درباره من : گروه دیده بان کوهستان (دکا)،یکی از کارگروه های انجمن کوه نوردان ایران (تاسیس 1378 ) است. هدف های دکا ، به طور کلی، افزایش آگاهی همگانی در مورد ارزش محیط های کوهستانی و تلاش برای حفظ این محیط ها است . در این رسانه ی کوچک خواهیم کوشید در باره ی ارزش محیط های کوهستانی ، و چگونگی رویارویی با عامل های آلودگی و تخریب آن بنویسیم . همچنین ، اشاره هایی به ورزش کوه نوردی خواهیم داشت.
پروفایل من : عباس محمدی
| حفاظت از طبيعت، حفاظت از ميراث فرهنگي(قسمت اول) | |
| ساعت ٥:٥٦ ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی |
|
همشهری - زيست بوم - عباس محمدي: ارتباط ميراث فرهنگي (دستاوردهاي بشري) با محيطزيست (پديدههاي طبيعي) در دهههاي اخير بسيار مورد توجه قرار گرفته است. يكي از مهمترين انگيزههاي گردشگري، ديدار از آثار تاريخي و طبيعي است، اما در عين حال گردش انبوه و بهويژه، گردشگري غيرمسئولانه كه با ريختوپاش زباله، رها كردن پساب فراتر از ظرفيت محدود جايگاههاي ديدني و روستاهاي ييلاقي...، يا ساختن بيحساب هتل و ديگر تأسيسات همراه است، ميتواند تخريبكننده آثار باارزش فرهنگي و محيط زيست باشد. حفاظت از ميراث فرهنگي (بناها، اشياء، محوطههاي تاريخي، ميراث شفاهي و ديگر جلوههاي باارزش فرهنگ) مانند حفاظت از محيط زيست، گونهاي از انديشه را ميطلبد كه كمتر درگير سود اقتصادي كوتاهمدت باشد و بيشتر به افق منافع اجتماعي درازمدت بنگرد. به همين دليل، تقريباً همهجا، نگهداري از آثار منحصربهفرد يا آثاري كه ارزش ملي و جهاني دارند، برعهده دولتهاست، چراكه سوددهي اين آثار به شكلي كه كليت و در دسترس بودن آنها آسيبي نبيند، معمولاً طي نسلها خود را نشان ميدهد و اين زمانبري در حوصله اشخاص يا بنگاههاي اقتصادي نيست. ارتباط ميراث فرهنگي (دستاوردهاي بشري) با محيط زيست (پديدههاي طبيعي) در دهههاي اخير بسيار مورد توجه قرار گرفته است. چنانكه روند ثبت آثار طبيعي و تاريخي در «كنوانسيون ميراث جهاني» (يونسكو، 1972) نشان ميدهد، به تقريب يكسوم آثار ثبت شده در فهرست اين كنوانسيون، جايگاههاي طبيعي هستند، و درمورد بسياري از آثار فرهنگي هم دخل و تصرف در محيط طبيعي اطراف آنها – دستكم در محدودهاي كه منظر اثر ميتواند مخدوش شود – جزء حريم به حساب ميآيد. يكي از مهمترين انگيزههاي گردشگري، ديدار از آثار تاريخي و طبيعي است، اما در عين حال گردش انبوه و بهويژه، گردشگري غيرمسئولانه كه با ريختوپاش زباله، رها كردن پساب فراتر از ظرفيت محدود جايگاههاي ديدني و روستاهاي ييلاقي...، يا ساختن بيحساب هتل و ديگر تأسيسات همراه است، ميتواند تخريبكننده آثار باارزش فرهنگي و محيطزيست باشد. نمودهاي مخرب اينگونه گردشگري، در كشورهاي با رشد اقتصادي ناموزون چشمگيرتر است: در ايران، استانهاي كوچك حاشيه خزر بهخاطر جنگلها، كشتزارهاي سبز و ساحل معتدل، مقصد سالانه ميليونها نفر از سراسر كشور است. اما، همين گردشگران عامل آلودهسازي شديد محيط و با تمايل به خريد زمين و حصاركشي و ساخت و ساز، عامل تخريب جبران نشدني چشماندازهايي هستند كه بهخاطر آن به «شمال» ميروند. متأسفانه، بسيار ديده ميشود كه سازمانهاي دولتي هم درگير ساخت و ساز و بهرهبرداري كوتاهمدت اقتصادي به سبك بنگاههاي معاملات املاك و بساز و بفروشها شدهاند. براي مثال: تملك گسترده زمينهاي ساحلي – حتي حريم دريا – براي ساخت «مجتمع رفاهي» يا ساخت و ساز در عرصههاي جنگلي و مرتعي ... كه سراسر استانهاي گيلان و مازندران و گلستان را لكهدار كرده است. ادامه دارد |

