشن و همایشی در شهر رینه برگزار می کنند.
امسال، ششمین جشن روز ملی دماوند، در روز جمعه ١١ تیر از ساعت ٣ تا ۶ بعد از ظهردر سالن ورزش دانشگاه پیام نور رینه برگزار خواهد شد.
 
برنامه های جشن شامل سخنرانی شهردار رینه، سخنرانی رییس شورای شهر رینه، سخنرانی محمد درویش عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع با عنوان «دماوند، نماد طبیعت ایران»، اجرای موسیقی محلی مازندران و موسیقی سنتی ایران، برنامه‌های جنبی «آب پاشان»، و کارگاه نقاشی برای کودکان و نوجوانان است.
 
کسانی که می خواهند با اتوبوس به رینه بروند، می توانند از ساعت 10 تا 5 بعد از ظهر دوشنبه تا چهارشنبه با دفتر انجمن دیده‌بان کوهستان (66712243) تماس بگیرند و ثبت نام کنند.

 
گرد مرگ بر دماوند
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

گزارش خبرگزاری «میراث خبر» را از مشکلاتی که معدن کاوی و دیگر کارهای مخرب محیط زیست برای دماوند ایجاد کرده، در گفتگو با جلال مومنی از فعالان محیط زیست منطقه، در اینجا بخوانید.

یکی از معدن های پوکه در دماوند


 
لحظه ای با پروین، قربانی سلاح های شیمیایی در سردشت
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ٧ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

هفتم تیر، سالروز بمباران شیمیایی سردشت است؛ یکی از بدترین فاجعه های معاصر کشور ما. مطلب زیر را از وبلاگ طبیعت و کوه های کردستان برگرفته ام:

پروین گفت: «دکترها گفتند ده سال پیش باید می‌مردی. چطور هنوز زنده‌ای؟» خندید، اما از ته دل نبود. سال‌هاست که دیگر از ته دل نمی‌خندد. شاید از همان وقت که یازده نفر از اعضای خانواده‌اش را در بمباران شیمیایی از دست داد و افسردگی گرفت. مرگ از همان روز پی‌اش راه افتاده است. پروین صبح‌ها دو ساعت پیاده‌روی می‌کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نگاهی به ماجرای جاده سازی در دماوند، و دیگر مشکلات این کوه
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ٧ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- میراث خبر

طبیعت کم مانند بلندترین قله ی ایران که به هیچ قیمتی قابل بازسازی نیست، نیاز به مراقبت و حفاظت دارد نه راه سازی و بنا کردن ساختمان و دست کاری های دیگر. هرگونه بارگذاری اضافه بر زیست بوم دماوند که هم اینک از فشار چرای مازاد بر ظرفیت مراتع ، معدن کاری، و ساخت و ساز در رنج است، به این دارایی ملی آسیب خواهد رساند.

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تاریخچه ی فعالیت برای حفاظت دماوند
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ٧ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

حسین عبیری گلپایگانی، مدیر عامل موسسه ی کوهستان سبز و همکار گرانقدر انجمن کوه نوردان ایران، در تارنمای میراث خبر گزارشی دارد از مجموعه فعالیت ها برای حفاظت دماوند. در این جا بخوانید.


 
جمعه 11 تیر؛ جشن و همایش روز ملی دماوند
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

سیزدهم تیر ماه، روز جشن تیرگان و روز ملی دماوند است. انجمن کوه نوردان ایران و شماری از دیگر کوه نوردان و طبیعت دوستان، در نزدیک ترین جمعه به این روز، جشن و همایشی در شهر رینه برگزار می کنند.

 امسال، ششمین جشن روز ملی دماوند، در روز جمعه 11 تیر از ساعت 3 تا 6 بعد از ظهر در سالن ورزش دانشگاه پیام نور رینه برگزار خواهد شد.برنامه های جشن چنین خواهد بود:

   * خوشامد گویی و سخن رانی شهردار رینه

   * سخن رانی رییس شورای شهر رینه

   * سخن رانی مهندس محمد درویش عضو هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع با عنوان:  دماوند، نماد طبیعت ایران

   * اجرای موسیقی محلی مازندران و موسیقی سنتی ایران

   * برنامه های جنبی «آب پاشان»، و کارگاه نقاشی برای کودکان و نوجوانان.

کسانی که می خواهند با اتوبوس به رینه بروند، می توانند از ساعت 10 تا 5 بعد از ظهر دوشنبه تا چهارشنبه با دفتر انجمن (66712243) تماس بگیرند و ثبت نام کنند.

مقاله ی عالمانه ی دکتر پرویز رجبی را درباره ی تیرگان در اینجا بخوانید.

 


 
پارک های ملی «کاغذی»
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ٦ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

مرضیه ناظری، در تارنمای خودش از پارک ملی نخیلو گفته است که حتی محیط بان هم ندارد، و این که وضع این جزیره پس از ثبت به عنوان پارک ملی هیچ فرقی با قبل نکرده و همچنان شکار پرندگان و بردن تخم آن ها و تخم لاک پشت ها رواج دارد.

در روز جمعه ی گذشته سری به «پارک ملی» لار زدم؛ وضع این پارک قدیمی و اسم و رسم دار و محیط بان دار هم فاجعه بار است. در چند عکس زیر می بینید که خودروها زنچیروار و فقط با پرداخت هزار تومان وارد پارک می شوند؛ نه محدودیتی، نه ضابطه ای، نه آموزشی، نه مسوولیتی برای بازگرداندن زباله؛ سهل است... همه جا زباله ریخته شده، و حتی... انبوهی از زباله در پایین پای پاسگاه محیط بانی رها شده است! با محیط بان ها که گفتگو کردم، از این وضع به شدت ناراحت بودند و می گفتند که خوب است سمن ها (ان جی اوها) وارد کار شوند و با این بی ضابطگی مقابله کنند.

جاده ی داخل «پارک ملی» لار از سمت دلیچای.

زباله های رها شده در کنار پاسگاه محیط بانی دلیچای.

و کمی هم از زیبایی های طبیعی: لانه ی پرنده، ساخته شده از چوب و گل در لابه لای درخت بید (لطفا دوستان پرنده شناس بگویند که لانه ی چه پرنده ای است؟ زاغچه یا...؟)

نمای دماوند سرفراز از دشت لار.


 
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند!
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ٥ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

در برنامه ی روز ملی دماوند سال 1387، پروفسور پرویز رجبی ایران شناس برجسته، از سخنرانان همایش بود. دو سه ساعت پیش از رفتن به سالن همایش، با او به دشت خومه که محل اصلی کارهای آموزشی چهره به چهره ی ما است، رفتیم. استاد در آن جا با نگاهی به زباله های پراکنده شده در دشت، گفت: هنگامی که با مردم خودمان گفتگو می کنیم، از ایرانیان به عنوان «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند...» یاد می کنند! باید این گونه جاها را ببینند که خاک را چگونه پلشت کرده ایم!

دیروز که به خومه رفته بودیم، دیدم که پس از جمع کردن آن همه زباله های هم میهنان گرامی در دو سه جمعه ی گذشته، باز هم انبوهی از زباله در آن جا رها شده است... . برای هزارمین بار به یاد گفته ی استاد پرویز رجبی افتادم.

زباله های رها شده در دشت خومه (دشت شقایق)


 
سیزدهم تیر، جشن تیرگان/ روز ملی دماوند
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

جشن تیرگان، از مهم ترین جشن های ایران باستان بوده است و هنوز هم در گوشه و کنار کشور آیین های آن برگزار می شود. چند افسانه ی دلکش ایرانی، از جمله افسانه ی پرتاب تیر آرش پهلوان برای تعیین مرزهای ایران زمین، به این روز مربوط است. مطلبی درباره ی تیرگان را در این جا بخوانید.

نظر دکتر رضا مرادی غیاث آبادی، اخترباستان شناس را در مورد تطبیق ١٣ تیر با جشن تیرگان، در ایرن بخوانید:

دکتر رضا مرادی غیاث آبادی، استاد دانشگاه و محقق ایران باستان جشن تیرگان را مربوط به آغاز فصل تابستان عنوان می کند که در طول سالیان تغییر کرده و به 13 تیر رسیده است.
او در مورد تیرگان توضیح می دهد: قبل از آنکه گاه شماری مبنی بر ماه های دوازده گانه به وجود آید، گاه شماری به نام گاهنگاری وجود داشت که سال را به 4 فصل و 4 نیم فصل تقسیم می کرد و در ابتدای هر فصل و نیم فصل جشنی برپا می شد؛ مانند جشن نوروز که اول بهار است و یا جشن مهرگان که برای شروع پاییز برگزار می شود. جشن تیرگان نیز در آغاز فصل تابستان و مربوط به دوره هخامنشیان است.
به گفته او تیرگان از زمان اشکانیان تغییر کرده و توضیح می دهد: در زمان اشکانیان که گاهنگاری تغییر کرده و جای خود را به 12 ماه می دهد، این جشن ها نیز به مرور دچار تغییر شکل شده و یا محل برگزاری آن تغییر می کند.
تیرگان نیز که جشن آغاز تابستان بوده با شکل گیری سال 12 ماهه کم کم تاریخ آن نیز عوض شده و به 13 تیر می رسد.


 
دعوت دوباره برای برگزاری جشن های روز ملی دماوند
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

خبرگزاری ایرن

جامعه ی کوه نوردی کشور، از سال 1384 روز سیزدهم تیر را که در تقویم باستانی ایران مقارن «جشن تیرگان» بوده است ، به عنوان «روز ملی دماوند» معرفی کرده است.

به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران، انجمن کوه نوردان ایران، با همکاری دیگر کوه نوردان و طبیعت دوستان در نزدیک ترین جمعه به سیزدهم تیر همایش و جشنی در شهر رینه برگزار می کند که در آن به مسایل محیط زیستی و فرهنگی حوزه ی دماوند پرداخته می شود.


بدینوسیله نمایندگان انجمن در شهرهای گوناگون را به برگزاری همایش های مشابه دعوت می کنیم؛ طرح مشکلات محیط زیستی دماوند، ترویج فرهنگ کوه نوردی و گردشگری مسوولیت پذیر، نمایش فیلم و اسلاید، همراه با اجرای موسیقی و طرح موضوع در مطبوعات و رسانه های دیگر، از جمله فعالیت هایی است که دوستان می توانند در جشن های روز ملی دماوند داشته باشند.



 

 

 


 
کلاردشت، بهشت گمشده؟!
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

حتما به یاد دارید که ١۵-١۴ سال پیش، رییس جمهور وقت، کلاردشت را بهشت گم شده نامید و بعد این عبارت، لقلقه ی زبان زمین خواران و زمین فروشان و آگهی نویسان روزنامه ها شد.

در دو سه دهه ی گذشته، هر سال روند تخریب محیط زیست بخش کلاردشت (که از تونل کندوان تا نزدیک چالوس را در بر می گیرد) بیشتر شده و اکنون تمام کشتزارهای منطقه تکه و پاره شده و به ساختمان بدل یا دیوار کشی شده است. به علاوه، جنگل ها و مراتع منطقه هم به شدت مورد تجاوز قرار گرفته است.

جمعه ی گذشته که برای شرکت در جشن «روز ملی علم کوه» به کلاردشت رفتم، عکس های زیر را گرفتم؛ جای آن نیست که خون موج زند در دل هر میهن دوست؟!

نزدیک گردنه ی «بیرون بشم»؛ در سمت چپ و بالای عکس، بقایای جنگل را می بینید که در حال عقب نشینی است. بخش عمده ی منطقه، پاک تراش شده و دیوار کشی های بی شمار برای قطعه بندی و فروش زمین را می توانید در قسمت میانی تصویر (بالای زباله ها) ببینید. برای شیر این گاو که از زباله ها و نخاله ها تغذیه می کند، در بعد از ظهر صف می کشند!

دامنه های سابقا جنگلی در نزدیکی مرزن آباد؛ کشت دیم جنگل را بیابانی کرده است.

تراژیکومیک(!)؛ روی آن تابلوی رنگ و رو رفته ی زیر تابلوی پر طمطراق سد سیابیشه،نوشته شده: منطقه ی حفاظت شده ی چهار باغ! منطقه ای که خاک اش را به توبره کشیده اند... .

بیابان سازی توسط سد سازان؛ ببینید که ساختگاه سد سیابیشه، جنگل را به چه روزی انداخته است!