سینما، محیط زیست، سدسازی
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱٢ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

این تارنگار، پیش از این هم یادداشتی در زمینه ی رابطه ی هنرمندان و محیط زیست داشته است (اینجا)؛ اینک خوشحالم که از طریق دوستانم در ایبنا نیوز آگاهی یافتم که  محمود رحمانی، سینماگر جوان و پرکار اهل ایذه، مستند داستان گونه ای به نام "مادرم بلوط" ساخته است که ماجرای دلدادگی و سرگشتگی فردی است به نام اسد که با آبگیری سد کارون 3، کاشانه ی خود را از دست می دهد و شاهد نابودی هزاران درخت بلوط است (برای آشنایی بیشتر با محمود رحمانی، می توانید این گفتگو را بخوانید).

سعید رجبی فروتن، مدیر تارنمای روزانه های سینمایی، یادداشت زیر را به تاریخ 8 خرداد درباره ی "مادرم بلوط" نوشته است: 35_2163 

"مادرم بلوط" اثر محمود رحمانی فیلم هفته شد؛ نقد سدسازی در کانون توجه اهالی سینما 
محمود رحمانی

وقتی در روزنامه اعتماد امروز می خوانم که یکی از سیاست های زیست محیطی کشور جلوگیری از سد سازی بیشتر است، به یاد مستند فوق العاده تماشایی مادرم بلوط کار مستند ساز با استعداد خوزستانی می افتم. این هفته مجوز چهار کار درخشان او برای عرضه در شبکه صادر می شود و موسسه ای که اختصاصاً در زمینه مستند فعالیت می کند، اقدام به انتشار آنها خواهد کرد. با چه تیراژ و با کدام نقشه راه قصد توزیع و پخش آنها را دارد، نمیدانم. با خودم می اندیشم که اگر تلویزیون کشور با بی پروایی در دو دهه گذشته شرایط تولید و پخش مستندهای اثر گذاری چون مادرم بلوط را فراهم می کرد، شاید مسئولان محیط زیست کشور زودتر از اینها به فکر تجدید نظر در باره سیاست هایشان می افتادند و بالاخره پی می بردند که زیان های ساخت سد، بیش از منافع آن است. مادرم بلوط فیلمی است در باره عوارض زیست محیطی احداث سد کارون ۳ و تخریب بیش از ۶۳ کیلومتر از جنگل های بلوط زاگرس مرکزی.


فیلمساز به دنبال یک دلال چوب ما را با خود همراه ساخته و به ارتفاعات زاگرس می برد. جایی که در آن مرد به ظاهر شیرین عقلی به کوه زده و به کار سوزاندن چوب در چاه و تولید زغال مشغول است. کاری که از دید مراقبان جنگل یعنی همان کسانی که جنگل بلوط را با سد سازی تاخت زده اند، کاری مجرمانه و خلاف قانون است. اسد هم دلسوخته است چون به وصال دلداده اش نرسیده است و هم خانه خراب است چون مهندسان سد کاشانه اش را تخریب کرده اند. آواز حزین او در دل خوفناک کوهستان خشک و عریان، تاثیر تماشای نعش هزاران اصله درخت بلوط در آبهای منتهی به سد را دو چندان می کند. در اینگونه مواقع منتقدان برای بازار گرمی و اغراق در باره یک فیلم به کسب جوایز متعدد جهانی و ملی آن متوسل می شوند که محمود رحمانی یک دوجین از این جوایز را دارد و به آن می بالد اما مستندهای رحمانی از جمله همین فیلمش، اعتبارش را از جشنواره ها نمی گیرد بلکه فیلم هایی از این دست هستند که به جشنواره ها آبرو و اعتبار می بخشند. رحمانی که زاده حوالی همین طبیعتی است که دستخوش تصرفات و تغییرات فاجعه باری شده است، در این مستند به زیبایی کوشیده است تا طرح های توسعه ای فاقد ارزیابی های جامع زیست محیطی، اجتماعی و انسان شناسی را به چالش بکشد. فیلم ۵۲ دقیقه ای او به راحتی همان کاری را می کند که شاید هزاران سخنرانی و بیانیه و اعلامیه قادر به بازگویی آن نیستند. می توان حدس زد جدا از بردباری فیلمساز برای ساخت هوشمندانه ای این فیلم که تصویر برداری آن متناوباً دو سال به طول انجامیده است، تدوین فیلم و جان بخشی شاعرانه به روایت تصویری آن، نقش بسزایی در انتقال پیام اثر به مخاطب دارد.
مادرم بلوط را ببینید. فیلمی که براحتی از یاد شما نخواهد رفت و در سوگ بلوط های بارور تا مدت ها با فیلمساز هم نوا خواهید بود.