مدیریت خطر در کوهستان (2)
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢۱ آذر ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

همان گونه که در یادداشت پیشین گفتم، دو مطلب به همشهری داده بودم که امروز چاپ شد، اما متن «اصلاح» نشده ی آن ها را در این وبلاگ می بینید. اینک یادداشت دوم که در همایش دیروز در باشگاه آرارات هم خواندم:

کوه ها، عرصه هایی برای توسعه ی ناپایدار!

تا کم تر از یک دهه پیش، بزرگ ترین عامل تهدید کننده ی دامنه های کوهستانی ایران - که در کشور ما نوعا «مرتع» نامیده می شوند – چرای بی رویه بود؛ پژوهشگرانی مانند هانس بوبک، دپلانول، کریم ساعی، حبیب الله ثابتی و دیگرپیشگامان تحقیق در مرتع و جنگل ایران، از 6-5 دهه پیش، در آثار خود بارها به این موضوع اشاره کرده بودند. در این سال ها، اما بی آن که کم ترین تغییر مثبت و موثری در روند دام داری سنتی ما پدید آید و از فشار جانکاه این فعالیت بر پوشش گیاهی کشور کاسته شود، عامل مهیب دیگری که از جهاتی جبران ناپذیر تر از چرای مفرط است، به عوامل تخریب خاک این مرز و بوم اضافه شده است. این عامل، همانا ساخت و ساز بی ملاحظه و ویرانگر در تمامی کوه های کشوراست. کوه ها، این ذخیره گاه های بی بدیل آب که پدید آورنده ی کلیت تمدنی این سرزمین و حامی تاریخی مردمان آن و پناه دهنده ی تنوع زیستی کم مانند این تکه از خاک سیاره بوده اند، امروزه جولانگه «ستایشگران بولدوزرها» شده اند.

 


راه سازی، سد سازی، و خانه سازی سه تا از نمادهای توسعه هستند که در ایران، بی آن که ضرورت مشخص و موردی آن ها ثابت شود، به خودی خود و ذاتا با ارزش تلقی می شوند. دولت ها و بسیاری از گروه های اجتماعی غیردولتی، با آمیزه ای از کژ فهمی و بدآموزی و فریب کاری وانمود می کنند که هرجا کلنگ یکی از این طرح ها بر زمین خورد، گامی در جهت منافع مردم برداشته می شود. حال آن که در هر سه ی این موارد، اولا قیمت و ارزش مرتع و جنگلی که در طرح نابود می شود به حساب نمی آید؛ دوم آن که بازدهی طرح در یک افق دراز مدت و با در نظر گرفتن سود و زیانی که در آن منافع حاصل از مرتع و جنگل سالم لحاظ شده باشد، محاسبه نمی شود؛ و سوم این که از روی جهل یا تجاهل، تمامیت ارضی کشور که آسیب می بیند، در طرح دیده نمی شود. در این مورد آخر توضیح واضحی لازم است که خاک یک کشور، دو بعدی نیست و علاوه بر طول و عرض که با مرزهای سیاسی مشخص می شوند، دارای ارتفاع هم هست! با فرسایش دهشتناک خاک – که ما در جهان رکورد دار آن هستیم – در واقع در حال از دست دادن عمقی تمامیت ارضی هستیم، و چه غمبار که نمی دانیم این خسران را با هیچ مبارزه و مذاکره ای نخواهیم توانست جبران کنیم.

حتی اگر در طرح های ساخت و ساز، ضرورت اجرا ثابت و ملاحظات زیست محیطی در حد استاندارد رعایت شده باشد، آن چه که در تب و تاب بولدوزر رانی های ایرانی به کلی فراموش شده است، «مدیریت تقاضا» است که باید جایگزین مدیریت بی حساب عرضه شود؛ چرا به جای تلاش برای تامین آب از طریق سد سازی، به ارتقای روش های آبیاری، و کاستن از تلفات آب در سر کشتزار نمی اندیشند؟! چه فایده ی اقتصادی برای کشور در میلیون ها سفر سالانه به استان های شمالی کشور با خودروهای شخصی، وجود دارد و چرا باید به قیمت نابود سازی بخش های مهمی از آبخیزها و بسترهای رودخانه ای، جاده هایی عرضه کرد تا روند زیانمند فروش نفت خام و سوزاندن بنزین وارداتی و آلوده سازی محیط زیست ادامه یابد؟! چرا باید به جای کنترل رشد جمعیت، فقط در اندیشه ی ساخت شهرک ها و شهرهای جدید بود؟!

موضوع روز جهانی کوهستان امسال، «مدیریت ریسک بلایا در کوهستان» است. باشد که تصمیم گیران، تصمیم سازان، و دیگر گروه های مختلف اجتماعی بیاندیشند که با ساخت و سازهای غیرمسوولانه تا چه حد خطر کم آبی و زلزله و سیل  را به جامعه نزدیک کرده اند... .