International Mountain Day
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۳٠ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

FAO

International Mountain Day - 11th December 2013

 "Mountains - Key to a Sustainable Future"

روز جهانی کوهستان؛ 11 دسامبر/ 20 آذر 

کوه‌ها؛ راه‌گشای آینده‌ی پایدار

 Download PDF: 

 

High resolution:

english

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ساندویچ زهرآلود برای تهرانی ها!
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

حدود دو هفته پیش، برای تهیه‌ی گزارشی تلویزیونی از وضع آلودگی رودخانه‌ی‌‌ جاجرود و سد لتیان، به آن منطقه رفته بودیم (این گزارش شاید در "اخبار هشت و سی" شبکه‌ی دو، فردا شب، پخش شود). به علت پایین بودن آب در مخزن سد، بخش عمده‌ای از دریاچه خشک بود و ما توانستیم از این بخش‌های خشک عکس و فیلم بگیریم. لابلای رسوب‌های پشت سد، انواع زباله‌ها مانند بطری پلاستیکی، کیسه‌ی نایلونی، لاستک خودرو، قوطی فلزی، و... مقدار زیادی ته سیگار دیده می‌شد. ته سیگارهایی که تجزیه نمی‌شوند و خطرناک‌ترین سم‌ها - از جمله: ارسنیک- را با خود دارند، و نایلون و پلاستیک‌هایی که آهسته آهسته در زیر آب و نور خورشید، ملکول‌های سنگین سرطان‌زا آزاد می‌کنند. در واقع، رسوب‌ها (که خود نشانه‌ای از فرسایش بسیار غیرعادی خاک در ایران هستند) همچون ساندویچی عظیم از زباله و مواد سمی به نظر می‌آمد که برای شهروندان تهرانی آماده شده بود!

همان روز، خبرنگار روزنامه‌ی اعتماد هم با من تماسی داشت و گفت که مطلبی درباره‌ی اثرات ته سیگار ترجمه کرده است و خواست که من هم در این زمینه چیزی بگویم. لطفا ترجمه و گزارش او را در ادامه‌ی یادداشت بخوانید.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درگذشت پرویز ستوده، و شهر قتل عام اعلام نشده!
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢٥ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

پرویز ستوده شایق، 52 ساله، کوه‌نورد و مربی کوه‌نوردی و نویسنده ی وبلاگ نشاط کوهستان که در همه‌ی این زمینه‌ها هم بسیار پرکار بود، دیروز به علت ایست قلبی در پلنگ چال (شمال تهران) درگذشت. تا جایی که من می‌دانم و از یکی دو نفر از دوستان او شنیده‌ام، پرویز هیچ سابقه‌ی بیماری قلبی نداشت. آیا نباید علت مرگ او را آلودگی هوای تهران و استرس‌های این شهر دانست؟! شهری که در جاهایی، بعضی از مسوولان، میانگین سن دفن شدگان در گورستان آن را 49 سال اعلام کرده‌اند!

دلم گرفته است... و یادداشتی را که درباره‌ی مرگ علی عزیزی، در دی ماه سال 1387 نوشته بودم، دوباره می‌آورم؛ به نظرم به ماجرای پرویز بی ربط  نیست:

 زنده یاد علی عزیزی که در روز پنج شنبه 5 دی ماه 1387 درگذشت ، 55 سال داشت . او کوه نورد و اسکی باز بود و هیچ پیشینه ی ناراحتی قلبی و بیماری های دیگر نداشت . او با آن که کوه نوردی شناخته شده و با سابقه بود و در یکی از کارهای بزرگ کوه نوردی ایران ( گشایش « مسیر ایرانی ها » روی دیواره ی علم کوه  در سال های 1361 و 62 ) نقش داشت ، اما در این ورزش زیاده روی هم نداشت و به ویژه در این سال های اخیر فشاری به خود وارد نیاورد . عزیزی ، کار و کسب خوبی داشت و به نظر نمی رسید که مشکل خانوادگی یا چیز دیگری  که استرس خاصی بر او تحمیل کند داشته باشد . ایست قلبی او نه در کوهستان یا در حین فعالیتی غیرعادی بلکه در شهر تهران رخ داد .

 درگذشت علی عزیزی ، فقط یک نمونه از صدها مرگی است که مشکل بتوان جز آلودگی دهشتناک هوا ، عامل دیگری را سبب ساز آن دانست .

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دماوند نفسی می‌کشد!
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٤ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

انجمن دوستداران دماوندکوه

بسته شدن معدن ملار

معدن پوکه ملار در ارتفاع 2750 متری ضلع شرقی کوه دماوند قرار دارد که سال ها مورد بهره برداری قرار می گیرد، ولی از سال 1388 این امر مورد اعتراض و شکایت عده ای از اهالی ملار قرار گرفت.

در تاریخ 7 اردیبهشت 1388 رئیس وقت اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان آمل در نامه ای به اداره کل منابع طبیعی مازندران خواستار ابطال پروانه بهره برداری معدن ملار شد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
همایش و جشنواره‌ی تغییر اقلیم و راهی به سوی آینده پایدار
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢٠ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

اخبار سازمان های غیردولتی ایران

 سازمان مردم نهاد "جمعیت حامیان زمین" برگزار می کند: نخستین همایش و جشنواره تغییر اقلیم و راهی به سوی آینده پایدار

  • سایت همایش و جشنواره: cchfg.ir
  • ایمیل: cchfg2013@gmail.com
  • شماره تماس: 09192476460

محورهای اصلی همایش:

  1. تغییراقلیم و جنـبه هـای اجتماعـی – اقـتـصـادی
  2. تغییراقلیم و پـیــامـدهـای آن بـر مـنـابـع آب
  3. تغییراقلیم و اثـــرات زیــســـت بــومـی آن
  4. تغییراقلیم و پیامدهای آن بر بهداشت و سلامت
  5. تغییر اقلیم و جنبه های قانونی ، حقوقی و فراملی
  6. تغییر اقلیم و اثـر آن بر بـحـران هـای انــرژی

آخرین مهلت فرستادن مقاله: 20 آذر 1392


 
برودپیک امسال، آوردگاه عاشقان
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۸ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

همایش گرامی‌داشت صعود کنندگان "مسیر ایران" روی برودپیک، از ساعت 4 تا 7 بعد از ظهر 16 آبان در شهر آمل و با تلاش دفترهای نمایندگی انجمن کوه‌نوردان ایران در شهرهای آمل، بابل، قائم‌شهر، و ساری برگزار شد. در این همایش حدود پانصد نفر (و ازجمله، خانواده‌های بزرگی، جراهی، و کیوان) شرکت داشتند (گزارشی از این همایش را می‌توانید در تارنمای انجمن دوستداران دماوندکوه بخوانید).

من در آن همایش، سخن‌رانی داشتم که متن زیر، بخشی از ان سخن‌رانی است.

در جهانی زندگی می‌کنیم که کار، به کسب درآمد، و پیروزی به طمع ترجمه شده است. این ترجمان نادرست که برخلاف عشق ذاتی انسان به پیروزی (موفقیت)  و کار است، بخش مهمی از سامانه‌ی سلطه‌گری و ایجاد فضای پذیرش سلطه است. فضایی که زندگی را به کشمکش میان مردم و درگیری‌های پایان ناپذیر میان ملت‌ها، و جهان را به محل فشار بی‌رحمانه بر منابع طبیعی و محیط زیست بدل ساخته است. در این سامانه چنین القا می‌شود که کار اگر به ثروت بیشتر نیانجامد، بی‌ارزش است، و پیروزی آن است که مرتبه‌ی اقتصادی شخص را در این جهان لایه لایه شده بالاتر ببرد. جهانی که در آن، انسان‌ها اگرچه به صورت متراکمی در کنار هم هستند، اما با ترفندهای زیرکانه‌ای به دور از هم و بی ارتباط موثر اجتماعی نگاه داشته شده‌اند.

سامانه‌ی سلطه‌گری، منکر ارزش ذاتی کار و تلاش، و ناهی مردم از شورآفرینی و عشق‌ورزی است؛ هر برنامه و گام‌برداری شما در این جهان وارونه و در این آوردگاه بدلی –که ناهماهنگ با روح طبیعت است- اگر به گرفتن یک امتیاز مادی ملموس نیانجامد، کاری بیهوده تلقی می‌شود. کسانی که سکان‌های این جامعه‌ی "هم‌ستیز" را به دست دارند، با انواع آموزه‌های به اصطلاح عاقلانه که در واقع مجموعه‌ای از دستورعمل‌های تحمیل شده به جان آزادی‌خواه و پرشور و دگردوست انسانی است، می‌کوشند که خرد عاشقانه را تحقیر کنند و به جای آن به عقل منفعت‌خواه اصالت ببخشند. آنان با روش‌های گوناگون، مستقیم و یا نامحسوس، پیوسته به ما یادآور می‌شوند که پیروزی معنایی ندارد جز این که املاکی بزرگ‌تر و خودروهایی گران‌تر و حساب‌هایی پرپول‌تر و میزهایی بزرگ‌تر برای نشستن در پشت آن‌ها، داشته باشیم. آنان با سخن‌رانی‌هایی که ماهرانه پرداخت و پیرایش شده، به بچه‌های ما یاد می‌دهند که «جهان از دیرباز همین گونه بوده و در پیوسته بر همین پاشنه چرخیده، و هم، چنین باید باشد؛ فقط باید مصلحت خود را تشخیص داد و در چارچوبه‌ی نظم کنونی پیش رفت و کلاه خود را نگاه داشت».

در این جهان سرد سود‌اندیش که فرمانده‌هانش را سودایی جز زر اندوزی و مرتبه‌خواهی در سر نیست، و در آن به تعبیر اخوان: نگه جز پیش پا را دید نتواند... هر چند گاه یک بار، افراد و گروه‌هایی سر بر می‌آورند که سرود سرخوشانه‌ای سر می‌دهند و ما را به رفتار طبیعی مهرورزانه یا به تلاش عاشقانه‌ی "بی‌منظور" فرا می‌خوانند. به نظر من، آیدین، پویا و مجتبی، از این دسته انسان‌ها بودند؛ انسان‌هایی که مصلحت‌اندیشی رسمی را کنار گذاشتند و عاشقانه در پی دلبر خویش رفتند و از این رهگذر، به زبان حافظ، «این همه عکس می و نقش مخالف" را از فروغ رخ خود به ما نشان دادند. کجا می‌توانستیم چنین جلوه‌ای از تلاش‌های شورانگیز، و چنین گردهمایی‌های دوست‌مدارانه را ببینیم، اگر چنان نمایش عاشقانه‌ای به دست آن جوانان پوینده اجرا نمی‌شد؟!


 
حشنواره‌ی بین المللی عکس صلح و محیط زیست
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٥ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

مرکز صلح و محیط زیست، گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران، و سازمان حفاظت محیط زیست، در بهار 1393 جشنواره‌ی بین المللی با موضوع "صلح و محیط زیست" را در خانه‌ی هنرمندان ایران برگزار خواهند کرد.

برگزار کنندگان، عکس را رسانه‌ای تاثیرگذار می‌دانند که می‌تواند سبب ارتقای فرهنگ همگانی برای برقراری صلح، حفظ طبیعت، و پیوستگی دو امر صلح و محیط زیست شود. عکاسان می‌توانند با عکس‌هایی که بیانگر طبیعت‌دوستی، پیوستگی جامعه‌های انسانی با طبیعت، همزیستی انسان و حیات وحش، اثر مخرب جنگ بر محیط زیست، و دیگر زمینه‌های مرتبط باشد، در این نمایشگاه شرکت کنند.

دبیرخانه جشنواره آغاز به کار کرده است و فراخوان و جزییات بیشتر، بعدا به آگاهی خواهد رسید.


 
در مخالفت با پناهگاه سازی
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

تا جایی که من آگاهی دارم، چندین ماه است که میان یک گروه طرفدار ساخت پناهگاه در کیامکی داغ و جمعی از دیگر کوه‌نوردان که معتقد اند با وجود سه پناهگاه روی این کوه کوتاه نیازی به پناهگاه دیگری نیست، بحث و مجادله وجود دارد. نامه‌ی زیر که از سوی گروه اخیر نوشته شده، دلایل مخالفت با ساخت پناهگاه چهارم را بیان می‌کند.

همچنین توجه دوستان را به چند مقاله‌ی دیگر در این زمینه جلب می‌کنم:

پناهگاه ها ؛ دوگانه ی بهره برداری و حفاظت از کوهستان

همایش میدان میشان، و پناهگاه سازی

موضوع پناهگاه سازی روی توچال

جناب آقای شامی‌پور

رییس محترم هیات کوه‌نوردی استان آذربایجان شرقی

با سلام؛

 به آگاهی می‌رساند که مدتی است گروهی از افراد که خود را کوه‌نورد می‌دانند، اقدام به دستکاری گسترده در طبیعت کوهستان کیامکی داغ و تخریب منطقه در ارتفاع حدود 3000 متری کرده و قصد دارند پناهگاه چهارمی به مجموعه پناهگاه‌های این کوه اضافه کنند. از آن‌جا که گروه‌های بسیار بزرگ‌تری از کوه‌نوردان و طبیعت‌دوستان، چه در استان و چه در دیگر نقاط کشور، به شدت با این عمل خودسرانه مخالف هستند، و به دلیل آن که متاسفانه ما نتوانسته‌ایم با گفتگو آن آقایان را قانع کنیم که دست از عمل خود بردارند، ما امضا کنندگان زیر خواهشمندیم که جنابعالی و مجموعه‌ی هیات کوه‌نوردی به هر طریق که صلاح می‌دانید، مانع اقدامات ایشان شوید.

در زیر، دلایل مخالفت خود را با ساخت پناهگاه مورد نظر آقایان شرح می‌دهیم:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برودپیک، و عقل و احساسات در کوه‌نوردی (2)
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ٩ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

یک کوه‌نوردی خوب، از جهاتی شبیه به یک قطعه موسیقی دل‌نشین رمانتیک است؛ گونه‌ای زیبایی و لذت تجریدی در آن است که فقط با احساسات می‌توان آن را دریافت و نه با خرد و منطق. این موسیقی و فعالیت را نمی‌توان معنی کرد، و بیشتر اوقات نمی‌توان برای آن، توجیهی اجتماعی یا تاریخی ساز کرد، مگر آن که خود سازنده‌ی موسیقی یا صعود کننده نامی بر کار خود گذاشته و یا مناسبتی برایش تعریف کرده باشد. موسیقی را فقط باید شنید، و کوه‌نوردی خوب را فقط باید اجرا کرد (یا شاهدش بود و گزارش‌اش را خواند) و در جذبه‌ی آن‌ها غرقه گشت. اگر در جهان موسیقی، صدها چهره‌ی درخشان بوده‌اند که در قالب‌های کلیسایی، داستان‌سرایانه، آوازی، و... به شیوه‌ای درک‌شدنی، موضوع‌هایی را بیان کرده‌اند، در مقابل بسیاری از موسیقی‌دان‌ها – از جمله بزرگ‌ترین چهره‌ی تمام دوران‌ها: بتهوون- هم بوده‌اند که آزادانه، شورش‌گرانه، و خیال‌پردازانه، یعنی در سبک رمانتیسم، به تصنیف موسیقی پرداخته‌ و ستایش دیگران را برانگیخته‌اند.

کوه‌نوردی هر قدر که نوجویانه‌تر باشد، رمانتیک‌تر هم هست، چرا که رمانتیسم یک شیوه‌ی «... فرار به رویا، فرار به گذشته، به سرزمین‌های دوردست، به تخیل... [و گریز از] چهارچوبه‌ی خشک قواعد کلاسیک،... از آزادی دروغین و رشد [جامعه‌ی] سرمایه‌داری [بوده است]... نسل رمانتیک، نسل "آرزوهای بر باد رفته" است و مکتب آن‌ها، مکتب سرخوردگی»(6). همان گونه که رمانتیسم، شورشی بود بر ضد عقل‌گرایی "دوران روشنگری" که می‌خواست هر رفتار و موضوع انسانی را با زبان خشک استدلال و خرد تفسیر کند، کوه‌نوردی نوجویانه هم واکنشی است به کوه‌نوردی "منطقی" و حساب‌گرانه‌ی رسمی یا همگانی.

در این‌جا، منظور امتیاز دادن به نوجویی یا رد کردن کوه‌نوردی متداول نیست، بلکه منظور این است که نباید همه‌ی مولفه‌های کوه‌نوردی ماجراجویانه و مرزشکن را با معیارهای کوه‌نوردی کلاسیک ارزیابی کرد. در کوه‌نوردی نوآورانه باید اصالت را، در برابر عقل، به احساس داد. در این صورت است که می‌توانیم نامه‌ی آیدین بزرگی را که پیش از رفتن به برودپیک نوشته بود و خواسته بود که پس از رفتن‌اش منتشر شود، تفسیر کرد. من، این نامه را سند شورش نوجویان در برابر وضعیت موجود ارزیابی می‌کنم.

ماجرای عقل و احساس، دستمایه‌ی قرن‌ها گفتمان‌ فلسفی بوده است(7)؛


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گرامیداشت گشایشگران مسیر ایران
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ٧ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

انجمن کوهنوردان ایران، دفترهای مازندران، به همراه هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی آمل قصد دارند در تاریخ 16 آبان در شهرستان آمل گرامیداشتی برای جانباختگان برودپیک، مجتبی جراحی، آیدین بزرگی و پویا کیوان، برگزار نمایند.

  

از همۀ عزیزانی که به این مناسبت برنامه ای را به اجرا گذاشتند درخواست می شود عکس های خود را به ایمیل زیر برای ما بفرستند تا از آن ها کلیپ تهیه شده و در روز گرامیداشت به نمایش گذاشته شود.

نشانی  دبیرخانه: مازندران، آمل، کد پستی 4615797765

تلفکس  01212150360

damavand.ngo@gmail.com


 
برودپیک، و عقل و احساسات در کوه‌نوردی
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ٦ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

بخش اول

برنامه‌ی گشایش مسیر ایران روی قله‌ی برودپیک که نخستین نوآوری کوه‌نوردان ایرانی در هیمالیا بوده است، و جان باختن سه گشاینده‌ی جوان و پرشور مسیر، یک بار دیگر بحث میزان عقلانی بودن کوه‌نوردی، و موضوع "چیره شدن احساس بر عقل" در این گونه برنامه را بر سر زبان‌ها انداخت. در فصل‌نامه‌ی "کوه" 72، از بیست کوه‌نوردی که درباره‌ی حادثه‌ی برودپیک نظر داده‌اند، هشت- نه نفر آشکارا اشاره داشته‌اند که سه صعود کننده‌، احساساتی شده (که گویا نباید می‌شده‌اند) و «به این دلیل» جان خود را از دست داده‌اند.

به نظر من، عقلی که در این گونه مباحثه‌ها به آن اشاره می‌کنند، شعوری متمایل به حساب‌گری روزمره و خالی از جوهر شورانگیز زندگی است. با چنین شعوری می‌توان زندگی شخصی را به خوبی پیش برد و آسایشی برای خویشتن و خانواده (که معمولا محدود به همسر و فرزند می‌شود) فراهم ساخت، ولی نمی‌توان چیزی را در جامعه دگرگون ساخت، یا منشا خیری برای دیگران شد، یا به زبان همگان چیزی برای پس از مرگ خود به جا نهاد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
از رنجی که به جان می‌خریم
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۳ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت را در پی مرگ غم‌انگیز همایون محبوب، کوه‌نورد جوانی که در تلاش برای گذر زمستانه از ستیغ دوبرار، در ساعت 3 بامداد 21 بهمن 1374 به علت رانش برف جان باخت، نوشتم*.

درد جوانمرگی را گاه می‌شود تا اعماق وجود حس کرد، و تلخ‌ترین شکل آن را به چشم دید؛ همایون محبوب جوان بود، با استعداد بود، و پرکار بود. چشمان گیرای او حکایت از روحی جاذب داشت، و رفتار آرام و متین‌اش نوید آن می‌داد که کوه‌نوردی باحوصله و همنوردی قابل اتکا در شرف شکل گرفتن است. از سبک‌سری جوانی چیزی نداشت، و از ادعا و تظاهر دور بود. جثه‌ی پُر او قالب خوبی بود برای یک بنیه‌ی قوی، و حسن سلوک‌اش نشان جوهره‌ای اصیل بود... و دریغا که این جان پر آرزو در زیر توده‌ای از برف بی‌اعتنا به سردی گرایید. اما این مرگ بی سر و صدا هم با همه‌ی زودرسی‌اش بی‌تناسب با آن روح پر شور نبود؛ همایون از کوه پایین نیامد- با همه‌ی تلاش‌هایی که صورت گرفت- تا در آخرین برنامه ی خود، زمانی هرچه درازتر را در جولانگاه محبوب‌اش بگذراند. بگذار باز هم برف بر برف بنشیند و باد دیوانه زوزه سر دهد، دیگر او را باکی نیست که در عنفوان جوانی به آرامش کهن‌سالان دست یافته است.

و باز این پرسش کهنه که: چرا؟!

چرایی در کار نیست... این ورزش و تفریح نیست... بازی عشق و مرگ است، به مبارزه طلبیدن خود است، و ممزوج شدن با عناصر سهمگین طبیعت است. کسانی که دل به این راه نداده‌اند به چون و چرا بر می‌خیزند، اما آنان با زبان دیگری سخن می‌گویند و با الفبای دیگری مشق زندگی را کتابت می‌کنند. راه‌پویانی که سر به عقل معاش و تدبیر روز نسپرده‌اند، دریادل‌اند و پای به کوه می‌گذارند تا از دریا و کوه فراتر روند. در این مسیر، سلامت جسم که هیچ، تمامی جان هم ملاحظه‌ای است که در مرتبه‌های پایین قرار دارد.

***


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شبی با دکا
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳٩٢ : توسط : عباس محمدی

یادداشت زیر را سعید رضایی، یکی از دوستان که برای نخستین بار در یک نشست دکا (دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران) و در کارگاه گفتگو درباره ی "آشپزی و محیط زیست" حضور یافته بود، نوشته است:

 در غروبی دود آلود و ‌‌سنگین‌‌‌‌‌، از خیابان لاله زار‌نو، با قدم های ‌‌‌‌تند از روی خاطرات و خیابان، هردو ، به سرعت رد شدیم و در کنار ساختمانی قدیمی ایستادیم. شماره درست بود محل را پیدا کرده بودیم؛ اما احساس گرسنگی!

 می شد با وقت باقیمانده کمی آن را برطرف کرد به دنبال چیزی برای خوردن بودیم که صدای آرامی گفت سلام! چهره ای  آشنا و مهربان با تکه نانی در دست .

 

پسر شاد ومسرور سفر به یاد ماندنی، ما را به سمت  ساختمانی که لحظاتی قبل در کنارش ایستاده بودیم هدایت کرد.

 رسیدیم. چهره های آرام ، صمیمی، عمیق و اما پر درد، سرشار از احساس و عشق با تبسمی تاثیر گذار به استقبال آمدند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید