کسب و کار در محیطی پاکیزه و زیبا
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

 برنامه‌ی پاک‌سازی بازار توسط کوه‌نوردان

کوه‌نوردان بسیاری در بازار شاغل هستند؛ در پی گفتگوهایی که با چند تن از این دوستان داشتیم، قرار شد که در روز چهارشنبه دوم اردیبهشت به مناسبت "روز زمین" به اجرای یک برنامه‌ی پاک سازی گذرگاه‌ها ، و ترویج فرهنگ حفاظت محیط زیست در بازار بپردازیم.

قرار برنامه برای شروع کار: تهران-بازار بزرگ، بعد از راسته‌ی ساعت فروش‌ها، قهوه‌خانه‌ی حاج علی درویش (آقای کاظم مبهوتیان)- ساعت ده صبح

 متن زیر، به صورت تراکت برای پخش در بازار تهیه شده است:

 بازار تهران با قدمتی دویست ساله، یکی از بزرگ‌ترین مراکز خرید و فروش ایران و یکی از جاذبه‌های مهم گردشگری کشور است که علاوه بر میلیون‌ها ایرانی، هر سال مورد بازدید گردشگران خارجی بی‌شمار نیز قرار می‌گیرد. بازار، همچنین یک پایگاه اجتماعی ارزشمند است که نقش پررنگی در شکل‌گیری رویدادهای تاریخی کشور داشته و به دلیل آن که در این فضا، کاسبان و بازرگانان و مراجعه‌کنندگان ارتباط‌های گسترده‌ای با هم دارند، همچنان یک پایگاه بزرگ "سرمایه‌ی اجتماعی" به شمار می‌رود.

پاکیزه بودن فضای داخلی و دور و بر هر واحد صنفی، موجب آرامش روانی بهره‌برداران
و مراجعه‌کنندگان،  افزایش جذابیت محیط، و از این رهگذر سبب رونق بیشتر کار خواهد بود.

بیاییم با کاربست چند اصل ساده، محل کار خود را پاکیزه بداریم:

* هیچ‌گونه زباله و پسماند را در فضاهای عمومی رها نکنیم.

* کاغذ و مقوا را در یک کارتن، و نایلون‌ها و اشیای پلاستکی و فلزی را در یک کیسه نگهداری کنیم و در آخر وقت کاری (یا هر چند روز یک بار) به محل‌های جمع‌آوری پسماند برسانیم تا برای بازیافت مورد استفاده قرار گیرند. زباله‌های تر مانند پوست میوه و ته‌ماند غذا را با این پسماندها مخلوط نکنیم.

* از مشتریان بپرسیم که آیا برای جنس خریداری شده نیاز به کیسه‌ی نایلونی دارند (ممکن است از یک کیسه یا کیف برای خریدهای مختلف استفاده کنند).

* از ظرف‌های یک‌بار مصرف استفاده نکنیم؛ در صورت ضرورت، انواع تجزیه‌شدنی را به کار بریم. ظرف‌های یک‌بار مصرف را پس از استفاده تمیز کنیم و آن‌ها را با دیگر پسماندهای بازیافت‌شدنی، جمع‌آوری کنیم و تحویل دهیم.

* بکوشیم در هر زمینه‌ای مصرف خود را کمتر کنیم تا دورریز کمتری داشته باشیم و به اقتصاد خانواده کمک کنیم.


 
نگذارید سبزی‌های کوهی را به یغما برند!
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

سرکار خانم ابتکار / جناب آقای جلالی

مسوولان گرامی محیط زیست و منابع طبیعی کشور

 بار دیگر، با آغاز بهار و رویش گیاهان در کوه و دشت‌های کشور، افرادی که برای به دست آوردن سود شخصی اقدام به کندن و فروش تجاری گیاهان خودرو می‌کنند، به منطقه‌های مختلف کشور هجوم آورده‌اند. متاسفانه در سال‌های اخیر، چیدن "سبزی‌های صحرایی" از یک کار تفننی که در سطحی محدود توسط افراد محلی انجام می‌شد، بدل به یک کار تجاری شده که در مقیاس بزرگ و در بسیاری نقاط توسط سوداگران حرفه‌ای، انجام می‌شود. این افراد، بی اعتنا به نقش گیاهان خودرو در حفظ خاک، بدون در نظر گرفتن فرصت رشد و زادآوری برای گیاهان، و بی توجه به ارزش‌های متنوع این ذخیره‌های ژنتیکی که بسیاری از آن‌ها در خطر انقراض هم قرار دارند، برگ، ساقه، ریشه، پیاز، و گل گیاهان مختلف را می‌چینند و در میدان‌های تره‌بار، فروشگاه‌ها، و کنار خیابان و جاده به فروش می‌رسانند.

از آن‌جا که استفاده‌ی شخصی از منابع ملی و انفال، منع قانونی دارد و نظر به این که  کندن و فروش  گیاهان علفی و درختچه‌ای، ماهیتا تفاوتی با کندن و فروختن درختان جنگلی ندارد، خواهشمند است قاطعانه با این پدیده‌ی خطرناک و رو به رشد مقابله نمایید. پیشنهاد می‌شود:

  • فروش هرگونه سبزی صحرایی را در فروشگاه‌ها و کنار خیابان‌ها ممنوع اعلام و برای آن جریمه تعیین کنید.
  • قرقبانان، جنگلبانان، و محیط بانان را مکلف به توقیف محموله‌های گیاهی سازید.
  • شهرداری‌ها و شوراهای روستایی و سازمان‌های مردم‌نهاد محلی را دعوت به همکاری در مقابله با تجارت گیاهان خودرو کنید.
  • از طریق صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها، آموزش‌های لازم در این زمینه داده شود.
  • منابع تامین گیاهان دارویی که در فروشگاه‌های رو به فزونی این اقلام به فروش می‌رسد، شناسایی و ساماندهی شود.

 

توضیح: این درخواست، برای چندمین سال تکرار می‌شود، و امید آن که این بار پاسخ بگیرد!

عباس محمدی

مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران

مضمون این نامه، در خبرآنلاین و همشهری هم کار شده است.


 
نهال‌کاری و کوه‌پیمایی آموزشی به‌ مناسبت روز زمین
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : محمود بهادری

نهال‌کاری و کوه‌پیمایی آموزشی به‌مناسبت روز زمین

شاخه کوهستانی باغ ملی گیاه‌شناسی ایران، سیراچال، جاده چالوس

 

دوم اردیبشت برابر با 22 آوریل، روز زمین  نام‌گذاری شده است. به این مناسبت، در بسیاری کشورهای جهان دوستداران طبیعت دست به کارهایی برای حفاظت زمین و جلوگیری از تخریب و آلودگی محیط‌زیست می‌زنند.  

  به مناسبت روز زمین، گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران با همکاری موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور برگزار می‌کند:

نهال کاری و کوه‌پیمایی آموزشی در منطقه‌ی کوهستانی سیراچال

چهارم اردیبهشت 1394

شاخه کوهستانی باغ ملی گیاه‌شناسی ایران، منطقه سیراچال، جاده چالوس

سرپرست: محمود بهادری

کارشناس و راهنما: مهندس مصطفی خوشنویس، عباس محمدی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چرا مدیر باشگاه مسوولیت ندارد؟
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

در ارتباط با حکم دادگاه در مورد حادثه‌ی شمشک 1388، مایلم با اشاره به چند تجربه‌ی شخصی خودم در گروه (باشگاه) کوه‌نوردان آرش که از سال 1355 عضو آن هستم، تاکید کنم که مدیر یک سازمان کوه‌نوردی نمی‌تواند پاسخ‌گوی عواقب حادثه‌هایی که در کوهستان رخ می‌دهند، باشد.

در بهمن ماه 1358، مشغول انجام دومین صعود زمستانی به قله‌ی دماوند از مسیر تخت فریدون بودیم؛ روز حرکت ما به سوی قله، روزی بود که سه شبانه روز پیش از آن برف سنگین باریده بود. صعود از پناهگاه تا قله، در برفی که گاه تا بالای ران می‌رسید، بیش از ده ساعت به درازا کشید. تقریبا هوا تاریک شده بود که به قله رسیدیم و در کاسه‌ی قله چادر زدیم. روز بعد که پایین آمدیم، دریافتیم که پاهای علی سرمازده شده است. چند ماه  طول کشید تا پاهای او خوب شدند. در زمان اجرای برنامه، مدیر گروه کوه‌نوردان آرش در تهران بود و فردی سرپرست برنامه‌مان بود که خود در نخستین صعود زمستانی همین مسیر شرکت کرده بود.

در 27 تیر 1362 مشغول گشودن مسیر آرش روی دیواره‌ی شمالی علم کوه بودیم. یکی از اعضای جوان تیم پشتیبانی، دو سه جوان دیگر را با خود به دره‌ی هفت‌خوان و از آن‌جا به سوی یکی از قله‌های هفت‌خوان ‌برد. او برای بازگشت، یک شیب یخبرفی را انتخاب کرد؛ یکی از همراهانش روی این شیب سُر خورد و به شدت زخمی شد اما جان سالم به در ‌برد و روز بعد با کمک جمعی از دیگر دوستان به علم‌چال و از آن‌جا به پایین برده شد. در روز حادثه، مدیر گروه کوه‌نوردان آرش و سرپرست برنامه روی دیواره بودند و هیچ نقشی در تصمیم‌گیری دوستانی که به سوی هفت‌خوان رفتند، نداشتند.

در مهر ماه 1379 با زنده‌یاد فریدون اسماعیل‌زاده مشغول صعود قله‌ی گُوکشان (گاوکشان) در شهرستان شاهرود بودیم. غروب هنگام، تگرگ و باران و صاعقه‌ی بسیار شدیدی گرفت که بی‌سابقه هم نبود (درست هفته‌ی پیش از آن، سیل در شهر شاهرود سبب مرگ چند تن شده بود) و ما با بی‌اعتنایی به کوه زده بودیم. در وضعیتی بسیار پر خطر و در تاریکی به دره‌ی پایین دست (شمال) کوه رسیدیم. برای این برنامه، مانند بسیاری از دیگر برنامه‌های گروه کوه‌نوردان آرش، ما هیچ هماهنگی‌ای با مدیریت گروه انجام نداده بودیم.

از این گونه مثال‌ها، دست‌کم یک دوجین دیگر هم می‌توانم بیاورم؛ برنامه‌هایی که در آن‌ها سنگ بر سر و رویمان ریخت، روی شیبی یخ‌زده به پایین غلتیدم، شخص همراهم را بهمن زد و پس از نیم ساعت توانستم او را معجزه‌آسا از زیر دو متر برف بیرون بیاورم، با انگشتان سرمازده یا دست شکسته به پایین برگشتم، و... . در تمام این برنامه‌ها، فقط شانس بوده که مرا زنده نگاه داشته است. و تازه لازم به یادآوری است که من کوه‌نورد بسیار پرکار، خیلی ریسک‌باز، ماجراجو به معنای خاص، یا هیمالیانورد نبوده ام. طبیعی است که اگر چنین بودم، ضریب برخورد با خطرم خیلی بیشتر می‌شد. حال، جای پرسش است که مدیران سازمانی که به من آموزش‌ها و خدماتی هم داده بودند، و در عین حال نمی‌توانستند  کنترلی بر رفتار من (یا ما) در کوهستان داشته باشند، چرا می‌بایست پاسخ‌گوی خسارت‌هایی که متحمل شدم یا ممکن بود بشوم، باشند؟!

اطمینان دارم که هر کوه‌نورد و طبیعت‌پیمایی که بی‌غرضانه به تجربه‌های خود رجوع کند، جز این نمی‌گوید که در محیط وحش، دست مدیر سازمان از هر گونه کنترلی بر او کوتاه بوده است؛ در این حال، مدیر چگونه می‌تواند مسوول عواقب حادثه باشد؟! مدیر سازمان خدمات‌دهنده، در این حد وظیفه دارد که فردی صاحب‌صلاحیت (در حد عرف و امکانات) را سرپرست برنامه قرار دهد؛ همین!


 
سدسازی در ترکیه، و ضرورت دیپلماسی فعال آب
ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

چند سال است که گروه دیده‌بان کوهستان، با چند سازمان غیردولتی محیط زیستی ترکیه، عراق و سوریه ارتباط دارد که محور اصلی گفتگوهای ما در نشست‌های مشترک (سلیمانیه، دیار بکر، تهران، بابل) و در تماس‌های رایانامه‌ای، موضوع سدسازی بوده است. آخرین این نشست‌ها (هفتمین نشست مشترک) در روز 5 فروردین در سلیمانیه برگزار شد که از ایران، من و دو تن از دوستان سنندجی در آن نشست شرکت داشتیم؛ نام این شبکه‌ی همکاری را اکوپوتامیا گذاشته‌ایم که برگرفته از واژه‌ها‌ی اکو (eco: بوم) و مزوپوتامیا (Mesopotamia: میان‌رودان/ بین‌النهرین) است.

در یادداشتی که زهرا کشوری به مناسبت سفر رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه به ایران، در روزنامه‌ی ایران نوشته، به گوشه‌هایی از دل‌نگرانی‌های فعالان محیط زیست در ارتباط با برنامه‌های عظیم سدسازی در جنوب شرق ترکیه اشاره کرده است:

ساخت «سد ایلی سو» که سه برابر بزرگتر از کرخه بزرگترین سد ایران است، اعتراض ها به سیاست های آبی دولت ترکیه را از مرز های این کشور فراتر برد.


معاون آموزش و مشارکت های مردمی سازمان حفاظت از محیط زیست : با توجه به عضویت ایران، سوریه، عراق، کویت و عربستان در این کنوانسیون، حضور اردوغان در ایران فرصتی برای ایجاد یک تفاهم و پیمان جدید برای احیای توان اکولوژی منطقه است.
سیاست های بلندپروازانه آبی در منطقه می تواند به نوعی محرک و تقویت کننده داعش مدرن باشد و کیفیت زندگی «میان رودان» را برای چند نسل به خطر بیندازد.

نگرانی شدیدی بویژه در بین فعالان محیط زیست عراق، سوریه و ایران در مورد طرح بزرگ سد سازی در جنوب شرق ترکیه روی سرچشمه های دجله و فرات وجود دارد.


مدیر یک تشکل زیست محیطی: رئیس جمهوری می تواند در زمان حضور اردوغان بحث معاهده را با حضور کارشناسان آغاز کند و زمان انجام مذاکرات بعدی را هم در دیدار مشخص کند.

فعالان حوزه محیط زیست حضور «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهوری ترکیه در ایران را بهترین فرصت برای ایجاد یک معاهده منطقه ای برای نجات محیط زیست کشورهای ایران، ترکیه، سوریه، عراق، عربستان، کویت و امارات می دانند. آنها از «حسن روحانی» رئیس جمهوری می خواهند تا وارد مذاکرات آبی با او شود.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سفرهای آموزشی گروه دیده‌بان کوهستان در بهار 1394
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : محمود بهادری


 
سال نو بر محیط زیست هم مبارک خواهد بود؟!
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۸ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

نو شدن سال، در عرصه‌ی محیط زیست هم مانند دیگر عرصه‌های زندگی (و بلکه بیشتر از بسیاری زمینه‌های دیگر) همراه با بیم و امید است...

 در سال 1393، در قیاس با سال‌های پیش، گفتمان محیط زیست به شکل محسوسی در ایران برجسته‌تر  شد. نمودهای این افزایش حساسیت و گفتگو را می‌شد در بیشتر شدن یادداشت‌ها و مقاله‌های محیط زیستی در مطبوعات و تارنماها، تحرک فوق‌العاده‌ی سازمان‌های مردم‌نهاد محیط زیستی، تنوع برنامه‌های محیط زیستی صدا و سیما، پیام نوروزی و دیگر اشاره‌های رییس جمهور، وارد شدن هنرمندان و نویسندگان و جامعه‌شناسان به بحث‌های محیط زیستی، فعال شدن چشمگیر سازمان حفاظت محیط زیست، سخنان امیدبخش رهبر انقلاب در روز 17 اسفند، و... حتی در شکایت سازمان‌های مردمی مدافع محیط زیست از سازمان حفاظت محیط زیست بر سر قضیه‌ی تبدیل جزیره‌ی آشوراده به منطقه‌ی گردشگری دید.

اما، مطمئن نیستم که حال "خود" محیط زیست بهتر شده باشد؛

 

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
در حمایت از باشگاه دماوند و سعید صبور
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٤ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

حادثه‌ی ریزش بهمن در جاده‌ی شمشک- دیزین (بهمن ماه 1388) یکی از غم‌انگیزترین و مرگبارترین حادثه‌هایی بود که جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران به خود دیده است. گذشته از خانواده‌های هشت جان‌باخته‌ی آن حادثه که بی‌تردید اندوه این خسران را هیچ‌گاه از یاد نخواهند برد، شمار زیادی از دوستان و هم‌باشگاهی‌های آن عزیزان نیز همچنان جای خالی ایشان را حس می‌کنند.

با گرامی‌داشت یاد مربی برجسته و از خودگذشته  فرشاد خلیلی خوشه‌مهر، سعید طاهری کوه‌نورد و اسکی‌باز فداکاری که به یاری دوستان بهمن‌زده‌ی خود شتافت، و شاگردان فرشاد: محمد مهدی خراسانی، علی اکبر ابراهیم‌پور، اکبر کشاورز هدایتی، حمید کاظم‌زاده، مجید شهپری، و نادیا آنجفی، با توجه به حکم دادگاه درباره‌ی مسوولیت باشگاه دماوند و مدیر عامل وقت آن سعید صبور، به نظر می‌رسد ضروری است که دست اندر کاران باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی نظر خود را در مورد حکم دو سال حبس برای سعید صبور اعلام کنند.

همه‌ی ما، کوه‌نوردی را به میل خود و با پذیرش خطرهای احتمالی آن انتخاب کرده‌ایم؛ از قضا، یکی از انگیزه‌های قوی در انتخاب ورزش کوه‌نوردی، جنبه‌ی ماجراجویانه‌ی این فعالیت است. این وجه از کوه‌نوردی است که انسان‌های هیجان‌خواه را به خود جذب می‌کند، و البته انسان‌های "منطقی" هم که با انگیزه‌هایی مانند انجام فعالیت بدنی، طبیعت‌دوستی، جهان‌گردی، شهرت‌طلبی، و به دست آوردن درآمد... به این کار روی می‌آورند و ماجراجویی هدف نخست‌شان نیست، نیز معمولا لذت خطر کردن‌های ملایم تا بالا را می‌پسندند.

کوه‌نوردان، به کم و زیاد، همیشه شاهد پیش‌آمد حادثه‌های ملایم تا سخت برای خود یا دوستان‌شان هستند و باز هم به کوه می‌روند. حتی برنامه‌های بزرگداشت درگذشتگان در کوهستان را معمولا با پیمایش همان مسیرهایی که هم‌نوردان‌شان در آن جان باخته اند، برگزار می‌کنند. در واقع، کوه‌نوردان عاقل و بالغ به خوبی می‌دانند که دارند چه می‌کنند و همین آگاهی حکم می‌کند که مسوولیت عواقب فعالیت خویش را کلا خودشان برعهده بگیرند. احترام به عقیده و انتخاب فرزند یا دیگر عضو خانواده، یا دوست‌مان هم ایجاب می‌کند که در صورت رخ دادن حادثه (هر اندازه که بزرگ باشد) از طرح دعوا خودداری کنیم، مگر آن که واقعا عمدی در ایجاد حادثه در کار بوده باشد (فرضی که در کوه‌نوردی تقریبا محال است) یا یک سهل‌انگاری آشکار در محیط قابل کنترل رخ داده باشد که در این مورد هم حداکثر خواسته‌ی شخص آسیب‌دیده یا بستگان فرد جان‌باخته باید درخواست جبران مالی باشد.

نظام بیمه‌ای پُر ایراد که غرامت مناسبی را در حادثه‌ها ارایه نمی‌دهد، و موضوع دیه که آن هم به راحتی و به طور کامل توسط بیمه‌ها پرداخت نمی‌شود، بر پیچیدگی قضیه می‌افزاید که در مورد این امر نیز باید از سوی کوه‌نوردان فعالیت‌های زیادی صورت گیرد تا بیمه‌گران با واقعیت‌های کوه‌نوردی آشنا شوند و خلأهای موجود پر شود. انجمن کوه‌نوردان ایران، از حدود ده سال پیش در تماس با چند شرکت بیمه توانست امکان خرید بیمه‌ی مسوولیت مدنی برای برنامه‌های کوه‌نوردی را فراهم سازد، اما هنوز جای کار بسیار برای تکمیل این گونه بیمه‌ها هست.

در مورد محکومیت سعید صبور به دو سال زندان، انجمن کوه‌نوردان متنی را به عنوان "فتح‌الباب" در چند موضوع راجع به مسوولیت در کوه‌نوردی تهیه کرده است؛ هدف اصلی این است که موضوع "برائت از مسوولیت" در حادثه‌های کوه‌نوردی، مطرح گردد و از لحاظ قانونی هم به رسمیت شناخته شود. منظور از برائت این است که دست اندر کاران یک برنامه‌ی کوه‌نوردی، به‌ویژه مدیران باشگاه یا گروه کوه‌نوردی، مسوولیتی در حادثه‌های کوه‌نوردی که نوعا "قهری" است، ندارند. این متن که می‌توانید آن را روی تارنمای انجمن بخوانید، در حال بررسی و تکمیل است تا شاید به عنوان نقطه نظر جمع بزرگی از کوه‌نوردان و سازمان‌های کوه‌نوردی به افکار عمومی و مقام‌های قضایی و دیگر مسوولان ارایه شود. جا دارد که دوستداران ورزش کوه‌نوردی، موضوع را جدی بگیرند و با بیان نقطه نظرهای خود، به طرح بهینه‌ی موضوع کمک کنند.


 
سیزده بدر و همه روز؛ روز مراقبت از طبیعت
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

 یادداشتی که در سال‌های پیش نیز داشته ایم:

می توانیم این چند روز تعطیلی آخر سال، به ویژه سیزده بدر را  به فرصتی برای گفتگو در زمینه‌ی محیط زیست؛ با خانواده، اطرافیان، و غریبه‌هایی که در جاده‌ها و باغ‌ها و بوستان‌ها می‌بینیم بدل کنیم.

 * در مورد مشکلات زیست‌محیطی با آشنا و غریبه گفتگو کنید و به جای کلی‌گویی یا فخر فروشی یا اظهار نا امیدی، راه‌های ساده‌ی در دسترس ارایه دهید.

 * در هر محیط خارج از خانه که می‌نشینید، اطراف خود را به شعاع ده متر از زباله‌ها تمیز کند و این کار را به دیگران هم توصیه کنید.

 * در جایی که می‌نشینید، پوشش گیاهی را لگدمال و خراب نکنید.

 * به همه بگویید که آتش روشن کردن در طبیعت کاری است زیانمند، و نالازم.

 * پلاستیک‌ها، شیشه، بطری‌های نوشابه، و قوطی‌های کنسروی را با خودتان به شهر (ترجیحا شهرهای بزرگ) بیاورید؛ قرار دادن آن‌ها در سطل‌های زباله‌ی بین شهری  می‌تواند به معنای رها کردن آن‌ها درطبیعت همان نزدیکی‌ها باشد! زیرا محل دفن زباله‌های بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک، دره‌ها و دشت‌های همان نزدیک است، و بازیافت کنندگان هم معمولا در نقاط دور از شهرهای بزرگ فعالیت ندارند.

 


 
امشب و همه شب؛ لامپ اضافه خاموش!
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۸ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

امشب، از ساعت هشت و نیم تا نه و نیم (ساعت زمین) تا جایی که می‌توانیم لامپ‌ها و دستگاه‌های برقی دور و بر خودمان را خاموش کنیم. بیاییم زیبایی شب و لذت تاریکی را دریابیم!

انسان می‌خواست با روشن ساختن شب‌ها، بر طبیعت چیره شود... اینک خود مغلوب شده است؛ مغلوب روشنایی‌های مصنوعی اضافه‌ای که در هر شهر و روستا، و در امتداد هر جاده‌ای، آرامش شب را بر هم زده اند. روشنایی‌هایی که با مصرف هراس‌انگیز سوخت، زمین را گرم ساخته اند.

بیاییم نه تنها امشب، بلکه هر شب و در هر زمان دیگر، وسایل برقی اضافه را خاموش کنیم، از مسوولان بخواهیم که آلودگی نوری شهر و روستا را کمتر کنند، و بکوشیم که انرژی کمتری مصرف کنیم!

 

 

 


 
از تیم تسارونورو حمایت کنیم!
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ٧ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

خواندن همین چند سطر از نوشته‌ی حمید شفقی کافی است تا جامعه‌ی کوه‌نوردی، فعالانه به حمایت از تیم سه نفره‌ی صعود تسارانورو برخیزد:

دنبال یک تغییریم... تغییری بزرگ در تاریخ دیواره‌نوردی ایران. تغییری که می‌تواند دیواره‌نوردی ما را از تکرار مسیرهای گشایش شده دور کرده و آماده برای گشایش مسیری جدید نماید. تغییری که می‌تواند اسم کشور ما را به عنوان یکی از کشورهای گشایش کننده ثبت نماید. مقیاس و قد و قواره‌ی این دیواره در حد یک کار حرفه‌ای است و در صورت موفقیت ما، می‌توان گفت برنامه‌ریزی دراز مدت ما جهت پیشرفت پله‌ای دیواره‌نوردی محقق شده است. راه بسیار سخت است و عزم ما راسخ. امیدواریم بتوانیم از آن سربلند بیرون بیاییم. آری ما دنبال یک تغییریم... .

شعار ما در این برنامه "تغییر" است. تغییر از وضعیت فعلی به وضعیتی مطلوب تر... .

 

درست است که دوستان پرتلاش و نوآور ما به منطقه رفته‌اند، اما لازم است که باز هم به حمایت‌های خود ادامه دهیم... قطعا، آنان پس از بازگشت هم نیازهای مالی خواهند داشت، و حتما برنامه‌های ارزنده‌ی دیگری نیز در پیش دارند.

لطفا کمک‌های خود را به کارت 7234- 2211- 3372- 6104 بانک ملت بریزید.