درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| يادداشت مدير | |
| ساعت ۱:۱٦ ب.ظ روز ٥ آبان ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
گاهنامه ی انجمن کوه نوردان ايران -شماره ی ۱۳ ۱ شگفتآور مينمايد كه با رفتارهايي كه ما با پديدههاي طبيعي و آثار تاريخي سرزمين خود داشتهايم، باز هم در گوشه و كنار اين كشور، ديدنيهاي پرشماري يافت ميشود. گو اين كه يك دليل وجود اين ديدنيها، تنوع اقليمي و پيشينهي ديرين تمدن در ايران زمين است، اما يك دليل ديگر آن، از نظر پنهان ماندن بسياري از آثار طبيعي يا مدفون شدن آثار تاريخي بوده است. وگرنه، با آنها همان ميرفت كه با آثار يافت شدهمان در يك قرن گذشته ـ به ويژه در دو سه دههي اخير ـ رفته است. تنها «گنجياب»ها و خريداران سودجوي «زيرخاكي»ها نيستند كه تيشه به ريشهي ميراث فرهنگي و طبيعي ما ميزنند. بسياري از مردم عادي هم در ديدار از مكانهاي تاريخي و طبيعي ـ با كندهكاري روي سنگها، نوشتن يادگاري و پراكندن زباله و ديگر خرابكاريها، سهم خود را در اين چرخهي ميراث كشي كه گويا به صفتي از صفتهاي ايراني بدل شده، ادا ميكنند. حتي تحصيل كردگان و مديران محلي و استاني و بالاتر هم، سازندگي و رونق بازار يك منطقه را پايه بر محو جلوههاي ميليونها سالهي طبيعي يا شكوه بناهاي چند هزارسالهي پيشينيان ميگذارند. غارها نيز كه شكلگيري شان حاصل كار چند ميليون سالهي عوامل زمينشناختي است، از اين آسيبها در امان نبودهاند. شادروان عبدالله حاجيلو در كتاب غار علي صدر، چند جا با خرسندي از تلاش خود براي «افتتاح دهانهي غار» (يعني خراب كردن دهانهي طبيعي با ديناميت و ديگر وسيلهها)، و روشن ساختن «فضاي مدخل غار» به نور آفتاب (كه موجب تبخير غيرطبيعي و پايين رفتن سطح آب درون غار شده) گفته است، بيآن كه احساس پشيماني كند از دست كاري غيرضروري در وضع طبيعي يك پديدهي بيمانند. او حتي به سادگي از «تكه شيشه و پاره سفالهايي» در ميان خاكهاي در هم ريخته گفته است كه «در حين تسطيح و سازندگي جلوي دهانهي غار براي ايجاد تاسيسات جاده و پاركينگ» يافت شده است. اين «تكه پارهها» به گفتهي خود او متعلق به «قرن پنجم تا قرون نهم و دهم هجري» بوده است. شگفتا و دردا كه باستانشناسان بيگانه، نه در دورهي معاصر كه بيش از صد سال پيش، در شوش و ديگر جاها با كاردك و قلم مو خاك از آثار تاريخي ما زدودند (و البته «حق» خود را بردند!) و ما امروزه با بولدوزر و ديناميت محوطههاي تاريخي و طبيعي كم مانند را زير و رو ميكنيم. مصطفي سلاحي در كتاب غارهاي ايران از آسيبهاي فراواني كه «در سالهاي اخير .... براي يافتن گنج و ساير آثار تاريخي» به غارهاي طبيعي و تاريخي كشور وارد شده، گفته است: غار آبزا كه نقشهاي ماقبل تاريخي حيوانات بر ديوارههاي آن، به دست هم دورههاي ما محو شده است؛ غار بابا جابر كه ديوار آجري و سقف ضربي باستاني آن، براي ساختن حمام ده خراب شده است؛ كتيبهي سلجوقي غار دست كندهي قلعه جوق كه شكسته شده و به سرقت رفته؛ غار- معدن باستاني شاكين كه به معدن كاران امروزين اجاره داده شده و از ميان رفته است... و توريستي كردن غار كتل خور با حفر تونل و عبور كاميونهاي سنگين كه سبب لرزش سازندهاي غار شده است. 2 و اين داستان پرآب چشم ادامه دارد: غار قوري قلعه با تخريب دهانه و دستكاري گسترده در بخشهايي از آن، به تازگي توريستي شده است؛ براي غار علي سرد گويا آن همه دستكاري در دهانه و نورپردازي افراطي در داخل غار بس نبود كه يك «كافي شاپ» هم در انتهاي درياچه راهانداختهاند تا سر و صداي موسيقي و مشتريان آن، جايي براي بهره بردن از جاذبههاي يك محيط طبيعي آرام و زيرزميني باقي نگذارد! در حريم غار طبيعي - تاريخي اشگفت سلمان ايذه، هتلسازي شده است؛ و عميقترين و دشوارترين غار كشور ـ غار پراو ـ با انبوه زباله و پسماند گروههاي غارپيما سخت آلوده شده است. شمارهي 12 گاهنامه به غار پراو اختصاص داشت، در اين شماره چند مطلب ديگر در مورد غارپيمايي درج شده است كه ميتوان آنها را در ادامه و تكميل ويژهنامهي غار پراو دانست. غار پراو، از اين نظر كه عميقترين غار ايران و در مقياسهاي جهاني قابل توجه است، شايستهي حفاظت اصولي است. اين غار، در لايهاي از سنگ آهك شكل گرفته كه احتمالاً قطورترين لايهي آهكي جهان است. منطقهي پراو، از حيث ريختشناسي زمين (geomorphology)، تنوع پديدههاي زمينشناسي و آبشناسي، و نيز از نظر تنوع زيستي بسيار غني است. از اين رو، لازم است كه غار پراو و حريم آن به عنوان يك اثر طبيعي ملي ثبت شود. به يقين، كوهنوردان و غارپيمايان خواهند توانست در مديريت اين محيط نقش فعال و مثبتي داشته باشند. در مرحلههاي بعدي، منطقههاي طاق بستان و كوه پراو تا كوهستان با شكوه بيستون كه مجموعهاي بينظير از پديدههاي كمياب طبيعي و آثار منحصر به فرد تاريخي را در خود جاي داده، ميتواند به عنوان يك محدوده (site) جهاني ثبت و حفاظت گردد. فزوني يافتن شمار كساني كه رو به مكانهاي طبيعي ميآورند، هيچ تناسبي با آموزشهايي كه بايد مردم ببينند تا به هنگام پا گذاشتن به محيطهاي طبيعي آسيبي به آنجاها نرسانند، ندارد. جامعه، در همهي عرصهها به روزمرگي امور ميگذراند، و در عرصهي محيط زيست و ميراث فرهنگي هم كمتر كسي را پرواي فردا است؛ به عمق غاري ميرويم تا خود را ارضا كنيم، تفريح كنيم، يا ركوردي بگذاريم ... و هر بار طنابي بر طنابهاي باقيمانده، و زبالهاي بر زبالههاي پيشين، و فضولاتي بر كثافات به جا گذاشته ميافزاييم و ... و آيا به مسئوليت خود ميانديشيم؟ آيا اين محيطهاي محدود منحصر به فرد ظرفيت تمام خودپسنديهاي ما را دارد؟ در مقام كوهنورد و غارپيما و طبيعتگرد، همهي ما خواهان حق دسترسي به محيطهاي طبيعي هستيم، اما حق امروزهي ما نبايد زايل كنندهي حق فرداي خودمان و ديگران، و «حق بقاي طبيعت» شود. |

