ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

 

آمادگي در برابر سيل         

         حسينعلي مهجوري     

حوادث و سوانح طبيعي، هميشه براي ساكنان كره‌ي زمين دشواري‌هايي را به وجود آورده است. ايران از جمله كشورهايي است كه در معرض اين‌گونه حوادث قرار دارد و جزء ده كشور نخست بلاخيز است. از حدود چهل پديده‌ي طبيعي و خشن، سي پديده در فلات ايران امكان وقوع دارد. زمين‌لرزه و سيل در صدر حوادث غيرمترقبه و طبيعي كشور ما قرار دارد.

در كشورهاي توسعه يافته، در مورد حادثه‌ها چند سياست بارز به چشم مي‌خورد: پيش‌گيري از حادثه، آمادگي در برابر حادثه، مقابله با حادثه، بازسازي سريع و بازگشت به حالت اول (حالت قبل از وقوع حادثه).

چند سال است كه در نواحي شمال كشور (كه سابقه‌ي سيل نداشت) و بسياري نقاط ديگر كشور، سيل‌هاي ويران‌گر جاري مي‌شود و زندگي انسان‌هاي زيادي را تباه مي‌كند. سيل نكا يكي از نمونه‌هاي به يادماندني بود و سيل كلاله شاهد زنده‌ي آن. با هر سيل بزرگ، هيجان زيادي برپا مي‌شود، همگان از خشونت طبيعت به ماوراي طبيعت پناه مي‌برند، بلندگوهاي مديريت بحران مدام تكرار مي‌كنند كه «بشتابيد، آنان به كمك محتاج‌اند»، و «سيل» ترحمات دولتي و مردمي به سوي فاجعه‌ديدگان سرازير مي‌شود. حوادث طبيعي، خواه ناخواه بخشي از زندگي در اين سرزمين، و وقوع آن‌ها هميشه محتمل است. فاجعه، در پيش‌گيري نكردن از سوانح قابل اجتناب، آمادگي نداشتن براي مقابله با حادثه، و ضعف مديريت بحران است.

سيل كلاله نمونه‌اي از حوادث اين كشور است كه جاي تامل دارد، و در مورد آن مي‌توان پرسيد:

- چرا با وجود سيل نكا و تكرار هر ساله‌ي سيل در استان گلستان از 1380 به بعد، باز هم غافلگير شديم؟

- چرا با اجراي طرح‌هاي آبخيزداري، و با انتقال ساختمان‌ها از حريم رودخانه‌ها، در مورد پيش‌گيري از وقوع سيل و كاهش خسارت‌هاي آن كاري نشد؟

- چرا روند تخريب جنگل‌ها ادامه يافت؟

- چرا آموزش‌ها و هشدارهاي لازم به اهالي منطقه داده نشد؟

- آيا اين بلايا به راستي طبيعي هستند؟

امروزه اثبات شده است كه كاهش سطح جنگل و مرتع در كشور، بيشتري نقش را در وقوع مكرر سيل دارد. متاسفانه در تحليل‌هاي رسمي در مورد تخريب جنگل‌ها، عموماً بر نقش جنگل‌نشينان و روستانشينان حواشي منطقه جنگلي كه به منظور تعليف احشام و تامين سوخت از جنگل استفاده مي‌كنند، تاكيد مي‌شود. بي‌آن كه قصد ناديده انگاشتن اين عامل را داشته باشيم، بايد بگوييم كه تاكيد صرف بر اين عامل، انكار واقعيت بهره‌برداري مكانيزه از جنگل‌ها است كه از سال‌ها قبل به طور مداوم توسط ارگان‌هاي رسمي و نيمه رسمي يا شركت‌هاي صنعتي تحت پوشش طرح جنگل‌داري انجام مي‌شود.

- آيا بي‌توجهي وزارتخانه‌اي كه متولي حفظ جنگل‌ها به عنوان پشتوانه‌ي كشاورزي است، قصور يا جرم نيست؟

- در اين ميان، جايگاه سازمان حفاظت محيط زيست كجا است؟ آيا اين سازمان تمام تلاش خود را براي متوقف ساختن روند فاجعه‌بار نابودي جنگل‌ها و مراتع كشور به كار برده است؟

پديده‌ي سيل محتمل و تا حدودي طبيعي است، اما تشديد عوامل موجد آن و عدم آمادگي مسئولان و مردم عادي، غيرطبيعي و فاجعه‌بار است.

 

 

 

 

 

دست سرنوشت يا قصور ما؟!

 موسي عرب ورامين

 

وقتي تبر را در دست مي‌گرفت، ديگر همه چيز را فراموش مي‌كرد ... او فقط ضربه مي‌زد و قطع مي‌كرد.

در آن روز باراني، شايد يادش آمده باشد كه درختان به جز آن كه براي او سايه و هيزم و ميوه فراهم مي‌ساختند، همچون سدي محافظ او در برابر خروش آب هم بوده‌اند. اما، ديگر هيچ چيز نبود كه جلوي سيل خروشان را بگيرد، سيل همه چيز را شست و با خود برد. آن كه از دست رفت، كلاله بود، و آن تبر به دست ...؟ ناله‌ي زنان، گريه‌ي كودكان، و افسوس مردان ... آيا تقدير اين گونه بوده است؟ نه! اين، نتيجه‌ي بي‌فكري و بي‌تفاوتي ما بود. به سادگي از كنار آن تبر به دست گذشتيم و باعث شديم تا براي چندمين بار سيلي ويران‌گر ما را عزادار كند.... تا زماني كه دليل واقعه را در خودمان جستجو نكنيم، اين داستان ادامه خواهد داشت.

 

تجمع در مقابل وزارت كشاورزي؛       

               درخواست توجه به موضوع سيل

در روز 15 شهريور، تعدادي از طرفداران محيط زيست و چند نفر از اهالي استان گلستان در جلوي ساختمان وزارت جهاد كشاورزي تجمع كردند و با در دست داشتن پلاكاردها و اطلاعيه‌هايي خواستار آن شدند كه سازمان جنگل‌ها و مراتع (زيرمجموعه‌ي وزارت كشاورزي) از نابودسازي جنگل‌هاي گلستان توسط نهادها و اشخاص گوناگون جلوگيري كند.

خبر اين تجمع در چند شبكه‌ي سيما، خبرگزاري‌ها، و مطبوعات انعكاس داشت. در زير، خلاصه‌اي از گزارش چند رسانه را در اين مورد مي‌بينيد.

 

توسكا را با كاج تاخت نزنيد

 

روزنامه‌ي همشهري 20/6/84 ـ چهار سال متوالي است كه سيل، منطقه‌اي خاص از استان گلستان را دربرمي‌گيرد و هنوز مسئولان امر در فكر تدابيري هستند تا سال آينده خسارات را به حداقل برسانند.

خب، مديري كه يا در اتاقش نيست و وقتي هم كه هست جلسه‌اي انفرادي دارد و در حالي كه پايش را روي ميز گذاشته چاي و شيريني مي‌خورد، بايد هم كار امسال را به سال ديگر بيندازد. چه اهميتي دارد كه هر سال صدها نفر از مردم روستايي مي‌ميرند و هزاران نفر آواره مي‌شوند و يكي از منحصر به فردترين اكوسيستم‌هاي جنگلي جهان از بين مي‌رود. مهم اين است كه در اين قبيل موارد خبرنگارها جوري پيچيده شوند كه قضيه زير ذره‌بين نرود و به اصطلاح بيخ پيدا نكند...

اما حالا ديگر همه مي‌دانند كه سيل گلستان تنها پيامد اهمال‌كاري برخي مديران است كه مشغله‌هاي كاري، اجازه‌ي رسيدگي به اين قبيل امور را به آن‌ها نمي‌دهد.

تعدادي از آسيب‌ديدگان سيل گلستان هفته‌ي گذشته با تجمع در مقابل وزارت كشاورزي خواستار جلوگيري از تخريب جنگل‌ها و مراتع سطح اين استان شدند. تجمع‌كنندگان در حالي كه تصاوير تكان‌دهنده‌اي از ويراني منازل و آوارگي خانواده‌ها و اقوام‌شان را به نمايش گذاشته بودند، پلاكاردهايي با مضامين «جنگل‌هاي باستاني ما را به كاج تاخت نزنيد»، «هر مترمكعب چوب، معادل جان چند انسان؟»، ... در دست داشتند.

يكي از حاضران مي‌گفت: «شما را به خدا به جاي اين كه به فكرتشكيل ستاد بحران و تجهيز بيمارستان‌ها و آمبولانس‌هايتان باشيد، فكري به حال علت اين فجايع بكنيد. در حالي كه همچنان طرح‌هاي اجاره و بهره‌برداري از جنگل‌هاي منطقه ادامه دارد، هر بار سيل مرگبارتر مي‌شود. واقعاً شرم‌آور است كه در كشوري با اين همه منابع غني سوخت، همچنان از چوب درختان براي تامين سوخت استفاده شود.»

 

تجمع سيل‌زدگان گلستان مقابل وزارت جهاد كشاورزي 

 

روزنامه‌ي شرق 16/6/84 ـ در حالي كه تنها يك ماه از وقوع دو سيل مهيب و مرگبار در استان گلستان مي‌گذرد، صبح ديروز جمعي از سيل‌زدگان و فعالان فرهنگي و اجتماعي گرگان در اعتراض به تخريب جنگل‌ها و عدم رسيدگي مسئولان استاني مقابل وزارت جهاد كشاورزي دست به تجمع و اعتراض زدند. اين اعتراض در شرايطي برگزار شد كه هيچ يك از تشكل‌هاي زيست محيطي استان گلستان و حتي تهران در اين تجمع حضور نداشتند.

به دنبال وقوع دو سيل در فاصله‌ي كمتر از 10 روز در استان گلستان، بيش از60 نفر كشته و يكصد نفر مجروح شدند و بالغ بر دو هزار هكتار از اراضي كشاورززي و باغات استان صددرصد تخريب شد، به 153 روستا و شهر خسارت وارد شد و 15 روستا كاملاً در مسيل سيل تخريب شد.

از سوي ديگر بالغ بر يك هزار دام روستاييان از بين رفت و جاده‌ي پارك ملي گلستان براي سومين بار در چهار سال اخير تخريب و بسته شد.

 

   تحصن گلستاني‌ها در تهران

 

روزنامه‌ي گلشن مهر (روزنامه‌ي استاني مازندران و گلستان) 16/6/84 ـ ... يكي از تجمع‌كنندگان گفت: قطع بي‌رويه‌ي درختان و از بين رفتن پوشش طبيعي يكي از علت‌هاي اصلي رخ دادن سيلاب است... .

ايشان افزود: متاسفانه رسانه‌هاي كشور در بازتاب خسارات سيل بسيار بي‌تفاوت عمل كرده و اين موضوع باعث شد ايرانيان از عمق اين فاجعه بي‌اطلاع بمانند ... .

 

«آب در گلستان» فقط يك تيتر بود!   

 

هفته‌نامه‌ي گلستان 19/6/84 ـ چهار سال سيل در استان گلستان، واقعاً طبيعي است؟! معترضين به ]مسببان[ سيل‌هاي پيوسته در استان گلستان روي پله‌هاي وزارت كشاورزي نشستند. پلاكاردها روي دست آمد و تعجب همه را فراگرفت. آنان با توزيع سي دي ]كه وضعيت مناطق سيل‌زده را نشان مي‌داد[، نشريه‌ي «سيل‌نامه» و برگه‌‌هايي كه مواد قانوني مربوط به حفظ محيط زيست در آن ذكر شده بود، و چسباندن عكس‌هايي از مناطق سيل‌زده مردم را به سمت خود كشاندند.

نوشته‌ي يكي از پلاكاردها، واكنش به تيتر صفحه‌ي يك روزنامه‌ي شرق بود كه بعد از سيل دوم سال جاري نوشته بود: «آب در گلستان» ... .

 

اعتراض بي‌پاسخ به سيل گلستان  

                                           

 خبرگزاري ميراث فرهنگي (ميراث خبر) 15/6/84 ـ ماه گذشته وقوع چندين سيل در استان گلستان باعث ويراني بسياري از روستاها، بي‌خانماني 12 هزار نفر از مردم استان و وارد شدن خسارات زيادي شد. هرچند وقوع سيل يك پديده‌ي طبيعي به شمار مي‌آيد، اما اين بار متخصصان منابع طبيعي و انجمن‌هاي زيست محيطي معتقدند وقوع اين سيل‌ها ارتباط چنداني به بلاياي طبيعي ندارد.

يكي از متخصصان معتقد است سيل گلستان بيش از يك فاجعه است، به طوري كه اگر روند تخريب جنگل‌ها و واگذاري زمين‌ها اين‌گونه ادامه يابد، سال بعد نيز شاهد چندين سيل خواهيم بود. سيل‌هايي كه معلوم نيست اين بار جان چند هزار نفر را بگيرد. يكي ديگر از متخصصان از عدم همكاري ديگر تشكل‌ها ناراضي به نظر مي‌رسد ... .

 

وزارت كشاورزي هيچ پاسخي به سيل‌زدگان متحصن نداد

 

خبرگزاري فارس 16/6/84 ـ حسين عبيري سرپرست كميته‌ي محيط زيست «ستاد دوستداران دماوند پاك» گفت: مسئولان وزارت كشاورزي به مدافعان محيط زيست و سيل‌زدگان گلستان كه روز گذشته در اعتراض به قطع درختان اين استان در مقابل وزارتخانه‌ي مذكور تحصن كرده بودند، هيچ پاسخي نداد.

 

 متن تعدادي از اطلاعيه‌هاي تجمع‌كنندگان در مقابل وزارت كشاورزي (15/6/84)

 

اصل پنجاهم قانون اساسي

در جمهوري اسلامي، حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسل‌هاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشدي داشته باشند، وظيفه عمومي تلقي مي‌گردد. از اين رو فعاليت‌هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيدا كند، ممنوع است.

آيا از اين گونه فعاليت‌هاي مخرب در جنگل‌هاي گلستان جلوگيري مي‌شود؟!

 

از مسئولان سازمان جنگل‌ها و مراتع درخواست پاسخ داريم:

   -   آيا سيل‌هاي استان گلستان طبيعي است يا نتيجه‌ي سوء مديريت در حفاظت آبخيزها؟

   -   چرا در مناطق شمال كشور كه سيل پديده‌اي استثنايي بود، اخيراً شاهد سيل‌هاي پي‌درپي هستيم؟

   -   «پيش‌گيري بهتر از درمان است»؛ براي پيش‌گيري از وقوع سيل چه كاري انجام شده است؟

 -   در بهره‌برداري اقتصادي از جنگل‌ها، آيا ارزش حفاظتي آنها در جلوگيري از وقوع سيل محاسبه شده است؟

  -   چند نفر ديگر بايد در سيل‌ها جان خود را از دست بدهند تا نبود توجيه اقتصادي در بهره برداري تجاري از جنگل مشخص شود؟!

 

 

از ماده‌ي 69 قانون برنامه‌ي چهارم توسعه، مصوب 11/6/83

دولت مكلف است ... به:

الف) خروج دام از جنگل و سامان‌دهي جنگل‌نشينان شمال تا پايان برنامه‌ي چهارم به ميزان هفتاد درصد ...

ب) كاهش پنجاه درصد دام مازاد از مراتع جهت تعادل بين دام و مرتع ...

ج) اجراي عمليات آبخيزداري در بيست درصد سطح حوزه‌هاي سدهاي در دست اجرا ...

ح) پوشش كامل سوخت‌رساني به عشاير، جنگل‌نشينان و روستاييان

ط) گسترش مشاركت شوراهاي روستايي و بسيج محلي در حفاظت از جنگل‌ها و مراتع ...

ي) بهره‌برداري از جنگل صرفاً براساس تعادل اكولوژيك و ضروريات حفظ جنگل ...

در اين زمينه چه كارهايي صورت گرفته و چه كارهايي در دست اجرا است؟

 

 

شعار تعدادي از پلاكاردهاي تجمع‌كنندگان

-  باز باران با ترانه / با گوهرهاي فراوان / مي‌خورد بر بام خانه؛

از سروده‌هاي مسئولان استان گلستان!

-   دولت پاسخ دهد: قطع بي‌رويه درختان، بي‌توجهي به سيل‌زدگان

-     چهار سال متوالي سيل در گلستان، واقعاً طبيعي است؟!

-  كدام يك را بهتر مي‌شناسيد: توفان كاترينا يا سيل گلستان؟

-  طرح‌هاي جنگل‌داري يا جنگل‌خواري؟

 

 

 

 

آبدانه‌هاي چركي باران تابستاني

 

پرتلفات‌ترين حادثه‌ي تاريخ كوه‌نوردي ايران، بر اثر جاري شدن سيل شكل گرفت؛ در بعدازظهر روز 21/5/84 سيل دره‌ي اندُرُسم (جاده‌ي چالوس، منطقه‌ي اليت) سبب مرگ يازده كوه‌نورد شد كه براي فرود از اين «تنگ»(gorge) وارد آن شده بودند.

در بررسي علت‌هاي اين حادثه، مي‌توان عواملي همچون پرخطر بودن ذاتي فعاليت‌هاي كوه‌نوردي ماجراجويانه، و بي‌توجهي آن درگذشتگان را به پيش‌بيني‌هاي سازمان هواشناسي و هشدار ستاد حوادث غيرمترقبه در مورد احتمال وقوع سيل در مازندران و گلستان در آن تاريخ برشمرد.

اما، نمي‌توان ناديده گرفت كه مستعد شدن دامنه‌ها و دره‌هاي كوهستاني كشور براي جاري شدن سيل هم يك عامل مهم در شكل‌گيري اين تراژدي بوده است. افراد مسن در ده چهار باغ (روستاي پايين دست دره) مي‌گفتند كه جاري شدن چنين سيلي را به ياد ندارند ـ و وجود درختان كهنسال گردو هم در آنجا اين موضوع را تاييد مي‌كرد ـ اما در اين سيل دهشتناك، تعداد زيادي از درختان قديمي ريشه‌كن شد و گل و لايي به ارتفاع حدود دو متر در حوالي چهارباغ رسوب كرده، و راه ارتباطي اين محل تا چند روز قطع شد.

دام‌داري به شيوه‌ي چند هزار سال پيش با فشاري چند برابر ظرفيت مرتع و جنگل، بهره‌برداري بي‌رحمانه از جنگل تا سرحد نابودي آن، و استفاده از هيزم به عنوان سوخت (در كشوري كه بر دريايي از نفت و گاز نشسته!) جنگل و مرتع ما را به چنان وضع آسيب‌ديده‌اي كشانده كه ديگر بارش، به ويژه در تابستان، نه قطره‌هاي هستي‌بخش كه ـ اگر گفته‌ي شاملو را به وام بگيريم ـ «آبدانه‌هاي چركي باران تابستاني» است.

 

 

مقابله با معلول به جاي ريشه‌يابي علت!

سيل به طور عمده معلول از ميان رفتن قدرت جذب آب توسط خاك است، و اين يكي به علت از دست رفتن حالت اسفنجي، تخلخل و دانه‌بندي خاك است. خاكي كه پوشش گياهي طبيعي داشته باشد، به دليل داشتن بقاياي گياهي و جانوري پوسيده (humus) همچون اسفنج آب باران را به خود جذب مي‌كند. ريشه‌هاي گياه نيز در خاك سوراخ‌ها و مجراهاي بي‌شمار پديد مي‌آورد كه فرو رفتن آب را ممكن مي‌سازند. خاك داراي مواد آلي مانند پودر گچ يا سيمان، گَرد مانند نيست، بلكه دانه‌بندي دارد يعني ذرات خاك و هوموس در كنار يكديگر بافتي را پديد مي‌آورند كه پُرحفره و داراي قابليت نگهداري هوا و آب است.

اگر خاك زنده و اسفنجي شسته و لايه‌هاي فشرده‌ي زيرين يا سنگ مادر آشكار شده باشد، بارش باران يا ذوب سريع برف در بهار، بدل به سيلاب مي‌شود. در اين حال، تلاش براي جلوگيري از تخريب‌هاي سيل، با ساختن سيل‌بند يا «گابيون بندي»، فقط در حكم دادن مسكن به جاي درمان است، و گاه انتقال مشكل است از نقطه‌اي به نقطه‌ي ديگر. به مطلب زير كه برگرفته از مقاله‌ي سيد افشين اميرشاهي در روزنامه‌ي همشهري به تاريخ 21/6/84 است توجه كنيد:

... مساله‌ي مهم ديگري كه محوطه‌ي پاسارگاد را تهديد مي‌كند، وجود سيل بند بر سر راه پاسارگاد است. وجود سيل‌بند درراه مسيل بزرگ منطقه‌ي پاسارگاد و هدايت جريان سيل به طرف مسيل كوچكي كه از نزديكي محوطه‌ي باستاني پاسارگاد مي‌گذرد، خطر تخريب آرامگاه كوروش كبير و بخش‌هايي از محوطه‌ي پيش از تاريخ پاسارگاد را در پي دارد ... سيامك اسكندري كارشناس معماري ... مي‌گويد: وجود روستاي مبارك‌آباد باعث شد تا سيل‌بندي سر راه مسيل بزرگ روستا احداث شود. اما احداث غيرفني اين سيل‌بند به گونه‌اي است كه در صورت وقوع سيل، همه‌ي حجم آب ناشي از سيلاب را به مسيل كوچك هدايت مي‌كند. چون حجم بالاي آب با شكل طبيعي زمين در اين قسمت هيچ تناسبي ندارد، نتيجه هم مشخص است. اين كارشناس به سيلاب شديد زمستان سال 1377 اشاره مي‌كند و مي‌گويد در اين سيلاب حجم آب به حدي زياد بود كه بخش زيادي از تپه‌هاي تاريخي را شست و آب از پلكان اول آرامگاه كوروش كه 180 سانتي‌متر ارتفاع دارد، فراتر رفت. تا چندين روز پس از سيل هم محوطه‌ي اطراف آرامگاه كوروش همچنان زير آب بود.

 

نمونه‌اي ديگر

روزنامه‌ي اعتماد 27/6/84 ـ با شكسته شدن پياپي سيل‌بندهاي «طرح توسعه‌ي نيشكر» سيلاب‌هاي آلوده به سم در مسير خود هزاران پرنده‌ي مهاجر را به كام مرگ كشيده و اين جريان مرگبار همراه با انبوه لاشه‌هاي پرندگان به سوي خرمشهر روان شده است. در جريان اين فاجعه‌ي زيست محيطي، مقامات مسئول اعلام خطر كرده‌اند كه پساب‌هاي كشتزارهاي نيشكر كه آلوده به سموم خطرناك نباتي است، هم‌اكنون به پنج كيلومتري شهر خرمشهر رسيده است و در مسير خود، آثار گياهي و حيواني را نابود مي‌كند.

به گزارش خبرنگار ما در خرمشهر، مقامات محلي و هزاران تن از مردمي كه از جاري شدن پساب‌هاي آلوده به سم و پراكنده شدن لاشه‌هاي هزاران پرنده‌ي مهاجر در مسير اين سيلاب‌ها ديدن كرده‌اند، اين واقعه را بزرگ‌ترين فاجعه‌ي زيست محيطي كشور مي‌دانند و خواستار جلوگيري از پيشروي پساب‌ها شده‌اند.

مهرعلي تبار جانشين دادستاني خرمشهر در اين باره به خبرنگار ما گفت: پس از اطلاع از اين واقعه‌ي ناگوار زيست محيطي ... در حال پي‌گيري موضوع درخصوص اقدامات انجام شده از سوي مسئولان محيط زيست هستيم و قطعاً مقصرين احتمالي اين واقعه‌ي زيست محيطي تحت تعقيب قضايي قرار خواهند گرفت.

فرماندار خرمشهر گفت: مسئوليت بروز اين فاجعه‌ي بزرگ زيست محيطي متوجه بي‌تفاوتي محيط زيست استان و مدير طرح توسعه‌ي نيشكر است. ما به طور كتبي و شفاهي درباره‌ي به زير آب رفتن ريل قطار، از بين رفتن محيط زيست و حتي زير آب رفتن جاده‌ي اهواز ـ خرمشهر به مقامات مسئول استان هشدار داده و اعلام خطر كرده بوديم، ولي تمامي نامه‌ها تا اين تاريخ بي‌جواب مانده است.

 

 

يك روايت دولتي در مورد علل بروز سيل‌هاي اخير

 

اسماعيل مهاجر، مديركل حفاظت محيط زيست گلستان، در هفته‌نامه‌ي «پيك خزر» (16/6/84) كه در استان‌هاي شمالي كشور منتشر مي‌شود، علل بروز سيل‌هاي اخير را چنين فهرست كرده است:

... «1ـ مقدار و شدت بارندگي با تداوم كوتاه ]احتمالاً منظور، بارندگي زياد در يك زمان كوتاه است.[

2ـ فقر يا كاهش پوشش گياهي در نتيجه‌ي برداشت محصولات زراعي، تغيير كاربري اراضي در مناطق، چراي بي‌رويه دام و ... 3ـ حساسيت‌ سازندهاي زمين‌شناسي منطقه به ويژه اراضي لُسي به فرسايش كه موجب افزايش جرم حجمي سيلاب و به تبع آن افزايش قدرت تخريبي سيل مي‌شود. 4ـ شيب‌هاي نسبتاً تند بالادست حوزه و آبراهه‌هاي فرعي موجود در حوزه. 5ـ تغيير مسير رودخانه بر اثر انجام شخم در برخي از مناطق اين زيرحوزه‌ها.»

«همچنين ]در مورد[ علل تخريب نقاط مسكوني و خسارت‌هاي جاني در محدوده‌ي سيل نيز مي‌توان به عدم رعايت حريم رودخانه، و ساخت و ساز در بستر سيلابي و عدم آموزش كافي ساكنان اشاره كرد...»

مجموعه‌ي محيط زيست استان همواره پس از بررسي اعلام وضعيت هواشناسي با آمادگي كامل مسئوليت اطلاع‌رساني به زايران و مسافران را انجام داده و با همكاري پليس راهنمايي و نيروي انتظامي و پرسنل محترم راهداري در مواقع بحراني، مبادرت به بستن جاده‌ي پارك ملي گلستان كرده ...»

قابل توجه است كه در نوشته‌ي مدير كل محترم، از پنج مورد علت‌هايي كه براي بروز سيل ذكر شده است، سه مورد (1، 3 و 4) مربوط به وضع طبيعي منطقه، و دو مورد (2و5) مربوط به كشاورزان و دام‌داران منطقه است. در مورد علل خراب شدن خانه‌ها و مرگ و ميرها هم ظاهراً مقصر، فقط خود مردم بوده‌اند... .

در مورد آن چه كه به وضع طبيعي منطقه مربوط مي‌شود (شدت بارندگي، وضع زمين‌شناسي، شيب دامنه‌ها) بايد گفت كه اين وضعيت هميشه برقرار بوده است؛ علت بيشتر شدن سيل‌ها در چند سال اخير چيست؟ در زمينه‌ي تغيير كاربري‌ عرصه‌هاي طبيعي و تجاوز به حريم رودخانه‌ها و ساخت و ساز غيرمجاز، گو اين كه نمي‌توان چشم بر خطاكاري‌هاي عموم مردم بست، اما پرسش اين است كه مقام‌هاي قانون‌گزار و اجرايي كجا بوده‌اند و چرا از اين كارها جلوگيري نكرده‌اند؟ و در مورد «عدم آموزش ساكنان» مي‌پرسيم كه مسئول آموزش و پرورش در كشور كيست؟

درست است كه سازمان حفاظت محيط زيست، در عمل (به دليل ساختار و جايگاه قانوني خود) توان و اجازه‌ي جلوگيري از بسياري از تجاوزها به محيط زيست را ندارد، اما «اطلاع‌رساني به زايران و مسافران» و «بستن جاده» هم كارهايي نيستند كه ما را از واكنش مسئولان محيط زيست كشور نسبت به پديده‌ي مرگبار سيل خشنود كند. دست كم لازم است كه سازمان، به قصور نهاد‌هاي گوناگون در اصلاح روش‌هاي دام‌داري و جلوگيري از نابودي جنگل‌ها و مراتع، به نقش مجريان پروژه‌هاي بزرگ عمراني و صنعتي در تخريب پوشش گياهي، و به كوتاهي نهادهاي مسئول آموزش و ترويج و ... هم اشاره كند.