یادداشتی از مهدی فرهادی درباره ی جشنواره ی بیستون
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

مهدی فرهادی نویسنده ی وبلاگ همطناب من، در یادداشتی که در کوه نیوز هم منتشر شده، نوشته است:

جشنواره سنگنوردی بیستون به پایان رسید جشنواره ای که با عدم حضور بسیاری از سنگنوردان کشور روبرو شد.

 این عدم حضور  یک پیام اصلی داشت و آن هم اعتراض به مدیریت فدراسیون کوهنوردی بود که با رفتار نامناسب خود فضای کوهنوردی کشور را بحرانی نموده و حتی محافظه کارترین کوهنوردان نیز نتوانسته اند با این فدراسیون تعامل سازنده و سالمی داشته باشند.

 مدیریتی که در ارتباط با گروهها و باشگاهها و انجمنهای کوهنوردی و غارنوردی بجای اینکه نقشی پدارنه و حامی برای خود قائل باشد خود را رقیب آنها می داند.

مدیریتی که بجای حمایت از همه قهرمانان، به ظاهر چتر حمایتی و تبلیغاتی خود را تنها بر سر برخی از آنها قرار می دهد و با سوء استفاده از فعالیتهای آن قهرمانان و با چماق کردن موفقیتهای آنان به سرکوب افرادی می پردازد که بطور تام و تمام مطیع اوامر او نیستند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
خانه در ره سیلاب!
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢۸ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سعدی می گوید: ای آن که خانه در ره سیلاب می کنی/ بر خاک رودخانه نباشد معولی. یعنی اعتمادی به مسیر سیلاب و زمین حاشیه ی رودخانه (و البته، هر جای پرخطر دیگر) نیست. اما، برای آن دسته از مدیران ایرانی که هدف شان جذب و ریخت و پاش بودجه است، این اندرزهای آزمون شده در طول سده ها هم اهمیتی ندارد!

روزنامه ی همشهری، در مورد سیل چندی پیش استان گلستان که منجر به خسارت های بسیار و ازجمله، نابودی پیاده راه ساخته شده در مسیر آبشارهای کبودوال و شیرآباد شد، گفتگویی با علی خدابخشی (راهنمای طبیعت گردی) و من داشت که گزارش آن را در زیر می بینید:

مسیر دسترسی به آبشارهای شیرآباد و کبودوال واقع در جنگل‌های استان گلستان که با صرف میلیون‌ها تومان هزینه ساخته شده بود با نخستین بارندگی به کلی ویران شد.

علی خدابخشی، راهنمای طبیعت‌گردی که اخیرا از این منطقه بازدید کرده ضمن اعلام این خبر به همشهری گفت: معلوم نیست براساس کدام کار کارشناسی مسئولان محلی این مسیر پرهزینه را در دل طبیعت احداث کرده‌اند؛ مسیری که ساخت آن هیچ ضرورتی

 نمایی از پیاده راه پرهزینه ی کبودوال که اینک نابود شده

ندارد و تنها باعث تخریب طبیعت می‌شود. با وجود این، بیم آن می‌رود که ساخت سازه‌های سنگی و بتنی در این بخش از طبیعت دوباره از سر گرفته شود. عباس محمدی مدیر گروه دیده‌بان کوهستان هم در این‌باره تصریح کرد: این دست اندازی و دخالت‌های غیرمسئولانه در طبیعت که با هدف شهری کردن طبیعت صورت می‌گیرد در تضاد با ضوابط و قوانین حاکم بر طبیعت است و نتیجه آن می‌شود که با نخستین سیل سازه‌ای که میلیون‌ها تومان هزینه بیت‌المال صرف آن شده کاملا نابود ‌شود بی‌آنکه هیچ مرجع قانونی‌ای سازندگان این سازه‌های بی‌ثمر را مواخذه کند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آقای کردوانی، لطفا مصاحبه ی محیط زیستی نکنید!
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

پیش از این به صورت کم و بیش مفصل، درباره ی عقاید آشفته ی دکتر پرویز کردوانی در زمینه ی بیابان و محیط زیست و... نوشته ام (اینجا). 

 ما مردمی هستیم که غالبا بدون غور و بررسی جدی یک موضوع یا شخص، درباره ی آن موضوع یا شخص، نظر (مثبت یا منفی) می دهیم(!) و به همین دلیل اگر مثلا کسی معروف شد به این که "پدر بیابان شناسی ایران" است، دیگر لازم نمی بینیم که در این مورد کند و کاو کنیم. چنین است که با دکتر پرویز کردوانی، در رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه ها، پیوسته با چنین لقب های ناچسب مصاحبه می کنند! ایشان هم کم نمی آورند و رطب ویابس به هم می بافند... . از همین دست مصاحبه ها، یکی هم در روزنامه ی آرمان 13 مهر بود که در آن گزارشگر، کردوانی را "چهره ی محیط زیستی" خوانده بود و دکتر هم از همان نوع سخنان بی پایه و عامه فریب که به آن عادت دارند، فرموده و از جمله گفته بودند که "انسان مهم تر از درخت است!".

یادداشت زیر را در پاسخ به آن سخنان نوشته ام که در روزنامه ی آرمان 26 مهر با کمی حذف چاپ شد.

 همچنین می توانید نظر مهندس محمد درویش و دکتر علی یخکشی را درباره ی سخنان کردوانی، در مهار بیابان زایی بخوانید.

در مورد مصاحبه با دکتر پرویز کردوانی که در روزنامه ی آرمان 13 مهر 1391 با عنوان «انسان مهم تر از درخت است» چاپ شده، مایلم از مصاحبه کننده ی گرامی بپرسم که با چه میزان شناخت از کردوانی، او را «یکی از قدیمی ترین چهره های محیط زیستی کشور» خوانده است؟ همچنین می خواهم فروتنانه به دکتر کردوانی پیشنهاد دهم که لطفا مصاحبه نکنند یا لااقل در مصاحبه هاشان حرف محیط زیست را نزنند تا عمق بیگانگی ایشان – که به خاطر سن شان مجبور به رعایت احترام شان هستیم - با این موضوع آشکار نشود!

به مصاحبه کننده یادآور می شوم که کردوانی هیچ کجا خودش را مدافع محیط زیست نخوانده و برعکس، بارها و بارها با یک روش عامه فریب، انسان را در برابر محیط زیست قرار داده است؛ کافی است به همین جمله ی «بدن انسان و سلامتی آن از درخت واجب تر است» که او در مصاحبه ی یاد شده بر زبان آورده دقت کنیم. گذشته از آن که در این جمله، هیچ منطقی دیده نمی شود (چرا که در آن دو چیز ماهیتا متفاوت با هم سنجیده شده است، مانند این که مثلا بگوییم: میز بهتر از آهن است!)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشنواره و باژگونی اخلاق
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر را برای کوه نیوز فرستاده بودم که خبر جلوگیری فدراسیون کوه نوردی از ورود گزارشگر این پایگاه خبری معتبر کوه نوردی به جشنواره ی بیستون را خواندم (اینجا). به نظرم رسید که باید به چند نمونه از بی اخلاقی دست اندر کاران فدراسیون در جریان برگزاری دو جشنواره ی بیستون این یکی، یعنی جلوگیری از اطلاع رسانی توسط منابع خبری مستقل را هم اضافه کرد.

 جشنواره ی بیستون- 1389

شماری از مدیران ما، گویا متخصص تهی ساختن قالب ها و برنامه ها از جوهره ی اصیل هستند؛ مثلا در کشور ما، برای روزهای مناسبتی (روز محیط زیست، روز درخت کاری، روز معلم، ...) هفته های بزرگداشت گرفته می شود، اما مراسم مربوطه خود بدل می شود به هدف، و محتوا و  منظور اصلی فراموش می شود.

جشنواره ی بیستون هم در کف "با کفایت" آقایان، از وسیله ای برای ایجاد دوستی های خالصانه، گردهمایی ساده در فضای کوه نوردانه، و تجربه اندوزی متقابل... بدل شده است به فرصتی برای خودنمایی بی پایه، آماردهی بی محتوا، و بودجه گیری. در مورد هر کدام از این ها می توان سخن گفت، اما در این جا به نکته ی دیگری اشاره می کنم و آن رعایت نکردن اصول اخلاق عمومی است، آن هم از سوی کسانی که خود را همه کاره ی «ورزش انسان ساز کوه نوردی» می دانند.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در جشنواره ی بیستون شرکت نمی کنند!
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

در چند روز گذشته که نام شماری از دوستانم را در میان شرکت کنندگان در جشنواره ی مسخ شده ی بیستون دیدم، با آنان تماس هایی داشتم که ببینم نظرشان در مورد مسایل روز جامعه ی کوه نوردی کشورمان چیست. با شگفتی دریافتم که چند نفر از آنان حتی خبر نداشته اند که نام شان جزو شرکت کنندگان در جشنواره آمده است! با هر کس هم که تماس گرفتم (از جمله: هوبر ژیو و لسلی فوسکو دو چهره ی برجسته ی سازمان GHM) از پرونده سازی فدراسیون کوه نوردی بر ضد انجمن کوه نوردان ایران و انجمن غارنوردان ناراضی بودند و آن را خلاف روح دوستی و آزادمنشی کوه نوردان دانستند.

من، خودم را یک همکار کوچک و داوطلب فدراسیون و عضوی از جامعه ی چند ده هزار نفری کوه نوردی کشور می دانم که اساسا قایل به دسته بندی کوه نوردان به دو جناح دولتی و غیردولتی نیست. از سوی دیگر، خواهان غیر دولتی شدن فدراسیون، به معنای واقعی و نه صوری، هستم. متاسفانه، اما مدیریت کنونی فدراسیون راه دیگری پیش گرفته و در آستانه ی برگزاری دومین جشنواره ی بیستون (جشنواره ای که قرار بود فرصتی برای ایجاد و تعمیق رابطه های آزاد کوه نوردان ایرانی با کوه نوردان برجسته ی خارجی باشد) ارتباطات خارجی شفاف و ساده ی دو انجمن پرکار کشور را مخل انحصار طلبی های خود یافت و درخواست متوقف سازی فعالیت های آن ها را کرد.

شرکت نکردن در جشنواره ی بیستون (که از طرح اولیه ی خود دور شده) می تواند ندای اعتراضی باشد به رفتار غیر دوستانه و سلطه طلبانه ی مدیریت فدراسیون کوه نوردی. در عین حال، یک بار دیگر به دوستان عزیز شرکت کننده در این جشنواره پیشنهاد می کنم که به فدراسیون نشینان بگویند که مسیر در پیش گرفته شان به نفع پیشرفت کوه نوردی، و در جهت ارتقای تفاهم و دوستی ها نیست.

در پایان، خواندن یادداشت کوه نورد خوب کشورمان، مهدی فرهای را که در وبلاگ همطناب من آمده، پیشنهاد می کنم:

شوربختانه در روزگاری قرار گرفته ایم که باید آن را عصر مدیریت افراد کوچک نامید مدیرانی خودشیفته و کوته بین که هیچ کس جز خود و منافع کوچک شان را نمی بینند.

کوهنوردی ما نیز جزئی کوچک از جامعه ایست که این رویه نا سالم بر آن حکمفرماست و اینچنین شده است که مدیریت فعلی حاکم بر فدراسیون کوهنوردی یکی از ضعیف ترین و بد ترین دوران فدراسیون کوهنوردی ما را رقم زده است.

مدیریتی که بیشترین انشقاق و دودستگی را در جامعه کوهنوردی باعث شده و فضای دو قطبی کوهنوردی مستقل و دولتی را ایجاد نموده و فدراسیون کوهنوردی را به رقیبی بی رحم برای سازمانهای غیر دولتی و مردم نهاد کوهنوردی تبدیل نموده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گیاه خوار شویم!
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

چندی پیش، محمد درویش یادداشتی نوشت با عنوان "حرکت به سمت گیاهخواری، یک ضرورت است نه یک انتخاب!" که خواندن  (و عمل کردن به آن) را به دوستان پیشنهاد می کنم. همچنین پیشنهاد می کنم حتما یادداشت روزنامه ی همشهری را با عنوان "یک همبرگر بیش از یک کامیون، هوا را آلوده می‌کند!بخوانید. این یادداشت را باید تاییدی دانست بر این نکته که آتش افروزی و کباب خوری که به یکی از بخش های جدایی ناپذیر  "طبیعت گردی" ایرانی بدل شده، عادت نادرستی است که باید ترک شود. این عادت، علاوه بر آلوده کردن هوا، همچنین موجب وارد شدن آسیب به پوشش گیاهی، بروز آتش سوزی در مراتع و جنگل ها، و زشت شدن چشم انداز می گردد.

شگفت آور است که پذیرایی با جوجه کباب و دیگر خوراک های گوشتی، تقریبا همیشه در برنامه ی همایش های دولتی (و گاه غیردولتی) محیط زیستی هم به چشم می خورد، چنان که استفاده از ظرف و لیوان دور انداختنی!

اگر نمی خواهید یا نمی توانید صد درصد گیاه خوار شوید، می توانید "کم گوشت خوار" شوید، یعنی مصرف گوشت و دیگر فرآورده های دامی را به حداقل برسانید و با این کار "رد پای اکولوژیک" سبک تری بر زمین بگذارید.

 

 


 
جشنواره ی بیستون؛ شرکت کردن یا نکردن؟!
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- کوه نیوز

در چند هفته ی گذشته، در بعضی محفل های کوه نوردی، صحبت شرکت نکردن (تحریم) جشنواره ی بیستون مطرح بوده است. انگیزه های طرح این موضوع، متفاوت بوده است: شماری از کوه نوردان کرمانشاهی، «نادیده گرفته شدن» جامعه ی کوه نوردی آن شهر در روند تصمیم گیری ها درباره ی جشنواره و «بی اعتنایی فدراسیون به پیشنهادهای کوه نوردان کرمانشاهی» را دلیل شرکت نکردن در جشنواره عنوان کرده اند. شماری دیگر، «بی فایده بودن» جشنواره و نداشتن بازخورد آموزشی برای کوه نوردان ایرانی، همچنین مسایلی مانند جداسازی کوه نوردان خارجی از ایرانی ها در جشنواره ی قبلی را دلیل بی میلی خود به حضور در این رویداد عنوان کرده اند. گروهی نیز "معلق شدن" انجمن کوه نوردان ایران را که نقش اصلی در شکل گیری جشنواره ی بیستون داشته، دلیل موجهی برای شرکت نکردن در جشنواره - به نشانه ی اعتراض به نقش فدراسیون کوه نوردی در این تعلیق- دانسته اند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شیر کوهستانی آبیسینا؛ باشکوه و فراموش شده
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٦ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران-برای مصرف کنندگان حرفه ای قهوه، یکی از بهترین انتخاب ها، قهوه  ی عربی از کوهستان های مه آلود ایالت موکا در جنوب غربی اتیوپی است.  این زیستبوم یگانه در برگیرنده ی جنگل های طبیعی قهوه است که هم از دیدگاه تجاری و هم  ژنتیکی ارزش بی مانندی دارد. ولی اکنون این زیستگاه در کشوری با میزان هولناک از دست رفتن جنگل ها و فرسایش خاک، از اهمیت جدیدی برخوردار شده است. در سال 2012 برای نخستین بار از چند قلاده شیر در این جنگل های بارانی و مه آلود کوهستانی عکس برداری شد، هرچند برای دهه ها بومیان اومو از وجود شیر در این زیستگاه غیر عادی باخبر بودند. در کل، شیر های اتیوپی از زیرگونه شیر ماسایی آفریقای شرقی Panthera leo nubica شناخته شده اند اما در این میان، نمونه هایی هرچند کوچکتر اما دارای یالی مشکی و کوپال پرشکوه در نواحی کوهستانی آبیسینا چشم ها را خیره نموده است.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
جشنواره ی بیستون؛ پیشینه، و موضوع تعلیق انجمن کوه نوردان
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

 

عباس محمدی- کوه نیوز

دومین دوره ی جشنواره ی بین المللی بیستون، تا چند روز دیگر آغاز خواهد شد. این جشنواره که نخستین دوره ی آن در مهر ماه 1389 برگزار شد، در درجه ی نخست مخلوق همکاری بخش غیر دولتی کوه نوردی ایران با کوه نوردان فرانسوی، در جریان و در پی برگزاری دوره های آموزشی در پل خواب (1386) و سنگسر (1388)، امضای تفاهم نامه با سازمان GHM در سال 1387، حضور چند ساله ی کوه نوردانی از ایران در جشنواره ی یخ نوردی اکرن فرانسه (از 1386)، ارتباط با بخش فرهنگی سفارت فرانسه در تهران و زبان آموزی چند نفر، حضور در نمایشگاه کتاب کوه شامونی (تابستان 1389)، همچنین نتیجه ی چندین سفر کوه نوردی ایرانیان به فرانسه، و البته پیگیری های ابراهیم نوتاش (از پایه گذاران گروه کوه نوردان آرش، و عضو انجمن کوه نوردان ایران) بوده است. این رویدادها، همچون برنامه ی "مبادله ی کوه نورد" با آمریکن آلپاین کلاب، و فعالیت های دیگری که در چند سال گذشته در ابعاد و شکل های متفاوت با چند کوه نورد و سازمان کوه نوردی یا محیط زیستی خارجی دیگر (انگلیسی، فرانسوی، ترکیه ای، عراقی، ارمنستانی) از سوی انجمن کوه نوردان ایران به اجرا رسیده است، نشانگر ظرفیت سازمان های مردم نهاد برای برقراری ارتباط های ساده، کم هزینه و کارا با دنیای خارج است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پاک سازی کوه ها، و قیمت دلار!
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

روز گذشته، اسد افلاکی مسوول صفحه ی "سرزمین" (محیط زیست) روزنامه ی همشهری گفتگویی تلفنی با من داشت که گزارش آن را در زیر می بینید:

روز جهانی کوه‌های پاک (4مهر) امسال با بی‌مهری تشکل‌ها و نهادهای ذی‌ربط مواجه شد.

این در حالی است که طی چند سال اخیر سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در امور محیط‌زیست با استقرار در مسیرهای کوهنوردی نزدیک به محل سکونت خود و با اجرای برنامه‌های نمادین ازجمله توزیع کیسه زباله و آموزش چهره‌به‌چهره، کوهنوردان و شهروندانی را که در حال کوهپیمایی بودند به پاکسازی معابر کوهستانی ترغیب می‌کردند.

 

سرخوردگی دوستداران محیط زیست

 عباس محمدی، مدیر گروه دیده‌بان کوهستان درباره بی‌تفاوتی و بی‌توجهی فعالان و تشکل‌های زیست‌محیطی به روز جهانی کوه‌های پاک به همشهری گفت: مهم‌ترین دلیل این بی‌مهری، فشارهای اقتصادی و گرفتاری‌های اجتماعی است. امسال هم مثل هرسال ما به نمایندگی های انجمن در شهر‌های مختلف نامه ارسال کردیم و از آنها خواستیم تا همزمان با روز جهانی کوه‌های پاک در مراسم پاکسازی محیط‌های کوهستانی شرکت کنند اما تنها یکی از نمایندگی‌ها به این درخواست پاسخ داد؛ علت این بی‌تفاوتی هم همان تنگناهای معیشتی است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
عظیم، کوچک نمی شود
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

هدف از یادداشت پیشین، به هیچ وجه کوچک کردن عظیم نبوده است (چه، هر کس که بخواهد با کوچک کردن دیگران خود را بزرگ نشان دهد یا به هدف دیگری دست یابد، حقیرترین آدم ها است). عظیم، کوه نوردی پرکار است که هنوز در سن جوانی به سر می برد و در ایران هیچ کس تا کنون نتوانسته به اندازه ی او قله های بلند را صعود کند. می توان امیدوار بود که عظیم بتواند رو به کارهای کیفی بیاورد و به همین دلیل گفته ام که «اگر عظیم عزیز نتواند دست کم یک کار نو در این صعودها انجام دهد... » یعنی بعید ندانسته ام که شیوه ی کار عظیم در صعودهای باقی مانده اش عوض شود. هدف، در واقع نقد جریان حاکم بر کوه نوردی کشور است- و در این زمینه، تفاوت چندانی بین بخش دولتی و خصوصی کوه نوردی نیست...- جریانی که در پی افزودن بر شمارگان یا سطح است، و نه غور در ژرفا و دستیابی به گوهر کوه نوردی کیفیتا ارزشمند.

جورج اورول در قلعه ی حیوانات می گوید که حاکمان شهر...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
رکورد عظیم!
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ٩ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عظیم قیچی ساز، کوه نورد توانمند تبریزی، با صعود به قله ی مانسلو توانست دهمین قله ی هشت هزار متری خود را هم صعود کند (خبر در تارنمای فدراسیون). به او "خسته نباشید" و تبریک می گویم.

اگر عظیم چهار قله ی هشت هزار متری دیگر را هم صعود کند، به "باشگاه صعود کنندگان هشت هزار متری ها" خواهد پیوست، یعنی جزو بیست- سی نفری خواهد شد که توانسته اند تمام چهارده قله ی بالای هشت هزار متر جهان را صعود کنند (آمار دقیق شان را ندارم). از او (و طرفداران او) می پرسم که آیا هیچ طرحی هم برای انجام حرکتی نو در هیمالیا یا قراقوروم دارد؟

اگر عظیم عزیز نتواند دست کم یک کار نو در این صعودها انجام دهد، احتمالا نخستین کوه نورد جهان خواهد بود که به رکورد انجام "بزرگ ترین پروژه ی تکراری کوه نوردی با بودجه ی ملی" دست خواهد یافت.

عظیم، نمونه ی شاخص کوه نوردان مکتب فدراسیون ایرانی است. از ویژگی های این مکتب؛ صرف وقت بسیار، صرف پول بسیار، تلاش و تمرین کمیتی بسیار، سکوت درباره ی ارزش کیفی صعود، سکوت درباره ی چگونگی تامین مالی برنامه (و در نتیجه، منتقل نشدن تجربه ی برنامه ریزی)، سوار شدن بر موج احساسات عامه پسندانه، تلاش نکردن در جهت ارتقای بینش همگانی، و خلاصه: کمیت گرایی و کیفیت گریزی است.


 
ذخیره گاه ایرانی!
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ٩ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

کوشان مهران- سبز پرس

در مقاله ی زیر، کوشان مهران به نقد کارهای حفاظتی ایران پرداخته و نگرش "منطقه فروشانه" ی مدیران ایرانی را با شیوه های مدیریتی دیگران مقایسه کرده است. 

 بزرگنماییهنگامی که در دهه هفتاد قرن نوزدهم میلادی اعضای کنگره ایالات متحده آمریکا تصمیم به پایه گذاری نخستین پارک ملی کشور بنام «یلوستون» گرفتند، به هیچ روی پایداشت و بقای گونه هایی چون «خرس گریزلی» و «گرگ خاکستری» و حتی «بیزون آمریکایی» برای آنان مطرح نبود و تنها به دلیل پاسداشت جاذبه های طبیعی این منطقه از تخریب و دست اندازی شرکت های چوب بری و بزرگ دامداران تصمیم به حفاظت گرفته شد. چندسال پیش از این عده ای از اعضای کنگره که نگران نابودی قریب الوقوع بیزون(بوفالو) در ناحیه دشت های بزرگGreat Plain شده و پیشنهاد مدیریت جمعیت و ممنوعیت شکار این گونه را داده بودند با مخالفت شدید وزارت جنگ روبرو شدند که وجود گله های بوفالو را به عنوان مهم ترین منبع تامین کننده نیازهای سرخت پوستان ناحیه دشت های بزرگ دانسته و کشتار آنها را مهم ترین راهکار شکست سرخ پوستان.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تا دوشنبه، خدا نگهدار!
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

به دلیل سفر، تا دوشنبه 10 مهر ماه در خدمت تان نخواهم بود.


 
4 مهر، روز پاک سازی کوهستان
ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز ۳ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

 پاک سازی مسیرهای کوه پیمایی از زباله، بخشی از کار بزرگ تر حفاظت کوهستان و جلوگیری از تخریب آن است. از دوستان کوه نورد درخواست می کنیم که به ابتکار خود، در مسیرهای صعود در این هفته و هفته ی آینده، ضمن اقدام به پاک سازی، به گفتگو با مردم بپردازند و آنان را به موضوع حساس کنند تا همه به هم یادآور شویم که کوهستان جای رها کردن زباله نیست! تردیدی نیست که با این کار، می توان پاره ای نظرات مردم را به دست آورد و از آنان چیزهایی نیز یاد گرفت.

همچنین از دوستان رسانه ای درخواست داریم به طرح موضوع در رسانه ها بپردازند.

 چند تایی از یادداشت های پیشین در این زمینه:

 جمع‌آوری زباله‌ها، کار شرافتمندانه‌ای است‌! 

 پاک سازی=فرهنگ سازی!

 کار اساسی ...

 روز کوهستان پاک

 چهارم مهر، روز کوهستان پاک

 تاریخچه ی حفاظت محیط کوهستان در ایران

 زباله جمع می کنم، پس هستم !

  پاک سازی زمین لازم است!

  


 
ساخت و ساز در پارک سرخه حصار
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱ مهر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

سبز پرس

اخیراً شهرداری تهران فعالیت های جدیدی را در پارک ملی و پارک جنگلی سرخه حصار در شرق تهران آغاز کرده است. این فعالیت ها شامل احداث سکوهایی برای اسکان زلزله زدگان احتمالی تهران و همچنین احداث راه های جدید برای تردد اتوبوس است. «مژگان عبدی»، عضو گروه دیده بان کوهستان در گزارشی که برای سبزپرس ارسال کرده، جزئیات این اقدامات شهرداری تهران را تشریح کرده است.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید