درباره‌ی برنامه‌ی دریا به دماوند
ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ روز ۳٠ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

متن سخنرانی کیومرث بابازاده در برنامه‌ی گزارش‌خوانی "دریا به دماوند"

برنامه‌ای که چهار کوه‌نورد پرتلاش کشور: اصغر پاشا، بهرام ارم، عباس صحرانورد و اکبر هاشمی‌نژاد با عنوان «از دریا تا دماوند» در مرداد 94 اجرا و طی آن 120 قله‌ی بالای 4000 متر را در 12 روز صعود کردند، هم نشان‌دهنده‌ی توان بالای کوه‌نوردان ایران، و هم بیانگر پتانسیل در خور توجه و کمتر شناخته شده‌ی کوهستان‌های کشور است.

در مورد توان بالای این کوه‌نوردان همین بس که تاکنون هیچ کس در ایران چنین مجموعه‌ای از دشواری‌ها شامل: اختلاف ارتفاع 5600 متر، طول مسافت در حدود 400 کیلومتر، 120 قله، شیب‌های دشوار و پرخطر...، را در زمانی چنین کوتاه نپیموده است. این نمایش چشم‌گیر از توانایی، حاصل آمیختن تجربه با  قدرت بدنی، و دستاورد ترکیب  دانسته‌های فراوان کوه‌نوردی با تمرین‌های مناسب (برای آماده‌سازی جسم و روان) بوده است. همچنین باید گفت که تفکر و قدرت طراحی زیادی پشتوانه‌ی این برنامه بوده است. در مورد پتانسیل کوه‌های کشور، این نکته در خور یادآوری است که مجموع ارتفاع پیمایش شده در آن برنامه، چند برابر ارتفاع چادرگاه اورست تا قله‌ی این کوه بوده و از آن‌جا که تمامی کارهای برنامه هم بر دوش خود صعودکنندگان بوده، به جرات می‌توان گفت که ارزش فنی این صعود بیش از صعود تکراری قله‌های بلند هیمالیا در برنامه‌های تجاری است.

شاخصه‌ی مهم این پیمایش بزرگ، برنامه‌ریزی دقیق و محاسبه‌گری است که مسوولیت آن بیش از همه بر دوش اکبر هاشمی‌نژاد بوده است. برنامه‌ریزی و محاسبه‌ به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که این برنامه، یک "صعود خود اتکا" بوده یعنی در آن از هیچ نیروی انسانی خارج از نیروی تیم صعودکننده، و همچنین از نیروی حیوان بارکش استفاده نشده است. زمان‌بندی کلی و روزانه‌ی برنامه، تعیین مقدار و نوع مواد خوراکی، مشخص ساختن وسایل لازم به گونه‌ای که وزن کوله‌بار قابل تحمل باشد، در نظر گرفتن نکته‌های بهداشتی لازم، و دیگر مسایل، تماما نیازمند محاسبه‌ی دقیق بوده که به نظر می‌رسد در این برنامه به بهترین شکلی صورت پذیرفته است.

دقت اکبر هاشمی‌نژاد در برنامه‌ریزی را آن‌گاه می‌توان دریافت که به گزارش‌های "مسیرشناسی" که در فصل‌نامه‌ی کوه منتشر کرده است (مانند مسیرشناسی الراس قبله به خلنو در فصل‌نامه‌ی 70، و مسیرشناسی خط‌الراس هرزه‌کوه‌ها در فصل‌نامه ی 74) توجه کنیم. این گزارش‌های کم‌مانند، شامل اطلاعات دقیق و دسته‌بندی شده از وضعیت جغرافیایی، ساختار توپوگرافیک، مسیرهای گوناگون دسترسی، تحلیل توپوگرافیک منطقه، تحلیل شرایط زمستانی مسیرهای صعود، عکس‌های زیبا و گویا، کروکی‌های مفید و کاربردی، و اطلاعات ارزشمند دیگر است. شایسته است که این نوع گزارش‌نویسی، طی دوره‌های آموزشی، به دیگر کوه‌نوردان جدی یاد داده شود.

اکبر هاشمی‌نزاد، عکاسی توانا و باذوق است که کوه‌ها را از دریچه‌ی دوربین چنان می‌بیند و می‌نمایاند که بیننده را به حد اعلا با شکوهمندی و ارزش‌های کوهستان آشنا می‌سازد. او همچنین یک کارشناس زبده در کار با جی پی اس است که این مهارت‌ را نیز در کنار توانایی برنامه‌ریزی و قدرت فوق‌العاده‌ی بدنی و روانی، در خدمت کوه‌نوردی باکیفیت قرار داده است.

 دست آخر این که از تعهد اکبر و همراهانش به کار تشکیلاتی، ارج‌گذاری‌شان به نهادهای جامعه‌ی کوه‌نوردی، و تعهد در به اشترک‌گذاری دانسته‌ها (که سنتی ارزشمند و پرسابقه در کوه‌نوردی است) هم می‌توان به عنوان دیگر ویژگی‌های ارزنده‌ی این دوستان یاد کرد؛ همین ویژگی‌ها است که آنان را واداشته امروز در نشست انجمن کوه‌نوردان ایران گزارش کار بزرگ خود را ارایه دهند.


 
چهارشنبه؛ گزارش یک کوه‌نوردی عالی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

موضوع اصلی یکصد و نوزدهمین نشست همگانی انجمن کوه‌نوردان ایران، گزارش برنامه‌ی ارزشمند "دریا به دماوند" است که اکبر هاشمی (سرپرست)، بهرام ارم، عباس صحرانورد از خانه‌ی کوه‌نوردان تهران، و اصغر پاشا از گروه کوه‌نوردی همت شمیران در مرداد ماه گذشته اجرا کردند.

این کوه‌نوردان در این برنامه 120 قله‌ی البرز با متوسط ارتفاع 4200 متر را صعود کردند و حدود 400 کیلومتر مسافت را از کناره‌ی دریای خزر (تنکابن) و قله‌های منطقه‌ی علم کوه تا قله‌ی دماوند پیمودند. در برنامه همچنین روش‌های صعودی با عنوان "صعود شبانه"، "صعود حلقه‌ای"، و "صعود شاخه‌ای" ابداع و اجرا و گزارش کلی کار با دقت بسیار و  اطلاعات دقیق تهیه شده است که می‌تواند برای همه‌ی کوه‌نوردان جدی درس‌آموز باشد.


چهارشنبه ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۳۰ تا ۲۰
تهران- سالن اسوه، خیابان انقلاب، نبش بهار، مرکز همایش‌های فرهنگی اسوه

  

 


 
پدیده‌ی خطرناک کوه‌فروشی در «خور» و...
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢۳ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- همشهری

چنین نیست که اشخاصی اراده به "کوه‌خواری" کنند و پیروز شوند؛ مدیرانی هستند که "کوه‌فروشی" می‌کنند و دارایی‌های ملی را با توجیه‌های بلاموضوعی مانند استناد به اصل 44 قانون اساسی (که مطلقا تناسبی با این کار مخرب ندارد) در اختیار کوه‌خواران می‌گذارند.

در دی ماه 93 سازمان خصوصی سازی «به استناد تکالیف مقرر در قانون اجرای سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی و مصوبات هیئت واگذاری» آگهی مزایده‌ی پیست اسکی روستای خور (در کیلومتر 22 جاده‌ی کرج- چالوس) را منتشر ساخت. خوشبختانه، برخورد فعالانه‌ی روستاییان طبیعت‌دوست منطقه و شورای این روستا سبب شد که اداره‌های منابع طبیعی و محیط زیست وارد موضوع شوند و اخیرا نیز خبر رسید که دادستان عمومی و انقلاب استان البرز کار سازمان خصوصی سازی را غیرقانونی خوانده و بر علیه آن اعلام جرم کرده است.

تجربه اما نشان داده است که اگر پیگیری مردمی و فشار اجتماعی موثر در کار نباشد، کسانی که برای تصرف زمین‌های ملی طرحی را با توجیه گردشگری و اشتغال‌زایی و توسعه‌ی ورزش و مانند این‌ها آماده کرده‌ اند، اگر از در رانده شوند، از پنجره وارد می‌شوند. پدیده‌ی کوه‌خواری یا زمین‌خواری در ارتفاعات، مانند بسیاری از دیگر انواع تجاوز به ثروت‌های همگانی، از تهران الگو گرفته است؛ ساخت و ساز گسترده در  سرتاسر کوه‌پایه‌های شمال شهر، احداث و گسترش تله‌کابین و تاسیسات کناری آن، شهری‌سازی محیط کوهستان با پارک‌سازی و درخت‌کاری ناسازگار با طبیعت، دست‌اندازی به روستاها و باغ‌ها و مراتع نزدیک به شهر مانند منطقه‌های لواسان و رودبار قصران و کن و سولقان که دامنه‌اش اینک به ده‌ها کیلومتر دورتر (طالقان،  رودهن، دشت مشا، دماوند...) هم رسیده، و مماشات مدیران شهری و روستایی در برابر متجاوزان (و بلکه استقبال از این کارها و اکتفا کردن به گرفتن جریمه) در واقع از این پدیده "جرم‌زدایی" کرده است.

در شرایطی که کمبود آب به یک بحران عمیق ملی بدل شده و دامنه‌ی آن روز به روز گسترده‌تر می‌شود، مسوولان باید توجه داشته باشند که دستکاری در نظام کوهستان از یک سو موجب فرسایش خاک و جلوگیری از جذب و ذخیره شدن آب می‌شود، و از سوی دیگر سبب مصرف آب و آلوده‌سازی منابع آن بر اثر ساخت و سازهای بیشتر می‌شود که این‌ها کشور را بیش از پیش درگیر فاجعه‌ی کم‌آبی خواهد کرد.

حتی اگر پیست اسکی قدیمی خور، بدل به عرصه‌ای برای ویلاسازی نشود، منطقه ممکن است با گسترش خط‌های تله‌کابین و احداث رستوران و مانند این‌ها، سامانه‌ی عرفی استفاده از مراتع، و همچنین زنبورداری و باغ‌داری سنتی خود را از دست بدهد و طبق معمول، معدودی سرمایه‌دار غیربومی به ثروت بسیار دست یابند و اکثریت مردم محل، شغل و هویت بومی خود را از دست بدهند. جا دارد که اهالی خور و دیگر طبیعت‌دوستان، اوضاع منطقه را زیر نظر داشته باشند تا جاذبه‌های اصیل و پایدار این روستای زیبا قربانی سودجویی‌های کوته‌بینانه نگردد.


 
گزارش بذرکاری در ارتفاعات روستای کوهستانی سیجان
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳٩٤ : توسط : محمود بهادری

به‌نام حضرت دوست

گزارش بذرکاری در ارتفاعات روستای کوهستانی سیجان

سرکار خانم زهرا اویسی، از اعضای انجمن کوهنوردان ایران و عضو انجمن کارکنان دانشگاه تهران، مدتی است با همراهی خانواده و اهالی روستای کوهستانی سیجان، برای حفاظت و احیای طبیعت این منطقه کوهستانی دلسوزی و فعالیت می کنند. در این جا گزارشی از یکی از این فعالیت ها را می خوانید.

اعضای انجمن کوهنوردان ایران در روستای سیجان، به اهتمام اداره کل منابع طبیعی و
آبخیزداری استان البرز و هماهنگی و همکاری شورای روستا، جمعه 15 آبان ماه اقدام به بذرکاری در ارتفاعات این روستا کرد.

در این برنامه چهار گونه‌ی گیاهی تنگرس(بادام کوهی)، برموس، جاشیر و آگروپایرون که از جمله گیاهان ارزشمند منطقه البرز محسوب می‌شوند در محدوه‌هایی از ارتفاعات که در معرض فرسایش خاک قرار داشت، کشت شد. در این برنامه تعدادی از همیاران طبیعت و تعدادی از اعضای بسیج روستا حضور داشتند.

فرسایش شدید خاک در روستای سیجان یکی از عوامل مهم در حادثه سیل اخیر ذکر شده که به‌دنبال خشکسالی و کم آبی به ویژه در ارتفاعات، بارش‌های ناگهانی و رگباری، چرای بی‌رویه دام، و برداشت غیر اصولی از سبزی‌ها و گیاهان کوهی به وسیله افراد غیر بومی رخ داده است.

با توجه به اهمیت حفظ خاک و پیشگیری از فرسایش بیشتر آن بذکاری در ارتفاعات این
روستا، جمعه 22 آبان ماه نیز انجام خواهد شد.

امید که در راستای توقف و ممنوعیت هر چه سریع‌تر برداشت‌های غیراصولی از گونه‌های ارزشمند گیاهی در ارتفاعات که به وسیله افراد سودجو انجام می‌شود، اقدامی شایسته و قانونی به عمل آید.


 
محیط‌زیست غارها و پیشرفت‌های علمی و آموزشی در غارنوردی ایرانی‌ها
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢٠ آبان ۱۳٩٤ : توسط : محمود بهادری
عضو انجمن کوهنوردان ایران با بیان اینکه غارنوردی بدون توجه به مباحث زیست محیطی در کشور منسوخ شده است، گفت: فعالیت هایی مانند جاده کشی و معدنکاوی در اطراف غارها باعث نابودی این اکوسیستم شکننده می شود.

محمود بهادری در گفتگو با خبرنگار مهر، افزود: غارنوردی یکی از شاخه های کوهنوردی است که در گذشته به جنبه های زیست محیطی و علمی آن توجه چندانی نمی شد.

به گفته وی، در دهه ۴۰ و ۵۰ اکثر غارنوردان که تعداد آنها بسیار کم بود، تنها به رکورد زدن و طی یک غار می پرداختند و پس از طی مسیر یک غار با حک کردن اسم خود بر دیواره های غار و یا نصب پلاک های نشان دهنده رکورد، از یک سو و از سوی دیگر با خارج کردن قطعات زیبای داخل غارها موجبات تخریب این اکوسیستم را موجب می شدند.

عضو انجمن کوهنوردان ایران با بیان اینکه غارها از شکننده ترین اکوسیستم های طبیعی محسوب می شوند، اظهار داشت: فرهنگ غارنوردی سازگار با محیط زیست و کم اثر در دهه های اخیر پیشرفت های خوبی داشته و غارنوردان مانند سابق تنها به فکر رکورد زدن در این اکوسیستم نیستند.

وی با بیان اینکه در حال حاضر کوهنوردان و غارنوردان یکی از حامیان و مدافعان اصلی حمایت از محیط زیست غارها هستند، تصریح کرد: در سال های اخیر برنامه های پاکسازی غارها در سراسر کشور به صورت یک فعالیت اجتماعی وسیع و منسجم برگزار می شود، بطوریکه تقریبا تمامی گروه های غارنوردی و کوهنوردان در این برنامه ها به طور فعالانه شرکت می کنند.

بهادری با اشاره به اینکه جاده کشی و معدن سازی یکی از مهمترین معضلات اکوسیستم های غار در کشور است، تاکید کرد: به عنوان مثال سال گذشته غار گل زرد در منطقه پلور که دهانه بسیار تنگی دارد و تنها غارنوردان حرفه ای می توانند وارد آن شوند، قرار بود به دلیل جاده کشی و تسهیل رفت و آمد گردشگران با استفاده از دینامیت شکافته شده و دهانه آن بزرگتر شود که گروه های کوه نوردی و غارنوردان حامی محیط زیست با همکاری سازمان محیط زیست، مانع آن شدند. ‌

به گفته وی، معدنکاوی و انفجار دینامیت در اطراف غارها باعث تخریب و نابودی این اکوسیستم حساس می شود و به همین دلیل گروه های حامی محیط زیست با چنین فعالیت هایی در اطراف غارها به شدت مخالفند.

بهادری تونل زدن، جاده کشی و احداث کارخانه در اطراف غارها را یکی دیگر از چالش هایی که غارهای کشور با آن مواجه هستند، عنوان کرد و افزود: از آنجا که محیط داخل غارها فاقد نور خورشید است، تجزیه مواد در آن یا صورت نمی گیرد و یا به کندی اتفاق می افتد. بنابراین مواد خارجی از جمله زباله ها و فضولات حیوانی و یا انسانی و حتی عرق بدن کوهنوردان از آنجا که تجزیه نمی شوند، چنانچه در این محیط باقی بمانند موجب تخریب غارها و نابودی این اکوسیستم ارزشمند می شوند.

وی، غارنوردی را در دنیا یک رشته علمی عنوان کرد و یادآور شد: خوشبختانه در سال های اخیر به دلیل ارتباط غارنوردان کشور با دیگر کشورها و شرکت در کلاسهای آموزشی، بحث هایی مانند رکورد زدن طولانی ترین غارها و طی کردن غارهای مختلف بدون هدف که در دنیا به چشم طنز به آن نگاه می کنند، در کشور نیز در حال منسوخ شدن است و غارنوردان با اهداف علمی مانند بررسی های زمین شناسی، نقشه برداری، شناسایی گونه های گیاهی و جانوری و عکاسی در غارها وارد این اکوسیستم می شوند.


 
کافه‌ی شیرزادی؛ پایگاه دیواره‌نوردی ایران
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۸ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

منطقه‌ی بیستون یکی از باارزش‌ترین جایگاه‌های تاریخی ایران است. کتیبه‌ی بیستون که به دستور داریوش هخامنشی و در حدود 2500 سال پیش بر سینه‌ی کوه بیستون کنده شده است، در سال 1310 در فهرست آثار ملی ایران، و در سال 1385 در فهرست میراث‌های جهانی به ثبت رسیده است.

پس از ثبت محوطه‌ی بیستون در فهرست آثار جهانی، سازمان میراث فرهنگی چند اقدام در جهت پاک‌سازی این محدوده از آثار نامتناسب انجام داد که مهم‌ترین آن‌ها، تغییر مسیر جاده‌ی کرمانشاه از پای دیواره بود. این سازمان به حشمت‌الله شیرزادی، صاحب کافه‌ای که پاتوق و محل استراحت دیواره‌نوردان بود نیز اخطار داد که باید از حریم بیستون بیرون برود. انجمن کوه‌نوردان، 6- 5 سال پیش در نامه‌ای به اداره‌ی کل میراث فرنگی کرمانشاه گفته بود که شیرزادی به دلیل علاقه‌ی خاصی که به بیستون دارد، می‌تواند بهترین نگهبان این محوطه‌ی تاریخی باشد؛ فقط لازم است که ساختمان کافه‌اش مرمت شود و از نظر ظاهری با این محدوده‌ی تاریخی هماهنگ گردد. اما، سرانجام، پس از شش هفت سال کشمکش میان میراث و شیرزادی، در هفته‌ی اول آبان امسال، شیرزادی کافه‌ی خود را تحویل میراث فرهنگی داد و رفت.

 

سهم حشمت شیرزادی از پولی که سازمان میراث برای تملک کافه پرداخته، میلغ زیادی نیست و کفاف ساخت کافه‌ی جدید در فاصله‌ی کمی دورتر از حریم تاریخی بیستون را نمی‌دهد. انجمن کوه‌نوردان ایران قصد دارد که با جلب کمک دیواره‌نوردان و دیگر علاقمندان، به عمو حشمت کمک کند که پاتوق جدید دیواره‌نوردان را با سبکی متناسب با آن محیط تاریخی- طبیعی بسازد.

مهدی کاسبیان، از سنگ‌نوردان باسابقه، و عضو هیات مدیره‌ی انجمن داوطلب گردآوری کمک‌های مالی برای کمک به ساخت کافه‌ی جدید شیرزادی شده است.

 لطفا کمک‌های خود را به کارت شماره ۶۲۷۳۵۳۱۳۰۲۳۱۵۶۰۶ (بانک تجارت) به‌ نام مهدی کاسبیان واریز کنید و موضوع را به دفتر انجمن (تلفن 66712243) اطلاع دهید.


 
باغ سیب کرج و جامعه‌ی کوه‌نوردی
ساعت ٥:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

یک بار در یادداشتی با عنوان "کوه‌نوردان در خط مقدم..." گفته ام که جامعه‌ی کوه‌نوردی کشور، پیشتاز مطالبه‌های محیط زیستی، نه فقط در زمینه‌ی محیط‌های کوهستانی بلکه در تمامی زمینه‌ها است، و در تایید این ادعا به موردهایی اشاره کرده بودم.

باغ سیب کرج (مهرشهر) که در نوروز 93 با بولدوزر مورد هجوم ساخت و سازگرایان قرار گرفت (خبر در اینجا و اینجا) از موردهایی بوده که کوه‌نوردان مدافع محیط زیست، از نظر دور نداشته و تلاش موثری برای حفظ آن داشته اند. کامبیز بختیاری، کوه‌نورد باسابقه‌ای که هم اینک دبیر شبکه‌ی سمن‌های محیط زیستی استان البرز است، سخت پیگیر برگزاری نشست با مسوولان شهرستان کرج و تنظیم و فرستادن نامه‌ برای آنان بوده تا این باغ قدیمی تخریب نشود.

 پیگیری‌های کامبیز بختیاری و تماس‌هایش با کنشگران محیط زیست، موجب شد که در روز 26 مهر نشستی در استانداری البرز با حضور مسوولانی از استانداری، سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری، بنیاد مستضعفان (مالک کنونی باغ)، شرکت کشت و صنعت مطهری (پیمانکار بنیاد)، دکتر اعتماد (استاد دانشکده‌ی منابع طبیعی دانشگاه تهران، عضو انجمن پاما)، مهندس کاشانی (عضو انجمن داوطلبان سبز)، خانم دکتر رشتچی (نماینده‌ی شبکه در کارگروه ارزیابی)، مهندس میرلوحی (از انجمن ارگانیک البرز)، میر حسینیان (معتمد اهالی مهرشهر)، و خود او برگزار شود. در این نشست، تصمیم گرفته شد که در باغ سیب هیچ گونه ساخت و سازی صورت نگیرد و در مورد احیای آن اقدام شود (خبر در اینجا). توضیح این که پیش از این قرار شده بود که در 30 درصد باغ ساخت و ساز صورت گیرد (اینجا).

دیده‌بان کوهستان نیز به سهم خود پیگیر موضوع بوده و در رایزنی برای جلب توجه کارشناسان و کنشگران محیط زیست به این موضوع مشارکت داشته است.


 
قفقاز؛ قله‌ی آراگاتس
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

 آراگاتس بلندترین قله‌ی ارمنستان و منطقه‌ی "قفقاز کوچک" است و در فاصله‌ی تقریبی 40 کیلومتری شمال شمال غربی ایروان، پایتخت این کشور قرار دارد. گستره‌ی این آتشفشان خاموش، حدود 200 کیلومتر مربع است و دهانه‌ی آن 350 متر ژرفا دارد. در اطراف این دهانه، چهار قله قرار دارد: قله‌ی شمالی 4090 متر، قله‌ی غربی 3995 متر، قله‌ی شرقی 3908 متر، قله‌ی جنوبی 3879 متر.

 صعود قله‌ی جنوبی، یک کوه‌پیمایی ساده است. البته هوای منطقه، حتی در تابستان‌های گرم ممکن است به سرعت دگرگون شود. راه صعود آن از دریاچه‌ی کوچک کاری (3190 متر) در جنوب قله است که جاده‌ی اسفالته‌ تا کنار آن می‌رود. قله‌ی جنوبی از کنار دریاچه دیده می‌شود و زمان لازم برای صعود سه و نیم تا چهار ساعت است. برای رسیدن به دریاچه می‌توان از ایروان تاکسی یا مینی‌بوس گرفت.

 قله‌ی شمالی قابلیت کوه‌نوردی بیشتری می‌خواهد و به ندرت صعود می‌شود. برای صعود به این قله، می‌توان از ایروان تاکسی یا مینی‌بوس برای روستای آراگاتس (1900 متر) گرفت. کوه‌نوردان قوی می‌توانند از این روستا، یک روزه به قله برسند. همچنین می‌توان با اتوبوس‌هایی که به تفلیس (گرجستان) می‌روند، خود را به شهر آپاران (Aparan) رساند و از آن‌جا با خودروهای محلی به روستای آراگاتس رفت.

 من در بعد از ظهر 19 شهریور به دریاچه‌ی کاری رسیدم؛ چند تن از کوه‌نوردان آمریکایی که روز پیش از آن از نوراوانک به این منطقه آمده بودند، در این روز تا قله (جنوبی) رفته بودند. از میان آنان، جیم دونینی سه قله‌ی جنوبی و شرقی و غربی را  یک روزه صعود کرده بود.

 

× با استفاده از:

 http://www.summitpost.org/aragats-1040-1088-1072-1075-1072-1094/154347

 

 

 

 حسن گرامی، در نزدیکی چادرگاه دریاچه ی کاری

                                              قله‌ی آراگاتس در پشت سر

 


 
قفقاز؛ فاجعه‌ی فضولات در پناهگاه بتلمی
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

توالت پناهگاه بتلمی (در مسیر عادی صعود به کازبک) یک چاردیواری است با سوراخی در کف؛ فضولات انسانی و دستمال‌های کاغذی و پلی‌استری استفاده‌شده، مستقیما بر شیب کوهستان رها می‌شود. با توجه به ارتفاع و سرمای منطقه، نبود خاک، و شمار زیاد کوه‌نوردانی که تا پناهگاه می‌آیند، بدیهی است که مدفوع به راحتی تجزیه نمی‌شود و همیشه حجم زیادی از آن بدون تغییر در کوه می‌ماند و وارد جریان‌های آبی می‌شود. پراکنده شدن دستمال‌ها هم که بخشی از آن‌ها تجزیه‌ناپذیر است با باد، به پخش شدن هر چه بیشتر آلودگی کمک می‌کند.

رفت و آمد شمار زیادی اسب تا پناهگاه، گذشته از ایجاد فرسایش در خاک و تخریب پوشش گیاهی، عامل دیگری در آلودن منطقه به فضولات است؛ از کلیسای گرگتی تا پناهگاه، همه‌جا بر روی خاک و سنگ و یخ و برف، و در مسیر جریان‌های آب، توده‌های بزرگ مدفوع اسب دیده می‌شود که قطعا منشا آلودگی‌های میکروبی هم هست.

در آشپزخانه‌ی پناهگاه، همیشه یک گونی بزرگ پر از زباله‌های درهم و در فاصله‌ی چند متری پناهگاه، ده‌ها گونی زباله (که نفهمیدم کی به پایین برده می‌شود و چه سرنوشتی می‌یابد) دیده می‌شود. بوی زننده‌ی ادرار و مدفوع کهنه‌شده در دور و بر پناهگاه، و یک جور بوی ترشیدگی و ماندگی در درون پناهگاه، مشام را می‌آزارد و صفای کوهستان را مخدوش می‌کند.

خلاصه آن که وجود پناهگاه (آن هم به این بزرگی که در واقع شبیه به یک هتل است)در این‌جا نیز مانند هر نقطه‌ی کوهستانی دیگر (مثلا مانند مسیر جنوبی دماوند خودمان) سبب رفت و آمدهای بیش از ظرفیت تحمل منطقه و موجب ریخت و پاش زباله و فضولات شده است. به نظر من، اگر بخواهند این وضع را اصلاح کنند، در گام نخست باید رفت و آمد اسب را ممنوع سازند تا فضولات کم‌تر شود، کوه‌نوردان و گردشگران کم‌تری به منطقه بیایند و آنانی هم که می‌آیند، با خود مواد اضافی کم‌تری بیاورند. گام بعدی می‌تواند ملزم ساختن کوه‌نوردان به برگرداندن مدفوع و زباله باشد.

چاهک توالت پناهگاه، به فضای آزاد باز می شود

 

فضولاتی که روی دامنه‌ی کوه ریخته شده (توده‌ی قهوه ای در وسط و پایین عکس) و دستمال‌های رها شده

 


 
نظرخواهی درباره‌ی سالگرد دو رویداد تاریخی؛
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز ٩ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

سال 1395، هشتادمین سالگرد صعود گرده‌ی آلمانی‌ها، و پنجاهمین سالگرد گشایش مسیر فرانسوی‌ها در علم‌کوه خواهد بود. انجمن کوه‌نورد ایران در نظر دارد به منظور یادکرد از این تلاش‌های فنی و ارزنده، برنامه‌هایی را با حضور کوه‌نوردان ایرانی و خارجی برگزار کند. از علاقمندان درخواست داریم در این مورد پیشنهاد و نظر دهند.

 


 
خاک وطن که رفت...
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ٦ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

 میرزاده عشقی، شاعر میهن‌دوست که در جوانی به دست گماشتگان دیکتاتور زمان کشته شد، چنان امیدوار و پرشور بود که می‌گفت هرگز از غصه خاک بر سر خود نخواهد ریخت، و البته دلواپس بود که اگر خاک وطن از دست رود، چه خاکی به سر کند: خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم  / خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم؟!

چند هفته پیش، با اتوبوس به سوی تبریز می‌رفتم. ده سالی می‌گذشت که از این مسیر عبور نکرده بودم، و اینک سیمای سرزمینی که در دو سوی جاده می‌دیدم، به راستی ترس‌آور بود. آن راه قدیمی کم و بیش باریک و پر پیچ و خم، با چشم‌اندازهایی از مراتع پرعلف که سفر را به چالشی دل‌نشین و خرامش در طبیعت بدل می‌ساخت، جای خود را به آزادراهی سرراست داده بود که کوه و تپه‌ها را سخت شکافته و سفر را حرکتی کرده است خطی و کسالت‌بار! اگر دلتنگی‌ام بابت از دست رفتن فراز و فرود جاده‌های قدیمی و ریزشی شدن کناره‌های جاده را بشود در برابر سرعتی که فراچنگ آمده بی‌مورد دانست، اما هراس از تماشای خاک فرسایش‌یافته‌ای را که این‌جا و آن‌جا به سنگ رسیده، قطعا نمی‌توان فقط اندوه آدمی احساساتی دانست! در دو سوی این گشاده‌راه بی‌هیجان، کمی پس از زنجان تا هنگامی که هوا روشن بود، تپه ماهورها و دشت‌هایی را می‌دیدم با پوشش بسیار ناچیز گیاهی، سخت فرسوده از چرای دام، با خاکی خشکی‌زده و چاک‌چاک. در همین حال، هر چند کیلومتر یک بار، بساط هندوانه فروش‌ها را می‌شد دید که بیشترشان در کنار کوه هندوانه‌ها (این محصول آب‌بَر) آب‌نما و حوضی – برای صفابخشی و جذب مشتری- گذاشته بودند، و آب بود که به کم و زیاد هرز می‌رفت. همین گونه آب‌نماها و ریخت و پاش آب را در جلوی چایخانه‌های میان‌راهی هم می‌شد دید.

در مرداد ماه، در تلاش برای رسیدن به چکاد دماوند، ...


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
قفقاز- سنگ‌نوردی در نوراوانک
ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز ۳ آبان ۱۳٩٤ : توسط : عباس محمدی

گزارشی را که در زیر می‌خوانید، مربوط به بخش نخست سفر ما به قفقاز است (پیش از رفتن به گرجستان). به دلیل آن که این اطلاعات را من نداشتم و آن‌ها را از دوستان دیگر گرفته ام، در این‌جا دیرتر منتشر می‌شود.

 

حسن گرامی، دیواره‌نورد برجسته‌ی کشورمان، با این دوستان در شامگاه 14 شهریور به نوراوانک رسید: ناصر خشنودفر، حسین جعفر آبادی، آرمان بیات، سحر صدری، زهراانصاری، اکرم محمدی، ستاره رضوی. آنان روز 15 شهریور را به بازدید از غار آرنی و سنگ‌نوردی‌های سبک گذراندند، و شب‌هنگام با تیم آمریکایی که شامل افراد زیر می‌شد، آشنا شدند:

 ناز احمد (Naz Ahmed)، لیدیا پاین (Lydia Pyne)، مری‌آن دارنفلد (Mary Ann Dornfeld)، ویکتوریا لایتل (Victoria Lytle)، سارا کونیویچ (Sarah Koniewicz) دیوید تونن، جیم دونینی (Jim Donini)، کلارک گرهارد (Clark Gerhardt)، آندره دالمن (Andre Dahlman)، اریک آیزل (Erik Eisele)، کارستن دیلاپ (Karsten Delap)، تیم ترپستا (Tim Terpstra)، کوین دوگان (Kevin Dugan)، جرج ون‌هورن (George Vanhorne). از این گروه که پنج نفر اول آن زن، و دیگران مرد هستند، جیم دونینی یکی از رییسان پیشین آمریکن آلپاین کلاب 72 سال سن و کوهی از تجربه‌های کوه‌نوردی بسیار فنی و دشوار در آمریکا و هیمالیا و آند و پاتاگونیا و... داشت. او با وجود سن بالا، بسیار قوی و چابک بود. دیوید که در دهه‌ی هفتم عمر است، پیش از انقلاب چند سالی در ایران کار می‌کرده و همسری ایرانی دارد. دیگران هم افرادی بودند در دهه‌های سوم تا پنجم عمر.

 محمد بهره‌ور که با هواپیما از تهران به ایروان رفته بود، در همین روز به دوستان پیوست.

 مخیتار مخیتاریان (Mkhitar Mkhitaryan) رییس آلپاین کلاب ارمنستان و کارن ماروتیان هم از ارمنستان در منطقه بودند و با دوستان به اجرای برنامه پرداختند. حسین جعفر آبادی می‌گوید که در مدت دو روز و نیم سنگ‌نوردی در نوراوانک، هریک از بچه‌های ایرانی، 15 – 10 مسیر که بیشتر در حد 5.11 و چند تایی هم 5.12 بود، با دوستان آمریکایی و ارمنی و یا با هم‌میهنان خود صعود کردند. حسین تجربه‌ی صعود و یادگیری از کوه‌نوردانی که زبان متفاوت داشتند و در این فضای جدید را تجربه‌ای ارزنده ارزیابی کرده است.

 محمد، سارا و آندره، سه مسیر باز کردند: «فردا می‌آیی»؛ 35 متر، 5.10 و «یاد تو»؛ 45 متر، 5.11+  (این نام‌ها را سارا به یاد دوست درگذشته اش انتخاب کرده بود) و «گفتگوی ظریف: Delicate Negotiation»؛ 40 متر، 5.10 . آنان همچنین چهار مسیر دیگر باز کردند که نیمه کاره ماند، و روی چندین مسیر صعودشده هم کار کردند. مخیتار، مشخصات مسیرهای نو را برای درج در مجموعه‌ی اطلاعات منطقه ثبت کرد.