گر زخم بر کوه زنید، بر جان فرود آید
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

مطلبی که از پی می آید، از محمد حسن نجاریان است. او از برجسته ترین کوه نوردان ایران است که کارنامه ای سی ساله و غنی، شامل همه جور کوه پیمایی، سنگ نوردی های دشوار، صعود دیواره های بلند، و صعود قله های بلند هفت و هشت هزار متری دارد. نجاریان همچنین در مربی گری، اداره ی گروه های کوه نوردی، عکاسی و فیلم برداری از کوهستان، فعال است. وبلاگ او با نام کوه از تارنوشت های خوب کوه نوردی است.

گر زخم بر کوه زنید  برجان فرود آید

درود بر شما دوستان پاک، و عاشقان کوه

چندی قبل مطلبی در وبلاگ یکی از دوستان خواندم مبنی بر ساخت جانپناه روی یکی از دیواره های اطراف زنجان، و در ادامه ی موج تبریکات به این دوستان جوان، بر خود وظیفه دانستم تا آن جا که سن و خاطرات کوه گردیم اجازه می دهد بررسی کوتاهی داشته باشم بر روند ساخت جان پناه سازی و عواقب و تخریب هایی که در پی داشته و این که به واقع ما تا چه حد حق داریم که این گونه دست به تخریب محیط زیست بزنیم ؟


بحت ساخت جانپناه و پناهگاه در کوه ها و دیواره های کشورمان، بر می گردد به سال ها قبل؛ همان موقع که کوه نوردی قدری رنگ و بوی سیاسی داشت، و دولت مردان خیلی میانه ی خوبی با کوه نوردان (که کوله را در گونی می گذاشتند و از شهر خارج می شدند!) نداشتند. در آن سال ها بود که با همت و قهرمانی خاص عده ای عاشق، محل های امنی ساخته شد که از میان آن ها می توان به جان پناه های اسپیدکمر، شروین و کارگر در منطقه ی توچال و تخت فریدون در دماوند اشاره کرد. پس از انقلاب هم پناهگاه ها یا جان پناه هایی مانند جان پناه های شمال دماوند، یا "سیمرغ"، و یا پناهگاه علم چال درمنطقه ی علم کوه که به کام یخچال رفت، ساخته شد، یا پناهگاه بی حساب و کتاب تفتان. در آن سال ها، در بعضی مناطق بیشتر بحث بُعد مسافت و دشواری کار مد نظر قرار می گرفت، و دیگر دلایلی هم مطرح می شد:

 نبود وسایل مناسب و مدرن در آن سال ها

 بعضاٌ عدم دسترسی به وسیله ی نقلیه تا کوه پایه

 تعداد محدود علاقمند

حس مبارزه طلبی و شجاعت

داشتن محلی امن برای زمستان و برگزاری جلسات

محل مناسب جهت شب مانی

 این ها، و دلیل هایی دیگر عده ای عاشق را گرد هم آورده بود تا در کنار عده ای علاقمند کوه گرد عشق شان بشود بردن کیسه ای شن، و سیمان و تخته و شیروانی به ارتفاعات تا سرپناهی بنا گردد. پس از سال ها، با وارد شدن ابزار و وسایل سبک، خواستاران این گونه سرپناه ها کم تر شدند، مگر در مکان هایی همچون دماوند(تخت فریدون) و سبلان.

 در سال های بین دهه شصت تا نیمه های هفتاد، تب ساخت جانپناه در دیواره ها (خصوصاٌ بیستون) هم گُل کرد که می توان به  جانپناه «مسیر روست علایی»  و جان پناه «مسیر جان پناه ها» اشاره کرد، و بعد جان پناه های کام اژدها و لول سخت، لجور اراک و  یا طاقچه های فلزی روی دیواره ی علم کوه. ولی این جان پناه ها خیلی زود مشتریان شب مانی خود را در دست دادند. زیرا که کمتر کسی حاضر بود تن به حمل وسایل خواب و ابزار آلات سنگین روی دیواره ها دهد؛ در صورتی که می شد با قدری تمرین بیشتر، یک روزه هم از پس سخت ترین مسیرهای دیواره های کشور بر آمد. و این چنین بود که پس از سال 1365 دیگر کسی به سراغ خوابیدن های طولانی و صعود چند شبه ی دیواره علم کوه  نمی رفت. حتی  می شود گفت جان پناه هایی چون شاخک علم کوه و یا سیاه سنگ، بیشتر در زمستان قابل استفاده است، تازه اگر بشود در این فصل روی آن ها حساب کرد. 

پس چه ماند از این همه تلاش، جز مواردی آزار دهنده که دل هر انسان عاقلی را به درد می آورد؟! به طوری که بعضی از این محل ها تبدیل گردیده به محلی امن برای گنج یابان، معتادان، شکارچیان و... تا بعضاٌ به مقاصد شوم خود برسند یا در مورد جان پناه های پایین ترکه به پاتوق تبدیل شده است. اما مورد دیگر، انباشت زباله و سوزاندن درخت و بوته های اطراف این محل ها است که به دست همین از خدا بی خبران و بعضاٌ بعضی کوه نوردان که فکر می کردند، صاحبان مطلق این مناطق هستند و شهرداری باید برای آنان تا دور ترین نقاط ایران ماٌمور حمل زباله اعزام کند، به حکم این که لابد مالیات می دهند!

با این تفاصیل و این همه برگزاری کلاس های متعدد کوه نوردی و محیط زیست، در شرایطی که در دنیا بحث زدن یا نزدن حتی یک رول بولت مطرح است، چه رسد به ساخت جان پناه و آن هم روی دیواره بدون کار کارشناسی و بدون در نظر گرفتن عواقب کار؛

آیا این اعمال دوری از راه درست کوه نوردی نیست؟

چرا ما نباید نیرو، تفکر و ابزار خود را  در راه موثر و سودمند ی به کار گیریم؟

 به راستی هیچ فکر کرده اید!؟ سهم ما از دنیای بکر و ناب طبیعت چقدر است؟

آیا این قدر هست که این گونه بی رحمانه دست به تخریب بکرترین و ناب ترین زیست گاه های امن جانوران بزنیم؟

 

بر ما و همه ی پیشکسوتان وظیفه است که با برخوردی منطقی و سازنده آگاهی لازم به این عزیزان بدهیم و این اجازه را به خود ندهیم که با نصب  این کلبه ها، چهره ی کوه و صخره های ناب را زخمی کنیم،

چرا که فردا خیلی دیر است.

که مثلا و در این صورت چگونه می توانیم از همین اندک  سرمایه ی طبیعی بازمانده ی خود پاسداری کنیم، و اجازه ندهیم

جنگل ابر زیر تیغ بولدزر های راهداری نابود گردد، و

طبیعت زیبای حومه های شهرها بدست پیمانکاران و ویلا سازان به بوته فراموشی سپرده شود، و

معدن کاران، صخره های زیبا را به یغما برند، و

خاک های گران قیمت جزایر کشور با ارزان ترین قیمت ها صادر شود؟!

به خود بیاییم!

 

     

محمد حسن نجاریان- دی 1388