سمفونی کارون؛ نوای ناساز
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٩ تیر ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

عباس محمدی- سبز پرس

  دوست مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

   آن که یوسف به زر ناسره بفرخته بود

                                                حافظ 

از ابتدا نیز چندان امیدوار نبودیم که مجید انتظامی، به خاطر رودخانه ی کارون از اجرای "سمفونی کارون" که سفارش شرکت توسعه ی منابع آب (کارفرمای اصلی سد سازی های بزرگ کشور) بوده است، سر باز زند. امروزه، اکثریت مردم عادی از نداری به محیط زیست بی اعتنا هستند، و داراها نیز گویی کاری ندارند جز این که به هر شیوه ای همچنان پول بر پول بگذارند تا مبادا از همگنان خویش عقب بمانند! در فضای این "مسابقه ی ملی برای تخریب"، و در این محیط زهرآگین از چرکابه ی پول پرستی، دور از ذهن می نماید که کسی پرداخت ده ها میلیون تومانی کاخ نشینان را، در اعتراض به نادیده گرفته شدن حقوق فرودستان جامعه یا تخریب طبیعت بی زبان، پس بزند!

اما می خواستیم، و تا حدودی توانستیم، که بر اندیشه ی بخشی از جامعه ی هنری و روشنفکری تاثیر بگذاریم و به آنان یادآور شویم که مساله ی حقوق جامعه های محلی، حفظ محیط زیست، و حفظ میراث فرهنگی، باید بسیار بیش از این ها در آثار و گفته های ایشان بازتاب داشته باشد. انتظامی، در نشست خبری 13 تیر گفت که روزها است که به خاطر «مسایل حاشیه ای سمفونی کارون» درگیر شده و خوابش به هم خورده است؛ آری، لازم است که خواب همه مان و همه شان کمی به هم بخورد!

 


در آن نشست خبری، رضازاده مدیر عامل شرکت توسعه ی منابع آب، سخنان همیشگی سد سازان را تکرار کرد: میانگین بارندگی ایران یک سوم میانگین جهانی است، با سد سازی آب ذخیره می کنیم، با سدها خشکسالی را مهار می کنیم... و البته فراموش نکرد که در پاسخ به خبرنگارانی که از او درباره ی نظر منتقدان سد سازی پرسیدند، بگوید: «کار شرکت آب و نیرو سیاسی نیست».  از کسانی که لجوجانه، از پذیرش این نکته که از قضا، در سرزمین خشک ایران باید مراقب بود تا کمترین دستکاری در سامانه ی پهنه های آبی صورت گیرد؛ و از کسانی که نمی گویند هیچ یک از سدهای ایران، حتی اگر می توانستند به کشاورزی ما کمک معنادار کنند، در شرایط نداشتن شبکه های سه و چهار آبیاری (حتی در مورد سدهایی که چهار دهه پیش ساخته شده اند) آبی به زمین های کشاورزی نرسانده اند؛ نمی گویند که کشاورزی چند هزار ساله ی دشت خوزستان و دامپروری سرزمین بختیاری، با سدسازی به شدت آسیب دیده است... انتظار دیگری نمی رود. رضازاده، با نوعی آماردهی که او و همفکرانش در آن استاد اند، فاجعه ی سد گتوند را که فقط یک قلم آسیب آن، غرق شدن حدود چهل روستا و ده ها هزار هکتار مرتع و جنگل بوده، به «تنها 9 واحدروستایی که تا به حال راضی به فروش اراضی خود نشده‌اند» تقلیل داد. . چنین اشخاصی، با آلودن بحث به سیاست، می خواهند منتقدان را بترسانند.

اما از مجید انتظامی انتظار نمی رفت که در برابر منتقدان بگوید: «هیچ اطلاعاتی در مورد سیاست ندارم بنابراین من نمی‌دانم در جنوب کشور چه اتفاقاتی می‌افتد و زارعان آنجا آب دارند یا خیر؟». او با این سخن، خود را سبک کرد، چرا که اولا در کشوری که مسافران هر اتوبوس و حاضران در هر مهمانی از سیاست می گویند، و مسایل سیاسی همه چیز ما را زیر تاثیر گرفته، از یک انسان تحصیل کرده چنین انتظاری نمی رود! از این گذشته، آیا کسی که از دو سال پیش به سفارش یک شرکت سد ساز و مدعی آب رسانی به دشت خوزستان، مشغول آهنگ سازی بوده است، نباید بداند که کشاورزان آن جا آب دارند یا نه؟! و آیا پرس و جو در این مورد کاری سیاسی بوده است؟! چگونه است که پول گرفتن از مردان سیاسی، کار سیاسی نیست، اما گفتگو درباره ی مصیبت هایی که سدها بر سر مردم آوار کرده اند، سیاسی است! واقعیت این است که انتظامی می خواست زیرکانه از پذیرش اشتباه محاسبه ی خود سر باز زند، و در این راه با زدن انگ سیاسی به پرسشگران، با کارفرمای خود هم آوا شد. او حرف دل خود را در نشست، با بیان این که به هر حال قراردادی در کار بوده و او می بایست کار را تحویل دهد، و در بیرون از نشست خبری با گفتن این که فرزندانی در خارج از کشور دارد و به این پول «نیاز» داشته...، زد. او فراموش کرد که مردم ما از یک هنرمند، به ویژه اگر بخواهد عنوان "هنرمند ملی" بگیرد، انتظارهای دیگری دارند.

آقای انتظامی! منتقدان سد سازی های بی رویه، سیاسی نیستند، چرا که از این رهگذر به قدرت و پول نمی رسند؛ آنان برابر وظیفه ای که اصل پنجاهم قانون اساسی برای همگان قایل شده، با «فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران ان ملازمه پیدا کند» مخالفت می کنند.

هنرمند گرامی! ناخرسندی حاشیه نشینان کارون از کار شما، ناسازگاری سمفونی شما با سوز دل آنان، و صندلی هایی که در تالار وحدت (با وجود توزیع دست و دل بازانه ی بلیط توسط شرکت آب و نیرو در میان دوستان) خالی مانده بود، باید شما را به تامل واداشته باشد... .