بی مهری با طبیعت تا به کی؟!
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۳۱ فروردین ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

اسدالله افلاکی مسوول صفحه ی محیط زیست روزنامه ی همشهری، به مناسبت دوم اردیبهشت روز زمین، گفتگویی با مهندس بیژن فرهنگ دره شوری، عباس محمدی و دکتر برهان ریاضی انجام داده است که در همشهری آنلاین  امروز آمده و در روزنامه ی فردا صبح هم چاپ خواهد شد. متن کامل گفتگو را می توانید در پیوند بالا، و گفته های محمدی را در زیر بخوانید.

عباس محمدی، رئیس انجمن کوه‌نوردان ایران، نام آشنایی برای مخاطبان این صفحه است. لابد مطالبش را خوانده‌اید. در هر محیط کوهستانی که کلنگ تخریبی بر زمین خورده، محمدی به هر طریقی که توانسته اطلاع‌رسانی کرده است. او درباره روز زمین می‌گوید:« بدیهی است ما نسبت به کوه‌ها و مناطق کوهستانی حساسیم. به‌نظر من بخش مهم‌تر محیط‌زیست ایران، مناطق کوهستانی است زیرا این مناطق هم تأمین‌کننده بخش عمده آب است هم آخرین پناهگاه حیات وحش و گونه‌های گیاهی و جنگلی ما،  زیرا در جلگه‌ها و دشت‌ها از قرن‌ها پیش به‌خصوص طی چند دهه اخیر، بهره‌برداری به‌گونه‌ای بوده که محیط سالمی باقی نمانده است.»


محمدی می‌افزاید: «در حال حاضر، در محیط‌های کوهستانی کار از اینکه زمین را پاک نگه داریم و زباله نریزیم گذشته، چون در واقع کلیت زمین و خاک در حال نابودی است. در جایی که پروژه‌های عمرانی بدون هیچ ملاحظه‌ای در حال اجراست، حفظ زمین معنایی ندارد. در مواردی وقتی می‌خواهیم منطقه‌ای را پاکسازی کنیم کارمان بیشتر به یک شوخی شبیه است. گرچه معتقدم هر کار کوچکی در جای خودش لازم است. برای روشن‌تر شدن مسئله مثالی می‌زنم.

در دامنه‌های کوهستانی تهران که بیشترین نیروهای حفظ طبیعت و ضابط قانون در آن حضور دارند، با وجود مصوبه‌های پرشمار و نظارت‌های همگانی و قوانین متعدد، جلوی چشم همه، تمام این مقررات و مصوبات زیرپا گذاشته می‌شود؛ جالب اینجاست که بنابر مصوبات موجود، اولا در شمال تهران از ارتفاع 1800 متر به بالا، ساخت‌وساز ممنوع است. ثانیا به‌نظر می‌رسد شهرداری تهران برای مقابله با این بلای خانمانسوز عزمش جزم است. با این همه مراجعه کنید به ارتفاعات کلکچال و  ببینید بازار ساخت‌وساز در این ارتفاعات تا چه اندازه داغ است؛ به‌طوری که آنجا شب‌ها مثل شهرکی روشن است. برای دسترسی به همین محدوده، جاده بزرگی در دست ساخت است. واقعا چه کسی دارد این ساخت‌وساز را انجام می‌دهد ؟ این خلاف نیست؟ ظاهرا در کشور ما برای بعضی‌ها قانون جاری و ساری است ولی بعضی‌ها استثنا هستند. این یک نمونه غم‌انگیز همین دوگانگی است.»

 این فعال زیست‌محیطی در ادامه به نمونه دیگری از تخریب‌های سرزمین در پایتخت اشاره می‌کند: «نمونه دیگر، منطقه سنگان و سولقان است. از روستای سنگان (واقع در جاده امامزاده داوود) به سمت منطقه‌ای که معروف به آبشار است جاده عریضی با حجم عملیات سنگین در دست ساخت است. آبان‌ماه گذشته موضوع را با مسئول منابع طبیعی شهر تهران در میان گذاشتیم، در کمیته محیط‌زیست شورای شهر هم مطرح کردیم با این توضیح که این جاده هیچ توجیهی ندارد، ضمن آنکه این منطقه جزو منطقه استحفاظی منابع طبیعی تهران است. مسئولان هم گفتند جلوی این کار را می‌گیریم و این کار را کردند.

منابع طبیعی کار را تعطیل کرد اما با وجود مصوبات موجود و مخالفت مسئولان و با آنکه ساخت و ساز در حریم تهران باید با موافقت شهرداری و منابع طبیعی انجام شود به تازگی بخشداری کن و سولقان عملیات جاده‌سازی‌ را از سر گرفته و به‌شدت در حال کارند! این در حالی است که این منطقه یکی از حوزه‌های آبخیز کن است. خب با این وصف، سؤال این است که کدام قانونی اجازه می‌دهد صرفا برای چند روستایی مسیر رودخانه‌ای را که متعلق به چند ده هزار نفر است از سرچشمه تا بالا تصرف کنند؟

توجیه آنها اگر دسترسی به باغات است اولا بخش عمده این درختان به‌منظور تصرف اراضی ملی و طبیعی کاشته شده است. ثانیا همه این درختان بر فرض مصون ماندن از آفات و سرمازدگی، سالانه 10میلیون گردو هم نمی‌دهد آن وقت جاده‌ای که دارد احداث می‌شود بالغ بر 300میلیون تومان هزینه دارد! آیا جز  این است که این مسائل دستاویزی است برای تصرف اراضی مورد نظر.

وقتی در حاشیه تهران که بیشترین نظارت مردمی و تمرکز نیروهای ضابط و قانون وجود دارد طی چند دهه این اتفاقات روی می‌دهد دیگر مشخص است در دنا، زردکوه بختیاری و کوه‌های لرستان که برای هر چند هزار هکتار یک محیط‌بان وجود دارد چه می‌گذرد! آیا زمان آن نرسیده که مسئولان و دولت با بازنگری اساسی در کارهای خود مانع چنین روندی شوند؟»

عباس محمدی در پایان می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد کار از این حرف‌ها گذشته است. سرعت توسعه ناپایدار چنان شتابی گرفته است که ما تمام داشته‌ها و سرمایه خودمان را به‌طور کل از دست خواهیم داد به‌طوری که نه تنها برای آیندگان چیزی باقی نخواهیم گذاشت که باید نگران آینده خودمان هم  باشیم؛ آینده خیلی نزدیک.»