بلوچستان ، سرزمين کوه های مريخی و تضادها
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٠ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : عباس محمدی

در چند روز گذشته ، فرصتی پیش آ مد تا با تعدادی از دوستان به چابهار و گواتر و باهو کلات بروم. استان سیستان و بلوچستان سرزمینی است بزرگ ، دیدنی ،  غنی ، و فقیر...! 

 بزرگ بودن آن که نیازی به توضیح ندارد ؛ نگاهی به نقشه ی ایران بیاندازید . در مورد دیدنی بودن آن فقط اشاره می کنم به چند جاذبه که در ایران ، منحصر به آن منطقه است : آتش فشان نیمه فعال تفتان ، گل فشان های متعدد ، گاندو (‌ نام بلوچی برای کو رو کودیل ) ، و مردمی با فرهنگ و چهره ای خاص که در بردباری و کنار آمدن با شرایط دشوار کم مانند هستند. این منطقه ، غنی است زیرا مرزی طولانی با دریای عمان دارد و راه به اقیانوس هند ؛ خاک هم بسیار دارد ، و اگرچه آب کافی ندارد، اما آفتاب خوبی دارد و اگر منابع آبی موجود درست مدیریت شوند و  سهم مان از هیرمند گرفته شود ، می توان کشاورزی پر رونقی در آن جا راه انداخت و انواع میوه های گرمسیری را پرورش داد .  اما ... این استان فقیر است ، زیرا بالاترین یا یکی از بالاترین نرخ های رشد جمعیت را در کشور دارد ، بنیان اقتصاد بومی آن در زیر فشار تغییرات اقلیمی و خشک سالی های پیاپی و طولانی خرد شده  است  ، و از بی مدیریتی در رنج است .

در چابهار ، در کنار جامعه ی اکثرا فقیر بومی ، منطقه ی آزاد اقتصادی را می توان دید که ساختمان ها و بازارها و اسکله ی نوساز  ( و البته ، معماری بی هویت ) آن نشان از تلاش مدیرانی دارد که در آرزوی درمان دردهای منطقه با نسخه های « آزاد سازی» و خصوصی سازی هستند ، بی آن که به ملزومات این کار مجهز باشند . در محدوده ی منطقه ی آزاد ، بقایای کم فروغی از شهر باستانی تیس قرار دارد ، و ویرانه های یک قلعه ی پرتقالی بر فراز تپه ای . کشور پرتقال پیشناد مرمت این قلعه را به خرج خود داده است ، اما ما به دلایلی این پیشنهاد را نپذیرفته ایم(؟!) و در عوض آن را به دست هم میهنان «گنج یاب» سپرده ایم که پی ها و دیوارهای آن را کنده و می کنند.

از چابهار که به سوی گواتر ( در گویش محلی : گوادر،‌ به کسر دال) می رویم ، در حدود کیلومتر ۴۰ و ۵۰ کوه های کم ارتفاعی را می بینیم که چاک چاک هستند و شکل های نامانوس دارند و هیچ پوشش گیاهی ندارند. این کوه ها که به خاطر غیر عادی بودن شان ، در سال های اخیر و در میان گردش گران ، به « کوه های مریخی» شهرت یافته اند ، نمونه های بدبوم ( معادل واژه ی انگلیسی بدلند)هستند که پدیده ی بوم شناختی ویژه ای است . در این مورد بعدا خواهم نوشت.