قفقاز، صعود کازبک و افسانه‌ی آن
ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

حرکت به سوی قله‌ی کازبک، و حال خرابِ من

از روزی که از تفلیس به سوی جوتا راه افتاده بودیم (21 شهریور)، شاید به علت خودروسواری چند روزه در جاده‌های پر پیچ و خمف و شاید هم به علت خوردن خوراک‌های متفاوت، یا آلودگی و ... حالت تهوع و اسهال داشتم. در شب نخستی که در جوتا بودیم، حالم بسیار خراب بود و این وضعیت با شدت کم و بیش تا بامداد 26 شهریور که در یک تیم شش نفره (جرج، سارا، کوین، ناز، ویکتوریا، و من) از پناهگاه بتلمی به سوی قله راه افتادیم، ادامه یافت. در این روز، حدود ساعت سه بامداد حرکت خود را آغاز کردیم، و حدود ساعت هفت به حوالی یال غربی قله رسیدیم. در این‌جا، قرار شد که کرامپون‌ها را ببندیم و هم‌طناب شویم؛ من که دو سه بار "بیرون‌رَوش" داشتم و احساس ضعف می‌کردم، تصمیم به بازگشت گرفتم. ناز هم گفت که مایل به صعود نیست، و با من برگشت. ما دو نفر حدود سه ساعت بعد به پناهگاه رسیدیم. چهار تن دیگر، حدود ساعت 11 به قله رسیدند و حدود سه بعد از ظهر به پناهگاه برگشتند.

در همین روز، جیم، کارستن، و مخیتار از شیب یخی- برفیِ 50-45 درجه در سمت شرق کازبک که بسیار کم‌صعود است، به سوی قله رفتند و آن را صعود کردند و زودتر از دیگران به پناهگاه برگشتند.

در روز 27 شهریور، تیم و آندره از مسیر عادی قله را صعود کردند. همچنین اریک به تنهایی از مسیر شرقی تا قله رفت و از مسیر عادی به پناهگاه و از آن‌جا به سرعت به سوی کازبکی برگشت؛ به طوری که در نزدیک‌های کلیسای گرگتی به ما که حدود 9 صبح از پناهگاه به سوی پایین راه افتاده بودیم، رسید(4).

عصر روز 27 شهریور، همگی در مهمان‌پذیر کازبکی بودیم. روز بعد گردشی در شهر کوچک کازبکی داشتیم و سپس به تفلیس رفتیم. روز 29 شهریور را به گشت در تفلیس گذراندیم و روز پس از آن به ایروان رفتیم، شام آخر را در آن‌جا در یک رستوران دور هم خوردیم. در روز 31 شهریور، همگی (به جز مری‌آن و لیدیا که پروازشان در روز بعد بود) به سوی شهرهای خود راه افتادیم؛ من با اتوبوس به سوی تهران، و دیگران با هواپیما. توضیح این که محمد با هواپیما در روز 30 شهریور، و حسن با تاکسی و اتوبوس سه روز پیش از او راهی تهران شده بودند؛ هیچ یک از آن دو به کازبک نیامده بودند.

 

افسانه‌ی کازبک (داستان امیرانی)


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
درخواست کمک در پاک‌سازی کوه‌های طالقان از لاشه‌های کل و بز
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

بیماری "طاعون نشخوارکنندگان کوچک" شمار زیادی از کل و بزهای طالقان را کشته است. اگر لاشه‌ی این حیوان‌ها در طبیعت باقی بماند، ممکن است که بیماری گسترش بیشتری بیابد.

از دوستان کوه‌نورد درخواست داریم که برای یکی دو هفته‌ی آینده، برنامه‌هایی را برای همیاری با محیط‌بانان طالقان در یافتن و دفن یا سوزاندن لاشه‌ها، طرح‌ریزی کنند.

توضیح این که این بیماری، به انسان منتقل نمی‌شود.

خواهشمندیم برای اجرای برنامه‌های دیدبانی و یافتن لاشه‌ها، با ما تماس بگیرید:

تلفن: 66712243 -021(دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران)

ای‌میل: (عباس محمدی)am.kouh@gmail.com  

 گزارشی از فعالیت دفتر نمایندگی انجمن در طالقان و ساوجبلاغ، و هیات کوه‌نوردی استان البرز در این زمینه را می‌توانید در اینجا بخوانید.


 
سرگشته در قفقاز (6)، کازبک
ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

شب 23 شهریور را در جوتا گذراندیم؛ چند تن در مهمان‌پذیری ساده و ارزان، و چند تن دیگر در هتلی که می‌شد آن را در مقیاس روستا، سه ستاره دانست. روز بعد، تا خودروهایی از کازبکی بیایند و ما را به آن شهر ببرند، عصر شد. شب را در مهمان‌پذیری در کازبکی گذراندیم و روز بعد با خودرو تا کلیسای گرگتی در ارتفاع 2170 متری که متعلق به قرن چهاردهم میلادی است، رفتیم. این فاصله را خودروهای کمک‌دار در نیم ساعت طی می‌کنند و اگر بخواهیم مسیر نیمه جنگلی را پیاده پشت سر بگذاریم، باید سه ساعتی وقت بگذاریم.

هوا صاف و بسیار خوب بود. بارهای سنگین را به اسب‌ها سپرده بودیم و حدود ساعت 8 به سوی پناهگاه بتلمی (Betlemi) راه افتادیم. از گرگتی، از راه پاکوب مشخصی در یک مسیر ساده تا گردنه‌ی Sabertse (2900 متر) می‌رویم. در این‌جا یک بنای بسیار کوچک با صلیب (که در جای جای گرجستان، زیاد به چشم می‌خورد) وجود دارد. از گردنه، دید خوبی به منطقه‌ی Khevi و بلندی‌های آن داریم: کوه کازبک یا Mkinvartsveri (نام بیشتر متداول در گرجستان) در شمال گردنه، و چند قله‌ی بالای چهار هزار متر در جنوب، و توده‌ی چائوخی در جنوب شرق.

از گردنه‌ی سابرتس، مسیر تا پناهگاه به صورت یک نیم‌دایره‌ی بزرگ در امتداد دره‌ای یخچالی طی می‌شود. از حدود 3200 متر، بر روی یخ و یخرفت (moraine) پا می‌گذاریم. توضیح این که روی تابلویی که در گردنه هست، نوشته شده که مهم‌ترین یخچال این منطقه، یخچال گرگتی است که از ارتفاع 2900 متر شروع می‌شود و تا قله ادامه دارد، طول آن 7 کیلومتر و مساحتش حدود 6 کیلومتر مربع است. اما، پیدا است که تغییرات اقلیمی در چند سال اخیر، ارتفاع یخ دائمی را دویست سیصد متر بالاتر برده است.

از حدود ظهر، مه در ارتفاعات شکل می‌گیرد و ما در شرایط مه‌آلود، حدود ساعت یک بعد از ظهر به پناهگاه (3650 متر) می‌رسیم. در پناهگاه باید نزد مسوول مربوطه نام‌نویسی کرد تا اتاق در اختیارتان بگذارد. برای چادر زدن در بیرون هم محدودیتی وجود ندارد.

نمای کازبک از روی گردنه ی سابرتس

 

اوایل یخچال گرگتی (زیر ژناهگاه بتلمی)

 

بر روی یخچال گرگتی


 
چند اصل پایه در طبیعت‌پیمایی و گردش بیرون از شهر
ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

شاید آن‌چه که در زیر می‌آید، برای خوانندگان این تارنما بدیهی باشد و نیازی به بیان آن در این‌جا نبینند! اما، بد نیست که گاه پاره‌ای چیزهای بدیهی را به خودمان یادآور شویم و آن را به دیگران هم یاد دهیم. هنوز هم در بیشتر گردشگاه‌های ایران، با مشکل زباله روبرو هستیم؛ پس این نکته‌ها را به هر شیوه‌ای که می‌توانیم، به دیگران آموزش دهیم... .

کوه‌ها، دشت‌ها، و ساحل‌ها، باارزش‌ترین گردشگاه‌ها هستند که ما بی آن که هزینه‌ای برای آن‌ها پرداخته باشیم، از آن‌ها استفاده می‌کنیم. به پاس برخورداری از این نعمت‌های بی‌مانند، و برای آن که خود و فرزندان‌مان بتوانیم همیشه از آن بهره ببریم، لطفا به چند نکته توجه داشته باشید:

* همیشه یک یک کیسه همراه داشته باشید و زباله‌های خود را در آن بریزید و به محل‌های جمع‌آوری زباله برسانید. توجه داشته باشید که در بیشتر روستاها یا چایخانه‌ها و خوراکخانه‌های بین‌راهی امکان گردآوری و دفع اصولی یا بازیافت زباله نیست؛ بهتر است که پسماندهای خود را به شهر برسانید.

* زباله‌های تجزیه‌نشدنی (پلاستیک، نایلون، شیشه، قوطی،...) برای همیشه در طبیعت می‌مانند و چشم‌اندازهای طبیعی را مخدوش می‌کنند. گردآوری جداگانه‌ی این پسماندها، بازیافت آن‌ها را ساده‌تر می‌کند و درآمدی برای اشخاص دست اندر کار فراهم می‌سازد.

* زباله‌های تجزیه‌شدنی مانند پسمانده‌های خوراک، پوست میوه و کاغذ، برای تجزیه به زمان کم و بیش طولانی و شرایط ویژه نیاز دارند؛ ریخت و پاش آن‌ها در طبیعت سبب زشت شدن محیط، ایجاد آلودگی‌های میکروبی، و ترغیب دیگران به ریخت و پاش می‌شود.

* از دفع ادرار و مدفوع، و استفاده از مواد شوینده یا صابون در داخل یا حریم رودها و جویبارها (فاصله‌ی حدود 70 متر از کناره) خودداری کنید.

* از لگدکوب کردن و چیدن گیاهان، و آسیب‌رسانی به جانوران خودداری کنید. به مکان‌هایی که ممکن است آشیان پرندگان و دیگر جانوران باشد، نزدیک نشوید.

* در کوهستان و دیگر محیط‌های طبیعی همیشه از راه‌های پاکوب گذر کنید، و میان‌بر نزنید تا خاک فرسوده نشود.

* با خودرو وارد پهنه‌های طبیعی نشوید. از شستن خودرو یا تعویض روغن در کنار رودها و در دیگر نقاط طبیعت خودداری کنید.

* روشن کردن آتش در طبیعت، سبب لکه‌دار شدن زمین، مرگ موجودات زنده‌ی خاک، آلودگی هوا، و افزایش شدید خطر آتش‌سوزی می‌شود. تا حد امکان از این کار خودداری کنید، و برای گرم کردن یا درست کردن خوراک، از چراغ‌های پیک‌نیکی یا منقل استفاده کنید. در صورت درست کردن آتش، دقت کنید که باد جرقه‌های آن را به سوی گیاهان خشک نبرد. هنگام ترک محل، روی بقایای آتش، آب و خاک بریزید.

* خلاصه آن که به گونه‌ای وارد طبیعت شوید و ار آن بیرون روید که ردّی از شما باقی نماند!

* با کسانی که اصول بالا را رعایت نمی‌کنند، گفتگو کنید و به آرامی از ایشان بخواهید که در حفظ محیط زیست بکوشند.

* محیط زیست و منابع طبیعی، ثروت‌های ملی ما و متعلق به همگان هستند؛  موارد تجاوز به آن‌ها را به مسوولان گزارش کنید و پیگیر حقوق خود باشید.


 
سرگشته در قفقاز (5)، عکس‌هایی از چائوخی
ساعت ٦:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٩ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

اگرچه در چائوخی، دیواره‌های یکدست بلند با سنگ محکم چندان به چشم نمی‌خورد، اما به نظر می‌ر‌سد که روی یال‌های آن می‌شود کوه‌نوردی‌های فنی و "دست به سنگ" هیجان‌انگیزی انجام داد.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرگشته در قفقاز (4)؛ درباره‌ی دیواره‌های چائوخی
ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

اطلاعاتی که پیش از برنامه از منطقه‌ی چائوخی داشتیم، بسیار اندک و بیشتر از روی تارنمای یکی دو شرکت خدمات‌دهنده‌ی منطقه‌ بود: «چائوخی، یک توده‌ی سنگی مجزا است با دو یخچال کوچک که در بخش جنوبی قفقاز شرقی، در مرز سه منطقه‌ی خِوی (Khevi)، خِوسورتی (Khevsureti)، و گوداماکاری (Gudamakari) قرار دارد. چائوخی با چندین قله‌ی 3300 تا 3700 متر، در سال‌های اخیر به یکی از منطقه‌های پیاده‌روی و سنگ‌نوردی پر طرفدار گرجستان بدل شده است. بلندترین قله‌ی چائوخی (3842 متر) دارای یک دیواره‌ی شمالی است که روی آن مسیرهایی با درجه‌ی سختی V و VI (UIAA) باز شده است»(2).


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اعتراض به راه‌سازی و احداث چادرگاه گردشگری در دماوند
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

انجمن دوستداران دماوندکوه، در نامه‌ای خطاب به رییس اداره‌ی کل بازرسی استان مازندران و با اشاره به نامه‌ی اعتراضی دو تن از اهالی ناندل به اداره‌ی کل منابع طبیعی استان مازندران، به جاده‌سازی در مرتع آلمیون (شمال دماوند)، خانه سازی غیرمجاز در دشت شمالی دماوند، دفع غیراصولی زباله در منطقه، احداث چادرگاه گردشگری با عنوان "اکو لوج" (ecolodge) در نزدیکی پناهگاه تخت فریدون، و به  سهل‌انگاری مسوولان در برخورد با این رفتارها اعتراض کرده است.

نامه‌ها را می‌توانید در اینجا ببینید.


 
سرگشته در قفقاز (3)
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

آشنایی با رشته‌کوه قفقاز(1)

این رشته‌کوه به درازای تقریبی هزار کیلومتر، از شرق دریای سیاه تا غرب دریای خزر امتداد دارد و بخش عمده‌ی آن در کشورهای گرجستان و آذربایجان قرار دارد. بلندترین قله‌ی قفقاز، البروز است به ارتفاع 5633 متر که از آن به عنوان بلندترین قله‌ی قاره‌ی اروپا نام می‌برندف چرا که در 20 کیلومتری شمال خط آب‌پخشانی قرار دارد که مرز طبیعی آسیا و اروپا به شمار می‌رود.

قفقاز به سه بخش غربی، مرکزی، و شرقی تقسیم می‌شود که در هر سه بخش ان قله‌های بلند وجود دارد. برف‌مرز در قفقاز بالاتر از آلپ‌ها است (تا حدود ده سال پیش، به طور متوسط 2900 متر در شیب‌های شمالی، و 3200 متر در شیب‌های جنوبی) و یخچال‌های منطقه نیز کوچک‌تر از یخچال‌های آلپ‌ها است.

قفقاز غربی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کوه ها اهمیت دارند؛ به کارزار جمع آوری امضا بپیوندید!
ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

انجمن حفظ محیط کوهستان

دبیرخانه نهاد «مشارکت بین المللی برای کوه ها»، با همکاری اعضا و کمیته راهبری خود اقدام به تهیه درخواستی به منظور تأکید بر لزوم توجه به اثرات شدید تغییر آب و هوا بر مردم و نواحی کوهستانی و گنجاندن کوه ها در مذاکرات بین المللی نموده است.

این درخواست، برای امضای افراد تهیه شده و هدف از آن بسیج نمودن مردم سراسر جهان برای حمایت از اکوسیستم های کوهستانی و مردم کوه نشین است.

اگر این درخواست به 5000 امضا برسد در کنفرانس COP21 مطرح خواهد شد. 

برای امضا نمودن درخواست لطفا اینجا را کلیک نموده و در قسمت راست صفحه بازشده، نام، نام خانوادگی و آدرس ایمیل خود را وارد نموده و گزینه sign را بزنید (لازم به ذکر است متن سمت چپ موجود در صفحه بازشده، در زیر به صورت بسیار خلاصه ترجمه شده است).

آخرین مهلت امضا: 29 نوامبر 2015 (8 آذر 1394)

 

ترجمه بخشی از درخواست بین المللی در خصوص اثرات تغییر آب و هوا بر اکوسیستم های کوهستانی و مردم کوه نشین:

با توجه به هماهنگی به عمل آمده مابین دبیرخانه مشارکت برای کوه ها، بدینوسیله از عموم علاقه مندان دعوت می نماید به منظور جمع آوری امضا برای ارائه در بیست و یکمین جلسه کنفرانس هیأت ها (COP21) که در چارچوب کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد در پاریس برگزار خواهد شد درخواست سمت راست این صفحه را امضا نمایند تا از این طریق نسبت به ارتقای جایگاه کوهستان در چارچوب این کنوانسیون اقدام شود.


 
سرگشته در قفقاز (2)
ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱٤ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

... و سرانجام، راهی شدن

من، با نامید شدن از به راه افتادن دوستان، پنج روز مانده به موعد حرکت، با اندوه و آشفتگی به دوستان ایرانی و آمریکایی و ارمنستانی اعلام کردم که برنامه‌ی ما لغو شده است. اما در فاصله‌ی دو سه روز پس از این اعلام، دوست خوبم حسن گرامی گفت که او و هفت سنگ‌نورد دیگر، در بخش ارمنستان برنامه شرکت می‌کنند و خودش برای دیواره‌نوردی به گرجستان هم خواهد آمد. همچنین دوست قدیمی‌ام محمد بهره‌ور به من دلداری داد که حتی اگر یکی دو تن هم در برنامه شرکت کنیم، بهتر از هیچ است. مخیتار نیز از ارمنستان به من ای‌میل زد که خودت هر طور شده بیا و حتی سخاوتمندانه گفت که تو می‌توانی کلا مهمان ما (آلپاین کلاب ارمنستان) باشی. سرانجام من قانع شدم که به برنامه بروم، و البته چون آمادگی روانی خودم را از دست داده بودم، با پنج روز تاخیر نسبت به موعد اولیه (جمعه 13 شهریور) در روز چهارشنبه 18 شهریور، به تنهایی و با اتوبوس به سوی ایروان راه افتادم. در حالی که حسن و دوستانش در همان روز سیزدهم با دو خودروی شخصی، و محمد با هواپیما در روز 15 شهریور به ارمنستان رفته بودند.

کوه‌نوردان آمریکایی، همگی تا بعد از ظهر 14 شهریور در ایروان جمع شده بودند.

 

کارهایی که انجام شد


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سرگشته در قفقاز
ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

در یادداشت 17 شهریور گفته بودم که یکی از هدف‌های برنامه‌ی مشترک انجمن کوه‌نوردان ایران، آمریکن آلپاین کلاب، و فدراسیون کوه‌نوردی ارمنستان (که عنوان  Rock Us in the Caucasus به آن داده شد) اجرای یک کوه‌نوردی دوستانه و اخلاق‌مدار است. در زیر، به دیگر هدف‌های این برنامه (و همچنین به گوشه ای از مشکلاتی که پیش از برنامه، با دوستان خودمان داشتیم) اشاره می‌کنم:

* زمینه‌چینی برای کارهای کوه‌نوردی بزرگ‌تر و آموزش

هر برنامه‌ای را که در انجمن کوه‌نوردان ایران با خارجیان داشته ایم (چه در ایران و چه در بیرون از کشور) فرصتی دانسته ایم در جهت فراهم ساختن موقعیت برای انجام صعودهای فنی و باارزش. برگزاری نخستین دوره‌ی آموزش دیواره‌نوردی پیشرفته از سوی انجمن در آبان ماه 1386 سرآغاز یک سری برنامه‌ در داخل و بیرون از کشور بود در این راستا. همکاری با آمریکن آلپاین کلاب هم بدون در نظر داشتن این هدف نبود؛ به‌ویژه آن که آمریکا با داشتن دیواره‌های بلند و یک‌دستی مانند ال کاپیتان و یک سنت دیواره‌نوردی بسیار پربار، می‌تواند بسیار چیزها برای جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران داشته باشد.

برنامه‌ی قفقاز 94 گذشته از آن که خود یک دوره‌ی آموزشی بود، زمینه‌ی آشنایی ما را با یکی از آموزشگران آمریکایی دیواره‌نوردی فراهم ساخت که امیدواریم بتوانیم با همکاری او، دوره‌های آموزشی و دیواره‌نوردی‌هایی را در ایران برگزار کنیم.

 

* برقراری ارتباط کوه‌نوردان ایرانی با محفل‌های کوه‌نوردی جهان

در انجمن، بر این عقیده بوده ایم که هرچه ارتباط کوه‌نوردان ایران با خارجیان (به‌ویژه با کوه‌نوردان زبده) بیشتر و عمیق تر باشد، امکان ارتقای کوه‌نوردی بیشتر خواهد بود. از این‌رو، به سهم خود کوشیده ایم که در چارچوب برنامه‌های مشترک با سازمان‌های معتبر خارجی، ارتباط موثر و پایداری را میان کوه‌نوردان کشورمان با این‌گونه سازمان‌ها و افراد موثر آن‌ها برقرار کنیم.

برنامه‌ی قفقاز 94 هم از این قاعده برکنار نبود و سبب‌ساز شکل‌گیری دوستی‌ها و ارتباط هایی میان کوه‌نوردان ایرانی و جمعی از کوه‌نوردان آمریکایی و ارمنی شد.

 

* معرفی کوه‌نوردی ایران


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سه عامل تخریب کوه‌ها
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز ٧ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

همشهری

همزمان با روز جهانی کوه‌های پاک (۲۶سپتامبر برابر با ۴مهر) مدیرگروه دیده بان کوهستان وضعیت کوه‌های کشور را نگران‌کننده توصیف کرد و به همشهری گفت که چرای بی‌رویه دام، عملیات عمرانی بدون ارزیابی زیست‌محیطی و گردشگری ناپایدار ۳عامل اصلی تخریب محیط‌های کوهستانی کشور است که متأسفانه اغلب کوه‌های کشور را تهدید می‌کند.

عباس محمدی ضمن انتقاد از بی‌توجهی به محیط‌های کوهستانی خاطرنشان کرد: آنچه امروز بیش از هر عامل دیگری به تخریب کوه‌ها دامن زده چرای بی‌رویه دام است به‌طوری که اکنون کمتر محیط کوهستانی در کشور یافت می‌شود که از تخریب‌های ناشی از چرای دام در امان مانده باشد.

به گفته وی، تخریب پوشش گیاهی کوهستان و فرسایش خاک ناشی از چرای دام به اندازه‌ای است که در اغلب محیط‌های کوهستانی که تا 10سال پیش پوشیده از گیاه بود فقط خاک لخت باقی مانده است؛ برای نمونه منطقه آذربایجان شرقی و شمال غرب ایران که تا یک دهه پیش از بهترین پوشش گیاهی برخوردار بود اکنون به برهوت تبدیل شده است.

محمدی به تخریب پوشش گیاهی کوه دماوند هم اشاره کرد و گفت که متأسفانه به‌رغم آنکه چرای دام از مهر تا اردیبهشت ممنوع است در نبود نظارت و ناتوانی سازمان جنگل‌ها و سازمان حفاظت محیط‌زیست دربهمن‌ماه گذشته در منطقه لاسم در شرق نیز در کوه‌های چین کلاغ در شمال غرب دماوند گله در حال چرا بود درحالی‌که در زمستان گیاهی برای چرا وجود ندارد.بخش جالب ماجرا اینجاست که در این‌باره حتی نامه‌ای به سازمان محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها نوشته شد اما به آن پاسخی داده نشد.

مدیرگروه دیده بان کوهستان از فعالیت‌های عمرانی نظیر راهسازی‌، معدنکاوی، خطوط انتقال نیرو وساخت وساز که اغلب بدون ارزیابی زیست‌محیطی واقعی و تحت عنوان توسعه صورت می‌گیرد به‌عنوان دومین عامل تهدید‌کننده کوه‌ها نام برد و افزود: با آنکه کوه‌ها مهم‌ترین حوضه‌های آبخیز هستند اما در این محیط‌ها عملیات عمرانی بی‌توجه به حفظ مبانی آبخیزها انجام می‌شود.

برای نمونه در منطقه دنا برای عبور و انتقال لوله گاز، در مواردی 40 تا 100عرض کوه را شکافتند تا خط لوله عبور کند؛ این درحالی است که برای عبور لوله به مسیری حدود 3متر نیاز بود. درواقع پیمانکاران تعمد دارند حجم کار را اضافه کنند، این رویه‌ای است که باب شده و هیچ اهرم بازدارنده‌ای هم برای توقف آن وجود ندارد.

محمدی گردشگری ناپایدار و ورزش‌های کوهنوردی، اسکی به‌ویژه ورزش جدید«‌آفرود»‌را که اخیرا در کشور باب شده از دیگر عوامل تهدید‌کننده کوه‌ها ذکر کرد و گفت که چندی است که ورزش آفرود در ایران باب شده وبراساس آن با خودروهایی که به وسایل خاص مجهز شده‌اند در محیط‌های کوهستانی از توچال تا دشت لوت تاخت‌وتاز می‌کنند.

این درحالی است که تخریب و فرسایش خاک ناشی از این تاخت‌وتازها به‌حدی است که خاک را تبدیل به پودر می‌کند و چیزی از آن باقی نمی‌ماند.

  • سازوکاری برای حفاظت از کوه‌ها فراهم شود

ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
آیا کوه الوند هیچ است؟!
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ٤ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

شرکت تله‌کابین گنج‌نامه (همدان) در یک تابلوی تبلیغاتی خود نوشته است: «از هیچ، برای شادی شما همه چیز ساخته ایم».

گنج‌نامه، در کوه‌پایه‌ی الوند قرار دارد؛ کوهی که تنها نامش، نشانه‌ای است از ارج دیرین آن نزد ایرانیان. ریشه‌ی این نام، به معنای رونده و بالنده است، و این صفت‌ها در فرهنگ دیرین ایرانی (و به طور کلی،  هند و اروپایی) هم برای آب (برای مثال، در اروند رود) و هم برای کوه به کار می‌رفته است. در این فرهنگ، همه‌ی عناصر طبیعت در حال روانی و گسترش و بالندگی دیده می‌شده اند. اطلاق نام‌های مقدس مانند شاه الوند، نوح نبی، گهواره‌ی مریم، یخچال صاحب‌الزمان، امام‌زاده کوه، قز قلعه‌سی، و... به جای جای کوه الوند، حکایت از تقدس آن و اشاره به "مهر" در ارتباط با کوه، و "ناهید" در ارتباط با آب‌های روان در کوه دارد(1).

در دو هزار و پانصد سال پیش، داریوش هخامنشی حتما با دیدن عظمت و زیبایی این کوه دستور داده که بر کتیبه‌ی گنج‌نامه بنویسند: «خدای بزرگ است. اهورا مزدا که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید...». می‌توان گفت که او و همراهانش، و مردم گمنامی که زیباترین نام‌ها را به این کوه سرفراز و به بخش بخش آن نهاده اند، بسی بیشتر از کسانی که امروزه در ساختار طبیعی الوند "هیچ" ندیده اند، بینش داشته اند.

 

عکس از وبلاگ دیار الوند


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هنر رنج بردن در راه‌ها و کوره‌راه‌های کوهستانی!
ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز ٢ مهر ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

از چهارشنبه 18 شهریور تا امروز یک مهر، از مجموع 15 روزی که در کنار دوستان دیگری از ایران و همراه با دوستان آمریکایی و ارمنستانی، مثلا صرف دیدار و پیمایش کوه‌هایی در ارمنستان و گرجستان کرده ام، فقط 5 روز را پیاده در کوهستان بوده ام و ده روز دیگر را در جاده‌ها! از پنج روز کوه‌پیمایی هم باید بگویم که فقط یک نیمه روز را (در دره‌ی چائوخی) توانستم  آن‌گونه که دلخواهم است، در سکوت و شکوه کوهستان  شناور شوم... . دوستان آمریکایی نیز که 20 یا 21 روز را صرف این برنامه کردند، فقط 9 یا 10 روز را در کوه به سر بردند.

چند بار، در پیچ و خم جاده‌های درازی که پایان‌ناپذیر می‌نمود و در بسیاری جاها بس خراب بود، با رانندگی وحشتناک راننده‌ی ارمنی، و در کشاکش با تهوعی که دچارش شده بودم (به‌ویژه در چهارمین روز پس از حرکت از تهران که همچنان در ماشین بودم) با خود می‌گفتم که ما کوه‌نوردان نه تنها با درگیر ساختن خود با سرما و گرما و فراز و نشیب کوهستان، بلکه با سفرهای خستگی‌آور و دور و دراز نیز خویشتن را آزار می‌دهیم! در جستجوی آرامش کوهستان، آسایش شهر را هم از دست می‌دهیم... یا شاید برای لحظه‌ای بهره‌مندی از کوه، روزهایی را فدا می‌کنیم؟!

به هرحال اما، همچنان که با بازگشت از برنامه‌های سخت کوه‌نوردی، توبه‌ای را که در کوه کرده ایم به فراموشی می‌سپاریم و دوباره نقشه‌ای برای رفتن به کوه می‌کشیم، رنج جاده‌پیمایی‌ها و دود خوردن‌ها و متحمل شدن سر و صداهای راه را نیز بی‌فاصله‌ی چندان پس از برنامه از یاد می‌بریم و نقشه‌ای برای سفر دیگر می‌ریزیم!

درباره‌ی این برنامه، بیشتر خواهم گفت... .