شب چله‌ی محیط زیستی
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

شب چله، مانند بسیاری از دیگر رسم‌ها و جشن‌های ایرانی، با طبیعت و پدیده‌های طبیعی پیوند دارد. در آیین‌های ایرانی، گردش زمین و رخ دادن اعتدال‌های بهاری و پاییزی، آغاز روزهای بلندترِ سال (از ابتدای زمستان)، نکوداشت روشنایی، طلب باران، شکرگزاری برای فرارسیدن گاهِ برداشت محصول، و مانند این‌ها، همگی انگیزه‌هایی برای برگزاری جشن بوده است.

بیاییم آیین کهن دورهم‌نشینی در شب چله را، با نگاهی تازه به ریشه‌های طبیعی آن، به رسمی هماهنگ با محیط زیست و آیینی برای نکوداشت «مادر زمین» بدل سازیم. برای دستیابی به این هدف می‌توانیم:

  • در این شب، بیشتر از خوراک‌های گیاهی استفاده کنیم و گوشت نخوریم یا کم‌تر بخوریم.
  • از ظرف‌ها و سفره‌های دورانداختنی استفاده نکنیم.
  • یکی دو لامپ و دستگاه‌ برقی اضافه را خاموش کنیم.
  • درجه‌ی حرارت اتاق‌ها را پایین‌تر بیاوریم و پوشاک گرم بپوشیم؛ بگذاریم فرارسیدن زمستان و تغییر فصل را احساس کنیم!
  • به مصرفِ کم‌ترِ آب بیاندیشیم.
  • با دیگران از زیبایی‌های طبیعت و ضرورت حفاظت از آن‌ سخن بگوییم.
  • برای رفتن به خانه‌ی خویشان و دوستان، تا حد امکان از وسیله‌های همگانی یا مشترک استفاده کنیم.
  • اگر با خودروی شخصی به مهمانی می‌رویم، با خود عهد کنیم که به جبران آن، دست‌کم یکی دو روز از خودروی شخصی استفاده نکنیم.
  • هنگامی که دورهم هستیم، تلویزیون و گوشی‌های همراه را خاموش کنیم و خود را برای ساعتی از شرّ امواج آسوده سازیم و به‌سادگی، صفا کنیم!

 
محیط زیست و سینما؛ با نگاهی به فیلم مادرکُشی
ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

«مادرکشی» اثری ممتاز در سینمای مستند محیط زیستی

از حدود ده سال پیش (یعنی از زمانی که پایان ساخت سد سیوند نزدیک می‌شد) نقد پروژه‌ی سدسازی در ایران، در فضای عمومی کشور جدی شد. از آن زمان، هزاران یادداشت و  خبر و مقاله درباره‌ی اثرات منفی سدسازی بر منابع آبی و محیط زیست کشور نوشته شده که نتیجه‌ی آن‌ها این بوده که دیگر کسی نمی‌تواند باافتخار و بی‌دغدغه درباره‌ی مسدود کردن مسیر رودخانه‌های پرخروش سخن‌سرایی کند. اما، فیلم مادرکُشی به کارگردانی کمیل سوهانی را می‌توان اثری خواند که به تنهایی بیش از بسیاری از مقاله‌های منتقدانه، چشم‌ها را به واقعیت تلخ سدسازی باز کرده است. دلیل هم شاید این باشد که مادرکشی، یک اثر دیداری است؛ آن‌چه که در مقاله‌ها و کتاب‌ها نوشته و واکاوی شده، در این فیلم در برابر چشم قرار می‌گیرد. و این‌جا است که تاثیر معجزه‌آسای آثار هنری بر افکار عمومی دیده می‌شود.

در میان مستند سازان کشور، افرادی هستند که فیلم‌های برجسته و به‌یاد‌ماندنی با موضوع محیط زیست ساخته اند (در این‌جا، منظور فیلم هایی نیست که فقط زیبایی طبیعت یا حیات وحش را نشان می دهد، بلکه منظور آن هایی است که مشکلات و چالش های محیط زیستی را طرح می‌سازند) که در میان آنان، فرهاد ورهرام با آثاری مانند گذر شهر بر آب (درباره‌ی روددره‌های تهران)، و  یکی بر سر شاخ بن می برید (درباره‌ی جنگل‌های شمال)، و... جایگاه برجسته ای دارد. فیلم هایی مانند حیات آبی خلیج فارس به کارگردانی سعید ابوطالب (1382)، مرگ دلفین‌ها به کارگردانی جعفر عبدی پور (1386)، ژئوپارک قشم  به کارگردانی رضا نظام‌دوست، فیلم مستند و ماجرادار در جستجوی پلنگ ایرانی به کارگردانی فتح‌الله امیری که در جشنواره‌ی فیلم فجر 1390 برنده‌ی سیمرغ بلورین بهترین مستند شد، از مستندهای زیبا و تاثیرگذار زیست‌محیطی چند سال اخیر هستند. در میان معدود مستندهای مرتبط با موضوع آب و سد، مادرم بلوط به کارگردانی محمود رحمانی، فیلم‌سازی که اصلیت او از بختیاری های خوزستان است (قومی که بیشترین آسیب ها را از پروژه‌های سد‌سازی متحمل شده) کاری از هر حیث ویژه و تماشایی است. این فیلم را می‌توان اثری متفاوت در گونه (ژانر) مستند دانست که در آن واقعیت، حقیقت، تخیل و داستان‌پردازی در هم آمیخته شده و بیننده را در ارتباط با موضوع آبگیری یک سد، سخت متاثر می‌کند. فرشته جغتایی نیز یک مستند با عنوان دره‌ی ما چه سرسبز بود با موضوع سدسازی ساخته است که در آن، مویه‌های اهالی یک دهکده که مکان مقدس‌شان غرق می‌شود، به‌راستی تکان‌دهنده است. حتی در میان هنرمندان "مردمی" (از آن دسته هنرمندان که در تلویزیون و مراسم ها و کوچه و بازار آثار عوام پسند اجرا می‌کنند) گروهایی را سراغ دارم که در مدرسه‌ها و مناسبت‌های خاص، برای بچه‌ها و بزرگ‌تران نمایشنامه‌های محیط زیستی اجرا می‌کنند.

 اما در میان سینماگران ایران،  آثاری با مضمون یا اشاره‌های محیط زیستی بسیار نادر اند: در فیلم خاک آشنا به کارگردانی بهمن فرمان آرا، شخصیت اصلی فیلم (خودِ فرمان آرا) می‌گوید که برای فرار از آلودگی هوا و آلودگی صوتی تهران به آن نقطه‌ی دور از شهر آمده است. در همین فیلم، خدمتکار محلیِ خانه به مامور اداره‌ی برق می‌گوید که آتش زدن لانه‌ی زنبورها شگون ندارد، و ماموری که این کار را می‌کند، بعدا می‌میرد. در آخر فیلم هم "بابک" یک مشت خاک را عاشقانه در دست می‌گیرد. در فیلم به رنگ ارغوان، ابراهیم حاتمی‌کیا اشاره‌ی مشخص‌تری به یک موضوع اجتماعی- زیست‌محیطی دارد؛ گروهی دانشجو، در اعتراض به ساخت جاده در جنگل ابر تجمع می‌کنند و... . در این فیلم، یکی از چهره‌های شاخص و فعال محیط زیست ایران، دکتر اسماعیل کهرم، نقش استاد دانشگاه را دارد که در زندگی واقعی نیز چنین است. فیلم نارنجی‌پوش داریوش مهرجویی هم شاید تنها فیلم‌ سینمایی و همه‌پسند ایرانی بوده که یکسره به موضوعی محیط زیستی (زباله) می‌پردازد.

آیا به جز این چند مورد، فیلم سینمایی با اشاره های محیط زیستی داریم؟  دقیقا نمی‌دانم، اما در مقام یک فعال محیط زیست که خبرهای این حوزه را پی‌گیری می‌کنم، چیز زیادی در این زمینه نشنیده ام و از این رو، این را قرینه‌ای بر کم‌توجهی سینماگران ایرانی به موضوع محیط زیست که بی‌تردید یکی از مهم‌ترین چالش های پیشِ روی انسان امروز است، می‌دانم.

البته، می‌دانیم که در میان فیلم‌سازان و هنرپیشگان ایرانی، شخصیت‌هایی هستند که گرایه‌ی محیط زیستی دارند و خوشبختانه شمار آنان رو به فزونی است: علیرضا خمسه، از این دسته افراد است و حتی می توان او را یک "کنشگر محیط زیست" خواند؛ در کارنامه‌ی او، اجرای تیاتر محیط زیستی با عنوان صلح و محیط زیست  (1378)، داوری چهارمین جشنواره‌ی فیلم های سبز(1384)، مصاحبه‌های زیست‌محیطی، و حمایت از "طرح خجیربان" که انجمن پایشگران محیط زیست ارایه داده است (1390)، وجود دارد. مرضیه برومند، کارگردان و تهیه کننده‌ی برنامه‌های تلویزیونی، با مجموعه‌ی تلویزیونی  آب پریا  به مشکلات محیط زیست کشور پرداخته است. برومند برای ساخت بهتر این مجموعه، با نمایندگان چند سازمان مردم‌نهاد (ان جی او) هم نشست داشته است. خسرو معصومی کارگردان سینما و تلویزیون، دو سه فیلم محیط زیستی ساخته که به گفته‌ی خودش چون «سینمای ایران دغدغه‌ی محیط زیست ندارد» و حمایتی از او نشده، نتوانسته کار را ادامه دهد. رضا کیانیان، بازیگری است که عنوان «سفیر محیط زیست» یافته است. شهره سلطانی حامی چند سازمان مردم‌نهاد، از جمله گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم بوده است. در یکی دو سال اخیر، چند بازیگر و مجری مانند رامبد جوان و مهران مدیری هم به مبلغان محیط زیست بدل شده و در برنامه‌های تلویزیونی «خندوانه» و «دورهمی» که به دلیل فضای شاد، بیننده‌ی زیاد هم دارند، گاه به موضوع‌های محیط زیستی می‌پردازند.

از این‌ها گذشته، در چند سال اخیر، اینجا و آنجا انتقادهای گذرایی از اوضاع محیط زیستی کشور، از سوی سینماگران برجسته‌ی کشور خوانده ام: گِله‌ی ناصر تقوایی از بریده شدن درختان جلوی موزه‌ی سینما، یادداشت پر سوز بهرام بیضایی از بریده شدن درختان در آجودانیه‌ی تهران و سنگ و سیمان کردن اطراف آن‌ها، و انتقاد مجید مجیدی از نابودسازی بافت تاریخی پامنار و باغ‌های شمیران... . در عین حال، نمی‌توان حرکت‌هایی مانند جشنواره‌ی فیلم‌های سبز و افتتاح «سینمای محیط زیست» توسط ستاد محیط زیست و توسعه‌ی پایدار شهرداری تهران (در موزه‌ی حیات وحش دارآباد، به مناسبت هفته‌ی محیط زیست 1389) و دوره‌های بعدی جشنواره‌ی یادشده را نادیده گرفت. نیز می‌توان یاد کرد از حمایت بازیگران و دیگر اهالی سینما (شخصیت‌هایی مانند مهتاب کرامتی، بهرام رادان، علیرضا خمسه، کتایون ریاحی، آتیلا پسیانی، و...) از برنامه‌های درخت‌کاری در اسفند ماه 1394، و ورود فعالانه‌ی بازیگرانی چون رضا کیانیان و میترا حجار به موضوع‌های محیط زیستی (نجات دریاچه‌ی اورمیه، حمایت از محیط‌بانان، حفاظت از دماوند، حمایت از حقوق حیوانات،...) که به‌ویژه در سال 1395 نمود مشخص و موثری در جامعه یافت.

 

اکنون، فیلم مادرکشی را که البته در سینماها و برای عموم مردم به نمایش در نیامده، اثری می‌یابیم که  تاثیر گسترده‌ای، دست‌کم بر گروه‌های روشنفکری و دغدغه‌مندان محیط زیست و بخشی از مدیران آب و منابع طبیعی کشور داشته است. این فیلم، یک «مستند» به معنای واقعی کلمه است که تاریخ سدسازی در ایران و تفکری را که در پشت آن خوابیده، با ارایه‌ی سند به تصویر کشیده است. نکته‌ی در خور توجه در این فیلم – سوای این که کارگردان، چه زحمتی برای گردآوری این همه مستندات تصویری و نوشتاری داشته، و چه هنری به خرج داده – این است که سفارش دهنده‌ی آن یک دستگاه دولتی (مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری) است. همچنین یک مقام دولتی دیگر (محمد درویش، مدیرکل آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست) هم مبلغ این فیلم بوده و سبب‌ساز نمایش آن در چند ده محفل دانشگاهی و صنفی و جز آن بوده است. با توجه به این نکته، به نظر می‌رسد که تلاش کنشگران محیط زیست سرانجام تا حدی به بار نشسته و مقام‌های تصمیم‌گیرنده گویا قصد دارند که نگاهی منتقدانه به پروژه‌های توسعه،  که یکی از بی‌ملاحظه‌ترین آن‌ها پروژه‌ی سدسازی بوده، بیاندازند.



 
انتخابات شوراها، و پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی
ساعت ٥:٥٢ ‎ق.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

گروه دیده‌بان کوهستان به همراه شماری از دیگر کنشگران محیط زیست و میراث فرهنگی، از چندین سال پیش خواستار وارد شدن نامزدان انتخابات مجلس و شوراهای شهر به موضوع حفظ میراث‌های طبیعی و تاریخی بوده است. در این زمینه، همکاری‌هایی را با «پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی» داشته ایم، و قصد داریم در انتخابات آینده‌ی شوراها هم وارد این موضوع شویم. در این‌باره می‌توانید گفتگوی علیرضا افشاری، دبیر این پویش را در انتخاب خبر بخوانید.


 
گزارش و بیانیۀ دومین جشنوارۀ کوه‌نوشته‌ها
ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

در پی برگزاری نخستین «جشنوارۀ کوه‌نوشته‌ها» که در بیستم آذر ۱۳۹۳ (11 دسامبر 2014: روز جهانی کوهستان) از سوی  بنیاد محمدی‌فر و انجمن کوه‌نوردان ایران برگزار شد، در بیست‌ویکم آذر ماه ۱۳۹۵ (11 دسامبر 2016) و یک بار دیگر هم‌زمان با روز جهانی کوهستان، دومین جشنوارۀ کوه‌نوشته‌ها برگزار گردید. بنیاد محمدی‌فر بر آن است تا با برگزاری دو سال یک‌بارِ این جشنواره، و تقدیر از آثار نشر یافته دربارۀ کوه‌نوردی و حفاظت از محیط کوهستان، شامل کتاب، مقاله، گزارش برنامه و نوشتارهای منتشر شده در فضای مجازی، مشوقِ تولید و نشر دانش در زمینه‌های یاد شده باشد. یادآوری این نکته ضروری است که در این جشنواره، معرفی افراد یا آثاری به عنوان «برنده‌های اول و دوم» و مانند آن مدّ نظر نیست، و برگزار کنندگانِ جشنواره می‌کوشند این رویداد صورت مسابقه نیابد. از این رو برگزیدن و تقدیر نمادینِ تعدادی از آثار، به نوعی سپاسگزاری از همۀ کسانی است که در راه ارتقای کوه‌نوردی و حفاظت از کوه‌ها قلم می‌زنند.

 از سال 2002  سازمان ملل متحد، 11 دسامبر رابه عنوان روزجهانی کوهستان (International Mountain Day) نام‌گذاری کرده و انجمن کوه‌نوردان ایران از سال 1384 همه ساله با همکاری باشگاه‌های ورزشی و فرهنگی مختلف، همایش‌ها و صعودها و برنامه‌های پاک‌سازی کوهستان، و همچنین کارهای رسانه‌ای چندی به این مناسبت اجرا کرده است. این روز، به گونه‌ای نمادین «روز تجدید پیمان کوه‌نوردان برای حفاظت از کوهستان‌ها» دانسته می‌شود. در عین حال، این روز، فرصتی است برای دیدارهای دوستانۀ کوه‌نوردان و دوستداران کوهستان و تعمیق سرمایۀ اجتماعی در این زمینه.

بنیاد محمدی‌فر این روز را ارج می‌نهد و جشنوارۀ دو سالانۀ تقدیر از پدیدآورندگان کوه‌نوشته‌ها را در راستای این ارج‌گذاری برگزار می‌کند.  

 

سپاسگزاری

هیأت امنای بنیاد محمدی‌فر، هیأت مدیرۀ انجمن کوه‌نوردان ایران، و دیگر برنامه‌ریزان این رویداد از هیأت کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی استان تهران، انجمن حفظ محیط کوهستان، و دفتر نمایندگی سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد در ایران که با اطلاع‌رسانی و راهنمایی‌های خود در برگزاری همایش روز جهانی کوهستان مشارکت داشته‌اند، سپاسگزاری می‌کنند.

هیأت امنای بنیاد محمدی‌فر: افسرفراحی شاندیز، عباس محمدی، عباس ثابتیان

رییس هیأت مدیرۀ انجمن کوه‌نوردان ایران: پرویزامرایی

گروه برنامه‌ریزی و برگزار‌ی جشنواره: افسر فراحی شاندیز، محمد نوری، مصطفی شکرابی، آزاد بهادری، محسن آغاسی

 

 هیأت داوران این دوره از جشنواره

عباس محمدی؛ متولد ۱۳۳۸، کنشگر محیط زیست، مربی کوه‌نوردی، و نویسنده در زمینۀ کوه‌نوردی و حفاظت از محیط زیست. عضو باشگاه کوه‌نوردان آرش، از پایه‌گذاران انجمن کوه‌نوردان ایران، با سابقۀ چند دهه کوه‌نوردی در ایران و بیش از ده کشور.

اردشیر منصوری؛ متولد 1346، دانش‌آموختۀ فلسفۀ‌ علم، کارشناس فرهنگی، عضو هیأت مؤسس گروه کوه‌نوردی دانش تهران، عضو هیأت مدیرۀ انجمن ایرانیِ اخلاق در علوم و فناوری، نویسنده، ویراستار، مدرس دانشگاه.

 عباس ثابتیان؛ متولد ۱۳۳۷، کوه‌نورد، رییس پیشین انجمن کوه‌نوردان ایران، و نویسنده و همکار چند وب‌سایت و وبلاگ کوه‌نوردی.

دکتر ولی‌الله مظفریان، متولد ۱۳۳۲، دانش‌آموختۀ دکترای علوم گیاهی، عضو هیأت علمی مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، مدرس دانشگاه، پژوهشگر، کنشگر محیط زیست.

عبدالله اشتری نخعی، متولد ۱۳۳۲، مربی کوه‌نوردی، کنشگر محیط زیست، مؤسس انجمن حفظ محیط کوهستان، عضو کمیتۀ راهبری نهاد بین‌المللی «مشارکت برای کوه‌ها». 

هیأت داوران، از مشاوره‌های پرستو ابریشمی، جواد‌ نظام‌دوست، و محمد نوری، ازکوه‌نوردان باسابقه و فعالان فرهنگیِ این عرصه، برخوردار بوده‌اند.

 

 

بیانیۀ هیأت داوران دومین جشنوارۀ کوه‌نوشته‌ها


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
روز جهانی کوهستان، و جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ٢٠ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

کوه‌ها نه تنها زاینده‌ی آب، بلکه به خاطر شرایط متفاوت اقلیمی که در ترازهای ارتفاعی و در چین و شکن دامنه‌های خود دارند، زادگاه گونه‌های متنوع گیاهی و جانوری نیز هستند. این تنوع زیستی، به همراه گوناگونی سیمای محیط های کوهستانی، پدید‌آورنده‌ی محیط زیست‌هایی غنی با چشم‌اندازهای پرجاذبه است. کوه‌ها، سرزمین قوم‌های گوناگون و بستر تنوع فرهنگی، همچنین از بزرگ ترین و مهم‌ترین تفریحگاه‌های انسانی هستند.

از سال 1382 (2003) سازمان ملل، روز یازدهم دسامبر را روز جهانی کوهستان اعلام کرده است. هدف این بوده که  آگاهی در مورد اهمیت کوه‌ها در چرخه‌ی زیست افزایش یابد؛ فرصت‌ها و محدودیت‌ها در توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی منطقه‌های کوهستانی برجسته شود؛ و یک همبستگی پدید آید که موجب ارتقای وضع مردم کوه‌نشین و محیط زیست‌های کوهستانی شود.

سازمان کشاورزی و خواربار ملل متحد (FAO) که هماهنگ‌کننده‌ی روز جهانی کوهستان است، موضوع یا شعار امسالِ این روز را «فرهنگ‌های کوهستانی: نکوداشت گونه‌گونی و بَرکشیدن هویت(1)» اعلام کرده که منظور از آن، ارج نهادن بر هویت و تنوع فرهنگی‌ای است که مردمان کوه‌نشین حامل آن هستند. کوه‌ها میزبان جامعه‌هایی با فرهنگ و سنت‌های دیرین، و مهد غنای باورنکردنی زبان‌ها، محل شکل‌گیری معماری‌های شگفت‌آور، نماد‌هایی برای ادبیات، سینما، موسیقی، سنت‌های شفاهی، و همچنین موضوع چندین جشنواره‌ی فیلم بوده و هستند.

سرچشمه‌ی رودها که رگ‌های زندگانی‌بخش این سرزمین اند، و آبشخور همه‌ی جنبه‌های زیست و فرهنگ در ایران، کوهستان است. همچنین، بخش عمده‌ی زیستگاه‌های حیات وحش و منطقه‌های حفاظت‌شده نیز کوهستانی یا وابسته به کوهستان است. نیازی به دقت و جستجوی بسیار نیست؛ در همین روزهای پاییزی، همه‌ی کشاورزان (این فراهم‌کنندگان خوراک ما) و دیگر کوشندگان آبادانی کشور، و همه‌ی دل‌نگرانان این آب و خاک، چشم به کوه‌ها دارند تا پوش برف را بر آن‌ها ببینند. چرا که این کوه‌ها با بارش‌هایی که نگاه می‌دارند، «مایه‌ی حیاتِ» ما و دیگر زیستمندان را برای روزها و ماه‌های خشک و طولانی سال فراهم و اندوخته می‌کنند.

کوهستان‌‌ها، امروزه نیز همچنان حیات‌بخش سرزمین ایران و در عین حال بستر تنوع فرهنگی در خور توجه کشور هستند: قوم‌هایی با آداب و پوشاک و شیوه‌های معیشت متنوع، زبان‌ها و نیم‌زبان‌های بسیار، موسیقی‌های دل‌انگیز، دست‌بافته‌ها و دیگر صنایع دستی کم‌مانند، و همچنین با تجربه‌های ارزشمند در بهره‌برداری و حفظ منابع طبیعی، در کوه‌ها و کوهپایه‌های ایران می‌زیند.

گروه‌هایی از کوه‌نوردان ایرانی، از سیزده سال پیش به مناسبت روز جهانی کوهستان، همایش‌ها و برنامه‌های دیگر مانند پاک‌سازی کو‌ه‌ها، مشارکت در طرح‌های درخت‌کاری و بذرپاشی، و کار رسانه‌ای با هدف حفاظت از کوه‌ها را اجرا کرده اند. از جمله می‌توان اشاره کرد به انجمن کوه‌نوردان ایران که از ابتدای شکل‌گیری (1378) ضمن پرداختن به  امر کوه‌نوردی، حساسیت ویژه‌ای به موضوع حفظ محیط‌های کوهستانی داشته و توانسته است کوه‌نوردان ایرانی را تا حد زیادی حول این مساله هم‌سو کند. با کوشش‌ها و پیگیری‌های اعضای این انجمن، نهادهای مردمی دیگری هم شکل گرفته اند که به شکلی کم و بیش تخصصی، به موضوع‌های دیگر مانند دیده‌بانی کوهستان، یا معرفی کتاب‌ها و مقاله‌های مرتبط با کوه‌نوردی و حفاظت کوهستان (کوه‌نوشته‌ها) می‌پردازند.

دومین دوره‌ی جشنواره‌ی دوسالانه‌ی کوه‌نوشته‌ها، امسال هم مانند دوره‌ی نخست (1393) در روز جهانی کوهستان (21 آذر) برگزار می‌شود. هدفِ این رویداد فرهنگی که با موضوع امسالِ روز جهانی کوهستان نیز تناسب دارد، تشویق کوه‌نوردان به مستندسازی بهتر کارهایشان، ارتقای دانسته‌های لازم برای پیمایش کوه‌ها، و نوشتنِ بیشتر درباره‌ی محیط زیست کوهستان است.


1- Mountain Cultures: celebrating diversity and strengthening identity



 
یکشنبه 21 آذر؛ جشن روز جهانی کوهستان
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱٥ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

تجدید دیدار کوه‌نوردان، تجدید پیمان برای حفاظت از کوهستان، و قدردانی از پدیدآورندگان مطالب کوه‌نوردی و مربوط به حفاظت کوهستان در دومین «جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها»



 
نشست داوران جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

در روز 9 آذر ماه از ساعت 2 تا 8 بعد از ظهر، نخستین نشست داوران جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها با حضور داوران: پرستو ابریشمی، اردشیر منصوری، دکتر مظفریان، عبدالله اشتری، عباس ثابتیان، عباس محمدی، و مشاوران: پرویز امرایی (رییس هیات مدیره‌ی انجمن) و جواد نظام‌دوست (رییس پیشین انجمن غارنوردان) برگزار گردید.

دراین نشست، درباره‌ی شاخص‌های داوری بحث شد و تعدادی از کتاب‌ها و مقاله‌ها از میان حدود یکصد اثری که به دبیرخانه‌ی جشنواره رسیده، مورد ارزیابی قرار گرفت. در روزهای آینده، داوران به صورت جداگانه به محل دفتر انجمن خواهند آمد و به آثار رسیده امتیاز خواهند داد. همچنین در این مورد، نشست مشترک دیگری در روز یکشنبه 14 آذر از ساعت 2 بعد از ظهر برگزار خواهد شد.


 
کوه‌پیمایی زمستانی به مناسبت روز جهانی کوهستان
ساعت ٥:٠٧ ‎ق.ظ روز ٩ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

19 آذر 1395

کوه‌پیمایی زمستانی در لواسان

به مناسبت روز جهانی کوهستان(11 دسامبر/ 21 آذر)

همراه با آموزش کوه‌پیمایی، محیط‌زیست و آشنایی با لواسانات

 

راهنما: نادر ضرابیان

سرپرست: آزاد بهادری، امید بختیاری

 

  • حرکت از تهران: راس ساعت 6.30 صبح(حداقل 15 دقیقه زودتر در محل قرار حاضر باشید)
  • رسیدن به تهران:  حداکثر تا ساعت 9 شب

 

 برنامه و خدمات:

  • برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر، بیمه‌ی سفر و مسوولیت مدنی، آموزش محیط‌زیست، آموزش طبیعت‌گردی و کوه‌پیمایی، هزینه بلیت‌ حمل و نقل توریستی با توجه به ظرفیت
  • هزینه:  50 هزار تومان
  •  ثبت‌نام: لطفا برای ثبت‌نام با شماره  09366033912 (آقای امید بختیاری) تماس بگیرید.
  • مهلت ثبت‌نام: تا 15 آذر 1395؛ اولویت با افرادی است که زودتر ثبت‌نام می‌کنند و ظرفیت محدود است.

 

شرایط سفر:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
21 آذر؛ دومین جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ٦ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

بنیاد محمدی‌فر، در سال 1391 با پیشنهاد و سرمایه‌گذاری داود محمدی‌فر (متولد 1310) از کوه‌نوردان و کوه‌نویسان باسابقه‌ی ایران، و با همکاری با انجمن کوه‌نوردان ایران شکل گرفت.

هدف این بنیاد، تشویق و معرفی نویسندگان و مترجمان و ناشرانِ کتاب‌ها، مجله‌ها، و مقاله‌هایی است که در زمینه‌ی کوه‌نوردی یا موضوع‌های مرتبط با حفاظت محیط کوهستان، به صورت کاغذی یا در فضای مجازی،  منتشر می‌شود. بنیاد، هر دوسال یک بار در روز جهانی کوهستان در «جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها» شماری از کتاب‌ها و مقاله‌های برگزیده را معرفی و از پدیدآورندگان آن‌ها تقدیر می‌کند. یکی از اصول اعلام‌شده‌ی هیات امنای اولیه‌ی بنیاد (عباس محمدی، عباس ثابتیان، افسر فراحی شاندیز) این است که جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها صورت مسابقه ندارد و در آن کارهای «برتر» معرفی نمی شوند، بلکه از «برگزیدگان» به نمایندگی همه‌ی کسانی که در راه ارتقای فرهنگ کوه‌نوردی و حفاظت کوهستان قلم زده اند، سپاسگزاری و به آنان تندیس، لوح سپاس، و جایزه‌ی نقدی داده می‌شود.

نخستین دوره‌ی این جشنواره، در بیستم آذر 1393 (11 دسامبر 2014) در تهران برگزار شد. دومین دوره‌ی جشنواره، مانند دوره‌ی نخست، در روز جهانی کوهستان (11 دسامبر) که امسال برابر است با 21 آذر، برگزار می‌شود.

در این دوره، شمار در خور توجهی مقاله و کتاب به دبیرخانه‌ی جشنواره فرستاده شده که این امر بیانگر توسعه‌ی فرهنگ «کوه‌نویسی» است و رویکرد امیدوارکننده‌ی دغدغه‌مندان کوه‌نوردی و کوهستان را نشان می‌دهد.


 
کوه صُفّه‌ی اصفهان، گرفتار در چنگال شهرداری!
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ٦ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

کوه و آب را در فرهنگ‌های کهن جهان، و از جمله در فرهنگ پربار ایرانی، زاینده و بالنده و همچون آتش دارای گوهره‌ای پرجوش، و حتی پایداری زمین را متکی بر آن دانسته اند؛ در بُندَهِش آمده است: «زمین را قرار بر کوه است. هرمزد [آفریننده‌ی بزرگ]، آتش را در کوه نهاد و کوه‌ها را از گوهر آتش برویانید. زمین چونان تخمی است که مرغکی هنوز در آن باشد. هرمزد رودها را از البرز تازانید...»(1). در قرآن مجید، کوه‌ها نشانه‌هایی شایسته‌ی اعتنا و ژرف‌نگری خوانده شده اند: أفلا ینظُرون ... إلی الجبال کیف نُصِبت و إلی الأرض کیف سُطِحت (آیا کوه‌ها را نمی‌بینند که چگونه برافراشته اند و به زمین نمی‌نگرند که چگونه گسترده است- الغاشیه 19 و 20). و در فرهنگ عامیانه‌ی ما کوه‌ها با صفت‌هایی که نشانگر قداست و بزرگی و پاکیزگی است، خوانده شده اند: شاه الوند، شاهوار، سلطان ساوالان، تخت سلیمان، پیر علمدار، قلعه‌دختر، کوه الله‌اکبر، و همین صفّه و صدها نام دیگر مانند این‌ها. با چنین پیشینه‌ی گرانسنگی که کوهستان در فرهنگ ما دارد، جای شگفتی است که چگونه مدیران کشور این‌همه حرمت‌شکنی‌ را بر کوه‌های این سرزمین روا می‌دارند!

کوه صُفّه در جنوب اصفهان که همانند زاینده‌رود یکی از چشم‌اندازهای ارجمند این شهر تاریخی است، چونان دیگر کوه‌های کشور در معرض ستم ناشی از کوته‌بینی و سودجویی است؛ صفّه، هم زاینده‌ی آب، هم زیستگاه انواع گیاهان و جانوران، و هم جایگاه آثار انسانیِ کهن است. اما این کوه باشکوه، از چند سال پیش گرفتار آفت «شهری‌سازیِ پدیده‌های طبیعی» شده است؛ پدیده‌ای که از بی‌مهری و بی‌خردی مدیرانی برمی‌آید که از یک‌سو ارزش ذاتیِ سامانه‌‌های به‌هم‌پیوسته‌ی طبیعی- تاریخی را درک نمی‌کنند، و از سوی دیگر توسعه‌ی اقتصادی را تنها در چارچوب تنگ بهره‌مندی چند ساله‌ی خود و گروهِ یاران‌شان می‌بینند.

کمیته‌ی میراث جهانی یونسکو، یکی از انواع «چشم‌انداز» را آن نوعی می‌داند که در آن، استمرار زندگی انسانی با شکل‌گیری ویژگی‌های معنوی و فرهنگی همراه است و با این رویکرد، از سال 1992 منطقه‌هایی را که دربرگیرنده‌ی برهم‌کنش چشم‌گیر انسان و طبیعت بوده، به عنوان «چشم‌اندازهای فرهنگی» به رسمیت شناخته و کشورها را به ثبت و حفاظت آن‌ها و تبدیل‌شان به جاذبه‌ی گردشگری ترغیب کرده است(2). صفّه، دارای تمامی آن ویژگی‌هایی است که می‌توان برای یک «چشم‌انداز سرزمینی» برشمرد؛ اثری طبیعی که نقشی برجسته در پدید آوردن خاطره‌های جمعیِ یک جامعه‌ی انسانی با تاریخ کهن داشته است. اما، گویا مدیران شهر اصفهان «حفاظت» را یکسره فراموش کرده و درک‌شان از گردشگری، به ساخت مجتمع تجاری و شهرِبازی و باغ وحش، و عَلَم کردن اسباب‌بازی‌های زمختی همچون تله‌کابین محدود شده، و شناخت‌شان از محیط زیست به کاشت درختان غیربومی وناسازگار با اقلیم تنزل یافته است!

دستکاری سنگین شهرداری اصفهان در صفّه، درهم‌تنیدگی کم‌مانندِ طبیعت و تاریخ را با پیشینه‌ی هزار و چندصد ساله‌اش در این کوه مخدوش کرده، و این میراث فرهنگی- طبیعی را به تفریحگاهی بی‌کیفیت بدل ساخته که در آن کسب و کار کوته‌بینانه حرف اول را می‌زند(3). این کوه، می‌تواند بی‌نیاز از این همه ساخت و ساز، نورپردازی افراطی، و کاشت گل و چمن و درختان ناسازگار با اقلیم، هزاران سال دیگر بی هیچ هزینه‌ای کارکرد طبیعی خود را که همانا تولید آب و فراهم ساختن محیط زیست برای ده‌ها گونه‌ی گیاهی و جانوری است، داشته باشد و در عین حال برای انسان‌ها نیز تفرجگاهی باشد که در آن ‌بتوانند با آرامش کوه‌پیمایی و سنگ‌نوردی کنند، یا بقایای ارزشمند شاهدژ را بر فراز قله ببینند. چنین کوهی در کنار چنین شهر تاریخی‌، هم شکل‌دهنده‌ی یک «خاطره‌ی جمعی» برای شهروندان است و هم می‌تواند جاذبه‌ای جهانی باشد در خدمت درآمدزایی پایدار به نفع شهر. اینک اما، شهرداری اصفهان با تحمیل میلیاردها  تومان هزینه‌ بر دوش مردم، چشم‌انداز طبیعی کوه صُفّه را با تاسیسات شهری مخدوش کرده، آرامش آن را با صدای بلندگوها و خودروها از میان برده، و با تله‌کابین به حریم اثر تاریخی شاهدژ به شدت آسیب رسانده است. چنین بی‌سلیقگی در اجرای طرح‌های تجاری، از سوی شهرداریِ معروف‌ترین و پرجاذبه‌ترین شهر ایران، چه معنایی دارد؟! آیا جز این است که افرادی بی‌صلاحیت و بیگانه با فرهنگ بر منصب‌هایی جای گرفته اند که جایشان نیست؟ و آیا نه این که طرحی در کار است تا سلیقه‌ی مردم را به گونه‌ای تغییر دهند که گردشگری، به سوار شدن بر تله‌کابین و ماشین‌سواری و شکم‌بارگی در خوراکخانه‌ها تنزل یابد؟!

ساخت و سازهایی که (با توجه به خیزی که شهردای برداشته) ممکن است در بلندای کوه صفّه و حریم آن گسترش یابد، می‌تواند اثر منفی بر «چشم‌انداز فرهنگی» میدان نقش جهان (ثبت شده در فهرست میراث‌های جهانی) یا پهنه‌های دیگری از شهر که چنین قابلیتی را دارد، داشته باشد. چند ماهی است که دوستداران فرهنگ و طبیعت اصفهان به مخالفت جدی با شهری‌سازی کوه صفّه برخاسته اند و جا دارد که مسوولان بلندپایه‌ی کشور (در ریاست جمهوری، سازمان میراث فرهنگی، سازمان حفاظت محیط زیست، مجلس، ...) و همچنین اهل فرهنگِ سراسر کشور، در همراهی با این گروه از هم‌میهنان، به جلوگیری از تخریب بیشتر این چشم‌انداز ارزشمند اصفهان همت گمارند.

 

پی‌نوشت

1) نقل از: قرشی. امان‌الله. آب و کوه در اساطیر ایران، انتشارات هرمس، 1380، ص 149 . در این کتاب به تفصیل درباره‌ی «زنده و زاییده و زاینده» دانستن کوه‌ها در فرهنگ کهن هند و اروپایی بحث شده است؛ به‌ویژه بنگرید به فصل 5

http://nationalgeographic.org/encyclopedia/landscape  تارنمای نشنال جیوگرافیک:(2

3) کسانی که در زمینه‌ی بوم‌سازگان شکننده‌ی کوهستان پژوهش داشته اند، غالبا از «گردشگری انبوه» (mass tourism) به عنوان یکی از عامل‌های برهم زننده‌ی ثبات زیست‌بومی کوهستان، تهدید کننده‌ی اجتماعات زیستی و انسانی، نابودکننده‌ی منابع آب، آسیب‌زننده به محیط زیست طبیعی و فرهنگی، و مانند این‌ها یاد کرده اند. بنگرید به اشاره‌های هنریک مجنونیان، درک دنیستون، مهراج موتو، آنی ویلنوو و... در کتاب حفاظت محیط کوهستان، ترجمه و تالیف هنریک مجنونیان، محمد دانش، هادی غبرایی، پرستو میراب زاده. انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست، 1387، صص 58، 89، 187، 234، و... .


 
زنده‌یاد یحیایی؛ یک نظامی خوب در کوه¬نوردی ایران
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۳ آذر ۱۳٩٥ : توسط : عباس محمدی

این یادداشت را پس از درگذشت زنده‌یاد عبدالباقی یحیایی در سال 1380 نوشتم که در گاهنامه‌ی شماره‌ی 5 انجمن کوه‌نوردان (خرداد 1381) چاپ شد.

عبدالباقی یحیایی در 28 مهرماه 1299 در تهران متولد شد. او دوستدار کوه و طبیعت بود، و از همین رو پیوسته به کوه­نوردی و اسکی می­پرداخت. یحیایی تحصیلات نظامی داشت و در ارتش خدمت می­کرد، در دورانی که مسوولان ورزش کوه­نوردی بیشتر از میان نظامیان گزینش می­شدند، او از کسانی بود که این شرط را داشت، و علاوه بر آن، به لحاظ علاقمندی شخصی و خلق و خوی پسندیده، خدمات قابل توجهی به ورزش کوه­نوردی (و اسکی) کرد. می­توان گفت تمامی کوه­نوردانی که با او برخورد داشته­­اند یا شرح خدمات او را شنیده­اند، از او به نیکی یاد می­کنند.

یحیایی در سال 1320 یک باشگاه ورزشی به نام آریا تاسیس کرد که بعدا به باشگاه کاوه تغییر نام یافت. این باشگاه در رشته­های ورزشی کشتی و فوتبال فعالیت داشت.

 

با توجه به نوشته­های محسن محسنین، به نظر می­رسد که یحیایی در «مرکز آموزشی نظامی برای ورزش­های زمستانی و کوه­نوردی» که پس از سال1320 در پادگان «رودبار قصران» تشکیل شد، آموزش دیده بود. یکی از کارهای این مرکز، تشکیل گروه­های نجات و تجسس بود. نخستین گروه از این نوع، در سال1327 به ماموریت اعزام شد تا به جستجوی هواپیمایی که با پنج سرنشین آمریکایی در حوالی کوه کینو (شمال خوزستان) سقوط کرده بود، بپردازد. سروان یحیایی، در این ماموریت همراه با سروان خاکبیز، غیر نظامی گیلان­پور، و سربازان وظیفه آوانس مگردون، ماناواز میکائیلیان و علی بقایی بود. کوه­پیمایی بسیار طولانی آنان (که 11 روز- 22 بهمن تا 3 اسفند- برای رسیدن به لاشه­ی هواپیما به طول انجامید)، شاید نخستین برنامه­ی جدی کوه­نوردی در زمستان باشد که در ایران اجرا شده است. این افراد برای پایین آمدن از شیب­ها و عبور از دره­های پر برف، از چوب اسکی استفاده می­کردند(1).

در سال 1327، سروان یحیایی در مسابقه­ی اسکی افسران پادگان مرکز، در رشته­ی 6 کیلومتر استقامت، رتبه­ی نخست را به­دست آورد(2).


ادامه مطلب را مطالعه کنید