و اینک راهکار...!
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۳۱ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دوست عزیزم نادر ضرابیان، یادداشت زیر را به عنوان تکلمه بر یادداشت قبلی و یک "راهکار" در جهت حل مشکلات محیط زیست نوشته است:

 براین باور هستم که رسانه های اینترنتی می تواند شرایط بسیار مناسبی را برای گفتگو و تبادل نظر فراهم کنند، به ویژه در کشوری مانند ایران که مردم در تصمیم گیری وبرنامه ریزی برای اداره ی امور سرزمین شان دخالتی ندارند و رسانه  "ملی" و رسمی، برای گفتگو در اختیارشان نیست. تصور نمی کنم که ما در فضای رسانه ای رسمی بتوانیم آزادانه، عقاید و افکارمان را ارایه بدهیم. بنابراین باید از این فرصت به نحو احسن استفاده کنیم.

آقای محمدی! دریادداشت قبلی، به قول خودتان "کمی زهر مطلب " را گرفته اید که البته تا آن جا که من می دانم اسم این کار "سانسور" است و خود شما بارها از روزنامه ها برای این عمل، گله کرده اید. دفاع بنده از "فرهنگ ایرانی" به دلیل شناخت عمیق و ریشه ای از این موضوع است و بارها تلاش کرده ام که توجه شما، جناب درویش ودیگر دوستان را به این موضوع جلب کنم که مشکلات جامعه هیچ ارتباطی به  "فقرفرهنگی" ندارد که با "فرهنگ سازی" ( کلمه ای نادرست و مجعول ) قابل حل باشد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نقدی بر یادداشت کوشان مهران
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۳٠ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

نادر ضرابیان، از اعضای فعال انجمن کوه نوردان ایران در لواسان، و یک مدافع دلسوز محیط زیست است که در منطقه ی خود، نقش برجسته ای در افزایش آگاهی ها و حساسیت محیط زیستی داشته است. او یک "فعال" محیط زیست به معنای واقعی است؛ یعنی هر گاه که لازم باشد، در برنامه های پاک سازی، درخت کاری، خرید و پخش علوفه برای حیات وحش، بسیج کوه نوردان، و مانند این ها حضور می یابد. نادر، یک ستاینده ی پر احساس "فرهنگ ایرانی" است و هر جا که گوشه و کنایه ای به مردم ایران حس کند، حتی از سوی دلسوزان طبیعت ایران، سخت برآشفته می شود. انتقادهای او در این زمینه، دامن خود من را هم گرفته است!

در یادداشت زیر (که من، بی اجازه، کمی "زهر" ش را گرفته ام) او به نکته های ارزنده ای اشاره می کند. در عین حال، مایلم به او بگویم که گاه، اشاره ی آدم ها به "بی فرهنگی و منفعت طلبی" و مانند این ها، نه آن که از روی بدخواهی باشد، بلکه در واقع از روی عشق سوزانی است که به همین آب و خاک دارند، و نمی توانند ببینند که کسانی به آن جفا می کنند. در میان این عاشقان، قطعا یکی هم کوشان مهران عزیز است... .

در ضمن، یادآور می شوم که نظر کوشان در مورد ضرورت اجرای قانون برای حفظ محیط زیست را باید خیلی با دقت مطالعه کرد؛ آیا حفظ حقوق شخصی هم با موعظه و آموزش و فرهنگ سازی انجام می شود، یا بیشتر با وضع و اعمال قانون؟!

 

نوشتار محیط زیستی با چاشنی متلک به مردم!

 جناب کوشان مهران درمقاله "آموزش یا اجرای قانون" (دیده بان کوهستان 28/5/91) باز هم، دست نوازشی(!) به سر مردم ایران کشیده اند. در این یادداشت، ایشان می فرمایند: هنگامی که در فرانسه با آن فرهنگ بالا وامکانات کم مانند آموزشی وفرهنگی، "آموزش" نتوانسته مردم را وادارکند که از کشتن گونه های مختلف جانوری و پاک تراشی جنگل ها جلوگیری کند چه گونه می تواند در ایران، این مردم   «فرصت طلب و هفت رنگ» را از چنین کارهایی باز دارد؟ وبعد این نتیجه را گرفته اند که قانون باید محکم وقاطع اجرا شود و الی آخر. نکته ی مهمی که در مقاله ی ایشان به آن اشاره شده، این است که مردم فرانسه با وجود امکانات آموزشی وفرهنگی کم مانند وحاکم بودن قوانین مدنی محکم، حدود هفتاد درصد از پوشش جنگلی را ازبین برده و تعداد زیادی ازگونه های جانوری را منقرض کرده اند، درحالی که وضعیت محیط زیست در ایران با وجود نبود امکانات مناسب آموزشی، بی اعتمادی و بی توجهی مردم به قوانین مدنی وحاکم نبودن آن و تمام خصوصیات منفی که ایشان به مردم نسبت می دهند اگر از فرانسه بهترنباشد، بدتر هم نیست. ما شاهد هستیم که در منطقه حفاظت شده ورجین، درچند کیلومتری پایتخت، با کمک گروه های مردمی ومحیط بانان بیش از دو هزار و پانصد راس قوچ ومیش، کل وبز، دو قلاده خرس، تعداد زیادی گرگ، روباه، گراز، کبک و پرندگان مختلف شکاری زندگی می کنند و در زمستان ها گروه های کوه نوردی با خرید وپراکندن علوفه در ارتفاعات ورجین، به بقای این جانوران کمک می کنند. جالب است بدانید این دوستان چندسالی است که با جمع آوری کمک های مردمی وخرید ذرت وگندم، به قوهای مهاجر سیبری  برای گذراندن زمستان در آبگیرهای فریدون کنار، یاری می رسانند. پس منظور ایشان از این مقایسه و این یادداشت چیست؟

  


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
فنی سازی آسیب های سد سازی
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

 به نظر می رسد که پایه گذاری دانشگاه و دانش اندوزی نوین، در ایران با اشکال هایی مهم همراه بوده است. در غرب، دانشی که امروزه به عامل برتری جهانی غربیان در زمینه ی قدرت اقتصادی و اجتماعی بدل شده، با نگرش انتقادی به گذشته و با ارزش گذاری بر خواسته های عموم مردم و رای و نظر ایشان پا گرفت. این دو امر نیز با بحث های اجتماعی و ارج نهادن بر علوم اجتماعی ملازمه داشته و دارد. اما در ایران، اگر دارالفنون را نقطه ی آغاز شکل گیری دانشگاه بدانیم، می بینیم که در آن رشته های تحصیلی عبارت بودند از: علوم فنی و نظامی و اقتصادی. پایه گذاری دانشگاه تهران هم اساسا با رشته های مهندسی و اقتصادی صورت گرفت، و در هیچ کدام از این نهادهای آموزشی که شالوده ی دانشگاه های بعدی کشور را پدید آوردند، سنت نقادی اجتماعی به رسمیت شناخته نشد و حتی سرسختانه با آن مبارزه شد(1).

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آموزش یا اجرای قانون؟! با نگاهی موردی به خرس کوهستان پیرنه
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ٢۸ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

 کوشان مهران، در مقاله ی زیر به بررسی تاریخچه ی حضور خرس در کوه های پیرنه (مرز اسپانیا و فرانسه) می پردازد و اشاره می کند که برای حفظ گونه ها "گام نخست می بایست اجرای قانون و پایبندی مجریان قانون به اصول باشد، و به هنگام ثبات نسبی گونه و زیستگاه باید به اندیشه ی آموزش اصولی آن هم با شناخت کامل جوامع افتاد."

یادآور می شوم که نقل متن کامل نوشته ی کوشان مهران (و هر کس دیگر) در اینجا، به معنای موافقت ما با تمام جزییات نوشته نیست. برای مثال، سخن کوشان عزیز که: "هیچگاه نمی توان در کشور ایران مانند دیگر کشورها کارهای گروهی عام المنفعه را به اتمام رسانید" جای بحث بسیار دارد. عباس محمدی

 

پیرینه، آخرین سنگر خرس ها

   در سال 1700 میلادی پس از مرگ کارلوس پادشاه بی وارث کشورفقرزده اسپانیا، فیلیپ دو بوربون نوه ی دختری لویی چهاردهم پادشاه فرانسه به عنوان پادشاه جدید امپراتوری اسپانیا معرفی شد. می گویند سفیر اسپانیا با شور و هیجان در برابر فیلیپ زانو بر زمین زده و بانگ برآورد: دیگر کوهستان پیرنه بین دو کشور وجود ندارد. فیلیپ که کلمه ای اسپانیایی نمی دانست با تعجب به تبعه ی کشور جدید خود نگاه می کرد!

   برای قرن ها سلسله کوه های پیرینه که از مدیترانه تا اقیانوس اطلس امتداد دارند مرز طبیعی دو کشور فرانسه و اسپانیا به حساب می آمدند. در حال حاظر گردشگران و طبیعت گردان در کنار بهره وری از مناظر زیبا شاهد پرواز عقاب باشکوه طلایی و شاموای پیرینه در کوهساران می باشند اما در روزگاران کهن این زیستبوم پذیرای گونه های دیگری نیز بوده است. تا سال 1870 آیبیکس پیرینه که یکی از چهار زیرگونه آیبیکس شبه جزیره ایبری می باشد در بخش فرانسوی این کوهستان وجود داشت و در سال 2000 سلینا تنها بز دوازده ساله بدون وارث و جایگزین با مرگ خود به دلیل صاعقه پرونده این پادشاه کوهستان را بست.

اعتراض دامداران به برنامه های حفاظت خرس

شکار خرس توسط مردم محلی

حامیان برنامه های حفاظت خرس

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
به هم میهنان زلزله زده کمک کنیم
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

با عرض تسلیت به بازماندگان افرادی که جان خود را در زمین لرزه ی آذربایجان از دست داده اند، و با آرزوی شکیبایی برای آنان، دوستان را به مشارکت در کمک رسانی به منطقه های زلزله زده دعوت می کنیم.

رییس و نایب رییس دفتر نمایندگی انجمن در مشکین شهر به همراه شماری از دیگر اعضای انجمن در شهرهای نزدیک به منطقه، به عنوان همیاران هلال احمر مشغول کمک رسانی هستند. از علاقمندان درخواست داریم  کمک های نقدی خودشان را به کارت زیر واریز کنند و با پیامک مبلغ واریزی خود را به صاحب کارت اعلام کنند.

کارت بانک ملت: 6104337194397830  به نام محمد سمیعی خیاوی (نایب رییس دفتر انجمن در مشکین شهر). تلفن: 09141588791

همچنین می توانید برای هماهنگی جهت رساندن کمک های دیگر، با شماره تلفن بالا یا تلفن 09144554521 (هادی کتانچی، رییس دفتر نمایندگی انجمن در مشکین شهر) تماس بگیرید.

در ضمن چنانچه طرح خاصی برای کمک در منطقه به نظرتان می رسد که در آینده قابل اجرا است، لطفا به ما اطلاع دهید.


 
شناسنامه برای طبیعت گردی!
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

خبر آنلاین- 22/5/91

برای طبیعت گردی همراه داشتن شناسنامه عکس‌دار و کارت ملی الزامی شد.


 
همایش دره نوردی
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

توضیح: "دره نوردی" در ایران معادل canyoning به کار می رود. من برای این اصطلاح، عبارت "تنگ پیمایی" را پیشنهاد می دهم. تنگ در فرهنگ معین به معنای جای باریک و دره ی کوه آمده است. canyoning هم به معنای پیمایش یا نوردیدن دره های بسیار تنگ و پر شیب است (و نه هر دره ای، که ممکن است عریض و کم شیب هم باشد: دره ی لار، دره ی هراز، و...). عباس محمدی

 alt

هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان البرز

دومین همایش دره نوردی در ایران با همت گروه کوهنوردی شقایق کرج و نظارت هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان البرز برگزار می گردد.

اهداف:

1-گردهمایی و هم اندیشی دره نوردان ایران

2-بررسی جایگاه محیط زیست در دره نوردی و روشهای بومی سازی فرهنگ دره نوردی

3-تقدیر از پیشکسوتان و گشایندگان دره های ایران.

4-آموزش تئوری و عملی فنون و روشهای مورد استفاده در دره نوردی

5-بررسی راهکارهای ارتقا سطح دره نوردی ایران

 همچنین خبر این رویداد را می توانید در تارنمای سازمان میراث فرهنگی (میراث آریا) بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درباره ی شیر ایرانی
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

مقاله ی ارزنده ی پژوهشگر محیط زیست، کوشان مهران را درباره ی شیر ایرانی می توانید در سبز پرس بخوانید. 


 
امروز، با فرهاد ورهرام در انجمن
ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ٢۳ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در نشست همگانی امروز انجمن، با افتخار میزبان فرهاد ورهرام، مستند ساز برجسته ی کشور هستیم و نسخه ی کامل فیلم او را با عنوان از آلپ تا دماوند تماشا خواهیم کرد.

تهران- خیابان انقلاب، دروازه دولت، نرسیده به بهار، خیابان خاقانی، روبروی دانشگاه تربیت معلم، آمفی تاتر ستاد سازمان های مردم نهاد شورای اسلامی شهر تهران

از ساعت 6 تا 9 بعد از ظهر

شما را به حضور در این نشست دعوت می کنیم


 
بوم لرز و دل لرزه های ما
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر را سه سال پیش در سبز پرس نوشته بودم. دیشب بار دیگر، گوشه ای از سرزمین ما لرزید و ده ها نفر در زیر آوار بی مسوولیتی مسوولان و غفلت همگانی، جان سپردند. بازانتشار آن یادداشت را بی مورد نمی بینم:

من هر شب با ترس از«بوم لرز»* به خواب می روم! مردن به آهستگی در زیر آوار، مردن زیر بار ناتوانی و بی خیالی خود و در نکبت مسوولیت ناپذیری دیگران است؛ پس دادن تاوان نادانی کسانی است که حساب همه چیز را کرده اند، هم آنان که سازندگان و مهندسان پرمدعای سوداندیش را حساب پس نمی گیرند و شاید با آنان بر سر یک سفره نشسته اند!

  

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بوم لرز!
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

جعفر سپهری

     آه آذربایجان آذر مگر داری به جان    

      ابرها توفان زده در قافلان داری مگر

      بابکی خونبن کفن، خرم روان داری مگر 

      پیکر خونین به سوگ اردوان داری مگر

      با زبان دیگرت شیرین زبانم کرده ای

       فاش تر گویم ترا آتش به جانم کرده ای

کوه نوردان و طبیعت پیمایان، همواره از مردم خونگرم و مهمان نواز دامنه های زیبای سبلان و ارسباران، خاطرات خوشی داشته اند. اینک که قهر طبیعت گوشه ای از خانواده ی بزرگ ایران را در بر گرفته، هر کس از ما با توان خود به یاری ایشان خواهد شتافت که همه اعضای یک پیکریم و از یک گوهر.

درگذشت هم میهنان گرامی در سرزمین آزاد مردان و آزادگی را به کلیه ی دوستان تسلیت می گوییم و برای درگذشتگان آمرزش و برای بازماندگان شکیبایی آرزو می کنیم.


 
نقش سد سازی در خشک شدن تالاب جازموریان
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

هفته گذشته رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در جمع نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی به‌طور ضمنی سدسازی در حوزه‌های آبخیز بالادست را یکی از عوامل مهم در خشک شدن دریاچه ارومیه ذکر کرد و گفت:« به‌دلیل آنچه امروز سدسازی بر سر دریاچه ارومیه آورده، ساخت چند سد از دستور کار خارج شده ضمن آنکه بازنگری ساخت شماری از سدها در دستور کار دولت قرار گرفته است.»

اما به‌نظر می‌رسد برای پیشگیری از بروز فاجعه در سایر تالاب‌ها ضروری است مسئولان ذی‌ربط با دستوری قاطع و صریح مانع ساخت آن دسته از سدهایی بشوند که در برخی حوزه‌ها سبب خشک شدن تالاب‌ها شده است. خشک شدن زاینده رود و باتلاق گاوخونی در پایین دست این رودخانه ، تبدیل شدن بختگان به شوره زار و خشک شدن پریشان دستاورد سدهایی از همین قبیل است؛ سدهایی که با وجود اعتراضات و انتقادات بی‌شمار صاحب‌نظران محیط‌زیست ، ساخته شد و این روند همچنان ادامه دارد.

همشهری

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تجمع در اعتراض به قطع درختان
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

از چند روز گذشته، جمعی از اهالی منطقه شهران در غرب تهران با انتشار اعلامیه هایی، ساکنان این منطقه را به حضور در تجمعی اعتراض آمیز به منظور جلوگیری از قطع درختان پارک جنگلی نیما یوشیج این منطقه دعوت کرده اند.

 به گزارش سبزپرس، از چندی پیش پارک جنگلی نیما یوشیج به وسیله فنس محصور شده و اهالی می گویند هدف از این کار، قطع درختان و تخریب این پارک به منظور ساخت و ساز است. 
آنها می گویند که در این پارک حدود سه هزار درخت وجود دارد که از مدت ها قبل آبیاری نشده اند و تعداد زیادی از آنها تاکنون خشک شده اند. این شهروندان معتقدند که این کار توسط شهرداری منطقه 5 تهران و با هدف خشک کردن عمدی درختان انجام می شود تا دیگر مانعی برای قطع درختان وجود نداشته باشد. 
یکی از ساکنان منطقه شهران که به این روند معترض بود طی تماس تلفنی به سبزپرس گفت: هیچ معلوم نیست شهرداری با چه توجیهی قصد دارد درختان این پارک را قطع کند. درختان منطقه غرب تهران بسیار با اهمیت هستند. 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یکصد و هفتمین نشست ماهانه ی انجمن
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

این نشست در روز دوشنبه 23 امرداد از ساعت 18 آغاز خواهد شد.

پس از مبادله ی خبرهای کوه نوردی، نمایش نسخه ی کامل مستند از آلپ تا دماوند ساخته ی استاد فرهاد ورهرام و سپس گفتگو با خود او را خواهیم داشت.

پس از مغرب نیز، افطار و پذیرایی دوستانه برقرار خواهد بود.

مکان:  تهران- خیابان انقلاب، دروازه دولت، نرسیده به بهار، خیابان خاقانی، روبروی دانشگاه تربیت معلم، آمفی تاتر ستاد سازمان های مردم نهاد شورای اسلامی شهر تهران


 
یادواره ی لیلا اسفندیاری
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

یادداشت خوش نگاشت علیرضا زیاری، به همراه عکس هایی زیبا از مراسم یادواره ی لیلا اسفندیاری در توچال (سی تیر 1391) را می توانید در ایران بوم ببینید.


 
کوه نوردی و بازیابی خاطره ها
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱٦ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در دهه ی ششم عمر، رفتن به منطقه ی علم کوه - اگرچه برای چهل و چندمین بار- شور انگیزی ویژه ی خود را دارد. این آیین تقریبا هر ساله، نه آن که تنها یک کوه نوردی باشد بلکه "صله ی ارحامی" است نخست به روان خودمان و سپس به دوستانی که آنان را دیری است ندیده ایم... و ادای احترامی است به کوهی سترگ که در پای او و بر سینه اش بارها آرمیده ایم.

امرداد، ماه بازبینی دیدار آشنایان است در کناره های سردابرود خنیاگر، در چمنزارهای گل نشان کنگلک، در سربالایی نفس گیر لیزونک، در نظرگاه شکوهمند سرچال، و در سرد و گرم برف و آفتاب علم چال؛ خجسته بود این دیدار بر ما... و آرزومندیم مانند آن را برای هر آن که "دوست" اش می خوانیم.

 بالا: عباس محمدی (نفر وسط) روی دیواره ی علم کوه، مرداد 1361

پایین: عباس محمدی- گردنه ی شانه کوه- مرداد 1391

 


 
تا دوشنبه، خدا نگهدار!
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

به دلیل سفر به علم کوه، تا روز دوشنبه ی آینده، یادداشتی در این جا نخواهم داشت.


 
پاک سازی تنگ براق اقلید
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی


 
شکایت سد سازان از منتقدان سدسازی
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

در پی شدت گرفتن انتقادات فعالان اجتماعی و محیط زیست زاگرس میانی نسبت به آسیب های سدسازی به محیط زیست طبیعی و انسانی این منطقه، «شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران» از «آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)» شکایت کرد.

 به گزارش سبزپرس، با شکایت شرکت آب و نیرو،مدیرمسئول ایبنانیوز، امروز (دوشنبه) در شعبه 4 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران حضور یافت و به پرسش های بازپرس این دادسرا پاسخ گفت.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نمایش فیلم در خانه ی هنرمندان
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ٩ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی


 
مدیریت شکار...
ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۸ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

من (عباس محمدی) هیچ نظر خوشی نسبت به شکار ندارم (نگاه کنید به یادداشت چه مایه جانورند از تو خسته و غمگین) و حتی در مورد گوشت خواری با کشتار دام و پرنده ی اهلی هم معتقدم که باید بسیار محدود شود تا این فشار سهمگین بر کره ی زمین هم کمتر شود. اما، به هر حال پدیده ی شکار وجود دارد و به نظر نمی رسد که تا آینده ی قابل پیش بینی، از سوی انسان کنار گذاشته شود. در این حال، مدیریت شکار تنها راهی است که می تواند از کشتار جانوران وحشی جلوگیری کند و در عین حال برای گروه هایی از مردم درآمدزایی نیز ایجاد کند.

یادداشت زیر، از کوشان مهران، با عنوان مدیریت شکار گراز در تونس، تجربه ای کارا و قابل اجرا در ایران، به این موضوع می پردازد.

در سال 1941 فرماندهی عالی نظامی رایش سوم گمان داشت که نیروهای آمریکایی پیاده شده در آفریقای شمالی، فاقد تجربه ی کافی نظامی بوده و به سرعت در نخستین برخورد با آرتش فیلدمارشال اروین رومل (معروف به روباه صحرا) از هم پاشیده می شوند ولی معرکه نبرد Kasserine واقع در کوهستان های شمال تونس، پیاده نظام آمریکا را آبدیده نمود. پس از عقب راندن نیروهای آلمانی، سربازان آمریکایی در اوقات فراغت در این منطقه پوشیده از جنگل به شکار گوزن بربری، تنها نمونه ی گوزن آفریقا، می پرداختند ولی در سال 1960 کمتر از 50 سر از این زیرگونه ی گوزن سرخ در تونس برجای مانده بود.

قتل عام گراز، با عنوان "شکار"

قتل عام توکا در تونس


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
استقبال از تیم ترانگو
ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ۸ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

به گزارش تارنگار ترانگو، تیم ایرانی صعود کننده ی این دیواره ی عظیم، در ساعت 19:30 امروز وارد فرودگاه امام خمینی می شود. یک دستگاه اتوبوس هم  در ساعت 17:30 در جلوی ایستگاه متروی نواب (خیابان آزادی) آماده ی بردن استقبال کنندگان، به فرودگاه است.


 
روزی یک آشغال از روی زمین بردار!
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ٧ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

فرشید فاریابی- در سوئد انجمنی هست بنام «دست کم روزی یک آشغال از روی زمین بردار» . دبیر افتخاری این انجمن پادشاه کشور است. یک روز  یکی از مسوولان انجمن گفت‌وگویی در تلویزیون داشت. خبرنگار، تعداد اعضا را پرسید و در نهایت گفت شما فکر می‌کنید اگر روزی یک آشغال از روی زمین بردارید، سوئد تبدیل به بهشت می‌شود؟ شخص مسوول گفت نه، ما اعضای انجمن انسان های متوهمی نیستیم. اما به این مساله اعتقاد راسخ داریم که اگر کسی روزی یک آشغال از روی زمین بردارد، هرگز خودش آشغالی بر زمین نمی‌ریزد . ما آموزش می‌دهیم، آن هم نه در تئوری که با عمل.


 
صعود ایرانی ترانگو؛ تبریک و تعریف فرانسوی ها
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ٥ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

انجمن کوه نوردان ایران، از سال 1386 با هدف معرفی معیارهای کوه نوردی عالی، و آشنا سازی کوه نوردان ایرانی با کوه نوردان برجسته ای که در "کلاس" جهانی فعالیت می کنند، ارتباط هایی را با سازمان GHM برقرار و در پی آن تفاهم نامه ای را با آن سازمان امضا کرد. سازمان GHM در سال 1919 تاسیس شده و در فرانسه مستقر است اما از کوه نوردان برجسته ی سراسر جهان عضو می پذیرد و می توان گفت که به نوعی، ارایه دهنده ی معیارهای کوه نوردی "شاخص" است. در آبان 87 انجمن کوه نوردان در "پل خواب" میزبان چند عضو GHM (از جمله: لسلی فوسکو، رییس سازمان که در همان سال نامزد دریافت جایزه ی کلنگ طلایی شده بود، هوبر ژیو، و فیلیپ پُله)، و  در آذر 88 در سنگسر سمنان میزبان دو کوه نورد برجسته ی دیگر (فرانسوا برنارد و آنتوان کایرول) از اعضای این سازمان بود و دوره هایی را برای شماری از سنگ نوردان ایرانی برگزار کرد. پس از اردوی سنگسر، فرانسوا برنار و آنتوان کایرول (کوه نوردان فرانسوی عضو GHM) به همراه چند نفر از اعضای انجمن به بیستون رفتند و در آن جا بود که فکر برگزاری "جشنواره ی بین المللی سنگ نوردی بیستون" پا گرفت. نخستین دوره ی این جشنواره در مهر ماه 1389 برگزار شد و دومین دوره هم در مهر ماه آینده برگزار خواهد شد. در این فاصله، چند گروه ایرانی هم در قالب تفاهم نامه ی انجمن و GHM برای یخ نوردی و سنگ نوردی و کوه نوردی به فرانسه رفتند.

در جریان دوره های آموزشی و مراوده هایی که با کوه نوردان برجسته ی فرانسوی برقرار شده بود، چند سنگ نورد ایرانی، از جمله: زنده یاد اسماعیل متحیرپسند، عباس محمدی (اهل اراک)، حسین بلند اختر و حسن گرامی، به آنان گفتند که مایل به صعود دیواره ی ترانگو هستند. در سال 86 لسلی فوسکو به این علاقمندان ایرانی گفت که آنان باید برای دستیابی به چنین هدفی تلاش بسیار زیادی کنند. این مراوده ها، تا حد زیادی با پیگیری های ابراهیم نوتاش (مربی و کوه نورد پیش کسوت عضو انجمن که اینک به عضویت افتخاری GHM درآمده) انجام گرفته است. اینک لسلی اطلاع یافته که ایرانیان به این هدف دست یافته اند، و به این مناسبت پیام تبریک زیر را از طریق نوتاش فرستاده است:

 

ابراهیم عزیز، سلام

 انسان هیچ گاه مطمئن نیست که بتواند مسیر عظیمی را روی کوهی چون ترانگو صعود کند! اما پس از صعود هم نمی تواند مطمئن باشد که این کار را دوباره بتواند انجام دهد!

شادباش های مرا به گروه ایرانی برسانید.

لسلی

 

هوبر ژیو، یکی از رییسان پیشین GHM  که از دو سال پیش، مسوول ارتباط این سازمان با ایران است، نیز پیام زیر را فرستاده:

 

دوست گرامی

خبردار شدم که ایرانیانی که در دوره های GHM آموزش دیده اند - نخستین بار با لسلی فوسکو، اوبر ژیو و فیلیپ پله، و بار دوم با فرانسوا برنارد و آنتوان کایرول- صعود برج ترانگو از مسیر اسلوونی را طراحی و آن را با موفقیت اجرا کرده اند.

این، هدف آن  دوره‌ ها که ما  بهترین خاطره‌ها را از آن داریم، بود و این صعود را نشانه ی این می گیریم که شاگردان می خواهند از مربیان خود پیشی بگیرند؛ این بهترین پاداشی است که ممکن بود ما بگیریم.

تبریک به شاگردان مان که موفق به این صعود شده اند، تبریک به انجمن کوه نوردان و فدراسیون کوه نوردی که از این صعود حمایت کرده اند، و تبریک به تو ابراهیم که این پروژه را راه اندازی کردی.

به‌امید دیدار در جشنواره ی بیستون

اوبر ژیو – رئیس پیشین GHM

(متن فرانسوی پیام ها، در ادامه ی مطلب)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کرکس زخمی
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

مطلب جالب توجهی درباره ی کوه زیبا و در معرض تخریب کرکس، در تارنگار پلنگ زخمی هست با عنوان کرکس زخمی که  خواندن آن را به دوستان پیشنهاد می کنم.

 

گنبد باز (یا "بز و باز") در رشته کوه های کرکس در منطقه ی حفاظت شده ی کرکس. تصویر از ایرنا.


 
صعود ملی ترانگو؛ ارزشمند و به یاد ماندنی
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- انجمن کوه نوردان ایران

 

والت آنسورث (Walt Unsworth)  در دایره المعارف کوه نوردی (Encyclopedia of Mountaineering)، ذیل مدخل first ascent نوشته است:

 «... در این ارتباط، هر صعود نخستی به حساب می آید، اگرچه روشن است که هرچه صعود دشوارتر باشد، دستاورد بزرگ تر خواهد بود. [...] افتخاری که با یک "نخستین صعود" همراه است، می تواند، به ویژه در مورد سنگ نوردی ها یا قله های سرسخت، تا حد زیادی بسط داده شود. در زیر، فهرستی را می بینید که می تواند [در میان نخستین ها] درخور ذکر باشد: نخستین صعود یک قله/ نخستین تراورس یک قله/ نخستین صعود پیاپی دو یا چند مسیر/ نخستین صعود غیر مصنوعی یک مسیر/ نخستین صعود تکی/ نخستین صعود زنانه/ نخستین صعود زمستانی یک مسیر صعود شده/ نخستین صعود (و در موردهایی: نخستین فرود) با اسکی/ نخستین صعود ملی (مثلا نخستین صعود بریتانیایی)/ نخستین صعود بی راهنما».

 مطابق تعریف بالا، صعود برج بی نام ترانگو به دست گروه ایرانی (به سرپرستی حسن گرامی) نخستین "صعود ملی" ایرانیان به این کوه بسیار سرسخت است. و باز مطابق همین تعریف، هرچه صعود سخت تر باشد، آن "نخستین" در ردیفی با ارزش تر دسته بندی می شود. در مورد سختی صعود ترانگو، به هر نشریه و تارنمای کوه نوردی که سر بزنیم، می بینیم که آن را در میان سخت ترین کوه ها و دیواره های جهان رده بندی کرده است. برای مثال، در summitpost.org می خوانیم: «برج های عظیم و بی نهایت دشواری در جهان هستند که با هم بر سر دشوارتر بودن رقابت می کنند. از معروف ترین آن ها، گروه ترانگو است...». و جان میدندورف، در bigwalls.net می نویسد: «رخ شرقی ترانگو و برج بی نام، از بزرگ ترین دیواره های عمودی جهان هستند. نخستین صعود برج بی نام را یک گروه نیرومند بریتانیایی، در دومین تلاش خود به سال 1976 انجام داد. دومین صعود آن، تا سال 1987 به انجام نرسید...».

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تهران، طبیعت به یغما رفته
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

نگاه دردمندانه ی «کیارش یشایایی» مستندساز جوان به طبیعت در حال نابودی تهران و زیستگاه های حیات وحش اطراف آن، موضوع فیلم مستند تهران، طبیعت به یغما رفته است که عصر سه شنبه سوم مردادماه 1391 در ساعت 18 از طرف انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند ایران، در سالن استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران به نمایش در می آید.