آیا سد سازان تمام حقیقت را می گویند؟!
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱٥ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

به مناسبت 5 جون، روز جهانی محیط زیست

عباس محمدی- همشهری

 بر زبان آوردن بخشی از حقیقت، ممکن است نه تنها کمکی به دست آیا سدسازان حقیقت را می‌گویند؟!یافتن به حقیقت نکند، بلکه برعکس می تواند شنونده را از مسیر درک درست موقعیت دور سازد. نمونه ی طنز آمیز این واقعیت، آن لطیفه ی معروف است که شخصی می گوید می خواهم با فلانی ازدواج کنم و پنجاه درصد مشکل هم حل است: من، با این ازدواج موافق ام! اما، با وجود شناخته بودن ترفند "دروغ گویی با بیان بخشی از حقیقت"، این شیوه کاربرد فراوانی دارد؛ با کاربرد انواع روش های ماهرانه مانند استخراج و تفسیر آمار به قصد به دست آوردن نتیجه ی دلخواه، جا زدن خواسته های یک گروه اجتماعی به جای خواست "مردم"، بیان مشکلات یک منطقه و ربط دادن آن به امری بی ربط، مهندسی افکار عمومی و القای یک "نیازمندی" با نشان دادن لازمه های زندگی در جایی دیگر، و مانند این ها، ترفند یاد شده به سادگی تشخیص داده نمی شود و همچنان از سوی کسانی که می خواهند راست گویانه دغل ببازند، به کار می رود.

سد سازی به عنوان یک رشته ی ساختمانی پول ساز و کاری که جلوه های نمایشی برجسته ای دارد، پیشه ی خوبی برای گروه های اجتماعی فرادست به شمار می رود تا هم درآمد عالی داشته باشند و هم در جامعه جلوه فروشی کنند. از آن جا که سد سازان، هزینه های هنگفت طرح های خود را از محل درآمدهای عمومی به دست می آورند، خواه ناخواه، بخشی از کار آنان حساب پس دادن به مردم و بیان "حقیقت" ها به ایشان است که در این زمینه، شیوه ی یاد شده در بالا بسیار کارساز است. البته، در مواردی، کمترین نشانی از حقیقت در توجیه ساخت سد دیده نمی شود، اما در مواردی هم که درباره ی نیاز کشور به آب و برق یا اشتغال سخن می گویند، تمام واقعیت را بیان نمی کنند. در زیر، به اجمال و با نگاه به چند طرح کوچک و بزرگ سدسازی، در پی نقل بخش هایی از گفته های طراحان و مدافعان سد، نیمه ای ازحقیقت را که از سوی ایشان ناگفته (و یا ناشنیده) مانده، نقل می کنیم:


سدسیمره

گفته ها در "ضرورت" ساخت سد: کنترل سیل های مخرب، تنظیم آب کشاورزی، افزایش اشتغال(1).

ناگفته ها: به زیر آب رفتن 21 روستا و صدها هکتار زمین کشاورزی مرغوب، نابود شدن هزاران هکتار مرتع، و در نتیجه بیکار شدن روستاییان و دامداران بسیار (که هم اینک به حاشیه ی شهرهای خرم آباد و ایلام و تهران و... رانده شده اند)؛ غرق شدن 150 محوطه ی تاریخی و میراث فرهنگی که ارزش بالقوه ی آن ها در کارآفرینی، می توانست بسی بیش از اشتغال زایی سد باشد؛ کم تر شدن آب ورودی به رود کرخه که هم اینک نیز کمتر از نیمی از ظرفیت مخزن خود را آبگیری می کند؛ کم آب تر شدن دشت خوزستان و خشک تر شدن تالاب ها با جلوگیری از ورود سیلاب ها که سبب تخریب شیوه های زیستی هورنشینان، و افزایش ریزگردها می شوند.

 

 سد گتوند

گفته ها: همان موردهای بالا، به اضافه ی «رکورد گذاری... : خاکریزی روزانه 52000 متر مکعب و بتن ریزی روزانه 70000 متر مکعب [!]»(2).

ناگفته ها: تاثیر قطعی و همیشگی سد در افزایش شوری آب کارون به دلیل حل شدن کوه های نمک در دریاچه ی سد (در ابتدای آبگیری سد، آب روستاهای گتوند و عقیلی شور شد)؛ نابود شدن غارها و فروچاله های نمکی که از جاذبه های گردشگری بسیار ارزشمند و در سطح جهانی کمیاب کشور بوده است؛ هدر رفتن سرمایه های عظیمی از کشور با اجرای طرح خیال پردازانه ی «پتوی رسی» برای جلوگیری از نفوذ آب به لایه های نمکی.

 از این گذشته، نمی گویند که رکوردهای خاکریزی و بتن ریزی، با وجود مخالفت های شدیدی که حتی در خود وزارت نیرو با ساخت این سد بوده، در واقع رکورد لجبازی در پیشبرد منظور، و تجاهل نسبت به فاجعه هایی است که می شد جلویش را گرفت.

 

 سد داریان (در دست ساخت)

گفته ها: مهار آب های مرزی... (3).

ناگفته ها: غرق شدن شش روستای تاریخی و زیبا و همچنین به زیر آب رفتن "کانی بل" (چشمه بل) که بین 600 تا 6000 لیتر در ثانیه آبدهی با کیفیت آب بسیار عالی دارد. این چشمه به عنوان یکی از نشانه های بابرکت خلقت، در نظر مردم منطقه مقدس به شمار می رود.

 ناگفته ی دیگر این که آقایان برای "نجات بخشی" چشمه، طرح های شگفت انگیز، تخیلی، و پرهزینه ی چندی هم پیش کشیده یا  اجرا کرده اند، از جمله ساختن یک برج بتنی که از کف دریاچه ی سد، آب چشمه را به بالا بیاورد(!) و نیز کندن دو تونل در بالادست چشمه(!) برای رسیدن به رگه ی آب و انتقال آن به سوی دیگر که تا کنون صدها میلیون تومان صرف این کار شده و هیچ نتیجه ای نداده است. و باز این که آیا اگر ما به خود اجازه دهیم که هر آب خروجی از کشور را به نفع خود مهار کنیم، همین اجازه را (مثلا برای مهار آب های دجله و فرات، و در نتیجه:شط العرب، توسط ترکیه و عراق) به دیگران نخواهیم داد؟! آیا بهتر نیست که در مورد حوزه های بین المللی آب، با همسایگان به گفتگو بپردازیم؟

 

سد ژاوه (در دست ساخت)

گفته ها: «تقویت منابع آب‌های زیر زمینی دشت‌های قروه و دهگلان در کردستان...»(4).

ناگفته ها: به زیر آب رفتن شش روستا و اثر گذاری سد بر زمین های کشاورزی و مراتع 25 روستا؛ افزایش تنش های منطقه ای به دلیل آن که رودخانه ی سیروان، هم اینک در پایین دست سد ژاوه به کشاورزی پر رونق حوزه ی سنندج کمک می کند و قطعا با ساخته شدن سد و انتقال آب به دشت های نزدیک به دریاچه، این حوزه دچار مشکل خواهد شد.

 

سد گرین (در دست ساخت)

گفته ها: «با ایجاد سد گرین عملاً کم‌آبی و خشکسالی از نهاوند رخت برمی‌بندد و کشاورزان مشکل کم‌آبی  یا بی‌آبی نخواهند داشت»(5).

ناگفته ها: هفتاد تا هشتاد درصد آورد رودخانه در محل مورد نظر برای سد، از چشمه ی گاماسیاب است؛ در نتیجه می توان گفت که اگر هدف از ساخت سد، استفاده از آب برای کشاورزی باشد، با توجه به "پیوسته" (و نه سیلابی) بودن جریان چشمه، اصلا نیازی به ساختن سد نیست! در عین حال، با ساخته شدن سد گرین، مزرعه های پرورش ماهی پرشمار که در سال های اخیر در این حوزه راه اندازی شده، به شدت آسیب خواهند دید یا به کلی تعطیل خواهند شد.

دوم این که این چشمه و دیگر بخش های حوزه ی رود گاماسیاب، در حدود بیست درصد آب کرخه را تامین می کند و اگر قرار باشد که تمام یا بخش عمده ی این آب برای کشاورزی نهاوند مصرف شود، حوزه ی بزرگ کرخه (و از جمله آبگیری سد سیمره و سد عظیم و پر هزینه ی کرخه) به شدن آسیب خواهد دید. این نکته، به ویژه با توجه به ساخت سدهای پرشمار دیگر (سدهای کلان، سرابی، خرم رود، نعمت آباد در حوزه های ملایر و تویسرکان) که آب ورودی به کرخه را کمتر کرده یا خواهند کرد، درخور توجه است. از همه مهم تر این که گفته می شود اگر سد با تراز در نظر گرفته شده ی کنونی ساخته شود، خود چشمه به زیر آب خواهد رفت! همچنین زمین شناسان برجسته ی کشور گفته اند که به علت کارستی بودن منطقه، احتمال آن که آب از مخزن سد فرار کند، بسیار زیاد است.

از دیگر اشکال های سد این که تا حدود سیصد هکتار از جنگل ها و صدها هکتار دیگر از مراتع را تخریب و غرق خواهد کرد که خود تاثیر منفی شدید بر حوزه ی آبخیز خواهد داشت.

کلنگ ساخت این سد در تاریخ 9/3/90 فقط با فشار سیاسی (از سوی استاندار همدان، نماینده ی نهاوند در مجلس...) و پیش از آن که مجوز ارزیابی محیط زیستی و مجوز سازمان میراث فرهنگی برای این کار گرفته شود، زده شده است؛ این سد، حتی مصوبه های فاز یک و دو از کمیته ی تخصصی وزارت نیرو را ندارد و تامین اعتبار مالی هم برای آن نشده است. برآورد هزینه ی ساخت سد، در سال 1387 پنجاه و شش میلیارد تومان(6)، در سال 89 نود میلیارد تومان(7)، و در اواخر سال 1390 دویست میلیارد تومان بوده است(8). با این وصف، جالب توجه است که عملیات اجرایی سد با تخصیص پنج میلیارد تومان در سال 89 و همین مقدار در سال 90 به پیش می رود که با این حساب، پروژه (در واقع: ماجرای بودجه گیری) تا ده ها سال ادامه خواهد داشت... .

 

سد خرسان 3 (در دست ساخت)

گفته ها: «محرومیت زدایی» بخشی از استان چهار محال و بختیاری با ساختن روستاهای جدید به جای آن هایی که به زیر آب می روند. استاندار گفته است: «در طرح کارون 4 پرداخت پول به مردم برای جابجایی موجب حاشیه‌نشینی آنها در شهرها و مشکلات متعدد اجتماعی شد، اما در طرح خرسان 3 جایگزین روستاهایی که زیر آب می‌رود، روستا احداث خواهد شد»(9).

ناگفته ها: روستاها، در طول قرن ها و بر پایه ی دانش بومی جانمایی و ساخته شده اند. نمی توان با جابجا کردن چندین روستا، زمین های کشاورزی و مراتع مناسب دیگری برای باشندگان آن ها فراهم ساخت.

این سد، مجوز ارزیابی محیط زیستی نداشت و از آن جا که طبق معمول، ملاحظات و فشارهای سیاسی بر محاسبه ی سود و زیان اقتصادی- اجتماعی- زیست محیطی چیرگی یافت، مجوزهای لازم (که در این گونه طرح ها، آرایه هایی بیش نیستند) پس از آغاز عملیات ساختمانی سد گرفته شد! با آبگیری سد، هزاران هکتار مرتع و حدود یکصد و هفتاد هکتار از منطقه ای حفاظت شده، و احتمالا بخش هایی از آبشار باشکوه آتشگاه که از جاذبه های گردشگری منطقه است، به زیر آب خواهند رفت. همچنین احتمال شور و تلخ شدن آب به دلیل برخورد با سازند زمین شناختی گچساران، وجود دارد. به علاوه، از آن جا که رودخانه ی خرسان، بزرگ ترین رودی است که به کارون می پیوندد، قطعا حوزه ی کارون دچار کم آبی های باز هم بیشتری خواهد شد. با تمام این ها، استاندار چهار محال و بختیاری گفته است که این جور مسایل «...فرع است و اصل، شروع عملیات اجرایی سد است... و با انجام مطالعات دو سد دیگر (بازفت و لیرو)، استان به کارگاه سد سازی بدل خواهد شد [!]»(9).

تامل برانگیز است که عبارت هایی همچون «تبدیل یک منطقه یا کشور به کارگاه ساختمانی» که در بحث توسعه ی پایدار، به کنایه در مورد طرح های مخرب چشم اندازهای طبیعی و آرامش بخش سرزمین به کار می رود، در ترمینولوژی مقام های اجرایی ما کاربرد بسیار دارد!

 

پی نوشت

* عضو گروه دیده بان کوهستان

1) رضازاده، مدیر عامل شرکت توسعه ی منابع آب، کیهان 26/2/90

2) روزنامه ی ایران، 23/8/90

3) هاشمی، استاندار کرمانشاه، خبرگزاری مهر 15/12/90

4) اسماعیل نجار، استاندار کردستان، خبرگزاری فارس 12/2/88

5) مهدی سنایی، نماینده ی نهاوند در مجلس، خبرگزاری فارس 13/10/90

6) به گفته ی کریم مطهری موید، فرماندار نهاوند، روزنامه ی ایران، 4/7/87

7) iribnews.ir