کوه ها، همه جا در معرض تخریب
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٥ تیر ۱۳۸٩ : توسط : عباس محمدی

و اشاره ای به مسوولیت همگانی...

کوه های ما در همه جای کشور، به بهانه های گوناگون در معرض تاخت و تازهای بی رحمانه و کوته بینانه و سرزمین بر باد ده هستند؛ و دولت و ملت دست در دست هم و در تعاملی همسو، به این امر مشغول اند! دوست من، نادر ضرابیان، و البته بسیاری (شاید اکثریتی) از روشنفکران و مردم کوچه و بازار بر این باورند که مردم عادی هیچ تقصیری ندارند. من معتقدم که حکومت به خاطر آن که مسوول امر آموزش است و چون در کار آموزش محیط زیست به همگان، و در اجرای بی تبعیض قانون، همچنین در وضع قانون های ضروری، و... کوتاهی داشته و دارد، البته که مقصر اول در تخریب و آلودگی محیط زیست کشور است. اما (و این اما بسیار مهم است)، انداختن همه ی تقصیرها به گردن دولت، خود گونه ای لاقیدی و رها سازی خویش (و قوم و خویش و همشهری ها) از مسوولیت اجتماعی است که تک به تک بر گردن داریم.

دستی که از پنجره ی خودرو، زباله را به جاده پرتاب می کند؛ دستی که آب آهک به پای درختان باغچه اش می ریزد تا آن ها را خشک کند و به جایش ساختمان برویاند؛ دستی که باغ و کشتزار را قطع قطعه می کند و به بساز و بفروش ها می دهد تا پول بی دردسری به جیب بزند، دستی که درختان جنگل را می برد و منقل «استراحتگاه سنتی» را در کنار جاده روشن می کند؛ دستی که بره می خرد و به کوه می فرستد بی آن که حساب ظرفیت مرتع را بکند، و دست های مشابه، دست دولت و حکومت نیست... دستان من و تو است. من و تو هستیم که باید قدرالسهم مسولیت خود را بشناسیم و آن را به گردن بگیریم. من و تو هستیم که باید حقوق خود را بشناسیم و از آن دفاع کنیم و آن را احیانا از دولت مطالبه کنیم.

راحت است که دولت را مقصر بدانیم و از آن «انتقاد» کنیم؛ بسیار دشوار و وقت گیر است که کار اجتماعی کنیم برای اصلاح افکار همگانی. من درهیچ کجا نگفته ام که «ملت ما بی فرهنگ اند» (نمی دانم ضرابیان این عبارت را از کجا آورده)، اما واقعا معتقدم که همه ی ما، نه فقط ایرانیان، بلکه عموم مردم، به کم و زیاد، در همه جای جهان، باید نگرش خود را به محیط زیست تغییر دهند و مسوولیت فردی خود را بر عهده گیرند، و فرهنگ خود را ارتقا دهند تا وضع از این که هست بهتر شود. فراموش نکنیم که دولت توان مراقبت پلیسی از همگان را ندارد (بگذریم که بسیاری مواقع، مردم با پرداخت رشوه، ماموران را هم از کار خود باز می دارند!).

سازمان های مردم نهاد می توانند و باید بخش مغفول مانده ی مسوولیت دولت ها را در امر آموزش محیط زیست، در حد وسع و بضاعت خود، بر عهده گیرند؛ اندکی از آن چه را که دولت انجام نداده، ما انجام دهیم! در این صورت انتقادهای ما از صورت غرولند صرف خارج خواهد شد.

این مقدمه ی کمی دراز را گفتم تا یک نمونه ی دیگر از بی مسوولیتی مردم کوچه و بازار را نسبت به طبیعت، به نقل از تارنمای هیات کوه نوردی استان همدان نشان دهم. ظاهرا گروهی از باغ داران عباس آباد همدان تصمیم گرفته اند که تمام آبی را که از زیر پناهگاه اول الوند به دره می رود، برای باغ های خودشان ببرند و برای این منظور، اقدام به لوله کشی از بالا و جاده سازی و عملیات تخریبی دیگر کرده اند که طبیعی است بلایی سنگین بر منطقه  نازل خواهد شد (شبیه کاری که در سولقان انجام شد و مسبب آن هم گروهی از اهالی منطقه بودند، یا اصرار بر جاده سازی در جنگل  ابر که آن هم با لابی جمعی از مردم محل صورت گرفته است). چرا که سهم طبیعت، و تاثیر این جویبار بر تقویت آب های زیر زمینی، و اثر آن بر چشم انداز کوهستان نادیده گرفته شده است. دو عکس را در زیر، و بقیه را در اینجا و نیز در وبلاگ دیار الوند ببینید.

جوی آبی که خشک خواهد شد.

کندن کانال برای لوله کشی.

یادداشت دیگر این تارنگار در این زمینه را در اینجا بخوانید. همچنین به یادداشت محمد درویش در مورد زباله پراکنی و شکار در پارک ملی خبر (اینجا) توجه کنید؛ این کارها را نه ما که لابد مریخی ها می کنند!