کوه شاهوار، همچنان در خطر است!
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

متن زیر را از کوه‌نوردان شاهرودی دریافت کرده ایم. در ضمن، در مورد معدن‌کاری مخربی که در شاهوار (بلندترین قله‌ی البرز شرقی) انجام می‌شود، می‌توانید نگاه کنید به یادداشت‌های پارسال در همین وبلاگ: آب، و کوه شاهوار که گداوار می‌شود! و کوه شاهوار، برای آب یا ماده‌ی معدنی؟!

گزارش مصور صعود دکتر محمد محمدی به قله اورست در جمع بزرگ کوهنوردان, طبیعت دوستان و شهروندان شاهرود توسط ایشان ارائه گردید.

در کنار این تجمع بزرگ حضار طوماری با متن زیر را امضا کردند و از مسئولان خواستار رسیدگی سریع به و ضعیت تخریب و انهدام شاهوار شدند.

  "شاهوار، کوهی که شاید دیگر نباشد!!! "

" ستون شاهوار،این بلندای مغرور، درحال فروریختن برسر فرهنگ کهن ،چرخه ی سلامت، اقتصاد و اجتماع مردمان شاهرود و بسطام است"

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هم‌اندیشی با موضوع معماری هماهنگ با محیط زیست
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٦ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

تلاش برای حفظ محیط زیست، و ترویج اندیشه‌ی طبیعت‌دوستی، از خانه آغاز می‌شود. بخش بزرگی از انرژی که هر انسانی مصرف می‌کند و در نتیجه بخش مهمی از «ردّپای زیستی» او، مربوط است به گرمایش و سرمایش ساختمان که خود وابسته به چگونگی ساخت خانه است.

در روز سه‌شنبه اول تیر، از ساعت 18 تا 20 نشستی در دفتر انجمن خواهیم داشت با موضوع «ساخت و بازسازی ساختمان با معیارهای محیط زیستی». در این نشست چند تن از دانش‌آموختگان و دانشجویان معماری دانشگاه‌ تهران و دانشگاه علم و صنعت به همراه کنشگران محیط زیست، درباره‌ی چگونگی طراحی یک خانه یا دفترکار دوستدار محیط زیست که در آن کم‌ترین انرژی و آب هدر رود، و انسان در آن احساس نزدیکی با طبیعت داشته باشد، گفتگو خواهند کرد.

علاقمندان به حضور در این نشست می‌توانند روزهای شنبه و یکشنبه‌ی آینده از ساعت 10 تا 17 با دفتر انجمن (تلفن: 66712243 – 021) تماس بگیرند و ثبت نام کنند.  


 
نشست روز جهانی مقابله با بیابانزایی
ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

  مادرِ زمین ، بیابان و مردم

 انجمن مفاخر معماری ایران، برای دویست و ششمین نشست «گفتمان هنر و معماری» خود (که در روز 26 خرداد برگزار میشود و گروه دیده‌بان کوهستان هم در آن مشارکت دارد) پیش‌درآمد زیر را نوشته است: 

 زمین ناخوش است.  رودها, رگهای خونرسانش بسته شده­اند. تالابها، دریاچه­هایش خشکیده و مانند زخمهایی هولناک روی تنش نشسته است. جنگلهایش کف­بر شده و دیگر توان نفس کشیدن ندارد.  با کارهای نسنجیده ما ،کاربری ها تغییر یافته و زمینمان گرمتر شده است. زباله روی زمین و زیر آن را آلوده است.  سرزمین زیبایمان کم کم به بیابانی برهوت تبدیل می­شود.  سبک زندگی مدرن و ناسازگار با بوم شناخت، ما را به این روز انداخت.

 انسان مدرن در دو سده ، با بی فکری و خودخواهی  بلایی سر زمین درآورده که دیگر یارای مقاومت ندارد. در سال 1992، شرکت­کنندگان در همایش جهانی انسان و توسعه تصمیم گرفتند از بیابانی شدن زمین جلوگیری کنند و در 1994 معاهده مبارزه با بیابانزایی امضا شد و 17 ژوئن 27 خرداد روز مبارزه با بیابانزایی نامیده شد. شاید انسان به خود آید.

 تنها یک زمین داریم 

 تنها یک زمین داریم و موجوداتش از سنگ تا خار، از مور تا مار، همه به شدت  به هم وابسته­اند. قانون "اثر پروانه­ای" شوخی ندارد.   

 تنها یک زمین داریم پس ، از ریه­هایش که همان جنگلها  هستند حفاظت کنیم

 تنها یک زمین داریم پس ، از  رگهای حیاتش ( رودخانه ها ) حفاظت کنیم

 تنها یک زمین داریم پس ، از  دریاچه ها و تالابهای آن حفاظت کنیم

 تنها یک زمین داریم پس ، از گونه­های جانوری و گیاهی آن حفاظت کنیم

 بیایم از زمین محافظت کنیم:

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تشست روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی


 
نگاهبانی دماوند و دشت شقایق
ساعت ٥:۱٤ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

برنامه‌های نگاهبانی دماوند، در سیزدهمین سال، همچنان ادامه دارد؛ گفتگوی چهره به چهره با گردشگرانی که در روزهای تعطیل در امتداد جاده‌ی پلور- رینه مستقر می‌شوند، بستن راه‌های ورود خودرو به دشت شقایق، نصب بنرهای آموزشی، تشکیل «کارگروه صیانت از دماوند» برای ساماندهی صعودها و دیگر مسایل دماوند، برگزاری جشن تیرگان که به بزرگ‌ترین همایش طبیعت‌دوستان کشور بدل شده،... بخشی از این برنامه‌ها است.

در پنج‌شنبه 20 خرداد، اعضای انجمن کوه‌نوردان ایران در آمل و انجمن دوستداران دماوندکوه،  در تکمیل کردن گاردریل توسط اداره‌ی راه به منظور بستن راه ورود خودرو به دشت شقایق مشارکت داشتند. نصب این گاردریل‌ها از دو سال پیش با پیگیری همین انجمن‌ها آغاز شد. امروز، نخستین روزی بود که پس از سال‌ها، دشت شقایق یک روز بدون خودرو را گذراند.

 

و نخستین روز بی‌خودروی دشت شقایق، پس از سال‌ها (جمعه 21 خرداد 1395):


 
نمایش مستند مادرکُشی در آمل
ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

 

دفتر انجمن کوه‌‌‌‌نوردان ایران و انجمن دوستداران دماوندکوه برگزار می‌کنند؛ نمایش فیلم مستند مادرکشی به کارگردانی کمیل سوهانی که به تاریخ سدسازی در ایران و اثر آن بر محیط زیست و منابع آب کشور پرداخته است.

 


 
نمونه‌ای از رویکرد دولت یازدهم به سدسازی
ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ٢٠ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت، در روزنامه‌ی قانون با عنوان سراب آب کار شده است.

تنها سدهای بزرگ نیستند که تاثیر مخرب بر طبیعت و منابع آب دارند؛ و تنها دولت‌های پیشین نبوده اند که  پول کشور را بی‌دریغ به پای سدسازان ریخته اند... .

پنج سال پیش، در یادداشتی با عنوان سدهایی در سایه و سکوت نوشتم: «فقط سدهای عظیمی چون کارون های یک و دو و سه یا کرخه نیستند که موجب زیر آب رفتن ده ها هزار هکتار مرتع و جنگل یا محروم شدن ده ها روستا و شهر از آبی که بی هیچ هزینه‌ای به آن‌ها می رسید، و یا سبب خشک شدن قنات‌ها و تالاب‌ها می‌شوند. بسیار سدهای کوچک و متوسط هم هستند که خبر زیادی از آن‌ها پخش نمی‌شود یا در نمایش‌های رادیو تلویزیونی سد سازان در صدا و سیما، موردهای جذابی برای جلوه‌فروشی نبوده و چندان مورد استفاده قرار نگرفته اند...، اما در مجموع به همان اندازه‌ی سدهای بزرگ و شاید بیش از آن‌ها، تخریب در پی داشته اند». در آن یادداشت، به سد شورک که بر یکی از سرشاخه‌های رود اترک زده شده و هیچ‌گاه پشت آن آب جمع نشد(!) اشاره کردم.

سدهای بی‌شمار دیگری ساخته شده یا در دست ساخت و یا مطالعه هستند که اگرچه مانند سد گتوند به عنوان «ننگ جامعه‌ی مهندسی کشور» یا «موزه‌ی عبرت» دست نیافته اند، یا مانند سد و تونل در دست ساخت بهشت‌آباد موجب تنش‌های بین‌استانی نشده اند، یا مانند سد کارون 4 رکورد تلخ بتون‌ریزی (به علت خراب شدن در حین ساخت، و بزرگی سازه) را نشکسته اند، یا مانند سدهای سیوند و سیمره رکورددار غرق ساختن میراث‌های فرهنگی را نبوده اند... اما در تخریب محیط زیستِ محدوده‌ی خود بسیار موثر بوده اند. چون تعداد این سدهای کوچک بسیار زیاداست، اثر تخریبی آن‌ها بر طبیعت و جامعه‌های انسانی کشور می‌تواند بیشتر از سدهای بزرگ باشد. در این یادداشت، به یک سد کوچک دیگر اشاره می‌کنم که سبب تخریب بخشی از مهم‌ترین چشم‌انداز طبیعی و تاریخی یک منطقه‌ی روستایی شده است: سد موجن در شهرستان شاهرود.

تصمیم به ساخت سد موجن هم مانند بسیاری از دیگر سدهای کوچک و بزرگ، ابتدا در محفل‌های  سیاسی و با نظر پیمانکارانی که خود را کارشناس آب می‌خوانند (ولی در واقع فقط کارشناس سازه‌های آبی و ذینفع در ساخت و ساز هستند) گرفته شد و سپس در فضایی شتاب‌آلود و بی بودجه‌ی کافی، برای نجاتِ بخش کوچکی از میراث فرهنگی منطقه که به زیر چرخ بولدوزرها می‌رفت یا غرق می‌شد، اقدام‌هایی صورت گرفت. موجن تا چند سال پیش، روستایی بود با بافتی بسیار زیبا و ارزنده که دچار رشد نامتوازن و ناپایدار شد و در تب شهر و استان‌سازی که کشور به آن مبتلا شده، ضمن از دست دادن بخش مهمی از بافت تاریخی خود، به شهر بدل گردید. اما به هرحال منطقه‌ی کوهستانی موجن، حتی به گفته‌ی مدیران بخش آب کشور، اصلا مساله‌ی کم‌آبی نداشته و با این وجود آقایان تصمیم به ساخت سد در بالادست رود کوچک منطقه گرفتند!

عملیات ساخت این سد، از سال 1388 آغاز شد و چیت‌چیان وزیر نیروی دولت روحانی، در سفر هیات دولت به استان سمنان در اواخر فروردین گذشته، آبگیری آن را افتتاح کرد؛ گو این که با نگاهی به ساختگاه، پیدا است تاسیسات سد تکمیل نشده و به‌ویژه هیچ‌گونه شبکه‌ای برای رساندن آب به زمین‌های کشاورزی پایین‌دست آن ساخته نشده (و می‌دانیم که شبکه‌ی آبیاری زیر سد عظیم دز که عمر مفید آن تقریبا تمام شده، نیز تکمیل نگردیده است!). به عبارت دیگر، این سازه‌ی مخرب حتی به هدف اعلام‌شده‌ی خودش نیز دست نیافته و با وضعیت تخصیص بودجه‌ای که برای شبکه‌های زیر سد سراغ داریم، هرگز نخواهد رسید. چیت‌چیان، با سخنانی کاملا شبیه به ادبیات آب‌سالاران دولت‌های گذشته، در مراسم آغاز آبگیری گفت: «با افتتاح این بند خاکی بخش عظیمی از سیلاب‌ها و روان‌آب‌های موجود در شمال شاهرود و بخش‌های جنوبی رشته کوه البرز به چرخه‌ی مصرف افزوده خواهند شد و از هدر رفت آنها جلوگیری می‌شود».

شگفت‌آور است که وزیر دولت یازدهم که خود را «دولت حامی محیط زیست» می‌داند، در شرایط استفاده‌ی بسیار افراطی و خطرناک از منابع محدود آب کشور، و در حالی  که مصرف آب کشور باید به سرعت کاهش یابد تا سرزمین‌مان بیش از این بیابانی نشود، باافتخار از افزوده شدن یک منبع به چرخه‌ی مصرف یاد می‌کند. در واقع، یکی از نقدهای اصلی که بر پروژه‌های سدسازی وارد است، افزایش «توهم فراوانی آب» است؛ سد موجن قطعا تقاضا برای آب را بیشتر خواهد کرد و کشاورزان بسیاری در این منطقه‌ی کوهستانی، به جای ارتقا دادن شیوه‌های آبیاری و افزایش مقدار محصولی که با یک واحد آب می‌توان تولید کرد، به افزایش سطح زیر کشت خواهند پرداخت. نتیجه این خواهد بود که آبی که به گفته‌ی وزیر «هدر می‌رفت» (اما در واقع سفره‌های آب زیرزمینی دشت‌های پایین‌تر از موجن را تقویت می‌کرد)، ریخت و پاش خواهد شد. می‌گویم «ریخت و پاش»، برای این که مطابق الگوی دیرینه‌ی زیست در فلات ایران، بهتر است که در کوهستان و کوه‌پایه به دام‌داری پرداخت و در دشت که گرم‌تر است و زمان بیشتری برای رشد گیاهان در دسترس است، کشاورزی کرد.

در گفتگوهایی که با چند تن از کشاورزان و دام‌داران و دیگر اهالی منطقه داشتم، آنان یا در مورد مفید بودن سد مشکوک بودند و یا انتظار داشتند که سد، آب بیشتری در اختیار آنان بگذارد. البته چند تن هم سخت ناراحت بودند که چرا سد منظر طبیعی منطقه را مخدوش کرده است. در این مورد، یادآور می‌شوم که چند کیلومتر جاده برای دسترسی به ساختگاه سد، برداشت خاک و سنگ، و ساخت‌وسازهای مربوط به کارگاه‌ها، چشم‌انداز کوهستان باشکوه منطقه و به‌ویژه مسیر رسیدن به آبشار زیبای «تنگ داستان» را به‌کلی مخدوش  و آبشار کوچک تر نزدیک به تنگ داستان را نابود کرده است.


 
واژه‌ی شکوهمند محیط‌زیست
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

امروز، روز جهانی محیط زیست است؛ روز یادکرد از هوایی که تنفس می‌کنیم، آبی که می‌نوشیم، و خاک باشکوهی که بر آن پا گذاشته ایم و پدران‌مان را به آن سپرده ایم. روز یادآوری مسوولیتی که در حراست از این‌ها داریم، و روز درنگ بر پروایی که باید در این مورد داشته باشیم و شاید نداریم!

حفظ محیط زیست، نه حاشیه‌ای بر زندگی که متن آن است. و سخن گفتن از آن، نباید پیرایه‌ای برای پوشاندن هزار رفتار آسیب‌رسان ما که باید راهنمای کنش ملاحظه‌کارانه‌مان با بستر زندگی باشد.

باشد که منِ کنشگر محیط زیست، اگر پولی گرفته ام که طرحی زیست‌محیطی را به پیش برم، هدف اصلی و اعلام‌شده‌ی خودم را که همانا جلوگیری از تخریب و آلوده‌سازی سرزمین است، در پیشگاه کارفرمای خود قربانی نکنم.

و منِ استاد دانشگاه یا متخصص، امضای خود را پای «طرح‌های ارزیابی محیط زیستی» پروژه‌هایی که منابع کشورم را به باد می‌دهند، نگذارم.

و منِ مدیر رسانه، با کشیدن قلم خودسانسوری بر نوشته‌های هیات تحریریه‌ام، جلوی تابش نور را بر گوشه‌هایی که در آن محیط زیست‌کُشی می‌کنند، نگیرم.

و منِ مدیر دولتی یا نماینده‌ی مجلس، برای جبران «لطف» کسانی که مرا به این مقام رسانده اند، از جنگل و مرتع این سرزمین حاتم‌بخشی نکنم.

و منِ شهروند عادی، ستم‌های کوچکی را که بر سرزمین روا می‌دارم، با ستمگری‌های بی‌حساب «بزرگان» توجیه نکنم؛ و در خیالِ انجام «کاری اساسی» برای محیط زیست یا با این بهانه که «دیگر کاری نمی‌توان کرد»، تن به روزمرّگی ندهم؛ و هیچ‌گاه مطالبه‌‌ی حق محیط زیستی خود از دولتمردان را فراموش نکنم... .

روز محیط زیست بر همه‌ی ما گرامی باد!


 
هتلی که منظر یک میراث تاریخی را مخدوش می‌کند
ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

هتل آسمان شیراز که در مراحل ساخت است، به دلیل مخدوش کردن چشم‌انداز ارگ کریم‌خانی، از چند سال پیش موجب نگرانی و اعتراض دوستداران میراث فرهنگی بوده است. پیگیری‌های این اشخاص سبب شد که مقام قضایی، حکم تخریب چند طبقه از هتل را صادر کند. اما مالک و اتحادیه‌ی هتل‌داران به این امر اعتراض کرده اند.

پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی که دربرگیرنده‌ی شماری از کنشگران محیط زیست و میراث فرهنگی است، در پاسخ به اعتراض اتحادیه‌ی هتل‌داران، نامه‌ی زیر را منتشر کرده است:

 

به‌نام خدا

 اعضای محترم جامعه هتلداران ایران!

 سلام. ضمن سپاس از تلاش‌هایی که در این شرایط سخت برای بهبود صنعت گردشگری دارید و با وجود مشکلات و مانع‌ها عاشقانه سرمایه‌گذاری در سرزمین مادری را گسترش می‌دهید، احتراماً پیرو بیانیه‌ای که در مخالفت با تخریبِ طبقات اضافی هتل آسمان شیراز منتشر کرده‌اید به عرض می‌رسانیم:

ما، در مقامِ بخشی از فعالان مدنی ایران، به‌ویژه پاسداران میراث فرهنگی این سرزمین، از شما به‌عنوان یکی از پایه‌های صنعت گردشگری کشور که با میراث فرهنگی‌مان رابطه‌ای تنگاتنگ دارید توقع توجه و حمایت بیشتر از این میراث ارجمند را داریم، آن‌هم هنگامی که به سبب گستردگی حجم این آثار و کم‌توانی سازمان متولی آن‌گونه که شایسته است از آنها مراقبت صورت نمی‌گیرد و بعضاً در مواردی هم‌چون برج جهان‌نمای اصفهان برخی از صاحبان قدرت هم در راه از اعتبار انداختنِ این آثار کم‌نظیرِ بشری گام برمی‌دارند.

ما نیز، بدون آن‌که بخواهیم اگر برخوردی خارج از قانون انجام شده از آن حمایت کنیم، امیدواریم شما با همراهی در رعایت حریم آثار و به‌ویژه حریم منظری میراث فاخر کشورمان، و استقبال و همراهی‌تان از برخورد با همکارانی که این نکته‌ها را رعایت نمی‌کنند، الگویی شایسته برای صنعت گردشگری‌مان در همین شروعِ دوباره‌اش شوید تا دیگر اصناف و برخی مقام‌های مرتبط، از جمله شهرداران، جسارت اندیشیدن به همراهیِ شما در ضربه زدن به آثارمان را نیابند.

پیروزی و بهروزی روزافزونِ شما را در راه تعالی و پیشرفت سرزمین‌مان از ایزد منان خواستاریم.


 
در هفته‌ی محیط زیست کاری بکنیم!
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۸ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

پنجم ماه جون (شانزدهم خرداد) روز جهانی محیط زیست، و فرصتی دیگر برای اندیشیدن به وظیفه‌ای است که در برابر زمین داریم. در ایران، یک هفته از شانزدهم خرداد، به عنوان هفته‌ی محیط زیست شناخته می‌شود.

کوه‌نوردان، در مقام طبیعت‌دوستانی که پیوسته با طبیعت در تماس هستند، در خط مقدم مدافعان حفاظت زمین هستند. بیاییم در هفته‌ی پیش رو، با:

* پاک‌سازی کوه‌ها

* ترویج فرهنگ حفاظت محیط زیست

* گفتگو درباره‌ی چالش‌های سرزمین‌مان (مساله‌ی آب، فرسایش خاک، آلودگی هوا،...)

* کار رسانه‌ای

* رویارویی با طرح‌های مخرب و آلوده‌کننده‌ی محیط زیست

* و هر اقدام دیگری که در توان‌مان است...

به حفظ این سیاره‌ی کوچک و زیبا کمک کنیم.



 
آقای روحانی، اتصالی دیگر از مازندران به سمنان با چه توجیهی؟!
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ٥ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان (درباره‌ی طرح جاده‌سازی در منطقه‌ی کوهستانی پابند)می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.