درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| تنگه واشي، قرباني گردش گري بيمار | |
| ساعت ٧:٠۱ ق.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
گردش گری گاه توام با آسيب هايی است که گويا در کشور ما از ثمرات آن فزونی می گيرد. تنگه تاريخی ساواشی نمونه بارز چنين وضعيتی است.
هجوم جمعيت در تنگه واشی خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ورزشي ـ حسينعلي مهجوري ـ ديدنيهاي سرزمين ما چنان است كه اگر كسي يك عمر در طلب آن پا به عرصه وجود طبيعت آن بگذارد، باز توفيق انجام بررسيهاي كامل آن را نخواهد يافت. جايجاي خاك پاك ايران، اين سرزمين چهار فصل يادگاري از گذشتگان در سينه خود دارد. جاهايي كه نمادهايي از برترين نشانههاي فرهنگ و تاريخ و طبيعت را به اين ملت و دنيا نشان داده است. آثار باستاني موجود در ارتفاعات و كوهستانهاي كشورمان، نشاني از قدمت و عظمت اين مرز و بوم است. انسان امروز نيز ديگر براي دانستن اصل وقايع تاريخي به كتابها و جزوات و دستنوشته ها بسنده نميكند، خود به هر قيمتي در محل وقوع حوادث حاضر شده و با بررسي و تحقيق فزونتر سعي در كشف رازهاي پنهاني و برطرف ساختن تحريفهاي مغرضانه احتمالي ميكند و به همين منظور كوهها و دشتها و جنگلها و اقيانوسها و فضاي بيكران آسمانها را با بهرهگيري از حداكثر امكانات موجود زير گامهاي خود درمينوردد تا گذشته خويش را باز يابد. اما در دنياي امروز رويآوردن گردشگران به يك ناحيه به منظور تفرج، سياحت و يا تحقيق بايد نقش دوجانبهاي ايفا كنند. از يك سو حافظ و مروج تعاملات فرهنگي با سايرين و هويت و مبلغ هنرهاي سنتي و بومي باشند و از سوي ديگر عاملي براي بهبود شكوفايي اقتصادي و بالا بردن سطح زندگي و خلاصه موهبتي بزرگ براي مردمان آن ناحيه باشند. با اين حال گردشگري گاه توام با آسيبهايي است كه گويا در كشور ما از ثمرات آن فزوني ميگيرد. تنگه تاريخي ساواشي نمونه بارز چنين وضعيتي است كه شرح كامل آن به تفصيل بيان ميشود. تنگه "واشي" و يا به اصطلاح محلي، "ساواشي" در 14 كيلومتري شمال شهرستان فيروزكوه قرار گرفته است. در نزديكي ورودي فيروزكوه (از سمت تهران) يك جاده باريك آسفالته مسافران را به روستايي كوچك ميرساند، كه معماري خانهها و آغل رمههايش حكايت از تاريخ دور و دراز آن دارد. در پس روستا دشتي بس سبز و خرم، گسترده است كه با گذر از جاده خاكي آن سيماي تنگه نمودار ميشود. در اينجا آب نهري زلال از شكاف كوهي، سخت و سهمگين به بيرون ميتراود و آدمي را وسوسه ميكند كه با پاي نهادن در آب به دنياي سراسر شگفتي و زيبايي گام نهد. در ميانه همين شكاف كه عرض آن به تناوب از 3 تا 15 متر متغير است و بلندي ديوارههايش، از چند ده متر فزوني مييابد، كتيبهاي بزرگ از صحنه شكار شاهان و شاهزادگان قاجار بر ديواره سنگي نقش بسته كه تاريخش به دوران زمامداري فتحعليشاه قاجار (1250 ـ 1212 ق) باز ميگردد. گفته ميشود اين كتيبه بر كتيبهاي قديميتر از دوران ايران باستان نقر شده و اين خود گواه است كه تنگه ساواشي، از گذشتههاي بسيار دور محل گذار مردمان بوده؛ چرا كه كتيبهها را غالبا در راههاي پررفت و آمد تعبيه ميكردهاند. شكاف حدود يك كيلومتر طول دارد و با سربرآوردن از طرف ديگر آن، دشتي فرحانگيز با نهرهاي جاري و گلهاي معطر و درختان بيد و تبريزي كهن رخ مينماياند. آن سوي دشت دوباره كوهي سنگين جلوهگر ميشود كه شكافي عظيم بر پيكرهاش نشسته و آبشاري بلند را در دل جاي داده. در پشت آبشار باز هم رود است و رود و در دوردستتر درياچهاي و كوهستاني و در پس همه جنگلهاي سبز مازندران! تا دو سال پيش ساواشي جايي تقريبا ناشناخته بود كه گاه و بيگاه پذيراي كوهنوردان و شيفتگان طبيعت ميگشت. اما از دو سال پيش به اين سو شبكههاي تلويزيوني به معرفي آن همت گماردند و گردشگران را به ديدارش فرا خواندند. در اندك مدتي مردم از هر سو، به ويژه تهران روانه ساواشي شدند؛ آن هم درست زماني كه ييلاقات اطراف تهران از انبوه گردشگران در روزهاي تعطيل اشباع شده بود و مردم در جستوجوي جايي تازه و تجربهاي تازهتر بودند. ساواشي اما، آماده استقبال نبود و تا به خود آمد بر پيكر خويش خراشي از بيمهري ميهمانان يافت! حالا صبح روزهاي پنجشنبه و جمعه مردم با هر وسيله نقليهاي كه در دسترس باشد، از سواري و مينيبوس گرفته تا موتورسيكلت و وانتبار گروهگروه به جانب ساواشي ميروند و هنگامي كه در معابر تنگ و پيچدرپيچ روستا گرفتار ميآيند با بوقهاي ممتد ناشي از خشم، آرامش صبحگاهي روستاييان را برهم ميريزند. آنگاه ستوني از دود و گرد و غبار در جاده خاكي پشت روستا پديدار ميشود كه در ميانه آن بكارت دشت در حال نابودي است. نزديكيهاي تنگه جايي كه رودخانه جاده خاكي را قطع ميكند، ماشينها بيمحابا به آب ميزنند تا در پاركينگ نه چندان وسيعي پشت در پشت هم توقف كنند. آنچه در عقب آنها باقي مانده نهري است كه ديگر هيچ نشاني از پاكي و زلالي ندارد. مسافران با ولع زياد از ماشينها پياده ميشوند و راه تنگه را در پيش ميگيرند. در مدخل تنگه غوغايي برپاست. مسافراني كه گويي تازه دريافتهاند براي گذر از تنگه بايد درون آب و روي بستري از سنگلاخ حركت كرد، پس از لختي درنگ با پاي برهنه دمپايي و يا كفش قدم در آب ميگذارند. تازهبهدوران رسيدهها البته ابتدا سگهاي خود را روانه ميكنند تا با عقب و جلو رفتن و پارسهاي پياپي موجب وحشت زنان و كودكان شوند و تنبلها بيهوده ميكوشند تا با موتورسيكلت از لابهلاي سنگهاي ريز و درشت راه عبوري بيابند. عدهاي هم كه از ديدن مناظر بديع به وجد آمدهاند با فرياهاي گوشخراش و اصوات غريب و قهقهههاي مستانه شادي چندشآوري از خود بروز ميدهند. آن سر تنگه مرتع و چمنزاري وسيع با بيميلي تمام انتظار ميهماناني را ميكشد كه با خيال راحت گلهاي رنگارنگ و بوتههاي وحشي را لگدكوب ميسازند، شاخههاي درختان را ميشكنند و زبالهها را به هر سو پرتاب ميكنند. كمي دورتر جولانگاه ماشينهايي است كه خود را از بالادست تنگه و از جادهاي پرمخاطره به چمنزار رساندهاند و در زير چرخهاي خود همه چيز را به كام نابودي ميكشند. در مابقي مسير نيز تا كنار آبشار كه ديگر تواني براي ادامه راه نمانده همين بساط برپاست و الگوي غالب گردشگران برخي از ما ايرانيان كه عبارت است از سوت زدن و فرياد كشيدن، زباله پراكندن و بر در و ديوار يادگاري نوشتن، به بهترين وچه ممكن مشاهده ميشود! ساواشي در حال پذيرايي انبوه گردشگران شده كه نه ظرفيت چنين جمعيتي را دارد و نه آمادگي آن را. چنين بهنظر ميرسد كه مسئولان محلي فاقد تجربه و توانايي لازم براي به سامان آوردن امور و هدايت مسافران تازهوارد هستند. با اين وضعيت فعلي، آينده تنگه تاريخي ساواشي به روشني قابل پيشبيني است؛ به تدريج طبيعت بكر و زيباي منطقه، حال و روزي شبيه به درههاي شمال تهران نظير دربند و دركه و دارآباد پيدا ميكند كه در مسيري كمتر از دو سه كيلومتر آب پاك كوهستان تبديل به گندابي متعفن و انباشته از زباله ميشود، كشاورزي منطقه رو به نابودي ميرود، آسيبهاي جدي بر پيكره كتيبه تاريخي وارد ميآيد و به تدريج فرهنگ روستاييان دستخوش دگرگونيهاي شگرف ميشود. آنها در هجوم شهريان، آرامش، معيشت سنتي و خرده فرهنگ تاريخي خود را از كف ميدهند، بيآنكه چيزي به دست آورند، محيط آنها تنها يك قرباني است؛ قرباني گردشگري بيمار. |

