درخواست از دانشگاهیان در ارتباط با دکتر کردوانی
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳٩۱ : توسط : عباس محمدی

دانشگاهیان ما (شامل استادان و دانشجویان)، حتی آن دسته که رشته شان محیط زیست، منابع طبیعی، و دیگر شاخه های مرتبط است، حضور شایسته ای در کارزارهای زیست محیطی جامعه ندارند. به این معنا که بیشتر آنان برخورد فعالی با مخربان و آلوده کنندگان محیط زیست، حضور ملموسی در نشست و برخاست های مردمی، و کار پیگیرانه ای در رسانه ها ندارند. در یادداشت زیر، که در سبزپرس درج شده است، با توجه به این که دکتر پرویز کردوانی استاد معتبرترین و قدیمی ترین دانشگاه کشور بوده، از استادان دانشگاه تهران درخواست کرده ام که در مورد گفته های ایشان که به نظر من نه تنها از نظر علمی بسیار سبک است، بلکه فاقد روشمندی های ابتدایی یک گفتمان هم هست، نظر دهند.

 دکتر پرویز کردوانی، استاد گروه جغرافیای دانشگاه تهران است. او عنوان مهم "استاد نمونه" ی این دانشگاه، و عنوان "چهره ی علمی ماندگار" را از سوی دولت نیز دارد. ایشان همچنین چندین جلد کتاب تالیف کرده اند که غالبا از سوی دانشگاه تهران منتشر شده است. این استاد، دست کم با کتاب "نظریه ی جدید درباره ی کویرها" جزو نظریه پردازان یا صاحبان کرسی نظریه پردازی قدیمی ترین دانشگاه کشور  به شمار می روند. از این استاد دانشگاه، در رسانه ها با عنوان هایی مانند "پدر کویر شناسی ایران" و "چهره ی محیط زیستی" هم یاد می شود.

 من، نه آکادمیسین هستم و نه پژوهشگر حرفه ای و فقط چند سالی در دانشکده ی کشاورزی دانشگاه تهران درس خوانده ام و در فضای اجتماعی کشور، حداکثر خودم را یک "کنشگر محیط زیست" می دانم. اما، در مقام یک ایرانی به دانشگاه تهران که قدیمی ترین دانشگاه زنده ی کشور و معتبرترین آن ها است، افتخار می کنم و نگران اعتبار علمی آن هستم.

 می دانم که مطابق الفبای کار پژوهشی، نظر دادن درباره ی موضوع های محیط زیستی، مثلا تالاب ها و دریاچه ها، باید بسیار محتاطانه (و نه همراه با حکم های قاطعانه) باشد. این نظرها باید با استناد به آمار و پژوهش های گوناگون، با اتکا به مطالعه های میدانی، و با ذکر دقیق منابع و مآخذ باشد. جناب استاد دکتر پرویز کردوانی، اما چنین سخن نمی گویند و چنین کتاب و مقاله نمی نویسند... . در کتاب هایشان که من بسیاری از آن ها را با بردباری خوانده ام، و در مصاحبه های مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی شان، نشانی از تدقیق علمی، ارجاع مشخص به تحقیقات دیگران، و روحیه ی شنوندگی و پذیرش نظر دیگران، نمی بینم.

 استاد دکتر پرویز کردوانی، طرف مشورت دولتمردان ما است که با قلمی در دست، آماده ی تخصیص بودجه برای کشیدن جاده از میان هر دریاچه و جنگل و کوه، یا زدن سد بر هر رود؛ با یک کلنگ آماده ی آغاز عملیات عمرانی؛ با یک قیچی آماده ی بریدن نوار سه رنگ افتتاح؛ و... اصولا شیفته ی این گونه آیین های هیجان انگیز هستند. استاد گرامی، به تازگی، و برای چندمین بار، خشک شدن دریاچه ی اورمیه را توجیه کردند و به این ترتیب دست سد سازان و حفر کنندگان چاه های بی شمار در اطراف دریاچه و مجوز دهندگان به آن ها را "شستند". ایشان فرموده اند که «دریاچه ارومیه هم‌اکنون با ایجاد گرد و غبار از سطح، و شور کردن آب از عمق، به آلودگی محیط زیست می‌افزاید... و بهتر است سطح آن با شن و ماسه پر شود».

 من، در مقام یک ایرانی دلواپس آبروی دانشگاه تهران، از دیگر استادان آن دانشگاه فروتنانه درخواست دارم نظر خود را درباره ی این فرمایش های استاد کردوانی – که البته منطبق با روش های تحقیقی که به ما تدریس شده، نیست– بیان کنند.

 نکته: در این یادداشت کوتاه، تا آن جا که بلد بودم، با "احترامات فائقه" از استاد دکتر کردوانی یاد کرده ام، چرا که پیش تر، حتی دوستان من در سبزپرس هم مقاله ی مرا "در نقد دکتر کردوانی" منتشر نکرده اند!