مراسم یادبود لیلا اسفندیاری
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی
باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند، با مشارکت دیگر علاقمندان برگزار می کند.

 
لیلا اسفندیاری روز ۳۱ تیرماه ۱۳۹۰، پس از صعود به قله‌ی گاشربروم ۲ دچار حادثه شد و درگذشت.


- زمان برگزاری: پنجشنبه ۳ شهریور ماه از ساعت ۱۷ (همراه با افطار)
- مکان برگزاری: خیابان آزادی – خیابان جیحون – جنب پارک آیینه - موسسه فرهنگی ورزشی تامین - آمفی تئاتر نگین غرب


 
وبلاگ گروهی "صیانت از کوهستان"
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۳٠ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

وبلاگ صیانت از کوهستان با هدف انجام اطلاع رسانی و فعالیت دسته جمعی در زمینه ی حفاظت از کوهستان های کشور راه اندازی شده است. مدیر وبلاگ درباره ی آن نوشته است:

این وبلاگ با جسارت تمام به نقد و بررسی مسایل زیست محیطی در قلمرو کوهستان های ایران زمین خواهد پرداخت .
"صیانت از محیط کوهستان" یک وبلاگ گروهی است و تمام دوستانی که مایل به انتشار مطالب زیست محیطی خود در آنند می توانند پسورد آن را در اختیار داشته باشند .
از کلیه ی  کوه نوردان و کوه نویسانی که مایل اند در این راستا با ما همکاری کنند تقاضا داریم از طریق کامنتینگ این وبلاگ با ما تماس بگیرند و آدرس تارنمای خویش را وارد کنند تا پسورد مربوطه در اختیارشان قرار گیرد.

نشانی وبلاگ: www.koohban.blogfa.com


 
معرفی تارنمای "دماوند کوه"
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دماوندکوه نام تارنمایی است که قصد دارد تارنمای "جامع و کامل کوه دماوند" باشد و در صفحه ی نخست آن آمده است:

اکنون زمان آن فرا رسیده تا بی مهری هایی که در طول این سال ها نسبت به کوه دماوند شده است، جبران شود و با کمک و تلاش تمامی دوستداران کوه دماوند و طبیعت، از پتانسیل های فراوان این گنج عظیم به بهترین گونۀ ممکن بهره برداری شود.

پایگاه اینترنتی دماوندکوه از تمامی علاقه مندان دعوت می کند تا با پیوستن به جمع بزرگ دوستداران و حامیان کوه دماوند، ما را در دستیابی به اهداف این پایگاه یاری نمایند.

در زیر، یکی از یادداشت های این تارنما را می توانید ببینید:

 حضور ناشایسته ی کوه دماوتد درسایت فدراسیون کوه نوردی 


 
پایان تلاش "آرشی" ها روی برودپیک
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

تیم باشگاه کوه نوردان آرش که برای تکمیل مسیر نو روی برودپیک (گشایش شده در سال 88 تا ارتفاع 7100 متر) در تیر ماه گذشته به منطقه رفته بود، به کار خود پایان داد. این تیم امسال توانست از چادرگاه سوم مسیر عادی برودپیک، 400 متر روی مسیر نو صعود کند ولی به دلیل دیر وارد شدن به منطقه و از دست دادن  بخشی از فرصت صعود، نتوانست کار خود را تکمیل کند.

توضیح بیشتر در تارنمای باشگاه کوه نوردان آرش.


 
شکایت روستاییان از سد گتوند
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

تارنمای تعامل

به گزارش تعامل، در جدیدترین تحولات، اهالی روستاهای ظلم آباد، دهلران، دشت بزرگ و کوه زر از توابع عقیلی، بخاطر شور شدن چاه آب آشامیدنی منطقه خود، علیه سد گتوند علیا به اقامه دعوی پرداختند.

 منجزی رئیس شورای روستای دهلران از توابع عقیلی در گفتگو با ایبنانیوز ضمن اعلام این خبر، گفت: آب آشامیدنی چهار روستای ظلم آباد، دهلران، دشت بزرگ و کوه زر از یک چاه قدیمی تأمین می شد و همزمان با بالا آمدن سطح آب دریاچه سد گتوند علیا و نفوذ احتمالی «آب - نمک» از مخزن سدگتوند به سفره های زیر زمینی، شور شده است. آب این چاه تا ماه های آغازین سال 90 بسیار شیرین و زلال بود اما الان غیر قابل شرب شده است و تا این لحظه کسی پاسخگو نیست و ما مجبور شده ایم علیه شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران شکایت کنیم تا مسئولین استان و کشوری به داد ما برسند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نجات اورمیه یا اجرای پروژه؟!
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 سبز پرس

یک فعال محیط زیست انتقال آب از رودخانه ی ارس به دریاچه ارومیه را کاری نادرست خواند و نتیجه ی این کار را برای دریاچه نامطلوب ارزیابی کرد. بزرگنمایی

 عباس محمدی، فعال محیط زیست و عضو گروه دیده بان کوهستان در گفتگو با سبز پرس گفت: تعدادی رودخانه که آب آنها به دریاچه می ریخت را با سد مسدود کرده اند و به جای باز کردن سدها، می خواهند از چند صد کیلومتر آن سوتر آب وارد دریاچه کنند. 
اوادامه داد: این کار با هر منطقی اشتباه است و هر عقل غیر متخصصی هم به سادگی این موضوع را متوجه می شود. 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
صدمین نشست ماهانه؛ یاد یاران و دیدار آشنایان
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢٦ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

امروز، صدمین نشست ماهانه و همگانی انجمن کوه نوردان ایران در حالی برگزار می شود که انجمن دوازدهمین سال فعالیت خود را می گذراند و ده سال از برگزاری نخستین نشست ماهانه ی تهران می گذرد.

این نشست ها، یکی از عوامل موثر در راه تحقق نسبی نخستین هدف انجمن: "گسترش همکاری ورزشی و تحکیم دوستی میان کوه نوردان" بوده است. در صدمین نشست، یادی خواهیم داشت از یاران رفته ی سال 90: عیسی میر شکاری، یاسر انصاری، و لیلا اسفندیاری؛ همچنین نگاهی خواهیم داشت به کارنامه ی انجمن، و با شنیدن پیشنهادها و بیان انتقادها خواهیم کوشید انجمن را در ادامه ی راه و ارتقای کارش یاری کنیم.

دیدار: چهارشنبه 26/5/1390 از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر.

تهران- خیابان نجات اللهی، نبش ورشو، سالن شهریاران جوان.

 ورود برای همه ی علاقمندان آزاد است.

در پایان نشست، افطار خواهیم داشت.

 

 


 
در نقد فدراسیون و جامعه ی کوه نوردی (بخش آخر)
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در شرایط فقر نسبی کوه نوردان ایران و سایه ی سنگین اقتصاد دولتی بر کشور، تقریبا همه ی کوه نوردان جوان و بسیاری از کوه نوردان میان سال که توان صعود به کوه های بلند را دارند، ناچارند که برای برخورداری از حمایت فدراسیون (که در واقع، نه "فدراسیون" به معنای نماینده یا مجمع باشگاه ها و سازمان ها، بلکه یک اداره ی دولتی است)، تسلیم سیاست های آن که از بالا اعمال می شود، گردند. نتیجه ی این تسلیم، کمرنگ شدن شور و نوآوری، و دنباله روی کوه نوردان زبده از مدیران و برنامه ریزان محافظه کار است. چنین است که می بینیم کوه نوردانی که در بیرون از فدراسیون، در برنامه های کم هزینه ی داخلی، صعودهای نو و کارهای با ارزش دیگر انجام داده اند، در فضای فدراسیون و برنامه های خارج از کشور آن، در چرخه ی کارهای تکراری گرفتار شده اند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تورهای نفرت انگیز شکار!
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در تارنگار دفتر نمایندگی انجمن در مهاباد (اینجا)،‌ یادداشتی درباره ی برگزاری تورهای شکار در ایران و آگهی های مشمئز کننده ی آن آمده است. اگرچه شکار غیر مجاز با انواع اسلحه های جنگی و غیر جنگی مجاز (!) بسیار بیش از شکارهای با مجوز به حیات وحش ایران آسیب می رساند، اما به نظر من در سرزمینی که به ازای هر راس چارپای وحشی، سالانه صدها گلوله شلیک می شود، لازم است که هر گونه شکار ممنوع شود.

همچنین نگاه کنید به یادداشت دیگر این تارنگار در این زمینه: چه مایه جانوراند از تو خسته و رنجور.

 Iran hunting safariwild boar hunting safari in Irantravel to Iran

 

 


 
تلاش برای حفاظت شاهوار
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

علیرضا ولیان- کوه بزرگ

غروب پنجشنبه 20/5/90  ستاد مردمی حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی شاهرود , قاره کوچک , در جمع مردم روستاهای تاش پایین و بالا حضور یافتند و بعد از صرف افطار مردم در مساجد هر دو روستا حضور پیدا کرده و به تشریح مشکلات حاصل از معدن کاری در منطقه پرداختند و اطلاعیه ستاد بین اهالی پخش شد. نکته قابل توجه آگاهی مردم از برخی عوارض اینگونه عملیات و تخریبها بود . البته علت اصلی وجود چند معدن از مدتها قبل در منطقه است که ساکنین روستا با عواقب آن به طور ملموس مواجه شده اند.

 از جمله نظرات مردم می توان به موارد زیر اشاره کرد :


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یکصد نشست برای دیدار دوست، برای همنورد، و برای کوهستان
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 یکصدمین نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران، در روز چهارشنبه 26 مرداد، با یادی از عاشقان از دست رفته ی این یکی دو ماه برگزار می شود: لیلا اسفندیاری که در گاشربروم به معشوق پیوست؛ عیسی میرشکاری که جان در راه صعود به مانسلو گذاشت؛ و یاسر انصاری که جوانمرگ شد و محیط زیست ایران را غمزده ساخت.

از نخستین نشست همگانی ماهانه ی انجمن که در چهارم مهر ماه 1380 با عنوان "یادواره ی عزیزی- حراستی" در تهران برگزار شد تا کنون، این جلسه ها فرصت شنیدن ده ها گزارش صعود، دیدن ده ها نمایش اسلاید و ده ها فیلم، تبادل صدها خبر، گوش سپردن به چندین کنفرانس آموزشی درباره ی کوه نوردی و محیط کوهستان، نکوداشت چندین کوه نورد، دید و بازدیدهای بسیار، و ... گرامی داشت یاد چندین عزیز از دست رفته را به جامعه ی کوه نوردی کشور داده است.

 ما را به سخت جانی خود این باور نبود...؛ در این سرزمین، تصور استمرار هر کاری به مدت بیش از یک دهه، دشوار است! چه رسد که آن کار، فعالیتی داوطلبانه و بی مزد و مواجب باشد! اما اکنون، جای خوشحالی است که  دفترهای نمایندگی انجمن در چند شهر دیگر نیز چنین نشست هایی را برگزار می کنند.

در این نشست، دیدار و گفتگویی نیز خواهیم داشت با اعضای هیات مدیره های پیشین انجمن... . باشد که با بازخوانی تجربه ها، شنیدن انتقادها، و دریافت نظرها بتوانیم راه آینده را بهتر بسپریم!

دیدار: چهارشنبه 26/5/1390 از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر.

تهران- خیابان نجات اللهی، نبش ورشو، سالن شهریاران جوان.

 ورود برای همه ی علاقمندان آزاد است.

در پایان نشست، افطار خواهیم داشت.


 
تا دوشنبه، خدا نگهدار!
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

با سپاس از توجه شما، این تارنگار تا روز دوشنبه 24 مرداد، به دلیل مسافرت به روز نخواهد شد.


 
در نقد فدراسیون و جامعه ی کوه نوردی (2)
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

با نگاهی به یادداشت رامین شجاعی

رامین در بند سوم یادداشت می گوید که من موضوع تمایل فدراسیون آقای شعاعی برای اجرا، سرپرستی، و خزانه داری برنامه های بزرگ را با وضعی که در فدراسیون آقای آقاجانی حاکم بوده، خلط کرده ام. در واقع، خلط مبحثی در کار نیست؛ من فدراسیون کوه نوردی را در سه دهه ی گذشته در نظر داشته ام و بحثم فقط درباره ی فدراسیون کنونی نیست. او همچنین می گوید که شعاعی فقط سرپرستی یک برنامه ی هیمالیایی را شخصا برعهده داشته است. خوب، فکر می کنم که فدراسیون تحت مدیریت شعاعی، فقط دو سه تایی برنامه را سازماندهی کرده (و از تعداد دیگری حمایت کرده) و از آن دو سه تا، یکی (سی درصد) را مستقیما خود رییس سرپرستی کرده است. مهم تر این است که در فضای فدراسیون، سرپرست تیمی که با حمایت فدراسیون عازم می شود، تمام کارهای اصلی خود را با نظر رییس فدراسیون انجام می دهد. رامین، در ادامه گفته که «اگر معتقد به اجرای صعودها در قالب تیم های ملی هیمالیا نوردی باشیم، چاره ای نیست جز این که این اقدامات در فدراسیون انجام پذیرد.» از قضا، من معتقدم و نوشته ام که اصلا اطلاق عنوان "تیم ملی" به این گونه تیم ها و اجرای برنامه های تکراری با عنوان های "دهان پر کن" اشتباه است؛ رامین از کجا برداشت کرده که من به اجرای صعود در این قالب ها معتقدم؟!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در نقد فدراسیون و جامعه ی کوه نوردی!
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

با نگاهی به یادداشت رامین شجاعی

 در ابتدای مقاله ای که چند سال پیش با عنوان «نگاهی به کارنامه ی فدراسیون کوه نوردی»(1) نوشتم، گفته ام که: «نقد بر فعالیت های فدراسیون کوه نوردی، تا حد زیادی نقد جامعه ی کوه نوردی است. نه فقط به این دلیل که فرضا از دیدگاه یک ناظر خارجی، هر فدراسیون نماینده ی رسمی آن رشته ی ورزشی در یک کشور است، و یا به این دلیل که می گویند هر دستگاه حاکم بیانگر لیاقت ها و توانایی های جامعه ی زیر حکم است- بلکه همچنین به این دلیل مهم تر که آحاد کوه نوردان کشور در بیشتر سال های این دوران، یا فدراسیون را با احکام و مدارک اعطایی اش بالاترین مقام کوه نوردی دانسته و با فهرست کردن دوره هایی که در فدراسیون گذرانده اند در سیاهه ی افتخارات خود، بر این فرض صحه گذارده اند؛ و یا با مطرح کردن هر گونه خواسته ی کوه نوردی (مانند تهیه ی وسایل، و کمک به اجرای برنامه) در پیشگاه فدراسیون و مطالبه ی تحقق آن ها از این دستگاه، خود جنبه ی اِشراف و حتی تقدسی به آن داده اند که در نتیجه ی آن هرگز نمی توان مسوولیت آن چه را فدراسیون انجام داده یا نداده، صرفا متوجه آن اداره دانست.»


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کوه شاهوار، زیر تیغ!
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

همشهری

درحالی‌که از برخی محافل غیررسمی خبرهای نگران‌کننده‌ای مبنی بر از سر‌گیری عملیات احداث جاده در جنگل ابر به گوش می‌رسد، روز گذشته یکی از فعالان محیط‌زیست شاهرود از تخریب بخشی از بلندترین قله البرز شرقی در 30 کیلومتری شمال این شهرستان خبر داد و گفت:

اخیرا به بهانه استخراج سنگ برای یکی از کارخانجات عظیم آلومینیوم، مجوز معدن‌کاری در این منطقه صادر شده و براساس همین مجوز، چند روزی است که معدن‌کاران با ماشین آلات سنگین راه‌سازی به جان این بخش از طبیعت زیبای شاهرود افتاده‌اند.
علیرضا ولیان، فعال محیط‌زیست و مسئول کمیته کوهنوردی هیات کوهنوردان شاهرود، در توضیح این خبر به همشهری گفت:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گردشگری صنعتی (2)
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

چند پاراگراف زیر، از کتاب ادوارد ابی(1) ترجمه شده است. ببینید که چه شباهتی دارد با اوضاع و احوال مملکت خودمان!

گردشگری صنعتی یک تجارت بزرگ، و به معنای پول است. این فعالیت، دارندگان متل و خوراکخانه ها، بنزین فروشی ها، شرکت های نفتی، پیمانکاران راه سازی، کارخانه داران تجهیزات سنگین، بنگاه های مهندسی ایالتی و فدرال، و صنایع با نفوذ و پر قدرت خودرو سازی را در برمی گیرد. این دارندگان منافع گوناگون، به خوبی سازمان یافته اند، بیش از بسیاری از ملت های این زمان ثروت دارند، و با چنان قدرتی در کنگره نمایندگی می شوند که توجیه آن بسی فرا تر از هر شکلی از مشروطه یا دموکراسی است. (سیاست امروزین، گران قیمت است- قدرت به دنبال پول می آید.) گردشگری صنعتی، از طریق کنگره فشار مهیبی بر "پارک سرویس" این شاخه ی نحیف قوه ی مجریه وارد می سازد، فشاری که از هر طریق ممکن دیگر- محلی، ایالتی، منطقه ای- و از طریق تبلیغات و عادت های تثبیت شده ی یک ملت اسرافکار نیز اعمال می شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در نقد و بررسی کارنامه ی فدراسیون کوه نوردی
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

رامین شجاعی که یکی از خوش فکر ترین کوه نوردان ایران (والبته از چند سال پیش، مقیم کانادا) است، در پاسخ به درخواست من که خواسته بودم نظر ش را درباره ی مقاله ی من با عنوان کیفیت، عنصر فراموش شده در کوه نوردی ایران بدهد، لطف کرده و یادداشتی را در وبلاگ داستان کوه نوشته است. این یادداشت را در زیر بخوانید تا بعدا به بررسی آسیب شناسانه ی آن (!) بپردازم.

از رامین شجاعی صمیمانه سپاسگزاری می کنم.

 

جشنواره ی صعودهای برتر، کلید حل مشکلات

اشاره: این نقد بنا به درخواست آقای محمدی دو هفته قبل و  در ارتباط با یادداشت کیفیت، عنصر فراموش شده در کوه نوردی ایران (2)) نوشته شد، ولی به دلیل حادثه منجر به فوت خانم اسنفندیاری ترجیح دادم انتشار آن را به تعویق اندازم.

 

در مورد یادداشت آقای محمدی باید بگویم با بعضی از مثالها موافق نیستم و خطاهایی گاه به چشم می خورد مثلا اینکه پیشنهاد صعود برنامه مسیر جدید بر روی برودپیک در سال 77 یعنی 13 سال پیش داده شد. شرح کاملی از سابقه این پیشنهاد را می توانید در اینجا بیابید.

مهمتر از این موارد، اما، به نظرم تحلیل ایشان از علت کم پرداختن فدراسیون به کارهای نو صحیح نیست. چرا که:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گردشگری صنعتی (1)
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در صفحه ی محیط زیست همشهری 16/5/90، یادداشتی دیدم با عنوان "مشقی برای جنگل ابر" که در آن نویسنده از یک سفر آخر هفته به "جنگل ابر" در شاهرود، و انبوه خودروهای سواری و مینی بوس و اتوبوس، و گردشگرانی که با گذر از جاده ی اسفالته تا اعماق جنگل می روند،  گفته بود. و از این که گردشگران عزیز، درختان را برای تهیه ی هیزم می شکنند، و هر جا که دلشان بخواهد آتش روشن می کنند، و در همه جا زباله می پراکنند.

در ایران، سفر بسیار زیاد انجام می شود؛ یک بار رییس پلیس راه کشور گفته بود که ایرانیان هفت برابر اروپایی ها به سفر می روند! ظاهرا 7-6  برابر  شدن قیمت بنزین هم تاثیر چندانی بر این موضوع نداشته است، و در تمام روزهای پنج شنبه و جمعه، در تعطیلی های خود ساخته ی ناشی از اتصال یک روز تعطیل وسط هفته به دو روز آخر (!)، و به ویژه در نوروز و سه ماه تابستان، زنجیره ی متصل به هم خودروها در راه های کشور به ویژه در استان های شمالی،کم رونق نمی شود.

با وجود دشمنی ظاهری ما با آمریکا، بسیاری از رفتارهای اقتصادی و اجتماعی مان شبیه نظام آمریکایی است!


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دو گزارش از زاگرس
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در همشهری امروز، دو گزارش درباره ی کوه های زاگرس آمده که بسیار خواندنی و در خور تامل است:

زاگرس درحال نابودی است

 

 


 
سد سازی سلیقه ای!
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

Headline Imageبه گزارش سبز پرس عیسی جعفری سخنگوی کمیسیون کشاورزی، ‌آب و منابع طبیعی مجلس گفته: "ساخت سلیقه‌ای سدهای مختلف، منابع آب کشور را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است... و هم‌اکنون در کشور سدهایی وجود دارد که خشک بودن دریاچه ی پشت این سدها، بیهوده بودن ساخت آنها و تحمیل هزینه‌های سنگین به منابع مالی کشور را نشان می‌دهد."

جای خوشوقتی است که کار پی گیرانه ی تلاشگران محیط زیست کشور، و برگزاری همایش های "روز جهانی مبارزه با سد سازی" و "روز ملی حفاظت رودخانه ها" و انبوه مقاله ها و نامه هایی که در این خصوص نوشته شده، تا این حد تاثیر داشته است که در مجلس هم صدایی بر ضد سد سازی های طبیعت بر باد ده بلند شده است.

 در سبز پرس همچنین گزارش کوتاهی درباره ی فعالیت های ضد سد سازی در ایران آمده است. برای آگاهی بیشتر در این زمینه، می توانید روی موضوع "سد سازی" در ستون دسته بندی مطالب این وبلاگ کلیک کنید.


 
دماوند، منطقه ی نمونه ی گردشگری؟! ای وای برما!
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

در خبرگزاری مهر آمده است که مهدی بهمنی رییس اداره میراث فرهنگی آمل گفته  پرونده ی ثبت دماوند به عنوان نخستین اثر طبیعی کشور در فهرست میراث جهانی یونسکو آماده شده است. در این خبر همچنین آمده که دماوند ازسوی هیات دولت به عنوان یک منطقه ی نمونه ی گردشگری مصوب شده است.

از آن جا که تا کنون ثبت مناطق به عنوان "منطقه ی نمونه ی گردشگری" نتیجه ای جز ساختن راه های دسترسی بیشتر و احداث تاسیسات و مخدوش کردن جلوه های طبیعی آن ها نتیجه ای نداشته است، باید سخت دلواپس و مراقب بود که چه خوابی برای دماوند دیده اند! آیا کشیدن خط تله کابین و ساخت هتل و اسفالت کردن راه های خاکی دور و بر این کوه مد نظر است؟

کوه نوردان و کوه دوستان باید حواس خود را جمع کنند...! 


 
یک گزارش دیگر از جشن "روز ملی دماوند"
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

پیش از این یک گزارش و عکس هایی از همایش بزرگ روز ملی دماوند  در این تارنگار داشتیم. در زیر، گزارش دیگری را از دوست مان محمد موسوی می بینید.

 

جشن تیر گان و روز ملی دماوند

 رینه، 17 تیر 1390

                                                                                                                                  همایش جشن تیرگان و روز ملی دماوند (سیزدهم تیر ماه) که از هفت سال پیش در نزدیک ترین جمعه به 13 تیر در شهر رینه برگزار می شود، امسال در روز جمعه 17 تیر  در سالن ورزش دانشگاه پیام نور شهر رینه برگزار شد. برگزارکنندگان همایش، انجمن کوه نوردان ایران (دفاتر شهرهای مازندران)- انجمن دوستداران دماوند- دیده بان کوهستان (دکا )- دانشگاه پیام نور رینه- بخشداری لاریجان- شورای اسلامی و شهرداری رینه بودند. شرکت تولیدی باران مازند بابل و شرکت بریان گوشت آمل به عنوان حامی، بخشی از هزینه های همایش را به عهده گرفتند. شرکت آب معدنی نوا  نیز با آب معدنی رایگان از حاضران پذیرایی کرد.

از سال 1384 جشن تیرگان در سالن اداره فرهنگ و ارشاد رینه بر گزار می شد. اما دو سالی است که به پشتکار سازمان های مردم نهاد یادشده و همراهی و همکاری دانشگاه پیام نور رینه و شورا و شهرداری و بخشداری شهر، جشن تیرگان و روز ملی دماوند درگستره ای بزرگ تر و بسار باشکوه  برگزار می شود. برنامه ی امسال که با استقبال بی نظیر دوستداران کوه و طبیعت همراه بود، در دو بخش انجام شد. از همان آغاز، تنوع شرکت کنندگان چشمگیر بود. علاوه بر شرکت کنندگان همیشگی، استادان، شاعران و  پژوهشگران زمینه های زیست محیطی و طبیعت نبز حضور نمایان داشتند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سهم قربانیان در خشک شدن زنده رود!
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 محمد درویش- روزنامه ی شرق

در هفته‌ای که گذشت، بار دیگر تبعات خشک شدن بزرگ‌ترین رودخانه مرکزی ایران- زاینده‌رود- ابعادی رسانه‌ای یافت و حتی عالی‌ترین مقام قانون‌گذاری کشور علی لاریجانی را نیز وارد میدان کرد. رییس مجلس با اعلام حساسیت ویژه مجلس نسبت به سرنوشت زاینده‌رود، از برگزاری جلساتی منظم با استاندار و شهردار اصفهان سخن گفت و در عین حال، به طور ضمنی مسوولیت توقف طرح بحث‌برانگیز تونل انتقال آب گلاب را هم تا روشن شدن ابعاد پیچیده‌اش پذیرفت. شایان ذکر است که اجرای طرح انتقال آب به کاشان که با عنوان تونل گلاب از آن یاد می‌شود، ظاهرا یکی از ملزومات غیررسمی اما راهبردی! برای دادن مجوز برپایی سی‌ودومین استان کشور با مرکزیت کاشان است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گزارش "برنامه ی مبادله ی کوه نورد" با آمریکن آلپاین کلاب
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

از حدود سه سال پیش، با پیشنهاد آمریکن آلپاین کلاب (The American Alpine Club) طرحی در انجمن کوه نوردان کلید خورد که بعدا "برنامه ی مبادله ی کوه نورد" نامیده شد. این برنامه برای ما دستاوردهای کوه نوردی، محیط زیستی، و فرهنگی خوبی داشت. چگونگی شکل گیری، هدف های اجرای برنامه، و گزارش بخش اول برنامه را که سفر کوه نوردان ایرانی به آمریکا بود، پیش از این نوشته ام (نگاه کنید به اینجا).

در زیر، بخش دوم گزارش را که مربوط به سفر کوه نوردان آمریکایی به ایران است، و همچنین "پایان سخن" را که مربوط به دستاوردهای برنامه است، می بینید.

کوه نوردان آمریکایی، سخن ویلیام بلیک، نویسنده ی آمریکایی را شعار این برنامه قرار داده بودند: "هنگامی که انسان ها و کوه ها به هم می رسند، کارهای بزرگی صورت می گیرد."

 .Great things are done when men and mountains meet

 عباس محمدی

 گزارش مبادله ی کوه نورد

AAC-ACI CLIMBER EXCHANGE PROGRAM 

 بخش دوم؛ آمریکاییان در ایران

  1-کلیات

  آمریکاییان برای ورود به ایران باید روادید (ویزا) داشته باشند؛ روند فرستادن دعوت نامه برای آنان، رسیدگی وزارت خارجه به پرونده شان، و مراجعه ی آنان به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن و دریافت روادید، چندان ساده نیست. اشکال کار این است که معمولا کوه نوردان (و هر مسافر دیگری) باید از چند ماه قبل بداند که در زمان مورد نظرش کجا خواهد رفت، اما دادن درخواست سفر یک آمریکایی به ایران، باید حداکثر سه ماه پیش از آغاز سفر باشد و این، برنامه ریزی را برای آنان و میزبان دشوار می سازد. به این دلیل، دو نفر از کسانی که قصد داشتند به ایران بیایند، نتوانستند کارهای خود را هماهنگ کنند و از فهرست مهمانان ما بیرون رفتند. همچنین یک نفر دچار شکستگی پا شد و نیامد؛ به یک نفر روادید داده نشد؛ و با کمال تاسف یک نفر دیگر هم که در تیتان با ما بود و تمایل داشت که به ایران بیاید (Chris Pruchnic)، در یک برنامه ی یخ نوردی سقوط کرده و جان باخته بود.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
WWF، پنجاه سال دست‌آورد و موفقیت در زمینه حفاظت
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : مریم عطاریه

WWF، راه حل‌هایی را خلق می‌کند که چالش‌های بزرگ زیست محیطی سیاره‌ی‌ما را حل خواهند نمود. ما می‌خواهیم مردم و طبیعت، هر دو و با یک‌دیگر به کامیابی برسند. WWF از خواست‌گاه و مبدأ نخستینش که یک گروه کوچک از علاقمندان متعهد به حیات‌وحش بود، تبدیل به یکی از بزرگ ترین سازمان‌های مستقل جهان در زمینه حفاظت شده است که توسط 5 میلیون نفر از مردم و فعالان محیط‌زیست از بیش از 100 کشور در 5 قاره، حمایت می‌شود.

در حال حاضر، فعالیت‌های WWF از محلی و متمرکز نمودن تلاش‌‌ها با توجه به یک گونه منفرد و سکونت‌گاه‌های منحصر‌به فرد، تا یک استراتژی  بلندپروازانه به منظور حفاظت از تنوع‌زیستی و دستیابی به توسعه پایدار در سرتاسر جهان؛ متمرکز است.

سیر تحول WWF

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پاک سازی مسیر جنوبی دماوند
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

دیروز (جمعه، 7 مرداد) بیش از صد و پنجاه نفر از اعضای انجمن دوستداران دماوند و دفتر نمایندگی انجمن در آمل، مسیر جنوبی صعود به دماوند را در حد فاصل گوسفند سرای احسان تا پناهگاه جنوبی، پاک سازی کردند. اگر چه مسیر نسبت به سال های گذشته، پاکیزه تر شده و زباله های رها شده کمتر به چشم می خورد، با این حال به اندازه ی یک وانت نیسان زباله جمع آوری و از محل گوسفند سرای احسان توسط شهرداری رینه به پایین برده شد.

"هتل دماوند" (پناهگاه بزرگی که چندسال پیش توسط فدراسیون ساخته شده) به کانونی برای جا گذاشتن زباله ها بدل شده و با وجود تلاش مسوولان پناهگاه برای پاکیزه ماندن اطراف آن، همیشه مقدار زیادی پسماند را می بینیم که در اطراف پناهگاه ریخته شده است؛ این یک خاصیت پناهگاه های کوهستانی (مخصوصا انواع بزرگ آن) است که القا می کند می توان زباله های خود را جا گذاشت! باشد که این موضوع مورد توجه دستگاه هایی که تمایل به ساخت پناهگاه دارند، قرار گیرد.


 
مراسمی به یاد یاسر انصاری
ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

روز یکشنبه در پارک چیتگر:
فعالان محیط زیست تهران مراسم یادبود «یاسر انصاری» را برگزار می کنند 
  بزرگنمایی

دبیرخانه مشورتی سازمان های مردم نهاد شهر تهران اعلام کرد که به پاس دغدغه های زنده یاد یاسر انصاری برای حفظ محیط زیست و به منظور زنده نگاه داشتن یاد او، مراسم آبیاری درختان پارک جنگلی چیتگر را روز یکشنبه برگزار می کند.

 به گزارش سبزپرس، این مراسم در عرصه ای برگزار خواهد شد که اسفندماه گذشته توسط یاسر انصاری و سایر اعضای کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران درختکاری شده بود. 
مراسم یادبود زنده یاد انصاری در پارک چیتگر روز یکشنبه، 9 مردادماه از ساعت 17 تا 19 برگزار خواهد شد. 
دبیرخانه مشورتی سازمان های مردم نهاد شهر تهران اعلام کرد که وسیله رفت و آمد به این مراسم ساعت 16:30 روز یکشنبه از محل ایستگاه مترو صادقیه حرکت خواهد کرد. 
یاسر انصاری کجوری، دبیرکل کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران و مدیر پایگاه خبری سبزپرس بود که در بامداد روز 21 تیرماه 90 در سن 32 سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت. 
او یکی از فعال ترین چهره ها در میان فعالان محیط زیست ایران بود که درگذشت ناگهانی او، خانواده تلاشگران محیط زیست کشور را داغدار کرد. 


 
مجلس یادبود برای زنده‌یاد لیلا اسفندیاری
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز ۸ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

از سوی خانواده ی لیلا اسفندیاری مراسم یادبودی برای او در روز یک‌شنبه ۹ مرداد ۹۰ از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰ درمسجد الجواد واقع در میدان هفت تیر برگزار می‌گردد.

ضمنا مراسم بزرگ‌داشتی نیز از سوی باشگاه کوه‌نوردی و اسکی دماوند برگزار خواهد شد که تاریخ و زمان آن به زودی اعلام می‌شود.


 
نابود سازی چشم اندازهای سرزمین
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ٧ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

هر سرزمینی را با چشم اندازهای ویژه و برجسته ی طبیعی و تاریخی اش می شناسند. چشم اندازهایی که آن سرزمین را "ممتاز" می کنند و با آن ها  دیگران به آن فرا خوانده می شوند.

 شوربختانه، اما در کشور ما گویی کمر به نابود سازی عناصر هویتی مان بسته اند. اگر یک تحول سریع در رویکرد مدیران بخش های مختلف، و یک حساسیت همگانی در مورد حفظ یادمان هامان پدید نیاید،‌ به زودی بخش عمده ی چشم اندازهای ویژه ی سرزمین ایران نابود یا به شدت مخدوش خواهد شد.

درختان کهنسال کشور، این یادگارهای موزه ای زنده و ذخیره های ژنتیکی بی مانند، به علل گوناگون (از همه مهم تر، به علت سو’ مدیریت) به سرعت در حال نابودی هستند. گزارشی را در مورد درخت چنار 900 ساله ی استهبان که به تازگی قطع شده و درختان سرو این شهر که در معرض خطراند، در میراث خبر بخوانید.چنار آب بخش استهبان در مرکز شهر قبل از نابودی


 
برای لیلا اسفندیاری، کاشف فروتن شوکران
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

گفتگوی داغ سبز

گفت و گوی داغ سبز، یک برنامه ی رادیویی است که هر هفته، پنجشنبه ها ساعت 3 عصر در رادیو اینترنتی ایران صدا اجرا و پخش می شود. سردبیر و مجری این برنامه، احمد پازوکی و کارشناس آن، محمد درویش، فعال اجتماعی و عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع است.
این برنامه، تریبونی برای فعالان و دوستداران محیط زیست و منابع طبیعی بحران زده ی ایران است.

خوشحالم که کیفیت دوربین های استودیو ایران صدا کم است و کسی نمی تواند اشک هایم را - که در چند برنامه ی اخیر پای ثابت گفت و گوی داغ سبز بوده - ببیند. جدا از این موضوع، شرایط زندگی به گونه ای است که هر چند وقت یک بار، شعری در ذهن آدم می پیچد و آدم هی برای خودش تکرار می کند. شرایط این روزهای من هم طوری است که با خودم راه می روم و زیر لب می گویم " و رپ رپه ی فرصت سوز طبل..." بارها و بارها بی اختیار این را تکرار می کنم.
با این حال با شنیدن واقعه ی لیلا اسفندیاری - که نمی شناختمش-  و شنیدن حرف هایش پیش از صعود به قله ی واپسین، بلافاصله این شعر به ذهنم آمد:

و تباهی
از درگاه بلند خاطرشان
شرمسار و سرافکنده می گذرد...

گاهی نباید برای کسی مرثیه سرود. و اگر اشکی هست برای خودمان است. برای ما "بی چرا زندگان". زیرا که " آنان به چرا مرگ خود آگاهانند".

.
فردا در گفت و گوی داغ سبز از لیلا اسفندیاری تقدیر به عمل خواهد آمد. عباس محمدی مهمان برنامه است. و آخرین صحبتهای همراه با بغض لیلا در برابر قله K2 را نیز خواهید شنید. در اشک لیلا حرف ها هست. حرف ها...


 
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد!
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد       بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید       شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

                                                                                              حافظ

در جایی اشاره کردم که طرح دادن زمین های هزار متری به هر خانواده، بسیار حساب شده و در واقع کاملا کارشناسی شده است (با احترام به نظر دوستان گرامی که سعی در اثبات "غیر کارشناسی" بودن آن کرده اند!) و دلیل، این که هر بچه ای می داند که زمین نخودچی کشمش نیست که بتوان آن را به تساوی و "مهر ورزانه" میان مردم تقسیم کرد؛ در شرایط کنونی ایران، بسته به محل زمین،  آن هزار متر می تواند از صفر تا ده میلیارد تومان قیمت داشته باشد. همچنین هر دانش آموز کلاس های دوره ی اول دبیرستان، خوانده است که زمین منشا رانت است. حال، چگونه ممکن است که آقایان عاقل و بالغ و کارشناس و "همه چیز دان" این چیزها را ندانند؟!

در واقع، کارشناسان ارایه دهنده ی این طرح، برای چندمین بار در تاریخ سه چهار دهه ی اخیر کشور، برای منابع طبیعی و محیط زیست کشور نقشه ریخته اند. من شنیده ام که گرفتن زمین های هزار متری در مناطقی نزدیک به تهران (دماوند، هشتگرد، و...) بی سر وصدا شروع شده است؛ این خبر راست باشد یا نباشد، امکان وقوع آن کاملا مقرون به واقعیت و زنگ خطری است چند باره برای ثروت های ملی که به نفع اقلیتی بسیار کوچک، به تاراج می رود.

در همشهری امروز، گزارشی با عنوان‌ "ساخت باغ ویلا از جیب طبیعت" چاپ شده است که در آن، به ویژه سخنان کاظم نصرتی رییس جامعه ی جنگل بانی ایران در خور توجه است.


 
پیام خانواده ی لیلا اسفندیاری و یک یادداشت دیگر
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

 باشگاه دماوند

به تصمیم خانواده اسفندیاری پیکر پاک لیلا به هیمالیا سپرده شد

گسترش مرزهای محدود توانایی، مقابله با محرومیت های قراردادی و اثبات شایستگی های زنان، آرمانهایی بودند که لیلا پرداختن به آنها را در کوهنوردی یافته بود و چه خوش درخشید و توانمند بود در مجال کوتاهی که برای زیستن داشت.

 

او تمامی فرصت ها و اندوخته ی زندگی اش را صرف کوهنوردی کرد و سرانجام در جایی آرام گرفت که آرزویش را داشت.
ما خانواده اسفندیاری با دلی آکنده از اندوه، به تصمیم لیلا در انتخابش احترام می گذاریم و بر اساس خواسته ی خودش، پیکر پاکش را در همان نقطه ای که هست به کوههای بلند، پاک و پر برف گاشربروم می سپاریم. جایی که تا ابد چشم انداز زیبای کوهستان قراقروم را برای او به منظر خواهد داشت.
سخت زیست و زیبا رفت.

 

 

 

یادداشت دوست خوبم حسین عبیری، فعال محیط زیست، را درباره ی درگذشت لیلا در وبلاگ کوهستان سبز بخوانید.


 
با نگاه ناباور...
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

نه! نمی گویم که آسمان گریست؛ آسمان تهران در نیمه ی تابستان، با بارانی نا منتظر، گره دل برای خاطر لیلا گشود. آسمان با زبان تندر و رگبار، همان زبان آشنای لیلا، به یاد او سخن گفت!

لیلا! تو نیز سر بر سنگ نهادی و خسته از کژمداری روزگار، برای همیشه با فریاد و دادخواهی بدرود گفتی! دیگر بی مهری کینه جویان و غم دوستان ناهمراه آزارت نخواهد داد! دشخواری اجیر شدن به شغلی با دستمزد اندک – نه بدان مقدار که شایسته ی آنی- را نخواهی کشید!  تنگنای فراهم ساختن زادراه سفری دراز به کوه های دور، فرسوده ات نخواهد ساخت! برای دوری جستن از دامچاله ی حمایت "بزرگان" و برای مفاخره به استقلال شخصیت، رنج گردآوری کمک های کوچک دوستان جانی اما بی پول را نخواهی کشید! ملال پاسخ گویی به پرسش های چند باره که «چرا به کوه می روی... آن بالا چه می جویی؟!» آزارت نخواهد داد! و غبار و دود این شهر بلا زده، دلتنگ آسمان نیلی کوهستانت نخواهد کرد!

لیلا، بر بلندای آن کوه سرد و دور بیاسای که دیگر سردی نگاه بی خبران از دل داغدارت، و دوری متظاهران به دوستی از دل صفاجویت، ریا را در برابر مجسم نخواهد کرد! آن جا خانه ی توست... آسوده بیارام!

تو با نگاه نا باور / فاجعه را تاب آوردی / هیچ کس خواهر خطاب ات نکرد/ و به تشجیع تو تکبیری برنیاورد. / تنهایی را تاب آوردی و خاموشی را / و اکنون / در کوهستان سرد می تپی.*

 

 

* اصل شعر شاملو به این صورت است:

ما با نگاه نا باور / فاجعه را تاب آوردیم / هیچ کس برادر خطاب مان نکرد/ و به تشجیع ما تکبیری برنیاورد. / تنهایی را تاب آوردیم و خاموشی را / و اکنون / در اعماق خاکستر می تپیم


 
دریغ و درد که او هم رفت؛ لیلا اسفندیاری
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : عباس محمدی

باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند

با کمال تاسف، مطلع شدیم که در جمعه، 31 تیرماه 1390، لیلا اسفندیاری کوه نورد پرتوان، و عضو باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند که برای صعود قلل گاشربروم 1 و 2 به منطقه قراقروم پاکستان رفته بود پس از صعود قله گاشربروم 2، به هنگام بازگشت در حین فرود از مسیر دشوار یخی در زیر قله، سقوط کرده و متاسفانه جان باخته است.

بر اساس گزارشات تلفنی سایر همنوردان ایرانی و خارجی که همراه لیلا در صعود قله شرکت داشته اند پیکر لیلا پس از 300 متر سقوط در ارتفاع نزدیک به 7700 متری جبهه ی پاکستان در مکانی خارج از مسیرمتوقف می شود.

 

هم اکنون سایر صعودکنندگان در صحت و سلامت در کمپ سوم مستقر می باشند.

 

لیلا اسفندیاری پیش از این، با سرپرستی تیمی 6 نفره موفق شده بود قله دشوار نانگاپاربات به ارتفاع 8126 متر را صعود کند و سال گذشته نیز بر قله ی K2، دشوارترین کوه جهان ، تلاشی ستودنی انجام داده بود.

یادداشت قشنگی را که محمد درویش، پارسال هنگام رفتن لیلا به سوی قله ی ک2 نوشته بود، در اینجا بخوانید.