درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| معرفی کتاب (بخش سوم) | |
| ساعت ٧:٠۳ ق.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
«تنوع حيات»كوهستان، پناهگاه گونهها
امروزه، در بسياري از بخشهاي آمريكاي جنوبي (همچون خيلي از ديگر زيستگاههاي جهان) از آن تنوع شگفتآور نخستين، فقط تكههايي در كوهستان به جا مانده است. براي نمونه، از جنگل پرباران سواحل اقيانوس اطلس كه داروين در سال 1832 آن را «پيچنده، همچون طرهي مو و سرشار از سكوت درختان سر به فلك كشيده» خوانده بود و از ديدن آن سرشار از اعجاب، حيرت، تعبد و تقديس شده بود، فقط «پنج درصد ... عمدتاً در مناطق پرشيب كوهستاني جان سالم به در برده است» (ص 304). به همين ترتيب، «گونههاي پرندگان بومي جان به در بردهي هاوايي كه اغلب گونك (رليكت)هاي كوچك گوشهگير و نه چندان برجسته هستند، به بقاياي جنگلهاي كوهستاني اين منطقه محدود شدهاند» (ص 283). ايفاي نقش پناهگاه براي گونههاي در معرض انقراض، گاه سبب شده كه درست در سر بزنگاه نابودي هميشگي، يك گونهي ارزشمند شناسايي شود: «روشنترين تجسم امكانات بالقوهي تنوع زيستي يا زيگونگي را كه ارزشمندترين منبع ما است، ميتوان در گونهي زيست Zea diploperennis ديد كه يك گونهي وحشي و خويشاوند ذرت اهلي است. اين گياه را يك دانشجوي مكزيكي در دههي 1970 در ايالت غربي ـ مركزي جاليسكو در جنوب گوادالاهارا كشف نمود. گونهي جديد، در عين مقاومت در مقابل بيماريها، از اين صفت ويژه نيز برخوردار بوده كه رشد دايمي داشته است. اگر ژنهاي آن را به ذرت اهلي (Zea mays) منتقل كنند ميتواند توليد آن را ميلياردها دلار در سراسر جهان افزايش دهد. اما ذرت جاليسكو درست به موقع پيدا شد. اين گونه فقط 10 هكتار از زمينهاي كوهستان را اشغال كرده بود و با انقراض ناشي از آتش و تبر بيش از يك هفته فاصله نداشت» (ص 323).
يك علت ديگر گوناگوني زيستي در كوهستان، اين است كه ستيغهاي يك رشته كوه، گاه همچون جزيرههاي جداگانه عمل ميكنند و هر يك جايگاه گونههاي بومي خاص خود هستند. تبديل دامنهها و ستيغها به كشتزار يا ساختمان، ممكن است بيسر و صدا سبب نابودي بسياري از گونهها ـ حتي پيش از شناخته شدن ـ بشود. يك مورد مستند چنين اتفاقي، در كوه سنتينلا (آندهاي اكوادور) رخ داده است: دو طبيعت نگار به نامهاي آلوين جنتري و كالاوي دادسون كه براي باغ گياهشناسي ميسوري كار ميكردند، در سال 1978 حدود 90 گونه گياه را در اين كوه كشف كردند. در همان سال، كشاورزان با كشيدن يك جاده، از درهي پايين دست شروع به بالا آمدن و بريدن جنگل كردند؛ تا سال 1986 سنتينلا كاملاً پاك شد و در آن كاكائو و ديگر محصولات كشاورزي كشت شد، و تقريباً تمامي آن گونههاي كمياب، به شكلي «خاموش و خون چكان ... نه به صورت زخمهاي باز كه همه را به خود بخواند، بلكه به صورت رويدادهاي نامحسوس ...» منقرض شدند (ص 279). نه تنها در رويدادهاي دست ساخت انسان، بلكه حتي در دورانهاي زمينشناسي گذشته هم، گاه كوهستان پناهگاه زيگونگي بوده است. جنگلهاي پرباران از زيست بومهايي هستند كه در چرخههاي يخبندان و خشك سالي، هيچگاه به تمامي به زير لايههاي يخ نرفتند يا به كلي كويري نشدند كه اين از عوامل تداوم گونهزايي و افزايش تنوع زيستي در آنها بوده است. به زير يخ نرفتن جنگل باراني، به علت نزديكي به استوا بوده است، اما بياباني نشدن آن به خاطر اين بوده است كه حاشيهي پارهاي رودخانهها و «قسمتهايي از دامنهي كوههاي مه آلود، تا ارتفاع معين، به صورت نواحي مشخص و محدود، بارندگي معتدل خويش را حفظ كرد، و پناهگاههاي فراواني ايجاد نمود، كه مجموعههاي گونهها در آن كم و بيش دست نخورده باقي ماند» (ص 237). امروزه در بسياري از مناطق جهان، براي ديدن گوشهاي از زيستگاهها به شكل قديم خود بايد به كوهستان رفت. مثلاً براي ديدن جزيرهي كالدوني جديد در اقيانوسيه «به صورتي كه قبلاً بوده، بايستي از كوهها بالا رفت و شيبهاي تند و نقاط دور افتاده را در پيش گرفت، جايي كه چوببرها امكان صاف كردن آن را نداشتهاند» (ص 309). يا براي يافتن گونهاي باارزش از گياه پريوش كه از آن دارويي براي درمان بيماري كشندهي لوسمي لنفتيك استخراج ميشود، بايد به ارتفاعات بتيسلئو در ماداگاسكار رفت كه آخرين زيستگاه طبيعي اين گياه است (ص 326). ويلسون ميگويد كه ماير 18 «نقطهي داغ» را برشمرده است، اينها در مجموع كمتر از نيم درصد سطح زمين را ميپوشانند، اما حدود بيست درصد كل گونههاي جهان را در خود پناه دادهاند. در شرح اين 18 نقطه كه در صفحههاي 300 تا 310 آمده متوجه ميشويم كه دست كم هشت منطقه، كوهستاني است و شايد در چند نقطهي ديگر هم (كه مشخصاً از آنها به عنوان منطقهاي كوهستاني ياد نشده) بخش قابل توجهي از تنوع باقي مانده، مرهون وجود كوهها باشد (مثلاً در ماداگاسكار). ادامه دارد... |


