نویسنده
درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
مطالب اخیر
برای روز ملی حفاظت از رودخانه ها
نشست روز ملی حمایت از رودخانه ها
سد گتوند را برچینید!
دستکاری افراطی در سامانه ى رودها، و بروز سونامی غبار
نشست ماهانهى انجمن در تهران
همایش در حمایت از رودها
بهار خاموش، راشل کارسون و نهضت محیطزیست
جشنواره ی فیلم های کوه نوردی
جنگل کاری در استان تهران؛ احیای پوشش از دست رفته، یا تخریب مراتع باقی مانده؟
دیدار و بزرگداشت استاد هوشنگ ضیایی، یکی از مفاخر محیطزیست زخمخوردهمان...
دسته بندی مطالب
محیط زیست و مسایل اجتماعی(۱٥٢)
سد سازی(۱٢٧)
تخریب و آلودگی کوهستان(٩۱)
محیط کوهستان(٩٠)
اطلاعیه انجمن کوهنوردان ایران(۸٧)
کوه نوردی(٧۸)
دماوند(٧۸)
تخریب محیط زیست(٧٧)
پاک سازی کوهستان(٤٩)
میراث فرهنگی(٤۳)
کمک به حیات وحش(٢۳)
کلاردشت و علم کوه(٢۱)
طبیعت گردی(۱٩)
اخبار ویژه(۱٢)
آموزش محیط زیست(٩)
کوه نوردی سازگار با محیط زیست(۸)
کوه در ادب و تاریخ(٧)
آرشیو مطالب وبلاگ
صفحه نخست
آرشیو مطالب
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
پیوند دوستان
Mountain Forum
انجمن پزشکی کوهستان ایران
انجمن دوستداران دماوند
انجمن غارنوردان و غارشناسان ایران
انجمن کوهنوردان ايران
باشگاه کوه نوردی اسپیلت
پاکوب
خبرگزاری سبز پرس
خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران
خبرگزاری میراث خبر
دفترهای نمایندگی انجمن کوه نوردان ایران
دیده بان محیط زیست
صیانت از محیط کوهستان
فدراسیون جهانی کوه نوردی
فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی ایران
کوه
کوه چامه
کوه قاف
کوه نوشت
کوه نیوز
گرین بلاگ
مهار بیابان زایی
اخبار فناوری اطلاعات دوست یابی سالم
کلوب مدیران و متخصصان
نویسندگان همکار
| پيري زودرس كوهها | |
| ساعت ۸:٠٩ ق.ظ روز ۸ شهریور ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
روزنامه همشهری ۴/۶/۸۵ ـ عباس محمدی
شنيده بوديم كه «كوه ها هميشه هستند...» و اين را آموزگاران ما- آنگاه كه مثلاً در بعدازظهر يك روز نيمه ابري، در شوق رسيدن به قله و بي پرواي شرايط، مي خواستيم راه بالا را پي بگيريم- مي گفتند: «فرصت هست! بگذار براي آينده». اما به راستي آينده اي هست؟! دوستي در يادكرد دوستان ازدست شده، نوشته است كه همه ميروند و كوهمي ماند با دل سنگیاش. من اما دل نگران رفتن كوه هستم و خود هنوز به پيري نرسيده، فرتوت شدن كوههايي را كه با آنها- يا به خيال آنها- زندگي كردهام، ديدم! آنگاه كه در گوشه شمال غربي اين غول شهر، پس از جست وجوي بسيار، چارديواري كوچكي براي خود فراهم كردم، دلخوش بودم به چشم انداز توچال و رگههاي برفش كه خداخدا ميكردم، ديرتر آب شوند! اما تيغ بي ترحم تنگ چشمان بر سينه معشوق من، دلخوشي را از من ربود و ديدم كه كوه از پا افتاد؛ از جور راهها و بناها. و آدميان پابرجا هستند. تا آنجا كه ساختمان هايي، يك به يك نظرگاه مرا به توچال بستند و من ماندم و آن چارديواري محقر بي افق. سينه بستر علم كوه، ريزش آغاز كرد؛ بسي بيشتر از آنچه در جواني ديده بودم و يخهاي چندهزارسالهاش ذوب شدند و اين نشان پيرشدن زودرس آن كوه خارا بود در پي گرم شدن زمين كه ما آدميان سبب ساز آن بوديم. در دامن علم كوه، سنگبري آغاز شد و ريشه آن كوه سترگ را زدند و تخت سليمان را بي حرمت كردند.بر چهره دماوند، خال هاي درشت و خاكستري سالخوردگي نقش بست؛ نه به مقياس عمر چندين هزارساله كوه بلكه در همين چند سال كه ما تماشاگر كوه بلند بوديم و در پي راهي شدن بولدوزرهاي معدن به چمن زارهاي سبزقرقه و لاله زارهاي خومه. ارسهاي لواسان به نيمه عمر نرسيده، از كوه فرو افتادند تا تازه به دوران رسيدگان زراندوز، ساختمانهاي خود را برپا كنند. راه پازنهاي گرسنه و تشنه را بر چمن زار كنار جاجرود بستند و سنگچين ويلاها حريم رود را بدل به مجراي پساب و زباله ساخت.بر كمرگاه البرز زخم كاري زدند و كوه جنگل پوش را عريان و به خاكداني هراس انگيز بدل ساختند تا مرگ كوه و جنگل را ببينيم و گشوده شدن شاهراهي ديگر به سوي شمال كوچك مان كه ديگر نه چل تكه اي از همه گونه رنگ سبز، بلكه شبكه اي از ديوارها و جادههاي خاكستري و بازار مكاره اي با همه نوع سقف هاي زرد و قرمز و سياه است. بر زاگرس عظيم نيز همين گونه ستم رفت و توده توده آن، كمر خم كرد در طرح هاي انتقال آب و نفت و گاز و...؛ آزمون و خطاهاي مكرر. بارز در آسياب دندان و سم هزاران هزار دام فرسوده شد و بر آن «جزيره» كوهستاني سبز جنوب شرق كشور، خاكستر پيري نشست تا آنگاه روزنامه نگار جواني كه شكوه آن كوه ها را نديده است، از «كشف» انسان هاي غارنشين در آنجا بگويد و نداند كه اين انسان ها، بازماندگان قومي گردن فراز هستند و اينك در تداوم بهره كشي بي رحمانه از طبيعت، به غار فقر رانده شده اند. همه كوه هاي ما كه در مقياس زمين شناختي جوان بودند، چه زود در برابر چشمان ما و در زمانه كوتاهي كه عمر ماست- و لحظه اي بيش نيست- پير شدند و فرسوده... . نگرانم؛ دل نگران ازدست شدن كوه هامان كه «واحه ها»ي اين سرزمين خشك اند. |

