بازی خطرناک انتقال آب در کوه‌های کرمان
ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با عنوان «انتقال آب هلیل‌رود؟!» را می‌توانید در خبرآنلاین یا همشهری بخوانید.


 
جمعه؛ جشن بزرگ تیرگان و روز ملی دماوند
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

همایش زیست‌محیطی و جشن بزرگ روز ملی دماوند، در روز جمعه اول مرداد در دانشگاه پیام نور رینه برگزار خواهد شد.

دفترهای نمایندگی انجمن کوه‌نوردان ایران، گروه‌ها و باشگاه‌های کوه‌نوردی، و دیگر کوه‌نوردان و طبیعت‌دوستان را به حضور در این رویداد دعوت می‌کنیم.

این جشن فرصتی است برای دیدار دوباره، و طرح مهم‌ترین خواسته‌های زیست‌محیطی؛ با حضور خود و فرستادن عکس و گزارش همایش برای رسانه‌های گوناگون، صدایمان را به گوش مسوولان و دیگر مردم برسانیم!


 
دعوت به حضور در جشن تیرگان
ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ٢٦ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

جشن تیرگان و مجموعه برنامه‌های روز ملی دماوند، به یکی از بزرگ‌ترین همایش‌های محیط زیستی و مردمی بدل شده، و در عین حال نمایشی است از تعامل سازنده‌ی مسوولان دولتی و مقام‌های محلی با کنشگران غیردولتی.

جشن تیرگانی که در نزدیک‌ترین جمعه به سیزدهم تیر در شهر رینه، در پای دماوند باشکوه برگزار می‌شود، چند هزار تن را به شکل مستقیم و شاید صدها هزار تن را از طریق رسانه‌ها با پاره‌ای  مسایل محیط زیستی کوهستان‌‌ها آشنا می‌کند.

امسال به خاطر همزمان شدن تیرماه با ماه رمضان، جشن بزرگ تیرگان در روز جمعه اول مرداد برگزار خواهد شد. حضور در این جشن برای همگان آزاد است.

کوه‌نوردان، تلاشگران عرصه‌ی حفاظت از محیط زیست، و دوستداران فرهنگ ایرانی را به برگزاری جشن تیرگان در نقاط گوناگون کشور و یا اجرای صعودهایی با هدف جلب توجه همگان به اهمیت حفاظت از کوه‌ها دعوت می‌کنیم.


 
دو هفته صعود با یاد گشایندگان مسیر ایران
ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز ٢٦ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه‌نامه

در حدود ساعت 7:30 بامداد پنج شنبه 27 تیر 1392 آیدین بزرگی از جایی در نزدیکی‌های قله‌ی 8047 متری برودپیک با تهران تماس گرفت و گفت که او و دو همراهش، پویا کیوان و مجتبی جراهی، دیگر نمی‌توانند حرکت کنند و نیاز به کمک دارند؛ کمکی که ممکن نشد.

دو روز پیش از آن، خبر رسیده بود که تیم جوان سه نفره، با به پایان رساندن «مسیر ایران» بر رخ جنوب غربی برودپیک، به قله رسیده ‌است. هزاران نفر منتظر بودند که این گروه کوچکِ مصمم به پایین برسد تا در شیرینی نخستین گشایش مسیر ایرانیان روی یک قله‌ی بلند سهیم شوند. اما، تا غروب شنبه که آخرین پیام‌های آیدین با تلفن ماهواره‌ای به تهران رسید، و تا سه روز پس از آن (1 مرداد) که آخرین تلاش‌های جستجو به پایان رسید، حتی محل دقیق آن سه کوه‌نورد، شناخته یا دیده نشد.

در سومین سالگرد این رویداد تکان‌دهنده، باشگاه کوه‌نوردان آرش اعضای خود و همچنین دیگر کوه‌نوردان را به اجرای برنامه‌هایی با یاد و بزرگداشت سه پیشگام ایرانی گشایش مسیر در هیمالیا دعوت می‌کند. پیشنهاد می‌کنیم برنامه‌های کوه‌نوردی خود را در هفته‌ی پیش و پس از 27 تیر، با عکس‌هایی از آیدین، پویا، و مجتبی یا پارچه‌نوشت‌هایی که بازتاب‌دهنده‌ی یاد آنان باشد، اجرا کنید.

خاطره‌ی لبخندهای آن سه آذرخش، همچنان گرمابخش وجود ما است... .


 
تلاش نو برای فعال‌سازی گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم

شاید کار سنگین جمع‌آوری کمک مالی در زمستان 94، و یا سرخوشی حاصل از آزاد شدن محیط‌بانان دنا(!) بود که سبب شد در بیش از سه ماه نخست سال 95 در این فضا (تارنمای گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم) کاری صورت ندهیم، و گفتگوها و تبادل اطلاعات‌مان فقط در گروه تلگرامی «پویش حیات» انجام شود. البته، در هیات امنای گنجه و همچنین در حلقه‌ی دوستان نزدیک‌تر، گفتگوهای بسیار صورت گرفته و چند جلسه هم برگزار شده که موضوع آن تقویت این «نهاد نیکوکاری محیط زیستی» بوده است.

اینک در نظر داریم نشستی دوستانه را در حدود دو هفته‌ی دیگر برگزار کنیم و در آن ضمن ارایه‌ی گزارشی از فعالیت‌های محیط زیستی که با حمایت گنجه صورت گرفته، نظر دوستان را برای طرح‌های پیشِ رو دریافت و به جمع‌آوری کمک مالی (یا گرفتن قول آن) برای اجرای طرح‌ها اقدام کنیم.

لطفا خود و دوستان‌تان را برای حضور در آن نشست آماده کنید!


 
درخواست از سران سه قوه برای رسیدگی به موضوع محیط‌بانان
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.


 
فراخوان برگزاری دومین دوره‌‌‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها
ساعت ٥:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱٥ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

هیات امنای بنیاد محمدی‌فر، و انجمن کوه‌نوردان ایران، کوشتدگان راه ارتقای فرهنگ کوه‌نوردی و حفاظت کوهستان را به مشارکت در برگزاری دومین دوره‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها دعوت می‌کنند؛

 

هدف از برگزاری جشنواره‌ی دوسالانه‌ی کوه‌نوشته‌ها، معرفی نوشتارهایی است که به آموزش و ارتقای کوه‌نوردی، و به حفاظت از محیط زیست کوهستان کمک کرده‌اند. نخستین دوره‌ی جشنواره، در 20 آذر ماه 1393 برگزار شد و دومین دوره نیز مانند قبل، هم‌زمان با «روز جهانی کوهستان» (11 دسامبر 2016/ 21 آذر 95)  برگزار خواهد شد.

* همگان می‌نوانند کتاب یا مقاله‌های خود را که به صورت چاپی یا در فضای مجازی منتشر شده و در دوره‌ی پیش در میان آثار برگزیده نبوده است، برای شرکت در جشنواره معرفی کنند.

* به پدیدآوردندگان کتاب‌ها و مقاله‌های برگزیده، تندیس، لوح سپاس، و جایزه‌ی نقدی داده می‌شود.

* در مورد تاریخ انتشار اثر، محدودیتی وجود ندارد.

* مهلت برای فرستادن آثار: تا 15 مهر ماه 1395

 لطفا بر روی پاکت آثاری که می‌فرستید یا در قسمت «subject» رایانامه‌ (ای‌میل)های خود بنویسید: مربوط به جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها

نشانی برای فرستادن آثار، و نظر و پیشنهاد: تهران- خیابان انقلاب، جنب لاله‌زار، شماره‌ی 590، واحد 12، کد پستی: 1145774454، انجمن کوه‌نوردان ایران

تلفن: 66712243  ، نمابر: 66712421 ،  info@alpineclub.ir

علاقمندان به حمایت از این کار فرهنگی می‌توانند کمک‌های مالی خود را به حساب زیر واریز کنند:

شماره‌ی کارت بانکی: 6281571000796745 به نام افسر فراحی شاندیز، ثابتیان، محمدی


 
دوازدهمین جشن روز ملی دماوند
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این جشن مردمی، از سال 1384 در نزدیک‌ترین جمعه به سیزدهم تیر (روز تیرگان) و با هدف جلب توجه همگان به جایگاه دماوند در تاریخ و طبیعت ایران در شهر رینه برگزار می‌شود. امسال، به خاطر مقارن شدن سیزدهم تیر با ماه رمضان، جشن در روز جمعه اول مرداد برگزار خواهد شد. انجمن دوستداران دماوند، انجمن کوه‌نوردان ایران، دانشگاه پیام نور رینه، شهرداری و شورای شهر و شماری از اهالی رینه، شماری از دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد و دولتی، و دیگر کنشگران محیط زیست، دست اندر کار برگزاری این رویداد برجسته‌ی محیط زیستی هستند.

این جشن و همایش یک روزه، شامل مجموعه برنامه‌هایی است که در آن‌ها دوستداران محیط‌های کوهستانی ‌به مشکلاتی که زیست‌بوم دماوند (و دیگر کوهستان‌های کشور) با آن روبرو است، و به راه‌حل‌هایی برای رفع این مشکلات می‌پردازند. جشن  همچنین فرصتی است برای آشنا شدن کنشگران محیط زیست با یکدیگر، معرفی «چهره‌ی برجسته‌ی محیط زیستی» و از این رهگذر، افزایش سرمایه‌ی اجتماعی برای حفاظت از محیط زیست.

نمایتدگی‌های انجمن کوه‌نوردان ایران، و دیگر سازمان‌های کوه‌نوردی را در نقاط گوناگون کشور به برگزاری جشن باستانی تیرگان و ترکیب آن با جشن دماوند دعوت می‌کنیم.

 

برای ثبت نام جهت حضور در نمایشگاه جانبی جشن تیرگان، می‌توانید با انجمن دوستداران دماوندکوه تماس بگیرید؛ این‌جا

 

 گزارش ایرنا از یازدهمین جشن دماوند در رینه: حضور حدود 5 هزار ایرانی در جشن تیرگان و روز ملی دماوند

یازدهمین جشن تیرگان، با حضور رییس سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد. گزارش مصور در عصر ایران


 
چرا محیط‌بانان را می‌کُشند؟!
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ٩ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

سه ماه از آغاز این سال می‌گذرد و در همین مدت کوتاه، سه محیط‌بان و یک جنگل‌بان کشته شده اند و یک محیط‌بان دیگر به سختی زخمی (و شاید ناقص) شده است. این خبرها، در چند روز گذشته اشک به چشمان طبیعت‌دوستان ایران نشانده و بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که محیط زیست ما را چه می‌شود؟!

آیا داشتن رتبه‌ی نخست آلوده‌ترین هوای شهری در جهان، بالاترین میزان فرسایش خاک، و بیشترین برداشت از سرمایه‌های جبران‌ناشدنی آب کافی نبود که رتبه‌ی بیشترین کشتار مدافعان طبیعت هم به آن اضافه شد؟! چرا با وجود داشتن سازمان‌های دولتی مسوول در حوزه‌ی منابع طبیعی و محیط زیست (که دست‌کم در قاره‌ی‌ آسیا، پیشینه‌شان از بسیاری کشورهای دیگر بیشتر است) به چنین جایگاهی تنزل کرده ایم؟ سازمان‌های غیردولتی‌مان هم نه از نظر شمار و نه از حیث کارکرد، پایین‌تر از میانگین جهان نیستند... پس چرا چنین است؟!

به نظر من، علت در درجه‌ی نخست این است که قانون در جایگاه خودش نیست، و آن شأنی را که مدیران و مسوولان باید برای قانون قائل باشند، در میان نمی‌بینیم. نیازی به زحمت زیاد نیست که مصداق‌های قانون‌گریزی را ردیف کنیم؛ هر روز فقط با ورق زدن روزنامه‌ها، که تازه هر خبری را هم پوشش نمی‌دهند، می‌بینیم که (برای مثال) چگونه برخلاف عرف و قانون و مقررات، با به باد دادن درآمدها و سرمایه‌های مالی کشور، آن چیزهایی را که به عنوان نظام قانونی بودجه‌بندی، ایفای مسوولیت، پاسخ‌گو بودن مسوولان، و حساب و کتاب داشتن دریافت‌ها و پرداخت‌ها شناخته می‌شود، به سُخره گرفته اند؛ می‌بینیم که در اداره‌ها و بانک‌ها و سر چهارراه‌ها و بیمارستان‌ها و مطب‌ها و... «حق حساب» موثرتر از حرف حساب است؛ و می‌بینیم که بزرگ‌ترین پایمال‌کنندگان قانون حفاظت و به‌سازی محیط زیست، وزارت‌خانه‌های قَدَری هستند که اول شروع می‌کنند به ساختن یک سد یا احداث خط انتقال گاز، و بعد (اگر حرفی پیش آید یا فرصتی دست دهد!) می‌روند دنبال «پیوست محیط زیستی» که به هر حال با پول به دست می‌آید... .

در چنین شرایط، ترس از قانون رنگ می‌بازد، چراکه اقتدارِ آن و شمولش بر همه‌ی اشخاص از میان رفته است. وقتی که در مرکز قانون‌گذاری، فلان نماینده می‌گوید که برای چهار تا گورخر توسعه‌ی منطقه‌ی مورد نظر من متوقف شده است؛ نمایندگان دیگری، محیط زیست را «محیط ایست» می‌خوانند؛ دیگران پیاپی برای کشاندن بودجه به سوی حوزه‌ی انتخابیه‌شان از طرح‌های بی ارزیابی زیست‌محیطی دفاع می‌کنند؛ و هنگامی که ورود غیرقانونی به منطقه‌های حفاظت‌شده و پارک‌های ملی برای انواع پیمانکاران راه‌سازی و معدن‌کاوی و جز آن رویه شده ... چگونه می‌توانیم انتظار داشته باشیم که شکارچیان غیرمجاز متجاوز به این‌گونه مناطق، از مامور محیط زیست و از قانون ناظر بر این منطقه‌ها بترسند؟

درست است که بودجه‌ی سازمان حفاظت محیط زیست آن‌قدر کم است (پنجاه درصد کم‌تر از بودجه‌ی شهرداری شهر متوسطی مانند سمنان، و صد وچهل برابر کم‌تر از بودجه‌ی شهرداری تهران!) و آن سازمان با این پول نمی‌تواند اقتدار شایسته‌ای داشته باشد؛ درست است که برای آموزش اصول محیط زیست بسیار کم کار شده است؛ درست است که فقر و بیکاری سبب شده که عده‌ای برای فروش گوشت، دست به شکار بزنند؛ درست است که شیوه‌ی مدیریت منطقه‌های حفاظت‌شده باید اصلاح شود و مردمِ حول و حوش این‌گونه منطقه‌ها باید بیشتر درگیر موضوع شوند؛ و درست است که عامل‌های دیگری را هم می‌توان نام برد که در به خون خفتن مدافعان طبیعت کشور موثر اند... اما، بی‌قانونی بالاتر از تمام این‌ها است.

اگر قانونمندی اصل نشود، افزایش بودجه‌ی سازمان حفاظت محیط زیست هم ممکن است موجب فساد در آن‌جا گردد (چنانکه در دستگاه‌های پربودجه شده است) و آموزش محیط زیست هم می‌تواند یک حجره‌ی پرتقلب شود. مگر فقر در کشور ما بیشتر از کشورهای افریقایی است که در این‌جا برای شکار، این همه محیط‌بان کشته می‌شوند؟ چرا در افریقا، پارک‌های ملی واقعی هستند و در این‌جا فقط روی کاغذ؟ آیا جز این است که بزرگان ما باید بیش از این‌ها به قانون پایبند باشند تا این پایبندی به سراسر جامعه تسری یابد؟


 
Ludovico Einaudi همراه با 8 میلیون صدا برای نجات قطب می نوازد.
ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ روز ٥ تیر ۱۳٩٥ : توسط : مریم عطاریه

زیبایی قطب شمال میخکوب کننده است. سرما، سکوت، و  بطور خارق­العاده­ای شنیدن صدای ترک یخ و سقوط تکه­های آن. محیط­زیست بکر و مکان منحصر به فردی که مردم در سراسر دنیا می­خواهند از آن حفاظت کنند.

دو هفته پیش کشتی صلح سبز طلوع آفتاب از هلند برای حمل بار بسیار ویژه عازم قطب شمال شد: صدای 8میلیون انسان. پیام­هایی از سراسر جهان که از دولت­های دنیا می­خواهد قطب شمال را از تهدیداتی مانند حفاری نفت و ماهیگیری مخرب و ویران­گر نجات دهند.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دیپلماسی فعال زیست‌محیطی لازمه‌ی حل موضوع ریزگردها
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

گزارشی از گفتگوی من با تارنمای اتاق‌نیوز را با عنوان بالا می‌توانید در این‌جا بخوانید.


 
جاجرود؛ جلوه‌گاه نامیمون «شهری‌سازی» طبیعت
ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱ تیر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- خبرآنلاین

و ما خلقنا السما و الارض و مابینهما لاعبین
آسمان و زمین و آن‌چه را بین آن‌هاست، به بازیچه نیافریدیم (قرآن مجید، الانبیاء- 16)

 

از زمستان گذشته، شهرداری لواسان باوجود مخالفت‌های اداره‌ی محیط زیست، سازمان آب، و کنشگران محیط زیست، پروژه‌ای را با عنوان «طرح ساماندهی جاجرود» با شدت و سرعتی که کم‌تر در کشور ما دیده می‌شود، به پیش می‌برد. این طرح در یک بخش از حریم و بستر رودخانه‌ی جاجرود که از ساخت و سازهای بی‌حساب منطقه در امان مانده بود، یعنی در محدوده‌ی پل فلزی قدیمی لواسان، با قطع کردن ده‌ها درخت کهنسال آغاز شد. سنگ‌کاری حاشیه‌ی رودخانه، بولدوزر انداختن به کف رود، نابودسازی زیست‌بوم رودخانه در یک طول چند صد متری، و گل‌آلود کردن شدید آبی که به پشت سد لتیان (یکی از منابع مهم آب تهران) می‌رود، از اثرات این اقدام «عمرانی» بوده است. شنیده‌ها حاکی از آن است که شهرداری قصد دارد حدود شصت هکتار زمین «آزادشده» در حریم رودخانه را تبدیل به تفرجگاه کند و در آن پارک شهری و رستوران و شهربازی و... بسازد.

واقعیت تامل‌برانگیز این است که رودخانه‌های ما، در چند دهه‌ی گذشته بازیچه‌ی پروژه‌بگیران و بودجه‌خواران بوده است. این آقایان، یا مانند رییس فلان شرکت سدساز، تبدیل رودخانه‌ای چون کارون را به «مخزن آب» جزو افتخارات خود قلمداد می‌کنند، و یا مانند شهرداری تهران (که رفتارش الگوی شهرداری‌های دیگر می‌شود) رودها و روددره‌ها را بدل به کانال سنگ و سیمانی می‌کنند... و در هر دو حال، حیات پر جوشش رودخانه را متوقف می‌سازند و دل زمین را از سیراب شدن بازمی‌دارند و پول‌های هنگفتی را از محل بودجه‌ی عمومی کشور یا فروش زمین‌های ملی یا تراکم‌فروشی و یا از محل عوراض و مالیات‌ها، به جیب پیمانکاران می‌ریزند. این بازی خطرناک با داشته‌های طبیعی، چیزی نیست جز خوردن سرمایه... آن هم سرمایه‌ای که دستاورد جایگزین‌ناشدنی میلیون‌ها سال گردش روزگار در سپهر آفرینش است.

در نشست‌ها و گفتگوهایی که با مدیر محیط زیست لواسان، کارشناسان سازمان آب، فرماندار شمیران، و چند تن از کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست داشته ایم، همگی بر نادرستی و غیرقانونی بودن این دست‌اندازی بر رودخانه‌ای که به دلیل تامین آب آشامیدنی باید تا یکصد و پنجاه متر از هر سوی آن آزاد باشد، تاکید داشته اند. با این حال، طرح منحوس بی سر وسامان کردن رود که برعکس، «ساماندهی» نامیده شده، همچنان به پیش می‌رود! این طرح در فضای مالی مشکوک، به دور از نظارت مردمی، بی‌اعتنا به دل‌نگرانی طبیعت‌دوستان، و با به سخره گرفتن قانون به سرعت در حال اجرا است تا همگان را در برابر کار انجام‌شده قرار دهند، و نمودی از پدیده‌‌ای است که می‌تواند به شکل‌گیری «دولت بی‌اقتدار»(1) بیانجامد؛ وضعیتی که در آن حاکمیت قانون از میان می‌رود و جامعه دستخوش بی‌ضابطگی و سوجویی‌های ناپایدار می‌گردد.

اگر مقام‌های اجرایی و قضایی، جلوی این تخریب و تغییر کاربری را بگیرند و مسبب را مکلف به بازگرداندن رودخانه به وضعیت طبیعی کنند، آن‌گاه جایگاه قانون و اقتدار حاکمیت به شکل شایسته‌ای ارج خواهد یافت.

 

1) برای توضیح بیشتر درباره‌ی اصطلاح «دولت درمانده» یا «دولت بی‌اقتدار» می‌توانید نگاه کنید به یادداشت من با عنوان «کوه آسمانی بهرآسمان؛ هدف زمینیان آزمند»، خبرآنلاین 22/12/1392