بروشور "رودها را رها سازید!"
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

برای همایش اول خرداد در دانشگاه شریف، بروشوری تهیه کرده بودیم که در برگیرنده ی یادداشت هایی درباره ی پیشینه ی جریان منتقد سد سازی در جهان و ایران، معرفی سازمان "رودهای جهانی"، و یک یادداشت انگلیسی بود. این بروشور را می توانید از اینجا دانلود کنید. متن ساده ی بروشور را هم می توانید در "ادامه ی مطلب" بخوانید.

در وبلاگ گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف، گزارشی از آن همایش، همراه با عکس و "جمع بندی نشست" که توسط دکتر ابریشمچی استاد عمران آن دانشگاه (رییس پنل همایش) انجام شده، آمده است.

IMG_8566_resize.JPG (475×204)

 


 

چرا با سد سازی مخالفیم؟

 درباره ی «فایده» های سد سازی، وزارت نیرو و مدیران شرکت های سد سازی و شماری از کارشناسان و مدیران ارشد بخش های گوناگون جامعه بسیار سخن گفته اند. ما مخالفان سد سازی، در مقاله های متعدد – غالبا با اتکا به آمار رسمی و گفته ها و نوشته های مدیران و کارشناسان وزارت نیرو، و واکاوی این اطلاعات-  ثابت کرده ایم که در مورد نقش سدها در تامین آب و برق گزافه گویی می شود. سدسازان تقریبا هیچ گاه به اثرات منفی سدها بر مردمانی که در پی سد سازی، خانه و زمین کشاورزی و چراگاه دام های خود را از دست می دهند، یا سهم آب شان کم می شود، یا امکان ماهی گیری را در تالاب ها و مصب ها از دست می دهند اشاره نمی کنند. و همچنین هیچ گاه از بابت تاخیرهای چندین ساله در اجرای طرح ها و چند برابر شدن هزینه ها نسبت به آن چه که در ابتدا اعلام کرده اند، و درباره ی تاثیر مخرب و جبران ناپذیر سدها بر محیط زیست (به ویژه محیط های حساس و باارزش کوهستانی) و محوطه های تاریخی و باستانی، سخن نمی گویند یا حداکثر با گرفتن ارزیابی های زیست محیطی یا تاییدیه های سازمان میراث فرهنگی که در چرخه ی بسته ی مدیریت کلان دولتی همیشه موفق به آن می شوند، کار خود را توجیه می کنند.                         

ما می گوییم که ادعاهای  سد سازان و طرفداران شان باید راستی آزمایی شود تا مشخص گردد که این طرح های پر هزینه که با استفاده از درآمد ملی اجرا می شوند، به چند درصد از هدف های اعلام شده ی خود دست یافته اند. همچنین ضرورت دارد که یک ارزیابی تحلیلی همه جانبه از اثرات سد بر جامعه های متاثر از طرح، بر محیط زیست، و بر میراث فرهنگی که سرمایه های اجتماعی و ملی ما هستند صورت گیرد.

چندین سال است که طرح های سدسازی و انتقال آب، به میزانی بس افراطی در ایران اجرا می شوند. برای مثال: سدهایی با حجم بسیار بیشتر از آورد مهار پذیر رودخانه (سد کرخه)؛ سدهای متعدد بر روی یک رودخانه که موجب بی آبی شهرهای پایین دست می شوند (سدهای متعدد کارون)؛ سدهایی که با حل کردن کوه های نمکی موجب شور شدن آب رودخانه می شوند (سد گتوند)؛ سدهایی که میراث های فرهنگی پرشمار را غرق می سازند (سد سیمره)؛ سدهایی که بر روی "رودخانه" های غیرواقعی ساخته می شوند و آبی برای آبگیری ندارند (سد شورک)؛ و... .

 

نگاهی به پیشینه ی جریان منتقد سد سازی

 

جان موییر (1914-1838) کاشف، کوه نورد و طبیعت گرای بزرگ آمریکایی که با پیشنهاد او منطقه ی کوهستانی یوسمیتی (Yosemite) به عنوان پارک ملی ثبت شد، در چند سال آخر عمر تلاش زیادی کرد تا از ساخته شدن یک سد در یوسمیتی جلوگیری کند که البته در این کار ناکام ماند. در دهه های بعدی قرن بیستم هم تلاش های مشابهی برای جلوگیری از ساخته شدن سد – به ویژه در منطقه هایی که از نظر طبیعی و تاریخی برجسته بودند- صورت گرفت که تا پیش از دهه ی هشتاد فقط در چند مورد به پیروزی انجامید. اما، در دهه ی هشتاد میلادی مخالفت ها با سد سازی در آمریکا و اروپا گسترده شد و در دهه ی نود، در آمریکای جنوبی و هندوستان و تایلند و دیگر جاها نیز جریان های اجتماعی مخالف سد سازی که طرفدار حقوق بشر، محیط زیست، یا میراث فرهنگی بودند، پا گرفتند. صدور بیانیه ی این سازمان ها در 14 مارس سال 1997 در کوریتیبا (Curitiba) ی برزیل، نقطه ی عطفی در سیر مبارزه با سد سازی و دفاع از وضع طبیعی رودخانه ها بود. از آن سال، 14 مارس به عنوان «روز جهانی رویارویی با سدها، برای حفظ رودخانه ها، آب، زندگی» شناخته می شود. (برای آگاهی بیشتر در مورد تاریخچه ی مخالفت با سد سازی در جهان، نگاه کنید به فصل دهم کتاب رودهای خاموش، نوشته ی پاتریک مک کالی، ترجمه ی فاطمه ظفرنژاد، انتشارات علم و ادب، تهران، 1386).

 

نقد سد سازی در ایران

ایرانیان که در تاریخ، از پیشگامان سدسازی بوده و نخستین سدها با فن‌آوری‌های پیچیده (مانند سد قوسی ایزدخواست فارس) را ساخته اند، با مشاهده ی ژرف‌اندیشانه ی پیامدهایی چون تبخیر بسیار شدید آب از سدها و نیز با مشاهده ی پر رسوب شدن سدها پس از چند دهه که نشان دهنده ی ناپایداری این فن‌آوری است، چند قرن پیش سدسازی را کنار گذاشتند و دیگر روش‌های پایدار مدیریت آب مانند قنات و گردآوری باران را گسترش دادند. تا قرن گذشته، کشاورزی درخشان ایران عمدتا بر برداشت حساب شده از رودها، و بر قنات‌ها و نیز بر روش های گردآوری باران تکیه داشت.  ساخت‌وساز تقلیدی در حوضه‌های آبی از اوایل این قرن بر سرنوشت آبخیزهای کشور حاکم و به تنها شیوه ی مدیریت آب تبدیل شد.

در ایران، مخالفت با موج تقلیدی سد سازی، با آغاز عملیات سد دز در دهه ی 1340 آغاز شد. برخی کارشناسان مستقل سازمان برنامه و بودجه ی وقت از جمله خانم دکتر ملاح با ساخت این سد مخالفت کردند و در مورد اخراج 17 هزار کشاورز بومی مخزن این سد از زمین‌های خود و دیگر اثرهای نامطلوب ساخت سد، نظرهایی دادند که ناشنیده ماند. همچنین حذف حقابه‌ی باغ‌ها و کشتزارهای شهریار و کرج و منطقه ی ورامین و دره ی هراز ، در پی ساخت سدهای کرج،  لتیان و  لار، در دهه ی چهل و دهه ی پنجاه اعتراض های زیادی را در پی داشت.

پس از سال 1357، بار دیگر مخالفت با سدسازی مطرح شد و در این زمینه تنی چند از کارشناسان وزارت نیرو  و نیز پژوهشگرانی مانند دکتر آهنگ کوثر نقطه نظراتی را در زمینه ی مدیریت آب با الهام از الگوی بومی توسعه در این تمدن کهن آبی ارایه کردند. دکتر کوثر تامین آب و آبخیزداری بدون سدسازی و ساخت و سازهای پرهزینه را از دهه ی شصت پیگیری کرد و نمونه ی آن را در گربایگان فسا به اجرا درآورد.  اما در هیاهوی ساخت و سازها، و در هماهنگی دانشگاه‌ها با رویکرد سازه‌ای در مدیریت آب، سخنان او و همفکرانش ناشنیده ماند. 

در دهه ی هفتاد و به ویژه پس از همایش جهانی ریودوژانیرو (1992) و انتشار اسناد آن، بار دیگر مخالفت با سدسازی بی‌رویه در بدنه ی وزارت نیرو پدیدار شد.  این مساله به ویژه در دفتر اقتصاد آب و دفتر فنی آب، شکل منسجم‌تری یافت و بخشنامه‌ها و دستورعمل‌هایی در راستای ژرف اندیشی بیشتر در روند سدسازی تهیه شد. این جریان، در دهه ی هشتاد به دفتر حفاظت کیفی و دفتر آب‌های زیرزمینی که با اثرات سدسازی‌های نسنجیده روبرو شده بودند نیز سرایت کرد.  اما بخشنامه‌ها، در هیاهوی گشایش سدها به عنوان نمادهای توسعه بکلی نادیده گرفته شدند. کار به جایی رسید که حتی اگر سدی با عیب ها و مشکلات کاملا مشهود رد می‌شد، کار به مشاوری دیگر سپرده می شد تا ساخت آن را توجیه کند. "مدیریت سازه‌ای آب" در دهه ی های 70 و 80 با تمام توان خود، آبخیزها را سدبندی کرد و  رقم باور نکردنی بیش از 1260 سد  را برای رودهای کشور تعریف کرد.  تصمیم‌گیران ساخت سدها، دست اندر کاران شرکت های منتفع در این گونه ساخت و سازها بودند.

در دهه ی هشتاد، آب گیری سد سیوند در استان فارس که محوطه های تاریخی تنگ بلاغی را به زیر آب می‌برد و می‌توانست به محوطه های باستانی پاسارگاد (آرامگاه کوروش) و تخت جمشید هم آسیب بزند، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد و اعتراض به سدها صورت اجتماعی به خود گرفت. در سال 1385 اعتراض‌های بسیاری، به شکل‌های گوناگون در این زمینه انجام شد: هزاران صفحه مطلب در تارنماها نوشته شد، صدها خبرنامه و نشریه منتشر شد، ده‌ها مقاله و گزارش در مطبوعات درج شد، و چندین همایش (مثلا در روز 8/12/85 در دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران) و چند تجمع اعتراضی (مثلا در 18/11/ در جلوی وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی و در 25/11 در جلوی مجلس) برگزار گردید. اعتراض های یکی دو سال پیش،  موجب شده بود که آبگیری سد به تعویق بیفتد تا کاوش های باستان شناسی تنگه ی بلاغی «کامل» شود، اما به خوبی مشخص بود که پیمانکار برای آن که کار را تحویل دهد و تسویه حساب کند، مصمم است که در بهار 86 آبگیری سد را به انجام برساند... و این کار انجام شد.

مخالفت با سد سیوند نتوانست به پیروزی منتقدان بیانجامد، اما آگاهی همگانی نسبت به اثرهای منفی سدها را بسیار افزایش داد و آن توهمی که سدسازان درست کرده بودند و این سازه های ناسازگار با طبیعت را بی چون و چرا با ارزش و ضروری وانمود می‌کردند فروریخت. همچنین سبب شد دولت بزرگ‌ترین مجموعه عملیات «نجات بخشی» آثار فرهنگی را سازماندهی کند و چندین گروه کاوشگر داخلی و خارجی به کاوش در تنگ بلاغی پرداختند و بخشی از آثار را نجات دادند.

در سال 86 دو کتاب مهم به فارسی برگردانده شد: رودهای خاموش، نوشته پاتریک مک کالی با ترجمه ی فاطمه ظفرنژاد، و سدها و توسعه، نگارش «کمیسیون جهانی سدها» با ترجمه ای به مدیریت محمد سعید کدیور. این دو کتاب توانست پشتوانه ی نظری توانمندی برای منتقدان سدسازی فراهم سازد.

در تابستان 86 تالاب بختگان خشک شد؛ شکی نبود که علاوه بر اثر سد قدیمی درودزن، آخرین تیر را هم سد سیوند با بستن آب باریکه ی نهایی که به آن تالاب می‌رسید، وارد کرد و این زیستگاه کم مانند را به کام مرگ فرو برد. صدها فلامینگو در اطراف بختگان، غرقه در نمک جان باختند و در پی آن، طرفداران محیط زیست مقاله و یادداشت‌های زیادی نوشتند. همچنین در روز پنجم شهریور چند ده نفر جلوی سازمان حفاظت محیط زیست یک تجمع اعتراضی برگزار کردند. معاونت محیط طبیعی وقت سازمان به میان اعتراض کنندگان آمد و از دلسوزی آنان برای محیط زیست تشکر کرد!

در اواخر سال 86، با پیگیری جمعی از معترضان به آبگیری سد سیوند، قرار شد همایشی در روز 24 اسفند (14 مارس؛ روز جهانی رویارویی با سدها) برگزار شود، اما به دلیل فراهم نشدن مکان برگزاری و مشکلات دیگر، همایش به سال بعد موکول شد.

در یکم اردیبهشت 1387 گروه دیدبان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران (دکا) در نامه‌ای به سازمان حفاظت محیط زیست، به طرح ساخت سد و نیروگاه در منطقه کوهستانی کیامکی داغ (روی رود ارس) اعتراض کرد؛ دفتر ارزیابی زیست محیطی، و دفتر زیستگاه‌ها و مناطق سازمان در پاسخ گفت که اجازه ساخت هیچ گونه بند و نیروگاه و تاسیسات را در محدوده  پناهگاه حیات وحش کیامکی نداده اند.

نخستین همایش رویارویی با سدها در ایران، در 29 اردیبهشت1387 در تهران و به همت جمعی از معترضان به آبگیری سد سیوند (با عنوان دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست ایران)، دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران (دکا)، و هفته نامه ی امرداد برگزار شد. چند نفر از مدیران وزارت نیرو هم این همایش دعوت شده بود، اما هیچ یک شرکت نکردند و فقط منتقدان سد سازی شامل: دکتر محمد سعید کدیور عضو کمیسیون جهانی سدها و مدیر طرح برگردان کتاب سدها و توسعه به فارسی، مهندس فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر حوزه ی آب و مترجم کتاب رودهای خاموش، عباس محمدی مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران، مهندس محمد درویش عضو هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع، رضا مرادی غیاث آبادی پژوهشگر باستان شناسی، و مهدی فریور مهندس راه و ساختمان، به سخنرانی پرداختند.

در 20 شهریور 87 همایشی از سوی انجمن اعضای هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع در محل این موسسه برگزار شد که در آن، مهندس احمد آل یاسین از پیش کسوتان سدسازی ایران و از مدیران پیشین سد دز سخنرانی کرد. او گفت که سدها در تحلیل فنی، بر شانه ی کوه‌ها، اما در تحلیل اجتماعی، بر شانه ی مردم می‌نشینند . در این همایش همچنین فاطمه ظفرنژاد درباره سد لفور (البرز) سخنرانی کرد، و نیز فیلمی که توسط  دکا از ساختگاه سد لفور (مازندران) گرفته شده بود، نمایش داده شد. بیانیه ی پایانی این همایش روی اینترنت منتشر شد و ده‌ها فعال محیط زیست و میراث فرهنگی، و چندین سازمان مردم نهاد آن را امضا کردند.

در 24  اسفند87 (14 مارس 2009) به مناسبت روز جهانی رویارویی با سدها، همایشی از سوی  دکا و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست (دفتر تنکابن) در شهر تنکابن برگزار شد. فاطمه ظفرنژاد، میترا البرزی منش (از جمعیت زنان) و عباس محمدی در این همایش مقاله ارایه و سخن رانی کردند.

در سال 1388 یک سال پس از همایش 29 اردیبهشت 87، فاطمه ظفرنژاد با دادن مقاله به مطبوعات کوشید که بیست و نهم اردیبهشت را به عنوان «روز ملی رویارویی با سدها» (یا روز حمایت از رودخانه ها در برابر سدسازی) معرفی کند. او به این مناسبت دو سخنرانی هم داشت: یکی با عنوان «اثر رودها در حفاظت از میراث فرهنگی» در 2 خرداد 1388 در مجموعه سعدآباد، با دعوت سازمان میراث فرهنگی، و دیگری با عنوان «مدرنیزاسیون آبخیزها و اثر آن بر دانش بومی» در 4 خرداد، در خانه ی هنرمندان با دعوت انجمن صنفی مهندسان مشاور و معمار و شهرساز، و جامعه ی مهندسان معمار ایران.

در نامه ی‌ 4  اسفند 88 به دفتر مقام رهبری، دکتر مهدی بصیری  و 29 عضو دیگر هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان، انتقادهای اساسی به «رویکرد سخت افزاری در بخش آب» وارد ساختند و خواستار آن شدند که در قانون بودجه ی سال 89 و برنامه ی پنجم توسعه، پیامدهای سد سازی لحاظ شود. دفتر در نامه‌ای به تاریخ 20 اسفند خطاب به آقای احمدی نژاد نوشت که مقام معظم رهبری مرقوم فرموده‌اند: « جناب آقای رییس جمهور محترم، نامه ی حضرات اساتید متخصص در زمینه ی مورد بحث، شایسته ی آن است که با امعان نظر دقیق و همه جانبه ی جنابعالی و مسوولان بلندپایه ی این بخش و مسوولان برنامه‌ریزی کشور روبرو شود. انتظار می رود اقدام شایسته در این باره انجام پذیرد». نامه ی یاد شده برای ده ها مقام و مرجع موثر در بخش های آب، کشاورزی، و محیط زیست نیز فرستاده شد.

در اواخر اسفند سال 1388 به مناسبت 14 مارس روز جهانی رویارویی باسدها، سه همایش برگزار شد: در روز 22 اسفند در دانشگاه شهید بهشتی تهران، با مقاله هایی از فاطمه ظفرنژاد، میترا البرزی منش، عباس محمدی، و سخنرانی های دیگر؛ در روز 23 اسفند در دانشگاه شهید عباسپور (دانشگاه صنعت آب و برق، وابسته به وزارت نیرو)، به همت انجمن علمی دانشجویان دانشکده عمران این دانشگاه، با سخنرانی و ارایه مقاله از سوی فاطمه ظفرنژاد، عباس محمدی، میترا البرزی منش (و همچنین سخنرانی کارشناسانی از وزارت نیرو، در دفاع از سد سازی)؛ و در 24 اسفند در تنکابن، به همت جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست و دکا و خانه ی کشاورز تنکابن، با سخنرانی محمد درویش، عباس محمدی، جمشید منصوری (عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تنکابن). در همایش تنکابن نیز مدیرانی از وزارت نیرو شرکت داشتند که برگزاری یک نشست با منتقدان سدسازی در وزارت نیرو را پذیرفتند.

در 29  فروردین 1389 نشستی در شرکت توسعه ی منابع آب (با دعوت مهندس معماری، از کارشناسان این شرکت) برگزار شد که در آن شماری از مدیران این سازمان به سخنان فاطمه ظفرنژاد، عباس محمدی و محمد درویش گوش سپردند و ادعا کردند که خواهان ادامه گفتگوها هستند. اما فارغ از تعارف‌هایی از این دست، وزارت نیرو با تمام قوا ساخت و افتتاح سدها را دنبال کرد!

در 29 اردیبهشت 89 "جمعیت پیام سبز اصفهان" و چند تن از اعضای هیات علمی دانشکده ی منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان، همایشی با عنوان "ناگفته‌های سدسازی" در آن دانشکده برگزار کردند. در این همایش، دکتر مهدی بصیری، دکتر سید احمد خاتون آبادی، دکتر سیما فاخران، دکتر منصوره ملکیان و دکتر حسین مرادی از اعضای هیات علمی آن دانشکده ، محمود سلطانی کارشناس ارشد محیط زیست، مهندس سعید سعادت نیا از انجمن صنفی مهندسان ساختمان ، دکتر سید آهنگ کوثر از صاحب‌نظران آبخوان‌داری، فاطمه ظفرنژاد، اسفندیار امینی از "کانون خبرگان کشاورزی استان اصفهان"، عباس محمدی از گروه دیده بان کوهستان، و دیگران به ارایه ی مقاله و سخنرانی پرداختند.

در روزهای 30 و 31 تیرماه 1389 در همایش ملی بحران زیست محیطی پارک ملی دریاچه ی اورمیه در نقده، یک کارگاه درباره ی تاثیر ساخت بیش از 40 سد در حوزه ی اورمیه در پدید آمدن این بحران، برگزار گردید. سخنرانان این کارگاه، مهدی بصیری (و تنی چند از اعضای انجمن پیام سبز اصفهان)، حسین آخانی، فاطمه ظفرنژاد، و محمود سلطانی  بودند.

در 28 و 29 مهرماه 1389، "همایش ملی ارزیابی تاثیر اجتماعی سیاست ها، برنامه‌ها و طرح‌ها" در دانشگاه شهید بهشتی با کمک شهرداری تهران برگزار شد. در این همایش، مسائل سدسازی با تمرکز ویژه بر دریاچه ی اورمیه در یک نشست ویژه به مدیریت فاطمه ظفرنژاد بررسی شد.  در این نشست، دکتر بصیری، زنده یاد استاد کامبیز بهرام سلطانی، دکتر آخانی، و دکتر پیمان یوسفی آذر درباره ی لزوم توقف سدسازی به سبب خطرات بسیار گسترده ی آن بر 6 میلیون انسانی که در پیرامون دریاچه ی اورمیه زندگی می کنند سخنرانی کردند. 

در روز جمعه 30 اردیبهشت 1390 به مناسبت "روز ملی حمایت از رودها در برابر سد سازی" (29 اردیبهشت)  همایشی از سوی دیدبان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران، دفتر نمایندگی این انجمن در بابل، جامعه ی کوه نوردان بابل، انجمن یاوران زمین بابل، موسسه ی "سنستا" و دیگران، با همکاری کانون مهندسان بابل در محل دفتر این کانون برگزار شد. سخنرانان این همایش، فاطمه ظفرنژاد و عباس محمدی (منتقد سدسازی) و مجید اسکندری نژاد و  مصطفی فدایی فر (مدافع سدسازی) بودند. همچنین در این همایش، دو نفر از فعالان محیط زیست اهل ترکیه: سرهت رسول و ایپک تاسلی سخنرانی داشتند و پیشنهاد دادند که فعالان محیط زیست ایران و ترکیه و عراق، به اجرای فعالیت‌های مشترک در زمینه ی مقابله با سدسازی بر سرشاخه های دجله و فرات بپردازند.

در تابستان، اهالی روستاهای ظلم آباد، دهلران، دشت بزرگ و کوه زر از توابع عقیلی، بخاطر شور شدن چاه آب آشامیدنی منطقه ی خود، بر ضد سد گتوند علیا اقامه دعوی کردند. منجزی رییس شورای روستای دهلران از توابع عقیلی در گفتگو با ایبنانیوز گفت که آب آشامیدنی چهار روستای ظلم آباد، دهلران، دشت بزرگ و کوه زر از یک چاه قدیمی تأمین می شد که با بالا آمدن سطح آب دریاچه ی سد گتوند علیا و نفوذ احتمالی «آب - نمک» به سفره های زیر زمینی، شور شده است.

شماری از اهالی استان چهار محال بختیاری و نمایندگان این استان هم اعتراض های پیوسته ای به طرح انتقال آب - موسوم به تونل بهشت آباد- از منطقه ی بختیاری به استان اصفهان داشته اند.

  از 5 تا 8 مهر ماه 90 یک همایش محیط زیستی در شهر دیاربکر ترکیه برگزار شد که در آن چند صد نفر از ترکیه و عراق و همچنین چند نفر از ایران (دکتر اسماعیل کهرم، مریم مرادی، مجید خانکی و...) حضور داشتند و در آن به بررسی پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی طرح های بزرگ سد سازی در جنوب شرق ترکیه (معروف به طرح GAP) پرداختند. در روز 3 بهمن نیز همایشی در شهر سلیمانیه ی عراق با همین موضوع برگزار شد که از ایران مریم مرادی، عباس محمدی و مجید خانکی در آن حضور داشتند.

در میانه های سال 1390 بحث عقب نشینی دریاچه ی اورمیه و تاثیر سد سازی ها در روند تبدیل این دریاچه به شوره زاری نیم میلیون هکتاری و متاثر شدن زندگی حدود شش میلیون نفر، بسیار داغ شد و بسیاری از رسانه های ایران به آن پرداختند. در هفته ی نخست آبان ماه، ده ها سازمان مردم نهاد و شخصیت محیط زیستی نامه ای به مجلس شورای اسلامی (با رونوشت به دیگر مقام های ارشد کشور، و به شرکت توسعه ی منابع آب ایران) نوشتند و در آن، از جمله اظهار داشتند: «سد سازی های بی رویه، احداث میان گذر، گسترش کشاورزی ناکارآمد و حفر شتابان چاه های مجاز و غیرمجاز، بر پیدایش مشکلات دریاچه ی اورمیه اثر غیر قابل انکاری داشته است». این نامه، با ابتکار اولیه ی "گروه محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف" تهیه شده بود. در این ماه، همچنین اعتراض ها و تجمع هایی در اعتراض به سیاست های مدیریت آب در حوزه ی اورمیه صورت گرفت.

گروه محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف، در روز ششم اسفند 1390 نشستی را با گروهی از کارشناسان و فعالان محیط زیست برای چاره اندیشی در مورد وضع دریاچه ی اورمیه برگزار کرد. از جمله حاضرین در این نشست، دکتر تقی شامخی، مهندس محمد درویش، دکتر پیمان یوسفی آذر، دکتر عباس قمری زارع، دکتر سمیه سیما، مهندس فاطمه ظفرنژاد و مهندس میترا البرزی منش بودند. این گروه، توانست در روز چهارم اردیبهشت 1391 هم یک نشست با شماری از مدیران رده بالای وزارت نیرو برگزار کند. در این نشست، دکتر راضیه لک، میترا البرزی منش، دکتر محمد مهدوی، مهندس محمد درویش و دکتر مجید مخدوم، به همراه شماری از دانشجویان دانشگاه، انتقادهای خود را در مورد مدیریت حوزه ی آبی اورمیه مطرح کردند.

اگرچه، نشست کارشناسان و مدیران وزارت نیرو با منتقدان سد سازی را باید به فال نیک گرفت و آن را نشانه ای از تاثیر گذاری فعالیت های منتقدان دانست، اما ظاهرا هیچ کدام از این فعالیت ها، تغییری در تصمیم‌گیری‌های "پشت پرده ی آهنین" و همسو با منافع شرکت‌های ساختمانی و پیمانکار، پدید نیاورده است. امروز بازار چنان آشفته شده که طرح انتقال آب از دریای مازندران به سمنان و استان های مرکزی به شکلی شتابزده کلید خورده؛  طرحی ویرانگر که قطعا از ذهن اشخاص منتفع در ساخت و ساز مایه گرفته است. و این‌همه در زمانی رخ می‌دهد که انتقاد به طرح های سدسازی و انتقال آب حتی از سوی مجلس و شماری از مدیران دولتی بخش های محیط زیست و منابع طبیعی و میرراث فرهنگی هم طرح شده است.

 امید آن که با دگرگون شدن ریشه ای شیوه ی مدیریت آب های کشور، مداخله دادن گروه های بیشتری از جامعه در این امر، سهیم ساختن جامعه های متاثر از سد سازی در روند تصمیم گیری ها، و با حذف رویکرد ساخت و سازگرا از مدیریت آب، شاهد تغییر رفتاری اصولی در استفاده از منابع آب کشور باشیم.

 

--------------------------------------------------------------------------------------------

 

آشنایی با سازمان «رودهای جهانی»

 

سازمان رودهای جهانی یکی از سازمان های برجسته ی جهان در مبارزه بر ضد سد سازی است. اطلاعات زیر را از تارنمای این سازمان (www.internationalrivers.org) برگرفته ایم. این سازمان، در نظر دارد با تقویت جنبش مدنی، اصلاح شیوه ی گفتگوی از بالا به پایین و تصمیم سازی در فضای مبهم که در طرح های سد سازی متداول است، با افزایش آگاهی درباره ی شیوه های ساخت و ساز گرا در مدیریت منابع آب، و با به نمایش گذاشتن پیامدهایی که این شیوه ی تفکر بر جا گذاشته است، از تمامیت و جریان طبیعی رودخانه ها به عنوان زیستبوم هایی ارزشمند دفاع کند.

 

رسالت

رسالت رودهای جهانی (International Rivers) حفاظت رودخانه ها و دفاع از حق جامعه های وابسته به آن است. ما مخالف سدهای مخرب و شیوه ی توسعه ای که آن ها پیش گرفته اند هستیم، و راه های بهتری را برای برآورده ساختن نیاز مردم به آب و برق و حمایت از آنان در برابر سیل های ویرانگر ترویج می کنیم. برای دستیابی به این هدف، ما با یک شبکه ی جهانی از جامعه های محلی، جنبش های اجتماعی، سازمان های غیردولتی، و دیگر همراهان کار می کنیم. رودهای جهانی، با پژوهش، آموزش و پشتیبانی، در راه متوقف سازی طرح های مخرب رودخانه ها، جلب توجه به پیامد طرح های اجرا شده، اصلاح سیاست ها و اقدام های توسعه ای، و تشویق راه حل های مناسب برای جهانی عادلانه و پایدار کار می کند.

چشم انداز

رودهای جهانی، جهانی را می خواهد که در آن رودها و زیست بوم هایی که آن ها پشتیبانی می کنند، ارج نهاده شود و اهمیت پیوند میان زیست بوم سالم و جامعه ی سالم درک گردد. ما جهانی را در نظر داریم که در آن، طرح های توسعه نه طبیعت را به انحطاط برد و نه انسان ها را فقیرتر سازد، و همچنین جهانی که در آن صدای مردم در طرح هایی که زندگی و  سرزندگی شان را زیر تاثیر می گیرد، شنیده شود.

ارزش ها

در تلاش برای رسیدن به هدف، رودهای جهانی، ارزش های زیر را فرا روی خود قرار داده است:

  • همکاری: ما خود را بخشی از جنبش جهانی برای حفاظت سامانه های رودخانه ای، و همکاران مان را همراهانی برای کار و مشاوره در جهت تقویت تلاش های گروهی مشترک می دانیم.
  • درستکاری: ما کار خود را با صداقت انجام می دهیم، به تعهد خویش پایبندیم، و انتظار داریم که دیگران نیز چنین کنند.
  • حساب پذیری: ما در برابر جامعه های تاثیرپذیر، کمک کنندگان، حامیان مالی، گروه های همراه، و به طور کلی جامعه، حساب پس می دهیم تا هماهنگ با رسالت اعلام شده مان عمل کنیم.
  • فرا گیری: ما از گفتگو تصمیم گیری آزاد، شفاف، فراگیر، و مشورت پذیر حمایت می کنیم.
  • شجاعت: ما فعالیت در شرایط دشوار و رویارویی آشکار با مخالفان خویش، درجهت رسالت خود را می پذیریم و به رسمیت می شناسیم. در عین حال، با دقت خطرهایی را که متوجه کارکنان ما است ارزیابی می کنیم و از رو در رو ساختن آنان با اوضاع خطرناک دوری می کنیم.
  • دقت: ما متعهد به پژوهش و تحلیل دقیق و دادن اطلاعات درست هستیم، و کار خود را بر پایه ی بهترین شواهد ِ در دسترس انجام می دهیم.
  • خلاقیت: ما خواهان به چالش کشیدن شیوه های غالب، و پی گیر راه های نوین و ابتکاری برای افزایش کارآمدی داخلی و بیرونی هستیم.

 

A Day for Protection of Rivers

Iranian organizations involved in the protection of environment, have serious concerns about the dam-building projects undertaken in the country. These projects disturb the vitality of rivers and have a negative impact on population centers that benefit from them.

In addition to March 14th, the International Day for Protection of Rivers from Dam-Building, Iranian community based organizations have named May 18th the National Day for Protection of Rivers. On this occasion, through gatherings and public relations through the media, these organizations make an effort to bring attention to the harm dam-building projects have on the environment, native populations and the national cultural heritage.

This year, the fifth May 18th annual gathering will be held at the Sharif Industrial University of Tehran. The Mountain Watch Group (of the Alpine Club of Iran), the Environmental Protection Group of Sharif University, and other environmental activists are sponsoring this gathering. A few government officials have also been invited to engage in dialogues and debates at this gathering. Presentations have been organized around two main themes: The Impact of Dam-Building on the Environment, Cultural Heritage, and Native Communities; and: Do Dam-Builders Tell the Whole Truth?

Abbas Mohammadi

Manager, Mountain Protection Group

am.kouh@gmail.com