سدها، مسدود کننده ی رگ های زمین
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ٥ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : عباس محمدی

سبزپرس - عباس محمدی. 

« بی تردید احداث سد، یک راه حل منطقی و مناسب برای تامین آب مورد مصرف کشاورزی، شرب و صنعت،
و کنترل سیل و در نهایت تولید انرژی است.» ( ویژه نامه ی آب و برق ، ضمیمه ی روزنامه ی ایران، آذر 88 ، ص107)
 

چنین می نماید که در پندار ستایندگان سد، روان بودن رودخانه ها در بستر طبیعی خود، یک اشکال بزرگ در سامانه ی آفرینش است!
   همان گونه که در نقل قول از ویژه نامه ی یاد شده در بالا می بینیم، در فرهنگ واژگان ایشان، سد سازی دیگر فقط «مدیریت منابع آب» نیست، که راهی است برای «تامین آب». ویژه نامه ی یاد شده آکنده از ستایش های گزاف از سازه هایی است که رودها، این رگ های زندگانی بخش زمین را مسدود و طبیعتی را که از این رگ ها خوراک می گیرد، معلول می کنند.


در این ویژه نامه، از سد سازی با عنوان « توسعه ی منابع آب » هم یاد شده  و تیتر یک روی جلد آن، جمله ای است از پرویز فتاح وزیر دولت نهم : « شدید ترین خشکسالی هشتاد سال گذشته را مدیریت کردیم »
      و این در حالی است که در پی خشکسالی سال 1387 کشور ما یک بار دیگر، به بزرگ ترین وارد کننده ی گندم جهان بدل شد و با واردات هفت میلیون تن گندم(1)، در مقابل صادرات منابع تجدید ناشدنی طبیعی (نفت و گاز)، در واقع حدود هفت میلیارد متر مکعب آب (به اندازه ی دو برابر آبی که در سال های پر آبی در پشت سد کرخه، بزرگ ترین سد کشور، مهار می شود) وارد کرده است.
   «آب های مجازی» وارد شده برای خرید برنج، ذرت، حبوبات، روغن نباتی، شکر  و میوه ها را که در همین سال به رقم های باور نکردنی رسید،  در این جا حساب نمی کنیم. دریغا که مفهوم «مدیریت» در قاموس مدیران ما همچنان هزینه کردن از خزانه و از این ستون به آن ستون کردن و نرم نشان دادن فاجعه هایی است که ما را تا گردن در منجلاب خود فرو برده اند.
(ادامه دارد)

پی نوشت :
1) بنا به گفته ی عیسی کلانتری، رییس خانه ی کشاورز، و وزیر پیشین کشاورزی؛ روزنامه ی اطلاعات 26/1/1388