پيچيدگی معمای جنگل لويزان
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢٩ آذر ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

نبرد همه عليه همه

روزنامه اعتماد - گروه اجتماعی - ۲۹/۹/۸۵

درگيري همه با هم. شهرداري با درختان، اداره کل منابع طبيعي با شهرداري، NGOها با شهرداري و مردم با مردم. قصه جنگل لويزان از ابتدا تا به امروز به همين پيچيدگي بوده است. از آخرين روزهاي دهه عزاداري محرم که شهرداري تهران با استفاده از سکوت شب و تعطيلي چندروزه کشور درصدد حل مشکل ادامه بزرگراه زين الدين در شرق پايتخت برآمد. حوالي ساعت 11 شب تاسوعا بود که ماموران شهرداري سوار بر لودرهاي خود به جان جنگل لويزان و درختانش افتادند تا يک بزرگراه را جايگزين کنند. بزرگراهي که به گفته شهردار تهران مي تواند ترافيک منطقه شرق تهران را برطرف کند.

اين البته نظر شهرداري بوده و هست. چه در همين حال اداره کل منابع طبيعي تهران در مقام دفاع از جنگل لويزان هرگونه تخريبي در اين منطقه را ممنوع مي داند. اداره کل منابع طبيعي مخالفتش را از همان فرداي تعطيلات آغاز کرد. همزمان با انتشار گزارش هجوم شبانه شهرداري در سه روزنامه صبح همشهري، شرق و اعتماد ملي. به اعتقاد اين اداره کل، اقدام شهرداري هجوم و تخريب بدون مجوز به جنگلي بوده است که مالکيت آن از ابتدا در اختيار اداره کل بوده است که در غير اين صورت هم هيچ توجيهي براي تخريب لويزان به بهانه احداث بزرگراه وجود ندارد.
البته در اين ميان شنيده هايي نيز بود مبني بر توافق اوليه شهرداري و اداره کل منابع طبيعي بر سر تخريب لويزان که با اطلاع رسانه ها اداره کل آن را تکذيب و شهرداري تلويحاً تاييدش کردند. در اين بين رفته رفته پاي شهروندان نيز به موضوع کشيده شد. ابتدا نهادهاي غيردولتي زيست محيطي که روزي را براي حفاظت از جنگل در کنار درختان سپري کردند. آنها مخالف اقدام شهرداري بودند ولي نه لزوماً موافق مواضع اداره کل منابع طبيعي استان تهران. اما بدون در نظر داشتن حضور شهروندان غيرمتشکل پيچيدگي داستان لويزان مشخص نخواهد شد. درست در هنگامه يي که شهرداري، اداره کل منابع طبيعي و نهادهاي زيست محيطي با يکديگر کلنجار مي رفتند و هر کدام اعتقاد به محق بودن خود داشتند ساکنان مقابل جنگل لويزان هم به ميدان آمدند؛ در دفاع از عملکرد شهرداري و يا شايد ترس از منصرف شدن شهرداري تهران. بنابراين در يکي از روزهاي فراموش نشدني داستاني عجيب شکل گرفت. روزي که همه با هم درگير شده بودند شهرداري با درختان، اداره کل منابع طبيعي با شهرداري،
NGOها با شهرداري و اداره کل و مردم با مردم. شهرداري مي گفت ورودش به حريم جنگل صحيح بوده است، چه با توجه به هزينه مورد نياز براي تملک خانه هاي واقع در مسير اصلي و همچنين نياز مبرم منطقه به بزرگراهي براي کاهش ترافيک چاره ديگري ندارد. اما اداره کل منابع طبيعي معتقد بود چرا شهرداري از همان مسير اصلي يعني از ميان خانه هاي مردم بزرگراه را ادامه نمي دهد. در اين ميان تشکل هاي زيست محيطي هم مي گفتند جنگل ريه شهر تهران است و نمي توان به همين سادگي ريه هاي شهر را از بين برد البته آنها در مقابل عبور از خانه هاي مردم نظري نداشتند اما مردم ساکن معتقد بوده و هستند که نمي شود به خاطر يک بزرگراه چهارصد خانواده را سرگشته کرد. در همان روز ليلا ارشد يکي از ساکنان رو به دوربين خبرنگاران مي گفت؛ «شهرداري اگر بخواهد از ميان خانه هاي ما بگذرد مگر چقدر به ما مي دهد، مطمئن باشيد آنقدر مي دهد که ما فقط بتوانيم يک اتاق در حاشيه شهر اجاره کنيم.» در اين بين قوه قضائيه مانده بود با يک تصميم گيري دشوار. همه حق داشتند و در عين حال هيچکدام محق نبودند. تا به امروز حدود يک سال از آغاز داستان گذشته است. کار متوقف شده است تا دادگاه راي خود را صادر کند. زيست محيطي ها فعلاً نگراني ندارند اما شهروندان ساکن روبه روي جنگل کم و بيش نگرانند. شهرداري و اداره کل منابع طبيعي هم انگار تا مغلوبه شدن جنگ قصد سکوت ندارند. در تازه ترين تلاش براي کشاندن افکار عمومي به سوي خود، شهردار تهران گفته است؛ «عده يي به بهانه هاي واهي و بيهوده از تکميل اين بزرگراه جلوگيري کرده و وقت مردم را تلف مي کنند.» به اعتقاد محمدباقر قاليباف؛ «به دليل توقف بزرگراه شهيد زين الدين روزانه صبح و غروب شهروندان در ترافيک اين محدوده معطل مي مانند که آلودگي هوا و ترافيک، فشارهاي روحي و عصبي را به آنان تحميل مي کند. در حالي که با اتصال و احداث ادامه اين بزرگراه اين مشکلات حل مي شوند.» قاليباف مي گويد؛ «آنهايي که مانع از احداث ادامه بزرگراه شهيد زين الدين شده اند بايد به افکار عمومي جواب دهند که چرا مردم را منتظر گذاشته اند و مشکل کار کجاست.» شهردار تهران حتي اين پرسش را مطرح مي کند که «آيا يک درخت مهم بود اما انسان هايي که وقت شان و سلامت شان را از دست مي دهند مهم تر از درختان نيستند؟» اما اين موضع شهرداري تهران است چه در همين حال اداره کل منابع طبيعي به شهردار تهران مي گويد؛ «نگراني افکار عمومي و مردم شريف و فهيم تهران از اقدامات اين سازمان در راستاي حمايت از اهداف زيست محيطي نيست بلکه دغدغه قطع درختان چهل ساله پارک جنگلي لويزان به عنوان ريه تنفسي شهر آلوده تهران مورد توجه واقع شده است.» آنها حتي معتقدند «برابر چه آمار رسمي و نظرسنجي به عمل آمده توجه افکار عمومي به حمايت از تخريب جنگل توسط شهرداري بوده است» که قاليباف در مصاحبه هاي گوناگون بدان توجه مي کند و به علت جلوگيري از تخريب جنگل اين سازمان را پاسخگوي افکار عمومي مي داند. در مقابل پرسش شهردار اداره کل منابع طبيعي هم از شهردار مي پرسد؛ «چرا با انحراف ايجاد شده در مسير اصلي و مصوب اتوبان (حريم پادگان نيروي دريايي) و هدايت آن به پارک لويزان باعث ايجاد تاخير در اجراي احداث اتوبان شده است هر چند با فرافکني قلب واقعيات و نقض قوانين و مقررات نمي توان داعيه خدمت به مردم را سر داد و بهتر است صلاح امور شهروندان محترم را توسط خود آنان به قضاوت گذاشت.» آنها حتي مي گويند؛ «اين اداره کل و سازمان متبوع هيچ گونه وجهي از باب مجوز تغيير کاربري پارک جنگلي مطالبه نکرده است بلکه مبالغ برآورد شده خسارات ناشي از جرم تخريب غيرقانوني جنگل است که بايد پس از صدور راي قضايي به حساب خزانه واريز شود.»

                                            مطالب مرتبط را در اين جا بخوانيد